<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های باروت و ابریشم (لیلا عسگری)</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@asrin200600</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 11:47:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>باروت و ابریشم (لیلا عسگری)</title>
            <link>https://virgool.io/@asrin200600</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آثار تحریم اقتصادی؛ فاجعه در سفره ملت‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@asrin200600/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%AC%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%87-%D9%85%D9%84%D8%AA-%D9%87%D8%A7-emvhlkao5gyk</link>
                <description>باروت و ابریشم (۶)لیلا (مرضیه) عسگری وش*: تحریم کلید واژه‌ای که مدت‌هاست در هر کوی و برزن به گوش می‌رسد. مدافعانش دو دسته‌اند: یک آن‌هایی که وجودش را برکتی برای نمایش اقتدار و عزت ملی می‌دانند و دوم آن‌هایی که به امید تحریم‌ها و آثارش به انتظار تغییر در نظام حاکم نشسته‌اند. در این میان کودکان پروانه‌ای هستند که به‌دلیل پاره شدن سند برجام از دسترسی به پانسمان‌های شرکت سوئدی محروم شده و ۱۵ تن از هم‌دردانشان را در یکسال از دست داده‌اند.سیاست تحریمی پس از جنگ جهانی دوم درجهت سربه‌راه کردن کشور‌هایی که علاقه چندانی به همراهی با نظم جهانی نداشتند رونق یافت. بازار تحریم‌ها از اقتصاد تا ارتش و فرهنگ چنان داغ شده است که برآورد‌ها نشان می‌دهد که حداقل ۳۵ کشور جهان تحت فشار تحریم‌های بین‌المللی به سرکردگی ایالات متحده قرار دارند.اما سوال اساسی درجایی آغاز می‌شود که آیا تحریم‌ها می‌توانند رژیم‌های نامطلوب جهانی را سر به راه کنند؟ آیا تحریم‌ها جوامع این کشور‌ها را به مرز رفاه و توسعه می‌رسانند؟تحریم؛ گوشمالی یاغیان با فقیر کردن ملت‌ها!با اشغال کویت توسط صدام حسین در عراق نظم بین‌المللی برای متنبه کردن این متحد بازیگوش منطقه‌ای تحریم‌های سختی را بر اقتصاد عراق تحمیل کرد. مردم عراق در فاصله سال‌های ۱۹۹۰ میلادی تا ۱۹۹۷ برای دریافت قوت روزانه خود به کمک‌های دولت وقت متوسل شدند و با حاد شدن گرسنگی عراقی‌ها، سازمان ملل متحد تصمیم به مبادله غذا با نفت عراق گرفت. رژیم صدام از هم فروپاشید و نمایندگان دموکراسی برای ساختن برج بلند آزادی‌های سیاسی و اجتماعی پا به عرصه اقتصاد عراق نهادند و درنتیجه یکی از اصلی‌ترین کانون‌های طلای سیاه سال‌هاست که نیازمند تامین برق خود از طریق واردات است.تا پیش از سال‌های اخیر عراق مثالی بی‌مانند برای شرح تحریم‌های همه‌جانبه در جهان بود، اما حالا با گذشت حدود ۴۰ سال از شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی ایران و با روند تکامل انواع تحریم‌ها، ایران رتبه نخست تحریم‌های جهانی را به خود اختصاص داده است.ایران فقط در فاصله سه‌سال یعنی از سال ۲۰۱۸ تاکنون با کاهش ۶۲ درصدی ارزش پول ملی خود مواجه شده است. تحریم‌ها منجر به کاهش شدید صادرات و کسری تراز بازرگانی، افزایش نقدینگی و رشد تورم شد و نرخ ارز را به رقم بی‌سابقه‌ای رسانید. درحال حاضر تورم در هراس‌انگیزترین نقطه خود ایستاده است و فقر و کاهش توان خرید مردم، بیم‌ها و ترس‌های زیادی را به اقشار مختلف جامعه وارد کرده است.در دوران امضای برجام، بیش از ۸۰ میلیارد دلار تسهیلات مالی از سوی کشور‌های مختلف ازجمله ژاپن، کره، چین، آلمان، اتریش، ایتالیا و روسیه فراهم شد و در صورت نبود تحریم، می‌توانست استمرار یابد. اما درحال حاضر بخش زیادی از پول‌های ایران بلوکه شده است و حتی ایران امکان پرداخت بدهی‌های خود را به شرکای تجاری‌اش ندارد. درصورتیکه با لغو تحریم‌ها می‌تواند به بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار ذخیره ارزی خود دسترسی پیدا کند.تحریم‌های همه جانبه آمریکا و متحدانش و شورای امنیت سازمان ملل به‌گونه‌ای دست ایران را از اقتصاد جهانی کوتاه کرده است که سفیر سابق فرانسه در واشنگتن در سخنانی گفته بود «بانک‌ها انقدر از تحریم‌ها وحشت دارند که نمی‌خواهند هیچ ارتباطی با ایران داشته باشند.»تحریم‌ها با کمک و همکاری بیماری همه‌گیر کرونا بیش از ۷۹ میلیارد دلار از واردات ایران را در سال‌های ۱۳۹۹-۱۳۹۷ کاسته و درنتیجه در سال منتهی به ۲۰۲۱ میلادی با کسری تجاری حدود ۵.۵ میلیارد دلار مواجه شده است.گرچه آمریکا گفته است که اقلام دارویی شامل تحریم‌ها نیستند، اما در دوران همه‌گیری شاهد بودیم که چگونه مسدود شدن راه‌های مبادله با شرکت‌های خارجی موجب فرسودگی تجهیزات پزشکی و سپس کمبود دارو‌های خاص و حتی درحال حاضر داروی ساده‌ای، چون استامینوفن کدوئین شده است.مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری در یادداشتی گفته است «طبق گزارش نهاد‌های بین‌المللی مانند دیده‌بان حقوق بشر سازمان ملل در سال ۲۰۱۹، به دلیل هراس بسیاری از بانک‌های جهانی از تحریم‌های ایالات‌متحده، ایران با مشکل تأمین دارو، روبه‌رو است و کمبود دارو در ایران و به دنبال اعمال تحریم‌های آمریکا علیه این کشور به‌تدریج گریبان گیر بیماران مختلف در ایران شده است.»طبل توخالی مدافعان حقوق بشربرخلاف باور عموم واقعیت‌های تاریخی نشان می‌دهند که بریتانیا و آمریکا و پس از آن کشورهایی، چون آلمان، ژاپن و کشور‌های اسکاندیناوی برای ارتقای سطح توسعه خود به حمایت‌های عظیم دولتی مانند برقراری تعرفه‌ها و قواعد سخت تجاری پرداخته‌اند. در راستای حمایت‌های دولتی آمریکا از شرکت‌های خصوصی و بازرگانی خود در بحران ۲۰۰۸، این کشور بانک‌های خارجی زیادی را به پرداخت جریمه به‌دلیل نقض قوانین و پولشویی وادار کرد. اما پس از آنکه جریمه بین‌المللی به نام تحریم و در راستای منافع حقوق بشری مسیر خود را در سیاست ایالات متحده پیدا کرد حالا تحریم‌ها می‌تواند نقش حمایتگری دولتی را بازی کند.به طور مثال سال ۲۰۱۸ مدیر مالی و دختر موسس شرکت هواووی به اتهام نقض تحریم‌های علیه ایران در کانادا بازداشت شدند. در سال ۲۰۱۹ آمریکا، متحدانش را برای تحریم استفاده از هووای مجاب کرد. شبکه گسترده ارتباطات هووای و فاصله زیاد آن با رقبای آمریکاییش، هژمونی جهان را به سرشاخ شدن با رقیب چینی مدعی‌اش وا داشت. این بدان معناست که تحریم توانست رقیب آمریکا را بدون نیاز به ارائه الگویی بهتر از ریل خارج کند.از دیگر میوه‌های بهشتی تحریم، طبق برآورد‌ها آمده است که باتوجه به مقررات تعیین شده وزارت خزانه‌داری آمریکا برای تجارت شرکت‌ها میزان پرداخت جریمه‌های نقض تحریم‌ها فقط حدود ۳ درصد بوده علی‌رغم اینکه این میزان برای شرکت‌های اروپایی ۸۲ درصد بوده است.با شرحی که رفت خوان نعمت تحریم برای مردم کشور‌های ایران و عراق گسترانیده نشده است بلکه سود‌های سرشاری را به جیب دولتمردان و نهاد‌های غیررسمی اقتصاد جهانی سرازیر کرده و در این میان می‌توان گفت هردو طیف مدافع تحریم ریزه‌خوار این سفره هستند.این یادداشت در تاریخ ۲۲ آذرماه ۱۴۰۰ در رسانه دیدارنیوز منتشر شده است. </description>
                <category>باروت و ابریشم (لیلا عسگری)</category>
                <author>باروت و ابریشم (لیلا عسگری)</author>
                <pubDate>Wed, 15 Dec 2021 10:20:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوپ (۲۶)؛ زغالِ کشور‌های توسعه یافته روسیاه است</title>
                <link>https://virgool.io/@asrin200600/%DA%A9%D9%88%D9%BE-%DB%B2%DB%B6-%D8%B2%D8%BA%D8%A7%D9%84%D9%90-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-zqwok7yg0psf</link>
                <description>باروت و ابریشم (۵) لیلا (مرضیه) عسگری وش*: زمین در سال‌های اخیر شاهد خشکسالی‌های شدید، طغیان یکباره رود‌ها و اقیانوس‌ها و سوختن جنگل‌هایش است. بسیاری از فعالان محیط‌زیستی سال‌هاست از خطر گرم شدن زمین و از دست رفتن سرزمین‌ها برای آیندگان سخن می‌گویند. خیابان‌های اروپا اخیرا مملو از افرادی با پلاکارد‌هایی با مضمون زمین را نجات دهید است. حتی نگرانی زمین به کودکان نیز سرایت کرده است تا با نطق‌های آتشین انگشت اشاره به سمت سیاستمداران دراز کنند.در آن سوی صحنه بیش از دو دهه است که کشور‌های جهان با هدف نجات زمین، هرساله دور میزی جمع می‌شوند و برای آیندگان و آب و هوای پیش‌رویشان ابراز نگرانی می‌کنند. کنفرانس مشترک کشور‌های جهان در زمینه‌ی تغییرات آب و هوایی که سال گذشته به دلیل همه‌گیری کرونا برگزار نشده بود حالا امسال دو روز بیش از موعد مقرر پرونده گرمایش جهان را در تاریخ ۲۳ آبان ماه (۱۴ نوامبر ۲۰۲۱) بست.از نتایج چندین ساله این کنفرانس‌ها اینکه ۱۲ سال پیش کشور‌های ثروتمند جهان در جهت حل پیامد‌های حاصل از فعالیت‌های تخریب‌زای خود در مناطق توسعه‌نیافته جهان قول کمکی به مبلغ ۱۰۰ میلیارد دلار دادند. درحال حاضر نه‌تن‌ها این مبلغ کاملا پرداخت نشده است بلکه مردم کشور‌های کم‌درآمد جهان با انواع آلودگی‌ها و گرفتاری در بلایای طبیعی دست و پنجه نرم می‌کنند.حالا در سال ۲۰۲۱ نتایج حاصل از تعهد جدید، کاهش استفاده از زغال سنگ و تلاش برای کاهش گرمای زمین است که قرار است در کنفرانس سال آینده در مصر دوباره بررسی شود!کوپ ۲۶ درحالی پایان یافت که بسیاری از فعالان محیط‌زیستی و برخی از رهبران کشور‌های توسعه‌نیافته زمین بازی را شکست خورده ترک کرده‌اند. حذف زغال سنگ بزرگترین تعهدی که امید به انجام آن بود از «حذف» به «کاهش» رسید تا بسیاری از کشور‌های بزرگ جهان با دل‌هایی شاد و ظاهری غمناک به خانه بازگردند.پشت پرده توافقات جهانی قدرت‌هادرمیان خبر‌ها نام هند به عنوان برهم‌زننده توافق «حذف زغال سنگ» بار‌ها و بار‌ها تکرار شده است. هند یکی از بزرگترین مصرف‌کنندگان زغال سنگ برای تامین نیروی برق خود است و با این وجود در حال حاضر نیز با بحران تامین برق مواجه است. اما آیا ۲۰۰ کشور جهان با فشار هند از توافق حذف سوخت زغال سنگ دست کشیده‌اند؟چین به‌عنوان بزرگترین مصرف‌کننده زغال سنگ تا سال گذشته و پیش از برهم خوردن روابطش با کانبرا بزرگترین واردکننده زغال سنگ از استرالیا بود. چیزی نزدیک به ۳۸درصد واردات این ماده سیاه از استرالیا به چین سراریز می‌شد تا روشنی‌بخش شهر‌های عظیم این کشور و سوخت اقتصادی باشد که حالا در حال مبدل شدن به بزرگترین اقتصاد جهان است.با اعمال محدودیت‌های پکن بر واردات زغال سنگ از استرالیا بعد از تنش سیاسی بین دو کشور، استرالیا برخلاف انتظار چین دچار بحران نشد. زیرا حالا این کشور به بزرگترین صادرکننده زغال سنگ به هند، کره جنوبی و برخی کشور‌های نزدیک به خود شده است.از طرفی چین حدود ۵۷ درصد منبع زغال سنگ خود را از اندونزی دریافت می‌کند که طبق گزارش‌ها حتی از نقطه اوج تولیدات این کشور فراتر است و بخش دیگر را از روسیه و آمریکا که از دیگر تامین‌کنندگان اصلی این ماده هستند تامین می‌کنند.در کنار این غول‌های اقتصادی، هفته گذشته ژاپن دیگر غول جهان صنعتی که سومین واردکننده بزرگ سوخت‌های فسیلی است نیز از پیوستن به اتحاد کشور‌هایی که موافق حذف زغال سنگ بودند، خودداری کرد.رو سیاهی به زغال کشورهای توسعه یافته ماند!مهم است که به برای درک این تحولات بدانیم که با دو نوع مناسبات مواجه هستیم: کشور‌های توسعه‌یافته که برای افزایش تولیدات و سود خود هنوز نیازمند خرید و فروش منابع سوخت فسیلی و زغال‌سنگ هستند و کشور‌هایی که درمیان این ریخت‌وپاش‌های جهانی از خرده نان‌های پاشیده شده اقتصاد آن بهره‌ای می‌برند. برخی از آن‌ها نیز برای نگه‌داشتن اقتصاد تک‌محصولی خود چاره دیگری جز فروش منابع طبیعی خود ندارند.کشور‌های توسعه‌نیافته ناچارند میان از بین رفتن اقلیم خود و پیامد‌های ناگوار گرمایش زمین که در ابتدا هم از کشور‌های صنعتی به آن‌ها تحمیل شد و نیاز به فروش منابع خود یکی را انتخاب کنند و همچنین انگشت اتهام بی‌توجهی به زمین را به خود بپذیرند.در این هیچ تردیدی وجود ندارد که کشور‌های توسعه یافته و صنعتی مسئول اول گرمایش زمین و بر هم خوردن فاجعه‌بار تعادل آب و هوایی در کره زمین هستند. کشور‌هایی که باید مسئولیت این وضعیت را هم قبول کنند به جای آن که از مسئله گرمایش زمین موضوعی برای تسویه حساب‌های سیاسی بسازند یا در رقابت جنون آمیزی که با یکدیگر دارند مدام یکدیگر را متهم کنند یا از کشور‌های فقیر بخواهند که از درآمد‌های اندک خود چشم‌پوشی کنند.از طرفی با وجود تکنولوژی‌های جدید برای حذف کربن دی‌اکسید و نیروی‌های جایگزین سوختی دیگر کشور‌های قدرتمند جهان حاضر به گذشتن از بخشی از سود خود نیستند حتی اگر ژست نگران و حل‌کننده مشکلات را با خود حمل کنند.حالا که کوپ ۲۶ پایان یافته است با یک جستجوی ساده فقط می‌توان دریافت که میان این مناسبات تو در تو که به سکوت از آن گذر می‌شود رو سیاهی تغییرات آب‌و هوایی این کره خاکی به کدام زغال مانده است.این یادداشت در رسانه دیدار نیوز به تاریخ ۲۵ آبان ماه ۱۴۰۰ منتشر شده است. </description>
                <category>باروت و ابریشم (لیلا عسگری)</category>
                <author>باروت و ابریشم (لیلا عسگری)</author>
                <pubDate>Sun, 21 Nov 2021 10:31:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کودتا در سودان؛ دست‌های دراز آمریکا و اسرائیل!</title>
                <link>https://virgool.io/@asrin200600/%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84-ra2ikcwqyp8l</link>
                <description>باروت و ابریشم (۴) لیلا (مرضیه) عسگری‌وش*:  درمیان خبر‌های هفته گذشته اخیر گهگاه خبر‌هایی از یک کودتا به چشم می‌خورد. در ابتدا شنیدن نام کودتا شاید مخاطبان را برای دنبال کردن خبر وسوسه کند. اما با شنیدن نام سودان به راحتی می‌شود از کنار این خبر گذشت. سودان کشوری در شمال شرقی آفریقا، با جمعیتی حدود ۴۳ میلیون نفر که ۴۷ درصد آن زیر خط فقر زندگی می‌کنند. نماد توسعه‌نیافتگی، فساد و فلاکت در قاره آفریقا.خبر کودتا در چنین کشوری برای کمتر کسی قابل اعتنا است. به همین دلیل است که خبر کودتا در سودان خیلی زود در میان اخبار خبرگزاری‌های جهان گم شد و در این شرایط طبیعی است که نام سودان و مبارزه مردمان آن در هفته گذشته برای بازپس‌گیری قدرت سیاسی از دست نظامیان، جای دیگری دیده نشود.شمار کشته‌شدگان اعتراضات به کودتا روز دوشنبه گذشته به یازده نفر رسیده است و اخبار نگران کننده‌ای از این کشور به گوش می‌رسد. شاید شنیدن کودتا، جنگ داخلی و حمله نظامی به کشوری در قلب آفریقا برای ما یک خبر آشنا باشد و شاید فکر کنیم خب همین است، آن‌جا آفریقاست!رد پای آمریکا و اسرائیل در کوچه‌های خارطوم«عبدالفتاح البرهان» فرمانده ارتش سودان و رئیس شورای حاکمیتی انتقالی این کشور علیه «عبدالله حمدوک» نخست‌وزیر این کشور کودتا کرد. این نظام سودانی یک روز قبل از این کودتا با «جفری فلتمن» نماینده ویژه آمریکا در شاخ آفریقا جلسه‌ای داشت. وی تاکید می‌کند در این جلسه حرفی از کودتای نظامی احتمالی علیه دولت انتقالی رد و بدل نشده است!یک گام عقب‌تر، سال گذشته بنیامین نتانیاهو البرهان را در جلسه‌ای در اوگاندا ملاقات می‌کند. آن‌ها دست همکاری برای نزدیک‌سازی روابط خارطوم و تل آویو فشار می‌دهند.یک گام به جلو، ترامپ در ازای تقویت روابط سودان و اسرائیل، سودان را از لیست حامی تروریسم خارج می‌کند.این ملاقات‌ها و نزدیکی روزافزون نظامیان سودانی با آمریکا و اسرائیل گرچه با خشنودی فرمانده ارتش سودان همراه بوده است، اما جامعه مدنی و دولت قانونی سودان را بسیار رنجانده است. زیرا سودان در چندسال اخیر بار‌ها اعلام کرده است هنوز قصد عادی‌سازی روابط خود را با اسرائیل ندارد.جدال بر سر دریاها، این بار دریای سرخدریای سرخ یکی از راه‌های اصلی برای تجارت کالا میان اروپا و آسیا و آفریقاست. در سال‌های گذشته پایگاه‌های نظامی زیادی در این منطقه سربرآورده‌اند از امارات گرفته تا روسیه و چین و آمریکا و اسرائیل. اینجا یکی از محل‌های تلاقی قدرت‌های جهانی است که آثار برخورد آن‌ها را می‌توان در درآمد سالانه سرانه ملی ۳۲۰ دلاری در سودان دید!هیچ! حاصل هیچ؛ برای کشوری سرشار از نفت، طلا، معادن و قدرت تولید یک میلیارد و ۸۱۵ میلیون کیلووات انرژی الکتریکی سالانه در منطقه.سودان برای کشور‌های جهانی شاید بی اهمیت به نظر برسد، اما حتی درحال حاضر بخش بزرگی از واردات کالای خود را از اروپا دریافت می‌کند، زیر بار بدهی ۶۰ میلیارد دلاری از آمریکا است و می‌تواند راه دسترسی آسانی به دریای سرخ باشد. دریایی که مسیری برای سالانه ۷۰۰ میلیارد دلار جابه‌جایی مالی است.درخلال مبارزه مردم سودان برای بازپس‌گیری قدرت از نظامیان، اما آنچه که مهم است حفظ افرادی است که تامین‌کننده منافع نظام جهانی هستند. یکی دیگر از جدال‌های واشنگتن و مسکو نیز در همین دریا و در همین کشور اتفاق افتاده است. روسیه در سال‌های اخیر و در دوره دولت انتقالی سودان بار‌ها سعی کرده است تا موافقت خارطوم را برای ایجاد پایگاه تدارکات و پشتیبانی در ساحل سودان و منافع راهبردی خود در دریای سرخ حمایت جلب کند.بیانیه وزارت انرژی آمریکا در سال ۲۰۱۹ می‌گوید ۲۴ درصد از صادرات نفت روسیه به سوی کانال سوئز راهی می‌شوند. درنتیجه اقدام روسیه برای ایجاد پایگاه در این منطقه با طرح‌های این کشور و راهبرد آن در داخل آفریقا در ارتباط است و این پایگاه می‌تواند گذرگاهی برای ورود روسیه به اقیانوس هند ایجاد کند که از اهمیت استراتژیک برخوردار است. آمریکا برای پیشبرد هدف خود یعنی تضعیف روسیه و چین نیازمند دولتی در سودان است که بتواند به‌خوبی از عهده این کار برآید و این یعنی البرهان و تیم او که بار‌ها خلوص نیت خود را برای معامله با آن‌ها در سال‌های اخیر نشان داده‌اند.جنگ آب و کودتا در سودانبحران آب یکی از بحران‌های اساسی در خاورمیانه و آفریقا به علت وضعیت آب و هوایی بوده است. این بحران در سال‌ها اخیر تشدید نیز شده است. اسرائیل از زمان اعلام موجودیت خود و چه بسا پیشتر در دوران طرح‌ریزی طرح صهیونیزم نگرانی خود را از بی‌آبی در آینده ابراز کرده است. درمیان راه‌های موجود برای انتقال آب مانند دجله و فرات، اردن و لیطانی، آب‌های رود نیل نیز همیشه از جذابیت خاصی برای این کشور برخوردار بوده است.نزاع بر سر سد «رنسانس» یا «النهضه» میان اتیوپی، مصر و سودان سال‌هاست که بر سر زبان‌هاست. جوامع بین‌المللی نیز بار‌ها برای حل این بحران پادرمیانی کرده‌اند. اتیوپی با حمایت اسرائیل درصدد استفاده از این سد برای تقویت کشور خود و استفاده از ظرفیت‌های آبی برای تجارت و تولید است. اما در این میان مصر که ۹۵ درصد منابع آبی خود را از رود نیل دریافت می‌کند با آبگیری این سد مخالف است. سودان در این میان گرچه نه سود زیادی نصیبش می‌شود و نه زیان جدی، اما به دلیل مخالفت افکار عمومی با سیاست عادی‌سازی روابط با اسرائیل و دادن امتیاز به این کشور درکنار مصر ایستاده است.روی کار آمدن دولتی که به‌دنبال عادی‌سازی رابطه با اسرائیل باشد یعنی دسترسی بیشتر اسرائیل به منابع آبی و مالی سودان و تقویت موضع خود در این منطقه پرحاشیه و دردسرساز.شاید از این رو شاهد آن هستیم که باراک روید روزنامه‌نگار اسرائیلی پس از کودتا توییت می‌کند: این سوال بزرگ مطرح است که مقامات اسائیلی چقدر درباره اتفاق پیش آمده خبر داشته‌اند!در پایان سده بیستم و آغاز سده بیست و یکم میلادی به نظر می‌رسید که دوران حمایت آمریکا از رژیم‌های کودتاچی به سر آمده است. روزگار، اما دوباره عوض شده است. این بار نه تنها دست آمریکا را می‌توان در پشت کودتا در سودان دید که حالا دست‌های دراز اسرائیل هم به جمع کودتاگران اضافه شده است! صلح ابراهیم فعلا برای مردم سودان یک کودتا به ارمغان آورده است.این یادداشت در رسانه دیدارنیوز به تاریخ ۱۰ آبان ماه ۱۴۰۰ منتشر شده است.</description>
                <category>باروت و ابریشم (لیلا عسگری)</category>
                <author>باروت و ابریشم (لیلا عسگری)</author>
                <pubDate>Mon, 08 Nov 2021 10:17:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رویارویی ایران با آذربایجان و ترکیه؛ رقابت بر سر راه‌ها!</title>
                <link>https://virgool.io/@asrin200600/%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7-dciqx6uvkixm</link>
                <description>باروت و ابریشم (۳)مرضیه (لیلا) عسگری‌وش*: داستان از بازداشت رانندگان کامیون‌های ایرانی در مرز آذربایجان به علت نپرداختن مالیات شروع می‌شود. این آغازی است برای بالا گرفتن اختلاف دو کشور ایران و آذربایجان که حدود دو قرن پیش پاره تن یکدیگر بودند. اما آیا ماجرا به همین‌جا ختم می‌شود؟در چند هفته اخیر اختلاف ایران و جمهوری آذربایجان در صدر اخبار روزانه داخلی و خارجی دیده می‌شود. حتی می‌توان با نگاهی کوتاه به فضای مجازی نیز رجزخوانی‌های کاربرانی از هر دو کشور را مشاهده کرد. پس از جنگ سال گذشته میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان ایران گرچه تلاش می‌کرد خود را بی‌طرف نشان دهد، اما درنهایت مردمان آذربایجان را که ریشه در خاکش را داشتند را انتخاب کرد. حالا پس از گذشت یک‌سال ورق برگشته است. از برگزاری مانور نظامی تا هشدار‌های پی در پی. تنش بالا گرفته است!انتخاب میان دو رفیق منطقه‌ایجنگ میان دو ملت ارمنستان و آذربایجان برای دولت مرکزی ایران دو نتیجه متناقض را رقم زده است. از دلخوری ارمنستان که سال‌ها بخش بزرگی از مراودات تجاری را با ایران داشته است تا روی برگرداندن جمهوری آذربایجان از ایران و نشان دادن چراغ سبز به متحدانی دیگر، چون ترکیه و اسرائیل.در طول سال‌های اخیر ایران و ارمنستان مرادوات اقتصادی چشمگیری با یکدیگر برقرار کرده‌اند. از تاسیس منطقه آزاد مغری در مرز ایران و ارمنستان در سال ۲۰۱۷ که می‌تواند راه‌گشای یک مبادله سودآور برای هردو کشور باشد تا میزان واردات و صادرات دو کشور از یکدیگر.ارمنستان با عضویت در اتحادیه اقتصادی اوراسیا و امکان صادرات با تعرفه‌ای نزدیک به صفر می‌تواند شریک تجاری خوبی برای ایران در دوران تحریم و فشار اقتصادی باشد. در دوران امضای برجام در سال ۲۰۱۸، میزان واردات ارمنستان از ایران در سال ۲۰۱۶ از ۱۶۴ میلیون دلار به ۲۶۹ میلیون دلار رسید. همچنین طرح کریدور حمل‌و نقل چندمنظوره بین‌المللی «خلیج فارس- دریای سیاه» که توافقی است برای برای ساختن مسیری که ایران را از طریق ارمنستان و گرجستان به دریای سیاه متصل می‌کند و حتی طرح «یک کمربند- یک جاده» چین نیز که می‌تواند آن را تقویت کند؛ برای ایران می‌تواند بسیار حیاتی باشد. گرچه این روابط همچنان ادامه دارد و سخن از توافقات جدیدی نیز وجود دارد، اما پیام‌های دو کشور با سردی و ابهام مواجه است.آذربایجان نیز با پیشینه متصل به ایران و حتی مبادلات تجاری مانند واردات ۳۰۰ میلیون دلاری از ایران در سال ۲۰۲۰، اما حالا سرناسازگاری با ایران دارد. گرچه در طول این سال‌ها به دلایل همکاری‌های احتمالی دولت آذربایجان با اسرائیل بر سر خرابکاری‌های هسته‌ای بار‌ها از سمت ایران گله‌هایی شده است، اما ایران همیشه سعی در عادی نگه داشتن این رابطه داشته است.حالا با تنش اخیر میان دو کشور دولت مرکزی در ایران بر سر دوراهی مانده است.ترکیه در قفقاز جنوبی چه می‌خواهد؟در طول منازعات جدید ایران و آذربایجان نام کشور ترکیه به کرات به چشم می‌خورد. از مانور نظامی مشترک باکو و آنکارا تا نقشه‌های ترانزیتی جدید برای اتصال کشور‌های ترک زبان منطقه به یکدیگر. دالان زنگه‌زو حالا یکی از نام‌هایی است که در کانون این منازعه قرر گرفته است. قرار است ترکیه و آذربایجان با همکاری یکدیگر مسیری را برای تجارت میان خود باز کنند که از خاک ارمنستان عبور می‌کند و کشور‌های ترک زبانی، چون آذربایجان، قرقیزستان، ازبکستان، قزاقزستان و در راس آن‌ها ترکیه را به یکدیگر و سپس به اروپا متصل می‌کند. این مسیر تازه قرار است ایران را دور بزند.ارمنستان تحت فشار ترکیه و آذربایجان حالا باید دست به انتخاب بزند. یا تشدید منازعه بین‌المللی با دو کشور متحد که از حمایت نیروی سوم دیگری، چون اسرائیل نیز برخوردار است یا انتخاب ایران و ایستادن در مسیر اتصال دو کشور ترک زبان.بلوک‌بندی‌های جدیدبا اتفاقات اخیر می‌توان گفت صحنه دخالت‌ها و مبادلات بین‌المللی درحال تغییر است. با خروج آمریکا از افغانستان و تحولات اخیر آن، قدرت‌گیری هرچه بیشتر چین و طرح بزرگ جاده ابریشم جدید، انتقال منازعه دو قدرت چین و آمریکا به اقیانوس آرام حالا شاهد قدرت‌بندی‌های دیگر در مرز‌های کشور‌های هم‌جوار نیز هستیم.با طرح‌های جدید ترانزیتی مسیر مبادلات می‌تواند به عرصه منازعات جدید منطقه‌ای تبدیل شود از زیاده‌خواهی ترکیه برای جناح‌بندی زبانی در منطقه و سودای عثمانی جدید تا انزوای هرچه بیشتر ایران با فشار‌های برجامی و هسته‌ای. در این میان انتخاب متحدانی قدرتمند برای تشکیل بلوکی جدید و جلوگیری از انزوای تحمیلی نیازمند بازیگرانی زیرک دارد.درنهایت اینکه آیا منازعه اخیر دو کشور ایران و آذربایجان که پیشینه عمیق تاریخی با یکدیگر دارند در نهایت یک لفاظی تند و هشداردهنده است و یا تغییر جدی در چینش مهره‌های استراتژیک در شطرنج منطقه‌ای امری است که هنوز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.این یادداشت در رسانه دیدارنیوز به تاریخ ۱۹ مهرماه ۱۴۰۰ منتشر شده است.</description>
                <category>باروت و ابریشم (لیلا عسگری)</category>
                <author>باروت و ابریشم (لیلا عسگری)</author>
                <pubDate>Mon, 11 Oct 2021 16:56:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روابط استرالیا و چین؛ رقابت و رفاقت در پهنه اقیانوس آرام!</title>
                <link>https://virgool.io/@asrin200600/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7-%D9%88-%DA%86%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%D9%88-%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%82%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%87%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85-yxxy3j99yhte</link>
                <description>باروت و ابریشم (2)مرضیه (لیلا) عسگری‌وش: با کشف راه‌های دریایی در چند قرن اخیر کشور‌های غربی توانستند قدرت تجاری و نظامی خود را به‌گونه‌ای رشد دهند که قدرت‌های شرقی آن دوره که در شکوه و جلال امپراطوری‌های بزرگ خود به‌سر می‌بردند به یکباره از پا درآیند. یکی از این مسیر‌های دریایی اقیانوس آرام است. جایی که در چندسال اخیر محل رقابت قدرت‌های جهان شده است و برای مردمانش ناامنی، آلودگی و نزاع‌های خارجی به ارمغان آورده است. در این میان هیچ قدرتی به وضعیت مردمان بومی این منطقه نه می‌اندیشد و نه اهمیتی می‌دهد.هفته گذشته خبری مبنی بر لغو قرارداد ۶۶ میلیارد دلاری زیردریایی‌های فرانسه با استرالیا موجب حاشیه‌های بسیاری در روابط جهانی شد. استرالیا برای تقویت تکنولوژی و اتمی کردن زیردریایی‌های خود پای میز قرارداد جدید با دو قدرت ایالات متحده و بریتانیا نشست. نشستی که موجب شد فرانسه، آمریکا و اتحادیه اروپا را به خیانت متهم کند و از خنجر از پشت و بی‌حرمتی سخن راند. از سویی دیگر زیردریایی‌های اتمی جدید، استرالیا را که تا به امروز درمیان قدرت‌های اقتصادی جهانی خود را مخالف قدرت هسته‌ای نشان داده بود در میان چشم بسیاری از تحلیل‌گران و مردم جهان شوک‌برانگیز جلوه کرد.فرانسه با از دست دادن این قرارداد نه تنها متحمل خسارت سنگینی شد بلکه حالا درمیان متحدانش احساس تنهایی و انزوا می‌کند. متحدانی که زیرچشمی وقایع اخیر را دنبال می‌کنند، اما جز چند جمله کوتاه و پندآمیز سکوت را بر هر موضع‌گیری جدی ترجیح داده‌اند.استرالیا در اقیانوس آرام چه می‌خواهد؟عطش اتمی استرالیا حالا حتی نزدیک‌ترین رفیق جهانی‌اش یعنی نیوزلند را نیز نگران کرده است. به‌طوریکه  مقامات نیوزلند در مصاحبه‌های اخیرشان تلویحا به عدم علاقه این کشور به برنامه‌های گسترش اتمی در منطقه اقیانوس هند و آرام اشاره کرده‌اند. قرارداد اوکوس که نام دیگر این اتحاد سه‌گانه (آمریکا، استرالیا و انگلیس) که یک طرفش دو هژمونی قدیم و جدید جهانی است و طرف دیگرش مستعمره پیشین، قرار است برای آمریکا ۱۲۸ میلیارد دلار آورده بیاورد. اما آورده آن برای استرالیا هنوز هم جای سوال دارد.با اعلام این اتحاد جنجالی بسیاری از نگاه‌ها به سمت قدرت جدید، اما تنهای جهانی یعنی چین معطوف شد. قدرت جدیدی که مدت‌هاست پا در کفش آمریکا کرده است. حضور اقتصادی و نظامی چین در اقیانوس آرام و رشد اقتصادی چشمگیرش در مدت همه‌گیری کرونا دوباره تن بسیاری از متحدان غربی را لرزانده است. به‌طوریکه چین پس از اعلام این اتحاد سه‌گانه در سخنی گفت که باید از ایجاد یک جنگ سرد خودداری کنید. اما آیا این اتحاد نماد ایجاد یک جنگ سرد قرن بیستمی است؟رابطه استرالیا و چین؛ از دانشجو تا شرابدر سال‌های گذشته یکی از بزرگترین تجارت‌های جهانی میان دو کشور چین و استرالیا در جریان بوده است. تجارتی که از رد و بدل کردن دانشجو و تحقیقات علمی تا تامین بسیاری کالا‌های اساسی را در برگرفته است. پیش از همه گیری کرونا خبر خروج تعداد زیادی از دانشجویان چینی از استرالیا که تامین‌کننده بزرگ بودجه دانشگاه‌های این کشور بود خبرساز شد.برخی از دانشگاه‌های بزرگ استرالیا اعلام کردند بودجه آن‌ها درنتیجه این اقدام به صفر میل کرده است. در سال ۲۰۱۸ استرالیا از ۵G شدن اینترنت هوواوی جلوگیری کرد که موجب خشم چین شد. همچنین با شروع همه‌گیری استرالیا جز اولین کشور‌هایی قرار گرفت که خواهان تحقیق از آزمایشگاه‌های چین برای یافتن سرمنشا ویروس کرونا شد. این امر نیز دومین عاملی بود که روابط میان چین و استرالیا را به سردی کشانید.شاید بتوان گفت چین در اقدامی تلافی‌جویانه به‌یکباره اعلام کرد که واردات برخی کالاها، چون شراب، شکر، زغال‌سنگ و ... از استرالیا را کاهش خواهد داد. نهاد‌های اقتصادی چین از یک آسیب جدی به صنعت شراب این کشور به دلیل شراب‌های استرالیایی گفتند و درنتیجه چین تعرفه‌ای میان ۱۰۷ تا ۲۱۲ درصدی بر شراب وارداتی از استرالیا بست و اقتصاد استرالیا را در شوک فرو برد.درنتیجه این فراز و فرود اقتصادی، خزانه‌داری استرالیا اخیرا اعلام کرده است که ما باید روابط اقتصادی خود را متنوع‌تر کنیم و از گذاشتن همه تخم‌مرغ‌هایمان درون سبد کشور چین خودداری کنیم.با این اوصاف نبرد اتمی استرالیا در اقیانوس آرام نمی‌تواند بی‌ارتباط با شکرآب شدن تجارت آن با چین باشد.قدم‌های کج‌دار و مریزجو بایدن رئیس‌جمهور آمریکا اخیرا در سخنانی اعلام کرد که ما برای مقابله با قدرت گرفتن چین در جهان نیازمند تقویت روابط خود با متحدانمان هستیم نه همانند رئیس‌جمهور پیشین که در برابر پکن عقب‌نشینی را ترجیح داده بود.از این‌رو، برای استرالیا تجارت با چین گرچه می‌تواند بسیار سودآور باشد، اما شاید یافتن توان اتمی در کنار داشتن رشدیافته‌ترین اقتصاد سرمایه‌داری بتواند به معامله‌ای پرسودتر تبدیل شود. گرچه در چند ماه گذشته استرالیا و چین بیشترین مراوده را با یکدیگر داشته‌اند. به‌طوری‌که ۵۵.۵ میلیارد دلار مازاد تجاری استرالیا حاصل این ارتباط عجیب با چین است. حتی خبر‌هایی به گوش می‌رسد که تبادل دانشجویان چینی با استرالیا قرار است از سر گرفته شود.با این حال گویا استرالیا در ازای کمک به متحد قدیمی‌اش و هژمونی فعلی جهان از تجارت پرسود با مشتری سرسختش تاحدودی چشم‌پوشی کرده است. تقویت توان دریایی و اتمی می‌تواند استرالیا را به یک متحد قوی برای دو قدرت آمریکا و بریتانیا تبدیل کند و شاید از راه آن سود بیشتری در پی پروژه‌های اقتصادی آتی نصیبش شود. حالا هنوز هم جای سوال است که استرالیا مهر پایان بر صفحه تجارت خود را با چین زده است و یا به‌دنبال ایجاد فرصت‌های جدید در کنار دو قدرت غربی و شرقی برای منافع خود است.این یادداشت در رسانه دیدارنیوز به تاریخ ۵ مهرماه ۱۴۰۰ منتشر شده است.</description>
                <category>باروت و ابریشم (لیلا عسگری)</category>
                <author>باروت و ابریشم (لیلا عسگری)</author>
                <pubDate>Tue, 28 Sep 2021 09:53:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اقتصاد سیاسی طالبان؛ نگهبانان متعصب راه‌ها و گنج‌ها!</title>
                <link>https://virgool.io/@asrin200600/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AA%D8%B9%D8%B5%D8%A8-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%DA%AF%D9%86%D8%AC-%D9%87%D8%A7-xm2wsttgitpc</link>
                <description>باروت و ابریشم (1) مرضیه (لیلا) عسگری‌وش*: کشور محصور در خشکی و کوه‌های تیزخشم و هم مرز با چندین قدرت منطقه‌ای در خاورمیانه. نامش افغانستان است. این روز‌ها با نام‌هایی، چون قیام پنجشیر و جنایات طالبان دوباره بر سر زبان‌ها افتاده است. برای برخی نماد مبارزه ملی و شهیدان راه آزادی وطن و برای برخی تبدیل به سکوتی مرگبار و تردید شده است.از زمان خروج کامل نیرو‌های آمریکایی در چندماه اخیر، که پس از حادثه ۱۱ سپتامبر به بهانه مبارزه با تروریسم به سوی این کشور سرازیر شدند و سپس قرار بود دولتی ملی و دموکراسی را برایشان به سوغات ببرند؛ حالا افغانستان دستخوش وقایعی خونبار و حیرت‌آور شده است. حیرت‌آور نه برای قدرت‌های جهانی بلکه برای مردمانی که در سرزمین‌های مجاور با نگرانی و بهت چشم به سرنوشت افغان‌ها دوخته‌اند. مردمانی که سالهاست با بوی باروت و خون خو گرفته‌اند.داستان تکراری؛ سربازان صلح!علی‌رغم چندین هزار صفحه گزارش و بررسی‌های موجود در جهان درباره نقش عربستان و بن‌لادن سعودی به‌عنوان طرح‌ریزان حمله به برج‌های دوقلو در ایالات متحده، حکومت مرکزی آمریکا به رهبری جرج بوش بمب‌افکن‌های خود را برای یک حمله تلافی‌جویانه در سال ۲۰۰۱ به سوی افغانستان روانه کرد. در پی این حملات، طالبان که پیش از آن با سرکوب نیرو‌های مجاهد افغان روی کار آمده بود عقب‌نشینی کرده و نیرو‌های آمریکایی عنان قدرت را دراختیار گرفتند.بر اساس برخی منابع آمریکا از سال ۲۰۰۱ تا به اکنون حدود ۲.۲۶ تریلیون دلار در افغانستان هزینه کرده است. اما حالا به گفته جو بایدن افغانستان دیگر موضوع ایالات متحده نیست! سوال این است که این مبالغ هنگفت چه سودی برای آمریکا داشته است؟با حمله آمریکا به افغانستان و سپس عراق سیل عظیمی از شرکت‌های چندملیتی و موسسات غیر دولتی به سوی این دو کشور سرازیر شده است. در طول چند سال اخیر حدود ۷۸۷ میلیون دلار در سمن‌های افغانستان توسط آمریکا هزینه شده است تا در آن از حقوق بشر و زنان حفاظت شود. این سمن‌ها در طول زمان به بنگاه‌های اقتصادی تبدیل شده‌اند و اساسا در شکل‌گیری روندی مترقی برای حمایت از زنان و حقوق اقلیت‌ها در افغانستان نقش چندانی نداشته‌اند.عمر صدر استاد علوم سیاسی دانشگاه آمریکایی افغانستان می‌گوید جامعه مدنی‌ای که آمریکا مدعی ایجاد آن در افغانستان بوده ارگانیک نبوده است و نه به افغانستان بلکه به سازمان‌های خیریه‌ای پاسخگو بوده‌اند.در واقع حضور آمریکا در منطقه خاورمیانه دلایل بسیاری داشته و دارد. از مبارزه با کمونیسم شوروی در دوران جنگ سرد تا تثبیت موقعیت نظامی و اقتصادی در منطقه و مقابله با شکل‌گیری قدرتی به‌ نام چین و کنترل کشور‌های نفتی حوزه خلیج‌فارس.تصمیم سخت آمریکااز زمانی که زلمی خلیل‌زاد نماینده ویژه ایالات متحده برای صلح افغانستان به جرج بوش گفت «ما نمی‌توانیم مشکلاتمان را بدون حل مشکلات آن‌ها (افغانستان) حل کنیم»، حالا آمریکا به این نقطه رسیده است که دیگر افغانستان و قدرت یافتن طالبان مسئله ما نیست. طالبان که یکی از بهانه‌های اصلی حضور آمریکا در منطقه عنوان می‌شد حالا نگرانی‌ای برای هژمونی جهانی ایجاد نمی‌کند.یکی از دلایل حضور آمریکا در افغانستان را در طول این ۲۰ سال می‌توان ذخایر عظیم معدنی دانست که توسط شرکت‌های چندملیتی آمریکا کنترل می‌شد. در یکی از گزارش‌های سال‌های اخیر نیرو‌های آمریکا آمده است که حدود ۳۰ درصد از این منابع به‌دست نیرو‌های طالبان افتاده است.از آنجایی که بخش بزرگی از این منابع مانند لیتیوم در ولایات جنوبی واقع شده است خارج شدن آن از دست شرکت‌ها و واگذاری به طالبان می‌تواند از موارد مهم عدم انگیزه برای ادامه فعالیت‌های اقتصادی آمریکا باشد. درکنار آن، آمریکا در طول این سال‌ها روزانه حدود ۳۰۰ میلیون دلار هزینه اقتصادی و ۲۵۰۰ کشته و بسیاری زخمی در جنگ افغانستان داشته است و حالا بحران همه‌گیری کرونا و تحت فشار قرار گرفتن اقتصاد ایالات متحده می‌تواند بهانه خوبی برای کاهش این هزینه‌های هنگفت باشد.برخی هم معتقدند با کمرنگ شدن نقش ماسک و وسایل بهداشتی دوران کرونا حالا وقت آن است که کارخانه‌های اسلحه‌سازی که تولیدات خود را بهداشتی کرده بودند به تجارت اصلی خود بازگردند، یعنی تولید اسلحه برای جنگ‌های احتمالی در منطقه خاورمیانه!از طرفی احتمالا خروج آمریکا به طرح «یک کمربند-یک جاده» چین یا همان جاده ابریشم جدید بی‌ارتباط نیست. این طرح که در سال ۲۰۱۳ توسط چین مطرح شد در سال‌های اخیر به یک موضوع اساسی و مهم برای حدود ۱۶۰ کشور جهان تبدیل شده است.جاده ابریشم که قرن‌ها پیش مسیر جابه‌جایی ابریشم، ادویه، دارو، باروت و حتی طاعون بود در دنیای مدرن نیز در حال بازسازی دوران شکوه خود است. جاده ابریشم جدید می‌تواند موجب تقویت زیرساخت‌های حمل‌و‌نقل دریایی و زمینی در مسیر طولانی از چین تا آسیای مرکزی شود و همچنین برخی پیش‌بینی می‌کنند که این مسیر می‌تواند موجب تقویت یوآن چین و کاهش وابستگی مالی آن به دلار ایالات متحده باشد. از این رو، آمریکا برای برهم زدن این مبادله جدید شاید نیازمند یک ناامنی و بی‌ثباتی دیگر در منطقه باشد.حتی با وجود مذاکرات آمریکا با گروه طالبان می‌توان انتظار داشت آمریکا و طالبان وارد یک شراکت سودآور در کنترل منابع معدنی افغانستان بشوند بدون آنکه هژمونی جهانی دیگر هزینه‌ای بابت جنگ در افغانستان بدهد.دهلیز ابریشمی چیناز زمان غصب کابل توسط طالبان بسیاری از رسانه‌های غربی از منافع چین در قدرت‌گیری طالبان می‌نویسند. اما آیا چین منفعتی از حضور طالبان در افغانستان می‌برد؟یکی از راه‌های پیش‌بینی شده در طرح «یک کمربند-یک جاده» دهلیز تاریخی جنوبی است. مسیری که دربرگیرنده افغانستان، ایران و تاجیکستان است و به‌دلیل اشتراکات بسیار هویتی و فرهنگی می‌تواند به یکی از مسیر‌های مهم در جاده ابریشم تبدیل شود. از این رو، بی‌ثباتی و جنگ داخلی در افغانستان برای بازرگانان و تجار جهانی نمی‌تواند داستان جذاب و سودآوری باشد.از دیگر مسیر‌های پیش‌بینی شده در طرح جاده ابریشم جدید انتقال کالا از مسیر دهلیز اقتصادی چین ـ پاکستان (CPEC) به آسیای مرکزی است. این مسیر به ارزش ۵۷ میلیارد دلار بخشی از پروژه راه ابریشم جدید چین به‌شمار می‌رود که منطقه کاشغر در استان سین کیانگ را به بندر گوادر در جنوب غرب ایالت بلوچستان پاکستان متصل می‌کند. هدف از اجرای این طرح اتصال مناطق کوهستانی و درحال توسعه غرب چین به آب‌های آزاد از کوتاه‌ترین راه (حدود سه هزار کیلومتر) است. درصورت پیوستن عملی افغانستان به این مسیر، پروژه راه ابریشم جدید چین علاوه‌ بر خطوط ریلی ازطریق جاده‌های افغانستان نیز به آسیای مرکزی که پکن و اسلام‌آباد درصدد فتح بازار‌های پنج جمهوری واقع در آن منطقه هستند، متصل خواهند شد. این گام بزرگی در پیوند دادن شرق و جنوب آسیا به حوزه اوراسیای مرکزی (شامل آسیای مرکزی و قفقاز) و رقابت با هند و دیگر کنشگران اقتصادی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است.با توجه به نقش افغانستان در طرحی، چون «یک کمربند-یک جاده، می‌توان گفت چین همواره به‌دنبال ایجاد امنیت در مرز مشترک خود با افغانستان بوده است. همانطور که گفته شد یکی از مهم‌ترین استان‌های ایغورنشین آن یعنی سین کیانگ با افغانستان هم‌مرز است. از این رو ناامن شدن مرز‌های شمالی می‌تواند زنگ خطری برای چین باشد.از آنجایی که چین در سال‌های اخیر بار‌ها اذعان کرده است که در امور داخلی کشور‌های هم‌پیمان تجاری خود دخالتی نخواهد داشت پس می‌توان انتظار داشت در تلاش برای ایجاد ثبات در وضعیت داخلی افغانستان رفتاری ابهام‌آمیز میان سکوت و مذاکره با طالبان در پیش گیرد. همچنین افغانستان به‌تنهایی و با توجه به بحران‌های عظیم اقتصادی و کمبود منابع مالی نمی‌تواند مقصد چشم‌نوازی برای بازار کالا‌های چینی باشد تا مداخله در امور آن را برای هژمونی بالقوه جهانی توجیه‌پذیر کند.در این میان ایران و روسیه نیز نگرانی از قدرت گرفتن طالبان در منطقه دارند. جنگ و ناآرامی در افغانستان می‌تواند مسیر‌های ترانزیتی روسیه به آسیای مرکزی را به خطر اندازد. مسیرهایی که برای این کشور مهم و ا ستراتژیک است و ناآرامی در مرز‌های ایران هیچگاه برای دولت مرکزی آن خوشایند نخواهد بود. ایران و روسیه نیز همانند چین سکوت را به‌جای دخالت در وضعیت فعلی ترجیح می‌دهند و چشم انتظار فرصتی مناسب برای تامین منافع خود هستند، چه طالبان در کابل در قدرت باشد و چه دولت دیگری در افغانستان.پاکستان و گسستن زنجیر بندگیدر چند روز اخیر که شاهد تقابل نیرو‌های مقاومت ملی با طالبان در افغانستان هستیم نام کشور پاکستان بار‌ها به‌گوش خورده است. کشوری که در حمایت از طالبان جنگ‌افزار‌ها و شاید کماندوهای خود را به سمت ولایت پنجشیر گسیل داشته است. جنگ میان افغانستان و پاکستان محدود به روز‌های کوتاه گذشته نیست و این تقابل همواره از تاریخ شکل‌گیری کشوری به‌نام پاکستان وجود داشته است.یکی از علت‌های اصلی این تضاد مسیر ترانزیت واردات و صادرات میان این دو کشور بوده است. کنترل دولت‌های افغانستان بر این مسیر ترانزیتی هیچ گاه برای اسلام‌آباد خوشایند نبوده است. یکی از دلایل مهم ائتلاف پاکستان و طالبان را باید در این دانست که در زمان طالبان بود که مسیر ترانزیت کالا به آسیای مرکزی برای پاکستان هموار شد. از این رو به نشان قدردانی، دولت پاکستان از منابع مالی گرفته تا نیرو‌های نظامی به طالبان کمک می‌رساند. گویی طالبان برای نخست‌وزیر پاکستان «زنجیر بندگی را پاره کرد.»اما برخلاف پاکستان هند به‌عنوان یکی دیگر از قدرت‌های تاثیرگذار بر افغانستان، از وضعیت پیش آمده ناخشنود است. در سال‌های اخیر هند ۳ میلیارد دلار در پروژه‌های عمرانی افغانستان سرمایه‌گذاری کرده بود و بورسیه‌های تحصیلی مناسبی را به دانشجویان افغانستانی تخصیص داده بود. بسیاری از پروژه‌های اقتصادی پیش‌بینی شده هند در افغانستان حالا راکد خواهند ماند به‌خصوص که دولت فعلی روی کارآمده در افغانستان روی خوشی به هند نشان نمی‌دهد چرا که بزرگترین متحدش یعنی پاکستان سال‌هاست به‌عنوان بزرگترین رقیب هند در منطقه نقش ایفا می‌کند.شیران پنجشیرشاید آنچه که این روز‌ها ذهنمان را درگیر خود کرده است سرنوشت مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود در دره زمردین پنجشیر با طالبان باشد. دره‌ای که به‌دلیل موقعیت خاص خود میان کوه‌های صعب‌العبور و معدن‌های زمرد و یاقوت به‌عنوان یک توان اقتصادی برای مجاهدین در دوران جنگ سرد، تبدیل به پایگاه ضدکمونیسم شد. حالا این پایگاه محل شکل‌گیری نیرو‌های مختلفی علیه طالبان شده است. طالبانی که گرچه هنوز کاملا واضح نیست چه متحدانی دارد، اما از قوای مالی و نظامی چشم‌گیری برخوردار است.طبق گزارش ناتو این نیرو در سال منتهی به ۲۰۲۰ چیزی حدود ۱.۶ میلیارد دلار بودجه دراختیار داشته است حدود ۲۵ درصد آن (۴۱۶ میلیون دلار) از کشت تریاک به‌دست آمده است. گرچه از زمان قدرت‌گیری طالبان، این نیرو اعلام کرده است کشت تریاک را ممنوع خواهد کرد، اما این موضوع محتمل است که طالبان به‌دنبال این است که قیمت این ماده سیاه که خاطرخواهان زیادی در جهان دارد را با کاهش عرضه آن بالا برد تا از محل درآمد آن ابزار سرکوب و تثبیت خود را فراهم کند. درکنار آن، همچنین حمایت‌های نظامی پاکستان و اتحاد با قطر، ترکیه و عربستان و سکوت قدرت‌های جهانی در برابر اقدامات آن می‌تواند مسیر را برای تثبیت قدرت طالبان باز کند.نتیجه این مبارزه هرچه باشد باید درنظر داشت که گره خوردن منافع اقتصادی قدرت‌های جهان با طالبان می‌تواند راه را برای عقیم ساختن هرگونه جنبش ملی برای بازپس‌گیری قدرت و ایجاد نظم جدید باز کند. در هر حال احتمالا سهم مردم افغانستان از ابریشم تجارت بین‌الملل تنها باروت خواهد بود...این یادداشت در رسانه دیدارنیوز به تاریخ ۲۲ شهریور ۱۴۰۰ منتشر شده است. </description>
                <category>باروت و ابریشم (لیلا عسگری)</category>
                <author>باروت و ابریشم (لیلا عسگری)</author>
                <pubDate>Tue, 14 Sep 2021 09:13:25 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>