<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آروین فیروزی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@arvinfirouzigm</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 11:35:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/15297/avatar/3S8cpq.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آروین فیروزی</title>
            <link>https://virgool.io/@arvinfirouzigm</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پزشکیان و عرصه امید</title>
                <link>https://virgool.io/@arvinfirouzigm/%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B9%D8%B1%D8%B5%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-n426ofovcp6n</link>
                <description>پیش از آغاز: تلاش کرده‌ام در این مکتوب، قوانین ویرگول و قوانین بالادستی آن رعایت شود. اما ممکن است زبان این نوشتار خوشایند برخی نباشد. امیدوارم که صبوری کنند و امیدوارم که این نوشتار حذف نشود. اگر هم چنین شد، باکی نیست. فدای سر گردانندگان ویرگول. پزشکیان افقی تازه در سیاست ایران گشوده است. او همانقدر که می‌تواند امید خلق کند، می‌تواند ناامیدی را گسترش دهد. برای آنانی که «زندگی» به معنای روزمره آن در کنار رفاه حداقلی را بیش از «مبارزه» ارج می‌نهند، می‌تواند امیدساز باشد. از سوی دیگر آنانی که «مبارزه» امروز را برای «زندگی بهتر» فردا انتخاب کرده‌اند می‌تواند ابزار ناامیدی باشد. او نماد تغییر و تقابل نیست، حامیانی خواهد داشت که به دنبال توافق‌اند. توافق با قدرت مسلط که ابزار خشونت را در دست دارد اما ابزارهایش لایتناهی نیست. حضور او می‌تواند نمادی ضعیف از تمایل به توافق با بخشی از جامعه ناراضی باشد. اگر این بخش پرشمار باشد و پرشور به میدان بیایند، پیروز عرصه‌ای خواهند بود که حاکمیت-و بخشی از جامعه- آن را انتخابات می‌خواند.ناراضیان اما دو پاره‌اند. آنانی که از توافق دوری می‌جویند مسیر تقابل پیش گرفته‌اند یا در حداقلی‌ترین حالت، تغییر را پیش‌زمینه توافق می‌دانند. آنها با پزشکیان نسبتی ندارند. چهره‌های خودشان را دارند اما در سپهر سیاست نماینده‌ قابل اتکایی ندارند. بدون نماینده و رهبر، موفق شدند تا چند ماه خیابان‌ها را به تسخیر خود درآورند و چشم جهان را خیره سازند. امروز هم «مبارزه» را با «زندگی روزمره» در هم آمیخته‌اند. راهی که می‌روند اگر در تقابل کامل با میدان مطلوب سیاست برای حاکمیت نباشد،‌ با آن متنافر است. پیروزی پزشکیان می‌تواند مقداری ناامیدی را در این گروه بسط دهد. ناامیدی از یکپارچه نبودن ناراضیان و بازی در زمین حکومت. اصلاح‌طلبان هویت‌گرا/جامعه‌محور-عامدانه از این تعبیر استفاده می‌کنم چون اصلاح‌طلبان را یکپارچه نمی‌دانم- بازیگران نه چندان مهم این میدان‌اند. اگرچه به حمایت از پزشکیان برخواسته‌اند اما با نگاه او فاصله بسیاری دارند. در طول سال‌ها خود را نماد  تقابل نشان داده‌اند و هر بار در میدان عمل شکست خورده‌‌اند و برای شکست توجیه تراشیده‌اند. از تدارکاتچی‌ خواندن خود تا شکایت از «دولت با تفنگ». آنها از گفتار پزشکیان ناخشنودند. سال‌ها بدنه ناراضی/معترض را اقناع می‌کردند که تنها راه تقابل/تغییر صندوق رأی است و اصلاح‌طلبان نمایندگان بر حق معترضان‌اند. امروز تصویر صندوق رأی و خروجی آن به عنوان نماد تقابل فرو ریخته است. تصویری که از ابتدا توهمی بیش نبود. اما توهمی بود که رأی‌آور بود. آنها زبان ناراضیان توافق‌جو که تنها به دنبال «زندگی» و «رفاه» می‌گردند را بلد نیستند. حامیان چندانی هم در میان‌شان ندارند. حامیان سابق‌شان را نیز ناامید کرده به سوی دیگر میدان فرستاده‌اند. اصلاح‌طلبان جامعه‌محور زمانی به پشتوانه رهبر پیشین جمهوری اسلامی در عرش قدرت بودند، بعدها با تعریف خود به عنوان نماد تقابل با قدرت مستقر سعی در محدودسازی رقیب سال‌های دور داشتند. امروز نه خبری از رهبر پیشین است و نه ادعای تقابلشان خریدار دارد و نه اجازه حضور در ساختارهای حساس را می‌یابند. مستأصل شده‌اند و به کاندیدای مورد حمایت‌شان می‌تازند که چرا سخنان رادیکال بر زبان نمی‌راند. پیروزی پزشکیان نشانه‌ای است ضعیف از سوی گروه اول ناراضیان به قدرت مستقر: ما پرشماریم و توان اثرگذاری داریم و حاضریم درباره مسیر پیش روی ایران با شما توافق کنیم.شکست پزشکیان اما نشانه‌ای است از سوی گروه دوم ناراضیان: ما با شما نسبتی نداریم و هیچ توافقی را در وضعیت موجود نمی‌پذیریم. پیروزی پزشکیان البته می‌تواند افقی تازه در این میان بگشاید. او می‌تواند میانجی باشد. برای ایفای نقش میانجی‌گری نیازی به نمایندگی تمام ناراضیان ندارد. میانجی تصویر می‌سازد، طرفین را به همکاری فرا می‌خواند تا با دست خود مسیر را گام به گام مهیا کنند. پزشکیان برای توفیق در این امر نیاز به حمایت‌های هر چند اندک همه طرفین دارد. توفیق او در نقش میانجی نیاز به یک هوشیاری اساسی دیگر دارد: نیفتادن در دام اصلاح‌طلبان هویت‌گرا که از آرزوی تقابل خود دست نمی‌کشند. برای آنان ناکامی پزشکیان یا از دست دادن بخشی دیگر از بدنه حامی خود به اندازه ضربه خیالی که به رقیب می‌توانند وارد کنند اهمیت ندارد.فردای انتخابات مشکلات اساسی‌تر پزشکیان آغاز می‌شوند، رقبای قدرتمند امروزش، تمام تلاش خود را برای ناکام گذاشتن‌اش به کار خواهند بست. سرکوب را گسترش خواهند داد تا تمام بدنه‌ حامی‌اش تبدیل به ناراضیان تقابل‌جو شوند. تردیدی نیست که رییس دولت اختیاری در حل کامل مشکلات اساسی ایران امروز ندارد. سیاست خارجی در دستان رهبری است و دولت تنها می‌تواند مجری/مشاور باشد. سه مسأله اساسی دیگر نیز از هسته فکری شخص آیت‌الله خامنه‌ای بیرون آمده و مقابله یا حتی تغییر آن-ولو اندک- ناممکن است: حجاب اجباری، اسلامی‌سازی دانشگاه‌ها، محدودسازی اینترنت. توافق او البته می‌تواند حوزه معیشت را بهبود ببخشد. بی‌انضباطی مالی را کاهش دهد و در حد توان مافیاهای رانت و ثروت را در برخی حوزه‌ها عقب براند. آیت‌الله نشان داده که در این زمینه شاید همراهی کند، کاهش حمایت وی از خودروسازان و تصویب مصوبه حداقلی واردات خودرو در مجلس نشانه‌ای ضعیف بر این مدعاست. البته تقابل با مافیای ثروت تماما امکان‌پذیر نیست، در بهترین حالت می‌تواند با توافق با برخی از این رانت‌جویان، گروه دیگر را مهار کند.ناراضیان تقابل جو/تغییرجو نیز می‌توانند از حضور او منتفع شوند. اگرچه اینگونه‌ نمی‌اندیشند. شاید فضای فعالیت مدنی در برخی حوزه‌ها - و نه تمام- کمی گشایش یابد. توفیق در حوزه معیشت نیز در نهایت به یاری طبقه متوسط ناراضی خواهد آمد و سدی خواهد شد در برابر فرو رفتن بیشتر در باتلاق فقر. پزشکیان نیز به این گروه از ناراضیان محتاج است. آن‌ها بخشی مهم از این جامعه‌اند و توان تقابل آرام و خرد با حلقه مسلط قدرت را دارند. هیچ دولتی با این سطح از تقابل نمی‌تواند به وعده‌هایش عمل کند. از همین روی آرام ماندن آنها-نه حتی راضی شدن‌شان- ضرورت دارد.بدین‌معنا میان پزشکیان و ناراضیان تقابل‌جو می‌تواند توافقی نانوشته با یک هدف مشخص شکل بگیرد: قدرت گرفتن جامعه برای افزایش توان تغییر آرام.شکست پزشکیان از سوی دیگر لزوما راه این گروه از ناراضیان را مسدود نمی‌کند. مبارزه در هم تنیده شده با زندگی روزمره پویاتر از آن است با حضور شخص دیگری در جایگاه ریاست دولت متوقف شود. ناراضیان اگر نتوانند گامی به پیش بردارند، آنقدر پرشمار هستند که آرام آرام چرخ‌های قدرت مسلط را کند کنند و چه بسا از کار بیندازند. آنها اگر چه رهبری ندارند و چهره‌هایشان محبوس شده‌اند اما بنا به تجربه توان کم‌نظیری در تسخیر فضای عمومی و تغییر جامعه دارند و این همان ویژگی مهمی است که قدرت مسلط با تمام ثروت و اسلحه‌اش از دستیابی به آن ناتوان است.</description>
                <category>آروین فیروزی</category>
                <author>آروین فیروزی</author>
                <pubDate>Fri, 14 Jun 2024 01:09:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نبرد توییتری واکسن‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@arvinfirouzigm/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%86-%D9%87%D8%A7-orwsxa8nuf0f</link>
                <description>هفته گذشته توییتر فارسی شاهد تقابل دو کارزار توییتری با مضمون بیماری کرونا بود. انتشار خبرهای ضد و نقیض درباره تصمیم مسئولان برای خرید واکسن کرونا ذیل برنامه جهانی تأمین واکسن کرونا (کواکس)، افکار عمومی را به این نتیجه رساند که ایشان تمایلی برای خرید واکسن از سایر کشورها نداشته و بر ساخت واکسن در داخل کشور تمرکز کرده‌اند.در نتیجه این برداشت، برخی از کاربران توییتر خرید واکسن را با هشتگ #واکسن_بخرید در فضای مجازی مطالبه کردند. این هشتگ به سرعت در توییتر فارسی گسترش یافت و شامگاه ۳۰ آذر به پرطرفدارترین هشتگ ایران تبدیل شد. کارزار اصلی مرتبط با این هشتگ اما شامگاه ۴ دی به اوج خود رسید. پیش از آن تبلیغات دعوت به حضور در این کارزار توسط کاربران مختلف در فضای مجازی پخش شده بود. اگر چه این بار گروهی دیگر از کاربران کارزاری دیگر با محوریت هشتگ #واکسن_میسازیم به تقابل با این کارزار پرداختند. این نوشتار کوتاه قصد دارد تحلیلی مختصر از فعالیت کاربران حامی این دو کارزار ارائه دهد. داده‌های مربوط به این نوشتار از طریق API توییتر جمع‌آوری شده است و سپس با استفاده از روش‌های تحلیل داده بررسی شده‌اند.همانطور که پیش‌تر ذکر آن رفت، کارزار توییتری #واکسن_بخرید ۳۰ آذر، کمی پس از ساعت ۱۲ ظهر آغاز شد و همان شب اولین اوج خود را تجربه کرد. پس از دو روز گروهی دیگر از کاربران به آرامی کارزار توییتری خود با محوریت هشتگ #واکسن_میسازیم را آغاز کردند. نقطه تقابل این دو کارزار در شامگاه ۴ دی اتفاق افتاد و بنا بر داده‌های توییتر، مدافعان خرید واکسن موفق شدند موج قوی‌تری در این شبکه‌ اجتماعی ایجاد کنند و برای مدتی هشتگ نخست این شبکه در ایران باشند.نمودار زمان/تعداد توییت دو کارزار توییتری. رنگ آبی نشان‌دهنده کارزار واکسن بخرید و نارنجی کارزار واکسن میسازیم است.این گزارش هیچ گونه تحلیلی درباره گرایشات سیاسی این دو گروه ارائه نمی‌دهد. نمودارهای به دست آمده صرفا مشارکت در هر کارزار را نشان می‌دهد. چند نکته درباره این نمودارها حائز اهمیت است:۱) برای نمایش توییت‌ها، حالت‌های با/بدون شمارش بازتوییت‌ها[1] و نقل قول‌ها[2] در نظر گرفته شده است. اگر چه هر سه این موارد به عنوان یک توییت جداگانه در پایگاه داده توییتر ثبت می‌شود ولی فهم میزان واقعی توییت‌های اصلی یا مبدأ برای تحلیل ضروری است.۲) یکی از روش‌هایی که برای ترندسازی انجام می‌شود، بازتوییت اتوماتیک توییت‌های حاوی یک هشتگ خاص است که توسط بات‌های توییتری انجام می‌شود. در داده‌های هر دو کارزار مورد بررسی، عملکرد ربات‌گونه توسط برخی اکانت‌ها مشهود است. اگرچه تعداد اکانت‌هایی با این رفتار برای نگارنده هنوز نامعین است و نیاز به بررسی بیشتر دارد.فعالیت کاربران در کارزار واکسن میسازیمفعالیت کاربران در کارزار واکسن بخریدتعداد کاربران به تفکیک کارزار۳) یکی دیگر از روش‌های ترندسازی، ساخت اکانت‌های مختلف برای پشتیبانی از یک کارزار است. عموما چنین اکانت‌هایی پس از مدتی توسط توییتر به دلیل رفتار مشکوک معلق می‌شوند. به همین دلیل گروه‌های منتفع باید عمل ساخت اکانت را به صورت دوره‌ای انجام دهند. به همین دلیل است که یکی از روش‌های شناسایی کاربران غیر واقعی، توجه به تاریخ ساخت اکانت و میزان محتوای تولیدی توسط آنان است. به همین منظور تعداد اکانت‌هایی که در فاصله یک ماه گذشته ساخته شده به تفکیک کارزار‌ها در نموداری نمایش داده شده است.فعالیت کاربران یک ماهه در کارزار واکسن بخریدفعالیت کاربران یک ماهه در کارزار واکسن میسازیمتعداد کاربران یک ماهه به تفکیک کارزار۴) پس از تحلیل داده‌های به دست آمده مشخص شد کاربران هر کارزار در کنار هشتگ اصلی، هشتگ‌های دیگری را نیز در توییت‌های خود استفاده کرده‌اند که این هشتگ‌ها نیز به تفکیک کارزار در نمودار‌های جداگانه آمده است. همچنین قریب به یک سوم توییت‌های کارزار واکسن_بخرید به زبانی غیر از فارسی نوشته شده‌اند.هشتگ‌های پرتکرار در کارزار واکسن بخریدهشتگ‌های پرتکرار در کارزار واکسن میسازیم
تفکیک توییت‌های کارزار واکسن بخرید بر اساس زبانتفکیک توییت‌های کارزار واکسن می‌سازیم بر اساس زبان۵) از مقایسه میان دو موج مربوط به کارزار واکسن_بخرید می‌توان فهمید که فعالیت کاربران یک ماهه در موج اول اثر کمتری نسبت به موج اول داشته و می‌توان ادعا کرد تبدیل شدن هشتگ این کارزار به پرطرفدارترین موضوع توییتر ایران در شامگاه ۳۰ آذر توسط کاربران قدیمی‌تر صورت گرفته است. همچنین نسبت بازتوییت به توییت‌‌های اصلی در کارزار واکسن_میسازیم بیشتر از نسبت مشابه در کارزار دیگر است. اگر چه این نسبت در کارزار دیگر نیز از موج اول به دوم افزایش پیدا کرده است. این موضوع نشان می‌دهد که عملیات بازتوییت در کارزار واکسن_میسازیم بیش از کارزار واکسن_بخرید انجام شده است.فعالیت کاربران یک ماهه در موج اول کارزار واکسن بخریددر پایان توجه به این نکته ضروری است که نمی‌توان ادعا کرد فضای توییتر فارسی نمایانگر تمایلات جامعه‌ ایرانی است. به دلیل محدودیت‌های وضع شده از سوی حاکمیت بر این شبکه اجتماعی، فضای توییتر بیشتر در اختیار نخبگان سیاسی قرار گرفته است. اما نمی‌توان از تأثیرات این شبکه اجتماعی بر مناسبات سیاسی و اجتماعی چشم پوشید. شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از مسئولان نظام از جمله نمایندگان دوره جدید مجلس حضور پررنگی در این شبکه اجتماعی دارند. شبکه‌ای که به تصمیم برخی از همین افراد، سایر گروه‌های جامعه از حضور در آن محروم شده‌اند.[1] Retweet[2] Quote</description>
                <category>آروین فیروزی</category>
                <author>آروین فیروزی</author>
                <pubDate>Thu, 07 Jan 2021 23:24:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوتاه‌نوشت‌ها : در باب توهمات خارج‌نشینان</title>
                <link>https://virgool.io/@arvinfirouzigm/%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86-yqsgu6hfkfzh</link>
                <description>اینکه بخش قابل توجهی نیروی اپوزوسیون خارج‌نشین از درک واقعیات جامعه ایرانی ناآگاه است، دلیلی روشن دارد. او هر آن چه می‌بیند به واسطه شبکه‌های اجتماعی یا رسانه‌ها است. نکته‌ای که در این میان مغفول می‌ماند این است که آنچه در این فضاها منتشر می‌شود، عموما از فرایند عادی بودن خارج شده است زیرا در غیر این صورت دلیلی بر انتشار آن وجود ندارد. کمتر می‌توان فردی را دید که از فرایند زندگی روزمره خود که به آن عادت کرده است بخشی را به اشتراک بگذارد. کار رسانه‌ها نیز عموما بر اساس ارزش‌های خبری است که همگی بر غیر عادی بودن تأکید دارند. حتی مکالمات خصوصی با آشنایان داخل ایران نمی‌تواند منبع قابل اعتنایی برای دریافت اطلاعاتی از واقعیات باشد. برای تحلیل شرایط داخل ایران باید عادی بودن برخی فرایند‌ها را درک کرد و فهمید چه زمانی و تحت چه شرایطی این فرایندها به سوی اتفاقات غیر عادی تغییر جهت می‌دهند. حجاب اجباری یک پدیده عادی شده در جامعه ایرانی است هر چند در طول زمان، زنان ایرانی تغییرات جدی بر این پدیده اعمال کرده‌اند. حال ممکن است گرمای هوا، یا برخی اقدامات سخت‌گیرانه از سوی حاکمیت یا اقدامات فردی (مانند ماجرای دختران خیابان انقلاب) ناگهان در میان رسانه‌ها یا شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار بگیرد؛ اما هیچ کس به طور مثال به ده‌ها زنی که چند خیابان بالاتر از محل اقدام نمادین ویدا موحد، در حال عبور بودند توجهی نمی‌کند. نکته مهمی که برخی بدون توجه به آن تنها با استناد به رخدادهای غیر عادی می‌خواهند جامعه ایرانی را تحلیل کنند، برای آینده آن برنامه‌ریزی کنند و حتی سودای حاکمیت بر آن را در سر دارند.  </description>
                <category>آروین فیروزی</category>
                <author>آروین فیروزی</author>
                <pubDate>Fri, 26 Jul 2019 14:37:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شوخی‌های اصلاح‌طلبانه (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@arvinfirouzigm/%D8%B4%D9%88%D8%AE%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%B7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-kuzmd1sr3qeg</link>
                <description>معمولا عادت دارم آن‌چه می‌نویسم صرفا گزاره‌هایی دقیق باشد و برای هر ادعا استدلالی ارائه کنم. خشک بودن نوشتار نیز با این نگاه اجتناب‌ناپذیر است و البته مشکلی هم با آن ندارم اما این بار ماجرا تفاوت دارد. به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان حس شوخ‌طبعی عجیبی دارند. این حس شوخ‌طبعی از بازه منتهی به انتخابات، به سایر زمان‌ها نیز بسط پیدا کرده است. ایشان عادت داشته‌اند در زمان انتخابات با دوقطبی‌سازی فضا و دیوسازی از رقبا خود را یگانه منجی ایران نشان‌دهند. پس از انتخابات نیز ندای همکاری و همدلی سر دهند و هر زمان به مشکلی در اجرای وعده‌ها مواجه شدند دوباره انگشت اتهام را به سوی دیگری نشانه روند. اما گویی این رفتارها را برای نشاط جامعه کافی ندانسته‌اند.این که نگارنده این رفتارها را شوخی می‌داند نه به قصد بی‌احترامی بلکه به دلیل اعتمادی است که به صداقت و ذکاوت اصلاح‌طلبان دارد. اخیرا همشهریان اصلاح‌طلب گفتمانی درون جریانی به منظور نظارت بر عملکرد شورای شهر و شهرداری شهر مشهد به راه‌ انداخته‌اند. موافقان مدعی‌اند که با این عمل کارکرد فعالیت‌های اصلاح‌طلبانه از گرم کردن تنور انتخابات فراتر رفته و به سوی سیاست حرفه‌ای گام برمی‌دارند. این بزرگواران پیشنهاد داده‌اند که کمیته‌ای زیر نظر شورای هماهنگی جبهه اصلاحات تشکیل بشود تا این نقش مهم را برعهده بگیرد.حقیر هیچ‌گاه مشکلی با نظارت نداشته و ندارم. نظارت بر منتخبان و منصوبان اگر حیاتی نباشد، واجب است. پرسش از آن‌جایی آغاز می‌شود که معیار و روش ما برای نظارت چیست؟ با تکیه بر کدام داده‌ها می‌خواهیم عملکرد افراد را بسنجیم؟ فرایند‌ها برای ما اهمیت بیشتری دارند یا افراد؟و لبخند از جایی آغاز می‌شود که بفهمی دقیقا در سال انتخابات و پس از سخنان سید محمد خاتمی مبنی بر تردید درباره حضور مردم پای صندوق رأی این گفتمان آغاز شده است. اگر پای سخن تک تک یاران اصلاح‌طلب بنشینی، همه خواهند گفت که از نخستین روزهای پس از انتخابات ۹۶ بر ضرورت نظارت بر عملکرد منتخبان تأکید کرده‌اند. دروغ هم نمی‌گویند! از آن زمان تا کنون جلسات بسیاری به صورت تشکیلاتی یا غیر تشکیلاتی میان اصلاح‌طلبان برگزار شده است. نمی‌شود که آن حجم از چای و میوه و شیرینی {دود} شود و برود! بالاخره هر کدام‌شان حداقل یک بار در جلسه‌ای ولو ۳ نفره به اهمیت نظارت بر شورا و شهرداری به عنوان مهم‌ترین نهادهای محلی که در اختیار اصلاح‌طلبان است، اشاره کرده‌اند. این که چقدر پی حرفشان را گرفته‌اند، الله اعلم!اکنون زمان انتخابات فرا رسیده است. اصلاح‌طلبان از یک سو در بدنه نخبگان حامی خود دچار ریزش شده‌اند و از سوی دیگر به دلیل بحران‌های اقتصادی توانایی سخن گفتن با عموم را ندارند. پس تنها راه چاره آن است که در زمان چند ماه مانده به انتخابات حداقل قشر نخبه کارکردی جز هیزم آتش جهنم انتخابات شدن را از اندیشه‌ورزان اصلاح‌طلب مشاهده کنند. بیایید درباره نهادی که قرار است این کمیته ناظر را انتخاب کند، بیشتر بدانیم. «شورای هماهنگی جبهه اصلاحات» مجموعه‌ای ائتلافی از گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب است که احتمالا قرار است در جهت یکپارچه کردن استراتژی سیاسی اصلاح‌طلبان گام بردارد. حال این نهاد در دو سال گذشته که به جریان اصلاحات از هر سو نقد وارد می‌شد، مشغول چه کاری بوده است را بنده نمی‌دانم. فرض کنیم که دانش من در زمینه گروه‌های اصلاح‌طلب ناچیز است و این شورا نهاد بسیار مهمی‌ است و اقدامات مهمی در راستای پیشبرد دموکراسی‌خواهی و تقویت جامعه مدنی انجام داده است که حقیر از هیچ‌کدامشان خبر ندارم. پس اجازه بدهید ساختاربندی آن کمیته نظارتی را به ۱۹ حزب اصلاح‌طلب استان خراسان رضوی واگذار کنیم(۱) و یقین داشته‌ باشیم افرادی صالح و عالم در این کمیته حضور دارند.حال با یکدیگر کمی به عقب بازمی‌گردیم(یادتان هست؟) یعنی دقیقا به زمانی که شورای عالی اصلاح‌طلبان استان مشغول انتخاب افراد برای حضور در لیست انتخاباتی اصلاح‌طلبان در سال ۹۶ بودند. در همان زمان بسیاری از همین احزاب اصلاح‌طلب مشغول رایزنی با یکدیگر برای قرار دادن گزینه‌های مد نظر خود در لیست بودند. پس نباید در این میان به نقش احزاب در معرفی افراد پرداخت؟ مگر وظیفه احزاب نیست که از اعضایشان که در قدرت حضور دارند، حساب‌کشی کنند و پلی میان مطالبات جامعه مدنی و نهاد قدرت باشند؟ اگر قرار باشد صرفا افراد را بازخواست کنیم و احزاب را در حاشیه امن قرار دهیم پس چه نیازی به تحزب داریم؟ چند سال یک‌بار دور هم می‌نشینیم و با «امید» افرادی را انتخاب می‌کنیم و بعد هم تمام مسئولیت رفتارهای آن افراد را به عهده خودشان می‌گذاریم. با این روش شاید بتوانیم معجزه هزاره بعدی را ما خلق کنیم! اما اگر بخواهیم به سوی تقویت نهادهای مدنی و دموکراسی واقعی پیش برویم نباید گوشه چشمی هم به احزاب متبوع منتخبان داشته باشیم؟اینجاست که لبخند تبدیل به خنده می‌شود! پاسخ اصلاح‌طلبان مبدع این طرح منفی است! نمی‌شود که همزمان هم فرد زیر سوال برود و هم گروهی که وی را معرفی کرده است!‌ آمدیم و عملکرد آن فرد خوب نبود یا اصلا بد بود! در این صورت آن حزب (یا گروه) چگونه می‌تواند در تعیین لیست انتخاباتی ۹۸ نظر خود را به کرسی بنشاند؟ بنابراین شما هم به من حق بدهید که به شوخی‌های مدل ۹۸ اصلاح‌طلبان بخندم!کمی بالاتر پرسشی طرح کردم که این نظارت چگونه باید باشد؟ آنچه درباره شیوه و شاخص‌گذاری یک ساختار نظارتی می‌‌اندیشم را بعدا خواهم نوشت. ----------------پانوشت‌ها:۱) بله! ما در استان خراسان رضوی حداقل ۱۹ حزب اصلاح‌طلب داریم! حال بروید دموکراسی متکثر غربی را در بوق و کرنا کنید. تکثر از این بیشتر؟</description>
                <category>آروین فیروزی</category>
                <author>آروین فیروزی</author>
                <pubDate>Tue, 16 Apr 2019 20:16:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حضور گزينشى زنان در ورزشگاه امرى اخلاقى است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@arvinfirouzigm/%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%DA%AF%D8%B2%D9%8A%D9%86%D8%B4%D9%89-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%89-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%89-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-cw0jd2zdmutw</link>
                <description>پس از انتشار خبر حضور بخشى از زنان در مسابقه ميان پرسپوليس و كاشيماى ژاپن كاربران شبكه هاى اجتماعى هر كدام از منظرى در دفاع يا مخالفت با حضور اين زنان به شكل گزينشى نظرات خود را مطرح كردند. در اين نوشتار قصد دارم تلاشى براى تشريح اين رخداد انجام دهم و در صورت امكان اين تشريح را با يك استدلال خاتمه ببخشم. مناقشه درباره حضور زنان در ورزشگاهها، جدالى صرفا سياسى نيست بلكه برخاسته از فرهنگ سنتى است كه در جامعه ايران رواج دارد. اما وقتی از فرهنگ سنتی حرف می‌زنم منظور من لزوما قشر مذهبی نیستند. بسیاری از خانواده‌ها در ایران با وجود عدم رعایت تکالیف دینی هنوز تفکرات سنتی ارث رسیده از پیشینیان خود را به همراه دارند. مهم‌ترین بخش این تفکرات مواجهه با زنان و حقوق آن‌ها است. آیا زن بدون اجازه شوهر می‌تواند بیرون از خانه کار کند؟ آیا می‌تواند پوشش دلخواه خود را برای حضور در جامعه انتخاب کند؟ سوالاتی از این قسم شاید دلیل مذهبی خود را برای عده‌ای از دست داده باشد ولی دلیل دیگری برای آن می‌توان یافت: جامعه نا امن است و پذیرش آزادی زنان را ندارد. کدام‌مان می‌توانیم ادعا کنیم که دلیلی مشابه این گزاره تا کنون به گوش‌مان نخورده است؟ بدون شک با دلایلی مشابه آن‌چه ذکر کردم می‌توان با حضور زنان در محیط‌هایی مانند استادیوم مخالفت کرد. کافی‌ است کمی کلیشه‌های جنسیتی با استدلال خود درآمیزیم و وحشت حضور مردان فحاش و وقیح در محیط‌های ورزشی را به آن اضافه کنیم. بنا بر آنچه گفته شد می‌توانیم بفهمیم که دو گروه در جامعه - که حتی بر اساس شهود نیز تعدادشان قابل چشم‌پوشی نیست- با حضور زنان در ورزشگاه‌ها مخالفند: گروه اول آنانی که طبق قرائت‌شان از دین این امر را خلاف شرع می‌دانند و گروه دوم آنانی که از وحشت جامعه ناامن، زنان را از چنین عملی بر حذر می‌دارند. هر چند نمی‌توان ادعا نمود دلایل مخالفین در همین دو چارچوب قابل گنجایش باشد اما بدین‌ روش می‌توان صورت‌بندی بهتری از ایشان دریافت. حال سوال بعدی آن است که این مخالفین چند درصد از مردم ایران را تشکیل می‌دهند؟برای یافتن پاسخ من از دو مشاهده آماری -نه لزوما به معنای علمی آن- متفاوت بهره می‌گیرم. اول نظرسنجی ایسپا مورخ بیست و یکم شهریور ۹۶ است که بر اساس آن در مقابل ۶۱ درصد که موافق حضور زنان در ورزشگاه‌ها بودند، حدود ۳۶ درصد با این اتفاق مخالف بودند. به نظرم همه توافق داریم ۳۶ درصد رقمی نیست که به راحتی بتوان نادیده گرفت. حال به سراغ مشاهده دوم می‌رویم. احتمالا همه ما انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ را به خاطر داریم. با کمی جستجو در حافظه خودمان و اینترنت می‌توانیم جریان فکری حامی کاندیدای رقیب رئیس جمهور را به خاطر بیاوریم. جریانی برآمده از دل سنت که تا حد زیادی به قشر مذهبی جامعه گرایش داشت. هر چند نمی‌توان ادعا نمود که موفق شد تمام این جریان را با خود همراه کند. در مقابل اما حامیان روحانی از آزادی‌های اجتماعی دفاع می‌کردند، شعار حضور زنان در ورزشگاه‌ها سر می‌دادند و حضور بیشتر زنان در جامعه از مطالبات اصلی ایشان بود. اگر چه رئیسی و حامیانش شاید در جذب تمام قشر مذهبی موفق نبودند از سوی دیگر نمی‌توان ادعا نمود که همه حامیان روحانی با شعارهایی مانند آن‌چه ذکر کردیم همدل بودند. به گفته بسیاری از کارشناسان بخش مهمی از بدنه رأی روحانی به دلیل شیوه تعاملی او در سیاست خارجی و همچنین توفیقات نسبی بود که به همین دلیل در اقتصاد به دست آورده بود. بنابراین می‌توان با تقریب خوبی در نظر گرفت که حداقل ۱۶ میلیون نفر در این کشور با آن شعارهای جذاب روحانی مخالف بودند.در این میان توجه به این نکته ضروری است که به دلیل ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی در بسیاری از موارد قدرت در نهادهای غیر انتخابی در اختیار همان گروه ۱۶ میلیونی قرار دارد و ایشان بدین طریق امکان اعمال نفوذ در سیاست‌های خرد و کلان نظام را دارند. امری که لزوما نمی‌توان یک جناح را مقصر آن دانست.در چنین شرایطی سوال اصلی آن است که با وجود مخالفت‌های یک گروه پر قدرت که بدنه اجتماعی قابل توجهی هم در میان مردم ایران دارد، آیا می‌توان ادعا کرد که باید زنان همانند مردان در ورزشگاه‌ها حضور پیدا کنند و چنانچه این امر اگر به صورت گزینشی - و آن هم با فشار نهادهای بین‌المللی- رخ دهد آن زنان که تن به چنین عملی داده‌اند و آن مدیرانی که این شرایط را فراهم کرده‌اند عملی غیر اخلاقی مرتکب شده‌اند؟ در نگاه اول شاید بتوان گفت که ۶۱ درصد مردم با حضور زنان در ورزشگاه‌ها موافق‌اند و علاوه بر این آن ۳۶ درصد حق ندارند برای سایرین تعیین تکلیف کنند پس باید آن‌قدر ایستادگی کرد تا شرایط برابر حضور زنان و مردان در ورزشگاه‌ها فراهم شود. اما با کمی دقت در فضای اجتماعی به ساده‌انگارانه بودن این نگاه می‌توان پی برد. کسانی که چنین نگاهی دارند اساسا نتوانسته‌اند دلایل مخالفان خود را به درستی درک کنند. مهم‌ترین تفاوت این دو گروه در این حوزه نگاه متفاوتشان به امر عمومی و امر خصوصی است. ۳۶ درصدی‌ها با چنین حضوری مخالفند چون این موضوع را نه امری مربوط به خود فرد بلکه مربوط به جامعه پیرامون می‌دانند و معتقدند با چنین مخالفتی در حقیقت گاهی خود فرد و بیشتر جامعه را از خطر نابهنجاری مصون می‌دارند. حتی آن گروهی که نگاه سنتی غیر مذهبی دارند، نگاهی مستقل به زنان اطرافشان ندارند که این امر برگرفته از تربیت کودکی و دریافتشان از جامعه است و معتقدند تبعات منفی چنین اقدامی برای اجتماع کوچک پیرامون‌شان- یعنی خانواده- می‌تواند زیان‌بار باشد. هر چند در این نوشتار قصد ندارم به درستی یا نادرستی نگاه فوق بپردازم زیرا از موضوع اصلی دور خواهم شد. اما می‌توان ادعا کرد که تلاش برای غلبه ۶۱ درصدی ها بر ۳۶ درصدی ها نه تنها ناممکن خواهد بود بلکه شکاف‌های اجتماعی ما را پررنگ می‌کند و نتایج نامطلوبی دارد. باید پذیرفت که تلاش برای مفاهمه طرف مقابل و اتخاذ استراتژی بهینه از سمت هر طیفی صورت گیرد، راه را برای رسیدن به یک فصل مشترک هموار می‌سازد. حتی اگر نگاه طیف مقابل ما تعیین تکلیف برای همگان باشد!همانطور که گفتم حضور گزینشی زنان عملی دو سویه است. مدیرانی که چنین فضایی را ترتیب داده اند و زنانی که در این فضا حاضر شده ‌اند. به دو دلیل قصد ندارم که به تشریح اخلاقی بودن یا نبودن تصمیم مدیران از نگاه خودم بپردازم: اول آن‌که تلاش اصلی من از نگارش بررسی اخلاقی بودن عمل همان زنان بود زیرا در ادامه مسیر به سایر بازیگران خرد که قصد تغییر یا تثبیت سیاست‌های این حوزه را دارند - از جمله خودم- یاری می‌رساند و دوم آن‌که به دلیل ساختار پیچیده بوروکراتیک نظام جمهوری اسلامی از تشریح توانایی‌های قانونی این مدیران عاجزم و چنان‌چه در این مسیر ادعایی مطرح کنم احتمال اشتباه در آن زیاد خواهد بود.پس بیاییم به زنان حاضر در ورزشگاه بازگردیم. آنانی که تصمیم گرفتند علیرغم نابرابر بودن این میدان، وارد چنین فضایی شوند و تجربه‌ای نو را برای خود و جامعه رقم بزنند. همانطور که پیش‌تر گفتم اساسا معتقدم عدم حضور و ایستادگی در بیرون میدان تا رسیدن به شرایط برابر کمکی به مدافعان حضور زنان در ورزشگاه‌ها نمی‌کند. اتهام‌زنی به کسانی که در این فضا حاضر شدند نه تنها به ترویج گفتگو پیرامون این موضوع یاری نمی‌رساند بلکه تنش و مرزبندی‌ها تشدید می‌کند. این حضور اگر چه اندک، نابرابر و گزینشی بود اما مسیری را گشود که در دید تمام طیف‌های فکری حضور زنان در ورزشگاه‌ها را به مثابه یک امر عمومی به نمایش گذاشت. نمی‌توان از دلایل شخصی هر کس درباره حضورش در این فضا آگاه شد اما از برایند مشاهدات راویان می‌توان دریافت که بخش قابل توجهی از این زنان علاوه بر علاقه شخصی بنا بر دغدغه‌ای درونی و به منظور شکستن دیواری که عقیده‌شان آزادی ایشان و همنوعان‌شان را محدود می‌ساخت به تماشای مسابقه در ورزشگاه نشستند. حتی روایت‌های معتبری وجود دارد که بسیاری از ایشان در حد توانشان زنانی که مورد گزینش مدیران نبودند و پشت در ورزشگاه مانده بودند با خود به داخل بردند. اینها همه نمی‌تواند دلیلی داشته باشد جز باور به این عقیده که باید این تابو شکسته شود تا حضور زنان به عنوان تماشاگر در مسابقات ورزشی به سوی عادی شدن پیش رود. به همین دلیل است که به عقیده من آن زنانی که آن روز در ورزشگاه حاضر شدند عملی غیر اخلاقی مرتکب نشده‌اند. بدون شک موافقان و مخالفان اکنون فضا و امکان بیشتری برای پافشاری بر موضع خود دارند و می‌‌توانند از هر امکان مادی و معنوی که در اختیار دارند در این راه بهره ببرند.</description>
                <category>آروین فیروزی</category>
                <author>آروین فیروزی</author>
                <pubDate>Wed, 14 Nov 2018 18:26:48 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>