<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های asra_achak</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@asra_achak</link>
        <description>وقتی یادم میاد همه چی دست خداست قلبم آروم میگیره....?</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 23:41:32</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1675155/avatar/bEd5AO.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>asra_achak</title>
            <link>https://virgool.io/@asra_achak</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رویا های زیادی...</title>
                <link>https://virgool.io/@asra_achak/%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-zjbkxksdrleq</link>
                <description>حرفای زیادی رو تو دلم انبار میکنم یهو که منفجر میشم تند حرف میزنم، شاید بهم بگن عقده ای دیوانه،تند رو یا هرچی..درست تو زمان مجردیم هام فکرمیکردم زندگی مثل تو فیلم هاست همشون خوشی داره، مهربونی و لوس بازی و رقص های هندی دارن از وقتی ازدواج کردم تصوراتم بهم ریخته شاید یا من توقعات زیادی دارم از زندگی نمیدونم وقت گذاشتن چقدر یا اهمیت دادن و اولویت قرار دادن برای یک مرد قابل درکهوقتی میرم اینستا متن ها و کلیپ های عاشقانه میبنم خدایی حسودیم میشه میدونم همه خوشی هاشون میزارن ولی مگه توقعه زیادیه بخوام برای یک نفر مهم باشم دلم چیزای زیادی نمیخواست یک روز برای من وقت گذاشتن برای احساساتم که هنوز رویا های یک دختر ۲٠ ساله اس شاید این متن رو پاک کنم فقط برای اینکه گوشی پیدا نکردم برای شنیدن شون اینجا نوشتمدلم میخواد برم تو لاک خودم دورم حصار بکشم شاید آروم بشم ولی هیچ مردی بی احساس نیست اینکه به ادم اهمیت نمیده حتما اون نفر مهم نیست براش??</description>
                <category>asra_achak</category>
                <author>asra_achak</author>
                <pubDate>Fri, 22 Jul 2022 18:05:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیصد روز بعد...</title>
                <link>https://virgool.io/@asra_achak/%D8%B3%DB%8C%D8%B5%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-qla8foztrkrz</link>
                <description>تاحالا فکررکردی سیصد روز قبل چیکار میکردی؟درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند  مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند  ⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔پس برای سیصد روز بعد به همچین روزی اگه میخوای فکر کنی پس یک کار مهم برای خودت انجام بده حالا میگی منظورت چیه ?منظورم امروز اونقدر خوش بگذرون اونقدر به خودت برس اونقدر برای خودت احترام قائل شو و زندگی کن اگه اگه خواستی بعدا از امروز یاد کنی یادت باشه کهامروز حرص چیزی رو نخوردی...امروز برای خودت تلاش کردی و  هر روز بهتر از دیروز خودت بودی.امروز مثل دیروز تا لنگ ظهر خواب نبودی?امروز به سلامتیت به زیباییت به کار های اداری و خونه ات رسیدی همه چیزو همونجوری که میخوای سیصد روز بعد میخوای تصور کنی بساز دوست من☺️?من سیصد روز بعد حداقل یک هنر دارم که میتونم به خودم افتخار کنم که براش وقت گذاشتم و یاد گرفتم. تونستم آدم های اضافه زندگیمو حذف کنم و برای ادم های مهم زندگیم وقت گذاشتم و از کنار شون بودن لذت بردم❣️??من....یادت باشه همه از شکم مامانشون که به دنیا اومدن همه چیزو یاد نداشتن ???با تلاش و نا امید نشدن با کوشش با کار و علاقه و هدف میشه هرچیزیو یاد گرفت رفیق..نگو من استعدادی ندارم من نمی تونم اتفاقا تو میتونی تو خیلی با هوش و زییایی?♥تو بهترینی ? برای سیصد روز بعد میخوای چیکار کنی کامنت بزار بگو بهم.....  ?قسمت دوم....</description>
                <category>asra_achak</category>
                <author>asra_achak</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jun 2022 16:32:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک لبخند</title>
                <link>https://virgool.io/@asra_achak/%DB%8C%DA%A9-%D9%84%D8%A8%D8%AE%D9%86%D8%AF-qkeu3kruo08n</link>
                <description>همیشه که نباید همه بهمون توجه کنند.همیشه که نباید همه چی طبق میل و خواسته ها مون باشه اگه یک جاهایی کم میاریم، اگه نمی دونیم برای چی تو این دنیای به این بزرگی هستیم کمی ساده تر نگاه کنیم...همیشه از خودم میپرسم؛ چرا هستم! چرا باید لبخند بزنم/ چرا نباید غمگین باشم تو نسلی دارم زندگی میکنم که همه از شادی هاشون میگن از خنده ها و لذت هاشون برای بقیه میگن کمتر کسی یک هم صبحت برای حرف های دلش پیدا میکنه.اصلا توقع دارم که چطور بخندم وقتی به یک بچه کوچیک لبخند میزنم و بهم لبخند میزنه چقدر احساس خوبی دارم???و...میشه ساده شاد بود یکم به چیزای دور ور مون دقت کنیم، میتونم برای خودم جوک بگم تا حالا چند تا جوک خوب برای خودت گفتی؟ چند بار برای خودت هدیه گرفتی و خوشحال شدی؟ اطراف خودتو برای خودت تزئین کردی؟ اون غذایی که خودت دوست داری رو برای خودت درست کردی؟چند بار آهنگ گذاشتی برای خودت رقصیدی؟خیلی خودمون درگیر چیزای دیگه کردیم حالا میگی برو بابا حوصله داریا...همیشه به خودم قول دادم از فردا از شنبه یک روز جدید برای منه..و هر بار بی حوصله تر وقتمو با چیزای دیگه گذروندم نگو از فردا بزار از الان ?میشه یک لبخند بزنی ?? قسمت اول....</description>
                <category>asra_achak</category>
                <author>asra_achak</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jun 2022 23:44:59 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>