<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حسن عاشوری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ashouri</link>
        <description>سازنده سیستم برنامه ریزی و مدیریت زمان،مدرس و مدیر برنامه افراد حقیقی و سازمان ها و موسسات</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 21:19:20</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/300321/avatar/nJfLd6.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حسن عاشوری</title>
            <link>https://virgool.io/@ashouri</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آنالیز اهداف و بررسی عملکرد در برنامه ریزی</title>
                <link>https://virgool.io/@ashouri/%D8%A2%D9%86%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B2-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-w6lslmjwacf9</link>
                <description>سلام به شما دوستان عزیز{قسمت اول رادیو برنامه ریزی }اگر شما هم این سوالات دارید این مقاله را تا انتها بخوانید:علت رها کردن فعالیت ها و کارها در میانه راه چیست؟چرا انگیزه ها بعد از مدتی که برنامه ریزی می کنیم کم می شود؟چرا هدف گذاری در ابتدای کار حس خوب می دهد اما بعد از بررسی یک ماهه خبری از این حال خوب نیست؟چه زمانی وقت دیدن مسیر پشت سر گذاشته ماست؟آیا تحقیقاتی درباره اهمیت این بررسی و نتایج آن داریم؟بهترین روش برای بررسی روند پیشرفت چیست؟“بحث آنالیز اهداف یابررسی برنامه ریزی، وهدف گذاری”یک اشتباه بسیار بزرگی که افراد مرتکب می شوند این است که،  یک هدفی را میگذارند،  وهرروز به آن نگاه می کنند. بررسی میکنند آنرا که چه کرده اند وچه اتفاق هایی افتاده است.این حرکت؛ شاید درظاهر حرکت خوبی باشد ، که ما کارهایمان را مورد بررسی قرار می دهیم وتحت نظرماست، اما،درعمل این کار بسیار غلط است.چرا؟؟؟ چون معمولا ما اهدافی که قرار می دهیم،اگر هدف درستی باشد، هدف چهارچوب داری باشد ،که این موضوع را حتما در یک وبینار، ویدئِو آن را دراختیاراتان قرار می دهیم؛آنجا درموردش صحبت می کنیم که هدف خوب:هدفی است که ترس دارد/ هدفی است که بزرگ است/ هدفی است که مارا وادار می کند بیشتر تلاش بکنیم، بیشتر کارو کوشش کنیم(اهداف خوب ازین جنس هستند) و وقتی این مدل اهداف را در زندگی و کسب و کار داریم برای ما بسیار اهمیت دارد که تا آخر با انرژی حرکت کنیم و در بین راه اشتباهات خودمان را پیدا و رفع کنیم. اما چطور می شود که افراد زیادی در بین راه فعالیت خود را رها می کنند؟ مگر اهداف ما بزرگ نبودند؟دیدن حادثه تصادف از دید کارشناس با دید یک شخص معمولی فرق بسیاری داردبررسی این اهداف و برنامه ریزی اگر غیر کارشناسانه باشد نه تنها کمکی نمی کند بلکه باعث اتمام کار هم می شود.به طورمثال:“فرض کنید که من یک شخص مبتدی هستم و تازه شروع به هدف گذاری و برنامه ریزی برای مدرس شدن کردم،هیچ سایتی ندارم،نه 3تا مجموعه دارم، نه 3تادفتر دارم، یعنی فرض کنیدهیچی ندارم.برای “گام اول شروع میکنم به بحث آموزش و تدریس” اتفاقی که می افتد این است که من هدفی را مشخص میکنم که یک آموزگار خوب باشم، یک دفتر داشته باشم، یک شعبه ای داشته باشم،ی ک تعدادی مخاطب داشته باشم، چندجلسه سمینار برگزار کنم، و با تعداد زیادی از افراد ارتباط بگیرم، تعداد زیادی جلسات مشاوره داشته باشم، سایت من خیلی فروش داشته باشد.و هزاران مورد دیگر، اگر همه ی این اتفاقات بیُفتد؛بین 2الی 3سال زمان خواهد برد. حالا با دید شما در نظر بگیرید کسی که هنوز سه ماه از فعالیتش نگذشته چه دستاوردی کسب کرده؟ چقدر با هدف نهایی فاصله دارد؟ و نکته وحشتناک کار اینجاست که بعضی افراد عکس های هدف خود را به دیوار زده و هر روز به آن نگاه می کنند، دقیقا مثل این است که شما هر روز مشتی به صورت خود بزنید چون آن عکس برای چندین سال آینده می باشد و بسیار کم هستند کسانی که تحمل صبر چندین ساله را داشته باشند چون مغز ما توانایی تحلیل کار مرکب ( فعالیتی که هر روز درصدی موفقیت دارد و بسیار کم است ) را ندارد و نیاز به غذای بین راهی ( موفقیت های زود بازده ) دارد .چه بلایی بر سر بررسی غیر کارشناسی می آید؟مسئله ای که درون من بوجود می آورد حس بدی است،حس ناامیدی است،حس اینکه تغییری نکردیم بعد از تلاش هاوزحمات فراوان ، برای بعضی افراد از این شاخه به آن شاخه پریدن رخ می دهد و برای بعضی هم به مرور زمان فراموشی برنامه ریزی و خداحافظی با اهداف.رفتار حرفه ای با آنالیز اهداف و برنامه ریزی چگونه است؟ابتدا نتیجه تحقیقات نشریه francis online را برای شما بگویم که آمارها نشان می دهد از سال 2010 یکی از پنج فاکتور مهم موفقیت در برنامه ریزی و رسیدن به اهداف شخصی و سازمانی ، بررسی روند برنامه ریزی می باشد، پس این موضوع را اصلا دست کم نباید گرفتاین موضوع خیلی خیلی مهم است شما وقتی اهدافتان را تعیین می کنید،در داخل سیستم خودتان برایش برنامه ریزی می کنید.آن اهداف را کنار میگذارید، وزمان بررسی آن هدف حداقل 6ماه بعداز گذاشتن آن هدف است، البته که بعد از شش ماه هم، فقط صرف آگاهی خودتان آن اهدافتان را بررسی  می کنید که چقدر پیشرفت کردید.وگرنه نباید از خودتان انتظار رخ داد اتفاق یا رویداد، خاصی داشته باشید.پس بنابراین ما باید تا مدت های زیادی فقط “رفتار های روزانه ی خودتان را بررسی می کنید.”مثلا ((  امروز قرار بودکه شما 10 تاکار انجام بدهید آیا انجام داده اید یا خیر؟  ))اگر انجام نداده اید چرا؟ مشکل کجا بوده؟آنهارا مورد بررسی قرار میدهید.«بحث آنالیز برروی اهداف نیست/بلکه آنالیز برروی برنامه ی خودمان است که عزت نفس  خودمان،وهمچنین اعتماد به نفس وحس وحال خودمان رابالا نگه داریم.تا بتوانیم کاررا ادامه دهیم.» این یکی از حفره های بزرگ است برای افرادی که خودشان را بازنده می دانند و روحیه خود را ازدست می دهند. وخیلی از کسب وکارها هستند که در یک سال اول ازبین میروندویکی از علت های بزرگش هم این ماجرا هست.خب دوستان عزیز این اولین قسمت از رادیو برنامه ریزی بود که تقدیم شما شد و سعی کردیم به این نکته توجه کنیم که لزوما بررسی اهداف کمکی به ما نخواهد کرد و اگر به صورت حرفه ای این کار انجام نشود نتیجه ای در بر نخواهد داشت. https://ashouri20.com/analysis/https://ashouri20.com/analysis/ </description>
                <category>حسن عاشوری</category>
                <author>حسن عاشوری</author>
                <pubDate>Wed, 30 Nov 2022 12:11:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه های کاربردی در برنامه ریزی و مدیریت زمان ( Applications in planning and time management)</title>
                <link>https://virgool.io/@ashouri/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-applications-in-planning-and-time-management-ao1m4kdigbkh</link>
                <description>سرفصل های این مقاله:اهمیت استفاده از نرم افزار در مدیریت زمان و برنامه ریزیبرنامه های کاربردی در راستای برنامه ریزی و مدیریت زمانحرف آخر درباره برنامه ریزی و مدیریت زمان در این مقالهتوصیه ما برای اهل فناز فانتزی های گذشته ( فانتزی های برنامه ریزی و مدیریت زمان )در گذشته با کلاس ترین و حرفه ای ترین نرم افزار برنامه ریزی تقویم های سررسید بود که در ابتدای سال خیلی مورد علاقه مردم بود چون در ابتدای کاغذ شروع میشد  به نوشت اهداف و متن های احساسی از سالی که گذشت و سالی که میخواستند طوفانی شروع کنند اما…بازی با مردم بی گناه ( بازی با مفاهیم برنامه ریزی )امروزه ما با پیشرفت علم میتوانیم این ادعا را داشته باشیم که دیگر نیازی به کاغذ و قلم نیست اما هنوز هم تحقیقاتی درباره نوشتن اهداف روی کاغذ اثبات میکند که درگیری بیشتری در مغز بوجود می اورد ولی فقط درگیری بوجود می اورد نه بیشتر و دیگر اینکه نوشتن فقط در حالت بارش فکری صدق می کند و نه در برنامه ریزی و این همان چیزیست که شما از غیر متخصصان در شبکه های اجتماعی و سایت ها میشنوید و میبینید.حالا در این مقاله بیشتر درباره آن صحبت میکنیم.امروز علاوه بر توضیحاتی درباره برنامه ریزی میخواهیم تعدادی از برنامه هایی که با آنها می توانیم برنامه ریزی کنیم را مثال بزنیم و در آخر بهترین آن را معرفی کنیم که برای تمام شما کفایت کند پس با ما همراه باشیدچرا مهم است که از بهترین نرم افزار مدیریت زمان استفاده کنیم؟چون عمری که در اختیار داریم یکبار است و تکراری وجود ندارد از همین جهت مدیریت زمانی که برای اکثر افراد غیر قابل کنترل است برای ما میتواند نه تنها قابل کنترل باشد بلکه از طریق مدیریت آن به هدف بالاتر از مدیریت یعنی تولید زمان هم برسیم. بله ادعای ما تولید زمان است نه مدیریت زمان. اگر بخواهیم درباره یک موضوع صحبت کنیم که در دنیا به طور عادلانه تقسیم شده باشد آن حتما زمانی که در اختیار داریم است چون ما در جایی از این دنیا باشیم زمانی معادل 24 ساعت در طول شبانه روز در اختیار داریم و کسی بیشتر از این مقدار فرصت ندارد و سوالی که پیش می آید این است که چطور افرادی با این زمان کارهایی بزرگ انجام می دهند اما افراد دیگر با وجود مهارت کافی در آن کار باز هم نمی توانند که کارهای خود را با موفقیت سپری کنند؟جواب سوال بالا در استفاده درست از ابزارهای برنامه ریزی و وجود شخص مدیریت کننده برنامه می باشد که در این مقاله به تعدادی از آنها خواهیم پرداخت.ابزار اول: گوگل کلندر ( (Google Calendar)این همان تقویم سررسید ماست که سال 2006 گوگل به عنوان یکی از ابزارهای مدیریت زمان و برنامه ریزی خود به دنیا معرفی کرد و مورد استقبال خوبی هم قرار گرفت چون تمام تاریخ های شمسی و قمری و میلادی قابل استفاده می باشد و مناسبت های همه این مواد هم در خود دارد. نکته قابل توجه این است که این برنامه تحت عنوان یک سیستم نمی تواند باشد یا حداقل بسیار کار را برای ما پیچیده می کند. منظور از سیستم برنامه ریزی را در یک مقاله جداگانه توضیح خواهیم داد و می توانید درمقالات سایت ashouri20.com   این مقاله را مشاهده کنیدنرم افزار شماره دو: ترلو  (Trello)این برنامه کاربرد بسیاری در مراکز صنعتی و تیم های ساخت و تولید استفاده دارد  پس بنابراین می توانیم نام آن را مدیریت کار قرار دهیم. از جالبی های این برنامه تعداد فعالیت کاربران در این  نرم افزار برنامه ریزی می باشد که مرز 10 میلیون را رد کرده است البته که باید گفت این اعداد قابل استنداد نیستند چون برای موفقیت یک برنامه تعداد نصب اصلا ملاک نیست چون ما درباره موضوعی به نام برنامه ریزی در حال صحبت هستیم که اصلا نوشتن کارها اهمیت بالایی ندارد و انجام دادن یا ندادن آنها مهم می باشد پس برای انتخاب سیستم برنامه ریزی خود فریب این اعداد را نخورید و حتما با یک متخصص در این زمینه صحبت کنید. و یا از مشاوره رایگان سایت استفاده کنیدنرم افزار شماره سه: تسکلو (Taskulu)ابتدا  باید تلفظ درست آن را بگوییم که در بین کاربران به تسکلو بیشتر معروف است. این برنامه تولید ایرانی می باشد و از نظر کاربرد از نسخه خارجی آن زیاد فاصله ای ندارد و جای خوشحالیست اما اگر مشکلات نسخه خارجی این سیستم برنامه ریزی برطرف می شد خیلی بهتر هم بود که باید این نوید را بدهیم که مجموعه عاشوری در ایران تنها توانسته این حفره های بزرگ را در برنامه ریزی حل کند و در یک سیستم آن را جای دهد. تجربه ای که از فعالیت در بین تیم های استارتاپی و کارافرینی داشتم این بود که از این برنامه به عنوان مدیر برنامه استفاده می کردند که با صحبت ها و دلایل بنده قانع شدند که این یک فریب بزرگ است چون ما در برنامه ریزی نیاز به یاداوری نداریم بلکه نیاز به مدیریت برنامه هایی داریم که در حال انجام دادن آن هستیم و باید روزانه تحلیل و بررسی شود که فعالیت به چه شکلی انجام می شود که این کار را در حال حاضر برنامه ای قادر به انجام آن ندیده ایم.نرم افزار شماره چهار: واندر لیست (Wunder List)بسیار عجیب است که تعدادی از سایت ها هنوز درباره این برنامه صحبت می کنند و این از بی تخصصی و بی اطلاعی آنها می باشد چون حدودا از سال 98 این برنامه به طور کامل به شرکت مایکروسافت فروخته شد و دیگر کاربردی ندارد البته اگر از قبل این برنامه را داشته  باشید با ذکر هشدار و پیغام های مکرر فعالیت خواهد کرد. این را هم باید گفت که نگرانی بابت پاک شدن اطلاعات نداشته باشید چون به محض نسب برنامه to do  خود برنامه از شما جهت انتقال اطلاعات به برنامه جدید سوال خواهد کرد و در صورت تایید این انتقال انجام خواهد شد.نرم افزار شماره پنج: تو دو (microsoft to do )زمانی که شرکت مایکروسافت این برنامه را خریداری کرد در توسعه آن نقش زیادی داشت چون از این نسخه برای سلیقه های مختلف تولید کرد و در برنامه گوگل پلی یا اپ استور این نسخه های مختلف را می توانید مشاهده کنید ، همچنین این شرکت در ساده سازی برنامه هم بسیار خوب عملکرد حتی تا بهینه کردن طراحی برای آسیب کمتر چشم هم پیش رفت و این زمانی کامل تر شد که این برنامه با این همه خدمات رایگان شد البته باید این را هم گفت که با اینکه این برنامه رایگان است اما افراد بدون داشتن یک مربی مسلط به این سیستم نمی توانند مدت زیادی از این برنامه استفاده کنند و یا بازدهی بالایی از آن نمی توانند بگیرند چون در سیستم برنامه ریزی موارد خیلی زیادی باید مورد کنترل قرار بگیرد. از دیگر کاراریی این سیستم قابلیت لینک شدن به چندین سیستم می باشد که شما می توانید هم زمان با گوشی و یا کامپیوتر و یا هر دستگاهی به حساب کاربری خود وصل شوید و اطلاعات خود را مشاهده کنید و تغییرات لازم را بدهید. این برنامه نظم ذهنی خوبی به ما میدهد البته اگر علم استفاده از آن را داشته باشیم و با دیدن چند کلیپ در سایت های غیر مرتبط شروع به فعالیت نکنیم، به اصطلاح معروف در اقتصاد روز دنیا ناهار مجانی نداریم .نرم افزار شماره شش : وان نوت (One Note)این برنامه برای افرادی مناسب است که از اطلاعات آرشیوی زیادی استفاده میکنند. به اشتباه از این برنامه به عنوان ابزار برنامه ریزی استفاده می شود که باید گفت این برنامه در سخت ترین حالت می تواند ما را در برنامه ریز کمک کند و ذات این برنامه برای افرادیست که اسناد زیادی دارند و بدنبال فضایی منظم جهت ذخیره سازی آن می گردنند مانند دانشجویان که می توانند به عنوان جزوه الکترونیکی از ان استفاده کنند و همچنین تیم هایی که می خواهند اطلاعات خیلی سریع در بین خودشان انتقال دهند می توانند از این برنامه استفاده کنند. اگر بسته آفیس را در سیستم خود داشته باشید می توانید این برنامه را مشاهده کنید.نرم افزار شماره هفت: Time Doctorیکی از ویژگی های این برنامه این است که گزارشی از کارهایی که انجام داده ایم به ما میدهد البته فقط در حد گفتن ساعتی که مثلا مشغول فضای مجازی بوده ایم به ما میدهد نه بیشتر . البته یکی از نکات خوب این برنامه این است که در حین انجام کار از ما سوال می پرسد که آیا کاری که در حال انجام آن هستید درست است یا خیر و از این طریق اگر در حال کار اشتباهی باشیم یک حس گناهی به ما منتقل می کند.نرم افزار شماره هشت: (Quality Time)یکی دیگر از نرم افزارهای نشتی گیری زمان، برنامه کوالیتی تایم است که از دقت بالایی برخوردار است و از برنامه های محبوب به حساب می اید و دلیل ان هم این است که از دقت بالایی برخوردار است در این حد که تعداد باز و بسته کردن قفل گوشی یا ورود به برنامه را به ما می گوید. این را هم باید گفت که افراد کمی این جسارت را دارند که با واقعیت روبه رو شوند از همین جهت این دست برنامه ها بعد از مدت کوتاهی معمولا از گوشی ها پاک می شوند. البته این دلیل پاک کردن برنامه فقط برای این اپلیکیشن نیست و موضوع مربوط به کل سیستم های برنامه ریزی می باشد چون منطق کامل در برنامه ریزی یعنی شکست سریع. این بخش آخر نیاز به صحبت بیشتر دارد که در مقاله ای جداگانه درباره آن صحبت می کنیم و در مقالات سایت می توانید مشاهده کنید.سخن پایانی و دو پیشنهاد برای شما:ما سعی کردیم در این مقاله به تعدادی از برنامه های استفاده شده در مدیریت کارها به شما معرفی کنیم . البته که شاید شما تجریبیات متفاوت تری داشته باشید و با برنامه های دیگر هم کار کرده باشید که در این صورت خوشحال میشویم ان برنامه ها را با ما هم به اشتراک بگذارید تا از ان استفاده کنیم. اما نکته اصلی در این مطلب است که با اینکه این برنامه اغلب به صورت رایگان عرضه می شود اما در نهایت عمر چندانی ندارد و این به دلیل ریشه ای نبودن کارهاست و عجله ای که ما در اکثر کارهایمان داریم و میخواهیم در طی چند روز کوتاه ، برنامه هایی که در طی چند سال به سرانجام نرسیدن را با موفقیت به پایان برسانیم. ما بهترین سیستم برنامه رزی را برنامه micrisoft to do  میدانیم به دلایل زیادی از جمله راحتی و امنیت و در دسترس بودن و عمومیت داشتن آن ولی باز هم تصمیم گیری به عهده شماست و روی مشاوره ما هم می توانید حساب کنید. در نهایت برای شما که تا اینجا این مسیر یادگیری را ادامه دادید دو پیشنهاد خوب و حرفه ای داریم اول اینکه می توانید از آموزش سیستم برنامه ریزی برای خودتان استفاده کنید و دوم اینکه میتوانید مانند دیگر افراد صفر تا صد برنامه ریزی را به من حسن عاشوری واگذار کنید تا نتیجه عالی آن را در زندگی خود مشاهده کنید.همکاران من در این زمینه پاسخگوی سوالات شما هستند و ضمن اینکه از جلسه مشاوره رایگان حضوری و آنلاین هم میتوانید استفاده کنید https://ashouri20.com/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b1%db%8c%d8%b2%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%af%db%8c/ </description>
                <category>حسن عاشوری</category>
                <author>حسن عاشوری</author>
                <pubDate>Wed, 23 Nov 2022 13:20:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره فعالیت های یک مدیر برنامه</title>
                <link>https://virgool.io/@ashouri/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-lbk76tqccy9i</link>
                <description>حدودا یک سالی از تحقیقات پژوهشگری من در دانشگاه تهران می گذشت که در یک طرح تحقیقی جالب از مردم این سوال را پرسیدم که علت تیجه نگرفتن آنها در برنامه ریزی چیست؟ و آنها با سخاوتمندی تمام برای من وقت گذاشتند و دقایقی برای من صحبت کردند،و من از صحبت با آنها که تعداداشان حدودا 100 نفر بود به این نتیجه رسیدم که داشتن یک برنامه خوب برای رسیدن به هدف مورد نظر اصلا کافی نیست و فقط کمتر از بیست درصد از کل ماجراست.نتیجه این مصاحبه های طولانی از مردم این شد که در موضوع برنامه ریزی و انجام شدن منظم این کارها و افکار و احساسات باید فراتر از یک برنامه پیش رفت و یک سیستم برنامه ریزی باید ساخته میشد چون نوشتن و نگاه کردن هر روز برنامه ها روی کاغذ مشکلی را نه تنها حل نمی کرد بلکه باعث حس نا امیدی بعد از شکست هم میشد ،از همین جهت این سیستم را در طول مدت حدودا شش ماه نوشتم و قبل از اینکه به مردم معرفی کنم در زندگی شخصی  پیاده سازی کردم تا بیشتر در آن عمیق شوم چون قرار بود این سیستم در زندگی مردم و کسب و کارها جریان داشه باشد.خیلی خوشحال هستم و خداوند را شاکرم که در این مسیر آگاهی لازم را به من داد و توانستم به خوبی مشکلات برنامه ریزی و مدیریت زمان را در آن حل کنم و حالا این سیستم در بیش از 30 کسب و کار به صورت فعال در حال کار کردن است همچنین اینکه پرسنل صدا سیما شبکه دو سیما و شعبات بانک ملی غرب تهران و کارآفرین های مجموعه  شهید آوینی هم از آن بهره برده اند ضمن اینکه در حال حاضر مدیریت برنامه آقایان سعید دلیر و محمد لطفی که از تاجرین و دانشمندان کشور هستند هم به عهده دارم.بخشی از فعالیت های انجام شده، آموزش سیستم برنامه ریزی و مدیریت زمان را با هم مشاهده کنیم:دریافت جایزه خلاقانه ترین اجرا در دانشگاه شریف. بعد از پژوهشگری در دانشگاه تهران این اولین سخنرانی با موضوع سبک زندگی بود که خوشبختانه مورد استقبال شرکت کنندگان این سمینار قرار گرفت و باعث خوشحالیست که این اجرا در جمع هنرمندان برگزار شد.از سال 98 شروع به آموزش شرکت کنندگان تلوزیون دادم و در این فعالیت نقش شبکه سه سیما و مسابقه میدون بسیار پررنگ بود چون آموزش سیستم برنامه ریزی برای آنها بازدهی خوبی داشت، از جهت که فعالیت های زیادی را می بایست انجام می دادند. البته ناگفته نماند که همراه این آموزش در بحث ارائه خوب هم در کنار آنها بودم که تعدادی از آنها را در بخش های بعدی تقدیم خواهم کرد.تعدادی از تیم های آموزش دیده در برنامه میدون:برند حنانه ( لوازم بهداشتی )برند اکسنتیدو ( محصولات پوست و مو )مجموعه پخش محصولات غذایی حاجی بیگیتیم کارآفرینی تولید محصولات زنانهسازنده داخلی پیانو در ایرانو…یکی از اهداف من آموزش و استفاده از سیستم برنامه ریزی و مدیریت زمان در مدارس و سازمان های دولتی و خصوصی بوده و هست به این دلیل که اگر ما از دوران مدرسه یادمیگرفتیم که روش درست برنامه ریزی و مدیریت زمان چگونه است و فقط به نوشتن کارها در انتهای دفتر یا نهایتا تقویم اکتفا نمیکردیم حالا امروزه پیشرفت های بسیار زیادی را تجربه می کردیم و مدرسه استعدادیابی اسرا در این مسیر همراه ما بودند و این آموزش ابتدا برای پرسنل خود مجموعه آموزش داده شد و سپس به دانش آموزاندر شرایط فعلی بازار مدرسین ما تعداد زیادی از افراد را مشاهده می کنیم که در کسب و کار آموزش نقش کم رنگی دارند و علت آن نبود دانش نیست بلکه اکثر مدرسین عزیز از دانش خوبی برخوردار هستند و اثار خوبی از خودشان برجای گذاشتند اما از نظر کسب درامد و دیده شدن همین اثرات آموزشی عملکرد خوبی نداشته اند، از همین جهت آموزش های این سیستم مخصوص مدرسین انجام شد تا در طول این مسیر حرفه ای با استفاده از یک سیستم برنامه ریزی و مدیریت زمان بتوانند بهتر از قبل بدرخشندما سعی داشتیم این سیستم را برای مردم که کسب و کار کوچک دارند و یا خانه دار هستند هم خصوصی سازی کنیم،زیرا داشتن یک برنامه ریزی درست و مدیریت کردن زمان برای تمام مردم اهمیت دارد و شامل بخش خاصی نمی شود و در نهایت امر برای بخشی از کسب و کارها و افراد شخصیت حقوقی و حقیقی بسیار لازم و حیاتی است.از همین جهت ما کارگاه های مختلفی در این زمینه برگزار کردیم تا به امید خدا این سیستم برنامه ریزی بیشتر در کشور عزیزمان فراگیر شود.و حالا قصد دارم این سیستم را به صورت گسترده تری به مردم خوبان عرضه کنم( به صورت جامع و تربیت مدرس ) ، اگر شما در حوضه آموزش هستید و از فعالیت های خلاقانه لذت می برید ، میتوانیم در فرصتی درباره این طرح آموزشی پردرامد که تا به حال در ایران اجرا نشده بیشتر صحبت کنیم.راه های ارتباطی با من:آدرس : تهران، میدان ولیعصر،بلوار کشاورز،خیابان فلسطین،پلاک 410،مرکز تخصصی شهید آوینیسایت: ashouri20.com09129279081-09362578328hasanashoori313@gmail.com</description>
                <category>حسن عاشوری</category>
                <author>حسن عاشوری</author>
                <pubDate>Mon, 14 Nov 2022 16:03:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه ریزی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/httpsashouri20comd8a8d8b1d986d8a7d985d987-d8b1db8cd8b2db8c-da86db8cd8b3d8aad89f-xh28uhfrm3ik</link>
                <description>چطور برنامه ریزی کنیم؟همه از برنامه ریزی صحبت میکنند اما چقدر از این برنامه ها نتیجه گرفتید؟در این مقاله و مقالات آینده درباره برنامه ریزی صحبت میکنیم تا بیشتر و بهتر به کارهاتون برسید.در این مقاله چی میخوام بگم؟من در چند روز فقط با مردم صحبت کردم و از مشکلات و آرزوها و ترس ها و خواسته هاشون پرسیدم و اونها به خوبی من رو کمک کردند و من هم تصمیم گرفتم تا دوره رایگانی رو بسازم که در اون از همین مطالب مردم استفاده کنم و به سوالاتشون جواب بدم و شماهم که الان در حال خوندن مقاله هستید میتونید با ثبت نام رایگان در این دوره برنامه ریزی شرکت و کنید و با نظرات خودتون من رو در ساخت این دوره کمک کنید تا شماهم شریک ساخت این دوره باشید.در این چند مقاله میخوام برای شما کلی راهکاری بگم که از مشکلات برتامه ریزی خلاص بشید و از به امید خدا بعد از این دوره رایگان شما کمتر درکارهاتون خسته میشید و کارهای بیشتر و با کیفیت تر انجام میدید همچنین با مغز خودتون بیشتر آشنا میشید که این موضوع به شما کمک میکنه بهتر از دیگران در هر کاری باشید چون اکثر مردم به مغر خودشون آگاهی ندارند و شما از این طریق میتونید به راحتی متمایز باشید و در نهایت مشکلی که همه شما در مصاحبه ها گفتید این بود که پول زیادی برنامه ریز ها از شما میگیرند که با شرکت در این دوره رایگان این پول در جیب شما ذخیره میشه و دیگه چی از این بهتر.من کمپین برنامه ریزی رو به کمک شما راه اندازی کردم تا از طریق اون به دوره رایگان برسیم که مشکلات شما حل بشه اما چند دلیلی که باعث شد شمارو به این کمپین دعوت کنم این بود که:برنامه ریزها برای تمام مردم یک نسخه رو میدن و این موضوع رو چندین سال پیش که با مهارت برنامه ریزی آشنا نبودم برای خود من هم پیش اومده بود که برای برنامه ریزی کاری پیش یه بزرگواری رفته بودیم که اون بدون اینکه من رو بشناسه یکسری کتاب معرفی کرد و یه برنامه بلند مدت سفت و سخت داد که هیچوقت به انجام نرسید.برای نوشتن برنامه موفق باید وقت بزاریم و درست از حال و هوا و فضای مخاطب اطلاع داشته باشیم که متاسفانه اکثر برنامه ریزها این کار رو نمیکنند و من میخوام در این کمپین به شما آموزش بدم تا خودتون این کار رو برای خودتون انجام بدبد.کاربردی بودن برنامه چیزی بود که تمام شما به اون اشاره کردید و برای اینکه به این هدف برسیم باید انسان بودن خودمون رو در نظر بگیریم یعنی بدونیم چه توانایی هایی داریم و بعد تخمین زدن قدرت خودمون رو بلد باشیم که هیچکدوم رو شما در برنامه ریزیتون ندیدید که من این موضوع رو برای شما حل میکنم.و به طور کلی در این کمپین شما بیشتر به خودتون آگاهی پیددا میکنید و کنترل بیشتری روی برنامه ریزیتون دارید که باعث میشه مغزتون آزادتر باشه و آرامش بیشتری رو بهش برسه.حالا کار رو از اینجا میخواییم شروع کنیم:لطفا همین الان کارهایی رو که میگم انجام بدید:اول گوشیتون رو برای چند دقیقه روی حالت سکوت قرار بدید و اگر در محل شلوغی هستید به ساکت ترین جای ممکن برید و یه قلم و کاغذ کنار دستون بزارید.در ابتدا بنویسید در داخل برگه که شما کی هستید؟فرض کنید در نامه ای میخوایید خودتون رو در 2 خط به خودتون معرفی کنید چی مینویسید؟همون رو در برگه بنویسید.سپس در داخل برگه بنویسید که چه مشکلاتی در برنامه ریزیتون دارید؟فرض کنید با نوشتن این مشکلات در برگه کسی اون رو میخونه که به راحتی میتونه تمام مشکلات شمارو حل کنه پس تمام و کمال بنویسید که چیزی از قلم نیفته.حالا فرض کنید به شما بهترین برنامه دنیارو دادن و یکی از قدرترین و ماهرترین برنامه نویس ها برای شما برنامه درجه یکی نوشته و بعد در برگه بنویسید که با این برنامه به کجا میخوایید برسید؟یعنی این برنامه برای رسیدن به چه هدفی هست؟با این برنامه چه چیزی میخوایید بدست بیارید؟حتما برای نوشتن این برگه خیلی چالش های جالبی برای شما به وجود اومده که کاملا طبیعیه و بیشتر از 90 درصد مشکلات برنامه ریزی به خاطر اینکه به این سوالات بالا جواب داده نمیشه و یهو داخل استخر برنامه ریزی ما شیرجه میزنیم در حالی که محور اصلی و شالوده اصلی برنامه ریزی هدف گذاری هستش که اگر هدف درستی نداشته باشیم برنامه ریزی بی فایدست.تا اینجای کار مما هدف گذاری کردیم و تونستیم قدم اول رو محکم برداریم…در گام دوم باید 2 لیست تهی کنید که یکی از اوناها باید تمام کارهاتون رو داخلش بنویسید و لیست دوم رو برای کارهای امروزتون اختصاص بدید فقط لطفا لیست روزانتون رو شلوغ نکنید.فرض کنید که یه اسلحه روی سر شما گذاشتند و به شما میگن امروز فقط یک کار رو میتونی انجام بدید…حالا مهم ترین کار امروزتون چیه؟اون کار رو در اولویت بزارید و 5 کار دیگه رو قرار بدید…لطفا بیشتر از 5 کار رو نزارید توی برنامه.خب در این گام شما با انبوهی از کارها احتمالا مواجه شدید و یک لیستی از کارهایی که امروز باید اونها رو انجام بدید…کمی نگران هستید؟کاملا طبیعیه.حالا به سراغ گام بعدی خواهیم رفتدر گام سوم شما باید لیست روزانتون رو نگاه کنید و لطفا برای هر کاری بنویسید که چقدر زمان لازم دارید؟مثلا برای کار اول حدودا چقدر زمان میخوایید برای انجامش؟برای کار دوم چقدر زمان لازم دارید؟برای کار سوم چقدر؟کار چهارم؟کار پنجم؟ به ترتیب زمان هایی که لازم دارید رو جلوی هر کاری بنویسید و شروع به انجام دادن اون کارها کنید و بعد از پایان کار ببینید چقدر حدستون درست بوده در تخمین زدن زمان کارها؟اونها رو یادداشت کنید تا برای فردا بهتر بتونید کارهاتون رو تخمین بزنید.این تخمین زدن زمان کارها خیلی میتونه به شما کمک کنه که دستتون بیاد برای هر کاری چقدر زمان لازم دارید و اینطوری در برنامه ریزی دچار تتوهم در کار نمیشید و واقعی تتر برنامه ریزی میکنید .ما در این مقاله سه گام ابتدایی و مهم برنامه ریزی رو به شما گفتیم و در مقالات بعدی بیشتر درباره برنامه ریزی با شما صحبت خواهم کرد اما کلی فیلم درباره برنامه ریز در صفحه اینستاگرام برای شما قرار دادیم که میتونید اونها رو ببینید در این صفحه  ashouri20.irمرور مطالب:فیلم مصاحبه برنامه ریزی قسمت اول اون رو دیدیمدرباره کمپین برنامه ریزی صحبت کردیم و شمارو دعوت کردیم3 گام اصلی برنامه ریزی به سبک GTD رو آموزش دادیماز شما میخوام لطفا در زیر این مقاله از مشکلات برنامه ریزیتون بگید تا شما هم در ساخت این دوره شریک باشید…و همچنین میتونید با دادن پیام در واتس اپ به شماره 09362578328 از مشاوره رایگان من استفاده کنید.برای دریافت رایگان دوره برنامه ریزی میتونید از طریق لینک زیر اقدام کنید یا با شماره بالا در تماس باشید...فقط به علت ظرفیت محدود فقط تا 10 اسفند فرصت دارید. https://ashouri20.com/product/%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b1%db%8c%d8%b2%db%8c/ </description>
                <category>حسن عاشوری</category>
                <author>حسن عاشوری</author>
                <pubDate>Thu, 11 Feb 2021 12:40:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قبل از فروش ببینید</title>
                <link>https://virgool.io/@ashouri/%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%AF-o8kkwpqgxq4i</link>
                <description>پیشواز (Greetings)تفاوت در نکات ریز وجود دارد که افرادی زیادی آن را نادیده میگیرنددر این مقاله چی میخوام بگم؟میگیم قبل از اینکه به مردم معرفی کنید خودتون رو چه کاری باید انجام بدید؟توضیح میدیم چرا اکثر افراد از نظر مردم خسته کننده هستند؟موضوعی به نام نیاز رو شرح میدیم که اکثر افراد اون رو نادیده میگیرن.و به این سوال پاسخ میدیم که برای دیده شدن آیا کیفیت ما و محصولومون کافی هست یا باید کارهای دیگه با مردم بکنیم؟در این بخش درباره قبل معرفی میخواییم باهم بیشتر آشنا بشیم و اسم این مقاله رو پیشواز گذاشتیم.این مرحله از حساس ترین بخش هایی هستش که خب اگر بیشتر بهش توجه کنیم در آینده بیشتر هم نتیجه میگیریم چون متاسفانه بیشتر افراد به چیزهایی که باید حساس باشند کاملا بی توجه هستند و نادیده میگیرن خب ضربه های شدیدی هم متحمل میشن.چرا این مرحله حساسه؟اکثر افراد بدون هیچ مقدمه ای میرند سراغ اصل مطلب و به نکات توجه نمیکنند و خب بعضی هم انقدر بد شروع میکنند که واقعا کسل کننده هستند مثلا دیروز توی محل کارم که فروش آهن آلات صنعتی و ساختمونی هستش بودم که ویزیتوری برای فروش بیمه عمر داخل مغازه اومد و یراست رفت سر اصل موضوع و از سوالات خیلی بد شروع کرد به صحبت کردن…آقا شما بیمه عمر دارید؟این بدترین حالت سوال کردنه و حالا اینجا موضوع حرف ما نیست اما میتونست اون آقای خوشتیپ که خیلی زیاد روی پوشش خودش کار کرده بود با مقدمه بهتر و پرسیدن سوالات بهتر فروش خیلی موفق تری داشته باشه و حالا من میخوام در این چند مقاله به شما چیزهایی بگم که اینطور شکست نخورید.پس با مقاله پیشواز همراه باشید.همونطوری که در فیلم ابتدایی مقاله دیدید برای هر موضوعی که میخوایید ارائه کنید به دیگران باید مقدمه چینی بشه و برای ارائه محصول یا شخصیت یا سازمان خودتون باید بیشتر روی این موضوع کار کنید و اگر بخوایید مثل یک برند حرفه ای کار کنید باید برای خودتون یک رمان بنویسید یعنی یک داستانی تعریف کنید اما حالا این سوال پیش میاد که چرا رمان؟همه ما در داخل زندگیمون و در تمام طول عمر خودمون نیازهایی داریم که وجود داره اما همه اونها رو بهش نمیرسیم پاسخ بدیم و برای خیلی از اونها هم جوابی نداریم و خب خیلی هم مارو اذیت میکنند و بیشتر مواقع هم اونها پنهان هستند ولی چون توانایی پیدا کردنشون رو نداریم هیچ وقت سراغشون نمیریم و بازهم این درد نرسیدن در ما هست و این معرفی کنندگان هستند که وظیفه دارند این نیازهارو به مخاطب نشون بدن بعد میزان اهمیت این نیاز رو به مخاطب بگن و در آخر برای برطرف کردن این نیاز به مخاطب راه حل بگن.حالا برای این موضوع باید محرک هایی رو در مغز مخاطب فعال کنیم تا بیشتر با ما درگیر بشه و ما در ادامه بیشتر درباره این محرک ها صحبت میکنیم ولی به طور کلی شامل سه مورد میشه:محرک اقتدار:تمام افرادی که با مردم در ارتباط هستند و میخواهند که شخصیت یا محصول خودشون رو به مردم معرفی کنند باید در نظر مردم اقتدار داشته باشند یعنی با خدماتی که ارائه میکنند یا تخصص و هنر منحصر به فردی که دارند از دید مردم حرفه ای به نظر بیاییند چون هیچ وقت ما به نزد دکتر ناشی نمیرویم و همیشه به سراغ دکتر خوب و کاربلد میرویم چون از نکات ریز با خبر هستش.محرک اجتماعی:معرفی ما باید بر اساس نیاز جامعه باشد و دردی از آنها را درمان کند و این هنر ماست که بتوانیم به مردم نشان دهیم که که محصول ما چقدر برای آنها مفید است و چقدر افرادی هستند که با نداشتن محصول ما دچار مشکلات جدی شده اند.با به کارگیری این محرک ما میتوتنیم به آنها اثبات کنیم که این موضوع کاملا اجتماعی میباشد و آنها هم میتوانند دچار این مشکل شوند.محرک کمیابی:این موضوع در بین ما ایرانی ها خیلی بیشتر از بقیه کشورها وجود دارد ولی در دیگر نقاط دنیا هم هستند کشورهایی که از این محرک استفاده میکنند.شما تا زمانی که چندین نفر دقیقا مثل خود دارید اصلا فرصتی برای دیده شدن ندارید اما به محض اینکه ویژگی خاصی از خود به نمایش میگذارید دیگر شمارا با دیگران مقایسه نمیکنند چون مثل شما خیلی کم وجود دارد پس برای اینکه بیشتر فروش داشته باشید و بیشتر دیده شوید باید به آنها بگویید که از این ویژگی به تعداد محدود وجود دارد.ما برای تمام محرک های بالا توضیحات کاملی آماده کرده ایم ولی در این مقاله پیشواز فقط هدف من این است که شما یک آمادگی ذهنی پیدا کنید تا در ادامه خیلی حرفه ای تر به این موضوعات نگاه کنیم.حالا در قدم اول از شما میخواهم:با همین اطلاعاتی که از محرک ها بدست آئردید (هرچند کم یا زیاد ) یک فیلم سریالی را برای خود تصور کنید که در این فیلم قرار است شخصیت یا محصول شما از طریق استفاده از محرک های ذهنی به مردم معرفی شود.مرور مطالب در این مقاله:درباره اهمیت مرحله قبل معرفی صحبت کردیم.اشتباه زیاد مکث کردن و یهو به آب پریدن افراد رو بررسی کردیم.گفتیم برای نشستن در دل مردم باید از طریق محرک ها به نیازهاشون برسیم.فهمیدیم که برای دیده شدن فقط کیفیت ما و محصول مهم نیست و باید فرایندی را برای مردم در نظر بگیریم که ما اسم ان را سریال معرفی نام گذاری میکنیم.قدم اولی را که در بالا گفتم بردارید و روی کمک من حساب کنید و سوالات خودتون رو از من بپرسید.HASANASHOORI313@GMAIL.COM09362578328</description>
                <category>حسن عاشوری</category>
                <author>حسن عاشوری</author>
                <pubDate>Sun, 03 Jan 2021 13:03:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدرت نامحدود (Unlimited power)</title>
                <link>https://virgool.io/@ashouri/%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF-unlimited-power-uskulm1fbwcv</link>
                <description>پرزنت یک قدرت نامحدود در جهان امروزه اما ما آیا واقعا درکش کردیم؟در این مقاله چی میخوام بگم؟ارزش هر چیزی به اندازه نحوه معرفی کردن اون بستگی داره و من میخوام در این مقاله درباره پرزنت اورجینال و قدرت نا محدود اون بیشتر با شما صحبت کنم و اصل ماجرا رو از زبان جف واکر با شما درمیون بزارم پس اگر شخصیت یا محصول با ارزشی دارید که میخوایید به دیگران معرفی کنید همراه من باشید.در مقالات قبل درباره توهمات و تکنیک ها کمی صحبت کردیم اما از من سوال کردید که کشورهای پپیشرفته و شرکت های حرفه ای چطور در زمیکنه پرزنت فعالیت دارند؟ حالا من در این مقاله میخوام این موضوع رو بشکافم اما اگر بخوام در یک کلمه خلاصه بگم جواب میشه PLFچرا ما باید با PLF  بیشتر آشنا بشیم؟چون تمام برندهای معتبر در دنیا دارن از این سبک از معرفی برای محصولات و فروش آموزش ها استفاده میکنند و قدرت نا محدودی هم بدست میارن ولی متاسفانه در کشور ما هنوز استفاده زیادی نمیشه ولی همون چند برندی که دارن از این فن استفاده میکنند بیشتر بازار رو در اختیار دارند پس شما با دانش PLF به راحتی میتونید متمایز بشید.دنیا plf  رو چطور شناخت؟آقای جف واکر در سال 1998 روش فروشی رو به اجرا گذاشت که تقریبا تمام افرادی که در زمان خودش بودن بهش خندیدن و گفتند این روش اصلا جواب نمیده اما در سال 2005 تمام اون افرادی که مخالف بودن قدرت نامحدود اون رو دیدند و جف واکر به همراه شاگردانش رکورد فروش رو زدند و در حال جشن گرفتن بودند و از اون سال به بعد دنیای ارائه یا پرزنت محصول وارد مرحله جدیدی شد و تقریبا از این سال به بعد تمام تبلیغات تغییر کرد.شما برای متفاوت شدن کارهای جدید باید انجام بدیداین حرف من نیست بلکه حرف تمام افراد بزرگ و موفقی هستش که وقتی ازشون سوال میکنند که چطور میتونیم در زمینه کارمون موفق بشیم میگن که باید کارهایی رو انجام بدید که همکاران شما انجام نمیدن و PLF  هم دقیقا از همون دسته کارهاست و به شما قدرت نا محدود میده.به قول آقای ست گادین که در کتاب گاو بنفش خودش میگه شما برای نفر اول شدن در زمینه کاریتون باید وجه تمایز داشته باشید تا مردم شمارو انتخاب کنند پس ما برای بیشتر دیده شدن و یا فروش بیشتر راهی نداریم جز کسب دانش روز دنیا.اما چطور میشه از این دانش PLF استفاده کرد؟آقای جف واکر میگه برای اینکه به مردم چیزی رو معرفی کنی باید مراحلی رو طی کنی تا به نقطه معرفی برسی مثلا برای اینکه محصولی رو به مردم بفروشی نمیشه یهو بهشون بگی این محصول منه و باید خرید کنید و توقع این رو داشته باشید که اونها هم به شما جواب مثبت بدهند.اگرچه بیشتر فروشنده هایی که الان دارید مشاهده میکنید دقیقا از همین حالت پیروی میکنند و برای همین موضوع داد از بی پولی دارند و همیشه میگند مشتری نیست در حالی که مشتری هست شما خوب به ملاقاتش نرفتید و هنوز اون قدرت نامحدود رو بدست نیاوردید.مشتری رو انقدر باید تحویل گرفت؟آقای برایان تریسی حرف خوبی در این باره میزنه و میگه میتونی برای مشتریت وقت نزاری ولی لطفا دیگه حرف از ثروتمند شدن و خونه و ماشین خوب هم نزن و بشین توی مغازت و فقط رفت و آمد مردم رو تماشا کن.در واقع plf یک فرایند است نه خوردن یک قرص:در حقیقت این فرایند از نقطه زیر صفر شروع میشه و تا به بی نهایت میرسه که همون قدرت نا محدود رو در ما ایجاد میکنه.زیر صفر یعنی طی کردن مرحله قبل قبل معرفی شروع میشه و در مرحله دوم به قبل معرفی میرسه و در مرحله سوم معرفی محصول یا به اصطلاح باز کردن سبد میرسه سپس مراحل بعد از فروش طی میشه.پس باید سکانسی بچینیم.اگر کمی دقت کنید میبینید چقدر مراحل یکی بعد از دیگری طی میشه و واقعا زیباست چون شاید در ابتدای کار خیلی سخت به نظر برسه اما به موفقیتی که کسب میشه و درامدی که حاصل میشه به علاوه اینکه قدرت نامحدود به ما میده رو نگاه کنیم خیلی جذاب هم هست.قبل قبل معرفی یعنی چی؟چرا باید تا این حد کار کنیم؟ما در بازار امروز اگر وارد هر کاری بشویم عده زیادی در این کار هستند یا اگر هم ما اولین نفر باشیم بعد از ما سیل زیادی از افراد وارد کار ما میشوند و رقابت بالاخره از جایی شروع میشود پس ما راهی جز تلاش برای زنده نگه داشتن خودمان در این بازار نداریم چون واقعا دنیای رقابت خیلی بی رحمانه افراد ضعیف رو کنار میزند پس ما باید در این مه بازار خودمان را به دیگران نشان دهیم و این دیده شدن یا همان قدرت نامحدود به مواردی نیاز دارد که خواهیم گفت:اول اینکه ایجاد اشتیاق در بین مخاطبانی که دارید یکی از کارهای مهم شمرده میشه چون شما غذای بدون نمک و بی مزه رو دوست ندارید و اشتیاق نقش همون نمک رو برای کار شما داره.دوم خبر دار شدن از شکایات مردم هستش که قبلا با همکاران شما کار کردند یا محصولی مشابه شما خریداری کردند و الان ناراضی هستند و اگر شما با اونها صحبت کنید میتونید ایرادات رو به راحتی برطرف کنید و همون افراد ناراضی مشتریان شما هستند.این مورد خیلی در قدرت نامحدود شما نقش دارهسوم ارزیابی پذیرا بودن بازار هستش که باید اول کار بازار رو بررسی کنید که ایا تشنگی در جامعه درباره محصول یا ارزشی که میخوایید بدید وجود داره یا نه؟فقط حواستون باشه این تشنگی رو باید از نگاه مردم ببینید نه از دید خودتون چون مردم محصول رو خریداری میکنند که خودشون دوست دارند نه اون چیزی که مورد علاقه شما هستش/مردم با کسی ارتباط میگیرن که از نگاه خودشون بدرد بخور هستش نه کسی که خودش رو بهترین میدونه.در این قسمت اول مقاله سعی کردم فقط ذهن شمارو گرم کنم تا در هفته های آینده بیشتر و دقیق تر درباره plf صحبت کنیم.مقالات بیشتر من رو میتونید از طریق سایت زیر دنبال کنید https://ashouri20.com/maghalat/ همچنین برای سخنرانی کلاس ها و دوره های خودتون در ارتباط با فنون سخنرانی/ارائه موفق با پاورپپوینت/معرفی و ارائه محصول یا شخصیت/اداره کمپین فروش/طراحی دوره های آموزشی میتونید از طریق ایمیل یا شماره تماس زیر اقدام کنید:hasanashoori313@gmail.com09129279081</description>
                <category>حسن عاشوری</category>
                <author>حسن عاشوری</author>
                <pubDate>Sun, 27 Dec 2020 00:26:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت زمان چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ashouri/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-guftj655toht</link>
                <description>تکنیک هایی که تا به حال به شما نگفتن در این مقاله هستدر این مقاله چی میخوام بگم؟ناگفته هایی درباره مدیریت زمانتجربه من از مدیریت زمانچرا برنامه ریزی برای شما کاربردی نیست.با برنامه ریزی چه تحولی در شما رخ میده؟چهار تکنیک ناب دسته اول برای برنامه ریزیدرباره مدیریت زمانبعضی ابزارها هستند که اگر نباشه ما در آینده حسرت های خیلی زیادی خواهیم خورد از اینکه چرا اون رو نداشتیم.این حسرت در من بوجود اومد چون وقتی اون رو یادگرفتم فهمیدم در مدرسه اگر به ما یاد میدادن دنیای الان ما خیلی متفاوت تر از الان بود ولی متاسفانه ما درسهایی رو یادگرفتیم که امروز اصلا به کار نمیاد و کم کم داره از کتابها حذف میشه و مدیریت و برنامه ریزی از جمله همون درسهایی بود که باید در مدرسه به بچه ها آموزش میدادن چون این ابزاری هستش برای رسیدن به هدف های ما و اگه این رو ندونیم هرچقدرم که هدف های خوبی داشته باشیم فایده نداره چون وقت لازم رو برای رسیدن به اون رو نداریم.هرچقدرم که آدم باسوادی باشیم فایده نداره چون نمیدونیم علم خودمون رو در چه زمانی و چطور اون رو پیاده سازی کنیم.بیشترین استفاده مالی از مدیریت و برنامه ریزی رو در افراد موفقی میبینید که دنیاشون خیلی کامل تر از انسانهای معمولیه مثلا افرادی که در حیطه بورس کار میکنند دقیقا این مدیریت و برنامه ریزی رو درک میکنند که دقیقا افرادی موفق هستند که میدونند در چه زمانی خرید و فروش کنند تا بیشترین بهره رو ببرند و حالا ما در این مقاله میخواییم شمارو بیشتر با این موضوع آشنا کنیم.من مدیریت و برنامه ریزی رو از کجا یادگرفتم؟زمانی رسیده بود که کارهای خیلی زیادی داشتم برای انجام دادن اما نمیرسیدم که تمام اونهارو پیاده کنم و از این بابت خیلی ناراحت بودم اما جنس ناراحتی من فرق میکنه و یادگرفتم از بزرگان که وقتی مشکلی توی زندگیم دیدم بجای گوشه گیری و ناراحتی مطلق فکر کنم درباره اینکه چطور میتونم این مسئله رو حلش کنم…و این طرز فکر خیلی بهم کمک کرد چون به راه حل خوبی رسیدم و فهمیدم باید زمان خودم رو مدیریت کنم برای همین توی دوره آقای دیوید الن شرکت کردم و خیلی بهم کمک کرد و با خیلی از اشتباهات توی برنامه ریزیم آشنا شدم که این توهمات برنامه ریزی برای خیلی از افراد هستش که من در این مقاله میخوام اونهارو به رایگان در اختیار شما قرار بدم تا شما ازش استفاده کنید پس همراه من باشید.برنامه ریزی ها اصلا کاربردی نیست؟چون مغزتو هنوز نشناختی:وقتی ما مغز خودمون رو فقط از محلی به محل دیگه میبریم و هنوز درباره اون اطلاعات زیادی نداریم نباید این توقع رو داشت که مارو همراهی کنه چون ما فقط خودمون میبینیم در حالی که شناخت مغر دز برنامه ریزی خیلی میتونه به ما کمک کنه و دلیل نتیجه نگرفتن خیلی از برنامه ها هم همینه که ما شکست میخوریم.ما باید بدونیم که وقتی برای خودمون برنامه ای یا هدفی قرار میدیم واکنش مغزمون نسبت به اون چیه تا ازش استفاده بهتری بکنیم چون خیلی از افراد فکر میکنند که هر فکری که به سرشون اومد میتونند به راحتی اون رو پیاده سازی کنند در حالی که مغز ما برای بقای ما ساخته شده نه برای پیشرفت ما…داستان جالب شد نه؟حالا در ادامه جالب تر هم میشه.چرا هرچی مینویسیم نمیتونیم اجرایی کنیم؟چون مغز ما منطقی فکر میکنه ولی احساسی اجرا میکنه:ما برای رسیدن به هدف های خودمون میشینیم کلی طرح و برنامه میریزیم که برای امروز مثلا از ساعت 7 صبح تا 10 شب میخوام این 10 تا کار مهم رو انجام بدم و برای هر ساعت برنامه ای میریزیم و کلی هم خوشحال میشیم که چه برنامه خوبی چیدیم اما وقتی شروع به اجرای برنامه میکنیم میبینیم که نتونستیم تمام اون کارها رو انجام بدیم یا بعد از گذشت چند روز میبینیم که نمیتونیم ادامه بدیم و خیلی خسته کننده و یکنواخت شده زندگیمون.این مسئله به این خاطر هستش که ما یادمون رفته مغز ما از کارهای بزرگ که ما براش در نظر میگیریم خودداری میکنه و شدیدا بهونه های زیادی رو سر راه ما قرار میده که اون کارو انجام ندیم و مارو میبره به سمت کارهای راحتر که کیف و حال بهتری بهش بده برای همین هرچی اول صبح منطقی نوشته بودیم حالا احساسی انجامش دادیم.با برنامه ریزی برای ما چه اتفاقی میفته؟وقتی که ما برای خودمون یک برنامه خوب و منظمی رو قرار میدیم چنتا برامون میفته:اول اینکه: خیال ما راحت میشه که برای تمام کارهامون وقت داریم چون داخل لیست برنامه ریزی ما هستش و بالاخره در یک زمان مشخصی که در کارهامون براش در نظر گرفتیم به اون کارها رسیدگی میکنیم و این باعث میشه که از آشفتگی فکری دربیاییم.دوم اینکه: تمرکز در کارهای ما بالا میره و میتونیم با دقت بیشتری به کارهامون رسیدگی کنیم چون وقتی تمرکز نباشه ما همیشه به فکر کارهای عقب افتاده یا ناتموم خودمون هستیم و این باعث میشه که نتونیم کارهای پرقدرتی انجام بدیم و همیشه حالمون بده.سوم اینکه: کارهای بیشتری نسبت به دیگران میتونیم انجام بدیم از رقیبان خودمون فاصله بگیریم چون دیگران مدیریت مارو در زمان ندارند خیلی نمیتونند کارهای جدید انجام بدن ولی ما علاوه بر اینکه به تمام کارهای گذشتمون میرسیم میتونیم روش های جدید هم تست کنیم که این باعث میشه شانس دیده شدن ما نسبت به دیگران بیشتر باشه چون همونطور که میدونید اولین افرادی که ایده های جدید رو پیاده میکنند پول و شهرت و بیشتری هم نسبت به رقبای خود دارند مثل ایده اسنپ که بعد از آن شرکتهای زیادی این کار رو انجام دادند اما تاکسی های اینترنتی برای همیشه ایده آن به نام اسنپ خورد.عاشوری یه تکنیک کاربردی بگوتکنیک فوق العاده (90-90-1)حالا که تا آخر این مقاله همراه من بودید میخوام به شما تکنیک کاربردی رو بگم که تا حالا به گوشتون نخوردهتکنیک 90-90-1 میگه اول ببین که مهمترین کارت در حال حاظر چیه و چه پروژه ای رو الان در دست داری؟ اول هر روزتو با اون کار شروع کن و 90 دقیقه اولین کاری که انجام میدی اون باشه مثلا اگر خوندن کتاب برات مهمترین کاره اول روزت رو با خوندن کتاب شروع کن و 90 دقیقه برای اون وقت بزار و تا تموم نشده سراغ کار بعدیت نرو و 90 روز این کار رو تکرار کن.این تکنیک به شما کمک میکنه که مهمترین کارهای زندگیتون رو انجام بدید تا انرژی بیشتری برای ادامه روزتون داشته باشید.با شناخت سیستم 80-20این سیستم به ما میگه 20 درصد کارهایی که الان در حال انجام اون هستیم 80 درصد موفقیت مارو در آینده تشکیل میده یعنی باید کارهای مهم زندگیمون رو بشناسیم و به سراغ اونها بریم مثلا خیلی از افرادی که امروزه من به اونها مشاوره میدم مشکلشون اینکه فکر میکنند چون دکترای علم شیمی رو دارند الان از شرکتهای بزرگ باید بیان ایشون رو ببرند سر کار و ازشون استفاده کنند در حالی که ما باید معرفی کردن خودمون رو یادبگیریم تا دیگران از علم ما با خبر بشن…اگر ما تبلیغات خوبی در زمینه کاری خودمون انجام ندیم چطور دیگران میخوان متوجه بشن که ما محصولی رو داریم؟پس دانش ما فقط 20 درصد در موفقیت ما تاثیر داره و 80 درصد تبلیغات/بازاریابی/ارائه/پرزنت/معرفی ما در موفقیت ما نقش داره.نوشتن لیست کارهالیست تمام کارهاتون رو بنویسید و جلوی هر کدوم از اونها درجه اهمیت اون رو با توجه به توضیح بالا برای خودتون یادداشت کنید و میتونید روی کمک من هم حساب کنید و لیست خودتون رو برای من ارسال کنید(واتس آپ پشتیبانی: 09362578328 یا ایمیل hasanashoori313@gmail.com) تا باهم اولویت بندی خوبی برای کارهاتون داشته باشیم.این برای من هم باعث خوشحالیه.داشتن دفترچه برنامه ریزیما در دوره قله که در لینک پایین برای شما قرار دادیم کامل آموزش میدیم که چطور برای خودتون دفترچه مدیریت زمان درست کنید که در طول سال به تمام کارهای خودتون برسید به علاوه اینکه نقشه راهی برای شما آماده کردیم که تمام کارهای ورودی زندگیتون رو مدیریت کنید تا از فرصت های جدید زندگیتون هم همونطور که گفتم استفاده کنید.برای اینکه این برنامه ریزی رو به طور کامل و حرفه ای آموزش ببینید وارد لینک زیر بشید تا همراه با دوره 2 مربی اختصاصی داشته باشید. https://ashouri20.com/product/ghole/ </description>
                <category>حسن عاشوری</category>
                <author>حسن عاشوری</author>
                <pubDate>Tue, 15 Dec 2020 12:27:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انگیزه از توهم تا واقعیت</title>
                <link>https://virgool.io/@ashouri/%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-rk9lkhrbyg38</link>
                <description>تمام آنچه برای انگیزه لازم دارید در این مقاله برای شما قرار دادیمدر این مقاله چی میخوام بگم؟1)  انگیزه از واقعیت تا توهم2)  چطور سخنرانان انگیزشی روی ما تاثیر میزارن؟3)  انگیزه چی هست و چی نیست؟4)  نقش مغز در شکل گیری انگیزه.5)  اهمیت انگیزه در زندگی ما چیه و جرا باید داشته باشیم؟6)  چطور میتونیم در خودمون انگیزه ایجاد کنیم.انگیزه از واقعیت تا توهممتاسفانه امروزه مطالب خیلی سطح پایین و غیر کاربردی در بین سخنرانهای انگیزشی میبینیم که شمارو برای چند ساعت اولیه بعد سمینار یا کلاس تحت تاثیر قرار میدن اما وقتی هرچی بیشتر از دوره شما میگذره با تمام پیگیری شما برای بهبود خودتون تغییرات خیلی در شما کم میشه به طوری  که شما از حالت قبل هم بدتر میشید و حالا شما اعتیاد پیدا کردید به مطالبی که برای شما حکم مسکن رو دارند و فقط چند ساعت آرومتون میکنند اما وقتی اثر دارو میپره شما بدتر از قبل میشید و در آخر این بازی کثیف هم شما بازنده ماجرا هستید چون با توهماتی که دریافت کردید در حقیقت اطلاعات بدرد بخور واقعی نسیب شما نشده و فقط مطالب مصنوعی رو وارد ذهنتون کردید.چطور سخنرانان انگیزشی روی شما تاثیر میزارن؟در زمانهای قدیم اجداد ما وقتی از غار بیرون میومدن با بعضی حیوانات روبه رو میشدن که صدای خیلی کمی داشتند یا اصلا صدایی نداشتند مثل مورچه/خرگوش/آهو/گوسفند و.. اما حیواناتی هم بودند که وقتی انسانهارو میدیدن از خودشون صداهای بلندی خارج میکردند تا قدرت خودشون رو نشون بدن و انسانها هم از شنیدن صدای اون حیوانات میترسیدن و تحت تاثیر قرار میگرفتن و برای همیشه اون صدای بلند اونها در یاد انسانها موند و اون صدای نرم و نازک موجودات دیگه بعد از مدتی از یاد انسانها میرفت چون وقتی اجداد ما از غار برمیگشتن از اون حیواناتی صحبت میکردن که صداهای بلند و چهره ترسناکی داشتند برای همین انقدر برای انسان یاداوری شد تا به صداهای بلند حساس بشه و ما یادگرفتیم اونجا که صداهای بلند رو راحت تر میشنویم و هرکسی حالا برای ما با صدای بلندتری صحبت کنه احساس خطر میکنیم و سعی میکنیم که با براورده کردن خواسته اون خودمون رو نجات بدیم برای همین در سخنرانی های انگیزشی امروز میبینید که داد و بیداد های زیادی انجام میشه تا توجه شمارو جلب کنند و این حس خطر رو به مغز شما بدن تا به خواسته اونها توجه کنید و در سالن در جواب جمله سخنران که میگه باورهام رو باور میکنم شما هم داد بزنید و این جمله رو تکرار کنید تا صندلی کناری شماهم این جمله رو بگه و در نهایت این صداهای زیاد انقدر در سالن پخش  میشه که همه تحت تاثیر این جو کاذب قرار میگیرن و شماهم…انگیزه به چی میگن؟انگیزه به موجی از انرژی گفته میشه که همیشگی نیست و خیلی زیاد بستگی به حال و هوای ما داره یعنی اگر در زمانی اتفاق خیل خوبی برای ما افتاده باشه طبیعتا حال ماهم خوبه پس انگیزه بیشتری هم برای زندگی کردن داریم اما اگر اتفاق بدی برای ما افتاده باشه ما حس و حال هیچ کاری رو تقریبا نداریم.پس انگیزه به حس و حال ما بعد از اتفاق های خوب گفته میشه که باعث میشه ما برای زندگی کردن توان بیشتری داشته باشیم. انگیزه مانند مسافر توراهی هستش که معلوم نیست قسمت باشه که سوارش کنیم یا نه برای همین اصلا قابل اطمینان نیست و نباید منتظر آمدنش باشیم ولی اگر اومد با استقبال گرم میزبانش هستیم.به چه چیزی انگیزه نمیگن؟بعضی افراد به هوس های زودگذز خودشون میگویند انگیزه مثل زمانی که جوگیر میشیم برای انجام کاری و این در حالی هستش که انگیزه واقعی خیلی محکمتر از این حرفهاست برای همین یک موردی که گفتم افراد موفق بیشتر از انگیزه استفاده میکنند چون واقعی و قابل لمس هست.افردی هم هستند که برای گرفتن انگیزه ساعت و روز مشخص میکنند مثلا میگند که برای دریافت انرژی باید در فلان ساعت در فلان وضعیت قرار بگیری تا موج انگیزه به سراغت بیاد و این موضوع دقیقا شمارو یه آدم اهمال کار بارمیاره چون منتظر هستی تا یه ساعتی بیاد بعد به سراغش بری که این بزرگترین اشتباهه که در ادامه بیشتر دربارش صحبت میکنیم.نقش مغز ما در شکل گیری انگیزهدر مغز ما قسمتی وجود داره به نام R A S  که این قسمت نامش مرکز توجه هستش یعنی ما به اون میگیم که به چه چیزهایی اهمیت بده و چه چیزهایی رو نبینه.حالا این انتخاب با ماست که چه چیزی رو برای مغزمون مهم نشون بدیم و ازش بخواییم که دنبال اونها بگرده مثلا میشه ازش بخواییم که دنبال اتفاقات خوب توی زندگی ما بگرده تا با دیدن اون لحظات انگیزه ماهم بالا بره.ما دنبال اگیزه هستیم؟یا انگیزه دنبال ما؟اگر منتظر رسیدن انگیزه باشیم احتمالا مرگ از انگیزه زودتر به ما برسه.ما برای افزایش انگیزه خودمون باید به سراغش بریم و در خودمون ایجاد کنیم وگرنه انگیزه انقدر بیکار نیست که به سراغ ما بیاد.اهمیت انگیزه در زندگی ماشما وقتی تشنه میشید هیچ چیزی به جز آب نمیتونه شمارو از تشنگی دربیاره و نقش انگیزه در زندگی ماهم همینه و میتونه تشنگی مارو رفع بکنه حالا برای اینکه ما بهتر زندگی کنیم باید بتونیم این آب رو در نزدیکی ما نگه داریم تا زندگی ادامه داشته باشه و فقط باید اهمیت موضوع رو درک کنیم.ما انسانها تا اهمیت یک ماجرا رو درک نکنیم هیچ وقت به سراغش نمیریم و من در ادامه بیشتر درباره اهمیت انگیزه برای شما صحبت میکنم.بدون انگیزه آیا شدنیه؟خیلی از بزرگان انگیزشی مثل آقای تونی رابینز میگن که انگیزه مثل ماشینی هستش که موتورش تقویت شده و میتونه با سرعت بالاتری نسبت به ماشینهای دیگه حرکت کنه.اینجا متوجه میشیم که بدون انگیزه هم میشه ادامه داد به زندگی اما یک ماشین معمولی هستیم که یک موتور معمولی هم داره پس نباید ازش توقع داشته باشیم که با سرعت بالا حرکت کنه و با بزرگان رقابت داشته باشه.چرا بعضی افراد با انگیزه موفق میشن اما دسته دیگه ای نه؟انگیزه واقعی عمرش خیلی بیشتره و میتونه خیلی زیاد در اختیار ما باشه در واقع اگر انگیزه های کاذبی که در ابتدای مقاله دربارش صحبت کردیم رو داشته باشید خیلی نمیتونه به شما کمک کنه ولی اگر از مسیر درست اون پیش بریم خیلی زیاد میتونیم ازش استفاده کنیم.خود همین آقای تونی رابینز که از سخنرانهای مشهور انگیزشی هستش میگه من برای تفریح و مسخره کردن سخنران انگیزشی با دوستانم به سالن برگزاری رفتم ولی اونجا جملاتی شنیدم که زندگی من رو تغییر داد.خب این انگیزه ای که در تونی رابینز ایجاد شد چقدر قوی بود که سالهای سال همراهش هست و اون رو به یکی از ثروتمندان تبدیل کرده؟چرا دیگران نمیتونند انقدر از انگیزه استفاده کنند؟پس حتما مهمه که از کدوم مسیر انگیزه رو بدست میارید.چرا در حال حاظر مطالب انگیزشی بیشتر از قبل میبینیم؟طبیعی هستش که هرچقدر رو به جلو میریم مسائل ما شکل جدیدتری به خودش میگیره و همچنین سرعت تغییر بسیار بالاست برای همین انسانها احتیاج به این دارند تا خودشون رو همیشه از نظر روحی در سطح بالا باشند تا بتونند روند بهتری توی زندگی داشته باشند.چطور موانع انگیزه رو بشناسیم؟خواستن: اینکه ما بخواییم شور شوقی در زندگی ما جریان داشته باشه در ابتدای کار خیلی مهمه چون اگر به همون قسمت R A S  که در بالا گفتم پیغامی داده نشه اون هم بی تفاوت از کنار همه چیز میگذره پس ما باید اول به مغز خودمون این پیغام رو بدیم که من قصد تغییر دارم.استفاده کردن از اطلاعات: وقتی که مغز رو مطلع کردیم حالا باید درباره انگیزه اطلاعات دقیق کسب کنیم و به سراغ منابع بهتری بریم.منظورم اینکه به جای اینکه از افراد غیر متخصص کمک بگیریم به سراغ افرادی بریم که در این زمینه سابقه بهتری دارند تا در دام انگیزه کاذب نیفتیم.آزمون و خطا: بعد از کسب اطلاعات باید اونهارو اجرایی کنیم و اجازه بدیم تا مسیر عصبی اون شکل بگیره و بتونیم سبک خودمون رو پیدا کنیم چون انگیزه فرمول کلی نداره و ما باید در زندگی خودمون پیاده کنیم و تست کنیم که چه کاری به ما انگیزه بیشتر و محکم تری میده چون این موضوع کاملا سلیقه ای هستش و برای افراد مختلف فرق داره مثلا گوش دادن موزیک شاد برای یه نفر حس خیلی خوبی میده و برای یه نفر دیگه نه تنها حس خوب نمیده که حتی احساس گناه هم میکنه پس برای پیدا کردن اون باید آزمون و خطا کنید تا سبک خودتون رو پیدا کنید.انگیزه رو کجاها میشه پیدا کرد؟رفتار آدمها: همیشه ما اطرافمون کلی آدمهای خوب داریم که هیچ وقت اونها رو نمیبینیم در حالی که اونها کنار ما هستند و دارن حس خوب رو به ما منتقل میکنند اما چرا ما اونهارو نمیبینیم؟چون تا حالا بهشون دقت نکردیم مثلا همسری رو کنار خودمون داریم که اگر هر روز بخواییم به یک رفتار خوبش فکر کنیم کلی انگیزه ما بیشتر میشه و رابطه بهتری هم خواهیم داشت پس سعی کنیم به جای دیدن رفتارهای غلط آدمها به خوبی های اونها فکر کنیم تا هم حال خودمون خوب بشه هم حال اونها.در خویش تن دوستی خودمون: اینکه ما ارزشمند هستیم با تمام خوبی ها و بدیها خیلی مهمه و از این مهمتر اینکه به خودمون فرصت جبران و اصلاح بدی هارو بدیم و برای اشتباهات گذشته خودمون رو سرزنش نکنیم و به خودمون اجازه بدیم تا با یادگیری و درس گرفتن از گذشته آینده بهتری رو برای خودمون رقم بزنیم.این خویش تن دوستی خیلی میتونه انگیزه مارو برای ادامه زندگی بالا ببره.وسایلی که دوستشون داریم: گذاشتن عکسهایی که باهاشون خاطره خوبی داریم کنار دستمون خیلی حس خوبی میده من یادم میاد مدرسه که میرفتم دفتری که پدرم توش کار میکرد زیر میزش پر بود از عکسهایی که ازش خاطره داشت و اون به منم حس خیلی خوبی میداد چه برسه به خودشون پس داشتن لحظه های خوب گذشته انگیزه خوبی برای ادامه کار هم میده.پیشنهاد من برای شمایی که تا اینجا همراه من اومدید اینکه وارد لینک پایین بشید و این صفحه رو مطالعه کنید. https://ashouri20.com/product/ghole/ </description>
                <category>حسن عاشوری</category>
                <author>حسن عاشوری</author>
                <pubDate>Sat, 12 Dec 2020 00:20:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرزنت کردن با فنون سخنرانی (قسمت ششم)</title>
                <link>https://virgool.io/@ashouri/%D9%BE%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B4%D8%B4%D9%85-uxnwpbmf8y91</link>
                <description>با مدیریت زمان در سخنرانی بیشتر پول دربیارچطور حرفه ای خودمون رو معرفی کنیم؟ قسمت ششم (چطور با سخنرانی حرفه ای ؟)یادتون میاد در جلسات قبل درباره چه موضوعاتی صحبت کردیم؟در جلسات قبل درباره نحوه پرزنت کردن و توهمات معرفی کردن صحبت کردیم و در مقاله قبل درباره چهره شما بیشتر صحبت شد.مدیریت و برنامه ریزی در پرزنت جایگاه خیلی مهم رو داره که در این مقاله میخواییم روش حرفه ای هارو آموزش بدیم.مدیریت و برنامه ریزی در سخنرانی به دو حالت معمولی و اضطراری تقسیم میشه که هر دو صورت اون برای ما حتما یا اتفاق افتاده یا در آینده پیش میاد پس با من همراه باشید تا این مهارت کلیدی رو باهم بررسی کنیم.آقای عاشوری میشه بیشتر درباره این حالت ها صحبت کنید؟حالت معمولی یعنی مدیریت پرزنت شما در  سمینارها/همایش ها/مراسمات رسمی و غیر رسمی و به طور کلی رویدادهایی که از قبل هماهنگ شده و شما با اطلاع قبلی و با آمادگی کامل در ان شرکت میکنید ولی در حالت اضطراری شما اصلا از قبل هیچ برنامه ای برای صحبت کردن در آن محیط رو نداشتید و در یک موقعیت اورژانسی به شما خبر میدهند که باید روی صحنه بروید و اجرای خودتون رو برای مردم پیاده کنید و اگر شما آموزش درست نداشته باشید از گردونه حرفه ای ها حذف خواهید شد.من در جایگاهی هستم که درباره این موضوع مقاله بنویسم؟از اونجایی که یکی از کارهای من مربی گری افرادی هست که در تلوزیون سخنرانی میکنند چندین بار از نزدیک و در برنامه ها دیدم که افرادی برای سخنرانی حاضر میشوند خیلی زیاد به مشکل زمانی برمیخورند و این مسئله حتی در افراد با سابقه هم دیدم و تصمیم گرفتم بیشتر درباره صحنه های بزرگ با شما صحبت کنم چون حالت معمولی سمینار و کلاس خیلی مشکل ساز نیست چون از قبل تقریبا مشخص شده که چقدر زمان در اختیار دارید پس بنابراین آمادگی بیشتری هم در این زمینه دارید البته در همین مراسمات هم این مسائل زمانی دیده میشود و برای خود من بارها این اتفاق افتاده که با روشهایی که در همین مقاله خدمت شما میگم تونستم کنترل کنم.داستان سخنرانی اورژانسی چیه حسن آقا؟سخنرانی اورژانسی اونجایی خیلی زیاد به داد شما میرسه که جلسه ای رو برای صحبت با شخصیت مهمی ترتیب دادید و به شما گفتن که 30 دقیقه میتونید در جلسه صحبت کنید اما وقتی وارد جلسه میشید به شما گفته میشه که به علت کار مهمی که برای این شخصیت بزرگوار پیش اومده زمان شما فقط 10 دقیقه هستش…حالا اینجا چطور میخوایید مدیریت کنید؟از کدوم بخش از سخنرانی دیگه استفاده نمیکنید؟ الان خیلی راحت به این موضوع شاید در حال جواب دادن باشید اما در زمان حساس مغز شما اگر آماده نباشه میزان ترشح هورمون دوپامین انقدر بالا میره که مغز شما به اصلاح سفید میشه و قدرت تصمیم گیری خودش رو از دست میده…پس خیلی ساده به این موضوع نگاه نکنید.در سمینارهای معمولی هم خیلی مدیریت زمان کاربرد داره چون خیلی از سخنرانی هارو در حال حاضر میبینم که به خاطر نداشتن مهارت مدیریت زمان در برنامه نتونستند اون طور که باید جذب مشتری داشته باشند در حالی که رقیبان اونها با اینکه محصول ضعیف تر یا دانش کمتر یا شخصیت کمتر دیده شده ای داشتند توانستند مشتری بیشتری به سمت خودشون انتقال بدن.اهمیت مدیریت زمان در سخنرانی چیه؟اینکه شما چطور سخنرانی خودتون رو مدیریت میکنید تکلیف موفقیت یا شکست خوردن شمارو روشن میکنه چون اگر لحظه ای از مخاطب خودتون غافل بشید به راحتی اون رو از دست میدید و سخت ترین کار ممکن در سخنرانی برگشت حواس مخاطبی هستش که از دست شما خسته شده و حالا در حال چرت زدنه پس برای اینکه نسبت به دیگران متمایز باشید در  این مقاله تا انتها همراه من باشید.داشتن این مهارت چه کمکی به شما میکنه؟اگر این مهارت رو در خودتون تقویت کنید اتفاقی که میفته اینکه به راحتی در هر شرایطی که برای شما پیش بیاد کارتون رو میتونید جلو ببرید و حرفه ای گری خودتون رو به مردم نشون میدید دقیقا مثل بازیکنان فوتبال که در سطح حرفه ای بازی میکنند همیشه در هر شرایط آب و هوایی بهترین عملکرد خودشون رو دارند ولی بازیکانان معمولی همیشه به دنبال این هستند تا هوا و زمین مسابقه خوب باشه تا شاید بتونند عملکرد خوبی از خودشون نشون بدن پس شما برای خودتون هم که شده برای تمام شرایط آماده باشید.اینکه هول نمیشید در زمان بروز مسئله در ارائه به شما خیلی کمک میکنه چون دقیقا مثل زلزله ای هستش که از قبل پیش بینی شده و خسارت کمتری هم به دنبال داره و اگر مغز شما برای تمام شرایط آماده نباشه شوکه میشه و سریعا سعی میکنه از موقعیت خارج بشه…برای سخنرانی به سالنی رفته بودم که قرار بود 3 سخنران در اون مراسم صحبت کنیم که یکی از سخنران ها به خاطر اینکه زمان سخنرانیش چند دقیقه ای کمتر شده بود به خاطر استرس شدیدی که بهش وارد شد نتونست تحمل کنه و ترس زیادی داشت و در نهایت سالن رو ترک کرد…ببینید مغز ما به راحتی بهونه ای برای فرار از موقعیت رو پیدا میکنه و برای انجام این کار استداد تمام عیاری هستش…یا در برنامه دیگه ای که داشتم نگاه میکردم وقتی مجری به مهمان اعلام کرد که زمانشون خیلی کمتر شده دیدم مهمان داره با مجری دعوا میکنه که چرا وقتش رو کم کرده خب این دیگه نوبرش بود چون شما باید بدونید که وقتی به صدا و سیما دعوت میشید زمان برنامه ها امکان تغییرش بسیار بالاست و باید با آمادگی بیشتری در اون مراسم شرکت کنید.به طور کلی شما با مدیریت و برنامه ریزی در سخنرانی یا پرزنت یا معرفی خودتون یا کسب و کارتون میتونید ارامش رو به خودتون و همکاران خودتون هدیه بدید و تسلط بیشتری در خودتون ایجاد کنید چون هرچقدر نقشه های متفاوتی برای مغز خودتون تعریف کنید به شما اعتماد به نفس بیشتر و شهامت بالاتری تحویل میده و به قولی از هر دستی بدی به مغزت از همون دستم پس میگیری و اون جمله معروف که میگه آماده نشدن برای کاری یعنی آماده شدن برای شکست.چطور سخنرانی خودتون رو برنامه ریزی کنید؟راهکار های خیلی زیادی هستش اما میخوام برای شما از تجربه خودم و تمام بزرگانی که باهاشون کار کردم الان به شما بگم چون اول مقاله قولش رو به شما داده بودم.تکنیک 3 پلهاین راه خیلی حرفه ای برای آمادگی سریع و پرکاربردی هستش که اگر اون رو پیاده کنید تقریبا جمعی نیست که نتونید در اون سخنرانی کنید چون در تمام زمانهایی که برای شما تعیین میکنند میتونید ارائه کنید.تمام مشکلات بالا که گفتم برای اون افراد اتفاق افتاد به این موضوع برمیگرده که اونها فقط با یک قالب سخنرانی خودشون رو آماده کرده بودند یعنی وقتی به اونها گفته شد که 45 دقیقا سخنرانی آماده کنید اونها فقط برای این زمان آماده بودند و وقتی زمان تغییر کرد مغز اونها سفید شد و ترس باعث شد به سمت مجری حمله ور بشند یا فرار کنند از موقعیت در حالی که با تکنیک 3 پله شما به راحتی این موضوع رو میتونید حل کنید.سخنرانی خودتون رو در 3 زمان باید تمرین کنید یعنی مثلا اگر گفتند که 1 ساعت میتونید سخنرانی کنید باید توانایی این رو داشته باشید در زمان های 30 دقیقه و 15 دقیقه و 5 دقیقه همون مفهوم رو به مخاطب برسونید و همون درکی که مخاطب بعد از 1 ساعت از شما داشته باید در 5 دقیقه هم مطلب رو درک کنه.این موضوع نیازمند این هستش که شما برای خودتون نقشه ذهن ترسیم کرده باشید یعنی بدونید چه مسیری رو قراره برای سخنرانی طی کنید در شکل زیر عکس یک نقشه ذهن رو مشاهده میکنید که ابتدا تا انتهای سخنرانی در اون کاملا مشخصه و این به مغز شما یک نظم خاصی رو میده و در سخنرانی شما دقیقا روی مطالب درج شده روی نقشه پیش میرید تا حدودی و این نقشه به شما کمک میکنه تا از حاشیه رفتن جلوگیری کنید چون آفت اکثر سخنرانها اینکه در حین سخنرانی مطالب جدیدی یادشون میاد که باعث میشه وارد حواشی بشن و در نهایت به مشکل زمانی برخورد کنند پس نقشه ذهن رو جدی بگیرید تا مخاطبان شماهم به شما ارزش بیشتری بدن.حالا نوبت شماست که اقدام کنیدخیلی خوبه که بعد از اتمام این مقاله حالا دست به کار بشیم و اون چیزی رو که آموزش دیدیم اجرایی کنیم که نتیجه بهتری از وقتی که گذاشتیم ببریم.از شما میخوام خودتون یا محصولتون یا شرکت خودتون رو تصور کنید که قراره برای جمعی حدودا 30 نفره توضیح بدید و زمان شما برای این سخنرانی 15 دقیقه هستش.حالا با توجه به تکنیک 3 پله سخنرانی خودتون رو تنظیم کنید.حتما این مقاله پرزنت کردن میتونه شمارو از دیگران متمایز کنه برای همین لینکهای مقالات قبلی درباره پرزنت رو اینجا قرار دادم تا از اون مطالب هم استفاده کنید.در ادامه باز هم در خدمت شما هستیم.آدرس سایت من برای مشاهده مقالات بیشتر و درخواست مشاوره رایگان  پرزنتhttps://ashouri20.com/presentation6/ </description>
                <category>حسن عاشوری</category>
                <author>حسن عاشوری</author>
                <pubDate>Thu, 03 Dec 2020 11:53:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودتو حرفه ای معرفی کن(قسمت 5)</title>
                <link>https://virgool.io/@ashouri/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D9%88-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-5-dkjxzhrq9xza</link>
                <description>در این مقاله شمارو با چهره خودتون آشنا میکنم تا بیشتر برای مردم جذاب باشیداین مقاله توسط چه کسی نوشته شده؟برای هر نفر 30 دقیقه مشاوره رایگان/به شماره 09362578328 پیام دهید تا با شما تماس گرفته شوداین مقاله برای شما ابزار خیلی قوی رو معرفی میکنه به نام فن بیان در ارائه یا  همون معرفی یا پرزنت پس تا آخر همراه من باشید.تا حالا شده از خودت بپرسی این سخنرانهای حرفه ای چه کار خاصی رو انجام میدن که انقدر جمعیت میاد تو سالنشون؟شاید بگید که اونها معروف هستند اما دوباره سوال من اینکه اونها از همون اول کار شناخته شده بودن؟ به طور حتم خدمت شما میگم که تمام افرادی که در حال حاظر در رتبه برترینها در زمینه سخنرانی و پرزنت قرار دارند چندسال قبل کسی اونها رو نمیشناخت و نه برندی داشتند نه جمعیتی برای پر شدن سالن سمینارشون…مسئله اینجاست که ما همیشه آخر آدمهارو میبینیم و اول کارشون رو یادمون نمیاداینکه ما چقدر از خودمون استفاده میکنیم خیلی مهمه…اینکه چقدر روی یادگیری مهارت خودمون کار میکنیم واقعا اهمیت داره چون همین افزایش مهارت باعث میشه ما انسان ارزشمندی بشیم …افرادی که امروز روی صحنه میبینید روزی بدون تخصص خاصی شروع کردند حتی بدون داشتن استعداد خاصی…سوالی که در ذهن شماست احتمالا اینکه خب پس چطور تونستند موفق باشند؟ اونها فقط روی علاقه خودشون وایسادن و انقدر تمرین کردن تا روی مغزشون مسیر عصبی جدیدی تشکیل شد و به حدی رسیدند که امروز بعد از چندسال انقدر حرفه ای سخنرانی میکنند که شمارو غافلگیر میکنند.این فرمول موفقیت تمام اونهاست چون من اکثر کتابهای اونها رو خوندم و این مطلب بالای من در تمام زندگی نامه اونها بوده پس بیایید ماهم به جای گفتن جمله استعداد ندارم یا این کار برای من نیست جسورانه پای هدفمون بایستیم تا به قولی روزی کوچه ماهم عروسی بشه و اون روز تمام سختی ها به شیرینی بیان میشه.با من همراه باشید تا یک معرفی کننده حرفه ای باشید.در این مقاله میخواییم روی مهارت فن بیان کار کنیم تا ببینید بزرگان دنیا چه مسیری رو طی کردند تا به موفقیت برسند؟حرف زدن به معنی بیان قوی نیستهمین اول کار یه توهم بزرگ رو میخوام به شما معرفی کنم درباره پرزنت کردن و اونم اینکه هر کسی که زیاد صحبت میکنه لزوما فن بیان قوی هم نداره و افرادی که بیان قوی دارند اصولی رو رعایت میکنند که اینجا میخوام بیشتر دربارش با شما صحبت کنم…قطع زنجیره کلماتاین آدمهای مریض که کسل و بی حال هستند رو دیدید؟انقدر خسته هستند که حال صحبت کردن ندارند و این باعث میشه کسی دوست نداشته باشه شما سخنرانی و پرزنت کنید چون اصلا حس خوبی نمیگیره حالا چرا این اتفاق میفته؟چون نوع کلمات و نحوه انتقال اون به مخاطب خیلی تعیین کنندست…مثلا گفتن( باشه ) با (باش) فرق داره و دو نوع موج منفی و مثبت میده پس خیلی مهمه.اما این خردگی کلمات کجاها خودشو نشون میده؟دقیقا در حروف آخر اتفاق میفته معمولا اما افرادی که ضعف زیادی دارند در تمام طول صحبتهای اونها میتونید دقیقا حس کنید یا افرادی که طول دهان آنها بیشتر از عرض هستش که این موضوع بدون جراحی قابل درمان هست ولی تمرین بیشتری نسبت به افراد معمولی لازم داره چون این افراد نمیتونند دهان خودشون رو کامل باز کنند و کلمات به زور خارج میشن.همیشه توصیه من تمرینات چهره بودهحالت چهره ای که الان دارید تغییر میکنه اما نه به این راحتی و نیاز به تمرینات زیادی هستش که من بخشی از اونها رو داخل مقاله به شما خواهم گفت.تمرین دیکتهلطفا کتابی/مجله ای/نوشته ای بردارید و تصور کنید فرزند شما کنارتون نشسته و میخوایید بهش دیکته بگید…سعی کنید کلمات رو شمرده بگید ولی محکم.این نوع صحبت کردن باعث میشه اون خردگی کلمات در پرزنت شما دیگه دیده نشه چون روی تک تک کلمات تمرکز کافی رو دارید و اونها رو بیان میکنید…من فیلم آموزش رو براتون قرار دادم تا از اون استفاده کنید.البته تمرینات زیادی هست ولی این تمرین شمارو به شدت رشد میده.به دلیل عدم نمایش فیلم در سایت ویرگول میتونید تمرینات رو در سایت زیر دنبال کنید https://ashouri20.com/presentation5/ تمرین حالات مختلف چهرهاز اونجایی که صحبت کردن شما نباید باعث زحمت بشه برای مخاطب شما باید سعی کنید با حالت چهره منظور رو انتقال بدید در معرفیتون اما زیاد نباشه که کلا بخوایید نقش بازی کنید…در حدی که مخاطب حدودا جدیت یا شوخی بودن یا ناراحتی یا تعجب شمارو تشخیص بده.چند حالت روی چهره شما باید شکل بگیره تا بتونید معنی کلمات رو درست انتقال بدیدحالات: ناراحتی/خنده/ترس/عشق/سوالی/تعجبی کلیدی ترین وضعیت هایی هستند که میتونه شمارو خیلی متفاوت کنه در ارائتون چون اکثر افراد بدون دقت به این موضوع فکر میکنند که نیازی ندارند به این حالات برای همین شما انسان متفاوتی میشید و این باشه قول من به شما…پس لطفا این تمرین رو با من انجام بدید و جمله پایین رو به حالت های مختلف بیان کنید.(آرش از بین تمام دخترهایی که میشناخت سرانجام با الهه ازدواج کرد)لطفا از تمرین کردن خودتون فیلم بگیرید و با فیلم ارسالی مقایسه کنید و هربار سعی کنید بهتر از قبل باشید و یادتون باشه حداقل 21 روز تمرینات رو هر روز انجام بدید تا نتیجشو بگیریداز تکنیک ( اگه جاش بودم ) استفاده کنیدتلوزیون رو روشن کنید و ببینید افرادی که صحبت میکنند چطور حالات چهره رو به خودشون میگیرن؟ و حالا شما خودتون رو بزارید جای شخص مقابل و تصور کنید اگر به جای اون بودید چطور سخنرانی میکردید؟ این تمرین به شما کمک میکنه که هم تغییرات رو در خودتون ببینید هم اینکه با این تمرین شما چندین وضعیت رو برای خودتون در نظر گرفتید و تست کردید پس حتما آدم بهتری با مهارت بالاتری میشید.تمرین مشدد خوانیبرای اینکه بیان شما در معرفیتون خیلی شیوا و قشنگ بشه لازمه اون رو چکش کاری کنید اما نیاز به صافکاری رفتن نیست و نگران نباشید و ما اینجا میخواییم به شما تمرینی بدیم که از طریق اون کلمات شما زیباتر از قبل بیان بشه.دوباره اون نوشته تمرین قبل یا هر متن دیگه ای رو بردارید و سعی کنید روی هر حرفی تشدید بزارید و بخونید فقط نکته اینجاست که نباید عجله کنید و این تمرین مقداری بیشتر باید انجام بدید تا براتون جا بیفته پس بدون عجله خیلی آروم کلمات رو به حالتی که در فیلم زیر توضیح میدم بخونید تا تاثیرات خوب اون رو ببینید.به دلیل عدم نمایش فیلم در سایت ویرگول میتونید تمرینات رو در سایت زیر دنبال کنید https://ashouri20.com/presentation5/ خب ما در این مقاله سعی کردیم روی چهره سخنران کار کنیم و در مقالات بعدی بیشتر درباره فن بیان در پرزنت صحبت میکنیم فقط یاداوری میکنم این تمرینات بالا در عین سادگی خیلی کاربردی هستند و ازشون به راحتی رد نشید و هر روز برای مدت کوتاهی هم که شده روی اون وقت بزارید و هر سوالی هم اگر بود میتونید از ما بپرسید.به امید موفقیت شما</description>
                <category>حسن عاشوری</category>
                <author>حسن عاشوری</author>
                <pubDate>Sat, 14 Nov 2020 14:55:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کردن(پرزنت 4)</title>
                <link>https://virgool.io/@ashouri/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D9%BE%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AA-4-criv2p2ogoys</link>
                <description>این مقاله کار شمارو میتونه خیلی نسبت به رقیبان خودتون بهتر کنه پس تا آخر همراه من باشیددرد هر سال و اکثر افراداگه خاطرتون باشه زمستونها توی اخبارهایی که اعلام میشه متاسفانه زیاد درباره گاز گرفتگی افرادی که فوت کردند میشنویم اما هر سال این داستان ادامه داره و ما کشته های زیادی در این حادثه ها داریم و هر سال که زمستون میاد کلی هشدار توی رسانه ها و مراکز دیگه میدن که مراقب اتصالات لوله گاز خونتون باشید اما مردم چون فکر میکنند که برای اونها هیچ اتفاقی نمیفته و حادثه برای همسایه هستش این موضوع رو جدی نمیگیرن برای همین ما این اتفاق رو همچنان هر زمستون داریم حالا معرفی کردن ما یا همون پرزنت کردن ما هم شبیه به همین داستانه و ما فکر میکنیم که چون اطلاعات بسیار خوبی داریم و از دانش بالایی برخوردار هستیم در تمام مراسم ها موفق هستیم و شکست برای همکاران ما هستش اما واقعیت اینکه اکثرا اسیر گاز گرفتگی میشیم و ناگهان میبینیم که جلسه معارفه محصول یا سخنرانی ما از دستمون در رفته و شکست خوردیم حالا این موضوع رو میخواییم در این مقاله بررسی کنیم و ببینیم که علت این داستان چیه و چطور میتونیم با تقویت خودمون از مرگ خاموش جون سالم بدر ببریم…پس با من همراه باشید.تا اینجا متوجه اهمیت معرفی کردن یا پرزنت کردن شدید اما همه مردم از اهمیت این موضوع آگاهی ندارن پس به شما تبریک میگم چون نسبت به اطرافیان خودتون هوشیارتر هستید و روی خودتون سرمایه گذاری میکنید.اکثر مردم بیشتر از اینکه روی چگونگی ارائه خودشون کار کنند دنبال کسب علم هستند غافل از اینکه 20 درصد دانش در موفقیت ما نقش داره و افرادی که دانش کمتری دارند اما بهتر به مردم توضیح میدن و پرزنت میکنند مسلما از دیگران جلوتر هستند و شما الان نسبت دیگران بالاتر هستیدما نمیخوایم دچار این داستان بشیماگر میخوایید دچار مرگ خاموش نشید باید بیشتر از اینکه به خودتون توجه کنید به مخاطب خودتون توجه داشته باشید چون قرار نیست برای خودتون صحبت کنید و قراره برای افرادی پرزنت کنید که در نگاه اول به شما به دید خوبی نگاه نمیکنند چون اعتماد اونهارو هنوز جلب نکردید برای همین باید بیشتر به اونها توجه کنید و رفع نیاز های اونهارو در اولویت بزارید.اما چطور ممکنه؟میگم خدمت شما…قبل از اینکه برای اونها بخوایید صحبت کنید و پرزنت خودتون رو اجرا کنید بهتره که چند روز قبل یه اطلاعاتی از احوالات اونها داشته باشید یعنی چی این حرف؟شما اگر میخوایید برنده این سخنرانی یا پرزنت تک نفره باشید باید چند روز قبل مهر تایید برنده شدن خودتون رو بکوبید.هرکسی در زندگی خودش ارزشهایی داره که با اونها داره زندگی میکنه و روی اون تعصب داره به علاوه اینکه باورهایی هم همراه خودش داره که خیلی براش مهم هستش و همچنین اسطورهایی هم بهشون علاقه داره و به شدت عاشق مسیر اونها هستش خب تمام اینها به شمایی که میخوایید با اونها صحبت کنید مربوط میشه و شما باید درباره اونها بسته به نوع پرزنت خودتون اطلاعاتی داشته باشید و دست خالی و بدون اطلاعات سراغ هیچ کسی نرید چون زحمت الکی باید بکشید و آخرشم چون طرف خودتون رو نمیشناسید بازنده بازی خواهید شد پپس همیشه سعی کنید درباره اون افراد و شخصی که قراره خودتون رو به اون معرفی کنید اطلاعاتی داشته باشید.اما حالا درباره تمام موارد بالا که گفتم به علاوه موارد دیگه که باید مطلع باشید باهم بیشتر صحبت میکنیمباورهای مخاطب شماتوی جمعی بودم که یکی از مخترعین میخواست بره برای حمعی صحبت کنه و توی سالن انتظار نشسته بودیم تا نوبت سخنرانی ما برسه…مراسم ابتدایی سالن داشت برگزار میشد و مجری در حال سخنرانی اولیه بود…یکی از افراد سخنران شروع کرد به ابراز باورهای خودش و با صدای بلند داشت افکار مردم رو مسخره میکرد که چند نفر دیگه شروع کردن به اعتراض کردن به اون شخص و خلاصه کلی دعوا و بحث پیش اومد و در نهایت سخنرانی خیلی ضعیفی انجام داد چون عده زیادی بهش اعتراض کردن و دست آخرم مجبور شد عذرخواهی کنه اما دیگه خیلی دیر بود و زحمت چندماهش برای سخنرانی که آماده کرده بود از بین رفت و اگر باورهای خودش رو توی جمع بلند بلند نمیگفت داستان خیلی بهتتر براش تموم میشد و این برای من و شما باید درس عبرتی باشه که مراقب باورهای دیگران باشیم در هنگام معرفی خودمون.سن و سالش و دغدغه هایی که دارهخیلی باید دقت کنید که کسی که براش دارید صحبت میکنید چه سنی داره؟چون هر سن و سالی یه دغدغه خاص خودش رو داره پس پرزنت شماهم باید بر اساس شرایط فعلی اون آدم باشه تا پیشنهاد بهتری بتونید به اون شخص بدید….جلسه خصوصی داشتم با یکی از تاجرین برای تمرین سخنرانیشون وقتی تمرینات تموم شد بهشون پیشنهادی دادم که از طریق اون در ماه 50 میلیون سودشون بیشتر بشه و واقعا ایده خوبی بود و وقتی ایشون پیشنهاد من رو شنیدن هیچ عکس العملی نشون ندادن و من بعدا متوجه شدم که برنامه هایی که در دست اجرا دارن ماهانه سود میلیاردی براشون داره و تازه متوجه شدم اون رقم برای من زیاده و برای هرکسی دلیل نمیشه پیشنهاد خوبی باشه پس شماهم در هنگام پرزنت کردن یا معرفی خودتون از قبل یه اطلاعی از درامد و دغدغه های طرف داشته باشید.اعتقادات و ارزشهایی که دارهما تو علم روانشناسی یه اصطلاحی داریم به نام دکمه جوش…دکمه جوش  چیه؟ما انسانها اعتقاداتی داریم که خیلی برامون مهمه و وقتی کسی درباره اعتقادات ما صحبت میکنه این دکمه رو فشار میده و درجه حساسیت ما به شدت بالا میره و اگر خطایی از طرف هنگام صحبت کردن سر بزنه ما به شدت باهاش برخورد میکنیم پس حتما قبل از اینکه بخوایید به صحبتهای خودتون فکر کنید بشینید یه لیستی تهیه کنید از ارزشهای طرف مقابلتون تا در حین سخنرانی این دکمه رو نزنید که کارتون بیخ پیدا نکنه.علایق و خواسته های ما مهم هستند اما نه برای مردم بلکه فقط برای خود ما ارزش دارند پس به سلیقه دیگران هم احترام بزاریمتجربه قبلی که با همکاران شما داشته چطور بوده؟چیزی که میتونه کار شما رو خیلی راحت تر کنه اینکه ببینید مخاطب شما قبلا آیا با همکاران شما صحبتی داشته یا نه؟نتیجه اون صحبتش چی شد؟این مورد به شما کمک میکنه نیازهای طرف مقابل خودتون رو متوجه بشید و همون رو دست بگیرید و به نیازش پاسخ آماده کنید و کار رو تموم کنید به سود خودتون و ارائه خیلی بهتری داشته باشید…شناخت مشکل مردم یا همون نیاز سنجی مهارتی هستش که مشخص میکنه چقدر حرفه ای هستید یا چقدر ناشی و تازه کار پس حتما با سوالات خوب از تجربه های همکاران خودتون استفاده کنید…دیدگاه مخاطب درباره شما مهمهتو همه اصناف افرادی هستند که صورت کار شمارو خراب کردند و مردم دید خوبی نسبت به این کار ندارند و شما باید از قبل بدونید مخاطب شما چه دیدی نسبت به شما داره این به خیلی کمک میکنه بدونید چه آشی باید برای طرف بپزید و از موادی باید استفاده کنید و میتونید حتی چندین نقشه برای اون بچینید ولی اگر اینکارو نکنید شما در حین صحبت احتمال غافلگیریتون توی معرفی کردن هستش و این شوک باعث میشه تمام برنامه ها و نقشه های شما تغییر کنه و استرس بدی بیاد سراغ شما پس حتما ببینید که چه دیدی نسبت به شما دارند…از درست و غلط بودنش نترسید فقط آگاه بشید همین.میزان شنوایی طرف رو حتما بررسی کنیدمن چند سال پیش همکاری داشتم که اون رو برای هدایت یه کار دیگه ای که داشتم استخدام کرده بودم تا اون کار رو برای من جلوببره.وقتی چند ماهی کار کرد و نتیجه نگرفت من بررسی کردم که آیا درست مطلب رو منتقل میکننه یا نه؟اگرچه خودم آموزش های زیادی بهش داده بودم اما متاسفانه اون اصلا حرف من رو درست درک نمیکرد و از سر خجالت میگفت متوجه حرفم شده و من هم خیالم راحت بود که تمام و کمال میره و کارو درست انجام میده اما نه تنها کار رو درست انجام نداد بلکه باعث زحمت هم شد تا خرابکاری اون رو جمع کنم و تا مدتها بعد از اخراجش من درگیر جمع کردن کارهای اون بودم…این اتفاق شاید که نه حتما برای شماهم میفته که با همچین موجوداتی روبه رو بشید برای همین توصیه میکنم از تجربه من استفاده کنید…من بعد از اون دیگه بعد از انتقال هر صحبتم کلی طرف رو امتحان میکردم و تا مطمعن نمیشدم که متوجه شده سراغ مرحله بعد نمیرم تا میزان خسارت رو به حداقل برسونم و این خیلی بهتره تا اینکه 6 ماه روی کسی وقت بزارم و آخرشم هیچی به هیچی…در مقالات بعدی بیشتر درباره خوب معرفی کردن یا همون پرزنت کردن صحبت میکنیم…پس با من همراه باشیدآدرس سایت من : https://ashouri20.com/presentation4/ </description>
                <category>حسن عاشوری</category>
                <author>حسن عاشوری</author>
                <pubDate>Thu, 29 Oct 2020 01:32:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی شخصیت خودمون</title>
                <link>https://virgool.io/@ashouri/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86-avaayunqwv0w</link>
                <description>معرفی کردن (پرزنت) قسمت سومدر  این مقاله به این سوال جواب میدیم:معرفی درست یعنی چی؟در جای درستافرادی میخوان کسب و کار خودشون رو درست معرفی کنند یه محلی برای تجمع مخاطبان در نظر میگیرن و در قالب همایش یا سمیناری خودشون یا کارشون رو به مردم معرفی میکنند اینطوری چنذ تیر رو با یک نشون میزنند اول اینکه وقت خیلی خوبی در اختیار دارند تا کاملا مخاطب خوشدون رو توجیح کنند و به مردن نشون بدن گه چقدر حرفه ای هستند این خیلی بهتر از اینکه شما داخل خیابون که مردم دنبال کارشون هستند به زور نگهشون دارید و براشون صحبت کنید.دوم اینکه کلاس کار خودشون رو نشون میدن و مردم در طول اون حداقل یک ساعتی که داخل سالن هستند از شما ارزشی دریافت میکنند و شما با این حرکت بهشون خیلی احترام بیشتری گذاشتید و اونها وقتی ببینند که شما براشون ارزش قائل شدید به طور حتم به شکل بهتری خرید میکنند.سوم افرادی سراغتون میان که مخاطب هدف شما هستند و انرژی شمارو تلف نمیکنند اینطوری با وقت کمتر بشیترین بازدهی رو دارید و میتونید تمرکزتون رو هم بالا ببرید ایننطوری خیلی بهتره تا اینکه سرگرم افرادی بشید که هیچوقت مشتری شما نیستند و برای اونها بخوایید کارتون رو معرفی کنید.یبار برای ارائه محصولی از کسی پرسیدم محصول من رو میخری اونم گفت نه وقتی ازش  پرسیدم چرا گفت ایراداتی داره و من اونها رو برطرف کردم اما باز هم از من نخرید برای همین میگم تمام مردم مخاطب شما نیستند و باید ببینید چه افرادی توی مسیر شما هستند البته که وقتی حرفه ای تر بشید اون موقع داستان فرق میکنه و از کسانی استفاده میکنید که اصلا در مسیر شما نیستند و شما اونهارو وارد مسیر خودتون میکنید.چهارم اینکه از ابزارهای بیشتری میتونید استفاده کنید چون وقتی سالن همایشی دارید ابزار های خوبی هم دارید یکیش صندلی های راحتی هستش که مخاطب میتونه در آسایش به حرف های شما گوش بده یا سقفی که بالای سر ما قرار میگیره به نوعی احساس امنیت برای ما فراهم میکنه و میتونیم راحت تر به صحبت های سخنران گوش بدیم یا پذیرایی هرچند کوچک در حد چایی یا آب میتونه شمارو به شدت انسان بزرگی نشون بده یا دادن برگه نظر سنجی به مخاطب دقیقا به اون این پیغام رو میده که نظرش برای شما مهمه و شک نکنید درباره شما بیشتر فکر میکنه یا پرده نمایش سالن که میتونید باهاش کولاک کنید و از اسلایدهای خوبی استفاده کنید و هنرتون رو روی پرده به مردم نشون بدید و پرزنت خوبی داشته باشید البته که این هنر در کشور ما خیلی ضعیفه اما مخاطب دوست داره عکس و فیلمی از شما و کارتون ببیننه پس پرده سالن میتونه شمارو خیلی کمک کنه.درصدی کمی اطلاعات شمارو از رقباتون جلو میندازه پس به خودتون تبریک بگیدبا اعتماد به نفس هستی یا شکست میخوری؟اعتماد به نفس هنوز برای بعضی افراد درست معنی نشده یعنی معنای درست اون رو درک نکردیم چون افراد زیادی فکر میکنند اعتماد به نفس داشتن یعنی حرف زدن درشت و بی پایه و اساس و قدرت پرزنت کردن رو توی زیاد حرف زدن میبینند در حالی اعتماد به نفس در پرزنت کردن یعنی اینکه شما دو بال خودتون که یکیش تقویت مهارت شماست و اون یکی بال باورهای خودتون هستش رو بسازید و اگر این دوبال کوتاه و بلند باشه یا ناقص باشه هیچوقت به اون پیروزی دلخواه نمیرسید پس مهارت سخنرانی / هوش کلامی/ اتیکت و… رو جدی بگیرید و باورهای ذهنی خودتون رو بهش رسیدگی کنید تا عمر کارتون بیشتر بشه.با لحن درستاینکه شما آدم درستی هستید هیچ شکی درش نیست و اینکه دانش بالایی دارید هم خیلی عالیه اما برای مردم این فاکتورها زیاد مهم نیست و اونها به این توجه میکنند که شما چطور به اونها خدمات ارائه میکنید…لحن صحبت کردن شما گواهی میده که درست هستید یا نه و این رو در افراد کلاه بردار زیاد میبینید چون خیلی روی این موضوع کار میکنند و تعجب اینجاست که آدمهای درست زیاد با این موضوعات کار ندارند.شروع خوبهمیشه شروع هر معرفی نشون دهنده نتیجه کار شماست.اگر خوب شروع کنید چنتا اتفاق باهم میفته که باعث میشه موفق بشید اول اینکه اعتماد به نفس خودتون بالا میره و میتونید با قدرت بیشتری صحبت کنید و کنترل بالاتری داشته باشید روی موضوع دوم اینکه مخاطب شما میفهمه که شخص حرفه ای هستید و تحت تاثیر شما قرار میگیره و قانع کردن اون خیلی راحتر میشه و در آخر اینکه شما میتونید پیشنهاد خیلی بهتری بهشون ارائه بدید و جریان رو به سمت خودتون تموم کنید پس سعی کنید داستان گوی خوبی باشید و خصوصا ابتدای صحبت خودتون رو 100 بار تمرین کنید تا مسلط بشید.اتیکت درستما یه اثری داریم در دنیا که خیلی از آدمها تحت تاثیر این اثر قرار میگیرن و خودشون هم خبر ندارن…اثر حاله ای چیزی هستش خیلی عجیب راهگشا برای افرادی که حرفه ای هستند چون شما وقتی شخصی رو میبینید تا 30 ثانیه اول تحت تاثیر این اثر هاله ای هستید یعنی اگر نوع لباس پوشیدن طرف برای شما خوشایند و جذاب باشه مغز شما این خوشتیپی رو به تمام ویژگی های دیگر تعمیم میده یعنی مغز میگه این صداش هم خوبه/خوشگلم هست/خوش برخورد هم هست/بوی خوبی هم میده/و خلاصه مغز برای خودش یه فرشته ترسیم میکنه و اگر شما نتونید این اتیکت رو درست رعایت کنید در پرزنت کردن و جدیش نگیرید دقیقا برعکس این موارد میشه یعنی شما هرچقدر که مورد اطمینان باشید کسی به شما توجه نمیکنه.آدم درستاینکه کارتون رو به چه کسی میدید تبلیغ کنه خیلی مهمه چون باز مردم این کسی که داره بیان میکنه رو میبینند…یکی از همکارانم برای مشورت گرفتن سخنرانی که مسئولش میخواست تو تلوزیون داشته باشه پیش من اومد و فیلم جلسات قبل رو دیدم و بهش گفتم که با این سخنرانی ضعیف نتیجه زحمت کلی آدم داره از بین میبره چون اونها حدود 200 نفر پرسنل داشتن که خیلی کار میکردن ولی دست آخر اون سخنرانی سطح پایین باعث میشد کسی اونهارو نبینه…اگر کارتی میدید در قاب خوب باشهاینکه برگه تبلیغ شما چطور به دست مخاطب میرسه خیلی در نتیجه کار شما تاثیر داره چون مخاطب از همین ارائه شما متوجه میشه که چقدر حرفه ای هستید برای همین اگر کارتی دارید که قصد دارید به مخاطب تحویل بدید حتما سعی کنید که داخل کیفی باشه و بعد از اینکه از کیف خارج کردید حتما یک بار از روش بخونید تا اون شخص بیشتر متوجه اهمیت ماجرا بشه یعنی یک بار آدرس و شماره تماس خودتون رو برای اون بخونید اینطوری خیلی بهتر خودتون رو به دیگران معرفی میکنید. https://ashouri20.com/presentation3/ در مقالات بعدی بیشتر درباره معرفی کردن یا همون پرزنت باهم صحبت میکنیمنظرات خودتون رو در قسمت پایین بنویسید که کجاها موفق شدید یا این اشتباهات رو مرتکب شدید تا هم من و دیگران از تجربه شما استفاده کنیم.</description>
                <category>حسن عاشوری</category>
                <author>حسن عاشوری</author>
                <pubDate>Sun, 18 Oct 2020 11:09:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودتو حرفه ای معرفی کن 2</title>
                <link>https://virgool.io/@ashouri/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D9%88-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D9%86-2-uog8gi8kkrwu</link>
                <description>معرفی کردن(پرزنت) قسمت دوم https://ashouri20.com/presentation2/ در این مقاله درباره اشتباهات رایج در معرفی کردن یا پرزنت صحبت میکنیم پس تا آخر همراه من باشید.همیشه باور من این بوده که ما انسانها اول باید عادتهای غلط و موارد اضافه رو حذف کنیم تا بتونیم روشهای درست رو روی مغزمون نصب و اجرا کنیم برای همین در این مقاله میخوام به شما بگم که پرزنت چه چیزی نیست و اشتباهات متداول یا توهمات مردم از پرزنت یا معرفی کردن چیه پس تا آخر این مقاله همراه من باشید.یه خاطره ای براتون بگم که حتما برای شما هم پیش اومدهیبار برای خرید گوشی رفته بودم به مغازه ای که فروشنده اون از من پرسید چه گوشی رو پسند کردم؟منم گفتم این گوشی خوبه ولی برام یکم ازش توضیح بده چون بین این و یه گوشی همراه دیگه دو دل هستم برای خریدشون…یهو شروع کرد به توضیح دادن با سرعت بالا که اصلا من نفهمیدم چی گفت و داشتم به این فکر میکردم که این داره درباره چی صحبت میکنه و اینکه خودش اصلا متوجه میشه یا نه؟وقتی چند دقیقه تو مغازه بودم دیدم کلا این رفتارش همیشه اینطوریه و هرکسی میاد تو مغازه با حالتی متعجب خارج میشه و میره که البته منم با اون توضیحات ترجیح دادم فرار کنم…این دسته توضیحات به هیچ عنوان در ارائه یا پرزنت جایی نداره و اصلا حرفه ای نیست اما ما بیشتر از این نوع معرفی ها دیدیم و کمتر یک پرزنت حرفه ای از کسی دیدیم و من اینجا هستم تا توی این مقاله این اشتنباهات رایج رو به شما بگم تا دیگه حداقل  شما اسیرش نشید.اشتباهات رایج در معرفی یا پرزنت کردن دیگرانمثل بلبل باید صحبت کنیاین اولین اشتباهیه که به ما زیاد گفتن و فکر میکنیم که اگر مثل بلبل حرف بزنیم یعنی تند تند کلام رو منتقل کنیم مردم خوششون میاد…حالا من به این افرادی که این جمله رو میگن یه سوال دارم:مگه میخوایی مخ حیوان رو بزنی که مثل بلبل صحبت کنی یا مگه دنبال جفتت هستی؟حالا این یه شوخی بود ولی بعضیا فکر میکنند که سریع حرف زدن خیلی جذابه برای دیگران که دقیقا برعکس دیگران میگن این چقدر فک میزنه یا چیزهای دیگه که خودتون بهتر میدونید و این لبخند شما خیلی مطلب داخلشه برای همین من دیگه ادامشو ننوشتم.بعضیا هم مثل شخصیت داخل کلاه قرمزیننمیدونم چرا ما روی بوم وایسدن برامون سخته چون یسری ها هم هستند که انقدر کند حرف میزنند که مخاطبشون اون بین صحبت کردن یه چرت ریزی میزنه بعد دوباره بیدار میشه میبینه بازم داره صحبت میکنه خب دیگه اینطوریم نباشیم که خسته کننده باشیم…میزان نگه داشتن کلمات خیلی مهمه و باید در جاهای مناسب سرعت حرف زدن رو پایین بیاریم مثلا در محلهایی از سخنرانی یا پرزنت که خیلی مهمه.یسری ها که کلا آدم مصنوعی هستندمورد داشتیم طرف صداش شبیه این لاتای قدیم که صداشون کلفت و خش دار بوده اما وقتی گوشی رو برمیداره با یه لحن شل کننده عضلات میکه بفرمایییییییید…چند هفته قبل یه نفر از یه شرکت خیلی معتبر کشور با من تماس گرفت که محصولی رو به من بفروشه و داشت مثلا پرزنت میکرد…با یه صدای خیلی شیرین و دلچسب که واقعا عضلات بدنم داشت ویبره میرفت سلام کرد و شروع کرد به توضیح دادن درباره کارش و محصولی که داشتن و کنار ایشون یه همکاری بود که داشت صداش میکرد و این بنده خداهم جواب نمیداد چون داشت با من صحبت میکرد ولی من صداشو میشنیدم…چند دقیقه که گذشت و چندباری که اون همکارش صداش کرد یهو عصبانی شد برگشت به همکارش با یه صدای کاملا متفاوت و همون صدای لاتی گفت خفشو دارم زر میزنم و فکر میکرد من حرفشو نشنیدم در حالی که یادش رفت دستشو بزاره روی تلفن یا حتی قطع کنه که صداش نیاد…بعد جالب بود دوباره برگشت به حالت اول و همون صدای تقلبیش.بنابراین این هم در دسته معرفی کنندها یا پرزنت کردن قرار نمیگیره و بیشتر به کلاهبرداری شبیه.زبان بدن شلوغیه فیلم دیدم از پرزنت کردن یه نفری برای یه تعدادی که تازه میخواستن وارد شرکت بشن داشت سخنرانی میکرد و با یه شکل عجیب و غریبی با زبان بدن خیلی شلوغ داشت بیشتر چشم مخاطب رو درگیر میکرد تا ذهن اون رو یعنی دیگه از کلمات خیلی سطح پایین استفاده میکرد و یه جورایی داشت بازی میکرد با بدنش که این برای معرفی شما یا پرزنت کردن اصلا مناسب نیست چون مردم دوست دارند خود حقیقی شمارو ببینند تا این نقش بازی کنید…زبان بدن اگر بیش از اندازه باشه ما بهش میگیم شلوغ بازی.زور گیرها(به زور میخوان بفروشن)تعدادی از افراد ناشی هستند که اونها رو شاید توی سطح خیابون دیده باشید که جلوتون رو میگیرن و از شما میخوان که چند دقیقه ای به حرف اونها گوش کنید که این اصلا در چهارچوب اتیکت پرزنت کردن یا معرفی جایی نداره چون شما اولش راه این عزیزان رو میگیری بعد که جلو راهشو بستی حالا میگی به حرف شما گوش کنند که این درست نیست و یه جورایی شبیه به زورگیری میشه تا معرفی محصول یا افرادی که تلفن میزنند به ما و میخوان کارشون رو معرفی کنند که اینها هم جز اشتباهات پرزنت کردن هستش چون اگر شما به شرکتی زنگ بزنید و کارتون رو بخوایید توضیح بدید هیچ ایرادی نداره چون یک نفر مسئول پاسخ گویی به سوالات شما هستش اما وقتی به شخص حقیقی تلفن میکنید که غالبا این شماره ها رو با اجازه خود طرف هم گرفته نشده یا با خرید از اپراتورها یا شرکتهای دیگه خریداری میشه اصلا توجیح نداره که بخوایید به آدمها تلفن بزنید و درباره کارتون به اونها توضیح بدید حقوق اوناها رو زیر پا گزاشتید چون شخص به شما اجازه معرفی نداده مگر اینکه خودش به شما شماره همراهشو داده باشه و از شما درخواست توضیح کرده باشه.پس لطفا برای دادن پیام یا زنگ حتما قبلش با طرف هماهنگی داشته باشید.قدیسها(بهت حس گناه میدن اگه نخری)یه موردی که توی مدرسه به ما آموزش دادن این بود که وقتی درس نمیخوندیم به ما حس گناه میدادن یعنی میگفتن این همه پدر و ماردت زحمت میکشن آخرشم تو هیچی نمیشی بعد نتیجه این حرف غلطی که به ما زدن چی شد؟آیا واقعا ما درس خون شدیم؟والا من که به جز گریه بعد از حرف معلم چیزی یادم نمیاد و بجای اینکه به ما یاد بدن چطور بهتر درس بخونبم فقط سرکوفت بهمون میزدن…اینجا و توی پرزنت کردن همینه وقتی کاری رو به کسی معرفی میکنیم اگر جواب منفی به ما داد بهش نمیگیم که تو آدم ضعیفی هستی یا نمیگیم خیلی خنگی…آخه یبار یکی از دوستانم که تو شرکتی کار میکرد بهم زنگ زد و گفت شرکت ما کارت تخفیف فروشگاه هارو میفروشه و شما میتونید این کارتو خریداری کنید و منم که اصلا علاقه ای به کارشون نداشتم گفتم نه ممنونم و اون گفت هرکسی که شمع اقتصادی داشته باشه حتما این خرید رو انجام میده…دقت کردید چه اتفاقی افتاد؟بهم حس گناه داد که اگه نخری از نظر اقتصادی ضعیف هستی و این کار در شغلهای مختلف و آدمها مختلف زیاد دیده میشه.زدن برچسب حرفه ای یا حماقت(نخری خری)آدها حق دارند که مسیر زندگی خودشون رو تعیین کنند پس اگر ما کارمون رو به کسی معرفی کردیم و جواب رد شنیدیم حق نداذیم که بهش بگیم تو آدم احمقی هستی که پیشنهاد به این خوبی منو رد کردی.ما انسانها وقتی انتخابی میکنیم برای زندگی خودمون و باوری پشت انتخابمون داریم که اصلا دوست نداریم کسی به باورهای من توهین کنه پس اگر کسی به ما جواب رد داد به انتخابش احترام بزاریم و یک نکته خیلی مهم اینکه ما اجازه نداریم از دیگران درباره انتخابشون سوال کنیم مگر اینکه خودشون بخوان که توضیح بدن.خب توی این مقاله سعی کردم از توهمات پرزنت کردن براتون بگم که بدونید معرفی کردن غلط به چه شکلیه تا اگراینطوری هستید به اشتباهات خودتون آگاه بشید تا در مقالات بعدی بیشتر درباره این موضوع باهم صحبت کنیمپس منتظر ما باشید…وب سایت من ashouri20.com https://ashouri20.com/ </description>
                <category>حسن عاشوری</category>
                <author>حسن عاشوری</author>
                <pubDate>Sun, 11 Oct 2020 17:55:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرزنت کردن حرفه ای</title>
                <link>https://virgool.io/@ashouri/httpsashouri20compresentation1-cvo6tixixrn3</link>
                <description>چطور حرفه ای خودمون رو معرفی کنیم؟همه ما انسانهای امروزه دانش رو داریم و از نظر اطلاعات مشکلی نداریم و ما میتوانیم برای صحت این موضوع یه نگاهی به صفهای نانوایی یا نشستن در تاکسی بدست بیاریم اما سوال اینجاست که با اینهمه اطلاعات چرا افراد موفق به این تعداد نداریم؟چرا افراد سرشناس به این تعداد نداریم؟به این افراد میتوانید ایده پردازان را هم اضافه کنید که ایده های خیلی خوبی دارند اما هیچوقت اونهارو اجرایی نمیکنند و بعد از مدتی ایده آنها توسط نفری دیگر به اجرا درمیاد و به نام آنها ثبت میشه و اونهایی که ایده داشتن و اقدام نکردن همیشه برای ما از ایدهاشون میگن منتهی آخرش یه آهی میکشن و میگن ما تو این مملکت سوخت شدیم چون نتونستیم ایدمون رو اجرایی کنیم…اما چرا نفر دیگه تونست؟چرا ایده اون که دیرتر به ذهنش رسید زودتر تونست اجرایی کنه؟ جوابش خیلی سادست چون اون تونست خودشو خوب معرفی کنه همینمیخوام برای شما یه فرمول رسیدن به ارزوهارو بگم…اما یه سوال دارم از شما: برای رسیدن به این فرمول حاظرید چه بهایی پرداخت کنید؟فرمول رسیدن به زندگی خوب و رسیدن به آرزوها اینکه دانش شما 20 درصد در موفقیت شما تاثیر داره و نحوه ارئه دانش شما و معرفی خودتون به دیگران 80 درصد توی پیروزی شما نقش داره ولی متاسفانه مردم فکر میکنند میزان مطالعه و کسب دانش مهمترینه البته که مطالعه خیلی لازمه برای پیشرفت اما کافی نیست.این فرمول رو افراد کمی میدونند و اون افرادی که میدونند همه این رو اجرایی نمیکنند پس بهت تبریک میگمدانش و مطالعه و داشتن اطلاعات تبر شمارو تیز میکنه اما آیا داشتن تبر تیز برای بریدن درخت کافیه؟برای بریدن درخت شما نیاز دارید نحوه کار کردن با اون رو بلد باشید و باید یه توانی در بدن شما باشه تا بتونید ضربات پشت سرهم وارد کنید تا درخت قطع بشه درسته؟ بنابراین دانش تبر شمارو تیز میکنه و فن بیان و ارائه حرفه ای به شما قدرت میده که بتونید در هر جمع یا سخنرانی یا کلاسی که دارید اطلاعات خودتون رو به دیگران نشون بدید و قدرتنمایی کنید و کسب درامد و جایگاه اجتماعی بالاتری به دست بیارید و به جای اینکه حسرت بخورید و آرزوهاتون رو به دیگران بگید خیلی محکم و با خوشحالی از موفقیت هاتون برای دیگران بگید…اقدامک: لطفا الان توی یه برگه بنویس که برای یادگیری مهارت خودت چقدر انگیزه داری؟اما توی این جلسه و مقاله آینده درباره زبان بدن در ارائه حرفه ای صحبت میکنیمزبان بدن https://ashouri20.com/presentation1/ تاثیر زبان بدن توی روابط انسانها در زمانهای قدیم بین اجداد ما انقدر زیاد بوده که از طریق اون زندگی میکردن ولی هرچه انسان پیشرفته شد و با تکنولوژی آشناتر شد این زبان در بین انسانها غریب تر شد و امروز به جز افرادی محدود افراد دیگه با اون کاری ندارن و شما بیشتر در بین افراد مشهور خیلی از این زبان بدن حرفه ای مشاهده کردید.اما این سوال بوجود میاد که آیا واقعا این زبان بدن در رابطه ما تاثیری داره یا نه؟یعنی ما با دونستن اون چه تغییری در رابطه ما ایجاد میشه؟باید بگم که دونستن هر مهارتی مخصوصا پرزنت حرفه ای حتی اگر استفاده هم نشه بدون ضرره برای ما و به طور حتم فایده داره البته اگر از اون درست استفاده بشه و به نوعی یک آپشن یا خصوصیت برای شما محسوب میشه چون خیلی افراد اون رو بلد نیستن و شما میتونید بیشتر جلب توجه کنید مثل مجریانی که از این زبان بدن خیلی استفاده میکنند یا بیشتر از اونها بازیگران که بدون اینکه کلامی بگن با چهره خودشون منظور رو به مخاطب میرسونند و این اصلا مهارت غیر ممکنی نیست و ما با ساعتی تمرین در طول شبانه روز میتونیم درحد قابل قبولی اون رو رشد بدیم…زبان بدن در بین مردم فقط بازی با دستهاست و بیشتر مردم وقتی حرف از زبان بدن میشه سریعا به سراغ دست ها میرن در حالی که خیلی بیشتر از این حرفهاست و از موهای شما تا نوک انگشتان شما جز زبان بدن محسوب میشه مثل چارلی چاپلین که از طریق نمایش زبان بدن خودش به معروفیت جهانی دست پیدا کرد و از تمام بدن خودش برای نشون دادن مهارت و پرزنت خوب و بی نظیری که داشت استفاده کرد و خیلی هم موفق بود…چند دقیقه ای این فیلم زیبارو ببینید…خداوند هرآنچه لازم بوده برای خوشبختی رو در اختیار ما قرار داده فقط این ما هستیم که از آن استفاده میکنیم یا بی توجه هستیمخداوند بدن انسان رو طوری طراحی کرده که رشته های عصبی در تمام بدن وجود داره و انسان میتونه با کنترل این رشته ها اعضای بدن خودشو و عضلات بدن رو در جهتی که میخواد حرکت بده پس خداوند جلوتر ابزار جذابیت رو در اختیار همه ما انسانها به طور مساوی قرار داده مثلا همه انسانها پیشانی و سر دارند یا ابرو دارند و خیلی افراد خاصی هستند که شاید به خاطر معلولیت یکی از این اندام هارو نداشته باشن ولی به طور کلی همه این اعضا در بین انسانها وجود داره اما چطور میشه که یه شخصی مثل امین حیایی انقدر از بدن خودش درست استفاده میکنه و مردم خیلی بهش علاقه دارند ولی افراد دیگه این مهارت رو نه تنها ندارند بلکه هیچ اهمیتی براشون نداره؟دنیا محل زندگی افرادیست که مهارت دارندزبان بدن و معرفی حرفه ای برای یک غشر خاصی نسیت و شما در هر جایگاه و شغلی که باشید با داشتن این مهارت میتونید بیشتر دیده بشید فقط اون کاری که بازیگرانی مثل امین حیایی انجام دادن اول یادگیری اون بوده دوم اجرا و رسیدن به اون که مهارت لازم رو کسب میکنند.در واقع فقط شما باید مسیر عصبی اون رو شکل بدید…مسیر عصبی چیه؟شما وقتی برای اولین بار پشت ماشین نشستید که یادبگیرید رو به خاطر بیارید الان و چند دقیقه با خودتون مرور کنید…یادتون اومد؟چه حس و حالی داشتید؟با دنده و پدال و فرمون چطور رفتار میکردید؟چقدر براتون عجیب و غریب بود؟حالا به زمان حال برگردید و ببینید امروز چه حس و حالی دارید و چطور رانندگی میکنید؟ حتما از یاداوری این ماجرای رانندگی خندتون گرفت درسته؟ اون رفتار اولیه شما در هنگام یادگیری رانندگی به این دلیله که شما تا به حال اون کارو انجام ندادید و مغزتون برای اون کار آموزش ندیده برای همین عضلات شما هنوز آگاه نشدن که چه رفتاری باید از خودشون داشته باشن برای همین همه چیز عجیب به نظر میرسه اما بعد از مدتی ذهن شما کم کم آموزش اون کارو روی خودش نصب مبکنه و دیگه بیشتر از قبل آگاهی داره برای همین بیشتر میتونه رانندگی حرفه ای داشته باشه و این آگاهی یعنی مسیر عصبی…فیلم زیر درباره ساخت مسیر عصبیه حتما ببینید.اگر فکر میکنیدد این تمرینن ارزش وقت گذاشتن رو نداره به این چند سوال و جواب پایین خوب دقت کنید:سوال اول:اگر شما یک فروشنده ای باشید مثل تمام فروشندگان معمولی در بازار که از زبان بدن در هنگام توضیح دادن به مشتری استفاده نمیکنند اونوقت فرق شما با دیگران چه چیزیه؟ یادم میاد یبار مغازه داری از من در کلاس سخنرانی پرسید که چطور میتونم با رقیبانم در کار رقابت کنم؟گفتم مهارتهایی کسب کنید که اوناها ندارن مثل همین فن بیان و سخنرانی مثل همین زبان بدن و ارئه حرفه ای چون اکثریت در هر شغلی که هستند بیشتر علاقه به معمولی بودن دارند تا حرفه ای بودن پس شما میتونید با کمی مهارت به راحتی از اونها فاصله زیادی پیدا کنید.سوال دوم: آیا تجربه و نصیحت تاجران بزرگ رو قبول دارید؟من افتخار این رو داشتم که با یکی از تاجران بزرگ کشور چندین جلسه خصوصی داشته باشم و بعد از هر جلسه ازش میخواستم که به من یک نصیحت اقتصادی بکنه که بتونم توی کارم موفق بشم و اون گفتش حتما به مخاطبانم  بگم که اگر سراغ من اومده و میخواد فن بیان قوی تری داشته باشه بخاطر این هستش که برای رقابت در بازار امروز قیمت حرف اول رو نمیزنه و اون کسی بیشتر فروش داره که فروشندهای قوی تری رو داشته باشه و اون میخواد در بین همکارانش گاو بنفش باشه(گاو بنفش نوشته ست گادین)…مطالعه این کتاب برای این جلسه و مقاله بعدی میتونه دید خیلی خوبی به شما بدهدر مقالات بعدی بیشت ردرباره زبان بدن صحبت میکنیم.من حسن عاشوری هستم مدرس و مربی پرزنت و ارائه/خوشحال میشم نظرات خودتون رو از طریق ایمیل یا شماره زیر با من به اشتراک بزارید:ایمیل:hasanashoori313@gmail.comتماس:09129279081</description>
                <category>حسن عاشوری</category>
                <author>حسن عاشوری</author>
                <pubDate>Tue, 06 Oct 2020 12:43:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>