<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آرمان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@armanjr</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 09:26:46</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/9977/avatar/vh3Xgi.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آرمان</title>
            <link>https://virgool.io/@armanjr</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ما قبلاً هم اینجا بوده‌ایم</title>
                <link>https://virgool.io/@armanjr/%D9%85%D8%A7-%D9%82%D8%A8%D9%84%D8%A7%D9%8B-%D9%87%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-m7aobbtxvcva</link>
                <description>ما آدم‌ها، به مراتب بیشتر از چیزی که فکرش رو می‌کنید با رنج و عذاب آشناییم. طی هزاران سال به هزاران شکل ممکن آزار دیده‌ایم و با انواع و اقسام بلاها جنگیدیم. اما با اینکه همه خبرگزاری‌ها و رسانه‌ها دوست دارند پنهان‌ش کنند ولی، ما بهتر از رنج کشیدن می‌دانیم که چطور باید زنده بمانیم.ما قبلاً هم اینجا بوده‌ایم، وقتی که 27 قرن قبل از میلاد مسیح، رود نیل به مدت هفت سال پیاپی خشک ماند و یکی از اولین و بزرگترین قحطی های تاریخ مصر را به وجود آورد.ما قبلاً هم اینجا بوده‌ایم، وقتی که در 13 دسامبر 115 میلادی یک زلزله مرگبار در شهر باستانی آنتیوک، سه چهارم ساختمان‌های آن را ویران کرد و نیمی از 500 هزار ساکنان آن را در عرض چند دقیقه کشت. کار بازسازی به مدت یک دهه ادامه داشت.ما قبلاً هم اینجا بوده‌ایم، وقتی که در 21 ژوئیه 365 میلادی یک سونامی ویرانگر در اسکندریه اتفاق افتاد و 50 هزار نفر در این بندر و اطراف آن کشته شدند. محله سلطنتی این شهر برای همیشه در زیر آب دفن ماند، تا سال 1995 که با حفاری دوباره کشف شد.ما قبلاً هم اینجا بوده‌ایم، وقتی که اولین بیماری همه‌گیر طاعون بوبونیک در سال 542 در قسطنطنیه شیوع پیدا کرد و از طریق مسیرهای تجاری به آسیا وارد شد. این بیماری 208 سال یعنی تا سال 750 ادامه داشت و 50 میلیون نفر را کشت. (جمعیت کل دنیا در این بازه فقط 200 میلیون نفر بود -مترجم)ما قبلاً هم اینجا بوده‌ایم، وقتی که در سال 1346 میلادی، &quot;مرگ سیاه&quot; از استپ‌های روسیه به سمت اروپا آمد و یک چهارم جمعیت این قاره را قتل عام کرد، حدود 25 میلیون نفر.ما قبلاً هم اینجا بوده‌ایم، وقتی كه در 23 ژانویه 1556، یكی از مرگبارترین زمین لرزه های ثبت شده در تاریخ در استان پرجمعیت شانشی چین رخ داد. تخریب خانه‌ها و ساختمان‌ها باعث کشته شدن 830،000 نفر شد.ما قبلاً هم اینجا بوده‌ایم، وقتی که در 1 نوامبر 1755، زلزله‌ای در لیسبون، پایتخت پرتغال امروزی اتفاق افتاد و جمعیت بازمانده را به سمت ساحل فراری داد؛ ساحل و مردمی که چند دقیقه بعد با یک سونامی عظیم درهم کوبیده شدند.ما قبلاً هم اینجا بوده‌ایم، وقتی که بزرگترین فوران آتشفشانی تاریخ بشر در کوه تامبورا اندونزی در آوریل 1815 اتفاق افتاد، 71000 نفر را کشت. ابر خاکستری که ایجاد کرد، به مدت سه سال دمای کل جهان را 0.4 درجه سانتیگراد کاهش داد و منجر به قحطی، هرج و مرج و یک اپیدمی تمام عیار شد.ما قبلاً هم اینجا بوده‌ایم، وقتی که در سال 1894 سومین بیماری همه‌گیر طاعون بوبونیک آغاز شد و بحران 20 سال ادامه یافت. در سراسر جهان 15 میلیون نفر کشته شدند. هند با 12 میلیون کشته به مراتب بدترین ضربه را متحمل شد.ما قبلاً هم اینجا بوده‌ایم، وقتی که در سال 1918 شیوع یک نوع آنفولانزا موسوم به &quot;آنفولانزای اسپانیایی&quot; بیش از 50 میلیون نفر را کشت، خیلی بیشتر از کشته‌شدگان جنگ جهانی اول که 13 میلیون نفر بود.ما الان اینجا هستیم، این دفعه با کرونا اما باهوش‌تر و قوی‌تر از گذشته. ما اینجا هستیم و دوباره همینجا خواهیم بود.- ترجمه آزاد از https://www.theschooloflife.com/thebookoflife/weve-been-here-before</description>
                <category>آرمان</category>
                <author>آرمان</author>
                <pubDate>Mon, 23 Mar 2020 23:51:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشنایی با CodeForces</title>
                <link>https://virgool.io/bruteforce/intro-to-codeforces-omwgfb69nhli</link>
                <description>تو این پست با cf و کانتست‌هاش آشنا می‌شید و یاد می‌گیرید چطور مسابقه بدید.سال 2009 آقای میخاییل میرزایانوف و رفقا از دانشگاه ITMO سایت مسابقه برنامه نویسی و سیستم جاج آنلاین cf رو راه میندازند. یه سایتی که بک-اند ش خیلی قوی بوده ولی فرانت-اند ش درب و داغون. این قیافه اونموقع ش هست:از همون موقع تا همین چند هفته پیش که تولد 10 سالگیش رو جشن گرفت، نزدیک 700 تا مسابقه برگزار و 60 میلیون کد رو جاج کرده. ولی اگر فکر کردید که حتمن ظاهر سایت تو این 10 سال عوض شده باید بگم که نه. دقیقن همون شکلی مونده. باورتون نمیشه خودتون برید ببینید. خیلی عجیبه نه؟ عجیبه ولی مهم نیست. یه اصطلاحی تو دنیای برنامه نویسی هست که میگهIf it works, don&#x27;t touch anythingکانتست‌هاکانتست کوتاه که بهش Codeforces round میگن، دو ساعت زمان داره و هر هفته برگزار میشهکانتست آموزشی یا Educational، دو دونیم ساعت زمان داره و هر دو سه هفته برگزار میشهکانتست‌های خارجی، که هر از گاهی شرکتی دانشگاهی میاد تو بستر cf برگزار میکنه و بعضن جایزه هم دارهاما همه‌ی برنامه نویس‌ها هم سطح نیستند. برای اینکه کانتست‌ها عادلانه‌تر برگزار بشه، division تعریف کردن. طبق جدول پایین، همه‌ی شرکت‌کننده ها با توجه به امتیازی rating ای که دارند به 3 دیویژن مختلف تقسیم میشند. دیو1 سخت‌ترین و دیو3 آسون‌ترین سوال‌هارو دارند.ما بیشتر سوالات کانتست‌های دیو2 و دیو3 رو حل میکنیم و جلوتر که خیلی حرفه‌ای تر شدیم میریم سراغ دیو1. قطعن سوالات رو ترجمه هم نمیکنیم دیگه خودتون باید زحمت خوندن و فهمیدنش رو بکشید. برنامه نویسی که انگلیسی بلد نباشه همون بهتر که برنامه ننویسه. ?چجوری مسابقه بدیم؟وقتی تو کانتستی ثبت نام می‌کنید و موقع برگزاری واردش می‌شید، شیش هفت تا سوال جلوتونه به ترتیب آسون به سخت. از سوال اول شروع کنید تا آخر. ترجیحن یه نگاه گذرا بندازید اگر مثلن سوال اول خیلی طولانی بود سوال دوم خیلی کوتاه، اول از دومی شروع کنید. چون احتمال زیاد جفتشو تا آخر مسابقه حل می‌کنید و بهتره هرچه سریعتر سوالا حل بشند. سوال رو که باز کردید صورت سوال و ورودی خروجی و اغلب چندتا مثال از الگوریتیمی که باید بنویسید نوشته شده. رو سوال که فکر کردید و به جواب رسیدید، سمت راست یه باکس کوچیک واسه ثبت کدتون هست. فقط سورس کد رو (بدون فایل exe یا کتابخونه‌هایی که استفاده کردید) آپلود می‌کنید و کدتون میره برای داوری یا همون جاج. بعد چند ثانیه جاج بهتون میگه الگوریتم‌تون درست بوده یا نه. اگر درست باشه یه Accepted سبز می‌بینید که جزو فرح‌بخش ترین چیزهای روزی زمینه، و اگر درست نباشه بهتون میگه که اشکال از کجاست اینکه برنامه‌تون خروجی اشتباه داده، خطای حافظه گرفتید یا خطای محدودیت زمان. اما اگر برنامه خروجی اشتباه داده باشه طبیعتن بهتون نمی‌گه که چه ورودی‌ای رو تست کرده. باید بشینید دوباره فکر کنید روش.هرچی بیشتر سوال حل کنید و سریعتر، امتیاز بیشتری می‌گیرید و بعد از تموم شدن کانتست، rating تون بالا یا پایین میره. همین. به همین راحتی میشه مسابقه داد. البته یه سری جزییاتی بود که توضیح ندادم مثل solution hack ها. اونا رو بعدن حال داشتم میگم.من از پست بعدی شروع می‌کنم به حل سوالات کانتست‌ها. اگر سوالی یا مشکلی تو مسابقه دادن داشتید همین پایین بپرسید.</description>
                <category>آرمان</category>
                <author>آرمان</author>
                <pubDate>Mon, 16 Mar 2020 22:49:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درود جهان!</title>
                <link>https://virgool.io/bruteforce/hello-world-ffxbppscrhgw</link>
                <description>یا همون Hello World! خوش اومدید به BruteForce.اگر رشته‌تون Computer Science بوده یا به هر نحوی بصورت Theoretical برنامه نویسی کرده باشید، حتمن کانتست‌های برنامه نویسی رو حداقل یک بار شرکت کردید. کانتست‌هایی که توش چند سوال بهتون داده میشه و باید بخونید، بررسی کنید، ایده بزنید، یه راه حل بهینه پیدا کنید، کدش رو بزنید و در نهایت ثبت کنید تا جاج کدتون رو تست کنه و همون لحظه بهتون بگه جوابتون درست بوده یا نه. معروف‌ترین جاهایی که این کانتست‌هارو منظم برگزار میکنه تو دنیا CodeForces.com و تو ایران Quera.ir هست.راستش من با اینکه چند سالی هست که برنامه نویسی رو شروع کردم و چندتا زبون و فریمورک یاد گرفتم ولی هنوز تو Competitive programming خیلی ضعف دارم و حس میکنم بُز از من بیشتر میفهمه تو این مبحث. تنها راهی که میشه تو این موضوع قوی شد فقط و فقط تمرینه. باید انقدر سوال کنیم تا بتونیم ایده‌هایی که طراحای سوال ازشون استفاده میکنن رو پوشش بدیم (یادمه یکی از رفقا که مدال المپیاد کامپیوتر داشت میگفت من تو مسابقات فقط سوال‌هایی که مشابهشون رو قبلن دیدم حل میکردم). این شد که تصمیم گرفتم کانتست‌های CodeForces رو شرکت کنم و زمانی که کانتستی هم برگزار نمیشه، سوال‌های کانتست‌های قبلی رو حل کنم. واسه اینکه بهتر بتونم یاد بگیرم هم تصمیم گرفتم اینجا رو بسازم و جزوه-طور بررسی‌شون کنم.درباره اسم BruteForce بگم که بروت-فورس یا جستجوی جامع، یکی از الگوریتم‌های رایج حل مسئله ست که میاد برای پیدا کردن جواب، تمام حالت‌های ممکن رو در نظر میگیره و بررسی میکنه. با اینکه خیلی بدیهی و احمقانه به نظر میرسه اما خیلی از مسائل هستن که بهترین راه ممکن استفاده از BruteForce برای حل کردنشون هست. مثل الگوریتم‌های رمزنگاری. دلیل اینکه اسم اینجا رو این گذاشتم، فقط خوشگلی اسمش بود راستش. هیچ دلیل دیگه‌ای وجود نداره.اگر پیشنهادی چیزی دارید خوشحال میشم بدونم. همین زیر بنویسید. مرسی.</description>
                <category>آرمان</category>
                <author>آرمان</author>
                <pubDate>Mon, 16 Mar 2020 19:27:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در ستایش نقص</title>
                <link>https://virgool.io/@armanjr/%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%82%D8%B5-o26qo6lb053b</link>
                <description>• دیروز - تهران - خانه هنرمندان هیچوقت نمایشگاه نقاشی نرفته بودم. فکر می‌کردم گالری‌ها پر شدند از احتمالا یک سری رنگ پاشیده شده روی بوم سفید به قیمت خون مرحوم پدر نقاش، یا یک سری منظره از کوه و دار و درخت و از آن‌هایی که باب راس آخر شب‌ها می‌آمد شبکه چهار و می‌کشید. برای همین هیچوقت گالری ندیده بودم. تا دیروز.دیروز درحالیکه قدم می‌زدم، نقاشی‌هارو برانداز می‌کردم و رد می‌شدم. خبری از نقاشی‌های عجیب و غریب نبود، اما حضور باب راس کمابیش احساس می‌شد. کسل شده بودم. با قدم‌های بلندتر و سریعتری راه می‌رفتم که چشمم افتاد به «منِ دیگران». نگاری نقره پوش، بند قبا گشوده، هلال ابروی عید، سلسله زلف شب. با همه زیبایی که داشت ولی، چشم‌هام روی دستش قفل ماند. ۴ بند انگشت داشت. ناقص بود. دست و نقص؟ این از دل و دیده گرامی‌تر! چطور ممکن است؟ چطور ممکن است نقاش همچین بلایی سر یار خود آورده باشد؟...• قرن‌ها پیش – ژاپن - کیوتودر یکی از باغ‌های باشکوه کیوتوی پاییزی، یک استاد چای از شاگرد خواست تا باغ را برای مراسم چای آماده کند. پسرک پرچین‌ها را کوتاه کرد. خاک را آب داد. برگ‌های خشک شده را از روی سنگ ها برداشت. شاخه‌ها را مرتب کرد. باغ بی‌نظیر به نظر می‌رسید. همه چیز سرجای خود بود. استاد آمد. بی‌سرصدا باغ را بررسی کرد. به شاخه ای از درخت افرا رسید و آن را تکان داد. مشتی برگ نارنجی و زرد به زمین افتاد. زمین دیگر مرتب و تمیز نبود اما چیز دیگری آنجا بود: جادوی ناقص بودن.در زبان ژاپنی، «وابی» به معنی «ستایش اندوه و سادگی» و «سابی» به معنای «ستایش تنهایی و دلتنگی» است. این دو معمولا کنارهم و به صورت یک کلمه «وابی‌سابی» به کار می‌روند و برای توصیف زیبایی آثاری استفاده می‌شوند که تمایل به سادگی دارند و از خودنمایی گریزان‌ هستند. وابی‌سابی در اصل یک مفهوم ژاپنی است که در واقع یک جهان‌بینی بر پایه پذیرش زودگذری و پذیرش نقص‌هاست.وابی‌سابی حساسیتی زیباشناختی هست که داشتن آن باعث می‌شود انسان زیباییِ اندوهناکی در ناپایدار بودن همه چیز احساس کند. این نگاه را در علاقه به چیزهای کوچک و ساده و گذرا، علاقه به چیزهای ناکامل و کمال‌نیافته و علاقه به آثار ناقص و ناتمام و حتی خراب شده می‌توان پیدا کرد. وابی‌سابی زیبایی پنهان در اشیاء و پدیده‌های ناکامل، ناقص و ناتمام است. زیبایی آثار و اشیایی که تظاهر به شکوه و جلال نمی‌کنند و متواضع و فروتن‌اند. مثل زیبایی‌ای که می‌توان در مشتی برگ خشک خزان‌زده یا در دستان یار دید.دست گنجینه ی مهر و هنر است، خواه بر پرده ی ساز، خواه بر گردن دوست</description>
                <category>آرمان</category>
                <author>آرمان</author>
                <pubDate>Thu, 13 Feb 2020 03:34:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترموستات: نجات از ۱٫۵۰۰ ساعت جهنم</title>
                <link>https://virgool.io/@armanjr/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%DB%B1%D9%AB%DB%B5%DB%B0%DB%B0-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D8%AC%D9%87%D9%86%D9%85-ouorqqdjhoyc</link>
                <description>اوایل زندگیمو یادم نمیاد. اما یادمه ۴ ساله که بودم دغدغه م این بود که وقتی رنگ می‌کنم از خط بیرون نزنم تا دفترم رو به مربی مهدمون نشون بدم و کارت صد آفرین بگیرم. ۷ سالم که شد همش به این فکر می‌کردم که کاش سریعتر به حرف نون برسیم تا من بتونم آرمان رو کامل بنویسم. تو ۱۲ سالگی وقتی به آخرین داستان تن تن رسیدم و دیدم هرژه قسمت آخر رو نتونسته تموم کنه، زندگیم شده بود ادامه راه هرژه و مدام فکر می‌کردم و داستان می‌نوشتم تا تن تن اونطوری که دوست دارم تموم بشه و در نهایت تو ۱۷ سالگی برآورده شدن رؤیاهام رو تو خوب دادن کنکور دیدم و فکر و زندگیم حول محور درس و تست می‌چرخید.وارد دهه سوم زندگیم که شدم، دغدغه هام خیلی تغییر کرده بود. ۲۰ سالم که شد، وقتی شب‌ها سرم رو روی بالشت می‌ذاشتم ذهنم شروع می‌کرد به بازجویی و می‌پرسید چقدر آدم تأثیرگذاری بودی، چقدر تغییر مثبت تو اطرافت ایجاد کردی و آیا اصلن بودن یا نبودنت برای دنیا فرقی داشته یا نه. اما جوابی نداشتم بهش بدم.شیش ماه پیش برای انتخاب واحد ترم ۵ دانشگاه مجبور بودم مثل چهار ترم قبل بشینم ساعت‌ها جدول بکشم، درس‌هارو بنویسم، تداخل‌هارو پاک کنم و حواسمو جمع کنم که نه زمان درس‌ها نه امتحان‌هاشون نه پیش‌نیاز ها نه هیچ چیز دیگه‌ای باهم تداخل نداشته باشن. واقعن خسته کننده بود.فکر می‌کردم فقط منم که این دو سه ساعت برنامه ریزی برام اندازه صدسال می‌گذره. تا اینکه وقتی این موضوع رو تو جمعی پیش کشیدم دیدم همه کمابیش همین مشکل رو دارن. اونموقع تصمیم گرفتم یه حرکتی بزنم که هرجوری هست خودم و بقیه رو از این چند ساعت جهنمی بکشم بیرون.ایده‌هام رو با رفیقم که تازه باهاش آشنا شده بودم و دیزاین‌های خفنش رو دیده بودم در میون گذاشتم و قرار شد سایتی بنویسیم که قبل از شروع شدن انتخاب واحد دانشگاه، درس‌هارو از سیستم گلستان استخراج کنه، ساعت‌ها و امتحان‌هاشون رو تجزیه تحلیل کنه و در قالب یه جدول به بچه‌ها کمک کنه خیلی سریعتر از کاغذ و قلم انتخاب واحد کنن.شروع کار وسط تابستون بود و فقط چند هفته فرصت داشتیم تا قبل از انتخاب واحد دانشگاهمون سایت رو آماده استفاده کنیم. خیلی شبها پای لپ تاپ و کد و دیباگ کردن خوابم می‌برد، خیلی دعواها داشتیم سر اینکه نظرامون مخالف هم بودن و خیلی اعصاب خردی‌هایی داشتیم که سیستم گلستان دانشگاه برامون درست می‌کرد.اما به هر ترتیبی که بود تونستیم بموقع سایت رو ریلیز کنیم. هرچند که بعد ریلیز هم بخاطر اینکه نکنه باگی داشته باشیم یا سرورهامون داون بشه ذره‌ای از استرس‌مون کم نشد، ولی هر دانشجویی که ثبت نام میکرد و کار انتخاب واحدش رو تو چند دقیقه انجام می‌داد و می‌رفت، برای من خیلی ارزش داشت و اون استرس جزو قشنگ ترین استرس‌هایی بود که تجربه می‌کردم.و حالا، Termustat.ir شیش ماه بعد از تولدش، ۳ دانشگاه بزرگ تهران، ۳۸ دانشکده و ۳۷,۷۰۰ دانشجو رو پشتیبانی می‌کنه و تو این دو ترم تونسته در مجموع بیشتر از ۵,۳۷۸,۴۰۰ ثانیه یا حدودن هزار و پونصد ساعت زمان از کاربرهاش سیو کنه. این عدد شاید یه عدد هفت رقمی ساده باشه اما برای من فوق العاده ارزشمنده و نتیجه تلاشهامه برای یه اپسیلون راحتتر کردن زندگی خودم و بقیه.الان موقع خواب وقتی شب ها سرم رو بالشت میذارم، این عدد رو جواب میدم، پا میشم و از در اتاق بازجویی میام بیرون.</description>
                <category>آرمان</category>
                <author>آرمان</author>
                <pubDate>Sat, 02 Mar 2019 14:44:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شاخ مجازی: احمق به تمام معنا؟</title>
                <link>https://virgool.io/@armanjr/%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-h3lbpb7sm1rj</link>
                <description> یکی از سوال هایی که همیشه داشتم این بود که چرا کسی باید پیدا بشه که  با لودگی خودش رو تو اینستاگرام جلوی چشم همه ی دنیا مسخره کنه؟ یعنی در  ازای این بی آبروی پیش همه دنیا چی هست که گیر اینجور آدمای به اصطلاح شاخ  مجازی میاد؛ چیه که براش حاضرن شونه تخم مرغ رو سرشون بشکنن، با شال  خودشونو خفه کنن یا دختر بنشونن بغل خودشون و براش هزینه کنن؟از دور که نگاه می کنیم چیزی به نظر نمی رسه. یه سری آدم مریض با کمبود  توجه؟ شاید. اما قضیه اون چنان هم پیچیده نیست. بیاید یه نگاهی بکنیم به سه  تا از این شاخای اینستاگرام: داوود هزینه، بهادر وحشی و وحید خزاییمعرفی + پرسش اول: اتفاقی معروف شده اند؟داوود هزینهداوود همونی هست که تو یه ویدیو به دختری میگفت همه هزینه ها مال توعه.  وقتی ویدیوش وایرال شد، تو متن های طنز توییتر، روزنامه، مجله و… می شد  شوخی با این تیکه رو دید. ولی یه سوالی که اینجا پیش میاد اینه که بر فرض  اگه این آقای داوود از عمد اینطور ویدیو نگرفته و نمیخواسته ملت مسخره ش  کنن، پس قاعدتن با لقب هزینه نباید اونقد اوکی باشه. چه برسه به اینکه  بخواد یوزرنیم پروفایلشو بذاره davood.hazine. پس تا اینجا میدونیم که این  آقای داوود به احتمال قریب به یقین ویدیوی هزینه رو عامدانه گرفته. روزنامه  ها و مجله ها هم ناخودآگاه به این شهرت دامن زدن و برای آقای هزینه فالوور  جمع کردن.بهادر وحشیعجیب ترین این شاخا که رو سرش تخم مرغ میکشنه و نوشابه میریزه و اصلا و  ابدا نمیشه فهمید فازش چیه. البته این آقای بهادر گویا سریعترین راهو برای  جلب توجه و افزایش فالوور پیش گرفته و همین عجله داشتنه یعنی مثل اینکه  کاسه ای زیر نیم کاسه ش هست. ایشون یه لِول بالاتر از داوود هزینه هستن و  ویدیوهاشون فقط و فقط واسه جذب فالوور تولید میشه و در این مورد هیچ شکی  نیست.وحید خزاییکارگر ساده ای (؟) که بعد از اینکه عکساش با دخترای مردم در اومد،  گرفتنش و تو تلویزیون هم نشونش دادن. بعد از اون قضیه به ترکیه پناهنده  میشه و شروع می کنه به تاختن. با حرکتایی که اونجا داره میزنه معلومه واسه  این پناهندگیش برنامه قبلی داشته و احتمال اینکه عکساش عمدی پخش شده باشه و  عامدانه با آبروی اون دخترا بازی شده باشه خیلی زیاده. پرسش دوم: چرا؟انگیزه اصلی این دوستان برای جذب فالوور رو تو پست ها و استوری هایی که  براحتی ازشون چشم پوشی میکنیم میشه پیدا کرد: تبلیغات. فالوور بیشتر یعنی  مخاطب بیشتر و سود بیشتر. مارکتینگ به خودی خود حرکت بدی نیست. خیلی سایتا و  مجله های زرد هم اول مقدار خوبی هزینه میکنن تا به یه تعداد زیادی دنبال  کننده برسن و بعد شروع میکنن به تبلیغات؛ و مسئله ای هم نداره. اما یه  تفاوت عظیم بین شاخای مجازی و جاهای دیگه وجود داره: نظارت.رسانه های داخلی تو ایران هرچیزی رو نمیتونن تبلیغ کنن و آزادی به مراتب  کمتری در مقایسه با رسانه های کشورهای دیگه دارن. هرچیزی که مغایر با دین  اسلام باشه (مشروب، قمار، …) یا از لحاظ اخلاقی مشکل داشته باشه، سانسور  میشه. اینه که یه بازار دست نخورده برای اجناس یا سرویس های ممنوعه به وجود  میاد.مانعی که برای همچین بیزینس کثیفی وجود داره، دشواری دسترسی به قشر هدف  یعنی نوجوان و جوانه. چطور میشه به راحتی بهشون دسترسی داشت و براشون تبلیغ  کرد؟ برای فهمیدنش باید دید نوجوان و جوان تو این روزا وقتشو بیشتر کجا  میگذرونه: تلگرام و اینستاگرام. کافیه بتونین به یه روشی این جمعیت رو جذب  پیجی یا کانالی بکنید، لا به لای اینکه سرگرمشون میکنین جنس خودتونم تبلیغ  میکنین، و تمام. تا وقتی که گایدلاین اینستاگرام رو نقض نکرده باشین  تبلیغتون اونجا هست و توسط میلیون ها نفر دیده میشه.پرسش سوم: چی تبلیغ میشه؟از بین مواردی که تبلیغ شون ممنوعه، سود آورترین و کم دردسر ترین شون  قماره. شرط بندی روی فوتبال، والیبال، بازی آنلاین و هزارتا چیز دیگه فقط  به راحتی داشتن یه کارت بانکی و یه خط اینترنته.داوود هزینهآقای هزینه سایت «کوکوبت» رو تبلیغ میکنه که یه سایت شرط بندی رو  هرچیزیه که فکرشو بکنین. همونجور که خودشم توضیح داده نه تنها فوتبال، بلکه  رو تنیس و پوکر و تخته و سنگ کاغذ قیچی هم میشه شرط بندی کرد. آدرس cocobet90.com تو استانبول ثبت شده، مالک حقیقی اون مشخص نیست و تنها چیزی که از مالک این دامنه مشخصه، آدرسش تو ترکیه ست.  آدرس Umraniye Tantavi mh Menteseoglu cd Terra Plaza No 25 متعلق به  دفتر مرکزی هولدینگ AKFA هست و تا زمان نگارش این مقاله، این هولدینگ بسته شده و وب سایت و شماره تماس اون در دسترس نیست (احتمال اینکه اصلن وجود  خارجی نداشته و شرکت کاغذی بوده هم زیاده).چیزی که واضحه اینه که مالک اصلی cocobet مشخص نیست و در صورت کلاهبرداری و شکایت مردم، از دست پلیس کاری بر نمیاد.بهادر وحشیبهادر وب سایت شرط بندی ویژه خودشو داره به اسم «پررو بت». پررو لقبیه که به خودش داده. آدرس porroo.xyz بصورت پرایوت توسط شرکت Go daddy آمریکا و تو Scottsdale  آریزونا ثبت شده. البته در صورت طرح شکایت بین المللی میشه مالک حقیقی  دامنه رو استعلام کرد اما بحثی که پیش میاد اینه که اولا ایران به دلیل  کلاهبرداری از مردمش آیا شکایت بین المللی مطرح میکنه؟ و دوما اگر هم بکنه  آیا آمریکا این اطلاعات رو در اختیار ایران میذاره؟ قطعن خیر. وحید خزاییکارگر ساده با «لاکی بت» کار میکنه. علاوه بر اون، یه نایت کلاب هم تبلیغ میکنه که فعلن با اون کاری نداریم. آدرس luckybet90.info توسط همون مالک کوکوبت ثبت شده و مالک حقیقی هر دو دامنه یکیه: هولدینگ مجهول الهویه AKFA. سورپرایز!  اخیرن داوود هزینه و وحید خزایی تو یکی از همین حرکتایی که برای جلب توجه زده بودن، تو استانبول با هم یه دعوای  حسابی کرده بودن. همون موقع هم میشد درباره ساختگی بودن داستان یه حدسایی  زد اما الان قضیه اینجا جالب میشه که با مقایسه این دوتا وب سایت شرط بندی  کوکوبت و لاکی بت، میفهمیم نه تنها دعوا ساختگی بوده، بلکه این دو نفر  همکار هم هستن.  جمع بندیشاخ هاى مجازى برخلاف چیزى که به نظر میرسن، اصلن احمق نیستن. اونا  تونستن به روش خودشون فالوور جذب کنن؛ از بى آگاهى والدین درباره خطراتى  مثل قمار و اعتیاد به اون سوء استفاده کنن و با تشویق نوجونا و جوونا به  شرط بندى پول هنگفتى به جیب بزنن. فقط والدین نیستن که مقصرن. وقتى کار  نباشه طرف به هر درى میزنه که بتونه پول دربیاره. وقتى اعتقاد نباشه حرام  یا حلال بودن قمار هیچ فرقى نمیکنه. وقتى هشتاد  درصد مردم زیر خط فقر باشن، آموزش و هشدار جزو آخرین الویت هاى یه خونواده  قرار میگیره. هر بلایى که سر این مملکت میاد ریشه تو فقر داره. به قول ماهاتما گاندىفقر، بدترین شکل خشونت استدر آخر، کمترین کارى که از دست ما برمیاد اینه که به هیچ وجه این افراد  رو فالو نکنیم و حتا واسه کنجکاوى هم ویدیوهاشونو سین نزنیم. در غیر  اینصورت مطمئنن دودش بعدن تو چشم خودمون میره.والسلام</description>
                <category>آرمان</category>
                <author>آرمان</author>
                <pubDate>Fri, 01 Jun 2018 17:27:12 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>