<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آرشام آریا</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@arshama</link>
        <description>مهندس نرم افزار</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 04:41:46</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/145665/avatar/cqx0zq.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آرشام آریا</title>
            <link>https://virgool.io/@arshama</link>
        </image>

                    <item>
                <title>قرارداد هوشمند! آینده هوشمند. (به بیان ساده، قسمت بدون کد))</title>
                <link>https://virgool.io/@arshama/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%DA%A9%D8%AF-fbbchxicq9tb</link>
                <description>قرارداد هوشمنداین روزا تب و تاب ارز های دیجیتال دنیارو گرفته، دومین ارز بزرگ دنیای ارز های دیجیتال، اتریوم، ارزی بود که اولین بار ایده قرارداد هوشمند رو ارائه داد، اما این قرارداد هوشمند چیه؟قرارداد های سنتیبزارید برای شروع زیاد پیچیده اش نکنیم و از قرارداد های عادی که تو جامعه وجود دارن شروع کنیم.قرارداد، یک قول مکتوب بین دو یا چند شخص یا گروه، که دولت (قانون) افراد رو ملزم به رعایت اون قول مکتوب میکنه، مثال هایی زیادی ازش تو دنیای ما وجود داره.قرارداد کار، بین شما و شرکتی که توش کار میکنید.قرارداد بیمه ای که پرداخت میکنید و شرکت بیمه در قبال پرداختی شما، یک سری تعهدات مالی داره.قرارداد وامی که دریافت میکنید.اجاره مسکن، ماشین و...مثال زیاده، تو دنیای ما بدون این قرارداد های سنتی هیچی پیش نمیره،اما آیا این قرارداد ها بدون نقصن؟آیا یک طرف میتونه زیر قولش بزنه؟در صورت اختلاف بین طرفین قراردادآیا ممکنه قانون رای ناعادلانه صادر کنه؟اگر حتی رای به نفع شما صادر بشه، به چقدر پیگیری نیاز دارید؟اگر مطلب بیت کوین من رو خونده باشید، یه جاییش به این اشاره کردم که گریزناپذیر ترین قانون، کد برنامه نویسی غیر قابل تغییره (این به معنی بهترین نیست! در ادامه توضیح میدم)یه تیکه کد!قرارداد هوشمند یک تکه کد برنامه نویسیه که روی شبکه بلاکچین قرار میگیره و به کمک اون میشه یک سری عملیات مالی (و غیر مالی) از پیش تعیین شده (توسط کد) رو انجام داد.از اونجایی که این کد روی بلاکچین قرار میگیره، غیر قابل تغییره! و بعد از اینکه میفرستنش روی شبکه (اصطلاحا deploy میشه) فقط از کد پیروی میکنه، دیگه نه از سازنده اش پیروی میکنه و نه ویتالیک بوترین!البته دقت کنید سازنده میتونه توی کد برای خودش دسترسی تعیین کنه، دسترسی هایی که برای هر شخصی قابل مشاهده است، ولی غیر از اونا هیچ کار دیگه ای نمیتونه انجام بده. (کد قانونه، سازنده میتونه قانون رو به نفع خودش بنویسه اما هیچکس نمیتونه قانون گریزی کنه)تاریخچه!؟ قرارداد هوشمند شروعی بود بر DeFi (decentralized finance)، با اینکه این حوزه سن زیادی نداره اما اونقدر به سرعت در حال رشده که میشه براش یه تاریخچه طولانی نوشت.ایده قرارداد هوشمند اولین بار توسط نیک سازبو (Nick Szabo) ارائه شد، این شخص کسیه که قبل از بیت کوین، ارز دیجیتال بیت گولد رو معرفی کرد، اما متاسفانه با شکست مواجه شد.بعد از ایشون، تیم اتریوم به قرارداد های هوشمند جلوه عمل پوشید! (البته قبل اتریوم بیت کوین هم پروتکل هایی برای قرارداد هوشمند در نظر گرفته بود و نتیجه اش هم ارز هایی مثله تتر امنی هست)به اتریوم خاطر اجرای درست ایده قرارداد های هوشمند، ارز نسل دوم بلاکچین میگن، و بعد از این ارز، تقریبا تمام ارز ها (نسل دو و سه) سعی بر این داشتن که قرارداد های هوشمند رو پیاده سازی کنن، کاردانو، ترون، بی اس سی، سولانا و...شبیه اتریوم باشیم!یه سری از ارز ها، برای پیاده سازی قرارداد هوشمند، دقیقا از رو اتریوم کپی کردن و چند تا مزیت اضافه کردن، مثلا بی اس سی دقیقا شبیه به اتریومه ولی کارمزد کمتر و سرعت بیشتری داره، ترون در کنار کارمزد کمتر و سرعت بیشتر، امکانات بیشتری هم در اختیار برنامه نویس قرارداد هوشمند میزاره.خب این هم خوبه هم بد، خوبه چونعملا کدی که روی اتریوم میزارید رو میتونید روی ترون و بی اس سی هم استفاده کنید. (یه بار کد میزنید)یه زبان رو یاد میگیرید و برای سه شبکه کد میزنید. (یه بار یاد میگیرید)البته در نظر داشته باشید، با زبان های زیادی میشه برای این شبکه ها اسمارت کانتکرت نوشت، معروف ترین هاش Solidity و Vyper هستن، ولی یکی از این دوتا، برای هر سه شبکه کافیه.در ادامه مفصل راجع به زبان برنامه نویسی صحبت میکنیم.خلاق تر باشیم! (شبیه اتریوم نباشیم!)یه سری دیگه از ارز ها، اومدن زبان ها و روش های خودشون رو پیاده کردن، مثلا کاردانو برای قرارداد هوشمند از Haskell و سولانا از Rust استفاده میکنه.ولی این ها به اندازه اون ها جا نیوفتادن!در واقع الان که من دارم این متن رو مینویسم، کادانو هنوز به طور کامل از قرارداد هوشمند پشتیبانی نمیکنه.سولانا هم رتبه پایینی داره و از اونجایی که یادگیریش چندان به صرفه نیست، طرفدارای زیادی نداره.میشه گفت شما Rust رو به عنوان یک زبان سخت یاد میگیرید و باهاش فقط میتونید برای سولانا کد بزنید، یا Haskell رو یاد میگیرید فقط برای کاردانو.البته که یادگیریشون میتونه ارزشمند باشه ولی در حال حاضر solidity پیشتازه.تو جزوی از وجود منی!شما وقتی یه نرم افزار رو کامپیوتر یا موبایلتون نصب میکنید، اون نرم افزار دسترسی های متفاوتی داره، ولی در مجموع، جزوی از دستگاه شماست!قرارداد های هوشمند هم دقیقا همینن، بعد از دیپلوی شدن روی شبکه، با تمام آدرس ها و بقیه قرارداد های هوشمند میتونن در ارتباط باشن.ادامه دارد...اگه دوست دارید به محتوا های بیشتری از من ببینید، خوشحال میشم چنل یوتیوب من (Norotech) رو دنبال کنید. ??</description>
                <category>آرشام آریا</category>
                <author>آرشام آریا</author>
                <pubDate>Tue, 03 Aug 2021 13:41:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بلاکچِین چیه؟ چه کاربردی داره؟ چجوری یادش بگیریم؟ (به بیان ساده)</title>
                <link>https://virgool.io/@arshama/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%A9%DA%86%D9%90%DB%8C%D9%86-%DA%86%DB%8C%D9%87-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%B4-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-tnvp7miisvub</link>
                <description>بلاکچین چیه؟یادمه دو سال پیش که برای اولین بار راجع به بلاکچین(Blockchain) شنیدم، یکم برام سخت بود که بفهمم چیه و چیکار میکنه، خوب توضیح نداده بودن، همه از وسط شروع کردن! ولی با این حال، من هدفم یادگیری بود، هر طور که شده. البته هنوز هم در حال یادگیری چیزای جدید تو این حوزه ام...یه پایگاه داده! (Database)معنی کلمه block chain یعنی زنجیره بلوک، تعدادی بلوک که مثله زنجیر به هم وصل شدن، هر کدوم از این بلوک ها حاوی یک سری اطلاعات مشخص هستن، و همشون از یه الگو خاص پیروی میکنن، اگه قبلا با دیتابیس های رابطه ای (Relational) کار کردید، Schema هایی که از قبل تعریف میکنیم رو در نظر بگیرید.به عنوان نمونه، یه بلوک از بلاکچین بیت کوین رو براتون آوردم.لینکاینم یه نمونه بلاک در بلاکچین کاردانولینکالبته به جز اینا، اطلاعات دیگه ای هم تو بلاک چین ذخیره میشه، مثلا تراکنش ها که اگه به این لینک ها مراجعه کنید اونارو می بینید.لینک یه بلاک از بلاک های کاردانولینک یه بلاک از بلاک های بیت کوینبلوک ها چطور بهم وصل میشن!؟هر بلاکی که ساخته میشه، یه هَش (Hash) منحصر به فرد، از اطلاعات اون بلاک ایجاد میشه و این هش، در بلوک بعدی قرار میگیره، به این ترتیب، بلوک دوم وابسته به بلوک اوله.هَش؟ هش چیه؟هش یه عبارات رمزنگاری شده و یک طرفه با طول مشخصه.خب این جمله یعنی چی؟ یادتونه دو نمونه بلوک از دو بلاکچین مختلف براتون آوردم، حالا فکر کنید تمام اطلاعاتی که در اون بلوک هست رو تبدیل کنیم به رمز، این رمز یک متن 64 حرفیه که نمیشه به اطلاعات اولیه اش دست یافت، یعنی تبدیل شدن اطلاعات به هش یک فرآیند یک طرفه است.لزومی بر 64 حرفی شدن نیست، اما الگوریتم های بیت کوین و خیلی از شبکه های دیگه طوریه که هش های بلاک هاشون همیشه 64 حرفی میشه. (هش آدرس بیت کوین 42 حرفه، هش آدرس کاردانو 104 حرفه و...)درست متوجه شدید، آدرس هم یه هشه، بلاک هشه، تراکنش هشه و...هَش (Hash)چرایی و چگونگی این رمزنگاری یه بحث کاملا تخصصی در حوزه رمز نگاریه.لازمه اینم اضافه کنم که الگوریتم رمز نگاری بیت کوین SHA-256 هست که در سال 2001 توسط سازمان امنیت ملی آمریکا ارائه شد. (لینک SHA-256)همچنین میتونید تو این لینک برید هر دیتایی که میخواید رو با این الگوریتم هَش کنید: لینک البته چیزای باحال دیگه هم اونجا هست.آیا بلاک چین فقط محدود به ارز های دیجیتاله؟نه!بلاک چین یه تکنولوژیه، یه علمه، شما ممکنه هر جای دیگه هم ازش استفاده کنید. از جمله صنایع پزشکی، نظامی، غذایی، دانشگاهی و...در این مقاله میتونید چند مورد از کاربرد های غیر از ارز دیجیتال بلاک چین رو ببینید.چجوری یادش بگیریم؟بستگی به هدفتون داره، من تو زمینه ارز های دیجیتال خیلی فعالیت داشتم و تو بقیه کاربرد های بلاکچین فعالیت زیادی نداشتم، خوندن این مقاله و مقاله های دیگه موجب میشه که شما دید بهتری نسبت به مسیرتون داشته باشید، برای شروع، پیشنهاد من اینه که اکوسیستم یکی از ارز های دیجیتال (مثلا بیت کوین، اتریوم یا کاردانو) رو کاملا بررسی کنید.ادامه دارد... اگه دوست دارید به محتوا های بیشتری از من ببینید، خوشحال میشم چنل یوتیوب من (Norotech) رو دنبال کنید. ?? </description>
                <category>آرشام آریا</category>
                <author>آرشام آریا</author>
                <pubDate>Tue, 22 Jun 2021 19:19:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیت کوین چیه؟ چرا بیت کوین ارزشمنده؟ (به زبان ساده)</title>
                <link>https://virgool.io/@arshama/%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%DA%86%DB%8C%D9%87-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-gtd8hmkacnpe</link>
                <description>بیت کوین انقلاب ارز های دیجیتال به رهبری بیت کوین دنیارو زیر و رو کرده، اما چرا؟خب، برای جواب دادن به این سوال، اول بهتره بدونیم که بیت کوین چیه؟به بیان ساده، بیت کوین مجوعه ای از چند تکنولوژی مختلف، در قالب کد برنامه نویسه ( اینم کدش)، با کلی چاشنی خلاقیت، که اومده یه سری مشکلات رو حل کنه.مسئله متمرکز بودناولین و مهترین مشکلی که وجود داره، متمرکز بودن نظام بانکیه، در نهایت، این بانکه که برای پولای شما تصمیم میگیره.[تیتر] روزنامه تایمز، تاریخ ۳ ژانویه ۲۰۰۹: رئیس خزانه‌داری [انگلستان] در آستانه دومین کمک مالی به بانک‌ها است.ساتوشی ناکاماتو بانک میتونه بنا به تشخیصش، عادلانه یا نا عادلانه حساب شمارو ببنده.بانک میتونه بنا به تشخیصش پول چاپ کنه، و این چاپ پول، منجر به کاهش ارزش پول نقد شما میشه.بانک (دولت) میتونه هر کاری با پول شما کنه! به فرض که شما ریال نقد تو بالشتتون قایم کرده باشید، در نهایت این بانکه که برای پول شما تصمیم میگیره.دلایل زیاد دیگه ای هم هست، در واقع چیزی که مشخصه، تمرکز باعث قدرت پیدا کردن یه عده خاص میشه، و قدرت زیاد هم موجب فساد میشه، نه با قطعیت، اما میتونم بگم که تمرکز در یک سیستم باعث فساد میشه، بالاترین قدرت در یک سیستم باید بدست قانون باشه و نه شخص، چه قانونی بهتر از کد برنامه نویسی غیر قابل تغییر؟ماهیت بیت کوین به‌گونه‌ای است که با انتشار نسخه ۰.۱ (اولین نسخه)، طراحی اصلی آن برای ادامه حیاتش بدون تغییر باقی خواهد ماند… به اعتقاد من یک پیاده‌سازی دوم و قابل‌تطبیق از بیت کوین، هرگز ایده خوبی نخواهد بود. بیشترین بخش این طرح به این موضوع وابسته است که همه نودها با نتایج کاملاً یکسانی با یکدیگر همگام باشند که این موضوع، پیاده‌سازی دوم را به تهدیدی برای شبکه بدل خواهد کرد. ساتوشی ناکاماتواگه دوست داشتید میتونید چندتا نقل قول دیگه هم در این لینک بخونید.خب مسئله تمرکز چطور حل میشه؟ با تمرکز زدایی توسط یه ساختار از پیش تعیین شده، که بهش میگن بلاکچِین (BlockChain) و یه نوعی از دفتر کل توزیع شده (distributed ledger technology) است.بلاکچِین؟ خب این بلاکچین چیه؟ خیلی خلاصه بهتون بگم، بلاکچین یه نوع پایگاه داده است، که روی شبکه ای از کامپیوتر ها ذخیره شده و اطلاعات توی این شبکه به طور زنجیر وار به هم وصل شدن و یه کپی از اطلاعات روی تمام کامپیوتر های شبکه وجود داره.برای درک بهتر و تخصصی تر بلاکچین بهتون پیشنهاد میکنم این مطلب رو بخونید: لینک.مسئله امنیتمسئله تمرکز خود به خود باعث ایجاد مسئله امنیت هم میشه، اما جداگانه ازش نام میبرم، چرا که در سیستم های غیرمتمرکز هم بحث امنیت وجود داره.امنیت حساب های بانکی، در نهایت وابسته به سرور های مرکزی بانک، بک آپ هاش و... است، که در مجموع، همشون متلعق به یک سازمان متمرکز هستن. (این سازمان متمرکز میتونه خیلی امن باشه، اما در نهایت، یک سازمانه)در مطلبی که راجع به بلاکچین نوشتم، به این موضوع اشاره کردم که بلاک چین از مکانیزم های مختلفی برای حفظ امنیت شبکه استفاده میکنه (دفترکل توزیع شده، رمز نگاری، اثبات کار یا اثبات سهام و...)، بیت کوین هم بر بستر بلاک چینه و از بابت امنیت شبکه خیالتون کاملا راحت باشه، در واقع اگه کسی بخواد شبکه بیت کوین رو هک کنه، باید حداقل 51 درصد توان محاسباتی شبکه رو در اختیار بگیره، که این بسیار هزینه بره و به صرفه نیست. (در حال حاضر بیشتر از 5.5 میلیارد دلار فقط هزینه تجهیزات این هک میشه...)اما امنیت حساب خودتون نیاز به رعایت نکات ایمنی داره.چه نکاتی؟ خب نکات رو در بخش کیف پول (لینک) توضیح دادم، اما خیلی خلاصه دوباره اینجا بهشون اشاره میکنم.هیچوقت private_key یا Mnemonic یا seed pharse خودتون رو در اختیار بقیه قرار ندید (این ها دقیقا مثه رمز کارت میمونن، هر کی داشته باشتشون، میتونه از حسابتون برداشت کنه)هیچوقت پول هاتون رو تو کیف پول صرافی نگه ندارید.همیشه موقع انتقال پول، آدرس مقصد رو با دقت چک کنید، پول منتقل شده به هیچ عنوان قابل بازگشت نیست (حتی صاحب حسابش هم مشخص نیست)بیت کوین چجوری کار میکنه؟اول یه نگاهی به سیستم بانک بندازیمانتقال پول در شبکه بانکیاصغر درخواست واریز رو به بانک میده، و بانک هم بعد از تایید درخواست، پول رو (؟) به حساب مجید واریز میکنه.سادست، اما سیستم بیت کوین به این سادگی نیست!انتقال پول در شبکه بیت کویناصغر درخواست انتقال پول رو به شبکه میده، و شبکه بعد از تایید پول رو به حساب مجید واریز میکنه.(نگران نباشید! فرآیند تایید فقط شامل چک کردن موجودی مبدا میشه، هیچگونه چک کردن آیپی، چک کردن صاحب حساب و... در شبکه بیت کوین معنی نداره)مسئله انتقال یکم پیچیده تر از این حرفاست، قرارمون بر این بود که من مطلب رو خیلی ساده توضیح بدم، اما لازمه که این مورد رو هم بگم. تراکنش های بیت کوین، به صورت دسته ای توی بلاک ها ذخیره میشن، و این بلاک ها هستن که تصدیق (confirm تایید) میشن، هر بلاکی که تایید میشه، یعنی محاسبات رمزنگاری اش انجام شده و هر بلاک تایید شده، تاییدیه بر بلاک های قبلی. (توضیح دقیق ترش در قسمت بلاکچین هست)اینکه کدوم ماینر بلاک رو تایید کنه، به صورت تصادفی مشخص میشه، و هم ماینر نمیدونه که تراکنش چه کسی رو داره تایید میکنه.ماینینگ چیه؟در ادامه بحث اینکه بیت کوین چجوری کار میکنه...هر بلاکی که تایید میشه، دو نوع جایزه به ماینرش تعلق میگیره: پاداش بلاک، کارمزد تراکنش هالینک یه بلاک رو به عنوان مثال براتون آوردم: لینککارمزد تراکنش که مشخصه، به ازای هر تراکنشی که شما انجام میدید، مقداری از حساب شما (از مبلغ واریزیتون) کم میشه و به حساب ماینر واریز میشه. (که زحمت تایید تراکنش رو کشیده)اما پاداش بلاک چیه؟ به ازای هر بلاک جدید تو شبکه، مقداری بیت کوین جدید هم ایجاد میشه، اما مقدار این جایزه به مرور کمتر و کمتر میشه تا وقتی که تعداد بیت کوین ها به 21 میلیون واحد برسه و در نهایت تنها درآمد ماینر ها کارمزد تراکنش خواهد بود.چرا بیت کوین ارزشمنده؟چند سال پیش اقتصاد دان هایی میگفتن بیت کوین ارزشمند نیست!الان همه اون اقتصاد دان ها یه مقدار بیت کوین (یا دیگر ارز های دیجیتال) تو کیف پول هاشون دارن.قدیما این بحث پیش می اومد که میگفتن بیت کوین پشتوانه نداره، بیت کوین ارزش ذاتی نداره و...اما امروزه قبل از حرف زدن بیشتر بررسی میکنن.ارزش بیت کوین به ایناست:شبکه ماینرهاش (در حال حاضر یک میلیون ماینر بیت کوین وجود داره)شبکه استفاده کننده هاش (64 میلیون کیف پول فعال تا الان)تکنولوژی و ایده هاش (بلاکچین، تمرکز زدایی)اما اینا پایدارن؟ بیت کوین چقدر بالا میره؟ نظرت در مورد مقایسه بیت کوین و طلا!؟ نمیدونم!عمیق شدن تو این بحث نیاز به دانش اقتصادی بالا داره، من جرأت ورود ندارم، اما چیزی که مشخصه، بیت کوین بدون پشتوانه نیست، پشتوانه بیت کوین شبکه ایه که داره...ادامه دارد...اگه دوست دارید به محتوا های بیشتری از من ببینید، خوشحال میشم چنل یوتیوب من (Norotech) رو دنبال کنید. ?? </description>
                <category>آرشام آریا</category>
                <author>آرشام آریا</author>
                <pubDate>Thu, 03 Jun 2021 22:10:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه شروع برنامه نویسی من</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%86-bprldtd7jytl</link>
                <description>این اولین نوشته ویرگوله منه، قبلا که بچه بودم خیلی مینوشتم، اما الان چندساله فرصت نوشتن نداشتم و یکم جرات و خطم رو از دست دادم، میخوام دوباره شروع کنم، بنویسم و آموزش بدم، قوی تر از همیشه.یکم قصه بگیمداستان از اونجایی شروع شد که... (البته به نظر خودم داستان از همون موقعی شروع شد که من حتی موقعی که زبون باز کردم به جای مامان و بابا، با &quot;ماشین&quot; زبون باز کردم و بعدش هم با لِگو و آرمیچر بزرگ شدم نه توپ و دوچرخه، ولی شما بعد برنامه نویسیشو در نظر بگیرید.?)آره خلاصه داشتم میگفتم، سوم دبستان، از اونجایی که بابام تازه کلوپ (گیم نت) کامپیوتر زده بود (بابام همیشه عشق تکنولوژی بود)  و بازیای کامپیوتری برام جذابیت بیشتری داشت نسبت به آرمیچر و لگویی که قبلا باهاشون بازی میکردم، منم درونگرا بودم و بچه های هم محله ای که کلا هیچی. البته فقط استراتژیک، دلیلش فکر میکنم این بود که تو بازی مدیریت تمام روابط و موجودیت ها با من بود.بابام با این مسئله خیلی مشکل داشت، که چرا من با کامپیوتر بازی میکنم، حتی با بازی کردن بچه های مردم هم مشکل داشت، تا حدی که کلوپ رو جمع کرد و کامپیوتر هارو با ضرر فروخت، میگفت وقت بچه ها تلف میشه، منم ده سالم بود، میکس و اینا بلد بودم، انجامم میدادم، اما به اررور یا مشکل که میخوردم ول میکردم، الان که بزرگ شدم میبینم که بچه ها صبرشون کمتره، نیمتونن یه روز با یه اررور بجنگن.یه مدت کوتاهی، یواشکی بابام بازی میکردم، اما میفهمید، یه بار بحثمون شد... خستتون نکنم، نتیجه اش این شد که بابام گفت به جای اینکه بازی کنی، بازی بساز، منم گفتم خب آموزشش رو برام بگیر تا بسازم.شروع گرافیک و مدل سازیفرداش موقع برگشت از کار برام سی دی های آموزش 3D Max خرید. (یکی از قوی ترین نرم افزار های مدل سازی سه بعدی)منم تمام تلاشم رو کردم که واقعا یادش بگیرم، آموزش هارو دیدم، و تا میتونستم با تمام امکانات نرم افزار ور رفتم. (نمیدونم اوضاع اینترنت اون زمان تو ایران چطور بوده، ولی مال ما که dial up و شدیدا داغون بود، انگلیسیمم به حد کافی خوب نبود که انگلیسی سرچ کنم، هیچ منبعی جز اون آموزش ها و ور رفتن نداشتم.)اما یادش گرفتم، با آزمون و خطا، هر جور که شده...همونطور که گفتم، من قبل این داستانا تدوین های خیلی ساده انجام داده بودم، با یه نرم افزاری بود به اسم Ulead video studio، مثه اینکه بعد ها توسط Corel خریداری شد. (نمیدونم دقیقش رو)در تمام این مدت هم، فتوشاپ در کامپیوترمون حضور داشت و هر از گاهی باهاش بازی میکردم، نقاشی میکشیدم، خطی خطی میکردم و...راستی شغل بابام رو یادم رفت بگم، بابام برق کار ساختمان بود، نصب دوربین مداربسته و سانترال و... (یه زمانی هم که من زیاد یادم نمیاد شرکت خدمات ساختمانی داشت و یه زمانی هم مدیر انفورماتیک وزارت آموزش و پرورش بود)خلاصه که این مهارت تری دی مکس و فتوشاپ من به مرور قوی شد، در حدی که بابام کارایی که میگرفت رو، طراحی سه بعدی نماهاشون رو هم برا من میگرفت، یه پولی هم در میووردم، به همین واسطه اتوکد هم یاد گرفتم.شروع طراحی سایت (البته نه به کمک برنامه نویسی)یه جای کار مشکل داشت، من میدونستم چطوری یه شکل یا انمیشن سه بعدی بسازم، اما این شکل چطور باید کنترل میشد؟ فیلم که قابل کنترل نیست ?پیگیرش شدم، رسیدم به C++، بعدش دیگه پیگیرش نشدم ?به جاش تو انجمن های آنلاین آواره شدم، لوگو رایگان و بنر رایگان و... میزدم، با هم صحبتی با بقیه یاد هم میگرفتم، یکی از غول های زندگیم اون زمان بنر swf بود که بعد از کلی تلاش شاخش رو شکوندم. ???خب من که فعال بودم، بابامم که کلا عشق اینجور چیزا، ولی سرش شلوغ بود و نمیتونست، ازم سایت خواست، میخواست شعر هاش رو بزاره توش (بابام 5 کتاب شعر و روانشناسی داره).تو پرسه زدن هام با بلاگفا و بلاگ اسکای بلاگ ساخته بودم، اما سایت باید فرق می داشت، چه فرقی؟با یه سری از سایت ساز های ایرانی مثه کانی وب آشنا شدم، (کانی وب رو تو انجمنش هم زیاد فعالیت داشتم) یه مقدار باهاشون کار کردم دیدم اونی که باید نیستن، یعنی متناسب نیاز من نیستن، به قول خارجیا Customizable نیستن. (برا بابام با همونا ساختم ولی خودم مسیر رو ادامه دادم)وردپرس، جوملا، وی بولتین و... یکی یکی همرو شکافتم و رفتم جلو، روی XZN ?، بیست گیگ فضای رایگان گرفتم و وردپرس خودم رو با قالب صحیفه تنظیم کردم، توش آموزش میدادم، تو پیج گوگل پلاسم هم آموزش هام رو میزاشتم.مثلا سر تیتر آموزش ها (تفاوت های جوملا و وردپرس، آموزش ساخت بنر Gif در فتوشاپ، آموزش نصب وردپرس و...)دیگه دانش و اطلاعاتم به یه حد خوبی رسیده بود، چطور بگم ?، در واقع جا پام قرص شده بود، مسیر رو میدیدم و یاد گرفته بودم که چطور یاد بگیرم. (علم هام به کمک هم میومدن که منو به جلو هل بدن)کارای ساختمونی (ادامه قصه، نه تجربه برنامه نویسی)این قسمت رو میگم، که فقط اونایی که نا امیدن بدونن که پیشرفت کردن زیادم سخت نیست، یکم اراده و انگیزه درونی میخواد، انگیزه درونی انگیزه ایه که خودت به وجودش بیاری نه منتظر وایسی تا برات بوجودش بیارن.ما یه زمانی اوضاع مالیمون یکم بالاتر از جامعه بود، اما زمانی رو که من یادمه، اوضامون اصلا خوب نبود ?شرکت بابام ورشکست شده بود، و سر یکی از اختراعاتش هم مشکلاتی براش پیش اومده بود.در نهایت بابام با تمام نبوغش (که هنوزم اساتید دانشگاهمون هیچ حرفی در برابرش ندارن بزنن)، یه برق کار ساده و زحمت کش ساختمون بود.به تعداد زیادی از دلایل، روزایی که تو خونه بودم، از جمله تابستونا و جمعه ها، میرفتم کمکش برق کشی.بابام کار هاش رو پروژه ای میگرفت، و بعضی وقتا از 4 صبح تا 12 شب یه کله کار میکرد، من که چندین بار کم میوردم، ولی اون اصلا.روز های خالی بین امتحانتم هم میرفتم سر کار، بابام به درس اهمیت میداد، اما میگفت تو که بلدی، بیا بریم کمک من، راست هم میگفت، با همون وضعیت همیشه شاگرد اول دوم بودم.شروع کد نویسی (HTML &amp; CSS)یه زمانی، یه گوشی از کارفرمای بابام هدیه گرفتم (به خاطر عوض کردن کلید پریز های یه واحد ساختمان) اون زمان تازه تو ایران سر و صدای اندروید داشت شروع میشد، اما سیستم عامل گوشی من سیمبین بود (شاید خیلیاتون حتی اسمش رو نشنیدید، ولی برید راجع بهش بخونید، داستان این سیستم عامل خودش یه تجربه خوبه)با زحمت باهاش pdf پیدا میکردم باز میکردم و میخوندم، سر کار که نمیشد، تو مدرسه هم که نمیشد، بین راه، تو اتوبوس موقع رفتن به تهران (اطراف تهران زندگی میکردیم)، میخوندم، موقعی که به کامپیوترم میرسیدم تمرین میکردم، سخت بود، اما جلو میرفتم، html css رو با Dream weaver کد میزدم، فرانت های خوبی هم میزدم، به نسبت الان هیچی اند، اما به نسبت اون موقع، وقتی با بقیه سایت ها مقایسشون میکنم، عالی بودن.شروع برنامه نویسی (JavaScript &amp; PHP)سایت هام نیاز به انیمیشن داشت، اما چطور میشه؟ JQuery ? (البته خود CSS هم امکانات خوبی داره)یادش گرفتم، واقعا راحت بود، و قوی، هنوز هم میگم به نظرم JQuery به نسبت اون زمان یه شاهکاره.جلو رفتم و فرانت رو تا حد خوبی یاد گرفتم...فتوشاپ، فرانت، وردپرس، این ترکیب چیو کم داشت؟ PHPمقدماتش راحت بود، چندتا پروژه قالب وردپرس و vBulletin هم انجام دادم، اما بعدش که فهمیدم CMS چیه خواستم خودم یکی بسازم، فهمیدن یه قسمتایی از PHP برام مثه غول مرحله آخر بود، جزئیاتش یادم نمیاد، اما سخت بود. (authentication و دیتابیس و PDO و...)(اون موقع حدود 15 سالم بود)CMS رو هیچوقت نساختم اما اون قسمتارو یاد گرفتم.دسکتاپ و بازی (C# &amp; Game Maker)سال دوم دبیرستان بودم، یه مشاور خیلی خوبی داشتیم که مطب روانشناسی هم داشت، برا مطبش نرم افزار مدیریتی میخواست، منم یاد گرفتم و براش ساختم، واقعا هم اپ خوبی ساختم.یه مدت کمی هم مابین تمام این داستانا با Game maker بازی میساختم ، البته الان خیلی پیشرفت کرده.اون زمانا میشه جز حافظه کودکی من و ممکنه اشتباه یادم باشه، اما تا جایی که یادمه اون زمان واقعا منابع یادگیری محدود بود، خیلی خیلی محدود تر از الان، تو همین ده سال واقعا همه چی عوض شده.برنامه نویسی موبایل (Java)این یکیو هیچوقت نتونستم شروع کنم ?منابع آموزشی محدود، تحریم هایی که به سختی میشد دورشون زد، منی که بچه بودم و خب در واقع وقتی بیست و خورده ای سالته خیلی بهتر میتونی راهکار پیدا کنی.و در آخر، وقتی که 16 سالم بود، مادِربُرد کامپیوترم سوخت، از تهران مهاجرت کردیم روستا و بعدش رفتم دبیرستان شبانه روزی و خوابگاهی شدم (گوشی و کامپیوتر ممنوع)، کامپیوتر خودمونم پول نداشتیم تعمیر کنیم. (در واقع پولشم جور میشد، اما چون خوابگاهی بودم، جز اولویت هامون حساب نمیشد)یه دلیل دیگه ای هم که کامپیوتر رو تعمیر نکردم کنکور بود، اون دو سال رو باید خوب میخوندم.دانشگاهادامه داستان میشه خاطرات دانشگاه، و بعدش دوباره میشه برنامه نویسی، من در واقع 4 سال برنامه نویسی رو کنار گذاشتم، از 16 تا 20، که در واقع رشته ام هم نا مرتبط بود (مهندسی مکانیک)، ولی از 20 دوباره شروع کردم و الان که این متن رو مینویسم، 23 سالمه.آخرای دانشگاه یکم با MATLAB کار کردم، و چندتا پروژه خیلی خوب زدم، اونارو توی لینکی که بعدا میزارم میگم، فقط در همین حد بگم که نرم افزار هایی نوشتم که کارای چند هفته آزمون و خطا رو تو کمتر از چند دقیقه انجام میدادن، قبل من فقط شرکت Autodesk (Inventor) برای طراحی شفت و شرخ دنده و... این کار رو انجام داده بود.ورود جدی به بازارکارترم ۵ دانشگاه که تموم شد، تصمیم گرفتم دوباره به طور جدی برگردم به کامپیوتر و برنامه نویسی، اینبار با پایتون شروع کردم، یه کافی نت تو روستامون داشتم و به کمک پایتون ابزار های اتوماسیون مینوشتم، مثلا برای ثبت نام کتاب درسی، ربات نوشته بودم که چندصد تا مشتری رو تو یه روز باهاش انجام میدادم، همینکار رو برای ثبت نام ماشین، سوخت تراکتور، مالیات و... هم انجام میدادم.یه بار یکی از اسکریپت هام رو تو لینکداین پست کردم، و خیلیا خوششون اومد، و یکیشون شد شروع یه همکاری جدید.بلاکچینشرکتی که توش رفتم جای عجیبی بود، قرارداد و بیمه و سفته و... هیچی نداشتم، مصاحبه خاصی نداشتم، فقط یه مقدار از خودم و کارا و پروژه هام به مدیر عامل گفتم و کارو گرفتم، شرکت کوچیکی بود، به جز من فقط یه آدم فنی دیگه بود، بعدا دوتا دیگه هم اضافه شدن، حقوقم هم سر ماه میگرفتم.منو به عنوان بلاکچین دولوپر میخواستن در حالی که تجربه بلاکچین نداشتم، خیلی عجیب بود همه چیز ?تیمشون تشکیل نشده بود و همین فرصت من بود که یاد بگیرم، الان اینو میدونم که داشتن روند اشتباهی رو طی میکردن ولی اون موقع نمیدونستم چی به چیه که بتونم کمکشون کنم.خلاصه تو اون مدت بلاکچین و اپلیکیشن های غیر متمرکز رو یاد گرفتم.بعدا یه مدیر فنی خیلی خوب آوردن که برای من منتور خیلی خوبی بود، بهشون گفت چرا اینارو گرفتید وقتی هنوز تصمیم نگرفتید چیکار کنید ?پروژه های بلاکچینی هم کنسل کرد، و ازم خواست نود یاد بگیرم و یه پروژه بیسیک هم برام تعریف کرد، تو یه روز نود رو یاد گرفتم و پروژه رو زدم، همشون تعجب کردن، ولی خب واقعیتش این بود که تجربه جاوااسکریپت رو که از بچگی داشتم کمکم کرد.یه سری پروژه ها زدم براشون و بنا به دلایلی که مربوط به خود رئیس های شرکت بود، شرکت تعطیل شد.مدیر فنیمون هم شرکت خودشو داشت، بعدش رفتیم شرکت مدیر فنیمون و چند ماه بصورت سهام از پروژه براش کار کردم، که البته پروژه اش شکست خورد و به درآمد نرسید.یه سری تجربیات دیگه این وسط بود، مثله آموزش تو یوتیوب یا قسمتی از یه صرافی با گولنگ، ولت ارز دیجیتال فریلنسری، اتوتریدری که خودم از رو علاقه زدم و...یک سال هم تو یه شرکتی کار میکردم که یه جورایی آچار فرانسه بودم، از خیلی از چیزایی که تو گذشته استفاده کرده بودم استفاده کردم، از پایتون و نود و گو، دیتابیس های پوستگرس و مونگو، بک، فرانت و...ولی بیشتر از همه اسکرپینگ بود، ۱۲ تا اسکرپر حرفه ای با پنل و API کنترل کامل براشون نوشتم.استعفا از آخرین شرکت ایرانی امداشتم از رویا هام فاصله میگرفتم، تو آخرین شرکتم پیشرفتی نبود، کسی نبود که از من بیشتر بدونه، از طرفی همه مدیریت ها فامیلی بود و حق تصمیم زیادی هم نداشتم، و خب آچار فرانسه بودن یا اسکریپنگ هم زمینه فعالیت اصلی من نبودن.استعفا دادم و یه چند مدت رو پروژه های شخصی و اپن سورسم کار کردم، مطالعه کردم و سعی کردم کانسپت های اساسی مهندسی کامپیوتر رو یاد بگیرم، و چند تا از دوستام رو از صفر کمک کردم و رسوندم به لول جونیور و براشون کار پیدا کردم.هدفم بعد از استعفا این بود شرکت بعدی ام رو به عنوان سینیور برم توی یه شرکت خوب توی اروپا (آلمان، هلند، سوئد، و...)و این داستان ادامه دارد...</description>
                <category>آرشام آریا</category>
                <author>آرشام آریا</author>
                <pubDate>Tue, 25 May 2021 21:24:43 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>