<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عطاالله طباطبایی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ata.tabatabaei4</link>
        <description>رسانه آنلاین من | در تلاش برای ساختن چیزهای به یادماندنی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 12:34:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2863461/avatar/WtTe4A.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عطاالله طباطبایی</title>
            <link>https://virgool.io/@ata.tabatabaei4</link>
        </image>

                    <item>
                <title>این دو روز ننوشتم چون در مترو بودم!</title>
                <link>https://virgool.io/@ata.tabatabaei4/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%86%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%85-%DA%86%D9%88%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85-tpdtfnaclkbn</link>
                <description>این چیزهایی که این روزها سعی می‌کنم اینجا منتشر کنم به این خاطر است که تقریبا از همه کارهای نوشتاری‌ام تعدیل یا خسته شده‌ام. سعی می‌کنم کمی برای خودم و حال و هوای خودم بنویسم. اما اصلا منظورم از این نوشتن‌ها این نیست که بخواهم شرایط را عادی جلوه دهم. من اینجا چیزهایی را روی صفحه‌ی مانیتور می‌آورم تا به خودم یادآوری کنم که زنده هستم. در حال بقا. نفس می‌کشم. همین چند کلمه‌ای که اینجا راجع به چیزهایی که تجربه می‌کنم می‌نویسم، باعث می‌شود که بتوانم مفید باشم.اما این دو روز گذشته کاملا از روتین روزهای یکجانشینی‌ام بیرون آمدم. رسیدم به جایی که تمام روز در متروها بودم و تلاش کردم جای جای شهر را بروم. جاهایی که برایم جدید بود. آدم‌هایی را ملاقات کنم که قبلا ندیده‌ام. تلاش کنم که کمی به خودم و آن چیزی که تجربه می‌کنم نزدیک‌تر شوم. لمسش کنم. شاید آن را در آغوش بگیرم. شما هم این کار را کنید. این کار را به خاطر خودتان بکنید. تلاش کنید که زنده بمانید و در مترو بمانید.</description>
                <category>عطاالله طباطبایی</category>
                <author>عطاالله طباطبایی</author>
                <pubDate>Thu, 29 Jan 2026 21:13:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک قهرمان عادی باش.</title>
                <link>https://virgool.io/Gasedak/%DB%8C%DA%A9-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-azbtk18de7wn</link>
                <description> عادی بودن هیچ ایرادی ندارد.  من همیشه دوست داشتم که ابرقدرت داشته باشم. این تصور هم از دل رویای کودکانه‌ام برای نجات دنیا می‌آمد. رویای اینکه در شرایط بحرانی به قدری توانمند باشم که بتوانم از عزیزانم و آدم‌های عادی در برابر مشکلات و مصائب دفاع، مراقبت و محافظت کنم. حتی گاهی تلاش می‌کردم واقعا ادایش را دربیاورم. کودک بودم دیگر، چه انتظاری می‌رود؟اما هرچه بزرگتر شدم معنای قهرمان بودن و همینطور معنای عادی بودن برایم تغییر کرد. فهمیدم که این دو می‌توانند همزمان باشند و هیچ منافاتی با یکدیگر ندارند. فهمیدم که قهرمان بودن هیچ ربطی به داشتن قدرت‌های ماوررایی یا بسیار زیاد نیست. لازم نیست که حتما بتوانی کوهی را جا به جا کنی یا از چشمانت لیزر بدهی تا تبدیل به قهرمان شوی.قهرمان بودن به داشتن دلی بزرگ و شجاع مربوط است. قهرمان بودن گاهی ترسیدن و عقب‌کشیدن است. قهرمان بودن ربطی به ابرقدرت بودن ندارد. بلکه قهرمان بودن، در درک شرایط موجود و احساسات خود نسبت به آن و پیدا کردن بهترین واکنش به آن معنی پیدا می‌کند.همینطور فهمیدم عیب و ایرادی در عادی بودن نیست. چون عادی بودن به این معنی نیست که نمی‌توانی قهرمان باشی. عادی بودن چه از لحاظ هوشی، چه از لحاظ اجتماعی و چه از ملاحظات دیگر، سبب نمی‌شود که تو نتوانی تصمیمات قهرمانانه بگیری.تو می‌توانی یک کتابفروش باشی و قهرمانانه تصمیم بگیری که دل کسی را با هدیه دادن کتابی از قفسه کتاب‌هایت خوشحال کنی. تو می‌توانی نانوا باشی و هر پنج‌شنبه به خاطر گوشه‌ای از عقاید زیبایت، یک تنور نان صلواتی بدهی.تو می‌توانی رفتگر باشی و با آن گربه که زیر ماشینی خوابیده، مهربان باشی.تو می‌توانی نویسنده باشی و قلمت را در راه درست روی کاغذ بگذاری.تو می‌توانی کنشگر اقتصادی باشی و با اعتراض درست صدای مردم را به گوش آن‌هایی که باید بشنوند، برسانی.تو می‌توانی قهرمان باشی اما همچنان در همین خیابان‌ها، در همین کوچه‌ها و در خانه‌هایی میان مردم زندگی کنی و عادی باشی. و برایت عادی باشد که می‌توانی قهرمانی بزرگ برای جامعه‌ت باشی.فقط باید بدانی که قهرمان بودن در هر لحظه چگونه امکان‌پذیر می‌شود؟ با کدام تصمیم تو؟قهرمان بودن سخت نیست.</description>
                <category>عطاالله طباطبایی</category>
                <author>عطاالله طباطبایی</author>
                <pubDate>Tue, 27 Jan 2026 08:29:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بنویس، هر روز حداقل یک صفحه</title>
                <link>https://virgool.io/@ata.tabatabaei4/%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%87%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D9%82%D9%84-%DB%8C%DA%A9-%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-lfoankz8tpom</link>
                <description>یکی از چالش‌هایی که در یکی از دوره‌های نویسندگی مطرح شده بود(سال ۱۴۰۳) این بود که یک نویسنده واقعی باید هر روز حداقل هزارکلمه بنویسد و خودش را متعهد به این روتین کند. از آن زمان تقریبا دو سال می‌گذرد و من هر روز حداقل هزارکلمه می‌نویسم.هزار کلمه درباره موضوعات مختلف و این نوشتن برایم تبدیل به یک عادت شده است. عادتی که ترک آن موجب مرض‌های زیادی می‌شود. در این چند وقت اخیر اما گاهی پیش می‌آمد که دو سه روزی اصلا دست به قلم و کیبورد نمی‌زدم. به خاطر اینکه انگشتانم توان نوشتن درباره آنچه بر ما رخ داده است را نداشته و ندارد. هر باری که تلاش می‌کردم کمی از جنبه‌های متفاوت به قضیه نگاه کنم، بیش از پیش نگران و ناراحت و افسرده می‌شدم. و این موضوع دیشب به اوج خودش رسید. چند دقیقه‌ای که توانستم به صورت شانسی به تلگرام متصل شوم، پیام‌های دوستانم که مهاجر کشورهای اروپایی هستند را در کانال‌ها و گروه‌هایشان خواندم و بسیار احساس تنهایی کردم. احساس کردم که در جایی دور از چیزهایی که باید تجربه کنم قرار دارم. احساس کردم در دنیایی خیالی هستم. در جایی که هر چیزی به نحوی خراب می‌شود. اگر هر روز از روزهایی که اینجا زندگی می‌کنیم را مثل یک صفحه دفتر در نظر بگیریم، احساس می‌کنم که ذغال به دست گرفته‌ایم/اند و در حال خط خطی کردن این صفحه‌های بی‌نقص هستیم.شاید باید مداد شمعی‌های رنگی برداریم و صفحه‌ها را با رنگ‌های بیشتری خط خطی کنیم.از آن روز که این چالش هزار کلمه در روز مطرح شد، من تلاش کردم که وضعیت را در نوشته‌هایم برای خوانندگانم بهتر کنم. بیشتر از امید و تلاش و توسعه سخن بگویم.امیدوارم شما هم طریقی برای بهبود اطرافتان پیدا کنید. چرا که الان بیشتر از گذشته به آن نیاز داریم.</description>
                <category>عطاالله طباطبایی</category>
                <author>عطاالله طباطبایی</author>
                <pubDate>Mon, 26 Jan 2026 09:41:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غُر تو دهن فراوونه!</title>
                <link>https://virgool.io/@ata.tabatabaei4/%D8%BA%D9%8F%D8%B1-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D9%87%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%88%D9%88%D9%86%D9%87-zedmcjxoopon</link>
                <description>من همیشه در برابر غر زدن دیگران، سپر دفاعی خودم را بالا می‌گیرم و آن‌ها را وارد بازی «اوضاع آنچنان هم بد نیست!» می‌کنم. بازی‌ای که انتها ندارد. یکی شروع می‌کند غر زدن و دیگری می‌گوید اوضاع آنچنان هم بد نیست. و این بازی تا بی‌نهایت ادامه دارد. بیایید نگاهی به فلسفه غر زدن بیندازیم. در تکاپوی روزهای شلوغ، پر از استرس و اضطراب و پر از ناکامی‌های کوچک و بزرگ، ذهن ما دربه‌در، به دنبال مکانی آرام برای تحلیل و تفسیر چیزهایی است که برایمان رخ می‌دهد. تلاش برای این که علت و معلول چیزهایی که باعث ناراحتی‌های خرد و کلان ما شده را پیدا کند. با توجه به حجم اتفاقاتی که در طول روز برایمان رخ می‌دهد، می‌توانید حدس بزنید که این مغز بی‌چاره تا چه اندازه دست تنهاست.آن چیزی که مغز ما تجربه می‌کند بیش از اندازه زیاد است. برخی تحقیقات تخمین می‌زنند که مغز بیش از ۴۰ میلیون ورودی حسی دارد و پردازش تصویر او کمتر از ۱۳ میلی ثانیه است. این قدرت بی‌نهایت بسیار قابل توجه است. اما این توانمندی به این معنا نیست که مغز ما هر دفعه تصمیم جدیدی می‌گیرد. به نظر می‌رسد مغز برای برخی از چیزهایی که خود ما برای تحلیل و تفسیرشان وقت و زمان کافی نذاشته‌ایم یا نداشتیم، به صورت از پیش‌تعیین‌شده‌ای اطلاعات را تفسیر می‌کند و حتی آن‌ها را بی‌توجه به موجودیتشان از بین می‌برد. اما داستان غر زدن چیست؟غر زدن به مثابه روتین تحلیل ناخوشی‌هاهمانطور که احتمالا تا الان متوجه شدید، می‌توان اینطور بیان کرد که مغز، برای اینکه زمان زیادی برای درک و تحلیل چیزهای تکراری نگذارد، برای آن‌ها روتین خاصی را تدارک می‌بیند. روتینی که گاهی باعث بی‌توجهی به وجود چیزی تازه می‌شود.این مثال را در کلیشه راننده تاکسی زیاد می‌بینیم: «همه‌اش کار خودشان است جناب! کار آن بالادستی‌هایی که حق من و قشر محروم را هپلی هپول می‌کنند.»غر زدن در اصل مکانیزمی برای این است که تلاش دوباره‌ای برای تحلیل چیزی که در گذشته آن را تحلیل کرده‌ایم، نکنیم. غر زدن برای خالی کردن دلمان است از چیزی که ناراحتمان کرده ولی نمی‌توانیم دلیلی برای ناخوشی‌مان پیدا کنیم. اما آیا واقعا غر زدن ایرادی دارد؟غرزدن هیچ ایرادی ندارد اگر مزرعه کشت بهانه‌ها نباشد!جمله معروفی هست که شاید شنیده باشید:موفقیت از جایی شروع می‌شود که بهانه‌ها تمام می‌شوند.اگر درست در جایی ایستاده باشیم که بدون آوردن بهانه درگیر انجام کارهایمان و پیشبرد اهدافمان هستیم، غر زدن هیچ ایرادی ندارد. البته که غرغرو نشویم دیگر. یک رویکرد درست این است که واقعا غرهایمان را بشناسیم و برایشان تدبیری بیندیشیم. هر چند وقت یکبار(مثلا هر ماه یا هر فصل یکبار) بنشینیم و با خودمان کنار بیاییم که کدام غرهایمان تکراری شده است و چگونه می‌توانیم ازشان خلاص شویم؟برای این روزهاامروز (۵ بهمن ۱۴۰۴) تقریبا ۱۷ روز است که اینترنت در دسترس نیست و دسترسی اینترانت هم گاها با اختلال همراه است. به امید اینکه به زودی اینترنت وصل شود. اگر این روزها غر زدنتان گرفت راحت باشید. به خودتان اجازه تخلیه شدن بدهید. روی دلتان جمع نشود. من هم دوست دارم در کامنت‌ها با هم گپ بزنیم و صحبت کنیم و کمی از درد دلمان را بگوییم. البته که شاید مجبور شویم پرده‌ای روی سخنانمان بکشیم اما چه ایرادی دارد. اینگونه دلمان خالی می‌شود.الان که این پست وبلاگ را درج کرده‌ام، واقعا کمی از درد دلم را گفتم. این که این روزها می‌بینم آدم‌ها به خاطر بازخواست شدن، حرفهایشان را کمتر می‌زنند و کمتر می‌گویند. گفتن نارضایتی‌ها هیچ ایرادی ندارد. حتی اگر تدبیری برایشان اندیشیده شود، باعث رشد و پیشرفت اوضاع می‌شود.دوست‌دار شما، عطا. ۵ بهمن ۱۴۰۴...</description>
                <category>عطاالله طباطبایی</category>
                <author>عطاالله طباطبایی</author>
                <pubDate>Sun, 25 Jan 2026 08:58:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صحنه نمایش مصنوعی هوش!</title>
                <link>https://virgool.io/@ata.tabatabaei4/%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%B4-x2ncbxemun3b</link>
                <description>شاید از خودت بپرسی که آیا می‌شود به تماشای یک نمایش نشست، وقتی می‌دانیم که بازیگرانش دروغگو‌ها هستند؟ آیا می‌توان، به بلاگرها و کسانی که در فضای مجازی تعداد مخاطبین زیادی دارند اعتماد کرد؟ به محصولاتشان چطور؟در این مدت که اینترنت به کلی دچار اختلال بود و امکان دسترسی به هوش مصنوعی‌های زبانی مثل چت‌جی‌پی‌تی و کوپایلوت نداشتم، سری به نشان‌شده‌های کروم زدم و سعی کردم از تمام آن پلتفرم‌های گذشته که روزی با خوشحالی نشان کرده بودم تا بعدا به درستی تستشان کنم، استفاده کنم. اما نتیجه‌ی خوبی به همراه نداشت و فهمیدم که باور بر کلام خیلی از آدم‌ها اشتباه است.در یک سال گذشته احتمالا خیلی درباره هوش‌مصنوعی‌های مختلف شنیده باشید. از پیشرفتشان و کارهای خارق‌العاده‌ای که من نمی‌توانم برایتان انجام دهم هم زیاد شنیده‌اید. در این میان، علاوه بر تمام محصولات اصلی هوش مصنوعی که تولید‌کننده‌های عالی متن، تصویر و ویدیو بودند، محصولات جانبی زیادی هم رشد کردند. دستیارهای هوش مصنوعی و ... اما یکی از این محصولات جانبی، بسیار جذاب به نظر می‌رسید. پکیج هوش‌مصنوعی‌های فارسی و امکان استفاده از آن‌ها بدون فیلترینگ. نکته جذاب درباره این پلتفرم‌ها این بود که نیازی به اتصال تحریم‌شکن‌هایی آی‌پی نبود. و این یعنی علاوه بر سرعت دسترسی بهتر، مصرف کمتر اینترنت. در بین همه این پلتفرم‌ها، یکی از آن‌ها به واسطه صدای بلند صاحبانش، زودتر برای مردم جا افتاد. ChatQt که پلتفرم ساخته بین برادران نشاط(معروف‌تره: امیرپارسا نشاط) است، یک پلتفرم همبستری هوش مصنوعی‌های متفاوت در یک جا است. بستری که با شارژ کردن کیف پول خودت، می‌توانستی بلیط این صحنه نمایش را بخری. بلیطی که در اصل با صدای دسترسی به هوش مصنوعی بدون فیلترینگ به تو فروخته می‌شد ولی پشت پرده اتفاقات دیگری در حال رخ دادن بود که گویا هنوز صدایی از آن به جایی نشت نکرده است. چت‌کیو‌تی که برای من مصداق بارز یک محصول خوب بود، به واسطه اتفاقی که در آن مشاهده کردم، مثل خیلی از پلتفرم‌های دروغین دیگر در این مدت، از لیست استفاده کردن خارج شد.پلتفرمی که فکر می‌کردم جایگاه خوبی برای اتصال رایگان به دنیای هوش مصنوعی بود، الان برایم مثل یک نمایش دروغین است. نمایشی که اعتمادی به بازیگرانش ندارم، چون می‌دانم دیالوگ‌های دورغین به زبان می‌آورند.این تصویر به کمک یک هوش مصنوعی ایرانی ساخته شده است. </description>
                <category>عطاالله طباطبایی</category>
                <author>عطاالله طباطبایی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jan 2026 18:08:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاب‌آوری؛ دیوار اول!</title>
                <link>https://virgool.io/@ata.tabatabaei4/%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D9%84-hsjwgseb31zz</link>
                <description>مروری از آنچه من در گذر از سختی‌ها از تاب‌آوری آموختم.چرا تاب‌آوری موضوع مهمی است؟فکر می‌‌کنم حداقل یک بار در سرتاسر عمرتان برایتان پیش‌آمده است که با دوره‌ای از زندگی دست و پنجه نرم کرده‌اید که بیش از یک موضوع ناراحت‌کننده برایتان پیش آمده است. شاید همزمان با شکست‌های مالی متوالی، از دست دادن یک رابطه عاطفی و از بین رفتن اعتماد اطرافیانتان به شما، یکی از عزیزانتان نیز فوت کرده است. اما با این حال شما ادامه داده‌اید. مسیری که در آن بودید را پیش گرفتید و خودتان را از جایی که پر از ناراحتی و غصه بوده است، به سمت جایگاه بهتری کشانده‌اید.این همان چیزی است که امروزه روانشناسی به نام تاب‌آوری می‌شناسد. اینکه تلاش کنید در اوضاع قاراش‌میش روزگار، در میان جنگ‌های درونی و بیرونی، خودتان را به جایی بهتر بکشانید.شما بدون اینکه بدانید مشغول انجام کارهای زیادی بودید. درگیر یادگیری مهارتی که در دنیای پرسرعت امروز که غم انسان، به سرعت بی‌اهمیت جلوه می‌کند، بسیار حیاتی است. مهارتی با نام تاب‌آوری.در میان روزمرگی‌هایتان و تمام چیزهای غمگینی که تجربه می‌کنید، دیواری به بلندی تاب‌آوری از شما مراقبت می‌کند. به همین دلیل است که تاب‌آوری موضوع مهمی است. و چگونگی چیدن آجرهای دیوار تاب‌آوری، اهمیت زیادی دارد. تاب‌آوری چیست؟Best investors in the world with perfect outcome, always aware that buisnesses maybe felt down chart and make bad results. Besides of all this risks, they try it and after failure they&#039;re not giving up and keep moving forward.تاب‌آوری اولین بار در قرن هفدهم برای تشریح توانایی بازگشت سیستم‌های مکانیکی به حالت اولیه‌شان در متون علمی جا باز کرد. این کلمه در اصل از کلمه‌ای لاتین (مثل بسیاری از کلماتی که ما در سبد ادبی خودمون داریم)  نشئت گرفته. بعدها در ۱۹۷۰ این کلمه وارد بوم‌شناسی شد. کلمه‌ای که به برگشت‌پذیری اکوسیستم‌های طبیعی به حالت اولیة خودشان اشاره داشت. (باید ذکر کنم که این کلمه پیشینه خوبی در علوم طبیعی و مهندسی داره. پس سخت نگیرید و به راحتی به ادبیاتتون اضافه‌اش کنید.) به صورت همزمان با بوم‌شناسی، در دنیای روانشناسی تحقیقاتی نه با عنوان تاب‌آوری ولی با مفهوم آن آغاز شد و در نهایت از ۱۹۸۰ این کلمه وارد ادبیات روانشناسی شد. روانشناسان پژوهشی چون نورمن گارمزی (Norman Garmezy)، مقالات خوبی درباره مفهوم تاب‌آوری به نگارش درآوردند که جای توجه دارد.(البته برای عموم مطالب زیادی در این مقالات هست که شاید کاربردی نباشد.)اما به طور خلاصه تاب‌آوری چیست؟«در روانشناسی مدرن، تاب‌آوری به معنای «توانایی موفقیت‌آمیز برای سازگاری یا بازگشت به حالت عادی پس از تجربه استرس، تروما یا بحران» تعریف شد. این مفهوم نشان می‌دهد که انسان‌ها نه تنها در برابر سختی‌ها آسیب‌پذیر نیستند، بلکه پتانسیل رشد و تقویت در مواجهه با چالش‌ها را نیز دارند.»تعریف تاب‌آوری ساده ولی پر از نکته‌ است. کلماتی مثل (توانایی موفقیت‌آمیز) و (پتانسیل رشد و تقویت در مواجهه با چالش‌ها) برایمان درس‌های زیادی به همراه دارند.اما تاب‌آوری از نگاه من چیزی جز «به درستی ادامه دادن» نیست. فقط: درست ادامه دادن. افراد زیادی متصور می‌شوند که تاب‌آوری آن فشار آخری است که به خودشان می‌آورند. آن تکرار آخر در باشگاه، آن تلاش آخر برای نجات کسب و کارشان، شاید آن آخرین صحبت عاشقانه‌ای که برای شریک عاطفی‌شان ترتیب می‌دهند.ولی گاهی ادامه دادن، مستلزم نگه داشتن نیروی آخرتان برای برگشتن دوباره است. برای همین باید نگاه کنیم به اینکه تاب‌آوری چه چیزی نیست؟تاب‌آوری چه نیست؟&gt; تاب آوری چیست ؟ در پاسخ به این سوال فروان نوشته و گفته و شنیده شده است اکنون شاید بهتر آن باشد که بدانیم تاب آوری چه چیزی نیست ؟  &gt; تاب آوری برگشت پذیری نیست تاب آوری دارایی نیست تاب آوری رویکردی تقلیل گرا نیست تاب آوری بمعنای خوگیری با عامل مزاحم نیست تاب آوری بمعنای تن دادن به ذلت و تسلیم شدن و سازش هم نیست. هم چنین میتواند رویداد محور نباشد.  &gt; تاب آوری انقلاب خرد ورزی است که خط تولید آن مدیریت است و ابزار گسترش آن هم آموزش است. تاب آوری خوشبختی جدید است.در زندگی روزمره گاهی پیش می‌آید که آدم خسته می‌شود. توانایی ادامه دادن ندارد. آدم حق دارد. اما واقعا چگونه باید با این خستگی کنار آمد؟ در ابتدا بیایید بپذیریم که تاب‌آوری، دارایی نیست. یک مهارت اکتسابی است. می‌توانیم آن را بیاموزیم و از آن در شرایطی که لازم می‌دانیم بهره ببریم. پس می‌توان گفت، تاب‌آوری یک مهارت رویکردی است. می‌توان آن را به صورت یک رویکرد به شرایط اعمال کرد.از طرفی این بیان که تاب‌آوری را نسبت به شرایط می‌توان اعمال کرد، به این معنا است که برای تغییر شرایط در حال انجام کاری هستیم. پس قرار نیست که به شرایط خو کنیم. قرار نیست که تاب‌آوری به معنای پذیرفتن ذلت یا سختیِ تحمیلی دنیا باشد. با این احتساب، تاب‌آوری اصلا معادل پذیرفتن شرایط نیست. تاب‌آوری رویکردی خردورزانه برای تغییر شرایط است، نه پذیرفتن ذلت و سختی!شاید اگر مثال‌هایی از تاب‌آوری را با یکدیگر مرور کنیم، نقطه نظر بهتری به تاب‌آوری و راه‌های افزایش تاب‌آوری پیدا کنیم.مثال‌هایی تاریخی از تاب‌آوری جمعی بازسازی پس از زلزله‌های بزرگ (مانند زلزله بم یا منجیل): در حوادث طبیعی غیرقابل پیش‌بینی، همیشه شاهد بوده‌ایم که مردم ایران با ایجاد شبکه‌های مردمی و کمک‌رسانی سریع، غم‌ها را به هم تقسیم کرده و شهرها را دوباره می‌سازند. روحیه ایثار و کمک به هم‌نوع در این حوادث، نمادی از تاب‌آوری اجتماعی و فرهنگی ماست.۴. مبارزه با همه‌گیری کووید-۱۹ (۲۰۲۰-۲۰۲۲): در دوران همه‌گیری کرونا، شاهد تاب‌آوری جمعی در سطح جهانی بودیم. از کادر درمانی که شبانه‌روز تلاش می‌کردند تا شهروندانی که با رعایت پروتکل‌های بهداشتی و تولید ماسک و مواد ضدعفونی‌کننده در خانه‌ها، سعی در قطع زنجیره انتقال ویروس داشتند. این همکاری جهانی برای تولید و توزیع واکسن نیز بخشی از این تلاش مشترک بشری بود.مهمترین اصول تاب‌آوریدیوار تاب‌آوری، نیاز به یک سری تکیه گاه دارد. تا بتواند به خوبی از نفوذ ناگواری‌ها دفاع کند. (این تشبیه که تاب‌آوری مانند یک دیوار از نفوذ ناگواری‌ها دفاع می‌کند، اصلا مثال خوبی نیست. به این خاطر که تاب‌آوری برای دفاع ساخته نشده، بلکه برای رویارویی پس از دچار شدن به ناگواری‌ها ساخته شده.)این تکیه‌گاه‌ها عبارتند از: ۱. ارتباطات خوب: داشتن دوستانی (دوستان به مثابه کسانی که می‌توانیم پیششان فحش بکشیم به اول و آخر قضایا) که بتوانیم خودمان را پیش آن‌ها بروز دهیم. خودمان باشیم و مجبور نباشیم زمانی که در کنار آن‌ها می‌گذرانیم، نقابی از «اوضاع خوب و خوش و رنگین» به چهره بزنیم.۲. زمان تنهایی: کسی که مدام در معرض سخن و حضور دیگران است، نمی‌تواند بر مصائب رخ داده آگاه بماند. داشتن زمانی که انسان بتواند با خود خلوت کند و کمی به گفت‌وگوهای درونی‌اش اعتبار دهد، همیشه نیاز است.۳. آگاهی از حس و حال: دانستن اینکه الان چه چیزی در جریان است و ایرادی ندارد که حال خوبی نداریم. اعتبار بخشیدن به زمان حال و آنچه در حال تجربه‌اش هستیم.(این لیست به روز رسانی می‌شود.)تمرین‌هایی برای تاب‌آوری بیشترLike building a muscle, increasing your resilience takes time and intentionality. Focusing on four core components—connection, wellness, healthy thinking, and meaning—can empower you to withstand and learn from difficult and traumatic experiences. To increase your capacity for resilience to weather—and grow from—the difficulties, read this articleهمه ما احتمالا پذیرفته‌ایم که تمرین در باشگاه ما را برای میدان نبرد آماده می‌کند. تاب‌آوری هم از این جنس است. ابتدا می‌خواستم تمرین‌هایی برای تاب‌آوری پیدا کنم ولی اینترنت به من اجازه نداد.به همین خاطر این جا فقط یک کاری که خودم را به مرور با بخش‌های مختلف این مهارت آشنا کرد، ذکر می‌کنم. نوشتن ابرازیبیان داشتن آنچه رخ می‌دهد و آنچه من درباره آن فکر و احساس می‌کنم.در آینده بیشتر در باره جنبه‌های گوناگون تاب‌آوری و حوزه‌های مرتبط به آن صحبت خواهم کرد.</description>
                <category>عطاالله طباطبایی</category>
                <author>عطاالله طباطبایی</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jan 2026 14:31:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما عادت داشتیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@ata.tabatabaei4/%D9%85%D8%A7-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D9%85-u4aysc0hs7mb</link>
                <description>سال‌ها پیش وقتی بیکار می‌شدیم چه کار می‌کردیم؟ چه کارهایی نمی‌کردیم؟ این دستورالعملی است که من برای این روزهای تنهای تنها، خالی و پر از هیچ انجام دادم تا زنده بمانم.کتاب خواندنطراحیشطرنج رو میزیپیاده روی</description>
                <category>عطاالله طباطبایی</category>
                <author>عطاالله طباطبایی</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jan 2026 08:18:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا دیگه هیچی حال نمی‌ده</title>
                <link>https://virgool.io/@ata.tabatabaei4/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D9%87%DB%8C%DA%86%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87-gc06hossnqfa</link>
                <description>این که برای خودم یک کاری بکنم برام خیلی ارزشمنده. این که بتونم فارغ از این که دیگران چه فکری می‌کنند کارهای مورد علاقه‌ام رو پیش ببرم. اما دو سال گذشته این طور نگذشت.شروع کردم به نوشتن و سعی کردم که حرصم رو روی کلمات خالی کنم. چیزهایی که نداشتم یا نمی‌تونستم داشته باشم رو در کلمات پیاده می‌کردم. چیزهایی که می‌خواستم تغییر کنند رو هم همینطور. اینقدر غرق کلمات شده بودم که خودم رو فراموش کرده بودم. اینکه چه کارهایی انجام دادم. اینکه چه کارهایی دارم انجام می‌دم. همه چیز رو فراموش کردم و خودم رو غرق کردم.اما از یکجایی متوجه شدم که یک چیزی درست نیست. اینکه دیگه هیچی مثل قبل نیست. از انجام‌دادن کارها لذت نمی‌برم. اینکه دیگه در جمع بودن برام ارزشمند نیست. چونکه دیگه هیچی مثل قبل نبود. چون که همه خودشون رو فراموش کرده بودند. حالا من حواسم به خودم بود، اما دیگه کسی توجهی به چیزهای مهم نداشت. انگار همه چیز تبدیل شده به یک لذت آنی سطحی. حتی نمی‌فهمم چرا بعضی چیزها برای آدم‌ها لذت بخشه با اینکه برای من نیست. انگار وقتی آدم‌ها حواسشون به خودشون نیست، نمی‌تونن به همدیگه هم توجه کنن.این حجم از بی‌توجهی دیگه برای من طاقت‌فرساست. دیگه هیچی حال نمی‌ده چون دیگه هیچی مهم نیست.</description>
                <category>عطاالله طباطبایی</category>
                <author>عطاالله طباطبایی</author>
                <pubDate>Fri, 28 Feb 2025 09:54:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۴۰۲ بهمن، ۲۲</title>
                <link>https://virgool.io/@ata.tabatabaei4/%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B2-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86-%DB%B2%DB%B2-k82ipzlldp05</link>
                <description>برای روز ۲۲ بهمن (۱۲ فوریه ۲۰۲۴)، می‌توانیم با استفاده از داده‌های اخیر و روندهای موجود، اعداد تقریبی را برای مواردی که در گزارش شما خالی گذاشته‌شده، ارائه دهیم. البته توجه داشته باشید که این اعداد بر اساس تخمین‌ها و روندهای کلی هستند و ممکن است با داده‌های دقیق روز ۲۲ بهمن کمی تفاوت داشته باشند.---۱. قیمت دلار:در روز ۲۲ بهمن ۱۴۰۲، قیمت دلار در بازار آزاد ایران می‌تواند در محدوده **۵۵,۰۰۰ تا ۵۸,۰۰۰ تومان** باشد. این نرخ تحت تأثیر تحولات سیاسی، اقتصادی و بین‌المللی قرار دارد و ممکن است در روزهای آینده نوسانات بیشتری را تجربه کند.--- ۲. قیمت طلا:قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار در روز ۲۲ بهمن می‌تواند در محدوده **۳,۰۰۰,۰۰۰ تا ۳,۲۰۰,۰۰۰ تومان** باشد. قیمت طلا معمولاً از نرخ دلار و تحولات جهانی طلا تأثیر می‌پذیرد.--- ۳.قیمت سکه:قیمت سکه تمام بهار آزادی در روز ۲۲ بهمن ممکن است در محدوده **۳۵,۰۰۰,۰۰۰ تا ۳۷,۰۰۰,۰۰۰ تومان** باشد. قیمت سکه نیز مانند طلا، تحت تأثیر نرخ دلار و تقاضای بازار است.--- ۴. شاخص آلودگی هوا (AQI):در روز ۲۲ بهمن، شاخص کیفیت هوا در تهران و برخی شهرهای بزرگ ایران ممکن است در محدوده **۱۵۰ تا ۲۰۰** (ناسالم برای گروه‌های حساس) باشد. این شاخص به دلیل وارونگی هوا و افزایش مصرف سوخت‌های فسیلی در فصل زمستان، معمولاً در این محدوده قرار می‌گیرد.---۵. میزان جمعیت ایرانبر اساس آخرین برآوردها، جمعیت ایران در روز ۲۲ بهمن ۱۴۰۲ حدود **۸۵,۵۰۰,۰۰۰ نفر** است. رشد جمعیت ایران در سال‌های اخیر کاهش یافته و نرخ رشد آن به حدود ۱ درصد رسیده است.---۶.میزان جمعیت تهران:جمعیت تهران در روز ۲۲ بهمن ۱۴۰۲ حدود **۹,۵۰۰,۰۰۰ نفر** (و بیش از **۱۵,۵۰۰,۰۰۰ نفر** در کلان‌شهر تهران) برآورد می‌شود. تهران همچنان پرجمعیت‌ترین شهر ایران و یکی از پرتراکم‌ترین شهرهای خاورمیانه است.--- ۷. درآمد ناخالص ملی (GNP)درآمد ناخالص ملی ایران در سال ۱۴۰۲ می‌تواند در محدوده **۴۰۰ تا ۴۵۰ میلیارد دلار** باشد. این عدد تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند قیمت نفت، تحریم‌ها و سیاست‌های اقتصادی داخلی قرار دارد.---در روز ۲۲ بهمن ۱۴۰۲، وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران تحت تأثیر عوامل داخلی و خارجی متعددی قرار دارد. نوسانات قیمت دلار، طلا و سکه نشان‌دهنده عدم ثبات در بازارهای مالی است. آلودگی هوا نیز به دلیل وارونگی هوا و افزایش مصرف سوخت‌های فسیلی، به یک معضل جدی در شهرهای بزرگ تبدیل شده است. درآمد ناخالص ملی نیز نشان‌دهنده تأثیر تحریم‌ها و سیاست‌های اقتصادی بر اقتصاد کشور است.این اعداد و ارقام بر اساس روندهای فعلی و داده‌های اخیر ارائه شده‌اند و ممکن است در روز ۲۲ بهمن ۱۴۰۲ کمی متفاوت باشند.</description>
                <category>عطاالله طباطبایی</category>
                <author>عطاالله طباطبایی</author>
                <pubDate>Tue, 11 Feb 2025 12:58:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رابطه میون گرونی و ترافیک</title>
                <link>https://virgool.io/@ata.tabatabaei4/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D9%85%DB%8C%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%DA%A9-zbcyuwviuhlz</link>
                <description>اولین چیزی که به ذهنم می‌رسه اینه که چه قدر همه‌چیز به هم مرتبطه. تقریبا دو ماه پیش به کمک بیست نفر، هزینه‌ی خرید یک اتومبیل را برای یک زوج جوان آماده کردیم. اما باورکردنی نبود که در انتهای قضیه اون ماشین ۲۰ میلیون تومان گرون شد و کارمون بی‌ثمر موند. از اونجایی که مرد خانواده و خانم خونه هر دو شاغل هستند و در شوش زندگی می‌کنند ، مجبورند برای رسیدن به دفترهای کار خود از شوش تا ولنجک را طی کنند!این موضوع هم قطعا با سوار اتوبوس و مترو شدن میسر نیست. پس برای رسیدن به محل کار از اسنپ استفاده می‌کنند. غم‌انگیز نیست تقریبا ۱/۳ درآمدشون صرف رفت و آمد به محل کاری می‌شود که از آن حقوق دریافت می‌کنند تا بتوانند هزینه‌ی رفت و آمد به همان شرکت را بدهند. عمیق‌تر آنکه حالا با ۲/۳ درآمد خودشون باید ۲۰ میلیونی را پس انداز کنند که بتوانند ماشینی را بخرند که بتوانند به محل کار بروند که ...چند روز پیش آدمی رو دیدم که به خاطر خرج خونه ماشینش رو انداخته در اسنپ. البته خرجی که از اسنپ در میاد، خرج ماشین رو به زور می‌ده اما حداقل دیگه تو خونه دعوا نیست که چرا به اندازه کافی کار نمی‌کنه. حالا خیابون ها شلوغ‌تره، اعصاب‌ها داغون تره و صدای بوق ماشین‌ها بیشتره. اما برای چه کسی اهمیت داره؟ سفیر و مسافربرای چه کسی اهمیت داره؟ اسنپ که یک بیزنسه و داره پولش رو در میاره.برای چه کسی اهمیت داره؟ دولت که حمل و نقل عمومی داره و مالیاتش رو می‌گیره. فقط من و تو دور یک میز نشستیم و نگران آدم‌هایی هستیم که در این سیکل معیوب، افسرده و فرسوده می‌شن.</description>
                <category>عطاالله طباطبایی</category>
                <author>عطاالله طباطبایی</author>
                <pubDate>Wed, 13 Nov 2024 13:45:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کار دانشجویی یا درس خوندن؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ata.tabatabaei4/%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%86-dytc3srw26rb</link>
                <description># متن اولنظر شخصی من این است که آدم تا می‌تواند باید کار کند. اما واقعا مرزگذاشتن هم چیزی است که اگر به آن بی‌توجهی کنیم، خودمان اذیت  می‌شویم. چرا؟ چون که ترجیح می‌دهیم که همه چیز را تبدیل به کار کنیم.البته بگویم که کار دانشجویی کردن منافاتی با کسب مهارت ندارد ولی گاهی هم این کارهای دانشجویی از حوزه‌ی مهارت‌های تخصصی رشته‌مان خارج می‌شوند.چه چیزی می‌خواهم بگویم؟ می‌خواهم بگویم که آدم‌ها هر چقدر هم سعی کنند بین این‌ها مرز خوبی برقرار کنند یه جایی شکست می‌خورند. چون که کار دانشجویی مثل یه جور اعتیاد است. هر دفعه که یکی از این کارها رو شروع می‌کنی، می‌گویی که این آخرین چیزی هست که می‌پذیرم، اما به محض این که کار تموم میشود، مغزت دنبال یک کار جدید می‌گردد.از یک جایی به بعد هم بدون اینکه خودت بفهمی دیگه نمی‌توانی مثل قبل درس بخوانی، و انگار درس برای تو به حاشیه می‌رود. مگر اینکه به یکی از آن کارهای خوب دانشجویی یک «نه»ی بزرگ بگی و چرخه‌ی اعتیادت رو بشکنی. احتمالا نئشه بشی و بخواهی که برگردی، حتی حس عذاب وجدان بگیری چون که می‌توانستی در آن کار بسیار چیز جدید یاد بگیری. از بحث دور شدم. سوال دارم. الان واقعا دنیای پیدا کردن تخصص است یا باید تجربه‌گر بود؟ آیا سنی داریم که بتوانیم بدون تجربه‌های کار دانشجویی راجع به علایقمان تصمیم‌گیری کنیم؟ به نظرم خیلی سخت است. خیلی سخت است که بخواهی فقط درس بخوانی. آن کسی هم که فقط درس می‌خواند، حتما کنار درس، کارهایی می‌کنه که برایش تجربه‌های جدید است. شاید ما فقط به خودمون حساس شدیم و حس اعتیاد هم به سراغمان آمده است.# متن دوم حس اعتیاد؟ این همون چیزیه که ترم سه اومد سراغم. ایستادم جلوی تابلوی راهنمای طبقات دانشکده و یک ربع بهش خیره شدم. همون لحظه کیارش از کنارم رد شد. داد زدم و صداش کردم و گفتم:« یه لبولوژی‌مون نشه؟» اون هم مریض‌تر از من، گفت:« بشه.»استاپ. پرت شدم ترم پنج، یک سال گذشت؟ آره. در این مدت لبولوژی رو راه انداختیم، برش رو بالا اوردیم، بازدید ها شروع شد، دو تا کنفرانس بین‌المللی برگزار شد و بعدش ترنم. عید که تموم شد رسیدم به برگزاری جهادی و عکاسی و فیلمبرداری و مصاحبه‌هایش و در همین حین دغدغه‌ام، برگزاری مدرسه تابستانه بود و آخر تابستون هم برگزاری ارزاق. در کنار همه‌ی این‌ها تدریس خصوصی و نویسندگی و فریلنسری رو هم اضافه کن. خودم رو غرق کردم در یه حجم زیادی از کارهایی که اصولش رو نمی‌دونستم. اما الان بعد از یکسال وقتی به این دوره نگاه می‌کنم، به اون حجم از انرژی که ریختمشون در یادگیری چیزهای جدید، خیلی احساس خوشحالی می‌کنم. اگر بر می‌گشتم به عقب چه کاری بهتر از ین می‌توانستم بکنم؟آدم‌های جدید، دوستی‌های خوب و خاطره ساز و در نهایت یک خانواده بزرگ‌تر که گاهی از داشتنشون، گریه می‌کنم.#writers_club</description>
                <category>عطاالله طباطبایی</category>
                <author>عطاالله طباطبایی</author>
                <pubDate>Mon, 04 Nov 2024 21:23:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنبال برنامه ریزی نباش، اینجاست.</title>
                <link>https://virgool.io/@ata.tabatabaei4/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A7%D9%85%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B2%DB%8C-jcnpd3aut9fy</link>
                <description>این تویی که دیکه قاطی کردیبی برنامگی حال به هم زن ترین وضعیت دنیا است. صبح‌ها سرحال و خوشحال بلند میشی و مشغول انجام کارهای مختلفی میشی که عموما هیچ ربطی به هم ندارن و شب با حس گند بلاتکلیفی میخوابی. روزها همینجوری میگذرن تا اینکه یک روز میبینی که چه قدر از وقتت رو هدر دادی و حالا علاوه بر حس گند بلاتکلیفی، حس تهوع آور افسردگی هم به سراغت میاد.حالا باید چه غلطی کنم که زندگیم اینقدر بد نگذره؟راه حل که زیاده اما من اینجا یکی از بهترین‌هاش رو برات می‌نویسم.اول از همه ببین چه کارهایی رو در دست اجرا داری؟اونها رو لیست کن. مهم نیست لیستت ترتیب داره یا نه. بعدا مرتبش می‌کنیم. الان فقط برو لیستت رو تهیه کن. همه کارها رو بنویس. از شستن خودت تا فرستادن فضاپیما به مریخ، همه رو بنویس :) بعد از اینکه لیستت تکمیل شد ادامه مطلب رو بخون.مرحله دوم تقسیم کردن اونها به چند دسته مشخصه.دسته اول میشن فعالیتهای لازم برای زندگی. من بهشون میگم جعبه کمک‌های اولیۀ زندگی. نیازشون داریم تا شارژ بشیم. مثل حموم کردن و غذا خوردن و نمازخوندن و مدیتیشن و ...برای اینها شما باید یک روتین خوب بسازید تا بدون نیاز به فکر کردن و انرژی خرج کردن بتونید انجامشون بدید. که در یک پست دیگه درباره روتین ساختن مفصل صحبت خواهیم کرد.دسته دوم میشن فعالیتهایی که برامون معنا می‌سازن. مثل درس خوندن و کارکردن و ... که برای ما یک هدف والی در زندگی به حساب میان. خب اینجا میرسه به جایی که باید اولویت بندی رو شروع کنیم. پس برگردید به لیستی که از فعالیتها نوشتید و کارهایی که براتون معنا میسازند رو جدا کنید.بعد شروع کنید با توجه به بازه‌های زمانی مختلفی که شما رو درگیر میکنند اونها رو اولویت بندی کنید.بعد اونها رو در یک لیست دیگه به ترتیب علاقه‌مندی اولویت بندی کنید.بعد اونها رو در یک لیست دیگه بر اساس ضرورت دسته بندی کنید.اجازه بدید با یک مثال ادامه بدم.اینها کارهای با معنایی است که من الان در دست دارم:درس خوندنمشاوره دانش آموزهامنویسندگی انجمننویسندگی خیریهنویسندگی سوشال مدیای خودملیست اینها بر اساس وقتی که از من میگیرن میشه این:درس خوندننویسندگی انجمنمشاوره دانش آموزهامنویسندگی سوشال مدیای خودمنویسندگی خیریهلیست اینها بر اساس علاقه‌ام میشه این:نویسندگی سوشال مدیای خودمنویسندگی انجمنمشاوره دانش آموزهامدرس خوندننویسندگی خیریهبر اساس ضرورت میشه: درس خوندنمشاوره دانش آموزهامنویسندگی خیریهنویسندگی انجمننویسندگی سوشال مدیای خودمخب حالا با جمع زدن اعداد رتبه اینها میتونیم ترتیب بندی‌شون کنیم:درس خوندن : 6نویسندگی انجمن : 7مشاوره دانش آموزهام : 8نویسندگی سوشال مدیای خودم: 10نویسندگی خیریه: 13هرچه این مجموع کمتر باشه، میفهمید که اون کار اهمیت بیشتری داره.حالا باید زمان خالی هفته‌تون رو بین این کارها تقسیم کنید.در این مرحله میاید زمان خالی هفتگی‌تون رو به مجموع این امتیازها تقسیم میکنید که برای من 60 ساعت هست. که میشه 60/44 = 1.36با این کار شما یک باکس زمانی ساختید و خب حالا میتونید با ضرب کردن عدد کم اهمیت ترین کار در این باکس، مدت زمان اختصاص یافته به مهمترین کار رو پیدا کنید. که این جا میشه 1.36*13 = 17.75 ساعت. پس یعنی من 17.75 ساعت باید در هفته به درس خوندن اختصاص بدم. به همین ترتیب ادامه میدیم و میریم جلو...این توویی که تونستی زمانبندی کارهات رو پیدا کنی و دیگه گیج نیستیاین روش به نظرم روش خوبی برای باکس بندی کردن ساعتی برای انجام کارهاست. و خب میتونید این ساعت اختصاص یافته رو در طول هفته وابسته به تراکم روزتون تقسیم کنید.در پست‌های بعدی درباره تراکم روز و نحوه تقسیم این بازه‌ها صحبت خواهیم کرد. پس همراه باشید.</description>
                <category>عطاالله طباطبایی</category>
                <author>عطاالله طباطبایی</author>
                <pubDate>Sat, 07 Sep 2024 21:21:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسئولیت پذیری و تله کارآیی</title>
                <link>https://virgool.io/@ata.tabatabaei4/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D8%B3%D9%88%D9%BE%D8%B1%D9%85%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85-rusvf0yo8ewf</link>
                <description>گاهی اوقات به همه ما این احساس دست می‌دهد که از عهده همه کارها بر می‌آییم و بدون در نظر گرفتن عواقبی که بعداً گریبان‌گیر ما می‌شود به همه فعالیت‌ها لبخند می‌زنیم و به سمتشان هجوم می‌بریم. ولی باید لحظه‌ای بایستیم و از خودمان بپرسیم: آیا ما می‌توانیم تمام کارهای پیشنهادی را بپذیریم و انجام دهیم؟تو در حال رفتن به سمت مشکلاتتتقریبا همه‌ی ما در تنگناهای زندگی‌مان، دقیقا در زمان‌هایی که انبوهی از کارها به سمت ما روانه شده‌اند با خود اندیشیدیم که چرا نمی‌توانیم این همه کار را به پایان برسانیم؟ و برای همیشه از شر این کارهای نصفه و نیمه رها شویم. که در اغلب اوقات هم همه‌ی کارها را هر چند با کیفیت کم به اتمام رساندیم. اما واقعا به این فکر کرده‌اید که لازم بوده است که به تمام آن مسئولیت‌ها بپردازم؟ آیا تمام آن کارها اهمیت به اتمام رسیدن را داشتند؟  آیا اصلا باید از ابتدا انجام دادن آنها را متحمل می‌شدم؟ قبول کردن تعداد زیادی کار که قرار نیست به درستی آنها را به پایان برسانیم، هیچ تفاوتی در زندگی‌مان ایجاد نخواهد کرد.وقتشه از خودت سوال بپرسیعموماً به این سوالات نمی‌پردازیم. علتش هم واضح است، چه کسی می‌خواهد محدودیت‌هایی که همیشه جلوی کارهایش را می‌گیرد به روی خودش بیاورد؟اما واقعا به این پرسش و پاسخ نیاز داریم. هرچند که قرار باشد با این واقعیت تلخ روبه‌رو شویم که قادر به انجام تمام کارهای دنیا نیستیم. برای هر فردی پذیرفتن یک کار جدید که می‌تواند دستاوردهای مورد نظرش را داشته باشد، بسیار وسوسه‌انگیز است ولی لازم است که قبل از پذیرفتن برخی کارها بایستیم و چند دقیقه‌ای تأمل کنیم. اینجا می‌خواهم به چند نکته اشاره کنم که در این چند دقیقه می‌توانید آن‌ها را بررسی کنید تا بفهمید باید چه واکنشی نشان دهید.نکته اول: کارهای فعلی‌ام چه وضعیتی دارند؟ و این کار در کجا قرار می‌گیرد؟این تویی که نمی‌تونی وضعیت فعلی رو بسنجه.یکی از مهمترین معیارهای اصلی همه ما برای پذیرش کارهای جدید و وظایف تازه، باید وضعیت فعلی فعالیت‌های در دست اجرا باشد. قطعا تا به حال زیاد برایتان پیش آمده است که هنوز فعالیت‌های اصلی روز را کامل نکردید ولی دعوت شام دوستتان را رد نمی‌کنید و به او قول می‌دهید که حتما در مهمانی‌اش شرکت می‌کنید. چه چیز باعث می‌شود که بخواهیم کارهای بیشتری را بپذیریم؟ در حالی که می‌دانیم که از حد توانمان  بیشتر است یا اصلا این حجم از زمان خالی در برنامه‌مان وجود ندارد. این احساس رضایت از توهمی که می‌توانیم همه‌ی کارها را انجام دهیم، باعث می‌شود که هر زمان که در موقعیت دعوت به یک فعالیت جدید قرار می‌گیریم، بدون لحظه‌ای تردید به جواب مثبت برسیم و آن را با لبخند به دیگران اعلام کنیم. نمی‌خواهم به این توهم دامن بزنم. ترجیح می‌دهم که راجع به راه حل‌ها صحبت کنم.۱) برنامه ریزی روزانه و هفتگیهمه جا درباره اهمیت برنامه‌ریزی صحبت می‌کنند و من نمی‌توانم چیز دیگری به آن‌ها اضافه کنم. فقط یاد‌آوری می‌کنم که برنامه‌ریزی می‌تواند به شدت برای شما وضوح عملکرد به همراه داشته باشد و بتوانید از زمان خود به بهترین نحوه‌ی ممکن استفاده کنید و این را برداشت نکنید که باید حتما باکس‌های خالی زمان خود را از فعالیت‌های مفید پر کنید. بطالت برای همه ما لازم است😊.پیشنهادم برای یادگیری این مهارت( می‌گویم مهارت زیرا قابل آموختن، بهبود و انتقال است.) درس‌های برنامه ریزی متمم و هم چنین مطالعه کتاب‌های چهار هزار هفته و برنامه ریزی به روش بولت ژورنال می‌‌باشد.۲) توجه به ماتریس آیزنهاورماتریس آیزنهاور کگرافیکییکی از روش‌های فهمیدن وضعیت حاکم بر فعالیت‌های در دست اجرا استفاده از ماتریس آیزنهاور است که عکسش را مشاهده می‌کنید. برای اینکه بتوانید مدیریت خوبی روی فعالیت‌های روزمره خودتان داشته باشید، پیشنهاد می‌کنم که همیشه در بالای صفحه برنامه‌ریزی خودتان یک بار این ماتریس را بکشید تا از وجودش غافل نشوید. در متمم (کامنتهای این درس از متمم را هم مطالعه کنید.) هم به تفضیل درباره آن صحبت شده است.نکته دوم: اگر من این کار را انجام ندهم، چه کسی انجام خواهد داد؟ (ویکتور فرانکل)همیشه پرسیدن این سوال باب میل ما نیست، به خاطر اینکه احساس کنترل روی اوضاع را از دست خواهیم داد. اما از نظر من بسیار لازم و حیاتی است. انسانها با محدودیت‌های روحی و جسمی منحصر به فردشان از انجام دادن برخی کارها ناتوان هستند که شاید برخی دیگر این مشکل را نداشته باشند. الان به لطف هوش مصنوعی و ... می‌توان راحت‌تر به این سوال پرداخت. این که بتوانید افرادی را پیدا کنید که بتوانند به کیفیت خودتان به انجام کارها بپردازند، دشوار است ولی قطعا ارزشش را دارد. برون‌سپاری از مهارت‌هایی است که باید در خودتان تقویت کنید تا بتوانید دامنه فعالیت‌هایتان را کنترل کنید. گاهی اوقات هم جواب این سوال به فردی جز خودتان ختم نمی‌شود و در این لحظه است که می‌توانید وظیفه جدیدی را قبول کنید.نکته سوم: آیا واقعا ارزشش را دارد؟ یا من اینگونه تصور می‌کنم؟نکته پایانی. این سوال باید کمی برایتان سنگین‌تر از پرسش‌های پیشین باشد. به این خاطر که عموما ما از انجام کارهایی که می‌توانند یک تفاوت اساسی در زندگی‌مان ایجاد کند به خاطر سر شلوغی‌های بیهوده صرف نظر می‌کنیم و فرصت‌های بسیار بسیار ارزشمند را از کف می‌دهیم. به همین خاطر از شما خواهش می‌کنم که هر زمان پیشنهادی به شما شد، این سوال را فراموش نکنید. توجه به ارزش واقعی برخی فعالیت‌ها باعث می‌شود که بتوانید نسبت به آینده خود حساس‌تر باشید.در نهایت به این نکته اساسی اشاره می‌کنم که « نه » گفتن را در نظر داشته باشید و این مهارت را در خودتان تقویت کنید. گاهی جواب رد دادن به برخی از فعالیت‌ها به صورت درست و اصولی نه تنها باعث نمی‌شود که موقعیت خودتان را از دست دهید، بلکه باعث می‌شود که دیگران به سطح روابط کاری‌شان با شما آگاه شوند و درخواست‌های بیهوده به حداقل مقدار ممکن برسد.عطا بودم،‌ کتاب بخونید و بخندید...</description>
                <category>عطاالله طباطبایی</category>
                <author>عطاالله طباطبایی</author>
                <pubDate>Wed, 03 Apr 2024 14:12:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند کتاب برای نوروز</title>
                <link>https://virgool.io/@ata.tabatabaei4/%DA%86%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2-lscunpdm6frx</link>
                <description>اول از همه سال جدید رو به شما تبریک می‌گویم. در ثانی به مناسبت سال نو، تصمیم گرفتم که چند کتاب خوب که در سال پیش خواندم را به شما معرفی کنم که اگر خواستید در نوروز از زمانتان استفاده مفید کنید، بهانه‌ای برای کتاب خواندن نداشته باشید.اندیشه‌گر(thinker)اگر که می‌خواهید کمی به فکر فرو روید...1. صد سال تنهایی:بهترین کتابی که خوندمیک ناداستان خلاق. از گابریل گارسیا مارکز و به ترجمه‌ی بهمن فرزانه. داستان زندگی شش نسل از خانواده بوئندیا که در دهکده‌ای به نام ماکوندو ساکن می‌شود. طی مدت یک قرن، تنهایی پنج نسل دیگر از خانواده بوئندیا را ترسیم می‌کند. این کتاب را به کسانی پیشنهاد می‌کنم که می‌خواهند بفهمند که زندگی دقیقا چگونه کار می‌کند.2. زمانی که یک اثر هنری بودم:« چه کسی هرگز تصور نکرده که به یک شئ تبدیل شود؟ یا حتی شیئی ستایش‌برانگیز؟ این قراردادی است که هنرمندی غریب با مرد جوانی که بر لبه ناامیدی گام می‌زند، می‌بندد. هنرمند که هوسی جنجالی در سر دارد، پیشنهاد می‌کند که جوان را به یک اثر هنری تبدیل کند. در نهایت چیزی برای از دست دادن وجود ندارد... به جز آزادی یک نفر...»این داستان که نوشته اریک امانوئل اشمیت و ترجمه فرامرز ویسی است، باعث می‌شود به این فکر فرو بروید که آیا زندگی واقعا چه ارزشی دارد؟ آیا کسانی هستند که بتوانند ما را همانگونه که هستیم دوست بدارند؟اگر که می‌خواهید سرگرم شوید...1.چشم‌هایش:این رمان از بزرگ علوی را زمین نمی‌توانید بگذارید. در ابتدا روند داستان آرام و کند به نظر می‌رسد، ولی وقتی که پرده‌برداری از رازهای استاد ماکان آغاز می‌شود همه چیز در هم پیچیده می‌شود.نکاتی درباره بزرگ علوی:- گروهی از منتقدان معتقدند شخصیت استاد ماکان در رمان چشم‌هایش برگرفته از شخصیت کمال‌المک نقاش معروف ایرانی است.- ابتکار ویژه علوی در خلق داستان‌های واقع‌گرا و نفوذ کلامش به اندازه‌ای بود که پس از او سبک واقع‌گرایی انتقادی بر ادبیات معاصر ایران چیره گشت.- نویسندگان مهم معاصر نظیر علی اشرف درویشیان، احمد محمود و نسیم خاکساری از سبک داستان‌نویسی بزرگ علوی در نوشته‌هایشان الهام گرفته‌اند.2. بادام:داستانی با پس زمینه نوجوانانه برای کسانی که در کنار سرگرمی به آدم‌ها اهمیت می‌دهند. این رمان از وون پیونگ سون و ترجمه آرمان بوربور ارزش یکبار خواندن را دارد. پیشنهاد می‌کنم که بدون وقفه مشغول خواندن این داستان شوید. زیرا ممکن است حس و حال کتاب را از دست بدهید.اگر با غمگین شدن مشکلی ندارید...1.مسخ:در افسانه‌ها به تغییر شکل و دگردیسی افراد و اجسام از شکل اولیه به شکلی زشت‌تر مَسخ گفته می‌شود.این رمان کوتاه از کافکا و ترجمه‌ی صادق هدایت، باعث می‌شود که به شدت به هم بریزید. داستان از بیدار شدن گرگور سامسا شروع می‌شود و از همان ابتدا شما را میخکوب می‌کند. داستان به قدری کوتاه هست که بتوانید در یک بعد از ظهر آن را تمام کنید ولی اینکه بعد تمام شدن آن همان انسان قبلی باقی بمانید را نمی‌توان تضمین کرد.2.ساعت شوم:این رمان هم از گابریل گارسیا مارکز می‌باشد و داستانی ساده‌تر از صد سال تنهایی دارد. داستان شهری روایت می‌شود که کشیش و شهردار شهر هر یک تلاش می‌کنند مردم را به شیوه‌ی خودشان رهبری کنند و در این حین، اتفاقات بسیاری رخ می‌دهد. نمی‌توان زیاد توضیح داد که چه وضعیت عجیبی بر داستان حاکم است. این کتاب را با ترجمه احمد گلشیری خواندم و واقعا از آن لذت بردم. به شما از مارکز کتاب عشق سال‌های وبا را هم پیشنهاد می‌کنم.3. نغمه‌ای برای الا گری: این داستان که از افسانه‌های غربی برخواسته، داستان عاشقانه‌ای دارد که می‌توان جزو آثار برجسته نوجوان به شمار آورد. به قلم دیوید آلموند و ترجمه شیرین ملک فاضلی.امیدوارم که از ایام نوروز بهترین بهره را ببرید و سال خوشی پیش رویتان باشد.عطا بودم،‌ کتاب بخونید و بخندید...</description>
                <category>عطاالله طباطبایی</category>
                <author>عطاالله طباطبایی</author>
                <pubDate>Tue, 19 Mar 2024 16:13:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جامعه شناسی و شکاف دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/@ata.tabatabaei4/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%81-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-o6m35mzamfpr</link>
                <description>در دنیایی زندگی می‌کنیم که دسترسی به اطلاعات و محتواهای به روز از اهمیت خیلی زیادی برخوردار است. درست در جایی هستیم که با رشد و گسترش هوش مصنوعی و رسانه‌های اجتماعی فکر می‌کنیم که از لحاظ اطلاعاتی، افراد جامعه در سطح یکسانی نسبت به یکدیگر قرار دارند ولی برخی اینگونه معتقدند که دسترسی به فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات ) باعث شده که شکاف بین افرادی که از لحاظ بهره‌وری توانمند‌تر هستند و کسانی که نحوه استفاده یا ابزارهای استفاده از فاوا را ندارند بیش از پیش شده است.جلسه نقد و بررسی کتاب شکاف دیجیتال سومدر طی هفته ای که گذشت، جلسه‌ای از طرف انجمن فلسفه دانشگاه صنعتی شریف در سالن جابر ابن حیان برگزار شد که مترجم کتاب شکاف دیجیتال سوم، علی راغب به همراه هکر و جامعه‌شناس( عنوانی که افراد او را می‌شناسند)‌، جادی میرمیرانی حضور به هم رساندند و برای جمعی از دانشجویان این دانشگاه و دانشگاه‌های دیگر، صحبت کردند. موضوع جلسه حول محتوای کتاب چرخید و به خاطر علاقه جوانان به جادی، سوالات انتهایی بیشتر به جادی اختصاص داشت.جلسه با پانزده دقیقه تاخیر شروع شد و با ارائه خلاصه‌ای از طرف علی راغب برای حضار ادامه پیدا کرد که به طور خاص میتوانم بگویم از بهترین خلاصه‌هایی بود که تا به حال شنیده بودم و نشان از تسلط ایشان روی موضوعات کتاب داشت.در ادامه، جادی با ارائه‌ای از خلاصه‌هایی که قبلا از مطالعه کتاب داشت ادامه داد و با عنوان کردن این موضوع که جامعه‌شناس نیست و صرفا مطالعاتی در این زمینه داشته و خود را بیشتر یک هکر می‌داند تا یک جامعه شناس ادامه داد و به دانشجویان پیشنهاد کرد که بیشتر به علوم انسانی بپردازند.محتوای کتاب شکاف دیجیتال سوماین کتاب به نظرم بیشتر جنبه یک تحقیق مطالعاتی حول این موضوع داشته و با آمیختن این موضوع با جامعه شناسی تلاش به بسط و گسترش مطلب داشته.کتاب به طور کلی به اهمیت و پیچیدگی شکاف دیجیتال و نحوه بررسی آن، اهمیت دیدگاه «وبر»ی در موضوع و در نهایت تاثیر نابرابری‌های دیجیتال و اجتماعی و رابطه دوسویه آنها پرداخته است. از طرفی مفاهیمی مانند سرمایه دیجیتال نیز در این کتاب مورد بحث قرار گرفتند.هر آن چیزی که باید درباره شکاف دیجیتال و دیدگاه وبری بدانید.۱. شکاف دیجیتال چیست؟به طور کلی پاسخ به این سوال کار دشواری است،‌ چرا که با رشد و گسترش بیش از پیش دنیای دیجیتال، این تعریف باید نسبت به فناوری‌های روز نیز منعطف باشد. اما در دهه‌ اول قرن بیست و یک، این مفهوم با عنوان « میزان دسترسی افراد به فاوا» تعریف می‌شد، که جلوتر متوجه می‌شویم که چرا این تعریف، تعریف کاملی نیست. با این حال، ایده‌ی شکاف دیجیتال جهانی عمدتا مبتنی بر عوامل اقتصادی است. با ارائه گزارش بانک جهانی در سال ۲۰۱۶، حدود ۲ میلیارد نفر از اینترنت استفاده نکرده‌اند و این تقریبا حاصل سرشماری برای برنامه توسعه سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۵ بود که در آن ۱۹ هدف تعیین شد و در برابر هدف شماره ۹ چنین آمد:« دسترسی به فاوا را به میزان قابل توجهی افزایش دهیم و تلاش کنیم تا سال ۲۰۲۰ در کشورهای نه چندان توسعه‌یافته دسترسی جهانی و مقرون به صرفه به اینترنت را فراهم کنیم.»البته می‌توان با نگاهی سطحی فهمید که با وضعیت اینترنت کشور ما در سال ۲۰۱۰ به سر می‌بریم.علاوه بر دسترسی به فاوا، موضوع مهم دیگر آن است که افرادی که منزلت و قدرت بیشتری در جامعه دارند دسترسی بیشتر و سریع‌تری به اطلاعات و محتوای به روز دارند و این خودش باعث رشد و تقویت این شکاف اولیه می‌شود. کل طیف فعالیت‌های انسانی به نحوه‌ی دسترسی، توزیع، تولید و پردازش اطلاعات بستگی دارد. بنابر این طرد از جامعه الکترونیکی به واسطه فیلترینگ و ...... به معنای طرد از جامعه است. (مفهوم گروه منزلتی در اندیشه‌های ماکس وبر از اهمیت زیادی برخوردار است که می‌توانید از نوشته‌های او آن را پیگیری کنید.)مضاعف بر این دو مطلب، نحوه استفاده افراد جامعه،‌ اگر که تصور کنیم دسترسی یکسان و مهارت‌های دیجیتال یکسانی دارند، باعث رشد شکاف دیجیتال می‌شود. شکاف دیجیتال نشان‌دهنده تقسیم دوگانی نیست، بلکه پیوستاری مبتنی بر سطح و نحوه استفاده فناوری اطلاعات است. کسانی که از اینترنت برای کسب درآمد در دنیای واقعی بهره می‌برند یا کسی که اعتبار و منزلتی از طریق فضای آنلاین برای فضای آفلاین ذخیره می‌کنند با کسی که از فضای آنلاین برای اوقات فراغت استفاده می‌کند، اختلاف طبقاتی‌ای پیدا می‌کنند که در گذشته به این صورت( از لحاظ سرعت و شدت) امکان نداشت.۲. آیا می‌توان این شکاف را از بین برد؟در این زمینه دو رویکرد وجود دارد: « عادی سازی » و « قشر بندی ». رویکرد عادی سازی بیان می‌دارد که تفاوت‌های اولیه در دسترسی به فاوا به تدریج در نتیجه فرآیندهای اجتماعی-اقتصادی ناپدید می‌شوند. حامیان رویکرد دوم استدلال می‌کنند که نابرابری‌هایی که با معرفی فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات جدید به وجود می‌آیند، دی یک فرایند چرخه‌ای و انباشتی، به موارد موجود اضافه می‌شوند که این دیدگاه من در این زمینه نیز هست. زمانی که مردم به واسطه قشربندی‌ای که اقتصاد، فرهنگ، قدرت و منزلت به آن‌ها تحمیل کرده‌است، تفاوت‌های اولیه‌ای برای نحوه دسترسی، سرعت دسترسی و مقدار دسترسی به اطلاعات دارند، افراد ممتاز تلاش می‌کنند برای ثبات جایگاه خود این اختلافات را افزایش دهند تا بیشتر از قبل جلو بیفتند.این ذات طبیعت است که افراد قوی‌تر زمین‌های سرسبز را بین خودشان تقسیم کردند و بیابان‌های بی‌ آب و علف برای ضعیفان به جا ماند.در نهایت با داشتن آگاهی می‌توان قدم‌های سنجیده‌تری برداشت و در جهت معتدل کردن این شکاف قدم برداشت( البته در شهری آرمانی) ولی باید بپذیریم که هنگامی که صفحه نمایش را خاموش می‌کنیم و تلاش می‌کنیم که دستاوردهای آنلاین خود را مجددا در حوزه‌های اجتماعی سرمایه گذاری کنیم، از وضعیت نابرابری برخورداریم.۳. این موضوع چه ربطی به مهندسی دارد؟همه چیز به مهندسی ربط دارد :) . اما از اهمیت این موضوع می‌توان به خالی بودن جای آموزش مهارت‌های دیجیتال در مدارس و دانشگاه‌های ایران اشاره کرد که با پیشرفت زیاد تکنولوژی، احتیاج مبرم به اینترنت پر سرعت و دسترسی آزاد به سایت‌ها و وبلاگ‌های خارجی و آموزش مردم در استفاده از آن‌ها تنها راه کاهش این شکاف دیجیتال جهانی است.و انسان در کمبودها، شگفتی آفرینی میکند.</description>
                <category>عطاالله طباطبایی</category>
                <author>عطاالله طباطبایی</author>
                <pubDate>Sun, 17 Dec 2023 09:48:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش مصنوعی مکانیکی</title>
                <link>https://virgool.io/@ata.tabatabaei4/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9%DB%8C-sda1q8aysp5t</link>
                <description>کاربرد هوش مصنوعی در طراحی و مکانیک جامداتطراحی مکانیک یکی از ضروری ترین زمینه های مهندسی مکانیک است. ساختمان یا طراحی ماشین‌ها و تجهیزات مختلف ممکن است به عنوان فرآیندی توصیف شود که در آن منابع یا انرژی به شکل‌ها یا فرآیندهای مکانیکی قابل استفاده برای تولید خروجی مفید از ماشین‌ها، مطابق با نیازهای انسان تبدیل می‌شوند. طراحی یک ماشین معین ممکن است منجر به تولید یک ماشین کاملا جدید یا بهبود آن (بهینه سازی) شود.این طراح ماشین است که یک ایده را به واقعیت تبدیل می کند. این مسئولیت آنهاست که اطمینان حاصل کنند که دستگاه به درستی کار می کند، ویژگی های مناسبی دارد و در صورت لزوم ارزان است. با این حال، هنوز مشکلات فنی بسیار پیچیده ای وجود دارد، به ویژه هنگامی که نیاز به یک راه حل مناسب برای کار ایجاد می‌شود. این، یکی از دلایلی است که طراحان اغلب مرتکب اشتباه می شوند، به عنوان مثال؛ زمان، بودجه کم یا دانش ناکافی از موضوعاتی است که ان ها را تحت فشار قرار می دهد. این یکی از دلایلی است که چرا یک طراح مدرن نه تنها باید به کاتالوگ های قدیمی، جداول ماشینی و روش های قدیمی تکیه کند، بلکه باید با انطباق با روش های مدرنی که امروزه به لطف تکامل سریع اطلاعات در دسترس است، برای پیشرفت تلاش کند.با این حال، برای جلوگیری از خطاها و ناهماهنگی ها در خود فرآیند طراحی، می توان از اتوماسیون، هوش مصنوعی و یادگیری ماشین استفاده کرد که به طور قابل توجهی زمان توسعه ، هزینه ها و مهمتر از همه، میزان خطا را در طول فرآیند طراحی به حداقل می رساند. علاوه بر این، اطلاعات را می توان توسط یک الگوریتم خاص پردازش کرد. بنابراین، اطلاعات و دانش دیگر نیازی به جمع آوری و پردازش توسط یک انسان (طراح) ندارد.هوش مصنوعی و یادگیری ماشینیهوش مصنوعی (Artificial intelligence):هوش مصنوعی (AI) حوزه ای از علوم رایانه است که ممکن است برای توسعه رایانه های هوشمندی که می توانند مانند انسان عمل کنند، فکر کنند و انتخاب کنند، استفاده شود. هوش مصنوعی زمانی نشان داده می‌شود که یک ماشین توانایی‌های انسانی؛ مانند یادگیری، تفکر و حل مسئله داشته باشد. ازجمله مزایای هوش مصنوعی می توان به کاهش نرخ خطای انسانی، عملکرد متوالی و اتوماسیون سیکل ها و درنتیجه افزایش خلاقیت نیروی کار اشاره کرد.یادگیری ماشین  (machine learning):حوزه ای در هوش مصنوعی و علوم کامپیوتر است که با استفاده از داده ها و الگوریتم ها برای تقلید از نحوه یادگیری انسان‌ها و بهبود پیوسته‌ی دقت، تمرکز دارد. علم داده یک رشته‌ی در حال گسترش است و یادگیری ماشین جزء حیاتی آن است. در ابتکارات داده کاوی، الگوریتم‌های طبقه‌بندی و پیش‌بینی با استفاده از رویکردهای آماری آموزش داده می‌شوند و بینش‌های مهمی را ارائه می‌دهند. سپس این اطلاعات تصمیم گیری را در داخل برنامه ها و سازمان ها تسهیل می کند و به طور ایده آل بر معیارهای رشد کلیدی تأثیر می گذارد. با افزایش حجم داده های بزرگ، نیاز بیشتری به دانشمندان داده وجود خواهد داشت که می توانند در شناسایی مهم ترین مسائل تجاری و ارائه پاسخ ها کمک کنند.یادگیری عمیق(Deep Learning):یادگیری عمیق نوعی یادگیری ماشینی است که تحت تأثیر ساختار مغز انسان است. الگوریتم های یادگیری عمیق تلاش می کنند تا به نتایج قابل مقایسه با نتایجی که با تجزیه و تحلیل مداوم داده ها با یک چارچوب منطقی از پیش تعیین شده به دست می آیند، برسند. برای انجام این کار، یادگیری عمیق از ساختارهای الگوریتمی چند لایه ای به نام شبکه های عصبی استفاده می کند.کاربرد هوش مصنوعی در مکانیک جامدهوش مصنوعی (AI)به عنوان یک فن آوری تحول آفرین با پتانسیل متحول کردن زمینه های مختلف ظهور کرده است. یکی از این حوزه ها، مکانیک جامدات است که با رفتار مواد جامد تحت شرایط بارگذاری مختلف سر و کار دارد. با ادغام تکنیک های هوش مصنوعی در مکانیک جامدات، مهندسان و محققان می توانند درک، پیش بینی و بهینه سازی رفتار ساختاری خود را افزایش دهند. این متن به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در مکانیک جامدات و مزایای بالقوه آن می پردازد.۱. تحلیل و طراحی سازه:الگوریتم های هوش مصنوعی می توانند برای تحلیل کارآمد سیستم های ساختاری پیچیده به کار گرفته شوند. تکنیک های یادگیری ماشین مهندسان را قادر می سازد تا مدل های دقیقی را برای پیش بینی توزیع تنش، الگوهای تغییر شکل و حالت های شکست در سازه های جامد توسعه دهند. با آموزش دادن مدل های هوش مصنوعی برای بررسی داده‌های موجود درباره خواص مواد تحت شرایط بارگذاری و پیکربندی های ساختاری متفاوت، مهندسان می توانند اطلاعات ارزشمندی در مورد رفتار مواد مختلف تحت سناریوهای مختلف به دست آورند.۲. پایش سلامت ساختاری:هوش مصنوعی با تحلیل داده های حسگر در لحظه (real time)، نقش مهمی در نظارت بر سلامت سازه ها ایفا می کند. از طریق ادغام الگوریتم های یادگیری ماشین با شبکه های حسگر، مهندسان می توانند ناهنجاری ها یا آسیب های موجود در سازه ها را به سرعت تشخیص دهند. با پایش مداوم پارامترهایی مانند کرنش، لرزش یا تغییرات دما با استفاده از الگوریتم های مبتنی بر هوش مصنوعی، می توان خرابی های احتمالی یا نیازهای نگهداری و تعمیر را در مراحل اولیه شناسایی کرد. این رویکرد پیشگیرانه به جلوگیری از شکست های فاجعه بار و کاهش هزینه های نگهداری کمک می کند.۳. بهینه سازی مواد:تکنیک های هوش مصنوعی با بررسی موثر فضاهای طراحی گسترده، بهینه سازی مواد را تسهیل می کنند. الگوریتم های ژنتیکی و شبکه های عصبی می توانند برای جستجوی ترکیب های بهینه مواد به کار گرفته شوند که معیارهای عملکرد خاصی را برآورده می کنند در حالی که محدودیت های وزن یا هزینه را به حداقل می رسانند. با استفاده از توانایی IBM ( که یک پلتفرم هوش مصنوعی به نام IBM WATSON ، با فناوری استدلال پیشرفته می‌باشد.) در پردازش سریع حجم زیادی از داده‌ها، مهندسان می توانند مواد جدید با خواص مکانیکی پیشرفته را شناسایی کنند یا مواد کامپوزیتی متناسب با کاربردهای خاص توسعه دهند.۴. سیستم های کنترل ساختاری:سیستم های کنترل مبتنی بر هوش مصنوعی مزایای قابل توجهی در افزایش عملکرد و ایمنی سازه های در معرض بارهای دینامیکی یا اختلالات محیطی ارائه می دهند. الگوریتم های یادگیری تقویتی، ساختارها را قادر می سازند تا پاسخ خود را براساس بازخورد در لحظهحسگرها تطبیق دهند و رفتار خود را براساس آن بهینه کنند. این قابلیت به ویژه در کاربردهایی مانند ساختمان های مقاوم در برابر زلزله یا سیستم های کنترل توربین بادی مفید است.۵. نگهداری پیشگیرانه:با استفاده از الگوریتم های هوش مصنوعی برای اهداف تعمیر و نگهداری پیشگیرانه، مهندسان می توانند برنامه های تعمیر و نگهداری را براساس الگوهای استفاده واقعی بهینه کنند به جای اینکه به فواصل زمانی ثابت یا فرضیات در مورد نرخ استفاده تکیه کنند. مدل های یادگیری ماشین که براساس داده های پیشین آموزش دیده اند، می توانند براساس فاکتورهایی مانند چرخه های بار، شرایط محیطی و نرخ تخریب مواد، پیش بینی کنند که چه زمانی احتمال خرابی یا نیاز به تعمیر و نگهداری وجود دارد.در نهایت می‌توان گفت، کاربرد هوش مصنوعی در مکانیک جامدات، پتانسیل عظیمی برای پیشبرد درک ما از رفتار سازه ای و در عین حال بهبود کارایی طراحی و استانداردهای ایمنی در صنایع مختلف ارائه می دهد. از تجزیه و تحلیل ساختاری دقیق و بهینه سازی طراحی گرفته تا نظارت بر سلامت در زمان واقعی و استراتژی های نگهداری پیشگیرانه، هوش مصنوعی مهندسان را قادر می سازد تا به جای تکیه صرف بر روش های تحلیلی سنتی، تصمیمات آگاهانه ای براساس بینش های داده محور بگیرند.با پیشرفت سریع فن آوری، پیشرفت های بیشتر در هوش مصنوعی بدون شک فرصت های جدیدی را برای افزایش تحقیقات مکانیک جامدات و شیوه های مهندسی بیش از پیش باز خواهد کرد. این پیشرفت‌ها در نهایت منجر به ساختارهای امن تر با ویژگی های عملکرد بهبود یافته در طیف گسترده ای از کاربردها خواهد شد.</description>
                <category>عطاالله طباطبایی</category>
                <author>عطاالله طباطبایی</author>
                <pubDate>Sat, 21 Oct 2023 21:40:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خطاهای ذهنی</title>
                <link>https://virgool.io/@ata.tabatabaei4/%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-wgwhf6kcp1af</link>
                <description>مروری بر ایده کتاب هنر شفاف اندیشیدن از رولف دوبلیترجمه عادل فردوسی پورخطاهای ذهنی از  مسائلی است که خیلی‌ها نسبت به آن بی‌تفاوت هستند و یکی از مسائل بزرگ دنیای کسب و کار به حساب می‌آید. در این پست می‌خواهیم ابتدا با نویسنده کتاب و سپس با مفهوم خطاهای ذهنی بیشتر آشنا بشویم.رولف دوبلی که بود و چه کرد؟رولف دوبلی با کیفیت HDرولف دوبلی، متولد سال ۱۹۶۶، نویسنده، رمان‌نویس و کارآفرین سوئیسی است. او فارغ‌التحصیل ام‌بی‌ای و دکتری فلسفهٔ اقتصاد از دانشگاه سنت گالن سوئیس است. دوبلی از مؤسسان getAbstract، پلتفرم فراهم آورندهٔ خلاصهٔ کتاب و همچنین بنیاد World Minds است. این چیزی است که در ویکی پدیا پیدا خواهید کرد. اما مسئله مهمتری که راجع به دوبلی وجود دارد، ممارست او به شناختن خطاهای ذهنی است. این ایده که او از آن استفاده کرده تا مشکلات مغز انسان را در درک محیط اطراف پیدا کند، چندان دور از ذهن و عجیب و غریب به نظر نمی‌رسد؛ چرا که همه ما از کودکی با انواع خطای دید آشنا شده‌ایم و هر بار هم از دیدن آن‌ها به وجد می‌آییم. تنها تفاوت دوبلی با آدم‌های اطرافش این است که تصمیم به انتشار این خطاها به عنوان کتاب گرفت. کتاب « هنر شفاف اندیشیدن» و موضوع خطاهای شناختیهمانطور که ذکر کردم، ساده‌ترین ایده از خطاهای شناختی، خطای دید است. جایی که مغز انسان، ضعف خود را در بررسی و درک محیط اطراف آشکار می کند.توهم سایه شطرنجی ادلسونالبته این موضوع فقط در دیدن خلاصه نمی‌شود( برخلاف تصور مردم). موضوع خطاهای شناختی چیزی فراتر از چند خطای دیداری ساده است. البته که همین خطاهای ساده دیداری کمک زیادی به آموزش و کنترل ترافیک بین مردم انجام داده است.یک مثال ساده از این قبیل سرعت گیراما همین خطای دید باعث شد که دانشمندان زیادی دنبال خطاهای شناختی بروند. اما اصلا خطای شناختی چیست؟سوگیری‌های شناختی (به انگلیسی: Cognitive bias ) یا خطاهای شناختی، خطاهایی هستند ذهنی که به صورتی نظام‌مند به گرایش، نگرش، وهم یا باوری غلط منجر می‌شوند و در تصمیم‌گیری، استدلال، ارزیابی، یادآوری، ادراک و شناخت افراد تاثیر می‌گذارند. سوگیری‌ شناختی یکی از مباحث مهم علوم شناختی است.آگاهی از وجود چنین مفهومی باعث می‌شود نسبت به رفتارهای ساده‌ای که در طول روز بر حسب عادت یا غریزه انجام می‌دهیم، کمی حساسیت داشته باشیم و علت‌یابی کنیم. به همین سبب می‌فهمیم که جریان از چه قرار است و چه رفتارهایی را نیاکانمان در سلولهای مغزی‌مان به جا گذاشته‌اند.عطا بودم؛ کتاب بخونید و بخندید.</description>
                <category>عطاالله طباطبایی</category>
                <author>عطاالله طباطبایی</author>
                <pubDate>Mon, 25 Sep 2023 06:56:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقریبا همه چیز درباره صنعت چاپ</title>
                <link>https://virgool.io/@ata.tabatabaei4/%D8%AA%D9%82%D8%B1%DB%8C%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%DA%86%D8%A7%D9%BE-r4vlrvy3s7of</link>
                <description>یکی از موضوعاتی که با دنیای کتاب‌ها عجین شده ور در اصل زمینه توسعه و گسترش علم را به وجود آورده است، صنعت چاپ و تحریر می‌باشد. دنیای کتاب‌ها در پیش از رشد و توسعه صنعت چاپ به اندازه زیادی مظلوم واقع شده بود و کتاب‌ها عموما در اختیار اربابان و بزرگان جامعه قرار داشت. این موضوع هم به نفع درباریان بود هم به نفع رعایا. درباریان از جهل رعیت سود می‌بردند و رعیت از جهل خودش. منظورم همان قضیه هرچی کمتر بفهمی به نفعته هست.اما به مرور زمان به لطف نقال‌ها مردم به شنیدن داستان‌ها، تاریخ و یادگیری علوم مختلف علاقه‌مند شدند. اما همچنان قدرت کلیسا به قدری بود که کتاب‌های زیادی به دست مردم نمی‌رسید که مبادا از حقوق اولیه خود آگاه شوند و به قول خودشان سیستم را به چالش بکشند. البته که همیشه قدرت دست روحانیون است ولی مردمی هم بودند که به روحانیون اعتماد نداشتند. بگذریم....معنای چاپ چیست؟چاپ و صورت قدیمی‌تر آن چهاپ را برگرفته از واژه مغولی چاو می‌دانند که به معنای فشردن سطحی بر سطح دیگر است. در ترکی هم فکر می‌کنم کلمه چاپ با معنای مشابه وجود داشته باشد و مترادف‌های آن طبع و تافت باشد.تاریخچه صنعت چاپادوار تاریخی چاپ و تحولات اساسی آن به طور کلی به 6 دسته تقسیم‌بندی می‌شود:۱ پیش از تاریخ و آغاز دوران تاریخی۲ دوران باستان۳ دوران چینی‌ها۴ دوران هنری۵ دوران مکانیک۶ دوران فتومکانیکاز آغاز خط نویسی تا حدود قرن ۲۰ میلادی چاپ به مرور به گسترش خود ادامه داد و شرق و غرب در رشد آن تاثیر گذاشتند.اصل صنعت چاپ و ایده‌های کلیدی آن به چین بازمی‌گردد. در ابتدا چینی‌ها به چاپ با مهرهای ساخته شده از گل رس و انگشتر‌ خاتم می‌پرداختند. در سلسله تانگ چین، حکاکی کردن متون بر روی صفحات چوبی ترویج یافت که به دلیل سختی کار بالا در حکاکی کردن هر صفحه روی چوب، هزینه بالایی داشت و فقط در دسترس قشر ثروتمند جامعه قرار می‌گرفت. تا اینکه در سال ۱۰۴۱ میلادی، کیمیاگری به نام بی‌شنگ حروف مستقل چاپی را اختراع کرد.اعتبار اختراع حروف چاپی فلزی و صنعتی شدن چاپ،‌ از آن حکومت کره است که اولین بار در سال ۱۲۴۱ میلادی به آن اشاره شده است. درسال ۱۳۹۲ میلادی دولت کره وزارت چاپ را تاسیس کرد، که حروف را به روش ریخته‌گری تولید می‌کردند.۶۰ سال بعد یعنی در سال ۱۴۵۲ میلادی یوهانس گوتنبرگ آلمانی ایده چاپ متحرک را عملی کرد و در کارگاهش دستگاه چاپ را اختراع کرد. در واقع او فناوری‌هایی که سال‌ها قبل برایشان فکر و تلاش شده بود را به ثمر رساند. او نخستین کسی بود که برای هر حرف، قطعه‌ی فلزی جداگانه در نظر گرفت. گوتنبرگ روزانه بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ برگ چاپ می‌کرد. نخستین کتابی که او به این شکل چاپ کرد، کتاب مقدس بود. کتاب هایی که در آن زمان به چاپ می‌رسید، به اینکونابولا معروف است. در نیم قرن نخست بعد از ابداع گوتنبرگ حدود چهل هزار کتاب به چاپ رسید که در مجموع دوازده میلیون نسخه بودند. البته گوتنبرگ خدمات دیگری هم در صنعت چاپ ارائه داد.حالا که این همه راجع به صنعت چاپ خشت زدیم باید به ورود صنعت چاپ به ایران هم اشاره کنیم که برای اولین بار میرزا صالح شیرازی چاپ سنگی را در تبریز به راه انداخت. بعدها یوسف اعتصامی پدر پروین اعتصامی اولین چاپخانه به روش حروفچینی را درتبریز دائر کرد.البته به مرور زمان و با پیشرفت صنعت، روش‌های مختلف دیگری هم برای چاپ به وجود آمد که مهمترین آنها عبارتند از:چاپ افست، چاپ حروفی، چاپ فلکسو، چاپ گود، چاپ جوهر افشان یا اینک‌جت، چاپ لیزری.که توضیح و تفسیر این روش‌ها را به گوگل می‌سپارم تا خودتان به خوبی برای یادگیری‌شان زحمت بکشید.</description>
                <category>عطاالله طباطبایی</category>
                <author>عطاالله طباطبایی</author>
                <pubDate>Mon, 11 Sep 2023 19:23:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هیچ کس گناهکار به دنیا نمی‌آید</title>
                <link>https://virgool.io/@ata.tabatabaei4/%D9%87%DB%8C%DA%86-%DA%A9%D8%B3-%DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AF-cb1fpjkkcc0e</link>
                <description>خیلی در این مورد فکر کرده‌ام. هیچ آدمی گناهکار به دنیا نمی‌آید. راجع به بقیه حیوان‌ها اطلاعی ندارم ولی این را درباره گونه خودمان، مطمئن هستم. همه‌ی ما با قلبی صاف‌تر از باران‌های متوالی در شمال کانادا به دنیا می‌آییم ولی این دلیل خوبی برای پاک مردن نیست.مطمئنم حتی یک روستایی تحصیل نکرده هم تصدیق کند که قلب انسان‌ها، با آموزش‌هایی که دیگران به آن‌ها می‌دهند،‌رنگ می‌گیرد. برای برخی سیاه،‌ برخی سفید و برخی خاکستری می‌شود. از وضع دنیا می‌شود فهمید که قلب خیلی از ما را سیاه رنگ زدند. اما کسی اهمیت نمی‌دهد که قلب تو چه رنگی است،‌ تو مسئول تمام احساساتی هستی که به این دنیا داری. جالبتر آنکه هیچ کس هم به تو آموزش نمی‌دهد که چگونه وقایع را احساس کنی، نه تنها هم رهایت نمی‌کنند. آنها به تو حس خودشان از وقایع را تحمیل می‌کنند.شنیدن این حرفها از زبان من،‌ شاید برایت عجیب‌تر از شنیدن این حرف‌ها از زبان پدربزرگ خدابیامرزت در خوابی که شب شنبه می‌بینی باشد ولی خوشحال می‌شوم که تمام آنها را بشنوی. من ، به نظر خودم، محصول نهایی آموزش اشتباه، اقتصاد ضعیف و سیاست آلوده به تزویر دولت‌های رشد و توسعه هستم. شنیدن این حکایت‌ها از زبان افرادی به سن ما، شبیه نصیحت‌های هیتلر به کودکان آلمانی است. ولی مگر هیتلر کسی جز یک سرباز سرخورده در جنگ اول و یک شکست‌خورده در آزمون ورودی مدرسه هنر بوده است که اقتضای شرایط ناراحت‌کننده زمانه خود را به خوبی درک کرده و به کمک توتالیاریسم، به جامعه پیرامون خود برای هدفی والا اتحاد بخشیده است؟؟؟؟قضاوت با خودتان.( این یک پست دلی بود، به دل نگیرید.)این کثافت باید تمام شود.</description>
                <category>عطاالله طباطبایی</category>
                <author>عطاالله طباطبایی</author>
                <pubDate>Thu, 07 Sep 2023 11:12:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من کیستم ؟ و چرا اینجام؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ata.tabatabaei4/%D9%85%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-wdzahague5jr</link>
                <description>دنیای انسان‌ها با مطالعه کردن گسترش پیدا میکند. من هم روزی از روزهای نوجوانی ام ـ البته الآن هم سن زیادی ندارم ـ تصمیم گرفتم که دنیای اطراف خودم را بزرگتر کنم. شاید هم خواندن کتاب تنها راهی بود که می‌توانستم بیشتر در تنهایی خودم به سر ببرم. ولی بعد از تقریبا پنج سال که الان بیست ساله شدم، احساس می‌کنم بیش از حد در دنیای تنهایی خودم به سر برده‌ام. چند وقت پیش، که فکر می‌کنم چند ماهی از آن گذشته است،‌ به سرم زد که شروع به نوشتن کنم. روش‌های مختلفی را تست کردم. از نوشتن روی دستمال کاغذی گرفته تا برگه A3، همه را امتحان کردم. ولی تمام این‌ها یک مشکل بزرگ داشتند. بایگانی کردن آن‌ها به شدت سخت و دشوار بود. و از طرف دیگر من روش مناسبی را برای استفاده کردن از اینترنت نیافتم که در آن به سیستم هورمونی مغزم آسیب نزنم، قضیه دوپامین و اینها که امروزه همه جا مطرح می‌شود. تا اینکه از طریق فیدیبو و طاقچه عزیز، که چقدر بابت کم کردن سختی‌های خرید کتاب بهشان مدیونم، با فضای وبلاگی ویرگول آشنا شدم. بعد به مرور زمان متوجه شدم که چه قدر این فضا می‌تواند بستر مناسبی برای به اشتراک گذاری ایده‌ها و اندیشه‌ها باشد. به همین خاطر ترغیب شدم که این حساب را بسازم و شروع به نوشتن کنم. همینجا از ویرگول تشکر می‌کنم که این مقدار به ما فضای در دسترس و آسان داده است تا بتوانیم خودمان را با دیگران در علممان شریک کنیم. من کیستم؟؟؟من خودم را به آدم‌هایی که در فضای مجازی با من در ارتباط هستند، « مربع »‌ معرفی می‌کنم. علتش هم این است که این اولین جمله‌ای است که من برای رمان اولی که نوشتم استفاده کردم؛ « برای اینکه بتوانی یه مکعب سه بعدی باشی،‌ اول باید مربع بودن را یاد بگیری».من هنوز یک مربع هستم. کسی که دنبال مسیر مکعب شدن است. اما هرگز و هیچ وقت دوست نداشتم که به تنهایی به مسیرم ادامه بدهم. جمله معروفی هست که می‌گوید:« اگر میخواهی سریع برسی، تنها برو ولی اگر می‌خواهی به مقصد دوری بروی باید با یک همراه بروی». من هم مسیر مکعب شدن را کوتاه نمی‌پندارم. به همین خاطر دوست دارم که در این مسیر تمام تجربیاتم را با شما به اشتراک بگذارم. هرچند که در مسیر‌هایی که پا می‌گذارم موفق عمل نکنم. امیدوارم که انگیزه‌‌ای باشد برای شما تا کارهای مختلف را امتحان کنید و تجربیاتتان را با دیگران به اشتراک بگذارید.چرا اینجا هستم؟؟؟به خاطر اینکه می‌خواهم مطالبی که می‌آموزم را با شما به اشتراک بگذارم. همانطور که در پاراگراف قبلی خشت زدم. امیدوارم که مثمر ثمر واقع شود.این کثافت باید تمام شود............................</description>
                <category>عطاالله طباطبایی</category>
                <author>عطاالله طباطبایی</author>
                <pubDate>Sun, 03 Sep 2023 13:50:24 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>