<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Amirmohammad</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@asq28372829.mohamad</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 02:05:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3398912/avatar/rzi3O4.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Amirmohammad</title>
            <link>https://virgool.io/@asq28372829.mohamad</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شمع و پروانه</title>
                <link>https://virgool.io/@asq28372829.mohamad/%D8%B4%D9%85%D8%B9-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-v4mavlgadyds</link>
                <description>پروانه روی رز نشست و شمع به ریتم ویولون گوش سپرد. پروانه از عطر محبوبه شب گفت و شمع گریزی زد به رایحه سوختن. پروانه از هرم سوزان شمع گفت و شمع در دل گفت از ظاهر رقصان و اشک های سرازیر. پروانه از نور ماه به رز گفت و شمع پوزخند تلخی زد، شعلۀ بی‌قراری که محکوم بود به قیاس و تلخی تقدیر. پروانه از شبنم گفت و شمع از دلتنگی.  پروانه غرق گپ‌وگفت با رز شد، شمع هم بی ثمر از ذره ای تسکین. پروانه پرواز کرد، رهسپار ماه بود. شمع هیچ نگفت. پروانه خندید و با فوت کوچکش، هاله شمع لرزید، لیکن خم به ابرو نیاورد. پروانه نگاهش کرد و او سوسو زنان لبخند زد. پروانه ساکت بود و او به چند جمله شعر فروغ مهمانش کرد. پروانه رقصید و شمع بر رد عبور و عطر حضورش بوسه زد.دیگر نلرزید. رؤیای خاطرات را به سوختن فروخت و روی آورد به خاموشی...</description>
                <category>Amirmohammad</category>
                <author>Amirmohammad</author>
                <pubDate>Thu, 15 Aug 2024 17:39:52 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>