<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عاطفه راهدان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ateferahdan</link>
        <description>طراح تجربه کاربر در دیوار | عاشق سفر</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 10:26:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/72400/avatar/rhEepD.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عاطفه راهدان</title>
            <link>https://virgool.io/@ateferahdan</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا از بین پیشنهادهای شغلی‌ای که داشتم دیوار رو انتخاب کردم؟</title>
                <link>https://virgool.io/DivarDesign/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%85-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-swyb43pocmtw</link>
                <description>امروز که دارم این مطلب رو می‌نویسم، حدودا ۹ ماه از اضافه شدنم به صنف تجربهٔ کاربر دیوار می‌گذره. تقریبا از اوایل زمستون سال ۹۸ که تصمیم گرفتم دنبال موقعیت شغلی بهتری بگردم، شروع کردم به جست‌وجو و تحقیق درمورد پوزیشن شغلی طراح تجربهٔ کاربر و طراح محصول توی شرکت‌های مختلف ایران. تا مرداد ۹۹ که به صنف تجربهٔ دیوار ملحق شدم، از شرکت‌های مختلفی توی صنعت آی‌تی پیشنهاد کار گرفته بودم یا رزومه فرستاده بودم و توی فرآیند مصاحبه و آشنایی باهاشون بودم.با اینکه معتقدم زندگی‌ نباید صرفا توی حرفهٔ کاری‌ خلاصه بشه، اما فکر می‌کنم در این که کار قسمت بزرگی از زندگیه هم شکی نیست. برای من شغلم همه چیز نیست، اما بخش مهمیه از کسی که هستم. من همیشه همه تلاشم رو کردم و می‌کنم که تعادل بین زندگی شخصی و کارم رو حفظ کنم، اما فکر می‌کنم دیگه دوران «گذاشتن مشکلات کاری پشت در خونه» منسوخ شده! تو دنیای امروز، شرایط کاری و رضایت شغلی بیشتر از هر زمان دیگه‌ای روی کیفیت و خیلی از جنبه‌های دیگه زندگی‌ غیرکاری‌ و شخصی‌مون تاثیر میذاره.بعضی از شرکت‌هایی که ازشون پیشنهاد کار داشتم، شرکت‌های بزرگی بودند و تعداد آگهی‌های استخدام مرتبط با پوزیشن شغلی‌ام توی سایت‌های استخدامی مختلف هم کم نبود. با این حال با استانداردهایی که توی ذهنم از ساختار و شرایط کاری ایده‌آلم ساخته بودم، انتخاب موقعیت شغلی جدید روز به روز برام سخت‌تر می‌شد. برای جمع‌بندی مصاحبه‌ها، برای خودم یه جدول کشیده بودم که سطرهاش مهم‌ترین معیارهایی بود که داشتم و ستون‌هاش اسم شرکت‌هایی که ازشون پیشنهاد همکاری داشتم و متاسفانه بیشتر سلول‌های این جدول علامت x داشتند! رسما ۶ یا ۷ ماه بود که داشتم دنبال کار ایده‌آلم می‌گشتم و هنوز اندر خم یک کوچه مونده بودم... اواسط تیر ۹۹ پاک ناامید شده بودم و فکر می‌کردم شرکتی با شرایطی که من میخوام توی ایران نیست.اما اواخر تیر با دیوار آشنا شدم و باهاشون وارد فرآیند مصاحبه شدم. یکی از دو نفری که توی مصاحبه‌ام حاضر بودند، آزاده، لیدر چپتر طراحی تجربهٔ کاربر دیوار بود. من اصولا توی مصاحبه‌ها زیاد سوال می‌پرسم. درمورد ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی، فرآیندهای کاری تیم‌ها و خیلی از معیارهای دیگه‌ای که برام اهمیت دارند. توی بعضی از این مصاحبه‌ها سوال می‌پرسیدم ولی جواب درست و واضحی نمی‌گرفتم. توی بعضی‌های دیگه جواب‌هایی که می‌گرفتم چیزی نبود که دوست داشتم بشنوم! اما توی مصاحبه با دیوار هرچی بیشتر می‌پرسیدم و هرچی آزاده بیشتر در مورد دیوار، صنف تجربه‌اش و ساختارها و فرآیندهاش بهم توضیح میداد، مشتاق‌تر میشدم برای اینکه عضوی از چنین تیمی باشم. (آزاده اینجا درمورد پروسهٔ مصاحبه و استخدام دیوار توضیح داده).در ادامهٔ این مطلب، ۵ تا از مهم‌ترین معیارهایی که برای استخدام داشتم رو توضیح دادم (جدای از مسائل مالی، که اون هم خودش موضوع خیلی مهمیه) و خلاصه‌ای از اینکه چرا توی جدولی که برای خودم کشیده بودم، همه سلول‌های ستون «دیوار» ✓ خورد و در نهایت دیوار رو انتخاب کردم :)فرهنگ و ساختار سازمانیهر سازمان یه سیستمه و هر تیم یا هر فرد، بخشی از این سیستم. ساختار سازمانی یه شرکت جایگاه تیم‌ها، افراد و نحوه ارتباطشون با همدیگه رو مشخص می‌کنه و فرهنگ حاکم بر یک شرکت، رفتار این تیم‌ها و افراد در تعامل با هم رو تعیین می‌کنه. بنابراین این، یکی از مهم‌ترین شاخصه‌هاییه که روی فرآیندهای کاری، تعامل کارکنان و رضایت شغلی مستقیما اثرگذاره. ساختار و همینطور فرهنگ کاری و اهداف و ماموریت‌های یک سازمان، توی جنبه‌های مختلفی از یک سازمان نمود پیدا می‌کنه. من در مصاحبه با دیوار سعی کردم با سوال‌هایی که می‌پرسیدم و بررسی واکنش‌های مصاحبه‌کننده‌ها، از اینکه فرهنگ و ساختار سازمانی دیوار منطبق با انتظارات منه، اطمینان حاصل کنم. از شفاف بودن جایگاه‌ها و انتظارات شغلی، مشخص بودن فرآیندهای کاری و نحوه تعامل تیم‌ها گرفته تا فرآیند استخدام، سوال‌ها و فیدبک‌های جلسه مصاحبه و نحوه پرسیدنشون ( مثلا اینکه مصاحبه‌کننده‌ها فیدبک‌های سازنده می‌دادند، یا اینکه نکاتشون رو در قالب سوال منتقل می‌کردند و نه در قالب نقد) و حتی بررسی عمر کاری اعضای صنف تجربهٔ دیوار در لینکداین! (آیا افرادی که در این شرکت شاغل شده‌اند، زود از شرکت خارج شده‌اند یا نه).تیم تجربهٔ کاربرجذاب‌ترین قسمت‌ مصاحبه‌ام با دیوار زمانی بود که آزاده، درمورد صنف تجربهٔ کاربر دیوار برام توضیح داد. خیلی تعجب کردم وقتی شنیدم صنف UX دیوار، نزدیک ۲۰ نفر عضو داره (البته الان ۲۴ نفر شدیم) که هر کدومشون توی زمینه کاری خودشون متخصص هستند و شامل ۵ تخصص طراحی، پژوهش، نویسندگی، مهندسی تجربهٔ کاربر و ویژوال دیزاین می‌شه. ویژوال دیزاینر به تازگی به ما اضافه شده برای تصویرسازی‌های محصولی و تصویرسازی‌های محتوایی که اعضای صنف در فرم‌های مختلف تولید می‌کنن. باهار اینجا درمورد صنف تجربهٔ دیوار بیشتر توضیح داده.فرآیندهای کاریفرآیند کاری چیزیه که یه طراح تجربهٔ کاربر هرلحظه باهاش درگیره و روی رویکردش برای حل مسائل و تمام تصمیمات کوچیک و بزرگی که برای این کار می‌گیره تاثیر میذاره. در دیوار ساختار مشخصی برای فرآیندهای کاری در چپترها و تیم‌های مختلف وجود داره که همه این ساختارها مستند شده‌اند. بعد از اضافه شدنم به تیم خوندن این سندها خیلی به فرآیند آنبوردینگ و افزایش دانش محصولی‌ام کمک کرد. اصلا مستندسازی پروژه‌ها در دیوار، خودش بخش مهمی از فرآیندهای کاریه. هر مسئله‌ای از وقتی که مطرح می‌شه و فرآیند دیزاینش استارت میخوره تا وقتی که پیاده‌سازی بشه و حتی بعد از اون، اثرش روی محصول سنجیده بشه، یه سند برای خودش داره که در این سند شرح مسئله یا مشکل، هدف از انجام آن کار، راه‌حل‌ها، متریک‌های سنجشش، نیازمندی‌هاش و غیره همگی با فرمت مشخصی در این سند نوشته می‌شن و اعضای تیم و چپتر روی این سند با هم تعامل دارند. سندهای تیم‌ها و چپترهای مختلف به صورت متمرکز در ابزاری که برای نوشتن این سندها ازش استفاده می‌کنیم، تجمیع شده‌اند و نگهداری و به‌روزرسانی میشن.برای طراحی رابط کاربری هم ساختار و فرآیند مشخصی وجود داره که این ساختار توسط دیزاین سیستم دیوار، یعنی سنّت مشخص شده. امیر اینجا درمورد اینکه طراحان چطور از سنّت استفاده می‌کنند، بیشتر توضیح داده.به‌علاوه، هم از سوال‌هایی که مصاحبه‌کننده‌ها درطول فرآیند مصاحبه از من می‌پرسیدند (برای مثال در مقایسه با یک سری مصاحبه‌ها که از من صرفا درمورد چیزهایی مثل رنگ و radius دکمه‌هایی که در دیزاین استفاده کرده بودم سوال می‌کردند، در مصاحبه من با دیوار سوال‌ها بیشتر حول محور تعریف مسئله، شناسایی نیازمندی‌های کاربرها و سنجش نتیجه و اثرگذاری آن پرسیده می‌شد) و هم از توضیحاتی که آزاده درمورد فرآیندهای کاری میداد، متوجه شدم که فرآیند توسعه محصول دیوار به معنی واقعی کلمه کاربرمحوره. کاربرپژوهی در دیوار در پیدا کردن مسائل از دل کاربران و ارزیابی راهکارهای ارائه شده از اهمیت ویژه‌ای برخورداره که اگر دوست دارید بیشتر درموردش بدونید میتونید این مطلب امید رو بخونید.مسیر رشد و ارتقاء شخصیفکر نمی‌کنم نیازی باشه درمورد اهمیت رشد شخصی توی دنیایی که هرروز با این سرعت در حال تغییره، چیزی بگم! من این سوال که «مسیر رشد و ارتقاء من در شرکت شما چطور فراهم می‌شه» یا «شرکت شما چطور میتونه به من در رشد و ارتقا شخصی کمک کنه» رو در تمام مصاحبه‌هام می‌پرسم. در دیوار برای ارزیابی عملکردِ کارکنان یه پروسه مشخص وجود داره. هر ۶ ماه یکبار این پروسه اجرا میشه و برنامه ارتقا شخصی هر فرد با توجه به اهدافی که داره و نتیجه ارزیابی عملکردش، مشخص میشه. دیوار با فراهم کردن امکانات لازم و بودجه آموزشی که سالیانه به هر نفر تخصیص پیدا می‌کنه، به این فرآیند کمک می‌کنه. علاوه بر این، در سطح سازمان جلسات هم‌اموزی زیادی داریم که در این جلسات، بچه‌هایی که توی یه زمینه اطلاعات یا تخصصی دارند، دانش‌شون رو با بقیه بچه‌های شرکت به اشتراک میذارن. در صنف تجربهٔ دیوار هم جلسات درون تیمی داریم که هفتگی و منظم برگزار میشه و در این جلسات حول موضوعات مختلفی با هم صحبت می‌کنیم، از همدیگه یاد می‌گیریم و به همدیگه یاد میدیم :)ساعت کاریدیوار (در کل، شرکت‌های هلدینگ هزاردستان) جزء معدود شرکت‌هایی در ایرانه که ساعت کاری شناور داره و علاوه بر اون، سیستم حقوق و دستمزدش ثابت و براساس عملکرده و نه ساعت کاری.</description>
                <category>عاطفه راهدان</category>
                <author>عاطفه راهدان</author>
                <pubDate>Sun, 02 May 2021 19:46:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور صفحات خالی یا empty stateها را طراحی کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/basalam-product/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%B3%D8%A8%D8%AF-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C-xezp6i7mjwsf</link>
                <description>حالت‌های خالی یا empty stateها به چه صفحاتی گفته می‌شود؟حالت‌های خالی یا empty stateها اسکرین‌هایی در UI هستند که هنوز با اطلاعات پر نشده‌اند و وقتی پر می‌شوند که کاربر یک سری task مشخص را کامل کند.چند مثال از empty stateهرچند طراحی خوب یک empty state باعث نمی‌شود محصول شما موفق‌ترین و بهترین محصول جهان باشد، اما کمی توجه به جزئیات تاثیر بالایی در تجربه کاربری محصول شما دارد و به قول معروف :The devil is in the details !از empty stateها می‌توان استفاده‌های زیادی کرد. مثلا می‌توان در empty stateها از کاربرها خواست یک action خاص را انجام دهند، درباره پروداکت شما آموزش ببینند یا حتی شخصیت یا personality برندتان را مشاهده کنند.به empty state های‌تان شخصیت بدهید!یکی از جاهایی که می‌توانید از آن برای نمایش دادن شخصیت برندتان استفاده کنید empty state ها هستند. (استفاده از شخصیت برند لزوما به معنای استفاده از شوخی و المان‌های طنز نیست).راهنمای material design درباره empty stateهاگایدلاین‌های متریال دیزاین درباره empty state را از این‌جا می‌توانید بخوانید.از empty state برای آموزش محصول‌تان به کاربر استفاده کنیدحالت‌های خالی یا empty stateها نقش مهمی در پروسه‌های onboarding دارند، علی‌الخصوص در جاهایی که نیاز است کاربر یک task مشخص را انجام دهد تا بتواند از محصول شما استفاده کند.پروسه onboarding در Evernote از کاربر بخواهید کاری انجام دهدیک نکته مهم در empty stateها این است که این حالت‌ها نباید کاربر را به بن‌بست برسانند. با یک call to action ساده در این صفحات می‌توانید کاربر را به مسیر درست هدایت کنید.حالت خالی یا empty state در سبد خرید خالی ASOS و Airbnb Trips درباره empty stateها و اهمیت‌شان این‌جا می‌توانید بیشتر بخوانید.سبد خرید خالیبرای کاربرانی که روی سبد خالی کلیک می‌کنند، باید سعی کنیم آن‌ها را به مسیر خرید راهنمایی کنیم. می‌توان  با دادن call to action کاربرها را به صفحات پیشنهاد خرید هدایت کرد یا برای این که این مسیر حتی ساده‌تر باشد، این پیشنهادات را در سبد خرید خالی قرار دادپیشنهاد برای سبد خرید خالیدرباره طراحی سبد خرید خالی این‌جا می‌توانید بیشتر بخوانید.چند نمونه سبد خرید خالیدر سبد خرید خالی فروشگاه‌های بزرگ آنلاین مثل aliexpress، amazon و etsy، تلاش بر این است که کاربر به مسیر خرید هدایت شود. این کار با دادن پیشنهادات مختلف برای خرید انجام می‌شود.با توجه به این‌که 35% از درآمد amazon از پیشنهاداتی است که برای خرید به کاربرها می‌دهد، یکی از بهترین الگوها در بررسی پیشنهادات در سبد خالی amazon است. در سبد خرید خالی وب‌سایت amazon، پیشنهادات مختلفی برای هدایت کاربر به خرید وجود دارد.سبد خرید خالی باسلامبا توجه به مواردی که گفته شد، سبد خرید باسلام را ریدیزاین کردم : )سبد خرید خالی در باسلامدرباره usability در سبد خرید این‌جا می‌توانید بیشتر بخوانید.</description>
                <category>عاطفه راهدان</category>
                <author>عاطفه راهدان</author>
                <pubDate>Wed, 05 Feb 2020 15:48:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاربردپذیری در سبد خرید</title>
                <link>https://virgool.io/CreativePie/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D9%82%D9%85-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%85-agut7ttyktep</link>
                <description>در طراحی بازار و فروشگاه‌های اینترنتی، مسیر checkout یکی از مهم‌ترین قسمت‌های user journey خرید محسوب می‌شه؛ چون مستقیما روی درک کاربرها از برند، تمایل آن‌ها برای بازگشت و مهم‌تر از همه سود سازمان تاثیر می‌ذاره.برای طراحی یا بهبود مسیر checkout، از best practice های این زمینه خیلی می‌شه ایده گرفت، اما باتوجه به‌این‌که تعداد کاربرهایی که از گوشی‌های موبایل‌شان برای خرید استفاده می‌کنند روزبه‌روز بیش‌تر می‌شه، خیلی مهمه که مسیر checkout را به‌طور اختصاصی با توجه به قابلیت‌ها و محدودیت‌های موبایل طراحی کنیم.به نظر من اولین قدم برای طراحی یک مسیر بهینه و مناسب checkout برای کاربرهامون، اینه که طراحی‌های غیربهینه و مسیرهایی که اصول کاربردپذیری در آن‌ها رعایت نشده را ببینیم، ازشون درس بگیریم و سعی کنیم اشتباه دیگران را تکرار نکنیم.در ادامه این نوشته، یک سری از بایدها و نبایدهای ابتدایی مسیر checkout را با هم مرور می‌کنیم.سبد خریداصولا پروسه checkout با بازدید از سبد خرید شروع می‌شه. در این مرحله کاربرها محصولات اضافه شده به سبد را ویرایش می‌کنند تا به آیتم‌های نهایی که قصد خریدش را دارند برسند. برای این‌که کاربرها این مرحله را بدون درد (:دی) طی کنند، حتما حواستان به موارد زیر باشد:به کاربرها امکان دسترسی سریع به سبد خرید را بدهید. وقتی کاربرها روی سبد خرید کلیک می‌کنند یعنی می‌خواهند یک مرحله جلوتر بروند، بنابراین هر مانع یا تاخیری را در این مرحله حذف کنید.دسترسی سریع و interaction سبد خرید در Jet.comابتدایی‌ترین قدم در طراحی سبد خرید، اضافه کردن دسترسی سریع به سبد است. در اغلب فروشگاه‌های آنلاین، با قرار دادن سبد خرید در هدر امکان دسترسی سریع به سبد در تمام صفحات فراهم می‌شود. در وب‌سایت JCrew.com با اضافه کردن هر محصول به سبد، badge اضافه شده روی آیکون سبد خرید و دیالوگ کوچک بالای صفحه، فیدبک سریع این اکشن را به کاربرها می‌دهد. هم‌چنین با کلیک روی آیکون سبد خرید، بدون هیچ pop-up، کلیک یا قدم اضافه‌ای کاربرها به سبد خرید هدایت می‌شوند.در PSSW، با کلیک روی آیکون سبد خرید یک mini-cart باز می‌شود که در آن کاربرها باید مجددا روی دیدن سبد یا checkout کلیک کنند تا بتوانند جزئیات سبد خرید خود را ببینند. این قدم اضافه اصلا ضروری نیست. وقتی کاربرها روی سبد خرید کلیک می‌کنند، آن‌ها را مستقیما به سبد خریدشان هدایت کنید. به‌روزرسانی محتوای سبد خرید را برای کاربرها راحت کنید. کاربرها اغلب نظرشان درباره خرید یک محصول تغییر می‌کند و یا ممکن است تصادفا یک محصول را دو بار به سبد خرید اضافه کنند. به آن‌ها اجازه بدهید به راحتی محتوای سبد خرید خود را تغییر دهند.به کاربرها یک دکمه حذف واضح در کنار هر آیتم در سبد خریدشان بدهید. برای حذف یک آیتم از سبد خرید، کاربرها را وادار نکنید تعداد آن را به صفر تغییر دهند. در یک تست کاربردپذیری برای خرید از وب‌سایت HP، یکی از شرکت‌کنندگان در تست از این‌که نمی‌توانست کارتریج‌ پرینتری که به سبد خریدش اضافه کرده‌بود را حذف کند، به ستوه آمده بود (برای این کار باید تعداد محصول را به صفر تغییر می‎‌داد) و نهایتا کارتریج پرینتر خود را از Amazon خرید!HP کاربرها را وادار می‌کرد برای حذف آیتم‌های سبد خرید، تعدادشان را به صفر تغییر دهنداز دکمه به‌روزرسانی برای اعمال تغییرات داده‌شده در سبد خرید استفاده نکنید. گاهی اوقات وب‌سایت‌ها کاربرها را مجبور می‌کنند برای اعمال تغییراتی که در سبد خرید انجام می‌دهند از دکمه به‌روزرسانی استفاده کنند. در نتیجه کسی که می‌خواهد تعداد محصولات سبد خرید را تغییر دهد باید علاوه بر انتخاب تعداد مورد نظرش، روی دکمه به‌روزرسانی نیز کلیک کند. این نوع طراحی به دو دلیل اصلا بهینه نیست: (1) کاربرها باید دو اکشن انجام دهند (تغییر تعداد، و کلیک روی دکمه به‌روزرسانی)؛ (2) کاربرها اصولا فراموش می‌کنند روی دکمه به‌روزرسانی کلیک کنند چون متوجه نمی‌شوند باید این‌کار را انجام دهند.وب سایت Things Remembered از کاربرها می‌خواهد برای اعمال تغییرات روی update کلیک کنند. امکان خرید مهمان را اضافه کنید. حتی کسانی که در وب‌سایت شما اکانت دارند، پسوردشان را فراموش می‌کنند. در بیشتر موارد، خرید کردن به‌عنوان کاربر مهمان برای کاربرها، از بازیابی پسوردشان خیلی راحت‌تر است. (البته هرچند خرید به‌عنوان کاربر مهمان از نظر کاربردپذیری امر مهمی به شمار می‌آید، اما باید سیاست‌های سازمان و کسب‌وکار را نیز مدنظر داشت). در Pottery Barn خرید مهمان اصلی‌ترین گزینه برای پروسه خرید محسوب می‌شود. در این وب‌سایت خرید مهمان در viewport  قرار گرفته و  کال تو اکشن اصلی این صفحه است تا وقت کاربرها برای پیدا کردنش گرفته نشود.  خلاصه خرید و ارسالخریداران از این‌که قیمت‌ها گنگ باشند و هنگام checkout ببینند قیمت قابل پرداخت به هر دلیلی افزایش پیدا کرده خوششان نمی‌آید. وقتی کاربرها با چنین موردی مواجه می‌شوند اصولا سبد خرید خود را رها می‌کنند و سعی می‌کنند از وب‌سایت‌ها یا راه‌های دیگری برای خرید استفاده کنند. این مورد علی‌الخصوص درباره هزینه ارسال زیاد اتفاق می‌افتد. با دو روش زیر می‌توان از این مورد جلوگیری کرد:خلاصه خرید در موبایل را در دسترس قرار دهید. جزئیات خریدی که ما در خلاصه خرید قرار می‌دهیم (شامل مالیات، تخفیف، هزینه ارسال، هزینه کل و موارد دیگر) موارد مهمی هستند. اما این‌که این جزئیات را کجای layout قرار می‌دهیم نیز بسیار اهمیت دارد. در حالت موبایل به دلیل محدودیت اندازه صفحه، گاهی این موارد در پایین صفحه نمایش داده می‌شوند. برای این‌که کاربر بعدا در ادامه مسیر checkout با دیدن قیمت کل غافلگیر نشود، بهتر است خلاصه خرید را در بالای fold صفحات checkout قرار دهید. کاربرها را مجبور نکنید برای دیدن قیمت کل تا پایین صفحه اسکرول کنند.در Adidas.com، کاربرها مجبورند تا فوتر صفحه Review &amp; Pay اسکرول کنند تا مشخصات خریدشان را ببینند. هم‌چنین این مشخصات در یک باکس collapsible قرار گرفته که دیدن جزئیات قیمت را سخت‌تر هم می‌کرد. اصه خرید در وب‌سایت Adidas در پایین صفحه قرار گرفته‌است. در صفحه Review &amp; Pay در Jet.com، خلاصه خرید مشخصا در بالای fold قرار گرفته‌است. در این حالت کاربرها قبل از رفتن به صفحه پرداخت، بدون اسکرول می‌توانند مبلغ نهایی و جزئیات قیمت را ببینند. از موقعیت فعلی کاربرها برای نشان دادن هزینه مالیات، ارسال و غیره استفاده کنید. برخی هزینه‌های جانبی مانند هزینه ارسال به آدرس وارد شده توسط کاربر بستگی دارند، و اصولا در اواخر مسیر checkout نمایش داده می‌شوند. در موقعیت‌هایی که امکان آن وجود دارد، بهتر است از موقعیت یا آدرس فعلی کاربر برای تخمین هزینه‌‌های جانبی استفاده کنید. استفاده از موقعیت فعلی کاربرها این امکان را نیز به شما می‌دهد که محصولاتی که به کاربرها نزدیک‌تر هستند را به آن‌ها نشان دهید. البته برای استفاده از موقعیت فعلی کاربرها حتما از آن‌ها اجازه دسترسی به این مشخصات را بگیرید و به آن‌ها اجازه دهید این اطلاعات را به‌راحتی تغییر دهند یا به‌روزرسانی کنند.در مسیر checkout کاربرها در Target، از موقعیت فعلی کاربرها استفاده می‌شود تا روش ارسال و مالیات تقریبی محصولات برای‌شان تخمین زده شود. فیلدها و input های فرمپر کردن فرم‌ها در موبایل می‌تواند وقت‌گیر باشد یا خطاهای زیادی داشته‌باشد.  کم کردن تعداد فیلدهای یک فرم و پر کردن اتوماتیک آن‌ها (براساس اطلاعاتی که از آن کاربر در سیستم ثبت شده‌است) می‌تواند نقش موثری در پروسه checkout داشته باشد. در ادامه چند guideline درباره فرم‌های مسیر checkout را بررسی می‌کنیم:برای هر فیلد از کیبورد درست آن استفاده کنید.در وب‌سایت Nike از کیبوردهای درستی برای هر فیلد استفاده می‌شود. برای فیلدهایی که عدد می‌گیرند، کیبورد اعداد را نمایش دهید.براساس ورودی‌های قبلی کاربر، فیلدهای‌شان را پر کنید. فیلدهایی مثل نوع شماره کارت بانکی، آدرس، استان و موارد مشابه را می‌توان براساس دیتایی که قبلا کاربر وارد کرده محاسبه کرد. (مثلا از کد پستی برای خواندن آدرس استفاده کرد). Crutchfield از زیپ کدی که کاربر وارد می‌کند استفاده می‌کند تا برخی از فیلدها را به‌صورت اتوماتیک لود کندبرای انتخاب استان و تاریخ از input به جای drop-down استفاده کنید. اگر لیست‎‌ گزینه‌هایی که در drop-down قرار می‌گیرد طولانی است، به جای drop-down از فیلدهای input استفاده کنید.کاربرهای Staples مجبورند یک لیست طولانی را برای انتخاب نام ایالت‌شان انتخاب کنند، در صورتی که تایپ کردن‌ این دیتا و نشون دادن نتایح با auto-complete کار کاربر رو خیلی راحت‌تر می‌کنه.TM Lewin به کاربرها اجازه می‌دهد تاریخ انقضا کارت بانکی‌شان را خودشان تایپ کنند و برای این قسمت کیبورد درستی رو هم نشون می‌ده.پرداخت راحت در موبایلدرگاه‌های بانکی مناسب و mobile-friendly را به کاربر‌ها نمایش بدید، اما در تعداد گزینه‌ها این کار افراط نکنید. نمایش گزینه‌های زیاد به کاربرها، باعث می‌شود بار ذهنی آن‌ها برای تصمیم‌گیری زیاد شود و قادر به تصمیم‌گیری نباشند. سعی کنید از یک درگاه بانکی پیش‌فرض استفاده کنید یا اگر موارد مختلفی را به کاربرها نشان می‌دهید، تعدادشان آن‌قدر زیاد نباشد که کاربر را وادار به فکر کردن کند و تصمیم‌گیری را برایش سخت کند.Vineyard Vines گزینه‌های زیادی را برای پرداخت نمایش می‌داد. امکان ذخیره شماره کارت برای خریدهای بعدی کاربرها را فراهم کنید. این کار علی‌الخصوص برای کاربرهایی که به‌طور مکرر از شما خرید می‌کنند، تجربه بهتری را رقم خواهد زد.برای کاربرها این امکان را فراهم کنید که به جای تایپ کردن اطلاعات کارت‌شان، عکس کارت‌شان را بارگذاری کنند.ُTiffanys.com به کاربرها اجازه می‌دهد از امکان پرکردن اتوماتیک مشخصات کارت بانکی Safari استفاده کنند (سمت چپ) و با گرفتن عکس از کارت بانکی‌شان مشخصات کارت‌ بانکی‌شان در سیستم بارگذاری می‌شود (سمت راست). در نوشته‌های بعدی، سراغ نکات دیگه در طراحی یک تجریه کاربری خوب و بهینه برای سبد خرید می‌ریم. </description>
                <category>عاطفه راهدان</category>
                <author>عاطفه راهدان</author>
                <pubDate>Tue, 03 Dec 2019 13:00:45 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>