<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیرحسین شعبانی نژاد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ashabaninejad</link>
        <description>برنامه نویس، علاقه مند به تکنولوژی و تدریس</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 04:39:07</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/79238/avatar/v2osIv.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیرحسین شعبانی نژاد</title>
            <link>https://virgool.io/@ashabaninejad</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نگاهی به بازطراحی کامپیوترها در ۵ سال اخیر توسط برند Surface مایکروسافت (بخش سوم)</title>
                <link>https://virgool.io/SmartChoice/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DB%B5-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-surface-%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D9%88%D9%85-cyngmjuwepud</link>
                <description>در قسمت اول و قسمت دوم این مقاله، نگاهی به عملکرد بخش سرفیس مایکروسافت در سال های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ انداختیم. اما حالا نوبت بررسی سال ۲۰۱۷ هست. با من همراه باشید.سرفیس لپ تاپ - ورود لپ تاپ کلاسیک به خانواده مایکروسافت سرفیسMicrosoft Surface Laptop (Series 1)در بهار سال ۲۰۱۷ (ماه May) مایکروسافت در کنفرانس Microsoft EDU از یک عضو جدید برای خانواده سرفیس رونمایی کرد که این بار یک لپ تاپ کاملا کلاسیک بود. اما چرا کلاسیک؟سری سرفیس پرو مایکروسافت در حقیقت یک تبلت با قابلیت تبدیل شدن به لپ تاپ بود و برعکس سری سرفیس بوک یک لپ تاپ با قابلیت تبدیل شدن به تبلت و هر دوی این محصولات از جمله محصولات هیبریدی  مایکروسافت بودند.اما شاید یک چیزی در خانواده مایکروسافت کم بود و آن هم حضور یک لپ تاپ کاملا کلاسیک اما با رنگ و بوی سرفیس بود. و اینجا جایی است که سرفیس لپ تاپ با عنوان متوازن ترین لپ تاپ دنیا معرفی شد. در ادامه دلیل این نام گذاری رو عرض خواهم کرد.اولین سری سرفیس لپ تاپ یک لپ تاپ ۱۳.۵ اینچی با ضخامت بسیار کم (چیزی در حدود ۱۴.۵ میلیمتر) و یک شکل متفاوت و بسیار زیبا بود. این لپ تاپ به نسل هفتم پردازنده های Core i5 و Core i7 اینتل به همراه حافظه داخلی ۱۲۸ گیگابایت تا ۱ ترابایتی و حافظه رم (RAM) ۴ تا ۱۶ گیگابایتی مجهز شده بود و همچنین از صفحه نمایشی بهره میبرد که یک رزولوشن قابل قبول داشت و با تکنولوژی Pixel Sense مایکروسافت ساخته شده بود.Microsoft Surface Laptop (Series 1)این لپ تاپ یک بدنه ساخته شده با آلیاژ آلومینیوم داشت (متفاوت از سرفیس بوک و سرفیس پرو که بدنه ای از جنس آلیاژ منیزیوم داشتند) و یکی از نکات بسیار جالب بدنه آن، طراحی قسمت زیر کیبورد بود. معمولا در همه لپ تاپ ها بدنه های پلاستیکی یا آلیاژهای متفاوت و... دیده بودیم اما در زیر کیبورد سرفیس لپ تاپ از آلکانتارا (Alcantara) استفاده شده بود که پیش از این هم، یک بار دیگر مایکروسافت از آن برای ساخت کیبورد سری Signature سرفیس پرو استفاده کرده بود.جنس متفاوت زیر کیبورد حس بسیار لذت بخشی به کاربر منتقل میکرد و کاملا متفاوت بود.نکته قابل توجه راجع به سرفیس لپ تاپ این است که مایکروسافت این لپ تاپ را نه به عنوان یک لپ تاپ مناسب برای حرفه‌ای‌ها، بلکه به عنوان یک لپ تاپ مناسب برای آموزش و دانشجویان معرفی کرد که به نسخه‎‌ای خاص و محدود از ویندوز ۱۰ به نام ویندوز ۱۰ اس (Windows 10S) مجهز شده بود که برای آموزش طراحی شده بود.Microsoft Surface Laptop (Series 1)البته با پرداخت ۵۰ دلار بیشتر این امکان وجود داشت که کاربر ویندوز نسخه پرو به جای S دریافت کند اما یک ضعف در سرفیس لپ تاپ نبود پردازنده گرافیکی مجزا مثل سرفیس بوک یا مک بوک پرو و... بود. این موضوع باعث میشد تا افرادی که توانایی گرافیکی یک لپ تاپ برایشان مهم هست سمت این سری نروند.به عنوان راجع به نکته آخر در مورد سرفیس لپ تاپ باید به این نکته اشاره کنم که از شارژدهی باتری ۱۴.۵ ساعته بهره میبرد و این میزان شارژدهی تقریبا بالاتر از همه ی لپ تاپ های هم رده‌اش به شمار میرفت.سرفیس پرو ۲۰۱۷ (سرفیس پرو ۵)Microsoft Surface Pro 2017 (fifth Generation)تقریبا ۲۱ روز بعد از معرفی سرفیس لپ تاپ در رویدادی در شانگهای چین مایکروسافت از پنجمین نسل سرفیس پرو رونمایی کرد و نام آن را سرفیس پرو جدید گذاشت. آن روزها عنوان می‌شد مایکروسافت قصد دارد اعداد را از سرفیس ها حذف کند و شبیه به مک بوک های اپل بر اساس سال آن ها را نام گذاری کند. به همین دلیل نام پنجمین نسل سرفیس پرو در تمام رسانه ها سرفیس پرو ۲۰۱۷ گذاشته شد.سرفیس پرو جدید تغییرات کوچکی در ظاهر داشت به همراه تغییرات سخت افزاری که تقریبا همان کانفیگ‌های نسل قبل را حفظ کرده بود با این تفاوت که پردازنده آن به نسل هفتم مجهز شده بود و البته پردازنده گرافیکی آن هم به روز رسانی شده بود.علاوه بر این سرفیس پرو جدید میتوانست تا ‍۱۳.۵ ساعت شارژدهی کند و همچنین به Studio Mode (خم شدن لولای دستگاه تا حد بسیار زیاد) مجهز شده بود و البته از Surface Dial هم پشتیبانی می‌کرد.سرفیس بوک 2 - پایان قدرتمند سال ۲۰۱۷ برای سرفیسمایکروسافت معمولا رسم داشت هر سال در ماه اکتبر رویدادی را برگزار کند و در آن از محصولات جدیدش رونمایی کند. سال ۲۰۱۷ اما تقریبا به شکل متفاوتی این اتفاق افتاد.در ماه اکتبر در حالی که همه رسانه ها منتظر دعوت مایکروسافت برای یک رویداد عمومی بودند، مایکروسافت در اقدامی غیر منتظره سرفیس بوک 2 را از طریق وب سایت و شبکه‌های اجتماعی خود به همگان معرفی کرد و عنوان شد که برای آن تنها یک رویداد داخلی برگزار شده و در رویداد داخلی از این دستگاه رونمایی شده است.سرفیس بوک 2 تغییرات بسیار زیادی با نسخه اولیه سرفیس بوک داشت و هم به لحاظ ظاهری هم به لحاظ سخت افزاری بسیار تغییر کرده بود.اگر از تغییرات ظاهری شروع کنیم باید به این اشاره کنیم که طراحی قسمت کیبورد سرفیس بوک 2 نسبت به سرفیس بوک 1 کمی تغییر کرده و حالا دکمه های کاربردی تر در قسمت بالای کیبورد قرار گرفته اند و با جا به جایی دکمه insert و تبدیل دکمه های تنظیم نور کیبورد از ۲ دکمه به ۱ دکمه، جا برای قرار گرفتن دو دکمه برای کم و زیاد کردن نور صفحه نمایش که پیش از اون نبود باز شده و البته در نسخه Performance Based تغییر دیگری که می‌توان یکسان شدن تمام سطح زیر کیبورد است.تصویر کیبورد سرفیس بوک 1 در سمت چپ و سرفیس بوک 2 نسخه ۱۳.۵ اینچی در سمت راستعلاوه بر این حاشیه های دور سرفیس بوک 2 شبیه به سرفیس پرو 5 شده و شکل بهتری به خود گرفت و یک نسخه جدید ۱۵ اینچی بسیار قدرتمند از سرفیس بوک 2 نیز عضو جدید خانواده سرفیس بود.پردازنده‌های نسل هفتم و هشتم اینتل Core i5 و Core i7، تا ۱۶ گیگابایت حافظه رم، تا ۱ ترابایت حافظه داخلی SSD PCIe و شارژدهی باتری تا ۱۷ ساعت از مشخصات مشترک بین هر دو نسخه ۱۳.۵ و ۱۵ اینچی بود.مایکروسافت ۲ گیگابایت حافظه گرافیکی اختصاصی GDDR5 به واسطه پردازنده گرافیکی NVIDIA GeForce GTX 1050 برای نسخه ۱۳.۵ اینچی و ۶ گیگابایت هم به واسطه GTX 1060 برای نسخه ۱۵ اینچی در نظر گرفته بود و به لحاظ گرافیکی نسخه ۱۵ اینچی در بین لپ تاپ های هم رده بسیار قدرتمند شده بود.جمع بندیسال ۲۰۱۷ در مجموع برای مایکروسافت یک سال تقریبا پربار بود و دو عضو جدید به خانواده سرفیس اضافه کرد. نسخه ۱۵ اینچی سرفیس بوک 2 و اولین سری سرفیس لپ تاپ با ظاهر فوق العاده زیبا دو عضو جدید خانواده سرفیس بودند و البته این پایان ماجرا نیست. چرا که سال ۲۰۱۸ عضوهای دیگری نیز به این خانواده اضافه شدند که در قسمت بعدی با هم مرور میکنیم.</description>
                <category>امیرحسین شعبانی نژاد</category>
                <author>امیرحسین شعبانی نژاد</author>
                <pubDate>Fri, 26 Mar 2021 23:27:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@ashabaninejad/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-sji6djquruh8</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/a4vhjsinznto-xhG2G.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۳,۱۶۴ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۱۹ مرتبه پسندیدند و  ۳ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۱ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۱,۷۴۱ بار خوانده شدند و ۱۷۹,۳۸۲ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۲۴۵۹۳۰۹ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۸,۶۱۰ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۲۴۵۹۳۰۹ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>امیرحسین شعبانی نژاد</category>
                <author>امیرحسین شعبانی نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 24 Mar 2021 17:55:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به بازطراحی کامپیوترها در ۵ سال اخیر توسط برند Surface مایکروسافت (بخش دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/SmartChoice/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DB%B5-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-surface-%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-a6exrtqhn5pl</link>
                <description>اگر به خاطر داشته باشید در بخش اول نگاهی به عملکرد مایکروسافت در سال ۲۰۱۵ انداختیم. البته از نگارش قسمت اول حدود ۷ ماه گذشته و الان میشه عنوان رو به ۶ سال اخیر تغییر داد. اما چون از ابتدا این نام گذاری رو داشتیم و البته مایکروسافت هم هنوز در سال ۲۰۲۱ اتفاق خاصی رو رونمایی نکرده، با همان نام قبلی ادامه خواهیم داد.نوبت رسیده به سراغ سال ۲۰۱۶ برویم. سالی که مایکروسافت یک عضو جدید برای خانواده سرفیس رونمایی کرد.بازطراحی مایکروسافت از کامپیوترهای All in One - سرفیس استودیویادم هست که تقریبا از اواسط سال ۲۰۱۶ اخباری منتشر شد تحت این عنوان که مایکروسافت قصد دارد یک کامپیوتر به خانواده سرفیس اضافه کند. البته خیلی اخبار محدودی بود و به جرئت میتونم بگم هیچ رندری از کامپیوتر All in One مایکروسافت به بیرون درز نکرده بود.هیچوقت یادم نمیره وقتی کنفرانس مایکروسافت شروع شد و من مثل همیشه با هیجان داشتم نگاه میکردم، یک دفعه تیزری که پخش شد و طراحی سرفیس استودیو من رو کاملا بهت زده کرد و واقعا یک طراحی فوق العاده داشت.مایکروسافت خیلی توپش پر بود و سرفیس استودیو اون موقع هم به لحاظ قدرت سخت افزاری و هم طراحی ظاهری میشد گفت که از آی مک های اپل پیشی گرفته بود.سرفیس استودیو یک کامپیوتر All in One (یا حالا در معادل‌های فارسی واژه کامپیوتر بدون کیس هم بهش گفته میشه) با یک صفحه نمایش خیره کننده ۲۸ اینچی بود که ضخامت این صفحه نمایش فقط ۱۲.۵ میلیمتر بود. بله ۱۲.۵ میلیمتر!حالا شاید براتون سوال باشه که خب اکثر این کامپیوترها معمولا سخت افزارشون (یعنی همین CPU و RAM و...) پشتشون هست پس چجوری ۱۲.۵ میلیمتر ضخامتش هست؟ نکته اینجاست که اون فقط یه صفحه نمایشه و مایکروسافت به طرز هوشمندانه ای برای سرفیس استودیو یه پایه خیلی جذاب طراحی کرده بود که همه اجزای سخت افزاری داخل اون تعبیه شده برای همین هم انگار زیبایی خاصی به دستگاه بخشیده بود.این سبک طراحی و شروع هیجانی مایکروسافت با به کار گیری حافظه رم ۱۶ و ۳۲ گیگابایتی و کارت گرافیکی ۴ گیگابایتی با آخرین نسل CPUهای اینتل (که اون موقع نسل ششم بود) باعث شده بود تا سرفیس استودیو طرفداران خاصی پیدا کنه. البته قیمت سرفیس استودیو تقریبا تا ۴ هزار دلار هم میرسید.طراحی لولای متفاوت (Zero Gravity Hing)یه نکته بسیار جالب راجع به سرفیس استودیو وجود داره اونم اینه که شما این امکان رو دارید صفحه نمایش رو خم کنید و دستگاه به حالت Studio Mode در بیاد که به واسطه این حرکت، انجام کارهایی که مربوط به حوزه طراحی هست خیلی راحت و جذاب خواهد بود.اما جالب‌تر اینجاست که از یک ساختار خاصی برای طراحی لولایی که این حرکت رو امکان پذیر کرده استفاده شده که موسوم به Zero Gravity Hing هست. در واقع وقتی شما اقدام به خم کردن صفحه نمایش می‌کنید وزن صفحه نمایش که چیزی در حدود 5 کیلوگرم هست به نحوی پخش میشه که وزنی که شما دارید حس میکنید به صفر میل میکنه و به همین دلیل هم هست که خم کردن دستگاه به سادگی با یک انگشت هم انجام  میشه و نیاز به قدرت زیادی نیست.طراحی سرفیس استودیو به جرئت یکی از بی نظیرترین طراحی‌های خلاقانه در دنیای کامپیوترها بود و هنوز هم یکی از خاص‌ترین طراحی‌ها رو میشه در اون دید.البته دوستان چینی رو که میشناسید دیگه این دوستان مهارت خاصی در کپی کردن دارن و بعدا یک نسخه چینی کپی سرفیس استودیو رو هم زحمت کشیدند و کپی کردند.سرفیس دایل (Surface Dial) اکسسوری جدید مایکروسافتهمزمان با معرفی سرفیس استودیو، مایکروسافت یک اکسسوری جدید هم به همراه این دستگاه معرفی کرد که یک چیز کامل جدید بود و پیش از این چنین چیزی وجود نداشت.این اکسسوری سرفیس دایل (Surface Dial) نام گذاری شده بود که یک اکسسوری دایره‌ای شکل بود که در تصاویر بالا هم حضور داره و کاربردش در بحث‌های مختلفی هست. شاید اصلی ترین کاربردش در بحث طراحی هست که مثلا به طراح این امکان رو میده که زمانی که روی صفحه در حال طراحی چیزی هست و قصد تغییر رنگ قلم رو داره، بدون اینکه نیاز باشه قلم رو از روی صفحه برداره به سراغ رنگ‌ها بره و تغییر بده، با این دستگاه کارش رو انجام بده و به این وسیله طراحی‌های خلاقانه‌تری ایجاد میشد.غیر از این، سرفیس دایل کاربردهای دیگه‌ای در نرم افزارهای موزیک یا مجموعه نرم افزاری آفیس و... هم داره و در کل یک ابزار جالب به درد بخور هست که خیلی از جاها یک سری از کارها به وسیله اون ساده‌تر انجام میشه.از اینها که بگذریم به طور کلی اولین نسخه سرفیس استودیو خیلی سر و صدای زیادی کرد و اینکه در اون تایم سخت افزاری بسیار قوی‌تر از آی مک اپل داشت و به لحاظ طراحی هم یک طراحی نوین بود باعث شد طرفداران زیادی پیدا بکنه و خیلی از شرکت‌ها به سمتش رفتن خیلی از دانشگاه‌ها لابراتورهایی رو با چندین سرفیس استودیو ایجاد کردند و در کل اتفاقات خیلی خوبی براش افتاد.جا داره به این هم اشاره کنم که این طراحی بی نظیر لولای سرفیس استودیو برنده جایزه هم شد.سرفیس بوک با Performance Baseمایکروسافت در کنفرانسی که سرفیس استودیو رو معرفی کرد از یک نسخه به روز رسانی شده سرفیس بوک هم رونمایی کرد که تفاوت چندانی با نسخه معمولی نداشت اما مزیت اصلی این دستگاه این بود که مایکروسافت توان دو برابری گرافیک براش در نظر گرفته بود و کارت گرافیکی دو گیگابایتی داشت به همراه اینکه شارژ دهی باتری اون خیلی قوی‌تر شده بود و از ۱۲ ساعت شارژدهی در نسخه اولیه به ۱۶ ساعت شارژدهی رسیده بود.البته تست شارژدهی ۱۲ ساعته در کانفیگ میانی سرفیس بوک (پردازنده Core i5 و رم ۸ گیگابایتی و حافظه ۲۵۶ گیگابایتی) انجام شده بود در حالی که تست شارژدهی ۱۶ ساعته در قوی ترین کانفیگ سرفیس بوک با Performance Base انجام شده بود.جمع بندیدر کل سال ۲۰۱۶ هم سالی بود که تیم سرفیس مایکروسافت خلاقیت خودش رو نشون داد و باز هم نحوه طراحی یک دسته بندی رو کاملا عوض کرد.بنابراین تا اینجای کار مایکروسافت ۳ دستگاه جالب و خلاقانه رو در خانواده سرفیس داشت. سرفیس پرو، سرفیس بوک و سرفیس استودیو به همراه اکسسوری جدید سرفیس دایل.اما این پایان ماجرا نیست و در سال ۲۰۱۷ خانواده سرفیس باز هم بزرگ‌تر شد. در قسمت بعدی مقاله به سراغ سال ۲۰۱۷ و اتفاقات این سال خواهیم رفت.</description>
                <category>امیرحسین شعبانی نژاد</category>
                <author>امیرحسین شعبانی نژاد</author>
                <pubDate>Fri, 19 Feb 2021 13:01:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به بازطراحی کامپیوترها در ۵ سال اخیر توسط برند Surface مایکروسافت (بخش اول)</title>
                <link>https://virgool.io/SmartChoice/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DB%B5-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-surface-%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-c70ea9ielg4k</link>
                <description>مقدمهشاید تا همین چند سال پیش افراد بسیار کمی می‌دانستند که مایکروسافت در دنیای لپ‌تاپ‌ها و کامپیوترها هم وارد شده و کمتر کسی با برند سرفیس (Surface) آشنایی داشت.تقریبا اکثر مردم مایکروسافت رو به عنوان یک برند نرم افزاری بسیار مطرح که خالق دو محصول متحول کننده برای دنیا بوده (مایکروسافت آفیس و مایکروسافت ویندوز) شناخته بودند و البته چند سالی هم ماوس و کیبوردهای با برند مایکروسافت به بازار عرضه می‌شد.اما در واقعیت مایکروسافت از سال ۲۰۱۲ یک تغییر اساسی رو شروع کرد و سال عجیب و غریبی برای مایکروسافت بود. چرا که اولین باری بود که مایکروسافت تغییرات عجیبی در طراحی ویندوز داشت با عرضه ویندوز ۸ که هدف این ویندوز هم بیشتر دستگاه‌های ویندوزی لمسی بود.البته قطعا همه‌ی شما داستان شکست ویندوز ۸ به دلیل حذف منوی دوست داشتنی Start و جایگزین کردن رابط کاربری Metro‌ رو شنیدید. اتفاقی که باعث شد مایکروسافت خیلی سریع ویندوز ۸.۱ رو ارائه بده و منوی Start که حذف کرده بود رو به اون برگردونه اما دیگه کار از کار گذشته بود. ویندوز ۸ نتونسته بود اونطور که باید و شاید کاربران رو به خودش جذب بکنه و همچنان ویندوز ۷ پیشتاز بود و تا عرضه شدن ویندوز ۱۰ هم پیشتاز ماند.بگذریم. ۲۰۱۲ یک جور نقطه شروع برای مایکروسافت بود و در کنار ایده‌ی ویندوز ۸ یک ایده‌ی خام، پر ریسک اما با آینده درخشان که در واقع ایده‌ی عرضه دستگاه‌های ویندوزی توسط مایکروسافت و شروع ورود رسمی مایکروسافت به دنیای دستگاه‌های ویندوزی بود، شکل گرفت.اولین تبلت مایکروسافت سرفیس (RT)قبل از اینکه شروع کنم و راجع به تغییرات این سال‌ها صحبت کنم، باید بگم که ایده‌ی سرفیس در ابتدا یک تبلت مناسب سیستم عامل ویندوز بود که بتونه کارهای یک لپ‌تاپ رو هم همزمان انجام بده و در واقع یک محصول اصطلاحا هیبریدی باشه.با اینکه از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ سرفیس داشت تکامل پیدا میکرد و محصولاتی مثل سرفیس پرو ۳ و سرفیس ۳ محصولات پر استقبالی بودند، اما من نقطه عطف سرفیس رو برای مایکروسافت سال ۲۰۱۵ میدونم و قصد دارم اتفاقاتی که از سال ۲۰۱۵ تا به حال گذشته رو بررسی کنم.سال ۲۰۱۵، معرفی سرفیس پرو ۴ و یک دستگاه در دسته‌بندی کاملا متفاوت، سرفیس بوکسرفیس پرو ۴ (سمت راست) و اولین سری سرفیس بوک (سمت چپ)سال ۲۰۱۵ سال بزرگی به لحاظ عرضه محصولات جدید نرم افزاری و سخت افزاری برای مایکروسافت بود. در ماه جولای نسخه نهایی ویندوز ۱۰ آماده عرضه جهانی شد و در ماه اکتبر دو محصول جدید به خانواده سرفیس اضافه شد. سرفیس پرو ۴ و سرفیس بوک.یادمه اخبار اون تایم رو دنبال میکردم این خبر خیلی پیچیده بود که مایکروسافت ۲ مدل صفحه نمایش یکی ۱۲.۳ اینچی و یکی ۱۳.۵ اینچی سفارش داده و ابتدا احتمال این رو میدادند که صفحه کوچکتر مربوط به محصول سرفیس ۴ باشه و اون یکی هم سرفیس پرو ۴. اما تحلیل‌های متفاوتی وجود داشت و یک عده هم میگفتند که قرار هست دیگه سری سرفیس نداشته باشیم و فقط سرفیس پرو بیاد، بنابراین احتمالا اون نسخه بزرگتر نسخه بزرگتری از خود سرفیس پرو ۴ هست.به هر ترتیب روز کنفرانس که زنده داشتم نگاه میکردم، مایکروسافت همه رو شگفت زده کرد و یک اتفاق عجیب افتاد. آقای پانوس پانای بعد از معرفی سرفیس پرو ۴ یک عضو جدید از خانواده سرفیس رو برای اولین بار معرفی کرد.آقای پانای گفت ما در این سال‌ها به این معروف بودیم که یک دسته‌بندی جدید در یک دنیا بین لپ‌تاپ‌ها و تبلت‌ها ایجاد کردیم و حالا یک دسته‌بندی جدید دیگه ایجاد کردیم.همونطور که بالا هم اشاره کردم، سرفیس (پرو) یک تبلت بود که میشد تبدیل به لپ تاپ بشه (بهش کیبورد وصل بشه و...) و ازش به عنوان لپ تاپ استفاده بشه. اما سرفیس بوک دقیقا برعکس این موضوع رو ایجاد کرد و یک لپ تاپ تمام عیار بود که با زدن یک دکمه، صفحه نمایش از بدنه جدا می‌شد و تبدیل میشد به یک تبلت باحال ۱۳.۵ اینچی و البته قدرتمند و این آغاز تغییرات بزرگتری بود.تصویری از معماری پشت صفحه سرفیس بوکطراحی سرفیس بوک در نوع خودش بسیار عالی و یک جور محصول انقلابی بود چرا که تمام قطعات سخت افزاری در پشت صفحه نمایش جا گرفتند غیر از بخشی از باتری و کارت گرافیکی اختصاصی که در کیبورد قرار داده شده و این باعث میشد که سرفیس بوک هم یک لپ تاپ باشه هم یک تبلت ۱۳.۵ اینچی قدرتمند و یک محصول با طراحی لولای جدید و عجیب و دوست داشتنی.پیوستن کمپانی‌های متنفر از قلم و دستگاه‌های هیبریدی به جمع تولید کنندگانتصویری از آیپد پرو اپلنمیدونم این رو قبلا شنیدید یا نه اما استیو جابز، موسس و مدیرعامل سابق اپل، به شدت از قلم بدش میومد و همیشه میگفت که به نظر من یک قلم ۵ انگشت رو تبدیل به ۱ انگشت میکنه و من دوسش ندارم.البته حرفش درسته‌ ولی نگاهش تفاوت داشت. این نگاه برای زمانی هست که شما بخواید از قلم برای انجام کارهای مختلف روزانه روی گوشی یا لپ تاپتون استفاده کنید و نه زمانی که بخواید باهاش طراحی انجام بدید.جدای از این موضوع، در اوایلی که سرفیس‌ها به بازار عرضه می‌شدند، مدیران ارشد اپل اظهار نظر جالبی کردند و گفتند ایده این دستگاه‌های هیبریدی و ترکیب تبلت و لپ تاپ دقیقا مثل ترکیب توستر و یخچال میمونه و شدنی نیست و اگر هم بشه مردم نمی‌خرند.دقیقا سال ۲۰۱۵ خود اپل که حالا دیده بود مایکروسافت مخاطبین زیادی رو به سمت خودش جلب کرده و ارزش بازار سرفیس به بیش از ۳.۵ میلیارد دلار رسیده، وارد میدان شد و سپتامبر ۲۰۱۵ از یک سری آیپد جدید با نام آیپد پرو با همان تعاریف سرفیس رونمایی کرد. این بار اپل قلم خودش با نام Apple Pencil‌ رو هم معرفی کرد و خب بالاخره ممکنه یه سری سیاست‌ها غلط جلو بره تا یه جایی ولی همیشه اینطور نمیمونه.غیر از این که اپل به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان این حوزه بدل شد، همزمان کمپانی‌های مختلفی مثل ایسوس، سامسونگ، هوآوی و... هم به مرور به جمع همین تولید کنندگان پیوستند و بازار تبلت‌های هیبریدی بسیار داغ شد.به مرور دیگه مایکروسافت جایگاه خودش رو پیدا کرده بود و میشه گفت سال ۲۰۱۵ مایکروسافت به عنوان رهبر این سبک دستگاه‌ها از دستگاههای جدیدش رونمایی کرده بود. سال خوبی هم بود برای مایکروسافت و طبق آمار ۴۸۶ میلیون دلار یا ۱۳ درصد به رشد ارزش بخش سرفیس کمک کرد.تصویری از قسمت لولای سرفیس بوک که صفحه نمایش به بدنه متصل می شود.در پایان همون سال ۲۰۱۵ هم تقریبا سرفیس پرو ۴ در بسیاری از رسانه‌های مطرح به عنوان بهترین تبلت/لپ تاپ ویندوزی جهان شناخته شد و البته سرفیس بوک هم به دلیل طراحی خاص و لولای بی نظیر و قدرت عالی‌اش جوایز مختلفی را برای بهترین طراحی لپ تاپ‌ها و بهترین لپ تاپ سال برد.جمع بندیاگر کمی به اتفاقات سال ۲۰۱۵ برای مایکروسافت دقت کنید، متوجه اینکه چرا گفتم سال ۲۰۱۵ نقطه عطف خانواده سرفیس برای مایکروسافت بود،‌ خواهید شد.اما هنوز کار من تمام نشده و در قسمت‌های بعدی این سری مطلب به سراغ اتفاقات بعدی سال‌های اخیر خواهم رفت. با من همراه باشید.</description>
                <category>امیرحسین شعبانی نژاد</category>
                <author>امیرحسین شعبانی نژاد</author>
                <pubDate>Fri, 17 Jul 2020 01:43:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ریتم‌های تکراری زندگی - ریتم‌های تکراری زندگی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ashabaninejad/repetitive-rhythms-of-life-1-what-is-repetitive-rhythms-of-life-djfkhcbw8uwo</link>
                <description>یکی از چیزهایی که از کودکی برایم آزار دهنده بود ریتم تکراری زندگی آدمها بود. اینکه احساس می‌کردم انگار برخی از آدمها بدون هیچ هدفی فقط هر روز یک ریتم تکراری را در زندگی تجربه می‌کنند و وقتی با آنها صحبت می‌کردم، می‌توانستم این ریتم تکراری را لمس کنم. و همیشه به دنبال این بودم که این ریتم تکراری را حداقل از زندگی خودم حذف کنم.شناسایی ریتم‌های تکراری زندگی من همیشه سعی می‌کردم ریتم‌های تکراری زندگی‌ام را که شاید متوجه بسیاری از آنها نبودم را، زیر نظر بگیرم و سعی کنم تا تغییراتی در آنها ایجاد کنم.البته در بسیاری از موارد موفق و در بسیاری از موارد هم ناموفق بودم و عملا کار خاصی از دستم بر نمی‌آمد. مثلا من می‌توانستم ریتم تکراری استفاده روزانه ۲ ساعت از کامپیوتر منزل را تغییر دهم و به دنبال اتفاقات تازه باشم اما نمی‌توانستم قانون ریتم تکراری مدرسه از ساعت ۷:۳۰ دقیقه صبح را تغییر دهم.یکی از این تغییر ریتم‌ها این بود که در سالهای دبیرستان، خیلی دوست داشتم که کار کردن را تجربه کنم و همزمان درس بخوانم. نمیدانم چرا اما دوست داشتم این حس را تجربه کنم. فکر میکنم اول دبیرستان بودم که با یک وبلاگ و وقت گذاشتن برای نوشتن در آن و بازدیدکنندگان اندک آن شروع کردم و از اینکار حس خوبی داشتم. بعد از گذشت مدتی حتی این موضوع آنقدر برایم جدی و جذاب شده بود که سعی میکردم همیشه به نوعی خودم را همزمان با مدرسه سرگرم نگه دارم و حتی برای مدت کوتاهی تجربه کار از راه دور همزمان با مدرسه را با یک شرکت بزرگ داشتم و چیزهایی زیادی آموختم.البته که در بسیاری از موارد خانواده‌ها تاثیر به سزایی در تعیین سرنوشت فرزندانشان دارند و گاه با همراهی می‌توانند باعث ایجاد حس رضایت در فرزند شوند و گاه برعکس. خدا را شکر خانواده من تا حد بسیار زیادی جزو دسته اول بودند وگرنه شاید هیچوقت تجربه کار کردن همزمان با مدرسه برای من اتفاق نمی‌افتاد و باید با آغاز دانشگاه، از ۰ شروع می‌کردم.ریتم‌های تکراری، عضوی همیشگی از زندگی مابه عقیده من، همیشه این ریتم‌های تکراری در زندگی همه ما آدمها وجود دارد اما در بسیاری از موارد دیده‌ایم که آدمهایی با تغییر ساختار این ریتمها جان تازه‌ای به زندگی بخشیده‌اند. شاید اگر ادیسون به دنبال تغییر ریتم تکراری خاموش زندگی‌اش نبود، نورش جهان را روشن نمی‌کرد.شاید اگر استیو جابز به دنبال تغییر ریتم تکراری موبایلهای معمولی نبود، هیچگاه آیفون تحولی در عرصه تکنولوژی اسمارت فون‌ها ایجاد نمی‌کرد.از این شایدها در زندگی ما کم نیست. بسیاری از آدم‌ها از این تغییر ریتم‌ها برای موفقیتشان استفاده کرده‌اند  و به نتایج خوبی هم رسیده‌اند.هیچوقت فراموش نمیکنم که زمانی که احساس می‌کردم به هر خواننده ایرانی که گوش میکنم بعد از چند آهنگ انگار به آهنگ اول برگشته‌ام و از یک جایی به بعد ریتم‌ها تکراری است، صداها تکراری است و همه از یکدیگر تقلید می‌کنند، در همین حال شخصی را پیدا کردم که این ریتم همیشگی را تغییر داده بود و نکته جذابش برای من همین تکراری نبودن ریتم آهنگهایش بود.او نمودار پیشرفت عجیبی در طی زمانی کوتاه نسبت به دیگران را طی کرد و به موفقیت‌های بزرگی دست یافت.یا زمانی که احساس می‌کردم ریتم آموزشی آموزشگاههای مختلف تکراری است و انگار یک چیز جدیدی لازم داشتم که بتوانم با سرعت زیادتری آموزش ببینم و در عین حال استفاده بهتری ببرم، یک استاد بسیار ارزشمند را دیدم که به خوبی این ریتم را تغییر داده بود و آموزشهای آنلاین ارزشمندی را ارائه کرده بود.فکر میکنم بزرگترین موفقیت این استاد بزرگ این بود که، همین آموزشهای آنلاین و مطالب آنها باعث ایجاد تغییراتی بزرگ در زندگی من و خیلی‌های دیگر شد و درسهای بزرگی به ما آموخت.من اعتقاد دارم همه‌ی ما اگر کمی به اطرافمان دقت کنیم، متوجه حضور بسیاری از این ریتم‌های تکراری در زندگی‌هایمان می‌شویم. قطعا اگر از انجام کاری لذت نمی‌بریم یعنی دچار یک ریتم تکراری اجباری شده‌ایم و حالا زمان تغییر است. اما چگونه؟نظر شما درباره این ریتم‌های زندگی و راهکارهای مبارزه با آنها چیست؟</description>
                <category>امیرحسین شعبانی نژاد</category>
                <author>امیرحسین شعبانی نژاد</author>
                <pubDate>Fri, 03 Apr 2020 02:18:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید مطالب من در سال ۹۸</title>
                <link>https://virgool.io/@ashabaninejad/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B8-qwk5tforkoib</link>
                <description>اگر دستاوردی را نتوانم اندازه بگیرم، چیزی در دست ندارم.اشتباه نشود، این به معنای تمایل به بهترین بودن  و یا میل به اثبات چیزی نیست، اما تنها چیزی که می‌تواند برای بهتر شدن به من کمک کند یک نقشه راه است، از مسیری که طی کرده‌ام، تا بدانم چه اثری از خود به جا گذاشته‌ام. یک تصویر کلی که بتواند خیلی ساده نشانم دهد تلاش من چه اثری بر جامعه‌ام گذاشته است.ویدیوی آمار مخاطبین من را ببینید: https://cdn.virgool.io/annual-report/1398/a4vhjsinznto-R4aJU.mp4 دستاوردهای من در سال ۹۸در سال ۹۸، من در مجموع ۴ پست در ویرگول منتشر کردم و پست‌های من ۵۲ مرتبه لایک شدند و افراد ۲۰ بار نظرات خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. امسال ۱۱ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. اما چیزی که این دستاورد را ارزشمندتر می‌کند اثری است که این پست‌ها از خود به جا گذاشتند.اثر پروانه‌ای منطبق آمار ۱,۳۱۹ بار پست‌های من خوانده شدند و زمانی حدود ۶۱,۴۵۳ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیت ۷۲٬۹۴۰٬۰۰۰ نفری که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، من توانستم حدود ۰/۰۰۰۸۴۳ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم. عددی که با تمام کوچک بودنش، اثر بزرگ و ارزشمندی است.اما این عددها فقط توضیحی است از آنچه که برای مخاطبانم به ارمغان آورده‌ام، اثر ارزشمند‌تری که با نوشتن در ویرگول از خود به جا گذاشته‌ام، تلاش پنهانی بوده که برای حفظ محیط زیست کرده‌ام. من با انتشار پست‌های خودم در فضای ویرگول توانستم در مصرف کاغذ صرفه جویی کنم؛ یعنی اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ  و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۶,۶۰۶ کاغذ مصرف می‌شد.</description>
                <category>امیرحسین شعبانی نژاد</category>
                <author>امیرحسین شعبانی نژاد</author>
                <pubDate>Mon, 30 Mar 2020 17:54:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کدام زبان را برای شروع برنامه نویسی انتخاب کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ashabaninejad/%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-echahi8nwqay</link>
                <description>یکی از اصلی ترین سوالاتی که تازه واردان به دنیای کامپیوتر برای شروع مسیر برنامه نویسی برایشان ایجاد می شود این است که کدام زبان را برای شروع برنامه نویسی باید انتخاب کنیم. من در این مطلب قصد دارم کمی به این موضوع بپردازم و ابعاد مختلفی از این موضوع رو بررسی کنم.کدام راه؟قبل از اینکه بتوانیم درباره خوب بودن یا نبودن یک زبان برنامه نویسی صحبت کنیم، ابتدا باید به این سوال پاسخ دهیم که کدام مسیر را در برنامه نویسی می خواهیم انتخاب کنیم؟ منظور از مسیر به زبان ساده، نوع برنامه نویسی است که می خواهیم انجام دهیم. (برای مثال برنامه نویسی وب یا اندروید و....)علت اینکه اول باید مسیر را تعیین کنیم هم این است که هر زبانی ممکن است در یک زمینه خاص بسیار قوی عمل کند و در زمینه دیگری نتوانیم از آن استفاده کنیم. برای مثال زبان برنامه نویسی Swift زبان بسیار مناسبی برای سیستم عامل های اپل است اما اگر بخواهیم برای اندروید یا ویندوز برنامه نویسی کنیم، عملا Swift به کارمان نمی آید و باید زبان دیگری بیاموزیم.خب، حالا شاید بپرسید که این مسیر را چگونه تعیین کنیم؟ کدام مسیر بهتر است؟ کدام درآمد بیشتری دارد یا کدام بازار کار بهتری دارد؟ و سوالاتی از این دست که می خواهم با توضیحاتی که در ادامه ارائه می کنم، پاسختان را بدهم.تعیین مسیر می تواند به موارد زیادی وابسته باشد و هر فردی متناسب با شرایطی که در آن قرار دارد، مسیر متفاوتی را انتخاب کند. اما من پیشنهاد میکنم اگر پیش زمینه راجع به زمینه ای که میخواهید در آن به یک متخصص تبدیل شوید ندارید، سعی کنید در اینترنت به جست و جو بپردازید و از اساتید این حوزه نیز راهنمایی بگیرید و با اطلاعاتی که کسب می کنید، می توانید مسیرتان را تعیین کنید.حال شاید این سوال هم ذهن شما درگیر کند که اگر چند مسیر را دوست داشتیم چه؟ در اینجا باید بگویم که تمام مسیرها را می توانید طی کنید ولی ابتدا پتانسیل خود را بررسی کنید و ضرب المثل قدیمی دو هندوانه را با یک دست بر ندارید رو هم حتما در نظر داشته باشید و بر اساس آن مسیرها را اولویت بندی کنید. البته در برنامه نویسی مسیرهای همزمان مکمل زیاد داریم که شامل آن ضرب المثل نمی شود و عملا یک هندوانه به حساب می آیند.کدام زبان؟خب، حالا که مسیر خود را انتخاب کردید وقت آن رسیده که زبان مورد نیاز آن مسیر را نیز انتخاب کنید. قطعا برای 1 مسیر ممکن است چند زبان برنامه نویسی وجود داشته باشد. اما یادگیری کدام بهتر است و کدام زبان عملکرد و آینده بهتری دارد؟در اینجا پیشنهاد میکنم باز هم از اساتید و کارشناسان این حوزه که تجربه بیشتری دارند و منابع مطرح در اینترنت استفاده کنید و راجع به زبان ها اطلاعات مختلفی کسب کنید.برای مثال آمار ابتدا سایتهای مختلفی نظیر W3Techs و Stackoverflow و PYPL را بررسی کنید و اطلاعاتی راجع به وضعیت فعلی زبان برنامه نویسی مورد نظر از ابعاد مختلف کسب کنید. سپس به سراغ یک فرد خبره در این حوزه یا یک استاد برنامه نویسی رفته و درباره اینکه انتخابتان انتخاب درستی بوده یا نه و اگر درست است باید چه مسیری را برای یادگیری آن دنبال کنید، مشاوره بگیرید.بعد از آن زبان مورد نظر را دنبال کنید و این نکته را هم در نظر داشته باشید که در ابتدا یک زبان را به صورت حرفه ای یاد بگیرید و بعد اگر خواستید به سراغ تکنولوژی های دیگر نیز بروید. اینکه شما بتوانید با یک زبان کارهای مختفی انجام دهید بسیار بهتر از این است که بتوانید با زبان های مختلف یک ماشین حساب ساده بنویسید!سی شارپاز اینجا به بعد این مطلب صرفا یک نظر شخصی است و تنها بیان تجربه مسیری است که من انتخاب کردم و می تواند برای شما هم مفید باشد.من کار کردن با زبان های مختلفی مثل جاوا، php، پایتون و جاوا اسکریپت را تجربه کرده ام اما به هیچ کدام مثل سی شارپ علاقه مند نبودم. به نظر من سی شارپ زبانی است که برای ساخت آن بسیار حساب شده عمل کرده اند و پتانسیل بسیار خوبی دارد.شاید مهم ترین دلیلی که دوست داشتم سی شارپ را حرفه ای تر ادامه دهم این بود که می توان با سی شارپ برای پلتفرم های مختلف برنامه نویسی کرد و یک زبان با چند کاربرد است. راستش را بخواهید با اینکه دوره اندروید هم گذراندم و با جاوا هم کار کردم اما چون از ابتدا مسیری که داشتم وب بود و بعد به اندروید و... آمدم، دوست نداشتم زبان دیگری یاد بگیرم و احساس می کردم انرژی زیادی از من خواهد گرفت.البته به نظر من به طور کلی اینکه شما چند زبان بلد باشید بد نیست و قطعا اینکه چه زبانی برای یک پروژه استفاده شود به عوامل بسیاری بستگی دارد و وقتی می خواهید توانایی انجام هر پروژه ای را داشته باشید، بهتر است زبان های بیشتری را بشناسید.بنابراین هیچ زبانی برتر مطلق نیست و باید از زبان های مختلف اطلاعات داشته باشیم اما من سی شارپ را بهترین انتخاب در حال حاضر می دانم چرا که آینده خوبی پیش روی آن میبینم.دلیل این انتخاب هم اتفاقاتی است که اخیرا در تکنولوژی های مایکروسافتی رخ داده و با ظهور NET Core. مایکروسافت انقلابی در دات نت به پا کرد و حتی این موضوع باعث شد تا NET Core. به دوست داشتنی ترین فریمورک 2019 از نگاه برنامه نویسان Stackoverflow بدل شود.آمار منتشر شده در وب سایت Stackoverflowدر حال حاضر ASP.NET Core یکی از پرقدرت ترین تکنولوژی های برنامه نویسی وب بر پایه NET Core. است که توانایی مدیریت 7 میلیون درخواست در ثانیه را داراست. این آمار پیش از این برای ASP.NET MVC که خود تکنولوژی قدرتمندی بود، حدود 60 هزار درخواست در ثانیه بود و برای زبان برنامه نویسی php نیز، این آمار بر اساس فریمورک انتخابی بین 19 تا 60 هزار درخواست در ثانیه تغییر می کند.غیر از اینکه می توان با سی شارپ برای وب، اندروید، iOS، ویندوز و مک و گجت های اندروید و iOS برنامه نویسی کرد می توان از آن در حوزه هوش مصنوعی نیز استفاده کرد که در اینجا صحبت از ML.NET به میان می آید که شاید به اندازه پایتون با لایبرری های زیاد در هوش مصنوعی قدرتمند نباشد اما روند رو به پیشرفتی را تجربه می کند و گزینه مناسبی برای برنامه نویسان سی شارپ است.دیگر دلیل برتری سی شارپ نسبت به سایر زبان ها از نظر من IDE (نرم افزارهای توسعه کد با امکانات بسیار زیادتر از ادیتورهای معمولی) بسیار قدرتمند ویژوال استودیو است. ویژوال استودیو بدون شک قدرتمندترین IDE ساخته شده تا به حال است و بسیار دوست داشتنی است.کلام آخردر انتها لازم میدانم بگویم در نهایت این به خود شما بستگی دارد که کدام مسیر و کدام زبان را انتخاب کنید. اما در نظر داشته باشید که مهم این است مسیرتان را دوست داشته باشید و عاشقانه تلاش کنید. اگر عاشقانه تلاش کنید، یک حرفه ای به تمام معنا در مسیرتان خواهید بود.</description>
                <category>امیرحسین شعبانی نژاد</category>
                <author>امیرحسین شعبانی نژاد</author>
                <pubDate>Fri, 08 Nov 2019 01:53:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پدیده‌ی حذف شبکه‌های اجتماعی، پاک کردن صورت مسئله و فرار از واقعیت</title>
                <link>https://virgool.io/@ashabaninejad/%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87%DB%8C-%D8%AD%D8%B0%D9%81-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DA%A9-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-pttjylescl2x</link>
                <description>احتمالا شما هم مثل من زیاد آدمهایی دیدید که در یک زمانی عضو یک سری از شبکه های اجتماعی بودند اما بعد از مدتی از بعضی از اون ها یا کلا از تمام اون ها اکانتشون رو حذف کردن و مثلا به زندگی سالم به دور از دنیای مجازی پرداختند. درواقع یعنی اون شبکه اجتماعی خاص باعث ایجاد یک بیماری در زندگی این افراد شده بوده که مجبور شدن حذفش کنن! تا اینجای کار کاملا درست و منطقی به نظر میرسه اما واقعا راه حل درست مقابله با این بیماری حذف اون شبکه اجتماعی خاصه؟ توی این مطلب میخوام باهم یکم این موضوع رو عمیق تر نگاه کنیم و نتیجه منطقی تری بگیریم.اجازه بدید اول شبکه های اجتماعی رو از یک سری از ابعاد بهتر بشناسیم.چرا شبکه های اجتماعی؟ یادتونه تا همین چند سال پیش اگر کسی به خارج از کشور سفر می کرد باید میرفتیم کارت میخریدیم و یا 00 فلان میگرفتیم و با کلی زحمت میتونستیم چند دقیقه با فرد مورد نظر مکالمه کنیم و تازه آخر ماه هم باز باید کلی پول قبض میدادیم اگر کارت نخریده بودیم؟اما یکم بعد ابزارهای چت آنلاین یا تماس صوتی و ویدیویی آنلاین مثل یاهو مسنجر و اسکاپ و بعدشم که وایبر و واتس اپ و ایمو و... به وجود اومدن که کار ما رو خیلی ساده تر کردن! با هزینه کمتر و کیفیت بهتر میشه با تمام دنیا صحبت کنیم!بنابراین شبکه های اجتماعی از ابتدای امر برای این ایجاد شدن که ارتباط بین آدم ها رو ساده تر کنند.رابطه شبکه های اجتماعی و ایجاد عادت های درست و غلطدرسته که شبکه های اجتماعی برای راحت تر کردن کارهای ما ایجاد شدن اما اصولا شبکه های اجتماعی یک سری عادت در زندگی افراد ایجاد می کنند که میتونه درست و میتونه غلط و خطرناک باشه. مثلا اینکه شما عادت کنید که به جای SMS برای یک نفر در واتس اپ پیام ارسال کنید و کل کارهاتون رو از احوال پرسی های روزمره تا کارهای اداری و... رو با اون پیگیری کنید به خودی خود بد نیست. اما یه سری از عادت ها هستند که به مرور زمان امکان آسیب رسوندن رو دارن.حالا که شبکه های اجتماعی رو بهتر شناختیم در ادامه به سراغ مورد اصلی خواهیم رفت.چرا برخی شبکه های اجتماعی خود را حذف می کنند؟برخی از افراد به دلایل مختلف که ناشی از همین عادت ها هستند، مثل زمان زیاد گذاشتن برای شبکه های اجتماعی در طول یک روز اکانتشون رو حذف می کنند.البته زمان زیاد گذاشتن برای یک شبکه اجتماعی تنها دلیل حذف اکانت توسط این افراد نیست و عده ای محتوای پوچ در شبکه های اجتماعی و تاثیر روانی منفی روی زندگیشون رو از دلایل این حذف کردن اکانت عنوان می کنند.حذف شبکه های اجتماعی مثل پاک کردن صورت مسئله است!چه بخواهیم و چه نخواهیم ما در عصر ارتباطات و نوآوری های تکنولوژی های مختلف زندگی می کنیم. شبکه های اجتماعی هم با تمام خوبی ها و بدی هایشان جزوی از همین عصر هستند.اینکه این شبکه ها چه مضراتی می توانند داشته باشند غیر قابل انکار است اما پاک کردن آن ها تنها مثل پاک کردن صورت مسئله است و ما در واقع مسئله رو حل نکرده ایم!به عقیده من با مدیریت شبکه های اجتماعی میشه از فواید اونها بهره مند شد و ضررهای احتمالیشون رو به حداقل رسوند!تجربه فردی من درباره مدیریت شبکه های اجتماعیمدیریتی که مقصود من است، مدیریت فردی است. تجربه فردی من نشون داده با مدیریت کردن زمان و محتوای فردی در در شبکه های اجتماعی میشه هم به دنیای واقعی و هم به دنیای مجازی رسید.مثلا من زمان خودم رو طوری مدیریت میکنم که با وجود اینکه بخشی از کارم تولید محتوا در شبکه های اجتماعی است اما بین روزانه 1 تا 2 ساعت از زمان خود را صرف چک کردن و تولید محتوای آنها میکنم.نکته مهمی دیگه ای که وجود داره اینه که حتی من که محتوا تولید می کنم باید بدونم نیازی نیست دائما در حال فعالیت در شبکه های اجتماعی مختلف باشم و دائما توییت در توییتر یا پست و استوری در اینستاگرام منتشر کنم!نکته دیگه ای که می تونم به اون اشاره کنم درباره اینستاگرام هست. بسیاری از افراد عادت دارند تا زمان زیادی رو صرف دیدن استوری های اینستاگرامشون از ابتدا تا انتها کنند. در حالی که به نظر من ابدا نیاز نیست که من استوری تمام آدم هایی که دنبال می کنم رو ببینم!به شخصه عمدتا استوری های چند نفر از مخاطبان اصلیم مثل دوستان و آشنایان نزدیک رو میبینم و زمانم رو بیش از این صرف دیدن یک سری محتوای تصویری عمودی بعضا خالی از محتوا نمیکنم!کلام آخرتمام نکاتی که گفتم، نکاتی هست که بسیاری از افرادی که تولید کننده محتوا هم نیستند از اونها و نحوه برخورد با اونها آگاه نیستند و در تمام لحظات زندگیشون ثانیه به ثانیه، یا توییت و پست و استوری منتشر می کنند یا تمام محتوای Timeline توییترشون یا Explore اینستاگرامشون رو میخونن و برای همه هم لایک و کامنت میگذارند و بعد هم میگن شبکه های اجتماعی زمان زیادی از ما میگیره و بعد از یک بازه مشخص مجبور می شن اکانت هاشون رو حذف کنند تا پایانی باشه بر این انتشار محتوای بیمار گونه!به عنوان کلام آخر باید بگم که اگر هم حذف شبکه های اجتماعی برای مقابله با این مواردی که بیان کردم، یک راه حل باشه، قطعا راه حل آخر هست.</description>
                <category>امیرحسین شعبانی نژاد</category>
                <author>امیرحسین شعبانی نژاد</author>
                <pubDate>Fri, 01 Nov 2019 01:04:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کامپیوتر، دوست داشتنی ترین تغییر زندگی من!</title>
                <link>https://virgool.io/@ashabaninejad/%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D9%86-coyugzlzmvgn</link>
                <description>یادمه اولین کامپیوتری که داشتم برای سال 83 بود و تازه جزو نسل های جدید اون زمان به حساب میومد. 64 مگابایت گرافیک داشت و 256 مگابایت حافظه رم و پردازندش هم اینتل Pentium 4 بود. تمام دوران کودکی من با اون کامپیوتر گذشت. اولین ویندوزی که روی اون کامپیوتر تجربه کردم 98 بود و بعدش 2000 و XP رو باهاش تجربه کردم.اون زمان پدرم قانون گذاشته بود که از کامپیوتر روزی 2 ساعت من و روزی 2 ساعت برادرم استفاده کنیم و یادمه اوایل خانواده یه گارد خاصی داشتن نسبت به کامپیوتر و دقیقا یادمه که اون زمان که خیلی سنی نداشتم و فقط با کامپیوتر بازی می کردم، پدرم همیشه میگفت یکم جای بازی کردن خود کامپیوتر هم یارید!فکر میکنم تقریبا اول یا دوم راهنمایی بودم که اون سیستم جاشو داد به یه سیستم جدیدتر و قوی تر که مانیتورش هم به جای مانیتور پشت دار، LED بود. خیلی نگذشته بود که اون کامپیوتر، جای کامپیوتر قبلی رو گرفته بود و من تصمیم گرفتم به حرف پدرم گوش کنم و یکم جای بازی کردن کامپیوتر یاد بگیرم.اون زمان هنوز اون قانون توی خونه ما پا برجا بود. یادمه یواش یواش شروع کردم با پدرم صحبت کردم که این محدودیت 2 ساعته برداشته بشه. البته یهویی برداشته نشد تاجایی که یادمه اول شد 3 ساعت بعد شد 5 ساعت و بعدشم دیگه کلا Unlimited شد. ?پدرم همیشه نگران بود که نکنه کامپیوتر باعث صدمه زدن به درس من بشه و من تصمیمم رو گرفته بودم که دیگه فقط با کامپیوتر بازی نکنم و به جای بازی کردن چیزای بهتری یاد بگیرم. همیشه هم سعی میکردم که این  نگرانی پدرم رو بهش احترام بذارم و درسم رو در کنار یادگیری کامپیوتر حفظ کنم.از همون زمان شروع کردم به بیشتر یاد گرفتن نرم افزارهای کامپیوتری و کارهای ابتدایی مثل نصب ویندوز و...البته اینم بگم که من خیلی خراب کاری میکردم و بعد مجبور میشدم که درستش کنم. مثلا یادمه داداشم یه درایو پر از آهنگ و فیلم داشت و خیلی دوسشون داشت و من یه بار اشتباهی زدم کل اونا رو پاک کردم. همین موضوع سر آغاز یادگیری ریکاوری کردن پارتیشن ها بود و موارد اینچنینی زیادی رو تجربه کردم.تقریبا از اول دبیرستان رفتم سمت دنیای وب و یه وبلاگ ساختم و بعدش به طور کلی مسیر وب رو دنبال کردم و یواش یواش HTML یاد گرفتم و فهمیدم کامپیوتر، همون چیزیه که من میخوام. همون چیزی که دوسش دارم!یادمه از یه جایی به بعد آموزش دیدن شد اولویت اول زندگیم. زمانی که درگیر مدرسه بودم بعد از مدرسه آموزش میدیدم و بعدشم که رها شدم شاید در طول هر روز بیش از 10 ساعت پیوسته آموزش میدیدم و خسته نمیشدم. همیشه دلم میخواست مفید باشم و از لحظه های زندگیم با چیزی که دوست دارمش، لذت بیشتری ببرم.و الان کامپیوتر جزء جدایی ناپذیر زندگی منه که شاید در روز ساعت ها پشتش میشنم و کارهای مختلفی انجام میدم و مهم فقط یک چیزه، من از زندگیم لذت میبرم!</description>
                <category>امیرحسین شعبانی نژاد</category>
                <author>امیرحسین شعبانی نژاد</author>
                <pubDate>Mon, 21 Oct 2019 01:28:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرفیس بوک 2 از نگاه من! تجربه کار با هیبریدی ترین هیبرید دیوایس دنیا</title>
                <link>https://virgool.io/@ashabaninejad/%D8%B3%D8%B1%D9%81%DB%8C%D8%B3-%D8%A8%D9%88%DA%A9-2-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%DB%8C%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%DB%8C%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%B3-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-rlz4bnygs5wj</link>
                <description>قبل از اینکه شروع کنم باید بگم که تلفظ درست Surface درواقع یه جورایی سرفس هست اما خب در زبان ما به نوشتار کلمه ی سرفیس مرسوم شده که خب منم برای اینکه هم گوگل جان در سرچ ها راحت تر پیدامون کنه و هم شما راحت تر بخونید همون کلمه ی مرسوم سرفیس رو در این مقاله استفاده میکنم. خب شروع کنیم!بذارید یه تاریخچه خیلی کوتاه بگم. یادمه رویداد اکتبر سال 2015 مایکروسافت بود که تنها اطلاعاتی که از دستگاههای مایکروسافت درز کرده بود این بود که یه دونش صفحه 12.3 اینچی داره و یکی دیگه 13.5 اینچه. همه احتمال میدادن که 12.3 صفحه ی متعلق به سرفیس 4 باشه و اون یکی هم پرو 4. اما زمانی که پانوس پانای (رئیس بخش سخت افزار مایکروسافت) شروع کرد به معرفی محصولات جدید، کلا همه چیز تغییر کرد برای همه و دستگاه 12.3 اینچی سرفیس پرو 4 بود و دیگه خبری از سرفیس 4 نبود! یکم بعدش پانای شروع کرد به صحبت کردن درباره اینکه مایکروسافت یک بار یک Category به نام تبلت های هیبریدی ایجاد کرده و موفق بوده و حالا بازم قراره یه دسته بندی کاملا جدید ایجاد کنه.بله اینجا بود که بعد از پخش یک تیزر معرفی، پانوس پانای دستگاهی به نام سرفیس بوک رو در دستش گرفت و وارد سالن شد. دستگاه جدید مایکروسافت درواقع برعکس سرفیس پرو عمل می کرد و به جای اینکه یک تبلت هیبریدی باشه یک لپ تاپ هیبریدی بود و تفاوتش با سرفیس پرو هم این بود که این لپ تاپ GPU اختصاصی داشت و کارهای گرافیکی خیلی حرفه ای تری رو می شد باهاش انجام داد.طراحی سرفیس بوک اوایل خیلی عجیب و غریب به نظر می رسید اما واقعا یک طرح خلاقانه به حساب میومد و وقتی وارد سال 2016 شدیم، سرفیس بوک جایزه بهترین طراحی لپ تاپ سال رو دریافت کرد و به عنوان بهترین لپ تاپ سال دنیا شناخته شد.اما مایکروسافت بعدش یکم در حق سرفیس بوک کم لطفی کرد و تا یه مدتی اپل با نسل جدید پردازنده های اینتل روی مک بوک پروها میتونست پیشتازی کنه و تنها کاری که مایکروسافت سال بعدش یعنی اواخر 2016 انجام داد این بود که Surface Book Performance Base رو معرفی کرد که تنها تفاوتش با اولین نسل سرفیس بوک این بود که کارت گرافیکیش 1 گیگابایت حافظه بیشتری داشت و باتریش هم تا 16 ساعت شارژدهی ارتقا پیدا کرده بود. همین!گذشت و مایکروسافت سال 2017 هیچ حرفی از سرفیس بوک نزد تا جایی که مک بوک های اپل به نسل هشتم پردازنده های اینتل مجهز بودن ولی سرفیس بوک همچنان روی نسل ششم باقی مونده بود.2018 دیگه همه منتظر سرفیس بوک بودن و اینکه مایکروسافت یه رویدادی برگزار کنه و نسل جدید سرفیس بوک رو معرفی کنه تا یه رقیب قابل تر برای مک بوک پرو های جدید باشه.  حتی یه رویداد گذاشت و سرفیس پرو جدید و سرفیس لپ تاپ رو معرفی کرد اما تقریبا تا ماه سپتامبر بازم هیچ حرفی از سرفیس بوک 2 زده نشد.دقیق یادم نیست ماه سپتامبر بود یا اکتبر که یه روز سایت مایکروسافت رو باز کردم و دیدم سرفیس بوک 2 در سکوت محض خبری روی سایت مایکروسافت قرار گرفته! درواقع مایکروسافت برای سرفیس بوک 2 فقط یه رویداد داخلی برگزار کرده بود.اما برعکس رویداد معرفی، خود سرفیس بوک 2 خیلی هم بی سر و صدا نبود! مایکروسافت یه نسخه جدید و بزرگتر 15 اینچی هم اضافه کرد و توی نسل جدید سرفیس بوک هم از نسل 7 پردازنده اینتل استفاده کرده بود هم از نسل هشتم!قدرت سرفیس بوک 2 خیلی بالا بود. نسل هفتم و نسل هشتم اینتل Core i5 و Core i7 که تو نسخه 15 اینچی پردازنده Core i7 فرکانس 4.2 گیگاهرتزی در حالت Max Turbo داشت و پردازنده 4 هسته ای شده بود، دوتا کارت گرافیکی NVIDIA یکی GTX 1050 با حافظه اختصاصی 2 گیگابایت GDDR5 توی نسخه 13 اینچ و یکی GTX 1060 با 6 گیگابایت حافظه گرافیکی اختصاصی جزو آپشن های خرید بود و البته مثل همیشه باتری در اولویت های مایکروسافت بود و سرفیس بوک 2 تا 17 ساعت شارژدهی باتری داشت.اما قدرت خوب سرفیس بوک 2 خیلی دوام نداشت و مایکروسافت بدشانس بود چون دقیقا 4 ماه بعدش مک بوک های جدید معرفی شدن که Core i9 به کانفیگ هاشون اضافه شده بود که زمان عرضه سرفیس بوک 2 هنوز برای لپ تاپ ها نیومده بود! بگذریم.از این داستان پر فراز و نشیب سرفیس بوک که بگذریم باید بگم که طراحی نسل دومش نسبت به نسل اولش خیلی خیلی بهتر شده و حس بهتری میده. روی کیبورد دیگه شیار دیده نمیشه و صاف و یک دست با یک شیب بسیار ملایم طراحی شده و البته محفظه های خروج هوای دور صفحه نمایش هم یکم به سمت داخل رفتن و کلا ظاهر قشنگ تری پیدا کردن. سرفیس بوک 2 نسخه 13.5 اینچپورت USB-C هم جایگزین MiniDisplay شده که در کل خوبه. البته سرفیس بوک 2 برعکس مک بوک پروهای جدید اپل شما رو مجبور به گرفتن تبدیل براش نمیکنه و دوتا پورت USB فول سایز هم داره که در 90 درصد مواقع کافی هستن و تا زمانی که شما نخواید مثلا Present داشته باشید و کارای اینچنینی نیازی به تبدیل نیست.به نظر من سرفیس بوک 2 خیلی هوشمندانه طراحی شده و واقعا لولای فوق العاده ای داره. البته این لولای معروف سرفیس بوک رو خیلیا دوست ندارن و از اون فضای خالی که هنگام بسته شدن لپ تاپ با بدنه ایجاد میشه خیلیا خوششون نمیاد. ولی باید بگم اگر این قسمت از دستگاه اینطوری طراحی نمیشد قطعا در هنگام استفاده های خیلی سنگین اتفاق خوبی برای دستگاه نمیفتاد!در یک کلام شاید به نظر بیاد ظاهر سرفیس بوک 2 یکم عجیب و غریبه و با لپ تاپ های معمولی فرق داره اما واقعا درباره همه چیش هوشمندانه فکر شده و مایکروسافت برای لحظه به لحظه ی کار کردن با این دستگاه برنامه ی خوبی چیده و راحتی کاربر رو خیلی خوب درنظر گرفته و به نظر من کاملا حقش بوده جایزه بهترین طراحی رو بگیره.من سالهای زیادی درباره دستگاههای تکنولوژی مطلب نوشتم و مشخصات ریز به ریز گفتم و بررسی دقیق کردم اما این مطلب و اینجا با پیانتک فرق داره و یه بررسی دلی هست بیشتر. بنابراین روی هر بخش خیلی ریز نمیشم و خلاصه وار هر قسمت دستگاه رو بررسی میکنم.سرفیس بوک 2 نسخه 13.5 اینچدرباره صفحه نمایش لمسیش باید بگم که PixelSense مثل Retina کیفیت مسحور کننده ای داره و رنگ ها رو با دقت بسیار بالایی نشون میده. درباره سیستم پردازش هم که دیگه اصلا نگم دیگه نسل هشتم پردازنده اینتل اونم Core i7 مگه میتونه خوب نباشه؟ ?قدرت گرافیکی دستگاه هم فوق العاده عادیه و کم نمیاره اما خب وقتی دستگاه در حالت عادی روی Recommended mode یا Better Performance باشه خیلی پسر آروم و ساکتیه اما وقتی ببریدش روی حالت Performance دیگه جت فنش فعال میشه و واقعا صدای موتور جت میده!اجرای فیفا 19 روی سرفیس بوک 2 نسخه 13.5 اینچغیر از این مشخصات قوی، سرفیس بوک 2 یه مزیت خیلی خیلی مهم نسبت به لپ تاپ های دیگه داره و اونم شارژدهی بالای دستگاه هست که تا 17 ساعته البته تو نسخه 13 اینچ این میزان ساعت مال پردازنده i5 هست نه i7 و توی i7 بر اساس تجربه شخصی باید بگم که به حدود 12-13 ساعت میرسه!و اینکه یه دکمه روی کیبورد هست که وقتی برای حدودا 2 ثانیه نگهش دارید، قفل نگهدارنده صفحه نمایش آزاد میشه و میشه صفحه نمایش رو جدا کرد. این ویژگی دوتا کاربرد داره، یک اینکه تبلت 13 اینچی بدون پایه بشه و دو اینکه برعکسش کنید دوباره بذارید سر جاش و کیبورد رو به عنوان پایه استفاده کنید و حالا روش با قلم طراحی کنید، فیلم ببینید و... که این ویژگی از نظر من جذاب، در لپ تاپ های کلاسیک نیست!نمایی از طراحی لولای سرفیس بوک 2 و محفظه های خروج هوای داخل دستگاه روی کیبورد در حالت Performanceزیاد پر حرفی کردم! بگذارید کلام آخر و بگم و تمام! سرفیس بوک 2 از نظر من تا این لحظه که من دارم این مطلب رو مینویسم قطعا یکی از شاهکارهای مهندسی سخت افزار در دنیا هست و خیلی خوب و خوش ساخته. البته قطعا هیچ دستگاهی بدون ضعف نیست، اما مهم اینه که وقتی باهاش کار میکنی، حس لذت کار کردن با یک دستگاه Premium رو کاملا بهت منتقل میکنه و بی نظیره!امیدوارم از خوندن این مقاله (که البته زیاد هم بود) لذت برده باشید. اگر قابل دونستید بنده رو، حتما نقد کنید این مقاله رو. من تمام نظرات رو میخونم و جواب میدم البته ممکنه این پروسه یکم طول بکشه و نرسم زود جواب بدم اما تمام سعیم رو میکنم. ?</description>
                <category>امیرحسین شعبانی نژاد</category>
                <author>امیرحسین شعبانی نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 16 Oct 2019 00:20:45 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>