<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عارف چراغی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@arefcheraghi</link>
        <description>استراتژیست محتوا در تبیان | دبیر ضمیمه کلیک روزنامه جام‌جم | رسانه عشق من است.   ارتباط فوری: https://zil.ink/arefcheraghi</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 03:17:47</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2369/avatar/y8bq53.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عارف چراغی</title>
            <link>https://virgool.io/@arefcheraghi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کشورهای مختلف برای قانونمند کردن رمزارزها چه کرده‌اند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@arefcheraghi/%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%D9%85%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%B1%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF-jqrfzamukauu</link>
                <description>بیشتر از یک دهه از راه‌اندازی اولین رمزارز جهان می‌گذرد و میلیاردها دلار سرمایه صرف خریداری آنها شده است. این بازار مالی، پرسودترین بازار مالی در دهه اخیر بوده و حتی در بعضی کشورها به اصلی‌ترین روش سرمایه‌گذاری تبدیل شده است. با این حال، بیشتر دولت‌های سراسر جهان، ساز و کاری برای چگونگی رویارویی با این بازار مالی جدید ارائه نکرده‌اند. البته در برخی کشورها نیز توجه ویژه به رمزارزها شده است اما قوانین یکسانی برای استفاده از آنها وجود ندارد. یکی از مهم‌ترین علت‌های کم‌توجهی دولت‌ها به رمزارزها، ماهیت توزیع شدن آنهاست. از آنجا که تراکنش‌های رمزارزها روی کامپیوترهایی در سراسر جهان توزیع شده‌اند، دولت‌ها توانایی ردیابی دقیق تراکنش‌های آنها را ندارند. این ویژگی رمزارزها برای خلافکاران در سراسر جهان جذاب است. دولت‌ها نیز به همین دلیل بیشتر با دیده منفی به این پول‌های دیجیتال نگاه می‌کنند. با این حال، کشورهایی که قانونی در این زمینه دارند سعی کرده‌اند روی شیوه استفاده شهروندانشان از رمزارزها نظارت کنند. برخی از آنها صرفا رمزارزها را به عنوان یک دارایی قبول دارند و بعضی دیگر به عنوان روش پرداخت آن را پذیرفته‌اند. در ادامه، مروری بر قوانین استفاده از رمزارزها در سراسر جهان خواهیم داشت.انگلستانانگلستان از جمله کشورهایی است که قوانین دقیقی برای استفاده از رمزارزها وضع کرده است. از آنجا که دولت بریتانیا در قوانین خود سال‌هاست با پولشویی و تروریسم مبارزه می‌کند، رمزارزها را به عنوان پول قانونی قبول نکرده است. با این حال، خرید و فروش رمزارزها در بریتانیا تحت شرایط خاصی قانونی است.هر شهروند بریتانیا که مالک رمزارزهاست باید اطلاعات مالی خود را در اختیار بالاترین نهاد نظارت مالی یعنی سازمان رفتار مالی قرار بدهد. نگهداری و پرداخت رمزارزها در بریتانیا شامل قوانین مالیات نیز می‌شود و این دولت برای افرادی که اطلاعات مالی خود را پنهان کنند جریمه‌هایی تعریف کرده است.صرافی‌ها نیز باید با رعایت قوانین مشخصی مانند ارائه اطلاعات مالی به وزارت خزانه‌داری و احراز هویت کاربران خود به فعالیت خود ادامه دهند. در غیر این صورت، جریمه و تعطیل خواهند شد. این قوانین سفت و سخت باعث شده است بسیاری از صرافی‌های مشهور رمزارز به کاربران انگلستان خدماتی ارائه نکنند. با وجود این قوانین، دولت بریتانیا چندان نظارتی بر استخراج بیت‌کوین و سایر رمزارزها ندارد.ایالات متحده آمریکااز آمریکا به عنوان کشوری که بزرگ‌ترین مزرعه‌های استخراج بیت‌کوین را در خود جای داده، یاد می‌شود. میلیون‌ها نفر از صرافی‌های رمزارز آمریکایی برای تبادلات رمزارز استفاده می‌کنند. علت این محبوبیت به سیستم دولتی آمریکا برمی‌گردد که ایالت‌های مختلف آن، قوانین متفاوتی با هم دارند. با این حال بیشتر نهادهای دولت فدرال آمریکا، رمزارزها را به عنوان نوعی دارایی (مانند سهام بورس) یا کالا به رسمیت می‌شناسند.معاملات رمزارزها به شرطی قانونی است که در چارچوب قوانین ایالتی و فدرال باشد و مالیاتی برای نگهداری از رمزارزها در اکثریت ایالت‌های آن وجود ندارد. با این حال اخیرا قوانینی وضع شده که از صرافی‌های رمزارز می‌خواهد کاربران را احراز هویت کنند. تعداد معدودی صرافی‌های غیرآمریکایی (مانند بایننس) نیز برای این‌که بازار خود را به خاطر این قوانین از دست ندهند سرویس‌های جداگانه‌ای (مانند صرافی بایننس-آمریکا) برای کاربران آمریکایی خود راه‌اندازی کرده‌اند.آمریکا پس از ممنوعیت استخراج بیت‌کوین در چین، به بزرگ‌ترین میزبان کامپیوترهای استخراج کننده بیت‌کوین تبدیل شده است و علت آن نبود قوانین مشخص برای نظارت بر استخراج رمزارزها در آمریکاست.روسیهدولت روسیه هم از جمله دولت‌هایی است که شدیدا به دنبال نظارت و کنترل بر دارایی‌های عمومی است. این دولت بیشتر از این که با ماهیت دیجیتال رمزارزها مشکل داشته باشد، با عدم امکان ردیابی تراکنش رمزارزها مشکل دارد. دولت روسیه به صورت کلی رمزارزها را به عنوان دارایی یا روش پرداخت ممنوع کرده است. از آنجا که روس‌ها جزو بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران رمزارزها هستند، دولت روسیه به دنبال ارائه یک رمزارز ملی است تا هم بتواند بر تراکنش‌ها نظارت داشته باشد و هم فرصت‌های ایجاد شده فناوری بلاکچین را از دست ندهد. به‌رغم ممنوعیت تبادل رمزارزها در روسیه استخراج رمزارز در این کشور ممنوع نیست.سوئیسسوئیس کشوری است که بزرگ‌ترین بانک‌های اروپا در آن قرار دارند و دولت سوئیس ظهور رمزارزها را فرصتی برای بهتر شدن سیستم بانکی این کشور می‌داند. این کشور که در مرکز اروپا واقع شده، یکی از معدود کشورهای جهان است که نگاهی کاملا مثبت به رمزارزها دارد. این مساله باعث شده بسیاری از پروژه‌های شناخته شده دنیا مانند اتریوم، پولکادات و سولانا در این کشور مراکزی داشته باشند و از طرف سرمایه‌گذاران سوئیسی کمک‌های مالی دریافت کنند. رمزارزها هنوز در سوئیس به عنوان نوعی پول شناخته نمی‌شوند اما استفاده از آنها در این کشور حتی به عنوان روش پرداخت رواج دارد. سازمان‌های ناظر بر تبادلات مالی در این کشور هم رمزارزها را به عنوان دارایی و روش پرداخت به طور نسبی به رسمیت شناخته‌اند. امکان استخراج رمزارزها نیز در سوئیس وجود دارد.امارات متحده عربیجالب است بدانید امارات متحده عربی تا سال ۲۰۱۶ به طور کلی هرگونه فعالیت در زمینه رمزارز را ممنوع کرده بود اما این روزها یکی از معدود کشورهای خاورمیانه و جهان است که به دنبال رشد فناوری‌های جدید مثل بلاکچین بوده و برای این هدفش میلیاردها دلار خرج کرده است.دولت امارات حالا نگاه مثبتی به رمزارزها دارد و نگهداری، خرید و فروش این پول‌های دیجیتال در امارات ممنوع نیست. مالیاتی هم برای استخراج رمزارزها گرفته نمی‌شود. دولت امارات در زمینه استخراج نیز قانون خاصی وضع نکرده است و استخراج رمزارزها به صورت کلی در این کشور آزاد است.چینچین یکی از کشورهایی است که پروژه‌های رمزارز زیادی در آن تاسیس شده‌اند و رمزارزها محبوبیت زیادی میان مردم چین دارند. بسیاری از صرافی‌های بزرگ رمزارز نیز در این کشور قرار دارند. با این حال، اخیرا دولت چین با وضع قوانینی سختگیرانه، استفاده از رمزارزها را به صورت کلی ممنوع کرد. دولت چین که نگاهی نزدیک به دولت روسیه دارد، به دنبال راه‌اندازی سرویسی ملی به منظور استفاده از فناوری بلاکچین برای شهروندان چین است تا بتواند بر تراکنش‌های آنها نظارت داشته باشد.ایرانپرداخت رمزارزها در ازای کالا و خدمات در ایران مانند بیشتر کشورهای جهان ممنوع است. اگرچه قوانین مشخصی برای نگهداری از رمزارزها وضع نشده است اما خرید و فروش آنها غیرقانونی نیست و مالیاتی هم ندارد. استخراج رمزارزها نیز به صورت کلی ممنوع نیست ولی برای استخراج باید مجوز قانونی از دولت گرفته شود.{ این مطلب از بنده ۲۷ بهمن ۱۴۰۰ در روزنامه جام‌جم منتشر شد }</description>
                <category>عارف چراغی</category>
                <author>عارف چراغی</author>
                <pubDate>Wed, 16 Feb 2022 11:29:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازنگری در پیش‌نویس طرح سند تحول رمزارزش‌ها یا تغییر نگرش دولت!</title>
                <link>https://virgool.io/@arefcheraghi/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%B1%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%87%D8%A7-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-labauvcl1kjh</link>
                <description>در هفته‌های اخیر پیش‌نویس طرح ساماندهی زیست‌بوم رمزارزها از طرف کارگروه رمزارزش‌ها در ستاد تحول دولت سیزدهم، برای ارائه به هیات وزیران در دست تدوین بود که نسخه‌ای از ویرایش هشتم آن در رسانه‌های حوزه فناوری منتشر شد. نسخه‌ای که البته با واکنش‌های زیادی از سوی فعالان حوزه فناوری و البته کاربران همراه بود. با خواندن ویرایش هشتم این پیش‌نویس، کنترل بازار رمزارز از سوی دولت اولین مساله‌ای بود که ذهن را درگیر می‌کرد. با وجود این، مساله اصلی مشورت نگرفتن و حضور نیافتن بخش خصوصی و تشکل‌ها در تنظیم این مصوبه بود.موج منفی واکنش‌ها به طرح ساماندهی بازار رمزارز‌ها سبب شد کارگروه رمزارزش‌ کوتاه بیاید و با تغییر نگرشی در این زمینه از بخش خصوصی برای ویرایش دوباره این طرح دعوت کند. ماحصل این نگاه جدید و نکاتی که از سوی فعالان بخش خصوصی بیان شد ویرایش شانزدهم این طرح است که با پیش‌نویس هشتم که در دی‌ماه منتشر شد زمین تا آسمان فرق دارد و می‌توان از آن دفاع کرد.حذف شرکت مهر و محول کردن وظایف آن به وزارت اقتصاد، تغییر ترکیب ستاد ملی رمزارزش و اضافه شدن بخش خصوصی به ترکیب آن، تعیین وظایف و اختیارات ستاد ملی رمزارزش و ایجاد شرکت تعاونی کسب وکارهای حوزه تبادل و تعیین چارچوب‌های کلی اساسنامه از اصلی‌ترین تغییرات این طرح است.علاوه بر این موارد، بندها ذیل ماده ۱۵، ماده ۱۶ و ۱۷ نسخه هشتم هم حذف و تعیین ضوابط راه‌اندازی رمزارزش منطقه‌ای و بین‌المللی به بانک مرکزی سپرده شده است.ماده ۱۹ موجود در ویرایش هشتم نیز حذف شد و ماده‌ای جدید به جای آن قرار گرفت که در آن معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری موظف است با همکاری سازمان بورس، بانک مرکزی و سایر نهادهای مربوطه ظرف مدت سه ماه از ابلاغ این قانون، نسبت به تعیین مصادیق و تبیین چارچوب انتشار رمزارزش‏‌ها اقدام کند.در بخش مربوط به احکام صندوق‌های حضانتی برای بیمه مرکزی هم به منظور پوشش ریسک نهادهای امین دارایی تعیین وظیفه شد. همچنین ماده‌های ۲۱ و ۲۳ در نسخه هشتم حذف شد و ماده ۲۲ آن تغییر کرد.بخش احکام تبادل طرح ساماندهی حوزه رمزراز نیز که از جنجالی‌ترین بخش‌های این پیش‌نویس بود تغییرات جدی پیدا کرد، به طوری که  ماده‌های ۲۶.۲ و ۲۶.۳ و ۲۶.۴ و اعمال آن برای کاربران جدیدالورود به کلی حذف شد؛ و در نهایت ایجاد بازار متشکل بین تامین‌کنندگان رمزارزش و مصرف‌کنندگان رمزارزش از سوی وزارت اقتصاد، ایجاد یک فصل جدید با موضوع توسعه شبکه و فناوری دفتر کل توزیع‌شده داخلی، ایجاد فصل جدید برای تنظیم لوایح و دستورالعمل‌های لازم از سوی دستگاه‌های مختلف و موضوع آموزش و اطلاع‌رسانی و جرم‌انگاری فعالیت غیرقانونی در حوزه استخراج به آخرین ویرایش این طرح اضافه شد.به نظر می‌رسد این طرح برخلاف طرح صیانت از فضای مجازی، بنا ندارد به هر طریقی کنترل کامل فضا را در دست گیرد و این حسن نیت را می‌توان در تغییر نگرش کارگروه رمزارزش‌ها و همراهی مداوم‌شان با بخش خصوصی دید.-این یادداشتم 23 بهمن1400 در پیوست منتشر شد _</description>
                <category>عارف چراغی</category>
                <author>عارف چراغی</author>
                <pubDate>Mon, 14 Feb 2022 11:38:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز دوم!</title>
                <link>https://virgool.io/@arefcheraghi/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D9%85-mbuh8wv3f704</link>
                <description>روز اول جدایی، آدم این دوری رو باورش نمیکنه. به خودش دروغ میگه. مغزش تقلا میکنه که این مصیبت رخ نده،غافل از اینکه اتفاق افتاده! زمان معنا نداره، این لحظات خاطره‌ست که معنی داره. به‌خودش میگه الان درو باز میکنم میاد. الان زنگ میزنه، الان پی‌ام میده. با صدای هر زنگی از جا می‌پره؛ ولی خبری نیست. آدم تازه میفهمه تنهاست، تازه میفهمه چیو از دست داده و زندگی چقدر فرق میکنه وقتی یکی نیست که منتظرش باشی. منتظر اومدنش، زنگ زدنش، دیدنش، بودنش! آدم همیشه روز دوم دلش بیشتر می‌گیره.</description>
                <category>عارف چراغی</category>
                <author>عارف چراغی</author>
                <pubDate>Sat, 05 May 2018 22:05:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خواب‌های سرگردان</title>
                <link>https://virgool.io/@arefcheraghi/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-zv2pmp0pw70j</link>
                <description>خوابم که برد خوابت رو‌‌ دیدم که لاغر شده بودی و موهای سفیدت چندتا بیشتر شده بود و یه لباس‌ آبی هم تنت بود. لاغری بهت می‌اومد اما زیرچشم‌هات چه گود افتاده بود و لب‌هات خشک بود. فهمیدم مریض شدی و بغل‌ت کردم که گریه کنیم. بعد زنگ در بیدارم کرد. پیک دیجیکالا برام بسته‌ای آورده بود. خبر خوش این‌که ماگ استارباکس رسید. اما جعبه رو باز نکردم. دراز کشیدم که دوباره بخوابم چون نگران‌ت بودم. به صدای بچه‌های توی کوچه گوش دادم که همدیگرو صدا می‌زدن. اسم یکی‌شون بهار بود. با اسم‌ قشنگ این بچه‌ خواب‌م برد و دیگه خواب‌ت رو ندیدم؛ خواب هیچ‌چی رو ندیدم تا ظهر که دوباره بیدار شدم و این‌دفعه لب‌هام خشک بود و فکر کردم لابد زیر چشم‌هام هم گود افتاده و بدتر از همه ته دل‌م می‌دونستم که دیگه هیچ‌وقت تو رو نمی‌بینم و دیگه وقت‌شه که قبول کنم تمام شده، حالا هرچه‌قدر هم که می‌خواد سخت باشه. جعبه رو باز کردم و ماگی که سفارش داده بودم رو نگاه کردم. جای تو و لبخندت کنار پنجره‌ای که به خیابون باز می‌شه و آسمونی که آبی شده و بهاری که حالا حتماً جلوی تلویزیون داره مشق‌هاشو رو می‌نویسه!</description>
                <category>عارف چراغی</category>
                <author>عارف چراغی</author>
                <pubDate>Thu, 26 Apr 2018 19:16:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک آدم اهلی</title>
                <link>https://virgool.io/@arefcheraghi/%D8%A8%D8%B1%D8%B3%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%87%D9%84%D8%B4-msfwxhvcyjav</link>
                <description>اون‌ شب واسه اینکه دعوامون نشه، تلگرامو بستم و گوشی رو پرت کردم یه گوشه و عصبانی زدم بیرون و یه‌راست رفتم پارک. به همه‌ی شطرنج‌بازای داغون سلام کردم و گفتم “اجازه می‌دین منم بازی کنم؟” اون‌وقت همه ساکت شدن و چپ‌چپ نگاه‌م کردن و فورا برام جا باز کردن و یکی به ترکی چیزی به دیگری گفت و آقای احمدی نشست جلوم. آقای احمدی با موهای سفید و صورت سرخ‌و زیبا، بهترین شطرنج‌باز پارکه و همیشه با من به زبون ترکی خوش و بش می‌کنه و من هم بدون این‌که یه‌کلمه بفهم‌م سر تکون می‌دم و لبخند می‌زنم. مهره‌ها رو چیدیم و آقای احمدی به ترکی یه‌چیزی گفت که نفهمیدم و نوبت به انتخاب رنگ مهره‌ها که رسید نذاشتم قرعه‌ بندازه و گفتم “شما سفید به رنگ موهات. من سیاه به رنگ حالم!” هیچ‌چی نفهمید و با خنده شروع کردیم. کل بازی‌ش دست‌م بود. روش‌اش رو ششصدبار پشت‌سر هم تکرار می‌کرد و گاهی جای یکی دو حرکت رو دیر و زود می‌کرد. اما نه جلوی من‌. من مردی بودم که دیگه تو رو نمی‌خواستم و همه‌چیز کف دست‌ام بود. می‌خواد وزیر باشه یا اسب یا فیل یا کلیه‌ام. تو که نباشی چه فرقی می‌کنه؟ به سه دقیقه نکشید که آقای احمدی مات شد.وقتی گفتم “کیش و جسارتاً مات!” همه خیره موندن به صفحه‌ی شطرنج. داشتن دنبال راه فرار می‌گشتن. اما راه فراری نبود. می‌فهمی که چی می‌گم؟ راه فرار نبود!همه ساکت شدن و آقای احمدی مهره‌هاشو در سکوت برگردوند سرجاش که یعنی یه دست دیگه بازی کنیم. من‌هم مهره‌هامو گذاشتم سرجاشون و بعد دوباره بازی کردیم. این‌بار زودتر مات شد. اون‌وقت بلند شد باهام دست داد و به ترکی چیزی گفت که فهمیدم :“پسرم به خوبی توعه. اما اون رعایت می‌کرد! و برای هم سر تکون دادیم. تا دیر وقت زیر نور چراغ‌های پارک همه رو مات کردم. شش هفت دست بازی کردم و حتی یه دست هم نباختم. دلم می‌خواست پیش‌م می‌بودی و بردهامو می‌دیدی. اما اگه می‌بودی نمی‌بردم. می‌باختم. از همون اولین دستِ بازی‌ام با آقای احمدی می‌باختم که می‌باختم که می‌باختم. بعد همین‌طور که مثل پیاده‌ای بی‌ شاه و وزیر، مثل ساموراییِ بی‌امیر به خونه برمی‌گشتم فهمیدم مشکل کجاست: من بی‌تو برنده‌ام و با تو بازنده و مشکل این‌جاست که هیچ‌کدوم‌شو نمی‌خوام. نه باختِ باتو رو و نه بردِ بی‌تو رو! </description>
                <category>عارف چراغی</category>
                <author>عارف چراغی</author>
                <pubDate>Sat, 21 Apr 2018 21:17:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مبارزه با بی حالی و خواب آلودگی در فصل بهار</title>
                <link>https://virgool.io/@arefcheraghi/%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-kjwfqjd3sfgd</link>
                <description> فصل بهار علی‌رغم نشاط و سرزندگی ذاتی‌اش، بعضا برای بسیاری از ما با بی‌حالی و خواب‌آلودگی همراه است. این حس و حال نه تازگی دارد و نه مختص به ماست.  ما این حس و حال بهاری را از قدیم الایام به یاد داریم؛ چه در دوران مدرسه که در فصل بهار حال و حوصله‌ی درس خواندن برایمان باقی نمی‌ماند و چه در دوران دانشجویی که رمقی برای رفتن به کلاس‌ها نداشتیم. اما مسئله به این اینجا ختم نمی‌شود و گاها کسانی را می‌دیدیم که در کلاس یا هنگام مطالعه چنان خوابشان می‌برد که گویی کتاب و قلم برایشان حکم قرص‌های خواب‌آور را دارد. این خواب‌آلودگی، کسالت و بی‌حالی مختص به زمان درس و مدرسه نیست و آدمی در هر برهه از زندگی خود در فصل بهار کمابیش به آن دچار می‌شود.چرا در طول روز بی حال و خواب آلود می شویم؟احساس بی‌حالی و ضعف فقط به فصل بهار ختم نمی‌شود و احتمالا افراد زیادی را دیده‌ایم که در فصل‌های دیگر سال هم درگیر این حس‌وحال هستند.ضعف‌ها علتهای زیادی دارند. بعضی از آنها را فقط خودمان متوجه می‌شویم و حتی پزشک هم در معایناتش، چیزی دستگیرش نمی‌شود. یکی از علت‌های اصلی ضعف و بی‌حالی در طول روز، افت فشار است که به صورت تاری دید و ضعف‌های عضلانی خودش را نشان می‌دهد.این افت فشار خون علت‌های فراوانی مثل مصرف داروهای کنترل فشارخون و دیابت دارد.پس تمام کسانی که در طول روز دچار ضعف و بی‌حالی هستند، اول از هر کاری باید فشار خون خود را چک کنند. اگر ماکزیمم فشارخونتان کمتر از  90 و مینیمم آن کمتر از 60 باشد به احتمال فراوان ضعف و بی‌حالی‌تان به علت افت فشار خون است.البته تغذیه نامناسب، نخوردن صبحانه و مصرف نکردن مواد قندی هم باعث افت فشار خون می‌شود. پس خوردن صبحانه را فراموش نکنید و همیشه مقداری شکلات و‌ تنقلات به همراه داشته باشید تا در صورت افت قندخونتان‌ به دادتان برسند.تغییرات آب و هوایی و تغییرات زمانیتغییرات آب و هوا و ورود به فصل بهار سبک زندگی متفاوتی را در زندگی روزمره می‎طلبد که رعایت نکردن آن به خودی خود بی‌حالی و خواب آلودگی را در طول روز به همراه دارد.ما دو نوع بهار داریم؛ بهار نجومی و بهار طبی. بهار نجومی همان بهاری است که همه‌ی ما با آن آشنا هستیم و هرساله با یک عالمه تشریفات آمدنش را جشن می‌گیریم. بهار طبی اما کمی متفاوت است و بنا به شهر و منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم فرق می‌کند. به عنوان مثال این بهار در تهران از اوایل اسفندماه شروع می‌شود و در مناطق سردسیری مثل ارومیه  از نیمه فرودین ماه آغار می‌شود. اگرچه با توجه به تغییرات آب و هوایی که در سراسر جهان داریم، آغاز بهار طبی همواره در حال تغییر است. همه‌ی این‌ها را بگذارید کنار اینکه شروع فصل بهار در کشور ما با یک تعطیلات 15 روزه همراه است. به‌هم خوردن ساعت خواب در تعطیلات نوروز باعث می‌شود تا مدتها بدن‌مان به محیط های کاری عادت نکند و به نوعی در مقابل بیداری در ساعات اولیه روز مقاومت کند. به همین دلیل محققان در این باره توصیه می‌کنند که از روز دهم فروردین سعی کنید زمان خواب خود را مانند روزهای کاری تنظیم کنید تا آهسته آهسته بدن به این تغییر عادت کند.جلو کشیدن ساعت هم در ابتدای فصل بهار می‌تواند یکی از علت های احساس بی حالی، کسالت و خواب‌آلودگی در روزهای اولیه این فصل باشد. دربسیاری از کشورها با هدف بهینه‌سازی انرژی در فصل بهار و پاییز ساعت رسمی کشور را یک ساعت به جلو و یا به عقب کشیده می‌شود. این تغییر ساعات کار در ظاهر شاید به چشم نیاید اما در بسیاری از مواقع باعث اختلال در ساعت ذهن و بدن ما می‌شود. اختلال احتمالی در ساعت بدن می‌تواند ما را با مشکل مواجه کند. وقتی در فصل بهار ساعت‌ها یک ساعت به جلو کشیده می‌شوند در واقع ما 3600ثانیه وقت کم می‌آوریم که جبران و تطبیق دادن ساعت بدن با آن ممکن است کمی زمان ببرد.تغذیه مناسب رمز غلبه بر رخوت و خواب‌آلودگی  در بهار در طول روز غذاهای سنگین نخورید. زیرا بعد از خوردن غذا به دلیل اینکه دستگاه گوارش خون زیادی به خود جذب می‌کند، خون‌رسانی به مغز کم می‌شود و این مسئله سبب خواب‌آلودگی می‌شود. ترشح ناگهانی انسولین هم باعث خواب آلودگی می‌شود. پس سعی کنید بجای آن از غذاهای سبک و دارای مواد قندی استفاده کنید.از دیدگاه طب سنتی این بی‌حالی، کرختی  و احساس خواب‌آلودگی در فصل بهار به دلیل تغییر مزاج و افزایش رطوبت در بافت‌های بدن اتفاق می‌افتد. در واقع هر چه رطوبت در بافت‌ها و مغز زیاد شود، احساس خواب آلودگی و بی حالی در این فصل هم بیشتر می‌شود.توصیه‌های تغذیه‌ای در بهار  در فصل بهار از خوراکی‌ها و مواد ملین استفاده کنید. آش، سوپ، غذاهای سبک و غذاهایی که سبزیجات بیشتری دارند در این فصل مناسب هستند و می‌توانند به برطرف کردن این حس در طول روز کمک کنند. از خوردن مواد غذایی گوشتی، کله‌پاچه، گوشتهای فرآوری شده و کنسروها پرهیز کنید. مصرف گوشت قرمز در این فصل احساس خواب‌آلودگی را در طول روز زیاد می‌کند. همچنین از خوردن آجیل های شور حتی‌الامکان بپرهیزید.اویه‌جات، فلفل‌سیاه و زنجبیل مناسب فصل بهار نیستند و مصرف آنها در این فصل توصیه نمی‌شود. به طور کلی سعی کنید  در فصل بهار رژیم غذایی تان را به سمت غذاهای گیاهی ببرید و کمتر مواد حیوانی مصرف کنید.متاسفانه امروزه مردم  کمتر به سبک زندگی و تغذیه خود در فصول مختلف توجه می کنند. بهار و پاییز برایشان فرقی نمی‌کند، نه تنها تنوع غذایی شان تغییری نمی‌کند بلکه بی‌پروا به فست‌فودها هم هجوم می‌آورند. همین مسئله هم باعث کسالت و بی‌حالی در  آنها می‌شود و هم علت بروز بسیاری بیماری ها است. به همین دلیل بعضا شاهدیم که افراد در فصل بهار دچار انواع بیماری‌های عفونی و آلرژیک می‌شوند.از پرخوری بپرهیزید !مصرف غذاهای لطیف در فصل بهار علاوه بر اینکه سلامت شما را تضمین می‌کند، از کسالت و خواب‌آلودگی در طول روز نیز جلوگیری می‌کند.در این فصل از سبزیجات بهاری استفاده کنید. در هر منطقه از کشور ما سبزیجات خاصی می‌روید که می توان با آن آش یا سوپ درست کرد. آش و سوپ را در طول روز مصرف کنید. در نهایت آش جو را در بهار فراموش نکنید. از آش جو به عنوان پاک‌کننده قوی در بدن یاد می‌شود.در فصل بهار، صبحانه  شیر و عسل و نان‌سبوس‌دار بخورید. این صبحانه سبک بوده و نشاط شما را در طول روز حفظ می‌کند. همچنین از خوردن ارده و شیره انگور در این فصل حتما خودداری کنید. خون بدهید!فصل بهار زمان مناسبی برای خون دادن است.  حتما درباره فواید اهدای خون زیاد شنیده‌اید. همچنین در خصوص حجامت کردن در فصل بهار توصیه‌های فراوانی شده است. حجامت کردن در بهار، غلظت خون را کاهش می‌دهد و بدن را پاکسازی می‌کند که همه‌ی این موارد در نشاط ما در طول روز موثر خواهد بود.ورزش کنید فعالیت بدنی مناسب  و کافی در فصل بهار می‌تواند احساس رخوت، کسالت و خواب آلودگی را از ما دور کند. توصیه می‌شود ورزش و پیاده‌روی را در این فصل در برنامه روزمره خود داشته باشیم. ضمنا بهترین ساعات ورزش و پیاده‌روی در فصل بهار ساعات اولیه روز و اواخر روز است. صبح زود و هنگام غروب مناسب‌ترین زمان برای ورزش و پیاده روی است.پاورقی: گزارشی که نوشتم صبح امروز در خبرگزاری مهر منتشر شد. </description>
                <category>عارف چراغی</category>
                <author>عارف چراغی</author>
                <pubDate>Fri, 06 Apr 2018 12:55:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش یک غربت</title>
                <link>https://virgool.io/@arefcheraghi/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DB%8C%DA%A9-%D8%BA%D8%B1%D8%A8%D8%AA-moj5rgr2gsnv</link>
                <description> دلم یک زندگی سرخ‌پوستی در دل کویر یا در جنگلی بی انتها میخواهد. از آن زندگی‌ها که پر است از عاج فیل و مهره های رنگی رنگی و رشته های چرمی و لباس های پاره پاره . هر روز صبح مثل تارزان از این شاخه به اون شاخه بپرم و با نیزه ، گوزن شکار کنم. همسایه ام با سازهای خفن برایم موسیقی‌های عجیب و غریب بنوازد.  اتفاقا همسایه‌ام هم از آن مکزیکی هایی باشد که غیرقانونی و  از زیرسیم‌خاردار وارد خاک امریکا شده و در یک کابین هواپیما که دو قرن پیش وسط جنگل سقوط کرده زندگی کند.بعد خانواده‌ام مرا پیدا کنند و مرا به زندگی اصلی‌ام که در منهتن نیویورک است برگردانند و من در حالی که به زندگی سرخپوستی‌ام خو گرفته ام با اشک و آه راهی شوم.چندکیلو متر عقب‌تر از این بیابان کسانی زندگی می‌کنند که حتی کابین هواپیمای سقوط کرده هم برای زندگی ندارند. نه درخت ، نه گوزن و نه هیچ چیز دیگری ندارند. سراسر بیابان است و بیابان است و بیابان. چند کپر است و چند متر مکعب یونجه. چند مرغ و چند گوسفند همه‌ی دارایی‌شان از جهان هستی است. یونجه را برای خوراک ؛ بین خودشان و احشامشان تقسیم می‌کنند.هیچکس هم نیست که به سراغ‌شان بیاید و آنها را به زندگی اصلی شان برگرداند. ابتدایی ترین حقوق اولیه هر انسانی برای آنها به رویا و آرزو تبدیل شده.پاورقی: مدتی پیش از زندگی این هموطنانمون در خبرگزاری مهر گزارشی منتشر کردم. </description>
                <category>عارف چراغی</category>
                <author>عارف چراغی</author>
                <pubDate>Tue, 13 Feb 2018 15:29:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رابینسون کروزوئه‌ای در دل کویر</title>
                <link>https://virgool.io/@arefcheraghi/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%B3%D9%88%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%88%D8%A6%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%84-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D8%B1-iiea68cynv5y</link>
                <description>رابینسون کروزوئه‌‌ هم وقتی که در یک جزیره‌ خالی از آدمیزاد گیر افتاده بود، همه امیدش تکه‌ای از پیراهن‌ش بود که درون یک بطری چپانده‌ و رویش نوشته‌ هر چه زودتر بیایند و نجاتش بدهند. اقیانوس هیچ پستچی ندارد که صبح به صبح بیاید و بگوید که نامه‌ای داری یا نه؟ بطری را به اقیانوس پرتاب می‌کند و عصر همان روز روی صخره بلندی می‌نشیند تا بلکه کشتی نجات را ببیند.مردم روستاهای ریگان هم هر کدامشان یک رابینسون کروزوئه‌اند. با این تفاوت که نامه‌هایشان را جلوی دوربین من فریاد زدند و درون اقیانوسی پرتابشان کردند که من بودم.حالا شاید هر یک از بچه‌های آن دِه، هر روز به بلندترین تپه‌ی شنی می‌روند و منتظرند تا کسی بیاید و هر چه زودتر نجات‌شان بدهد.حدود ۲۰ روز از سفر ما به روستاهای ریگان می‌گیرد و تا الان افراد زیادی برای کمک‌رسانی با ما ارتباط گرفته‌اند. نمی‌دانم آخر قصه‌ی رابینسون کروزوئه چه شد، شاید عصر همان روز اقیانوس بطری نامه‌اش را پس زده شایدم هم هنوز در انتظار رد شدن کشتی نجات است اما آخر قصه‌ی مردمان آن کویر قطعا این نخواهد بود.</description>
                <category>عارف چراغی</category>
                <author>عارف چراغی</author>
                <pubDate>Sun, 04 Feb 2018 17:47:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی جای دیگری‌ست!</title>
                <link>https://virgool.io/@arefcheraghi/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA-uxgarsrseqb3</link>
                <description>زندگی رو برای خودتون سخت نکنید.  انقدر خودتونو محتاج توجه آدما ندونین که تمام دغدغه‌تون این باشه که اگه مُردید، همه‌ی آدمای دورتون حالشون جا میاد. شما نیاز ندارین همه‌ی آدمارو مجبور کنین دوستون داشته باشن و بهتون اهمیت بدن. زندگی همینه. آدما میان و میرن. خودتون تا حالا نشده کسی رو رها کنین یا از زندگیتون بیرونش کنین؟ بیشتر آدما تکلیفشون با زندگی خودشونم مشخص نیست. درصد خیلی بالایی از احساسات محدود به یه زمان خاص هستن و همیشه این امکان وجود داره که زمان اون احساس برای طرف مقابلتون زودتر تموم شه. تا آخر عمرتون این داستان بارها تکرار میشه. این تنش همیشگی بین شما و آدمای دور و اطرافتونه، اینکه قسمتی از خودتون رو پیش یه سری آدما جا بذارین، اینکه یه سری خاطرات عذابتون بدن، اینکه آدما شخص دیگه‌ای رو به شما ترجیح بدن. زندگی همینه. عادیه و هممون یه روز وسط این جور مسائل بودیم و خواهیم بود. پس قوی باشین و سعی کنین هر بار از دفعه‌ی قبل بهتر باهاش کنار بیاین.</description>
                <category>عارف چراغی</category>
                <author>عارف چراغی</author>
                <pubDate>Wed, 27 Dec 2017 18:10:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاص نپنداشتن یک بیماری خاص</title>
                <link>https://virgool.io/@arefcheraghi/%D8%AE%D8%A7%D8%B5-%D9%86%D9%BE%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B5-cf1qipzha9e4</link>
                <description>  بیماری تالاسمی نوعی کم خونی ارثی است که در حال حاضر حدود ۱۸هزار نفر به  آن مبتلا هستند. در سال های اخیر به همت وزارت بهداشت ، بسیاری از نیازهای  درمانی آنها رفع شده است. اما این بیماران کماکان با مشکلاتی در پروسه  درمانی خود مواجه اند و بعضا این بیماری غیرقابل درمان باعث بروز اختلالاتی  در زندگی آنها می شود.یکی از بیماران مبتلا به تالاسمی حرف های خود را اینطور شروع کرد: من و دختر ۱۰ساله‌ام هر دو مبتلا به  بیماری تالاسمی هستیم و همسر من به دلیل نقص عضو از کار افتاده محسوب می  شود. در طی این ۱۰ سال هیچگونه حمایتی از ما نشده است. با پیگیری های مکرر و  مراجعه به مراکز مختلف فقط توانستیم چند نوبت سرنگ دریافت کنیم.وی ادامه داد: اگرچه این مراکز خیرین زیادی  دارد ولی ما هرگز ارتباطی با خیرین مرتبط با این مراکز نداشته ایم. مدت  هاست که ما تنها منبع درآمدمان در زندگی از طریق پاک کردن سبزی و فروش آن  بدست می آید که درآمد آن کفاف دو بیمار تالاسمی و یک فرد معلول را  نمی‌دهد.  با چندبار مراجعه به یکی از این مراکز مرا به کمیته امداد ارجاع  دادند که پس از یک سال رفت و آمد بی نتیجه ماند.این بیمار تالاسمی با اشاره به  برخورد  نامناسب برخی از مراکز حمایتی گفت: ما توقعی زیادی از این مراکز نداریم اما  حداقل اگر دلی بدست نمی‌آورند، دل ما را هم نشکنند.بیماری تالاسمی غیر اینکه مشکلاتی را برای  فرد به وجود می آورد، زمینه ساز بیماری های دیگری از قبیل بزرگ شدن طحال،  ارتروز، مشکلات کبدی و... است که هر بیمار تالاسمی به نوعی با یکی از این  بیماری ها دست و پنجه نرم می کند.علی عبدی مدیرعامل انجمن حمایت از بیماران تالاسمی تهران  اظهار کرد: تالاسمی پدیده تازه‌ای نیست که درمان ناشناخته ای داشته باشد.  سالهاست تالاسمی شناخته شده و نیازی به توضیح بیشتر درباه شیوه درمان آن  نیست. روش درمان نیز به تازگی کشف نشده است و تقریبا از انجام آن، از جمله  شناخت و درمان بیماری سال های زیادی می گذرد.وی افزود: به نظر نمی رسد که جامعه پزشکی در  حال بررسی شناخت تالاسمی باشد.  در حال حاضر برای درمان شرایط خوبی فراهم  شده و البته همیشه انتظار نوآوری ملی داریم که از امیدهای درمان آینده است.عبدی ادامه داد: شیوه درمان فعلی تقریبا  مطلوب است به شرط آنکه متولی امر درمان اصول ادعای خود را رعایت کند.   متاسفانه بیماران تالاسمی همیشه در روند درمان با مشکل مواجه هستند  حتی در  فرآیند تزریق خون ؛ تزریق دسفرال و یا همان داروهای آهن زدا؛ چه به صورت  خوراکی و چه تزریقی که در ارکان اصلی درمان نگه دارنده هستند.مدیرعامل انجمن تالاسمی تهران اظهار کرد:  زمان تزریق خون و نیاز داروی آهن زدا در ترازی مشخص عیان و آشکار است ولی  متاسفانه در بیشتر اوقات از سوی متولیان درمان اصلا اصول علمی درمان رعایت  نمی شود که علت مهم  و قابل  ذکر و بررسی و توجه اینکه بیماران تالاسمی  ساماندهی درمان ندارند و نابسامانی درمان بیشترین عامل عواقب ناگوار در  درمان نگهدارنده بوده و بعضا پیش آمد غیرقابل جبرانی به همراه دارد.وی همچنین تصریح کرد: در طبقه بندی مشکلات  درمان وجود آهن و فریتین و عدم توازن داروی آهن زدا با توجه به اینکه بی  تردید ناموزونی بین میزان فریتین و داروی آهن زدا موجب مشکلاتی برای بیمار  می شود که در این باره بی نهایت شاهد و ناظر مشکلات بیماران بوده ایم که  داروی مورد نیاز بیمار تامین نبوده و حتی اصول علمی آن رعایت نشده است و به  تعداد مشخصی برای همه بیماران بطور یکسان دارو توزیع گردیده به گونه ای که  اگر نسبت به  فریتینی بیماری نیاز به ۲۰ عدد و بیماری دیگر نیاز به ۱۰۰  عدد و بیماری دیگر هم نیاز نداشته باشد به همه به یک تعداد معینی شکل ۹۰عدد  داوری آهن زدا توزیع گردیده در ویزیت بیمار هم مشکل بوده و هم چنان هست که  توسط پزشک متخصص خون صورت نپذیرفته و هم اکنون هم ادامه دارد. عبدی ادامه داد: این بیماران در دریافت  دفترچه انواع بیمه ها نیز دچار مشکل بوده هم چنین در پرداخت فرانشیز و عدم  پذیرش بعضی از آزمایشات با مشکلات جدی روبه رو بوده و هم اکنون نیز این وضع  ادامه دارد .    مدیرعامل انجمن حمایت از بیماران تالاسمی  تهران گفت: تجهیزات پزشکی در کیفیت و کمیت و پراخت هزینه موجب نگرانی بوده  است. بیماران تالاسمی در بین بیماران خاص، ویژه هستند چرا که سایر بیماران  خاص در طول عمر دارای موقعیتهای اجتماعی بوده ولی متاسفانه به هر دلیلی  دچار امراض دیر درمان شده اند ولی بیماران تالاسمی  از بدو تولد دچار کم  خونی بوده و باتوجه به  توانمندی های بالا همیشه مشکلاتی پیشروی آنها و  چالش های روحی و روانی ؛ اقتصادی داشته اند. با توجه به واقعیت های تلخ  درباره این بیماران و دلسوزی مسئولین  و توانمندی پزشکان و پیشرفت علم؛  توقع ؛ انتظار داریم تا نسبت به درمان تالاسمی تجدید نظر  کلی صورت گیرد و  به سرعت ساماندهی درمان تالاسمی را در دستور الویت قرار گیرد تا پس از  سالها  رنج حداقل دغدغه درمان نداشته باشند. بیمه و بیمه تکمیلی؛ اشتغال،  ساماندهی و به روز رسانی درمان و  رفع موانع برای بزرگسالان در مراکز  دیابتی در سطح کشور  از خواسته های به حق حدود ۱۸هزار بیمار تالاسمی در  سراسر کشور است.خون K مثبت سبب واکنش های خونی بیماران تالاسمی می شوددر همین خصوص دکتر آزیتا آذرکیوان فوق تخصص آنکولوژی  و هماتولوژی در گفتگو با خبرنگار مهر،  عنوان کرد: بیماری تالاسمی یک کم خونی ارثی است که از بدو تولد، بیمار به  آن دچار است و از همان ابتدای تولد نیز به دلیل عمر کوتاه هموگلوبین در  جریان خون، به دریافت خون نیاز پیدا می کند و این دریافت باید به صورت مدام  تا آخر عمر برای آنها ادامه پیدا کند که هم اکنون در شهرستان های مختلف  درمانگاه  های مختلف مخصوص این بیماران وجود دارد.وی افزود: هم اکنون استانداردهای خونی برای  این بیماران تعریف شده و طبق مصوبه جدید وزارت بهداشت می بایست حتما خون k  منفی را دریافت کنند که قرار شده سازمان انتقال خون ایران این نوع خون را  برای بیماران تالاسمی تهیه و به مراکز درمانی تزریق خون این بیماران ارسال  کند.عضو سازمان انتقال خون ایران ادامه داد:  تزریق خون به بیماران، خود نیز عارضه هایی دارد.  عارضه‌ بار آهن از جمله‌  آنهاست. هر واحد تزریق خون بیش از ۲۰۰ میلی گرم  آهن به بدن این بیماران  وارد می کند . این بیماران از شش ماهگی تا آخر عمر به صورت ماهیانه خون  دریافت می کنند که به مرور زمان حجم بسیار زیادی از آهن وارد بدن آنها می  شود.وی اظهار کرد: این بار آهن در قلب و کبد  بیماران را پزشکان هر چند وقت یه بار آن را چک می‌کنند، البته با توجه به  قوانین بیمه ها برحسب نیاز بیمار، تعدادی برگه بیمه به آنها داده می شود که  تعداد آهن زدای مورد نیاز هر بیمار روی آن نوشته شد و مورد تایید بیمه ها  قرار می گیرد و بیمار هر ۶ ماه یک بار هنگام تعویض دفترچه ی بیمه ی خود این  برگه را دریافت می کند که قاعدتا پزشک با توجه به میزان رسوب آهن درقلب و  کبد بیمار و میزان آهن زدایی که نیاز دارد تجویز می شود اما به هرحال ممکن  در بعضی مناطق ممکن این میزان آهن زدا را بر حسب پیشینه های  قدیمی بیمار  تجویز می کنند. امیدوارم این قانون در سراسر کشور برای همه بیماران اجرا  شود.آذرکیوان گفت:  اگر بیمار kمنفی باشد و خون  kمثبت دریافت کند می تواند سبب واکنش خونی شدیدی برای بیمار شود. طبق  مطالعاتی که ما انجام داده ایم ۴درصد افراد جامعه ی ایرانی kمثبت هستند.  بنابراین اگر ما خون های تزریقی به بیماران تالاسمی را بررسی کنیم متوجه می  شویم که ما فقط ۴ درصد کیسه های خون k مثبت بوده و ۹۶درصد نیز k منفی  هستند. می بایست آن ۹۶درصد را به بیماران تالاسمی تزریق کرد.  برای کسی که  به طور دائمی خون دریافت نمیکند و فقط ممکن است هنگام جراحی به آن احتیاج  پیدا کند فرقی نمیکند که خون Kمثبت دریافت کند یا خون kمنفی.  اما برای  بیماران تالاسمی که دریافت کننده ی دائمی هستند این مسئله امری مهم و حیاتی  ست.وی در آخر یادآور شد: در جامعه ما فقط ۴درصد  k منفی هستند که نمی‌توانند به بیماران تالاسمی خون بدهند و خون اهدایی  این افراد برای سایر افراد استفاده می شود.بیماران تالاسمی در روند درمان خود با  مشکلات زیادی روبه رو هستند. امضای برائت نامه پیش از هر بار تزریق خون از  مواردی بود که موجب نگرانی این بیماران شده بود. در هرحال اینطور برداشت می  شود که درمان ها در کشور برای بیماران تالاسمی سلیقه ای است که نیازمند  عزم جدی در بازنگری روند درمان این بیماران دارد.پاورقی: گزارشی که نوشتم صبح یکشنبه در خبرگزاری مهر منتشر شد.</description>
                <category>عارف چراغی</category>
                <author>عارف چراغی</author>
                <pubDate>Sun, 24 Dec 2017 10:50:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به وقت شام</title>
                <link>https://virgool.io/@arefcheraghi/%D8%A8%D9%87-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D9%85-srhzcslkckmg</link>
                <description>سردرگمم میان انبوهی از گزارش های نصف و نیمه، مصاحبه‌های پیاده نشده ، قرارهای از یاد رفته و برنامه های اجرایی نشده.سردرگمم میان گذشته و آینده و حال رنگ و رو رفته‌ام .لیوان را پر از آب جوش می‌کنم و از میان دمنوش های کیسه‌ای چای نعنا را برمی‌دارم. پنجره را نیمه باز میگذارم ، چراغ را خاموش می‌کنم و مقابل لپتابم می‌نشینم.تند و تند تایپ می‌کنم و تق و تق روی دکمه‌های کیبورد می‌کوبم. نسیم ملایمی از لای انگشتانم رد می شود.همچنان که در حال نوشتنم به تو فکر می‌کنم . نمی‌دونم چرا اما به تو فکر می‌کنم .چشمانم را روی هم می‌فشارم و سعی می‌کنم صدایت را در ذهنم تجسم کنم .به خودم‌ که می‌آیم ، چای نعنا یخ کرده. قرص مگافنی از کشو بیرون می‌آورم و با همان دمنوش یخ‌زده بالا می‌اندازم.لپتابم را میبندم و به تخت‌خوابم می‌خزم، لول می‌خورم و لول می‌خورم که ناگهان صدای اذان صبح می‌آید.بدنم از شدت سرمای تو آمده از پنجره ، کرخت شده است. نای بلند شدن ندارم . دلم من همچنان تو را می‌خواهد...</description>
                <category>عارف چراغی</category>
                <author>عارف چراغی</author>
                <pubDate>Sat, 23 Dec 2017 20:27:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش یک جشن! از انزوا تا عبور از ناآگاهی‌های جامعه</title>
                <link>https://virgool.io/@arefcheraghi/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DB%8C%DA%A9-%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%88%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%A7%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-uscnstrcl75g</link>
                <description>خانه‌ی ای بی به مناسبت شب یلدا بیماران پروانه ای  را از سراسر ایران گرد هم جمع کرد تا طولانی ترین شب سالها را کنار یکدیگر  جشن بگیرند. ما نیز به میان آنها رفتیم تا در خلال این مراسم گپ و گفتی با  این بیماران داشته باشیم.آمنه ۲۵ساله از کرج مبتلا به بیماری ای‌بی می‌گوید: به ما بیماران پروانه ای می‌گویند زیرا پوست بدن ما مانند پروانه  ها ظریف و شکننده است. این بیماری مادرزادی بوده و از بدو تولد با ما  همراه است.آمنه اینطور ادامه می دهد: بیماری ما در  ابتدای تولد کم است اما به مرور زمان پیشرفت کرده و باعث می شود انگشتانمان  به هم بچسبد. در دهان و گلویمان تاول میزند و غذا خوردن برایمان دشوار می  شود.وی درباره مشکلات اساسی هم نوعان خود می  گوید: بعضا آموزش و پرورش با ما همکاری های لازم را نکرده و اجازه نمی دهد  که در مدرسه در کنار دیگر دانش آموزان درس بخوانیم و این از اصلی ترین  مشکلات  بیماران ای‌بی به شمار می رود.این بیمار پروانه ای اظهار کرد: بیماری ما  واگیردار نیست اما بعضا شاهدیم که مردم از ما می ترسند، کودکان خود را از  ما دور نگه می دارند و این ما را اذیت می کند.آمنه می‌گوید در سال های اخیر با توجه به  رسانه ای شدن این بیماری کمتر شاهد این رفتارها از سوی مردم هستیم که برای  ما جای خوشحالی دارد.وی می افزاید: از زمان تاسیس خانه ای‌بی،  مردم و خیرین زیادی به اینجا مراجعه می کنند و با بیماران پروانه ای از  نزدیک آشنا می شوند. توانایی ها و هنرهای ما را می بینند و مثل گذشته ما را  ناتوان فرض نمی کنند. بیماران ای‌بی با همین وضعیت دستهایشان خطاطی و  نقاشی می‌کنند و موسیقی کار می‌کنند. ما در بین هم‌نوعانمان بازیگر، وکیل و  پزشک داریم که این نشان میدهد بیماران پروانه ای چیزی از دیگر افراد جامعه  کم ندارند.این بیمار ای‌بی ادامه داد: ماهانه تعداد  مشخصی بسته‌ی پانسمان به صورت رایگان به دست ما می رسد. این پانسمان ها  کمیاب بوده و ما نمی توانیم در داروخانه ها آنها را تهیه کنیم و درصورت  نیاز مجدد فقط از طریق خانه ای‌بی آنها را درخواست می کنیم. هزینه هر ورق  پانسمان حدود ۲۵۰ هزار تومان است که تهیه آن برای ما دشوار است.علاوه بر پانسمان، پماد و قرص نیز از  داروهای مصرفی ما به حساب می آیند که هزینه ی ماهیانه آنها بیش از ۱۰۰ هزار  تومان شده که علی رغم داشتن دفترچه بیمه خودمان هزینه آن را پرداخت می  کنیم.آمنه در آخر گفت: دلم می خواهد مردم بدانند  ما به رغم داشتن پوست های ظریفمان چیزی از افراد سالم کم نداریم و توانایی  های زیادی در ما است که امیدواریم زمینه بروز آنها فراهم شود. تا چندی پیش بیماران ای‌بی به دلیل داشتن  ظاهر متفاوتشان از سوی مردم ترد می شدند که دلیل آن ترس از واگیردار بودن  این بیماری و عدم آگاهی نسبت به آن بود که در سالهای اخیر به مدد رسانه های  مختلف این موضوع تاحدودی حل شده است.در ادامه ی این جشن،به گفتگو با مادر یکی از بیماران ای‌بی پرداختیم.مادر ابوالفضل ۷ساله ،  اینطور حرف های خود را شروع کرد: ابوالفضل با سر و شکلی تاول زده به دنیا  آمد و ما در روزهای اول تولدش وحشت زده از بیماری بودیم که تا آن لحظه حتی  نامش به گوشمان نخورده بود. آن زمان پزشکان مختلفی ابوالفضل را معاینه و  ویزیت کردند و همه‌ی آنها به ما می‌گفتند که کودک تان زنده نمی‌ماند و دیر  یا زود خواهد مرد.وی ادامه می دهد: آزمایش های مختلفی از  ابوالفضل گرفتند اما کسی بیماری آن را تشخیص نداد. به سن ۳سالگی که رسید ،  روز به روز شرایط آن بدتر می شد و حتی قادر به خوردن و آشامیدن هم نبود. در  آن زمان وقتی ابوالفضل را به دلیل شرایط بدش در بیمارستان بستری کردیم به  ما گفتند که کودک شما مبتلا به بیماری ای‌بی است و من آنجا برای اولین بار  بود که نام این بیماری را می‌شنیدم.مادر ابوالفضل می گوید: در این سال ها رفتار  نامناسبی از سوی مردم با کودک من شد. بعضا خودشان را از ابوالفضل دور می  گرفتند که مبادا بیماری آن واگیردار باشد اما خوشبختانه این اواخر وضعیت  شناخت این بیماری در جامعه بهتر شده است و ما کمتر شاهد این رفتار ها  هستیم.وی می افزاید: اگر نوزادی مبتلا به این  بیماری باشد در دوران بارداری قابل تشخیص نیست اما امروزه اگر کسی یک کودک  ای‌بی داشته باشد در بارداری های بعدی می توانند تشخیص دهند که نوزاد آنها  مبتلا به این بیماری است یا نه، و این اتفاق بعد از تولد ابوالفضل برای من  افتاد.مادر این بیمار پروانه ای می‌گوید: بیماری  ای‌بی صرفا به چسبندگی پوست منتهی نمی شود و پیش زمینه ی بسیاری از بیماری  های دیگر هم هست. به طوری هر بیمار ای‌بی دچار بیماری‌های کلیوی، قلب،  مثانه و دهان و دندان نیز است.وی در خصوص نحوه‌ تحصیل این بیماران، می  افزاید: با وجود توضیحات من به مسئولین مدرسه درباره بیماری ابوالفضل بارها  و بارها از سوی آنها به دلیل بیماری ابوالفضل تحقیر شدم.لحن و برخورد نادرست آنها باعث شده بچه های  دیگر مدرسه نیز با ابوالفضل رابطه ی دوستی برقرار نکنند و متاسفانه روز به  روز ابوالفضل منزوی تر می شود. میخواهم  بگویم اگر با این کودکان همدردی نمی‌کنند دردی به دردهای آنها اضافه نکنند.  در حاشیه این جشن سیدحمید هاشمی گلپایگانی مدیر و موسس خانه ای‌بی در گفتگو با خبرنگار مهر، می گوید: مشکلات بیماران ای‌بی با ارسال پانسمان و کمک هزینه‌های ماهیانه حل نمی شود و مشکلات آنها عدیده‌تر از این کمک ها است.متاسفانه هرچه خانه ای بی وسیع تر می شود دولت به جای جذب، ما را بیشتر دفع می کند که احتمالا دلیل آن بیشتر شدن مطالباتمان است.وی می افزاید: در هفته ی گذشته در کمیسیون  بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی حاضر شدم توضیحات مفصلی را راجع به  بیماری ای بی به آنها ارائه کردم. در آن جلسه علاوه بر اعضای کیمسیون  بهداشت؛ برخی از اعضای کمیسیون بودجه و رییس سازمان مدیریت نیز حضور  داشتند.در این کشور کسانی هستند که بدون هیچ شناختی  راجع به این بیماری می‌بایست درباره ی آن قانون تصویب کنند که خوشبختانه  برگزاری این جلسه ی توجیهی منجر به آگاهی رسانی به این افراد شد و قول  بسیار جدی پیرامون اینکه بیماری ای بی به زمره ی بیماری های خاص بپیوندد،  به ما داده شد.موسس خانه ای بی ادامه می دهد: هنگامی که  این بیماری به عنوان یک بیماری خاص در کشور به ثبت برسد؛ یعنی این بیماران  می توانند ابراز وجود کرده و مطالبات خود را پیگیری کنند.امروزه اگر پانسمانی برای این بیماران ارسال  می شود لطف وزیر بهداشت است زیرا هیچ بودجه ای برای این کار در اختیار  آنها قرار نگرفته است. اگر کمک هزینه ای برای این بیماران ارسال می شود به  لطف مردم وخیرین است.هاشمی می گوید: ملک خانه ای بی متعلق به  بنیاد مستضعفین است و به ما گفته شده که تا اواخر بهمن ماه باید تخلیه کنیم  که در حال رایزنی با آنها هستیم.موسس خانه ای‌بی در پایان یادآور می شود: من  نیز فرزند مبتلا به ای بی دارم اما در مقابل صبر و بردباری مادران دیگر  بیماران سر تعظیم فرود می آورم. عمده ی مسئولیت این بیماران بر روی دوش  مادران آنهاست و من شاهدم که چگونه مانند شمع به پای فرزندانشان آب می  شوند.پاورقی: گزارشی که نوشتم صبح شنبه در خبرگزاری مهر منتشر شد. ?</description>
                <category>عارف چراغی</category>
                <author>عارف چراغی</author>
                <pubDate>Sat, 23 Dec 2017 09:25:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از نامه‌های هرگز ارسال نشده!</title>
                <link>https://virgool.io/@arefcheraghi/%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%B1%DA%AF%D8%B2-%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-j3ua0rv8bbjj</link>
                <description>مادرم دیروز میگفت: پسر!  دارد سن‌ت بالا میرود باید ازدواج کنیمیگفت دختر  عباس آقا خیلی دختر خوش برو روییست، دماغش را عمل نکرده و خیلی نجیب است.فوق لیسانسش را تازه گرفته و کلی زن زندگیست و اصلا هم فکر نمیکند از دماغ فیل افتاده، پدرش در  راسته‌ی فرش فروش ها دو دهنه مغازه دارد و کلی برای خودش اصل و نصب  و اسم و رسم دارد.میگفت از خداشه که بروی خاستگاریش... این ها را میگویم که اگر پس فردا شنیدی شده ام داماد عباس آقا بهت برنخورد.اگر با دختر عباس آقا ازدواج کنم زندگی آرامی خواهم داشت، صبح ها برایم‌ صبحانه درست میکند و راهی‌ام میکند و غروب ها در حالی که با دستان پر به خانه برمیگردم‌ و با آرنج در را باز می‌کنم به استقبالم می‌آید . باور کن این ها را نمیگویم که بیش‌تر به هردویمان فکر‌ کنی، این ها را میگویم تو ناراحت می شوی من داماد عباس آقا بشوم ، دلت تنگ می‌شود که از میرداماد تا پل صدر را پیاده روی کنیم و با هم مسابقه بدهیم که به تمام عابرا سلام کنیم و از تعجب آدم ها از خنده ریسه برویم و دلتنگ میشویم گیم آف ترانز ببینیم و با هم خاطرات را مرور کنیم. قرار سه‌شنبه‌های سینمایی بگذاریم و نرویم.  من مطمئنم دختر عباس آقا طاقت نمیاورد سه روز کنارم بنشیند گیم آف ترونز ببیند و بعدش بگوید فصل هشتم را چرا نگرفتی؟و من هم بگویم هنوز نساختنش، و او مطمئنم هیچوقت مثل تو نمیگوید خاک بر سرشان با این فیلم ساختنشان.اگر من داماد عباس آقا بشوم همه چیز خوب پیش میرود، فقط موهایم چند سالی زودتر سفید میشود، دلم بیشتر میگیرد و زودتر پیر میشوم... باور کن این ها را نمیگویم که تو به من فکر کنی،،، فکر کردن تو اصلا چه دخلی به من دارد؟فوقش این است چند سال زودتر دق میکنم و کمتر داماد عباس آقا میمانم!</description>
                <category>عارف چراغی</category>
                <author>عارف چراغی</author>
                <pubDate>Sat, 23 Dec 2017 01:16:08 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>