<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های astrialmind</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@astrialmind</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:56:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>astrialmind</title>
            <link>https://virgool.io/@astrialmind</link>
        </image>

                    <item>
                <title>انزوا</title>
                <link>https://virgool.io/@astrialmind/%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%88%D8%A7-fkqfsbhkj9xt</link>
                <description>بعضی‌ها می‌گویند تنهایی فقط مخصوص خداست. نظر شما چیست؟ تنهایی را دوست دارید یا از آن فراری هستید؟ شده تا حالا این حال عجیب را تجربه کنید؟ شده دلتان بخواهد ابر و باد و مه و خورشید دست به دست هم دهند تا موقعیت تنهایی را حتی یک ساعت برایتان فراهم کنند؟ که شما بتوانید با خودتان خلوت کنید؟ یا به کار‌های مورد علاقه‌تان برسید و به موسیقی مورد علاقه‌تان گوش کنید؟ شده از همسرتان بخواهید برای یک ساعت کودکتان را از شما دور کند تا در تنهایی به تمدد اعصاب برسید؟بعضی‌ها این تنهایی را بهتر درک می‌کنند. مثل هنرمند‌ها که میانه خوبی با تنهایی دارند. از دنیا چیز زیادی نمی‌خواهند به‌جز یک جای دنج و تنها که به روح حساسشان فرصت پرواز بدهند و در دنیای خیال سیر کنند. آثار ادبی زیادی شاهکار همین لحظه‌های تنهایی است. خلوت شاعران و نویسنده‌ها و حتی آهنگسازانی که به نوای خیال گوش می‌سپارند و ناشنیده‌های زیبا را برای ما شنیدنی می‌کنند. شما چقدر به این تنهایی اعتقاد دارید؟ اصلاً برون‌گرا هستید یا یک فردی درون‌گرا که تمام عواطف و احساساتش را در خود فرو می‌خورد و کسی را با آن‌ها شریک نمی‌کند؟ از تنهایی راضی هستید یا متنفر؟تنهایی خوب است، انزوا بد استتنهایی یک حس عجیب دوست‌داشتنی است که انسان را به تعالی می‌رساند. بهترین رفیق انسان است و هزاران جمله زیبای دیگر که می‌توان در وصف تنهایی سرود. اصلاً تنهایی وسیع‌ترین جهان است. چون در آن جز وسعت روح انسان چیزی وجود ندارد.چگونه منزوی نباشمگاهی این حس با افسردگی درمی‌آمیزد و زندگی را بیش از حد تحت تأثیر قرار می‌دهد. آنقدر که دلت می‌خواهد هیچ کاری نکنی، روی تخت لم بدهی و به سقف خیره بشوی. حتی حال نداری به تماس‌هایت پاسخ بدهی و اگر کسی صدایت کند ترجیح می‌دهی خودت را به خواب بزنی. دلت می‌خواهد پنبه توی گوشت بگذاری و صدای هیچ‌کسی را نشنوی. گاهی مضطربی، گاهی دلتنگی، گاهی از گناهی که کرده‌ای پشیمانی و نیاز به خلوت با خدا داری. گاهی عاشقی و فقط مرور خاطره‌ها در تنهایی حالت را خوب می‌کند. گاهی قرار است توی تنهایی‌ها انتخاب‌های مهمی بکنی؛ و هزار گاهی دیگر که برای هرکدام از ما اتفاق افتاده است و شده بخشی از خاطراتمان، اما این تنهایی وقتی دردناک می‌شود که منجر به انزوا بشود. انزوا یعنی فرار کردن از دیگران و میل به عدم حضور در جمع دیگران. انزوای اجتماعی درد بدی است و البته علت‌های خاص خودش را دارد.بچه‌ها را منزوی نکنیممادران سختگیر می‌توانند بی‌آنکه بخواهند کودکانشان را منزوی و خجالتی بار بیاورند. باید‌ها و نبایدها. بکن نکن‌های غیرمعمول و دامن زدن به ترس از شکست و اشتباه، بچه‌ها را گوشه‌گیر و خجالتی می‌کند. خودمان با رفتار‌های خودمان او را تنهاطلب می‌کنیم بعد هم پیش مشاور می‌رویم که دکتر دوست داریم بچه‌مان توی مباحث کلاس مشارکت کند، اما ساکت است و اغلب کم‌حرف!با یک حادثه دنیا به آخر نمی‌رسددیده‌اید فردی را که به‌تازگی بر اثر یک سانحه دچار معلولیت شده و آنقدر باور این اتفاق برایش دشوار است که خودش را توی اتاق حبس می‌کند و نگاهش را از تمام اطرافیان می‌دزدد؟ آنقدر روی جسم ِ از دست داده‌اش حساس می‌شود که خیال می‌کند همه نگاه‌ها به جسم او خیره شده و مسخره‌اش می‌کنند. این افراد تا مدت‌ها نمی‌توانند با این رنج کنار بیایند. تا مدت‌ها توی لاک خودشان فرو می‌روند و از اجتماع فراری‌اند. بی‌آنکه بخواهند، عالم و آدم را مقصر می‌دانند. اما کم‌کم به آرامش می‌رسند. به باور می‌رسند که باید برای زنده ماندن تلاش کرد. باید مرز تنهایی را درنوردید و راهی دنیای بیرون شد. اینجاست که اگر این حالت ماندنی شد برای همیشه با یک ضعف، گوشه‌نشین دنیا می‌شود و تنهایی می‌شود مونس اول و آخرش. اما اگر خودش را باور کرد و برخاست، می‌شود یک انسان موفق که دنبال کشف زیبایی‌های زندگی است. متوجه می‌شود که با این حادثه دنیا به آخر نرسیده است.با فقدان عزیزانت کنار بیا!یکی دیگر از این علت‌ها مرگ عزیزان است. کسی که همسر یا فردی که به او وابستگی عاطفی زیادی داشته را از دست می‌دهد، سعی در انکار این رفتن می‌کند. تا مدت‌ها با یاد و خاطرش زندگی می‌کند. خودش را توی تنهایی حبس می‌کند و روی زندگی‌اش یک تابلوی ورود ممنوع می‌چسباند. انزوای او موقتی است و البته قابل درک! تا یک جایی میل به تنهایی‌اش طبیعی است، اما بیشتر که شد باید فکری برای درمان افسردگی‌اش کرد. زیرا او نتوانسته با پدیده مرگ کنار بیاید و نیاز به کمک دارد تا به روال عادی زندگی‌اش بازگردد و عمر را بی او سپری کند. باید یاد بگیرد عاشق عزیز ِ از دست رفته‌اش باشد، اما خودش را از زندگی محروم نکند و با انگیزه به تلاش بپردازد.دیوار تنهایی‌ات را فرو بریز!علت دیگر این انزوا مشکلات خانوادگی است. هستند عده بسیاری که در مشکلات شخصی و خانوادگی غرق شده‌اند و به جای رفع آن تنهایی و انزوا را ترجیح داده‌اند. احتمالاً توی محل کارتان دیده‌اید همکاری که مدتی است درگیر یک مشکل خانوادگی شده و اغلب بی‌حوصله و عصبی است؟ توی جمع شما شرکت نمی‌کند و همیشه ترجیح می‌دهد تنها باشد؟ او دلش نمی‌خواهد از این لاک سخت بیرون بیاید و مجبور شود تا دهان باز کند و از راز نگفته‌اش کسی را مطلع کند، پس فکر می‌کند سکوت و انزوا راحت‌تر از شکستن سکوت است. دیواری دور خودش می‌کشد و کسی اجازه نزدیک شدن به حریمش را ندارد.از تنهایی بازنشستگی لذت ببرنوع دیگر انزوای اجتماعی را سالخورده‌ها تجربه می‌کنند. مردان و زنانی که تا دیروز برو بیایی داشتند و حالا باید خانه بنشینند و منتظر مهربانی خانواده‌شان باشند. مر‌ها اغلب موقع بازنشستگی دچار بحران انزواطلبی می‌شوند. دوست ندارند از این درد با کسی حرف بزنند. خودشان را موجود اضافه می‌پندارند و همین یک تفکر تلخ آن‌ها را از اجتماع خانواده و دوستان دور می‌کند. پذیرش سن و شرایط جدید برایشان دشوار است و اغلب کمی زمان می‌برد تا با آن کنار بیایند و بپذیرند که تنهایی یا بازنشستگی و ماندن در خانه هم بخشی از زندگی است و می‌تواند لذت‌های خودش را داشته باشد. می‌تواند برای خودش برنامه‌ای تهیه کند و از کار‌هایی که دوست داشته، اما تاکنون به دلیل اشتغال نتوانسته به آن‌ها بپردازد لذت ببرد. می‌تواند سفر برود، مهمانی بدهد و به خیلی از علاقه‌ها و آرزو‌های ریز و درشتش جامه عمل بپوشاند.خشونت‌هایی که موجب تنهایی می‌شودیکی دیگر از عوامل میل به انزوا، خشونت‌های خانگی است. زنان یا کودکانی که مورد حمله و آزار قرار می‌گیرند و به دلیل شرم و خجالت از صورت آسیب‌دیده یا فرار از توضیح دادن شرایط به دیگران توی خانه می‌مانند و تنهایی و سکوت کشنده را به جان می‌خرند. یا حبس اجباری در خانه دلیل انزوایشان است. مردان شکاکی که نمی‌خواهند زنانشان در ملأ عام حاضر شوند و احدی آن‌ها را ببیند در خانه حبسشان می‌کنند و اجازه ورود به اجتماع هرچند کوچک فامیلی را نمی‌دهند. این تنهایی اجباری کم‌کم به غم و سپس به افسردگی تبدیل می‌شود و از یک جایی به بعد فرد به آن عادت می‌کند و تلاشی برای شکستن پیله تنهایی‌اش نمی‌کند. سرنوشت تلخش را همانگونه که هست می‌پذیرد و برنامه‌ای برای تغییرش ندارد. در چنین شرایطی میل به خودکشی یا اعتیاد به مصرف مواد مخدر برای فرار از احساس‌های بد افزون می‌شود و فرد را از چاله تنهایی توی چاه اعتیاد و بدبختی‌های تازه‌اش می‌اندازد.اینجاست که نقش اورژانس اجتماعی پررنگ می‌شود. چنین زنانی باید یاد بگیرند در مقابل تغییر جبهه نگیرند. نترسند و گاهی به دنیای بیرون و آدم‌هایش اعتماد کنند. باید باور کنند دستی قوی‌تر از همسرشان وجود دارد به نام قانون که می‌تواند او را کمک کند. زنان باید یاد بگیرند به خودشان احترام بگذارند و به هیچ دلیلی حتی وجود فرزندان زیر بار خشونت نروند و دیگران را در جریان این اتفاقات قرار دهند.بیکاری هم آدم را به تنهایی سوق می‌دهدبیکاری هم آدم را انزواطلب می‌کند. وقتی کار نداری وقتی پول نداری یا پولت کافی نیست، از جمع دور می‌شوی تا نه رفتی باشد و نه آمدی! این یکی از نوع افسردگی نیست و کاملاً اجباری به فرد تحمیل می‌شود. یعنی شرایط زندگی او را به این انزوا وا می‌دارد.بیماری لاعلاج، خوره تنهاییگاهی هم یک بیماری لاعلاج یا بهتر بگوییم ترسناک، خوره تنهایی را به جان آدم می‌اندازد. کافی است جواب آزمایش نشان بدهد او یک تومور توی سرش یا یک غده توی معده‌اش دارد، آن وقت است که عقل و منطق کور می‌شوند و فقط احساس حکمرانی می‌کند. از همان لحظه میل به زندگی در فرد فروکش کرده و ناخواسته اشهدش را می‌خواند. از مرگ می‌ترسد، اما از زندگی‌ای که نمی‌داند چقدر از آن مانده بیشتر! میل به بقا دارد، اما می‌ترسد. شاید اگر تومور را دست‌نخورده بگذارد فرصت بیشتری برای زندگی و لذت بردن از آن داشته باشد، تا عمل و شیمی‌درمانی و هزار راه دیگر که هرکدام می‌تواند...تمامی این ترس‌ها فرد را در دام تنهایی اسیر می‌کند. دلش می‌خواهد ساعت‌ها با خودش خلوت کند و به تمام خاطرات تلخ و شیرینش برای هزارمین بار بیندیشد. این نوع انزوا دردناک است. چون اگر محبت نبیند دل‌شکسته می‌شود و خودش را کنار گذاشته می‌پندارد و اگر لطف ببیند آن را به پای ترحم و دلسوزی می‌گذارد. این است که تنهایی را ترجیح می‌دهد.تنهایی‌های آدم‌ها فرق داردتنهایی، این حالت رازآلود، برای هرکس در سنین مختلف معنای خاص خودش را دارد. یک کودک اغلب موقع تنبیه تنها می‌شود. باید توی اتاقش بماند و به کار اشتباهش فکر کند. توی نوجوانی مدلش فرق دارد. بچه‌ها عاشق تنهایی و خلوت با خودشان می‌شوند. بیشتر اهل مطالعه‌اند و وقت بیشتری را توی اینترنت می‌گذرانند. آن‌ها در عین تنهایی در اتاق به دنبال روابط اجتماعی بیرون از خانه هستند. سن حساسی که نقش دوستان پررنگ می‌شود و می‌تواند سرنوشت نوجوان را تغییر دهد. این تنهایی‌ها و تفکرات و انتخاب علاقه‌ها می‌شود آینده او. بی‌آنکه بخواهد، شخصیتش را در پس این خلوت‌های شاعرانه و گاه غمگین تغییر می‌دهد.جوان‌تر‌ها به مرز پختگی رسیده‌اند. تنهایی‌شان را ترجیح می‌دهند با کسی قسمت کنند. کسی که می‌گویند شریک زندگی است. نه تنها تنهایی‌شان بلکه تمام احساساتشان را با او شریک می‌شوند و یک روح می‌شوند در دو بدن. این زیباترین نوع فرار از تنهایی است که هرکسی با میل تجربه‌اش می‌کند.</description>
                <category>astrialmind</category>
                <author>astrialmind</author>
                <pubDate>Sun, 07 Jun 2020 17:24:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مناظره</title>
                <link>https://virgool.io/@astrialmind/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B8%D8%B1%D9%87-v4p2pzaktuyo</link>
                <description>مناظره یکی از اهداف کتاب تفکر و سبک زندگی درست صحبت کردن و با استدلال حرف زدن می باشد. یکی از کارهایی که میتوان در این رابطه انجام داد مناظره در کلاس درباره موضوعی می باشد.قبل از آن باید معنای مناظره را بدانیم.مناظره چیست؟الف . معناى لغوىمناظره ، واژه اى عربى و از ریشه نظِرَُ نظَرا، منْظَرا، منظَرَةً است . اصل معناى ((النَّظَرَ)) دیدن با چشم مى باشد.صاحب مقاییس اللغة ضمن اشاره به این معنا، اضافه مى نماید که این کلمه توسعه معنایى یافته است  و در نتیجه همین توسعه معنایى ، به مفهوم تدبّر و تفکّر در یک امر نیز به کار رفته است .مناظره در ادب فارسى به معنى ((جدال کردن ))، ((با هم بحث کردن ))، ((با هم سؤ ال و جواب کردن ))، ((با هم نظر کردن ؛ یعنى فکر کردن در حقیقت و ماهیت چیزى ))، ((مجادله و نزاع با همدیگر)) و نیز ((بحث با یکدیگر در حقیقت و ماهیت چیزى ))، به کار رفته است .ب . معناى اصطلاحىمناظره ، مکالمه و گفت و گویى دو طرف است (Dialogue) که هر یک با استدلال و ارائه براهین سعى مى کند برترى و فضیلت خویش را بر دیگرى به اثبات برساند. مناظره نیز مانند مفاخره ، در اساس ، حماسه است ؛ زیرا در آن ، بین دو چیز بر سر برترى و فضیلت خود بر دیگرى ، نزاع و اختلاف لفظى درمى گیرد و هر یک با استدلالاتى خود را بر دیگرى ترجیح مى دهد و سرانجام یکى مغلوب یا مجاب مى شود.نام مناظره ، جلساتى را در ذهن تداعى مى کند که در آن حداقل دو نفر در حضور فرد یا افرادى به عنوان داور (حَکم ) درباره موضوعى بحث مى کنند. -این نوع مناظره از قدیم الایام در میان فارسى زبانان معمول بوده و به ویژه بعد از اسلام رواج بیشترى یافته است . براى به سامان آوردن آن و پرهیز از مغالطه ها و سفسطه ها از میان ایرانیان ، دانشمندانى چون ابوعلى سینا و خواجه نصیر الدین طوسى به تنظیم قواعد علم منطق اهتمام ورزیدند.مناظره به این معنى که ما آن را مناظره واقعى (حقیقى ) مى نامیم ، از قدیم الایام بین صاحبان ملل و نحل هم وجود داشته است و همچنان که اشاره شد، کتابهایى که درباره منطق تاءلیف شده ، به منظور پیشگیرى از خطا در مباحث ، تدوین گردیده است و در تاریخ علوم ، مناظرات زیادى در هر علمى ، به ویژه در علوم مذهبى و کلامى ، گزارش شده است .۱-هر دو طرف، باید با رعایت کامل مدارا، آرامش و وقار، دیدگاه و حجّت معتبر خود را ارائه نمایند.۲هر دو طرف، بایستى از الفاظ روشن و عبارات زیبا براى بیان مقصود خود استفاده نمایند.۳-هر دو طرف، بایستى ازبد گویى و دشنام بپرهیزند.۴-هر دو طرف، باید از روش هاى پیچیده و خروج از موضوع بحث ـ که سازمان فکرى طرف مقابل را به هم مى ریزد ـ خوددارى کنند.۵-هر دو طرف، باید از افزودن یا کاستن از سخنان طرف مقابل، بپرهیزند و از انتساب باورها یا حجّت هاى موهوم به وى، خوددارى کنند.۶-طرفین مناظره نباید سخن یک دیگر را قطع نمایند.۷-طرفین نباید صداى خود را بیش از حدّ معمول بالا ببرند و...</description>
                <category>astrialmind</category>
                <author>astrialmind</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jun 2020 16:42:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرزنتیشن</title>
                <link>https://virgool.io/@astrialmind/%D9%BE%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AA%DB%8C%D8%B4%D9%86-qdi7fv64d9ic</link>
                <description>حالا وقت جلسه معرفی کار استهمیشه به یاد داشته باشید که شما و پراسپکت حداقل ده دقیقه قبل از پرزنتور در محل حاضر شوید و با پراسپکت منتظر پرزنتور بمانید، این کار یکی از بهترین روشهای ارزش گذاری در بازاریابی شبکه ای است.نکات زیر را قبل از آمدن پرزنتور انجام دهید:۱)  گوشی خود را مقابل چشمان پراسپکت روی حالت سکوت بگذارید و از او هم بخواهید که این کار را انجام دهد.۲) کاغذ و قلم برای خود آماده کنید تا نکات مهم جلسه را یادداشت نمایید.۳) اگر آدامس یا هر گونه خوراکی در محل وجود دارد قبل از برگزاری جلسه آنها را از دسترس خارج کنید.۴) قبل از این که پرزنتور در محل حاضر شود با پراسپکت صحبت کنید و روی پرزنتور ارزش گذاری کنید، میتوانید از جملات زیر استفاده کنید:( شخصی که با او جلسه داری یکی از حرفه ای ترین ها در این شغل است و خیلی خوش شانس بودی که آقا/خانم ….. حاضر شده کار رو بهت معرفی کنه | با دقت به حرفهاش گوش کن | امروز روزیه که میتونه زندگیت رو عوض کنه )شروع جلسه اینجاستبه محض ورود پرزنتور به محل ، اول او را با ارزش گذاری هایی که قبلا گفته شده  دوباره به پراسپکت معرفی کنید و سپس پراسپکت خود را با چند کلمه ی کوتاه به پرزنتور معرفی کنید.پس از معرفی آنها به یکدیگر اجازه دهید تا پرزنتور شخصا با ایشان صحبت کند و ارتباط صمیمی بین آنها برقرار شود و به هیچ عنوان سوالاتی را که پرزنتور از پراسپکت میپرسد را خودتان جواب ندهید.جلسه شروع می شود، دقت کنید مهمترین جای کار اینجاست :با دقت کامل و جدیت تمام به صحبت های پرزنتور گوش کنید حتی اگر صدمین بار است که میشنوید و از صحبتهای او نکته برداری کنید این کار باعث میشود که دوست شما نیز ناخودآگاه جلسه را جدی بگیردبه هیچ عنوان نباید به پراسپکت نگاه کنید ، بهتر است تمام حواستان به صحبت های پرزنتور باشد.به هیچ وجه به سوالاتی که پرزنتور از پراسپکت می پرسد پاسخ ندهید.پرزنت چیست و تکنیکهای پرزنتاگر حواس پراسپکت پرت شد بلافاصه و به گونه ای که پرزنتور متوجه نشود، او را به جلسه بازگردانید.جلسه معرفی کار به بهترین شکل برگزار شد و حالا ضربه نهاییهبعد از پایان صحبت پرزنتور نوبت شماست تا با پراسپکت خود صحبت کنید بهتر است در این لحظه به پراسپکت خود بگویید: (امیدوارم از این جلسه حداکثر استفاده رو برده باشی ، منم روز اول مثل خودت توی این جلسه نشستم و نمیدونستم باید چیکار کنم اما بعد که جلسه های بعدی رو اومدم بیشتر با کار آشنا شدم ، خیالت راحت باشه که خودم تا تهش کنارت هستم و هرکجا که نیاز به کمک داشتی یه تیم هستیم که بهت کمک میکنم )حتما حتما حتما قبل از خارج شدن از محل معرفی کار، روز و ساعت جلسه بعدی را با پراسپکت خود هماهنگ کنید.مهارت‌های لازم برای ارائه موفقاین سه مهارت اصلی برای ارائه موفق و افزایش توانایی شما در سخنرانی مفید هستند.رمز یک ارائه و سخنرانی کاری موفق در آماده کردن خودتان نهفته است. نخستین گام برای آمادگی این است که تلاش کنید تا جایی که می‌توانید همه چیز را در مورد علایق و انتظارات مخاطبان خود بفهمید. این کار شالوده محکمی برای سخنرانی شما پدید خواهد آورد.علم به موضوع مورد بحث نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر شما موضوع را به‌خوبی نشناسید، زمانی که باید صرف آمادگی خودتان بکنید و همچنین میزان اضطرابی که هنگام ارائه خواهید داشت چند برابر می‌شود و احتمالا نخواهید توانست سخنرانی خود را به‌نحو مؤثر ارائه کنید. پس تنها در مورد موضوعاتی را که بر آنها تسلط دارید سخنرانی کنید و قبول نکنید که راجع به چیزهایی که از آنها اطلاعات کاملی ندارید ارائه انجام دهید. تلاش نکنید که خود را قهرمان جلوه دهید. البته لازم است که گه‌گاه از محدوده امن خود خارج شوید و توانایی‌های خود به چالش بکشید. در غیر این صورت رشد نخواهید کرد.یک ارائه مستقیم و خشک و بر مبنای اطلاعات صرف باعث می‌شود شنوندگان خسته و بی‌حال شوند. علاوه بر ارائه فکت‌ها، دانش شما نسبت به موضوع و تحقیقاتی که راجع به آن انجام می‌دهید، لازم است که هنگام ارائه کمی شوخ‌طبعی نیز به خرج بدهید. حتی در هنگام آموزش نیروهای انسانی سازمان‌ها و هنگام صحبت از مسائل سیاسی نیز مجبور نیستید خشک و خسته‌کننده صحبت کنید. داستان تعریف کردن و مطرح کردن مثال‌ و ایده‌های جذاب باعث برانگیختن شنوندگان می‌شود. برای انجام یک ارائه موفق، شاید بد نباشد چند پرسش برای حضار مطرح کنید تا بتوانند در مورد آنها بحث کنند.اگر نتوانید این سه مهارت اصلی ارائه مطلب موفق را به مرحله اجرا درآورید، احتمالا شما فرد مناسبی برای ارائه مطلب نیستید.دیگر مهارت‌های ارائه مطلباهمیت فکر کردن به موضوع پیش از ارائه مطلب: مهم‌ترین بخش آمادگی برای ارائه مطلب، چیزی نیست که همه فکر می‌کنند. مهم‌ترین بخش پیش از برگزاری جلسه و پس از آنکه نیازهای تقاضای مخاطب خود را شناختید، زمانی است برای فکر کردن و تحقیق در مورد ارائه مطلب خود صرف می‌کنید.درنهایت وقتی ارائه مطلب خود را آماده کردید، به‌روشنی خواهید دانست که چه چیزهایی می‌خواهید بگویید، انتظار مخاطبان شما چیست و شما چه چیز ارزشمندی برای ارائه دارید. با فکر کردن به موضوع مورد صحبت می‌توانید توجه مخاطبان را به ارائه مطلب خود بهتر جلب کنید.محتوای قابل ارائه و هدف ارائه مطلب خود را محدود کنید: برای مخاطبان مهم نیست که شما چقدر وقت صرف آماده کردن ارائه مطلب خود کرده‌اید. شما قطعا وقت ندارید همه چیزهایی را که می‌دانید به مخاطبان بگویید. حتی اگر سال‌ها تجربه سخنرانی دارید، باید از وسوسه سخنرانی‌های طولانی و درنتیجه خسته‌ کردن مخاطبان دست بشویید وگرنه آنها را ملول و آزرده خواهید کرد و دیگر با شما همراه نخواهند شد.نکته مهم این است که اگر وقت کافی صرف فکر کردن به ارائه مطلب خود کرده باشید، خواهید توانست به مهم‌ترین موضوعاتی که باید در مورد آنها صحبت شود، تمرکز کنید و با این کار توجه مخاطبان به سخنان شما جلب خواهد شد.در یک ارائه مطلب ۳۰ تا ۹۰ دقیقه‌ای، شما وقت خواهید داشت که به ۴ تا ۶ نکته اساسی بپردازید. اگر بخواهید برای این نکات مثال بزنید یا تصویر نشان بدهید، روشن است که وقت چندانی برای این کارها نخواهید داشت.ارائه مطلب خود را به‌گونه‌ای آغاز کنید که توجه مخاطبان جلب شود: ارائه مطلب خود را با حقیقتی تکان‌دهنده، یک پرسش، یک افشاگری یا یک داستان مرتبط آغاز کنید. وقتی توانستید از این طریق توجه شنوندگان را جلب کنید، به آنها بگویید که قرار است در طول این ارائه مطلب چه چیزی به آنها بگویید. نکته یا ایده اصلی خود را مطرح کنید و سپس ارائه مطلب خود را حول محور ۴ تا ۶ نکته اصلی ارائه کنید. در پایان نیز خلاصه‌ای از حرف‌های خود بیان کنید.در حقیقت باید به آنها بگویید که چه می‌خواهید بگویید، سپس حرف خود را بزنید و در پایان بگویید که چه حرفی زدید. این روش باعث می‌شود که ارائه مطلب شما بیشترین تأثیر ممکن را داشته باشد.در ارائه مطلب خود از پاورپوینت و اسلاید و تصاویر بیش از حد استفاده نکنید: مگر در حالتی که لازم است نکات اساسی ارائه مطلب خود را به آنها نشان دهید، استفاده از پاورپوینت و تصاویری که تکرار حرف‌های شما هستند، خسته‌کننده و زائد خواهد بود.ابزارها یا اسلاید تنها زمانی مفید هستند که لازم است چیزی را در صحبت‌های خود به‌نحو ملموس‌تر نشان بدهید.شرکت‌کنندگان بیشتر تمایل دارند شما جزواتی آماده کنید و به آنها بدهید یا آن را دانلود کنند یا آنلاین بخوانند. اگر دیدید که کسی چیزی یادداشت نمی‌کند یا نوشته‌های پاورپوینت شما را نمی‌خواند، احتمالا به این دلیل است که آنها ترجیح می‌دهند به شما گوش کنند و البته حرف‌های شما ارزش شنیدن دارند. این‌طور نیست؟ذهنیت خود را اصلاح کنید و ترس از ارائه مطلب را کنار بگذارید: ممکن است در روزهای آغازینی که به ارائه مطلب مشغول می‌شوید استرس زیادی تجربه کنید و مجبور باشید قبل از هر ارائه قرص یا نوشیدنی آرامش‌بخش بخورید. اما زمانی که بتوانید ذهنیت خود را تغییر دهید، می‌بینید که حرف‌هایی که موقع ارائه مطلب می‌زنید مربوط به خود شما نیستند، این حرف‌ها را برای حضار می‌زنید.و البته شما چیز ارزشمندی برای گفتن دارید. وقتی که بفهمید این حرف‌ها در مورد خودتان نیستند، می‌توانید عمیقا این کار را دوست بدارید. این بهترین توصیه‌ای است که می‌توان به کسانی کرد که از ارائه مطلب می‌ترسند: این حرف‌ها درباره شما نیستند.به چیزهای ارزشمندی تمرکز کنید که هنگام ارائه مطلب به مخاطبان خود پیشکش می‌کنید: مخاطبان خود را دوست بدارید و بدانید و باور داشته باشید که اطلاعات ارزشمندی به آنها می‌دهید که به آنها نیاز دارند و قدر آنها را می‌دانند. خودتان باشید و با این کار به مخاطبان خود احترام بگذارید. این سخنرانی برای شما نیست، بلکه برای آنهاست. از صمیم قلب و با عمیق‌ترین باورهای خود سخن بگویید.اگر سخنران باشید یا چیزی را ارائه کنید، درنهایت می‌توانید یکی دو دقیقه حس آن خواننده مشهور را روی سن تجربه کنید. همین کافی است. پس از این کار، می‌توانید به نوشتن، کار اداری، مدیریت یا هر کاری که در شغل خود انجام می‌دهید بازگردید.ولی با پست سر گذاشتن این تجربه شما فردی تواناتر در تعامل می‌شوید و می‌توانید بازخوردهای بهتری بدهید و تجربه بیشتری دارید. افزون بر این شما چیزهای ارزشمندی به جمعی از مخاطبان ارائه کرده‌اید. چه چیزی بهتر از این؟ارائه مطلب قدرت مخفی فوق‌العاده‌ای در تأثیر گذاشتن بر افکار مردم و تغییر زندگی آنها دارد. مهارت ارائه مطلب مهارت همکاری و تأثیرگذاری بر دیگران را در شما تقویت خواهد کرد. ما باور داریم که این توصیه‌ها برای افزایش مهارت شما در ارائه مطلب بسیار مؤثر خواهند بود.</description>
                <category>astrialmind</category>
                <author>astrialmind</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jun 2020 14:38:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فن بیان</title>
                <link>https://virgool.io/@astrialmind/%D9%81%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-iccelfzfgkno</link>
                <description>فن بیان چیست ؟ضرورت یادگیری فن بیانآیا فن بیان را می‌توان تقویت کرد؟فن بیان خوبی ندارم!آموزش فن بیان و گویندگیتکنیک های افزایش فن بیانتمرینات فن بیانجملات تمرینی فن بیانفن بیان کودکانفن بیان غیر حضوریحتماً شما هم با من موافق هستید که قریب به اتفاق مردم ارزش این مهارت را برای زندگی خودشان واقف نیستند و به همین علت هم نیازی به یادگیری آن نمی‌دانند.در این نوشته سعی می‌کنیم با نیازهای خودمان به این مهارت تقریباً ضروری زندگی که از آن غافل بوده ایم آشنا شویم و با خوب صحبت کردنمان گام موثری در رشد فردی خود و حال خوب خودمان و اطرافیانمان برداشته باشیم.به شما این اطمینان را می دهم که پس از مطالعه این مقاله دید شما نسبت به این مقوله کاملاً تغییر کند و از این پس در گوشه ذهنتان برای یادگیری این مهارت پر کاربرد زندگیمان جایی باز کنید.شاید این سوال برای شما هم پیش آمده باشد که چرا فن بیان مهم است و چرا باید آن را تقویت کنیم؟ در ادامه این مقاله به این سوال پاسخ خواهیم داد، اما قبل از آن حتماً کلیپ زیر را که بخشی از کارگاه فن بیان ویژه مربیان است را مشاهده کنید تا پاسخ این سوال خود را به خوبی دریافت کنید.فن بیان چیست؟اگه فکر می کنید فن بیان یعنی فقط سخنرانی کردن و به درد مجریان صدا و سیما می خورد، باید به شما بگویم که کاملاً در حال اشتباه کردن هستید و باید طرز فکرتان را در این مقوله تغییر دهید.اگه بسیار ساده بخواهم برایتان بگویم که فن بیان چیست ، می‌توان گفت یعنی به کار بردن کلمات درست در جای درست! یعنی طوری صحبت کنیم که از الفاظ به کار برده ما همان چیزی که مدنظر ماست فهمیده شود، نه کمتر و نه بیشتر.وقتی ما توانستیم منظورمان را به مخاطبمان، همان طور که در ذهنمان هست منتقل کنیم و طرف مقابلمان هم به درستی متوجه قضیه شود، گام بلندی در جهت ارتباط موثر خودمان برداشتیم و بدون شک مهارت خوبی در سخن گفتن داریم.حالا هرچی بهتر و مسلط تر بتوانیم صحبت کنیم و در زمان ها و مکان های مختلف که شاید فشارهای روحی و ذهنی خاصی هم روی ما می باشد با دیگران ارتباط درست تر برقرار کنیم، به همان اندازه مهارت در فن بیانمان داریم. پس فن بیان یعنی توانایی صحبت کردن در هر زمان ، مکان و هر شرایطی متناسب با مخاطبمان…ضرورت یادگیری فن بیانشاید این سوال برایتان پیش آمده باشد که فن بیان کجا به درد ما می‌خورد؟ با قدرت به شما خواهم گفت هر جایی که فکرش را می کنید.بیاییم سوال را تغییر بدهیم و این طور بپرسیم: فن بیان کجا به دردمان نمی خورد؟! وقتی کمی با دقت به این موضوع توجه می کنیم، می بینیم مهارت خوب صحبت کردن در همه جای زندگی ما نمود دارد و تاثیر مستقیم در کیفیت زندگی ما و حال خوب دارد.شما هر روز که از خواب بیدار می شوید در حال ارتباط برقرار کردن با دیگران هستید تا وقتی که شب به رخت خواب می روید؛ در محیط کاری خود به طور مداوم در حال صحبت کردن با همکاران و مشتریان خود هستید، در جامعه برای رفع نیاز های خود باید با دیگران صحبت کنید، برای ارتباط خوب با خانواده و رفع نیازهای روحی و عاطفی آنها باید مستمر صحبت کنید و ارتباط برقرار کنید. البته خود فن بیان در ارتباط با خانواده راهکارها و توضیحات مجزایی دارد که پیشنهاد می‌کنم حتماً با مطالعه مقاله فن بیان در خانواده به خوبی به آن راهکارها هم مسلط شوید و از آن ها استفاده کنید.می بینید؟ جایی را نمی‌شود پیدا کرد که ما بی نیاز این مهارت پر کاربرد در زندگی باشیم. بدون شک این مهارت را می‌شود از پرکاربردترین ابزار زندگی شخصی و اجتماعی انسان ها نام برد که با یادگیری درست آن بسیاری از مشکلات به وجود نیامده و به راحتی قابل حل می باشند. پیشنهاد می‌کنم برای این که ضرورت و اهمیت فن بیان را بهتر متوجه شوید حتماً کلیپ زیر را که بخشی از دوره غیر حضوری فن بیان استرا مشاهده کنید.اهمیت فن بیانفن بیان کجا به درد میخوره؟آیا فن بیان را می‌توان تقویت کرد؟این مهارت هم مثل موضوعات دیگر در افرادی بیشتر ظهور و بروز دارد که می تواند به دلایل مختلفی باشد. از جمله عوامل وراثتی، محیط زندگی فرد، علایق شخصی و …اما این مطلب به این معنا نیست که چنین مهارت مهمی باید فقط در ذات ما باشد و ما به هیچ وجه قادر به کسب آن نیستیم. خوب صحبت کردن هم مثل همه مهارت های دیگر زندگی قابل رشد دادن و تقویت کردن است. تمرین هایی وجود دارد که با انجام دادن و ممارست در آنها بدون شک می توانیم بهتر از هم اکنون صحبت کنیم و در محافل مختلف زندگی شخصی و کاری خود بدرخشیم.فقط نکته قابل توجه این است که نباید زود خسته شد و قافیه را باخت که اگر این صفت را به همراه داشته باشیم و زود زمین بازی را خالی کنیم، نه این مهارت راف بلکه همه زندگی را خواهیم باخت. به همین علت به این نکته باور داشته باشیم که با تمرین مستمر و با پشتکار و اراده می توانیم خودمان را حتی به سطح سخنرانان مطرح دنیا برسانیم و از این مهارت دوست داشتنی لذت ببریم.فن بیان خوبی ندارم!متاسفانه به علت آموزش ندیدن افراد، این مهارت در اکثر آنها نیاز به تقویت کردن دارد؛ حال تصور کنید فردی را که فن بیان و سخنوری خوبی ندارد و در خوب صحبت کردن و ارتباط درست برقرار کردن مشکل دارد، توان صحبت کردن در جمع را ندارد، از کلمات مناسب برای انتقال مفهموم مدنظر خود استفاده نمی کند، با دیگران سخت ارتباط برقرار می کند و مشکلاتی از این قبیل. بدون شک این فرد در زندگی شخصی و کاری خود با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم خواهد کرد از جمله:در زندگی شخصی خود به دلیل عدم ارتباط مناسب با اطرافیان به سوء تفاهم های بسیار و کدورت های زیادی برخواهد خورد و حال خوب زندگی را از او خواهد گرفت.در زندگی اجتماعی به علت عدم ارتباط مناسب با دیگران نمی تواند از خود دفاع کند و به راحتی می‌توانند حق او را بخورند.اعتماد به نفس او به شدت پایین خواهد آمد و در خیلی از مسائل به موفقیت نخواهد رسید.بسیاری از موقعیت های شغلی با درآمد خوب را به علت عدم ارتباط با دیگران و مطرح نکردن خود از دست خواهد داد.به علت ضعف در ارتباط گیری دوستان کمی خواهد داشت و بیشتر اوقات در تنهایی و گوشه گیری به سر خواهد برد.و بسیاری مشکلات دیگر که حتی نام بردنشان زمان بسیار زیادی از ما خواهد گرفت…اما کاربردهای فن بیان به قدری زیاد است که می‌توان درباره آن یک مقاله جداگانه نوشت! در کلیپ زیر که بخشی از دوره استاد برتر است به برخی از کاربردها و مزایای فن بیان حرفه ای پرداخته می‌شود که پیشنهاد می‌کنم حتماً آن را هم مشاهده کنید…فن بیان قویاگه فن بیانت قوی باشهحوزه های مختلف فن بیانفن بیان شامل چندین حوزه مختلف است که در هر یک از این حوزه ها، تمرینات و آموزش های خاص آن وجود دارد که با طی کردن آنها بدون شک فن بیان شما به میزان قابل توجهی بهبود پیدا خواهد کرد. در اینجا فن بیان را در چند حوزه اصلی دسته بندی می کنیم.1. زبان بدنزبان بدن گاهی از هزاران کلمه گویا تر و واضح تر است! به همین دلیل است که برای داشتن یک فن بیان خوب باید به این حوزه توجه خاص و ویژه‌ای داشته باشید. اگر حرف شما با حرکات بدنی شما در تضاد باشد، قطعاً اثربخشی آن کاهش پیدا خواهد کرد و مخاطب نیز علاقه ای به شنیدن صحبت‌های شما نشان نخواهد داد. به همین دلیل است که برروی تقویت این حوزه اصرار داریم و آن را یکی از اصول بسیار تاثیر گذار و قوی برای تقویت مهارت های فن بیان می دانیم.شما باید بتوانید زبان بدن خود را تقویت کنید. می توانید در این حوزه مطالعه داشته باشید کار چندان سختی نیست با کمی مطالعه و وقت صرف کردن بدون شک می توانید مهارت های خود را در این حوزه بهبود بخشید.2. فن بیان و صداسازیمیزان بلندی صدا، لحن بیان، نوع و شیوه تلفظ کلمات همگی عواملی هستند که صحبت های شما را جذاب می کنند و یا بالعکس می توانند به طور کامل جذابیت آنها را از بین ببرند. این که شما می توانید کلمات را درست و صحیح ادا کنید، بدون شک موجب می‌شود مخاطب شما احساس بهتری هنگام صحبت با شما داشته باشد. زیرا بهتر متوجه صحبت های شما می شود. اگر دقت کرده باشید مشکل بسیاری از افراد این است که نحوه صحیح تنفس کلمات را نمی دانند به همین علت گاهی سایرین متوجه صحبت‌های آنها نمی شوند و به طور کل از ادامه هم صحبتی با آنها منصرف می شوند.میزان بلندی و کوتاهی صدا نیز از عوامل بسیار مهم در ارائه سخنرانی محسوب می‌شود. اگر صدای شما بیش از حد بلند باشد، بدون شک بعد از گذشت مدت زمانی مخاطب شما دچار احساس سردرد خواهد شد و دیگر حوصله شنیدن ادامه صحبت‌های شما را ندارد و اگر صدای شما بیش از حد نیز کوتاه باشد، مخاطب احساس خواب آلودگی و خستگی خواهد داشت.بنابراین هر کدام از این عوامل اگر درست استفاده نشوند می‌توانند عوامل دافعه در سخنرانی شما باشد. حال باید به این نکته دقت کنیم که برای رفع این مشکل چه کاری می‌توانیم انجام دهیم. بسیار ساده است، تنها نیاز این است که شما آموزش ببینید که چه زمانی صدای خود را بالا ببرید و یا چه زمانی صدای خود را پایین بیاوریم.در مقاله تکنیک های داشتن صدای خوب ، 10 تمرین فوق العاده برایتان بیان کرده ایم که بتوانید با استفاده از آن ها صدایی فوق العاده درجه یک برای صحبت کردن و سخنرانی داشته باشید و روی فن بیان و صداسازی خود کار کنید. پیشنهاد می‌کنم اگر فن بیانتان برایتان مهم است آن مقاله را هم مطالعه کنید.کتاب فن بیان pdf3. دایره واژگان و بداهه گوییکسانی که از دایره واژگان بالایی برخوردار هستند اغلب در استفاده از کلمات دچار مشکل نمی شوند و می توانند در هر موقعیتی متناسب با همان شرایط جمله بندی های خوبی را ارائه دهند و صحبت کنند. بنابراین فردی که خواهان تقویت مهارت فن بیان خود است، باید این نکته را بداند که دایره واژگان یکی از نکات اثرگذار در بیان شماست و دیگر کسانی که دایره واژگان خوبی دارند معمولاً بداهه گویان قوی هستند.آنها می‌توانند در هر لحظه به سرعت کلمات را در ذهن خود کنار هم بچینند و جمله‌ای را بر زبان بیاورند. به همین علت است که بداهه گویی در وجود آنها بیشتر از سایرین به چشم می‌خورد که دایره واژگان مناسبی ندارد و معمولاً زمانی که می‌خواهد صحبت کند چند لحظه مکث می کند تا بتواند کلمات را کنار هم بچیند و حرفی برای گفتن داشته باشد. بنابراین باید به تقویت دایره واژگان خود و گسترده کردن آن توجه ویژه‌ای داشته باشید.تکنیک های افزایش فن بیانپس از این که مهارت فن بیان را از جهات مختلف با یکدیگر بررسی کردیم، زمان آن رسیده که برخی تکنیک های را برای شما نام ببریم که بتوانید با استفاده از آن ها، فن بیان خود را به طور فوق العاده ای افزایش دهید.1. خود را به طور مرتب در معرض صحبت قرار دهیدحتماً دقت کردید کسانی که به رشته بدن سازی می‌روند را توصیه به کار کردن روی بدنشان می کنند. به این شکل که مثلاً اگر می خواهید بازوی بزرگ و قدرتمندی داشه باشید، باید مدام از این عضو بدن کار بکشید و به طور مستمر وزنه بزنید تا به شکل دلخواه شما برسد.مهارت خوب صحبت کردن هم از این قاعده مستثنی نیست. شما باید از این عضو بدنتان بیشتر کار بکشید، مدام خودتان را در معرض صحبت کردن قرار دهید و شک نکنید تمرین مهم در کنار یادگیری مهارت های دیگر سخنرانی و فن بیان همین صحبت کردن مداوم است.ولی متأسفانه ما به علت ترسی که داریم که شاید نتوانیم خوب صحبت کنیم و مورد تمسخر واقع شویم، همیشه کمتر از دیگران صحبت کرده و به همین علت هم روز به روز کیفیت صحبت کردن ما ضعیف تر شده، بدون آنکه خودمان متوجه قضیه شویم. پس تنها راه مقابله با این ترس ، خود را در معرض سخنرانی قرار دادن است. به این شکل ترس شما بر اثر مرور زمان از بین می رود. مقاله ترس از سخنرانی می تواند به شما کمک کند که از صحبت کردن در جمع و سخنرانی کردن دیگر نترسید.2. صدای رسا داشته باشیدداشتن صدای رسا و واضح، می‌تواند میزان اثرگذاری صحبت های شما را به شدت افزایش دهد و مطالب را بهتر به دیگران انتقال دهد. به نظر شما، آیا فردی که با ریتم کند صحیت می‌کند و ولوم صدایش هم بسیار پایین است، آیا می‌تواند مطالب را به خوبی انتقال دهد؟ اصلاً می‌تواند با دیگران ارتباط درستی برقرار کند؟ جواب مسلماً منفی است. چرا که فرد مقابل او آنقدر حس و حال ندارد که بخواهد به مطالب او گوش دهد! بلند و رسا صحبت کردن به شدت در جذابیت صحبت های شما تاثیرگذار است و می‌تواند از بی حوصلگی فرد مقابل جلوگیری کند.البته منظورم از بلند صحبت کردن این نیست که طوری صحبت کنید که طرف مقابل از صدایتان اذیت شود و از شما دوری کند! بلکه منظورم این است که حداقل صدایی داشته باشید که تمام توجه شنونده را به شما جلب کند و بتواند تاثیر مثبتی روی او بگذارد.3. محکم و با اطمینان صحبت کنیدزمانی که خودتان به صحبت های خود به خوبی اطمینان داشته باشید و باور داشته باشید که حرف هایتان کاملاً درست هستند، قطعاً میزان تاثیرگذاری کلام شما هم بیشتر خواهد بود. در مقاله فن بیان در بازاریابی هم خدمت تان گفتیم که یکی از  کاربردهای بسیار عالی محکم و با اطمینان صحبت کردن تاثیر گزاری بیشتر و جذب بهتر مشتری می باشد و در نهایت اطمینان بیشتر به کلام ما می باشد. در زندگی روزمره نیز همین طور است؛ اگر می‌خواهید فردی را متقاعد کنید، یا اصلاً در حال صحبت کردن با فرد دیگری هستید و می‌خواهید تاثیر صحبت های شما بیشتر باشد، باید با اطمینان و محکم صحبت کنید. ?اگرمی‌خواهیدفنبیانخودراتقویتکنید،بااطمینانصحبتکنید 4. از تیکه کلام ها استفاده نکنیدتیکه کلام یعنی استفاده مکرر از صدا یا کلماتی در گفتار که باعث زیبا نبودن و تاثیرگذاری کمتر می‌شود. کلماتی مانند “اِ…..، مثلاً، درواقع، اوووووم و…” از رایج ترین تیکه کلام ها هستند که احتمالاً خود شما هم از آن ها زیاد استفاده می‌کنید.به این تیکه کلام ها در اصطلاح “جا پر کن” هم می‌گویند. چرا که معمولاً زمانی به کار می‌روند که ذهن ما کلمه ای پیدا نمی‌کند و در حال جستجو برای پیدا کردن کلمه بعدی است که باید بر زبان بیاورد. پس برای پر کردن این زمان خالی، باید کلمه ای را جایگزین آن کند تا سکوت به وجود نیاید. شاید در نگاه اول این اتفاق، اتفاق خوبی به نظر بیاید، اما اگر کمی بیشتر به آن دقت کنیم، متوجه می‌شویم که نه تنها تیکه کلام ها برای ما مفید نیستند، بلکه تکرار زیاد از آن ها حوصله شنونده را هم سر می‌برد و ممکن است باعث ناراحتی و عصبانیت او شود. پس حتماً برای جذاب تر شدن صحبت ها و سخنرانی های خود، باید این تیکه کلام ها را حذف کنید.برای از بین بردن تیکه کلام، می‌توانید از راه های زیر استفاده کنید:ضبط کردن صدای خود و آنالیز اینکه چه زمانی از تیکه کلام ها استفاده می کنیدمکث کردن به جای استفاده از کلمات جا پر کن هاعجله نکردن در صحبت و از قبل آماده بودنو…5. زیاد کتاب بخوانیدکتاب خواندن به قدری فایده دارد که ترجیح می‌دهم خیلی درباره آن صحبت نکنم. احتمالاً خود شما بهتر از من به فواید آن آگاه باشید! به قول مک لوهان: کیفیت زندگی شما را دو چیز تعیین می‌کند: کتاب‌هایی که می‌خوانید و انسان‌هایی که ملاقات می‌کنید.هر چقدر مطالعه خود را افزایش دهید و کتاب های بیشتری مطالعه کنید، قطعاً دایره واژگانتان افزایش پیدا خواهد کرد و می‌توانید بهتر صحبت کنید.برای شما در مقاله ناب ترین کتاب های موفقیت بهترین ها را گلچین کرده ایم تا هم فن بیانتان قوی شود و هم راه موفقیت را بیش از پیش فرا بگیرید .تمرینات فن بیانبه شما قول می دهم اگر تمرین های زیر را به صورت مرتّب انجام دهید فن بیان شما به صورت کامل محسوسی رشد خواهد کرد؛ یادتان باشد آسان بودن بعضی از تمارین زیر نشان دهنده بی اهمیت بودن آن ها نیست. این تمارین را به صورت مستمر انجام دهید تا تغییرات را روی فن بیان خود ببینید.تمرین هایی برای تقویت فن بیان | مجتبی مصطفاییتمرین فن بیان1: تمرین آینهاز قبل سخنرانی 3 دقیقه ای آماده کنید که به متن و موضوع آن تسلط داشته باشید . در این تمرین شما باید مقابل آینه ای قرار بگیرید و شروع کنید برای فردی که آینه به شما نشان می دهد سخنرانی کنید. همین طور که صحبت می کنید به کلماتی که به کار می برید، سرعت بیان، لحن به کار برده شده، زبان بدن و… دقت کنید. هر بار که صحبت شما تمام می شود شروع کنید به آنالیز کردن سخنرانی خود و نقاط ضعف و قوت خود را روی کاغذی بنویسید؛ برای بررسی کردن سخنرانی خود می توانید خیلی ساده با گوشی تلفن همراهتان سخنرانی خود را فیلمبرداری کنید. مجدد این سخنرانی را با همان محتوا انجام دهید؛ آن قدر این کار را تکرار کنید که به حالت ایده آل خود برسید.تمرین فن بیان2: تمرین ضبط کردن صدای خوداین تمرین شباهت زیادی به تمرین آینه دارد، با این تفاوت که شما در اینجا باید سخنرانی سه دقیقه ای خود را ضبط کنید و طبق معمول بعد از پایان سخنرانی خود، شروع به بررسی کردن آن بکنید . نکته ای که در این تمرین حائز اهمیت است دقت به لحن ادای کلمات و جملات می باشد. شما باید جملات را با لحن مناسب آن بخش بخوانید؛ به سوالی بودن، خبر دادن،تعجب کردن،حیرت زده شدن و… جملات به شدّت دقت کنید و آن ها را با همان لحن ادا کنید.این مطلب را فراموش نکنید که طبق تحقیقات انجام شده 38 درصد از کلام ما را لحن تشکیل می دهد که این خود نشان دهنده میزان اهمیت آن در کلام می باشد.تمرین فن بیان3: تمرین خودکاردر این تمرین شما باید خودکار، مداد یا هر چیز شبیه به این دو را بین دندان های خود قرار دهید و صحبت کردن خود را آغاز کنید. در ابتدا این کار برای شما کمی سخت به نظر می رسد اما با مرور زمان به آن عادت می کنید و این تمرین را هم به خوبی انجام خواهید داد. از فواید این تمرین می توان به جلوگیری از انحراف و کج شدن لب ها حین صحبت کردن، درگیر شدن اکثر اندام های کلامی و محکم و به درستی ادا کردن کلمات اشاره کرد. خوب است بدانید این تمرین در بسیاری از کشورهای دنیا هم برای تقویت فن بیان توصیه می شود.نکته مهم در این تمرین که باید رعایت کنید این است که هنگام صحبت کردن لب ها به طور کامل باز و بسته شوند و کلمات به صورت کامل بیان شوند.تمرین فن بیان4: تمرین مشدد خوانیدر این تمرین شما به مطالعه می پردازید اما با یک تفاوت عمده و آن هم مشدّد خواندن همه کلمات و پر قدرت ادا کردن آن هاست. کلمات زیر را پر قدرت بخوانید:فّنّ بّیّاّنّ یّعّنّیّ خّوّبّ صّحّبّتّ کّرّدّنّمّنّ فّنّ بّیّاّنّ خّوّبّیّ دّاّرّمّفّنّ بّیّاّنّ کّاّرّبّرّدّهّاّیّ زّیّاّدّیّ دّاّرّدّاین تمرین تن صدای شما را به خوبی تقویت می کند، حجم ریه را بیشتر می کند و همچنین به شما کمک می کند که کلمات را بهتر و کامل تر ادا کنید و بر اثر مرور زمان لحن مناسب کلام خود را پیدا کنید .تمرین فن بیان5: تمرین بلند خوانیدر این تمرین شما باید بلند بلند کتاب یا هر متن دیگری را بخوانید. نکته مهم و تأثیر گذار در این تمرین رعاین لحن مناسب هر جمله می باشد. دقت داشته باشید سرعت ادای کلمات در این تمرین باید رعایت شود و هر بخش را با سرعت مناسبی بخوانید و به پایان برسانید.طبیعی است منظور ما از بلند خوانی فریاد زدن و فشار آوردن به حنجره نمی باشد، طوری بخوانید که گویی برای جمعی در حال سخنرانی کردن می باشید.تمرین فن بیان6: تمرین تند گوییاین تمرین به شدت می تواند روی هوش کلامی و فن بیان شما تأثیر مستقیم بگذارد. برای انجام این تمرین نیاز نیست جای خاصی باشد، در هر مکانی که حضور دارید شروع کنید به انتخاب یکی از اشیای اطرافتان و بدون اینکه فکر کنید 3 دقیقه در مورد آن صحبت کنید. صحبت شما باید بدون مکث و در تند ترین حالت ممکن باشد.نکته مهم این است که در این تمرین اصلا با معنی بودن جملات اهمیتی ندارد و چیزی که حائز اهمیت است تند تند صحبت کردن شما بدون وقفه پیرامون آن چیز است. اگر در ابتدا حرفی به یادتان نیامد به ذهن خود فشار بیاورید تا جمله را بر سر زبان شما بیاورد. بدون شک انجام مستمر این تمرین فن بیان بهتری را برای شما به همراه خواهد آورد.تمرین فن بیان7: تمرین ربط دادن کلمات بی ربطدر این تمرین شما 3 کلمه بی ربط را انتخاب می کنید مانند: دمپایی،آسمان،قرمه سبزی و کار شما این است که در مورد این کلمات صحبت کنید و آن ها را به شکلی خلاقانه به هم وصل کنید و بین آنها ارتباط برقرار کنید. هر چه قدر این کار را بهتر انجام دهید خروجی این تمرین که همان تقویت فن شما می باشد بیشتر برای شما ملموس خواهد بود .شما می توانید این تمرین را به شکل یک بازی هم با اطرافیانتان انجام دهید و به علت مفرّح بود آن لحظات خوشی را با عزیزانتان بگذرانید.تمرین فن بیان8: تمرین تغییر لحنشما در این تمرین باید یک جمله را انتخاب کنید و آن را با لحن های مختلف بخوانید. مثلا جمله من هوای بارانی را دوست دارم را به صورت خبری،پرسشی،تعجبی،شگفت زده گی و… بخوانید .اگر این تمرین را به خوبی انجام دهید و بتوانید لحن کلام خود را تقویت کنید به شدت می توانید در تاثیر گذاری روی دیگران و قانع کردن آنها موفق باشید .جملات تمرینی فن بیانیکی دیگر از راه های تقویت فن بیان تکرار جملاتی است که کمی سخت تر تلفظ و خوانده می شوند. شما با تکرار و بالا بردن سرعت خواندن این جملات ، علاوه بر تقویت ماهیچه های دهان خود مغز خود را نیز ورزش می دهید تا به تلفظ صحیح کلمات سخت و هم مخرج عادت کند و در جای خود به خوبی از آنها استفاده کند . دقت داشته باشید که خطای ادراکی شما باعث کم اهمیت جلوده دادن این جملات نشود و تا میتوانید در وقت های آزاد خود در کوچه و خیابان این جملات را با خود تکرار کنید .افسر ارشد ارتش اتریشلای رولت رنده لیمو رفتهسه سیر سر شیر سه شیبشه شیرچه ژست زشتیبه نام وجودی که وجودم از وجود پر وجودش به وجود آمده استکانال کولر تالار تونلسپر عقب ماشین جلویی زد به سپر جلو ماشین عقبیفقط دقت داشته باشید اگر شما در دفعات ابتدایی نتوانستید به خوبی این تمرین را انجام دهید هیچ اشکالی ندارد . بر اثر تکرار مداوم ، بدون شک شما در خواندن این جملات مسلط خواهید شد . هرچه این کلمات کنار هم چیده شده را سریع تر و صحیح تر بخوانید شما این تمرین بهتر انجام داده و روی تقویت فن بیان شما تأثیر مثبت خواهد گذاشت .</description>
                <category>astrialmind</category>
                <author>astrialmind</author>
                <pubDate>Sat, 23 May 2020 15:22:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خجالتی بودن</title>
                <link>https://virgool.io/@astrialmind/%D8%AE%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-fr3edbe5hag9</link>
                <description>با انجام این نکات خجالت کشیدن را ترک خواهید کرد !خجالت کشیدن یا همان چیزی که باعث می شود شما در ارتباط برقرار کردن با دیگران راحت نباشید، تنها یک احساس است.اما اگر به چند نکته توجه کنید،برای همیشه از این حس آزار دهنده رها خواهید شد.افرادی که هرگز از خجالت رنج نبرده اند, نمی دانند که این حس می تواند به ویژه برای فردی در یک موقعیت حرفه ای است, ناتوان کننده باشد.اگر کمرویی شما را عقب نگه داشته, یاد بگیرید چطور از کنار آن رد شوید و اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید.خجالت می تواند واقعاً مردم را عقب نگه دارد - تا حدی که کسانی که خجالتی هستند تمایل به اجتناب از موقعیت های عمومی دارند و تا حدودی به این دلیل که اضطراب مزمن زیادی تجربه می کنند.اگر شما اینگونه هستید, با دانستن اینکه تنها نیستید می توانید راحت باشید - از هر ده نفر، چهار نفر خودشان را خجالتی می دانند.اما خبر خوب:خجالت می تواند برطرف شود.با گذشت زمان و تلاش و میل به تغییر, امکان شکستن آن وجود دارد.اگر خجالت شما شدید است, ممکن است به کمک مشاور نیاز داشته باشید, اما بیشتر افراد می توانند بر آن غلبه کنند.اولین قدم خود را در کنار گذاشتن خجالت از این تکنیک ها بردارید، تا به شما کمک کند اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید.چگونه خجالت کشیدن را ترک کنیم؟1. مدام درباره آن صحبت نکنید و به کسی نگویید:نیازی به تبلیغ خجالتتان نیست. افرادی که به شما نزدیک هستند, می دانند و دیگران ممکن است حتی فرصتی برای توجه داشته باشند. ممکن است برای شما قابل رویت نباشد.2. سبک خود را نگه دارید و ادامه دهید:اگر دیگران باعث خجالت شما می شوند, لحن خود را عادی نگه دارید. اگر بخشی از بحث هستید,آرام به صحبتتان ادامه دهید.3. لحن خود را تغییر ندهید:اگر وقتی ناراحت هستید سرخ می شوید, آن را با خجالت یکی نکنید. بگذارید همینگونه بماند و بگویید:&quot; من همیشه زود سرخ می شوم. &quot;تحقیقات اخیر درباره‌ی کمرویی نشان می‌دهد که بخش عمده‌ی خجالتی‌بودن آدم‌ها از نظر دیگران پنهان است. در حقیقت، تنها درصد کمی از آدم‌های خجالتی (حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد) آشکارا ناراحتی خود را بروز می‌دهند ولی تمامی این آدم‌ها از درون زجر می‌کشند.دکتر برناردو کاردوکی، سرپرست مرکز تحقیقات کمرویی دانشگاه جنوب‌شرقی ایندیانا، می‌گوید: «رفتار ظاهرا ملایمِ آدم‌های خجالتی، درون آشفته و ناراحت‌شان را پنهان می‌کند. «خجالت» نشان می‌دهد که آنها بی‌نهایت خود‌آگاه هستند و دائما منفی‌وار خود را مورد قضاوت قرار می‌دهند و به طور طاقت‌فرسایی می‌خواهند بدانند دیگران درباره‌ی آنها چه فکر می‌کنند. در حالی که دیگران مشغول سلام و احوال‌پرسی هستند، آدم‌های خجالتی در حال برنامه‌ریزی برای کنترل تصور‌ عمومی مردم از خود هستند. اکثر آدم‌های خجالتی وقت و انرژی بسیار زیادی را صرف پنهان‌کردن کمرویی خود می‌کنند.»این افراد ممکن است در محیط‌های اجتماعی، راحت و دارای اعتماد‌به‌نفس به‌ نظر بیایند، ولی اغلب مشغول مکالمه‌ای درونی و منفی هستند و احساس خوب‌ نبودن و ناامنی می‌کنند و از خود می‌پرسند چطور توسط دیگران دیده یا قضاوت می‌شوند. چه خجالتی‌بودن پنهان باشد چه آشکار، باعث آسیب به کسانی می‌شود که آن را تجربه می‌کنند.خجالتی‌ها دچار مشکلات اجتماعی می‌شوند، مثل دشواری در ملاقات با آدم‌ها و یافتن دوست‌های جدید که می‌تواند منجر به انزوا، تنهایی و افسردگی شود.آنها وقتی که آشکارا مضطرب هستند، کم‌حرفی‌شان ممکن است باعث شود سایرین فکر کنند که آدم‌هایی مغرور و پر‌افاده‌ای هستند یا علاقه‌ای به صحبت ندارند.آدم‌های خجالتی دائما حواس‌شان به ظاهر و رفتارشان است و به شدت مراقب حرکات خود هستند.آدم‌های خجالتی بین ترس از نامرئی بودن و دیده‌نشدن یا دیده‌شدن و بی‌ارزش بودن گیر افتاده‌اند.</description>
                <category>astrialmind</category>
                <author>astrialmind</author>
                <pubDate>Wed, 13 May 2020 16:30:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تدریس به موقع</title>
                <link>https://virgool.io/@astrialmind/%D8%AA%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9-vpdusliaswe2</link>
                <description>تدریس به چه معناست؟تدریس یا آموختن به آن بخش از پویندگی (فعالیت)های آموزشی که با حضور آموزگار در کلاس درس رخ می‌دهد نام نهاده می‌شود. تدریس بخشی از روند آموزش و پرورش است که یک رشته کردارهای به سامان و از پیش برنامه‌ریزی شده را در برمی‌گیرد و هدفش پیدایش شرایط دلخواه یادگیری از سوی آموزگار است.به آن بخش از کردارهای آموزشی که از سوی رسانه‌ها و بدون حضور و تعامل آموزگار با فراگیران رخ می‌دهد، تدریس گفته نمی‌شود و آموزش و پرورش معنایی بسیار گسترده‌تر از تدریس دارد.تدریس چه ویژگی هایی دارد؟چهار ویژگی خاص در شناختار (تعریف) تدریس هست که به گونه زیر است:هستی گفت و شنود میان آموزگار و فراگیرانکردار بر پایه اهداف پیدا و از پیش برنامه‌ریزی شدهطراحی آراسته با پرداختن به جایگاه و توانایی‌هاپیدایش فرصت و ساده‌سازی برای یادگیریتدریس اثربخش چیست؟تدریس اثربخش معلم  یکی از مهم‌ ترین عواملی است که درنهایت منجر به یادگیری بهتر فراگیران می‌شود. تدریس اثربخش باید فعالیتی منظم و مرتب و هدف‌دار باشد و هدفش ایجاد شرایط مطلوب یادگیری باشد و استاد و دانشجو بر هم تأثیر بگذارند. (مورتایمور، 1995 )به طور کلی می توان گفت تدریس اثربخش تدریسی است که در آن تعلیم دهنده و تعلیم گیرنده هر دو در جریان آموزش نقش داشته باشند. معلم (تعلیم دهنده) از نوین ترین و بهترین روش ها برای ارائه مطالب آموزشی استفاده کند به طوری که ذهن و خلاقیت دانش آموز (تعلیم گیرنده) برانگیخته شود و بتواند علاوه بر درک مطالب در مورد آن ها اظهار نظر کند و یا حتی آن ها را مورد انتقاد قرار دهد. در این صورت جو آموزشی بهتر خواهد شد و مدرسه و دانشگاه از محیطی خسته کننده و تنفربرانگیز خارج خواهد شد.تدریس اثربخش چه ویژگی هایی دارد؟در اینجا بعضی از ویژگی های یک تدریس اثر بخش رایادآور می شویم :1_ آمادگی کامل : معلم برای یک تدریس خوب ، خود از یک طرف باید از نظر جسمی ، روحی وروانی وعلمی آمادگی داشته باشندوازطرف دیگر مقدمات لازم برای استفاده از زمان تدریس رابا آماده کردن شاگردان وفضای کلاس فراهم کند تا از این طریق کلاس درس به نحو مطلوبی اداره شود.2_ داشتن طرح درس: طراحی آموزشی یا طرح درس ،شامل تصمیم گیری درمورد عناصر برنامه و ارتباط آن ها با یکدیگر است. طرح درس چار چوب کاری معلم را معین می کند. و هدف از طرح درس ،استفاده بهینه از زمان، تصمیم گیری درمورد مضمون و مراحل تدریس و ایجاد شرایط لازم شکل بخشیدن به یادگیری است.3_ استفاده ازشیوه های مناسب تدریس: نیکنامی (1377) می گوید: اثر بخش ترین معلمان، کسانی هستند که می توانند روش های تدریس خود را تغییر دهند، یعنی روش های تدریس آن ها، آن قدر انعطاف پذیر است که می تواند به سهولت با موفقیت های مختلف تطبیق پیدا کند. دریک جلسه تدریس الزاماً نباید از یک روش تدریس استفاده شود بلکه باید از شیوه های متعددی برای تدریس موضوع مورد نظر استفاده شود. بنابراین معلم باید برروش ها و شیوه های گوناگون تدریس، مسلط باشد وبا توجه به وضعیت ومقتضیات کلاس درس از روش های خاصی استفاده کند.(مرتضوی زاده- 1386)4_ مشارکت دانش آموزان درفرایند یادگیری: معلم باید همه دانش آموزان رادرتمام مراحل تدریس ، اعم از شروع تدریس ، ارائه و خلاصه کردن و... فعالانه شرکت دهد تا اداره کلاس به شکل مطلوبی صورت گیرد بدین طریق، دانش آموزان مطالب مورد نظر رابه خوبی فراگیرند زیرا دانش آموزان هستند که یادگیری را محقق می سازند. برای تحقق این امر،لازم است معلم برای دانش آموزان فرصت فعالیتهای علمی نظیر : تجربه،آزمایش ومشاهده را مهیا کند، آنان رابرای مشارکت دربحث های کلاس وسایر فعالیت های جمعی ترغیب کند و اجازه دهد تادر یادگیری خود سهیم شوند.بدین معنا که باید به دانش آموزان اجازه داد درباره آن چه یادمی گیرند ونیز درباره شیوه های یادگیری خود سهیم باشند.5_ نظارت مداوم برکلاس : معلم بایدتوجه داشته باشد که نگاه خودرا عادلانه دربین دربین فراگیران تقسیم کند زیرا فراگیران بخشی از مطالب درسی از طریق ارتباط چشمی با معلم خود فرامی گیرند.6_ تسلط برمطالب تدریس: اگر معلم احاطه کامل برموضوعات درسی داشته باشد وبرای شاگردان از نظر علمی شخص مهمی جلوه کند، شاگردان توجه خاصی به سخنان وی خواهند داشت، لذا تسلط معلم برمطالب نقش موثری درپاسخگویی او به سئوالات شاگردان خواهد داشت.7_ استفاده بهینه از وقت: معلم باید به گونه ای وقت کلاس راتنظیم نماید که وقت او بیهوده تلف نگردد. بعداً نیازبه کلاس های فشرده جبرانی نباشد. او بهتر است از مطالب غیر ضروری پرهیز نماید وطبق زمان بندی براساس سر فصل تهیه شده تدریس کند.8_ استفاده از رسانه های کمک آموزشی : معلمان شایسته است که برای یادگیری بهتر درمحیط آموزشی رسانه های مناسب با تدریس خود را انتخاب کرده ودرجهت تهیه آنها ویا ساختن آن اقدامات لازم را با همکاری مسئولان به عمل آوردند ( کریمیان جعفریان ،1385)تنوع در مواد ووسایل ومنابع آموزشی ،روشها وتکنیک ها وفضای آموزشی از سوی آموزش را از حالت یکنواخت و خسته کننده خارج می سازدوبه آن جذابیت وگیرایی می بخشد از سوی دیگر شرایط بهتری برای نوعی تکرار مفید در ارائه محتوا،مفاهیم ،اصول وروشهای علمی مورد نظر فراهم می آورد.9_ به کار گرفتن حواس ومهارتهاوتوانایی های مختلف یادگیرنده گان: تحقیقات روان شناسی یادگیری وعلوم تربیتی بر نقش حواس مختلف دریادگیری اشاره دارد یعنی گرچه بخشی از یادگیری از طریق حس شنوایی انجام می شود ولی بخش عمده دیگر از طریق بینایی ممکن است. حواس دیگری چون لامسه،بویایی وچشایی نیز به سهم خود دریادگیری انسان موثر است. بنابراین اظهارات انجام شده،برای افراد طبیعی ،حس بینایی نقش اساسی تری دریادگیری دارد، پس از آن شنوایی، حواس دیگر درمرتبه بعدی قرار دارند.(میزابیگی 1384)آندرز درخصوص اهمیت وکاربرد مواد بصری می نویسد: استفاده از تصاویر بعدی یا ذهنی بریادگیری مفاهیم تأثیر می گذارد. نکته حائز اهمیت این که نباید آموزش راصرفاً به شیوه های شنیداری محدود ساخت بلکه اولویت دادن به شیوه دیداری به ویژه تلفیق شیوه دید دیداری شنیداری تأثیرات مفید یاد دهی – یادگیری راافزایش می بخشد.10_ تناسب با شرایط وامکانات محیط وحداکثر استفاده از آن: استفاده از فضای سبز مدارس درصورت موجود ویا استفاده از پارک های نزدیک مدرسه استفاده از برنامه های علمی تلویزیونی ، از طریق ضبط قبلی برنامه یا شناسایی واستفاده از شرایط وامکاناتی که دراختیار والدین قرار داردومی تواند دراختیار کلاس فرزندانشان قرار گیرد از جمله: اولیای شاغل ودارای مسئولیت درمراکز صنعتی ، تولیدی، مخابرات، انتشارات، مراکز هنری،آزمایشگاه ها وفضاهای طبیعی و......ترس از تدریس11_ تناسب بارشد شخصیت وبهداشت روانی یادگیرندگان: روش مناسب و آموزش اثر بخش آن است که علاوه برآموزش علمی بررشد شخصیت وبهداشت روانی یادگیرندگان نیز تأثیر مثبت داشته باشد. همچنین بهداشت روانی ودرمان نیز، به مفهوم گسترده وعمیق خود، ارتباطی اساسی با آموزش وپرورش وتربیت دارد.زیرا که اهداف تربیت انسان می توان به مواردی چون ایجادتغییرات مطلوب درافکار، نگرش ها،گرایش ها وکنش های آدمی وایجاد تعادل در شخصیت فرداشاره داشت. لازم است آموزش به گونه ای برنامه ریزی واجرا گردد که در وهله ی اول مغایر با رشد شخصیت وبهداشت روانی یادگیرنده نباشد دروهله ی بعد،آمورش مطلوب آن است که حتی الامکان درتقویت چنین جنبه هایی تأثیر مثبت داشته باشد.12_ کاربردهای ارزشیابی تحصیلی، یادگیری وارزیابی آن :عمده ترین هدف های پیشرفت تحصیلی عبارتنداز: - کمک به شناخت نقاط ضعف وقوت یادگیرنده ومیزان موفقیت وی توسط خود او و معلم . - ترغیب وهدایت یادگیرندگان جهت مطالعه ویادگیری – کمک به معلم در تعیین مرحله بعدی تدریس – پی بردن به نقاط قوت وضعف برنامه درسی واجزا وعناصر آن کمک به معلم درتعیین نقاط قوت وضعف میزان موفقیت خود درامر تدریس به عقیده بر وینگ و گلاور معلمان کارآمد از مهارت های لازم برای ارزیابی دانش آموزان برخوردار بوده وقادرند میزان یادگیری شان راتعیین کنند. وسایل اندازه گیری عبارتنداز: امتحانات کلاسی- تکالیف درسی یا پروژه های تحقیقاتی و....... 13_ توانایی جذب دانش آموز: به عقیده دکتر سیف یکی از ویژ گی های معلمان کارآمد ، جذب شاگردان به جلسات درس و ادامه شرکت آنان در فعالیت های یادگیری است . معلمان باکفایت می دانند که برای هر دانش آموز ، درس را باید از کجا شروع کرد. آنان هر جا که لازم آید به آموزش انفرادی روی می آورند و سرعت تدریس را متناسب با پیشرفت دانش آموزان تنظیم می کنند. 14_ پرورش مهارتهای فکری : معلمان موفق می توانند فعالیت های آموزشی را معنا دار سازند . بدین منظور یک معلم کار آمد یادگیری جدید دانش آموزان جدیدراطوری هدایت می کنند که با دانش قبلی انها همسانی داشته باشند تا دانش آموزان بتوانند دانش جدیدرا به نحوی منطقی در حافظه ی خود سازمان دهند. 15_ آموزش روش تهیه گزارش خلاقانه: روش های تهیه ی گزارش های خلاقانه نظیر آزمایش ها و گزارش ها را به دانش آموزان آموزش داده وآنها را در این راه یاری نمایید.(رضایی 1386).</description>
                <category>astrialmind</category>
                <author>astrialmind</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2020 15:53:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کنفرانس چیست</title>
                <link>https://virgool.io/@astrialmind/%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ywlhpdeklss0</link>
                <description>غالباً از این عناوین چندان مطابق با معنی واقعی آن‌ها استفاده نمی‌شود. برای همین تصمیم گرفتم به تفاوت‌ها و شباهت‌ها و ویژگی‌هایی که هرکدام در اجرا دارند نگاهی بیندازم تا برای شما هم بهتر جا بیفتد. شاید در ادبیات فارسی هر گردی گردو نباشد، اما در زبان انگلیسی هر سبکی از دور هم جمع شدن را مشتقی از کلمۀ گردهمایی (Gathering) می‌دانند و به نوعی کلمۀ مادر است. در ادامه به تعریف هر عنوان و ویژگی‌های آن می‌پردازم که می‌توانید آن‌ها را مطالعه کنید.با جست‌وجویی در توییتر دیدم ظاهراً اینکه چه تفاوتی بین این عناوین وجود دارد، سؤال بقیه هم هست. مثلاً کاربر، کلهریوس کیهانیست، مستقیماً به این موضوع اشاره کرده: «تفاوت اجلاس، همایش و نشست و… تو چیه؟»در توییت دیگری، با چاشنی انتقاد، توییتی را نوشته و گویا به محتوای ارائه‌شده در گردهمایی‌ای که حضور داشته اعتراض کرده است. انتقاد او ناشی از این بوده که برگزارکنندۀ آن گردهمایی عنوان مناسبی را برای گردهمایی خود در نظر نگرفته بود.در ادامه سعی دارم با توضیح کامل هر کدوم از این دورهمی‌ها متوجه مفاهیمی همچون انواع همایش، انواع کنفرانس، تفاوت سمینار و همایش، تفاوت همایش و کنفرانس، تفاوت کنگره و کنفرانس و … شوید.نشست یا گَدِرینگ (Gathering) چیست؟کلمۀ «Gathering» همیشه به‌معنی جلسه، نشست یا ملاقات رسمی نیست، بلکه دیدار دو دوست بعد از مدتی زیاد هم نوعی گردهمایی یا گرد‌هم‌آمدن برای انگلیسی‌زبان‌ها به حساب می‌آید. گردهمایی لزوماً مانند نشست یا «Meeting» موضوع و هدف خاصی را دنبال نمی‌کند و به هر نوع اجتماعی نیز اطلاق می‌شود. پس می‌توان آن را هم‌ردۀ کلمۀ نشست و حتی بالاتر قرار داد.این واژه در فارسی به‌معنی جلسه، نشست، انجمن، ملاقات و همایش به کار رفته است.تعداد شرکت‌کنندگان: از ۲ نفر تا ۲هزار نفر و بیشتر؛میزان تعامل شرکت‌کنندگان: متغیر (از بسیار کم تا بسیار زیاد)؛میزان صمیمیت: بسیار کم تا بسیار زیاد؛مدت برنامه: یک تا چند روز؛مثال: گردهمایی اینفلوئنسرهای اینستاگرام.ترس از کنفرانس در دانشگاهنشست یا همان میتینگ (Meeting) چیست؟نشست یا میتینگ به هر نوع اجتماع دو یا چندنفره در یک محل مشخص و با یک هدف واحد گفته می‌شود. نشست‌ها را در هر زمان و هر مکان (بدون امکانات بسیار تشریفاتی) می‌توان برگزار کرد و معمولاً هم غیررسمی هستند. پس فرقی نمی‌کند همکار، هم‌دوره و هم‌دانشگاهی باشید یا با هم صبح‌ها به پارک بروید و ورزش کنید. برای بررسی وضعیت و رد و بدل کردن اطلاعات اجتماعی، فرهنگی، کاری، اقتصادی یا حتی برنامه‌ریزی یک مسافرت، به نوعی میتینگ یا نشست با کل اعضا نیاز دارید. در این سبک از اجتماع‌، قریب به اتفاق شرکت‌کنندگان صبحت کرده و نظریات خود را ارائه می‌‌کنند. میزان صمیمیت در نشست‌ها عموماً از بسیار زیاد (ازآنجاکه افراد آشنایی نسبی قبلی با هم دارند) تا گاهی هم بسیار کم خواهد بود (مانند میتینگ کاری).</description>
                <category>astrialmind</category>
                <author>astrialmind</author>
                <pubDate>Sun, 10 May 2020 16:39:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لرزش</title>
                <link>https://virgool.io/@astrialmind/%D9%84%D8%B1%D8%B2%D8%B4-vz7pzmb3tubr</link>
                <description>صدای ما نشان‌دهنده شخصیت ماست. حتما برای شما هم این اتفاق افتاده که پشت تلفن با کسی صحبت کرده‌اید و بدون اینکه او را ببینید، صرفا از صدای او تصوری از شخصیت او در ذهنتان ساخته‌اید.نشان‌دهنده اعتمادبه‌نفس ماست. وقتی در مورد علت لرزش صدا هنگام صحبت کردن مطالعه می‌کنیم، اگر بخواهیم از عموم نظرسنجی کنیم، قطعا یکی از دیدگاه‌هایی که خواهندداشت این است که فردی که صدایش می‌لرزد اعتمادبه‌نفس کمی دارد.حرف‌هایمان جدی‌تر گرفته می‌شود! شاید غیرمنطقی باشد، اما این حقیقت در جامعه ما وجود دارد. اگر صدای مناسبی داشته باشیم، به گفته‌هایمان بیشتر توجه می‌کنند و آن‌ها را بیشتر جدی می‌گیرند. ? مطمئنا فقط به همین دلایل نیست که صدای ما دارای اهمیت است. آنقدر می‌توانیم در مورد فواید صدا بگوییم که جا کم بیاوریم. اما اگر فقط همین ۳ دلیل را هم در نظر بگیریم، اهمیت دانستن علت این موضوع هنگام صحبت کردن برای ما آشکار خواهد شد.علت لرزش صدا هنگام صحبتچرا صدا می‌لرزد؟وقتی در مورد علت لرزش صدا هنگام صحبت کردن حرف می‌زنیم، با دو دلیل عمده مواجه می‌شویم.اولین علت آن، ممکن است این باشد که “به محتوای خودمان ایمان نداریم”.کاملا منطقی است که وقتی فردی را می‌بینیم که صدایش می‌لرزد، احساس کنیم که به کاری که می‌کند یا چیزی که می‌گوید ایمان ندارد.دومین علت لرزش صدا هنگام صحبت کردن، این است که ما تکنیک‌های ارائه درست را نمی‌دانیم! بنابراین طبیعی است که دچار استرس می‌شویم و صدای ما به لرزش می‌افتد.البته تا پایان مقاله، به دلایل دیگر هم اشاره می‌کنیم؛ اما احتمالا ریشه اصلیو علت لرزش صدا هنگام صحبت کردن همین دو مورد است.چطور لرزش صدا را کنترل کنیم؟تقریبا می‌توانیم بگوییم که برای ارائه محتوا مشکل خاصی ندارید. یعنی در جلسات فرد به فرد و یا صحبت‌های معمولی و یا حتی در ذهنتان، محتواهای ارزشمندی را برای ارائه دارید.اما زمانی که می‌خواهید در جمع صحبت کنید و یا جلوی افراد خاصی با جایگاه‌های خاص صحبت کنید صدای شما شروع به لرزیدن می‌کند.از اینجا به بعد می‌خواهیم بصورت تخصصی‌تر در مورد علت لرزش صدا هنگام صحبت کردن بحث کنیم. در واقع ۵ دیدگاه اساسی را در این حیطه در نظر می‌گیریم و مطرح می‌کنیم که شاید با در نظر گرفتن یکی از همین نکات، بتوانیم لرزش صدای خودمان را شکست دهیم! پس با ما همراه باشید…</description>
                <category>astrialmind</category>
                <author>astrialmind</author>
                <pubDate>Sat, 09 May 2020 13:51:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترس</title>
                <link>https://virgool.io/@astrialmind/%D8%AA%D8%B1%D8%B3-dyor397gjmtu</link>
                <description>ترس چیست؟ترس، در واقع احساسی می‌باشد که در واکنش به خطرات از شما بروز می‌کند. احساس ترس، حس ناخوشایندی است که وقتی خطری شما را تهدید می‌کند، در ذهن شما پدیدار می‌شود. فرقی نمی‌کند این خطر بیرونی باشد یا درونی.در مواجهه با هر نوع از عواملی که امکان آسیب رساندن به شما را داشته باشند، شما احساس ترس خواهید داشت. زمانی که ترس از حد عادی فراتر می‌رود، آن را فوبیا می‌نامند. یعنی ترسی که حاد و غیر قابل کنترل است و میزان بروز آن با خطر تناسب ندارد.به عنوان مثال فرد قرار است در یک جمع سخنرانی کند، اما به حدی  واکنش های غیر معقول و عصبی از خود نشان می‌دهد که شاید دیگران تصور کنند که قرار است؛ اتفاق بسیار بدی برای او بیافتد.البته باید به این نکته توجه داشته باشید که احساس ترس برای حفظ بقا و سلامتی شما لازم است. به عنوان مثال شما از وسایل تیز دوری می‌کنید؛ زیرا ترس این را دارید که موجب ایجاد جراحتی در بدن شما شود. بنابراین اگر دقت کنید ترس در این مورد همان عاملی است که شما را از مشکل نجات داده است و موجب شده آسیبی به شما وارد نشود.با این توصیف نمی‌توانیم بگوییم که همه انواع ترس غیر معقول هستند و باید با آنها مقابله کرد. بلکه برخی از آنها برای حفظ حیات شما لازم و ضروری هستند. افراد در هنگام ترس واکنش های مختلفی از خود نشان می‌دهند. در اغلب موارد فریاد می‌کشند و سعی می‌کنند از عامل خطر فرار کنند. اما در موارد حاد مانند فوبیا و یا زمان هایی که عامل ترس بیش از حد تصور خطرآفرین است، حتی امکان دارد فرد دچار حمله عصبی شده و بیهوش شود.?عوامل ترساینکه شما دچار احساس ترس و وحشت می‌شوید، ممکن است به عوامل مختلفی ارتباط داشته باشد. موضوعات متفاوتی باعث بروز احساس ترس در شما می‌شوند. مهم است که شما بتوانید عواملی که باعث ترسیدن شما هستند، پیدا کنید.سعی کنید اگر لازم است آن ها را رفع نمایید. گاهی اوقات ترسیدن موجب می‌شود بسیاری از فرصت ها را از دست بدهید و حتی در برخی موارد شما را از فعالیت‌های لازم و ضروری نیز باز می‌دارد. عوامل ایجادکننده ترس‌را می‌توان در دسته های مختلفی تقسیم‌بندی کرد از جمله:تجربیات گذشتهشنیده ها و حوادث اخیرعدم آگاهیناتوانی در کنترل شرایط ?عواملترس 1_ تجربیات گذشتهتجربه های هر فرد یکی از مهمترین عوامل در ایجاد احساس ترس می‌باشند. به عنوان مثال اغلب افرادی که در سانحه رانندگی دچار آسیب می‌شوند و یا عزیزان خود را از دست می‌دهند، تا مدت‌ها از حضور در اتومبیل وحشت دارند.آنها مدام بر این باور هستند که ممکن است همان اتفاق مجدداً برای آن ها رخ دهد و موجب آزار آنها شود. برخی از این افراد تا مدت ها سعی می‌کنند، رانندگی نکنند. بخصوص اگر در سانحه تصادف خود را مقصر بدانند و دچار احساس گناه باشند. این حادثه در ذهن فرد باقی مانده است و تصور می‌کند، هر بار که مجدداً پشت فرمان بنشیند ممکن است این اتفاق رخ دهد.تجربیات شما بر روی ذهن تان اثر می‌گذارند و این ذهنیت ها هستند که تعیین می‌کنند چه رفتارهایی را از خود بروز دهید و چه کارهایی انجام بدهید. ?تجربیاتتلخعاملایجادترساست 2_ شنیده ها و حوادث اخیربرخی مواقع شما از دیگران اخباری را می‌شنوید که باعث ایجاد احساس ترس در شما می‌شوند. فرض کنید تلویزیون اعلام می‌کند که قرار است در چند روز آینده زلزله‌ ای رخ دهد. همین موضوع باعث می‌شود تا شما مرتب دچار احساس ترس باشید و سعی کنید خود را از این آسیب‌ها حفظ نمایید.به این ترتیب برخی مواقع ترس شما از شنیده های تان سرچشمه می‌گیرند. البته باید دقت کنید، گاهی اوقات این اخبار و شنیده ها از منابع آگاهی اعلام نمی‌شوند و تنها موجب ایجاد رعب و وحشت در وجود شما خواهد شد. بنابراین لازم نیست نسبت به هر چیزی واکنش نشان دهید و نگران آن باشید. گاهی اوقات مواردی که درباره آنها دچار ترس هستید اصلا اتفاق نمی‌افتند. ?واکنشنشاندادبههرچیزیباعثترسمی‌شود 3_ عدم آگاهیعدم آگاهی و نداشتن اطلاعات کافی می‌تواند از عوامل موثر در بروز برخی ترس‌ها باشد. در برخی موارد ما دچار احساس ترس هستیم. زیرا اطلاعات کافی و لازم را نداریم. فردی را در نظر بگیرید که با چند نشانه کوچک احتمال یک بیماری خطرناک را در جسم خود می‌دهد. بدون شک این شخص دچار احساس ترس فراوانی خواهد شد.اما زمانی که به پزشک مراجعه می‌کند و اطلاعات بیشتری کسب می‌نماید، متوجه می‌شود که دچار اشتباه شده. این گونه موارد نمونه بارز مثال هایی هستند که شما تنها از روی عدم آگاهی موجب بروز احساس ترس در وجود خود می‌شوید. در حالی که وقتی درباره موضوع به حد کافی آگاهی پیدا کنید متوجه می‌شوید، جای هیچ‌گونه ترس و وحشتی وجود ندارد. ?عدمآگاهیموجببروزترسمیشود 4_ ناتوانی در کنترل شرایطبرخی افراد توانایی مدیریت شرایط را ندارند. به همین دلیل در مواجهه با موقعیت‌های مختلف دچار احساس ترس می‌شوند. زیرا نگران این موضوع هستند که نتوانند آن گونه که شایسته است اوضاع را پیش ببرند و مشکلات را حل کنند. این گونه ترس‌ها با بالا بردن سطح مهارت، قابل کنترل و قابل حل شدن هستند.شاید بارها در اطراف خود کسانی را دیده باشید که در موقع مشکلات مرتب دچار احساس وحشت هستند و دست به دامن اطرافیان خود می‌شوند. تنها دلیل این موضوع آن است که آن ها توانایی مدیریت شرایط بحرانی را ندارند و به همین علت احساس ترس در آن ها ایجاد می‌شود. آن ها در تلاش هستند تا با کمک گرفتن از دیگران این احساس را در وجود خود کاهش دهند.?انواع ترسترس در وجود انسان دچار انواع مختلفی است. افراد نسبت به مسائل متفاوتی دچار احساس ترس هستند. ممکن است موردی که در وجود یک نفر ایجاد ترس می‌نماید برای شخص دیگری امری بسیار عادی باشد.ترس انواع مختلفی دارد مانند:ترس‌از ارتفاعترس‌از تاریکیترس‌از پروازترس‌از بیماری های سختترس‌های ماوراءالطبیعهترس‌از شروع کردن کارهاترس‌از انجام کارهای دشوارترس از سخنرانی و…در ادامه به 5 مورد از این ترس ها اشاره می‌کنیم…حتماً بخوانید: فن بیان چیست؟1_ ترس از ارتفاعشاید شما هم از آن گروه افرادی باشید که نسبت به ارتفاع وحشت بسیار زیادی دارند. ارتفاع در بسیاری از افراد موجب احساس ترس می‌شود و سعی می‌کنند تا حد ممکن خود را در شرایط بحرانی قرار ندهند. در مقابل، اشخاص دیگری نیز وجود دارند که تفریحاتی مانند چتربازی جزء علایق آنها می‌باشد و هیچ گونه ترسی نسبت به آنها ندارند.البته ترس‌از ارتفاع از نظر روانشناسان یکی از ترس‌های حقیقی می‌باشد. بسیار عادی است که افراد نسبت به ارتفاع محافظه کارانه عمل کنند. زیرا احتمال سقوط و آسیب دیدن وجود دارد. انسان هایی که دچار این ترس هستند، زمانی که در ارتفاع بالا قرار بگیرند، معمولاً دچار گرفتگی عضلات می‌شوند و در بدنشان احساس لرزش می‌کنند.?2_ ترس از تاریکیزمانی که برق خاموش می‌شود و فضای اتاق در تاریکی فرو می‌رود، ممکن است فکر کنید شخص دیگری نیز در اتاق حضور دارد و حتی قصد دارد به شما حمله کند. یکی از ویژگی‌های فضای تاریک این است که در شما احساس توهم ایجاد می‌کند. یعنی همین که فکر می‌کنید قرار است دچار آسیب شوید و برق را روشن می‌کنید.ترس از تاریکی در برخی افراد به فوبیا تبدیل شده و بیش از حد تصور از آن هراس دارند. اینگونه اشخاص زمانی که در مکان تاریک قرار می‌گیرند، دچار احساساتی مانند خفگی و یا لرزش دست و پا خواهند شد. اغلب تلاش می‌کنند با فرار کردن و یا فریاد زدن خود را از شرایط بحرانی نجات دهند.?3_ ترس از پروازاگر تجربه سوار شدن در هواپیما را داشته باشید قطعاً در آن با افرادی مواجه شده اید که در طول سفر مرتب دچار بی‌حالی هستند و احساس ترس می‌کنند. اینگونه ترس را، ترس از پرواز می‌نامند. افرادی که دچار این اختلال هستند، فکر می‌کنند ممکن است هواپیما سقوط کند و جان خود را از دست بدهند.در واقع هنگام سفر و در طول پرواز احساس امنیت ندارند. معمولاً دست های خود را محکم روی دستگیره های صندلی فشار می‌دهند و تا حد امکان در صندلی خود فرو می‌روند. حتی ممکن است تا ساعاتی پس از خروج از هواپیما این احساس در آن ها وجود داشته باشد و زمان ببرد تا به حالت عادی بازگردند. ?ترسهادر80درصدمواقعاتفاقنمیافتند 4_ ترس از بیماری های سختمتاسفانه کسانی وجود دارند که مرتب دچار این وسواس فکری هستند که مبتلا به بیماری می‌باشند. آنها به محض اینکه کمی کسالت داشته باشند و یا نشانه کوچکی از بیماری در وجودشان پدیدار شود، دچار ترس فراوانی می‌شوند.چگونه از حرف زدن نترسیمبا خود فکر می‌کنند که حتماً به بیماری سختی دچار شده‌اند و در ذهن بدترین ها را تصور می‌کنند. در حالی که وقتی به پزشک مراجعه کنند متوجه می‌شوند هیچ مشکلی وجود ندارد، هیچ چیز سلامت آن ها را تهدید نمی‌کند. شاید علت این ترس در برخی از آنها عوامل ارثی و ژنتیکی باشد و یا مربوط به تجربیات تلخی باشد که در این حوزه دارند. آن ها معمولاً دچار بی حالی هستند و نشاط کافی را ندارند.5_ ترس‌های ماوراءالطبیعهترس‌از موجودات ناشناخته و عواملی که هرگز با آنها مواجه نشده اید. این نوع ترس‌را ترس‌های ماوراء الطبیعه می‌نامند. یعنی نوعی از وحشت در وجود شما که تنها با تصور موجودات فرا زمینی ایجاد شده است. این نوع ترس‌ در وجود برخی از افراد به حدی زیاد است که آن ها را دچار اوهام می‌کند و موجب بر هم خوردن آرامش آن ها خواهد شد. ?برخیترسهاناشناختههستند چگونه ترس را کنار بگذاریم؟ترس‌ها اگر از حد طبیعی خود فراتر روند باعث ایجاد مشکل در وجود شما خواهند شد. حتی در برخی موارد ممکن است موقعیت های خوب زندگی را از شما دریغ کنند و اجازه ندهند، آن گونه که باید و شاید به موفقیت برسید. بنابراین باید به روش کاملاً منطقی با این ترس‌ها مواجه شوید و آن ها را مدیریت کنید تا از مشکلات احتمالی جلوگیری به عمل آورید.1_ بسیاری از آن ها هرگز رخ نمی‌دهندشاید برایتان جالب باشد که بدانید ۸۰ درصد مواردی که در مورد آن‌ها نگران هستید و دچار احساس ترس‌می‌شوید؛ هرگز رخ نداده‌اند و نخواهند داد. اغلب ترس‌های ما غیر واقعی هستند. اگر توجه کنید ترس‌از تاریکی، ترس‌از پرواز، ترس‌های ماورا الطبیعه، همگی در نوع خود غیر واقعی و غیر حقیقی می‌باشند.قطعاً هرگز هیچ موجودی در تاریکی به شما حمله نخواهد کرد و یا اینکه هیچ عامل ناشناخته ای قرار نیست به شما آسیب برساند. حتی زمانی که در هواپیما نشسته اید و در حال سفر می‌باشید، احتمال سقوط در کم ترین حالت خود می‌باشد.کمی با خود فکر کنید؛ چه تعداد از مسائلی که از آن ها هراس داشته اید اتفاق افتاده‌اند؟ بدون شک پاسخ شما این خواهد بود که هیچکدام و یا شاید تعداد بسیار انگشت‌شماری از آن ترس‌ها برای تان اتفاق افتاده است. بنابراین سعی کنید ترس‌های بیهوده را از خود دور نمایید و مطمئن باشید هیچ چیز قرار نیست آرامش شما را بر هم بزند. ?برخیازترسهاهرگزرخنمی‌دهند 2_ با آن ها روبه رو شویدیکی از بهترین کارهایی که می‌توانید برای رفع ترس‌خود از آن استفاده کنید و با کمک آن ترس‌های خود را کنار بگذارید، این است که با آن روبرو شوید. اگر فکر می‌کنید در تاریکی چیزی قرار است به شما حمله ور شود، خب وارد فضای تاریک شوید و آن را جستجو کنید.اگر از پرواز هراس دارید سعی کنید سفرهای خود را با هواپیما انجام دهید. بهترین راه نابود کردن ترس‌روبه رو شدن با آن است. اینکه عامل ترس‌را از بین ببرید و این عامل نابود نخواهد شد مگر اینکه با آن روبه رو شوید.?3_ عواقب ترسیدن را بشناسیدترس‌های شما باعث شده چه موقعیت هایی را از دست دهید؟ چه اتفاقات خوبی در زندگی شما صرفاً به دلیل ترسیدن رخ نداده است؟ شاید اگر یک بار عواقب ترس‌های خود را بررسی کنید، بتوانید با شجاعت با آنها روبه‌رو شوید.فردی که ترس‌دارد بسیاری از فرصت های خود را از دست خواهد داد. با خود بیندیشید تا همه معایبی که ترسیدن می‌تواند برای شما به همراه داشته باشد، شناسایی کنید. قطعاً در این صورت بسیار قاطعانه تر می‌توانید با ترس‌خود روبرو شوید و آن را مدیریت کنید.?4- با روانشناس صحبت کنیددر مواردی که ترس‌های شما از حد عادی فراتر رفته و تبدیل به فوبیا شده است، می‌توانید با یک روانشناس حاذق مشورت کنید. قطعا آن ها راهکارهای بسیار موثری را ارائه می‌دهند که با کمک آن ها می‌توانید مشکل خود را حل کنید. نیاز نیست خودتان را مورد آزار قرار دهید تا به تنهایی نسبت به ترس‌های تان غلبه کنید.گاهی اوقات لازم است فرد دیگری در کنار شما حضور داشته باشد و به شما کمک کند تا بتوانید بحران های زندگی را پشت سر بگذارید. از روانشناس کمک بگیرید. آن ها تجربه بسیار خوبی در این زمینه دارند و از سوی دیگر علم و دانش کافی را دارا هستند.</description>
                <category>astrialmind</category>
                <author>astrialmind</author>
                <pubDate>Fri, 08 May 2020 14:54:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خیال بافتی</title>
                <link>https://virgool.io/@astrialmind/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D9%81%D8%AA%DB%8C-gwy8drtlwnwa</link>
                <description> خیالبافی یكی از مكانیسم های دفاعی انسان است كه در آن فرد جهت مقابله با ناكامی ها به صورت خیال و تصور به امیال و آرزوهای خود واقعیت می بخشد و گاهی هم امیال شكست خورده خود را به تخیلات فریبنده و لذت بخش تبدیل می كند تا آنچه را كه در عالم واقع بدان نرسیده است در عالم خیال برای خود تصور كند. اولین و مهمترین اثر مخرب تخیل، این است كه ممكن است مانع درک واقعیات شده و باعث گردد فرد نتواند به طور مطلوب با محیط خود ارتباط برقرار كند؛ زیرا بهداشت روانی فرد در نگرش های مربوط به خود، دیگران و زندگی براساس اصل درک واقعیت امكان پذیر است تا فرد با محیط و نگرش های مربوط به خود و دیگران سازگار گردد.در هر حال آنچه مسلم است باید برای رفع این مشکلات اقدامات درمانی جدی داشته باشید و مراجعه حضوری برایتان ضرورت دارد.بیشتربخوانید: چگونه در چند قدم حساب شده روياهايمان را به واقعيت تبديل كنيم؟- همواره بدانید انسان موجودی با اراده و مختار است و همانطور كه نمی گذارد هر كسی به حریم شخصی و خانوادگیش نفوذ كند، باید با اراده خودش از نفوذ افكار و اندیشه های مزاحم و خیالی در ذهنش نیز جلوگیری نماید و كنترل افكار و اندیشه های خود را در دست خود داشته باشد.- یكی از روشهای دیگر این است كه كشی به مچ خود ببندید و با شروع خیالپردازی آن كش را كشیده و رها كنید طوری كه اندک سوزشی بدستتان وارد شود آنگاه شروع به شمارش معكوس نمایید.- تکنیک موثر دیگر اینست كه وقتی استارت خیال پردازی در ذهنتان زده شد بلافاصله كش را گرفته و رها كنید و به فكری كه قبل از این فكر خیال پردازانه به ذهنتان آمد و باعث شد كه شما دست به كار این فكر شوید را بیابید و بعد از یافتن آن به فكری كه قبل از آن به ذهنتان آمد و باعث شد كه این فكر به ذهنتان بیاید فكر كنید و همینطور به فكرهای قبلی بپردازید با اینكار كم كم كنترل فكر خود را بدست خواهید آورد البته اینها تکنیک هایی هستند كه باید زیر نظر روان درمانگر و در طی چندین جلسه انجام شوند.یكی از بهترین راههای غلبه بر خیالبافی های افراطی، تنها نبودن و جابجایی مكانی است، یعنی به محض شروع افكار خیالی، مكان خود را تغییر دهید.ویژگی افراد خیال پردازاستفاده از تکنیک حواست را جمع كن: این شیوه ممكن است ظاهراً ساده به نظر بیاید، ولی در عین حال بسیار مؤثر است. هنگامی كه حواستان پرت می شود و ذهنتان سرگردان است، مرتب به خودتان هشدار دهید كه حواست را جمع كن. این روش كم كم سبب می شود كه توجه شما به موضوع مورد نظرتان جلب شود.- یكی از بهترین راههای غلبه بر خیالبافی های افراطی، تنها نبودن و جابجایی مكانی است، یعنی به محض شروع افكار خیالی، مكان خود را تغییر دهید. سعی نمایید خیلی تنها نباشید، خصوصا در مواقع هجوم افكار خیالی، زیرا تنهایی بهترین محرک برای ایجاد افكار خیالی می باشد. قبل از شروع این خیالات خودتان زمینه بروز آن را از بین ببرید.- فرصتی برای افكار و خیالات مزاحم: در طول روز ، زمان ویژه ای را به فكر كردن درباره مسائل و خیالاتی كه به ذهن شما خطور می كنند و تمركزتان را به هم می زنند اختصاص دهید. به طور مثال ساعت 30/ 4 تا 5 بعد از ظهر زمانی است كه شما می توانید به این خیال پردازی بپردازید. هنگامی كه این افكار مزاحم در طول روز به ذهن شما خطور كرد و باعث نگرانی شما شد، به یاد آورید كه زمان ویژه ای را برای آنها در نظر گرفته اید و اجازه دهید كه از ذهن شما خارج شوند. كسانی كه از این روش استفاده كرده اند، توانسته اند 35 درصد از افكار مزاحم را در طول 4 هفته در خود كاهش دهند. این تغییر بزرگی است.- موقعیت هایی كه این گونه افكار و خیالبافی ها بیشتر به سراغ شما می آید را شناسایی و از رفتن به این مكان ها خودداری كنید.- از خیالپردازی خود به درستی و آگاهانه استفاده نمایید؛ زیرا در این صورت است كه متوجه این موضوع می شوید كه از زندگی خود چه می خواهید. از خیال می توان به عنوان یک ابزار تعیین كننده هدف برای خود استفاده كرد.- ورزش را جزء ضرورى ‏ترین فعالیت‏هاى خود قرار داده هر روز حداقل نیم الى یک ساعت ورزش كنید. (هر ورزشى كه مورد علاقه شماست)- روابط اجتماعى خود را افزایش دهید مثلاً شركت در مجالس عمومى مثل مجالس جشن یا مجالس مذهبى.- سعى كنید هیچگاه بیكار نباشید و با برنامه ریزى براى اوقات شبانه روزى خود همه اوقات خود را به نحوه صحیح و منطقى پر كنید زیرا یكى از دلایل اینكه این خیالپردازی به ذهن خطور مى‏ كنند بیكارى است.</description>
                <category>astrialmind</category>
                <author>astrialmind</author>
                <pubDate>Fri, 01 May 2020 18:07:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تخیل</title>
                <link>https://virgool.io/@astrialmind/%D8%AA%D8%AE%DB%8C%D9%84-bogppyvvbtiw</link>
                <description>خیالبافی از دیدی همان رؤیاست زیرا شخص اعمال را در پندار انجام می دهد و در عالم خیال زمینه را برای رفع موانع و ناراحتی فراهم می آورد. محرک فرد در عالم رؤیا اغلب تمایلات و آرزوهای ارضا نشده اند و در عالم خیالبافی هم همین حالت وجود دارد.دنیای تخیل و رؤیا برای افراد زیبا، غنی و پرمعنی است و تازه های آن برای فرد به قدری قابل وصولند که آدمی می تواند با چشم بر روی هم نهادن و با کوچکترین احساس ناکامی و اضطراب آن عالم را برای خود پدید آورده و محسوس نماید. فرق آن با رؤیا این است که رؤیا در خواب است و خیالبافی در بیداری. افراد خیالباف در بیداری، با آزاد گذاردن ذهن از عالم واقع دور شده و با آن فاصله می گیرند. چیزهای غیر قابل وصول را در دسترس خود می بینند. اینان در بین خواب و بیداری هستند و صورت ها طبق قانون تداعی معانی یکی پس از دیگری، بدون نظم و ترتیب و رابطه منطقی پدید می آیند و می روند. آری، خیالبافی نوعی رؤیا در بیداری است که برای ارضای تخیلی آرزوها و امیال ناکام مانده فعالیت می کند، آنچه در این مسیر عارض ذهن او می شود آن را واقعی پنداشته و در عین آگاهی از غیر واقعی بودن آن خوش است.فـــــواید خیالبافــــــــیبر خلاف اندیشه شایع خیالبافی در مواردی می تواند مفید باشد تا حدی که عده ای آن را عادت بد و یا نشانه اختلال هیجانی نمی دانند و معتقدند حالت عادی هشیاری است. فواید آن:ــ پاره ای از تمایلات او ارضا شده تلقی می شود و زمینه برای تخلیه هیجانات فراهم است.ــ گاهی کودک در سایه خیالبافی خود را به لذایذ می کشاند و خود را به هدف رسیده تلقی می کند.ــ خیالبافی گاهی به کودک آرامش و سکون می دهد زیرا عالم خیال محدودیتی ندارد و آدمی در پرواز خیال خود را اقناع می کند مثلا&quot; خود را در خلال جشن و برنامه حاضر می بیند.ــ خیالبافی بهانه ای است برای کاهش اضطراب و ظاهر کردن احساس حقیقی و رفع تعارض.ــ وسیله خوبی برای گذراندن وقت برای کودک است و زمان آن برای طفل لذت بخش است.ــ عامل نجات از رنج و آلام و احساس بی کفایتی است.ــ اگر جهت پیدا کنند شاعران و نویسندگان خوبی می شوند و آثار خلاقه از خود بروز می دهند.ــ در حل عقده های روانی کمک کار خوبی برای کودک است.زیانهـــــــای آناگر خیالبافی به افراط کشیده شود و از مرز خارج شود دارای عوارض و زیانهائی است که ذکر و بررسی همه آنها در این بحث میسر نیست خیالبافی برای جسم و زیست انسان زیان بخش و عارضه ساز است آنچه با رعایت اختصار در این مقاله قابل ذکر است به قرار زیرند: نشانه های تخیل قوی۱- در جنبـــه بـــدن:افراد خیالباف در جنبه بدن زیانهائی می بینند از جمله اینکه:ــ از فعالیت های بدنی عقب می افتند زیرا بی تحرک در جائی می نشینند و در عالم انزوای خویشند و از حرکت و جنب و جوش دور می مانند.ــ بازی و حرکت که در رشد افراد شدیدا&quot; مؤثر است در آنها وجود ندارد و حتی حال و هوای بازی با دیگران را ندارند.۲- در جنبـــه روانــــــی:خیالبافی در افراد این اشکال را دارد که آدمی را در سیلابی از فکر و خیال رها کرده و امکان تمرکز و دقت و بکارگیری اراده را از او سلب می نماید و این امر تا حدی به پیش می رود که زمینه ساز برخی از بیماریهای خیالی می شود. خیالبافی هر چند مفید باشد باز هم یک حالت ناسالم به حساب می آید. زیرا افراد را به توهم کشانده و از واقعیت دورش می کند. انرژی روانی در سایه آن رو به کاهش می گذارد و به جای بکارگیری تدبیر جهت حل مسائل نوعی ارضاء مجازی برای آنها پدید می آورد. خیالبافی قدرت تمرکز دقت افراد را می ستاند قوای دفاعی را تهدید و مسموم می کند .3- در حیــــات اجتماعـــــی:بزرگترین خطر خیالبافی این است که طفل را از دنیای واقع دور می سازد از زندگی روزمره برکنارش می نماید و چنین کسی از روبرو شدن با زندگی و مبارزه با مشکلات آن عاجز و هراسان است و عقب نشینی او بیشتر می شود. زندگی در خیال آدمی را از انطباق اجتماعی دور می دارد، با مردم رابطه ای اندیشیده ندارند دل را به ارضای بدلی خوش دارند و حتی روابط ممکن است کینه توزانه و خصمانه باشد و این خود زیان دیگری برای افراد مبتلا است.4- و بالاخـــــره در کل:خیالباف قدرت و نیروی خود را صرف خیالبافی می کند، در نتیجه توان آن را ندارد و یا نمی کوشد برای خواسته های خود اندیشیده و آنها را جامه عمل بپوشاند. در برابر عقاید مختلف می ماند و توان دفاع از فکر خود را پیدا نمی کند. در نتیجه با همه لذتی که از این امر برای او حاصل می شود باید آن را از خطرناکترین حالات برای افراد به حساب آورد.خطــــر تداوم آنخیالبافی تا سنین 4 سالگی امری عادی است و طفل را در دنیائی که برای خود ساخته سرگرم می دارد تا حدی که او گمان دارد در عالم واقع و حقیقت است. در ضمن این حالت برای او نوعی مکانیسم دفاعی است که در کاهش اضطراب و رهائی او در واقعیت های رنج آور مؤثر است. ولی ادامه آن اندیشه و تعقل کودک و درک رابطه علت و معلولی او را از کار می اندازد و از توجه به واقعیت دور می دارد. همین امور باعث می شوند که او بعدها در اجرای وظایف و تطابق خود با شرایط جامعه و قبول مسئولیت وامانده شود. تداوم خیالبافی زمینه را برای بروز بیماری اسکیزوفرنی در کودکان فراهم می سازد و این امر همچنان در فرد ریشه دار شده و در سنین بعدی برای او گرفتاری می سازد. او را چنان در رؤیا فرو می برد که از جهان واقعی دور مانده و نمی تواند پابه پای رشد به پیش رود.علـــــــل و عـــــــوامل آناینکه چه انگیزه ها و عواملی سبب می شوند که خیالبافی در کودکان پدید آمده و پا بگیرند از عوامل متعددی باید نام برد که به ظاهر چیزهای مهمی نیستند ولی در عمل برای کودک سرنوشت سازند. آن عوامل بسیار و از آن جمله اند:۱- محـــــرومیتها:کودکانی که در مسیر رشد دچار محرومیت های شدید شده و راهی برای نجات نیافتند ممکن است دچار این وضع شوند. چه بسیارند کودکانی که در زندگی دچار ناکامی هائی سخت شده اند، خواهش و آرزوئی داشته و برآورده نشده اند، و در نتیجه از این حالت سر در آورده اند. کودکانی که در خردسالگی از غذا محروم مانده اند، طعم امنیت را نچشیده اند و شاهد غذا و امنیت دیگران بوده اند در عالم خیال برای خود سفره گستردند و امنیت ساختند. انسان ناکام برای رهائی از فشارها و تنش های روانی و نجات از اضطراب به این مکانیسم دفاعی پناه می برد.۲- شکستهــــا:کودکانی که در مسیر زندگی و رشد دچار شکست و ناکامی شده اند، و مزه تلخ آن را چشیده اند و یا در سر راه رشد خود سرخوردگی هائی پیدا کرده و نتوانسته اند آن را در ذهن خود حل و توجیه کنند دچار همین وضع و موقعیت شده اند. در حقیقت شکست هم جلوه ای از محرومیت و ناکامی است.۳- عامــــل فقـــــــر:ناداری که جلوه تام و مهم محرومیت از امکانات است خود از عوامل نگران کننده ای است. کودکانی که لباس ندارند ، از پول توجیبی محروم اند، و یا اسباب بازی، خوردنی و آجیل و ... ندارند در ذهن خود قصرهای طلائی می سازند، در تن خود لباس های زیبا و گران قیمت می بینند و از این طریق خود را تسکین می بخشند.۴- عامـــــل حســــادت:که آن هم جلوه ای از احساس محرومیت از محبت است که به صورت بدخواهی بروز می کند. آنها در شرایطی قرار می گیرند که محبت و امنیت خود را غارت شده می یابند و در عین حال توان مقابله با آن را ندارند. عدم توان و قلت تجارب و گاهی نازپروردگی بر آن دامن زده و کودک را به خیالبافی و رؤیا می کشانند.۵- احســـــاس حقــــارت:کودکانی هستند که دائما&quot; در معرض مقایسه ها هستند و از اینکه نمی توانند با دیگران رقابت کرده و یا بر مشکلات فائق آیند احساس حقارت می کنند. نگرانی های ناشی از آن چنان کودک را احاطه می کند که تمام زندگی او را تحت الشعاع قرار می دهد. او به عالم خیال پناه می برد تا در آن عالم خود را قدرتمند احساس کند. ممکن است این احساس حقارت ناشی از سرزنش و طرد افراطی والدین فرزندان خود را به خاطر جنس باشد و کودک حساب کند که مورد اعتناء نیست و بی آبروئی برای او قائل نیستند برخلاف جنس مخالفش برای او حسابی باز نمی کنند. او ناگزیر به خیالبافی کشانده می شود تا آرامشی بیابد.۶- تــــرس شدید:ترس های شدید آدمی را به چاره جوئی می کشانند و خیالبافی می تواند از این بابت هم برای کودک نوجیه داشته باشد. همچنین ترس از تنبیه پدر یا معلم در صورتی که تصور آن برای کودک غیر قابل توجیه باشد او را به خیالبافی می کشاند.۷- احســــاس گنــــاه:کودکانی که گناهی را مرتکب شده و از بیان و آشکار شدن آن وحشت دارند و نفس گناه برایشان عقده ای ساخته است ممکن است از خیالبافی سر در آورند. احساس تقصیر گاهی ممکن است ناشی از یک تخلف باشد و خیالبافی نشانه ای برای نشان دادن میل به برگشت از وضع موجود است و پاک کردن خود از گناه.اقدامـــــات درمانــــــیاینکه در زمینه درمان و رفع این عارضه چه باید کرد راههائی به اختصار قابل ذکرند که اهم آنها به قرار زیرند:۱- بررسی عوامل و ریشه ها و دریافت این مسئله که چه چیزی باعث بروز و ظهور این حالت در کودک شده است.۲- رفع عوارض از عامل شناخته تا حدود امکان و هم تفهیم کودک که تا این میزان برای او کار و تلاش کرده اید و به این صورت او را به حقیقت امر آشنا سازید. در این راه باید تلخی های زندگی را از میان بردارید، با دشواری ها مبارزه کنید، محرومیت را از او بزدائید، حقارت ها را جبران کنید، او را بر ترس غالب سازید و احساس گناه او را با توبه بشوئید.۳- تطابق دادن او با واقع و این امر از طریق آشنا کردن او با واقعیت، واداشتن او به لمس حقایق و تذکر به او که برای خیالات اعتباری قائل نشوند، سپردن مسئولیت های عملی به کودک که واقعیات را حس و لمس کند، حتی گاهی او را به گردش ببرید، به بازی وادارش کنید، بکوشید به کارهای دست جمعی او را وادار سازید.۴- آمـــوزش کــودک و تذکر به او که بین وهم و خیال و واقعیت فرق بگذارد، اشکالات امور را دریابد، راه حل ها را در اختیار بگیرد، واقع بین باشد.۵- درمـــان پزشکــــی برای آنها که انقلابــی روانی دارند و یا حساسند و زود به هیجان می افتند.۶- روان درمانــی، مشاوره و روان درمانی در این راه بسیار مؤثر است و هم واداشتن فرد به حرکت و کوشش و جست و خیز تا او خسته شود و به خواب رود بیداری نکشد تا به خیالبافی نیفتد.عــــــــــوامل کمکــــــیدر طریق درمان و اصلاح عوارض می توانید از عوامل کمکی متعددی سود بجوئید که از جمله آنها عبارتند از:۱- تربیت مشاهده کودک تا او بتواند واقعیت ها را بهتر ببیند و دریابد.۲- ایجاد رابطه و هماهنگی بین چشم و دست و اعضاء تا دریابد در چه شرایط و موقعیتی است.۳- دادن کار عملی چون کاردستی، تهیه گزارش از دیده ها و یافته ها.۴- واداشتن به ساختن و به عمل آوردن، نقاشی کردن، طراحی، بازی طبق برنامه و دستورالعمل، جمع آوری اشیاء و نمونه ها.۵- تقویت منطق و استدلال تا امکان بررسی امور برای او باشد.۶- آموزش شیوه حل مسائل به گونه ای که خود را در این زمینه توانا ببیند نه گرفتار.۷- نجات او از عقده ها، نابسامانی ها و مشغله های فکری بی حساب.۸- تغییر محیط و وارد کردن او در شرایطی که در آن بتواند بدرخشد و عرضه و لیاقت خود را نشان دهد و البته محیط جدید ناشناخته باشد.۹- تقویت روحیه و مخصوصا&quot; تفکر و تعقل و اراده او و داشتن اعتماد و جرأت.۱۰- تلاش به اجتماعــی شدن و پرهیز از درونگرائی. اصولا&quot; حیات جمعی عامل توجه به واقعیتهاست.۱۱- پرهیز از تمسخر و مشاجره و تنبیه که آنها مسائل او را حل نمی کنند.۱۲- تحت قیدآوردن او به گونه ای که در مسیر انجام وظیفه قرار گیرد و طبق برنامه شما عمل کند.تذکـــــــــــر و هشــــــــــداردیدیم که تخیل مورد تأیید است نه خیالبافی، آن یک عامل خلاقیت و این یک عامل هدر و اتلاف. طفل از طریق سخن ها، گفتار و رفتار، و هم از طریق بازی و در برخورد با اشیاء وضع خود و حالت خود را در این زمینه نشان می دهد. خیالبافی باید اصلاح شود ولی برای آن به خود پریشانی راه ندهید. زیرا روانشناسانی چون لوکار خیالبافی را در نزد اطفال امری طبیعی می دانند و اگر بدون ضایعۀ عضوی باشد برای آن نگرانی ندارند. در عین حال باید بدانیم از نظر علمی آن خیالی خوب است که آدمی را به نتیجه ای مطلوب برساند نه آنکه او را مشغول سازد و یا آرامشی تصنعی ولی بی ریشه برای انسان پدید آورد. سپردن مسئولیت و واداشتن به کارهای عملی مخصوصا&quot; در سنین 4ــ 7 به عقیده گزل می تواند آدمی را از خطری که در انتظار اوست رهائی بخشد.</description>
                <category>astrialmind</category>
                <author>astrialmind</author>
                <pubDate>Thu, 30 Apr 2020 17:01:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آرامش</title>
                <link>https://virgool.io/@astrialmind/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4-jfl1botyvomt</link>
                <description>رسیدن به آرامش واقعی یکی از خواسته های همیشگی بشر بوده است و دراین راستا انسان تلاشهای بسیاری را انجام داده است.در حالیکه با کمترین تلاش و تنها با کمی تغییر در سبک زندگی می توان به آرامش رسید.وقتی ما با استرس در زندگی مواجه هستیم، تنش های فیزیکی و روانی را تحمل می کنیم و این تنش ها می توانند رو یکدیگر تاثیر بگذارند. استرس به صورت فیزیکی می تواند تنش روانی و عاطفی شما را افزایش دهد و برعکس.در مقابل، آرام کردن بدن به طور فیزیکی می تواند به تسکین استرس روانی کمک کند و آرامش ذهن می تواند باعث آرامش شما به طور فیزیکی شود و تنش را از بدنتان دور می کند.یادگیری تکنیک های اصلی که هر دو نوع آرامش را ممکن می سازند، یک مسیر بسیار موثر برای تسکین استرس است.آرامش روحی ام را چگونه بدست بیاورم؟چگونه می توان مغز و بدن خود را آرام کرد؟اگر استرس دارید و در این فکر هستید که چطور استراحت کنید، در اینجا چند قدم ساده برای دور کردن تنش در بدن و ذهن تان وجود دارد._درک کنید که باید آرام باشید:بسیاری از مردم فقط سعی می کنند با نادیده گرفتن استرس، روی خود کار کنند و امیدوارند که عوامل استرس زا به سرعت تمام شوند.به همین دلیل، هنگامی که شما در نقطه احساسی مهمی قرار می گیرید و یا استرس دارید، بدون درک اینکه نیاز دارید، بر روی مدیریت استرس در زندگی و روانتان تمرکز کنید، غافلگیر می شوید.مهم است بدانید چه زمانی استرس زیادی دارید و باید آرام بگیرید. این کار را امتحان کنید و علائم استرس خود را بدانید و ببینید چه کارهایی می توانید در مورد آنها انجام دهید.</description>
                <category>astrialmind</category>
                <author>astrialmind</author>
                <pubDate>Tue, 28 Apr 2020 18:29:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعتماد به خود</title>
                <link>https://virgool.io/@astrialmind/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF-alyhqku1ahfa</link>
                <description>اهمیت اعتماد به نفس:اگر می خواهید به اهمیت اعتماد به نفس در زندگی پی ببرید کافی است به نکته توجه کنید که آیا فرد موفقی را می شناسید که بدون داستن اعتماد به نفس در آن زمینه به موفقیت رسیده باشد؟ برای مثال آیا شما از یک قهرمان بوکس توقع دارید که اعتماد به نفس پایینی در ورزش بوکس داشته باشد؟به این نکته توجه کنید که آیا اگر افرادی که در زمینه ای موفق هستند در آن زمینه اعتماد به نفس نداشتند می توانستند موفق شوند؟در مسیر موفقیت ممکن است برای افراد اتفاقات گوناگونی رخ دهد، از آسیب های ورشی، بیماری، وشکستگی و از دست داند ناگهانی عزیزان، اگر افراد اعتماد به نفس کافی نداشته باشند با از راه رسیدن اولین سختی ها و دشواری ها دست از تلاش می کشند و نمی توانند طعم شیرین موفقیت را حس کنند.برای مثال یک قهرمان ورزشی را در نظر بگیرید، این فرد قبل از قهرمانی بارها در رقابت ها شکست خورده، احتمالا بارها تا مرز رسیدن به موفقیت پیش آمده و هربار اتفاقی رخ داده که نتوانسته موفق شود، اما دست از تلاش و پشت کار نکشیده و آنقدر ادامه داده تا به نتیجه رسیده است و امروز قهرمان شده است. وقتی امروز  به گذشته ی خود نگاه می کندف احتمالا می گوید اگر آن روز دست از تلاش بر میداشتم احتمالا امروز اینقدر موفق نبودم.یک داستان در مورد تمرین افزایش اعتماد به نفس:مدت ها پیش در حال گذراندن دوره ی غیر حضوری یادگیری زبان انگلیسی بودم، مربی ما که فردی ساکن انگلستان بود به خوبی به قدرت تجسم خلاق آگاه بود، او به ما شرکت کنندگان می گفت باید دو قانون را رعایت کنید:۱-در هر سطحی هستید شروع به صحبت کردن به زبان انگلیسی کنید و از اشتباه کردن نترسید۲-هر روز تجسم کنید که می توانید خیلی خیلی روان انگلیسی صحبت کنید و اعتماد به نفس بالایی داریدرعایت کردن همین دو مورد ساده باعث شده بود  که تعداد افرادی که از  این دوره ی آموزشی راضی بودند بسیار بیشتر از سایر مربیان باشد.این مورد را می توانید در هر زمینه ای ایجاد کنید و باید این دو مورد را رعایت کنید:1-هر روز تمرین کنید ۲-هر روز برای تجسم کردن خود در موقعیت دلخواه وقت بگذاریداعتماد به نفس اکتسابی است یا ذاتی است؟ ?اعتمادبهنفسوراههایافزایشآن پاسخ این سوال که آیا می‌شود اعتماد به نفس را یاد گرفت  این است که :بله می‌توان، با تمرینات ذهنی و فیزیکی می‌توان در هر زمینه‌ای اعتماد به نفس خود را بهبود بخشید اما نباید این مورد را هم از یاد ببریم که بخشی از اعتماد به نفس به استعدادهای ما مربوط است، فردی که به‌طور ذاتی استعداد بسیار بالایی در فوتبال دارد اگر ذهن باورهای ذهنی خود را تقویت کند و به تمرینات فیزیکی هم بپردازد بیشتر از کسی پیشرفت می‌کند که استعداد ندارد.برای مثال خود من درزمینه‌ی فوتبال به‌شدت بی‌استعداد هستم ممکن است با اصلاح باورهای ذهنی و هم‌چنین تمرین کردن زیاد بتوانم مهارت فوتبال بازی کردن خودم را ارتقا بخشم و بسیار بهتر از قبل بازی کنم اما من استعداد خاصی در فوتبال ندارم و حداکثر یک بازیکن معمولی می‌شوم و احتمالا هیچ گاه تبدیل به یک ستاره ی فوتبال نشوم.ریشه اعتماد به نفس چیست و راههای تقویت آناین نکته را به یاد داشته باشید که شما در هر زمینه‌ای می‌توانید اعتماد به نفس خود را بهبود دهید حتی من هم که چیزی از فوتبال بلد نیستم می‌توانم اعتماد به نفس خود را در فوتبال افزایش دهمهمان‌طور که بیان شد اعتماد به نفس موردی است برای مثل ممکن است شما در زمینه‌های زیر دارای اعتماد به نفس بالایی باشید :رانندگیفوتبال بازی کردننویسندگیخوانندگیاما در عوض  بخش‌هایی هم دارای اعتماد به نفس بسیار پایین باشید مثلاً:فروشندگیبرقراری رابطه با افراد جدیدسخنرانیاین نکته را فراموش نکنید که با تمرین و تکرار می‌توان هر مهارتی را به دست آورد و اعتماد به نفس خودتان را در آن افزایش دهید.اما باید بهای آن را بپردازید.ممکن است در اوایل کار اشتباه کنید و گند بزنید اما نباید پا پس بکشید و باید ادامه دهید تا اعتماد به نفس خود را افزایش دهید و به سطح مهارتی که می‌خواهید برسید.</description>
                <category>astrialmind</category>
                <author>astrialmind</author>
                <pubDate>Sat, 25 Apr 2020 15:04:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چی</title>
                <link>https://virgool.io/@astrialmind/%DA%86%DB%8C-u3rodmybxfpb</link>
                <description>فعال کردن انرژی «چی «به معنی بیدار کردن کندالینی نیست بلکه چند درجه پایین تر و بی خطرتر است.فعال کردن این انرژی به معنی جمع آوری تمام انرژی های بدن در یک نقطه و بعد استفاده آن برای یک منظور خاص است. برخی می گویند که با این انرژی درونی می توان دردها و بیماری ها را از بین برد ولی این در همه افراد یکسان اثر نمی کند. مثلا هستند افرادی که با انجام تمرین های » تای چی» بینایی بهتری پیدا می کنند و یا کسانی که مشکلات یبوستشان از بین می رود. اما به آن معنی نیست که همه افرادی که تای چی انجام می دهند دردشان به طور یکسان کاسته خواهد شد.همچنین در مراحل پیشرفته تر می توان از انرژی چی یا کی برای تکان دادن اشیاء استفاده کرد که به آن تله کینسیس هم می گویند.اولین شرط برای شروع این تمرین داشتن حوصله است. زیرا که از همان روز اول نمی توان انرژی را حس یا کنترل کرد. در ابتدا برای اینکه قادر باشید انرژی چی را درون خود حس کنید و آن را به نقاط مختلف بدنتان برسانید باید این برنامه روزانه را تا حدی که توان دارید به مدت یک هفته انجام دهید.هفته اول :۱- حتما روزی ۸ تا ۱۰ لیوان آب خالص بنوشید ( غیر از چای و آب میوه باید ۱۰ لیوان آب نوشیده شود).۲-حتما ساعت خواب خود را تنظیم کنید . هر روز سر ساعت معینی بیدار شوید و سر ساعت معینی هم به خواب بروید و بین ۶ تا ۸ ساعت در روز بخوابید.۳-بدنتان را تمیز نگه دارید. یک بار در اول صبح و یکبار هم در بعد از ظهر دوش بگیرید.۴-روان خود را باید آسوده بگذراید – از هر نوع دعوا پرهیز کنید . جر و بحث نکنید و فریاد نکشید.۵-حتما حتما حتما روزی حداقل ۳۰ دقیقه ورزش تند انجام دهید ( دوچرخه سواری یا دوچرخه ثابت ) اگر قصد پیاده روی دارید باید حتما یکساعت در روز پیاده روی کنید. اگر بیشتر شود بهتر است.هفته دوم :با شروع هفته دوم کار – باید تمرین زیر را به لیست قبلی اضافه کنید. یعنی در هفته دوم نباید ورزش یا نوشیدن آب را کنار بگذارید چون تمام زحماتتان را به هدر خواهد داد.البته در صورتیکه یک یا دو روز به دلایل کاری یا مسافرت قادر نباشید ورزش کنید اشکال زیادی ایجاد نمی کند اما در روزهای بعد باید آن را جبران کنید. یکی از راههای ساده تر برای ورزش مخصوصا داخل خانه این است که با گوش دادن به موسیقی مورد علاقه یا هر موسیقی تند و هیجان انگیزی نرمش کنید و از هر حرکت ۱۰ تا ۲۰ بار انجام دهید. مجبور نیستید ۲۰ بار پشت سر هم یک حرکت را انجام دهید بلکه می توانید آن را تقسیم کنید و پس از هر ۵ بار استراحت کنید یا حرکت جدیدی را امتحان کنید تا بدنتان خسته نشود.هفته دوم :بیرون ریختن احساساتی که درونتان خفه شده است تمرین این هفته است. نفرت یا حسادت یا ترس و عشق – مثلا فردی بود که در رابطه ازدواجش شکست خورده بود و تمام نفرت و حسادتش در طول دوران روی هم جمع شده بود و بدون آگاهی اش کنترل او را به دست گرفته بود.  نکته جالب در مورد حس تنفر و حسادت این است که هر چقدر بیشتر از آن صحبت کنید یا پشت سر کسی غیبت کنید و یا تنفرخود را به شکلهای مختلف نسبت به شخصی نشان دهید – باز به جای اینکه احساس آرامش کنید بیشتر احساس تنفر می کنید.چگونه نیروی چی را فعال کنیماین اصلا کمکی به آسوده کردن روان نمی کند چون احساسان منفی انرژی منفی هم تولید می کنند و به اصطلاح » هاله  اطراف شما » را آلوده می کنند و این آلودگی به صورت امواج سیاهی توسط موجودات نامرئی دیده می شود. آنها از این انرژی منفی در اطراف شما تغذیه می کنند و به طور غیر مستقیم شما را وادار به تولید انرژی منفی بیشتری می کنند. برای همین هر چقدر بیشتر فحش بدهید یا فریاد بزنید احساس خستگی و ناتوانی بیشتری می کنید چون انرژی شما توسط موجودات غیر ارگانیک مصرف شده است و شما مجبورید باز هم فحش بدهید و فریاد بزنید تا احساس آرامش کنید . اما در کمال تعجب هیچ وقت احساس آرامش نمی کنید بلکه مداوم در اضطراب و تشویش هستید.</description>
                <category>astrialmind</category>
                <author>astrialmind</author>
                <pubDate>Fri, 24 Apr 2020 22:47:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گفتگو</title>
                <link>https://virgool.io/@astrialmind/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-vntrtizl1crv</link>
                <description>خيلي از اشخاص تصور می کنند که مودبانه صحبت کردن یعنی این که ما باید اتوکشیده یا خيلي رسمی صحبت کنیم ، ولی حقیقت اینگونه نیست. ما می توانیم خيلي خودمانی و صمیمی صحبت کنیم ولی در صحبت های خودمان از لحن و جملات مودبانه استفاده کنیم.نقطه مقابل مودبانه صحبت کردن این است که ما بخواهیم خيلي لاتی و به دور از ادب با افراد دیگر صحبت کنیم.افرادی که به این سبک صحبت می کنند معمولاً می گویند که “مودبانه صحبت کردن واسه بچه سوسولاست و ما بچه سوسول نیستیم”.به هرحال این طرز فکر این افراد است و من به طرز فکرشان احترام می گذارم، زیرا قرار نیست همه ما مثل هم فکر کنیم. این تضاد ها هستند که سبب می شود چیزی خوب بنظر برسد یا بد.یکی از عالمان بزرگ علم بلاغت جمله بسیار اساسی و قدرتمندی دارد که من همیشه بسیار از آن استفاده می کنم. می گوید آراستن سخن به صرف لفظ به مانند آراستن خوکی است به زیور آلات گران قدر و گران بها. یعنی چه؟ یعنی درصورتی که کسی تصمیم داشته باشد که پیش از اینکه در خصوص محتوا بیندیشد و فکر کند و محتوا را زیبا، مودبانه، ممتاز و متمایز کند، صرفا از یکسری واژه و لفظ و کلمه برای نشان دادن ادب در سخنرانی و مودبانه سخن گفتن استفاده کند ، مثل این است که خوکی را که یک حیوان زشت و کریه است را با استفاده از زیورآلات تزیین کند و بزکش کند.گوش دادن به صحبت های طرف مقابلاگر می خواهیم مودبانه صحبت کنیم یکی از الزاماتش این است که یک شنونده خوب باشیم و به سخنان طرف مقابل مؤثر گوش بدهیم.به هرحال در مکالمه های روزانه قرار نیست ما متکلم الوحده باشیم، یعنی قرار نیست تنها ما صحبت کنیم.پس بخشی از مکالمه صرف گوش دادن خواهد شد. معمولاً خيلي از افراد مهارت خوب گوش دادن را ندارند، در واقع کسی نبوده که از بچگی به ما این آموزش ها را بدهد.احتمالا برای شما هم پیش آمده که در حال صحبت کردن باشید اما طرف مقابل شما اصلاً به حرف هایتان گوش نمی دهد و به جای گوش کردن به شما سرش در موبایلش گرم است یا به در و دیوار نگاه می کند.این نوع رفتار در موقع صحبت های روزانه و یا کاری واقعا ناشایست است و از یک فرد باادب انتظار نمی رود که چنين رفتاری داشته باشد.لیست جملات شیک مودبانه برای گفتگونگاه کردن به طرف مقابلنگاه کردن به طرف مقابل هم دقیقا مانند گوش دادن مؤثر است.اگر فرد مقابل در حال صحبت است و یا اگر ما در حال صحبت کردن با فرد یا افرادی هستیم می بایست با طرف مقابل مان یک رابطه چشمی مؤثر برقرار کنیم.در غیر این صورت این موضوع یک بی احترامی است.سخنی میتواند مودبانه باشد که ساده و روان باشدبه این معنی که من می خواهم از کسی قدردانی و سپاسگذاری کنم، پیش از اینکه به این موضوع فکر کنم که از چه کلمات و واژگانی استفاده کنم که طرف مقابل متوجه شود که من قدردان وی هستم. در ابتدا تلاش می کنم نگرش و نگاه و ذهنم را به مسیر و جهتی ببرم که واقعا می خواهم قدردانی و تشکر کنم. قصد دارم به وی بفهمانم که مدیون او هستم. می خواهم به وی بگویم که واقعا از کار و زحمتی که در حق من و یا از رفتاری که برای من انجام داده است، بسیار سپاسگذارم.عدم رعایت کاربرد صحیح و درست کلماتبسياري از اشخاص، واژه ها و الفاظی را در سخن و سخنرانی خویش بکار می برند که از نظر معنايي و نوع کاربرد، نادرست و اشتباه است. این اشخاص معمولاً این واژه ها و کلمات را از افراد دیگر شنیده اند و بدون بررسی و تفکر و تامل، به همان صورت آنها را بکار می برند. به عنوان نمونه توفیق و توفیر را به جای هم استفاده می کنند؟ به عنوان مثال می گویند این دو کار با هم توفیقی ندارند. کلمه درستی که باید در این جمله استفاده شود توفیر است نه توفیق. توفیق یعنی موفقیت پیدا کردن، یعنی وقوف بر چیزی پیدا کردن و توفیر یعنی تفاوت، یعنی تعدد.ادب بدون احترام معنايي ندارد. احترام به چه معناست؟ مفهوم احترام این است که من بین خودم و سایرین فاصله ای را می شناسم، حرمت و حریمی برای افراد دیگر قائل هستم. پس اگر از نظر ذهنی این حرمت را قائل هستم، هر کاری را انجام نمی دهم و یا هر چیزی را نمی گویم، در نتیجه، سخن من به دل طرف مقابل می نشیند. پس آن چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.</description>
                <category>astrialmind</category>
                <author>astrialmind</author>
                <pubDate>Fri, 24 Apr 2020 12:31:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قلم لفظینی</title>
                <link>https://virgool.io/@astrialmind/%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%84%D9%81%D8%B8%DB%8C%D9%86%DB%8C-xoa5ce3hxk35</link>
                <description>درباره لفظ قلم حرف زدن نمونه نزدیک من، برادر خودم هست . برادر من دکتری دانشگاه شریف هست و فکر می کنم تحصیل در این دانشگاه بی تأثیر نبوده که در صحبت های عادی و روزانه ش هم معمولاً رسمی و یا نوشتاری بیشتر صحبت می کنه تا گفتاری ! ادبیات ما هنگام حرف زدن و نوشتن، متفاوته. اگر ما مثل زمانی که می نویسیم صحبت کنیم در واقع داریم لفظ قلم صحبت می کنیم .آیا می دانید تک تک کلمات و جملاتی که در زندگی روزانه خود استفاده می کنید تا چه اندازه روی روحیه و رفتار و ارتباطات شما تاثیر دارد؟ آیا تاحالا به کلماتی که به کار می برید توجه کرده اید؟ نه فقط زبان گفتاری که بلکه تفکرات درونی و مکالماتی که با خودتان دارید (واگویه ها )، توجه کرده اید؟زبان یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین ابزار برای کنترل حالت های روحی در برابر خود و دیگران است. این مکالمات و تفکرات ما هستند که ارتباطاتمان  را می سازند و مسلما همه ما روز شاد و پر انرژی را به روز پر استرس و خسته کننده ترجیح می دهیم. کلمات شیک فارسیشناخت اصول زبان شناسی به زمان نیاز دارد. خیلی از مردم هستند که بدون آگاهی از جملاتی استفاده می کنند که بار منفی زیادی دارند و وقتی شما منفی فکر کنید چه می شود؟ معلوم است. افکار منفی به رفتارهای منفی منجر می شود. در آخر هم موجب ایجاد مشکلات و ناراحتی در زندگی می شود. با خفه کردن این افکار منفی در نطفه، می توانیم بسیاری از دردها و ناراحتی را از زندگی خود دور کنیم.همچون مسایل دیگر، نخستین مرحله برای کنترل زبان، آگاهی است؛ بسیاری از مردم به نحوه صحبت کردن – درونی و با دیگران – آگاه نیستند. توجه کنید که آیا مثبت یا منفی صحبت می کنید. آیا واقعا به نوع بیان خود و تاکید خود روی جملات مختلف آگاهی دارید؟</description>
                <category>astrialmind</category>
                <author>astrialmind</author>
                <pubDate>Thu, 23 Apr 2020 16:21:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کم حرف</title>
                <link>https://virgool.io/@astrialmind/%DA%A9%D9%85-%D8%AD%D8%B1%D9%81-dqqewxbdpn4l</link>
                <description>از تعامل‌های کوتاه غافل نشویدمهارت حرف زدن را با تمرین‌های کوتاهِ تعامل با سایرین تقویت کنید. برداشتن گام‌های کوچک اعتماد به توانایی‌تان را افزایش خواهد داد. وقتی تعامل‌های کوتاه برقرار می‌کنید اگر ناشیانه رفتار کنید هم مسئله‌ی چندان مهمی نخواهد بود.به یک غریبه در خیابان لبخند بزنید؛با صندوقدار فروشگاه، پیش‌خدمت، فروشنده، پیک تحویل یا پستچی مکالمه‌ای داشته باشید؛اگر واقعا چیزی شایسته‌ی تعریف کردن می‌بینید، تعریف کنید؛از کسی سؤالی غیررسمی بپرسید. اگر در صف پرداخت وجه خریدهایتان هستید می‌توانید بپرسید: «امروز خیلی سرتان شلوغ بوده است؟»درباره‌ی جریانات روز مطالعه کنیددرباره‌ی اتفاقات جاری مانند اخبار، ورزش‌ها، سرگرمی‌ها و برنامه‌های تلویزیونی به‌روز باشید. با این کار وسط هر مکالمه‌ای قرار بگیرید حرفی برای گفتن دارید. لازم نیست در همه‌ی موضوعات اطلاعات عمیقی داشته باشید به اندازه‌ای که بتوانید در بحث‌ها نظری داشته باشید کافی است.چند موضوع خبری یا وبسایت موضوعات روز را به صورت دائم دنبال کنید تا به روز باشید.همچنین می‌توانید یک بار در روز اخبار ببینید یا روزنامه بخوانید تا عقب نیفتید.مکالمه را پیش ببریدزمانی که دیگران صحبت می‌کنند نشانه‌هایی درباره‌ی موضوعاتی به شما می‌دهند که می‌توانید درباره‌ی آنها صحبت کنید. و اگر گوش کنید می‌توانید راه‌های مختلفی برای ادامه‌ی مکالمه پیدا کنید.برای مثال اگر کسی گفت: «دیروز با مجید بیرون غذا خوردیم.» بر اساس این جمله شما می‌توانید درباره‌ی رستوران، کارهای دیگری که آن روز انجام داده‌اند یا هامون سؤال کنید.کم حرفی بهتر است یا پرحرفیهمچنین می‌توانید هریک از پاسخ‌ها را به یک تجربه‌ی شخصی مرتبط کنید. می‌توانید درباره‌ی رستوران‌هایی که رفته‌اید یا دل‌تان می‌خواهد بروید حرف بزنید.</description>
                <category>astrialmind</category>
                <author>astrialmind</author>
                <pubDate>Wed, 22 Apr 2020 17:58:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنفس در صدا</title>
                <link>https://virgool.io/@astrialmind/%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D8%AF%D8%A7-lza7g0x0pvjv</link>
                <description>تنفس مهم ترین مولفه در آواز خواندن قبل از هر تکنیک آوازی و مهارت هایی است که تا کنون از تکنیک های صوتی خود یاد گرفته اید.اکثر خواننده ها می دانند که تنفس از اساسی ترین مهارت هایی است که آنها نیاز به آموزش دارند ؛ اما متاسفانه بسیاری از آنها این موضوع را نادیده می گیرند و تلاش کافی برای آموزش خود و برای ایجاد یک روش تنفسی مناسب انجام نمی دهند.در این مسیر هم در معرض آموزش های غیرعلمی توسط افراد غیر علمی و غیر متخصص قرار می گیرند که نه تنها از مسیر درست دور می شوند بلکه با آموزش های اشتباه زمینه را برای ایجاد آسیب به حنجره و تارهای صوتی فراهم می کنند.واضح است که بخش یادگیری تنفس آوازی برای اکثر خواننده ها خیلی خسته کننده است ؛ بیشتر خواننده های مبتدی نیز تمایل به تمرکز بیشتر بر روی مهارت های آواز پیشرفته و فانتزی مانند صدای میکس ، جایگاه صدا و دیگر مهارت هایی دارند که بسیار مهم اما برای مراحل بعدی است و به جای تمرکز بر مهارت های ابتدایی و اساسی آواز خواندن ،تمرکز خود را بر مسائلی می گذارند ک فعلا به آن ها نیازی ندارند.در واقع، مهارت تنفس ستون فقرات دیگر مهارت های آوازی است زیرا آنها نیاز به پشتیبانی مناسب و حمایت تنفسی برای انجام تمام تکنیک های آواز دارند . تنفس ، مادر تمام تکنیک ها و مهارت های آوازی و صداسازی است. زیرا اکثر آنها نیاز به تنفس مناسب برای تسهیل اجرا دارند.تمرینات قوی سازی صدااین امر برای شما مهم است که تنفس خود را به درستی کنترل کنید زیرا دارای امتیاز قابل توجهی در کیفیت آواز شماست. جالب است بدانید به طور غیر منتظره ای، از سوی دیگر، بسیاری از خوانندگان حرفه ای از ابزارهایی که با استفاده از آن ها برای کنترل تنفس خود از نظر حرفه ای استفاده می کنند آگاه نیستند و بدلیل آگاه نبودن از چگونگی سلامت نگه داشتن حنجره ، حتی همین تنفس صحیحشان سبب آسیب نیز می گردد.</description>
                <category>astrialmind</category>
                <author>astrialmind</author>
                <pubDate>Tue, 21 Apr 2020 15:09:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اختلال‌ گفتاری</title>
                <link>https://virgool.io/@astrialmind/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-m4eom4hkmxci</link>
                <description>علل اختلال‌های گفتاریعلل متفاوتی برای بروز گونه‌های مختلف اختلال‌های گفتاری وجود دارد که بعضی از آن‌ها به شرح زیر است:سکته مغزیضربه مغزیاختلال‌های حرکتی یا عصبی دژنراتیو مانند بیماری پارکینسون، ام اسآسیب دیدگی‌ها یا بیماری‌های درگیر کننده تارهای صوتیزوال عقل (دمانس)اوتیسم در کودکاناختلال گفتاری با توجه به علت بروز و نوع آن به طور ناگهانی یا به تدریج بروز می‌یابد.اختلال گفتارافراد دچار مشکل در به یاد آوردن کلمات یا تلفظ صحیح آن‌ها از مشکل زبان پریشی رنج می‌برند که یکی از علائم آسیب مغزی ناشی از عارضه‌هایی مانند سکته مغزی است. دیگر علل احتمالی زبان پریشی به شرح زیر است:ضربه دیدن سرتومور مغزیعارضه‌های شناختی دژنراتیو مانند آلزایمراختلال تکلمنارساگویی عضوی یا دیزارتری زمانی بروز می‌یابد که بیمار نتواند ماهیچه‌های لب‌ها، زبان، تارهای صوتی یا دیافراگم را به راحتی حرکت دهد. این مشکل ممکن است نتیجه عارضه‌های دژنراتیو حرکتی و عضلانی مانند ام اس، دیستروفی عضلانی، فلج مغزی یا پارکینسون باشد.از دیگر علل احتمالی این اختلال می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:سکته مغزیضربه دیدن سر و ضربه مغزیتومور مغزیبیماری لایمفلج مغزی مانند فلج بلمصرف الکلاسپاسم صوتیآواپریشی یا دیسفونی اسپاسم گونه به حرکت‌های غیرارادی تارهای صوتی در زمان تکلم گفته می‌شود. این عارضه از عملکرد غیرطبیعی مغز نشأت می‌گیرد، هر چند علت دقیق آن مشخص نیست.مشکل در صحبت کردن و حرف زدناختلال‌های صوتیتارهای صوتی و توانایی در صحبت کردن در اثر فعالیت‌های مختلف، آسیب‌دیدگی‌ها و عارضه‌هایی از قبیل موارد زیر آسیب می‌بیند و مختل می‌شود:سرطان گلوپولیپ، ندول یا گره یا دیگر توده‌ها و زائده‌های روی تارهای صوتیبلع داروهایی مانند کافئین، ضدافسردگی‌ها یا آمفتامین‌هااستفاده نادرست یا طولانی‌مدت باعث خشن شدن و گرفتگی صدا می‌شود.</description>
                <category>astrialmind</category>
                <author>astrialmind</author>
                <pubDate>Wed, 08 Apr 2020 17:02:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثر بذار</title>
                <link>https://virgool.io/@astrialmind/%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D8%B0%D8%A7%D8%B1-lkr1hwlvfr7s</link>
                <description>1-سلام و دست دادن:اولین وسیله نفوذ و ارتباط است ..تن صدای شما لحن و طنین صدایتان و روح و جان بیانتان همه چیز رو تعیین میكند..با صدای بلند سلام كنید .دست بدهید .دست مخاطب خود را به گرمی بفشارید .هم در دست دادن پیشقدم باشید و هم در رها كردن دست آخرین نفری باشید كه دستتان را میكشید...2-تبسم ونگاه كردن:با تبسم میتونید سخت ترین دلها رو نرم كنید.میتونین توی دل یه سنگ هم جا باز كنید..همیشه نگاهی متبسمانه داشته باشید..حتی صحبتهای جدی خودتون را با تبسم بگوئید..3-جذابیت: در ابتدای بر خورد با آدما جذابیت یكی از مهمتریت اصوله ولی چگونه جذاب باشیم؟؟؟&quot;چگونه جذاب باشیم&quot;1-ظاهری آراسته داشته باشید.2-بیشتر سكوت كنید.3-نرم ملایم سخن بگوئید.4-فرد محترمی باشید.5-قاطعیت داشته باشید.6-زیاد شوخی نكنید اما فراوان تبسم كنید.7-امیال و غرائز خود را كنترل كنید.حالا ما در اول ارتباطمون بودیم و این مسائل رو رعایت كردیم و كمی هم ایجاد صمیمیت كردیم..حالا باید ما تنه درخت صمیمیت و رشد بدهیم و تقویتش كنیم.....چگونه راحت و تاثیرگذار حرف بزنیم&quot;صمیمیت بعد از شروع ارتباط&quot;1- از ته قلب مخاطب خودتون رو دوست داشته باشید.2-كشف تاریخ تولد یه نفر عامل مهمیه برای تداوم صمیمیت(مخصوصا در خانومها)3-هدیه بمب صمیمیت است..اگه بدونی هدیه چه تاثیری میتونه تو دلا داشته باشه...4-استفاده از نام طرف مقابل..این اسم میتونه نامی باشه كه طرفتون بهش علاقه داره و خوشحال میشه كه به اون نام صداش كنید..5-همدردی ..كسی كه شما باهاش همدردی میكنید اول نیاز داره كه تو یه گوش خوب باشی..و بعد باهاش حرف بزنی...6-كشف و رفع نیاز دیگران..شاید این نیاز مالی روحی عاطفی باشه .باید كشف كنی كه نیازش چیه...بعد از اینكه ما ایجاد صمیمیت كردیم باید نفوذ روی طرف مقابل ایجاد كنیم....چرا ما باید نفوذ ایجاد كنیم؟؟آیا این خودخواهیه؟؟اگه طرغف مقابل احساس كنه كه تحت نفوذ ما هست چی؟؟چگونه حرف بزنیم تا حرف های ما تاثیر گذار باشه..چطور با صحبت هامون ایجاد صمیمیت كنیم..هدف ما از یاد گیری فن &quot;گفتار&quot; برای مسلط بودن جالب بودن توانا بودن جذب و متقاعد كردن مخاطب هست...</description>
                <category>astrialmind</category>
                <author>astrialmind</author>
                <pubDate>Thu, 27 Feb 2020 11:41:38 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>