<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های aref farahani</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@arefarahani</link>
        <description>یاداشت های روزانه یک آدم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 15:33:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/63096/avatar/s2jDQR.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>aref farahani</title>
            <link>https://virgool.io/@arefarahani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هرچه می خواهد دل تنگت بگو</title>
                <link>https://virgool.io/@arefarahani/%D9%87%D8%B1%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%AF%D9%84-%D8%AA%D9%86%DA%AF%D8%AA-%D8%A8%DA%AF%D9%88-hnpo6fyadf4o</link>
                <description>به نظرم نوشتن بهترین و راحت ترین کار تو این دنیاست که باعث میشه احساس خوبی بهت دست بده ،‌احساس خالی شدن ، احساس سبک شدن ، احساس اینکه تو با نوشتن همه ی درد و ها غم و غصه هات رو میریزیشون دور ....این روزا شاید حال دل خیلی از ما خوب نباشه ، شاید خیلی هامون فکر کردیم که دیگه رسیدیم به آخر دنیا ، خسته و نا امید از روزهای رویایمون دور شدیم. بارها شده که نشستیم و یاد کردیم از روزهای گذشته روزایی که  قدرشون رو نمی دونستیم و حالت همه چی عادی تر بود . بهتر هست از خودم بگم ، زندگی من پر بود همیشه از روزهای خوب ،‌ من تو روزایی زندگی کردم که شاید الان شده آرزوم ،‌میدونید یعنی چی ؟ یعنی اینکه من یه روزایی رو دیدم که الان دوباره آرزو دارم ببینمشون . پس چرا همون موقع به اندازه کافی لذت نبردم ، ولی حالا که غم تو دلم رخنه کرد و حال و روزم زیاد خوب نیست یادشون میوفتم ؟ پس میشه یه نتیجه ای گرفت این روزها هم شاید همون روزای خوبی هستن که دارن میگذرن ، میخوام بگم ما روز خوب و بد ندارم ،‌روز خوب و بد رو خودمون میسازیم و بهش لیبل میزنیم  که فلان روز خوب بود و فلان روز بد ،باید یاد بگیریم تو لحظه زندگی کنیم و از همین لحظه ای که توش هستیم لذت ببریم. به این فکر نکنیم که فردا قرار چه اتفاقی میخواد بیوفته ،‌هر اتفاقی که میخواد بیوفته اصلا مهم نیست . قدر داشته هاتون رو بدونید و هیج وقت حسرت گذشته رو نخورید . قدر آدم هایی که کنارتون هستند رو بدونید . از بودن باهاشون لذت ببرید. تک تک این ثانیه های زندگی رو زندگی کنید .اصلا ادم باید چرخ بخوره ، چرخ بخوره ، فریاد بکشه ، زندگی کنه ،‌ اون طوری که دلش میخواد ،‌همون مدلی که دوست داره !‌ پاره کنید زنجیر هایی که به پاهاتون بسته شده ،‌ لباس رنگیت رو تنت کن ،‌واسه خودت غذایی که دوست داری رو درست کن به همون آدمی که باید زنگ بزنی زنگ بزن ، تو ماشین که نشستی با موسیقی که پخش میشه بخون و به دور و برت اهمیت نده ، این زندگی رو تو خودت میسازیش ! پس میتونه حالت خوب باشه تو هر روز و ساعتی که باشی ... </description>
                <category>aref farahani</category>
                <author>aref farahani</author>
                <pubDate>Sun, 03 Jan 2021 14:44:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان طبیعت در اینستاگرام</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-zixgrmabbpqo</link>
                <description>حدود 7 هفته گذشت از روزی که تصمیم گرفتم یکسری اطلاعات در رابطه با حیات وحش ایران و گونه های مختلفی که در ایران زندگی میکنند رو به اشتراک بگزارم ، این کار رو انجام دادم چون مطمئن هستم آگاهی و آموزش تنها راه نجات از مشکلات ریز و درشتی هست که تو حوزه محیط زیست تو این مملکت اتفاق می افتد . کاری به اینکه خوب بود یا بد و یا اینکه اصلا موفق بود یا خیر ندارم ،‌اما چیزی که متوجه شدم تو این هفت هفته این بود که ماها یکسری باور هامون تغییر کرده ،‌انگار که دوست داریم خودمون رو درگیر نکنیم با این چیزها یا اصلا واسمون اهمیتی نداشته باشه ! خیلی از ما ها صرفا به سفر و طبیعت گردی به عنوان یک مد نگاه میکنیم ، یک پدیده ای که چون همه دارن انجامش میدن ما هم باید انجامش بدیم ،‌من سالها بود که شروع کرده بودم به طبیعت گردی اما خوب اطلاعاتم واقعا تو این حوزه کم بود و از یه جایی به بعد دیدم اینطوری فایده نداره و باید علمم رو هم تو این حوزه بالا ببرم تا بتونم هم خودم از طبیعت گردی لذت ببرم و هم آسیبی به محیط زیست نرسونم . تو این سال ها چیزهای زیادی فهمیدم و همیشه یک سوال بزرگ تو ذهنم بود که چرا ما اول یک چیزی رو شروع میکنیم بعد که تبدیل به بحران شد دنبال راه حل میگردیم . الان هم داریم سفر رو تبدیل میکنیم به یک پدیده لاکچری و یه ویترین درست کردیم به اسم اینستاگرام ، به نظر خیلی ها هرکی عکس و فیلم بهتری گذاشت تو صفحه مجازیش آدم خفن تری تو این حوزه است مثل خیلی جاهای دیگه ای که این کارو کردیم و آدم هایی و ساختیم و دنبالشون کردیم که اصلا و ابدا محتوی ای برای ارائه ندارند ،‌شدند شاخ مجازی و ما باز هم اونارو دنبال کردیم و به این فضای سراسر بی محتوی قدرت دادیم . حکایت حوزه گردشگری و سفر هم دقیقا تو همین پله است ، تورهای عجیب و غریب به وجود آمدند ،‌آدم های عجیب رشد کردند . بزرگترین اشکال ما این است که همیشه دیگران را مقصر این اتفاق میدانیم و فکر میکنیم ما تو این ماجرا هیچ تقصیری نداریم . یک سوال میپرسم ، چرا کشتن جوجه های یک روزه  انقدر بزرگ می شود که تمام رسانه های داخلی و خارجی به آن میپردازند ولی از قتل عام حیات وحش کسی خبر دار نمی شود ؟ مگر همان موضوع رو ما به اطلاع دیگران نمی رسانیم ؟ چرا هزاران هزار موسسه جهت حمایت از سگ و گربه های خیابانی وجود دارد و تا هر اتفاقی می افتد صدها شماره حساب در فضای مجازی منتشر می شود جهت کمک ولی از نابودی زیستگاها به هزاران دلیل مختلف کسی خبر ندارد ؟ مگر ما همان آدم ها نیستیم ؟ جواب ساده است ، زیرا این اتفاق ها فرصتی است برای نمایش و بزرگ شدن و کسب درآمد ولی جاهای دیگه از این خبرا نیست . خلاصه میکنم صحبتم رو ، همه ی ما در تمام اتفاق هایی که درورو برمون میوفته مقصر هستیم و اگر دوست داریم اصلاح بشه ،‌باید برای اون تلاش کنیم . </description>
                <category>aref farahani</category>
                <author>aref farahani</author>
                <pubDate>Thu, 23 Apr 2020 17:05:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در مقابل بیماری های ویروسی</title>
                <link>https://virgool.io/@arefarahani/%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C-lqldisv6hvh8</link>
                <description>پاندمیکنمیدونم امروز چندمین روز قرنطینه است که تو خونه موندم، شاید چهل و سه یا چهل و چهارمین روز که اصلا از خونه بیرون نرفتم. این روزا شاید خیلی ها حال و حوصله درستی واسه انجام دادن خیلی کارها نداشته باشند و منم چند روزی هست که تصمیم دارم بنویسم اما نه حوصله داشتم و نه دست و دلم به نوشتن میرفت،‌ تا اینکه دیشب مستند پاندمیک رو دیدم و یاد اتفاقی که برای خودم توی بهمن ماه سال 98 رخ داد افتادم و تصمیم گرفتم راجع بهش بنویسم .اوایل بهمن ماه بود ( 8 بهمن ) که سفری دوستانه به اطراف رشت داشتیم و قرار بود که 3 روز اونجا بمونیم ، یه ویلا اطراف رشد کرایه کردیم که واقعا جای آروم و دنجی بود. روز اول سفر حوالی ساعت 4 صبح از تهران راه افتادیم به سمت رشت حرکت کردیم تو راه به میراث روستایی گیلان سری زدیم و در ادامه به خود رشت رفتیم تا هم خرید کنیم و هم بتونیم یکم اون اطراف رو بگردیم ، پس سری هم به بازار زدیم و به سمت محل اقامتمون حرکت کردیم و به استراحت و وقت گذراندن با دوستان مشغول شدیم . روز دوم تصمیم گرفتیم سری به آکواریوم انزلی بزنیم و چون زود رسیده بودیم گفتیم اول یه گشتی با قایق تو مرداب انزلی هم بزنیم ،‌خلاصه سرتون رو درد نیارم بعد از دیدن آکواریوم انزلی خانم ها راهی خرید تو پاساژ های اطراف بودن که به شدت احساس گرسنگی و ضعف میکردم از دکه های همون اطراف یه سمبوسه خریدم و خوردم یکم احساس ضعف   برطرف شد ،‌بعد از یک ساعت گشتن احساس ضعف مرتب تو من بیشتر میشد و همچنین احساس تب هم به سراغم اومده بود و تصمیم گرفتم تو یه صندلی بشینم و استراحت کنم . سرم سنگین شده بود و احساس میکردم هوا از مجرای بینیم سخت رد میشه ، تو راه برگشت به داروخانه رفتم و استامینوفن و قرص سرما خوردگی خریدم و اون شب رو تا صبح خوابیدم . صبح که بیدار شدم علايم تو بدنم بیشتر شده بود و احساس تب و کوفتگی همراهم بود. مجبور بودیم که به سمت تهران حرکت کنیم و از اونجایی که کسی جز من رانندگی نمیکرد تا نزدیک های کرج با خستگی شدید و لرز رانندگی کردم و دیگه نتونستم و ماشین رو به یکی از دوستام دادم ازش خواستم رانندگی کنه ، تا خونه بخاری رو تا اخرین درجه زیاد کرده بودم و کلاه و کاپشن پوشیده بودم و به شدت میلرزیدم، وقتی خونه رسیدم خانواده که حال بد من رو دیدند تصمیم گرفتن من رو به بیمارستان که نزدیک خونه بود ( بیمارستان تریتا ) ببرند .وارد اورژانس بیمارستان شدم ،‌حالا بماند که کسی محل نمیگذاشت و حتی صندلی نبود که من با اون حال بد بتونم بشینم ، بعد از کلی معطلی پذیرش تب من رو اندازه گیری کرد که بیشتر از 39 درجه بود و دوباره منتظر موندم تا پزشک من رو ویزیت کنه و من همچنان معطل در کنار خانواده منتظر ، بعد از حدود 10 دقیقه یه خانم دکتر خیلی جوان اومدن و یک معاینه سطحی در حد نگاه کردن ته حلق انجام دادن و گفتند که چیزی نیست و یک سرما خوردگی ساده است و برای درد بدنم یک آمپول تجویز کردند و قرص های معمولی سرما خوردگی ( استامینوفن ، قرص سرما خوردگی و شربت گیاهی سرفه ) بعد از زدن آمپول به خونه برگشتم و سعی کردم بخوابم . فردا صبح که بیدار شدم علايم شدید تر بود ، تب ادامه دار و سرفه هام بیشتر شده بود ، گلو درد بسیار وحشتناکی داشتم و بدن درد شدید. مادرم مدام سعی میکرد با درمان های خانگی و دم نوش های مختلف حال من رو بهتر کند. مرتب پاشویه میشدم و دمنوش و آب میوه میخوردم . هرچی به سمت شب میرفت احساس تنگی نفس در من بیشتر میشد ،‌اون شب تا صبح نتونستم بخوابم و صبح تنگی نفس شدیدی داشتم به طوری که مجبور شدیم دوباره به پزشک مراجعه کنیم . اینبار پزشک جدید مریضی را آنفولانزا حاد تشخیص داد و به من تاکید کرد به هیچ عنوان نباید از منزل خارج بشم و سرکار برم و توصیه یک مرخصی چند روز را دادند و برای من سرم وصل کرد و آمپول های تقویتی و کاملا قرص ها را تغییر دادند . بعد از اون روز کم کم احساس بهبودی کردم و این مریضی تا بهبودی حدود 2 هفته طول کشید و در طول این دو هفته علايم خفیفی هم داشتم . کسی در خانواده به این مریضی مبتلا نشد به جز دوست دخترم که با هم در سفر بودیم و دایما کنار من بود ، ایشون هم تقریبا همین علایم را به صورت ضعیف تر داشتند و بهبودی حدود 10 روز طول کشید. اما چیزی که باعث شد این شرح حال رو بنویسم بعد از دیدن مستند پاندمیک این بود که گاهی چقدر در سیستم درمان ما بی اهمیت و بدون مسئولیت کاری انجام میشود ،‌اون خانوم دکتر میتوانست بررسی دقیق تری انجام دهد تا بیماری را بهتر شناسایی کند . شاید بیماری من یک مورد آنفولانزا خوکی حاد بود که به شدت واگیر دار است و میتوانست افراد زیادی را درگیر کند و یا شاید بیماری ویروس دیگر ...!!!در آخر به شما توصیه میکنم حتما این مستند جالب که ساخته نتفلیکس است را تماشا کنید . </description>
                <category>aref farahani</category>
                <author>aref farahani</author>
                <pubDate>Tue, 07 Apr 2020 16:24:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پروژه فم تریپ</title>
                <link>https://virgool.io/@arefarahani/%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D9%81%D9%85-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%BE-oaxjs2noncu9</link>
                <description>خوب اول توضیح میدم که اصلا پروژه فم تریپ چی هست تا اول کسایی که نمیدونن آشنا بشن ، تا اونجایی که من میدونم پروژه فم تریپ برای جذب توریست در ایران هست و قراره که تو چنتا فاز انجام بشه ، که فاز اول اون پروژه دعوت از 12 تا اینفلونسر و بلاگر معروف برای سفر به ایران بود.(برای دونستن بهتر میتونید به صفحه خودشون در اینستاگرام مراجعه کنید) من نقد هایی به این پروژه دارم که دوست دارم نظر شما رو هم درمورد اون بدونم . هیچ کس نمیتواند بگوید مخالف توریست است و نباید  پروژه های در این شکل که  نیاز کشور پهناوری مثل ایران با این همه پتانسیل گردشگری است را انجام نداد . اما تجربه ثابت کرده است که ما خیلی از این پروژه های بی سرانجام داشته ایم  در واقع میخواهیم پله اول را برنداشته به پله آخر برسیم . در مورد پروژه فم تریپ میتونیم بگیم  که  اگر پشتیبان و اجرا کننده اون سازمان گردشگری (‌که الان وزارت شده است ) هست  چرا ابتدا زیر ساخت ها را آماده نمی کند و چنین هزینه هایی رو صرف ایجاد زیر ساخت در جاهایی که پتانسیل بالایی در جهت جذب توریست دارن انجام نمیده ؟ مگه ما کم جاهایی داریم که نمونه های تو دنیا هزاران دلار از توریست درآمد دارند ؟ اگر بخوام فقط یک مثال بزنم مقایسه روستای کندوان ما با شهر کاپادوکیا همین کشور همسایه ترکیه و هزاران هزار مثالی که شما بهتر از من میدونید .  تا اگر روزی با انجام چنین پروژه هایی با جذب گردشگر به ایران مواجه شد، دچار کمبود امکانات نشود.  خصوصا در این برهه از زمان که جام جهانی 2022  در کشور همسایه ما پیش روست و فرصت بسیار مناسبی برای جذب توریست در خلیج فارس است. مگر ما کم ساحل داریم ؟ 5800 کیلومتر در کل ایران (شمال و جنوب) که میتواند منبع بی نظیری برای جذب توریست در ایران باشد. اما اگر این پروژه به صورت شخصی اداره می‌شد(که برای من غیر قابل باور است ) بازهم همان حکایت، پله اول را برنداشته میخواهیم به پله آخر برسیم است. ما چندبار نشسته‌ایم با توریست هایی که ایران را دیده اند صحبت کنیم ؟ وبلاگ هایشان را بخوانیم ، از مشکلاتی که برایشان پیش آمده بشنویم و بعد به فکر در بوق و کرنا کردن سفر چند خارجی به ایران باشیم. توریست بعدی که آمد چه کنیم ؟ چند کتاب راهنمای توریست داریم؟ چقدر جامع است؟ آیا ایران فقط اصفهان و شیراز و کاشان است؟ باز هم ون VIP میگیریم، آنها را به رستوران های لاکچری میبریم؟ هتل های شیک؟ کادوهای گران؟با قدر دانی از زحمت این عزیزان اما من معتقدم فم تریپ صرفا فقط  یک نمایش است . به خاطر تمام جاهای خالی که ما در زیرساخت صنعت و فرهنگ (امان از این فرهنگ که از همه چی مهم تره) توریسم داریم . کار را باید اساسی انجام داد ، اگر اینگونه بود کشور  امارات باید یک شبکه تلویزیونی به آدم های معروفی که به آن سفر میکنند اختصاص میداد . خواهش میکنم راجع به فعالیت عربستان برای جذب توریست مطالعه کنید.در آخر با این جمله صحبت هام رو تموم میکنم گاهی خوبه که واقع بین باشیم و دنیا را از دریچه عکس های زیبا نگاه نکنیم.</description>
                <category>aref farahani</category>
                <author>aref farahani</author>
                <pubDate>Wed, 16 Oct 2019 14:46:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه محیط زیست خود را نابود کنیم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@arefarahani/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-winlin6wugkh</link>
                <description>خوب اینکه کاری نداره ، کافیه چندتا عکس خوب از یه جای خوش آب و‌ هوا بزاریم ، ترجیحا لوکیشن آتلیه ای بعد ۶۰۰ میلیون تور ی که دارن تو کشور فعالیت میکنن همینجور اتوبوس ، اتوبوس آدم بفرستن اونجا با لیدر مجرب ، دوستامونم دوربین به دست بریزن‌ اونجا با زیرانداز و زغال خوب و قلیون و به همراه چند سیخ جوجه البته باند جهت صدای بلند برای موسیقی نباید فراموش بشه !! وقتی هم که تور تموم میشه و جمع میکنن میرن انگار که آثار به جا مونده از حمله مغول به ایران تازه مشهود شده، زباله ، کهنه بچه و قسم علی هذا  و این ماجرا به همین صورت همچنان ادامه دارد ، کسی هم قرار نیست فکر بکنه ! آقا من نمیگم تور نبر ، نمیگم نرو ، برووو !!! اما هر جایی یه ظرفیتی داره ! واقعا مدیریت کردن این موضوع اینقدر کار سختیه ؟! خیلی از جاهایی که سال های قبل رفته بودم الان نابود شدن ، منطقه لفور که دیگه رسما تبدیل شد به پارک، باداب سورت که انقدر لگد مال کردن این چشمه هارو نابود شد و  مرداب هسل چیزی دیگه نمونده ازش و هزاران جای دیگه ای که این بلا ها سرشون اومده و اوضاعشون بهتر از اینا نیست .آیا نباید فکر کرد تا بقیه جاها هم به این سرنوشت دچار نشه ؟ من به شخصه تصمیم گرفتم لوکیشن نزنم هرچند که مطمئن هستم این راه حل نیست و بزودی شاهد این هستیم که همینجور طبیعت ما با سرعت زیادی در حال نابودی هست .</description>
                <category>aref farahani</category>
                <author>aref farahani</author>
                <pubDate>Mon, 14 Oct 2019 15:24:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدم های اینجوری</title>
                <link>https://virgool.io/@arefarahani/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-g0ezzoiuwckw</link>
                <description>همه ی آدم های روی زمین یکسری اخلاق های اینجوری دارند، بعضی هاشون توی شرایط خاص اخلاق های اینجوریشون رو نشون میدن ، بعضی ها کلا اینجوری هستن و یسری ها هم هیچ دلیلی واسه اینجوری شدن ندارن یهو میزنه به سرشون بعدشم اینجوری‌ میشن ! در واقع اگه بخوام یکم موضوع رو باز کنم همیشه اینجوری شدن چیز بدی بوده ، چون‌ باعث میشه نفهمی چطوری باید با آدم های اینجوری‌ کنار بیای یا وقتی هایی که اینجورین‌ تو باید همونطوری رفتار کنی‌ که اینجوری نبودن ، این دوگانگی باعث بروز یکسری مشکلات میشه که در طولانی مدت تاثیرات مخربی روی آدم های اینجوری میذاره ! البته اینجوری بودن خودش چندین نوع داره که من سعی میکنم چند مدلشون رو واستون بگم ، گروه اول و بدترین گروه آدم هایی هستن که همیشه اینجورین و خودشونم نمیدونن و تا باهاشون حرف میزنی اصرار دارن که اینجوری نیستن . گروه دوم آدم هایی هستن که همیشه اینجوری نیستن و گاهی وقت ها اینجوری میشن البته خطر این دسته هم از خطر دسته اول کمتر نیست ، چون تکلیفت رو‌ باهاشون نمیدونی تا تو خوبی باهاشون اونا اینجوری میشن و همین که تصمیم بگیری رفتارت رو عوض کنی بهت اعتراض میکنن که چرا رفتارت رو عوض کردی . گونه های دیگه ای هم از این‌ نوع آدم ها شناسایی شده که از حوصله بحث ما واقعا خارج ولی توصیه من در آخر به شما اینه که تمام تلاشتون رو بکنید که در‌ طول زندگی‌ مبارک یه جور باشید ! </description>
                <category>aref farahani</category>
                <author>aref farahani</author>
                <pubDate>Tue, 06 Aug 2019 19:01:02 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>