<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عاطفه دلاویز</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@atefedelaviz</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 22:01:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1734359/avatar/n59A8t.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عاطفه دلاویز</title>
            <link>https://virgool.io/@atefedelaviz</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دوستی به بهانه تفتیش _ معرفی سریال Black bird</title>
                <link>https://virgool.io/@atefedelaviz/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D9%81%D8%AA%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-black-bird-c9yfdhoeiwya</link>
                <description>&quot;این یکی از عادات قدیمی و مسخره انسان است : وقتی راهش را گم می کند ، تند تر می دود.&quot; _ استیو تولتز&quot;جیمی کین&quot; (با بازی تارون اجرتون) پس از سرخوشی های حاصل از فروش مواد و روابط متعدد ، دستگیر می شود. اما چیزی که انتظارش را ندارد ، محکوم شدن به 10 سال زندان با حداقل امنیت و بدون درخواست آزادی مشروط است. در همین بازه زمانی و در زندانی با درجه امنیتی پایین تر ، لری هال (پاول والتر هاوزر) که به قتل بیش از 14 دختر جوان متهم شده ، در انتظار جواب آزادی مشروطش به سر می برد. داستان درباره ی سرنوشت جیمی و لری ست. اف بی آی به دلیل نداشتن مدارک کافی علیه لری هال ، به جیمی پیشنهاد می کند که در ازای هم کلام شدن با لری و اعتراف گرفتن از او ، برای سال های محکومیتش تخفیف قائل شود.نقد سریال بلک برددر نگاه اول ، سریال های سرراستی مثل &quot;پرنده سیاه&quot; عاری از هر گونه تعلیق و پیچیدگی به نظر می رسند. داستانی که خط مشی مشخصی دارد و پایان قصه حقیقا غیر قابل پیش بینی نیست ، خصوصا اگر از واقعیت پرونده پیش از تماشای سریال آگاه باشید. مسئولیت چنین سریال هایی که بر اساس واقعیت ساخته می شوند ، سنگین است. زیرا با توجه به ژانر جنایی_معمایی آن ، اکثر مخاطبین از شروع و پایان قصه آگاه اند ، اما آنچه لزوم ساخته شدن چنین سریال هایی را توجیه می کند ، شناخت و تحلیل شخصیت های دخیل در پرونده است ، تا شاید با حداکثر همدلی و بدون پیش قضاوت بتوانیم &quot;چرایی&quot; اعمال شان را درک کنیم. امری که کمابیش در این سریال شاهدش هستیم. شخصیت پردازی ها تا حد قابل قبولی باور پذیر و فلاش بک ها نبستا کاربردی اند.پاول هاوزر در نقش لری هال و تارون اجرتون در نقش جیمی کیننویسندگی سریال بر عهده &quot;دنیس لهان&quot; ، فیلمنامه نویس مطرح فیلم هایی چون &quot;Mystic river&quot; بوده است. لهان با وجود اثبات تبحرش در نویسندگی ژانر جنایی ، این بار فیلمنامه نسبتا رو راستی پیش روی مان می گذارد. مشخصا داستان گره های واضحی دارد که حتی برای مخاطب عام هم قابل پیش بینی اند. برای مثال درگیری های نه چندان شدید و دلهره آور جیمز با دیگر زندانی ها ، که گویا فقط برای به تعویق انداختن گفتگو های او با لری ایجاد شده اند، چنگی به دل نمی زنند. البته که وجود داستان های فرعی به پیشبرد و شناخت بهتر ما از شخصیت ها کمک می کند ، اما آیا واقعا این اتفاق در &quot;پرنده سیاه&quot; رقم می خورد؟از نقاط قوت سریال می توان به عامه پسند بودن آن به واسطه داستان نسبتا متعارفش و نقش آفرینی های خوب بازیگرانش اشاره کرد. تسلط هر یک از بازیگران به تنهایی مشهود است. سکوت های به موقع و دیالوگ داشتن تنها به واسطه تغییر چهره ، اتفاق نادری ست که در اکثر فیلم های امروزی شاهدش نیستیم.و از نکات قابل توجه آن می توان به حضور پر افتخار &quot;سپیده معافی&quot; (در نقش لورن مک کاولی) اشاره کرد. بازیگر و خواننده ایرانی تباری که اکنون ساکن لس آنجلس و مشغول به حرفه بازیگری ست. و لازم به ذکر است که این سریال آخرین شاهد نقش آفرینی های جناب &quot;ریموند لیوتا&quot; بود ، بازیگر دوست داشتنی ای که مدتی پس از بازی در نقش پدر جیمی ، به طور ناگهانی و در خواب درگذشت.گرگ کینیر در نقش برایان میلر و سپیده معافی در نقش لورن مک کاولیریموند لیوتا در نقش بیگ جیم (پدر جیمی)در آخر باید بگویم اگر مخاطب پر و پا قرص ژانر جنایی_معمایی هستید ، احتمالا این سریال راضی تان نمی کند اما در مجموع با توجه به پرونده اصلی آن که قطعات پازل پیچیده و مفصلی ندارد ، نمی توان به فیلمنامه سریال ایراد چندانی گرفت. نهایتا می توان گفت &quot;بلک برد&quot; سریال خوش ریتمی ست که ارزش یک بار تماشا را دارد.</description>
                <category>عاطفه دلاویز</category>
                <author>عاطفه دلاویز</author>
                <pubDate>Thu, 11 Aug 2022 20:02:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برقراری عدالت یا صداقت؟ _ معرفی سریال The staircase</title>
                <link>https://virgool.io/@atefedelaviz/%D8%A8%D8%B1%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%82%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-the-staircase-wz1iihonkzru</link>
                <description>&quot;گاه آنکه ما را به حقیقت می رساند ، خود از آن عاری ست.&quot; _ مارگوت بیکلیک اتفاق ناگوار (شبه قتل) منجر به کشته شدن زنی در پایین پله های خانه خودش می شود و تنها شاهد پرونده همسر اوست. به گفته &quot;مایکل پترسون&quot; (با بازی کالین فرث) بعد از سپری کردن یک شب آرام و رویایی ، او و همسرش &quot;کاتلین پترسون&quot; (تونی کولت) در حیاط خلوت خانه شان مشغول به صحبت و نوشیدن می شوند تا اینکه کاتلین تصمیم می گیرد کمی زودتر از مایکل به داخل خانه برگردد تا ایمیل های کاری اش را چک کند. زمان کوتاهی سپری می شود و مایکل نیز وارد خانه می شود اما چیزی که انتظارش را ندارد ، پیدا کردن بدن غرق در خون همسرش کاتلین است.اما آیا آنچه مایکل می گوید با جزئیات پرونده همخوانی دارد؟ آیا آن تصویر شاد خانواده آمریکایی که از اولین اپیزود با آن مواجه می شویم ، واقعیت دارد؟ فیلمنامه از ابتدا تا انتها با تعلیق های درستی پیش می رود ، به طوری که مدام تشنه ی شناخت شخصیت حقیقی مایکل می شویم و با فلاش بک های به موقع ، به گذشته خاکستری او می رویم ، مردی خوش قلب که دو دختر خردسال را به فرزندخواندگی می گیرد اما از طرفی ، گاهی برای رسیدن به فرصت های شغلی و عاطفی دروغ می گوید. شخصیت میانه رو ی مایکل حتی به آینده او هم رسوخ می کند. به وسیله فلاش فوروارد های متعدد ، چهره ی پیر و در هم شکسته او را می بینیم ، که به راستی نمی شود حدس زد که از نتیجه دادگاه اش ، چه حسی دارد.سریال های جنایی و خانواده محور غالبا درگیر شخصیت پردازی های زیادی می شوند تا مخاطب با شناخت کافی و با دقت به جزئیات داستان ، بتواند در جایگاه قاضی پرونده ، حکم صادر کند. امر مهمی که &quot;آنتونیو کامپوس&quot; (کارگردان اثر) با عدم سو گیری های شخصی و متعهد ماندن به مستندات پرونده ، به خوبی از عهده آن بر می آید. نقش آفرینی های هر یک از بازیگران نیز جای تحسین دارد. نسبت به فرصت اندکی که هر کدام برای شناساندن خود به مخاطب دارند ، از کوچک ترین نگاه ها و سکوت های معنادار ، غافل نمی شوند. امری که وقتی با کلوز آپ ها و دالی شات های نرم ترکیب می شود ، به اوج اثرگذاری خود می رسد.سریال فیلمبرداری و فضاسازهای چشم نوازی دارد که با تدوین های درست و به موقع ، سکانس ها را بهم میدوزد ، به طوری که مخاطب گذر زمان را حس نمی کند. در مجموع ریتم پویایی که شاهدش هستیم ، مدام به قضاوت و تصمیم گیری تشویق مان می کند.لذت تماشای فیلم ها و سریال هایی که در این ژانر ساخته می شوند ، شاید برای اکثریت در رسیدن به یک جواب واضح و مشخص باشد.حل پرونده به روش هیچکاکی. ابتدا متهم و حقیقت را اشتباه می گیریم تا زمانی که اصل ماجرا آشکار شود و مخاطب از قضاوت زودهنگام خود پشیمان. نوع روایتی که در سریال هایی مثل The staircase و American crime story که فصل سوم آن بر اساس پرونده او.جی سیمپسون ساخته شده ، ابدا وجود ندارد. در این نوع پرونده ها با آدم های نسبتا خاکستری ای طرف هستیم که هرگز جواب واضحی پیش روی مان نمی گذارند ، اما در عین حال چاره ای جز شناخت آنها نداریم تا برای لحظه ای تصور کنیم که زندگی در کنار چنین افرادی گاهی چقدر سخت می شود و اتفاقاتی که آنها رقم می زنند بر خلاف ظاهر ساده شان ، تا چه حد می توانند متظاهرانه و پیچیده باشند. ختم کلام ، این سریال تمرینی ست برای عادت به پیدا نکردن جواب های صفر و صدی و قانع نشدن به ابعاد مطلقا سیاه یا سفید آدم ها.</description>
                <category>عاطفه دلاویز</category>
                <author>عاطفه دلاویز</author>
                <pubDate>Fri, 05 Aug 2022 18:33:10 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>