<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Ali</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@aurasali</link>
        <description>همچنان خوابم میاد</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 04:37:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4565054/avatar/4t82kL.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Ali</title>
            <link>https://virgool.io/@aurasali</link>
        </image>

                    <item>
                <title>من باب این روزها</title>
                <link>https://virgool.io/@aurasali/%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7-cyf1z2kwjfuu</link>
                <description>سلام؛در این بیکاری که جز فکر کردن سرگرمی دیگری ندارم و در حالی که کاغذ و مقوا های ژوژمانِ چند روز بعد روی میز وسط اتاق اند اما رمقی برای انجامشان نمانده، دلم خواست درباره‌ی این روزهایم بنویسم.جدا بودن از دهکده جهانی حس غریبی دارد. نهایت تفریحمان ساعتی سی اس با رفقا بود که آن هم دریغ شد؛ و حس میکنم من تنها کسی نبودم که امتحان اندیشه اسلامی را با جزوه ای دانلود نشده در تلگرام داد.این روزها برف می‌آید، برف خوب است. خبر خوب دیگری نیست جز اینکه فهمیدم روز و ماه تولدم با وویس اکتور ایدا وانگ یکیست و باعث لبخند بود.در این شرایط حالپرسی رفقا مایه دلگرمیست؛ ممنون از همگیشان. سریال ویچر را هم به تازگی به پیشنهاد دوستی شروع کردم؛ شاید یادداشتی برایش بنویسم.آدم چطور ذره ذره به بی آبرویی عادت میکند؛ امروز ملینا بلیک را در آپارات فالو کردم.خدا باقی اش را به خیر کند؛ فعلا.</description>
                <category>Ali</category>
                <author>Ali</author>
                <pubDate>Sat, 24 Jan 2026 01:48:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رابطه لنین و گورباچف با پنیر پیتزای ناپولی در قرون وسطی</title>
                <link>https://virgool.io/@aurasali/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D9%84%D9%86%DB%8C%D9%86-%D9%88-%DA%AF%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DA%86%D9%81-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D9%86%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%AA%D8%B2%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%BE%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D9%88%D9%86-%D9%88%D8%B3%D8%B7%DB%8C-sohrfeylumof</link>
                <description>_ بسه دیگه غذا رو آوردن.اینو که علی گفت حمید یه وری شد، سفارش ها رو از گارسن گرفت و تشکر کرد. بعد ادامه داد: همون که گفتم، چاره کار یه بمب اتمه. بعدش میشه همه چیز رو از نو ساخت، اونجوری که باید.سامان گفت: رنسانس دیگه ای قرار نیست اتفاق بیوفته دوست من.علی ابرو بالا انداخت. حمید خندید و گفت: رنسانس!سامان: مردم قرون وسطی هم نمیدونستن چی داره سرشون میاد.علی: هنر اون زمان رو دوست دارم.سامان: وقتی در اختیار کشیش ها بوده چه فایده؟حمید: حکومت دست کلیساها باشه بهتره یا دست یه مشت کپیتالیست آدمخور؟ که کل ملتشونو حاضرند بفروشند واسه سود و مفت خوری بیشتر؟سامان: مشکل شما کمونیست ها همینه. نمیتونید ببینید یکی که بیشتر از شما تلاش میکنه بیشتر هم دربیاره.علی: مشکل شما چیه با برابری مردم؟ البته من با آزادی مالی مشکلی ندارم.حمید: اگه مردم مثل هم و با هم باشن اینا دیگه نمیتونن هرکاری که دلشون خواست بکنن. هیتلر هم گفت قوی ها موقع تنهایی قوی ترند.سامان: هیتلر؟ حرف زدن با تو فایده ای نداره.حمید به پیتزای ناپولی جلوی علی اشاره کرد: همین پنیر موزارلا تاریخچه اش برمیگرده به قرون وسطی.سامان: دستاورد خوبیه.علی: ایشالا که بهتر میشه وضعیت.حمید: پس فقط باید منتظر موند؟علی تایید کرد. سامان نوشابه اش را سر کشید: اگه آقایون لنین و گورباچف اجازه بدن بریم دیگه. دونگ ما چقدر شد؟علی: بین همه تقسیم میشه.خخ</description>
                <category>Ali</category>
                <author>Ali</author>
                <pubDate>Fri, 23 Jan 2026 07:37:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترویس اسکات، کریتوس و مستر چیف</title>
                <link>https://virgool.io/@aurasali/%D8%AA%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%B3-%D9%88-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D9%81-isvrcuijervq</link>
                <description>شاید گالری اولین پناهگاه ما بعد از قطع امید از سوشیال مدیا باشد و شاید فولدر پینترست جالب ترین بخش آن. اما دلیل وجود این عکس را که هیچ قانون حق نشری در هیچ کجای جهان آن را گردن نمیگیرد، در بین آخرین عکس های دانلود شده ام درک نمیکنم:یعنی چقدر احتمال دارد سی جی در مراحل اولیه سن آندرس بعد از پس گرفتن آن دفتر شعر از دزدها، آن را به صاحبش تحویل نداده باشد و از رنگ پوست و استعداد ذاتی خودش در رپ کردن استفاده کرده باشد و به ستاره ای مثل ترویس تبدیل شده باشد؟یا چقدر احتمال دارد مستر چیف در کاوش های کهکشانی اش پسربچه عجیب و غریب و تیراندازی را پیدا کرده و به فرزندخواندگی گرفته باشد که پدرش از جای آن بی خبر است و تبر به دست به دنبالش میگردد؟و چه جایی بهتر از لوس سانتوس برای برخورد آنها و درگرفتن این نبرد تاریخی؟نمیدانم، شاید اینها فقط خیال پردازی های مغز خسته من باشد، البته شاید. عجیب است که مغز انسان برای فرار از درس خواندن به چه کارهایی میتواند روی بیاورد.شب خوبی داشته باشید.</description>
                <category>Ali</category>
                <author>Ali</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 22:25:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بنویسیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@aurasali/%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-er7e5npt20kl</link>
                <description>من چند سال پیش اینجا بودم و خاطرات خوبی از ویرگول دارم. مینوشتم، میخوندم، با دوستان خوبی که همینجا پیدا کرده بودم صحبت میکردم و کلی چیز یاد میگرفتم.این چند روزه و به لطف داخلی بودن سایت ویرگول، ناخودآگاه به اینجا کشیده شدم و دلم خواست بنویسم. این اکانت جدید رو ساختم تا شروع کنم که یه سوال برام پیش اومد. اینجا هنوز مثل قدیمه؟ بچه های قدیمی هنوز مینویسن یا نه؟ میشه هنوز از شلوغی های دنیای بیرون فاصله گرفت و آدمها رو با نوشته هامون به دنیای خودمون ببریم یا نه؟گفتم قطعا بهتره که از خودتون بپرسم. اگه اینجا هستید و من رو میخونید، خوشحال میشم که من رو با فضای جدید ویرگول آشنا کنید. تغییرات و تحولات دنیای بیرون روی اینجا هم تاثیر گذاشته یا نه؟منتظر کامنت های گلتون هستم.بنویسیم؟ یا نه؟</description>
                <category>Ali</category>
                <author>Ali</author>
                <pubDate>Mon, 19 Jan 2026 15:36:48 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>