<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد خدادادی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@asmanp2012</link>
        <description>لذت میبرم وقتی با پازل های دنیای کامپیوتر چیزی میسازم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 02:18:26</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/15049/avatar/5IIYCC.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد خدادادی</title>
            <link>https://virgool.io/@asmanp2012</link>
        </image>

                    <item>
                <title>لیست سایت های اینترنت ملی ( directory )</title>
                <link>https://virgool.io/@asmanp2012/%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-directory-eekwofgkxsut</link>
                <description>چندین بار موقعی که اینترنت ملی میشه با مشکلات زیادی مواجه میشدم از جمله این که نمیدونستم چه سایت هایی روی اینترنت ملی کار میکنه و چه سایت هایی روی اینترنت ملی کار نمیکنه و این بسیار زمان من رو میگرفت سری پیش یه لیستی درست کردم که اون لیست رو از دست دادم، برای همین امروز مجدد این لیست رو اینجا ایجاد کردم تا هر موقع به این مشکلات برمیخورم به این لیست مراجعه کنم. هر سایتی که احساس کردید که میتونه به لیست اضافه بشه رو کامنت کنید تا اضافه کنم.یکی از بهترین کارهایی که دولت کرده اینه که یه سامانه ای راه انداختن تا همه این سایت ها رو داخلش بزارن ولی از باب اطمینان چون تکلیفشون معلوم نیست چهار روز دیگه امکان داره همینم بزنن باز خرابش کنن پس من این پست رو نگه میدارم ولی آدرسش رو پایین میزارمدایرکتوری سایت های ایرانی [ iran.ir ]تاریخ و زمانتایم دات آی ار [ time.ir ]باد صبا [ badesaba.ir ]موتور جستجوریسمون ( سرعت بالا - دیتا بیس کم ) [ rismoon.com ]گردو ( دیتا بیس بسیار کوچیک ) [ gerdoo.me ]ذره بین ( سرعت پایین - دیتا بیس نسبتا بزرگتر ) [ zarebin.ir ]دانلود و ابزار هاسافت 98 [ soft98.ir ]یاس دانلود [ yasdl.com ]پی سی دانلود [ p30download.ir ]بازار ( ابزار ها و اپ های اندرویدی ) [ cafebazaar.ir ]درسان دسک [ dorsandesk.ir ]اشتراک فایل [ files.ir ]ران فلر [ runflare.com/mirrors ] ( من برای npm لازم داشتم واقعا اذیتم کردش  کار راه میندازه ولی به شدت اذیت کننده هستش )مخزن ملی منابع متن باز [ repo.ito.gov.ir ] ( سازمان فناوری اطلاعات گردنش نمیگیره ولی اطلاعات این سازمان توی قسمت تماس با ما هستش بهشون شکایتم کردم بابت قدیمی بودن اطلاعات ولی میگن که این مسائل به ما ربطی نداره به کی ربط داره خدا میدونه !!! خلاصش این که سامانه های دولتی مثل این که جز رانت مورد استفاده دیگه ای نداره. )هوش مصنوعیبوف [ boofai.com ] هوش زی [ hooshzy.ir ] زی گپ [ zigap.ir ]گپ جی پی تی [ gapgpt.app ]آموزشی و علمیدانلودی [ downloadly.ir ]مرجع کتاب های برنامه نویسی [ ebooksworld.ir ]مکتب خونه [ maktabkhooneh.org ]پایگاه کتاب های درسی [ chap.sch.ir ]مسیریابینشان [ neshan.org ]بلد [ balad.ir ]فروشگاه اینترنتیدیجیکالا [ digikala.com ]تفریحی و فیلمورزش 3 [ varzesh3.com ]نماشا [ namasha.com ]آپارات [ aparat.com ]آپ تی وی [ uptvs.com ]مجله ها و خبرگزاری هادیجیاتو [ digiato.com ]زومیت [ zoomit.ir ]خبرگزاران جوان [ yjc.ir ]خبرگزاری فارس [ farsnews.ir ]</description>
                <category>محمد خدادادی</category>
                <author>محمد خدادادی</author>
                <pubDate>Mon, 12 Jan 2026 18:09:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنهایی خوب یا بد ؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@asmanp2012/%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%AF-kwtqvgvwoueu</link>
                <description>امروز زیادی حالم خوش نبودش شاید زیادی فکر کردمیاد اون جمله توی کتاب صد سال تنهایی افتادم &quot;در زندگی‌مان از یک جایی به بعد نسبت به همه چیز و همه کس بی‌اعتنا می‌شویم، دیگر نه از کسی می‌رنجیم و نه به عشق کسی دل می‌بندیم!&quot;اما نمیدونم چرا من اینجوری نیستم! حتی وقتی که تو جمع  هستم بازم این حس تنهایی یقمو می گیره فک میکنم حریف غول تنهایی هام نمیشم چی شد که دیگه شاد ترین صدای زندگیم سکوته؟</description>
                <category>محمد خدادادی</category>
                <author>محمد خدادادی</author>
                <pubDate>Mon, 27 Nov 2023 03:56:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جاده و سکوت!!</title>
                <link>https://virgool.io/@asmanp2012/%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-oajrnrpu9cne</link>
                <description>از پنجره مینی بوس بیرون رو نگاه میکنم که هر لحظش من و به فکر فرو میبره انگار نه انگار که داره زمان میگذره یه موزیک هم مثل یه شی تیز داره اذیتم میکنه اصلا نمیفهمم چرا همش باید موزیک پلی بشه وقتی به همچین جایی اومدیم که هر ثانیش یه اثر هنری خلق میکنه، اما بازم دوست داشتنی هستش. گاهی همه توی سکوت میرفتن و گاهی همه با هم شروع به خندیدن و بحث کردن میکردن. احمد از اون پشت داشت با داد و بیداد و اون لهجه خرابش همش از این که شبیه بز میمونه تعریف میکرد، هزار بار بهش گفتم پسر جان از موتوری جنس نگیر ولی چاره چیه که اصلا آدم نیست تا یه بحثی میشه الکی خود شیرینی میکنه و خودش و میندازه وسط نمیدونم این بچه ها به چی این حرفا میخندن من اصلا اینجوری نیستم و چون هیچی نمیگم هیچکی زیاد باهام حرف نمیزنه اصلا هیچکدومشونو نمیفهمم. همینجوری گرم تماشای منظره های بیرون بودم که نرگس صدام زد، هوووی محممد هوووی، منم برگشتم گفتم بهش چته سلیطه، تو از 24 ساعت 28 ساعتش و در حال جیغ و دادی، برگشت گفت رفتیم توی دره تو رو خدا بچه ها رو خیس نکن چه کرمی داری که هم به آب میرسی شبیه خرس گریزلی هممونو خیس میکنی، احساس میکنم قابلیت ماهی گیری هم داری با این حجم از تحرکت توی رودخونه!!!منم که تنها چیزی که منو به یه دنیای دیگه میبرد آب بود گفتم آخه دست خودم نیست!!! به آب حساس مغزم تا آب میبینم باید برم تو دلش. تازشم اگه شماها خیس نشین که شبیه کوالا میخواین گاماس گاماس راه برین آخرشم به آبشار نرسیده باید یه جا واسیم واسه استراحت و بعدشم برگردیم خونه.محبوبه که چندین متر دورتر بودش گوشیش و برداشت آخرین نقاشیاش و بهمون نشون میداد انگار که چشماش چند رنگ به رنگای دنیا اضافه کرده بودن معلوم نبود از کجاش این رنگا و این طرح ها رو در میاره، یهو برگشت گفت چرا موزیک دیگه پلی نمیشه من کلی موزیک دارم بیاین از این موزیکای سم بزارین، همه با تعجب گفتن خوب چرا نمیزاری اونم رفت کابل و وصل کرد به گوشیش، موزیک که پلی شد این صدا به گوش رسید &quot;من به یه جایی میرسم واسه یه لحظه دیدنم باید سر و دست بشکونی ...&quot;.</description>
                <category>محمد خدادادی</category>
                <author>محمد خدادادی</author>
                <pubDate>Sat, 11 Mar 2023 14:53:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از اجتماع فراریم!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@asmanp2012/%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-mygciucmusar</link>
                <description>تو کتاب های مختلف از انسان به این شکل زیر تعریف شده:انسان، موجودی اجتماعی است. انسان با قرار گرفتن در اجتماع از زندگی لذت خواهد برد و این امری بسیار حیاتی است. به طور مثال ارتباط مادر و نوزاد که ارتباط عاطفی عمیقی است.پس چگونه است که ما از اجتماع ها فراری هستیم؟؟گذر زمان که تجربه های بد فردی و اجتماعی ایجاد کرده باعث شده که  ما هم دیگه از اجتماع فراری باشیم. اما این فقط چیزیه که دیده میشه.حتی اگر ارتباطی بین دو نفر شکل بگیره یعنی اجتماع به وجود اومده و ارتباط ما با دوستمون، تفریحاتمون با آشنایان، خانوادمون و هم کلاسیمون یا هر کس دیگه ای که به هر شکلی با ما ارتباط داره ما رو وارد اجتماع میکنه. و در بهبوهه های زندگی این امید ما برای ادامه مسیر زندگی هست.</description>
                <category>محمد خدادادی</category>
                <author>محمد خدادادی</author>
                <pubDate>Fri, 24 Feb 2023 14:20:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه کسی باور میکند من کتاب بخونم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@asmanp2012/%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-%D9%85%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D9%86%D9%85-c7pqtxlwzozi</link>
                <description>وقتی صحبت کتاب خوندن میشه، خیلی چیزا تو ذهن همه میادش، این که سرانه کتاب خوانی توی کشور ما پایینه یا این که چه کتابی خوبه برای خوندن؟ اصلا این همه عنوان کتاب کدومش میتونه جذاب باشه؟ تیتر های بدون تعمل انتخاب شده که فقط برای جذب مخاطب هستن و خیلی چیز های دیگه ولی در قلب این اتفاقات یه روز اتفاقی افتاد که زندگی من رو تغییر داد.با یه درس توی دبیرستان و یه معلمی که تنها چیزی که براش مهم بود آشنا کردن ما با دنیای ادبیات بود توی نوشته قبلی در مورد انجمن شاعران مرده صحبت کرده بودم شاید وصف معلم ادبیات ما هم به مثال کارکتر معلم توی انجمن شاعران مرده خالی از لطف نباشه.وقتی وارد کلاس میشد شروع میکرد عنوان کردن خاطراتی از کتاب خوندن هاش، برای ما قابل تامل بود که یک نفر برای کتاب خوندن مجبور بشه کتاب ها را لای لاحاف و تشک قاییم کنه و جا به جا کنه برای این که بتونه ذوق خوندن کتاب های ممنوعه رو تجربه کنه.کتاب ممنوعه، فیلم ممنوعه، خیلی خلاصه بگم منو یاد نظام آموزشی صنعتی میندازه که به جون همه دنیا افتاده و سعی میکنن تجربیاتی که شاید برای همه صدق نکنه رو به خورد همه بدن، بگذریم چی بگیم که نرود میخ آهنی در سنگ دوست دارم هر روز هر روز هر روز بنویسم اعلامیه پخش کنم و داد بزنم اشتباه داری میزنی داداچ ولی خوب شاید جاش اینجا نباشه و یه روز دیگه در موردش صحبت کردیم.اما بریم سراغ کتاب های ممنوعه !!!حس خوندن یک کتاب ممنوعه اونم چیزی که با هیجاناتی که تجربش نکردی تو رو درگیر میکنه، تو رو به قلب یه داستان ممنوعه میبره، تجربیاتی که هیچ کسی تجربش نکرده و نتیجش سهمناک تر از چیزی باشه که خواننده انتظارش و داره تو رو به خوندن کتاب معتاد میکنه.نمیدونم لازم ذکره که بگم یک روز و نصفی بدون این که شام و ناهار یا حتی قطره ای آب بخورم پای این کتاب و بودم و شبیه یه کرم برگ شروع کرده بودم به خوردن کلمه کلمه کتاب و چقدر حس غیر قابل وصفی هستش.و این حس با هر کتاب خوبی دوباره تجربه کردم و دوباره و دوباره و هیچ وقت تکراری نشد. کتاب هایی که میخوندم خارج از اسم و موضوع بودن هر چیزی که دروغ نبود و حس جدیدی و بهم انتقال میداد رو با کلمات حس میکردم و ادامه میدادم. همه و همه این اتفاقات فقط با ذوق یک معلم اتفاق افتاد. ( اگر دنبال پیشرفتی در کتاب خوانی هستید نیاز به فروش کتاب با سرانه کتابخانی یا نمایشگاه های عریض و طویل نیست صرفا ذوق معلم را کور نکنید )اسم کتاب پر بود و پری شد برای پرواز من.اما نکته آخری هم که میخوام بنویسم و بگم دلیل نوشتن این مطلب بود وقتی با چند نفر از دوستانم کنار هم قرار گرفتیم و در مورد کتاب خوانی و کتاب خواندن صحبت کردیم پرسیدن که تو چه کتاب هایی رو میخونی و من هم ده تا علامت سوال بزرگ تو سرم به وجود اومد چطور من هنوز خودم نمیدونم چه کتاب هایی رو میخونم ؟؟؟ حس قرار گرفتن کنار چندین نفر که اونا هم از کتاب خوندن لذت میبردن حس وصف نشدنی هستشاگر کتابی هست که فکر میکنید دوباره پری میشه برای پرواز من برام بفرستید لیستی تهیه میکنیم از کتاب هایی که خوب هستن و به دیگران معرفی میکنیم تا اونا هم این حس بتونن احساس کنن و لذت خوندن رو بچشن و من خودم برای شروع کتاب ممنوعه معلم پر ذوق دبیرستانمون رو معرفی میکنم:1- رمان پر اثر شارلوت مری ماتیسن2- کتاب موج سوم از الوین تافلر3- بازیکن تیمی ایدئال از پاتریک لنچونی</description>
                <category>محمد خدادادی</category>
                <author>محمد خدادادی</author>
                <pubDate>Sat, 18 Feb 2023 01:22:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور میخوام نفس بکشم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@asmanp2012/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%85-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%A8%DA%A9%D8%B4%D9%85-znzesase22vq</link>
                <description>تو تموم لحظه های زندگی باید تصمیم بگیریم که چطور زندگی کنیم؟از چپ بریم یا از راست؟ تفریح کنیم یا کار ؟ خوشحال باشیم یا ناراحت و همیشه تصمیمات ما گره خورده به اطرافیانمون کسایی که در کنارمون قرار میگیرن باعث میشن ما مسیر زندگیمون تغیر کنه برای همینه که همیشه کسایی رو انتخاب میکنیم که با ما اشتراکاتی داشته باشن و هر چه این اشتراکات بیشتر میشه حس و حال ما از این همراهی بهتر میشه.دیروز یک نفر به من یک فیلم معرفی کرد که تونستم نمونه یک حس خوب رو با پوست و گوشت استخوانم درک کنم، فیلم درباره معلمی بود که سابقه تحصیلیش رو دانش آموزا دیده بودن و حالا اومدن از گذشتش ازش بپرسن.دانش آموز: خدای منانجمن شاعران مرده چی بود ؟معلم: آقایون! می تونین یک رازو نگه دارین ؟انجمن شاعران مرده ، انجمنی بود برای مکیدن جوهر زندگی، در شروع هر جلسه ما یک جمله از اشعار ثارو رو دکلمه می کردیم می دونید، ما تو یه غار قدیمی سرخپوستی دور هم جمع می شدیم و به نوبت از ثارو، ویتمن یا شلی یا شعرای بزرگ دیگه شعر می خوندیم حتی بعضی مواقع اشعار خودمونو می خوندیم.و افسون جذبه اون لحظه ها مسحورمون می کرددانش آموز: منظوتون اینه که انجمن یه گروه از بچه هایی بودن که دور هم می نشستن و شعر می خوندنمعلم: نه ، آقای اور استریت ، اون فقط یه گروه از بچه ها نبودن ما یه انجمن خشک و رسمی نبودیم ، ما یک انجمن عاشقانه بودیم ما فقط شعر نمی خوندیم ، بلکه شعر مثل عسل از زبونمون جاری می شدن روحمون به پرواز در می اومد ، زنها از خود بیخود می شدن ، خدایان آفریده می شدن برای گذروندن یه عصر دلپذیر ، ایده بدی نبودحتی وصف یه همچین حسی با یه گروه من و اقوا میکنه.شما دوست دارید چه حسی رو با یه گروه از افراد دیگه تجربه کنید؟؟</description>
                <category>محمد خدادادی</category>
                <author>محمد خدادادی</author>
                <pubDate>Thu, 16 Feb 2023 01:41:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کانون یا اجتماع چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@asmanp2012/%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-xrprebk5bpag</link>
                <description>کانون، به صورت لغوی در فرهنگ عمید بدین صورت معنی شده محل گردآمدن گروهی با هدف خاص یا به معنی انجمن یا مرکز است.ولی به صورت کلی اگر بخواهیم معنایی برای کانون تعریف کنیم میشود اینگونه گفت که یک واحد اجتماعی (گروهی از موجودات زنده) با اشتراکاتی شبیه به هم که میتواند مکان، هنجارها، مذهب، ارزش ها، آداب و رسوم یا هویت باشد. کانون ها ممکن است در یک منطقه جغرافیایی معین (مثلاً یک کشور، روستا، شهر یا محله) یا در فضای مجازی از طریق پلتفرم‌های ارتباطی، عقاید و فعالیت های خود را به اشتراک بگذارند. معمولا در کانون ها روابطی بادوام ایجاد میشود که فراتر از پیوندهای تبارشناختی فوری است، همچنین حس هم نوعی را تعریف می کند که برای هویت افراد، عملکرد و نقش آنها در اجتماع های دیگر مانند خانواده، خانه، کار، دولت، جامعه یا به طور کلی انسانیت مهم است. اگرچه کانون ها یا اجتماع ها معمولاً نسبت به پیوندهای اجتماعی شخصی کوچک هستند، کانون ها یا اجتماعات ممکن است به گروه های بزرگی مانند جوامع ملی، جوامع بین المللی و جوامع مجازی نیز اشاره داشته باشد.کانون ها یا اجتماع های انسانی ممکن است قصد، اعتقاد، منابع، ترجیحات، نیازها و خطرات مشترک داشته باشند که بر هویت شرکت کنندگان و میزان انسجام آنها تأثیر می گذارد.</description>
                <category>محمد خدادادی</category>
                <author>محمد خدادادی</author>
                <pubDate>Wed, 08 Feb 2023 22:05:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>001 - وقتی دور هم جمع بودیم</title>
                <link>https://virgool.io/@asmanp2012/001-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D9%87%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C%D9%85-ul86kmfdukit</link>
                <description>بعد از اولین تلاشم برای وارد شدن به حوزه ساخت پادکست برای نشریه دانشگاه با پلت فرم شنوتو آشنا شدم ولی تجربه کاربری بسیار بدی برام ساخت برای همین این پست و اینجا گذاشتم تا امکانات ویرگول رو امتحان کنم و ببینم آیا میشه اینجا هم توی حوزه پادکست فعالیت کنم یا نه.</description>
                <category>محمد خدادادی</category>
                <author>محمد خدادادی</author>
                <pubDate>Thu, 19 Jan 2023 11:17:29 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>