<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های شرکت توسعه تجارت آرتام</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@artamgp</link>
        <description>شرکت آرتام در سال 1397 با هدف بهبود فضای کسب و کار شهر مشهد تاسیس گردید. ما در آرتام تلاش داریم به کمک تیم متخصص خود با بررسی دقیق کسب و کارها،خلاقانه ترین راه ها را برای توسعه آن مجموعه ارائه دهیم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 07:29:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1580002/avatar/ffQZPD.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>شرکت توسعه تجارت آرتام</title>
            <link>https://virgool.io/@artamgp</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بازاریابی محتوایی در لینکدین، چطور استراتژی خود را بچینید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@artamgp/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%A9%D8%AF%DB%8C%D9%86-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DA%86%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%AF-n2aumi7n3jaj</link>
                <description>لینکدین (Linkedin) از آن چیزی که فکر می‌کنید مخاطبان گسترده‌تری دارد، فقط چند میلیون کاربر ایرانی از لینکدین فارسی استفاده می‌کنند. اما برای نتیجه گرفتن از لینکدین باید کاری بیش‌تر از حضور صرف در این فضا انجام بدهید.  اول از همه، باید روی استراتژی بازاریابی محتوای لینکدین خود سرمایه‌گذاری کنید؛ که شامل هدف‌گذاری، هدف قرار دادن مخاطبانی که برای خود تعریف کرده‌اید و تولید و انتشار محتوای هوشمند است.این استراتژی باید مستقیماً با استراتژی محتوای وب سایت و وبلاگ شما ارتباط داشته باشد چون این دو می‌توانند – و باید – در راستای هم کار کنند. (به عنوان مثال، اشتراک‌گذاری محتوای وبلاگ خود در لینکدین به بازگشت ترافیک به وب سایت شما کمک می‌کند).برای گرفتن بهترین نتایج، استراتژی خود را ترسیم کنید و مداومت داشته باشید. اما چطور؟در این مطلب 7 قدم برای تدوین استراتژی محتوایی در لینکدین، به شما معرفی می‌کنیم:برای بازاریابی محتوای لینکدین خود اهدافی را تعیین کنید.چرا باید برای استراتژی بازاریابی محتوا، هدف تعیین کنیم؟. به چند دلیل:به جای بازاریابی بدون جهت، فعالانه برای رشد نام تجاری خود به سمت اهداف خاص تلاش خواهید کرد.هدف‌گذاری شما را مسئول نگه می‌دارد و مجبور می‌کند پیشرفت و بردها و باخت‌های خود را بررسی کنید.می‌بینید که بازگشت سرمایه شما از چه جایی است و چگونه می‌توانید استراتژی خود را برای بهبود آن تنظیم کنید.اهداف بازاریابی محتوایی لینکدین شما می‎تواند نسبتا ساده و با اهداف کلی بازاریابی شما مرتبط باشد.به عنوان مثال، ممکن است هدف اصلی را ایجاد آگاهی از برند یا افزایش ترافیک وب سایت انتخاب کنید. پس از تعیین یک یا دو هدف، تصمیم بگیرید که چگونه آنها را ردیابی و اندازه‌گیری کنید.برای آگاهی از برند، ممکن است به ترافیک وب سایت خود نگاه کنید تا ببینید که آیا در طول زمان با آگاهی بیشتر افراد از برند شما، افزایش می‌یابد یا خیر. یا، ممکن است به تعامل پست نگاه کنید تا ببینید که چگونه با شهرت شما رشد می‌کند.مخاطبان لینکدین خود را بررسی و تعریف کنیدتعریف مخاطب شما به معنای کشف افرادی است که به آنچه می‌فروشید نیاز داشته و بیشترین احتمال خرید را دارند.اگر برند شما تثبیت شده است، احتمالاً قبلاً برای پیدا کردن این افراد تحقیقاتی در مورد مخاطبان انجام داده‌اید. اگر اینطور است، به مشتریان و شخصیت‌های ایده‌آل خود نگاه کرده و مشخص کنید کدام یک از آنها بیشتر در لینکدین حضور دارند.اگر همه آنها احتمالاً از این پلتفرم استفاده می‌کنند، این فرصت خوبی برای ارسال انواع مختلف محتوا برای هدف قرار دادن هر پرسونا است.از آنجایی که سایت لینکدین تا حد زیادی شبکه‌ای از متخصصان است، باید نوع و سطح اشتغال مخاطبان خود را نیز در نظر بگیرید.به عنوان مثال، آیا مخاطبان شما بیشتر از افراد خود کارفرما مستقل هستند؟یا روی صحبت شما با مدیران و روسای شرکت‌ها است؟ یا شاید کارمندان سطح متوسطی را هدف قرار می‌دهید که به یک یا چند رئیس گزارش می‌دهند.هر کسی را که هدف قرار می‌دهید، مطمئن شوید که آنها را به خوبی می‌شناسید و درک می‌کنید تا محتوای شما مطابق با نیازها و خواسته‌های آنها باشد.به هر حال، برنامه لینکدین اینسایت‌هایی را در مورد کاربران خود ارائه می‌دهد، از جمله رفتار و جمعیت شناسی، که می‌تواند هنگام تحقیق در مورد مخاطبان خود مفید باشد.زمینه‌های موضوعی و نوع محتوایی که قرار است تولید شود تنظیم کنید.بخش بعدی استراتژی محتوای لینکدین شما باید شامل انواع محتوایی باشد که ایجاد می‌کنید مثل حوزه‌های موضوعی که روی آنها تمرکز خواهید کرد.برای یافتن بهترین زمینه‌های موضوعی خود، باید به دو هدف برسید:آنچه مخاطبان شما می‌خواهند بخوانند.تخصص برند شماهیچوقت با حدس زدن تصمین نگیرید که در مورد چه چیزی باید بنویسید – همیشه به تحقیقات درباره مخاطبان خود تکیه کنید تا بفهمید آنها دقیقاً چه چیزی را می‌خواهند بخوانند و چه قالبی را ترجیح می‌دهند.در لینکدین، شما تعداد زیادی گزینه برای انواع/فرمت‌های محتوا دارید. به احتمال زیاد، برای درگیر نگه داشتن مخاطبان خود بین چند گزینه در چرخش هستید.محتوای خود را بر اساس پلتفرم لینکدین تنظیم کنید.لینکدین پلتفرمی مثل فیس بوک یا اینستاگرام نیست.این پلتفرم یک شبکه اجتماعی است، اما دقیقاً همان اهدافی را که شبکه‌های دیگر مدنظر دارند، دنبال نمی‌کند.این همچنین به این معنی است که مخاطبان متفاوت‌تری از لینکدین استفاده می‌کنند و ممکن است انتظار داشته باشند محتوای متناسب با این پلتفرم را ببینند.به همین دلیل، اشتباه کپی و پیست کردن محتوای خود از یک شبکه اجتماعی به شبکه دیگر را انجام ندهید. بسیاری از مواردی که برای بسترهای دیگر مناسب هستند در لینکدین جواب نمی‌دهند.در عوض، محتوا را منحصراً برای لینکدین تولید کنید – به خصوص اگر کانال اصلی تمرکز شما بعد از وبلاگ باشد.با گوش دادن به شبکه‌های اجتماعی (social listening) و کمی تحقیق، آنچه را که مخاطبان شما دوست دارند در فیدهای لینکدین خود ببینند، مشخص کنید. سپس با پست‌های آزمایشی آنچه که برای برند شما مناسب است را بیابید.در نهایت، استفاده از هشتگ در لینکدین را فراموش نکنید. زیرا برای دستیابی به مخاطبان بیش‌تر، خارج از شبکه شما مفید هستند.یک برنامه زمانبندی انتشار تنظیم کنیدهر استراتژی محتوای خوب باید شامل یک برنامه زمانی برای انتشار محتوا باشد – از جمله یک تقویم محتوای قابل اعتماد.بدون تقویم، در پست‌های روزانه گم می‌شوید و فراموش می‌کنید چه چیزی و چه زمانی منتشر شده است. شما بیشتر در معرض از دست دادن زمان‌های مناسب برای پست مطالب یا ارسال محتوای تکراری هستید، در حالی که در واقع می‌خواهید برعکس این کار را انجام دهید.اگر از قبل یک تقویم محتوایی برای وبلاگ خود دارید (و باید داشته باشید)، می توانید از آن برای پست های لینکدین خود نیز استفاده کنید.همانطور که برنامه ارسال خود را تنظیم می‌کنید، به چند عامل فکر کنید:بدون کاهش کیفیت، چند پست در هفته می‌توانید تولید کنید.انواع محتوایی که پست می‌کنید (به روز رسانی وضعیت، تصاویر، مقالات و غیره).بهترین زمان برای ارسال در لینکدین برای مخاطبان شما.از قبل برنامه‌ای برای ایجاد و زمان‌بندی محتوای LinkedIn تنظیم کنید، تا هرگز برای ارسال پست در تقلا نباشید.تعامل و اینگیجمنتبازاریابی محتوا در لینکدین یک بعدی نیست. برای مشاهده بهترین نتایج از پست کردن مداوم در پلتفرم، باید به طور مداوم با دیگران نیز تعامل داشته باشید.این شامل لایک کردن، نظر دادن و به اشتراک گذاری محتوای دیگران است.این جمله را به خاطر بسپارید: “از هر دستی که می‌دهی از همان دست هم می‌گیری” که در اینجا صدق می‌کند.یک حضور اجتماعی دوستانه به همان اندازه محتوای ثابت و با کیفیت بالا به ایجاد آگاهی و شهرت برند شما کمک می‌کند.با در نظر گرفتن این موضوع، برخی معیارهای روزانه، برای تعامل با دیگران را به استراتژی بازاریابی محتوای LinkedIn خود اضافه کنید. این کمک خواهد کرد که خود را پاسخگو نگه دارید.نتایج خود را اندازه گیری کنید و استراتژی خود را در صورت لزوم تغییر دهید.اگر واقعاً سرمایه گذاری زیادی در استراتژی محتوای LinkedIn خود انجام می‌دهید، فراموش نکنید که نتایج خود را اندازه‌گیری کرده و پیشرفت به سمت اهداف خود را دنبال کنید.نه تنها متوجه می‌شوید که تلاش‌هایتان کارساز هستند یا نه، بلکه در مورد ارزش آن‌ها نیز اطلاعاتی را به دست خواهید آورد.لینکدین ابزارهای مفیدی را برای بررسی عملکرد محتوای شما ارائه می‌دهد، از جمله تجزیه و تحلیل‌هایی مانند ایمپرشن و تعامل برای هر پست.اگر یک صفحه لینکدین برای کسب و کار خود دارید، می‌توانید طیف گسترده‌ای از داده‌ها مانند بازدید از صفحه، بازدیدکنندگان منحصر به فرد، میزان فالوور و موارد دیگر را مشاهده کنید. معیارهای خود را به طور مرتب بررسی کرده تا رشد خود را پیگیری کنید.برای دانلود و نصب اپلیکیشن لینکدین اینجا کلیک کنید.</description>
                <category>شرکت توسعه تجارت آرتام</category>
                <author>شرکت توسعه تجارت آرتام</author>
                <pubDate>Tue, 10 Jan 2023 12:32:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تیم ملی چطور سرمایه اجتماعی خود را از دست داد؟ (رابطه تصویر برند و سرمایه اجتماعی)</title>
                <link>https://virgool.io/@artamgp/teammeli-r91r5pqcu2w7</link>
                <description>تعداد قابل توجهی از مردم بعد از حذف تیم ملی فوتبال از جام جهانی، خوشحالی کردند. نه همه، ولی آنقدر که دیگر نمی‌شود آن را انکار کرد.شاید عجیب و حتی ناراحت کننده به نظر برسد اما مثل هر پدیده اجتماعی دیگری باید به جای وعظ و نصیحت یا سرزنش برای فهم بیش‌تر و تحلیل آن تلاش کرد.به نظر شما چه اتفاقاتی باید رقم بخورد تا یک تیم یا در نگاه کلی‌تر یک «برند»، سرمایه اجتماعی خود را از دست بدهد؟در این نوشته، از بعد رابطه‌ سرمایه اجتماعی و تصویر برند این پدیده را بررسی خواهیم کردبیایید تیم ملی را یک برند و مردم کشور را مخاطب یا همان مشتریان آن برند تصور کنیم.تصویر برند، تصویر ذهنی‌ای است که مخاطب از یک بنگاه در ذهن دارد. واکنش‌ها و ذهنیت مصرف کننده نسبت به برند در گرو اعتماد و ارتباط او با برند است؛ این تصویر به تداعی برند مدنظر و برتری مطلوب آن نسبت به برند رقیب منجر می‌شود.سرمایه اجتماعی ناشی از شبکه روابط، اعتماد، حس عمل متقابل و هنجارهای اجتماعی بوده و موجب تسهیل فعالیت فردی یا اجتماعی می‌شود. سرمایه اجتماعی را می‌شود از 3 بعد بررسی کرد:بعد ساختاری: الگوهای ارتباطی میان اعضای یک گروه یا واحد اجتماعیبعد رابطه‌ای: روابط بین شخصی افراد در گذر زمانبعد شناختی: بازنمایی و ارائه تفسیر مشترک را برعهده دارد و نظامی از معانی را بین گروه‌ها ایجاد می‌کند.حالا شاید مرور وقایع چند وقت اخیر و واکنش مردم معنادارتر به نظر برسد. اما باز هم سعی می‌کنیم تا تصور روشن‌تری ارائه دهیم:تیم ملی فوتبال هر کشور، نماینده مردم در رقابت‌های بین‌المللی هستند. نمایندگی کردن خود یک مفهوم سمبلیک بوده و نظامی از معانی را ایجاد می‌کند. سرمایه اجتماعی تا زمانی پابرجاست که که ارتباط بین برند و مخاطب، بازنمایی کننده نیاز مخاطب و در ارتباط متقابل با آن‌ها باشد.برندی که تفسیر مشترکی از وقایع حال حاضر ارائه نمی‌دهند نمی‌تواند شبکه روابط و اعتماد اجتماعی را بنا کند علاوه بر آن نسبت بین نماینده و مخاطب دور و گاهی بی ارتباط به نظر می‌رسد در نتیجه برند تداعی کننده تصویری است که با خواست مخاطب بیگانه است.تصویر برند پایدار و قدرتمند که هنگام داشتن ارزش ویژه برند در سطح بالا، منبع پنهانی برای ایجاد تصویر متمایز نسبت به رقبا است، به خاطر از دست رفتن سرمایه اجتماعی و همچنین اعتماد، دچار خدشه‌ جدی و تغییر خواهد شد.این صورت بندی را می‌توان با کمی تغییر نسبت به برندهای تجاری دیگری که در ماه‌های اخیر زیر سوال رفته و بخشی از مخاطب خود را از دست داده‌اند به کار برد.نمی‌توان رفتار خاصی را از مخاطب را طلب کرد، نمی‌شود تعیین کرد که کسی  وظیفه داشته از برندی حمایت کند یا آن را دوست داشته باشد، حتی اگر تیم ملی فوتبال باشد. این یک واکنش متقابل است یک پاسخ در قبال ارتباطی که از سمت مقابل ایجاد شده است.</description>
                <category>شرکت توسعه تجارت آرتام</category>
                <author>شرکت توسعه تجارت آرتام</author>
                <pubDate>Sat, 03 Dec 2022 10:54:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۳جزء  رهبری اجرایی، در مواقع عدم قطعیت</title>
                <link>https://virgool.io/@artamgp/change-ghapbi0lhhid</link>
                <description>برای رهبرانی که امید دارن تغییرات مثبت در سازمانشون ایجاد کنن، درک نحوه استفاده از این ۳ جزء رهبری اجرایی، می‌تونه به موفقیت‌های بزرگ منجر بشه.۳جزء  رهبری اجرایی، در مواقع عدم قطعیتتصمیم گیری وقتی قطعیت وجود داره کار سختیه، اما تصمیم گیری در زمانه عدم قطعیت از اون هم سخت تره. رهبران باید تصمیمات خوب بگیرن، حالا خروجی هرچی که می‌خواد باشه. در موارد قطعی که ریسک حداقلیه و تاثیرات ممکنه شناخته شده باشن، رهبری خیلی ساده و راحت می‌شه. اما در شرایط عدم قطعیت، مثل وقوع اتفاقات پیش‌بینی نشده، تصمیم‌گیری بدون بررسی گزینه‌های موجود می‌تونه به فاجعه منجر بشه.یک رهبر قبل اینکه بتونه گزینه‌هاش رو بررسی کنه و در هر لحظه از تمام چیزهایی که در دسترس داره به نفع خودش استفاده کنه، باید بینش خوبی هم نسبت به نبود قطعیت کافی  و استرس شدید داشته باشه. اون به این بینش و دانش نیاز داره تا بدونه برای شرایط مختلف چه اقداماتی ثمربخشه و چه اقداماتی نتیجه نمیده، این بهش اجازه می‌ده شرایطش رو به درستی ارزیابی کنه و طبق اون یک تصمیم اگاهانه بگیره.در برخی موارد، ما به اندازه‌ای اطلاعات داریم که خروجی احتمالی یک تصمیم رو بسنجیم. گرفتن این تصمیمات نسبت به بقیه خیلی راحت تره، چون می‌تونید داده‌ها و تجربیات گذشته رو بررسی کنید و تشخیص بدید که در آینده هم طبق الگوی مشابهی پیش خواهید رفت. برای مثال وقتی یک لیوان آب رو روی زمین بیفته، آب بیرون می‌ریزه، پس واضحه وقتی ظروف مایعات روی زمین میوفتن چه اتفاقی براشون میفته، به این رخدادها میگن رخداد قطعی. اما برای رخدادهای غیرقطعی، آدم حتی نمی‌دونه اوضاع تا چه حد می‌تونه بد بشه، این یعنی تقریبا غیرممکنه که برای اتفاقاتی که قراره بیوفته برنامه ریزی کنه، چون هر گزینه و خروجی‌ای ممکنه در آینده پیش بیاد.اینجا بخوانید: 3 راه برای غلبه بر عدم اطمینان در مورد آینده کسب و کار شمارهبری در میانه تغییرایجاد تغییر موفق یکی از سخت ترین و بزرگترین مشکلاتیه که سازمان های مدرن باهاش رو به رو می‌شن. دنیا به سرعت در حال تغییره، و کمپانی‌ها برای اینکه بقا داشته باشن باید بتونن تغییرات مثبت رقم بزنن. اگر کارها رو به شیوه متفاوت انجام ندن، تقریبا برای کمپانی غیرممکن می‌شه که در این فضای رقابتی موفق بشه. با این وجود طبق تحقیقات، حتی وقتی ایجاد تغییر سازمانی ضروری می‌شه، خیلی کمپانی‌ها بازم به طرز فجیعی شکست می‌خورن، چون درک نمی‌کنن به چه تغییراتی احتیاجه و کدوم استراتژی‌ها بهتر جواب می‌دن. و این نرخ شکست از نرخ موفقیت هم بالاتره. برای اینکه ایجاد تغییر در کمپانی موفقیت آمیز باشه، داشتن مهارت‌های موثر رهبری ضروریه. برای رهبرانی که امید دارن بتونن تغییر مثبت در سازمانشون ایجاد کنن، درک نحوه استفاده از ۳ جزء  رهبری –تعهد، برقراری ارتباط و همکاری – می‌تونه راهنمای کافی به سمت موفقیت باشه.برقراری ارتباطاولین جزء  در رهبری تغییر برقراری ارتباطه. وقتی صحبت از ایجاد تغییر مثبت در سازمان میشه، برقراری ارتباط نقشی حیاتی داره. رهبران باید با کارمندان ارتباط بگیرن و &quot;چه چیزی&quot; و &quot;چرایی&quot; اقدامات رو بهشون بگن. ضروریه که هدف از ایجاد این تغییر و دلیل اهمیت اون به اونها گفته بشه. رهبر باید با کل سازمان ارتباط برقرار کنه تا مطمئن بشه مقاومتی وجود نداره. تغییر باید در تمام سطوح شرح داده بشه – هیچکس نباید بی‌اطلاع بمونه، چون می‌تونه مشکل‌ساز بشه. وقتی رهبران بدون برقراری ارتباط با کارمندان در تمام سطوح تصمیم به تغییر می‌گیرن، مشکل و مقاومت به وجود میاد، و این می‌تونه روی تغییر تاثیر منفی داشته باشه.همکاریرهبران موثر اونهایی هستن که با کارمندانشون همکاری می‌کنن تا مطمئن بشن تغییری که می‌خوان ایجاد کنن موفقیت آمیز می‌شه. رهبران غیرموثر کارمندانشون رو در فرآیند تصمیم‌گیری دخیل نمی‌کنن ، چون فکر میکنن تصمیمی که گرفتن بهترین تصمیمه. اما این می‌تونه مانع تغییر موفق بشه. رهبران موثر کارمندانشون رو تشویق می‌کنن که از منطقه امن خودشون بیرون بیان و خارج از چهارچوب‌ها فکر کنن. پس قبل از گرفتن هر تصمیمی، با کارمندانشون مشورت می‌کنن و ایده‌هایی رو که ممکنه به تدوین استراتژی‌های تغییر مناسب کمک کنن جمع آوری می‌کنن.تعهدبرای داشتن تعهد کامل به تغییر، رهبران باید اطمینان حاصل کنن که رفتار خودشون هم حامی اون تغییره. حتی اگر با استایل رهبریشون متفاوت باشه، باید از منطقه امنشون بیرون بیان تا از تغییر پشتیبانی کنن، چون فقط در این صورته که تغییر با موفقیت اعمال میشه. رهبران موثر اونهایی هستن که میدونن چطور خودشون رو با محیط تغییر یافته وفق بدن و بر چالش ها غلبه کنن، و خیلی مهمه موقع اعمال تغییر در سازمان این کارو انجام بدن.به نظرتون چه مواقعی ایجاد تغییر در سازمان ضروریه؟ تا چه حد می‌شه از نتیجه این تغییرات مطمئن بود؟منبع: The 3 Cs of Executive Leadership in Uncertain Times By Tyler King / Entrepreneur</description>
                <category>شرکت توسعه تجارت آرتام</category>
                <author>شرکت توسعه تجارت آرتام</author>
                <pubDate>Tue, 01 Nov 2022 11:01:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>3 راه برای غلبه بر عدم اطمینان در مورد آینده کسب و کار شما</title>
                <link>https://virgool.io/@artamgp/uncertainty-latmhxvqrmx8</link>
                <description>راه‌های ساده مقابله با شک و تردیدهایی که با تفکر درست شروع می‌شوند و کارآفرینان را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهند.عدم اطمینان در مورد آینده کسب و کار کارآفرین‎ها به راحتی می‌توانند هزینه‌ها را تخمین بزنند، اما ممکن نیست که بدانند بازار نهایتا چه پاسخی به محصول یا خدمات استارتاپشان خواهد داد. مسئله وجود تقاضا هسته اصلی تلاش یک کارآفرین است و باید باشد؛ این چیزی است که هر کارآفرینی با آن دست و پنجه نرم می‌کند.تقاضا فقط برای کسب و کارهای جدید مسئله نیست. اگرچه بسیاری از کسب و کارهای موجود دوست دارند فکر کنند که مشتریان و تقاضا برای محصولات خود را می‌شناسند، اما این مسئله در واقع حقیقت ندارد. فقط تا زمانی که هیچ اتفاق غیرمنتظره یا پیش‌بینی نشده‌ای رخ ندهد، می‌‎‌توانید فروش آینده را به درستی تخمین بزنید. مشکل این است - جهان همیشه در حال تغییر است و کسب و کار شما در حال تغییر جهان.کسب‌وکارها باید دائماً خود را دوباره بازآفرینی کنند و محصولاتشان را اصلاح کنند، زیرا همه چیز تغییر می‌کند حتی خود آن‌ها و سایر مشاغل چیزها را تغییر می‌دهند.عدم اطمینان از آینده (عدم قطعیت)کارآفرینان در حال ایجاد آینده‌ای جدید هستند. آنها محصولات جدید، ارائه خدمات جدید و نوآوری‌ را دنبال می‌کنند. آن‌ها امیدوارند سهم یا جایگاهی از بازار را به دست آورند که در ارائه خدمات به مشتریان خود، شکست ناپذیر باشند.کسب و کارهای موجود نیز همین کار را می‌کنند. آنها نیز برای خلق آینده تلاش می‌کنند. تفاوت در این است که آنها تجربه تعامل با مشتریان، توسعه محصولات، معامله با تامین کنندگان را دارند و ممکن است نام آشنایی داشته باشند که به آنها کمک می‌کند منصفانه شنیده شوند. اما واقعیت این است که گذشته، تعیین کننده آینده نیست. اعمال ما است که آینده را تعیین می‌کند.به عبارت دیگر، آینده نامشخص است و اقدامات ما به آن دامن می‌زند. کارآفرین با امتحان کردن چیزی جدید، نه تنها تلاش می‌کند تا جایگاه خود را بسازد، بلکه سعی می‌کند بر رفتار مصرف‌کننده تأثیر بگذارد و آن را تغییر دهد، بنابراین مدل‌های کسب‌وکار فعلی را تضعیف می‌کند. این هسته اصلی &quot;توفان دائمی تخریب خلاق&quot; در عبارت مشهور جوزف شومپیتر اقتصاددان، و مشخصه بازار است.به عبارت دیگر، عدم اطمینان و عدم قطعیت در همه جا وجود دارد. تاثیر آن نیز نامشخص است. آیا هیچ راهی برای برنامه‌ریزی و پیش بینی آن وجود ندارد؟(اینجا، درباره تفاوت عدم قطعیت و ریسک بخوانید.)نحوه برخورد با عدم قطعیتعدم قطعیت به راحتی می تواند باری به نظر برسد که نه تنها اجتناب ناپذیر است، بلکه هزینه‌ای است که شخص باید به سادگی آن را تحمل کند. اما این طور نیست. راه‌های ساده‌ای برای مقابله با عدم قطعیت آینده و به حداکثر رساندن شانس پیشروی وجود دارد.اینجا، (سه جزء رهبری اجرایی، در مواقع عدم قطعیت را بخوانید.)1. مصرف کننده را هسته اصلی کسب و کار خود کنید.حتی اگر مشتری شما شرکت‌ها هستند بازهم باید به مصرف کننده نهایی فکر کنید. موفقیت یک بیزینس نهایتا در این نهفته، که چقدر به رفاه مصرف‌کننده‌اش کمک کرده است. B2B فقط باعث می‌شود که نقش مصرف کننده کمرنگ‌تر باشد اما باعث نمی‌شود که اهمیتش را از دست بدهد. از خودتان بپرسید کاری که انجام می‌دهید چطور می‌تواند برای مصرف کننده به صورت مستقیم یا غیرمستقیم مزایا داشته باشد.2. فراتر از محصول خود فکر کنید.گیر افتادن در وادی ارائه محصول یا خدمات و بنابراین تمرکز بر توسعه محصول آسان است. اینها مهم هستند، اما تعیین کننده موفقیت بلندمدت کسب و کار نیستند. محصول شما ماده مرحله بعدی است، اما موفقیت درازمدت مستلزم این است که فراتر از کالاهایی که به مشتریان (و مصرف کنندگان!) ارائه می‌دهید فکر کنید. خودتان را جای آنها بگذارید چگونه می‌توانید زندگی آنها را بهتر کنید؟ این یک سوال کارآفرینانه است و هر کسب و کاری به یک کارآفرین نیاز دارد.3. رقابت را نادیده بگیرید.بله درست خواندید. دیوانه کننده به نظر می‌رسد، اما نکته این است که آنچه رقابت در حال حاضر روی آن کار می کند، یک موضوع کوتاه مدت است. شما باید در کوتاه مدت زنده بمانید، اما موفقیت در بلندمدت واقعا مهم است. در بلند مدت، کوتاه مدت فقط یک دست انداز در جاده است. بنابراین بر این تمرکز کنید که چگونه می‌توانید مکانی را پیدا کنید که در آن سهمی پایدار داشته باشید. چگونه؟ با تمرکز بر ارزشی که می‌توانید به مصرف کنندگان ارائه دهید.مسلماً، این قوانین سرانگشتی، موفقیت کسب و کار شما را تضمین نمی‌کنند. اما چارچوب مناسبی را برای تفکر در مورد آن ارائه می‌دهند. هدف این است که به شما کمک کند در صورتی که با تمام نیازهای حال حاضر سر و کار دارید، بازی طولانی‌مدتی را در ذهن داشته باشید. به راحتی می توان آنقدر درگیر خاموش کردن آتش‌های روزانه شد که هدف را از دست داد.منبع:3 Ways to Overcome Uncertainty About Your Business&#x27; Future By Per Bylund, February 18, 2022</description>
                <category>شرکت توسعه تجارت آرتام</category>
                <author>شرکت توسعه تجارت آرتام</author>
                <pubDate>Mon, 31 Oct 2022 15:49:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کسب و کار در زمانه عدم قطعیت</title>
                <link>https://virgool.io/@artamgp/risk-g24wrtenbvpy</link>
                <description>نوشتاری در باب تفاوت ریسک و عدم قطعیتکسب و کار در زمانه عدم قطعیت 1. اوضاع می‌تونه تا چه حد بد بشه؟ نمی‌دونیم2. احتمالاتی که ممکنه پیش بیاد و شکست بخوریم چیه؟ احتمالا این موارد ...تفاوت پاسخ به این دو سوال می‌تونه دو مفهوم عدم قطعیت و ریسک رو از هم تمیز بده. مهمه که یک مدیر یا رهبر بدونه که مخاطراتی که ممکنه در ادامه باهاش مواجه بشه از چه جنسیه؟ آیا داره ریسک می‌کنه یا دچار عدم قطعیته؟تصمیم‌گیری کار سختیه، حتی وقتی قطعیت وجود داره، اما تصمیم گیری با عدم قطعیت، از اون هم سخت‌تره. در این شرایط، مثل وقوع اتفاقات پیش بینی نشده، تصمیم‌گیری بدون  شناخت گزینه‌های موجود می‌تونه به فاجعه منجر بشه.داده‌های این تصمیم‌گیری می‌تونه بر اساس تجریبات گذشته و پیشبینی الگوها باشه. رخدادهایی که از این الگو پیروی می‌کنن در زمره رخدادهای قطعی قرار می‌گیرند. اما همه رخدادها در این دسته نیستند:‌اگر به طور خلاصه بخوایم تفاوت ریسک و عدم قطعیت رو بخوایم مطرح کنیم به مثال معروف تاس می‌شه اشاره کرد. اگر یک تاس 6 وجهی رو یک بار بیاندازیم احتمال به دست آمدن عددی مشخص 1/6 است و اگر سه بار بندازیم این احتمال 1/216 خواهد بود. یعنی احتمال، قابل پیش بینی و قابل اندازه گیری است.اما عدم قطعیت شبیه انداختن تعداد نامعلومی تاس و تلاش برای به دست آوردن سه عدد &quot;5&quot; خواهد بود؛ اگر صد تاس داشته باشید، احتمال اتفاق افتادن اون زیاده، اما اگر یک یا دوتاس داشته باشید، رخ دادن اون غیر ممکنه. انجام این کار یک ریسک نیست، بلکه مثالی از عدم قطعیت در عمله. پس عدم قطعیت چیزیه که به خاطر نبود داده‌های کافی نمی‌تونه مشخص و تعیین بشه. وقتی می‌گیم کسی متحمل ریسک شده یعنی از تمام خروجی های ممکن مطلع بوده، اما برای رخدادهای غیرقطعی، آدم حتی نمی‌دونه اوضاع تا چه حد میتونه بد بشه، این یعنی تقریبا غیرممکنه که برای اتفاقاتی که قراره بیفته برنامه ریزی کنه، چون هر گزینه و خروجی‌ای ممکنه در آینده پیش بیاد.ما در کسب و کار با ریسک مواجهیم یا عدم قطعیت؟ هردو:اداره یک کسب و کار ریسک داره و متغیرهای مختلفی میزان و شکل این ریسک‌ها رو تعیین می‌کنن. در شرایط عادی هم امکان درگیر شدن با عدم قطعیت وجود داره و با میزانی از اون درگیر هستیم. عدم قطعیت حتی می‌تونه مزایایی داشته باشه، مثل کمتر بودن رقابت و امکان نوآوری.در سال‌های اخیر، برنامه‌ریزی میان مدت و بلند مدت به دلیل شرایط نابسامان اقتصادی و سیاسی و... برای اکوسیستم کسب و کار دیجیتال بسیار دشوار بوده، اما علی رغم همه این‌ها فعالان این حوزه تلاش‌ کردند که تا جای ممکن، در تمام ابعاد، ریسک و عدم قطعیت‌ موجود رو بشناسند و برنامه‌ریزی کنند. اما اتفاقات اخیر، از جمله فیلترینگ گسترده نشون داد منطق حاکم بر شرایط از الگوی خاصی پیروی نمی‌کنه، بنابراین هر آن ممکنه این عدم قطعیت دامن شما رو بگیره و زمین گیرتون کنه.  سیاست‌گذاری‌هایی که در بی‌ملاحضه‌ترین اشکال، در تضاد با مدل کسب و کارهای دیجیتال صورت می‌گیرن، تنور عدم قطعیت رو داغ‌تر می‌کنند.ما در این فضا با عدم قطعیتی مواجه شدیم که مثل آب پایه‌های اکوسیستیم کسب و کار‌های دیجیتال رو سست کرده و بسیاری از کسب و کارها رو در مرز فروپاشی قرار داده و پاسخی که شنیده می‌شه نه تنها جواب‌گوی این معضلات نیست، بلکه تقلیل دادن این عدم قطعیت به یک ریسک شناخته شده است که از قبل باید در نظر گرفته می‌شده!شما عدم قطعیت رو در فضای کاریتون تجربه کردین؟ واگر آره چطور؟اینجا، سه راهکار مقابله با عدم قطعیت درمورد آینده کسب و کار خود را بخوانید.اینجا، سه جزء رهبری اجرایی، در مواقع عدم قطعیت را بخوانید.</description>
                <category>شرکت توسعه تجارت آرتام</category>
                <author>شرکت توسعه تجارت آرتام</author>
                <pubDate>Sun, 30 Oct 2022 11:48:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هویت برند: کشف اینکه شما چه کسی هستید نکته مهم است.</title>
                <link>https://virgool.io/@artamgp/brandidentity-ncdyhd6apld6</link>
                <description>شاید اینطور به نظر برسد که «محصول» تنها خروجی مهم و تاثیرگذار برای برندسازی است. اما اینطور نیست. برند شما یک اکوسیستم است؛ اکوسیستمی که در آن همه چیز از مسائل بنیادی و محصول گرفته تا شراکت‌ها، شبکه‌های اجتماعی، بازاریابی و خدمات مشتری در کنار هم نقش خود را ایفا می‌کنند. محصول نیز باید نقش خود را در کنار دیگر بازیگران این اکوسیستم بازی کند تا برند شما به موفقیت برسد. اما چه چیزی باعث انسجام و هماهنگی تمام بخش‌های این اکوسیستم می‌شود؟ هویت برند برنامه‌ای است که مستقیماً بر اساس مأموریت، چشم‌انداز و ارزش‌های شما ساخته شده و هدف شما را از قلب سازمان به همه رگه‌ها (از ارتباطات و تصمیم‌گیری‌ها گرفته تا فرایند استخدام) هدایت می‌کند. هویت برند فقط جنبه فیزیکی و بصری برند شما نیست. بلکه پنجره‌ای است به هسته اکوسیستم برند که به تمام مخاطبین هدف اعلام می‌کندکه این برند به چه دلیل به وجود آمده و به دنبال حل چه مشکلاتی است. بنابراین ساخت یک هویت برند منسجم که بر اساس ماموریت، چشم‌انداز و مجموعه ارزش‌های معنادار بنا شده باشد، حیاتی است. در ادامه این مقاله برخی از نکات مهم در ایجاد یک هویت برند منسجم را شرح داده‌ایمیک هویت برند منسجم، باید همسو با اهداف و ارزش‌های برند شکل بگیرد. این امر مستلزم استراتژی‌سازی زیادی است که با بررسی مصاحبه‌های ذی نفعان شروع می‌شود. در این صورت هویت برند شما یک نقشه راه برای رسیدن به اهداف ایجاد می‌کند که با کمک آن دیگر درگیر روندها یا مشارکت‌هایی (هرچقدر هم که به ظاهر سودآور باشند) که با برند شما صادق نیستند، نخواهید شد.برای مثال نایک را در نظر بگیرید. ماموریت این برند آوردن شوق، الهام و نوآوری برای هر ورزشکار در جهان است. در اوایل دهه 80 میلادی، آن‌ها اقدام به تولید کفش‌هایی با ظاهر و کیفیت معمولی‌تر کردند. طبیعتاً نتیجه این حرکت فاجعه بار بود. این با مأموریت اصلی آنها یا آنچه که مصرف کنندگان از آنها انتظار داشتند (یا می خواستند) همسو نبود. پس از چند ماه، این خط تولید جدید کنار گذاشته شد و نایک همانند سابق به ارائه تجهیزات ورزشی نوآورانه‌ای بازگشت. آنچه که مخاطبان اصلی آن‌ها می‌شناختند و دوست داشتند.منشور هویت برند  نایک برای این‌که مخاطبین هدف بتوانند در تمامی تعاملات خود با برند، هویت مورد نظر را درک کنند باید تلاش کنید تا این هویت را در تمام چهار بعد زیر به نمایش بگذارید.برند به عنوان یک محصولمحصولات شما باید نماینده‌ای از هویت برندتان باشد. مثلا اگر مایلید که در ذهن مشتریان یک برند نوآور جلوه کنید، باید نوآوری محصول خود را در کاربرد و یا طراحی آن به نمایش بگذارید. بسیاری از برندها صرفا به کیفیت و ویژگی‌های محصول خود توجه می‌کنند. برای هویت بخشی به محصولات و خدمات خود باید کاربردهای آینده و کاربران احتمالی محصول خود را نیز در نظر بگیرید.برای مثال کفش‌های کتانی را در نظر بگیرید که دیگر مختص استفاده ورزشی نیستند، بسیاری از آن‌ها اکنون برای اوقات فراغت و استفاده روزانه خریداری می‌شوند یا حتی در برخی موارد کلکسیونی هستند.برند به عنوان یک سازمانهویت برند شما باید در فرهنگ سازمانی، کاملا نمایان باشد. تمرکز خود را از محصول به سمت سازمان خود گسترش دهید و فرهنگ شرکت، ارزش ها و حتی موقعیت جغرافیایی خود را در نظر بگیرید.      مصرف کنندگان از برندهایی که از آن‌ها خرید می‌کنند خواسته‌های بیشتری دارند. آنها دیگر نه تنها به دنبال کالاهای باکیفیت با پایین ترین قیمت ممکن هستند، بلکه به دنبال برندهایی هستند که ارزش‌هایی مطابق با ارزش‌های آن‌ها داشته باشد. برند به عنوان یک انساناگر برند شما یک انسان بود، چه کسی بود و چه ویژگی‌هایی داشت؟ آیا این شخص با ماموریت و ارزش‌های برند شما مطابقت دارد؟ برای ایجاد ارزش ویژه برند، به روابط باکیفیت با مشتریان خود نیاز دارید، بنابراین باید مطمئن شوید که یک شخصیت برند واقعی ایجاد می کنید، این شخصیت برند باید کاملا مبتنی بر هویت برند شما ساخته شود و در تعاملات برند (چه مشتری و چه کارمندان) خود را نشان دهد.برند به عنوان یک نمادعنصر نهایی بیشترین ارتباط را با هویت برند دارد. برند شما به عنوان نماد همان چیزی است که مصرف کنندگان ابتدا آن را تشخیص می دهند. این بُعد از هویت برند، لوگو، نام، لحن، داستان و سایر عناصر بصری و فیزیکی برند شما را شامل می‌شود. بنابراین باید تلاش کنید در تمام ابعاد فیزیکی برند، هویت مورد نظرتان را به نمایش بگذارید. داشتن نمادهایی که به راحتی قابل تشخیص هستند، شناسایی برند شما را برای مصرف کنندگان آسان تر می کند و به نوبه خود، برای شما ایجاد ارزش ویژه می کند.مثلا اگر برند شما با توجه به نوع محصول و مخاطب هدف، یک برند رسمی است، مجاز نیستید در تعاملات خود از لحن محاوره استفاده کنید.اگر مدیر یک کسب و کار و یا از مدیران ارشد یک برند هستید، در اولین فرصت جنبه‌های مختلف هویت برند خود را تعریف یا بازنویسی کنید. در این مسیر می‌توانید از همراهی یک شرکت مشاوره مدیریت بهره بگیرید. </description>
                <category>شرکت توسعه تجارت آرتام</category>
                <author>شرکت توسعه تجارت آرتام</author>
                <pubDate>Mon, 17 Oct 2022 13:30:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>4 روش ساده برای افزایش آگاهی از برند در زمان رکود</title>
                <link>https://virgool.io/@artamgp/4-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%AF-t9cdyua14ttd</link>
                <description>اگر به عنوان یک مدیر یا کارآفرین مسئولیت برندی را بر عهده دارید، دانستن این نکته ضروری‌است که در زمان رکود باید بیش از هر زمان دیگری بر برندسازی و مدیریت برند خود سرمایه گذاری کنید.شاید این روزها شما هم از وضعیت کسب و کار خود در شرایط رکود بازار ناراضی باشید. بسیاری از افراد در زمان رکود شغل خود را از دست می‌دهند و تورم نیز هزینه‎‌های زندگی آن‌ها را بیشتر می‌کند. در چنین شرایطی اگر برند شما بتواند جایگاهی مناسب در ذهن افراد ایجاد کند، سهم بیشتری از سبد خرید آن‌ها را به دست خواهد آورد.تیم آرتام در ادامه این مقاله 4 راهکار ساده، ارزان و کاربردی برای شما شرح داده است که اگر از این چهار استراتژی بازاریابی و برندسازی پیروی کنید، آگاهی از برند شما حتی در شرایط سخت اقتصادی افزایش خواهد یافت.1. یک هویت برند برنده و قهرمان از خود به نمایش بگذاریدمردم همیشه به دنبال تشویق یک برنده هستند. یک داستان برند جذاب برای خود خلق کنید که برنده بودن شما به خوبی در آن نمایش داده شود. در این داستان می‌توانید از نقطه شروع تا به امروز کسب وکار خود را شرح دهید. برای نگارش یک داستان برند موفق می‌توانید مقاله «همه چیز در مورد داستان برند» مار را مطالعه کنید.برنده شدن شما الهام بخش دیگران است و به آن‌ها برای حرکت به سمت موفقیت، امید می‌دهد. این امر مخصوصاً زمانی صادق است که مردم بتوانند با پیشینه و داستان شما ارتباط برقرار کنند.اما برای قهرمان شدن باید تلاش کنید و این موضوع به سادگی به‌دست نخواهد آمد. به عنوان یک مدیر باید در مرحله اول اطمینان حاصل کنید که ارزش‌های اصلی که معین کردید هم در زندگی شخصی و هم در شرکت شما جریان دارد. سیاست های شرکت شما باید ارزش های اصلی را منعکس کند تا یک فرهنگ برنده ایجاد شود.همچنین باید مطمئن شوید که محصول یا خدمات شما از بالاترین کیفیت ممکن برخوردار است. اگر روی تعقیب برتری درون خود و شرکتتان تمرکز کنید، پیروز خواهید شد و برنده شدن بسیاری از مشکلات را حل می کند.2. بهترین تجربه را برای مشتریان خود خلق کنیدتجربه مشتری موضوع بسیار مهمی در فرآیند برندسازی شما خواهد بود؛ بنابراین به هر یک از مشتریان خود اهمیت دهید و با آن‌ها به گونه ای رفتار کنید که احساس کنند مهمترین فرد در دنیای شما هستند و بعد از تعامل با شما به این باور برسند که انسان‌های خوب هنوز هم وجود دارند.کلمه &quot;حمایت&quot; را نه به عنوان یک کلمه کلیدی که ممکن است کارمندان شما در آموزش شنیده باشند، بلکه به یک ارزش اساسیِ واقعی تبدیل کنید. به وضعیت مشتری خود گوش دهید. همدلی و درک داشته باشید تا به آنها احساس مهم بودن بدهید. بیشتر مردم به جای گوش دادن برای فهمیدن گوش می دهند تا پاسخ دهند.3. از رسانه های اجتماعی استفاده کنیدرسانه‌های اجتماعی در دنیای امروز، یک ابزار در دسترس، کاربردی و نسبتا ارزان برای برندینگ شما به شمار می‌روند. در مرحله اول پلتفرم‌های مناسب کسب و کار خود را از بین رسانه های مختلف انتخاب کنیدو در مرحله بعد تلاش کنید تا برای مخاطبین خود محتوای سرگرم کننده و آموزشی تولید کنید.استفاده از محتوای جذاب، با هدف سرگرمی و آموزش افراد برای شناخته شدن برند شما بسیار مفید خواهد بود. شما باید یک اجتماع یا قبیله در رسانه‌های اجتماعی ایجاد کنید که به محصولات، خدمات و ارزش‌های اصلی شما علاقمند هستند.ضمنا قدرت افراد تاثیرگذار (اینفلوئنسرها) را دست کم نگیرید. از نفوذ افراد تاثیرگذار در شبکه‌های اجتماعی استفاده کنید تا برند شما شناخته‌ شده ‌تر شود. مشارکت با اینفلوئنسرهای معروف رسانه های اجتماعی تبدیل به یک امر ضروری برای استراتژی های برندسازی شده است. تبلیغ محصول یا خدمات شما توسط یک اینفلوئنسر سریعترین راه برای جذب فالوور در رسانه های اجتماعی خواهد بود.4. قدرت اسپانسرینگ را دست کم نگیریدچهارمین کلید افزایش آگاهی از برند، حمایت مالی و اسپانسرینگ سازمان‌ها و رویدادهای محلی است. میزبانی یا حمایت مالی از یک رویداد محلی به شما این امکان را می دهد که با مشتریان بالقوه به صورت رو در رو ملاقات کنید و با کسب و کارهای دیگر نیز شبکه‌سازی کنید. مردم ترجیح می دهند معاملات خود را با افراد و شرکت‌هایی که می شناسند و به آنها اعتماد دارند انجام دهند. بنابراین زمانی که مردم اشخاص واقعیِ پشت محصول یا خدمات را ببینند، نه تنها با داستان شما ارتباط برقرار می‌کنند بلکه نام تجاری و شرکت شما برای آن‌ها قابل اعتماد‌تر خواهد شد.منبع: entrepreneur.com</description>
                <category>شرکت توسعه تجارت آرتام</category>
                <author>شرکت توسعه تجارت آرتام</author>
                <pubDate>Wed, 14 Sep 2022 11:12:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معتبرترین شرکت مشاوره مدیریت دنیا را بشناسید</title>
                <link>https://virgool.io/@artamgp/%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AF-c656xfvw0kup</link>
                <description>میانه‌ی قرن بیستم دورانی بود که جابه‌جایی‌ها و جدایی‌ها و ادغام‌های فراوانی در میان شرکتهای مشاوره مدیریت روی داد. نتیجه‌ی نهایی این تغییرات، متمرکز شدن بسیار شدید صنعت مشاوره مدیریت بود.در گزارشی که در سال ۲۰۱۷توسط سایت Consultancy.uk تهیه شد، اندازه بازار مشاوره مدیریت ایران فقط ۶میلیون دلار بوده است. این درحالی است که طبق پیش‌بینی‌های همین منبع، چشم انداز اندازه‌ی این بازار رشدی تا ۸۵۰میلیون دلار را پیشنهاد می‌کند و این یعنی یکی از بزرگترین رشدهای یک صنعت در سال‌های پیش رو در حال وقوع است. با بررسی روندهای معمول در بازار، مشخص می‌شود که به‌هنگام وقوع بحران‌ها و رکود اقتصادی، استفاده از مشاورین مدیریت با رویکرد به حداقل رساندن رکود، افزایش چشمگیری را تجربه می‌کند. برای مثال بر اثر رکود اقتصادی در دهه ۴۰ و ۵۰ میلادی در امریکا، تعداد شرکت‌های مشاوره مدیریت بیش از ۲ برابر گردید و حجم بازار آن نیز تا ۵ برابر افزایش یافت.شرکت توسعه تجارت آرتام نیز به عنوان یک شرکت فعال در حوزه مشاوره مدیریت، افتخار ارائه خدمات مشاوره به کسب و کارهای بسیاری را داشته است.در این مقاله به معرفی شرکت مک‌کینزی اند کامپنی (McKinsey &amp;amp;amp; Company) به عنوان یکی از معتبرترین شرکت‌های مشاوره مدیریت جهان می‌پردازیم.این شرکت آمریکایی به منظور ارزیابی تصمیمات مدیریتی در بخش‌های دولتی و خصوصی تحلیل‌های کیفی و کمی انجام می‌دهد و در این میان ۸۰٪ از ابرشرکت‌های جهان و فهرست گسترده‌ای از دولت‌ها و سازمان‌ها را در زمره مشتریان خود دارند. مکنزی به عنوان یکی از سخت ترین شرکت ها برای ورود و استخدام در سطح جهانی شناخته شده است و شبکه کارمندان سابق مکنزی یکی از ابعاد منحصربفرد این شرکت است. برای مثال تعداد مدیران ارشد اجرایی شرکت‌های فرچون ۵۰۰ که از کارکنان سابق مکنزی بوده‌اند از هر شرکت دیگری بیشتر است، فهرستی که مدیر عامل ارشد گوگل ساندار پیچای، مدیر ارشد عملیاتی شریل سندبرگ، مدیر ارشد اجرایی مورگان استنلی جیمز گورمن، و بسیاری دیگر را در بر می‌گیرد.جیمز مک کینزی شرکت مک کینزی‌اند کمپانی را در سال ۱۹۲۶ در شیکاگو تأسیس کرد. مک کینزی تا پیش از آن استاد حسابداری در مدرسه بازرگانی دانشگاه شیکاگو بود. در سال ۱۹۳۵ این مؤسسه با شرکت ولینگتون‌اند کمپانی ادغام شد. این ادغام دو سال بیشتر دوام نیاورد و در سال 1937، جیمز او مک کینزی پس از ابتلا به ذات الریه درگذشت. پس از مرگ مک کینزی گی کراکت و دیک فلچر مدیریت مؤسسه مک کینزی را برعهده گرفتند و آن را به یکی از معتبرترین شرکت‌های مشاوره دهنده جهان تبدیل کردند. تحت رهبری ماروین بوور، این شرکت طی دهه های 1940 و 1950 به اروپا گسترش یافت؛ به طوری که یک سوم درآمد شرکت از دفاتر اروپا تأمین می شد. پس از جنگ جهانی دوم، دولت ها، پیمانکاران دفاعی و سازمان های نظامی نیز به جمع مشتریان مک کینزی پیوستند. در سال 1967 درآمد شرکت با وجود رقبای جدیدی مثل گروه مشاوره بوستون و بین اند کمپانی کاهش یافت. در سال 1971، مدیران مک کینزی به این نتیجه رسیدند که بیش از حد بر گسترش جغرافیایی متمرکز شده اند و از دانش کافی در صنعت برخوردار نیستند؛ در نتیجه توصیه شد که مک کینزی رشد خود را کند کرده و تخصص های صنعتی را توسعه دهد. دانیل و فرد گلوک با توسعه 15 کارگروه تخصصی در مک کینزی به نام مراکز صلاحیت، به تغییر شرکت از رویکرد کلی گرایانه کمک کردند. فرد گلوک از سال 1988 تا 1994 به عنوان مدیر عامل مک کینزی فعالیت می کرد. درآمد شرکت در زمان تصدی وی دو برابر شد. وی مک کینزی را به 72 &quot;جزیره فعالیت&quot; سازمان داد که در هفت بخش و هفت منطقه عملکردی سازمان یافته بودند. نوامبر 1993 در مجله Fortune گفته شد که شرکت مک کینزی مشهورترین، مخفی ترین، گرانترین، معتبرترین، موفق ترین، حسودترین، معتمدترین و منفورترین شرکت مشاور مدیریت روی زمین است. مک کینزی بخش &quot;شتاب دهنده ها&quot; را در دهه 1990 تأسیس کرد، جایی که شرکت با شریک شدن مبتنی بر سهام با استارت آپ ها شروع به فعالیت نمود؛ این شرکت بیش از 1000 پروژه تجارت الکترونیکی را فقط از سال 1998 تا 2000 انجام داد. جیمز اوشیا و چارلز مادیگان در كتاب خود در سال 1997 اذعان داشتند كه فرهنگ مک كینزی به دلیل نفوذ، وفاداری و غیرت اعضای آن، اغلب با دین مقایسه شده است. تا سال 2002، مک کینزی 35.8 میلیون دلار بودجه برای مدیریت دانش سرمایه گذاری کرده بود، در حالیکه این رقم در سال 1999، 8.3 میلیون دلار بود. این در حالی است که درآمد این شرکت به ترتیب 50، 20 و 30 درصد از مشاوره استراتژی، عملیات و فناوری بود. مک کینزی در طی شیوع ویروس کرونا در سال 2019 برای چندین شهر، ایالت و سازمان های دولتی مشاور داشته است و در طی چهار ماه اول همه گیری کرونا، مک کینزی بیش از 100 میلیون دلار کار مشاوره ای، از جمله قراردادهای با وزارت امور سربازان قدیمی و نیروی هوایی ایالات متحده به دست آورد. دستورالعمل های بازگشایی شهرستان میامی که با کمک مک کینزی تهیه شده است، توسط رسانه ها و مقامات محلی به دلیل پیچیدگی و عدم شفافیت مورد انتقاد قرار گرفت. مک کینزی واحد مشاوره خود در زمینه بانکداری و سرمایه گذاری را در سال 2021 تعطیل کرد و دلیل آن را &quot;موارد پرسنلی&quot; عنوان کرد. این شرکت به طور سنتی تقریباً 25 درصد بیشتر از شرکت های رقیب هزینه دریافت می کند. در اکتبر 2018، در پی ترور جمال خاشوقچی، مخالف و روزنامه نگار سعودی، نیویورک تایمز گزارش داد که مک کینزی برجسته ترین مخالفان سعودی را در توییتر شناسایی کرده و متعاقباً دولت عربستان مخالفان و خانواده های آن ها را سرکوب کرده است. مک کینزی بیانیه ای صادر کرد و این مسئله را رد کرد. در دسامبر 2018، نیویورک تایمز گزارش داد که پادشاهی سعودی مشتری بسیار مهمی برای شرکت است و تقریباً 600 پروژه فقط از سال 2011 تا 2016 با کمک این شرکت به انجام رسانده است. ساندی تایمز نوشت که مک کینزی اولین شرکتی که فارغ التحصیلان MBA را از مدارس عالی تجارت برای استخدام پروژه های خود استخدام می کند، نه اینکه به پرسنل قدیمی صنعت اعتماد کند. مک کینزی در درجه اول از مدارس عالی تجارت جهان  (به عنوان مثال هاروارد، استنفورد، وارتون، کلمبیا، بوت، اسلون، HEC پاریس)  نیرو استخدام می کند. بسیاری از افرادی که تجربه کار در مک کینزی را دارند، مدیر عامل شرکت های بزرگ می شوند یا سمت های مهم دولتی را در اختیار دارند.  با این کار، آن ها با ارزش ها و فرهنگ مک کینزی بر سازمان دیگر تأثیر می گذارند. مک کینزی یک مجله تجاری به نام فصلنامه مک کینزی منتشر می کند و معمولاً مشاوران و فعالان این فصلنامه افرادی هستند که کتاب های زیادی در حوزه های مختلف مدیریتی تألیف کرده اند. این شرکت 27 هزار کارمند در سراسر دنیا دارد و درآمد این شرکت در سال 2018 چیزی کمی بیشتر از 10میلیارد دلار بوده است. این شرکت 127 دفتر در 60 کشور دنیا تأسیس نموده است و در حال حاضر، دفتر مرکزی این شرکت در مرکز تجارت جهانی سه در منهتن نیویورک قرار دارد.. این شرکت به صنایع متنوعی از جمله نفت و گاز، کشاورزی، خرده فروشی، معدن، مسکن و غیره خدمات مشاوره مدیریتی ارائه می نماید.</description>
                <category>شرکت توسعه تجارت آرتام</category>
                <author>شرکت توسعه تجارت آرتام</author>
                <pubDate>Sat, 10 Sep 2022 16:17:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>7 نکته طلایی که هر فروشنده‌ای باید بداند!</title>
                <link>https://virgool.io/@artamgp/7-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF-mz7dsbhmn2yh</link>
                <description>در هر کسب و کاری، بخش فروش، نقشی اساسی در موفقیت کسب و کار ایفا می‌کند. می‌توان گفت که همه‌ی فعالیت‌های یک گروه در نهایت، بر فروشِ بیشتر تمرکز دارد و در این راستا انجام می‌شود. ریچارد هین در مورد اهمیت فروش در کسب و کار می‌گوید: «ما با مشتریان خود تنها یک رابطه مشخص سازمانی داریم و آن رابطه، فروش است.»تیم آرتام در این مقاله قصد دارد راهکارهایی را برای بهبود فرآیند فروش معرفی و تشریح کند. پس اگر به عنوان مدیر تیم فروش و یا یک فروشنده به دنبال افزایش میزان فروش خود هستید در ادامه این مقاله با ما همراه باشید و راهکارهای زیر را اجرایی کنید.1. مثل یک فروشنده فکر نکنیدوقتی مثل یک فروشنده فکر می‌کنید، به هر فرصتی چنگ می‌زنید تا محصول یا خدمات خود را به مشتری عرضه کنید. در عوض، تلاش کنید سرعت خود را کاهش داده و تا حد ممکن به مشتری و نیازهای او گوش فرا دهید و با هدفمندی متفکرانه تشخیص دهید که این فرد مشتری مناسبی برای شمااست یا خیر. 2. به فرآیند فروش همانند یک پزشک نگاه کنید! هیچ پزشکی به شما نمی‌گوید: &quot;من یک روش جدید باورنکردنی دارم که نتیجه آن همه چیز را تغییر خواهد داد!» در عوض، تلاش می‌کند تا با پرسیدن سؤالات مختلف، از درک دقیق درد و مشکل شما اطمینان حاصل کند. پس به عنوان یک فروشنده تلاش کنید قبل از ارائه راه حل، هدف خود را بر درک کامل عمیق‌ترین ناامیدی‌های مشتری‌ قرار دهید.3. این سه ویژگی را رهاکنید!اکثر فروشندگان فکر می‌کنند متقاعدسازی، اشتیاق و القا‌، کلید فروش بیشتر هستند، اما اینطور نیست. اگر برای فروش کالای خود مجبور هستید مشتری را با یک فرایند خسته کننده، برای خرید «متقاعد» کنید، احتمالاً آن مشتری برای چیزی که می‌فروشید مناسب نیست. «شور و شوق» بیش از حد نیز صرفا سماجت و عدم صداقت به نظر می‌رسد. و نهایتا «القاء» نقطه مقابل تلاش برای درک مشکل مشتری است. پس به دنبال درک و تشخیص چالش‌های کلیدی مشتری باشید. 4. از چالش‌هایی که با آن مواجه شدید برای مشتری بگوییدبه عنوان یک متخصص، توجه مشتری را به اطلاعات حرفه‌ای ارزشمندی که دارید جلب کنید و برخی از آن اطلاعات را ابتدای مکالمه بیان کنید. چند نمونه از چالش‌هایی را که در حرفه آن‌ها دیده‌اید فهرست کنید. این یک اقدام ارزش آفرین است و مثل سکوی پرتابی برای یک گفت و گو عالی عمل می‌کند.5. در مورد چالش‌های مشتری‌ سوال بپرسیدوقتی چالش‌هایی که دیده بودید را به اشتراک گذاشتید، بپرسید: &quot;شما هم تجربه این چالش‌ها را داشته‌اید؟&quot; چنین سؤال‌های ساده‌ای، ذهن مشتری شما را درگیر کرده و آن‌ها را نسبت به خرید محصول شما تشویق خواهد کرد. اگر بتوانید مشتری را به بیان چالشی که تا به امروز درباره آن با کسی صحبت نکرده تشویق کنید، بلافاصله به عنوان یک مرجع در حوزه کاری خود، نزد آن مشتری احترام به دست خواهید آورد.اما اگر فردی با چالش‌هایی که می‌توانید حل کنید مواجه نیست، احتمالاً مشتری شما نیست و باید آن گزینه را رد کنید تا بتوانید وقت خود را صرف دیگر مشتری‌های احتمالی کنید. 6. قانون 15 درصد را به خاطر داشته باشید فروشندگان هیچوقت نباید بیش از 15 درصد از یک جلسه را صحبت کنند. صحبت کردن باعث نمی‌شود کنترل مکالمه را به دست بگیرید. این وظیفه سوال‌های خوب شما خواهد بود. زبان بدن، سوالات متفکرانه و جمله‌های کوچکی مثل &quot;واقعا؟&quot; همه ابزارهای خوبی برای صحبت کردن با مشتری‌ هستند. 7. نیازمند فروش نباشیدمشتری‌های شما هیچوقت نباید احساس کنند که برای پرداخت هزینه‌های خود نیاز به فروش دارید. وقتی موفق و با اعتماد به نفس به نظر برسید، مشتری‌ها باور می‌کنند که به پول آن‌ها نیازی ندارید و فقط فکر می‌کنید پیشنهاد شما واقعا به آن‌ها کمک می‌کند.</description>
                <category>شرکت توسعه تجارت آرتام</category>
                <author>شرکت توسعه تجارت آرتام</author>
                <pubDate>Thu, 08 Sep 2022 18:17:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک بیزینس پلن موفق و کاربردی بنویسیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@artamgp/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%B3-%D9%BE%D9%84%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-yjadvex5eadm</link>
                <description>بیزینس پلن یا طرح تجاری سندی است که اهداف مالی کسب و کار شما را خلاصه کرده و نحوه رسیدن به آن را توضیح می‌دهد. یک طرح تجاری قوی و دقیق نقشه راه ۳ تا ۵ سال آینده کسب و کار شما را ارائه می‌دهد و می‌توانید آن را با سرمایه گذارهای بالقوه، وام دهنده‌ها و سایر شرکای کلیدی خود به اشتراک بگذارید.یک طرح تجاری خوب باید شامل جزئیاتی در رابطه با اهداف، محصولات و خدمات و مسائل مالی کسب و کار شما باشد. با توجه به اهمیت وجود بیزینس پلن برای هر کسب و کاری بر آن شدیم تا در این مقاله قدم به قدم تا نوشتن یک طرح تجاری موفق، همراه شما باشیم.انجام مراحل زیر به شما برای نگارش یک بیزینس پلن موفق کمک خواهد کرد.1. یک چکیده اجرایی و عملیاتی بنویسیداین اولین صفحه طرح تجاری شماست. می‌توانید به آن به عنوان ارائه آسانسوری خود نگاه کنید. این چکیده باید شامل بیانیه ماموریت، توضیح خلاصه ای از محصولات و خدماتی که ارائه می‌ دهید و یک خلاصه از پلن مالی و درآمدی شما باشد.چکیده اجرایی، اولین چیزی‌است که سرمایه‌گذاران شما آن را مطالعه خواهند کرد. در نظر داشته باشید که بهتر است نگارش این بخش را در مراحل آخر تدوین بیزینس پلن خود انجام دهید تا بتوانید در زمان نوشتن بخش های دیگر، نکات مهم را که شناسایی کرده و در آخر  آن‌ها را در چکیده خود بگنجانید. 2. شرکت خود را توصیف کنیداین بخش باید شامل توضیحاتی از موارد زیر باشد:نام ثبت شده کسب و کار شماموقعیت مکانینام افراد کلیدی حاضر در کسب و کار  (حتما به مهارت های منحصر به فرد و تخصص های تکنیکال افراد تیم خود اشاره کنید).ساختار کسب و کار (مثلا موسسه تک مالکیتی، شراکت یا شرکت سهامی) درصد مالکیت هر یک از مالکین و میزان نفوذ آن‌ها در شرکتضمنا باید تاریخچه شرکت و ماهیت حال حاضر کسب و کارتان را نیز در این بخش ارائه دهید.3. اهداف کسب و کارتان را بیان کنیدسومین بخش طرح تجاری شامل شرح اهداف است. این بخش دقیقا مشخص می‌کند که شما سعی دارید در کوتاه مدت و بلند مدت به چه چیزی برسید.اگر دنبال وام کاری یا سرمایه خارجی هستید، می‌توانید از این بخش استفاده کنید و توضیح دهید دقیقا چرا به این بودجه نیاز دارید، این بودجه چطور به رشد کسب و کار شما کمک می‌کند و برنامه شما برای رسیدن به اهداف توسعه کسب‌وکارتان چیست. نکته کلیدی این است که در این بخش باید یک توضیح شفاف و کامل از اینکه وام یا سرمایه چگونه به رشد شرکت شما کمک می‌کند ارائه دهید.برای مثال اگر قصد دارید یک خط تولید جدید ایجاد کنید، می‌‌توانید توضیح دهید که وام یا سرمایه مورد نیاز شما چطور می‌تواند به راه اندازی این خط تولید جدید کمک کند و در نتیجه تولید این محصول جدید، فروش شما طی سه سال آینده چه میزان افزایش خواهد داشت.  4. محصول و خدمات خود را توصیف کنیددر این بخش، جزئیات محصول و خدماتی را که ارائه می‌دهید یا قصد دارید ارائه دهید بیان کنید. این بخش باید شامل موارد زیر باشه:توضیح نحوه کار محصول یا خدماتمدل قیمت گذاری محصول یا خدماتمشتریان بالقوه و بالفعلاستراتژی زنجیره تامین و تحویل سفارشاستراتژی فروشاستراتژی توزیعضمنا می‌توانید به علائم تجاری و حقوق انحصاری حال حاضر یا در انتظار ثبت مربوط به محصول یا خدمات خود نیز اشاره کنید.5. تحقیقات بازار خود را ارائه دهیدمزیت رقابتی خود را برای سرمایه‌گذاران و وام دهندگان شرح دهید. در بخش تجزیه و تحلیل بازار در مورد این‌که رقبای شما چه کسانی هستند و نقاط قوت و ضعف آن‌ها چیست صحبت کنید. همچنین در صورتی که محصول و خدمات شما بازار بهتر و اشباع نشده ای را نسبت به رقبا پوشش می‌دهد، این مزیت را نیز برای سرمایه‌گذاران توضیح دهید.6. برنامه بازاریابی و فروش را به شکل اجمالی شرح دهیدروش‌ها و برنامه های متقاعدسازی مشتریان برای خرید محصول و خدمات و همچنین راهکارهایی را که برای افزایش وفاداری مشتریان خود در نظر گرفته اید شرح دهید.7. گزارش تجزیه و تحلیل مالی کسب و کار خود را ارائه دهیداگر یک استارتاپ باشید ممکن است هنوز اطلاعات چندان دقیقی پیرامون جنبه مالی کسب و کار خود نداشته باشید. اما اگر صاحب تجارتی هستید که در حال حاضر به درآمد رسیده است، باید گزارشات درآمد یا ضرر و زیان، ترازنامه دارایی ها و بدهی ها و صورت جریان نقدینگی کسب و کار خود را ارائه دهید. همچنین میتوانید از چنین پارامترهایی استفاده کنید:حاشیه سود خالص: درصدی از عایدی که درآمد خالص شما است.نسبت جاری: یکی از نسبت‌های مالی است که توانایی شرکت در بازپرداخت تعهدات کوتاه مدت را اندازه‌گیری می‌کند و از طریق تقسیم دارایی جاری بر بدهی‌های جاری، محاسبه می‌شود.گردش حساب‌های دریافتنی: گردش حساب‌های دریافتنی، یکی از نسبت‌های کارایی (فعالیت) شرکت‌هاست. این نسبت،  تعداد دفعات وصول مطالبات، حساب‌ها و اسناد دریافتنی را طی یک دوره مالی (معمولا یک سال مالی) نمایش می‌دهد. بیشتر بودن این نسبت بدین معناست که شرکت مطالبات خود را سریع‌تر وصول می‌کند.استفاده از چارت‌ها و نمودارها: در این قسمت استفاده از چارت و نمودار برای تشخیص ساده تر سلامت مالی کسب و کار شما بسیار مفید است.8. پیش بینی مالی انجام دهیداگر به دنبال سرمایه گذار هستید، این بخش مهمی از طرح تجاری‌ شما خواهد بود. در این قسمت باید به طور کامل توضیح دهید که چگونه سود کافی برای بازپرداخت وام و یا بازده مناسب برای سرمایه‌گذاران را کسب خواهید کرد.در این بخش می‌توانید از فروش ماهانه، فصلی و هزینه ها، پیش بینی سود در بازه ای حداقل 3 ساله را ارائه دهید. صحت این اطلاعات بسیار مهم است بنابراین تلاش کنید قبل از ارائه ی پیش‌بینی ها، صورتحساب های مالی قبلی را به دقت تجزیه و تحلیل کنید. 9. اطلاعات بیشتری را به ضمیمه اضافه کنیداگر اطلاعات مفید و قابل توجهی داشتید که در ذیل تیترهای قبل جای نمی‌گرفت آن را در انتهای بیزینس پلن خود لیست کنید. به عنوان مثال رزومه کارمندان کلیدی، تجهیزات، مجوزها، امتیازنامه ها، رسیدها، صورتحساب های بانکی، قراردادها و سابقه ی مالی شخصی و تجاری می‌تواند پیوست شود. اگر ضمیمه طولانی شد، می‌توانید در ابتدای این بخش یک جدول محتوایی اضافه کنید.10. نکات کلیدی زیر را فراموش نکنیدبه عنوان کلام آخر سعی کنید نکات مهم زیر را در زمان نگارش بیزینس پلن خود فراموش نکنید.از خوش‌بینی بیش از حد خودداری کنید: ارائه ی پیش‌بینی های فروش غیرمنطفی می‌تواند شانس شما را برای دریافت وام و متقاعدسازی سرمایه‌گذاران کاهش دهد.بازبینی نگارشی: وجود غلط های املایی، نگارشی و دستوری می‌تواند تمرکز وام دهندگان و سرمایه گذاران را به جای نکات مهم، بر اشتباهات شما متمرکز کند. اگر نوشتن و ویرایش جزو توانایی های شما نیست، یک ویراستار یا مصحح حرفه ای استخدام کنید.منبع: nerdwallet.com</description>
                <category>شرکت توسعه تجارت آرتام</category>
                <author>شرکت توسعه تجارت آرتام</author>
                <pubDate>Sun, 04 Sep 2022 14:24:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاربرد تقویم محتوا در بازاریابی محتوایی</title>
                <link>https://virgool.io/@artamgp/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-kxhatlq7evgk</link>
                <description>یکی از مسائلی که مدیران در جلسات مشاوره شرکت توسعه تجارت آرتام با ما درمیان می‌گذارند؛ نداشتن یک برنامه صحیح و کاربردی برای اجرای بازاریابی محتوایی است. بازاریابی محتوایی یک کمپین کوتاه مدت نیست، بلکه استراتژی بلند مدتی جهت جذب، تبدیل و حفظ مشتریان است. بدون ابزاری برای مدیریت استراتژی محتوا نمی‌توانید استراتژی محتوایی بلندمدتی داشته باشید و تقویم محتوا یکی از موثرترین ابزارهایی است که می‌توانید از آن استفاده کنید.در این مقاله قصد داریم ساز‌وکار تدوین تقویم محتوایی را به عنوان ابزاری برای مدیریت محتوا بررسی کنیم. پس اگر به عنوان مدیر یک کسب و کار نوپا و یا یک فریلنسر برای ادامه مسیر خود نیاز دارید به عرصه بازاریابی محتوا قدم بگذارید در ادامه این مقاله با تیم آرتام همراه باشید.سه مولفه اصلی تدوین تقویم محتوااز آنجایی که بازاریابی محتوایی یک استراتژی بلندمدت است و اغلب شامل چند تولیدکننده محتوا، مشتری و تاثیرگذاری بیرونی است، پیگیری و رصد تمام داستان ها و قالب ها (آنلاین و آفلاین) می تواند مشکل ساز باشد. اما تدوین یک تقویم محتوای اصولی می‌تواند راه حل بسیار مناسبی برای این مسئله باشد. مولفه های زیر می‌تواند به شما برای داشتن یک تقویم محتوایی مناسب کمک کند.مولفه 1: شناخت بخش‌های اصلی تقویم محتواتقویم محتوا چیزی بیش از تقویم صرف با تاریخ تعیین شده برای نشر محتواست. تقویم محتوای خوب تولید محتوا را به پرسونای مخاطب، چرخه تعامل و کانال های مختلف رسانه ای متصل می‌کند.تقویم محتوا به جز تاریخ ها و تیترها باید شامل موارد زیر هم باشد:1. فهرست اولویت بندی شده از آنچه بر مبنای استراتژی محتوا منتشر می‌کنیداین فهرست، فهرست موجودی شما است و ممکن است شامل این موارد باشد: محتوای فعلی که مجددا طراحی خواهد شد، محتوایی که از شرکای خود دریافت ‌می‌کنید یا محتوایی که قرار است ارائه شود. 2. تولید کنندگان و یا ویراستاران تعیین شده که مسئول محتوا هستنددر این قسمت اسامی افرادی را ذکر می‌کنید که مسئول تولید محتوا هستند اگر چند ویراستار دارید نام آن‌ها را هم بنویسید.3. کانال های نشر محتوافهرستی از قالب‌ها و کانال های هدف برای محتوا تهیه کنید. مثلا ممکن است مطالب وبلاگی داشته باشید که بخشی از مجموعه کتاب الکترونیکی است که آن را در سایت منتشر می‌ کنید. ممکن است در این حالت بخواهید بخش‌هایی را از طریق چندین کانال توزیع مانند خبرنامه ایمیلی و یا شبکه های اجتماعی همچون توئیتر یا اینستاگرام ارائه دهید.4. فراداده یا متا دیتافراداده برچسبی است که به مطالبتان اختصاص می‌دهید تا بتوانید محتوایی را که در حال کار روی آن هستید ردیابی کنید. تعداد برچسب ها کاملا به خودتان بستگی دارد. احتمالا برای جنبه های مهم محتوا نظیر «پرسونا هدف» یا «چرخه تعامل» برچسب هایی تعیین می کنید تا از توازن بین محتوای ویرایشی با اهداف کلی اطمینان حاصل کنید. همچنین ممکن است بخواهید برای مواردی مانند نوع محتوا یا حتی عبارت کلیدی سئو، از ستون ها یا برچسب ها استفاده کنید.5. تاریخ تولید و نشر محتوادر اینجا تاریخ مقرر برای ویرایش محتوا همراه با تاریخ نشر آن‌ را تعین می‌کنید. همین‌طور که پیش می‌روید و مسائل را ریزتر می‌بینید باید در صورت نیاز تاریخی را برای به روزرسانی محتوا به بخش تاریخ ها اضافه کنید.6. مراحل گردش کاراگر برای سازمان بزرگ‌تری کار می‌کنید، می‌توانید مراحل گردش کار شامل موارد حقوقی، بررسی واقعی، غلط یابی، یا سایر عناصر تاثیر گذار در فرایند تولید و مدیریت محتوا را به تقویم اضافه کنید.وقتی همه این بخش ها را در تقویم محتوا ایجاد می‌کنید، به یاد داشته باشید که این تقویم ابزار مدیریتی است. بنابراین صرفا بخش هایی را دراین تقویم قرار دهید که برای مدیریت فرایندها به آن نیاز دارید و مثلا اگر برای پشتیبانی از کسب و کار کوچکتان، هفته ای یک مطلب وبلاگی و ماهی دو پیام ایمیلی می‌نویسید، نیازی نیست تقویم محتوایتان را بیش از حد پیچیده کنید. تا جایی که می توانید تقویم را ساده نگه دارید.مولفه 2: سازمان‌دهی تقویمسند تقویم رابه گونه ای تنظیم کنید که به کارتان بیاید. برای سادگی فرض می‌کنیم یک صفحه‌ی گسترده اکسل برای یک سال دارید و هر سربرگ آن برای یک ماه است. ستون های این صفحه گسترده اکسل می‌توانند به شکل زیر باشند:تیتر محتوانوع محتواپرسونای محتوا که این مطلب را برایش می‌نویسیدشخصی که این محتوا را می‌نویسد یا تولید می‌کندکانال‌های نشر محتوابرچسب‌های فرادادهتاریخ نشروضعیت (می‌توانید مثلا با رنگ‌های سبز، زرد یا قرمز نشان دهید)سایر توضیحاتمعیارهای سنجش اصلی (مثلا نظرهای ارسال شده، تعداد بازدید صفحه و دانلودها)دعوت به اقدام (اقدام یا رفتار اولیه‌ای که از بازدیدکنندگان خواسته‌اید)در آخر باید گفت تقویم محتوا پر استفاده‌ترین ابزار در فرایندتان خواهد بود. تفاوتی نمی‌کند تقویم محتوا ترکیبی از اسناد، صفحه گسترده اکسل تکی، ابزار تولید آنلاین یا صرفا ایمیل ماهانه باشد که به تیمتان ارسال می‌کنید؛ در هر صورت کلید ماجرا این است که برای شما نتیجه می‌دهد. در نهایت باید گفت هر آنچه به هموار شدن فرایند کمک می‌کند و شما و تیم محتوا را در مسیر صحیح نگه می‎‌دارد، تقویم محتوا است.مولفه 3: تدوین راهنمای نگارشبدیهی‌است وقتی درباره تقویم صحبت می‌کنیم ، اولین چیزی که به ذهن خطور می‌کند دستورالعملی برای برنامه ریزی تولید محتوا و زمان آن است. ولی تقویم شما کارکرد مهم دیگری هم دارد. این تقویم پایه تدوین راهنمای نگارش است که ابزاری کاربردی برای خالقان ، ویراستاران و تولیدکنندگان محتواست.همچنین این راهنما را می‌توان به راهنمای گفتگوی اجتماعی (به عبارت دیگر خط مشی رسانه اجتماعی) تعمیم داد که دستورالعملی برای نحوه واکنش افراد و تبدیل آنان به مشتری است.همین‌طور که افراد بیشتری شروع به روایت «داستان» برندتان می‌کنند، مطمئن شوید برای انتشار صدای مناسب برندتان، ابزارها و آموزش‌های مناسب را دارید. همچنین برای اطمینان از پایبندی به این صدا باید بر آن نظارت داشته باشید.حتی اگر فعلا در این مسیر تنها هستید، پایبندی به لحن ویراستاری و حفظ آن باعث می‌شود محتوا حرفه‌ای تر و مطمئن تر بماند و در صورتی‌ که بخواهید نویسنده دیگری اضافه کنید کار راحت تری در پیش دارید.در جریان ادامه داستان رایج است که به تدریج، لحن، کیفیت و سبک از نقطه اصلی دور شود تا اینکه داستان کاملا از مسیر خود منحرف شود. این همان جایی است که راهنمای نگارشتان وارد میدان می‌شود.در اینجا برخی نکات کلیدی ذکر می‌شوند که باید آن ها را لحاظ کنید:لحن و صدای کلی بازاریابی محتوایی را تعیین کنید. اینکه شما چه کسی هستید و چه چیزی را در محتوا منتقل می‌کنید و متوسط محتوایی که تولید می‌کنید چه مقدار است.دستورالعمل های برندسازی را مشخص کنید. مثلا نحوه اشاره به شرکت، خطوط تولید، افراد و غیره.حرف آخر اینکه تقویم محتوا قدرتمندترین ابزار در نقش بازاریاب محتواست. اگر برای تولید محتوای تحسین برانگیز برنامه‌ریزی نکنید به آن نخواهید رسید.منبع: کتاب بازاریابی پرمحتوا نوشته جو پولیزی </description>
                <category>شرکت توسعه تجارت آرتام</category>
                <author>شرکت توسعه تجارت آرتام</author>
                <pubDate>Mon, 15 Aug 2022 15:39:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهکارهای کاهش کمال گرایی مدیران</title>
                <link>https://virgool.io/@artamgp/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-pe67cav8skyi</link>
                <description>یکی از معضلاتی که شرکت توسعه تجارت آرتام به عنوان یک شرکت مشاوره مدیریت،  در تعامل با مدیران با آن مواجه می شود موضوع «کمال گرایی» است. کمال گرایی در محیط کار، شاید در نگاه اول یک ویژگی مثبت باشد که به افراد کمک می‌کند اشتیاق بیشتری برای انجام دادن بهتر و بیشتر کارها داشته باشند. اما از آنجایی که مدیران کمال گرا، اغلب اعضای تیم را با استانداردهای غیرمنطقی می سنجند. این ویژگی مدیران می‌تواند علاوه بر کاهش رضایت شغلی، انگیزه و بهره وری کارمندان را نیز پایین بیاورد. چالش هایی که یک مدیر کمال گرا برای تیم ایجاد می کند شامل موارد زیر است:?عدم توانایی در واگذاری اختیار و کند شدن روند اجرای پروژه ها?ایجاد ترس از شکست در تیم?ایجاد مانع برای نوآوری و یادگیری?کند کردن روند پیشروی پروژه ها بنابراین اگر به عنوان یک مدیر، آماده ی کنار گذاشتن«کمال گرایی» خود هستید در ادامه این مقاله با تیم آرتام همراه باشید و راهکارهای پیشنهادی زیر را به کار بگیرید.1. بپذیرید که کمال‌گرا هستیداولین و مهم‌ترین مرحله برای مقابله با کمال‌گرایی پذیرش آن است. اگر یک مدیر از تمایلات کمال‌گرایانه خویش آگاهی داشته باشد. و تاثیر منفی که بر تیم می‌گذارد را درک کند بهتر می تواند به سمت کشف راهکارهایی برای «Good enough» بودن برود.2. درک خود را نسبت به شکست تغییر دهیدایلان ماسک می‌گوید: «اگر در مسیر کاری که در حال انجام آن هستید با شکست رو به رو نشوید یعنی به اندازه کافی نوآور نبودید».به عنوان یک مدیر باید بتوانید باورهای خود را نسبت به شکست تغییر دهید و اجاره دهید کارمندان شما شکست را تجربه کنند و چیزهای جدید یاد بگیرند.3. درخواست بازخورد، پیگیر و پاداش نتایجمدیران کمال‌گرا کم کم به سمت تکروی می‌روند و مشارکت دیگران در انجام کارها را کنار می‌زنند. یک راه‌حل خوب برای مقابله با این جنبه از کمال‌گرایی این است که به صورت مداوم از کارکنان فیدبک بگیرید و با توجه به نتایج این فیدبک‌ها راهکار و فرایندهای بعدی را تنظیم کنید و به کسانی که در مسیر آن فرآیند قدم‌های مثبت و رو به جلو برمیدارند پاداش بدهید.4. تلاش خود را بر نتایج دست یافتنی متمرکز کنیدکمال یک کانسپت ذهنی است. زمانی که یک رهبر ایده خود را از دید تمایلات کمال گرایانه به تیم تحمیل کند این اقدام باعث کاهش رضایت شغلی آن‌ها می‌شود. به عنوان یک مدیر اگر می‌خواهید به صورت واقع بینانه به نتایج مورد نظر خود برسید، با کارمندانتان مشورت کنید.5.  فقط اشتباهات را نبینیدکسی که کمال گرا است همیشه از دل هر موضوعی یک اشتباه پیدا می‌کند. این باعث می‌شود افراد حتی در زمان درست انجام دادن کارها نیز احساس خوبی نداشته باشند. برای مقابله با این اثر منفی، عملکرد افراد را به بخش های مختلف تقسیم کنید و بخشی از آن را برای برجسته کردن و قدردانی انتخاب کنید. سعی کنید فرهنگی را در محیط کار ایجاد کنید که افراد بدون ترس و شرمندگی برای آموزش و رشد و توسعه انگیزه داشته باشند.</description>
                <category>شرکت توسعه تجارت آرتام</category>
                <author>شرکت توسعه تجارت آرتام</author>
                <pubDate>Thu, 11 Aug 2022 15:48:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه با کارمندان نسل Z رفتار کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@artamgp/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B3%D9%84-z-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-w6vjs3dtliee</link>
                <description>امروزه اصطلاح «جوانان نسل Z» زیاد به گوش می‌رسد. اما واقعا این نسل چه کسانی هستند و چه خصوصیاتی دارند؟ آیا مدیران باید برای مدیریت این افراد در محیط های کاری روش های خاصی را به کار گیرند؟ در این مقاله قصد داریم پس از تعریف ویژگی های مشترک نسل z ، روش های مختلف تعامل و مدیریت این نسل در محیط کار را شرح دهیم. پس در ادامه این مقاله با تیم آرتام همراه باشید.نسل Z  چه کسانی هستند؟نسل زد در سال‌های اواخر دهه 90 (حدود 1995) یا اواخر دهه 2000 (حدود 2010) به دنیا آمده‌اند. این نسل از همان ابتدا با ابزارهای دیجیتال آشنا شده‌اند و در حال حاضر بسیاری از فعالیت‌های خود را با دستگاه‌ها و ابزارهای هوشمند انجام می‌دهند. استفاده فراوان از اینترنت باعث شده است که آن‌ها را با عنوان نسل اینترنت یا بومی‌های دیجیتال هم بشناسیم.ویژگی های مشترک نسل z در محیط کارگروهی از ویژگی‌ها و رفتارهای شخصیتی وجود دارد که این نسل معمولاً در آنها مشترک است. در ادامه به تشریح هر یک از آن‌ها پرداخته و در نهایت راهکارهای مناسبی را که مدیران باید برای هدایت بهینه این رفتارها در محیط کار پیاده سازی کنند پیشنهاد خواهیم داد.1. نسل z کار کردن با تکنولوژی مدرن را دوست دارداین نسل از کودکی با اشکال مختلف فناوری در ارتباط بوده و بنابراین انتظار دارد که در زندگی کاری و حرفه ای خود نیز تا حد امکان از این فناوری های مدرن به منظور تسهیل کردن فعالیت ها استفاده کند. بنابراین به عنوان یک مدیر باید ابزارهای لازم را برای کارکنان این نسل فراهم کنید تا در کوتاه‌ترین زمان ممکن فعالیت های کاری خود را با استفاده از این ابزارها به نتیجه برسانند.2. نسل z تعاملات حضوری را ترجیح می‎‌دهداگرچه این نسل با ارتباطات بر پایه فناوری و تکنولوژی بزرگ شدند اما برخی از تحقیقات نشان می دهد که این نسل در درجه اول از تلفن همراه و سایر وسایل الکترونیکی برای مقاصد سرگرمی استفاده می کنند و ترجیح می دهند برای ارتباط با مخاطبین خاص و حرفه ای به صورت شخصی و رو در رو تعامل کنند. برای مثال نسل z ممکن است شیوه‌های استخدامی که بر مصاحبه‌های حضوری تأکید دارند به برنامه‌های آنلاین ترجیح دهند.علاوه بر این، نظرسنجی های اخیر نشان می‌دهد که حدودا 75 درصد از نسل z ترجیح می دهند بازخورد مدیران را به صورت حضوری و در زمان واقعی دریافت کنند.بنابراین به عنوان یک مدیر برای مدیریت موفقیت آمیز تعاملات کارمندان نسل Z خود باید بین تعاملات چهره به چهره و مجازی تعادل برقرار کنید.3. نسل Z علاقمند به جلسات تیمی‌ استاین نسل اغلب برای همکاری ارزش قائل هستند و مایلند دیگران دیدگاه های منحصر به فرد خودشان را به زبان بیاورند. یک محیط کار بهینه برای نسل z محیطی‌است که در آن همکاران بتوانند دستاوردهای خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند.بنابراین بهتر است شرایطی را برای کارمندان نسل z خود فراهم کنید که به راحتی فرصت شنیدن سایر همکاران و همچنین فرصت ابراز وجود خود را داشته باشد. برگزاری جلسات ادواری بین اعضای تیم می‌تواند یک راهکار عالی برای پاسخ به این ویژگی نسل z باشد.4. نسل z اهل کارآفرینی استبه عنوان افراد بومی دیجیتال، آنها می خواهند از فناوری های مختلفی که از کودکی با آن بزرگ شده اند برای ایجاد فرصت هایی برای خود استفاده کنند. همچنین هوش تجاری آن ها با مشاهده پیشرفت دیگران در حوزه های بازاریابی و تامین مالی، ارتقا پیدا کرده است.در یک نظرسنجی، 58 درصد از نسل z بیان کردند که مایل‌اند روزی کسب و کار خود را را‌ه‌اندازی کنند و 14 درصد از آن ها نیز صاحب کسب و کار خود بوده و آن‌ را اداره می‌کردند.مدیران می‌توانند از یک طرف از هوش تجاری کارمندان نسل z برای توسعه کسب و کار خود استفاده کنند و از طرفی این افراد را به سمت ایجاد کسب و کار هدفمند و سودآور هدایت کنند تا در آینده از مزیت داشتن شرکای تجاری قدرتمند بهره ببرند.5. نسل z تحمل محیط های کاری اقتدارگرا را نداردبه واسطه وجود شبکه های اجتماعی، نسل z با توانایی به اشتراک گذاری افکار خود به صورت عمومی و فیدبک گرفتن در همان لحظه بزرگ شده اند. در نتیجه، این نسل انتظار دارد که ایده های آنها در محل کار شنیده شود و مورد احترام قرار گیرد.نتایج گزارش موسسه کار نشان می‌دهد که نسل z ، اعتماد و حمایت مدیران را به عنوان مهمترین فاکتور در تعامل با آن‌ها در نظر می‌گیرند. در این گزارش 32 درصد از پاسخ دهندگان نسل z اظهار کردند که اگر مدیری حامی و پشتیبان داشته باشند انگیزه بیشتری برای سخت‌تر کار کردن و ماندن بیشتر در محل کار خود دارند.6. نسل z تغییر را در آغوش می‌گیردنسل Z یک عمر دسترسی فوری به اینترنت، اخبار و رسانه های اجتماعی را تجربه کرده است. در نتیجه، آنها مکرراً شاهد رویدادهای اجتماعی و سیاسی در مقیاس بزرگ بوده اند. این نسل توانایی دسترسی به دیدگاه های مختلف در مورد تغییرات آب و هوایی، تروریسم و رکودهای بزرگ اقتصادی و غیره را داشته است که این موضوع تفکر تحلیلی آن‌ها را توسعه داده و به عاملی الهام بخش برای گرایش آن‎ها به کنشگری و تغییر تبدیل شده است. بنابراین نسل Z در محیط‌های کاری اغلب به دنبال مشاغلی هستند که فرصت مشارکت، خلق، رهبری و یادگیری را برای آن‌ها فراهم می کند.7. انعطاف پذیری برای نسل Z ارزشمند استنسل Z نسل سخت کوشی است که به سخت کار کردن علاقه دارد. اما از طرفی آن‌ها علاقه دارند که بتوانند بین کار و زندگی شخصی خود تعادل برقرار کنند و به ثبات برسند. بنابراین مدیران می توانند با در نظر گرفتن پاداش‌هایی همچون مرخصی با حقوق برای والدین، در نظر گرفتن تعطیلات و انعطاف پذیری در ساعات کاری و مکان کار، به آن ها برای رسیدن به تعادل کمک کنند.8. نسل Z اهل رقابت استنسل  Z در یکی از رقابتی ترین محیط های آموزشی پرورش یافته و به دریافت بازخورد فوری عادت کرده اند تا بتوانند پیشرفت کنند. نسل های قبلی اغلب روزها یا هفته ها منتظر بودند تا نمرات تکالیف کامل شده خود را دریافت کنند. اما نسل Z  به دسترسی سریع به نتایج و مقایسه شدن با هم سن و سالان خود عادت کرده اند.در محیط کار، ماهیت رقابتی نسل Z ممکن است با میل شدید آن‌ها برای به رسمیت شناخته شدن کارشان ترکیب شود که نتیجه آن این است که آنها انتظارات و اهداف روشنی را برای چگونگی دستیابی به موفقیت و پیشرفت خود تنظیم می کنند.در گزارش موسسه نیروی کار، 57 درصد از پاسخ دهندگان بیان کردند که در مسیر شغلی خود انتظار دارند حداقل سالی یکبار ترفیع بگیرند و ارتقا پیدا کنند.بنابراین مدیران باید تلاش کنند شرایطی را در مسیر شغلی هر یک از کارکنان نسل Z خود تعریف کنند تا به نیاز آن‌ها به رقابت و پیشرفت در مخیط کار پاسخ مناسبی بدهند.کلام آخربدیهی است که در سال های آینده با حجم وسیع‌تری از نیروی متقاضی کار نسل Z مواجه خواهیم بود. بنابراین شناخت ویژگی های آن ها می‌تواند کمک بزرگی برای مدیریت هر چه بهتر تعارض ها و حرکت به سمت توسعه و پیشرفت باشد. در این مقاله سعی کردیم روش هایی را که به بهبود مدیریت تعامل با کارمندان نسل Z کمک می‌کند برای مدیران شرح دهیم. شرکت توسعه تجارت آرتام همواره تلاش می‌کند تا با خدمت رسانی به کسب و کارهای مختلف، دغدغه های مدیران را برای حرکت به سمت چشم اندازهای مورد نظر آن‌ها کاهش دهد. برای آشنایی بیشتر با خدمات این شرکت می‌توانید به آدرس وبسایت زیر مراجعه کنید.Artamgp.comمنبع: indeed.com</description>
                <category>شرکت توسعه تجارت آرتام</category>
                <author>شرکت توسعه تجارت آرتام</author>
                <pubDate>Wed, 10 Aug 2022 15:58:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز در مورد داستان برند</title>
                <link>https://virgool.io/@artamgp/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-sedrnf2g5err</link>
                <description>در چرخه حیات هر برندی از زمان شروع تا به به امروز داستان ها و سرگذشت های پرفراز و نشیبی به وقوع پیوسته است. پای صحبت هر کارآفرین و مدیری که بنشینید می‌تواند ساعت ها از داستان سرگذشت خودش و برندش برای شما سخن بگوید. داستان هایی که سرشار از تجربه و نکات طلایی برای افرادی‌است که در ابتدای راه کارآفرینی هستند.بنابراین هر برندی یک داستان جذاب و شنیدنی در پشت پرده خود دارد که اگر به درستی روایت شود می تواند نظر افراد زیادی را به آن برند جلب کند.یکی از توصیه های همیشگی تیم توسعه تجارت آرتام در مشاوره به مدیران، سرمایه گذاری در عملیات هایی است که نهایتا منجر به افزایش آگاهی از برند می شود. در دنیای پر از رقابت کسب و کارهای امروزی، عملیات های مرتبط با برندینگ می توانند نقش بسیار موثری در ارتقا فروش و نهایتا سودآوری کسب و کارها ایفا کند. اما برای نگارش یک داستان برند جذاب و اصطلاحا امضادار باید چه مراحلی را طی کنیم؟ تیم آرتام در ادامه این مقاله به این پرسش پاسخ خواهد داد.داستان برند امضادار چیست؟داستان امضادار در واقع روایتی جذاب و معتبر و درگیر کننده است که یک پیام راهبردی را به منظور تشریح یا ارتقا چشم انداز برند، رابطه با مشتری، ارزش های سازمانی یا راهبرد کسب و کار ارائه یا پشتیبانی می کند. این نوع داستان ها به برندها انرژی و قابلیت دیده شدن می دهد و تا مدت ها موجب الهام بخشی و ترغیب کارمندان و یا مشتریان می شود.داستان در این مفهوم یک روایت است که وقایع یا تجربیات واقعی یا خیالی را تعریف می کند و متشکل از سه بخش آغازین، میانه و پایانی است. به همین منظور داستان باید چارچوبی دقیق برای اجزا و مفاهیم داشته باشد. این نوع داستان اغلب از محتوای احساسی صریح یا ضمنی و اطلاعات حسی دقیقی برخوردار است.نکته مهم این است که یک داستان تنها توصیفی از حقایق یا ویژگی ها نیست. داستان ممکن است با حقایق ترکیب شود و آن ها را بیان کند، اما این اتفاق در متن روایت به وقوع می پیوندد. در ادامه برای روشن تر شدن این مبحث یک مثال از داستان شکل‌گیری برند ال ال بین را تشریح می‌کنیم.داستان یک بنیان گذارلئون لی‌بین، یکی از مشتاقان ماجراجویی، در سال 1912 وقتی از سفر برگشته بود، پاهایش خیس و سرمازده بودند. او سرمایه ای اندک، اما انگیزه و نبوغ سرشاری داشت. بنابراین دست به کار شد و چکمه‌ای چرمی و سبک با کفی لاستیکی تهیه کرد. این چکمه ها عالی به نظر می رسیدند، بنابراین تصمیم گرفت آن‌ها را از طریق سفارش پستی با عنوان «کفش شکار ماین» به دارندگان مجوز شکار معرفی کند که در ماین سکونت نداشتند. اما مشکلی وجود داشت. آب وارد این چکمه ها می شد.لئون‌بین با موقعیتی حساس مواجه شد و باید تصمیم می گرفت. او مجبور بود پول مشتریان را در حالی که وضع مالی خوبی نداشتند، مسترد کند. اما محصولش را اصلاح کرد تا چکمه های بعدی کاملا ضد آب باشند. حالا سال ها از آن زمان گذشته است و این داستان بخشی از سرگذشت برندی با فرهنگ نوآورانه است. برندی با تجارت فراوان در تولید محصولات ماهیگیری و شکار که به کیفیت متعهد بوده و دغدغه ی رضایت مشتریانش را دارد.چگونه یک داستان برند جذاب خلق کنیم؟1. پیام راهبردی خود را بشناسیدبرای خلق یک داستان برند موثر در مرحله اول نیاز است که پیام اصلی که می‌خواهید در قالب آن داستان به مخاطبین خود نمایش دهید، مشخص کنید. درون سازمان شما کدام پیام راهبردی نیاز به شفاف سازی یا حمایت عاطفی دارد؟ آیا این پیام ها ارزش شما، چشم انداز برند شما، روابط‌تان با مشتری و یا راهبرد تجاری شما را نمایش می‌دهد؟ اولویت ها چه هستند؟ از نظر برون سازمانی، چه جنبه هایی از پیام راهبردی می تواند بر ارتباط با مشتری تاثیر بگذارد؟ اولویت ها در ارتقا برند یا فعال سازی برند چه هستند؟ بازارهای هدف کدامند و کدام یک از آن ها برای رشد یا وفاداری مناسب تر است؟2. چند داستان به جای یک داستانوقتی چند بازار هدف وجود دارد، دور از ذهن به نظر می رسد که یک داستان امضادار به تنهایی بتواند برای همه‌ی آن‌ها موثر واقع شود. نیازی نیست که ایده های داستانی به یک بازار گسترده راه یابند یا بودجه زیادی صرف آن‌ها شود. ارتباط با مخاطب مناسب در سطحی نه چندان گسترده، موثرتر از ارتباط با حجم عظیمی از مخاطب است.3. آزمون و یادگیریبرای ایجاد چند داستان امضادار روش «آزمون و یادگیری» را در دستور کار قرار دهید. به جای این که منتظر داستان های مطمئن و قطعی باشید، داستان هایی را امتحان کنید که حتی با وجود نقص، شانس اثرگذاری بیشتری دارند. اگر بعضی از داستان ها توجه مخاطبین را جلب کرد با همان ها به حرکت خود ادامه دهید اگرنه رهایشان کنید.مزایای خلق داستان برای برندهاداستان ها تاثیرگذار هستندداستان ها به طور حیرت انگیزی نسبت به حقایق در جلب توجه، پردازش توسط مخاطب، به یاد ماندن، ترغیب کردن، الهام بخشی و تشویق به اقدام، اثربخشی بیشتری دارند.داستان های امضادار برندها را وارد فصل جدیدی می کنندداستان امضادار داستانی با روایت جذاب، پرکشش و معتبر است که پیامی راهبردی در خود دارد. داستان امضادار مجموعه ای از حقایق نیست، اما می تواند اثربخشی حقایقی را که در پیام وجود دارد، تقویت کند.چند داستان امضادار اثربخشی را چند برابر می کندچند داستان از دیدگاه های مختلف می تواند باعث افزودن عمق وسعت به پیام راهبردی شده و به آن تازگی و انرژی ببخشید.داستان امضادار باعث ترفیع برند می شودداستان باعث ایجاد و تقویت دو ویژگی مهم برند می شود؛ انرژی و دیده شدن. ویژگی دیده شدن از توانایی داستان در جلب توجه مخاطب و رسانه ها نشأت می‌گیرد. انرژی نیز حاصل دیده شدن و شیوه‌ی داستان برای درگیر کردن مخاطب است.داستان‌های امضادار بدون سخنرانی ترغیب می کننداین داستان ها باعث می‌شوند که مخاطب خودش پیام را درک کرده و آن را به ذهن بسپارد. داستان ها مخالفت مخاطب را کاهش می دهند.داستان‌های امضادار با هدفی متعالی الهام بخش کارکنان و مشتریان هستندیک هدف متعالی می تواند باعث القای حس غرور به کارکنان در کارشان شده و مشتریان را ترغیب کند که از برند حمایت کنند، زیرا در ارزش های آن برند شریک هستند. برای مثال برنامه برند لایف بوی با موضوع «به یک کودک کمک کنید تا به 5 سالگی برسد»، درگیری عاطفی ایجاد کرده و جان انسان‌ها را نجات می‌دهد.داستان های امضادار در شرایط بحرانی برند، فضا را تغییر می‌دهنداگر به یک دلیل اشتباه در محصول یا خدمات یا یک رویداد خبری، بحران یا خللی در اعتماد مخاطب به برند رخ داد، یکی از واکنش ها می تواند ایجاد مکالمه ای جدید در قالب داستان براساس برنامه ارتقا برند باشد. داستان‌های امضادار برند برکلیز، در ارتباط با برنامه کارکنان که بیانگر نحوه سازگاری یک برند یا سازمان با دنیای دیجیتال است، چگونگی اصلاح درک مخاطب از یک برند بحران زده را آموزش می‌دهد.داستان‌های امضادار هر نوع قهرمانی در خود دارنداین قهرمانان اغلب کارکنان یا مشتریان هستند. اما قهرمان می تواند محصولات یا خدمات یا یک برنامه سازمانی، بنیان گذار شرکت، راهبرد احیای برند، راهبرد رشد برند، تاییدکننده برند و یا تامین کننده هم باشد.داستان‌های امضادار چند بعدی هستندداستان‌های امضادار اثربخش برای آن‌که جذاب، پرکشش و معتبر باشند، برنامه مشخص و از پیش تعیین شده‌ای ندارند. در واقع روش این داستان ها شاید این باشد که بیشتر از ویژگی‌هایی مانند چالش معنادار، ارتباط عاطفی، مربوط بودن (به ویژه در کسب و کار‌های B2B) و ارائه حرفه ای سود می‌برند. به علاوه، طنز زمینه‌ی جلب توجه بیشتر مخاطب را فراهم آورده و باعث می‌شود که او از مخالفت احتمالی پرهیز کند.به عنوان کلام آخر شرکت توسعه تجارت آرتام پیشنهاد می کند اگر به عنوان یک مدیر یا یک فرد علاقمند به حوزه برند مایل هستید آشنایی بیشتر و تخصصی تری با انواع داستان برند و نحوه نگارش آن پیدا کنید؛ مطالعه کتاب داستان هایی برای برندسازی نوشته دیوید اکر را از دست ندهید.منبع: کتاب داستان هایی برای برند سازی </description>
                <category>شرکت توسعه تجارت آرتام</category>
                <author>شرکت توسعه تجارت آرتام</author>
                <pubDate>Sun, 31 Jul 2022 13:06:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>6 مرداد روز ملی کارآفرینی و آموزش های فنی و حرفه ای</title>
                <link>https://virgool.io/@artamgp/6-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-y4rjb0wj08si</link>
                <description>در نگاه اول ترکیب دو کلمه کارآفرینی و آموزش های فنی و حرفه ای در نا‌م‌گذاری این روز جالب توجه است؛ ترکیب این دو کلمه می تواند نشان دهنده اهمیت و لزوم کسب مهارت برای خلق کسب و کارهای جدید باشد. امروزه بسیاری از مدیران برای ساختن تیم های خود به دنبال افرادی با مهارت بالاتر هستند و مدارک دانشگاهی اعتبار گذشته خود را به خصوص در فرآیندهای استخدامی از دست داده اند.شرکت توسعه تجارت آرتام به عنوان یک شرکت فعال در حوزه مشاوره مدیریت در تجربه تعامل خود با مدیران کسب و کارهای مختلف به خوبی از دغدغه آن‌ها در حوزه جذب نیروی کار متخصص و مهارت دیده آگاهی دارد. لذا در این مقاله تلاش نمودیم به بهانه «روز کارآفرینی و ترویج آموزش های فنی و حرفه ای» پیرامون سازمان فنی و حرفه ای و مزایای آموزش های ارائه شده توسط آن توضیحاتی را ارائه دهیم. امیدواریم این مقاله گام موثری در راستای ایجاد فرهنگ ارج نهادن به آموزش های فنی و حرفه ای کشور باشد.اهمیت آموزش های فنی و حرفه ایآموزش‌های فنی و حرفه‌‏ای، آموزش‌‏هایی هستند که انتظار می‌‌‏رود دانش‌‏آموختگان آن در ورود به دنیای واقعی کار از سازگاری نسبی برخوردار باشند. بر هیچ کس پوشیده نیست که نیروی انسانی یکی از کلیدی ترین عناصر و سرمایه های هر کسب و کاری به شمار می‌رود و مدیران برای جذب استعدادهای برتر و افراد مهارت دیده با یکدیگر رقابت می کنند. نیروی انسانی در اثر تربیت و آموزش می‌‌‏تواند نگرش، دانش و مهارت لازم را به‌‏دست آورد. به‌‏همین علت، در اغلب کشورهای اروپایی و صنعتی بعد از دهه ۱۹۹۰م، توسعه صنعتی را در آموزش فنی و حرفه‌‏ای می‌‏‌دانند و در بهبود و رشد آن تأکید بسیار دارند.سازمان یونسکو در ارتباط با آموزش های فنی و حرفه ای جمله معروفی دارد که می‌گوید: “خوار شمردن آموزش فنی و حرفه‌‏ای به بهانه این‌‏که ماهیتی فرومایه دارد، درواقع، ستیز با واقعیت‌‏های زندگی نوین و روی گرداندن از مجال‌‏هایی است که برای بهتر کردن این زندگی پیش می‌‌‏آید. توصیه یونسکو درباره آموزش فنی و حرفه‌‏ای این است که: آموزش فنی و حرفه‌‏ای باید بخش مکمل نظام آموزشی همه‌‏جانبه باشد، و به این سبب باید به محتوای فرهنگی آن توجه کافی بشود.” (یونسکو، ۱۹۷۳م)تاریخچه سازمان فنی و حرفه ای ایرانسـابقه آموزش هاي فنی و حرفه اي در کشـورمان عمري بیش از یک سـده دارد، اما میتوان گفت اسـاس تشـکیل آموزش هاي فنی و حرفه ای غیررســمی و به نوعی پایه های فعالیت ســازمان آموزش فنی و حرفه ای به «آیین نامه کارآموزي و افزایش مهارت» مصــوب 27 دی ماه 1339 شورای عالی کار برمی‌گردد. این آیین نامه که در 4 فصل،27 ماده و 3 تبصره تنظیم شده است در نوع خود حرکتی پیشرو در زمینه پایه ریزی تربیت نیروی کار ماهر و نیمه ماهر در بخش غیررسمی کشور به حساب می آید. در پی تصویب این آیین نامه، مرکز کارآموزی سازمان ذوب آهن کرج و چهار مرکز آموزش فنی و حرفه اي دیگر زیر نظر وزارت کار و امور اجتماعی وقت شـــروع به فعالیت نمودند. آخرین آمار مستند نشانگر وجود 7 مرکز آموزش حرفه اي، 3 مرکز کارآموزی و 21 مرکز آموزش جوار کارگاهی در سال 1353 در کشور می باشد.طبق سالنامه آماری سال 1400 که توسط سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور منتشر شده است این سازمان در این سال با داشتن یک ستاد مرکزی مستقر در تهران، مرکز تربیت مربی و پژوهش های فنی و حرفه ای، 31 اداره کل در استان ها، 586 مرکز آموزش دولتی و 11634 آموزشگاه فنی و حرفه ای آزاد، متولی آموزش های غیررسمی به تمام متقاضیان ورود به بازار کار اعم از دارندگان گواهینامه پایان تحصیلات متوسطه و پایین تر، دانشجویان، دانش آموختگان دانشگاهی و شاغلین در کشور است.بررسی آمار شرکت کنندگان در دوره های آموزشی فنی و حرفه ایدر مقایسه سال هاي 1399 و 1400 افزایش 2 درصدي شرکت کنندگان در سال 1400 نسبت به سال 1399 مشاهده می شود . از دلایل این افزایش می تواند به دلیل شروع مجدد فعالیت کارگاه هاي آموزشی که به دلیل شیوع بیماري کرونا تعطیل شده بود اشاره کرد.مقایسه آمار عملکرد سنجش مهارت به تفکیک خوشه های آموزشی ، نشان دهنده تمایل شرکت کنندگان نسبت به حرفه های خوشه خدمات به دلیل پایین بودن هزینه آموزش و امکان حضور بیشتر در فضای کسب و کار از مابقی خوشه هاست. خوشه های صنعت، فرهنگ و هنر و کشاورزی به ترتیب در رتبه هاي بعدي قرار دارند بنابراین بیشترین شرکت کننده مربوط به خوشه خدمات می باشد.آشنایی با مدرک فنی و حرفه ای و انواع آنمدرک فنی و حرفه ای یک نوع گواهینامه است که هنرجو بعد از اتمام یک دوره آموزشی، در صورت توانمند شدن در آن دوره، آن مدرک را دریافت می کند. این مدرک انواع مختلفی دارد که عبارتند از:مدرک رسمی فنی و حرفه ایاین مدرک رسمی در خارج از کشور نیز معتبر است؛ برای گرفتن این مدرک فرد باید آزمون های مختلفی را با موفقیت پشت سر بگذارد. این مدرک قابل ترجمه بوده و همچنین برای دریافت وام یا تسهیلات مورد استفاده قرار می گیرد.مدرک مورد تایید فنی و حرفه ایاین مدارک به وسیله آموزشگاه های آزادی که مورد تایید سازمان فنی و حرفه ای کشور هستند، به فرد ارائه می شود. بر روی این مدرک نام و لوگوی آموزشگاه و لوگوی سازمان فنی و حرفه ای کشور وجود دارد. این مدرک به دلیل اینکه به وسیله سازمان فنی و حرفه ای کشور صادر نمی شود، قابل ترجمه نیست و برای گرفتن وام یا تسهیلات، نمی توان از این مدرک استفاده کرد.مدرک گذر مهارتی فنی و حرفه ایمدرک گذر مهارتی فنی و حرفه ای یک مدرک غیررسمی است که برای کوتاه مدت مورد استفاده قرار می گیرد. این مهارت معمولا در همایش ها، سمینارهای دو ساعته و یا کارگاه ها به مراجعین داده می شود و معمولا هزینه ای هم برای فرد ندارد.مزایای مدرک رسمی فنی و حرفه ایمدرک فنی و حرفه ای برای دارندگان این مدرک مزایای متعددی دارد؛ ازجمله این مزایا می توان به موارد زیر اشاره کرد:استفاده از وام و تسهیلاتتدریس در آموزشگاه های آزاد فنی و حرفه ای (دریافت کارت مربی گری)ادامه تحصیل برای دیپلم ردی هاامکان ادامه تحصیل در مراکز آموزش عالی و دانشگاه هاجذب بهتر و سریع تر در بازار کارکسب وام برای مشاغل خانگیبیمه تامین اجتماعی برای شاغلین صنایع قالی بافی، صنایع دستی و ساختمانیدریافت پروانه کسب در برخی از مشاغلاعتبار مدرک فنی و حرفه ای در خارج از کشورارزش و اعتبار مدرک فنی و حرفه ای بسیار بالا است؛ این مدرک یک مدرک بین المللی بوده و در تمامی کشورهایی که عضو سازمان جهانی کار ILO  هستند، معتبر است.افراد با در دست داشتن این مدرک می توانند در کشورهای عضو سازمان جهانی کار مشغول به کار شوند؛ همچنین این مدرک قابل ترجمه بوده و افراد می توانند برای مهاجرت این مدرک را ترجمه کنند.توجه داشته باشید که همه کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه، عضو ILO (سازمان جهانی کار) هستند؛ در حال حاضر این مدرک در بیش از ۷۰ کشور جهان معتبر است.علاوه بر اعتبار بالای مدرک فنی و حرفه ای در بسیاری از کشورهای جهان، در برخی از رشته ها برای اشتغال در خارج از کشور افرادی که دارای مدرک فنی و حرفه ای هستند، راحت تر از افرادی که مدارک دانشگاهی دارند می توانند مشغول به کار شوند؛ البته برای اشتغال در خارج از کشور، مهارت و سابقه کار مرتبط نیز بسیار حائز اهمیت خواهد بود.نتیجه گیریبه عنوان کلام آخر می توان گفت توسعه آموزش های فنی و حرفه ای در شرایط کنونی برای رشد اقتصادی ایران و به ویژه شتاب دهی به فرایند تولید امری حیاتی است. زیرا سرمایه گذاری‌های زیربنایی و افزایش ابزار و تجهیزات و به طور کلی سرمایه فیزیکی بدون سرمایه انسانی بلا استفاده مانده و یا به نحوه اقتصادی و کارآمد مورد بهره برداری قرار نمی‌گیرد. بنابراین لازم است تا تمامی توان و اندیشه خود را به کار گیریم تا نسل‌های آینده بتوانند تصمیم گیری بهتری برای آینده و مسیر شغلی خود داشته باشند.تصور افراد نسبت به این آموزش‌ها نسبت به قبل متفاوت شده و افراد جایگاه بالاتری برای آن قائل هستند. نقش و اهمیت آموزش‌‏های فنی و حرفه‌‏ای در توسعه اقتصادی در بین کشورهای توسعه‌‏یافته و بسیاری از کشورهای در حال توسعه، شناخته شده است؛ به‌‏گونه‌‏ای‌‏که بسیاری از کشور‌ها برای ایجاد تحول در توسعه اقتصادی به‌‏عنوان پیش‏‌زمینه و اولین گام، اقدام به اصلاح نظام آموزش فنی و حرفه‌‏ای خود و سرمایه‌‏گذاری در آن می‌‏‌نمایند.در پایان شرکت توسعه تجارت آرتام این روز را به تمامی تلاشگران این حوزه تبریک می‌گوید.منبع: irantvto.ir</description>
                <category>شرکت توسعه تجارت آرتام</category>
                <author>شرکت توسعه تجارت آرتام</author>
                <pubDate>Thu, 28 Jul 2022 11:08:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان آرتام از شروع تا به امروز</title>
                <link>https://virgool.io/@artamgp/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-zqnpqdiwvwam</link>
                <description>چرا راه اندازی آرتام، چه زمانی و چگونه؟شرکت توسعه تجارت آرتام در سال 1397 با هدف بهبود فضای کسب و کارهای شهر مشهد تاسیس گردید. ما درآرتام تلاش داریم به کمک تیم متخصص و حرفه ای خود با بررسی دقیق کسب و کارهای مختلف، بهترین و خلاقانه ترین راه های ممکن را برای توسعه و پیشبرد آن مجموعه ارائه دهیم.در طول بیش از ده سال فعالیت تیم آرتام، با سازمان ها، ارگان ها، صنایع و کسب و کارهای زیادی افتخار همکاری داشته ایم که این موضوع سبب کامل شدن بستر خدماتی ما برای تمامی فعالین اقتصادی شده است.خدمات شرکت آرتامما در شرکت توسعه تجارت آرتام، 3 خدمت اصلی به کسب و کارهای خود ارائه می دهیم. این خدمات در سه دپارتمان مشاوره مدیریت، دپارتمان راهکارهای خلاق و دپارتمان آموزش تقسیم می شوند. در بخش مشاوره مدیریت به شناسایی نیازها و مسائل کسب و کار پرداخته می شود؛ سپس راهکارهای حل مسئله به شیوه ای خلاقانه به مدیران ارائه شده و پس از تایید برای اجرای این راهکارها نیز در کنار آن ها خواهیم بود.مشاوره مدیریتتلاش این تیم، کمک به کسب و کارها و مدیران برای حرکت به سمت چشم اندازهای مورد نظر آنهاست. تیم مشاورین شرکت توسعه تجارت آرتام ابتدا با بررسی و آنالیز شرایط فعلی کسب و کار، وضعیت فعلی و وضعیت مطلوب سازمان را مورد بررسی قرار داده و سپس استراتژی های مربوطه را جهت پیاده سازی به مدیران هر کسب و کار ابلاغ می نمایند. چنانچه کسب وکار مربوطه نیاز به مشاوره و همراهی در اجرای راه حل ها و استراتژی ها داشته باشد، دپارتمان راهکارهای خلاق آرتام می تواند در این مرحله نیز در کنار بیزینس ها قرار گیرد.سفر کارفرما در دپارتمان مشاوره مدیریت آرتام1. برگزاری جلسه اولیه و تعریف صورت مسئله2. تعریف اکشن پلن(action plan) جهت بررسی مجموعه3. تشکیل تیم تخصصی و بررسی مجموعه4. تدوین طرح پیشنهادی در راستای اهداف تعریف شده5. ابلاغ به دپارتمان راهکارهای خلاق در صورت نیاز مشتریراهکارهای خلاقراهکارهای خلاق، قلب تپنده ی مجموعه آرتام است. در این دپارتمان تیمی خلاق، متخصص و با انگیزه با بررسی مسائل و گزارش های مدیریتی بهترین روش رسیدن به هر هدفی در سازمان را ترسیم و اجرا می کنند. ما در شرکت توسعه تجارت آرتام تلاش می کنیم تا با ارائه متدهای روز و خلاقانه ترین راهکارها بیشترین اثربخشی را نسبت به زمان و هزینه مشتری ارائه دهیم.سفر کارفرما در دپارتمان راهکارهای خلاق آرتام1. برگزاری جلسات نیازسنجی با کارفرما2. ارسال فرم های نیازسنجی مطابق با تقاضای مشتری3. تحلیل اطلاعات و شناسایی مشکلات توسط تیم متخصص4. تشکیل تیم ایده پرداز به منظور ارائه راهکارها و راه حل های خلاقانه برای مسائل5. اجرای راهکارها توسط متخصصین آرتام در حوزه های مختلفآموزش و توانمندسازی آرتامدر سال ها تجربه مراوده با کسب و کارهای مختلف لزوم حضور مجموعه ای حرفه ای جهت آموزش و آماده سازی نیروی متخصص و با مهارت بالا بیش از پیش احساس می شود. لذا از سال 1399 دپارتمان آموزش و توانمندسازی شرکت توسعه تجارت آرتام شروع به فعالیت کرد. در این دپارتمان تلاش داریم شیوه ای نوین در امر آموزش سرمایه های انسانی سازمان ها را پیاده سازی نماییم.سفر کارفرما در دپارتمان آموزش و توانمندسازی آرتام1. برگزاری جلسات با کارفرما به منظور بررسی نیازها2. شبکه سازی با اساتید و خبرگان حوزه3. تشکیل تیم تولید محتوای پروژه4. ارسال پرسشنامه نیازسنجی آموزش5. تهیه سناریو آموزشی6. بررسی سناریو با کارفرما7. ضبط دوره آفلاین/ برگزاری دوره آنلاین- حضوری- وبینار و سمینار8. تدوین دوره9. تحویل سفارش با توجه به فرمت درخواستی کارفرمابه منظور آشنایی بیشتر با خدمات شرکت توسعه تجارت آرتام می توانید به وبسایت ما مراجعه کنید. http://artamgp.com/ </description>
                <category>شرکت توسعه تجارت آرتام</category>
                <author>شرکت توسعه تجارت آرتام</author>
                <pubDate>Tue, 26 Jul 2022 12:30:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی بر کمپین جدید پپسی به عنوان یک کمپین خلاقانه و موفق</title>
                <link>https://virgool.io/@artamgp/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D9%BE%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-qoo936sl9t28</link>
                <description> https://www.aparat.com/v/6wGrb/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86_%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%88_%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82_%D9%BE%D9%BE%D8%B3%DB%8C همه ی ما تا حدودی از جنگ پپسی و کوکاکولا برای به دست آوردن سهم بازار بیشتر مطلع هستیم. جنگی که حدود یک قرن ادامه داشته. اما میشه گفت پپسی در آخرین کمپین جذاب خودش به نام  Better With Pepsi واقعا گل کاشته. در این مقاله قصد داریم از زوایای مختلف این کمپین خلاقانه و عوامل موفقیت اون پرده برداریم.ایده اصلی کمپین از کجا اومد؟همه چیز از یک آزمایش شروع شد. در این آزمون از شرکت کنندگانی که چشم اون ها بسته شده بود خواسته شد هر دو نوشابه پپسی و کوکاکولا رو به صورت جداگانه با فست فود امتحان کنند.نتیجه؟60 درصد از شرکت کنندگان، ترجیح می دهند با فست فود، پپسی بنوشند نه کوکاکولا!!!!اما حقیقت تلخ این بود که علیرغم محبوبیت پپسی، کوکاکولا همچنان بازار انحصاری بزرگترین بازیگران صنعت فست فود مثل مک دونالد، برگر کینگ، کی اف سی و وندی رو در دست داشت. اینجا بود که مدیران پپسی به این فکر افتادند تا با یک کمپین خلاقانه افراد بیشتری رو از این واقعیت مطلع کنند.پس در حقیقت این کمپین برای تغییر نوشیدنی انتخابی مشتریان فست فودهای معروف، از کوکاکولا به پپسی اجرا شد. در این کمپین از مشتریان خواسته شد تا یک عکس از پپسی با برگرهای یکی از برندهای فست فود انداخته و با هشتگ کمپین betterwithpepsi# در شبکه‌های اجتماعی وایرال کنند و در ازای اون به تمامی کسانی که در کمپین شرکت کردند کد تخفیف داده شد.ایده جالب و خلاقانه این کمپین با تغییر اوریگامی لوگو برندهای برگرکینگ، مک دونالد و وندی اجرایی شد. برای این منظور هنرمندانی به کار گرفته شدند تا با هنر اوریگامی، لوگوی پپسی رو از دل لوگوهایی که نام برده شد بیرون بیارند و در واقع به جمله &quot;حتی وقتی در منو نیستیم، همیشه در تصویر هستیم&quot; معنا ببخشند.در حالی این آگهی تبلیغاتی به مناسبت فرا رسیدن روز ملی برگر در آمریکا اکران شد که بخشی از تبلیغات برند با شعار BetterWithPepsi#  اوایل سال جاری میلادی از مشتریان می‌خواست تا عادت سنتی نوشیدن کوکاکولا با برگر را ترک کرده و به جای اون پپسی رو انتخاب کنند.پپسی با اجرای این کمپین تلاش کرد تا خودش رو به بهترین جایگاه در ذهن مشتریان برسونه. به عبارت ساده، اگر از اون ها پرسیده بشه «بهترین نوشیدنی در کنار فست فود چیه؟» اولین نامی که مشتریان باید به اون فکر کنند، پپسی باشه. این هدف نهایی اونهاست.این واضحه که کوکاکولا سهم بیشتری از بازار رو در اختیار داره؛ پس پپسی چاره ای نداره جز اینکه خارج از چارچوب فکر کنه و با استفاده از خلاقیت کاری کنه همه به این باور برسند که بهترین نوشیدنی کنار همبرگر فقط و فقط می‌تونه پپسی باشه.به طور خلاصه، نکات مهم این کمپین می‌تونه این موارد باشه:1. دستیابی به بالاترین سطح در ذهن مشتریان همیشه باید یکی از مهمترین اهداف در ابتکارات بازاریابی شما باشه، به خصوص اگر کالاهای مصرفی می فروشید.2. خلاقیت اصلاً نیازی به هزینه زیادی نداره. پپسی به روشی بسیار ساده و نوآورانه (استخدام یک هنرمند اوریگامی) به اهداف این کمپین نزدیک شد.3. سادگی میتونه به نفع شما باشه؛ قرار نیست برای پیشبرد کمپین، تمام بیلبوردهای شهر رو بگیرید و تمام سیاست های تبلیغاتی رو پیاده سازی کنید. کافیه کمی خلاق باشید! در این صورت تبلیغ و وایرال شدن پیام کمپین شما توسط خود مخاطبین انجام میشه. در این کمپین، تمام کاری که پپسی انجام داد این بود که فقط یک پیام خلاقانه تولید کنه. خلاقیتی که به مخاطبان این امکان رو داد که به صورت ناخودآگاه پیام اصلی رو درک و درونی کنند.منبع: creativebloq.com و bettermarketing</description>
                <category>شرکت توسعه تجارت آرتام</category>
                <author>شرکت توسعه تجارت آرتام</author>
                <pubDate>Thu, 21 Jul 2022 15:45:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعادل بین کار و زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@artamgp/%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-d65zd134ntst</link>
                <description>شده تا حالا با یک حجم عظیم از پرونده و پوشه به خونه برید و بعداز ساعت کاری هم مشغول کار باشید؟ گاهی وقتا هم در خونه پیش خانوادتون هستید اما فکرتون هنوز داره به مسائل کاری فکر میکنه. این میتونه برعکس هم اتفاق بیفته؛ یعنی در محیط کار نشستید و فکر شما درگیر اینه که چرا دیشب تولد دخترتون رو فراموش کردین.بدون شک همه ی ما چه مدیر و چه کارمند چنین سناریوهایی رو زیاد تو زندگیمون تجربه کردیم. دلیلش هم چیزی نیست جز:« نداشتن تعادل بین کار و زندگی شخصی»تعادل کار و زندگی حالت تعادلیه که در اون فرد میتونه به خواسته های شغلی و زندگی شخصی خودش به طور مساوی پاسخ بده و اون ها رو اولویت بندی کنه.کاهش استرس و فرسودگی شغلی، افزایش بهره وری و احساس رفاه، پیامدهای مثبت پیدا کردن تعادل بین کار و زندگی شخصی هستن. واضحه که رسیدن به این تعادل میتونه هم به نفع کارمندان و هم به نفع کارفرمایان باشه. پس اگر آماده ایجاد تعادل بهتر بین کار و زندگی شخصی خودتون هستید راهکارهای زیر میتونه برای شما کارساز باشه: 1. بپذیرید که همیشه یک تعادل کامل بین کار و زندگی برقرار نمیشهیک برنامه واقع‌بینانه برای خودتون بچینید. ممکنه بعضی از روزها فعالیت‌های کاری شما بیشتر باشه و در روزهای باقی‌مانده فرصت بیشتری برای وقت‌گذرونی‌ داشته باشید. اینو به خاطر بسپرید که تعادل نه در طی هر روز که در طول زمان بدست میاد. مهم اینه که منعطف باشید و دائما ارزیابی کنید که در چه مرحله‌ای از رسیدن به اهداف خودتون هستید.2. اولویت ها و اهدافتون رو مشخص کنید و به انجامشون پایبند باشیدتکنیک‌های مدیریت زمان، تجزیه و تحلیل لیست فعالیت‌ها و حذف کارهایی که ارزش بالایی ندارند، جدی بگیرید. ساعت هایی از روز که بیشترین بازدهی در کار رو دارید، یادداشت کنید و فعالیت‌های مهمتون رو در اون ساعت ها انجام بدید. برنامه‌ریزی برای روز می‌تونه بهره‌وری کار شما رو افزایش بده.3. حواستون به ساعت کاری باشه!چه در خونه کار میکنید چه خارج از خونه، بدونید که ساعت شروع و پایان کار خیلی مهمه؛ در غیر این صورت، ممکنه در ساعت های تعطیلی یا تعطیلات آخر هفته به ایمیل‌های مربوط به کار جواب بدید. از طرف دیگه تلاش کنید اعضای تیم و مدیر رو نسبت به حدود وظایف و فعالیت‌های شخصی خودتون آگاه‌ کنید. این کار باعث میشه که اون ها درک و انتظارات مطلوبی از شما داشته باشند.4.عاشق شغلتون باشیدالبته قرارنیست که از تمام جنبه‌های شغلتون رضایت داشته باشید. همین که صبح‌ها بدون ترس از انجام وظایفتون از خواب بیدار بشید، کافیه. اگه شغلتون در دایره فعالیت‌های مورد علاقه شما نباشه باعث خستگیتون میشه و این یعنی یه مشکل بزرگ!5. به عنوان مدیر، برای این که به کارمندانتون کمک کنید تعادل بهتری بین کار و زندگی پیدا کنند: هدف اون هارو از کار کردن بدونید.یک محیط کار منعطف برای اون ها ایجاد کنیدالگوی خوبی برای اون ها باشید و خودتون هم تعادل بین کار و زندگیتون رو برقرار کنید.</description>
                <category>شرکت توسعه تجارت آرتام</category>
                <author>شرکت توسعه تجارت آرتام</author>
                <pubDate>Wed, 20 Jul 2022 12:05:44 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>