<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mdyjifsdvjkbcdfvb</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@asal.narrator</link>
        <description>فارغ التحصیل</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-07 14:24:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>Mdyjifsdvjkbcdfvb</title>
            <link>https://virgool.io/@asal.narrator</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بیرون اومدن از یک رابطه عاطفی ۲</title>
                <link>https://virgool.io/@asal.narrator/%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%B7%D9%81%DB%8C-%DB%B2-ypdbri9hmxym</link>
                <description>سلامممم امیدوارم حالتون خوب باشه . نزدیک ۵۰ نفر پارت قبلی و خوندن ولی نه لایک کردن نه دنبال کردن حداقل یک کاری کنید انسان خوشحالی شم برای پارت دو...(مویع مویع) یکی از اتفاقاتی که میفته بعد از اینکه جدا می‌شید اینکه دوست دارید به هر روشی که شده به اون طرف بفهمونید که شما عالی بودید ، شما از خود گذشته بودید ، شما خیلی جاها هواش و داشتید ولی اون نداشته...همه اینا رو فرض می‌کنیم درسته ؛ ولی ثابت کردن ش برای آدمی که دیگه قرار نیست تو زندگی تون باشه چه ارزشی داره ؟ می دونم که با تک تک سلول هات می خواین به اون آدم نشون بدید چی و از دست داده ولی حقیقت اینکه اون اگه واقعا می دونست شما چی هستید هیچ وقت از دستتون نمیاد . پس وقتی کنارتون بوده ، نزدیک ترین آدم بوده و نفهمیده که شما چقدر سخت تلاش میکنید برای این رابطه الان که نیست هم هیچ وقت نمیفهمه . دست از تلاش کردن برای آدمی که حتی تلاش نکرده خوشحال تون کنه بردارید . اون موقع آدم خوشحال تری هستید . شما با اون آدم زندگی کردید، شب و روز بهش فکر کردید؛ پس معلومه که همیشه یک جا از ذهنتون باشه پس خودتون و بابتش سرزنش نکنید چون خاطرات فراموش نمیشن ولی کم رنگ میشن خیلی کم رنگ ، فقط باید بهش زمان بدید .و در آخر اگه قراره تو این داستان به کسی ثابت کنید که اشتباه میکرده و اشتباه تصمیم گرفته لطفا اون آدم خودتون باشید و به خودتون ثابت کنید که اشتباه میکردید راجب اینکه بدون اون آدم نمیشه زندگی کرد و بپذیرید که این آخر داستان نیست . ما وقتی ناراحتیم ، وقتی درد و رنج داریم درست اون لحظه می تونیم شاهکار خلق کنیم . من از انگیزشی حرف زدن متنفرم و ببخشید اگه یک جاهایی نتونستم خودم و کنترل کنم .زندگی تون به زیبایی محیا :))</description>
                <category>Mdyjifsdvjkbcdfvb</category>
                <author>Mdyjifsdvjkbcdfvb</author>
                <pubDate>Mon, 02 Oct 2023 09:29:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیرون اومدن از یک رابطه عاطفی</title>
                <link>https://virgool.io/@asal.narrator/%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%B7%D9%81%DB%8C-ibd4fduzcl7i</link>
                <description>سلام امیدوارم که حالتون خوب باشه ؛ چیزی که شاید خیلی از ما توی بازه سنی ۱۵ تا ۲۵ دچارش شیم و خیلی ما رو اذیت کنه شکست عشقی یا همون بیرون اومدن از یک رابطه عاطفی هست ، چون توی این سن ما معمولا اولین یا حداقل عمیق ترین حس رو تجربه می کنیم و همین باعث میشه فکر کنیم خیلی افسانه ای یا تکرار نشدنی هست در صورتی که این جوری نیست. من می خوام توی چند تا پارت راجب مراحل و مسائلی که توی این راه ممکنه بهش بر بخورید باهاتون حرف بزنم ؛ حرف های من صرفا از روی تجربه خودم و اطرافیانم ، کتاب هایی که خوندم، ویدیو هایی که دیدم، و البته نصحیت های خوبی که گرفتم به وجود اومدن و برای منی که هر روز گریه می کرد کار ساز بود . امیدوارم شما هم بخونید و به درد تون بخوره و نظراتتون و هم بهم بگید.  اولین چیزی که باید بدونید اینکه هیچکس به تنهایی هیچ وقت شروع کننده یک رابطه نیست ، حتی اگه شما اونی بودید که در خواست داده اون فرد هم در نهایت خواسته که با شما وارد رابطه شه ؛ پس وقت خودتون صرف مرور خاطرات و چی شد که به این جا رسیدیم نکنید . وقتی با یکی هستید مخصوصا اگه شروع رابطه خیلی احساسی بوده و از اون روابطی بوده که هر روز به هم محبت می کردید فکر نکنید اگه این ادم رو از دست بدید دیگه تا ابد قرار نیست کس دیگه ای رو پیدا کنید . من می دونم گذشتن از کسی که دوسش دارید کار آسونی نیست اما موندن با کسی فقط به خاطر اینکه نکنه کس دیگه ای من و دوست نداشته باشه پس بهش التماس کنم که بمونه چیزی و درست نمیکنه چون در نهایت رابطه ای که بهم ریخته یک روزی تموم میشه . پس جمع بندی امروز و تو دو تا نکته خیلی مهم خلاصه می کنم : قطعا شما یک روزی هم و دوست داشتید ولی اگه توی این مرحله بنا به هر دلیلی حس می کنید رابطه ی سمی دارید ، احساس آرامش ندارید ، داره بهتون دروغ گفته میشه و مورد توهین و خیانت هستید ؛ نباید به خاطر خاطره های خوب و چهره ای که از اون ادم برای خودتون ساختید رابطه رو هرجوری که شده نگه دارید . قبول کنید که شروع فوق العاده ای داشتید اما قرار نیست حتما به پایان فوق العاده ای برسید . همین جوری که اون ادم تنها ادم دنیا نیست مطمن باشید قرار هم نیست زندگی تون بعد از اون ادم از نابود شه ، می دونم فکر می کنید بدون اون زندگی معنا ای نداره ولی حقیقت اینکه هنوز ی ادم اون بیرون هست که واقعا قراره عاشق شما شه و رابطه فوق العاده ای رو با هم شروع کنید ولی هنوز با هم آشنا نشدید ، و موندن شما تو این رابطه خراب شده فقط می تونه شانس تجربه عشق واقعی رو ازتون بگیره .و در آخر بگم که جدا شدن کار راحتی نیست ولی بعدش همون طوری که قبلا تو نوشته باز هم من  گفتم چیزی که در نهایت میمونه شما هستید . اون ادم هیچ وقت شاید از ذهن شما پاک نشه اما بهتون قول بدیم ردش روی قلب تون کم رنگ میشه خیلی کم رنگ ... قلب تون به زیبایی آسمون :))</description>
                <category>Mdyjifsdvjkbcdfvb</category>
                <author>Mdyjifsdvjkbcdfvb</author>
                <pubDate>Sun, 17 Sep 2023 06:33:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استوژیت</title>
                <link>https://virgool.io/@asal.narrator/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%DA%98%DB%8C%D8%AA-umqdjfuxwnhb</link>
                <description>خیلی وقت اتفاق هات ساعت ها و حتی دقیقه ها اون جوری که ما برنامه ریزی می کنیم پیش نمیرهه و من این روز ها هر بار بیشتر از قبل این و میفهمم . با قاطعیت میگم که روزی نیست که برای من بدون فکر کردن به تو بگذره ؛ ی روز هایی به این فکر میکنم که چیکار کنم بفهمی من چیزی و نباختم ی روز هایی می خوام باور کن تمومه و ی روز هایی انقدر دلتنگت هستم که فقط دلم می خواد بغلت کنم ... شاید درستش هم همینه، عشق چیز پیچیده ای پس گذشتن ازشم به همین سادگی ها نیست ...ولی وقتی که بر می گردم و به یکسال پیش خودم نگه میکنم میبینم که من الان خیلی خوشحال ترم خیلی حالم بهتره با اینکه ندارمت . چیزی که من فهمیدم اینکه درد نداشتن خیلی بهتر از درد ترس از دست دادنه . پس خوشحالم که ندارمت ، که ندارمت که بخواد فکر نداشتنت بشه دار و ندار من از دنیا ، دنیایی که اول و اخرش تویی :))پ ن استوژیت یک بازی گروهی هستش، با یک سری کارت شکل دار شروع میشه که هر کدوم یک رخداد و نشون میدن و جالبیش اینکه هر عکس برای هر فرد یک معنی خاص داره ؛ بازی از اینجا شروع میشه که به هر فرد یک سری عکس داده میشه و توی هر دست باید یک عکس و انتخاب کنید که توی دست خودتون هست و ی جمله که ازش برداشت می کنید و بگید بعد هر نفر ی کارت میاره پایین کارت ها قاطی میشه و بعد روی زمین چیده میشه و شرکت کننده ها باید حدس بزنن اون جمله برای کدوم کارته ؛ بر خلاف چیزی که فکر میکنید این بازی اصلا ساده نیست و می تونه ۱۰ تا آدم بزرگ رو برای ۱۰ ساعت میخ کوب کنه و جالبیش برای من اینجاست که کارت ها عوض نمیشن اونا یک سری تصویر ثابت هستن ولی هر بار هر فرد روایت خودش رو از کارت ها داره و این بازی رو منحصر به فرد میکنه . ما آدم های یکسانیم به داستان های متفاوت که خودمون اونا رو خلق میکنیم برای شما چه کلمه و داستانی با بقیه فرق داره ؟ برای من عشق </description>
                <category>Mdyjifsdvjkbcdfvb</category>
                <author>Mdyjifsdvjkbcdfvb</author>
                <pubDate>Wed, 02 Aug 2023 04:23:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درد</title>
                <link>https://virgool.io/@asal.narrator/%D8%AF%D8%B1%D8%AF-x2bqkatkurmh</link>
                <description>قلبم درد میکنه انقدری که حتی نمی تونم کاری کنم . چیز جدیدی نیست دو روزهه که دارم این جوری می گذرونم بند بند وجودم می خواد که همه چی دروغ باشه همه چی یک خواب باشه که یهو ازش بپرم بعد بهت زنگ بزنم همین جوری که صدات گرفته بگی ها ؟ بعد من با ذوق و هیجان خوابم و برات تعریف کنم بگم باورت میشه خواب دیدم ۸ ماهه با هم نیستیم ؟ بهت بگم باورت میشه تو توی خوابم از یکی دیگه خوشت اومده  بود ؟ برات میگم که چقدر درد کشیدم حتی بهت میگم انقدر ناراحت بودم که قلبم درد گرفته بود حتی تو خوابم احساسش میکردم .  برات میگفتم که هر لحظه از زندگیم چه وقت هایی که خوشحال بودم و چه وقت هایی که ناراحت همش به فکر تو بودم همش دوست داشتم تو باشی ...بهت بگم چقدر همه بهم گفتن ولش کن چقدر همه گفتن احمقی ولی من بازم برات گریه میکردم بازم دوست داشتم باشی حتی شده ی روز ی روز دیگه باشی کنارم ...بهت میگفتم که چقدر خستم از نبودنت ، چقدر ناراحتم تز نداشتنت، و چقدر حسود و حساسم رو ماله یکی بودنت .ما درست زندگی نکردیم ما قرار بود تازه ی ماه دیگه زندگی مون با هم شروع شه کنار هم باشیم وقت بگذرونیم ولی تو زندگیت و ماه دیگه با یکی دیگه شروع میکنی ....و چقدر سخته جواب دادن ب اینکه تو خوبی ، ت زنده ای تو هنوز هستی تو هنوز بهم هر شب زنگ میزنی در صورتی که ت رفتی و گفتی هیچ وقت بر نمی گردی اگه همه ی اینا ی خواب بود که ت قرار بود پشت تلفن ساعت ۸ صبح گوشش بدی باور کن برات میگفتم که فراموشی با تو معنایی ندارهه بهت میگفتم که چطوری احمقانه ازم خواستی بیخیالت شم ... پس بگو همش خوابه که عشق من به ی غریبه دل داده ...</description>
                <category>Mdyjifsdvjkbcdfvb</category>
                <author>Mdyjifsdvjkbcdfvb</author>
                <pubDate>Sat, 20 May 2023 01:20:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>و باز هم من</title>
                <link>https://virgool.io/@asal.narrator/%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85-%D9%85%D9%86-szv74eoveep2</link>
                <description>چشم خورد به اسم کتاب هایی که کنار هم تو قفسه فروش کتاب ردیف شده بودن ، کمتر کسی حتی بهشون توجه می کرد ، توجه مردم بیشتر به تخفیف های ۱۰ درصدی ماست و پنیر بود . ولی من ۱۰ دقیقه تمام از فاصله ۱۰ متری هی داشتم اسم کتاب ها رو تو ذهنم مرور می کردم ، منِ پیش از تو ، منِ بعد از تو ، و باز هم من . من داستانشون و نمی دونسم ولی کلمه هاش بدجور برام معنی و مفهوم داشت حس می کردم بیشتر از ی حرفه بیشتر از ی اسمه و مثل همیشه شروع کردم به سناریو ساختن براش این تنها راه مقاومت من در برابر چیزایی هست که راجبش چیزی نمی دونم . من قبل از تو وجود داشتم ولی نه به شادی روزهایی که با تو گذشت ، من وقتی رفتی بازم وجود داشتم ولی نه به آرومی روزهایی که تو بودی . و الان که با یکی دیگه هستی من بازم وجود دارم ولی نه با قلب سالمی که قبل تو داشتم ‌. </description>
                <category>Mdyjifsdvjkbcdfvb</category>
                <author>Mdyjifsdvjkbcdfvb</author>
                <pubDate>Thu, 18 May 2023 15:40:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چون هنوز دوست دارم</title>
                <link>https://virgool.io/@asal.narrator/%DA%86%D9%88%D9%86-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-qy745wi0kie7</link>
                <description>من تا حالا زیاد برات از خودت گفتم زیاد تحلیل کردم تو رو شاید بیشتر از هر کس دیگه تو زندگیت  ولی ب نظرم بولد ترین چیز تو شخصیت تو که هیچ وقت بهش اشاره نکردم این میل به ساپورت کردن همه با همه اینکه خودتم نمیفهمی چی می خوای و تو در اوج اینکه احساس میکنی هیچ کاری نمیکنی جز اینکه با ادم ها دوستی داری اون رو نابود میکنی و به احساسشون آسیب میزنی و اگه این ادم ها زیادن تو زندگیت اگه همیشه درگیر دراما هسی مقصر هیچکس نیسا جز خودت . تو نمی تونی هم رو داشته باشی و بعد توقع داشته باشی بهت وابسته نشن ادم ها مث ت مودی نیسن تنوع طلب نیسن . دل میبندن امیدوار میشن.ولی به هر حال حس میکردم واقعا ی چیزی این وسط بین من و تو هنوز هست مث ی جاذبه ی نیروی قوی تر تو این میدان که میزاره فوتون هامون از قلب های فلزی مون جدا شه و بهم وصل شه ولی انگار اشتباه میکردم  برای تو خاص بودنی وجود نداره . کل دوره ی خاص بودن یکی برای ت ی ساله بعدش حس میکنی خسته ای اولش اون ادم و می خوای برای همیشه و بعو وقتی یکی جدید میاو توجیحت برای وقت گذروندن بیشتر با اون ادمه اینکه من می خوام تا اخر زندگیم این ادمه باسه و دوباره بعدی و بعدی و بعدی ... بابت روز هایی که برای تو گذاشتم برای تمام وقت هایی که سعی کردم خوشحالت کنم از خودم معذرت می خوام  ت تنها کسی بودی که من و متنفر کردی از اینکه چرا سعی میکنم به ادم ها اهمیت بدماینکه فکر میکنی ادم فوق العاده ای هسی عالیه  اینکه فکر میکنی حواست به ادم ها و احساساتشون هست خیلی خوبه  اینکه فکر میکنی هیچ وقت به کسی آسیب نمیزنی حتی اینم خوبه  ولی تنها چیری که این وسط بدهه اینکه تو فقط فکر میکنی  دیگه نمی خوام باهات در ارتباط باشم  یادته گفتی من اگه بخوام می تونم از زندگیت محو شم جوری که حتی فکر نکنی ی روز بودم  این کار رو کن  چون هر بار که میبینمت بیشتر میفهمم چقدر میشه بدتر از چیزی بود که فکرش و میکنی</description>
                <category>Mdyjifsdvjkbcdfvb</category>
                <author>Mdyjifsdvjkbcdfvb</author>
                <pubDate>Thu, 18 May 2023 15:24:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفا عاشق نشوید</title>
                <link>https://virgool.io/@asal.narrator/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D9%86%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-i2xd5nesijmw</link>
                <description>یهو بی دلیل داشتم به این فکر می کردم که اگه شکست عشقی و بخایم نرسیدن معنی کنیم همه ما حداقل ی بار تجربش کردیم ، همون موقع هایی که ت دبستان اولین روز مهر از بغل دستیت خوشت اومد ، می خاستی باهاش دوست شی ولی اون روز بهش نگفتی و رفتی و خونه بهش فک کردی ، به اینکه قرار چقدر بهتون خوش بگذره باهام . فرداش هر چی جرعت داشتی ریختی توی کوله مدرست کنار تغذیه و کتابت ،  نفس عمیق کشیدی و رفتی توی کلاس تا بهش بگی میای با هم دوست شیم؟ ...تو کل شب و تو فکر این جمله خابت نبرده بود ، اما میبینی جاش و عوض کردهه رفته پیش یکی دیگه نشسته ، اون لحظه تو حسادت میکنی حتی اگه بگی حسادت نبود ولی بوده فقط ابعادش کوچیک بود اندازه سن کمت ، ما هممون تجربه کردیم ولی یاد نگرفتیم ده سال بعدش وقتی از یکی خوشم اومد بریم و بهش بگیم یا حداقل نشینیم ی گوشه تا اون بیاد و پیام بده خب مگه چی میشه اونم ی ادمه دیگه ، فک کنم اینا رو میگم چون می دونم کاری جز گفتن ندارم اللن چون می دونم من هیچ وقت جرعت انجام دادن ندارم . به عقیده من دوست داشتن یک نوع بیماریه که اگه پاش به زندگیت وا شه هر روز بیشتر از روز قبل درگیرت میکنه و باعث میشه همش نگرانِش باشی و بهم بریزی واسه هر اتفاقی ...اما دیگه امکان نداره خرد شی</description>
                <category>Mdyjifsdvjkbcdfvb</category>
                <author>Mdyjifsdvjkbcdfvb</author>
                <pubDate>Fri, 11 Nov 2022 03:57:34 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>