<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های اشکان امامی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ashem</link>
        <description>علاقه مند به ریاضیات ، برنامه نویسی و علوم کامپیوتر</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:33:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>اشکان امامی</title>
            <link>https://virgool.io/@ashem</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پایان دوران خوش درآمد حوزه تکنولوژی! - سومنات سینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@ashem/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%AA%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%DB%8C%D9%86%DA%AF-ri5k6viqu3ll</link>
                <description>قبلا یک پست با عنوان &quot;واقعا قراره بیکار بشیم؟&quot; منتشر کردیم اما خب اصلا ربطی به چیزی که امروز میخوایم بگیم نداره چون اون یه دیدگاه کلی نسبت به همه مشاغل بود. اما در این پست میخوایم به این مسئله در حوزه کاری خودم یعنی تکنولوژی ( برنامه نویسی ، شبکه ،...) بپردازیم. البته کمی دقیق تر و با ترکیب آمار واقعی...در قرن پنجم میلادی ، خواندن و نوشتن مهارت های خاصی محسوب میشدن. در یک روستا به زور یک نفر پیدا میشد که بتونه بخوانه و بنویسه. به بعضی از اونها کاتب میگفتن.کاتب ها دانش و دانسته های بشر رو مینوشتن و ثبت میکردن تا حفظ بشن. به دلیل مهارت خاصشون که نوشتن بود، در اون زمان جایگاه برجسته ای داشتن. یجورایی حکم استاد و پروفسور امروزی :)این حرفه سال ها به همین روال درخشید و نوشته های این افراد هنوز برای ما به جا مونده.اما بریم به قرن ۱۴گوتنبرگ یک دستگاه انقلابی ابداع کرد که انحصار کاتبان رو در هم شکست! بله دستگاه چاپ...ناگهان همه چیز تغییر کرد، مطالب مکتوب در دسترس همه مردم قرار گرفتند و میانگین سطح سواد به طور بی سابقه ای افزایش یافت! و این باعث کاهش اعتبار و شکست اقتصادی حرفه کاتب ها شد.بریم یکم جلوتر ، قرن ۲۱دقیقا همه چیز در حال تکراره حتی خیلی سریعتر! اما این بار برای ما متخصص های حوزه تکنولوژی، بله ما برنامه نویس ها و مهندس های IT و کامپیوتر.قبل هرچیز بگم که قرار نیست از نمودار های پیش بینی درآمد و حوزه های موفق آینده رو اینجا به نمایش بزاریم. ولی هر مطلبی که گفته میشه، دلیلی هم براش ارائه میشه.بگذریم...کارهای تک، دوران اونج خودشونو دیدن. در حدود یک سال گذشته، ما شاهد تعدیل بی رحمانه ۴۰۰ هزار نیرو در این حوزه بودیم. این روند غیر قابل کنترله. اخراج های حوزه تک در حال اوج گرفتن هستن و فقط در ژانویه امسال ۴۴ هزار نفر در دنیا تعدیل شدن. این صرفا برای ماه ژانویه هست :)این موج بی سابقه از اقدام ایلان ماسک آغاز شد. ماسک با اخراج ۸۰ درصد نیروی انسانی شرکتش، باقی مدیران رو به فکر تعدیل نیروی اضافه انداخت.تعداد شرکت هایی که تعدیل نیرو انجام دادن ( در سال گذشته)کمپانی هایی که بیشترین اقدامات رو برای کاهش نیروی اضافه انجام دادن ( سال گذشته)همچنین، استخدام شدن از همیشه سخت تر شده:بله، شاید این موارد همیشه باشه و خیلی ها بتونن خودشون رو تطبیق بدن و... .اما وقتی نیاز به نیروی کار در حال کاهشه و کارجو در حال افزایش، باقی افراد چیکار میکنن؟خوشبختانه یا متاسفانه، به هر حال کار های حوزه تک هم به جمع پرجمعیت مشاغل مرده میپیونده.امروزه تفکر عمومی کدنویس هارو افرادی با مهارت های خاص و کمیاب میبینه. اما تا الان!از الان به بعد یا بهتره بگیم چند سالیه که کدنویسی مهارت رایج تری شده.این تغییرات یک سبه اتفاق نیفتاده و سالهاست در جریانه. برای درک بهتر:در دهه ۱۹۶۰، صنعت کامپیوتر تازه در حال پا گرفتن بود و کسانی که تو این حوزه بودن، مثل نخبگان شناخته میشدن. تعداد خیلی محدودی از افراد میتونستن با کد نویسی با کامپیوتر حرف بزنن!بیشتر نرم افزار ها با زمان ماشین یا اسمبلی نوشته میشدن و افراد دارای پیشینه تحقیقاتی و علمی میتونستن نرم افزار ها رو توسعه بدن.اما بعد ها زبان های سطح بالاتر معرفی شدن و درب های برنامه نویسی رو به افراد بدون زمینه علمی آکادمیک هم باز شد.کمپانی ها فهمیدند که دانشگاه ها محل خوبی برای پرورش نیرو های قابل استخدام با مهارت های مورد نیاز هستن. بین این دو هماهنگی های مالی ایجاد شد و دانشگاه ها هم سیلابس ها رو آپدیت کردند.برای سال ها مسیر استخدام به عنوان یک برنامه نویس مشخص بود.۴ سال درس خواندن پیشنیاز ورود به استخری که شرکت ها فقط از اون ماهی میگرفتن.اما این دوره هم نابود شد. خودتون شاهد هستید که الان مدرک دانشگاهی فقط بدرد استخدام در ارگان های دولتی و خود دانشگاه ها میخوره.اینترنت به حوزه های بیشتری ورود و کرد و خارج از کار های اداری و شرکتی، ارتباط مجازی بین مردم رو ایجاد کرد. به طوری که امروزه دیگه بخش اداری حتی از دید هم خارج شده.پیشرفت و محبوبیت جامعه متن باز (open-source) بازی رو عوض کرد. دیگه مثل گذشته نرم افزار ها لزوما پشت دیوار کمپانی های بزرگ نبودن. انقلاب حوزه اوپن سورس با امکان مشارکت در کدنویسی روی یک نرم افزار از سرتاسر جهان، شدت گرفت. کم کم مدرک ۴ ساله دانشگاه داشت جای خودش رو به نمونه کار و سابقه تجربی میداد.نیاز به توضیح نیست. همین الان وارد یوتیوب بشید. از کجا میخواید شروع کنید؟ پول؟ نه لازم نیست کاملا رایگانه.در سال ۲۰۱۹ خیلی از کمپانی ها حتی شروع به استخدام دورکاری کردند . البته این مورد رو ۱۰۰ درصد فراگیر نمیدونم شخصا. چون کم مخالف نداره. درسته هزینه محل کار و... رو کاهش میده ولی تو بعضی موارد بازدهی هم کاهش پیدا میکنه. اما تو چه موقعیتی جالب شد؟ وقتی که یه شرکت داخل آلمان میتونست با یکی از بهترین برنامه نویس های ساکن آمریکا کار کنه.اما بزرگترین انقلاب تاکنون...بله! فراگیری هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۳. در مرحله اول هم مستقیم وارد حوزه برنامه نویسی شد.به اپلیکیشن نیاز دارید؟ یا وبسایت؟ همراه با سورس آماده و کاملا تمیز و اصولی خدمتتون ارائه میشه. تازه فقط درصورتی هم لازمه اشتراک بخرید که قابلیت های پیشرفته بخواید.یادتونه که گفتم دیگه به دانش آکادمیک و مدرک ۴ ساله نیازی نبود؟ حالا حتی دیگه به دانش تجربی هم نیازی نیست!شاید بگید این برنامه ها که خیلی ساده هستن. ولی خب جواب اینه که هوش مصنوعی هم الان خیلی ساده هست. خیلی از ما نمیتونیم تصور کنیم ۵ سال دیگه چه نرم افزار های رو میشه با یه پرامپت ساده ساخت.و حالا ما Devin رو داریم. هوش مصنوعی که میتونی در توسعه نرم افزار کار شما رو تا ۹۰ درصد راحت تر کنه.Devin AIتا الان دوین میتونه:کدنویسی کنه دیباگ کنه و مشکلات رو کد رو حل کنهحتی میتونه تا حد زیادی مشکلات ریپازیتوری های بزرگ رو هم شناسایی کنهکارایی هوش مصنوعی های مختلف در دنیای واقعی مهندسی نرم افزارشاید ۱۳ درصد خیلی کم باشه. اما بازم تکرار میکنم که هوش مصنوعی هم هنوز مبتدی هست و با توجه به روندی که تا الان در این حوزه بوده، این عدد چند برابر خواهد شد.چیزی که جلوی روی ماست احتمالا تبدیل شدن زبان محاوره ای به زبان برنامه نویسی هست. به طوری که کافیه بگید چی میخواید، بعد از نهایت ۱ دقیقه فایل نصبی براتون آمادست :) شاید مخالفت کنید ولی همونطور که ۰ و ۱ به اسمبلی و اسمبلی به c و بعد به پایتون تبدیل شد.کی فکرشو میکرد چنین اتفاقاتی بیفته؟خیلی جذابه که تکنولوژی انقدر پیشرفت کنه.داخل یک اتاق فقط کسی از چنین پیشرفتی میترسه که بخواد باهوش ترین فرد باشه، ولی ببینه بعضی چیز ها دارن از اون باهوش تر میشن.اگر به یاد داشته باشید، چیزی که باعث سقوط کاتبان شد ، کاهش اعتبار و منزلت و فروپاشی اقتصادی بود.احتمالا با مفهوم ماکسیمم نسبی در ریاضیات آشنا باشید.یک ماشین اسپرت یا یک گوشی پرچمدار رو فرض کنید. در ابتدا اگر شما یکی از اون ها رو بخرید، منحصر به فرد دیده میشید. مثلا اگه یک نفر سال ۲۰۲۱ گوشی آیفون ۱۲ می خرید، خیلی خفن بود مگه نه؟اما همون فرد برای حفظ این اعتبار باید الان بره و آیفون ۱۵ بخره. چون که خیلی از افراد مدل های قبلی دارن و دیگه عادی شده.دقیقا اعتبار فرد موردنظر در این حوزه ای که گفته شد با ماکسیمم و مینیمم نسبی یک تابع قابل شبیه سازیه:در حال حاضر ( یعنی سال ۲۰۲۴) شما به عنوان کارفرما حتی از گوشه و کنار شهر هم میتونید برنامه نویس استخدام کنید و یا اگه برنامه نویسید میتویند بدون کمک کسی انجام پروژه رو با کمک هوش مصنوعی آسون تر کنید.به نظرتون اوضاع تازه واردان به این حوزه چطور خواهد بود؟بیاید با هم به نمودار تعداد فارق التحصیلان رشته کامپیوتر نگاهی بندازیم:غول های تکنولوژی روز به روز هوش مصنوعی های پیشرفته تری رو معرفی میکنند و بعضی افراد هنوز به دنبال رودمپ یادگیری html و css هستن. کارفرما ها به تدریج به این پی بردند که لازم نیست حقوق بالا و وعده غذایی رایگان و... رو به کارمند ها بدن. همین الان هم خیلی از شرکت های خارجی ، برای انجام بعضی از تسک ها و پروژه های عادیشون به استخدام دوره ای یا پروژه ای رو آوردند.با توجه به این روند، صنعت به سمتی خواهد رفت که بیشتر به شیوه کار اسنپ و اوبر و... شبیه هست. استخدام های قراردادی بیشتر به جای کار های فول تایم. منظورم راننده های این کمپانی ها هست. برای اطلاعات بیشتر میتونید درباره Network model تحقیق کنید.داشتن تیم های متمرکز و فعال در گذشته جواب میداد اما الان میشه کار رو به بخش های کوچک تری تقسیم کرد.ما قطعا به دوران گذشته که افراد فارق التحصیل شده از دانشگاه ها یا بوت کمپ ها مثل یه رسم عادی بلافاصله وارد بازار کار میشدن بر نخواهیم گشت. https://www.youtube.com/watch?v=buF4hB5_rFs در اینجا بخشی از سخنرانی مدیر عامل انویدیا رو هم داریم (یوتیوب): https://www.youtube.com/watch?v=6Lcy2N3YcIs به گفته ایشون شکاف تکنولوژی بسته شده و تقریبا همه مردم به زودی برنامه نویس خواهند شد!دیدن مصاحبه کامل ضرری نداره. میتونید سرچ کنید. اما من بخش مهم رو برات گذاشتم.اینترنت پر از افرادی هست که به شما رویا های پوچ میفروشن. دوره های گرون و در اکثر اوقات بی محتوا. حتی به نظرم محتوای دانشگاه ها هم شامل این دسته میشه. اما تا به حال کسی به شما گفته که صنعت از شما چی میخواد؟دلیل اشباع بیش از حد حوزه تک. خصوصا در سطوح پایین میتونه توهم مردم باشه.البت نگاه کاملا بدبینانه منصفانه نیست. بسیاری از افراد الان دیگه فهمیدن که برای شاغل شدن و افزایش سطح دانش خودشون در این حوزه برای ورود به صنعت نیازی به دانشگاه نیست. اما این کافی نیست. دانشگاه محل خوبی برای ارتقای علمی و آشنایی با حوزه تحقیقاتی و ورود به آن است. اما اینکه با رفتن به دانشگاه خوب و معدل بالا شما آینده تضمین شده دارید، باور بی اساسی هست. سرفصل هایی که شما در دانشگاه یاد میگیرید برای شروع کمک کننده هست ولی اگر بخواهید صرفا به آن ها تکیه کنید، چیزی جز یک دانش از رده خارج و کم کاربرد نصیبتان نمی شود.به عنوان مثال: یک وردپرس کار و یک دانشجوی مسلط به درس طراحی کامپایلر رو فرض کنید.شانس درآمد؟ نیازی به توضیح اضافه نیست.در سمت دیگر اینفلوئنسر های برنامه نویسی رو داریم. کسانی که اکثرا تا به حال تجربه پروژه های واقعی یا حداقل کمی پیچییده رو نداشتن و صرفا میم منتشر میکنن. اما طوری پوزین های شغلی رو تفسیر میکنن که افراد تازه وارد فکر میکنن با یادگیری پایتون سه ماهه یه خونه میخرن!بعض افراد میگن، حتما دولت ها برای آینده راهکاری پیدا میکنن تا مردم بیکارن نمونن. منم تا چند وقت پیش روی این مورد شک داشتم ولی بهتره بدونید همین الان استارتاپ هایی در حال تحقیق مستقیم روی جایگزینی ربات با انسان در عرصه های مختلف هستند.(VC)کمپانی ها دلسوز و ناجی آینده شغلی ما نیستن و در درجه اول همیشه سود دهی مهمه!مهارت های پرکاربرد در شرکت ها و بی کاربرد به تنهاییخیلی از افراد معمولا بر اساس آگهی های استخدامی تصمیم میگیرن چه زبان یا تکنولوژی رو به عنوان مهارت اصلی انتخاب کنن و یاد بگیرن.اما مهارت واقعی فراتر از ابزار ها و متد ها و تکنولوژی های خاص هستند.در حقیقت php به تنهایی هم میتونه شمارو پولدار کنهشاید براتون جالب باشه که بدونید مهندسان نرم افزار و برنامه نویسانی که حقوق های بسیار بالایی دریافت می کنند، به هیچ عنوان سادگی کارشون رو زیر پا نمیزارن.صرفا از ابزار های ساده ای استفاده میکنن تا کار کنه!ساده نگهش دار!هدف اصلی موثر بودن هست نه زیبایی کاربهترین برنامه نویس ها عملگرا هستند، نوآوری می کنند نه تکرار، همچنین همیشه در یادگیری به روز هستند و با تغییرات سازگاری دارن.آینده همیشه به نفع کسانی بوده و هست و خواهد بود که ارزش آفرینی می کنند.عدم تغییر همیشه منجر به فروپاشی میشه. شما باید همیشه آماده تغییر باشید و صرفا روی یک ابزار خاص تا لحظه منسوخ شدن نایستید.هرچیزی ( نه صرفا برنامه نویسی ) تاریخ انقضا دارد.What if I fall?Oh! but my darling, what if you fly?- J. M. Barrie (Peter Pan)تغییر لزوما در مور ابزار مورد استفاده نیست. میتونه به پوزیشن کاری شما هم مربوط بشه. انتخاب شما چیه؟ فریلنسری یا کارمندی؟ البته فقط این دو نیستن اما خیلی از افراد با ریسک های بزرگ در زندگی نتایج خوبی به دست آوردن.حال با توجه به اینکه کدنویسی دیگه قرار نیست مهارت خاص مخسوب بشه، ما باید چه کنیم؟همونطور که در اول گفته شد اینجا نسخه ای پیچیده نمیشه. اگه قرار باشع همه یک مسیر رو پیش بگیرن چی میشه؟ دقیقا! اعتبار و منزلت اون مسیر کاهش پیدا میکنه.اما یک خلاصه از تاریخ رو به روی ماست:۱۸۰۰ میلادی : راه ثروتمند شدن از طریق کار کردن بود۱۹۰۰ میلادی : کسانی که سرمایه داشتند۲۰۰۰ میلادی : تولید یک محصول، محتوا، کد بله راه خیلی کلی هست ولی پیدا کردن مسیر مثل گنجی میمونه که فقط خود شما نقشه اش رو دارید.Intelligence is the ability to adapt to change- Stephen Hawkingکمپانی های بزرگ برای حل کردن مشکلات به شما پول میدن، اما کار کردن مداوم تنها راه کسب درآمد نیست. اگر افراد بدون زمینه تک میتونن چیز های جالب بسازن پس شما هم به عناون یه برنامه نویس قطعا خواهید توانست.یکی از جملات معروف جف بزوس : &quot;من نمیدانم در ۱۰ سال آینده چه چیزی تغییر می کند، اما میدانم چه جیزی را نمیدانم.&quot;جهان به سرعت در حال حرکت است و آموزش سنتی از ادامه روند خود ناکام خواهد ماند.  به همین دلیل است که باید یک استراتژی در مورد چیزهایی بسازید که در زمان پایدار هستند.  به عنوان برنامه نویس، همیشه باید مشکلات را حل کنید. شما همیشه باید به طور موثر با دیگران ارتباط برقرار کنید و همیشه باید به یادگیری و ارتقاء مهارت های خود ادامه دهید.  بخش بزرگی از انرژی خود را بر روی مهارت هایی متمرکز کنید که تقریباً تضمین شده است که در آینده ارزشمند خواهند بود.اصطلاح نیمه عمر دانش یعنی زمانی که طول میکشه تا نیمی از دانش در یک حوزه منسوخ بشه.نیمه عمر یک مهندس در سال ۱۹۳۰ ، ۳۵ سال بود.در سال ۱۹۶۰ به ۱۰ سال کاهش یافت.در مورد الان چی باید گفت؟از اونجایی که فناوری بسیار سریع در حال حرکت هست، در نهایت توانایی حل مشکلات و یادگیری مداوم، به محبوب ترین مهارت تبدیل خواهد شد.برنامه نویس ها قبل از هرچیز حل کننده مشکلات هستند و دنیای ما به بهترین راه حل نیاز داره نه دومین راه حل خوب. این جمله علت پاراگراف قبلی بود. همیشه برای بهترین راه حل تقاضا هست.ممنون که تا اینجا وقت گذاشتید و این پست رو تا انتها خواندید. امیدوارم ارزشش رو براتون داشته بوده باشه.اگر به چنین پست هایی علاقه مند هستید میتونید انتشارات حق رو دنبال کنید.ـــــــــــــــشبکهــهایــاجتماعیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتلگرام - ایکس - یوتیوب</description>
                <category>اشکان امامی</category>
                <author>اشکان امامی</author>
                <pubDate>Wed, 09 Oct 2024 08:18:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غرقگی ذهنی، راز رضایت از زندگی؟</title>
                <link>https://virgool.io/haghip/%D8%BA%D8%B1%D9%82%DA%AF%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-drnxo6rkykvn</link>
                <description>امروز قراره درباره غرقگی ذهنی یا Mental state flow توضیحاتی کوتاه و مختصر بهتون ارائه بدیم.یک سیستم نمونه گیری تو دنیا وجود داره به نام ESM یا روش نمونه گیری از تجربیات!چیک سنت میهایی ( روانشناس ) سال ۱۹۸۱ اومد یک آزمایش جالب انجام داد. هدف اصلیش درک تأثیر روان شناختی روی افراد بود. این کارت تقریبا سخت بود چون اگه همین الان تو خیابون از یه نفر بپرسید ۳ ساعت پیش چه احساسی داشتی قطعا یادش نمیاد یا دقیق نمیتونه توضیح بده. میهایی اومد و چند دستگاه پیجر رو به افراد داخل آزمایشگاهش داد و از اونا خواست تا هر موقع این دستگاه بوق زد ، در همون لحظه کاری رو که انجام میدن یا احساسی رو که دارن بنویسن. زیاد سر روند آزمایش وقتتون رو نمیگیرم ولی خب در نهایت موفقیت آمیز بود و تونست یک نظریه مهم رو تایید کنه:«بهترین لحظات معمولا زمانی اتفاق می افتند که بدن یا ذهن فرد، در تلاشی داوطلبانه برای انجام کاری دشوار و ارزشمند، از نهایت ظرفیتش استفاده می کند» میهایی اسم این نطریه رو غرقگی ذهنی گذاشت. در واقع به زبان ساده افراد داخل آزمایش معمولا وقتی که درگیر کار بودن از وقتی که بیکار بودن، خوشحال تر بودن.شاید به نظرتون این عجیب بیاد ولی کمی تفکر کنید... . لذت بردن از از کار ها راخت تره یا لذت بردن از وقت های آزاد؟ منظور از کار، کار مورد علاقتونه نه شغلی که شاید لزومه از اول هدفتون نبوده. اما چرا؟آزمایش های جدید تر هم نشون میدن که مردم معمولا در محل کار نسبت به زمان استراحت خوشحال ترن. دلیلش ساده تر از بحثای تخصصی پزشکیه. مغز شما چه در زمان فعالیت متمرکزانه و چه در زمان استراحت بر پایه اهداف و قوانین مربوط به بازخورد ها و چالش ها عمل میکنه. وقتی شما در حال تمرکز روی یک کاری هستید در وافع همه این موارد سازمان یافته هستند. ولی در مواقع استراحت، شما نیازمند تلاش بیشتر برای سازمان دهی کردن این موارد به شکلی ازش لذت ببرید هستید.اشتباه نکنید! اینکه گاهی از کارتون خسته میشید به دو دلیل میتونه باشه:‍۱- تمرکز کافی ندارید۲- نیاز به تنوع داریداین نتایج هستن که باعث ایجاد حس غرور و خوشحالی یا حس ناامیدی و ناراحتی درون شما میشن. درواقع هدف این نیست بگیم که شما نیازی به استراحت ندارید و باید دائم کار کنید. اما یکی از دلایل عدم بازدهی شما و پیش نرفتن کار ها اونطور که میخواید، میتونه نبود تمرکز و عدم غرقگی ذهنی باشه. در این مطلب هدف آگاهی شما بود و در مطالب آینده به تدریج نحوه اجرا و ایجاد تمرکز عمیق رو با هم خواهیم آموخت.حتما نظرتون ( چه منفی چه مثبت ) رو برامون کامنت کنید چرا که انتقاد های شما باعث پیشرفت ماست.</description>
                <category>اشکان امامی</category>
                <author>اشکان امامی</author>
                <pubDate>Tue, 20 Aug 2024 17:06:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>واقعا قراره بیکار بشیم؟ آینده بازار کار و تکنولوژی - کال نیوپورت</title>
                <link>https://virgool.io/haghip/%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%AA%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%84-%D9%86%DB%8C%D9%88%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%AA-y2wneaxgmbxl</link>
                <description>قبل از سلام باید بگم این مقاله بر اساس چند منبع مختلف نوشته شده و کلا اکثر نشریه های انتشارات حق نه نظر شخصیه و نه مطالب بی اساس و سلیقه ای . مگر اینکه شخص بزرگی در حوزه خاصی افتخار بده و نظر خودش از طریق با منتشر کنه.و خب الان سلام میکنم به شما خواننده گرامی . درسته کم منتشر میکنیم فعلا ، ولی حق منتشر میکنیم :)تکنولوژی سال هاست که با سرعتی که هر روز بیشترم میشه در حال پیشرفته. یه زمانی اسپاتیفای کل صنعت آهنگ و موسیقی رو جا به جا کرد ، یه زمانی هم گوگل همه رو حیرت زده کرد! اما حالا شرکت های بزرگ و غول های فناوری در چندسال اخیر یک تکنولوژی ترند و خفن رو توسعه دادن به نام هوش مصنوعی. تا چند سال قبل اکثر ما فقط اسمشو شنیده بودیم ولی تو این چند سال خیلی از ما حتی عادت کردیم کارامون رو باهاش انجام بدیم. مثلا من خودم تو کدنویسی از Github copilot استفاده میکنم.( اگر نمیدونید ، یک هوش مصنوعی که تو نوشتن کد و دیباگ کمک میکنه) هر چند خیلی باعث شده تنبل بشم و باید مصرف ازش رو کمی مدیریت کنم.یکی از حواشی پرطرفدار سوشال مدیا از بین رفتن مشاغل است. اما کدوم مشاغل؟آیا شرکت هایی مثل OpenAi سالانه میلیارد ها دلار ضرر برای توسعه AI میدن تا در آینده هم برای منابع انسانی خود حقوق واریز کنن؟تقریبا میشه گفت بله ، مشاغل زیادی از بین میرن . حتی ممکنه رکود اقتصادی تو خیلی کشور ها( به جز ایران که همیشه تو رکوده) دوباره شروع بشه. اما یه لحظه دقت کنید ، این نابودی مشاغل همیشه بوده!بر فرض مثال یه زمانی برای ساخت یه بنای بزرگ مثل اهرام مصر صد ها هزار برده لازم بوده تازه با کلی تلفات جانی و... ( اصلا کاری فرضیه های آدم فضایی و.. ندارم . کلی مثال دیگه هم برای بنای بزرگ هست)اما الان به راحتی با نهایت ۲۰۰ کارگر و ۱۰۰ تا مهندس میشه یک آسمان خراش غول پیکر ساخت. خب چرا؟ چون ماشین آلات هست. با یک بیل مکانیکی میشه حداقل ۵۰ کارگر کمتر استخدام کرد.پس نتیجه میگریم هوش مصنوعی هم مثل خیلی از تکنولوژی ها و ماشین ها هست فقط پیشرفته تر و شاید نابودگر تر.اما چاره چیه؟ چه مشاغلی آینده بدی دارن و بالعکس؟کال نیوپورت ، در کتاب کار عمیق ۳ دسته مشاغل رو دارای آینده روشن میدونه. در واقع بر این اساس که از ابتدای انقلاب صنعتی تا الان نه تنها رکود نداشتن بلکه رشد هم میکنن. اون سه دسته عبارتند از : کارکنان با مهارت بالا ، فوق ستاره ها و مالکان.کارکنان با مهارت بالامنظور این نیست که بلد باشید توی اداره با نرم افزار های ساده آفیس کار کنید. منظور تکنولوژی های اتومات نیست بلکه مهارت کار با تکنولوژی های پیچیده. مثل پردازش داده ، تجزیه و تحلیل ، نمونه سازی سریع و... . اینکه بتونید با ماشین آلات و ابزار های پیچیده کار کنید و نتایج کارآمد به دست بیارید . تو اکثر مشاغل چنین چیز هایی هست. برای اطمینان یک سوال از خودتون بپرسید : آیا من در کار کردن با تکنولوژی های به روز مربوط به حوزه کارم مهارت دارم؟فوق ستاره هاتو کاری که دارید ، جزو تک ها باشید. اگه تعمیرکار هستید ، بهترین باشید. نه تو محله یا شرکت خودتون بلکه حداقل تو سطح کشور. یا مثلا بهترین دکتر جراح باشید. مثلا اگه یک برنامه نویس خبره باشید ، شرکت ها به جای استخدام افراد با هزینه دفتر کاری و مزایا ، بیمه ، حقوق صعودی سالانه و... میان و از شما به صورت پروژه و حتی دورکاری بهره میبرن و مثلا نصف کارمند هاشون رو تعدیل میکنن. خب این هم به سود شرکته و هم شما پول بیستری نسبت به سایر در میارید.مالکانخب این دسته شامل سرمایه گذاران و سهامدارن و افراد ثروتمند میشه که احتمالا شمایی که دارید این رو میخونید جزوشون نیستید ( چون اون افراد حداقل ۱۰ بار از روی این کتاب ها رد شدن و با دانایی به اون جایگاه رسیدن) ولی خب دنیا همیشه برای پیشرفت به سرمایه گذار ها نیاز داره. همین شرکت های هوش مصنوعی هم الان بر همین اساس رشد میکنن.در مجموع این کتاب برای رشد در اقتصاد مدرن این ۳ دسته رو پیشنهاد کرده. یه طور خلاصه : کسانی که به خوبی و خلاقانه با تکنولوژی روز کار می کنند. کسانی که در کار خود بهترین هستند. کسانه که به سرمایه دسترسی دارند.در ادامه این کتاب دو توانایی الزامی برای قرار گیری در دسته های بالا رو توضیح میده:۱- توانایی سریع ماهر شدن در کار های سخت۲- توانایی تولید و خروجی گرفتن در سطح ممتازکه البته راه رسیدن به این موارد همون «کار عمیق» هست ، که در پست های بعدی بهش میپردازیم.اما در آخر خلاصه کل این مطلب اینه که تنها چیزی که شمارو نجات خواهد داد افزایش مهارته. نه صرفا مهارت برنامه نویسی چیزایی که الان ترند شدن. مهارت تحلیل ، حل مسئله ، بلاکچین و... . تو دنیای امروزی اونقدر فرصت هست که لازم نیست حتما برید دنبالش بگردید.اگر سوالی داشتید حتما تو کامنت بپرسید و نظرتون هم چه مثبت چه منفی بنویسید خوشحال میشیم.نویسنده : ashem</description>
                <category>اشکان امامی</category>
                <author>اشکان امامی</author>
                <pubDate>Thu, 08 Aug 2024 18:44:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ادیان مختلف ، کوتاه و به زبان ساده</title>
                <link>https://virgool.io/haghip/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-t5nawxh1bv1i</link>
                <description>ادیانآتئیست : یا در مورد وجود خدا شک دارن یا کلا خدا رو قبول ندارن . در واقع فقط چیزی رو قبول دارن که قابل آزمایش و مشاهده یا علمی باشه.بودیسم : معتقدند خدا هست ولی نه خدا! در واقع میگن یک انسان عادی بوده ( بودا). معتقدند زندگی مزخرفه چون آرزو داری و اگه زندگی خوب بخوای باید هیچ خواسته ای نداشته باشی. برای همین مجرد هستن و به مادیات دنیا اعتنایی ندارن.پاگانیسم : چند خدا هستند و هر چیز در طبیعت خدای جدایی دارد . به تناسخ و کارما معتقد نیستند. خدایان پاگان مثل انسان ها یاد میشن ولی جاودانه و قدرتمند تر! میتونن تولید مثل کنن ، بجنگن ، مست کنن و حتی اشتباه مرتکب شن. البته این دینشون کمی بدون سانسوره :)هندوئیسم : این افراد هم چند خدا هستند اما نه چندتا ، بلکه 33 میلیون خدا ! البته بر خلاف پاگانیسم ها به کارما و تناسخ معتقد هستن. معتقدند فقط یک حقیقت وجود داره و هر کدوم از خدا ها میتونن به شیوه خودشون راهنمایی کنن. کتاب مقدسی ندارن. میتونید از بین خدایان هر کدومو که خواستید انتخاب کنید (سلف سرویس).  اونها معتقدند اگه کار های بد کنید ، در آخرت به شکل حیوان و بدتر از اون گیاه در میاید. و اگه کار های خوب کنید به شکل اسطوره هایی مثل دالتیش در میاید.دئیسم : یکتا پرست هستن و خدا رو خالق همه چیز میدونن. ولی معتقدند که خدا جهان رو خلق کرده و بعد دیگه به حال خودمون گذاشته مارو. ( تاثیری روی جهان نداره و همه چیز طبق نظم هستی پیش میره). دلیلشونم اینه که معجزه رخ نمیده و فقر و ظلم زیاد شده.زرتشت : اکثرا در ایران و هند زندگی میکنن. آتشگاه ها محل عبادتشونه ( آتش پرست نیستن!) . به اهورا مزدا ، خدای خیر و خالق همه چیز معتقدند. و آتشکده یزد که 1500 ساله آتشش همواره روشنه ، قدیمی ترین آتشکده جهان محسوب میشه.دین های ابراهیمی : یهودیت ، مسیحیت ، اسلامیهودیت : کسی نمیتونه وارد دین یهودیت بشه و تنها راهش اینکه مادر طرف یهودی بوده باشه! کتاب مقدسشون تلمود و تورات هست. یه قهرمانی هم دارن به نام مسیح که قراره بیاد و دنیا رو نجات بده . با تولد عیسی فکر میکردن که مسیح اونه ولی چون ظلم هنوز ادامه داره منتظر مسیح واقعی هستن! البته طبق آمار بالای 95 درصد پیروان این دین اصلا به احکامش پایبند نیستن.اسلام : معتقدن که ابراهیم ، عیسی ، موسی ، محمد همگی پیامبر اسلام هستن و به ترتیب اومدن تا دین رو آپدیت کنن و ورژن نهاییش میشه محمد ( قرآن ) و همچنین اسلام رو تنها دین مورد قبول خدا میدونن. مهم ترین پیامبر اسلام محمد هست و بعد از اون عیسی . به این دلیل که تنها اسم یک زن در قرآن اومده و اون کسی نیست جز مریم ، مادر باکره عیسی.مسیحیت : یکتا پرست هستن ولی عیسی رو پسر خدا میدونن. در واقع خدا به خاطر اینکه عاشق انسان ها بوده به شکل انسان ( عیسی) به زمین اومده و به خاطر گناهان ما به سلیب کشیده شده. همچنین باور دارن برای بهشت رفتن لازم به فشار زیادی نیست فقط با اعتقاد به عیسی میشه رفت بهشت!</description>
                <category>اشکان امامی</category>
                <author>اشکان امامی</author>
                <pubDate>Wed, 19 Jun 2024 22:58:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معادله دایره در ریاضیات هندسه</title>
                <link>https://virgool.io/@ashem/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%D9%87-ewhonmev5wpg</link>
                <description>درود بر شما ! در این پست قصد داریم تا با هم خیلی ساده و کامل معادله دایره رو یاد بگیریم.همونطور که می دونید دایره از مجموعه همه نقاطی که از یک نقطه واحد ( همون مرکز دایره ) به یک فاصله هستند تشکیل شده...امّا این شکل باحال مثل خط و سهمی و... معادله داره !یعنی ما می تونیم برای هر دایره یه معادله دایره بنویسیم و بالعکس.خب بریم فرم کلی معادله دایره رو با هم ببینیم :فرمول کلی دایرهنگران نباشید ، الان با هم تک تک متغیر های این فرمول رو بررسی می کنیم.  نقطه آبی : این نقطه روی محور y ها قرار داره و همون بتا ماست.نقطه سبز : این نقطه روی محور x ها قرار داره و همون آلفا ماست.و نقطه قرمز هم که مرکز دایرست.پس به طور کلی آلفا و بتا چیزی نیستن جز مختصات مرکز دایره ، یعنی : (α,β)Cحرف R که در سمت راست تساوی قرار داره همون شعاع دایره هست.خب پس الان فهمیدم معادله دایره یه مختصات مرکز میخواد و یه شعاع. بیاید با یه مثال ادامه بدیم :فرض کنید دایره ای دارم که شعاعش برابر ۳ هست و مرکزش هم در مختصات (1,1) . سعی کنید خودتون بدون دیدن جواب معادله این دایره رو بنویسید.معادله به این صورت میشه :‌ (x-1)2  +   (y-1)2   =  9 بر عکس همین کار رو میتونیم برای رسم دایره از روی معادله اجرا کنیم . مثال :فرض کنید معادله زیر رو داریم :طبق چیزی که یاد گرفتیم این معادله برای دایره ای به شعاع ۱ و مختصات مرکز  (3,2) هست.ولی جواب های معادله چطور؟ ما بلدیم که معادلات تک مجهولی رو حل کنیم ، اما آیا این معادله رو میشه انقدر ساده حل کرد؟جواب خیر هست. درواقع حل کامل این معادله میتونه رسم دایره باشه. چرا که این معادله بی نهایت جواب داره! هر دایره از بی شمار نقطه تشکیل شده به طوری که مختصات همه این نقاط در معادله صدق میکنه. مثلا برای درک ساده تر یک دایره با مرکز روی مبدا مختصات (0,0) و شعاع ۱ درنظر بگیرید : ۴ نقطه با مختصات صحیح  رو میشه پیدا کرد که جواب معادله باشن. ( البته برای تمرین بهتره که معادله رو بنویسید و بعد نقاط رو داخلش تست کنید)معادله این دایره به این صورت میشه:و مجموعه نقاطی که گفتیم عبارت است از :‌  A :{ (0,1) , (1,0) , (-1,0) , (0,-1) }خواهید دید که این نقاط رو اگر جایگذاری کنید ، تساوی برقرار خواهد شد.اما آیا تمام جواب های ما همین بود؟   قطعا اینطور نیست. ما فقط ۴ نقطه با مختصات صحیح رو پیدا کردیم . اگه به شکل دقت کنید روی محیط بین این نقاط بی شمار نقطه دیگه وجود داره که جواب معادله محسوب میشه ، چون روی محیط دایره هست !!! بر اساس مواردی که تا اینجا یاد گرفتیم ، می تونیم به یه نتیجه کاربردی برسیم. فرض کنید نقطه A(a,b) رو داریم. آیا می تونیم تشخیص بدیم این نقطه داخل دایره هست یا روی دایره یا بیرون دایره؟برای پاسخ به این سوال نیازه که ماهیت این معادله دایره رو بررسی کنیم. به احتمال زیاد یک فرمول رو دبیرستان ، درس هندسه رو یادتونه. فرمول فاصله بین دو نقطه در صفحه مختصات دو بعدی.اونجا میگفتیم که اگر دو نقطه M(a,b) , N(c,d) رو داشته باشیم ، فاصله بینشون میشه :خب جالب شد! یه لحظه معادله دایره رو با این فرمول مقایسه کنید. همون طور که می بینید تنها فرق جبری معادله دایره اینه که هر دو طرفش به توان ۲ رسیده. R ما همون d هست. و نقطه N هم که تبدیل به مرکز دایره شده. به عبارتی ما در معادله دایره به دنبال نقاط با فاصله یکسان از مرکز هستیم.برگردیم به مسئله چند سطر قبل ...میدونیم که اگر نقطه ای خارج دایره باشه ، لزوما فاصله اش از مرکز بیشتر از شعاع هست. درصورتی هم که داخل دایره باشه ، فاصله کمتری از شعاع داره .خب پس وارد نامعادلات میشیم. نقطه A(a,b)  رو که داریم ، به جای x,y قرار میدیم . اگر سمت چپ معادله کوچکتر از سمت راست شد ، پس نقطه داخل دایره هست.و حالا اگه سمت چپ از راست بزرگتر باشه ، مسلما نقطه A  خارج دایره خواهد بود.تا این جای کار با فرم کلی معادله دایره آشنا شدیم. اما ممکنه بعضی جاها معادله دایره رو به شکل گسترده ببینیم یا کلا نیاز داشته باشیم تا به شکل گسترده بنویسیمش.شکل گسترده معادله دایرهبدیهی هست که برای گسترده کردن معادله فرم اصلی باید توان ها رو اعمال کنیم:آلفا و بتا و شعاع همگی عدد ثابت هستند . حالا میایم و یکسری از نماد ها رو عوض میکنیم به این صورت : این تغییر نماد ها فقط برای رسیدن به فرم عرف و ساده تر است.پس از جایگذاری نماد های جدید به معادله زیر میرسیم:  این همان معادله مدنظر ماست. خب اگر این معادله را داشته باشیم و بخواهیم بر حسب آن مختصات مرکز یا شعاع را به دست آوریم ، می توانیم به جای تبدیل نماد و کلی دردسر ، از دو فرمول زیر کمک بگیریم (‌که البته همان کار را می کند ولی خب سریع تره).موارد تکمیلیتو بخش آخر قراره یکسری نکات یاد بگیریم که شاید در حل مسائل کمک کننده باشن.اول اینکه کلا معادله دایره رو با C(x,y) نشون میدن.دوم اینکه لزوما هر معادله ای به فرم معادله دایره گسترده لزوما یک دایره رو تشکل نمیده! مثلا اگه طبق فرمول بالا شعاع صفر باشه معادله مربوط به یک نقطه هست و اگه زیر رادیکال منفی بشه که کلا تعریف نشده...همچنین با فرم گسترده هم میشه مکان نقطه دلخواه رو نسبت به دایره تشخیص داد. مثلا اگه جواب معادله صفر بشه نقطه روی دایره هست و اکه بزرگتر از صفر بشه نقطه خارج دایره هست.امیدوارم که این پست براتون مفید بوده باشه ، حتما نظرتون یا سوالتون رو بنویسید.</description>
                <category>اشکان امامی</category>
                <author>اشکان امامی</author>
                <pubDate>Sun, 31 Mar 2024 23:10:37 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>