<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های انتشارات آریاناقلم</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@aryanaghalam</link>
        <description>ناشر تخصصی کتاب‌های مدیریت و کسب‌و‌کار  aryanaghalam.com</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 11:03:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/19156/avatar/vl3WHH.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>انتشارات آریاناقلم</title>
            <link>https://virgool.io/@aryanaghalam</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نشستی برای شنیدن داستان کسب‌وکارهای پلتفرمی</title>
                <link>https://virgool.io/@aryanaghalam/%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D9%84%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%85%DB%8C-rafmhmgpvo2c</link>
                <description>در ششم آذر ماه 1402 انتشارات آریاناقلم با همراهی مجموعه‌های زیبال و فیدیبو نشستی برگزار کردیم. این گردهمایی پیرامون کتاب «کسب‌وکار پلتفرم‌ها» نوشتۀ مایکل ای.کوسومانو، آنابل گور و دیوید بی.‌یوفی برگزار شد که توسط آقایان شهرام خلیل‌نژاد، میثم ورزی و خانم نجمه ناظمی ترجمه شده و در سال 1402 به چاپ اول و دوم رسیده است.پلتفرم چیست؟به‌طور کلی پلتفرم‌ها یک مدل کسب‌وکار هستند که افراد و سازمان‌ها را برای هدفی مشترک یا به اشتراک‌گذاری منبعی مشترک به یکدیگر متصل می‌کنند. مثل علی‌بابا، آمازون،گوگل و… . البته همهٔ پلتفرم‌ها یکسان نیستند و ارزش یکسانی ایجاد نمی‌کنند. آنها روش‌های مختلفی برای کسب درآمد دارند.آن‌ها ممکن است به‌طور مستقیم محصول یا خدمتی مستقل را نفروشند. پلتفرم‌ها هم‌چنین می‌توانند هزینه‌های جست‌وجو و مبادلات را کاهش دهند.کتاب کسب‌وکار پلتفرم‌هانویسندگان «کسب‌وکار پلتفرم‌ها» ، در این کتاب به موضوعاتی مثل چیستی پلتفرم، انواع پلتفرم‌ها، علت شکست پلتفرم‌ها، آیندهٔ کسب‌وکارهای پلتفرمی، نکاتی که در ساختن پلتفرم باید به آن‌ها توجه کرد، مسئولیت کسب‌وکارهای پلتفرمی دربرابر جامعه، کاربران و … پرداخته‌اند.همچنین در این کتاب داده‌های مربوط به ۲۰۹ کسب‌وکار پلتفرمی در آمریکا در طی بیست سال بررسی شده است و در نهایت به ۴ اشتباه رایجی رسیدند که باعث شکست این پلتفرم‌ها شده‌اند. اشتباهاتی مثل زمان‌بندی اشتباه در ورود به بازار، خودبرتربینی و نادیده‌گرفتن رقبا، قیمت‌گذاری اشتباه و بی‌اعتمادی کاربران.مرور کوتاهی بر نشست کتاب کسب‌وکار پلتفرم‌هااین برنامه در دو بخشِ توصیف کتاب از نگاه مترجم و پنل گفت‌وگو برگزار شد. در بخش اول مترجم کتاب آقای شهرام خلیل‌نژاد ارائه‌ای از کتاب و روند ترجمه داشتند. و در بخش دوم، پنل گفتگو با حضور آقایان نیما قاضی (هم‌بنیان‌گذار علی‌بابا)، احمد ایزدپور (مدیر عامل جاباما)، علیرضا کامرانیان‌فر (مدیرکل سابق توسعۀ کسب‌وکار گروه دیجی‌کالا) و امیرعلی صبور به‌عنوان مدیر پنل شکل گرفت.بررسی کتاب کسب‌وکار پلتفرم‌ها از نگاه مترجمآقای شهرام خلیل‌نژاد در بخشی از صحبت‌هایشان به‌عنوان نمایندۀ مترجمین این کتاب، به نقش و جایگاه پلتفرم‌ها و نفوذ مدل کسب‌وکار پلتفرمی در دنیای کسب‌وکار اشاره کردند.«اوبر، بزرگترین شرکت تاکسی‌رانی جهان مالک هیچ وسیلۀ نقلیه‌ای نیست؛ فیسبوک بزرگترین شرکت رسانه‌ای جهان هیچ محتوایی تولید نمی‌کند؛ علی‌بابا، ارزشمندترین شرکت خرده‌فروش جهان هیچ انباری ندارد؛ و ایربی‌ان‌بی، بزرگترین شرکت اقامتگاهی جهان هیچ اقامتگاهی ندارد.»سپس مثال‌هایی از پلتفرم‌های مختلف داخلی و خارجی مثل ایربی‌ان‌بی، دیجی‌کالا و جاباما ارائه کردند و به روند رو به رشد ورود پلتفرم‌ها به دنیای کسب‌وکار، نقش آن‌ها در بهره‌وری، و ضرورت وجود آن‌ها با گذر سال‌ها اشاره کردند.در ادامه به‌طور خلاصه در مورد موضوعاتی مثل هم‌آواسازی، حاکمیت باز، سازمان جامعه‌محور، اثر شبکه‌ای، چندخانه‌گی و انواع پلتفرم‌ها مثل سوپرپلتفرم، متاپلتفرم، پلتفرم تراکنشی، نوآورانه، B2B، B2C، P2P و … صحبت کردند.در آخر از تجربۀ همکاری با انتشارات آریاناقلم و داستان ترجمۀ کتاب گفتند و در نهایت با تأکید بر جمله‌ای از نویسندۀ کتاب «کسب‌وکار پلتفرم‌ها»، صحبتشان را به پایان رساندند.«وای به حال کسب‌و‌کارهایی که استراتژی و مدل کسب‌و‌کار پلتفرمی، تحلیل کلان‌داده‌ها، هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی ودر به‌طورکلی آن‌چه امروز قوانین جدید بازی به‌نظر می‌رسند را درک نمی‌کنند.»مرغ یا تخم‌مرغ؛ از کجا و چگونه شروع کردن داستان پلتفرم‌هاداستانِ چگونه پلتفرمی شدن کسب‌وکار، اولین موضوع گفت‌وگو را شکل داد و اعضای پنل از تجربه‌های شخصی‌شان گفتند. در این بین به معمای معروف مرغ و تخم‌مرغ که از موضوعات مهم و اساسیِ شکل‌گیری پلتفرم‌هاست اشاره شد. موضوعی که در کتاب هم در چند بخش به آن اشاره شده است.در  بخشی از کتاب کسب‌وکار پلتفرم‌ها به چهار گام برای ساخت پلتفرم اشاره شده که حل معمای مرغ و تخم‌مرغ در مرحلۀ دوم و بعد از انتخاب طرف‌های بازار پلتفرم قرار گرفته است.به گفتۀ نویسندۀ کتاب «کسب‌وکار پلتفرم‌ها»، برای حل این معما شرکت‌های پلتفرمی باید تصمیم بگیرند که ابتدا کدام طرف بازار را وارد بازی کنند و ارزیابی کنند کدام طرف برای جلب علاقه و جذب طرف مقابل، اهمیت بیشتری دارد. اینجا پای سه دستۀ انتخاب استراتژیک به میان می‌آید.در ابتدای کار یک ارزش مستقل، تنها برای یک طرف ایجاد کنید.به یک یا هر دو طرف یارانه بدهید.گاهی اوقات دو طرف را به‌طور همزمان وارد بازی کنید.از نگاه آقای ایزدپور هرچند این مسئله‌ خیلی ساده به نظر می‌آید اما در واقع حل کردن آن سخت است. ایشان به راه‌حل کتاب در مورد یارانه دادن اشاره کردند و اهمیتی که تشخیص درست آن دارد. اینکه عمیقاً باید بفهمیم نیاز عرضه‌کنندۀ کسب‌وکار ما چیست و یارانه برای او چه تعریفی دارد و در نهایت یارانه در پلتفرم ما چه تعریفی دارد.مسئلۀ قانون‌گذاری در پلتفرم‌هادر بخش سؤال و جواب پنل گفت‌وگو، خانم محمدی مدیرعامل انتشارات آریاناقلم با مثالی از پلتفرم ایر‌بی‌ان‌بی، سؤالی در مورد موضوع قانون‌گذاری در پلتفرم‌ها پرسیدند. این‌‌که قانون‌گذاری در پلتفرم‌های ایران به چه صورت انجام می‌شود و چقدر این نگاه مسئولانه در پلتفرم‌ها وجود دارد؟در پاسخ به این سؤال، به بخش‌های انتهایی کتاب اشاره شد و دو سویه بودن این قانون‌گذاری‌ها برای کاربران و پلتفرم‌ها. این‌که وقتی پلتفرمی در آستانۀ اثر شبکه‌ای قرار می‌گیرد، مجبور است بر روی قانون‌گذاری خود‌‌ کار کند.اثر شبکه‌ای به این معناست که رشد کسب‌وکار و ارزش آن به تعداد مخاطبان بیشتر بستگی دارد. یعنی اضافه شدن هر کاربر ارزش محصول و خدمات را افزایش می‌دهد. از طرفی کاربران فعلی، زمانی که محصول یا خدمت توسط کاربران دیگر پذیرفته شود، از آن بهره‌مند می‌شوند.برای مثال ما در صورتی می‌توانیم از محصولی مثل تلفن هوشمند استفاده کنیم که دیگران هم این محصول را داشته باشند تا قابلیت‌ها و ویژگی‌های این محصول برای ما قابل استفاده باشد.کتاب «کسب‌وکار پلتفرم‌ها» این مسئله را این‌طور بیان می‌کند که «هرچه پلتفرم‌ها به لحاظ مقیاس و قدرت رشد می‌کنند، تحت بررسی‌های موشکافانه‌تری قرار گرفته و باید از مجموعه قوانین متفاوتی پیروی کرده یا پایبندی خود به قوانین موجود را بیشتر کنند.»در ادامۀ‌ این نشست به فراز و نشیب‌های شکل‌گیری دو پلتفرم ایرانی دیجی‌کالا و جاباما اشاره شد، واقعیت کسب‌وکارهای پلتفرمی از نگاه نیما قاضی بررسی شد، و به سؤال آیا پلتفرم در ایران کسب‌وکار سودآوری است یا خیر پاسخ داده شد. شما می‌توانید متن کامل گزارش این نشست را در وب‌سایت انتشارات آریاناقلم مطالعه کنید. </description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Wed, 20 Dec 2023 16:57:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور کارکنان را به شکل درست برکنار کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@aryanaghalam/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-fezfrcfvcn7s</link>
                <description>اخراج‌ کارمندان کار ساده‌ای نیست. وقتی کارکنان می‌بینند که دوستانشان اخراج شده‌اند، دیگر تمایلی برای ازخودگذشتگی لازم برای ساخت شرکت نخواهند داشت. اما بن هاروویتز از عهدۀ ‌این چالش برآمده است. او عقیده دارد کارمندانش را به روش درستی اخراج می‌کرد. همان‌طور که خود او در کتاب «سختی کارهای سخت» می‌گوید:«این حرف ممکن است مسخره به نظر برسد؛ چطور می‌توان کاری را که اساساً اشتباه است «به روش درست» انجام داد؟»بن هاروویتز توضیح می‌دهد که در 6 گام می‌توان از عهدۀ این کار برآمد. شما می‌توانید این بخش از کتاب سختی کارهای سخت که به موضوع اخراج کارکنان می پردازد را در ادامه بخوانید:گام اول: نگاهتان به جلو باشدوقتی ناکامی شرکتی در محقق کردن برنامه‌های مالی‌اش آنقدر وخیم است که مجبور می‌شود کارمندانی را که با صرف زمان و هزینۀ هنگفت استخدام کرده است اخراج کند، بار سنگینی بر دوش مدیرعامل قرار می‌گیرد. در چنین دوره‌ای، تمرکز بر آینده کار دشواری است، زیرا گذشته همۀ زندگیتان را پوشانده است؛ اما این دقیقاً همان کاری است که باید بکنید.گام دوم: معطل نکنیدوقتی به این نتیجه رسیدید که باید تعدیل نیرو انجام دهید، فاصلۀ زمانی بین رسیدن به این نتیجه و اجرای آن باید حتی‌الامکان کوتاه باشد. اگر حرفی به بیرون درز کند (که اگر دست‌دست کنید ناگزیر این اتفاق خواهد افتاد)، آن‌وقت با مشکلات مضاعفی مواجه خواهید شد. کارکنان به مدیران شک خواهند کرد و خواهند پرسید که آیا تعدیل نیرو در پیش است یا خیر. اگر این مدیران اطلاع نداشته باشند، خنگ به نظر خواهند رسید. اگر اطلاع داشته باشند، یا باید به کارکنانشان دروغ بگویند و درز خبر را پراهمیت‌تر کنند، یا اینکه سکوت اختیار کنند که منجر به آشفتگی بیشتر خواهد شد.گام سوم: دلیل تعدیل نیرو را به روشنی در ذهن خود داشته باشید.وقتی وارد تعدیل نیرو می‌شوید، گاهی اعضای هیئت‌مدیره سعی می‌کنند با اشاره به نیمۀ پر لیوان، به شما روحیه بدهند. مثلاً ممکن است بگویند:«این فرصتی عالی است برای راست‌وریس کردن بعضی از مشکلات عملکردی و ساده‌تر کردن کسب‌وکارمان.» این حرف ممکن است درست باشد، اما نباید اجازه دهید به هاله‌ای تبدیل شود و تفکرتان یا پیامتان به شرکت را دربر بگیرد.دلیل اینکه دارید تعدیل نیرو می‌کنید این است که شرکت نتوانسته برنامه‌اش را محقق کند. اگر عملکرد فردی کارکنان تنها مسئله بود، آن‌وقت لازم بود چارۀ متفاوتی در پیش بگیرید. در اینجا عملکرد شرکت است که مشکل دارد. این تمایز بسیار مهم است، زیرا پیامی که به شرکت و به افراد تعدیل شده منتقل می‌شود نباید این باشد: «عالی است، داریم سروسامانی به عملکرد شرکت می‌دهیم». پیام باید این باشد: «شرکت شکست خورده است و حالا مجبوریم بعضی از کارکنان ممتازمان را تعدیل کنیم تا بتوانیم به پیش برویم.»ممکن است پذیرفتن این شکست امر چندان عجیبی به نظر نرسد، اما باور کنید که هست. «باور کنید.» این چیزی است که یک مدیرعامل هر روز به کارکنانش می‌گوید. باور کنید: شرکت خوبی خواهیم شد. باور کنید: به درد مسیر شغلی‌تان خواهد خورد. باور کنید: برای زندگی‌تان مفید خواهد بود. تعدیل نیرو، این اعتماد را در هم می‌شکند. برای بازسازی اعتماد، باید صداقت کامل پیشه کنید.گام چهارم: مدیرانتان را پرورش دهید.مهم‌ترین گام در تعدیل نیرو، آموزش تیم مدیریت است. اگر مدیران را بدون هیچ‌گونه آموزشی به چنین شرایط بسیار نامساعدی بفرستید، بیشترشان از پس کار بر نخواهند آمد.آموزش با یک قانون طلایی شروع می‌شود: مدیرها باید خودشان افرادشان را برکنار کنند. نمی‌شود این کار را به واحد منابع انسانی یا به همکار سنگ‌دل‌تری سپرد. هر مدیری باید خودش کارکنانش را برکنار کند. حالا چرا این‌قدر سفت‌وسخت؟چرا نمی‌شود فقط مدیرانی که وجۀ بهتری دارند این کار را برای همه انجام دهند؟ زیرا افراد تک‌تک روزهایی را که برای شرکتتان کار کردند به خاطر نخواهند سپرد، اما قطعاً روزی که برکنارشان کردید یادشان خواهد ماند. تمامی جزئیات آن روز را در ذهن خواهند داشت و این جزئیات اهمیت فوق‌العاده‌ای پیدا خواهد کرد.آبرو و اعتبار شرکت شما و مدیران آن به این بستگی دارد که سرتان را بالا بگیرید و چشم در چشم کارکنانی بیندازید که به شما اعتماد کردند و سخت کار کردند. اگر تو مرا استخدام کردی و من زندگی‌ام را گذاشتم تا برایت کار کنم، انتظار دارم آنقدر دل‌وجرئت داشته باشی که خودت اخراجم کنی.وقتی برای مدیران روشن شد که خودشان باید افرادشان را اخراج کنند، باید مطمئن شوید که برای این کار آماده‌اند:باید به طور خلاصه توضیح دهند که چه اتفاقی افتاده است، توضیح دهند که این اتفاق بیشتر از اینکه شکستی فردی باشد، شکستی شرکتی است.مدیران باید به روشنی بیان کنند که این اتفاق روی آن شخص تأثیر می‌گذارد و تصریح کنند که تصمیم گرفته‌شده غیرقابل مذاکره است.باید از تمامی جزئیات مربوط به مزایا و حمایتی که شرکت به کارکنان برکنارشده ارائه خواهد کرد مطلع باشند.گام پنجم: همۀ شرکت را خطاب قرار دهید.پیش از اجرای کار تعدیل نیرو، مدیرعامل باید برای کل شرکت صحبت کند. مدیرعامل باید پیام کلی حاوی زمینه‌سازی مناسب را ارائه کند و جو را برای حمایت از مدیران فراهم سازد. اگر شما نقش مدیرعاملی‌تان را درست ایفا کنید، کار مدیران بسیار ساده‌تر خواهد شد.چیزی را که بیل کمپل مدیرعامل قبلی اینتوئیت به من گفت به یاد داشته باشید: مخاطب این پیام، کسانی هستند که قرار است بمانند. کسانی که می‌مانند اهمیت زیادی برای طرز رفتار شما با همکارانشان قائل هستند. روابط بسیاری از کسانی که برکنار می‌شوند با کسانی که می‌مانند نزدیک‌تر خواهد بود تا با شما، پس با سطح مناسبی از احترام با آنها رفتار کنید. اما با این حال شرکت باید به پیش برود، پس حواستان باشد که زیادی هم عذرخواهی نکنید.گام ششم: در معرض دید باشید، حضور داشته باشید.بعد از اینکه سخنرانی کردید و به شرکتتان گفتید که قرار است خیلی‌هایشان را به خانه بفرستید، بعید است که حس‌وحال وقت گذراندن با آدم‌ها و گپ زدن با آنها را داشته باشید. احتمالاً ترجیح خواهید داد به کافه‌ای بروید و تا خرخره بنوشید. این کار را نکنید. حضور داشته باشید. در معرض دید باشید. با آدم‌ها قاطی شوید.آدم‌ها می‌خواهند شما را ببینند. می‌خواهند ببینند که اهمیت می‌دهید یا نه. کسانی که برکنار شده‌اند می‌خواهند بدانند آیا هنوز با شما و با شرکت رابطه‌ای دارند یا خیر. با کارکنانتان حرف بزنید. کمکشان کنید وسایلشان را توی ماشینشان بگذارند. به آنها نشان دهید قدر زحماتی را که کشیده‌اند، می‌دانید.برگرفته از مقالۀ‌ چطور کارکنان را به شکل درست برکنار کنیم؟انتشارات آریاناقلم</description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Sat, 24 Jun 2023 15:46:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا مدیریت زمان جواب نمی‌دهد؟ (از نگاه آدام گرانت)</title>
                <link>https://virgool.io/Aryanaghalam/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA-fpx7hl5epury</link>
                <description>چند سال پیش که رهبری درس می‌دادم، در فرصت استراحت میان کلاس، یکی از مدیران به نام مایکل سراسیمه پیشم آمد. رئیسش گفته بود باید بهره‌وری‌اش را بیشتر کند، و او هم چند ساعتی صرف این کرده بود که ببیند چه چیزهایی وقتش را می‌گیرد. جلسات غیرضروری را حذف کرده بود و برنامۀ دیگری نبود که بتواند از تقویم کاری‌اش حذف کند. راهی هم به نظرش نمی‌رسید که بتواند کارایی‌اش را افزایش دهد.بالأخره گفت: «ممکنه فکر کنی شوخی می‌کنم، اما جدی می‌گم. تنها چیزی که به نظرم می‌رسه اینه که کمتر آب بخورم تا کمتر مجبور بشم برم دستشویی.»ما فرهنگی داریم که فکر و ذکرش بهره‌وری فردی است. ما کتاب‌هایی را که دربارۀ به سرانجام رساندن کارهاست با ولع می‌خوانیم و آرزوی هفتۀ کاری چهارساعته را در سر می‌پرورانیم. ما شتاب را می‌پرستیم و باافتخار می‌گوییم که وقت سر خاراندن نداریم. غالباً به ما می‌گویند که کلید انجام کارها مدیریت زمان است. اگر بتوانید برنامۀ زمانی‌تان را بهتر تنظیم کنید، به بهشت بهره‌وری وارد می‌شوید.اما من بعد از دو دهه بررسی بهره‌وری، به این نتیجه رسیده‌ام که مدیریت زمان راه‌حل نیست، اتفاقاً خودش بخشی از مشکل است.در طول سال‌های کاریم بیشترین سؤالی که از من پرسیده‌اند این بوده: «چه‌طور کار بیشتری انجام دهم؟» گاهی افراد چون می‌دانند روانشناس سازمانی هستم و بهره‌وری یکی از حوزه‌های تخصصم است این را می‌پرسند، ولی بیشتر برای این می‌پرسند که در مقاله‌ای در نیویورک تایمز یا در کتاب مورد علاقه‌شان خوانده‌اند که من خیلی کار می‌کنم.اما حقیقت این است که من احساس نمی‌کنم بهره‌وری‌ام زیاد است. من مرتب در رسیدن به هدف‌های روزانه‌ای که برای پیشرفت تعیین می‌کنم ناکام می‌مانم، و برای همین هم وقتی این سؤال را می‌پرسیدند نمی‌دانستم چه‌طور جواب بدهم. صحبت با مایکل باعث شد جرقه‌ای در ذهنم زده شود: دریافتم پرکار بودن به مدیریت زمان ربطی ندارد. تعداد ساعات روز محدود است و متمرکز شدن روی مدیریت زمان فقط آگاهی‌مان را از اینکه چه تعدادی از این ساعات را تلف می‌کنیم افزایش می‌دهد.مدیریت توجه روش بهتری است: افراد و پروژه‌هایی را که اهمیت دارند اولویت‌بندی می‌کنیم، و دیگر مهم نیست هر کاری چه‌قدر وقت می‌گیرد.مدیریت توجه هنر تمرکز بر انجام دادن کارها به دلایل درست، در جای درست و در زمان درست است. اما چرا روی مدیریت توجه تمرکز کنیم؟مطابق فهم عرفی از مدیریت زمان، باید هدف‌گذاری کنید که چه زمانی می‌خواهید کاری را تمام کنید. تصمیم گرفتم این کار را برای این مقاله انجام بدهم. هدفم نوشتن 1,200 کلمه بود، بنابراین ساعت 8 صبح مشغول نوشتن شدم و به خودم سه ساعت زمان دادم، یعنی می‌باید دقیقه‌ای شش کلمه می‌نوشتم که سرعت زیادی هم نبود. شش دقیقه گذشت و دریغ از یک کلمه، فقط به مکان‌نمای چشمک‌زن زل زده بودم. تنها کاری که موفق به انجام آن شدم جستجو در گوگل بود تا ببینم نویسندگان دیگر وقتی دستشان به نوشتن نمی‌رود غیر از ناسزا گفتن کار دیگری هم می‌کنند یا نه. بعدش کنجکاو شدم بدانم که واقعاً چند کلمه در دقیقه تایپ می‌کنم و از خودم آزمون تایپ گرفتم. از امتیازم راضی نبودم، بنابراین دوباره از خودم آزمون گرفتم … و دوباره هم.بالأخره از سر استیصال به مدیریت توجه روی آوردم. ای. بی. وایت می‌نویسد: «صبح‌ها که از خواب برمی‌خیزم سر دوراهی می‌مانم؛ از طرفی میل به بهبود (یا نجات) دنیا دارم و از طرف دیگر میل به لذت بردن از دنیا (یا چشیدن آن). این مسئله برنامه‌ریزی روزانه را برایم سخت می‌کند.» اما من در تحقیقی که انجام دادم دریافتم که افرادی که بهره‌وری‌شان زیاد است دچار چنین کشمکشی نیستند. آنها هم‌زمان هر دو خواسته را دنبال می‌کنند، به پروژه‌هایی گرایش دارند که هم شخصاً برایشان جالب است و هم از منظر اجتماعی مهم و مفید هستند.پس به‌‌جای اینکه روی سریع تمام کردن این مقاله تمرکز کنم، از خودم پرسیدم اصلاً چرا قبول کرده‌ام این مقاله را بنویسم: خب احتمالاً در حین تجزیه و تحلیل تحقیقم چیزهای جدیدی یاد می‌گیرم؛ بالأخره جایی وجود خواهد داشت که وقتی مردم دربارۀ بهره‌وری از من سؤال می‌کنند به آنجا ارجاعشان بدهم؛ و احتمالاً این مقاله برای بعضی از آنها مفید خواهد بود.بهره‌وری پایین اغلب ناشی از فقدان کارایی نیست، بلکه ناشی از فقدان انگیزه است. بهره‌وی فضیلت نیست، وسیله‌ای است برای رسیدن به هدف. بهره‌وری فقط زمانی ارزش دارد که هدفتان ارزشمند باشد. اگر بهره‌وری هدفتان باشد، مجبورید به قدرت اراده‌‌تان متوسل شوید و خود را وادار به انجام دادن کارها کنید، ولی اگر به این توجه کنید که چرا مشتاق انجام پروژه‌ای هستید و اینکه چه کسانی از آن نفع می‌برد، خودبه‌خود برای انجام دادن آن انگیزۀ درونی پیدا می‌کنید.اگر نگران زمان نباشم، چه تضمینی هست کار را رها نکنم؟مدیریت توجه به جایی که کار می‌کنیم هم توجه دارد. من در میشیگان بزرگ شده‌ام، وقتی به آنجا برمی‌گشتم تا تحصیلات تکمیلی‌ام را انجام بدهم، سعی کردم دوستم را که ساکن ساحل غربی بود متقاعد کنم با من بیاید.دوستم به آنجا سری زد و اتفاقاً آمدنش مصادف شد با وقوع کولاکی شدید. گفت که آنجا «زیادی سرد و دلگیر است». او به استنفورد رفت. زمستان بعدی در میشیگان سردترین و دلگیرترین زمستانی بود که در عمرم دیدم، با این حال بیشترین بهره‌وری را در آن زمستان داشتم. هیچ کاری نداشتم مگر کار کردن!تعجبی هم ندارد. سلسله تحقیقاتی که به سرپرستی جولیا لی انجام شد نشان داد که هوای بد بهره‌وری را افزایش می‌دهد، چون کمتر احتمال دارد فکر بیرون رفتن به سرمان بزند وحواسمان را پرت کند. محققان دریافته‌اند که در روزهای بارانی، کارمندان بانک در ژاپن تراکنش‌ها را سریع‌تر انجام می‌دهند، و همچنین در روزهایی که هوا بد است در آمریکا، افراد در اصلاح غلط‌های املایی در نوشته‌ها کارایی بیشتری دارند. با علم به این موضوع، من هم صبر کردم تا کولاک بشود و روز بعدش مشغول نوشتن این مقاله شدم، یعنی وقتی که منظرۀ برفابۀ بیرون پنجره اصلاً چنگی به دل نمی‌زد.آنچه در مبحث مدیریت توجه مورد علاقۀ من است چه وقتی است. عمدتاً کارهایی برای ما چالش بهره‌وری ایجاد می‌کنند که نمی‌خواهیم انجامشان دهیم اما مجبوریم انجامشان دهیم. سال‌ها فکر می‌کردم چارۀ کار این است که این گونه کارها را بلافاصله بعد از کارهای فوق‌العاده جالب انجام دهم تا برای انجامشان انرژی داشته باشم. تا اینکه با همکارم، جیهی شین، در یک فروشگاه بزرگ در کره تحقیقی انجام دادیم و دریافتیم که در واقعیت امر، وقتی کارکنان وظیفه‌ای داشته باشند که فوق‌العاده جذاب است، عملکرد آنها در انجام وظایف کسل‌کننده‌تر دچار افت می‌شود.یکی از دلایل آن می‌تواند پسماند توجه (attention residue) باشد: فکرتان مرتب سراغ آن کار جالب می‌رود و توجهتان از کار کسل‌کننده منحرف می‌شود. اما ما تحقیقی با آمریکایی‌ها انجام دادیم که در آن شرکت‌کنندگان بعد از اینکه ویدیو تماشا می‌کردند باید وظیفۀ کسل‌کنندۀ وارد کردن داده‌ها را انجام می‌دادند. یافته‌های ما دخیل بودن سازوکار متفاوتی را تأیید می‌کرد: تأثیر تضاد (contrast effects). تماشای ویدیویی جالب باعث می‌شود وظیفۀ وارد کردن داده‌‌ها حتی آزاردهنده‌تر از حد معمول به نظر بیاید، همان‌گونه که دسر شیرین باعث می‌شود حس کنید سبزیجات سر میز بدمزه‌تر هستند. پس وقتی می‌خواهید کار کسل‌کننده‌ای انجام دهید، آن را بعد از کاری انجام دهید که کمی جالب است و هیجان‌انگیزترین کار را به‌عنوان جایزه بگذارید برای آخر. موضوع زمان نیست، بلکه زمان‌بندی است.اوقات خلاقیت و اوقات مدیریتحدس می‌زنم هدف شما فقط این نیست که بهره‌وری‌تان بیشتر شود، می‌خواهد خلاقیت هم داشته باشید.مشکل اینجاست که استراتژی‌های مدیریتِ توجهی که باید برای بهره‌وری و خلاقیت به کار بگیرید متضاد همدیگرند. بهره‌وری وقتی افزایش می‌یابد که درهای توجه را ببندیم تا افکار نامربوط و منحرف‌کننده نتوانند داخل شوند، حال آنکه لازمۀ خلاقیت باز کردن درهای توجه و راه دادن چنین افکاری است. چگونه هر دو را باهم جمع کنیم؟ دنیل پینک در کتاب چه وقت دربارۀ شواهدی می‌نویسد که نشان می‌دهد ریتم شبانه‌روزی بدنتان کمکتان می‌کند بفهمید چه وقتی مناسب کاری است که نیاز به بهره‌وری دارد و چه وقتی مناسب کاری است که نیاز به خلاقیت دارد. اگر آدمِ صبح هستید، کارهای نیازمند تحلیل را باید صبح زود انجام دهید، وقتی که هنوز هوشیاری‌تان در اوج است؛ کارهای روزمره را باید در میانۀ روز حول‌وهوش وقت ناهار انجام دهید که آهنگ بدنتان کندتر می‌شود؛ و کارهای نیازمند خلاقیت را باید بعدازظهرها هر چه به غروب‌ نزدیک‌تر می‌شوید انجام دهید، یعنی وقتی که احتمالش بیشتر است تفکر غیرخطی داشته باشید. اگر آدم شب هستید، احتمالاً بهتر است صبح‌ها که خیلی هوشیار نیستید سراغ پروژه‌های خلاقانه بروید و کارهای تحلیلی را به حوالی غروب موکول کنید که حسابی سرحال و هوشیار هستید. این مدیریت زمان نیست، چون ممکن است بعد از اینکه برنامۀ زمانی‌تان را از نو تنظیم کردید همان مدت زمان را صرف انجام دادن همان کارها بکنید. این مدیریت توجه است: می‌بینید کارها را با چه ترتیبی بهتر انجام می‌دهید و برنامه‌تان را آن‌طور تنظیم می‌کنید.توجه به مدیریت زمان‌بندی (timing management) همچنین مستلزم این است که دربارۀ چگونگی برنامه‌ریزی برای انجام کارهایتان به شیوه‌ای متفاوت فکر کنید. شخصاً توصیۀ پل گراهام را برای تقسیم هفته به «روزهای خلاقیت» و «روزهای مدیریت» خیلی دوست دارم.در روزهای مدیریت، جلسه‌هایتان را برگزار می‌کنید و تماس‌هایتان را می‌گیرید. در روزهای خلاقیت، برای انجام کار پربازده و خلاق زمان اختصاص می‌دهید، و می‌دانید که از دست حواس‌پرتی‌های معمول در امانید و جریان کارتان دچار وقفه نمی‌شود. متأسفانه تعداد اندکی از ما از این موهبت برخورداریم که بتوانیم تمام هفته‌هایمان را این‌گونه مدیریت کنیم، و این یعنی باید راه‌هایی پیدا کنیم برای کنار گذاشتن وقت تا بتوانیم اوقات خلاقیت داشته باشیم.مدیریت زمان می‌گوید باید همۀ حواس‌پرتی‌ها را از بین برد، نه فقط مزاحمت‌های افراد دیگر را، بلکه حواس‌پرتی‌هایی را هم که خودتان برای خودتان ایجاد می‌کنید. اگر عادت به پرسه‌زدن در شبکه‌های اجتماعی دارید، باید این کار را کلاً کنار بگذارید. مدیریت توجه روش جایگزینی پیشنهاد می‌کند: به زمان‌بندی حواس‌پرتی‌ها فکر کنید.وقتی مدرسۀ راهنمایی می‌رفتم، یک بعدازظهر کامل را مشغول تماشای تلویزیون شدم و وقتم را هدر دادم. بعدش از خودم خیلی بدم آمد. اما تلویزیون تماشا کردن را رها نکردم، بلکه قانونی گذاشتم: فقط وقتی تلویزیون را روشن می‌کنم که بدانم چه چیزی را می‌خواهم تماشا کنم. همین سیاست را دربارۀ شبکه‌های اجتماعی هم پیاده می‌کنم: وقت‌هایی که می‌توانم کار کنم، فقط اگر بخواهم چیزی به اشتراک بگذارم وارد آنها می‌شوم. گشت‌وگذار را می‌گذارم برای زمان‌هایی که کار دیگری نمی‌توانم انجام دهم، مثلاً وقتی منتظر پروازم هستم یا وقتی که بعد از ورزش کردن می‌خواهم بدنم سرد شود. بیشتر نویسندگانی که می‌شناسم منتظر روزهای خلاقیت می‌مانند تا سراغ نوشتن بروند، چون اعتقاد دارند دست‌کم چهار تا شش ساعت زمان نیاز دارند تا بتوانند دربارۀ ایده‌ای مهم یا مسئله‌ای پیچیده بنویسند. اما شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد آنهایی که باز‌ه‌های چندساعته برای نوشتن اختصاص می‌دهند اغلب کارشان کندتر پیش می‌رود از آنهایی که در بازه‌های کوتاه‌‌تر به نوشتن می‌پردازند. می‌شود در بازه‌های کوتاه کار کرد و پیشرفت خوبی داشت: وقتی به دانشجویان تحصیلات تکمیلی آموزش دادند تا در بازه‌های 15دقیقه‌ای بنویسند، پایان‌نامه‌هایشان سریع‌تر تمام شد.اگر می‌خواهید بهره‌وری بیشتری داشته باشید، لازم نیست به دنبال این بگردید که زمانتان را چگونه صرف می‌کنید. به این دقت کنید که توجهتان را صرف چه چیزی می‌کنید. از وقتی که داستان مایکل یادم آمد تا الآن به ساعت نگاه نکرده‌ام. ساعت 10:36 صبح است، و 500 کلمه هم بیشتر از هدفم نوشته‌ام. قضاوتش با شما که آیا 156 دقیقۀ گذشته توجهم را صرف کار مفیدی کرده‌ام یا نه –و اینکه آیا چند دقیقه‌ای را که به خواندن این مقاله اختصاص داده‌اید ارزش توجهتان را داشته یا نه.با این تفاصیل می‌رسیم به کلام پایانی: کاملاً مطمئنم که آدم‌های مؤثر عادت هشتمی هم دارند. آنها همۀ وقتشان را صرف خواندن دربارۀ هفت عادت مردمان مؤثر نمی‌کنند.نوشتۀ آدام گرانت، روانشناس سازمانی در دانشکدۀ وارتون دانشگاه پنسیلوانیا، نویسندۀ نوآفرینی.ترجمۀ سعید یعقوبی‌زادهبرگرفته از مقالۀ بهره‌وری یعنی مدیریت توجه، نه مدیریت زمان </description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Sat, 28 Jan 2023 15:02:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دستور جلسه چیست و چطور آن را بنویسیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/Aryanaghalam/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-evffanjwjrgm</link>
                <description>از دستور جلسه غافل نشوید!داشتن دستور جلسه مهم است چون به شما کمک می‌کند تا تمرکزتان روی موضوعات مهم را از دست ندهید. دستور جلسۀ خوب به شما کمک می‌کند تا مواردی که باید در مورد آن تصمیم‌گیری کنید را از قلم نیندازید.دستور جلسه چیست؟دستور جلسه لیستی از موضوعات یا فعالیت‌هایی است که قصد دارید در طول جلسه به آن‌ها بپردازید و در مورد آن‌ها گفتگو و هم‌فکری کنید.هدف اصلی دستور جلسه این است که به شرکت‌کنندگان، یک دید کلی و واضح از ساختار جلسه ارائه کند. به اشتراک گذاشتن این اطلاعات با شرکت‌کنندگان می‌تواند به ‌آن‌ها کمک کند تا با آمادگی و یک پیش‌زمینۀ ذهنی در جلسه حاضر شوند.دستور جلسه شامل چه چیزهایی است؟هر دستور جلسه‌ای به طور معمول شامل موضوعات گفتگو، سخنرانان و جدول زمانی است که این موضوع به مدیر جلسه کمک می‌کند تا کنترل جلسه را در دست داشته باشد.چطور یک دستور جلسه بنویسیم؟هدف جلسه را مشخص کنیدقبل از شروع جلسه، از خودتان بپرسید چرا روی برگزاری این جلسه پافشاری می‌کنید. زمانی‌که هدفتان از برگزاری جلسه را مشخص می‌کنید کنترل اوضاع را در دست دارید. هنگام تعیین هدف اصلی جلسه، سعی کنید تا حد امکان هدفی واقعی را انتخاب کنید که در مدت زمان مشخص قابل دستیابی باشد.از شرکت‌کنندگان در جلسه نظر بخواهیدقبل از نوشتن دستور جلسه، از شرکت‌کنندگان بخواهید تا نظرشان در مورد موضوعاتی که می‌خواهند در جلسه مطرح شود را به اشتراک بگذارند. این موضوع به شما کمک می‌کند تا افرادی در طول جلسه مشارکت و تعامل بیشتری داشته باشند. بعد از تهیه فهرستی از ایده‌ها، سؤالات و نظرات شرکت‌کنندگان در جلسه، حالا می‌توانید این لیست را مرور کنید و تصمیم بگیرید که کدام موارد برای شما اولویت دارند و می‌خواهید در جلسه به آن‌ها بپردازید.وظایف هر فرد را مشخص کنیدپس از بررسی مواردی که می‌خواهید در جلسه مطرح شود حالا می‌توانید فهرستی از وظایف هر فرد و یا اقداماتی که بعد از جلسه باید صورت بگیرد را مشخص کنید. هنگام تعیین وظایف افراد بهتر است هدف اصلی خود را مرور کنید. در نظر بگیرید که چه گام‌های کوچکی می‌توانید بردارید تا به شما در رسیدن به هدف اصلی کمک کند.زمان حدودی هر موضوع را تخمین بزنیددر این مرحله می‌توانید زمان حدودی که می‌خواهید به هر موضوع اختصاص بدهید را تخمین بزنید. این موضوع به شما کمک کند که زمان کافی برای پوشش دادن همۀ موضوعات ضروری را داشته باشید و از زمان جلسۀ خود به شکل بهینه استفاده کنید. هم‌چنین به شرکت‌کنندگان کمک می‌کند تا نظرات و سؤالات خود را متناسب با چارچوب زمانی تنظیم و مطرح کنند.مشخص کنید چه کسی هر موضوع را رهبری می‌کندبرخی از جلسات چندین سخنران یا ارائه‌دهنده دارند. به عنوان مثال، ممکن است مدیران بخش‌های مختلف در مورد اهداف یا اطلاعات واحد خود صحبت کنند. اگر قصد دارید افراد دیگری در طول جلسه در مورد موضوعات صحبت کنند، می‌توانید اسامی آن‌ها را مشخص کنید.هر جلسه را با یک بررسی به پایان برسانیددر پایان جلسه، زمانی را برای مرور روی موضوعات مطرح شده در نظر بگیرید. این موضوع به شرکت‌کنندگان کمک می‌کند تا بهتر متوجه شوند که چه تصمیماتی گرفته شده و چه اقدامات و وظایفی را باید انجام بدهند. شما می‌توانید این موضوع را به عنوان آخرین مورد به دستور جلسۀ خود اضافه کنید.نکاتی برای نوشتن دستور جلسهبرای نوشتن دستورجلسۀ مؤثر، این نکات را دنبال کنید:دستور جلسه را کمی قبل از برگزاری جلسه با شرکت‌کنندگان به اشتراک بگذارید.در دستور جلسه نکات اصلی را به‌طور خلاصه بیان کنید. در طول جلسه می‌توانید موارد را با جزئیات بیشتری بررسی کنید.چه مواردی در دستور جلسه نوشته می‌شود؟هر شرکت و سازمانی می‌تواند دستور جلسۀ ویژۀ خود را داشته باشد. در این‌جا به برخی از مواردی که در اکثر دستورجلسات نوشته می‌شوند اشاره می‌کنیم:موضوع و عنوان جلسهتاریخ، زمان و ساعت برگزاری جلسهمکان برگزاری جلسه: اگر یک جلسه آنلاین را رهبری می‌کنید، لینک پلتفرم آنلاین را اضافه کنید.اهداف: در بخشی با عنوان اهداف، می توانید هدف اصلی جلسه و آنچه را که امیدوارید در طول مکالمه به دست آورید را بنویسید.موارد دستور جلسه: سپس می توانید هر مورد دستور جلسه را فهرست کنید. در صورت لزوم، می‌توانید بازۀ زمانی هر کار و  مسئول آن را هم مشخص کنید. فرصت بازبینی: همچنین می‌توانید بخشی را برای بررسی یا بحث‌های بیشتر اضافه کنید.اگر می‌خواهید با انواع جلسات رسمی و غیررسمی آشنا شوید، آمارهایی دربارۀ جلسات بخوانید و با سه روش مؤثر برگزاری جلسات آشنا شوید به متن کامل این مقاله در وب‌سایت انتشارات آریاناقلم مراجعه کنید.</description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Wed, 25 Jan 2023 10:19:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی ۸ نوع از جلسات کاری (رسمی و غیر رسمی)</title>
                <link>https://virgool.io/Aryanaghalam/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DB%B8-%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C-fhlf2v6stuko</link>
                <description>انواع جلساتقبل از برنامه‌ریزی برای برگزاری جلسات کاری، باید نوع و هدف جلسه مشخص شود. جلسات بر اساس رسمیت، اهداف، تعداد افراد شرکت‌کننده و … می‌توانند انواع مختلفی داشته باشند. جلسات مختلف شبیه به مهره‌های مختلف بازی شطرنج هستند. همان‌طور که هر مهره‌ با حرکات منحصربه فرد خود به جلو بردن استراتژی بازی شطرنج کمک می‌کند، جلسات مختلف هم در پیشبرد بخش‌های مختلف کسب‌وکار کمک می‌کنند. بنابراین در این بخش به بررسی دو نوع کلی جلسات یعنی جلسات رسمی و غیررسمی می‌پردازیم:جلسات رسمیچه چیزی باعث تفاوت یک جلسه‌ی رسمی با سایر جلساتی می‌شود که تیم شما برگزار می‌کند؟ در جلسات رسمی افرادی با نقش‌های تعریف شده مانند رئیس شرکت، مدیر اجرایی، مدیر بازاریابی، منشی جلسه و … شرکت می‌کنند. در تمام جلسات رسمی، صورت‌جلسه نوشته می‌شود و ساختار و موضوعاتی که باید به بحث و تصمیم‌گیری گذاشته شوند از قبل مشخص شده‌اند. جلسات رسمی، اعضای یک سازمان به ویژه مدیریت را در جریان تغییراتی که در سازمان اتفاق افتاده است، اقداماتی که انجام شده است، تصمیمات گرفته شده و… می‌گذارد.انواع جلسات رسمی1. جلسۀ مدیریت (Management Meeting)شاید متداول‌ترین جلسات رسمی، جلسات مدیریت باشد. این‌ جلسات باتوجه به نوع سازمان در فواصل زمانی مختلفی برگزار می‌شوند، اما معمولاً ماهانه یا فصلی هستند. در این جلسات، عملکرد هر بخش بررسی می‌شود و در مورد تصمیمات کلیدی، مانند پیاده‌سازی نرم‌افزار جدید یا استخدام یک عضو جدید در تیم مدیریت رای‌گیری می‌شود.۲. جلسۀ هیئت مدیره (Board of Directors meeting)هیئت مدیره یک شرکت در برابر سهامداران پاسخگو است و مسئولیت نظارت بر عملکرد شرکت را بر عهده دارد. مانند جلسات مدیریت، این جلسات در فواصل زمانی مختلف برگزار می شود، اما معمولا جلسات سه ماهه یا دوسالانه است. از آن جایی که افرادی که در این جلسات شرکت می‌کنند مسئولیت‌های زیاد و وقت کمی دارند بنابراین این جلسات باید به خوبی سازماندهی شده و بسیار ساختارمند باشد.۳. جلسۀ سهامداران (Shareholders’ meeting)مجمع سهامداران، جلسه‌ای است که همۀ افرادی ‌که منافع مالی در یک سازمان دارند در آن شرکت می‌کنند. این جلسات به مدیر سازمان فرصتی می‌دهد تا گزارشی از پیشرفت‌ برنامه‌ها ارائه کند و همچنین فرصتی را به سهامداران می‌دهد تا سؤالاتشان را از مدیریت بپرسند.۴. جلسۀ استراتژی (Strategy meeting)یک جلسۀ استراتژی ممکن است بخشی از یک جلسۀ مدیریت منظم باشد، اما اغلب، یک جلسۀ رسمی جداگانه است که سالانه یا فصلی بین رهبران یک سازمان برگزار می‌شود. هدف از این جلسه، تعیین استراتژی سازمان برای یک دورۀ زمانی (اغلب سالانه یا سه ماهه) است. سپس باتوجه به این استراتژی کلی، استراتژی بخش‌های مختلف سازمان مشخص می‌شود.جلسات غیررسمیبرخلاف آنچه اکثر مردم فکر می‌کنند بخش بزرگی از جلسات را جلسات غیررسمی تشکیل می‌دهند. برای بررسی دقیق‌تر این موضوع بیایید ابتدا جلسات رسمی را تعریف کنیم و بعد از آن تعریفی داشته باشیم از جلسات غیررسمی.جلسه رسمی هر ملاقات از پیش تعیین شده بین دو یا چند نفر است که:به منظور دستیابی به یک هدف مشترک و اعلام شده صورت می‌گیرد.در تاریخ، زمان و مکان تعیین شده انجام می‌شود.دستور جلسه مشخصی را دنبال می‌کند.در صورت‌جلسه موضوعات، آرا و موارد اجرایی و تصمیم‌گیری‌ها ثبت می‌شود.بنابراین، جلسۀ غیررسمی، جلسه‌ای تعریف می‌شود که بین دو یا چند نفر برگزار می‌شود و هیچ‌کدام از معیارهای بالا را ندارد. از اینجا متوجه می‌شویم که اکثریت بزرگی از جلسات کاری که برگزار می شود، جلسات «غیررسمی» است.چرا جلسات غیررسمی نباید به حاشیه برود؟ هرچند جلسات غیررسمی به یک دستورجلسه‌ی سفت و سخت پایبند نیستند اما در فرهنگ‎ سازمانی نقش مهمی دارند.انواع جلسات غیررسمیجلسۀ طوفان فکری (Brainstorming meeting)در جلسات طوفان فکری افراد مختلف سازمان دور هم جمع می‌شوند و ایده‌های خودشان را در مورد موضوعی مثل توسعه محصول یا برنامه‌ریزی یک کمپین بازاریابی جدید بیان می‌کنند. هدف از جلسۀ طوفان‌فکری رسیدن به ایده‌های جدید و متنوع است تا گزینه‌های روی میز را افزایش بدهند و در مورد آن‌ها به عنوان یک گروه هم‌فکری کنند. به این ترتیب هر ایده باعث جرقه‌زدن ایده‌ی دیگری می‌شود.جلسۀ حل مسئله (Problem-solving meeting)جلسات حل مسئله به کاهش موانع کمک می‌کنند. هدف اصلی این نوع جلسه، یافتن راه حل بهینه برای موضوع و چالشی است که سازمان با آن مواجه است. درجلسات حل مسئله، شرکت‌کنندگان دور هم جمع می‌شوند و تا حد امکان راه‌حل‌ ارائه می‌کنند. پس از مشخص شدن راه‌حل، باید تصمیم‌گیری شود که چه کسی بهترین راه حل را اجرا خواهد کرد. این مسئولیت را می توان به یک نفر واگذار کرد یا بین چند نفر از اعضای تیم تقسیم کرد. نتیجه این جلسه، در بسیاری از موارد، یک مسیر روشن به جلو است در نهایت، یک جلسۀ حل‌مسئله‌ی موفق بدون شناسایی علت اصلی مشکل کامل نمی‌شود. درک اینکه چه چیزی این مشکل را ایجاد کرده است از تکرار آن جلوگیری می‌کند.جلسۀ تیم‌سازی (Team-building meeting)جلسات تیم‌سازی یعنی با برگزاری یک‌سری جلسات غیررسمی و در نظرگرفتن فعالیت‌ها و سرگرمی‌ها در محیط داخل یا خارج از محل کار مثل رستوران، پارک یا سینما فرصتی را برای اعضای تیم‌تان فراهم کنید تا با یک‌دیگر ارتباط بیشتری برقرار کنند. این ارتباط و گفتگو در مورد موضوعات کاری و غیرکاری است. در فعالیت‎‌ها و جلسات تیم‌سازی، اعضای یک سازمان شروع به درک نقاط قوت و ضعف همکارانشان می‌کنند. بسیاری از افراد برای انجام فعالیت‌ها و حتی سرگرمی‌هایی که در فرآیند تیم‌سازی در نظر گرفته شده‌‌اند از مناطق امن خود خارج می شوند. آن‌ها نقش‌هایی را بر عهده می‌گیرند که معمولاً در محل کار انجام نمی‌دهند. این فعالیت‌ها به مدیران کمک می‌کند تا با توانایی‌ها و ویژگی‌های مختلف کارکنانشان آشنا شوند. به طورمثال یک مدیر می‌تواند با دیدن کارمند ساکتش که در این فرآیندها به خوبی نقش یک رهبر را بازی می‌کند شگفت‌زده شود.همان‌طور که سایمون سینک اشاره می‌کند:«یک تیم گروهی از افراد نیستند که با هم کار می‌کنند بلکه گروهی از افراد هستند که به هم اعتماد دارند.» جلسات تیم‌سازی فرصت خوبی برای آشنایی و شناخت بیشتر اعضای تیمتان از یک‌دیگر را فراهم می‌کند و آن‌ها را به هم نزدیک‌تر می‌کند.جلسه آبسردکن مجازی (virtual water cooler chat)چگونه می‌توانید به کارمندان دورکارتان کمک کنید که بدون حضور در یک فضای مشترک، با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؟ به کمک یک آبسردکن مجازی! آبسردکن مجازی همان نسخه‌ی به روز و آنلاین گفتگوهای آبسردکن است. این اصطلاح به این موضوع اشاره دارد که افراد در زمان‌های کوتاه استراحتشان اطراف آبسردکن محل کارشان جمع می‌شوند و در مورد مسائل کاری یا در مورد زندگی شخصی خود با هم صحبت می‌کنند. برای این‌گونه معاشرت‌ها در محل کار به یک آبسردکن واقعی نیاز ندارید. در زمان استراحت، زمان ناهار هنگام ریختن چای یا حتی گرفتن کپی می‌توانید با همکارانتان صحبت کنید. بنابراین حضور فیزیکی در محل کار، فرصت خوبی را برای برقراری ارتباط و گفتگوهای معمولی فراهم می‌کند. اما کارمندان دورکار چطور می‌توانند از مزایای تعامل با همکارانشان استفاده کنند؟ چگونه سازمان‌ها می‌توانند اطمینان حاصل کنند که کارکنان علیرغم دوری، فرصت‌های کافی برای ارتباط دارند؟ شما می‌توانید با برگزاری جلسات مجازی از طریق پلتفرم‌های مختلف یا ایجاد گروه‌های مجازی، فرصتی فراهم کنید تا کارمندانتان با هم گفتگوی مجازی داشته باشند و هم‌چنان در تعامل با یک‌دیگر بمانند.اگر می‌خواهید بدانید چطور باید یک صورت جلسۀ‌ خوب بنویسید، مدیران مشهور دنیا جلسات‌شان را چطور مدیریت می‌کنند یا آمارهایی دربارۀ برگزاری جلسات بخوانید می‌توانید متن کامل این مقاله را در وب‌سایت انتشارات آریاناقلم مطالعه کنید.</description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Mon, 23 Jan 2023 12:08:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>3 روش مؤثر برای برگزاری جلسات کاری (+آمار و ارقام)</title>
                <link>https://virgool.io/Aryanaghalam/3-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%A4%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%28+%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D9%82%D8%A7%D9%85%29-v4n2qg6zkfzo</link>
                <description>همه فکر می‌کنند که برگزاری جلسات کاری راحت است اما آمارها نشان می‌دهد که اکثریت افراد مهارت پایینی در مدیریت جلسات دارند و خیلی‌ها از آن فراری‌اند.مارک کوبان، کار‏آفرین معروف در مصاحبه با مجلۀ Inc گفته است که:«تنها راهی که می‌توانید مرا در یک جلسه ملاقات کنید این است که برای من چک بنویسید.» نکته این جاست که ما کوبان نیستیم و راهی جز شرکت در جلسات نداریم. از طرفی هرچند بیشتر ما از جلسات خوشمان نمی‌آید و از آن فراری هستیم اما گاهی برگزاری آن‌ها لازم است. در واقع مشکل جلسات، بی‌فایده بودنشان نیست، بلکه مشکل در شیوۀ مدیریت آن‌ها است.مدیریت جلسات از غارنشینی تا پشت میز نشینیسؤال اینجاست که جلسات چطور به شکل امروز درآمدند؟به طور دقیق نمی‌توان گفت که اولین جلسه چه زمانی برگزار شد. شاید اولین جلسه به میلیون‌ها سال پیش برگردد، زمانی‌که تعداد انگشت‌شماری غارنشین دور یک آتش جمع شده بودند و دربارۀ اینکه آیا باید آهو شکار کنند یا گاومیش صحبت می‌کردند. چنین جلسات و گفتگوهایی احتمالاً برای میلیون‌ها سال در تمام تاریخ بشر وجود داشته‌اند. به عنوان مثال، در یونان باستان، هر شهر بزرگی یک آگورا داشت؛ یک بازار بزرگ که در آن صدها یا هزاران فروشنده برای فروش کالاهای خود به ساکنان محلی دور هم جمع می‌شدند. اگرچه آگوراها برای تجارت طراحی شده بودند، اما یکی از اثرات جانبی آن‌ها مکالمه بود. با این حال جلسات رسمی و سازمان‌دهی شده خیلی دیرتر شکل گرفتند. در حقیقت به عنوان یکی از ابزار کسب‌وکار، جلسات همیشه به شکل امروز نبوده‌اند.آمارها و حقایقی دربارۀ جلسات کاریمعضل برگزاری جلسات کاری بی‌کیفیت در تمام دنیا وجود دارد و فقط مختص کشور ما نیست. بد نیست نیم‌ نگاهی به آمار جلسات داشته باشیم:63٪ جلسات بدون هیچ‌گونه دستورجلسه‌‌ای برگزار می‌شود.از هر سه نفر در جلسات یک نفر در حال چرت‌زدن است.70 درصد از جلسات، کارمندان را از کار و تکمیل وظایف خود باز می‌دارد.47٪ کارمندان معتقدند اولین روز هفته کاری، بدترین روز برای برگزاری جلسات کاری است.جلسات بد هر ساله حدود 4۰۰ میلیارد دلار هزینه روی دست شرکت‌های آمریکایی می‌گذارد.روزانه حدود 11 میلیون جلسه برگزار می شود، یعنی 55 میلیون جلسه در هفته و 220 میلیون جلسه در ماه برگزار می‌شود.15درصد از زمان یک سازمان صرف جلسات می‌شود که از سال 2008 هر سال این مقدار افزایش می‌یابد.۳ روش مؤثر برای برگزاری جلسات کاریبسیاری از افراد با خودشان می‌گویند چرا باید زمان زیادی را به فعالیتی اختصاص بدهند که بی‌نتیجه است؟ توصیه‌های بسیار زیادی در مورد نحوۀ اجرای جلسات وجود دارد که البته بیشتر آن‌ها بی‌فایده هستند. پس چطور مدیران ارشد می‌توانند تصمیمات و نتایج بهتری را از جلساتشان بگیرند؟خبر خوب این است که پاتریک لنچونی که نویسنده و مشاوری معتبر در حوزۀ رهبری و کار تیمی است کتابی درمورد مدیریت جلسات نوشته است. این کتاب با عنوان فارسی «فرار از جلسه» در سال 1400 توسط انتشارات آریاناقلم منتشر شده است. او در کتاب فرار از جلسه، ابتدا در قالب داستانی پرکشش از اهمیت جلسات اثربخش صحبت می‌کند و در ادامه راهکارهایی کاربردی برای برگزاری این‌گونه جلسات ارائه می‌کند. در این‌جا به برخی روش‌های او در برگزاری یک جلسه کاری اثربخش اشاره می‌کنیم.مشکل واقعی جلسات چیست؟ این پرسشی است که پاتریک لنچونی در کتاب فرار از جلسه مطرح می‌کند و سعی می‌کند به آن پاسخ بدهد. از نظر او جلسات دو مشکل اساسی دارند. اول اینکه جلسه کسل‌کننده است. لنچونی می‌گوید: «جلسه، قطعا یکی از عذاب‌آورترین فعالیت‌های فرهنگ کسب‌وکار مدرن است. علاوه بر آن، وقتی در نظر بگیریم که اغلب این افرادی که به‌ سختی این جلسات را پشت سر می‌گذارند، قطعا کارهای دیگری برای انجام دارند، این عذاب چند برابر می‌شود.»مشکل دوم، این است که جلسات بی‌تأثیرند. برای اینکه جلساتمان تأثیرگذارتر شوند، به چند نوع جلسه نیاز داریم، هم‌چنین باید به وضوح اهداف، شکل و زمان مختلف این جلسات را مشخص کنیم.1. به جلسه‌تان هیجان بدهیدپاتریک لنچونی معتقد است شرکت در جلسات حتی می‌تواند از تماشای فیلم هم جالب‌تر باشند. چون قبل از هر چیز، جلسه تعاملی است، اما فیلم نه. در جلسه می‌توانید حرف کسی را قطع کنید و بگویید «به نظرم باید در تصمیمت تجدید نظرکنی» اما نمی‌توانید بازی بازیگر رو ی صفحۀ نمایش را قطع کنید و بگویید «وارد خانه نشو، احمق! سر خودت را به باد میدهی.»! وقتی به سینما می‌روید، مشاهده‌گری منفعل هستید، نه یکی از شرکت‌کنندگان. دوم اینکه جلسه با زندگی‌مان ارتباط مستقیم دارد، اما فیلم نه. با این حال بیشتر افراد هنوز هم تماشای فیلم را به شرکت در جلسه ترجیح می‌دهند. چون فیلم‌نامه‌نویس می‌داند چطور به داستان شاخ و برگ بدهد. بنابراین مدیران هم باید طی ده دقیقۀ اول جلسه شوک کوچکی را به افراد وارد کنند تا خوب بفهمند پای چه چیزی در میان است و ارزشش را درک کنند. برای این کار ممکن است نیاز باشد رهبر خطرهای تصمیم‌گیری بد را برای افراد روشن کند یا بر تهدیدی از جانب رقبا که بر آن‌ها سایه انداخته است، تأکید کند.۲. افراد حاضر در جلسه را وارد گفت‌و‌گو کنید.هنگامی که تیمی از افراد باهوش دور هم جمع می‌شوند تا دربارۀ مسائل مهم صحبت کنند، مخالفت هم طبیعی و هم ثمربخش است. حل کردن این مسائل است که جلسه را ثمربخش، جذاب حتی به نوعی سرگرمی تبدیل می‌کند.اجتناب از مسائلی که ارزش مباحثه و مخالفت دارند، نه تنها جلسه را کسل‌کننده می‌کند، بلکه بدون شک به حل نشدن مسئله منجر می‌شود که این هم قطعا باعث احساس استیصال می‌شود. اتفاقا این استیصال، اغلب، بعدا در قالب کشمکش شخصی بی‌ثمر بروز پیدا می‌کند.۳. تمام موضوعات را در یک جلسه بررسی نکنید.اغلب مدیران و رهبران سازمان‌ها برای صرفه‌جویی در زمان تصمیم می‌گیرند تا فقط یک جلسۀ بزرگ با کارمندانشان داشته باشند که هر هفته یا هر دو هفته یک بار برگزار می‌شود. و به این شکل هر نوع مسئله‌ای را که به بحث نیاز دارد، در یک جلسه بررسی کنند. در این مدل جلسات شرکت‌کنندگان به مدت سه یا چهار ساعت در سالنی می‌نشینند و دربارۀ همه چیز بحث می‌کنند استراتژی فروش، سیاست هزینه‌ای، برنامۀ تقدیر از کارمندان، بودجه، برندسازی. متأسفانه، این کار فقط باعث می‌شود جلسه برای همه بی‌تأثیر و نامطلوب باشد. راهکار پاتریک لنچونی برای این موضوع برگزاری چهار جلسۀ متفاوت با اهداف متفاوت است که هرکدام کارکرد مهم و منطقی‌ای داشته باشد. این چهار جلسه عبارتند از جلسۀ اعلام برنامۀ روزانه، جلسۀ تاکتیکی هفتگی، جلسۀ استراتژیک ماهانه، بررسی‌های فصلی خارج از شرکت. او در ادامه روش‌های برگزاری هر کدام از این جلسات را توضیح می‌دهد.اگر می‌خواهید بدانید چطور باید یک صورت جلسۀ‌ خوب بنویسید، مدیران مشهور دنیا جلسات‌شان را چطور مدیریت می‌کنند یا آمارهایی دربارۀ برگزاری جلسات بخوانید می‌توانید متن کامل این مقاله را در وب‌سایت انتشارات آریاناقلم مطالعه کنید.  </description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Sat, 21 Jan 2023 16:13:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور انقلاب‌های صنعتی اول تا چهارم جهان را تغییر دادند؟</title>
                <link>https://virgool.io/Aryanaghalam/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%AA%D8%A7-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86%D8%AF-ehjbfcvflrly</link>
                <description>هر چند ما در سه انقلاب صنعتی گذشته حضور نداشته‌ و با مشکلات آن دست و پنجه، نرم نکرده‌ایم اما نباید تصور کنیم که هیچ انقلاب صنعتی دیگری در راه نیست. چون تاریخ، بارها شاهد وقوع انقلاب‌های صنعتی بوده است و باز هم خواهد بود.موتور چهارمین انقلاب صنعتی از مدت‌ها پیش روشن شده است و ما در میانه‌ی انقلاب صنعتی چهارم قرار داریم. این انقلاب، زندگی ما را دگرگون خواهد کرد و اساس زندگی ما را تغییر خواهد داد.نتایج نامشخص این انقلاب باعث شده است که نگران آینده‌یمان شویم و از خودمان بپرسیم انقلاب صنعتی چهارم دقیقا چیست و چه خوابی برای ما دیده است؟ این انقلاب، موقعیت ما را بدتر خواهد کرد یا بهتر؟ چه تغییری در مشاغل ایجاد خواهد شد؟ به همین دلیل ما باید خودمان را برای مواجه با اثرات این انقلاب آماده کنیم تا بتوانیم دست پر از آن بیرون بیاییم. هنوز هم برای رسیدن به قطار سریع‌السیر چهارمین انقلاب صنعتی دیر نیست اگر زودتر اقدام کنید.انقلاب صنعتی چیست؟انقلاب‌ صنعتی (Industrial Revolutions)‌ شامل مجموع اتفاقات و اختراعاتی است که در دوره زمانی مشخص، باعث تغییر جوامع و اقتصادها شده است. اولین انقلاب صنعتی از بریتانیا شروع شد و در طی آن جوامع  و اقتصاد کشاورزی به جوامع و اقتصاد شهری و صنعتی‌ تبدیل شدند. این تغییرات، باعث ظهور شیوه‌های جدیدی برای کار و زندگی شد و جوامع را از اساس متحول کرد. کالاهایی که زمانی به‌ شکل محدود و به سختی توسط دست، تولید می‌شدند به لطف اختراع ماشین‌ها و استفاده از تکنیک‌های جدید به‌طور انبوه توسط ماشین‌آلات و در کارخانه‌ها تولید شدند. ماشینی شدن فرایند تولید، تغییراتی اساسی در ساختار تقاضای مردم و چرخه‌ی اقتصادی کشورها ایجاد کرد.جهان در گذر از سه انقلاب صنعتی گذشته چه تغییراتی کرده است؟نوآوری‌ها و اختراعات این انقلاب‌ها، تغییراتی را در تجارت، کشاورزی، شیوه‌ی کارکردن افراد و شکل جوامع ایجاد کرده‌اند. اثرات این انقلاب‌ها متوقف نشده‌ و همچنان بر ما و جهانی که در آن زندگی می‌کنیم تأثیر می‌گذارد. هر کدام از سه انقلاب صنعتی که تاریخ، پشت‌سر گذاشته است با یک اسم و مجموعه‌ای از اختراعات و تحولات شناخته می‌شوند که در ادامه هر یک از آن‌ها را بررسی می‌کنیم.بریتانیا، زادگاه انقلاب صنعتی اول: (عصر تولید ماشینی)بریتانیا، کشوری است که انقلاب صنعتی اول در آن متولد شد. پس از آن در دهه‌های 1830 و 1840 این انقلاب، راه خودش را به سایر نقاط جهان باز کرد. استفاده از نیروی بخار و ماشینی شدن فرآیند تولید از آشکارترین نشانه‌های انقلاب صنعتی اول است. تولید کتان و پنبه که تاریخچه‌ای طولانی در بریتانیا دارد تا قبل از انقلاب صنعتی اول، در کارگاه‌های کوچک ریسندگی، بافندگی و رنگرزی انجام می‌شد. اما پس از اولین انقلاب صنعتی، فرآیند تولید پارچه با سرعت بیشتر، زمان و نیروی انسانی بسیار کمتری در این کشور انجام شد. علاوه‌براین استفاده از ماشین‌آلات باعث شد تا کارخانه‌های نساجی جدید بریتانیا بتوانند از پس برآورده کردن تقاضا برای پارچه و پوشاک در داخل و خارج از کشور بربیایند؛ به این ترتیب بسیاری از مستعمرات این کشور به بازاری برای کالاهای آن‌ها تبدیل شدند.علاوه‌براین استفاده از تکنیک‌های ذوب سنگ‌آهن به جای سوزاندن ذغال، صنعت آهن بریتانیا را به شدت تغییر داد. استفاده از سنگ‌آهن به جای ذغال، هم ارزان‌تر بود و هم باعث تولید محصولات باکیفیت‌تری می‌شد. در نتیجه صنعت آهن بریتانیا توانست به تقاضاهای بیشتری پاسخ دهد.با تمام این تفاسیر این موتور بخار بود که به نماد انقلاب صنعتی اول تبدیل شد. استفاده از نیروی بخار برای مقاصد صنعتی، پیشرفت بزرگی برای بشر بود. با اختراع موتوربخار، بشر به جای استفاده از ماهیچه‌های خود از نیروی بخار برای به حرکت درآوردن مشاغل و صنایع استفاده کرد. در حقیقت نیروی بخار آب توانست انرژی لازم برای به حرکت درآوردن کارخانه‌ها و صنایع مختلف را تامین و وابستگی ما به ماشین‌آلات مختلف را پایه‌گذاری کند.ساخت و توسعه‌ی ماشین بخار، بعدها منجر به ساخت لوکوموتیو و خطوط راه‌آهن شد. در نتیجه‌ی این اختراع، شبکه‌ی جاده‌های بریتانیا که قبل از صنعتی شدن نسبتاً ابتدایی بود، پیشرفتی‌ اساسی کرد. علاوه‌براین قایق‌ها و کشتی‌هایی که با موتور بخار کار می‌کردند گسترده شدند و کالاها را در امتداد رودخانه‌ها و کانال‌های بریتانیا و همچنین در سراسر اقیانوس اطلس جابه‌جا کردند.ظهور انقلاب صنعتی دوم (عصر علم و تولید انبوه)اواخر قرن ۱۹ تا اوایل قرن ۲۰ بود که انقلاب صنعتی دوم و به دنبال آن پیشرفت‌های سریعی در صنایع فولاد، برق و خودرو پدید آمد. در همین زمان بود که هنری فورد فرآیند و خط تولید خودرو را به شدت تغییر داد و به سمت تولید انبوه حرکت کرد. در این زمان، شهرها رشد کردند؛ کارخانه‌ها پراکنده شدند و زندگی مردم به جای خورشید با ساعت تنظیم شد. هرچند شرایط کار در کارخانه‌ها سخت بود اما کارگران غیر ماهر، ارزان و فراوان بودند. بنابراین افراد و حتی بچه‌ها مجبور شدند ساعت‌های طولانی در شرایطی ناامن کار کنند که این شرایط تا قرن بیستم ادامه یافت.در طول انقلاب صنعتی دوم، فولاد که ارزانتر و مستحکم‌تر بود جایگزین آهن شد. به این ترتیب، تولید فولاد، امکان ساخت خطوط ریلی با هزینه‌ی کمتر را فراهم کرد که این موضوع به گسترش بیشتر حمل‌و‌نقل کمک کرد. بعد از آن بود که دیدن قطار و اتومبیل برای مردم، عادی و متداول شد. در طول این انقلاب علاوه‌بر فولاد و صنعت حمل‌و‌نقل، تغییرات زیادی هم در صنایع الکترونیک ایجاد شد.شاید برای ما تصور دنیای بدون برق امکان‌پذیر نباشد اما تا قبل از انقلاب صنعتی دوم، نبود برق و وسایل الکترونیکی امری عادی بود. بعد از انقلاب صنعتی دوم بود که افکار و اخبار از طریق روزنامه‌ها، رادیو و تلگراف منتشر شدند. و به این ترتیب سرعت زندگی مردم روی دور تند گذاشته شد و شیوه‌ی زندگی آن‌ها برای همیشه تغییر کرد.انقلاب صنعتی سوم از راه رسید: (انقلاب دیجیتال)بعد از تغییراتی که به واسطه‌ی نیروی بخار و علم در دو انقلاب صنعتی اول ایجاد شد؛ این بار نوبت تکنولوژی بود که بار دیگر مسیر دنیا را تغییر بدهد. ما هنوز هم در حال تجربه‌ی برخی از اثرات این انقلاب هستیم. مطالعه‌ی این مقاله در تلفن همراه یا کامپیوتر شخصی‌تان در حالیکه سوار مترو یا اتومبیل هستید از نتایج این انقلاب است. انقلاب صنعتی سوم، رایانه‌های بزرگ و اینترنت را وارد زندگی ما کرد؛ به همین دلیل این انقلاب به عنوان انقلاب دیجیتال هم شناخته می‌شود. ظهور اینترنت و کامپیوترها نه تنها کشورها بلکه کل دنیا را تغییر داد و کشورها را فارغ از مرز و فاصله‌ی فیزیکی‌شان یک قدم به هم نزدیک‌تر کرد.بعد از تغییراتی که به واسطه‌ی نیروی بخار و علم در دو انقلاب صنعتی اول ایجاد شد؛ این بار نوبت تکنولوژی بود که بار دیگر مسیر دنیا را تغییر بدهد. ما هنوز هم در حال تجربه‌ی برخی از اثرات این انقلاب هستیم. مطالعه‌ی این مقاله در تلفن همراه یا کامپیوتر شخصی‌تان در حالیکه سوار مترو یا اتومبیل هستید از نتایج این انقلاب است. انقلاب صنعتی سوم، رایانه‌های بزرگ و اینترنت را وارد زندگی ما کرد؛ به همین دلیل این انقلاب به عنوان انقلاب دیجیتال هم شناخته می‌شود. ظهور اینترنت و کامپیوترها نه تنها کشورها بلکه کل دنیا را تغییر داد و کشورها را فارغ از مرز و فاصله‌ی فیزیکی‌شان یک قدم به هم نزدیک‌تر کرد.انقلاب صنعتی چهارم چیست؟در طول سه انقلاب صنعتی گذشته، نه تنها بارها و بارها زندگی شخصی و شغلی افراد تغییر کرد بلکه گاهی حتی تهدید شد. پس از هر انقلاب، جهان در مسیر جدیدی قدم برداشت. این بار هم چهارمین انقلاب صنعتی، زندگی ما را تغییر خواهد داد؛ هر چند سرعت و ابعاد این تغییر، بسیار متفاوت و بزرگتر از تغییرات سه انقلاب صنعتی گذشته خواهد بود. وقوع انقلاب صنعتی چهارم باعث شده است تا بسیاری از فناوری‌هایی که بشر در گذشته، رویای آن‌ را داشت یا در کتاب‌ها و فیلم‌های علمی_تخیلی شاهد بود به واقعیت تبدیل شود. دستیابی ما به مجموعه‌ای از فناوری‌های جدید، باعث ایجاد چهارمین انقلاب صنعتی شده است.اولین‌بار اصطلاح انقلاب صنعتی چهارم توسط چه کسی مطرح شد؟اصطلاح انقلاب صنعتی چهارم، اولین‌بار توسط کلاس شواب مطرح شد. کلاس شواب، بنیانگذار مجمع جهانی اقتصاد است. مجمع جهانی اقتصاد، جایی است که هر ساله گروهی از سرمایه‌داران و قدرتمندترین افراد جهان گردهم می‌آیند تا درباره‌ی موضوعات مهم دنیا صحبت و برای تغییرات آینده‌ی جهان تصمیم‌گیری کنند.شواب، دو کتاب، درباره‌ی انقلاب صنعتی چهارم نوشته است. اولین کتاب او با عنوان «انقلاب صنعتی چهارم» در سال 2016 منتشر شد که به 30 زبان ترجمه شده و بیش از یک میلیون نسخه از آن در سراسر دنیا فروخته شده است. در این کتاب او برای اولین بار به صورت خلاصه نشان داد که چگونه پیشرفت‌های تکنولوژیکی نه تنها مدل‌های کسب‌وکار، بلکه حاکمیت، اقتصاد، کل جامعه و حتی زندگی افراد را تغییر خواهد داد.دومین کتاب او با عنوان «شکل‌دهی آینده‌ی انقلاب صنعتی چهارم» در سال 2018 منتشر شد. شواب در این کتاب، سه انقلاب صنعتی گذشته را مختصرا مرور کرده است. سپس مفصل درباره‌ی انقلاب صنعتی چهارم، فناوری‌ها، فرصت‌ها و تهدیدها و 12 دسته‌ی مهم فناوری‌های آن توضیح داده است. نهایتا کتاب با توضیح نقش انسان‌ها در هدایت اثرات این انقلاب به پایان می‌رسد. این کتاب در پاییز 1400 توسط انتشارات آریاناقلم منتشر شد.در ادامۀ این مقاله دربارۀ‌ چالش‌ها و فرصت‌های انقلاب صنعتی چهارم، تاثیری که چهارمین انقلاب صنعتی بر مشاغل آینده خواهد گذاشت و فناوری‌های این انقلاب توضیح داده‌ایم. برای مطالعۀ متن کامل این مقاله روی لینک زیر کلیک کنید:انقلاب صنعتی چهارم چیست و چگونه جهان را تغییر خواهد داد؟ </description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Wed, 18 Jan 2023 12:47:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به مدیر و همکارمان چه کتابی هدیه بدهیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/Aryanaghalam/%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%88-%D9%87%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-ndrfryreut7d</link>
                <description>مدیران موفق هر کتابی که به دستشان برسد را نمی‌خوانند به همین دلیل انتخاب بهترین کتاب برای مدیران چندان کار راحتی نیست. شاید انتخاب کتاب برای دوستانمان کاری سرراست و بی‌دردسر باشد ولی انتخاب کتاب برای مدیرانی که کتاب‌های خاصی می‌خوانند چالش‌های خاص خودش را دارد. شاید برایتان جالب باشد بدانید که فیل نایت، بنیانگذار نایک، آنقدر به کتابخانه خود احترام می‌گذارد که باید ابتدا کفش‌های خود را در بیاورید و سپس وارد آن شوید. ایلان ماسک، مغزی که در پشت شرکت‌های غول‌پیکری مانند تسلا موتورز و اسپیس ایکس قرار دارد، یک خواننده تمام‌عیار است. بیل گیتس سالانه حدود 50 کتاب می‌خواند. از اینجا به راحتی می‌توان فهمید که مطالعه، یکی از عادات روزانۀ اکثر مدیران موفق است. مدیران به مطالعه اهمیت می‌دهند چون بخشی از مهارت‌های خود را از طریق تجربه و بخشی را از طریق مطالعه به دست می‌آورند. گاهی هم با خواندن تجربه‌ی سایر ‌مدیران، مهارت‌های مدیریتیشان را افزایش می‌دهند.اگرچه کتاب‌های زیادی در حوزه‌ی مدیریت و رهبری نوشته شده‌اند اما واقعیت آن است که فقط خواندن تعداد کمی از آن‌ها برای مدیران ضروری است. در این مقاله سعی کرده‌ایم بهترین کتاب‌هایی که برای هدیه دادن به مدیران، مناسب هستند را معرفی کنیم.کتابی که به مدیران هدیه می‌دهیم باید چه ویژگی‌هایی داشته باشند؟«همۀ کسانی که کتاب می‌خوانند رهبر نیستند، اما همۀ رهبران کتاب می‌خوانند.»کتاب‌ها را می‌توان تقریباً برای هر شخصی در هر موقعیتی شخصی‌سازی کرد. بنابراین شاید یک کتاب برای همۀ‌ افراد مناسب نباشد اما برای هر فردی حداقل یک کتاب مناسب وجود دارد. امیدواریم با در نظر گرفتن نکاتی که در ادامه آورده‌ایم بتوانید بهترین کتاب را برای هدیه به مدیرتان انتخاب کنید.? کتاب باید با موقعیت شغلی مدیر تناسب داشته باشد: خوشبختانه هدیه دادن کتاب به مدیران این مزیت را دارد که می‌توان متناسب با حوزه‌ی فعالیت کسب‌و‌کارشان، کتاب مناسبی را انتخاب کنید. بنابراین شما می‌توانید کتابی هدیه بدهید که با جایگاه، موقعیت شغلی و اجتماعی آن‌ها تناسب داشته باشد.? تکراری نباشد: این روزها وقتی صحبت از هدیه دادن کتاب به مدیران می‌شود اولین گزینه‌ای که به ذهن افراد می‌رسد کتاب‌های نفیس است. اولین گزینه همیشه بهترین گزینه نیست. تعداد افراد زیادی هستند که همین گزینه به ذهنشان می‌رسد و این کتاب‌ها را به مدیران هدیه می‌دهند. اگر کتابی که هدیه می‌دهید مشابه کتاب‌های قبلی مدیرتان باشد هدیه‌ی شما دیده نخواهدشد و تاثیری در ذهن او نخواهد گذاشت. اگر می‌خواهید کتابتان در یاد مدیرتان و روی میزش بماند باید متفاوت عمل کنید وگرنه او هم کتاب شما را به فرد دیگری هدیه می‌دهد چون ده تا از همان کتاب نفیس را قبلا از افراد دیگری هدیه گرفته است!? کتاب باید ظاهر و بسته‌بندی مناسبی داشته باشد: در انتخاب کتاب برای مدیران باید علاوه‌بر محتوا به ظاهر، طراحی و حتی بسته‌بندی کتاب نیز توجه کنید. هدیه دادن کتاب به یک مدیر آن هم در پاکت‌ یا کاغذ کادو، پیام مناسبی را منتقل نمی‌کند.? کتاب‌های روز و معتبر حوزه‌ی کسب‌و‌کار را انتخاب کنید: هنگام هدیه‌ی کتاب به مدیرتان نباید روی موضوع و محتوای کتاب ریسک کنید. کتابی که انتخاب می‌کنید باید در حوزه‌ی کسب‌و‌کار شناخته شده و مورد تایید متخصصان این حوزه باشد.در انتخاب کتاب، نیم‌نگاهی هم به جایگاه مدیرتان داشته باشید.مدیران سطوح مختلف سازمان، دغدغه‌های متفاوتی دارند. بنابراین یک کتاب مدیریتی را نمی‌توان به تمام مدیران کسب‌و‌کارها پیشنهاد کرد و مطالب آن‌ را برای همه تجویز کرد. به همین دلیل در ادامه کتاب‌هایی را معرفی کرده‌ایم که می‌توانند برای مدیران سطوح مختلف سازمان مناسب باشند.مدیر عامل‌ها و اعضای هیئت‌ مدیرهمدیران ارشدمدیران میانیاگر به دنبال کتابی مناسب برای هدیه به مدیرعامل‌ها، مدیران ارشد و مدیران میانی هستید پیشنهاد می‌کنیم نگاهی به عنوان‌ کتاب‌هایی که در ادامه آمده‌اند بیندازید.بهترین کتاب برای هدیه به مدیرعامل‌ها و اعضای هیات مدیرهمدیرعامل و رئیس هیات‌مدیره به عنوان رهبران سازمان باید مسیر را برای اعضای تیمشان مشخص کنند. این افراد شبیه راه‌بلدهایی هستند که نقشه را در دست دارند و باید سایر افراد را به مسیر درست هدایت کنند. اما آن‌ها تنها زمانی می‌توانند تیمشان را به خوبی رهبری کنند که ابتدا توانایی رهبری بر خود را داشته باشند. کتاب‌هایی که در ادامه معرفی کرده‌ایم به مدیرعامل‌ها یاد می‌دهد که چه ویژگی‌هایی از آن‌ها یک مدیر موفق و بانفوذ می‌سازد.۱. رهبری از بالای خطکتاب «رهبری از بالای خط» از بهترین کتاب‌های منابع‌انسانی و رهبری است.کتاب «رهبری از بالای خط» اشاره می‌کند که رهبری مدیران با رهبری بر خود آغاز می‌شود و ویژگی‌های ذاتی مدیران بر سبک رهبری آن‌ها تاثیر می‌گذارد. این کتاب به رهبری آگاهانه اشاره دارد. رهبری که با شناخت خود انجام می‌شود. در این کتاب، خط افقی ساده‌ای برای مدل رهبری آگاهانه ارائه شده است. مدل خط افقی بیان می کند که رهبران در هر لحظه یا در بالای این خط، یعنی در وضعیت اثربخش برای رهبری، یا در پایین این خط، یعنی در وضعیت ناکارآمد برای رهبری، قرار دارند. هنگامی که رهبران پایین این خط قرار دارند بسته، تدافعی و پایبند به محق بودن هستند. این نابینایی رهبری در دنیای شرکت ها فراگیر است.در مقابل رهبرانی که در بالای خط هستند گشوده، کنجکاو و یادگیرنده هستند. این کتاب به افراد کمک می‌کنند تا بدانند در پایین خط هستند یا بالای خط و اگر در پایین خط قرار دارند چطور می‌توانند با بستن 15 پیمان رهبری به سوی بالای خط و رهبری آگاهانه حرکت کنند.  ✔️ کتابی که به اعضای هیئت مدیره کمک می‌کند تا در رهبری سازمانشان اثربخش‌تر عمل کنند.✔️ از سری کتاب‌های پرفروش آمازون و جهان در حوزۀ رهبری۲. ذهنیت مؤسسکتاب «ذهنیت مؤسس» یکی از بهترین کتاب‌های مدیریت استراتژیک و جزء کتاب‌های پرفروش‌ واشنگتن پست است که به کسب‌وکارهایی که دورۀ راه‌اندازی را با موفقیت گذرانده‌اند یاد می‌دهد که چگونه قادر به حفظ رشد با کیفیت خواهند بود.چطور شرکتی می‌تواند هم رشد کند و هم سودآور باشد و از طرفی رشد و سودآوری‌اش، پایدار باشد؟ موضوع این کتاب، رشد سودآور و پایدار است. اکثر مدیران رؤیای رشد و توسعۀ کسب‌و‌کارشان را دارند. اما واقعیت این است که  مدیران با گسترش کسب‌و‌کار، خدمات و محصولاتشان باید دردسرهای بزرگ‌تری را هم به جان بخرند چون توسعۀ یک کسب‌و‌کار فقط به معنای سود بیشتر نیست. به همین دلیل مدیران باید برای رشد کسب‌و‌کارشان برنامه‌ریزی کنند و بی‌گدار به آب نزنند تا علاوه‌بر رشد به سودآوری پایدار هم دست پیدا کنند. این کتاب به مدیرعامل‌ها و اعضای هیئت مدیره کمک می‌کند تا سازمانشان را برای رسیدن به رشد و سودآوری پایدار رهبری و هدایت کنند.✔️ کتابی برای صاحبان و موسسانی که در رشد کسب‌‌وکارشان موفق عمل کرده‌اند و در پی رشدهای بیشتر هستند.✔️ کتاب توصیه شده توسط شرکت‌های برتر مشاوره مدیریت جهان۳. صراحت تمام عیارکتاب «صراحت تمام عیار» از کتاب‌های پرفروش وال استریت ژورنال و نیویورک تایمز است که در حوزۀ منابع‌انسانی و رهبری دسته‌بندی می‌شود.چگونه یک مدیر هم می‌تواند هوای اعضای تیمش را داشته باشد و هم از آن‌ها انتقاد کند؟ تیم خوب، مدیر خوب دارد. مدیران خوب و حرفه‌ای می‌دانند چه زمانی باید اعضای تیمشان را تشویق کنند، به چالش بکشند، از آن‌ها انتقاد یا حمایت کنند و به‌طور کلی می‌دانند چطور باید روابط کاریشان را رهبری و هدایت کنند تا هم ساعات خوبی را در کنار تیمشان داشته باشند و هم باعث پیشرفت سازمانشان شوند. کیم اسکات در کتاب صراحت تمام‌عیار به مدیران یاد می‌دهد که چطور به اعضای تیمشان بازخوردهای اثربخش و سازنده بدهند.✔️ این کتاب به مدیران یاد می‌دهدکه چطور هم قاطعیت خود را حفظ کنند و هم به رئیس محبوب‌تری تبدیل شوند.✔️ مدیران بزرگترین شرکت‌های جهان توصیه‌های کیم اسکات(نویسنده این کتاب) را در هوا می‌قاپند!۴. انگیزۀ رهبریکتاب «انگیزۀ رهبری»، اثر دیگری از پاتریک لنچونی، نویسندۀ معروف و پرطرفدار کتاب‌های «بازیکن تیمی ایدئال» و «فرار از جلسه».چرا صندلی مدیریت آنقدر پرطرفدار است؟ با این که مدیریت، سمت و جایگاهی محبوب است اما چالش‌های خاص خودش را دارد. افراد زیادی برای به دست آوردن مسئولیت‌های مهم و پرریسک این جایگاه شغلی تلاش می‌کنند. حال سؤال اصلی این‌جاست که چقدر از عهدۀ این مسئولیت‌ها برمی‌آیند؟ پاتریک لنچونی در کتاب انگیزۀ رهبری، بار دیگر از سبک داستانی برای آموزش استفاده می‌کند. او به افراد کمک می‌کند تا با شناخت مسئولیت‌های رهبری و مدیریت سازمان آگاهانه برای تصاحب این جایگاه تلاش کنند و از خودشان بپرسند دقیقا چرا و با چه انگیزه‌ای می‌خواهند رهبر و مدیر شوند؟ در این کتاب با دو انگیزه‌ی متفاوت رهبری آشنا می‌شویم: رهبری مسئولانه و رهبری پاداش‌مدارانه. رهبرانی که انگیزه‌های مسئولانه دارند، به فکر خدمت به سازمان و افراد خود هستند. در مقابل رهبرانی که انگیزه‌های پاداش‌مدارانه دارند، رسیدن به رهبری را جایزه می‌دانند و به دنبال منافع شخصی‌اند.✔️ کتابی که مجلات برتر مدیریت، آن را برای هر رهبری در هر جایگاهی ضروری می‌دانند.✔️ در این کتاب لنچونی با اشاره به مسئولیت‌های یک رهبر سعی می‌کند به افراد کمک کند تا در انگیزه‌ی خود از رهبری بازنگری کنند.بهترین کتاب برای هدیه به مدیران ارشدمدیران ردۀ بالای سازمان هر روز با تصمیمات زیادی دست و پنجه، نرم می‌کنند. چقدر باید نوآفرین بود؟ چقدر باید ریسک متفاوت بودن را پذیرفت؟ چه نوع محتوایی تولید کنند تا دیده شود؟ چطور محصولات و خدمات را توسعه بدهند؟ کتاب‌هایی که در ادامه معرفی شده‌اند به جنبه‌های مختلف تصمیماتی می‌پردازد که مدیران با آن روبرو می‌شوند و در گرفتن تصمیمات اثربخش به آن‌ها کمک می‌کنند.5. نوآفرینیکتاب «نوآفرینی» آدام گرانت، از پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز است.تا کجا می‌توان ریسک نوآفرینی را پذیرفت؟ چقدر نوآفرین هستید؟ چقدر از ایده‌های جدید، استقبال می‌کنید؟ نوآفرینی، کتابی است که به بررسی مباحث خلاقیت و نوآوری می‌پردازد. این کتاب برای مدیرانی مناسب است که می‌خواهند کسب‌و‌کاری خلاق راه‌اندازی کنند و با آن دنیای اطرافشان را تغییر بدهند. مدیرانی که می‌خواهند خلاقیت، نوآفرینی و ایده‌های نو بخشی از فرآیند کسب‌و‌کارشان باشد و در آن ریشه بدواند.✔️ کتابی که مدیر ارشد شرکت فیس‌بوک آن را یکی از مهم‌ترین و گیراترین کتاب‌هایی می‌داند که تاکنون خوانده است.✔️ کتابی مناسب برای مدیران و کارشناسانی که به دنبال ساختن، یافتن و به کارگیری ایده‌های نوآفرینانه هستند.6. ناخدایی دیجیتالفناوری، جنبه‌های مختلف زندگی ما را به تصرف خودش درآورده است. سازمان‌ها نیز از نفوذ فناوری‌های جدید در امان نیستند. در نتیجه سازمان‌ها هم به سمت دیجیتالی شدن حرکت کرده‌اند و تلاش می‌کنند تا  فناوری‌های جدید را در بخش‌های مختلف خود به کار بگیرند. مدیران برای این که با موفقیت فناوری‌ها را در کسب‌و‌کار خود پیاده‌سازی و اجرا کنند نیاز دارند تا ابعاد مختلف و اثرات فناوری را بشناسند. مدیرانی که درک درستی از فناوری‌ها ندارند سرمایه‌گذاری‌هایشان روی فناوری‌های دیجیتال شکست می‌خورد و به دنبال آن بقای سازمانشان نیز به خطر می‌افتد. کتاب ناخدایی دیجیتال، به مدیران کمک می‌کند تا در عصر تحول دیجیتال، سازمانشان را به خوبی هدایت کنند.✔️ کتابی بومی با مثال‌های ملموس از کسب‌و‌کارهای ایرانی✔️ مخاطبان این کتاب کلیۀ مدیران و کارشناسان سازمان‌های مختلف کشورند. فرقی نمی‌کند این افراد در بخش دولتی باشند یا خصوصی، در شرکت‌های بزرگ مشغول به کار باشند یا کوچک، تازه‌کار باشند یا باتجربه.7.بازاریابی پرمحتواکتاب بازاریابی پرمحتوا از طرف مجلۀ فورچون به‌عنوان یکی از 5 کتاب حوزۀ کسب‌و‌کار نام‌گذاری شده است که باید بخوانید.بازاریابی محتوا چیست؟ مدیران بازاریابی محتوا دقیقا چه‌کار می‌کنند؟ این روزها کسب‌وکارها برای این که صدا و پیامشان بهتر شنیده و دیده شود از تولید محتوا استفاده می‌کنند. اما هر چقدر بر حجم و سرعت تولید محتوا اضافه می‌شود، جلب توجه مخاطبان سخت‌تر می‌شود. مدیران بازاریابی برای این که پیامشان در اقیانوسی از محتوا، غرق نشود باید متفاوت عمل کنند.کتاب بازاریابی پرمحتوا به مدیران یاد می‌دهد که چطور محتوایی تولید کنند که دیده شود.✔️ اگر می‌خواهید در بین هیاهوی تبلیغات پیام و اسم برند شما گوش‌نواز شنیده شود این کتاب را به تیم بازاریابی و تبلیغات خود هدیه دهید.✔️ کتابی که معاون استراتژی تبلیغات کوکاکولا آن را یک موفقیت درخشان در دنیای سریع و همیشه در حال تغییر بازاریابی محتوا می‌داند.8.قلابکتاب «قلاب» توسط خوانندگان گودریدز به عنوان یکی از بهترین کتاب‌های کسب‌و‌کار سال انتخاب شده است.چرا بعضی محصولات و خدمات بین مشتریان پرطرفدار می‌شوند و بعضی دیگر شکست می‌خورند؟ چطور محصولی طراحی کنید که مخاطبان بیشتری را درگیر ‌کند. «نیر ایال» نویسنده‌ی کتاب پرفروش «مدیریت توجه» است. او در کتاب قلاب به مدیران یاد می‌دهند که چطور محصولات و خدماتی طراحی کنند که در ذهن مخاطبانشان ماندگار  شوند و محصولاتشان را به بخش جدانشدنی زندگی کاربران تبدیل کنند.✔️ مدیران و کارشناسانی که این کتاب را خوانده‌اند آرزو می‌کنند که رقبایشان این کتاب را نخوانند.✔️ اگر می‌خواهید محصولتان سری توی سرها در آورد و مخاطبان عاشقش شوند این کتاب را به تیم‌هایی که روی محصول کار می‌کنند هدیه دهید.بهترین کتاب برای هدیه به مدیران میانیمدیران میانی همیشه پروژه‌های زیادی برای انجام و ارائه دارند. این مدیران از طرفی به دنبال انجام دادن به موقع کارها هستند از طرف دیگر باید به خوبی کاری که انجام دادند را به مدیران بالادستی خود گزارش بدهند به شکلی که اهمیت و ارزش کاری که انجام داده‌اند به خوبی انتقال داده شود. در ادامه کتاب‌هایی برای مدیریت و ارائه‌ی بهتر کارها به این مدیران معرفی می‌کنیم.۹. مدیریت پروژه برای غیر مدیر پروژهکتاب «مدیریت پروژه برای غیر مدیر پروژه» از بهترین کتاب‌هایی است که به دور از اصطلاحات تخصصی و پیچیده، مفاهیم مدیریت پروژه را برای افراد جا می‌اندازد.کتاب «مدیریت پروژه برای غیر مدیر پروژه» برای مدیران و سایر افرادی که مسئولیت سازماندهی و اجرای پروژه‌های بسیاری را بر عهده دارند مناسب است. این روزها که مدیران مجبور هستند با منابع محدود، پروژه‌های زیادی را با موفقیت به سرانجام برسانند مطالعه‌ی چنین کتابی می‌تواند برای آن‌ها مفید و اثربخش باشد.✔️ اگر می‌خواهید پروژه‌های کوچک و بزرگی که در شرکت‌تان دارید به بهترین شکل به سرانجام برسند این کتاب را به اعضای تیمتان هدیه دهید.✔️ جزء کتاب‌های برتر آمازون در حوزۀ مدیریت پروژه10. داستان‌پردازی با داده‌هاکتاب «داستان‌پردازی با داده‌ها» به مدیران کمک می‌کند تا شناخت بهتری نسبت به مخاطبان خود پیدا کنند و در نتیجه پیام و منظورشان را بهتر  منتقل کنند. ارائه‌های بی‌سروته علاوه‌بر سردرگم کردن افراد، پیام را هم به درستی منتقل نمی‌کنند. یک ارائۀ بد می‌تواند نتایج ماه‌ها تلاش یک مدیر و تیمش را هدر بدهد. بنابراین مهم است مدیران روشی را به کار بگیرند که به بهترین شکل ممکن، پیامشان را منتقل کند.✔️ مطالعه این کتاب را به افرادی توصیه می‌کنیم که ارائۀ گزارش جزء جدایی‌ناپذیر کارشان است. آن‌هایی که با اعداد و نمودارها سروکار دارند. اگر می‌خواهید گره‌ای از کار این افراد باز کنید این کتاب را به آن‌ها هدیه دهید.✔️ پرفروش‌ترین کتاب آمازون در حوزۀ مدیریت اطلاعات سخن آخردر این مقاله توضیح دادیم که در انتخاب بهترین کتاب برای هدیه به مدیران باید چه نکاتی را در نظر بگیرید. هم‌چنین کتاب‌هایی را به شما معرفی کردیم که می‌توانند برای مدیرانی در رده‌های مختلف سازمان مفید و کاربردی باشد. بنابراین در انتخاب کتاب برای همکار یا مدیرتان باید توجه داشته باشید که به مدیرعامل می‌خواهید کتاب هدیه دهید یا مدیر میانی، به عضو هیئت مدیره یا مدیر ارشد. همچنین برای انتخاب کتاب باید تخصص و علاقه‌مندی مدیرتان را مد نظر داشته باشید مثلا اگر قرار است به مدیر بازاریابی کتابی هدیه دهید ترجیحا کتابی در همان حوزه انتخاب کنید.برگرفته از مقالۀ بهترین کتاب برای هدیه به مدیران، همکاران و کارمندانانتشارات آریاناقلم</description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jan 2023 12:22:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روش‌های افزایش تمرکز در عصر حواس‌پرتی</title>
                <link>https://virgool.io/Aryanaghalam/%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B3-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C-d3ibylsmzo87</link>
                <description>بعید نیست در آینده‌ای نه چندان دور قهرمان‌هایی داشته باشیم که قدرت آن‌ها داشتن ذهن متمرکز است.در دوره‌ای که وقتی سر کلاس هستیم حواسمان پرت کارهای آخر هفته است. یا سرکار مدام مشغول چک کردن شبکه‌های اجتماعی‌مان هستیم. یا بعد از دو صفحه کتاب خواندن ذهنمان در جای دیگری به پرواز در می‌آید. خیلی سخت نیست که افراد متمرکز را قهرمان بدانیم و حواس جمع بودن را ویژگی قهرمان‌ها در نظر بگیریم. حتی خیلی عجیب نیست که راه‌های افزایش تمرکز به شکل یک فرمول سری بین افراد ردوبدل شوند.اما سؤال اصلی این جاست که با این همه عوامل حواس‌پرتی چطور می‌توانیم وارد گروه قهرمان‌های حواس‌جمع شویم؟اگر به دنبال افزایش تمرکز خود هستید خواندن این مقاله را به عنوان یک چالش در نظر بگیرید. آنقدر تمرکز دارید که آن را تا انتها بخوانید یا آن را نیمه کاره رها می‌کنید؟چه عواملی باعث حواس‌پرتی و عدم تمرکز ما می‌شوند؟اگر دنبال عوامل حواس‌پرتی می‌گردید، امروز راحت‌تر از هر وقت دیگری می‌توانید آن را پیدا کنید. در این دوره زمانه آنقدر عوامل حواس‌پرتی زیاد است که هر طرف سرتان را بچرخانید با یکی از آن‌ها روبرو می‌شوید. از عوامل درونی مثل استرس، خستگی و غم گرفته تا عوامل خارجی مثل اینترنت، تلفن همراه، شبکه‌های اجتماعی، ایمیل و…جهان همواره پر از چیزهایی بوده است که طراحی شده‌اند تا حواسمان را پرت کنند. جالب این‌جاست به محض این که تصمیم می‌گیریم روی یک موضوع تمرکز کنیم هم‌زمان عوامل بی‌شماری با هم رقابت می‌کنند تا توجه ما را به خود جلب کنند. به طور کلی عوامل حواس‌پرتی و کاهش تمرکز به دو دسته‌ی درونی و بیرونی تقسیم می‌شوند.عوامل بیرونی کاهش تمرکزبه هر کجا که نگاه می‌کنیم ردپای تکنولوژی به چشم می‌خورد، بنابراین به راحتی می‌توان آن‌ها را به عنوان مقصر و عامل کاهش تمرکز سرزنش کرد. به خاطر همین انگشت اتهام را به سمت تلفن‌‌همراه و شبکه‌های اجتماعی نشانه می‌گیریم، همان‌طور که زمانی این اتهام را به تلویزیون می‌زدیم.مهم نیست قبل از اختراع تلویزیون تقصیر را بر گردن کدام ابزار می‌انداختیم و بعد از تلفن‌همراه، عامل حواس‌پرتی ما چه چیزی یا چه کسی خواهد بود در هر صورت تکنولوژی یکی از عوامل بیرونی حواس‌پرتی است که اگر خیلی ساده از این عامل مهم بگذریم باید قید افزایش تمرکز را بزنیم.البته غیر از صداهای دنگ و دینگ پیام‌رسان‌ها، افراد هم ممکن است جزو محرک‌های بیرونی باشند، مثلا همکاری که کنار میز کار ما می‌ایستد و ما را به حرف می‌گیرد.فئودور داستایوسکی در سال 1863 نوشت:«سعی کنید به خرس قطبی فکر نکنید، آن‌وقت می‌بینید که خرس لعنتی هر دقیقه وارد ذهنتان می‌شود.» این عبارت کافی است تا متوجه شویم که مشکل حواس‌پرتی و نداشتن تمرکز فراتر از مسائل مربوط به فناوری است. این جا همان‌جایی است که به جای مقصر دانستن دیگران باید مسئولیت حواس‌پرتی خود را بر عهده بگیریم.مثلا یکی از عوامل درونی حواس‌پرتی «نشخوار ذهنی» است. نشخوار ذهنی یعنی تمایل به فکر کردن درباره‌ی تجربه‌های ناخوشایند. اگر بارها و بارها حرف یا رفتاری را در ذهنتان مرور می‌کنید که خودتان انجام داده‌اید یا دیگران در حق شما انجام داده‌اند یا نمی‌توانید از فکر کردن درباره‌ی آن دست بردارید، به حالتی دچارید که روانشناسان به آن می‌گویند نشخوار ذهنی.بنابراین یکی از عوامل عدم تمرکز می‌تواند مشکل درونی مثل اضطراب، ناراحتی، خستگی یا… باشد.روش‌هایی برای افزایش تمرکز1. از تکنیک پومودورو یا تایم باکسینگ (Time-boxing) استفاده کنیدکارهایی که می‌خواهید انجام بدهید را لیست کنید. یکی از کارهای لیست را انتخاب کنید. به مدت 25 دقیقه سفت و سخت به آن کار بچسبید و روی آن تمرکز کنید. بعد پنج دقیقه استراحت کنید و دوباره به مدت 25 دقیقه کار کنید. این روش را 4 بار تکرار کنید و بعد به مدت 15 تا 30 دقیقه استراحت کنید.2. خودتان را جریمه کنیدهر وقت در برابر یکی از عوامل حواس‌پرتی تسلیم شدید و به خاطرش کار خود را نیمه تمام گذاشتید با یک جریمه خودتان را تنبیه کنید. مثلا ندیدن فیلمی که دوست دارید یا جریمه مالی. به نظر روش سختگیرانه‌ای برای افزایش تمرکز می‌آید اما خیلی خوب جواب می‌دهد.3. فقط روی یک کار تمرکز کنیدانجام دادن چند کار هم‌زمان با هم  (Multitasking) تمرکز شما را پایین می‌آورد. مغز انسان نمی‌تواند هم‌زمان روی دو چیز تمرکز کند. بنابراین اگر می‌خواهید بهتر از عهده‌ی انجام دادن کارها بربیایید فقط روی انجام یک کار تمرکز کنید.4. برنامه‌ریزی داشته باشیدیک لیست داشته باشید و تمام کارهایی که باید انجام بدهید را بنویسید. زمان انجام آن‌ها را هم مشخص کنید. با توجه به میزان زمانی که در اختیار دارید کارهای خود را تقسیم کنید. سر خود را آنقدر شلوغ نکنید که انجام دادن تمام کارهای لیستتان غیرممکن شود و استرس بگیرید.5. از قانون ده دقیقه استفاده کنیدیکی از روش‌های افزایش تمرکز، استفاده از قانون ده دقیقه است. این قانون می‌گوید: اگر در زمان کار کردن مدام می‌خواهید سری به شبکه‌ی اجتماعی بزنید یا وبگردی کنید به خود بگویید اشکالی ندارد این کارها را انجام بدهم، اما نه همین الان، ده دقیقه دیگر. در واقع با این روش برای خود زمان بخرید.این قانون به ما وقت می‌دهد تا کاری را انجام دهیم که بعضی از روانشناسان رفتاری آن را «موج‌سواری بر امیال» می‌نامند. وقتی میل یا خواسته‌ای بر ما غلبه می‌کند، نه آن را نادیده می‌گیریم و نه براساس آن عمل می‌کنیم، توجه به احساساتمان و موج‌سواری بر آن‌ها به ما کمک می‌کند دوام بیاوریم تا زمانی که میلمان فروکش کند.معرفی کتاب برای افزایش تمرکزخواندن کتاب و خلاصه کردن آن یکی از تمرین‌های افزایش تمرکز است که در بخش قبلی به آن اشاره کردیم. شما می‌توانید برای این انجام این تمرین دو کتاب «مدیریت توجه» و «ذهن متمرکز» را برای مطالعه انتخاب کنید. این کتاب‌ها درباره‌ی افزایش تمرکز و بهره‌وری هستند. به این ترتیب شما هم برای افزایش تمرکز خود تمرین می‌کنید و هم درباره‌ی روش‌های افزایش تمرکز مطالب بیشتری یاد می‌گیرید.کتاب مدیریت توجهکتاب مدیریت توجه یکی از بهترین کتاب‌های توسعه فردی آریاناقلم است. این کتاب در کنار خودش یک دفترچه‌ی تمرین هم دارد. نیر ایال، نویسنده‌ی این کتاب در کنار بررسی عوامل مختلف درونی و بیرونی که باعث حواس‌پرتی ما می‌شوند را بررسی کرده است. هم‌چنین در ادامه راه‌حل‌هایی هم برای افزایش تمرکز معرفی می‌کند. او هم‌چنین روش‌هایی برای افزایش تمرکز در محیط کار و تربیت کودکانی با تمرکز بالا ارائه کرده است.جمله‌هایی از کتاب مدیریت توجه«بیشتر مردم نمی‌خواهند به این حقیقت ناراحت‌کننده اعتراف کنند که حواس‌پرتی همیشه راه ناسالمی برای فرار از واقعیت است.»«حواس‌پرتی تلاش مغزمان برای کنار آمدن با رنج است. اگر این واقعیت را بپذیریم، پس منطقی است که برای جلوگیری از حواس‌پرتی فقط باید یاد بگیریم با ناراحتی‌های خود کنار بیاییم.»«جیسون فراید می‌گوید: چت گروهی مثل این است که در جلسه‌ای تمام وقت با افرادی نامشخص و بدون هیچ دستور جلسه‌ای حاضر شوید.»«بسیاری از حواس‌پرتی‌ها ناشی از نیازمان به فرار کردن از ناراحتی‌های روانی است.»«امروز بیشترین تلاشمان برای مقابله با عوامل حواس‌پرتی جنگیدن با محرک‌های بیرونی است.»کتاب ذهن متمرکزکتاب ذهن متمرکز بیشتر روی افزایش بهره‌وری افراد در محیط کار تمرکز دارد. در همین راستا سیستمی را در نه گام و سه فصل به شما آموزش می‌دهد. این سیستم به شما کمک می‌کند تا با حذف کارهایی که وقت شما را تلف می‌کنند و تمرکز روی کارهای مهم‌تر بهره‌وری خود را افزایش بدهید. مخاطبان اصلی این کتاب مدیران و کارمندانی هستند که به دنبال افزایش بهره‌وری در محیط کارشان هستند. اما مطالعه‌ی آن برای تمام افراد می‌تواند مفید باشد. این کتاب هم دفترچه تمرینی دارد که شما می‌توانید تمرین‌های آخر هر فصل را در آن انجام بدهید.جمله‌هایی از کتاب ذهن متمرکز«مگر غیر از این است که زندگی شما، در آخر، چکیده‌ی همه‌ی آن چیزهایی است که روی آن تمرکز کرده‌اید؟»«فقط در صورتی برای همه‌ی کارهای روز زمان کافی هست که در هر زمان فقط یک کار بکنی. اما اگر در یک زمان دو کار را انجام دهی، در طول سال هم زمان کافی برای انجام آنها نخواهی داشت.»«وقتی ‏در‏ کار‏سختی، ‏گیر‏ ‏می‌افتیم، ‏این ‏وسوسه ‏به‏ جانمان‏ ‏می‌افتد‏ که‏ با‏رفتن ‏به‏ سراغ‏ چیز‏ ‏لذت‌بخش‌تری ‏به ‏مغزمان ‏استراحت‏ دهیم.»اگر می‌خواهید با روش‌های بیشتری برای افزایش تمرکز آشنا شوید متن کامل مقالۀ چطور کارهایمان را بدون حواس‌پرتی و با تمرکز بالا انجام دهیم را در وب‌سایت انتشارات آریاناقلم مطالعه کنید.  </description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Sat, 14 Jan 2023 12:18:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الکساندر استروالدر؛ خالق بوم مدل کسب‌و‌کار</title>
                <link>https://virgool.io/Aryanaghalam/%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%82-%D8%A8%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%AF%D9%84-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-swvzyevmdsvi</link>
                <description>الکساندر استروالدر از تأثیرگذارترین متخصصان نوآوری در جهان، نویسنده‌ای برجسته، کارآفرین و سخنرانی پرطرفدار است. استروالدر از پایان نامه‌ی دکترای خود در دانشگاه لوزان زیر نظر استاد راهنمایش ایو پیگنیور دفاع کرد. موضوع پایان نامه‌ی استروالدر نوآوری در مدل کسب‌وکار بود که نتایج تلاش‌هایش را در سال 2010 درکتابی به عنوان خلق مدل کسب‌و‌کار منتشر کرد.استروالدر و ایو پیگنیور در سال 2021 در رتبه چهارم فهرست Thinkers50  قرار گرفتند. Thinkers50 در سال 2001 باهدف شناسایی و حمایت از ایده‌های برتر حوزه‌ی مدیریت و کسب‌وکار راه‌اندازی شد. ایده‌هایی که جهان را به جایی بهتر تبدیل می‌کنند. الکساندر استروالدر و پیگنیور به دلیل ارائه‌ی مدل مشهور خود یعنی بوم مدل کسب‌و‌کار یا بیزینس کانواس در این لیست قرار گرفتند.بوم مدل کسب‌وکار چیست؟بوم مدل کسب‌و‌کار یک ابزار مدیریت استراتژیک و کارآفرینی است که شامل تمام اجزایی است که برای شروع یا بهبود یک کسب‌و‌کار باید به آن توجه شود. از این بوم برای تعریف، طراحی و بهبود ساختار و مدل کسب‌و‌کار استفاده می‌شود. این بوم به دلیل ساده‌سازی فرآیند توسعه استراتژی و تبدیل مفاهیم پیچیده به مدل‌های بصری قابل فهم شناخته شده است.طبق نظر Thinkers50بوم مدل کسب‌و‌کار تاثیرگذارترین ابزار مدیریت در دو دهه گذشته است. بوم مدل کسب‌وکار ابزاری مفهومی است که به کسب و‌کارها کمک می‌کند تا نگاهی ساختارمند به بخش‌های مختلف کسب‌و‌کارشان داشته باشند. به طور مثال این بوم به شما کمک می‌کند تا مشتریان، ارزش‌های پیشنهادی که باعث تمایز شما نسبت به رقبا می‌شوند، کانال‌های توزیع، راه‌های ارتباط با مشتری، جریان‌های درآمدی و منابع خود را بهتر بشناسید.مفهوم مدل کسب‌و‎کار جدید نیست اما استروالدر، مدلی عملی و کاربردی از این مفهوم را ارائه کرد که به دلیل قابلیت اجرایی، قابل فهم بودن و بصری بودنش به سرعت موردتوجه و استقبال قرار گرفت، به طوری که امروزه در اکثر شرکت‌های سراسر دنیا و شرکت‌های استارتاپی از این بوم برای مشخص کردن بخش‌های مختلف کسب‌و‌کار استفاده می‌کنند.استروالدر و پیگینور علاوه‌بر بوم مدل کسب‌و‌کار، بوم ارزش پیشنهادی را  نیز ارائه کرده‌اند. ابزاری که به کارآفرینان و کسب‌و‌کارها کمک می‌کند تا محصول یا خدمات خود را بر اساس نیازهای مشتری طراحی کنند به شکلی که باعث مزیت رقابتی آن‌ها نسبت به رقبا شود و مشتریان خواهان محصول آن‌ها باشند. این بوم‌ها ابزارهایی عملی هستند که میلیون‌ها نفر از متخصصان کسب‌و‌کار در شرکت های پیشرو جهانی به آن اعتماد دارند.علاوه‌بر این استورالدر موسس شرکت Strategyzer است که دوره‌های آنلاین، برنامه‌های کاربردی و خدمات مبتنی بر فناوری را برای کمک به سازمان‌ها در مدیریت مؤثر و سیستماتیک استراتژی، رشد وتحول ارائه می‌کند.کتاب‌های استروالدرکتاب‌های پرفروش‌«خلق مدل کسب‌وکار»، «مدل کسب‌و‌کار شما»، «طراحی ارزش پیشنهادی»، «آزمودن ایده‌های کسب‌و‌کار» جزء پرفروش‌ترین کتاب‌های استروالدر در حوزه‌ی کسب‌و‌کار هستند. این کتاب‌ها توسط انتشارات آریاناقلم ترجمه و منتشر شده‌اند. کتاب دیگر این نویسنده یعنی «شرکت شکست‌ناپذیر» هم در دست ترجمه قراردارد.برگرفته از مقالۀ الکساندر استروالدر انتشارات آریاناقلم</description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Wed, 11 Jan 2023 14:31:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت منابع انسانی چیست و چرا مهم است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@aryanaghalam/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-rthccj3ygncl</link>
                <description>مدیریت منابع انسانی یکی از چالشی‌ترین مشاغل در کسب‌و‌کارهاست. چون شما به عنوان مدیر منابع انسانی هم باید دنبال اجرای دستورهای مدیران باشید و هم به نیازهای کارمندان گوش کنید. تا این جا کار آنقدر سخت نیست اما مشکل از جایی شروع می‌شود که خواسته‌ی مدیر و نیاز کارمندان هم جهت نباشند.با این حال اگر فرآیند استخدام کارمند جدید و دست و پنجه نرم کردن با چالش‌های آن برای شما جالب است، علاقه‌مندید شرایط کاری مناسبی برای کارمندان ایجاد کنید، به رشد آن‌ها کمک کنید، و مشکلاتشان را حل کنید پس مدیریت منابع انسانی می‌تواند انتخاب مناسبی برای شما باشد.بعد از مطالعۀ‌ این مقاله شما با تعریف مدیریت منابع انسانی، تاریخچه آن، وظایف و مسئولیت‌های مدیر منابع انسانی و… بیشتر آشنا می‌شوید.مدیریت منابع انسانی چیست؟مدیریت منابع انسانی (Human Resource Management) بخشی از سازمان است که وظیفه‌ی مصاحبه، استخدام، آموزش و حفظ کارکنان، میانجی‌گری و حل تعارضات محل کار را برعهده دارد. به طور کلی واحد منابع انسانی یک پل ارتباطی بین کارمندان و مدیران شرکت ایجاد می‌کند. مدیر منابع انسانی از طرفی باید  خواسته‌های کارفرما را اجرا کند و از طرف دیگر نیازهای کارمندان را درک و به آن‌ها رسیدگی کند.منظور از hrm چیست؟کلمۀ hrm مخفف Human Resource Management است.انسان (Human): به نیروی کار ماهر در یک سازمان گفته می‌شود.منبع (Resource): به دسترسی محدود یا کمیاب اشاره دارد.مدیریت (Management): به چگونگی بهینه‌سازی و استفادۀ بهینه از منابع محدود یا کمیاب برای دستیابی به اهداف و مقاصد سازمان اشاره دارد.بنابراین مدیریت منابع انسانی یعنی به کارگیری بهینۀ نیروی کار و منابع انسانی ماهر موجود در سازمان. اگر به منابع انسانی توجه نکنیم با چه مشکلاتی دست به گریبان خواهیم بود؟اگر می‌خواهید بدانید چرا مدیریت منابع انسانی برای سازمان‌ها مهم است باید نگاهی به لیست بی‌انتهای مشکلاتی بیندازید که اگر مدیر منابع انسانی نداشته باشید با آن مواجه می‌شوید:❌ نامناسب‌ترین افراد را استخدام می‌کنید.❌ وقت خود را با انجام مصاحبه‌های استخدامی بی‌نتیجه تلف می‌کنید.❌ به آموزش کارکنان توجه نمی‌کنید در نتیجه عملکرد آن‌ها پایین می‌آید.❌ به خاطر مسائل بیمه و رعایت نکردن قانون کار پای شما به وزارت کار کشیده می‌شود.❌ برخی کارمندان حقوقشان را نسبت به سایرین ناعادلانه می‌دانند و از شما بدگویی می‌کنند.شرح وظایف و مسئولیت‌های مدیر منابع انسانی چیست؟مدیران منابع انسانی با انجام درست وظایف و مسئولیت های خود  مثل پیدا کردن و آموزش افراد اثربخش، می‌توانند سودهای کلانی را نصیب کسب‌وکارها کنند. در همین راستا بعضی از مسئولیت های اصلی مدیران منابع انسانی را با هم مرور می‌کنیم.مسئولیت‌های اصلی مدیریت منابع انسانی شامل موارد زیر است:1. برنامه‌ریزی برای پاسخ به نیازهای کارکنان و سازمانبرنامه‌ریزی فرایندی است که مدیریت منابع انسانی بررسی می‌کند که آیا به تعداد کافی نیروی انسانی مناسب را استخدام کرده ‌است و آن‌ها را در موقعیت‌های شغلی مناسبی قرار داده‌ است به شکلی که هم کارمندان رضایت شغلی داشته باشند و هم سازمان به اهدافش برسد.2. جذب و استخدام کارمندانجذب و استخدام کارمندان جدید برای بهبود عملکرد سازمان حیاتی است. به شرطی که فرد مناسبی استخدام شود. وظیفۀ‌ منابع انسانی این است که با توجه به استانداردهای موردنظر برای موقعیت شغلی خالی شده فرد مناسب را پیدا کنند. فرآیند جذب و استخدام کارمندان شامل شرح موقعیت شغلی، حقوق هر موقعیت، نحوه و شرایط انتخاب و استخدام فرد مناسب، آزمون‌ها و مصاحبۀ ‌استخدامی، محدودیت زمانی پیدا کردن فرد مناسب، پیدا کردن گزینه‌های مناسب و انتخاب از بین آن‌ها می‌شود.اگر می‌خواهید نیروی انسانی ماهر را جذب و استخدام شرکت خود کنید و با مراحل استخدام کارکنان آشنا شوید کتاب استخدام کارکنان را مطالعه کنید. این کتاب از مجموعه کتاب‌های هاروارد است و مسائلی مثل آشنایی با فرآیند استخدام، انتشار آگهی استخدام، مصاحبه، ارزیابی و تصمیم‌گیری و ارائه پیشنهاد شغلی را توضیح داده است. کتاب استخدام کارکنان توسط انتشارات آریاناقلم به فارسی ترجمه و منتشر شده است.3. رسیدگی به حقوق و مزایای کارکنانامروز برای جذب و حفظ نیروی انسانی ماهر فقط پاداش نقدی و مالی کافی نیست. آن روزهایی که دستمزد به خودی خود به اندازه کافی جذاب بود، گذشته است. مدیر منابع انسانی  باید مزایای دیگری مثل ترفیع، ساعت کاری منعطف، آموزش اضافی و … را برای تشویق کارمندان در نظر بگیرد.4. ارزیابی عملکرد کارکنانارزیابی عملکرد فرآیند مقایسه عملکرد کارمندان با استانداردهای مشخص شده برای یک موقعیت شغلی است. بعد از ارزیابی عملکرد مدیر منابع انسانی تصمیم می‌گیرد که آیا کارمند به آموزش خاصی نیاز دارد یا عملکرد فرد آنقدر خوب هست که باید به او ترفیع دارد یا حقوقش را افزایش داد. برای ارزیابی عملکرد کارکنان، روش‌های مختلفی وجود دارد.5. آموزش کارکنانآموزش در هر مرحله از کار و برای هر فردی در محل کار مورد نیاز است. برنامه های آموزشی نیز در هر سازمانی برای بهبود کیفیت کار و به روز کردن دانش و مهارت کارکنان در تمامی سطوح ضروری است. همچنین آموزش زمانی که فرد از یک موقعیت شغلی به موقعیت شغلی دیگری منتقل می‌شود لازم است.برخی از مزایای کار در شرکت‌های معروفگوگل? قانون 80/20 به کارمندان گوگل اجازه می دهد 80 درصد از زمان خود را به شغل اصلی خود و 20 درصد را به پروژه‌های خود اختصاص دهند.? برای کار خوب انجام شده به کارمند «اعتبار ماساژ» داده می‌شود.اپل? در صورت فوت یکی از کارمندان، اپل به اعضای خانوادۀ‌ او کمک مالی می‌کند.? تخفیف‌های بزرگ برای محصولات اپلمایکروسافت? تخفیف‌های بزرگ برای محصولات مایکروسافت عضویت رایگان در ProSports Club? برخورداری از یک مرکز خرید در محوطۀ مایکروسافت در واشنگتن? دارای زمین ورزشمک‌دونالدز? جوایز نقدی بر اساس عملکرد سالانه? کارمندان می‌توانند به ازای هر 10 سال خدمت مستمر تمام وقت، هشت هفته تعطیلات با حقوق دریافت کنند.? کمک هزینه‌های مربوط به فرزندخواندگی کودک زیر 18 سالایربی‌ان‌بی? به کارکنان خود سالانه کمک هزینه می‌دهد تا بتوانند در فهرست Airbnb در هر نقطه از جهان سفر کنند و اقامت بگیرند.در ادامۀ‌ این مقاله دربارۀ تاریخچۀ مدیریت منابع‌انسانی، چالش‌های منابع انسانی در ایران، آمار و ارقامی دربارۀ‌ مدیریت منابع انسانی را توضیح داده‌ایم و کتاب‌های منابع انسانی را برای مدیران منابع انسانی معرفی کرده‌ایم.شما می‌توانید متن کامل مقالۀ مدیریت منابع انسانی چیست و چرا مهم است؟ را در وب‌سایت انتشارات آریاناقلم مطالعه کنید.</description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Mon, 09 Jan 2023 11:24:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای بازاریابی دیجیتال چه کتاب‌هایی بخوانیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@aryanaghalam/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-wx12twqcdtuw</link>
                <description>دیجیتال مارکترهایی که چند پله از بقیه بالاتر هستند اکثرشان بهترین کتاب‌های دیجیتال مارکتینگ را خوانده‌اند؛ البته که مطالعه مقالات، شرکت در دوره‌ها و داشتن تجربه عملی نیز به رشد افراد در بازاریابی دیجیتال کمک می‌کند اما هیچ کدامشان جای مطالعه کتاب‌های دیجیتال مارکتینگ را نمی‌گیرد.حالا که تصمیم گرفته‌اید برای یادگیری دیجیتال مارکتینگ از کتاب‌های این حوزه کمک بگیرید با این چالش مواجه هستید که هر ساله صدها عنوان کتاب جدید در حوزه بازاریابی دیجیتال منتشر می‌شود که نه شما وقت می‌کنید همه آنها را بخوانید و نه همه این کتاب ‌ها محتوای درجه یکی دارند. از طرف دیگر باید کتاب‌هایی انتخاب کنید که با تغییر ابزارها و الگوریتم‌ها همچنان کارایی‌شان را از دست ندهند.معرفی بهترین کتاب‌های دیجیتال مارکتینگدر این مقاله سعی کردیم 5 تا از بهترین کتاب‌های دیجیتال مارکتینگ که در انتشارات آریاناقلم منتشر کرده‌ایم را معرفی کنیم که بتوانند پایه و اساس بازاریابی دیجیتال را به شما آموزش بدهند به شکلی که با گذشت زمان هم‌چنان مطالعۀ آن‌ها اثرگذار باشد. پس اگر می‌خواهید در مسیر درست بازاریابی دیجیتال حرکت کنید، مطالعه کتاب‌های زیر را به شما پیشنهاد می‌کنیم:1) کتاب بازاریابی سرراستعلت شکست اغلب برنامه‌های بازاریابی در هدف یا فلسفۀ ارتباطات بازاریابی نیست، بلکه در اجراست. کتاب «بازاریابی سرراست» نیز تماما دربارۀ اجراست و کمک می‌کند تا کارها را به سرانجام برسانید و به سوددهی برسید.در این کتاب قرار است مسیر سفر مشتری را ترسیم کنیم. سفری که از لحظه آشنایی مخاطب با محصولات یا خدمات ما شروع می‌شود و تا خرید و تبدیل شدن به مشتری وفادار ادامه پیدا می‌کند.این کتاب با کمک مفهوم قیف فروش به شما آموزش می‌دهد بدون اینکه در نظر مشتری یک فروشندۀ‌ غیرحرفه‌ای به نظر برسید، بیانیه‌ای تک‌خطی بسازید که کنجکاوی مشتری را تحریک کند، وبسایت و صفحات فرود جذابی بسازید تا مشتری بفهمد که چطور قرار است مشکلش حل شود، کمپین‌های ایمیلی با هدف اعتماد بین شما و مشتریانتان طراحی کنید و فراخوان به اقدام‌هایی با هدف دست به جیب شدن مشتری طراحی کنید.اگر هنوز پول خود را صرف بازاریابی نکرده‌اید، این کتاب مانع هدررفت بودجه‌های هنگفت بازاریابی شما می‌شود و اگر درحال هدر دادن بودجۀ بازاریابی هستید، این کتاب قرار است جلوی آن را بگیرد.جملاتی از کتاب بازاریابی سرراست«آدم‌ها اصلا علاقه‌ای به شنیدن حرف‌های شما ندارند مگر اینکه کنجکاو شوند تا از کار شما سر در بیاورند.«از همان روزی که دست از خالی کردن جیب مشتری برداری و در عوض دغدغۀ بهتر کردن زندگی‌اش را داشته باشی رشد کسب‌و‌کارت آغاز می‌شود.»«هرگز فراموش نکنید که ما قرار نیست داستان خودمان را به مشتریان بگوییم یا حتی از محصولات خود صحبت کنیم. ما همیشه باید تلاش کنیم تا مشتریان را به سفری دعوت کنیم تا در آن با استفاده از محصولاتمان زندگی‌شان بهتر شود.»2) کتاب نسل چهارم بازاریابی ظهور اینترنت و دسترسی عمومی به آن باعث ایجاد تغییرات بسیاری شده است. کسب‌و‌کارها و نحوۀ ارتباط آن‌ها با مشتریانشان هم از اثرات این تغییر در امان نماندند. در نتیجۀ ‌همین تغییرات این روزها شبکه‌های اجتماعی، تبدیل به رسانه‌ای شده‌اند که مشتریان نظرات مثبت و منفی خود و تجربه‌ی استفاده‌شان از محصول و خدمات یک برند را در آن به اشتراک می‌گذارند.در چنین شرایطی افراد بیشتر از این که به تبلیغات برند توجه کنند به تجربه‌ی سایر مشتریان اعتماد می‌کنند. در چنین شرایطی کسب‌و‌کارها نیاز دارند تا فعالانه در شبکه‌های اجتماعی حضور داشته باشند، محتوا تولید کنند، با مشتریانشان ارتباط برقرار کنند و تجربۀ‌ خرید آنلاین خوبی برای آن‌ها رقم بزنند.در کتاب «نسل چهارم بازاریابی»، به مسائلی همچون تولید محتوا و بازاریابی محتوا، بازاریابی همه کاناله، و مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی پرداخته می‌شود. همان‌طور که هرمان سیمون گفته است:«اینترنت و فناوری اطلاعات به سرعت بازاریابی را تغییر می‌دهند. این کتاب برای بازاریابی در عصر جدید به ما دید می‌بخشد.»جملاتی از کتاب نسل چهارم بازاریابی«مشتریان امروز به میزان زیادی به نظرات دیگران وابسته شده‌اند. در بسیاری از موارد، حتی سخن دیگران از ترجیحات فردی و ارتباطات بازاریابی اهمیت بیشتری داشته است. دلیل این امر چیزی جز همان اتصال نیست.»«در هنگام تصمیم‌گیری برای خرید، مشتریان عموما تحت‌تاثیر ترجیحات فردی و هم‌چنین نیاز به انطباق اجتماعی هستند. میزان اهمیت هریک از این دو عامل از فردی به فرد دیگر متغیر است.»3) کتاب بازاریابی پرمحتوا این روزها تولید محتوا و بازاریابی محتوایی عبارتی آشنا است و عنوان‌های شغلی مثل مدیر یا کارشناس تولید محتوا طرفداران خودش را پیدا کرده است. از طرفی کسب‌و‌کارها بیشتر از گذشته به اهمیت و تاثیر محتوا در شناخته شدن برندشان پی برده‌اند.بنابراین چه آن‌هایی که در حوزۀ تولید محتوا دستی بر آتش دارند و چه آن‌هایی که به تولید محتوا علاقه‌مندند به کتابی نیاز دارند که بتواند مفاهیم بازاریابی محتوایی را از پایه یاد بدهد. به این ترتیب چه کتابی بهتر از بازاریابی پرمحتوا جو پولیتزی که نامش با بازاریابی محتوایی گره خورده است؟این کتاب که از بهترین کتاب های دیجیتال مارکتینگ محسوب می‌شود پر از مثال است و برنامه‌ی بازاریابی محتوایی شرکت‌های زیادی مثل لگو را بررسی کرده است؛ شرکتی که اغلب ما به عنوان یک شرکت تولید اسباب‌بازی آن را می‌شناسیم اما این کتاب با بررسی استراتژی بازاریابی آن به ما نشان می‌دهد که لگو یک غول رسانه‌ای و تولید محتوا هم هست.جملاتی از کتاب بازاریابی پرمحتوا«مشتریانتان به شما، محصولات یا خدماتتان اهمیتی نمی‌دهند. آنها به خودشان اهمیت می‌دهند.»«بازاریابی محتوایی بدون مخاطب وفادار را نمی‌توان به هیچ‌وجه بازاریابی محتوایی نامید. محتوا بدون وجود مخاطبی که با آن درگیر شده باشد راه به جایی نمی‌برد.»«اگر بازاریابی را بیشتر همانند انرژی‌های تجدیدپذیر نگاه کنید، تاثیرات شگرفی در برنامه‌ریزی‌تان ایجاد می‌کند.»4) کتاب هر برند یک قصه استکتاب «هر برند یک قصه است» به شما می‌گوید چطور پیام ‌کسب‌و‌کار خود را به گوش همه برسانید. دانلد میلر در این کتاب یک چارچوب 7 مرحله‌ای ارائه می‌کند. این چارچوب توسط شرکت استوری برند برای کسب‌و‌کارهای زیادی پیاده شده و نتایج خوبی را هم برای آن‌ها رقم زده است. میلر با این چارچوب به صورت گام به گام به کسب‌و‌کارها یاد می‌دهد که چطور داستانی تعریف کنند که در آن بـه جای برند، مشتری قهرمان اصلی داستانشان باشد. و کدام مشتری است که دلش نخواهد داستان خودش را بخواند؟میلر می‌گوید:« مشتری‌ها معمولا اهمیتی به داستان شما نمی‌دهند؛ مهم داستان خودشان است. قهرمان داستان باید مخاطبتان باشد، نه برندتان. این همان رازی است که همه‌ی کسـب‌وکارهای ابرموفق می‌دانند.»بنابراین برای این که بتوانید با مشتریان خود ارتباط بهتری برقرار کنید باید به جای گفتن و نوشتن از مزایای محصول خود دست روی خواسته‌ها و نیازهای او بگذارید. وقتی مشکل مشتری را بفهمید می‌توانید به او بگویید که چطور محصول و خدمات شما می‌تواند مشکلش را حل کند. بنابراین در چنین داستانی شما قهرمان نیستید بلکه مشتری قهرمان است و شما نقش یک مربی را دارید. راهنمایی قابل اعتماد که به قهرمان اصلی داستان در مبارزه‌اش کمک می‌کند و محصول و خدماتش را به عنوان راه‌حلی برای پیروزی در اختیارش قرار می‌دهد.جملاتی از کتاب هر برند یک قصه است«مردم برندی را می‌خواهند که دستش را دور شانه‌ی مشتری بیندازد و در کنارش قدم بردارد.»«سوال اصلی در بازاریابی این است: اگر مشتری محصول‌مان را نخرد، چه چیزی را از دست می‌دهد؟»«سالانه هزاران شرکت تعطیل می‌شوند، نه به این دلیل که محصول خوبی ندارند، بلکه چون مشتریان بالقوه نمی‌دانند آن محصول چطور زندگی‌شان را بهتر خواهدکرد.»5) کتاب طرح بازاریابی کسب‌‌و‌کارهای کوچک کتاب «طرح بازاریابی کسب‌و‌کارهای کوچک» از پرفروش‌ترین کتاب‌های آریاناقلم در حوزۀ ‌بازاریابی است. اگر به هر شکلی با مشتری سروکار دارید (کدام کسب‌و‌کاری را می‌شناسید که با مشتری سروکار نداشته باشد؟) مطالعۀ ‌این کتاب را به شما پیشنهاد می‌کنیم.این کتاب به شما کمک می‌کند تا با استفاده از یک جدول 9 خانه‌ای، مشتریان خود را در سه طبقه «قبل»، «حین» و «بعد» تقسیم کرده و بر اساس ویژگی‌های مشتریان هر طبقه  برنامه بازاریابی یک صفحه ای خود را طراحی کنید. کتاب طرح بازاریابی کسب‌و‌کارهای کوچک شاید به طور مشخص به بازاریابی دیجیتال نپردازد اما مطالعۀ ‌آن بینش خوبی برای درک برنامه‌های بازاریابی در اختیار افراد قرار می‌دهد.جملاتی از کتاب طرح بازاریابی کسب‌وکارهای کوچک«بسیاری از صاحبان کسب‌و‌کار خودشان را با این تصور، که اگر محصولشان عالی است بازار از آنها خرید خواهد کرد، فریب می‌دهند. تاریخ پر از محصولاتی عالی است که از لحاظ تجاری شکست خورده‌اند.»«محصولات خوب یا حتی عالی به تنهایی کافی نیستند. اگر به دنبال موفقیت در کسب‌و‌کارتان هستید، بازاریابی باید یکی از فعالیت‌های اصلی شما باشد.»«وقتی از صاحبان کسب‌و‌کار می‌پرسم بازار هدفشان چه کسانی هستند، بسیاری از آنها پاسخ می‌دهند: همه. در واقعیت این به معنی هیچ‌کس است… برای همۀ‌ افراد، همه چیز بودن منجر به شکست در بازاریابی می‌شود.»سخن آخرصرف‌نظر از این که در حوزۀ‌ بازاریابی دیجیتال یک فرد حرفه‌ای باشید یا تازه‌کار، مطالعۀ بهترین کتاب‌های دیجیتال مارکتینگ به شما کمک می‌کند تا مسیر بازاریابی دیجیتال را به درستی طی کنید. مطالعۀ ‌کتاب‌های بازاریابی دیجیتال شاید به تنهایی شما را متخصص نکند اما دانش شما را در این زمینه افزایش می‌دهد؛ بنابراین صرف‌نظر از سطح تجربه‌تان، نکات مفیدی در این کتاب‌ها پیدا خواهید کرد.در کنار کتاب‌هایی که در این مقاله معرفی کردیم اگر علاقه‌مند به خواندن کتاب‌هایی بیشتری در حوزه بازاریابی دیجیتال هستید، مطالعه کتاب‌هایی مثل قلاب، داستان‌پردازی با داده‌ها، ساستک و سئو۲۰۲۲  نیز می‌تواند برای شما اثربخش و مفید باشد.برگرفته از مقالۀ معرفی بهترین کتاب‌های دیجیتال مارکتینگ آریاناقلمانتشارات آریاناقلم</description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Sat, 07 Jan 2023 09:32:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جو پولیتزی؛ فردی که بازاریابی محتوایی با اسم او گره خورده است</title>
                <link>https://virgool.io/@aryanaghalam/%D8%AC%D9%88-%D9%BE%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA%D8%B2%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%A7%D9%88-%DA%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-msmp4kqasudg</link>
                <description>شما نمی‌توانید در زمینه‌ی محتوا فعالیت کنید اما «جو پولیتزی» را نشناسید. جو پولیتزی (پولیزی) فردی است که مفهوم بازاریابی محتوایی با اسمش گره خورده است. پولیتزی برای اولین‌بار در سال 2001 از اصطلاح «بازاریابی محتوا» استفاده کرد. او چهار شرکت از جمله موسسه بازاریابی محتوا (content marketing institute) را تاسیس کرده است. این موسسه یک منبع آموزشی پیشرو در زمینه‌ی بازاریابی محتوایی برای سازمان‌ها است.این مؤسسه هر سال در ماه سپتامبر بزرگترین رویداد حضوری بازاریابی محتوایی در دنیا را به نام دنیای بازاریابی محتوایی (content marketing world) در کلیولند (اهایو) برگزار می‌کند که نیمی از پنجاه شرکت برتر به انتخاب فورچون در آن شرکت می‌کنند.موسسه CMI در سال‌های 2014 و 2015 توسط مجله Inc به عنوان سریع‌ترین شرکت رسانه‌ای تجاری در حال رشد شناخته شد. موسسه بازاریابی محتوا در ژوئن 2016 به UBM، یک شرکت رسانه‌ای و رویدادهای چند میلیارد دلاری فروخته شد.مجموعه پادکست‌های پولیتزی با عنوان “this old marketing” با رابرت رز، میلیون‌ها بار از بیش از 150 کشور دانلود شده است. او همچنین میزبان پادکست خود به نام Content Inc است. این پادکست دو بار در هفته منتشر می‌شود و در هر قسمت یک درس کلیدی در حوزه‌ی بازاریابی محتوا را آموزش می‌دهد.پولیتزی هم‎‌چنین سخنرانی‌های کلیدی را در زمینه‌ی محتوا برای سازمان‌هایی از جمله اجلاس رهبری مجله فورچون، نستله، جنرال موتورز، HP و DELL ارائه کرده است.فعالیت فعلی جو پولیتزیاو در حال حاضر وقت خود را در بنیاد Orange Effect (OEF) می‌گذراند که برای خدمات گفتار درمانی به کودکان و خانواده‌ها کمک مالی می‌کند. شاید یکی از دلایل انتخاب این نام برای بنیاد علاقه‌ی او به رنگ نارنجی است.کتاب‌های جو پولیتزیجو پولیتزی کتاب‌هایی پرفروشی در حوزه‌ی بازاریابی محتوایی منتشر کرده است. از جمله کتاب بازاریابی پرمحتوا (Epic Content Marketing) که توسط مجله فورچون به عنوان یکی از پنج کتاب کسب‌و‌کار که باید خوانده شود، انتخاب شده است. این کتاب توسط سجاد بهجتی در انتشارات آریاناقلم ترجمه و منتشر شده است.چهارمین کتاب او یعنی Content Inc از سپتامبر 2015 پرفروش‌ترین کتاب در حوزه‌ی بازاریابی مستقیم «direct marketing» است. جو همچنین دو کتاب دیگر به نام های Get Content Get Customers و کتاب Managing Content Marketing را هم تالیف کرده است. آخرین کتاب او در حوزه بازاریابی، Killing Marketing، در سپتامبر 2017 منتشر شد.برگرفته از مقالۀ‌ جو پولیتزیانتشارات آریاناقلم</description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Wed, 04 Jan 2023 11:25:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسیر شغلی؛ نقشه‌ای برای پیشرفت در زندگی حرفه‌ای</title>
                <link>https://virgool.io/@aryanaghalam/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-khxdar7q6yzq</link>
                <description>یکی از رایج‌ترین سؤالات در مصاحبه شغلی درباره‌ی مسیر شغلی است. اگر تجربه‌ی مصاحبه شغلی را داشته باشید با این سوال مواجه شده‌اید «اهداف شغلی 5 ساله و 10 ساله شما چیست؟» یا «در 5، 10 یا 15 سال آینده خود را در چه جایگاه شغلی می‌بینید؟» برای این سؤال، پاسخ آماده‌ای دارید یا برای جواب دادن به آن دستپاچه شدید؟حالا اگر از یک کودک پنج ساله بپرسید وقتی بزرگ شد می‌خواهد چه کاره شود شاید پاسخش غیر واقعی و احساسی باشد، اما حداقل پاسخی برای این سؤال دارد.چرا سؤالی که در کودکی به آسانی و با اعتماد به نفس به آن جواب می‌دادیم حالا سال‌ها زمان می‌برد تا جوابی برایش پیداکنیم؟ چرا سؤال تکراری آن روزها به دغدغه‌ی مهم این روزهای ما تبدیل شده است؟ سؤالی که امروز با عنوان «مسیر شغلی» یا «کارراهه شغلی» می‌شناسیمش.این روزها داشتن مسیر شغلی به اندازۀ داشتن شغل مهم است. به نظر کارفرمایان، فردی که اهداف شغلی ندارد هیچ جهتی در زندگی خود ندارند. بنابراین اگر می‌خواهید به مهره‌ای کلیدی تبدیل شوید و کسب‌وکارها برای داشتن شما با هم رقابت کنند باید یک برنامه شغلی داشته باشید.انتخاب با شماست؛ می‌خواهید در چند سال آینده پیشرفت کنید، در جایگاه شغلی بهتری باشید و در حرفۀ خود حرفی برای گفتن داشته باشید یا می‌خواهید هم‌چنان هر روز بدون هیچ انگیزه یا هدفی کیفتان را بردارید و از خانه بیرون بزنید و به سر کار ‌بروید و همان کارهای همیشگی را انجام بدهید.اگر هنوز مسیر شغلی خود را مشخص نکرده‌اید و برای آیندۀ ‌شغلی خود برنامه‌ای ندارید مطالعۀ این مقاله به شما کمک خواهد کرد تا متوجه شوید مسیر شغلی چیست، چرا طراحی مسیر شغلی مهم است، چطور مسیر شغلی خود را طراحی کنید و..مسیر شغلی یا کارراهه شغلی چیست؟مسیر شغلی  (career path) در حقیقت همان سفر حرفه‌ای شماست. یعنی مجموعه شغل‌هایی که شما انتخاب می‌کنید تا در نهایت شغل مناسب خود را پیدا کنید و به اهداف شغلی و چشم‌انداز زندگی خود نزدیک‌تر شوید.انتخاب مسیر شغلی یا کارراهه شغلی تصمیمی نیست که فقط یک بار در زندگی کاری خود بگیرید و تمام شود. بلکه فرآیندی تکرارشونده است. هم‌زمان با رشد حرفه‌ای و افزایش مهارت‌های خود می‌توانید تصمیم بگیرید که مسیر شغلی خود را تغییر بدهید. مسیر شغلی خطی در برابر مسیر شغلی غیر خطیمسیر شغلی برخی از افراد مسیری خطی است. این افراد پله‌های نردبان یک سازمان یا حرفۀ مشخص را یکی یکی بالا می‌روند تا در نهایت به نقش‌هایی با مسئولیت‌های بیشتر و حقوق بالاتر برسند. مسیر شغلی خطی می‌تواند باعث درک عمیق‌تر از یک رشته یا حرفه و تبدیل شدن به یک رهبر یا متخصص در آن زمینه شود. اما برخی دیگر مسیر شغلی پیچیده‌تری دارند و نقش‌های مختلف در یک سازمان یا کار کردن در شرکت‌ها و صنایع مختلف و بیشتری را امتحان می‌کنند.سؤال اصلی این است که چه کار کنید تا حرفه خود را به سمتی که می‌خواهید هدایت کنید. آیا باید به یک مسیر خطی پایبند باشید و به دنبال پیشرفت و عمیق‌ شدن در حرفه‌ی مشخصی باشید یا باید نقش‌ها و مسئولیت‌های متنوعی را بر عهده بگیرید و مسیرهای متعددی را بررسی کنید؟وقتی چشم‌انداز و هدف خود را برای آینده‌تان روشن کنید، هر دو مسیر شغلی خطی و غیرخطی می‌توانند مفید باشند.چرا طراحی مسیر شغلی مهم است و باید آن را جدی بگیریم؟شما با طراحی مسیر شغلی خود:✔️ به جای این که توان و زمان خود را هدر بدهید، مسیر شغلی مناسب خود را انتخاب و برای پیشرفت در آن تلاش می‌کنید.✔️ با شناخت مشاغل پر تقاضای آینده، شغلی را انتخاب می‌کنید که برای شما امنیت شغلی به همراه داشته باشد.✔️ داشتن اهداف شغلی به شما کمک می‌کند تا هر فرصت و پیشنهاد شغلی را قبول نکنید بلکه موقعیت‌های شغلی را ارزیابی کرده و ببینید که آیا با اهداف شما هم‌خوانی دارند؟ آیا شما را یک قدم به اهدافتان نزدیک‌تر می‌کند یا خیر.چطور مسیر شغلی خود را طراحی کنیم؟برنامه‌ریزی شغلی (Career planning) یعنی برای رسیدن به شغل مناسب خود چه گام‌ها و مراحلی را باید پشت‌سر بگذارید. داشتن برنامه شغلی به شما کمک می‌کند تا مهارت‌های لازم برای به دست آوردن شغل موردعلاقه‌ی خود را به دست بیاورید.برای این کار شما می‌توانید برای خود اهداف بلند مدتی را در نظر بگیرید که وضعیت شغلی شما را در پنج، 10 یا 20 سال آینده مشخص می‌کند. علاوه‌براین می‌توانید برای هر بازه، اهداف کوتاه‌مدتی را هم در نظر بگیرید که به شما اطمینان می‌دهد که طبق جدول زمانی خود دارید پیشرفت می‌کنید. در حین عمل به برنامه شغلی خود می‌توانید اهداف، علایق و توانایی‌های خود را دوباره بررسی کنید و در صورت تغییر هر کدام، برنامه‌ی شغلی خود را اصلاح کنید.1. قدم اول: خود را بهتر بشناسید.برای انتخاب آگاهانه‌ی شغل، باید تکلیف خود را روشن کنید. چه کاری می‌خواهید انجام دهید؟ چه وظایف شغلی را می‌توانید به خوبی انجام دهید؟ چقدر حقوق و دستمزد می‌خواهید؟ چه انتظاری از محیط کار خود دارید؟ دوست دارید در چه زمینه‌ای پیشرفت کنید و در زندگی خود به کجا برسید؟برای شناخت بهتر خود می‌توانید ویژگی‌ها و خواسته‌های خود را لیست کنید. به عنوان مثال، لیستی از مهارت‌ها و لیست دیگری از کارهای موردعلاقه خود تهیه کنید. در اینجا سؤالاتی را به عنوان نمونه برای شما لیست کرده‌ایم:✔️ چه نوع محیط و فضای کاری را ترجیح می‌دهید: لیستی تهیه کنید و در آن ویژگی‌های محیط کار موردعلاقه‌ی خود را در آن بنویسید.✔️ به چه کارهایی علاقه دارید: در این لیست بنویسید که به چه چیزهایی علاقه دارید، از انجام چه فعالیت‌هایی لذت می‌برید و چه چیزهایی برای شما خسته‌کننده هستند. این لیست کمکتان می‌کند مشاغلی که برای شما سرگرم‌کننده و جالب هستند را پیدا کنید. به عنوان مثال، اگر به کارهای هنری علاقه‌مند باشید، احتمالا از انجام شغل‌هایی مثل تولیدمحتوا یا عکاسی لذت می‌برید.✔️ چه ویژگی‌های شخصیتی دارید: بررسی ویژگی‌های شخصیتی مشخص می‌کند که با چه فرهنگ سازمانی احساس راحتی بیشتری می‌کنید. به عنوان مثال، اگر برونگرا هستید، ممکن است از سروکار داشتن با مشتری یا انجام کارهای تیمی بیشتر لذت ببرید.✔️ چه مهارت‌ و توانایی دارید: مشخص کنید چه مهارت و توانایی‌هایی دارید. بعضی از شغل‌ها به مهارت‌های خاصی نیاز دارند. بنابراین باید میزان مهارت خود را مشخص کنید و ببینید برای داشتن شغل مناسب خود به اندازه‌ی کافی مهارت دارید یا باید در دوره یا کارگاه آموزشی شرکت کنید.2. قدم دوم: گزینه‌های روی میز را بررسی کنید.بعد از شناخت خود می‌توانید با چشم باز، مشاغلی که برای شما مناسب هستند را از بقیه شغل‌ها جدا کنید. سپس مزایا و معایب هر کدام از گزینه‌های شغلی خود را بررسی و یادداشت کنید.بررسی کنید که برای داشتن شغل‌ موردعلاقه‌ی خود باید چه مهارت‌ها و ویژگی‌هایی داشته باشید تا کارفرما شما را استخدام کند.نهایتا گزینه‌های خود را مجددا ارزیابی کنید و مشاغلی که به توانایی‌های شما نزدیک‌تر هستند و مزایای آن‌ها بیشتر است را نگه‌دارید و بقیۀ‌ گزینه‌های لیست را کنار بگذارید.3. قدم سوم: دست به کار شوید.در مرحله سوم باید وارد عمل شوید و مشاغلی که در لیست شما باقی مانده‌اند را امتحان کنید. برای امتحان کردن مشاغل و آشنایی با شرایط آن راه‌های زیادی وجود دارد که در ادامه به بعضی از آن‌ها اشاره کرده‌ایم:✔️ فعالیت‌های داوطلبانه انجام دهید: در زمینه‌ی موردعلاقه‌ی خود فعالیت‌های داوطلبانه انجام دهید تا با آن شغل بیشتر آشنا شوید. به عنوان مثال، اگر به مدیریت رویداد علاقه دارید برای برگزاری رویدادهای خیریه داوطلب شوید.✔️ کارآموزی کنید: کارآموزی به شما کمک می‌کند تا تجربۀ کار حرفه‌ای به دست آورید و برای انجام مشاغل تمام وقت آماده شوید.✔️ در دوره‌ها و کارگاه‌های آموزشی شرکت کنید: با شرکت در دوره‌های آموزشی و کارگاه‌های عملی از نزدیک با انجام کار موردعلاقه‌ی خود آشنا شوید.✔️ به دنبال مربی باشید: افراد و مربیان حرفه‌ای در زمینه‌ی موردعلاقه‌ی خود را پیدا کنید و سعی کنید از آن‌ها یاد بگیرید و آن‌ها را الگوی خود قرار بدهید.4. قدم چهارم: وقت تصمیم‌گیری و انتخاب شغل رسیده است.در این مرحله مهارت‌های فعلی خود و گزینه‌های شغلی را مقایسه کنید و از بین آن‌ها گزینه‌ی نهایی را انتخاب کنید.در این مرحله پرسیدن سؤال‌های زیر می‌تواند به شما کمک کند:✔️ بازار کار آینده‌ی شغل موردنظر شما چطور است؟ اگر می‌خواهید شغلی را برای تمام عمر خود انتخاب کنید باید از آینده‌دار بودن آن مطمئن شوید.✔️ آیا برای استخدام در این موقعیت شغلی نیاز به نقل مکان دارید؟ گاهی برای افزایش شانس استخدام خود، باید به شهر دیگری با بازار کاری بهتر نقل مکان کنید.✔️ آیا با انتخاب این شغل می‌توانید تعادل بین کار و زندگی خود را حفظ کنید؟ به دنبال موقعیت شغلی باشید که مرز بین کار و اوقات فراغت شما را از بین نمی‌برد.5. قدم پنجم: بدون برنامه‌ریزی قدم از قدم برندارید.بعد از انتخاب شغل باید آن را به دست بیاورید. پس به یک برنامه برای دستیابی به هدف شغلی خود نیاز دارید. یعنی مشخص کنید که برای استخدام در این شغل چه ویژگی و مهارت‌هایی باید به دست بیاورید. برای پیشرفت در آن با چه چالش‌هایی ممکن است مواجه شوید. بعد، به این فکر کنید که چگونه می توانید بر این چالش‌ها غلبه کنید و به اهداف خود برسید. به هر مرحله جدول زمانی اضافه کنید تا بتوانید میزان پیشرفت خود را در بازه‌های مشخص اندازه‌گیری کنید.برای استخدام در شغل مناسب خود اقداماتی که باید انجام دهید را مشخص کنید:✔️ برای استخدام در شغل مناسب خود باید چه مهارت‌ها و ویژگی‌هایی را به رزومه‌ی خود اضافه کنید؟✔️ چه مشاغلی را از چه سطحی باید شروع کنید تا با پیشرفت و گام به گام جلو رفتن در آن نهایتا به شغل مناسب خود برسید.✔️ برای پیشرفت در مسیر شغلی مورد علاقه‌ی خود به چه آموزشی نیاز دارید؟معرفی کتاب برای مسیر شغلییکی از منابعی که می‌تواند در تعیین مسیر شغلی به ما کمک کند کتاب‌ها هستند. سه کتابی که در ادامه معرفی کرده‌ایم شما را با ابزارهای تعیین مسیر شغلی، مفهوم مسیر شغلی، ویژگی‌ها و خصوصیات منحصربه فرد خود، نمونه‌هایی از مسیر شغلی‌های مختلف و… آشنا می‌کنند.1. کتاب مسیر شغلیاین کتاب از مجموعه کتاب‌های همراه مدیران دانشگاه هاروارد است. کتاب مسیر شغلی ابتدا شما را با مفاهیم مسیر شغلی و آینده شغلی آشنا می‌کند؛ سپس به شما کمک می‌کند تا با شناخت خود، شناخت علایق کاری، ارزیابی مهارت‌ها و…مسیر شغلی خود را طراحی کنید. در نهایت ابزار و خودآزمایی‌هایی را برای طراحی مسیر شغلی در اختیارتان قرار می‌دهد. این ابزارها از وب‌سایت انتشارات آریاناقلم قابل دانلود هستند.2. کتاب مدل کسب‌و‌کار شماکتاب «مدل کسب و کار شما» مناسب افرادی است که می‌خواهند در زندگی کاری و مسیر شغلی خود تغییری اثربخش ایجاد کنند. هدف این کتاب حل مشکل نارضایتی شغلی است. این کتاب، افراد را به عنوان کسب و کاری یک نفره در نظر گرفته است. و به افراد کمک می‌کند تا براساس نقاط قوت و استعدادهای خود مدل کسب و کار شخصی خود را تعریف کنند.3. کتاب کشف شمال حقیقیاین کتاب به شما یاد می‌دهد که به شناخت دقیق‌تری از ارزش‌ها و ویژگی‌های خود برسید. به اعتقاد نویسنده‌ی کتاب افراد و رهبرانی که ارزش‌های درونی خود را می‌شناسند تحت فشار بیرونی از این ارزش‌ها دور و منحرف نمی‌شوند. منظور از شمال حقیقی مقصدی است که به سمت آن حرکت می‌کنید؛ این مقصد را براساس باورها، ارزش‌ها و اصول درونی شما مشخص می‌شود.در ادامۀ‌ این مقاله توضیح داده‌ایم که چه چیزهایی یک شغل را برای افراد معنادار می‌کنند، هر فرد به طورمعمول چه مراحل شغلی را طی می‌کند، اشتباهات متداول در طراحی مسیر شغلی کدامند و... شما می‌توانید متن کامل مقالۀ مسیر شغلی چیست و چطور طراحی می‌شود؟ را در وب‌سایت انتشارات آریاناقلم مطالعه کنید.</description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Mon, 02 Jan 2023 11:42:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای مدیریت کسب‌و‌کار چه کتاب‌هایی بخوانیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@aryanaghalam/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-a0fc7b5okhfq</link>
                <description>این روزها مدیران و افراد بیشتری به دنبال کتاب‌های برتر مدیریت می‌گردند و برای پیدا کردن بهترین کتاب‌های مدیریت کسب‌و‌کار راستۀ کتابفروشی‌ها را زیر پا می‌گذارند و به وب‌سایت‌های مختلف داخلی و خارجی سر می‌زنند.بعضی از این افراد به دنبال کتاب‌هایی هستند که آن‌ها را به مدیران بهتری تبدیل می‌کند به شکلی که در صنعت خودشان زبانزد بقیه شوند. بعضی هم از دست مشکلات کسب‌و‌کارشان کلافه شدند و به دنبال کتاب‌ و نوشته‌های ریش‌سفیدان این صنعت هستند که راهکاری پیش پایشان بگذارند. بعضی دیگر هم رؤیای راه‌اندازی کسب‌‌و‌کار خودشان را دارند اما نمی‌دانند از کجا باید شروع کنند.صرف‌نظر از این که با چه دغدغه‌ای به سراغ کتاب‌های مدیریت و کسب‌و‌کار می‌روید شما به لیستی از بهترین کتاب‌های مدیریت نیاز دارید وگرنه قفسه‌های متعدد و پر کتاب‌ها فقط سردرگمی‌تان را بیشتر می‌کند.معرفی بهترین کتاب‌های مدیریت کسب‌وکاردر ادامۀ این مقاله تعدادی از بهترین کتاب‌های مدیریت و کسب‌و‌کار که توسط انتشارات آریاناقلم منتشر شده‌اند را معرفی می‌کنیم. کتاب‌هایی که در این جا آورده‌ایم از کتاب‌های موردتوجه مدیران هستند که به چالش‌های مختلف یک مدیر از طراحی مدل کسب‌و‌کار گرفته تا مسائل مالی و تعیین استراتژی پرداخته است.1) کتاب خلق مدل کسب‌و‌کارچگونه می‌توان ایده‌های بلندپروازانه را به مدل‌های کسب‌و‌کار تبدیل کرد به شکلی که متفاوت باشند و وضع موجود یک صنعت را به چالش بکشند؟ چگونه می‌توان به عنوان یک شرکت درحال فعالیت، مدل کسب‌و‌کار خود را بازنگری کنیم و بهبود بدهیم؟ کتاب «خلق مدل کسب‌و‌کار» که یکی از بهترین کتاب‌های مدیریت کسب‌وکار است قصد دارد به این سؤال‌ها پاسخ بدهد.این کتاب مخصوص افراد بلندپرواز است. کسانی که به دنبال تغییر قواعد بازی هستند و مدل‌های کسب‌و‌کار از کارافتاده را به چالش می‌کشند و کسب‌و‌کارهای آینده را طراحی می‌کنند. نویسندگان کتاب خلق مدل کسب‌و‌کار می‌گویند: «مدل کسب وکار، منطق یک شرکت در چگونگی خلق، ارائه و کسب ارزش را توصیف می‌کند.» به همین دلیل در این کتاب تلاش شده است تا چارچوبی برای پاسخ به 9 سوال کلیدی که هر کسب‌و‌کاری با آن مواجه است ارائه شود. این 9 سوال عباتند از:مشتریان شما چه کسانی هستند؟ارزش‌های پیشنهادی که باعث تمایز شما نسبت به رقبا می‌شوند کدامند؟کانال‌های توزیع، راه‌های ارتباط با مشتری، جریان‌های درآمدی، منابع کلیدی و فعالیت‌های کلیدی شما چیست؟شرکای کلیدی شما چه کسانی هستند؟ساختار هزینۀ ‌شما به چه شکل است؟علاوه‌بر این چارچوب، الگو و مثال‌هایی از مدل کسب‌و‌کار برندهای مختلف دنیا نیز در این کتاب ارائه شده است.ویژگی و امتیاز این کتاب، طراحی آن به شکلی ساده و در قالبی مصور است تا نکته‌های ضروری را خیلی سریع منتقل کند. مثال‌های کتاب به صورت تصویری ارائه شده و سناریوهای مختلفی در قالب تمرین و کارگاه به عنوان مکمل محتوای کتاب در نظر گرفته شده است.جملاتی از کتاب خلق مدل کسب‌وکار«ارزیابی منظم مدل کسب و کار، همانند مراجعه به پزشک برای ویزیت سالانه، یک فعالیت مهم مدیریتی است.»«وظیفه خلق ایده‌های جدید نباید صرفا بر عهده افراد خلاق گذاشته شود. ایده‌پردازی فعالیتی تیمی است. نوآوری در مدل کسب‌و‌کار به لحاظ ماهیت، نیازمند مشارکت افراد سراسر سازمان است.»«چالش یک کارآفرین این است که یک مدل کسب و کار جدید را ایجاد و با موفقیت آن را به کارگیرد.»2) کتاب سختی کارهای سختکتاب «سختی کارهای سخت» دربارۀ ‌چالش‌ها و مشکلات واقعی راه‌اندازی و ادارۀ‌ یک کسب‌و‌کار است. نویسندۀ‌ این کتاب که خود مدیرعامل و بنیان‌گذار شرکت‌های مطرحی در حوزۀ فناوری در سیلیکون‌ولی است تلاش کرده است تا تجربه‌هایش را با زبانی ساده،‌ روان و داستانی برای مخاطبانش بیان کند.به قول نویسندۀ‌کتاب: «سختی کار، تعیین هدفی بزرگ، مهیج و بی‌باکانه نیست؛ سختی کار، اخراج آدم‌ها به خاطر نرسیدن به آن هدف بزرگ است. سختی کار، استخدام آدم‌های عالی نیست؛ سختی کار وقتی است که این آدم‌های عالی کم‌کم خود را محق می‌دانند و چیزهای نامعقول طلب می‌کنند. سختی کار، چیدن ساختار سازمانی نیست؛ سختی کار، برقراری ارتباط بین آدم‌ها در ساختاری است که طراحی کرده‌اید. سختی کارهای سخت این است‎ و هیچ فرمولی برای رویارویی با آن‌ها وجود ندارد.» شاید به همین دلیل او در این کتاب فرمولی ارائه نمی‌کند بلکه فقط از تجربه‌هایش و مشکلاتی که در مدیریت کسب‌وکار پیش‌رویش بوده‌اند می‌گوید و تجربه‌هایش را در اختیار افرادی می‌گذارد که رویای راه‌اندزی کسب‌و‌کار خودشان را دارند.جمله‌ای از کتاب سختی کارهای سخت«ساختن شرکت قطعا فرازونشیب‌هایی دارد. من این فرازونشیب‌ها را دیده و از سر گذرانده‌ام. ممکن است شرایط فرق کند، اما الگوها و درس‌های عمیق‌تر همیشه همان‌ها هستند. من تجربیاتم را منتشر می‌کنم به این امید که سرنخ‌ها و الهاماتی برای کسانی فراهم کنم که خود را درگیر سختی ساختن چیزی از هیچ چیز می‌بینند.»3) کتاب صراحت تمام عیارمهارت تیم‌سازی و تیم‌داری معمولا آنقدر بدیهی پنداشته می‌شود که مدیرها بدون آمادگی و بدون دانش و تجربه وارد آن می‌شوند. ما معمولا آموزش رسمی‌ای برای مدیریت تیم نمی‌بینیم به همین دلیل تجربه‌ها و قضاوت‌های شخصی است که سبک مدیریتی افراد را می‎سازد که همیشه هم مورد استقبال کارمندان قرار نمی‌گیرد. مدیران باید بدانند که تأثیر شگرفی بر سرنوشت حرفه‌ای اعضای تیمشان دارد.مطالعۀ کتاب «صراحت تمام عیار»، باعث می‌شود درک بهتری از ویژگی‌های یک رئیس خوب داشته باشید. این کتاب ساختن روابط خوب را محور کار رئیس‌ها می‌داند. صراحت تمام عیار به درد کسانی می‌خورد که با موضوعات مربوط به رهبری و تنوع نیروی کار سروکله می‌زنند. در بخش اول این کتاب، نویسنده با بررسی موقعیت‌های واقعی نشان می‌دهد که رئیس خوبی بودن برای همه دشوار است. بخش دوم کتاب رویکردی گام به گام برای ساختن روابطی صریح با کارکنان را ارئه می‌دهد.کیم اسکات، نویسندۀ‌ این کتاب که تجربه‌های بسیاری در محیط‌های کاری مختلف با فرهنگ‌های متفاوت، از روسیه تا سیلیکون‌ولی و از کارآفرینی تا حضور و مدیریت در اپل، گوگل و توییتر، دارد راه‌حل‌های خود را در اختیار مدیران می‌گذارد و با نشان دادن مدل‌های رفتاری می‌کوشد ما را از رفتارهایمان آگاه‌تر سازد و نشان دهد چگونه می‌توان در عین داشتن توجه به تک‌تک افراد سازمان با صراحت تمام و با به چالش کشیدن افراد و انتقاد از آن‌ها سازمان را در مسیر اهدافش پیش برد. کتاب صراحت تمام عیار یکی از پرفروش‌ترین و بهترین کتاب‌های رهبری و مدیریت منابع انسانی انتشارات آریاناقلم است.جملاتی از کتاب صراحت تمام عیار«یک رهبر قدرتمند باید از فروتنی لازم برای گوش دادن، از اعتمادبه نفس لازم برای به چالش کشیدن و از کاردانی لازم برای تشخیص زمان خاتمۀ بحث و دست به کار شدن برخوردار باشد.»«حواستان باشد که هر روز برای دیدن اعضای تیم چشم‌ها را باید شست. آدم‌ها هر روز تکامل پیدا می‌کنند و رابطه‌هایتان هم باید پابه‌پای آن‌ها تکامل پیدا کنند .به آن‌ها توجه شخصی داشته باشید؛ نباید دور آنها خطی بکشید و تا ابد همان جا محبوسشان کنید.»4) کتاب رهبران آخر غذا می‌خورندامروزه تعداد زیادی از مؤسسه‌ها و برنامه‌های آموزشی روی رشد و پرورش مدیران کارآمد تمرکز کرده‌اند. در حالیکه ما به رهبران بزرگ نیاز داریم. شرکت‌های بزرگ و معتبر دارای فرهنگ‌هایی هستند که در آن ‌رهبران در نقش حامی ظاهر می‌شوند. بنابراین تنها شایستگی و مهارت حرفه‌ای برای این که رهبری خوب و شایسته باشید کافی نیست بلکه رهبران خوب باید واقعا برای کسانی که مسئولیت هدایتشان را به عهده دارند، ارزش قائل شوند. در چنین شرایطی است که کارمندان تا آخرین حد توان خود برای رسیدن به اهداف کسب‌و‌کار تلاش می‌کنند.سایمون سینک نویسندۀ‌ کتاب «رهبران آخر غذا می‌خورند»، در کتاب قبلی خود با عنوان «با چرا شروع کنید» به شرح این مطلب پرداخته است که برای موفقیت سازمان، رهبران آن باید هدف واقعی یعنی چرایی کسب‌و‌کارشان را درک کرده باشند. و حالا در کتاب رهبران آخر غذا می‌خورند، سایمون، بررسی می‌کند که چرا عملکرد بعضی از سازمان‌ها نسبت به بقیه بهتر است. این کتاب که از بهترین کتاب های مدیریت کسب‌وکار محسوب می‌شود تلاشی است برای پرورش رهبرانی که به خوبی از پس ایفای نقش رهبری برمی‌آیند.جملاتی از کتاب رهبران آخر غذا می‌خورند«هر کارمند، پسر یا دختر کسی است. رهبر شرکت، همانند والدین مسئول زندگی ارزشمند آنهاست.»«تا زمانی که کارکنان عاشق آن شرکت نباشند، مشتریان عاشق آن شرکت نخواهند شد.»5)‌ کتاب استراتژی اقیانوس آبی مدیران و کسب‌و‌کارهای بسیاری، خود را در مقابل اقیانوسی از رقابت خونین دیده‌اند و می‌خواهند که از آن بگریزند. کاهش حاشیۀ سود، شدت گرفتن رقابت، بالا رفتن هزینه‌ها و… از جمله مشکلات فعالیت در یک محیط پررقابت است. این وضعیتی نیست که هیچ کسب‌و‌کار و مدیری خواهان آن باشد. اما چگونه می‌توان‌ با این دشواری‌ها دست و پنجه نرم کرد؟ کتاب «استراتژی اقیانوس آبی» که از بهترین کتاب‌های استراتژی محسوب می‌شود به شما نشان می‌دهد که چگونه می‌توانید خودتان را از اقیانوس سرخ که رقابت شدیدی بین برندها نجات بدهید و به فضایی بی‌رقابت در اقیانوس آبی وارد شوید. از مزیت‌های به کارگیری استراتژی اقیانوس آبی کسب تقاضای جدید و رشد سودآور است. خبر خوب این است که در هر صنعت یا بخش اقتصادی که باشید، باز هم می‌توانید با تکیه بر آموزه‌ها، ابزارها و چارچوب‌های استراتژی اقیانوس آبی با چالش‌های بازارهای رقابتی روبه‌رو شوید و از آن‌ها عبور کنید.جملاتی از کتاب استراتژی اقیانوس آبی«تاریخ به ما می‌آموزد که ما دارای ظرفیتی هستیم که به شدت دست کم گرفته شده است؛ ظرفیتی بزرگ برای خلق صنایع جدید و بازآفرینی صنایع موجود.»«نوآوری در ارزش، سنگ بنای استراتژی اقیانوس آبی است که در آن شرکت‌ها به جای تمرکز روی شکست حریف در رقابت، روی حذف رقابت و بی معنا ساختن آن تمرکز می کنند.»6) کتاب نسل چهارم بازاریابی تحول در دنیای فناوری و به دنبال آن بازاریابی، باعث تحول شیوه‌های کسب‌وکار شده است. این تحولات چالش‌های جدیدی در مدیریت و شیوه‌های بازاریابی به وجود آورده است. کتاب «نسل چهارم بازاریابی» که در ادامه «نسل سوم بازاریابی» قرار می‌گیرد، سعی دارد تا راه‌حلی برای این موضوع پیدا کند. این کتاب، در درک اهمیت تغییر بازارهای امروزی و ضرورت تحول بازاریابی سنتی به بازاریابی دیجیتال به خواننده کمک می‌کند. همچنین روندهای کنونی و آیندۀ بازاریابی را بررسی می‌کند. کتاب نسل چهارم بازاریابی، به مسائلی همچون تولید محتوا و بازاریابی محتوا، بازاریابی همه کاناله، و مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی پرداخته می‌شود.در بخش اول این کتاب بررسی می‌شود که چگونه اینترنت باعث ارتباط بیشتر افراد شده و شیوه‌ی زندگی آن‌ها را تغییر داده است. بخش دوم و اصلی این کتاب دربارۀ این بحث می‌کند که بازاریابان چگونه می‌توانند با درک مسیرهای مشتری در عصر دیجیتال بهره‌وری را بالا ببرند. درنهایت، بخش سوم تا کتیک‌های اصلی نسل چهارم بازاریابی را با جزئیات توضیح می‌دهد. این بخش با بازاریابی انسان‌محور آغاز می‌شود، که هدف آن انسانی کردن برندها با ویژگی‌های انسان‌گونه است. سپس بازاریابی محتوا را با جزئیات بیشتر برای ایجاد گفت‌وگوی میان مشتریان بررسی خواهد کرد. سپس بررسی می‌شود که بازاریابان برای فروش بیشتر چگونه می‌توانند بازاریابی همه کاناله را اجرا کنند. درنهایت، مفهوم درگیری مشتری در عصر دیجیتال مطرح می‌شود.جملاتی از کتاب نسل چهارم بازاریابی«جوامع مشتریان قدرتمندتر از هر زمان دیگری شده اند. هم اکنون صدای آنان رساتر شده است. دیگر از شرکت ها و برندهای بزرگ هراسی ندارند. آنان دوست دارند تا داستان های خوب و بد دربارۀ‌برندها را با دیگران به اشتراک بگذارند.»«مشتریان با یکدیگر در ارتباط‌اند و دربارۀ‌برندها و شرکت‌ها گفت‌و‌گو می‌کنند. از دیدگاه ارتباطات بازاریابی، مشتریان دیگر مخاطبان هدف منفعلی نیستند، بلکه در حال تبدیل شدن به رسانه‌های ارتباطی فعال‌اند.»7) کتاب دید اقتصادیکتاب «دید اقتصادی» مفاهیم دشوار اقتصاد را به زبانی ساده و جذاب بیان کرده است شاید به همین دلیل بلافاصله بعد از انتشارش توجه مخاطبان زیادی در سراسر جهان به این کتاب جلب شد. این کتاب از پرفروش‌ترین کتاب‌های اقتصاد آریاناقلم است شاید چون نکات و مفاهیم اقتصادی را با زبانی داستانی به مخاطبان آموزش می‌دهد آن هم به شکلی که درک آن آسان باشد.جملاتی از کتاب دید اقتصادی«اگر جزء آن دسته از افرادی هستید که وقتی اقتصاددان‌ها در مورد یک واقعۀ اقتصادی صحبت می‌کنند احساس می‌کنید که حرف‌های آن‌ها با واقعیت‌ها جور در نمی‌آید، این کتاب مناسب شما نوشته شده است.»«یکی از دلایلی که اقتصاددان‌ها این قدر موفق بوده‌اند که منبع تورم را گنگ و پیچیده کنند این است که تعریف درست کلمه را دور زده‌اند. تقریبا همه تصور می کنند بالا رفتن قیمت‌ها یعنی تورم. پس اگر قیمت ها بالا نمی‌روند، حتما تورمی نیست.»8) مجموعه کتاب‌های همراه مدیران دانشگاه هاروارد (13 جلدی) مجموعه کتاب‏‌های همراه مدیران دانشکدۀ کسب و کار دانشگاه هاروارد راه‏ حل‏‌های حرفه‏‌ای برای چالش‌‏هایی که مدیران هر روزه با آن‌ها مواجه می‏‌شوند، ارائه می‏کند. این پکیج شامل 13 جلد کتاب با موضوع‌های ارزیابی عملکرد، تمرکز بر مشتری، بودجه‌ریزی، مدیریت بازاریابی، استخدام کارکنان، مدیریت مالی، تصمیم‌گیری، مدیریت تغییر، مسیر شغلی، هدف‌گذاری، مدیریت پروژه، حفظ کارکنان، تفکر استراتژیک است. هر کتاب به طور خلاصه سعی دارد تا دانش اولیه و لازم برای یک موضوع خاص را در اختیار مدیران قرار بدهد. این مجموعه کتاب‏‌ها راهنمای ساده و قابل فهمی برای اغلب مخاطبان است و با توجه به اندازه‏‌ی کوچک آن مطالعۀ آن در هر زمان و مکانی امکان‏پذیر است.9) کتاب سود و دیگر هیچ در مقام مالک یک کسب‌و‌کار، چند بار شده در پایان ماه یا سال مالی با این صحنه روبه‌رو شوید که سود کمی برایتان باقی مانده است یا اصلا هیچ سودی در کار نیست؟ این اتفاقی است که برای خیلی از ما رخ داده است حتی در زندگی شخصی‌مان که اصطلاحا می‌گوییم دخل و خرجمان با هم نمی‌خواند. اکثر افراد و کسب‌و‌کارها هر ماه تمام درآمدشان را صرف پرداخت هزینه‌هایشان می‌کنند. پس سود کجاست؟ سودآوری مسئلۀ ‌مهمی است چون بدون حل مشکل سودآوری نمی‌توان به رشد و توسعه‌ای پایدار در کسب‌و‌کار دست یافت.میکالوویتس در کتاب «سود و دیگر هیچ» دست روی همین موضوع گذاشته است. او می‌گوید فرمول‌های قدیمی سود، دیگر جواب نمی‌دهند و سیستمی جدید به اسم نخست سود را ارائه می‌کند. این سیستم به طور خلاصه می‌گوید: برداشت سود بر پرداخت بدهی اولویت دارد؛ بنابراین اول سودتان را بردارید بعد بدهی‌هایتان را بپردازید. هم‌چنین به داستان شرکت‌های زیادی اشاره می‌کند که از این روش پیروی کردند و به موفقیت رسیدند.جمله‌ای از کتاب سود و دیگر هیچ«پول اساس و بنیان است. بدون پول کافی، نمی‌توانیم پیاممان را به دنیا برسانیم یا محصولات و خدمات خود را عرضه کنیم. بدون پول کافی، ما بردۀ کسب‌وکارهایی هستیم که راه می‌اندازیم.»10) مجموعه کتاب‌های مدیر حرفه‌ای (6 جلدی) مجموعه کتاب‌های مدیر حرفه‌ای، شامل 6 کتاب با موضوع رهبری، ارائه، مذاکره، ارتباطات، عملکرد و اخلاق است. از ویژگی این مجموعه کتاب‌ها می‌توان به زبان ساده و اطلاعات پایه‌ و مختصر و مفید آن‌ها اشاره کرد. مطالعۀ این کتاب‌ها ترتیب خاصی ندارد و به صورت جداگانه هم قابل سفارش هستند. مجموعه کتاب‌های مدیر حرفه‌ای از پکیج‌های پرفروش آریاناقلم است که مدیران و سازمان‌ها اغلب برای هدیه به کارمندان خود آن را سفارش می‌دهند.سخن آخرصرف‌نظر از این که مدیریت کسب‌و‌کاری بزرگ را به عهده دارید یا کوچک شما نیاز دارید در زمینه‌های مختلف دانش مدیریت و رهبری کسب کنید. موضوعاتی مثل مدیریت منابع انسانی، مدیریت مالی، نحوۀ ارتباط صحیح با کارمندان، تعیین استراتژی سازمان و… از جمله موضوعاتی هستند که هر مدیری به طور مستقیم یا غیرمستقیم با آن‌ها درگیر است. در این مقاله تعدادی از بهترین کتاب‌های مدیریت کسب‌وکار را معرفی کردیم که مدیران و رهبران به آن‌ها نیاز دارند. این کتاب‌ها می‌توانند گزینه‌ی خوبی برای افرادی باشند که مدیر هستند و می‌خواهند کتاب‌های موثر حوزۀ‌ خود را بخوانند. شما همچنین می‌توانید برای هدیه کتاب به مدیران از بین بهترین کتاب‌های مدیریت کسب‌و‌کار انتخاب دقیق‌تری داشته باشید یا می‌توانید کتاب‌هایی را به عنوان هدیه سازمانی در نظر بگیرید. علاوه بر این شما می‌توانید برای مطالعۀ‌ عمیق‌تر در مورد هر مبحث به بخش دسته‌بندی کتاب‌ها یا مسیرهای مطالعه در وب‌سایت انتشارات آریاناقلم مراجعه کنید. برگرفته از مقالۀ‌ بهترین کتاب‌های مدیریت کسب‌و‌کارانتشارات آریاناقلم</description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Sat, 31 Dec 2022 16:53:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پدر بازاریابی را بهتر بشناسید (فیلیپ کاتلر)</title>
                <link>https://virgool.io/@aryanaghalam/%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%BE-%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%B1-zj7dsrttwmly</link>
                <description>فیلیپ کاتلر (Philip Kotler) متولد 1931 در آمریکاست و در سراسر جهان به عنوان پدر بازاریابی مدرن شناخته می‌شود. کاتلر بیش از 50 سال در دانشکده مدیریت کلاگ «Kellog» در دانشگاه نورث وسترن «Northwestern» تدریس کرده است. این دانشکده طبق نظرسنجی Business Week به مدت 6 سال به عنوان بهترین دانشکده کسب و کار انتخاب شده است. هم‌چنین به عنوان بهترین دانشکده کسب و کار برای آموزش بازاریابی رتبه‌بندی شده است. کاتلر به عنوان یکی از متفکران برجسته بازاریابی در جهان مورد تجلیل قرار گرفته است. او مشاور شرکت‌های معروفی مثل جنرال الکتریک، فورد، آی،بی،ام، موتورولا، AT&amp;T و… بوده است.کاتلر حضور چشمگیری در عرصه‌های بین‌المللی دارد و به طور منظم در جلسات بین‌المللی سخنرانی می‌کند. از جمله کشورهایی که کاتلر در آن‌ها سخنرانی داشته است می‌توان به ایتالیا، سوئد، چین، ژاپن، هند، اندونزی، استرالیا و مکزیک اشاره کرد.تحصیلات فیلیپ کاتلراو در سال 1953 مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته‌ی اقتصاد از دانشگاه شیکاگو، و مدرک دکترای خود را در سال 1956 از M.I.T گرفت. هم‌چنین از 22 دانشگاه مدرک افتخاری گرفته است. از جمله دانشگاه استکهلم، زوریخ و دانشگاه اقتصاد و تجارت آتن.موضوع تحقیقات فیلیپ کاتلرتحقیقات کاتلر شامل موضوعاتی مثل بازاریابی استراتژیک، بازاریابی مصرف‌کننده، بازاریابی تجاری، بازاریابی خدمات حرفه‌ای و بازاریابی اینترنتی است.نقل‌قول و جملات فیلیپ کاتلر? همه‌ی مشتریان مهم هستند اما بعضی از آن‌ها مهم‌تر از دیگران هستند.? دلیل باشید نه فقط یک تجارت.ماموریت بالاتری داشته باشید.? شرکت‌ها بیشتر توجه شرکت‌ها به هزینه‌ی انجام کاری است در حالیکه آن‌ها باید بیشتر نگران هزینه‌ی انجام ندادن آن کار باشند.? هر شرکتی به دو بخش بازاریابی نیاز دارد، یکی باید بر تاکتیک‌های رها شدن از شر محصولات امروزی تسلط داشته باشد و دیگری بر استراتژی تصور کردن محصولات فردا.? برای من مهم نیست که چه اتفاقی برای سود شما افتاده است. آیا امسال سهم خود را در ذهن و قلب مشتری بهبود بخشیده‌اید؟? اگر بتوانید مرغ مرده را متمایز کنید، می‌توانید هر چیزی را متمایز کنید.? انجام کاری که از نظر استراتژیک درست است مهم‌تر از کاری است که فورا سودآور است.? بازاریابی یک مسابقه بدون خط پایان است.? بازارها همیشه سریع‌تر از بازاریابی تغییر می‌کنند.? آینده بازاریابی در بازاریابی پایگاه داده نهفته است. جایی که ما به اندازه‌ی کافی در مورد هر مشتری می‌دانیم تا به هر یک از آن‌ها پیشنهادات مرتبط و سفارشی ارائه کنیم.? خبر خوب این است که یادگیری بازاریابی یک ساعت طول می‌کشد. خبر بد این است که تسلط بر آن یک عمر طول می‌کشد.? علت اصلی شکست شرکت، موفقیت شرکت است.? هنر بازاریابی، هنر برندسازی است. اگر برند نیستید، یک کالا هستید. سپس قیمت همه چیز است و تولیدکننده ارزان قیمت تنها برنده است.? بازاریابی استفاده خلاقانه از حقیقت است.? هیچ شرکتی با ذهنیت درست سعی نمی‌کند به همه بفروشد.? امروز باید سریع‌تر بدوید تا در همان مکان بمانید.? در نهایت چه کسی باید محصول را طراحی کند؟ البته که مشتریکتاب‌های فیلیپ کاتلرهر چند کتاب «اصول مدیریت بازاریابی» کاتلر پرکاربردترین کتاب درسی بازاریابی در سراسر جهان است. اما این تنها کتاب او نیست. کاتلر نویسنده‌ی 150 مقاله و 90 کتاب در حوزۀ‌ مدیریت بازاریابی از جمله بازاریابی برای هتلداری و گردشگری، بازاریابی استراتژیک برای سازمان‌های غیرانتفاعی، بازاریابی اجتماعی، مقابله با سرمایه‌داری، و… است.کتاب Understanding Marketing از مجموعه کتاب‌های دانشکده‌ی هاروارد که با اسم فارسی مدیریت بازاریابی، کتاب Marketing 3.0 با عنوان فارسی نسل سوم بازاریابی، Marketing 4.0 با عنوان فارسی نسل چهارم بازاریابی و Marketing 5.0 با عنوان فارسی نسل پنجم بازاریابی از این نویسنده و توسط انتشارات آریاناقلم منتشر شده است.برگرفته از مقالۀ فیلیپ کاتلر انتشارات آریاناقلم</description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Wed, 28 Dec 2022 09:07:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این کتاب‌ها به شما می‌گویند که چطور تیم‌تان را رهبری کنید.</title>
                <link>https://virgool.io/@aryanaghalam/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-zf7lmgcvuvjx</link>
                <description>رهبری توانایی بناکردن جامعه‌ای است که در آن همه افراد از توقعات دیگران آگاه و برای انجام کاری بزرگ متعهدند. در هر سازمان، لازم است فرد یا افرادی، رهبر یا مسئول هدایت بقیه باشد. در عین حال رهبری سازمان، وظیفۀ ‌سنگینی است که هرکسی از عهدۀ آن برنمی‌آید. بعضی‌ها به اشتباه تصور می‌کنند اگر در حرفۀ خودشان حرفی برای گفتن دارند پس حتما می‌توانند رهبران خوبی هم باشند. غافل از این که برای رهبر بودن باید مهارت‌های زیادی را در خودتان پرورش بدهید: مثل برقراری ارتباط موثر با نیروهایتان، مذاکره با مدیران و سازمان‌های دیگر، ارائه سخنرانی اثربخش و … .معرفی بهترین کتاب‌های رهبری و مدیریتبه طورکلی، رهبری وظیفه‌ای چند وجهی است که نیاز به کسب مهارت‌های زیادی دارد. بنابراین در ادامه تعدادی از بهترین کتاب‌های رهبری انتشارات آریاناقلم را معرفی کرده‌ایم تا با مطالعۀ ‌آن‌ها بتوانید بهتر خودتان را برای نقش هدایت و رهبری یک تیم آماده کنید.1) کتاب رهبر حرفه‌ایلزوما افرادی که در شغلشان موفق هستند مدیران و رهبران خوبی نیستند. ولی همین افراد می‌توانند توانایی‌های مدیریت و رهبری را در خودشان پرورش بدهند و مسیر تبدیل شدن به یک مدیر و رهبر حرفه‌ای را طی کنند.برای این که رهبری حرفه‌ای باشید باید مهارت‌های پایه‌ای را یاد بگیرید. کتاب رهبر حرفه‌ای کتابی در مورد رهبری است که اطلاعات لازم را در اختیار شما قرار می‌دهد تا وارد مسیر رهبری شوید. این کتاب یکی از کتاب‌های پکیج شش جلدی مدیر حرفه‌ای است. از ویژگی این مجموعه کتاب‌ها می‌توان به زبان ساده و اطلاعات پایه‌ و مختصر و مفید آن‌ها اشاره کرد.جمله‌ای از کتاب رهبر حرفه‌ای«با در اختیار گرفتن سمت رهبری، باید خود را برای انطباق و یادگیری فشرده آماده کنید. در این زمینه چالش‌های فراوانی وجود دارد؛ از نحوۀ‌ قراردادن پا زیر میز تا ارتقای توانایی‌های خود»2) کتاب کشف شمال حقیقیاین کتاب به شما کمک می‌کند تا خودتان را بهتر بشناسید چون برای موفق شدن در حرفه‌تان ابتدا نیاز دارید که سفری درونی را آغاز کنید و به یک شناختی از ویژگی‌های شخصی برسید.کتاب کشف شمال حقیقی می‌گوید این شناخت از طریق سال‌های زیاد یادگیری دربارۀ خود حاصل می‌شود و هیچ فرمول خودشناسی را در اختیار شما قرار نمی‌دهد؛ شاید همین نکته باعث تمایز این کتاب با سایر کتاب‌های این حوزه است.کتاب «کشف شمال حقیقی» بین شناخت و توسعۀ فردی با رهبری کردن ارتباط ایجاد می‌کند.این کتاب می‌گوید بخشی از توانایی رهبری افراد به کیستی و ویژگی‌های هر فرد به عنوان یک انسان و نیروهایی که آن‌ها را شکل داده‌اند مربوط می‌شود. به بیان دیگر رهبران از طریق تجربه‌های زندگی‌شان برای مسئولیت‌های رهبری آماده می‌شوند. همان‌طور که «وارن بنیس» می‌گوید:« رهبران، رهبر زاده نمی‌شوند بلکه ساخته می‌شوند».جملاتی از کتاب کشف شمال حقیقی«خودآگاهی باید نقطۀ آغازین در مسیر پرورش هر رهبری باشد.»«رهبرانی که اصول مشخصی دارند احتمال کمتری دارد که مورد تهدید و تحت فشار قرار گیرند، زیرا این توانایی را دارند که مرزهای مشخصی برای خودشان تعیین کنند. نرم‌ترین بالشی که می‌توانید برای خواب زیر سرتان بگذارید وجدان آسوده است.»3)‌ کتاب انگیزۀ‌ رهبریافراد با چه انگیزه‌ای مدیر یک سازمان می‌شوند؟دانستن این موضوع بسیار مهم است چون انگیزۀ‌ یک مدیر از پذیرش این مسئولیت بر عملکرد او تاثیر می‌گذارد.پاتریک لنچونی که خود مشاوری شناخته شده در حوزۀ‌ مدیریت و رهبری است در این کتاب به این موضوع مهم پرداخته است. بخش اول این کتاب در قالب یک داستان پرکشش موضوع انگیزه‌های رهبری را مطرح می‌کند. بخش دوم کتاب به بررسی انگیزه‌های رهبری و دلایل آن اختصاص دارد.لنچونی در این کتاب به دو نوع انگیزۀ‌ رهبری یعنی رهبری پاداش‌مدارانه و رهبری مسئولانه اشاره می‌کند. تمرکز رهبری پاداش‌مدارانه بر منافع شخصی است در حالیکه رهبری مسئولانه به دنبال خدمت به دیگران است.جملاتی از کتاب انگیزۀ رهبری«این برای هر رهبری صادق است. یکی از مسئولیت‌های اصلی رهبر، سریع، شفاف، مصمم و با خوش‌رویی گوشزد کردن مشکلات بغرنج و معذب‌کننده است.»«کوتاهی در سریع گوشزد کردن مشکلات کوچک، بی‌گمان، بزرگ شدنشان را در پی خواهد داشت.»«شوربختانه، در مسیر شغلی‌ام به این نتیجه رسیده‌ام که برخی رهبران نمی‌توانند سازمانی سالم داشته باشند؛  زیرا به انجام کارهای سخت  و گوشزد کردن  چیزهای چالش برانگیزی که برای سالم‌سازی سازمان ضروری‌اند، ناخودآگاه تمایل ندارند. این بی‌تمایلی از انگیزه‌ای اشتباه و خطرناک برای رهبر شدن سرچشمه می‌گیرد.»4) کتاب رهبران آخر غذا می‌خورندچرا عملکرد بعضی سازمان‌ها از بعضی دیگر بهتر است؟یکی از دلایل این موضوع، نوع ارتباط رهبر یک سازمان با افرادش است.سازمان‌هایی وجود دارند که بین رهبر و افرادشان اعتماد و همکاری هست و در سمت دیگر سازمان‌هایی وجود دارند که مدیرانشان به منافع جمعی توجهی ندارند و اعضای تیمشان احساس رضایت و امنیت نمی‌کنند.از طرفی سازمان‌هایی که محیطی مناسب برای فعالیت و رشد کارمندانشان ایجاد نمی‌کنند در بلندمدت شکست می‌خورند. این کتاب که از بهترین کتاب‌های مدیریت و رهبری محسوب می‌شود درمورد رهبران واقعی است که برای کسانی‌که هدایتشان را برعهده دارند ارزش قائل‌اند و به ارزش واقعی رهبری که همان مقدم دانستن نیاز دیگران بر خود است پی برده‌اند.جملاتی از کتاب رهبران آخر غذا می‌خورند«وقتی افراد مجبورند به مدیریت خطرات درون سازمانی بپردازند، توانایی سازمان برای مواجهه با خطرات برون سازمانی تحلیل می‌رود.»«هنگامی که باید در مقابل هم از خودمان محافظت کنیم، کل سازمان آسیب می‌بیند، اما هنگامی که حس اعتماد و همکاری درون سازمانی شکوفا می‌شود، سازمان ما منسجم‌تر و در نتیجه قدرتمندتر می‌شود.»«تنش عصبی و اضطراب موجود در محیط کار، بیشتر از ضعف مدیریت و رهبری نشئت می‌گیرد تا ماهیت کاری که انجام می‌دهیم.»5) کتاب صراحت تمام عیارچگونه رئیس قاطعی باشیم و انسانیتمان را هم از دست ندهیم؟مدیران به طور معمول برای تشکیل، هدایت و مدیریت یک تیم آموزشی نمی‌بینند. بنابراین وقتی در مدیریت اعضای تیمشان با مشکل مواجه می‌شوند به تجربیات گذشته یا قضاوت‌های شخصی متوسل می‌شوند که همیشه هم راهگشا نیست و گاهی حتی اوضاع را بدتر می‌کند.کار در محیطی که افراد به یک‌دیگر و از آن مهم‌تر به مدیرشان اعتماد داشته باشند، روابطشان دوستانه و محترمانه باشد و رشد فردی و سازمانی را در پی داشته باشد از بهترین محیط‌های کاری است که افراد و سازمان‌ها می‌توانند به دنبال آن باشند.نویسندۀ کتاب صراحت تمام عیار سعی دارد تا در ساختن روابط مستحکم و اثربخش کاری به مدیران کمک کند و گرفتن تصمیمات سخت اما ضروری برای آن‌ها آسان‌تر کند. چطور می‌توان این تصمیمات را اجرایی کرد بدون این که منافع سازمان یا اعضای تیم نادیده گرفته شوند؟ این موضوعی است که در این کتاب بررسی می‌شود.جملاتی از کتاب صراحت تمام عیار«معنی توجه شخصی به خاطر سپردن تاریخ تولدها و اسم اعضای خانواده نیست. معنی‌اش بیان زیروبم زندگی شخصی، یا گپ‌و‌گفت اجباری در دورهمی‌های زورکی نیست. توجه شخصی یعنی بپذیریم همه انسان هستیم و زندگی‌ها و آرزوهایی فراتر از کارمان داریم. یعنی وقت گذاشتن برای گفت‌و‌گوهای واقعی؛ یعنی شناخت گوهر انسانیت یکدیگر؛ یعنی شناخت چیزهایی که برای آدم‌ها مهم هستند.»«اگر می‌خواهید تیمتان به چیزی بزرگ‌تر از چیزی برسد که تنهایی می‌توانستید محقق کنید، باید به همکارانتان توجه داشته باشید.»«اگر هیچ‌وقت هیچکس از دستتان عصبانی نمی‌شود، احتمالا تیمتان را به اندازه کافی به چالش نمی‌کشید.»6) کتاب رهبری از بالای خط این کتاب دربارۀ رهبری آگاهانه و غیرآگاهانه است.رهبران آگاه در بالای خط قرار دارند. آن‌ها کنجکاو و پذیرا و متعهد به یادگیری هستند.رهبرانی که در پایین خط قرار دارند ناآگاه‌اند، بسته و تدافعی‌اند و محق هستند.این کتاب شامل 15 پیمان است که به رهبران کمک می‌کند تا بررسی کنند که در پایین خط قرار دارند یا بالای خط و رهبری آگاه هستند یا ناآگاه؟مطالعۀ‌ این پیمان‌ها و تطبیق دادن آن با وضعیت فعلی رهبری‌تان به شما کمک می‌کند تا بدانید چگونه رهبری هستید و اگر در پایین خط هستید آیا می‌توانید به رهبری آگاه تبدیل شوید و موقعیت‌تان را به بالای خط تغیر بدهید؟جملاتی از کتاب رهبری از بالای خط«رهبران فرسوده، پراسترس و خسته سازمان‌هایی را می‌پرورانند که در آنها میزان خروج کارکنان و هزینه‌های سلامتی زیاد و دل‌بستگی کارکنان کم است. همچنین در این سازمان‌ها تیم‌های غیرمؤثری پدید می‌آیند که اغلب ضد یکدیگر عمل می‌کنند.»«آن‌هایی که فکر می‌کنند چیزی کم دارند از روی ترس عمل می‌کنند و آن کسانی که باور دارند همین حالا هم تمام و کمال، بی‌نقص و کامل‌اند و هیچ چیزی کم ندارند از روی عشق و خلاقیت عمل می‌کنند.»7) کتاب راه‌و‌رسم مربیگری برای داشتن محیط کاری پویا و منابع انسانی با بهره‌وری بالا باید بتوانید به خوبی از عهدۀ‌ مسئولیت‌های مدیریت و هدایت تیمتان بربیایید.کتاب «راه و رسم مربیگری» به افرادی که مسئولیت هدایت یک تیم را به عهده دارند کمک می‌کند تا با همکارانشان تعامل بهتری داشته باشند و باعث رشد و شکوفایی اعضای تیمشان شوند.در این کتاب، هفت پرسش استراتژیک مطرح شده است. این پرسش‌ها به شما کمک می‌کنند تا ویژگی‌های مربیگری را در خودتان پرورش بدهید و منابعتان را صرف حل مسائل مهم کنید.جملاتی از کتاب راه و رسم مربیگری«هوشمندانه‌تر کار کنید، نه پرتلاش‌تر. استراتژیک‌تر باشید. این جملات قصار عمدتا درست ولی به دردنخورند.»«جوهرۀ ‌استراتژی انتخاب کارهایی است که نباید بکنید.»«کار شما در مقام مدیر و رهبر این است که کمک کنید فضایی برای افراد فراهم شود تا فرصت‌های یادگیری را تجربه کنند.»سخن آخررهبران بیش از آنکه رهبر متولد شوند، برای رهبری تربیت می‌شوند. بنابراین اگر می‌خواهید رهبر خوبی شوید، باید روی مهارت‌های خودتان کارکنید. به طور مثال به عنوان یک رهبر سازمان باید بتوانید افراد، منابع و سرمایۀ سازمانتان را برای دستیابی به یک هدف استراتژیک به کار بگیرید. در حقیقت رهبر، همان فردی است که تصویر بزرگی را می‌بیند و افرادش را برای ایجاد آن تصویر بزرگ هدایت می‌کند. در همین راستا در این مقاله سعی کردیم بهترین کتاب‌های رهبری و مدیریت انتشارات آریاناقلم را به شما معرفی کنیم که در این زمینه می‌توانند به شما کمک کنند.برگرفته از مقالۀ‌ بهترین کتاب‌های رهبری انتشارات آریاناقلمانتشارات آریاناقلم</description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Mon, 26 Dec 2022 09:15:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسیر ساتیا نادلا از حیدرآباد هند تا مدیرعاملی مایکروسافت</title>
                <link>https://virgool.io/@aryanaghalam/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D9%84%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%AA-tbku96dqvlrw</link>
                <description>ساتیا نادلا بعد از بیل گیتس و استیو بالمر به عنوان سومین مدیرعامل مایکروسافت انتخاب شد. او در شرایطی مدیرعامل شد که مایکروسافت حال و روز خوبی نداشت و از رقبایش در بازار جامانده بود. نادلا با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرد تا توانست دوباره این شرکت را به مسیر خودش برگرداند.علی‌رغم تلاش‌های نادلا، بر اساس نظرسنجی که درسال 2022 درباره‌ی تحسین شده‌ترین شرکت‌های جهان توسط فورچون انجام شد نادلا برای ششمین سال متوالی به عنوان «دست کم گرفته‌ شده‌ترین» مدیرعامل انتخاب شد. نادلا از سال 2017 در راس این لیست قرار دارد.در این مقاله با کمک مطالب کتاب «از نو» سعی کردیم به طور خلاصه به گوشه‌ای از دستاوردهای ساتیا نادلا اشاره کنیم. کتاب «از نو» مروری است بر زندگینامۀ شخصی و حرفه‌ای ساتیا نادلا به قلم خودش که توسط انتشارات آریاناقلم ترجمه و منتشر شده است.کتاب از نواز کودکی تا جوانی ساتیا نادلا چه گذشت؟معمولا مطالعۀ ‌زندگی‌نامۀ افراد موفق ما را با یک مسیر و الگوی فکری آشنا می‌کند که در سراسر زندگی آن‌ها جریان داشته است. به همین دلیل در ادامه ابتدا بخش‌هایی از کودکی تا جوانی ساتیا نادلا را که تاثیر مهمی در شکل‌گیری شخصیت او، آن‌چه امروز هست، جایگاهی که امروز دارد و عنوانی که با آن شناخته می‌شود گذاشته است را به طور خلاصه مرور می‌کنیم.دوران کودکیساتیا نادلا در 19 آگوست سال 1967 در حیدرآباد هند متولد شد.مادرش محقق زبان سانسکریت و پدرش کارمند دولت با آموخته‌های مارکسیستی بود. ساتیا نادلا در مورد پدر و مادرش اینطور می‌گوید:«در حالی‌که چیزهای بسیار زیادی از پدرم آموختم، از جمله کنجکاوی‌های متفکرانه و عشق به تاریخ، اما من همواره پسر مادرم بودم. او خیلی توجه می‌کرد که من انسان شاد و با اعتماد به نفسی باشم، در لحظه زندگی کنم و تاسف گذشته را نخورم… مادرم نیرویی ثابت‌قدم و ثبات‌بخش در زندگی‌ام بود و پدرم فردی پرجذبه بود»پدر و مادر ساتیا نادلابه دلیل اشتغال پدرش در خدمات اداری هند که هم‌زمان بود با دوران کودکی نادلا، مدام از محلی به محل دیگر نقل مکان می‌کردند که فرصت خوبی برای پرسه زدن او در مناطق مختلف هند بود.نادلا در شش سالگی خواهر پنج‌ماهه‌اش را از دست داد و این موضوع تاثیر عمیقی بر او و خانواده‌اش گذاشت. مادر نادلا بعد از این حادثه پیشه‌ی معلمی را رها کرد.دوران نوجوانیرؤیای ساتیا نادلا در آن سن‌ و سال، ورزش کریکت بود. اما پدرش که برای او جاه‌طلبی فکری می‌خواست عکس کارل مارکس را به دیوار اتاق او می‌چسباند و مادرش که برایش زندگی شادی می‌خواست عکس الهه هندی فراوانی و خشنودی را به دیوار اتاق نادلا می‌زد؛ درحالی‌که خود او می‌خواست که عکسی از اسطوره‌ی هندی بازی کریکت روی دیوار اتاقش باشد.ساتیا نادلا و پدرشنادلا مدارس مختلفی را در نقل‌مکان‌های دائمی‌شان تجربه کرد که هر کدام تاثیر خود را بر او گذاشتند. نادلا می‌گوید:«این جابه‌جایی‌ها کمکم کردند تا با شرایط جدید سریعا تطبیق پیدا کنم.»در پانزده سالگی، نقل مکان‌های خانواده‌ی نادلا به پایان رسید و او وارد مدرسه‌ی دولتی حیدرآباد شد که از سراسر هند دانش‌آموز می‌گرفت. کل مدرسه چند فرهنگی بود: مسلمان‌ها، هندوها، مسیحیان و سیک‌ها؛ همه با هم زندگی و تحصیل می‌کردند. در این مدرسه هم فرزندان خواص جامعه حضور داشتند و هم بچه‌های قبیله‌ها که با بورس تحصیلی آمده بودند. پسر وزیر در کنار فرزند بازیگرد بالیوود پشت یک نیمکت می‌نشستند. در خوابگاه بچه‌هایی از هر قشر اقتصادی هند حضور داشتند.ساتیا نادلا در لباس ورزش کریکت رویای نادلا تا کلاس دوازدهم رفتن به کالجی کوچک، بازی در تیم کریکت حیدرآباد و در نهایت کار در یک بانک بود. در حقیقت هرگز حتی به ذهنش هم خطور نکرده بود که بخواهد مهندس شود و به کشوری غربی برود. هر چند مادرش از این برنامه حمایت می‌کرد اما پدرش به او می‌گفت:«ببین، تو باید از حیدرآباد بزنی بیرون. وگرنه خودت را تباه می‌کنی.»وقتی پانزده ساله بود پدرش یک رایانه‌ی زداکس اسپکتروم(ZX Spectrum) برایش خرید. این کامپیوتر الهام‌بخش او در تفکر درباره‌ی نرم‌افزارها، مهندسی و حتی ایده‌ی فراگیرکردن فناوری‌های رایانه‌ای شخصی بود.رشته و دانشگاه هر چند نادلا در آزمون ورودی مؤسسات فناوری هند رد شد و به این شکل پدرش را حیرت‌زده کرد اما توانست در دو رشته‌ی مهندسی موسسه‌ی فناوری بیرلا و مهندسی برق موسسه‌ی فناوری مانیپال قبول شود. نادلا رشته برق را انتخاب کرد تصمیمی که او را در راهی قرار داد که نهایتا به سیلیکون‌ ولی و مایکروسافت منتهی شد.پس از فارغ‌التحصیلی در مهندسی برق، ویزای دانشجویی‌اش را گرفت. سپس از بین دو گزینه‌ی‌ ماندن در هند و گرفتن مدرک کارشناسی ارشد مهندسی صنایع یا رفتن به دانشگاه ویسکانسین در میلواکی برای گرفتن مدرک کارشناسی ارشد برق گزینه‌ی دوم را انتخاب کرد. بنابراین در سال 1988 و در بیست‌ویک سالگی از دهلی نو به به سمت شیکاگو پرواز کرد و زندگی‌اش در آمریکا آغاز شد.پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد او درباره‌ی این بود که چطور می‌توان مسئله‌ای را حل کرد که دارای جواب‌های نامتناهی است که همگی سریع و خوب‌اند اما همیشه مطلوب نیستند.اولین شغلدر سال 1990، میلواکی را به مقصد سیلیکون‌ولی ترک کرد تا نخستین شغلش را در «سان مایکروسیستمز»(Sun Microsystems) آغاز کند. سان مایکروسیستمز سرآمد ایستگاه‌های کاری (workstations) بود و بازاری بود که مایکروسافت به دقت آن را زیر نظر داشت. هم‌چنین متشکل از مجموعه‌ی شگفت‌انگیزی از افراد با استعداد بود.شروع به کار در مایکروسافت جوانی ساتیا نادلا در مایکروسافتدر سال 1992، نادلا باز سر دوراهی قرار گرفت. تحصیل در رشته‌ی مدیریت ارشد کسب‌و‌کار یا قبول پیشنهاد کار در مایکروسافت. او تصمیم گرفت هر دو را انجام بدهد. بنابراین در بیست و پنج سالگی در مایکروسافت استخدام شد تا مبلغ ویندوز ان تی باشد و هم‌زمان به طور نیمه وقت به تحصیل در دانشگاه مشغول شد.زندگی شخصی ساتیا نادلا(ازدواج ، علایق، فرزندان و… )زندگی‌نامۀ شخصی ساتیا نادلا به اندازۀ‌ زندگی‌نامۀ حرفه‌ای او پرفراز و نشیب است و به همان اندازه در طرز فکر و تصمیماتی که بعدها در مسیر شغلی‌اش گرفت تاثیر گذاشته است.ازدواج با آنودر سال 1992 هرچند ذهن ساتیا نادلا به طور کامل در آمریکا مشغول کار بود اما دلش بسیار دورتر و در هند بود. به همین دلیل درست پیش از پیوستن نادلا به مایکروسافت او به هند سفر کرد تا با آنو ازدواج کند. نادلا و آنو در دوران کودکی هم‌بازی هم بودند و به یک مدرسه و دانشگاه می‌رفتند. آنو دانشجوی معماری در دانشگاه مانیپال بود. نادلا می‌گوید:«خانواده‌هایمان یک شب شام دور هم جمع شدند و آن شب، بیش از هر زمانی، متقاعد شدم که آنو همانی بود که من می‌خواستم. ما ارزش‌های مشابه و چشم‌اندازی مشابه به جهان داشتیم و برای آینده‌ی مشابهی رؤیا می‌بافتیم.» به این ترتیب نادلا و آنو در دسامبر سال 1992 با هم ازدواج کردند.ساتیا نادلا در کنار همسرشفرزندان ساتیا نادلادر سال 1996 آنو و نادلا برای تولد اولین فرزندشان آماده می‌شدند که یک اتفاق ناگهانی در هفته‌ی سی و ششم بارداری باعث شد آن‌ها فورا به اورژانس مراجعه کنند. زین، پسر نادلا و آنو همان شب به دنیا آمد و به بیمارستان کودکان منتقل شد تا در بخش مراقبت‌های ویژه‌ی نوزادان بستری شود. کم‌کم آنو و نادلا متوجه شدند که پسرشان به دلیل فلج مغزی شدید به آن‌ها وابسته خواهد بود و به صندلی چرخ‌دار نیاز خواهد داشت. هر چند آنو و نادلا علاوه‌بر زین، دارای دو دختر هم هستند اما بیماری زین تا‎ْ‍ثیر زیادی بر نادلا گذاشت.ساتیا نادلا می‌گوید: «تجربه‌ی حاصل از زندگی کمکم کرده تا در قبال مجموعه‌ی رو به رشدی از مردم، احساس همدلی فزاینده‌ای در خود ایجاد کنم. من با افراد معلول همدلی دارم. با افرادی که در تقلا برای تا‎‏ٌمین مخارج زندگی‌اند همدلی دارم. با صاحبان کسب‌و‌کارهای کوچک که برای موفقیت تلاش می‌کنند همدلی دارم. با هر فردی که به خاطر رنگ پوستش، اعتقاداتش یا علایقش، مورد خشونت و نفرت قرار گرفته همدلی دارم. واقعاٌ مشتاق آنم که همدلی را در قلب هر هدفی که تعقیب می‌کنم قرار دهم_از محصولاتی که روانه‌ی بازار می‌کنیم، تا بازارهای جدیدی که واردشان می‌شویم، تا کارکنان و شرکایی که با آن‌ها کار می‌کنیم.»پسر ساتیا نادلامرگ فرزندزین برای ادامه‌ی زندگی به مراقبت‌های پزشکی ویژه‌ای نیاز داشت و این موضوع باعث مراجعه‌ی متعدد آن‌ها به بیمارستان کودکان می‌شد. طی یکی از همین مراجعات به بخش مراقبت‌های ویژه، نادلا هنگامی که به اطراف اتاق زین نگاه می‎‌کرد اتاقی که پر از صدا و بوق آرام فناوری پزشکی بود متوجه شد که چگونه بسیاری از دستگاه‌ها بر روی ویندوز اجرا می‌شوند. نادلا متوجه شد که چطور تیم مایکروسافت کسب‌و‌کارها را ارتقا داده‌اند به طوری که برای یک پسر جوان معلول امکان بهتر زندگی کردن را فراهم کرده است.نادلا می‌گوید:«وضعیت پسرم مستلزم این است که روزانه از همان اشتیاقی بهره ببرم که از والدینم برای ایده‌ها و همدلی آموخته‌ام. و این کار را هم در خانه و هم در محل کارم انجام می‌دهم… پدری همدل بودن و پرورش میل درونی به کشف آنچه در عمق و روح افراد است مرا رهبر بهتری می‌کند. اما این غیر ممکن است که رهبر همدل در تمام روز در دفترش پشت رایانه نشسته باشد. رهبر همدل باید وارد جهان بیرون شود، مردم را در محل زندگی‌شان ملاقات کند و ببیند چگونه فناوری‌ای که ایجاد می‌کند فعالیت‌های روزانه‌ی آن‌ها را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.» متا‎ٌسفانه در سال 2022 زین درنهایت بعد از مبارزه‌ی طولانی با بیماری فلج مغزی در سن 26سالگی درگذشت.ورزش مورد علاقهآن‌طور که نادلا می‌گوید او دیوانه‌ی کریکت است و مهم نیست که کجاست چون همیشه این بازی در پس ذهن او جا دارد. او درباره‌ی این ورزش می‌گوید:«در آنجا در آن زمین‌ها، چیزهای زیادی درباره‌ی خودم آموختم_ پیروزی و شکست در جایگاه توپ‌انداز، توپ‌زن و بازیکن وسط زمین.»کتاب مورد علاقهیکی از کتاب‌های موردعلاقه‌ی نادلا، روح ماشین جدید(The Soul Of a New Machine) اثر «تریسی کیدر» است. این کتاب دربارۀ شرکت فناوری به نام دیتا جنرال در دهه‌ی 1970 است. نادلا دربارۀ این کتاب می‌گوید:«کیدر در کتاب به ما یاد می‌دهد که فناوری چیزی بیش از روح جمعی کسانی نیست که آن را ساختند. فناوری جذاب است، اما جذاب‌تر، وسواس عمیق طراحان آن است.»ساتیا نادلا چطور پله‌های ترقی را در مایکروسافت طی کرد؟سال 1992 بود. سهام مایکروسافت تازه شروع به رشد کرده بود هر چند بنیان‌گذاران آن هنوز می‌توانستند بدون این که شناخته شوند در خیابان راه بروند.  نادلا در همین سال به تیم مایکروسافت پیوست تا مبلغ ویندوز ان‌تی باشد. مبلغ، اصطلاح مرسوم در فناوری برای کسی است که استاندارد یا محصولی را با موفقیت در جامعه جا بیندازد. کار او این بود که به سراسر آمریکا پرواز کند تا با مشتریان، معمولا‏‎ با مدیران ارشد فناوری اطلاعات، دیدار کند و آن‌ها را متقاعد کند که سیستم عامل جدید مایکروسافت برای کسب‌و‌کارها بهتر از سایر سیستم‌های عامل است.ساتیا نادلا و استیو بالمرنادلا درباره‌ی اولین ملاقاتش با استیو بالمر، مدیرعامل آن زمان مایکروسافت می‌گوید:«کمی پس از پیوستن به مایکروسافت، برای اولین بار با استیو بالمر ملاقات کردم. آمد دم در اتاقم و با یکی از آن بزن قدش‌های با حس و حالش، بیرون آمدنم از سان و پیوستنم به مایکروسافت را به من تبریک گفت.»پس از چند سال کار روی ویندوز ان‌تی، نادلا در مقام مدیر محصول به پروژه‌ای به اسم رمز تایگر سرور پیوست که به نوعی سرویس درخواست فیلم بود که با آمدن اینترنت این ایده منسوخ شد.ساتیا نادلا در روزهای سخت مایکروسافتدر سال 2008 ابرهای طوفانی بالای سر مایکروسافت جمع شده بودند. محموله‌های رایانه‌های شخصی (PC Shipments)، نیروی حیاتی مالی مایکروسافت، سقوط کرده بودند. در همین حال فروش گوشی‌های هوشمند و تبلت‌های اپل و گوگل در حال افزایش بود. علاوه‌براین آمازون هم بی‌سروصدا خدمات تحت وب آمازون(Amazon Web Services) را به بازار عرضه کرد که به همین دلیل سال‌ها خود را به عنوان یک پیشرو در خدمات ابری (Cloud) معرفی کرد. همه‌ی این موارد برای مایکروسافت مشکلاتی ایجاد کرد. حتی قبل از بحران مالی سال 2008، سهام مایکروسافت در سراشیبی نزول افتاده بود. در همین زمان بود که بیل گیتس شرکت را ترک کرد تا تمرکز خود را بربنیاد بیل و ملیندا گیتس معطوف کند...در ادامۀ‌ این مقاله توضیح داده‌ایم که ساتیا نادلا چطور گام به گام در مایکروسافت پیشرفت کرد و در نهایت به عنوان مدیرعامل این شرکت انتخاب شد. شما می‌توانید متن کامل مقالۀ زندگی‌نامۀ ساتیا نادلا  را در وب‌سایت انتشارات آریاناقلم مطالعه کنید.</description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Sat, 24 Dec 2022 16:26:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیش به سوی توسعه فردی (معرفی کتاب)</title>
                <link>https://virgool.io/@aryanaghalam/%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-azzyyya7poav</link>
                <description>همۀ‌ افراد رؤیای پیشرفت و توسعۀ ‌فردی دارند اما فقط تعداد کمی برای آن برنامه دارند و تعداد کم‌تری به برنامه‌های خود عمل می‌کنند.شما جز کدام دسته‌اید؟ رؤیاپردازانی که فقط برنامه می‌ریزند؟ یا کسانی که برنامه‌هایشان را پشت گوش می‌اندازند؟ به یک سال گذشته فکر کنید چه قول‌ و قرارهایی با خودتان گذاشتید؟ به کدامشان عمل کردید؟ به تمام شنبه‌هایی که قرار بود متفاوت باشند. شنبه‌هایی که قرار بود آغاز برنامه‌های رشد و توسعۀ‌فردی‌تان باشند. شنبه‌های عجیبی که قرار بود کتاب خواندن و ورزش کردن را از آن شروع کنید. شنبه‌هایی که هرگز از راه نرسیدند.تصمیم با شماست؛ آیا هم‌چنان می‌خواهید منتظر رسیدن روزی متفاوت باشید یا از همین امروز دست به کار می‌شوید و قدمی هرچند کوچک را برای پیشرفت و توسعه فردی خود برمی‌دارید؟معرفی بهترین کتاب‌های توسعه فردیاز آن‌جایی که وقتی صحبت از ایجاد عادات جدید می‌شود، روش‌ها، نکات و تاکتیک‌های اثبات شده‌ای وجود دارد که می‌توانید از آن استفاده کنید ما هم در ادامه تعدادی از بهترین کتاب‌های توسعه فردی انتشارات آریاناقلم را به شما معرفی می‌کنیم که می‌توانید برای یادگیری این نکات از آن‌ها کمک بگیرید. 1) کتاب خلق رفتارهای ماندگار بعضی مردم می‌گویند که می‌خواهیم تغییر کنیم اما اگر به رفتارشان دقت کنید متوجه می‌شوید که جدی نمی‌گویند چون برای ایجاد این تغییر، تلاش نمی‌کنند یا تلاش‌هایشان را نیمه‌کاره رها می‌کنند.واقعیت این است که بیشتر ما برنامه‌ریزی می‌کنیم، هدف‌گذاری می‌کنیم اما بعد از مدتی با دخالت عوامل مختلف درونی و بیرونی پای ما سست می‌شود. مثلا کافی است کمی به ما اصرار کنند تا مقاومتمان در برابر یک غذای خوشمزه در دوران رژیم را از دست بدهیم. درنتیجه بعضی از ما خود را تسلیم محیط می‌کنیم و تنها زمانی به خودمان می‌آییم که فقط می‌توان برای فرصت‌های بربادرفته و کوشش‌های نادیده گرفته شده افسوس خورد. اما بعضی دیگر کنترل اوضاع را به دست می‌گیریم و شروع به تغییر می‌کنیم.چرا در برابر تغییر مقاومت می‌کنیم؟ چه اتفاقی باید بیفتد که این مقاومت از بین برود؟ نویسندۀ کتاب خلق رفتارهای ماندگار می‌گوید:«شاید لازم نباشد تک تک ما ضربۀ شدید کشنده‌ای به سرمان بخورد تا رفتارمان را تغییر دهیم.»چرا تغییر کردن آنقدر برای آدم‌ها سخت است؟گلدسمیث می‌گوید: ما به طور معمول در هنگام ایجاد تغییر با سه مشکل مواجه می‌شویم: 1) نمی‌توانیم بپذیریم که به تغییر نیاز داریم. 2) نمی‌دانیم تغییری مطلوب است 3) می‌دانیم باید تغییر کنیم ولی با توجیه و بهانه‌‌تراشی نیاز به تغییر را انکار می‌کنیم. در همین راستا او در کتاب «خلق رفتارهای ماندگار» تلاش می‌کند تا باورهای ریشه‌داری که موجب مقاومت در برابر تغییر می‌شوند را از بین ببرد.موضوع اصلی کتاب خلق رفتارهای ماندگار چیست؟این کتاب دربارۀ تغییر رفتار افراد است. هر چند به قول نویسندۀ کتاب:«آغاز تغییر رفتار دشوار است، حتی ماندن در مسیر تغییر دشوارتر است و از همه سخت‌تر ماندگار کردن تغییر ایجاد شده است.»مارشال گلدسمیث در کتاب «خلق رفتارهای ماندگار»، سعی می‌کند به این سوالات پاسخ بدهد: چطور می‌توانیم رفتارمان را تغییر بدهیم؟ چگونه دیگران را متوجه تغییر خود کنیم؟ چگونه می‌توانیم برای تبدیل شدن به انسانی که می‌خواهیم باشیم عزم خود را جزم کنیم؟جملاتی از کتاب خلق رفتارهای ماندگار«تلاش فوق‌العاده‌ای می‌طلبد که انجام دادن کاری را در منطقۀ راحتی‌مان (به دلیل این که راحت یا آشنا یا کمی دلپذیراست) کنار بگذاریم تا کار دشواری را که در درازمدت برایمان خوب خواهد بود آغاز کنیم.»«مثل روز روشن است که تغییر باید از درون آغاز شود. نمی‌توان آن را به مردم دیکته کرد، از آن‌ها مطالبه کرد یا به نحوی تحمیل کرد. کسی که از صمیم قلبش متعهد به تغییر نشود هرگز تغییر نخواهد کرد.»2)‌ کتاب کشف شمال حقیقی موضوع اصلی کتاب کشف شمال حقیقی چیست؟کشف شمال حقیقی به قلم بیل جورج، استاد شناخته ‌‌شدۀ مدرسۀ کسب‌وکار هاروارد در حوزۀ مدیریت و رهبری، نوشته شده است. این کتاب حاصل سال‌ها تحقیق و ثبت تجربه‌ی افراد تأثیرگذار در سازمان‌های بین‌المللی است.موضوع این کتاب دربارۀ رهبری و اصالت است. در حقیقت به عنوان یک رهبر، دنیا ممکن است انتظاراتی از شما داشته باشد که با انتظارات‌ شما از خودتان متفاوت باشد؛ بنابراین خواه رهبر تیمی کوچک باشید یا اینکه رهبری سازمانی را بر عهده داشته باشید، تحت فشارهای بیرونی قرار خواهید گرفت که سعی می‌کنند با استفاده از امتیازهای مختلف فریبتان دهند. این فشارها و فریب‌ها ممکن است شما را از شمال حقیقی‌تان منحرف کنند.زمانیکه به مقدار زیادی از این مسیر منحرف شوید، قطب‌نمای درونیتان به شما می‌گوید که اشتباهی درحال رخ دادن است و دوباره باید راهتان را پیدا کنید. این امر نیاز به شجاعت و اراده‌ای برای مقاومت در برابر فشارها و انتظارات دائمی‌ای دارد که با آن‌ها مواجه می‌شوید و باید بتوانید در زمان‌های حیاتی تشخیص دهید چه اقدامات اصلاحی نیاز است انجام شود. این کتاب می‌خواهد در پیداکردن شمال حقیقی‌تان به شما کمک کند.منظور نویسنده از شمال حقیقی چیست؟نویسندۀ کتاب می‌گوید:«منظور از شمال حقیقی نقطه‌ای است که به سمت آن جهت‌گیری می‌کنید؛نقطۀ ثابت شما در دنیایی درحال چرخش که کمکتان می‌کند تا در مقام رهبر در مسیر درست بمانید. این نقطه از عمیق‌ترین باورها، ارزش‌ها و اصولی به دست می‌آید که شما را هدایت می‌کنند. این قطب‌نمای درونی منحصر به خودتان است که مشخص می‌کند در عمیق‌ترین سطح چه کسی هستید.»او می‌گوید:«رهبری با اصیل بودن آغاز می‌شود، خود حقیقی‌تان. هدف کشف شمال حقیقی این است که به شما این توانایی را بدهد تا رهبری که می‌خواهید باشید. در این فرآیند شمال حقیقی‌تان را پیدا خواهید کرد –قطب‌نمایی درونی که شما را در طول زندگی به خوبی هدایت می‌کند.»مطالعۀ این کتاب الان که دنیا بیش از هر زمان دیگری عمیقا درحال فرورفتن در بحران رهبری است، زندگی انسان‌ها در هر نقطه از جهان بیش ازپیش پرنوسان و پیش‌بینی‌ناپذیر به نظر می‌رسد و بسیاری از رهبران در محکم به دست گرفتن سکان کشتی سازمانشان و هدایت آن به بندرهای ایمن از طوفان ناتوان‌اند می‌تواند برای شما مناسب باشد.رهبران زاده می‌شوند یا ساخته می‌شوند؟کتاب با نقل قولی از وارن بنیس که یکی از پیشروان برجسته در زمینۀ رهبری بود شروع می‌شود: «خطرناک‌ترین افسانه دربارۀ رهبری این است که رهبران رهبر متولد می‌شوند. اینکه عاملی ژنتیکی برای رهبری وجود دارد. این افسانه تأکید می‌کند که افراد صرفا یا صفات کاریزماتیک رهبری را دارند یا فاقد این ویژگی‌هایند. اما این افسانه بی‌معنی است و درحقیقت، متضادش صحیح است. رهبران رهبر زاده نمی‌شوند، بلکه رهبر ساخته می‌شوند.»طرز تفکر و فلسفه‌ی وارن بنیس بسیاری از رهبران و حتی نویسندۀ‌ کتاب کشف شمال حقیقی را هم تحت‌تاثیر قرار داده است. حالا وقتش شده است تا شما از خودتان بپرسید که آیا شمال حقیقی خود را پیدا کرده‌اید؟ آیا می‌دانید که موضوع زندگی و رهبریتان چیست؟وجه تمایز این کتاببیشتر کتاب‌های برآمده از فضای دانشگاهی اکثرا مختص جامعۀ کوچکی از محققان است. اما این سؤال برای افرادی که محقق نیستند مطرح می‌شود که آن‌ها چگونه باید این پیشرفت‌ها را برای خود به کار گیرند.کاری که بیل جورج انجام داده این است که  آگاهانه پلی بین دانشگاه و تجربه ایجاد کرده است.جملاتی از کتاب کشف شمال حقیقی «خودآگاهی باید نقطۀ آغازین در مسیر پرورش هر رهبری باشد.»«رهبرانی که اصول مشخصی دارند احتمال کمتری دارد که مورد تهدید و تحت فشار قرار گیرند، زیرا این توانایی را دارند که مرزهای مشخصی برای خودشان تعیین کنند. نرم‌ترین بالشی که می‌توانید برای خواب زیر سرتان بگذارید وجدان آسوده است.» 3)‌ کتاب ذهن متمرکز اغلب ما تمام روزهای هفته، خارج از ساعت کاری و حتی آخر هفته‌ها را سرگرم انجام پروژه‎‌های کاری‌مان هستیم. این مسئله به مرور باعث خستگی و فرسودگی شغلی می‌شود. بدتر از آن بیشتر ما تصور می‌کنیم این زیاد کار کردن به معنی افزایش بهره‌وری است در حالی‌که نویسندۀ‌ کتاب ذهن متمرکز می‌گوید:«بهره‌وری از نظر موفق‌ترین رهبران کسب‌وکاری که من تربیت کرده‌ام به معنی انجام کارهای بیشتر نیست بلکه به معنی انجام کارهای درست است.» در نتیجه بیشتر ما فقط وقتمان را با جان کندن برای انجام کارهای کم ‌ارزش تلف می‌کنیم.به نظر می‌رسد وقتش رسیده است تا بالاخره کمی دست نگه داریم و از خودمان بپرسیم: امروزه بهره‌وری به چه معناست؟ از بهره‌وری چه می‌خواهیم؟ به چه اهدافی می‌خواهیم دست یابیم؟موضوع اصلی کتاب ذهن متمرکز چیست؟نویسندۀ ‌کتاب ذهن متمرکز سعی دارد تا یک سیستم بهره‌وری را برای بهبود تمرکز و توجه افراد در راستای افزایش بهره‌وری معرفی ‌کند.مایکل هایت، این سیستم را در نه گام و سه فصل به شما آموزش می‌دهد. این کتاب با عنوان اصلی ذهن متمرکز و زیر عنوان «سیستمی برای افزایش تمرکز و بهره‌وری در کار و زندگی» از انتشارات آریاناقلم منتشر شده است و پر از مثال‌ و داستان‌های جالب است که مطالعۀ‌ کتاب را برای شما لذت‌بخش می‌کند.او ابتدا توضیح می‌دهد که چرا تعریف مرسوم بهره‌وری برای کارهایی که ما امروز مشغول آن هستیم جوابگو نیست و بررسی می‌کند که چرا کار بیش از حد به جای افزایش بهره‌وری باعث تاثیر منفی روی خروجی و نتیجۀ‌کار افراد می‌شود. سپس سعی می‌کند به شما کمک کند تا با حذف کارهایی که وقتتان را تلف می‌کند زمان بیشتری برای انجام کارهایی پیدا کنید که به آن علاقه دارید یا توانایی انجامش را دارید. و در نهایت با برنامه‌ریزی برای انجام کارهایی که در لیست‌تان باقی ماندند بتوانید در زمان مشخص آن‌ها را به انجام برسانید و زمان کافی برای تفریح و بودن در کنار خانواده و دوستانتان داشته باشید.مخاطبان کتاب ذهن متمرکزهرچند مخاطب اصلی این کتاب مدیران و سرپرستان تیم‌ها هستند، اما گام‌ها و مراحلی که هایت برای افزایش تمرکز و بهره‌وری بیان کرده است برای بیشتر افراد، چه در حرفه‌شان و چه در زندگی، کاربردی است.وجه تمایز کتاب ذهن متمرکزاغلب کتاب‌های توسعه فردی، تمرین محور هستند و نیاز هست که شما تمرین و نکاتی که در کتاب اشاره شده است را انجام بدهید وگرنه به مرور زمان این نکات را فراموش می‌کنید. به همین دلیل در کنار کتاب ذهن متمرکز یک دفترچه تمرین هم به صورت رایگان قرار دارد که شما بتوانید در این دفترچه، نکات کتاب را به صورت عملی تمرین کنید و به کار بگیرید.جملاتی از کتاب ذهن متمرکز«تمرکز بر همه چیز به معنی تمرکز بر هیچ چیز است.»«هرکسی در زندگی‌اش به جایی می‌رسد. اما کمتر کسی هدفمند به جایی می‌رسد.»«آنچه انجام نمی‌دهید، دقیقا به اندازۀ آنچه انجام می‌دهید برای بهره‌وریتان مهم است.»4)‌ کتاب مدیریت توجه موضوع اصلی کتاب مدیریت توجه چیست؟کتاب «مدیریت توجه» با زیرعنوان «راهکارهایی برای افزایش تمرکز و به دست گرفتن کنترل زندگی» یکی از بهترین کتاب‌های ‌توسعه ‌فردی است. نویسندۀ ‌این کتاب نیر ایال است که با کتاب قلاب نیز شناخته می‌شود.نیر ایال در این کتاب حاصل سال‌ها پژوهش و تجربۀ شخصی خود را در اختیار خوانندگان قرار می‌دهد تا بتوانند با شناختن عوامل حواس‌پرتی کنترل بیشتری روی زندگیشان داشته باشند. یکی از کمک‌های بزرگی که این کتاب به شما می‌کند این است که متوجه می‌شوید تنها فناوری و امثال آن دلیل حواس‌پرتی نیستند بلکه گاهی این خود افراد هستند که باعث حواس‌پرتی خودشان می‌شوند. با مطالعۀ این کتاب می‌توانید کنترل بیشتری روی خود و محیطتان داشته باشید و اثرات منفی این عوامل را کم کنید و به این شکل تمرکز و توجه‌تان را افزایش بدهید.مروری بر بخش‌های کتاب مدیریت توجهدر بخش اول کتاب راه‌های شناخت و مدیریت آن دسته از عوامل درونی یاد است که شما را از مسیر خارج می‌کنند.بخش دوم نشان می‌دهد چقدر مهم است، برای کارهایی که واقعا می‌خواهید انجام دهید، وقت پیدا کنید.بخش سوم به بررسی عوامل بیرونی حواس‌پرتی می‌پردازد و بخش چهارم آخرین نکات برای تبدیل کردن شما به آدمی حواس جمع را ارائه می‌کند یعنی بستن عهدهایی با خود.در پایان، نیر ایال نکاتی  را ارائه می‌کند که به کمک آن‌ها یاد می‌گیرید که چطور محیط کارتان را از عوامل حواس‌پرتی پاک کنید، کودکانی تربیت کنید که حواس جمع باشند و در روابط خود نیز فردی حواس جمع باشید.وجه تمایز کتاب مدیریت توجهکتاب مدیریت توجه نیز مثل کتاب ذهن متمرکز یک دفترچه‌ی تمرین دارد. که شما می‌توانید برای به خاطر سپردن نکات کتاب از آن استفاده کنید.نظر دیگران دربارۀ ‌کتاب مدیریت توجه«موفقیت و شادی از آن مردمانی است که حواسشان را جمع می‌کنند. رسالت نیر ایال این است که از شما در برابر حواس‌پرتی محافظت کند و کتاب نشاط‌آورش پر از ایده‌های عملی است» آدام گرانت نویسندۀ‌ کتاب بده و بستان، و نوآفرینی«کتابی که هر صاحب گوشی هوشمندی باید بخواند.» مارک منسن نویسندۀ‌ کتاب هنر ظریف رهایی از دغدغه‌هاجملاتی از کتاب مدیریت توجه«بیش از آنکه برنده شدن حس خوبی داشته باشد، بازنده شدن دردناک است.»«نارضایتی و ناراحتی حالت‌های پیشفرض حاکم برذهن ما هستند، ولی می‌توانیم طوری از آن‌ها بهره ببریم که، به جای اینکه شکستمان دهند، به ما انگیزه ببخشند.»5) کتاب واقع‌بینی به جهان فکر کنید. چه چیزهایی به یادتان می‌آورد؟ جنگ، خشونت، بلایای طبیعی، فاجعه‌های انسانی، فساد. اینطور به نظر می‌رسد که اوضاع بد است، و دارد بدتر هم می‌شود، درست است؟ ثروتمندان ثروتمندتر می‌شوند و فقیران فقیرتر؛ و تعداد فقیران رو به افزایش است؛ و به زودی ذخایرمان تمام می‌شود. این تصویری است که بیشتر ما از جهان داریم. در حالی که نویسنده کتاب واقع‌بینی این را جهان‌بینی فاجعه‌انگار می‌نامد و می‌گوید«این جهان‌بینی استرس‌زا و گمراه‌کننده است.»چرا داشتن جهان‌بینی درست مهم است؟ چون محیط نه تنها روی نحوه‌ی زندگی ما اثر می‌گذارد که روی کسب‌و‌کارها هم اثر دارد؛ بنابراین اگر نگاه و شناخت درستی از محطیمان نداشته باشیم تصمیمات اشتباهی می‌گیریم و آینده‌ی خودمان و کسب‌و‌کارمان را به خطر می‌اندازیم.اما چاره چیست؟ کتاب واقع‌بینی ابزاری است که می‌توانیم از آن کمک بگیریم تا با خطای کمتری محیط پیرامون خود را ببینیم و تحلیل کنیم؛ این کتاب دربارۀ جهان است، و اینکه چطور آن را بفهمیم. کتابی بر پایۀ آمار و اطلاعات و نمودارهایی که دید بهتری از اوضاع جهان به خواننده می‌دهد.موضوع اصلی کتاب واقع‌بینی چیست؟کتاب واقع‌بینی، که با پیشگفتار محمدرضا شعبانعلی در انتشارات آریاناقلم منتشر شده است، اثری امیدبخش است که خوانندگان را تشویق می‌کند تا از دریچه جدیدی به جهان پیرامون نگاه کنند.این کتاب می‌گوید: اگر در پی راه‌اندازی کسب‌وکاری هستید، بدون تغییر نگرش قدیمی برتری غرب و عقب‌افتادگی کشورهای دیگر قادر به این کار نیستید. نویسندۀ کتاب واقع‌بینی اصطلاحات «درحال توسعه» و «توسعه یافته» را رد می‌کند و می‌گوید به جای استفاده از این اصطلاحات، مردم کشورهای سراسر جهان را براساس سطح درآمدی بسنجید، زیرا فقط به این شکل می‌توانید ظرفیت کشورهای مختلف را برای ایجاد کسب‌وکار کشف کنید.مروری بر فصل‌های کتاب واقع‌بینیکتاب واقع‌بینی شامل یازده فصل است. هانس روسلینگ در مقدمه کتاب سؤال‌هایی تحت عنوان «خودآزمایی» مطرح می‌کند وقتی به این سوالات جواب می‌دهید تازه متوجه می‌شوید که چقدر دید اشتباهی نسبت به جهان پیرامونتان دارید.او در ده فصل ابتدایی کتاب ما را با ده غریزه آشنا می‌کند که باعث این جهان‌بینی اشتباه می‌شوند. ده غریزه‌ای که در کتاب معرفی می‌شوند می‌توانند باعث ایجاد اندیشه‌های مسموم و دلسردکننده در ذهن رهبران و مدیران تجاری شوند که همین افکار آرام آرام زمینه‌ساز پدید آمدن بدبینی ریشه‌دار و عمیقی در وجودشان می‌شود و پای آن‌ها را در سرمایه‌گذاری کردن در نقاط درحال رشد دنیا سست می‌کند. از سوی دیگر، این اندیشه‌های منفی توانایی این را دارند که امید به بهتر شدن زندگی را در انسان‌ ریشه‌کن کنند. به همین دلیل، مخاطبان این کتاب فقط علاقه‌مندان و فعالان حوزه کسب‌وکار نیستند بلکه تمام افرد هستند.بعد از معرفی این غریزه‌ها هانس روسلینگ تعدادی از ابزارهای سادۀ تفکر را به شما آموزش می‌دهد. این ابزارها به شما کمک می‌کند تا تصویر کلی درستی از جهان به دست آورید. و در انتهای هر فصل چکیده‌ای از آن روش‌ها را بیان می‌کند و در فصل یازدهم از سخنانش نتیجه‌گیری می‌کند.جملاتی از کتاب واقع‌بینی«وقتی ترس ذهنمان را دراختیار می‌گیرد، هیچ جایی برای واقعیت‌ها نمی‌ماند.»«برای فهم بیشتر مشکلات مهم جهان، ما باید ورای یک فرد مقصر و به خود سیستم بنگریم.» 6)‌ کتاب هنر دستیابی برای همه‌ی ما پیش آمده است که در حل مسائلمان با بن‌بست روبه‌رو ‌شویم، بر سر دوراهی قرار بگیریم، تصمیم‌گیری برایمان سخت شود و ندانیم کدام مسیر را انتخاب کنیم. در این مواقع، بی‌نتیجه بودن روش‌های سنتی حل مسئله -که می‌گویند: «قبل از اقدام باید همه جوانب را بررسی کرد.» برایمان روشن می‌شود. بنابراین حالا که راه‌حل‌های قدیمی دیگر جواب نمی‌دهند پس راه‌حل جایگزین چیست؟پیشنهاد نویسنده‌ی کتاب «هنر دستیابی» استفاده از «تفکر طراحی» است. این کتاب با زیر عنوان «چگونه از خیالبافی دست بکشید، شروع کنید و فرمان زندگی را خودتان به دست بگیرید» توسط انتشارات آریاناقلم منتشر شده است.موضوع اصلی کتاب هنر دستیابی چیست؟در کتاب هنر دستیابی، پروفسور برنارد راث، استاد با سابقه‌ی دانشگاه استنفورد، با کمک روش «تفکر طراحی»، راهکارهایی عملی در اختیارمان قرار می‌دهد تا بتوانیم از درجا زدن و به دور خودگشتن دست بکشیم و گامی عملی به سوی اهدافمان در زندگی برداریم.هرچند تا حالا از تفکر طراحی برای حل مسائل دنیای کسب‌وکار استفاده شده است، پروفسور راث در این کتاب نحوۀ به کارگیری آن در حوزۀ رشد و توسعه‌ی فردی را آموزش می‌دهد و ظرفیت‌ها و توانایی‌های این رویکرد در حل مسائل شخصی را برای افراد مشخص می‌کند و به همین خاطر است که این کتاب را در دسته بهترین کتاب های توسعه فردی قرار دادیم.او هم‌چنین اشاره می‌کند که گاهی افراد می‌گویند تقصیر مدیر، خانواده یا دوستانشان است که آن‌ها به خواسته‌هایشان نمی‌رسند. اما نظر او این است که «وقتی خوب در خودتان کاوش کنید، متوجه می‌شوید که خودتان همان کسی هستید که دارد کارتان را خراب می‌کند.»آیا لازم است برای درک مطالب ‌این کتاب دربارۀ تفکر طراحی بدانیم؟برنارد راث در این کتاب از مثال‌، داستان‌ و تمرین‌ برای آموزش تفکر طراحی به افراد کمک گرفته است. با این حال برای بهره‌مندی از مطالب کتاب هنر دستیابی نیازی نیست با مباحث مدیریتی و تفکر طراحی آشنا باشید. زیرا نویسنده این مفهوم را به صورتی ساده توضیح می‌دهد و وارد مباحث پیچیده و تخصصی نمی‌شود. برنارد راث بسیاری از پیش‌فرض‌ها و موانع ذهنی ما را به چالش می‌کشد. و در بخش‌های مختلف کتاب می‌گوید: وارد میدان عمل شوید و انجام دهید حتی اگر شکست بخورید؛ بنابراین اگر شما هم مدام در مرحله‌ی برنامه‌ریزی درجا می‌زنید و هیچ‌وقت برای عملی کردن نقشه‌های ذهنی‌تان قدمی رو به جلو برنمی‌دارید این کتاب برای شماست.مطالعۀ ‌این کتاب به شما چه کمکی می‌کند؟مطالعه‌ی این کتاب به شما کمک می‌کند تا بدانید:چرا انجام دادن به اندازه‌ی تلاش کردن مهم است؟چرا بهانه‌ها، حتی از نوع موجه‌شان، باعث خودتخریبی می‌شوند؟چگونه به جای رویاپردازی دست به کار شوید؟چطور به چیزهایی که حواستان را پرت می‌کنند و شما را از اهدافتان دور می‌کنند توجه نکنید؟و…جملاتی از کتاب هنر دستیابی«ذهن انسان فریبکارتر از چیزی است که تصورش را می‌کنیم و همواره با خودخواهی‌های درونیمان همکاری می‌کند تا بهترین اراده‌هایمان را نابود سازد. این وضعیتی است که انسان در آن به سر می‌برد.»«تفکر طراحی رویکرد حل مسئله خلاقانه‌ی انسان محوری است که در آن تلاش می‌شود نیازهای واقعی افراد و همچنین راهبردهای کسب‌وکار (آنچه مطلوب است)با در نظر گرفتن الزامات فنی و اقتصادی (آنچه مقدور است) برآورده شود.»«براساس تفکر طراحی، برای حل مسئله ابتدا باید بتوانیم با فرد یا افرادی که ذینفع مسئله‌اند همدلی کنیم و با دغدغه‌ها و نیازهایشان آشنا شویم. (در مسائل شخصی، این فرد خودمانیم). در گام دوم، باید بتوانیم مسئله‌ای را که با آن روبه‌روییم واضح تعریف کنیم و مطمئن شویم سراغ مسئله‌ی درستی رفته‌ایم. گام سوم به ایده‌پردازی برای تولید راه‌حل‌های مختلف اختصاص دارد. در گام چهارم، نمونه‌ای از راه‌حلی که مؤثرتر و اجرایی‌تر از بقیه است می‌سازیم و اجرا می‌کنیم و، در گام پنجم و آخر، بازخوردها و نتایج به دست آمده از اجرای نمونه‌مان را بررسی می‌کنیم و درصورت نیاز فرایند را تکرار می‌کنیم تا به راه‌حلی مؤثر و کافی برسیم.» 7) کتاب بی‌حد و مرز آیا امروز همان جایی هستید که همیشه آرزویش را داشتید؟ آیا از تمام توانمندی‌های خود استفاده می‌کنید؟ آیا تمام استعدادهای خود را کشف کرده‌اید؟ آیا از آنچه هستید راضی‌اید؟ آیا زمان تغییر در خود نرسیده است؟ آیا دارید همه‌ی کارهایی که خواهانش هستید را انجام می‌دهید؟ یا اینکه می‌خواهید بیشتر ببینید، بیشتر انجام دهید و بیشتر وجود داشته باشید؟ اگر می‌خواهید به چیزهای بیشتری دست یابید. چه چیزی سد راهتان می‌شود؟ چه چیزی محدودتان می‌کند؟ می‌دانید؟ اگر ندانید چه چیزی محدودتان می‌کند، چگونه برطرفش خواهید کرد؟  اگر این سوالات ذهن شما را هم مشغول کرده است کتاب توسعه فردی «بی‌حد و مرز» نوشته‌ی جان مکسول را به شما پیشنهاد می‌کنیم.موضوع اصلی کتاب بی‌حدومرز چیست؟این کتاب به شما یاد می‌دهد که برای داشتن یک زندگی خوب باید جسارت و شجاعت عبور کردن از محدودیت‌ها را داشته باشید. باید از محدودۀ امن خود بیرون بیایید، خود را به چالش بکشید، از توانایی‌های خود آگاه شوید و به جای کار روی نقاط ضعف روی نقاط قوتتان کار کنید. جان مکسول اعتقاد دارد ظرفیت ما ازپیش تعیین شده نیست. او درباره‌ی این کتاب می‌گوید:«می‌خواهم آن کسی باشم که به شما کمک می‌کند خودآگاهتر شوید… می‌خواهم به شما کمک کنم کار جدیدی انجام دهید و به جای جدیدی برسید.»جمله‌ای از کتاب بی‌حدومرز«بین محدودۀ امن و رؤیاهایمان جایی است که زندگی رخ می‌دهد.» 8) کتاب مدل کسب‌و‌کار شما کتاب«مدل کسب و کار شما» کتاب دیگری است از نویسندگان کتاب پرفروش «خلق مدل کسب‌و‌کار». این کتاب تلاش می‌کند تا راه‌حلی برای مشکل نارضایتی شغلی ارائه کند. کتاب مدل کسب و کار شما، چارچوبی عالی برای توصیف، تحلیل و بازآفرینی یک شغل را در اختیارتان قرار می‌دهد. به طور معمول مدل کسب و کار برای توصیف مشاغل به کار می‌رود اما این کتاب از شما می‌خواهد که خودتان را به عنوان یک کسب‌و‌کار تک نفره در نظر بگیرید. این کار به شما کمک می‌کند تا نقاط قوت و استعدادهایتان رابرای رشد شخصی و حرفه‌ای به کار بگیرید و در صورت لزوم در آن تغییراتی بدهید.هرچند به قول نویسندگان این کتاب افراد کاملا مشابه سازمان‌ها نیستند اما یک موضوع مشترک بین آن‌ها وجود دارد: افراد هم مثل بسیاری از سازمان‌ها تحت‌تاثیر عوامل محیطی و اقتصادی قرار می‌گیرند که خارج از کنترل آن‌هاست. در این شرایط برای این که در مسیر موفقیت و رضایت شغلی باقی بمانید باید رویکرد خود را با محیط در حال تغییر سازگار کنید. این کتاب سعی دارد تا مهارت‌های لازم برای این کار را در اختیار شما قرار بدهد.هرچند به قول نویسندگان این کتاب افراد کاملا مشابه سازمان‌ها نیستند اما یک موضوع مشترک بین آن‌ها وجود دارد: افراد هم مثل بسیاری از سازمان‌ها تحت‌تاثیر عوامل محیطی و اقتصادی قرار می‌گیرند که خارج از کنترل آن‌هاست. در این شرایط برای این که در مسیر موفقیت و رضایت شغلی باقی بمانید باید رویکرد خود را با محیط در حال تغییر سازگار کنید. این کتاب سعی دارد تا مهارت‌های لازم برای این کار را در اختیار شما قرار بدهد.جمله‌ای از کتاب مدل کسب‌و‌کار شما«شغل‌های رویایی بیش از آنکه پیدا شوند خلق می‌شوند، بنابراین به ندرت با جستجوهای مرسوم به دست می‌آیند. شناخت قوی از خود لازمه یک شغل رویایی است.» 9) کتاب هوش هیجانی برای مدیران پروژه «آیا میدانی چقدر خطرناک است که از احساساتت باخبر نباشی؟» این سوالی است که در همان صفحات ابتدایی کتاب«هوش هیجانی برای مدیران پروژه» مطرح می‌شود.احساسات اعضای تیم و حمایت‌شان از هم در موفقیت پروژه‌ اثر می‌گذارد. بیشتر مدیران پروژه مهارت‌های لازم برای مدیریت پروژه را دارند اما مسئله‌ای که آن‌ها اغلب نادیده می‌گیرند احساسات افراد درگیر پروژه است. هر پروژه‌ای با مسائل و چالش‌های متعددی روبه رو می‌شود که عبور از آن‌ها به همدلی، تشویق و سخت‌کوشی اعضای تیم نیاز دارد. اگر مدیر پروژه نتواند احساسات خودش یا تیمش را درک و کنترل کند آن وقت موفقیت پروژه به خطر می‌افتد. کتاب هوش هیجانی برای مدیران پروژه به همین دلیل نوشته شده است.فرقی نمی‌کند که شما چه موقعیت شغلی داشته باشید چون احساسات و هوش هیجانی نقش مهمی در موفقیت‌تان بازی می‌کنند. با این حال هوش هیجانی برای مدیران پروژه اهمیت بیشتری دارد. چون مدیرانی که بر هوش هیجانی تسلط دارند، می‌توانند با گرفتن و تحویل دادن مرتب پروژه‌های بزرگ‌ و مهم‌ پیشرفت کنند.جمله‌ای از کتاب هوش هیجانی برای مدیران پروژه«شما نمی‌توانید مهارت‌های نرم را با کار سخت به دست آورید.»سخن آخراین موضوع که بهترین کتاب‌های توسعه فردی واقعاً به افراد کمک می‌کند یا نه بستگی به تلاش و تعهدی دارد که برای اجرای توصیه‌های موجود در آن‌ها انجام می‌دهید. برای ایجاد تغییرات، باید تمرین و پافشاری کنید. چون از یک طرف همیشه تغییرات جدیدی وجود دارد که می‌خواهید در خودتان ایجاد کنید، فرد جدیدی که می‌خواهید به آن تبدیل شوید، عادت‌های جدیدی که می‌خواهید در خود ایجاد کنید یا عادت‌های قدیمی که می‌خواهید در خود ریشه‌کن کنید. بنابراین تغییر خود یک فرآیند بی پایان است. و از طرف دیگر ایجاد یک عادت جدید یا از بین بردن یک رفتار غلط نیاز به تمرین در طولانی‌مدت دارد. خواندن این کتاب‌ها معجزه نمی‌کند، اما به شما کمک می‌کند تا بدون برنامه و تلاش فقط درجا نزنید.برگرفته از مقالۀ بهترین کتاب‌های توسعه فردی انتشارات آریاناقلم</description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Tue, 20 Dec 2022 14:10:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شنا در خلاف جهت جریان آب</title>
                <link>https://virgool.io/@aryanaghalam/%D8%B4%D9%86%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%81-%D8%AC%D9%87%D8%AA-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%A8-rdrs1hdqjnqq</link>
                <description>  شرکت هواپیمایی ساوت‌وست در سال 1967 تأسیس شد و چهار سال پس از تأسیس، در سال 1971، نخستین پرواز رسمی خود را از فرودگاه دالاس انجام داد. ساوت‌وست صنعت هوایی را با زیر سؤال بردن استانداردهای رایج و پرسش از چراها متحول کرد و تعریف جدیدی از این صنعت به وجود آورد که با تصور رایج از آن تفاوت داشت.Southwest Airlines شرکت‌های هوایی تا پیش از پیدایش ساوت‌وست، از ناوگانی با هواپیماهای مختلف استفاده می‌کردند؛ رزرو صندلی‌های خاص امکان‌پذیر بود؛ عمده پروازها به صورت رفت و برگشت در یک مسیر مشخص بود؛ مسافران از خدمات کامل حمل بار برخوردار بودند و پذیرایی کاملی در حین پرواز از مسافران انجام می‌شد. ساوت‌وست با زیر سؤال بردن وضع موجود، از ناوگانی متشکل از یک نوع هواپیما و یک سیاست ثابت در تخصیص صندلی‌های هر پرواز استفاده کرد؛ پروازها به صورت نقطه به نقطه برنامه‌ریزی شدند و خدمات حمل بار و پذیرایی در داخل هواپیما به حداقل ممکن کاهش یافت. این اقدامات به ساوت‌وست امکان داد بلیط‌های ارزان‌تری به متقاضیان عرضه کند و سفرهای هوایی را برای تعداد بیشتری از افراد جامعه توجیه‌پذیر کند. ساوت وستامروزه مدل کسب‌وکار ساوت‌وست دچار تغییرات زیادی شده است و توجه رقبا را نیز به خود جلب کرده است؛ با این‌حال تکانه‌های تأثیری که این شرکت با ایجاد تردید در استانداردهای صنعت هوایی در دهه 1970 ایجاد کرد، هنوز چشمگیر است.  نکاتی که باید به خاطر بسپارید: وضع موجود‌ همیشه ذهن را به مجموعۀ مشخصی از انتخاب‌ها محدود می‌کند. پرسش‌وپاسخ‌های عجیب‌وغریب، با شکستن باورها و استانداردهای رایج، دایرۀ انتخاب‌ها و مرزهای ذهنی را جابه‌جا می‌کنند.به چیزهایی که وجود دارد توجه کنید و از خود بپرسید چرا؟ و به چیزهایی که وجود ندارد فکر کنید و از خود بپرسید چرا نه؟ به گروه‌های مختلف نامشتریان فکر کنید و از خود بپرسید چرا آنها مشتری ما نیستند و چگونه می‌توانیم پیشنهاد ارزشمندی دهیم که نامشتریان هم به مشتریانمان تبدیل شوند.ذهن استراتژیست(تکنیک های کاربردی تفکر استراتژیک در سطح ملی، سازمانی و فردی)منبع مطلب بالا فصل پنجم از کتاب ذهن استراتژیست است که نویسندگان کتاب در این فصل بررسی می کنند چطور برای تحول باید به دنبال پرسش های ناگفته و پاسخ های نایافته باشیم. هنگامی‌که از پرسش‌های ناگفته صحبت می‌کنیم، به وضعیتی اشاره داریم که حتی خود مشتریان نیز از نیازها و خواسته‌هایشان آگاه نیستند و آن‌چنان با وضعیت موجود خو گرفته‌اند که نیاز دیگری احساس نمی‌کنند و پرسشی در ذهنشان شکل نگرفته است. این در حالی است که وقتی‌که از پاسخ‌های نایافته حرف می‌زنیم، با نیازها یا پرسش‌های مشخص و معلوم مواجهیم، اما پاسخ‌ها آن‌قدر رضایت‌بخش نیستند و بخشی از مشتریان همچنان در جست‌و‌جوی پاسخ‌هایی‌اند که بهترین تناسب را با نیازهایشان داشته باشد.</description>
                <category>انتشارات آریاناقلم</category>
                <author>انتشارات آریاناقلم</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jun 2019 13:17:58 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>