<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های اسما کافی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@asmakafy7</link>
        <description>نویسنده‌ای عاشق مطالعه؛ توسعه فردی؛ و نوشتن راجب این دو موضوع.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 14:08:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>اسما کافی</title>
            <link>https://virgool.io/@asmakafy7</link>
        </image>

                    <item>
                <title>در نقدِ ذوق‌زدگی:</title>
                <link>https://virgool.io/@asmakafy7/%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%82%D8%AF%D9%90-%D8%B0%D9%88%D9%82-%D8%B2%D8%AF%DA%AF%DB%8C-wy7io67vmz5v</link>
                <description>ذوق برای هرچیزی...شاید ما آدم‌های ذوق‌مند برای این دنیا قشنگ‌تر باشیم. شاید دیگران از بودن کنار ما لذت بیشتری ببرند. ما با هیجان ترشیجات را مزه می‌کنیم. ماهی‌ قرمزهای عید را دوست داریم و مواظبیم که آب تنگش زود به زود عوض شود. گیلاسی که از قُلَش جدا نشده باشد ما را به هیجان وامی‌دارد.و شاید هم دنیا را قشنگ‌تر تجربه کنیم، و شاید کسانی که کنارمان باشد هم دنیا را از دریچه نگاهِ ما زیباتر ببینند. ولی وقتی تمام آن ذوق و شوق‌هایی که زیادی بزرگ شده، به بن‌بست می‌خورد، به اندازه‌ی همان شوق، ناامیدی را تجربه می‌کنیم.ناامیدی با سایه‌ای بزرگ که مملو از نگرانی و شاید و اگر است. از غمگین شدن زیادی غمگین می‌شویم. از ترس زیادی می‌ترسیم. ماهی قرمز عید که می‌میرد، احساس خفگی می‌کنیم. دخترک گل‌فروش با لباس‌های خاکی، در گلویمان بغض می‌اندازد. ما هر احساسی را شدید حس می‌کنیم. این امر می‌تواند ما را به عرش برساند و باعث شود از همان عرش سقوطی دردناک به فرش را تجربه کنیم.</description>
                <category>اسما کافی</category>
                <author>اسما کافی</author>
                <pubDate>Wed, 12 Nov 2025 16:14:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کسی که روان ناسالمی دارد</title>
                <link>https://virgool.io/@asmakafy7/%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-wnjnt8lvo4wg</link>
                <description>سالها پیش جمله‌ای شنیدم، و امروز معنای آن را فهمیدم.سال‌ها پیش، زمانی که به دبیرستان می‌رفتم، از طرف مدرسه در کلاس روانشناسی که در مورد لزومات خاستگاری بود، شرکت کردم.شرکت در این کلاس یک شوخی بود بین دوست‌هایمان، و همه با هم در آن کلاس شرکت کردیم.روانشناس در مورد فاکتورهای بسیاری که هنگام خاستگاری باید به آن توجه کرد، صحبت کرد.یکی از آن فاکتورها این بود که:-کسی که همه‌ی آدما ازش راضین، لزوما آدم خوبی نیست.این جمله برایم غیرمنطقی آمد، آنقدر غیرمنطقی که پس از گذشت سال‌های طولانی منطقش برایم آشکار شد.آن زمان با خودم می‌گفتم، شاید آدمی است که با مردم مهربان است، دلیل نمی‌شود که آدم خوبی نباشد.امروز فهمیدم چرا آدم خوبی نیست، نه اینکه امروز به این نکته‌ای که می‌خواهم بگویم رسیده باشم، پشت این نکته ساعت‌ها مطالعه و تفکر آدم‌های متخصص قرار دارد.شاید شماهم مانند من تعجب کنید که چرا انسانی که همه، تاکید می‌کنم همه دوستش دارند خوب نیست؟الان نکته‌اش را برایتان می‌گویم و در پِی آن توضیحاتی ارائه می‌کنم.این نکته‌ی دردناک و تلخ و احتمالا غیرمنطقی این است:آدمی که بتواند همه را راضی نگه دارد روان سالمی ندارد.آیا می‌توان همه را راضی نگه داشت؟آیا می‌شود آدمی بود که پدر و مادر، معلم‌ها، همسایه‌ی کوچه بغلی، تمام مشتری‌ها، مسئول پمپ بنزین و... از تمامی اعمالش خشنود باشند؟بله می‌شود، در صورتی که ماسکی برصورت بزنی و با هرکسی دل‌به‌خواه او رفتار کنی، کمتر خودت باشی و بیشتر شبیه به کسی باشی که سلیقه‌ی شخصی آنها می‌پسندد.در صورتی می‌شود که دیگران را ارجح بر خودت بدانی، و خودت تبدیل به اولویت چندم زندگی‌ات بشوی.پس:روان سالم را شخصی دارد که بتواند خودش را در اولویت قرار دهد و قربانی خواسته‌های دیگری نشود.روان سالم را کسی دارد که خودِ واقعی‌اش را پشت نقاب‌هایی که دیگران از او می‌خواهند، پنهان نکند.چه کسی می‌تواند همه‌ی آدم‌ها را از خودش راضی نگه دارد؟ کسی که خودش را نادیده بگیرد.آدمی که خودش را نادیده می‌گیرد راه بسیار طولانی تا رسیدن به روان سالم دارد.البته به این منظور نیست که به دیگران صدمه وارد کنی، نه به هیچ عنوان، اتفاقا خودت بودن به دیگران آسیب کمتری وارد می‌کند چون دیگر مانند یک دروغ جلویشان حاضر نمی‌شوی.پس خودت بودن به این معنا است که آن کسی باشی که دلت می‌خواهد باشی، شاید دختری باشی که بلند بلند می‌خندد، شاید پسری باشی که گریه می‌کند، شاید هنرمندی باشی که از دکتر شدن می‌ترسد، یا شخصی باشی که آهنگ‌های متال گوش می‌دهد.خودت بودن به این معناست که آن کسی باشی که دلت می‌خواهد، در این میان ممکن است خیلی‌ها از تو و خودت بودنت خوششان نیاید، ولی خب آنها برای تو اولویت نیستند.</description>
                <category>اسما کافی</category>
                <author>اسما کافی</author>
                <pubDate>Mon, 03 Nov 2025 14:33:42 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>