<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی صمدپور</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@asamadpour</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:10:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1856378/avatar/877gq5.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی صمدپور</title>
            <link>https://virgool.io/@asamadpour</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پارتیسیون‌هایی برای تمام تاریخ</title>
                <link>https://virgool.io/@asamadpour/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-ngmduin5kbhd</link>
                <description>در تاریخ چاپ و انتشار آثار موسیقی ایرانی در سده‌ی حاضر چند نفر نقشی اساسی ایفا کرده‌اند: علینقی وزیری، ابوالحسن صبا، حسین دهلوی، لطف‌الله مفخم‌پایان و فرامرز پایور. در این نوشته نگاهی می‌اندازیم به ایده‌ی بسیار درخشان چاپ نت‌نویسی تک قطعه‌هایی که از دهه‌ی ۳۰ تا اواخر دهه‌ی پنجاه جریان داشت.در اسناد خانه‌ی پایور به یکی از قدیمی‌ترین این جزوه‌ها برخوردیم:حالا چرا؟این جزوه حاوی ترانه‌ی «حالا چرا؟» اثر روح‌الله خالقی با شعر محمد حسین شهریار است. جلدش مزین به مینیاتوری به سبک کارهای محمد تجویدی،‌برادر علی تجویدی، است هرچند کار او نیست. در صفحه‌ی اولش پرتره‌ی کم‌یابی از روح‌الله خالقی دیده می‌شود و به تناسب آن در داخل جلد پشتی هم یک پرتره‌ی نایاب از محمد‌حسین شهریار. این میان متن غزل شهریار با مطلع آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ نوشته شده و نت‌نویسی ترانه‌ای که خالقی بر آن تصنیف کرده پس از آن آمده است. این نمونه شاید یکی از اولین نمونه‌های یک جزوه‌ی ساده‌ی بدون جلد سخت،‌اقتصادی و حاوی نت‌نویسی یک تک‌آهنگ است. در میان این اسناد نت دو قطعه از فرامرز پایور که برای اولین مسابقه‌ی موسیقی در ایران که میان لیسانسیه‌های دانشسرای عالی برگزار شده بوده است هم جالب توجه است:اولین چاپ قطعه‌ی ترانه از فرامرز پایورویژگی این یکی در دو رنگ بودن جلد و نوگرا بودن آن به نسبت زمان انتشار است. از این گذشته شاید این اولین نمونه از یک تک قطعه‌ی سازی باشد. همانطور که قبلا گفتم همراه این قطعه یک قطعه‌ی دیگر نیز از ساخته‌های پایور به همین صورت و جداگانه به چاپ رسیده است. پس از آن حسین دهلوی در دوره‌ی ریاست هنرستان موسیقی ملی به چاپ آثاری به این شکل همت گماشت که در تربیت هنرجویان هنرستان‌ها و همینطور هنرجویان آزاد نقش مهمی ایفا کرد:چهارنوازی مضرابی اثر: حسین دهلوی از انتشارات اداره‌ی هنرهای زیباسه‌نوازی اثر:‌نصرت‌الله گلپایگانی، برای ویولن (کمانچه)، آلتو ( کمانچه آلتو) و سنتوردونوازی سنتور، اثر حسین دهلویدر میان این مجموعه آثاری از هوشنگ ظریف، داریوش دولتشاهی و سوسن اصلانی نیز دیده می‌شود.هرچند این رویه و روند پس از انقلاب به همانطور که انتظار می‌رود متوقف شد اما بعضی از موسیقی‌دان‌ها با چاپ آثار خودشان به این شکل یا دیگران این رویکرد را زنده نگه‌داشتند:دونوازی برای سنتور و تار، اثر مهرداد دلنوازی، ۱۳۶۲مجموعه‌ی همساز در دهه‌ی هفتاد که با ایده‌ی نگارنده و جهانشاه صارمی تأثیری بر آموزش تار و سه‌تار گذاشت با تسری از همین ایده‌ی تاریخی شکل گرفت.با سپاس از همکار گرامی‌ام در خانه‌ی پایور، خانم اعظم شادپور، برای عکس‌برداری از این نت‌نوشته‌ها.</description>
                <category>علی صمدپور</category>
                <author>علی صمدپور</author>
                <pubDate>Sun, 25 Dec 2022 18:40:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رهبر ارکستر دقیقاً چه کار می‌کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@asamadpour/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D9%8B-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-q2yl6pghuyrc</link>
                <description>شاید هیچ غیر موسیقی‌دانی در ایران چندان سر از کاری که یک رهبر ارکستر می‌کند در نیاورد. گاهی تخیلات عجیبی را از کار رهبر ارکستر شنیده‌ام: رهبر با دستانش نت‌ها و ریتم را برای همه‌ی اعضای ارکستر می‌کشد!!! یا مثلاً اگر رهبر نباشد همه‌چیز در اجرا به‌هم می‌خورد. یا مثلاً نوارنده‌ها چه طوری همه‌ی علامت‌های رهبر را تشخیص می‌دهند و از آن جالب‌تر: اگر رهبر آهنگ را به نوازنده‌ها منتقل می‌کند پس چرا نت جلوی نوازنده هست؟ واقعیتش این است که نه! هیچکدام از این اتفاقات در فهرست کار و تخصص رهبر نیست و با اتفاق افتادنش هم شیرازه‌ی ارکستر به‌هم نمی‌خورد. به یاد بیاورید همین چند سال پیش را که رهبر ارکستر سمفونیک تهران در هنگام اجرا به دلایلی سن را ترک کرد، نوازندگان با اجرای قطعه‌ای بدون رهبر به کارشان ادامه دادند.  https://twitter.com/bbcpersian/status/1220765622591795201?s=61&amp;t=9VRSDkFesS3-oFjdeSbr7Q اما اگر بخواهم شمایی از ماجرای کار رهبر خلاصه‌وار بنویسم باید بگویم که ارکستر و نسبتش با رهبر بسیار شبیه نسبت مردم یک جامعه با رهبر سیاسی آن جامعه است.  یا مثلا کاری که یک مربی ورزشی با تیم انجام می‌دهد. حضور یا عدم حضور رهبر یا مربی در بزنگاه و کارزار انجام شدن جزییات نه تعیین‌کننده است و نه لازم. از همه مهم‌تر آنکه تیم یا جامعه با نبود مربی یا رهبر از انجام کار وا نمی‌ماند اما در دراز مدت و تمرین و استراتژی‌ها به او نیاز دارد. رهبر نت‌نوشتی (پارتیتور) را جلوی چشم دارد که خطوط همه‌ی سازها زیر هم نوشته شده و اتفاق در حال وقوع هر لحظه در طول موسیقی بر آن ثبت شده است:نمونه‌ای از نتی (پارتیتور) که رهبر در اختیار دارددر حالی‌که هر نوازنده نت مخصوص به ساز خودش (پارت) را روی پوپیتر جلویش می‌بیند که به آن پارت می‌گویند:پارت یا نت‌نوشته‌ای که برای نوازنده تهیه می‌شودکار رهبر تمرین دادن ارکستر برای رسیدن به اجرایی درست و قابل قبول از یک قطعه است؛ رهبران حرفه‌ای احتمال دارد به تقسیری منحصر به فرد حتا از یک قطعه‌ی بسیار شنیده شده و آشنا برای گوش‌های حرفه‌ای برسند. برای درک این روند کافیست دو اجرا از یک قطعه ( مثلا کنسرتوی پیانو شماره ۵ بتهوون به رهبری فون کارایان و لئونارد برنستاین ) گوش فرادهید.اگر حتا موسیقی‌دان تازه‌کاری هستید با مطالعه‌ی پارتیتور‌ و شنیدن و یا دیدن همزمان نسخه‌ی تصویری یا صوتی قطعه، می‌توانید فرآیند هیجان‌انگیز، آموزنده و منحصر به فردی را تجربه کنید. علاقمندان به این مبحث می‌توانند پارتیتور‌های مورد نیازشان را از آدرس‌های زیر تهیه کنند:www.payvarfoundationwww.30book.comwww.partpublication.com</description>
                <category>علی صمدپور</category>
                <author>علی صمدپور</author>
                <pubDate>Sun, 18 Dec 2022 16:28:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پارتیتور چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@asamadpour/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-itqzf8aqigqd</link>
                <description>پارتیتور یا در انگلیسی Score نت‌نوشته‌ای است که در پروسه‌ای طولانی و تدریجی شکل می‌گیرد و نهایتا منجر به ثبت موسیقی برای چند ساز که همزمان می‌نوازند، می‌شود. چرا طولانی و تدریجی؟‌ چون آهنگساز هنگام نوشتن یک قطعه‌ی موسیقی برای چند ساز لازم است که صفحه‌ای را فراهم کند یا داشته باشد که به تعداد سازهای مورد نظرش در آن خط موسیقی (حامل) رسم شده باشد و همه‌ی این خط‌ها از سمت چپ به هم متصل باشند. نمونه‌ی صفحه‌ی یک پارتیتور برای ارکستر بزرگ قبل از شروع کار آهنگسازنمونه‌ای از پارتیتور آماده برای نوشتن برای گروه سازهای ایرانیهمچنین میزان‌نما ، سلاح کلید مشترک سر همه‌ی خطوط را بنویسد و سلاح کلید سازهای انتقالی را نیز لحاظ کند. از این لحظه کار او برای آهنگسازی چه با قلم دست‌نویس و چه با رایانه آغاز می‌شود و او کارش را برای ثبت ایده‌هایش بر این صفحه‌ی نت‌نویسی آغاز می‌کند. آهنگساز با اصولی که از علوم هارمونی، کنترپوان، سازشناسی و ارکستراسیون آموخته است، و با اولویت ذهنیات و بداعت‌های شخصی‌اش شروع به پیش بردن پارتیتور و نوشتن دقیق خطوط هر ساز می‌کند تا کاملا مشخص کند که در هر لحظه و میزان موسیقی هر کس چه وظیفه‌ای به عهده دارد. نمونه‌ای از پارتیتور دستنویس، خروس، واروژان نمونه‌ی پارت استخراج شده از پارتیتور برای نوازنده‌ی ویولن، دستنویس واروژاناین مجموعه نت‌نوشته (پارتیتور)  در پایان حاوی همه‌ی آن چیزهایی است که: در اجرا به کار رهبر می‌آید و با آن می‌تواند گروه و یا ارکستر را برای اجرا یا ضبط آماده کند.پارت‌ها (نت‌نوشت برای هر نوازنده)‌ از پارتیتور قابل استخراج است. اگر آهنگساز آن را به صورت دستنویس نوشته باشد، خودش یا دستیارش و یا هر نوازنده فرآیند رونویسی از روی پارتیتور برای یک ساز تخصصی را هم انجام می‌دهند و اگر این نوشتن با رایانه صورت گرفته باشد در بخش extract parts نرم‌افزار پارت جداگانه‌ی هر ساز در یک فایل جداگانه ضبط و قابل چاپ یا استفاده‌ی الکترونیک خواهد بود. در بررسی و آنالیز قطعه با مقاصد یادگیری و آموزش پارتیتورها مهم‌ترین منابع هستند. شیوه‌شناسی و سبک‌شناسی و نیز آنالیز و نقد اثر موسیقی چندصدایی تنها با دیدن و خواندن و کار با پارتیتور است که محقق می‌شود.در ایران دسترسی به  پارتیتورها برای استفاده‌ی آهنگسازان جوان و ارکسترها همیشه در اثر محدودیت‌‌هایی که کار فرهنگی را مختل می‌کند، سخت بوده است. از میان آهنگسازان ایرانی بیش از همه حسین دهلوی با هزینه‌ی شخصی به انتشار پارتیتور کارهایش همت گماشت. آهنگسازانی چون احمد پژمان (دیورتیمنتو و طرح‌های سمفونیک) ، فرهاد فخرالدینی و کامبیز روشن‌روان هم آثاری از خود منتشر کرده‌اند. پارتیتور قطعات ایرانی هم به تاسی از وضع گفته شده، کمتر در دسترس قرار گرفته است. بعضی از گروه‌نوازی‌های پرویز مشکاتیان در سال‌های اخیر به دست مخاطبان رسیده است. همچنین گروه‌نوازی‌های فرامرز پایور اخیرا توسط خانه‌ی پایور در حال انتشار هستند و تا کنون پنج ـ شش مجموعه از کارهای او از روی دستنویس‌هایش به چاپ رسیده است. </description>
                <category>علی صمدپور</category>
                <author>علی صمدپور</author>
                <pubDate>Wed, 14 Dec 2022 16:57:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پادکست رادیو ردیف</title>
                <link>https://virgool.io/@asamadpour/%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%81-xccqs3d7zgwu</link>
                <description>فصل اول رادیو ردیف کاری از خانه‌ی پایوراین پادکست که یک فصل آن تا کنون منتشر شده است,  از سوی خانه‌ی پایور منتشر می‌شود. در ابتدای این پادکست اهداف آن چنین تشریح شده است:در چند سال اخیر پادکست‌ فارسی رشد خیره‌‌کننده‌ای داشته است و کمتر مقوله‌ای در فرهنگ را می‌توان سراغ کرد که در پرداخت به آن غفلت شده باشد. موسیقی کلاسیک ایران هم در این حرکت سهمی برده است و پادکست‌های پرشماری به جنبه‌‌های مختلف موسیقی کلاسیک ایرانی پرداخته‌اند.رادیو ردیف با محوریت موسیقی کلاسیک ایرانی، به، نقطه‌ی پرگار این موسیقی، یعنی ردیف‌های موسیقی ایرانی می‌پردازد، اعم از منتشر شده یا در گنجه مانده و منتشر نشده باشند. رادیو ردیف، ردیف‌‌ها را از منظر اجتماعی، تاثیرگذاری بر سبک‌های دیگر موسیقی ایرانی، راویان و ثبت‌‌کنندگان ردیف‌‌های گوناگون، مقایسه‌ی آنها با یکدیگر یا نسخه‌های مختلف موجود از هرکدام، پدیدارشناسی و سیر تکوین و تحول آنها بررسی خواهد کرد.ما دوست داریم در قسمت‌های مختلف رادیو ردیف نظریات راویان، پژوهندگان و مدرسان ردیف را بشنویم؛ چون شاید حضور ردیف به عنوان الفبای موسیقی ایرانی در هر اثر موسیقی یکی از شاخصه‌های مهم ایرانی بودن آن اثر است، تلقی و درک امروز ما از ردیف تعیین‌کننده‌ی مسیری‌ است که فردا در موسیقی ایرانی طی خواهیم کرد. پشتیبانی و همراهی پژوهشگران هنرمندان، فرهنگ‌دوستان و علاقمندان به موسیقی ایرانی، می‌تواند به ما کمک کند تا جنبه‌های مختلف ردیف را بشناسیم و بشناسانیم.هویت بصری رادیو ردیف کار استودیو ملی استفصل اول این پادکست به شخص فرامرز پایور پرداخته است و به جنبه‌های جالبی از تاثیرگذاری‌های او در تاریخ موسیقی ایران و بخصوص آرشیو بی‌نظیر ثبت‌های مکتوب او از آثار موسیقی کلاسیک ایرانی که در خانه‌ی پایور نگه‌داری می‌شوند و به تا امروز تعدادی از آنها منتشر شده‌اند، اشاره شده است.عباس سیدین، پادکستر فصل اول این پادکست در یادداشتی نوشته است:دیدن اسناد به‌جا مانده از استاد فرامرز پایور برای من تجربه‌ی غریبی بود. گویی ناگهان به دنیایی گم و فراموش‌شده قدم گذاشته‌ام؛ دنیایی که شاید روزی وجود داشته و فقط خبری گنگ و مخدوش از آن به من رسیده بود و حالا نشانه‌های اوج شکوهش را در لابلای اوراقی می‌دیدم که مرد مصممی با هدفی که شاید برای خودش هم چندان روشن نبود نگاشته.دیدن اسناد پایور، آن کوه عظیم از قطعات تصنیفی خودش و تمام آنچه در طول عمرش از اساتیدش آموخته بود، باعث شد دوباره برگردم و نگاهی بیندازم به تاریخ پرتلاطم چهل- پنجاه سال گذشته‌ی موسیقی ایرانی. چه تصویری از این تاریخ دارم؟ با ورق زدن حتی گذرا و سرسری این اسناد، همه‌جا نشانه‌هایی می‌دیدم که روایتی دیگر از تاریخ موسیقی ما را نشان می‌داد؛ روایتی بی‌راوی که ظاهراً دارد فراموش می‌شود.فصل اول پادکست رادیو ردیف را به همین انگیزه نوشتم و ساختم؛ تا نگاهی بیندازم به گذشته‌ی نزدیک حیات موسیقی‌مان و در این نگاه به گذشته، این اسناد به‌جا مانده از فرامرز پایور بود که دست مرا می‌گرفت و گوشه کنارهایی را به من نشان می‌داد که تا پیش از این چندان خبری از آنها نداشتم.</description>
                <category>علی صمدپور</category>
                <author>علی صمدپور</author>
                <pubDate>Tue, 13 Dec 2022 18:40:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چشم‌انداز کسب و کار تولید موسیقی ۱</title>
                <link>https://virgool.io/@asamadpour/%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%DB%B1-swd7dvzcqjqy</link>
                <description>شاید هیچکس حواسش به ناشران موسیقی نیست؛ بی‌توجهی به شکل درآمد موسیقی‌دان‌ها هرچه گسترده است آن را چند برابر کنید! یک موسیقی‌دان همواره می‌تواند با نوازندگی در استودیو و کلاس‌ آموزشی امرار معاشی هرچند سخت داشته باشد، اما یک ناشر موسیقی، البته اگر حقوق موسیقی‌دان را رعایت کرده باشد باید از فروش اثر او به درآمد برسد و غیر این راهی برایش نیست. پلتفرم‌های جهانی موسیقی در ایران چندان قابل استفاده نیستند.هنرمندان تازه کار هرچه قدر هم خوب باشند در موسیقی سازی شانس چندانی برای مطرح شدن در بازارهای جهانی را ندارندحالا به غیر از موضوع دانلود غیرقانونی که همیشه معضلی در ایران بوده است، باید چند مشکل دیگر را هم گوشزد کنم: تولید فیزیکی موسیقی در ایران از عصر پسا-سی‌دی روی هیچ حامل دیگری منتقل نشده است، نه صفحه و نه نوار . در کشورهای اروپایی و امریکا بخش بزرگی از بازار برای شنوندگان حرفه‌ای روی این حامل‌ها متمرکز شده و دوباره کیفیت مثال‌زدنی این دو با کمک دستگاه‌های بهتر پخش‌کننده به کمک اقتصاد و کیفیت موسیقی آمده است اما در ایران این اتفاق نیفتاده است.اصلا این پرسش مطرح است که در ایران شنونده‌ی حرفه‌ای کیست و در چه طبقه‌ی فرهنگی باید به دنبالش بود؟ یا شاخصه‌ی رفتار شنونده‌ی حرفه‌ای در ایران دقیقاً در چه محدوده‌ای قابل تعریف است؟ آیا او به حمایت موسیقی‌دان مورد علاقه‌اش پایبند است؟ و این حمایت را در چه می‌بیند؟ آیا کسی که به مثلث هنرمند- ناشر- شنونده احترام می‌گذارد شنونده‌ی حرفه‌ای است؟پلتفرم‌های موسیقی در ایران شکل نگرفته‌اند و همینطور ارتباط موسیقی ایران و ایرانی‌ها با این پلتفرم‌ها قانونی نیست؛ تحریم اقتصادی، عدم حضور ایران در سیستم یکپارچه‌ی بانک‌های جهانی، و اختلافات فرهنگی دامنگیر موسیقی‌دان‌ها و ناشران شده است و آنها را از ارتباط مستقیم با این کسب و کار محروم کرده است. از این گذشته این عدم حضور باعث شده است که بعضی از این ژانرها که در موسیقی کلاسیک و اصیل ما قرار دارند، در طبقه‌بندی‌های پلتفرم‌ها جایی نداشته باشند ( مثلا ترک‌های بیش از ۱۲ دقیقه در پلتفرم‌ها مانیتایز نمی‌شوند و این یعنی اینکه یک ساز و آواز موسیقی ایرانی که گاهی تا ۲۰ دقیقه است در این پلتفرم‌ها محل درآمد نیست.)پس موسیقی‌دان و ناشر ایرانی در این وضع از جنبه‌های گوناگون فرهنگی- سیاسی- اجتماعی و اقتصادی ضربه‌های مختلفی را تحمل می‌کند. آیا وقت آن نشده که برای نجات یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های فرهنگ کشورمان با همبستگی مردمی و آگاهی رسانی عمومی کاری بکنیم؟</description>
                <category>علی صمدپور</category>
                <author>علی صمدپور</author>
                <pubDate>Sun, 11 Dec 2022 15:53:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جستارهای روزانه در «خانه‌ی پایور» ۱</title>
                <link>https://virgool.io/radioradif/%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%88%D8%B1-%DB%B1-quaqgyty4zey</link>
                <description>نگاهی گذرا به چگونگی رواج متر لَنگ یا مختلط در موسیقی ایرانیدر این جستار علت‌های گرایش موسیقی‌دان‌های ایرانی به متر‌های لنگ در موسیقی ایرانی و زمینه‌های پدیدار شدن آنها می‌پردازم. زمینه‌های این رویکرد همان مقدار که اتفاقی و وابسته به نبوغ بعضی موسیقی‌دان‌ها انگاشته شده، می‌تواند کاملاً با بررسی تاریخی، اجتماعی و سلیقه‌ای در یک دوره‌ی تاریخی مرتبط باشد. اول از همه به اشاره و جرقه‌های کاربرد این وزن‌ها در تاریخ موسیقی می‌پردازیم. سپس به گروهی که به رواج آن کمک کردند و پس از آن به موسیقی‌دانانی که با این ایده آثاری خلق کردند و گاهی در این نگرش افراط ورزیدند و در آثارشان با بسامد زیادی این اوزان دیده می‌شود. اولین ثبت‌ها در اسناد موسیقی در اولین نت‌نوشته‌های موسیقی ایرانی موجود در «خانه‌ی پایور» که متعلق دهه‌ی دوم قرن پیش می‌شوند،  دستنوشته‌ای دیده می‌شود که ابوالحسن صبا با همکاری شاگردش لطف‌الله مفخم پایان گوشه‌ی نصیرخانی را در ماهور با متر لنگ ثبت کرده است:دستنویس لطف‌الله مفخم پایان از شاگردان ابوالحسن صبا که با همکاری او به تدوین کتاب آموزش ویولن ایرانی پرداختهمین دست‌نوشته بعدتر با خوشنویسی برای چاپ به این صورت بازنویسی شده است:پاکنویس نت‌نوشته برای چاپ در کتاب آموزشی ویولن ایرانیشاید این اولین ثبت یک متر لنگ در موسیقی ایرانی باشد. جالب است که در آثار آموزشی و همچنین ثبت‌های مختلف آثار موسیقی ایرانی هیچ وزن لنگی دیده نمی‌شود. از آن جالب‌تر در ثبت‌های فرامرز پایور از تصنیف‌های روایت عبدالله دوامی که تماماً به ثبت تصنیف‌های پدیدآمده در دوره‌ی قاجار تعلق دارد هم به تصنیف لنگی برنمی‌خوریم. تنها روایت‌هایی خاص از بعضی ضربی‌های ردیف مانند رنگ حربی در ماهور از ردیف میرزا عبدالله به روایت نورعلی‌خان برومند هست که توسط بعضی از ردیف‌دانان بر آن تاکید شده و جالب است که این روایات هم تا پیش از رواج این نوع متر شنیده نشده و فقط در بعد از انقلاب ۱۳۵۷ شنیده شده است. سیما بینا در گفتگویی با خانه‌ی پایور به برخورد اولیه‌ی گروه پایور با این ریتم‌ها اشاره می‌کند:«لیلا خانم» یکی از آهنگ‌هایی بود که برایم بسیار زیبا و دلنشین بود. دوبیتی‌هایش را آن زمان پدرم انتخاب می‌کردند که برگرفته از اشعار جاری بر زبان مردم همان محل بود. «لیلا خانم» را به رادیو آوردم و خواستم که در برنامه‌ی «گل‌های صحرایی» آن را اجرا کنم. این ترانه را با یک ریتم خاص آن منطقه که به آن ریتم «لنگ» می‌گویند برای اساتید رادیو خواندم، ولی مدام به من می‌گفتند: «چیزی که می‌خوانی ریتم‌اش اشتباه است.» با دست روی میز ضرب را می‌گرفتم و همراه‌اش می‌خواندم، از پدرم کمک گرفتم که ریتم را روی میز بزنند و من بخوانم، ولی باز می‌گفتند:«نه این غلطه، درست درنمی‌آد.» چند روز گذشت و گویا استاد «جواد معروفی» از بین یادداشت‌های استاد «ابوالحسن صبا» یادداشتی پیدا کرده بودند که ایشان اشاره‌ای به «ریتم لنگ در موسیقی محلی» کرده بودند، اما اساتید موسیقی شهری (موسیقی کلاسیک دستگاهی ایران) با این ریتم آشنا نبودند. بنابراین استاد معروفی با سختی زیاد ترانه را قطعه ‌قطعه نوشتند و با ارکستر نواخته شد و من اجرا کردم. بعدها از استاد پایور کمک گرفتم که این ترانه را ساز و گروه ایشان اجرا کنم. استاد پایور از این ریتم و این موسیقی خیلی استقبال کردند. ایشان با علاقه‌ی بسیار تمام جزییات چیزی را که من می‌خواندم می‌نوشتند و بعد برای گروه تنظیم و آماده می‌کردند. ما برای تمرین می‌آمدیم، ابتدا تمرین سخت پیش می‌فت، ولی چون استاد پایور نت ترانه را به دقت نوشته بودند و نیز تمامی اعضای گروه استاد پایور، در نواختن استاد بودند، همگی توانستند از روی نتی که استاد پایور نوشته بودند ریتم این ترانه را به درستی اجرا کنند. با گروه استاد پایور بسیار تمرین کردیم، بسیار، آن هم با آن وسواسی که استاد پایور برای قطعاتی که می‌خواستند ضبط یا اجرا شود داشتند. در نهایت به قدری این کار زیبا شد و ایشان دوست داشتند و استقبال کردند که ما این ترانه را در اجرایی در تالار وحدت به صورت کنسرت اجرا کردیم. در یکی از اجراهایی که من از این ترانه‌ی «لیلا خانم» داشتم استاد «حسین تهرانی» گروه را با تمبک همراهی می‌کردند. یادم می‌آید ایشان چقدر خوشحال شده بودند و به من می‌گفتند: «این عجب ریتم تازه‌ایه. کیف می‌کنم که روی این ریتم تازه کار می‌کنم.»این داستان شروع رواج و عمومی‌تر شدن متر لنگ در موسیقی ایرانی است...</description>
                <category>علی صمدپور</category>
                <author>علی صمدپور</author>
                <pubDate>Sun, 11 Dec 2022 15:44:25 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>