<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ava</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ava</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-27 10:47:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>ava</title>
            <link>https://virgool.io/@ava</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دیزاین پترن Singleton</title>
                <link>https://virgool.io/@ava/%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%AA%D8%B1%D9%86-singleton-pvicw50no2xj</link>
                <description>اینجا سعی میکنم توضیح کوتاهی بنویسم از آنچه که خودم یادگرفتم و فهمیدم، بنابراین اگر اشتباهی دیدید برام کامنت بزارید تا من هم بهتر یاد بگیرم. توضیح بدم که من کارم برنامه نویسی وب هست و طبیعاتا مثال‌هایی که به ذهنم میاد مرتبط با کارم هست و کدی که مثال میزنم هم پی‌اچ‌پی هست.این دیزاین پترن دو تا مشکل رو حل میکنه، پس اولین مشکلی که خودش داره اینه که سینگل ریسپانسیبیلیتی رو رعایت نمیکنه و به جای یک کار دو تا کار انجام میده. اما چه مشکلاتی رو حل میکنه؟ ۱- اطمینان میده که از کلاس یک instance ساخته شده. ۲- از همه جای کد به اون instance دسترسی داریمیه مثال که به نظر خودم کاربرد داره اینه که مثلا اگر یه سایت چند زبانه داشته باشیم و بخوایم همه متن‌های سایت رو با ترجمه به زبان کنونی سایت نشون بدیم، میتونیم ازین دیزاین‌پترن استفاده کنیم.به این شکل که مثلا یه کلاس Locale داشته باشیم و زبان رو ست کنیم توش و هرجای سیستم زبان رو get کردیم زبان سیستم رو نشون بدهدر مثال پایین ما دوبار instance از کلاس Locale ساختیم ولی وقتی مقدار را در instance اول تغییر میدیم مقدار آن در instance دوم هم تغییر میکنه. در واقع هر دو instance ما یکی هست با دو نام متفاوت. Locale.php
&lt;?phpclass Locale {    private static $instances = [];    protected $defaultLanguage = &#039;en&#039;;
    private $locale = &#039;&#039;;    public static function getInstance(): Locale    {        $class = static::class;        if (!isset(self::$instances[$class])) {            self::$instances[$class] = new static();
        }        return self::$instances[$class];
    }    public function getLocale(){        return $this-&gt;locale;    }    public function setLocale(String $iso2 = null){        $this-&gt;locale = $iso2 ?? $this-&gt;defaultLanguage;    }}
index.php
&lt;?php
use Locale;

$locale = Locale::getInstance();$locale-&gt;setLocale();var_dump($locale-&gt;getLocale()); // return value is : &#039;en&#039;$locale-&gt;setLocale(&#039;de&#039;);$locale2 = Locale::getInstance();var_dump($locale2-&gt;getLocale()); // return value is: &#039;de&#039;یکی دیگه از مشکلای اساسی که این دیزاین پترن داره اینه که با یونیت تست راحت نمیشه تستش کرد، چون قراره تو سیستم یه بار ساخته باشه و همه جا ازش استفاده بشه پس اگه تو یه تستی تغییر کنه یا ارور داشته باشه همه تستا رو خراب میکنه.فرض کنیم تو یکی از تست‌ها زبان رو به آلمانی تغییر دادیم$locale = Locale::getInstance();$locale-&gt;setLocale(&#039;de&#039;);$this-&gt;assertSame($locale-&gt;getLocale(), &#039;de&#039;);در این صورت اگر تو یه تست دیگه زبان رو بگیریم میبینیم که زبان اون هم به آلمانی تغییر کرده</description>
                <category>ava</category>
                <author>ava</author>
                <pubDate>Tue, 01 Mar 2022 20:22:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهاجرت کاری به آلمان</title>
                <link>https://virgool.io/applymag/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-nzicpgsyrgdm</link>
                <description>هرروز تجربه‌های جدیدی میشنوم از آدم‌هایی که میخوان مهاجرت کنن و کلی پول دادن به وکیل(؟) های مهاجرت. به خصوص این موضوع در مورد مهاجرت آلمان بیشتر اذیتم میکنه، چون خودم درگیرش بودم میدونم که چقدر روندش ساده‌س و اصلا نیازی به پول دادن به شخص ثالث برای مهاجرت نیست، اما آدم‌ها رقم‌های واقعا زیادی به این به ظاهر وکیل‌ها میدن که کاراشونو انجام بدن و معمولا آخرش هم به این نتیجه میرسند که همه کارها رو خودشون کردن و هیچ نیازی هم به وکیل نبوده. آدم‌های زیادی رو هم تو گروه‌های تلگرامی میبینم که سوالات عجیب و غریب میپرسن یا هرکاری میخوان بکنن سوال میپرسند. برای مهاجرت اول از همه این‌ که یاد بگیریم بیشتر بخونیم و کمتر بپرسیم. هر شخص قطعا پرونده‌ش با دیگری متفاوته، ولی مدارکی که سفارت میخواد برای همه یکسانه و اگر شما بیاید از یکی بپرسید میشه فلان مدرکو نبرم؟ خب اون آدم هم بگه آره میشه نبری، مگه فرقی به حال سفارت میکنه؟ چرا اصرار دارید از آدم‌ها تایید بگیرید؟ مدارک واضح و مشخصه اگر دارید همه مدارک رو خب شروع کنید اگر هم ندارید یا برید و آماده کنید یا بیخیال بشید و برید سراغ یه کشور دیگه که مدارکتون برای رفتن به اونجا کامله. اگه حوصله دارید این همه مطلبی که من نوشتم رو بخونین که دستتون درد نکنه. ولی اگه حوصله ندارید بخونید خب چه کاریه میخواید از اینجا برید؟ مملکت به این خوبی هرجا میری سوال میپرسی همه جوابتو میدن. اگرم خیلی پولدارین و پول میدین همه براتون همه کار میکنن پول بدید یکی که اینا رو خونده براتون انجام بده.برای مهاجرت به آلمان راه‌های مختلفی وجود داره، تحصیلی، کاری، جستجوی کار، سرمایه گذاری شاید راه‌های دیگری هم باشه که من نمیدونم (مثلا ویزا a17). اما راهی که تازگی‌ها خیلی باب شده و همه در تلاشند براش جستجوی کار هست. دوست دارم این پست رو بنویسم و جواب تمام کسانی که میپرسن چجوری میشه کاری رفت آلمان رو بدم. البته بعید میدونم کسانی که اینو میپرسن اهل سرچ کردن باشن و به خوندن این پست برسند و کسانی هم نمی‌پرسند احتمالا نیازی به مطالب این پست ندارند. ولی خب من مینویسم شاید یکی به دردش بخوره.برای مهاجرت کاری دو راه وجود داره ۱- ویزای جستجوی کار ۲- ویزای اشتغال به کار۱- ویزای جستجوی کار در واقع یک امکانی هست برای شما که به آلمان برید و ۶ ماه اونجا بمونید تا کار پیدا کنید. در این مدت اجازه کار ندارید(۳ ماه بهتون ویزا میدن ۳ ماه هم میتونید تمدید کنید)، پس نمی‌تونید کار کنید فقط می‌تونید به دنبال کار بگردید و وقتی کار پیدا کردید درخواست اجازه کار میدید به اداره مربوطه که خود شرکتی که با شما قرارداد بسته این کار رو انجام میده و بعد از اون اجازه دارید تو آلمان کار کنید و بمونید. از وقتی شرکت درخواست اجازه کار شما رو میفرسته حدود ۱ ماه طول میکشه تا اجازه صادر بشه برای زمان‌بندی‌هاتون به این موضوع هم توجه کنید. کاری که اونجا براش اقدام می‌کنید باید تو همون حوزه‌ای باشه که اینجا خودتون رو به عنوان متخصص معرفی می‌کنید. مثلا شما لیسانس کامپیوتر دارید و سابقه کارتون هم تو همین حوزه‌س نمی‌تونید تو آلمان تو رستوران کار کنید یا مثلا به عنوان متخصص مکانیک کار کنید.برای گرفتن این ویزا نیاز به مدارک زیر دارید، البته امروز که تاریخ ۱۹ شهریور ۱۳۹۸ هست. ممکنه بعدا تغییر کنه پس بهتره که از سایت خود سفارت ببینید. https://teheran.diplo.de/ir-fa/service/visa-einreise/-/2073766فرم درخواست برای اقامت بلند مدت/روادید بلند مدت. این فرم رو از روی سایت خود سفارت باید بردارید چون همیشه جدیدترینش رو سایت سفارته، ممکنه سایت‌های مهاجرتی هم گذاشته باشند و متفاوت باشه با اونی که رو سایت سفارته ولی قطعا اونی که خود سفارت ارائه میده درست تره. فرم رو از این صفحه میتونید بگیرید https://teheran.diplo.de/ir-fa/service/visa-einreise/-/2073844. فرم رو کامل پر کنید. این کانال تلگرام هم راهنمای تکمیل فرم رو گذاشته. (ولی اگه آدم یه فرم رو نمیتونه پر کنه بره اونجا چجوری میخواد فرما رو پر کنه، قرارداد امضا کنه، یا بانک حساب باز کنه؟ بهتره از همینجا که کشور خودمونه و توش راحتیم شروع کنیم دیگه) این آدرس راهنمای تکمیل فرم یک گروه تلگرامه که البته هیچ ارتباطی هم با من نداره https://t.me/mohajeratde/38عکس گذرنامه ای. این عکس یه کم با عکسای ۳در۴ که ما می‌گیریم فرق داره ولی اگه برید عکاسی و بگید عکس ۳۵ میلیمتر در ۴۵ میلیمتر میخوام میگه برای سفارت میخوای؟ و شما میگید بله و معمولا درست میگیره. این عکس در واقع یه کم زوم بیشتری داره و به نظر من سر آدم بزرگتر میافته :D. دقت کنید که عکسی که میبرید حتما تازه گرفته باشید. گرفتن یه عکس هزینه زیادی نداره اگر عکس قدیمی ببرید و روی یکی از مدارکتون یا جایی احیانا از اون عکس استفاده کرده باشید ریجکتتون میکنن چون دروغ گفتین (اینو دیدم که میگما)مدارک تحصیلی. درواقع آخرین مدرک تحصیلی رو میخوان. آخرین مدرک تحصیلیتون که حداقل باید لیسانس باشه رو میبرید دارالترجمه، ترجمه آلمانی میکنید و میگید که تایید دادگستری و وزارت امور خارجه رو هم میخواید. تایید وزارت علوم برای مدارک دانشگاه‌های دولتی و پیام نور لازمه(سامانه‌ش رو روی سایت وزارت علوم میتونید پیدا کنید درحال حاضر لینکش اینه https://www.msrt.ir/fa/service/101/ )، برای سفارت اهمیتی نداره ولی بدون تایید وزارت علوم دارالترجمه ترجمه رسمی نمیکنه و تایید دادگستری و وزارت امور خارجه هم طبیعتا نمیتونید بگیرید. در واقع ترجمه مدارک بدون تایید دادگستری و وزارت امور خارجه ارزشی ندارن. چند تا تمبر باطل میکنند و مهر میزنن. خودتون هم می‌تونید این دوتا تایید رو بگیرید ولی خب اگر زمان دارید اصلا نمیارزه که خودتون برید چون نهایتا یک روز زودتر میتونید مدرک رو بگیرید. و البته اگر هم به هر دلیلی خودتون میخواید این تاییدها رو بگیرید به دارالترجمه بگید که تمبرها رو براتون بزنه چون خودتون نمیتونید پیدا کنید یا به سختی میتونید پیدا کنید. آدرس دادگستری هم از دارالترجمه میتونید بپرسید، سمت حسن آباده و وزارت امور خارجه هم که سردرباغ ملی. ریز نمرات هم نمیخواد فقط دانشنامه آخرین مقطع رو باید ترجمه کنید و تایید. بعد از اینکه تایید کردید باید ببرید سفارت تا سفارت مهر وزارت امورخارجه رو تایید کنه و این کار ۴۵ یورو هزینه داره که باید به یورو بپردازید (باید همراهتون یورو ببرید حتما دم در سفارت هستن آدم‌هایی که یورو میفروشن بهتون اما خیلی خیلی گرون‌تر). برای تایید مدرک در سفارت هم دو راه وجود داره یا نزدیک وقت سفارتتون، ۲شنبه یا ۵شنبه قبلش میرید سفارت برای تایید مدرک. یا قبل از اینکه نزدیک بشید به وقت سفارت میرید از روی سایت سفارت وقت میگیرید برای تایید مدرک و سر روز و تاریخ مشخص خیلی شیک و مجلسی میرید سفارت و مدرک رو تایید میکنید. تایید هم اینجوریه که مدرک رو میدید و بهتون میگه ساعت ۲ بیا تحویل بگیر، دوباره ساعت ۲ با برگه یا شماره‌ای که میده میرید و تحویل میگیرید. این هم لینک تعیین وقت برای تایید مدرک https://service2.diplo.de/rktermin/extern/choose_category.do?locationCode=tehe&amp;amp;amp;amp;amp;realmId=752&amp;amp;amp;amp;amp;categoryId=1369تأییدیه اعتبار مدرک تحصیلی در آلمان. این خیلی داستان داره. البته داستانیم نداره ها ولی بعضیا خیلی بزرگش میکنن. آلمان یه بانک اطلاعاتی داره از دانشگاه‌ها و رشته‌های تحصیلی در خارج از آلمان. اسامی رشته هایی که تو این لیست هستند و دانشگاه‌هایی که تو این لیست هستند مورد قبول آلمان هستند و شما کافیه از صفحه اسم دانشگاهتون و صفحه اسم رشته پرینت بگیرید (رو اسم دانشگاه یا رشته کلیک کنید بالاش خودش دکمه پرینت داره) و ببرید و تمام. عنوان رشته رو اینجا باید بگردید https://anabin.kmk.org/no_cache/filter/hochschulabschluesse.html و عنوان دانشگاه رو اینجا https://anabin.kmk.org/no_cache/filter/institutionen.html.  اما اگر رشته یا گرایش یا اسم دانشگاهتون تو این لیست نیست باید مدارکتون رو بفرستید آلمان که اونها بررسی کنند ببیند مورد قبول هست یا نه. این کار رو یه مرکزی تو آلمان انجام میده که اسمش ZAB هست. مخفف Zentralstelle für ausländisches Bildungswesen. برای مدارک ایرانی اینجا رو میتونید ببینید https://www.kmk.org/zab/zentralstelle-fuer-auslaendisches-bildungswesen/zeugnisbewertung-fuer-auslaendische-hochschulqualifikationen/einzureichende-dokumente/iran.html و در همین صفحه یک پی دی اف به زبان فارسی هم هست که لیست مدارک رو به زبان فارسی نوشته https://www.kmk.org/fileadmin/Dateien/pdf/ZAB/Lissa_national/Iran_Einzureichende_Dokumente_01.pdf این هم آدرسشه ولی خب ممکنه که آدرسش تغییر کنه. اگر مجبور باشید مدارک رو برای زاب ارسال کنید، تا جوابش بیاد حدود ۵ الی ۶ ماه فعلا طول میکشه این زمان ممکنه بعدا بیشتر یا کمتر بشه. حواستون باشه که سفارت صبر نمیکنه تا مدرکتون بیاد برای وقت گرفتن باید حواستون به همه زمانبندی‌ها باشهمدرک محل اقامت پس از ورود به جمهوری فدرال آلمان. خب این دیگه خیلی واضحه، باید مشخص کنید که کجا میرید وقتی وارد آلمان شدید. شما نمیتونید همینجوری بگید میرم خونه دوستم یا فامیلم باید واضح باشه برای سفارت. بنابراین یا شخصی که به خونه‌ش میرید باید برای شما دعوت نامه بفرسته که شما رو در خانه‌ش قبول میکنه یا این که هتل رزرو کنید. از سایت های مختلف میتونید هتل‌هایی که تو شهری که میخواید برید هستند و بدون کردیت کارت رزرو میکنن رو پیدا کنید و برای مدت دو هفته رزرو کنید. و پرینت رزرو رو ببرید با خودتون سفارت. مثلا سایت https://www.booking.com/ وقتی جستجو میکنید میتونید گزینه Book without credit card رو بزنید و هتل‌هایی که نیاز به کردیت کارت ندارند رو ببینید.گواهی مبنی بر معلومات زبان آلمانی یا انگلیسی. آلمان مثل کانادا یا استرالیا بر اساس مدارک و نمره‌ امتیاز نمیده، پس نمره خاصی رو هم ذکر نکرده و مدرک زبان هم جز ملزومات نیست. اما بالاخره شما میخواید اونجا با شرکت‌ها و آدم‌ها حرف بزنید. اونجا احتمال اینکه کسی فارسی بلد باشه به صفر میل میکنه و اگر هم احیانا کسی بلد باشه مطمئنا وقتش رو نداره که دائم دنبال شما باشه. پس باید بتونید به زبان آلمانی یا انگلیسی صحبت کنید. و این که شما چقدر مسلط هستید رو اون شخصی که مدارک رو از شما میگیره به آلمانی یا انگلیسی (هر زبانی که شما بگید بلدید) ازتون سوال میپرسه و مینویسه که بلدید یا  نه. اینکه با زبان انگلیسی میتونید کار پیدا کنید یا نه هم یه بخش دیگه ماجراست. خب اگر شما کارتون جوریه که باید با آدمهای عادی و یا همکارای بخش های مختلف در تماس باشید و حرف بزنید قطعا باید آلمانی بلد باشید. اما کارهایی مثل برنامه‌نویسی چون خارجی زیاده و شرکت‌ها خیلی‌هاشون بین المللی هستن زبانشون انگلیسیه ولی به هرحال شما به آلمان میرید و بهتره که به زبان خودشون حرف بزنید.مدارک مربوط به سوابق کاری و فعالیت های شغلی در ایران و یا خارج. سوابق کاری منظور سابقه بیمه نیست. هرجایی که کار کردید اگر از کارفرما نامه‌ای بگیرید که روی سربرگ شرکت باشه که چه بهتر، میتونید همین نامه رو به عنوان سابقه کار به سفارت ارائه بدید. فقط دقت کنید که یا اصل نامه به زبان آلمانی باشه یا اگر انگلیسیه که باید بدید ترجمه کنن. اینکه ترجمه این مدارک امکان تایید دادگستری داره یا نه رو واقعا نمیدونم میتونید از دارالترجمه بپرسید. اگر هم شرکت نامه نمیده یا یه شرکتی کار کردید که دیگه دسترسی بهش ندارید سابقه بیمه هم قبوله.رزومه. رزومه یعنی مشخصات فردی شما همراه با سوابق تحصیلی و سوابق کاری. برای آلمان بسیار مهمه که شما قسمت خالی نداشته باشید تو رزومه تون. مثلا شما نمیتونید بگید من سال ۹۳ از دانشگاه فارغ التحصیل شدم و تا سال ۹۵ کاری نمیکردم بعد سال ۹۵ رفتم سرکار. باید مشخص کنید که این دو سال چیکار میکردید. اگر کارهاتون با تحصیل همپوشانی داشته باشند اشکالی نداره فقط جای خالی نباشه. البته نیازی نیست که مدارک تحصیلی و کاری رو به این رزومه پیوست کنید به هر حال شما همه مدارک رو دارید به سفارت ارائه میدید. برای نوشتن رزومه هم میتونید از سایت http://lebenslauf.de/ استفاده کنید.انگیزه نامه. این قسمت رو خود سفارت به خوبی توضیح داده. شما باید مشخص کنید که چرا دارید میرید به آلمان و چرا فکر میکنید آلمان برای شما مناسبه. چرا مثلا میخواید به فللان شهر برید و چیز‌هایی از این قبیل. این نامه شاید سخت‌ترین نامه‌ای باشه که مجبورید بنویسید و مهمترین البته چون همین نامه میتونه باعث ریجکت شدن یا اکسپت شدن شما بشه. تو نوشتن نامه به این موضوع دقت کنید که نباید از کشور خودتون بدگویی کنید. انگیزه نامه رو باید به زبان آلمانی ارائه بدید. اگر خودتون آلمانی بلد نیستید باید بدید ترجمه کنن. همراه با اصلش ببرید سفارت. زیر همین بخش تو لیست مدارک سفارت نوشته اگر با شرکتی در آلمان تماس داشتید مدارکش رو ببرید. متن ایمیل‌ها رو پرینت بگیرید و ببرید که نشون بدید میتونید تو آلمان کار پیدا کنید.مدارکی دال بر تمکن مالی. در حال حاضر روی سایت مبلغ ۴۳۲۰ یورو نوشته شده که گویا قراره بیشتر بشه. تمکن مالی چیز عجیب غریبی نیست حتما هم نباید پول شما به صورت ارز باشه و نباید حتما حساب ارزی باز کنید. معادل این رقم به ریال (البته با ارز آزاد) باید تو حساب شما پول باشه. فقط موضوعی که هست اینه که وقتی به بانک میرید میگه تمکن رو برای ساعت ۱۲ شب قبل میده. یعنی اگر شما ۳ صبح پول به حسابتون ریخته باشین ساعت ۱۰ صبح نمیتونید اون مبلغ رو تمکن بگیرید باید فرداش برید و تمکن بگیرید. درواقع پول باید ۲۴ ساعت تو حسابتون مونده باشه. شما با پاسپورتتون میرید شعبه‌ای که شعبه ارزی داشته باشه و فرم مربوط به تمکن مالی رو پر میکنید و نوع ارز رو میزنید یورو کنه و لاتین هم باشه. هزینه‌ش رو ازتون میگیرن و براتون صادر میکنن. حدود نیم ساعت شاید هم کمتر زمان میگیره. البته بانک صادرات میگه برای ثبت مشخصات لاتین ۷۲ ساعت زمان لازمه و برید ۷۲ ساعت بعد بیاید. سعی کنید از یه بانک خوب استفاده کنید. البته اگر هم کسی رو دارید در آلمان که هزینه هاتون رو تقبل کنه میتونید ازش بخواید که دعوتنامه رسمی براتون بفرسته و دعوتنامه رو به جای تمکن ببرید. در این صورت شخص تمام هزینه‌های شما رو در آلمان ساپورت میکنه. سوالی که گاهی بعضی‌ها میپرسند اینه که نمیشه یورو ببریم سفارت نشون بدیم؟ نه نمیشه، باید نامه تمکن بانک باشه یا دعوتنامه رسمی. شناسنامه. اگر اسمتون رو تغییر دادید یا توضیحاتی داره شناسنامه‌تون که لازمه سفارت بدونه باید شناسنامه رو ترجمه کنید و به تایید سفارت برسونید. ترجمه و تایید رو هم که تو بخش مدرک تحصیلی توضیح مفصل دادم. برای شناسنامه هم همونا صادقه.و در آخر گذرنامه معتبر. خب وقتی ویزا میگیرید ویزای شما ۳ ماهه‌س و احتمالا ۳ ماه هم تمدید میکنید و گذرنامه باید برای ۳ ماه بعد از اون هم معتبر باشه. صفحه اول گوشه سمت چپ نوشته امضا اونجا رو امضا کنید. نیازی نیست جایی برید برای امضا خودتون امضاش کنید فقط حواستون باشه بعدا همه جا باید همین امضا رو بزنید.هزینه درخواست ویزا هم ۷۵ یورو هست که باید به یورو همراهتون باشه و اونجا پرداخت کنید.۲- ویزای اشتغال به کار یا همون بلو کارت ویزایی هست که شما باید قرارداد کاری داشته باشید تا به شما داده بشه و با این ویزا شما اجازه کار دارید. اینکه میتونید از ایران کار پیدا کنید یا چجوری میشه کار پیدا کرد، به نظرم خودش یه پست دیگه میطلبه این پست فقط مدارک سفارت رو بگیم بهتره (قیمه‌ها رو نریزیم تو ماستا). خبر خوب اینکه مدارک تقریبا با ویزای جستجوی کار یکسانه البته یه اختلافایی هم دارن. یه چند تا مدرک کمتر میخواد اما قرارداد هم میخواد.فرم رو که بالا توضیح دادم باید پر کنیدعکس گذرنامه ای هم که گفتمگذرنامه رو هم گفتمشناسنامه هم گفتممدارک دال بر وجود رابط کاری. همون قرارداد کاری که بستین یا حداقل پیش نویس قرار داد. همراه با اطلاعات تماس شرکت.مدارک تحصیلی همون آخرین مدرک تحصیلی که قبلا گفتمتاییدیه تحصیلی هم که مفصل توضیح دادم با کلی لینکسوابق کاری، رزومه، مدارک زبان هم مثل همونی که بالا نوشتموقت‌های سفارت فعلا بیش از ۱۲ ماهه، یعنی اگر شما تا ۱۲ ماه دیگه مدارکتون کامل میشه میتونید همین الان از سایت سفارت برای خودتون یک وقت بگیرید. برای وقت گرفتن هم به شماره پاسپورت نیاز دارید و ایمیل. همین. https://teheran.diplo.de/ir-fa/service/visa-einreise/-/2073940 این هم لینک صفحه برای تعیین وقت. از صفحه بالا باید برید تو این صفحه https://service2.diplo.de/rktermin/extern/choose_realmList.do?request_locale=de&amp;amp;amp;amp;amp;locationCode=tehe و این هم برای کسایی که نمیخوان کلا هیچی بخونن و مستقیم میخوان برن تو صفحه تعیین وقت https://service2.diplo.de/rktermin/extern/choose_category.do?locationCode=tehe&amp;amp;amp;amp;amp;realmId=22&amp;amp;amp;amp;amp;categoryId=1268 ولی اینکارو نکنید. یه کم تو سایت سفارت بگردید و مطالبش رو بخونین. بالای فایل راهنمای سفارت نوشته مدارک را به ترتیب در دو دسته آماده کنید. نمیدونم چرا این بخش انقدر برای بعضی‌ها سخته. شما مدارک رو به ترتیبی که در فرم نوشته روی هم میزارید(اولین مدرک بالا باشد). همه اصل‌های ترجمه و مدارکی که خودشون اصل هستند و اصلش رو میخواید خودتون مثل مدرک زبان باید کپیش رو هم ببرید که کپی رو بزارن تو مدرک و اصل رو بهتون برگردونن. بعد از همین مدارک با همین ترتیب کپی میگیرید و میشه دسته دوم. به همین سادگی. فقط امضاها، مثلا امضای فرمی که پر کردین یا امضای قرارداد(اگر ویزا کاری میگیرید) باید تو هر دو دسته اصل باشه. یعنی با خودکار امضا کرده باشید از فرم امضا شده کپی نگرفته باشید که امضاش کپی باشه.عکس هم برای هر دو دسته لازمه. هر دسته یک قطعه عکس. مورد بعدی اینکه توی سفارت یه سالنه که همه نشستن و دور تا دور باجه‌س که کارمندای سفارت نشستن و مدارک رو از شما میگیرن و نگاه میکنن که کامل باشه ممکنه سوالاتی رو بپرسن. این افراد ایرانی هستن و با شما فارسی صحبت میکنن اما برای اینکه ببین شما زبانتون چجوریه ممکنه به زبانی که شما گفتین بلدین (انگلیسی یا آلمانی) سوالاتی از شما بپرسن. و در نهایت بهتون یه کاغذ میدن که برید صندوق پرداخت کنید. و بعد که پرداخت کردید برمیگردید و پاسپورتتون رو بهتون تحویل میده. کارمندای سفارت پشی شیشه هستن و از طریق میکروفون با شما صحبت میکنن و بقیه افراد حاضر در سالن صدای شما و اون فرد رو میشنون. اگر این موضوع ناراحتتون میکنه از قبل خودتون رو براش آماده کنید.بعد از اینکه مدارکتون بررسی شد یا با ویزای شما موافقت میشه یا ریجکت میشید. که اگر ریجکت بشید یه مدت (نمیدونم دقیقا چقدره) زمان دارید تا اعتراض کنید. اگر هم موافقت بشه، روزی که گفتن بهتون، صبح پاسپورت و مدارکی که احیانا ازتون خواستن(مدارک رو تو پی‌دی‌افی که شماره پرونده‌تون توش میاد نوشته که چه چیزهایی باید ببرید) می‌برید سفارت تحویل میدین و بهتون یه برگه میدن که میخواید ویزاتون از کی شروع بشه می‌تونید یه تاریخ تا سه ماه بعد بزنید، همون روز بعد از ظهر میرید و پاسپورتتون رو از سفارت تحویل میگیرید و تمام! (البته تمام نیست در واقع شروع کلی داستان جدیده)برای گرفتن ویزا باید یک بیمه نامه ۹۰/۱۸۰ روزه بگیرید. دفترای بیمه تو پاساژ پایین سفارت هستن که خب دقیق میدونن باید چی بدن بهتون. ولی متاسفانه گرونترین بیمه‌ها رو دارند(مثلا پارسیان پیشنهاد میدن). میتونید خیلی راحت به صورت آنلاین  مثلا از بیمیتو بگیرید بیمه رو، خوبیش اینه که میتونید قیمت‌ها رو مقایسه کنید و با پیک اصلش رو هم براتون میفرستن به نظر من که راحت‌ترین کاره.خیلی توضیح نوشتم اگه به اینجای متن رسیدین واقعا خسته نباشین :D</description>
                <category>ava</category>
                <author>ava</author>
                <pubDate>Wed, 02 Jun 2021 14:21:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چی‌ بیاریم آلمان؟</title>
                <link>https://virgool.io/gotogermany/%DA%86%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-mucpndokqd9r</link>
                <description>شاید باورکردنی نباشه که در جواب این سوال چه داستانی برپا شد تو گروه شهر ما، داستان از اینجا شروع شد که یکی اومد گفت من یه لیست پیدا کردم از چیزایی که وقتی میخوایم مهاجرت کنیم آلمان باید با خودمون بیاریم، میشه یه نفر این لیست رو نگاه کنه و به من بگه آیا همه این موارد لازمه واقعا؟ من و یکی از دوستان شروع کردیم به راهنمایی و خب تعداد پیام زیاد و ادامه داستان...این رو گفتم که بگم چرا فکر کردم این پست رو بنویسم خوبه، چون اگه اون موقع نوشته بودمش میزاشتم لینکش رو تو گروه و اینهمه داستان درست نمیشدخب اون لیست (اگر سرچ کنید احتمالا بهش میرسید) واقعا خنده‌دار بود، یه سری مواردش رو تو ایران هم سالی یه بار ازش استفاده نمیکنیم، مثلا خاک‌شیر! من سعی میکنم مواردی که بهتره از ایران بیارید رو بگم و چیزهایی که اینجا میشه خرید رو هم بگم که از کجا و کدوم فروشگاه میشه خرید، یه کمی هم فروشگاه‌ها رو معرفی میکنم برای کسی که تازه وارد شده شاید سخت باشه که پیدا کنه چی رو کجا میفروشن.لباس، قطعا لباس‌هایی که میپوشید، لباس زیر، لباس خونه و بیرون رفتن رو بهتره که بیارید چون خیلی طول میکشه و هزینه داره که برید بخرید. در مورد کاپشن و شالگردن و کلاه این نکته رو باید بگم که اینجا باد‌های بدی داره و اگر لباستون باد ازش رد میشه احتمالا اذیت میشید، کاپشن‌های خیلی خوب هم اینجا گرونه برند‌هایی مثل Jack Wolfskin یا The North Face یا برند‌های دیگه هستن که هر کاپشنشون حدودا از ۱۸۰ یورو هست به بالا. البته که تو ماه‌های مشخصی تخفیف های خیلی خوبی میخوره و میتونید با نصف قیمت یا بعضی وقتا با ۷۰ درصد تخفیف بخرید. ولی به جز این برندها، برندهای معمولی تری هم وجود داره که ارزونتر هستن و خب احتمالا کیفیت پایین‌تری هم دارن. به لباسی که دارید دقت کنید و ببینید چقدر ارزش داره آوردنش.اینجا بارون هم زیاد میاد، سمت شمال آلمان برف هم زیاد میاد اما سمت جنوب بارون بیشتره، برای همین چتر از ملزوماتیه که باید بیارید، و سعی کنید چتر خیلی خوب بخرید که تو باد و بارون نشکنه (من تو یه سال دو تا چتر شکوندم اینجا!)، کاپشن ضد آب هم مهمه که داشته باشید وگرنه خیلی خیس میشید و تو سرما احتمال سرما خوردگی هستنکته بعدی اینکه اینجا اگه سرما بخورید بهتون دارو نمیدن، ویتامین ث میدن با آبنبات گلو درد، پس اگه عادت دارید قرص بخورید موقع سرما خوردگی قرص کلداس و سرماخوردگی و اینا رو بیارید. قرص مسکن پروفن ۴۰۰ میفروشن تو داروخانه قیمتش هم حدود ۲.۵ یورو هست هر ۱۰ تاش، به نظرم به صرفه‌ست اگه از ایران این رو هم بیارید، البته اگه همیشه استفاده میکنید.لوازم شخصی رو هم که خب همه میدونن باید بیارن، مثل شونه مو و این چیزا. حوله هم احتمالا همون روز اول نیازتون میشه و بهتره که همراهتون باشه. ریش‌تراش برای آقایون خب اگه دارید و نمیخواید بخرید بیارید اما اگر میخواید بخرید اینجا احتمالا جنس بهتر و قیمت مناسب پیدا میکنید. در مورد سشوار ، اتو و اپیلیدی برای خانوم‌ها هم همینطور. لپ‌تاپ و شارژرش و این جورچیزها رو هم تو دسته وسایل شخصی میبینم من.برای خواب، ملافه و پتو، اینجا یه کم گرونه البته بستگی به جنسش هم داره ولی اگه از ایران اتاقی رو رزرو کردید بیارید بهتره چون میتونید بشورید و تمیز بیارید و از همون اول استفاده کنید. بالش رو هم بیارید اینجا بالشاشون با ما فرق داره یه کم.در مورد مواد غذایی این خیلی زیاد برمیگرده به عادت‌های غذایی شما، مثلا شاید کسی که نوشته خاکشیر بیارید واقعا هرروز باید خاکشیر بخوره، اما در کل میشه گفت اینجا زعفران و زرشک گرونه، سبزی تازه هم گرون درمیاد مثلا اگر بخوای قرمه سبزی درست کنی، سبزی خشک میتونه خوب باشه چون وزنی هم نداره. پلوپز پارس خزر هم اگر علاقه به خوردن پلو دارید، وسیله خوب و کاربردی هست. آجیل و خشکبار هم خب اینجا از ایران گرونتره ولی باز به اضافه بارتون دقت کنید.ظرف و ظروف بشقاب و قابلمه و اینا هم اگر بارتون جا داره بیارید در غیر اینصورت اینجا میتونید با قیمت ارزون چیزای ضروری رو بخرید. چیز مهمی که برای ایرانی‌ها وجود داره آفتابه‌س، ولی اون رو هم میتونید با ۱۵ یورو اینجا از آمازون بخرید، البته شبیه آفتابه‌های ما نیست ولی همون کارایی رو داره. البته یه کم طول میشکه تا کارت بانکی داشته باشید و بتونید از آمازون خرید کنید. پس اگه خیلی نیاز دارید و با بطری آب نمیتونید کنار بیاید، خب بیارید.یه چیزی که مهمه و من خودم تجربه‌ش کردم و خیلی‌های دیگه هم تجربه کردن اینه که پول به اضافه‌بار ندید. مثلا من میدونم برای یه چمدون اضافه ۲۳ کیلویی به لوفتهانزا باید ۱۰۰ یورو بدید، ۱۵ کیلو اضافه بار با ایران ایر هم همین حدود میشه. شما با ۱۰۰ یورو میتونید چیزهایی که دارید براش پول اضافه‌بار میدید رو اینجا بخرید. مثل همین ظرف و لوازم آشپز خونه و مواد غذایی و این چیزا. پس اولویت رو بزارید رو چیزهایی که تو لحظه اول ورود بهش نیاز دارید. مثلا وقتی رسیدید به خوابگاه یا خونه یا اتاقی که گرفتید خب احتمالا میخواید لباس عوض کنید و موهاتون رو شونه کنید و برید حموم و شب هم میخواید بخوابید، اینا اولویت‌های روز اوله.وقتی که میرسید فرودگاه اگر یه نفر میاد دنبالتون که هیچی خوش به حالتون، اگر نه خودتون باید با قطار برید تا شهرتون، و باید چمدوناتون رو سوار قطار کنید و ببرید. از ایستگاه قطار شهرتون تا خونه هم باز باید حساب که چمدون رو باید ببرید، یا با قطار یا با تاکسی باز بستگی به فاصله داره که آیا هزینه تاکسی به صرفه هست یا نه. پس بار الکی که بعد‌ها هیچ استفاده‌ای ازش نمیکنید یا با یه قیمت ارزون اینجا میتونستین بخرید فقط خسته‌تون میکنه.وقتی که برسید خونه احتمالا نیاز به یه سری مواد بهداشتی دارید در درجه اول دستمال توالت، شامپو، احتمالا نرم‌کننده برا خانوما (Spühlung گفتم شاید کلمه آلمانیش به دردتون بخوره)، صابون، مایع ظرفشویی، اسکاچ. همه این‌ها رو از فروشگاه میتونید با حدود ۱۰ یورو بخرید. اگه تو خونه ماکرویو یا فر دارید یه غذای آماده هم بخرید برای روز اول بد نیست.برسیم به فروشگاها، احتمالا نزدیک شما یکی از این فروشگاه‌ها باید باشه، تو گوگل مپ سرچ کنید ببینید کدومش نزدیک شما هست، Aldi, Lidl, Rewe, Edeka, Real, Netto, Dm , Muller, Alnatura , Rossman بالاخره نزدیکتون یکی دو تا از این‌ فروشگاه‌ها باید باشه. ولی یه چیزی رو دقت کنید که این‌ها تو قیمت با همدیگه متفاوتن و اینجوری نیست که مثلا همه آب معدنی رو بدن ۱ یورو، یکیشون ممکنه بده ۶۰ سنت یکی دیگه بده ۱.۲۵. معمولا Aldi و Dm از بقیه ارزونترن و Real و Edeka به نظرم گرون‌ترن. آلدی تقریبا تمام مایحتاج روزانه زندگی رو داره و Dm و Rossmann بیشتر مواد بهداشتی دارن و تنوع برنداشون از آلدی خیلی بیشتره، پس برای خرید اولیه یکی از این فروشگاها رو انتخاب کنید و چیزایی که خیلی لازمه رو بخرید و نیازی نیست همه چیز رو از ایران بیارید. شما دارید میاید آلمان، صحرا که نمیرید که هیچی نباشه، البته مگر اینکه پروازتون روز یکشنبه نشسته باشه که واقعا به صحرای کربلا اومدید و تمام فروشگاه‌ها روز یکشنبه تعطیل هستن فقط فروشگاه‌ها تو ایستگاه قطار بازن. برای خرید وسایلی مثل ظرف و قابلمه و این چیزا که تو آشپزخونه‌س و همینطور ملافه و پتو و کلا وسایل خونه تو شهرای مختلف احتمالا فروشگاه‌های متفاوتی هست، ولی یه سری فروشگاه‌ها تو اکثر شهر‌ها شعبه دارن، Galeria Kafhof,  Karstadt فروشگاه‌های به نسبت گرونی هستند که برند‌های خوبی هم دارن، این دیگه بستگی به وضعیت مالی شماست که بخواید از کجا خرید کنید. فروشگاه‌های Kik, Woolworth, Muller ارزونتر هستن، فروشگاه Real هم همه‌چی داره ولی قیمتاش گاهی وقتا زیاده. همینطور IKEA که خب خیلی چیزای زیادی داره تقریبا همه وسایل خونه رو داره اکثرا هم قیمتاشون مناسبه. شاید یه پست هم نوشتم راجب IKEA. برای وسایل برقی و چیزایی مثل کابل شبکه یا سه راهی برق یا چیزایی این طوری، اولا که فروشگاهایی که بالا گفتم احتمال داره داشته باشن، لامپ و سه‌راهی و این چیزا ولی اگه یه کم تخصصی تر بود مثلا شارژر یا کابل شبکه فروشگاه‌های MediaMarkt و Saturn تو همه شهرا هستن و با قیمت‌های نسبتا خوب دارن این چیزا رو. Real هم همه این‌ها رو داره. در واقع Real همه چی داره.برای خرید دقت کنید که اینجا بهتون کیسه نمیده فروشگاه و هرکسی برای خودش یه ساک خرید داره همیشه، اگه ازین ساک یه‌بارمصرف‌ها که کاغذی هست بخرید ۱۰ تا ۲۵ سنت باهاتون حساب میکنن. نکته دیگه‌ای فعلا به خاطرم نمیاد اگر چیزی رو از قلم انداختم تو کامنتا بنویسید و اگر هم خودم چیزی یادم اومد حتما اضافه میکنم.آپدیت ۲۰ تیر ۱۴۰۱: تو فروشگاه‌های dm میتونید با ۶ یورو عکس بیومتریک بگیرید، اگر تو عکاسی بخواید عکس بگیرید حدود ۲۰ یورو هزینه‌ش میشهپلوپزهای خارجی هم شنیدم که ته‌دیگ خوبی درست میکنه، خیلی اصرار به پلوپز پارس‌خزر نکنید</description>
                <category>ava</category>
                <author>ava</author>
                <pubDate>Tue, 10 Nov 2020 02:54:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چجوری تو آلمان کار پیدا کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/applymag/%DA%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%88-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-of2lq7uorjfm</link>
                <description>فک کردم این تیتر خیلی تو گوگل جستجو بشه، تو یه گروه تلگرامی عضوم که ۱۲۳۵۰ تا عضو داره، ازین ۱۲هزار نفر احتمالا بیش از نصفشون هنوز ایرانن و میخوان مهاجرت کنن به آلمان و ازین حداقل ۶ هزار نفر حتما گروهیشون این عنوان رو به فارسی یا انگلیسی یا آلمانی سرچ میکنن. قطعا سایت‌های زیادی هم مطالبی رو در این باره نوشتن چون گوگل حدود ۴ میلیون رکورد برمیگردونه.منم از تجربه خودم میخوام بنویسم، به قول یکی از دوستان تا سرد نشده بنویسم. من از سه سال پیش (سال ۱۳۹۵) تصمیم گرفتم که با ویزای کاری برم آلمان، استرالیا و دانمارک رو هم نیم نگاهی داشتم که با بالارفتن قیمت ارز استرالیا از گزینه ها خط خورد و دانمارک هم ویزای اسکیل ورک رو برداشت.اول از همه جواب دوستانی که میپرسن تو آلمان کار پیدا میشه؟ من از شما میپرسم تو ایران کار پیدا میشه؟ بله من تو ایران میتونم کار پیدا کنم، من نمیگم مشکل بیکاری نداریم تو ایران ولی در کنارش مشکل تخصص هم داریم. مشکل اینجاست که وقتی تخصص نداریم توقع داریم کار پیدا کنیم. شما ۴ سال تلاش کردی درس خوندی مهندس شدی آفرین اما مهم اینه که در کنارش شما تو رشته خودت یه تخصصی داشته باشی که توقع داشته باشی بهت کار بدن. اگر پست مدیریتی تو ایران داشتید احتمال اینکه تو آلمان به شما پست مدیریتی بدن خیلی کمه. اما اگر تخصصی دارید و تو ایران میتونید کار پیدا کنید، اینجا هم احتمالا میتونید.من تجربه خودم که تو حوزه کاری خودم یعنی وب دولوپر هست رو مینویسم و چیز زیادی جز یک سری شنیده از رشته‌های دیگه و کار کردن تو آلمان با اون رشته‌ها نمیدونم. برای همین به نظرم اگه میخواید این نوشته رو بخونید این موضوع رو در نظر بگیرید که لینک‌هایی که گذاشته میشه شاید فقط تو رشته ما کاربردی باشه و برای رشته‌های دیگه شاید به درد نخوره.اول از همه اینکه باید تصمیم بگیریم چیکار میخوایم بکنیم؟ من ۸ سال تو ایران سابقه برنامه نویسی با PHP داشتم و خب تصمیم گرفتم تو آلمان هم همین زبان رو ادامه بدم و برای اینکارم هم دلیل دارم. من میدونم که جاوا یا پایتون ممکنه درآمد بیشتری داشته باشه یا بازار کارش بهتر باشه بشه کار بهتری پیدا کرد اما من تو ۳ سال میخواستم هم درس بخونم که مدرک تحصیلی تو رشته مرتبط با کارم داشته باشم هم باید سرکار میرفتم و اگر میخواستم زبان جدید رو یاد بگیرم زمانی نداشتم که توش حرفه‌ای بشم، و خب همه میدونیم که با کتاب خوندن و کد زدن از روی کتاب و حتی پروژه های شخصی کوچیک نمیشه برنامه نویس شد و تجربه حین کار جدی بدست میاد. برای همین تصمیم گرفتم مهارت‌هایی که دارم رو عمق ببخشم و با زبانی که تجربه کافی ازش ندارم نیام جلو.سایت‌های مثل لینکدین، استپ ستون، استک‌اورفلو، ایندید سایتهایی بودن که من خودم ازشون استفاده کردم و رزومه فرستادم. آمار دعوت به مصاحبه از استک اورفلو بیشتر از همه بود اما کاری که من پیدا کردم از لینکدین پیدا کردم. توی این سایت‌ها شهر رو انتخاب کنید و عنوان شغلی. البته تو استک اورفلو من خودم فقط کشور رو آلمان انتخاب میکردم و توی فیلتراش php رو میزدم برای همین همه آگهی‌هایی که تگ php داشت رو میاورد برای من. البته یک سری از نتایج که میاره مربوط به شرکت‌های نیستن درواقع ریکرویتر‌هایی هستن که برای شرکت‌ها نیرو پیدا میکنن. من چون خودم باهاشون کار نکردم اطلاع زیادی از نحوه کار کردنشون ندارم، تنها چیزی که میدونم اینه که پورسانتشون رو از شرکت میگیرن نه از شما.به موقعیت‌ها نگاه کنید، خیلی از آگهی‌هایی که به زبان آلمانیه اگر شما آلمانی زیاد بلد نباشید یا اصلا بلد نباشید اما تخصص شما رو نیاز داشته باشند باهاتون تماس میگیرن. به خصوص تو حوزه برنامه نویسی شما نهایتا با مدیر پروژه یا مدیر محصول در ارتباطید و آدمهای تحصیل کرده حتما انگلیسی بلدن.روی آگهی‌ها که بزنید مثلا تو لینکدین بعضی ها Easy apply هستند یعنی یه بار رزومه‌تون رو آپلود میکنید و دفعات بعد همون رو میفرسته. یک سری One Tap هستند یعنی میزنید رو دکمه و به صاحب آگهی خبر میده. ولی یه دسته دیگه هستند که تو سایت‌های دیگه هم من هرچی دیدم اینجوری بوده که میره به یه آدرسی که یا سایت خودشونه یا یه سایت آگهی دیگه که میگه اینجا فرم رو پر کنید و رزومه و کاورلتر رو آپلود کنید و بعد منتظر بشید که باهاتون تماس بگیرن.در مورد کاورلتر من خودم کاورلتر خاصی ننوشتم و عموما هم نفرستادم، مگر چند تا مورد که الزامی بود فرستادنش. تو کاور لتر باید مشخص کنید که چرا فکر کردید برای اون پوزیشن مناسب هستید بهتره کاور لتر بر اساس هر آگهی نوشته بشه مثلا طرف گفته من نیرو میخوام برای لاراول شما همه رزومه‌ت وانیلا PHP عه یا YII2 خب باید بگی اینم MVC عه و من درکنارش لاراول رو هم دیدم فلان کارو باهاش کردم برای همین میتونم تو پوزیشنی که شما گفتین کار کنم.اما نکته ای که خیلی مهمه نه برای آلمان بلکه برای همه جا اینه که رزومه خوب بنویسیم. من روزهای آخری که داشتم از ایران میومدم تو شرکت به نیروی جایگزین من نیاز بود و بدون استثنا همه رزومه ها بد بود. بماند که اکثرا کسایی که میومدن مصاحبه از رزومه هاشون بدتر بودن ولی رزومه‌ها واقعا پر از ایراد بود. رزومه نوشتن کار زمان‌بری هست باید بشینی هی بنویسی هی اصلاح کنی. اول که فرمت نوشتن رزومه برای آلمان باید تبولار باشه باید که کلا وجود نداره ولی بهتره که تبولار باشه و توضیح توش زیاد نباشه جایی خوندم که اون سبک نوشتن که توضیح مینویسن برای هر اسکیل برای امریکا و کاناداس ولی من چون هیچوقت برای این کشورها رزومه ای نفرستادم و سرچی نکردم نمیتونم چیزی بگم. درمورد رزومه، سایت https://www.lebenslauf.de یک سایت آلمانیه که تمپلیت‌های خوبی داره. میتونید از قالب‌هاش استفاده کنید و رزومه تون رو تو این فرمت بنویسید.شروع رزومه معمولا با مشخصات فردی و راه ارتباطیه. نام، نام خانوادگی، یک شماره تماس و ایمیل (شاید باور نکنید ولی یکی رزومه فرستاده بود بدون ایمیل، شماره تماس هم آخر رزومه ش اون پایین نوشته بود). در ادامه‌ش یه توضیح کوتاه راجب شما میتونه باشه و بعد سوابق تحصیلی، تا جایی که من دیدم سوابق تحصیلی رو فقط دانشگاه رو مینویسن و نکته مهم اینه که از آخر به اول مینویسن، متاسفانه رزومه‌هایی که با جابینجا ساخته میشه همیشه برعکسه. مثلا اول باید بنویسید ارشد فلان جا بعد کارشناسی. بعدش سوابق کاری که این هم از آخر به اول. اینجا قطعا خیلی مهمه که چی بنویسیم و چجوری. یه کمی سخته ولی هی مینویسی میفرستی برا شرکتا بعد سعی میکنی بهترش کنی. نکته‌ای که خودم تو رزومه‌ها دیدم و به نظرم خنده داره اینه که ما نمیخوایم به کسی که رزومه رو میخونه پز بدیم. میخوایم بهش بگیم من به دردت میخورم منو انتخاب کن. توی ایران همه تو رزومه‌هاشون همه چیو مینویسن حرفه‌ای ولی واقعا فقط از کنارش رد شدن. اینجا اگر بنویسی حرفه‌ای تو مصاحبه ازت سوال میپرسه در حد حرفه‌ای و اگر نتونی جواب بدی از نظرش تو یه آدم دروغ‌ گو هستی و ایمیل بعدی قطعا ایمیل ریجکتی خواهد بود. بعد از سوابق کاری مهارت‌ها رو باید ذکر کنیم. من خودم مهارتهامو به بکند،فرانتند و سایر دسته بندی کردم و تو هر دسته تکنولوژی‌ها یا زبان‌هایی که بلد بودم رو نوشتم و جلوی هرکدوم میزان مهارت رو نوشتم. این میزان مهارت رو نوشتن تاثیر خوبی داره به نظرم. چون اون‌ها میفهمن تو حوزه کاریت چی بوده ولی درکنارش رفتی و ۴ تا تکنولوژی دیگه رو هم یاد گرفتی و البته اکسپرت نیستی اما میتونی یاد بگیری. مهارت‌های زبان خیلی مهمه که ذکر بشه که بدونن تو چه سطحی هستین و با چه زبان‌هایی میتونید حرف بزنید. پروژه‌های فریلنسری یا کارهای خیریه یا شرکت در مسابقات هم میتونه یکی از تب‌های رزومه باشه و اگر دوست داشتید از علایقتون هم در آخر بنویسید. در پایان یک تاریخ هم بزنید که مشخص باشه رزومه به روز هست.معمولا میگن رزومه بین ۱ تا ۲ صفحه باشه و بیشتر نشه، منظور اینکه یاوه گویی نکنید. یه مختصری از مهمترین کار‌هایی که تو هر شرکت انجام دادید و دستاورد شما بوده رو بنویسید. اما دقت کنید که مرتبط با نیازهای مطرح شده در آگهی باشه.بعد از اینکه این مراحل رو رفتین میتونید امیدوار باشید که به شما ایمیل بزنن و شما رو به مصاحبه دعوت کنن. مصاحبه اول معمولا با تیم منابع انسانی هست. البته این یه قانون کلی نیست و ممکنه مدیر فنی با شما مصاحبه کنه یا یه مصاحبه کاملا فنی باشه اولین مصاحبه. به هر حال تو مصاحبه با منابع انسانی (همون HR خودمون) از شما میپرسن که مارو میشناسی؟ و خب این قسمت خیلی با ایران فرق داره چون ما تو ایران برامون مهم نیست شرکته چیه کجاس کارش چیه فقط دنبال کار میگردیم اما اینجا باید برای اونا توضیح بدی که چی میدونی از شرکتشو و کارشون و چی بوده که تورو جذب کرده که براشون رزومه بفرستی. خب اینو قبل مصاحبه حتما باید براش آماده شد. معمولا یه کمی از خودشون و کارشون میگن و بعد میخوان که شما خودت رو معرفی کنی. بعدش یکی از سوال‌ها احتمالا اینه که چرا میخای کارتو عوض کنی و چرا میخوای بیای آلمان و با شرایط اینجا آشنایی داری یا نه و ازین دسته سوالا. در آخر هم از شما درباره حقوق درخواستی میپرسن که خب بستگی به شهری که میرید و میزان تخصصتون و پوزیشنی که اپلای کردید قطعا فرق میکنه. ولی یه بازه حداقل بگید.--ویرایش۱: این رو هم بگم تو مصاحبه‌ها راجب چلنج‌هایی که داشتین و حلش کردین ازتون میپرسن و این یکی از بخش‌های مهم مصاحبه هستش. قبلش بهش فکر کنید و یه چلنجی که بتونه با نیازهای اون آگهی هماهنگ باشه پیدا کنید و اون رو بگید. مثلا ممکنه نیاز شرکت بیشتر تو زمینه دیتابیس باشه شما راه حلی که برای حل یه مشکل تو دیتابیس داشتین رو بگید میتونه براشون جذاب باشه ادامه ماجرا برای هر شرکت فرق میکنه و ممکنه تست بفرستن انجام بدید و براشون تو گیت‌هاب بزارید، یا ممکنه تو سایت‌هایی مثل هکررنک بهتون تست زماندار بدن و بخوان حل کنید. من تو یه مصاحبه ازم خواستن اسکرین رو شیر کنم و سوالی که بهم نشون دادن همون لحظه حل کنم و کد بزنم. برای همین اصلا قانون یکسانی وجود نداره و هر شرکتی روند خودش رو داره. اینو در نظر بگیرید که اگر به مصاحبه دعوت شدید تا زمانی که ایمیل مبنی بر ریجکت دریافت نکردید شما هنوز از گزینه‌هاشون حذف نشدید و امیدوار باشید. آلمانی‌ها بسیار آرام و با حوصله کار میکنن و حتما بهتون خبر میدن اگر رد شده باشید.کار پیدا کردن میزان کمی به شانس و میزان زیادی به مهارت معرفی خودتون بستگی داره و البته تخصص. پرزنت کردن یا معرفی کردن خودمون به نظر من یه مهارته، من شخصا این مهارت رو زیاد ندارم، ولی وقتی برای یک نفر تو یه کشور دیگه میخوای خودت رو معرفی کنی اختلافات فرهنگی هم به چشم میاد، ممکنه تو ایران یه حرفایی خوب باشه ولی اینجا نباشه. چیز‌هایی که خیلی مهمه تو آلمان اینه که دروغ نگید چون باید همه حرف‌هاتون رو بتونید ثابت کنید. مثلا خیلی‌ها ممکنه بگن اگه آدرس و شماره تلفن آلمان بزنی تو رزومه‌ت باهات تماس میگیرن چون ایرانه آدرست تماس نمیگیرن. این تا حدودی میتونه درست باشه چون همه شرکت‌ها امکان ویزا اسپانسر شدن ندارن، اما از طرفی شما واقعا تو آلمان نیستین پس اگر آدرس رو بنویسی آلمان یا تلفن آلمان بدی به نظر اون‌ها شما یک شخص دروغگو هستید و احتمال اینکه به شما کار رو بدن، حتی اگر نیاز داشته باشن بهتون، کم میشه.--ویرایش۲: موقع مصاحبه ممکنه از شما بخوان با نرم افزاری مصاحبه رو انجام بدید که تو ایران فیلتره یا از طرف امریکا تحریمه یا ازتون بپرسن با فلان سرویس کار کردی که به دلیل تحریم امکان دسترسی بهش از ایران وجود نداره. نه اعتماد به نفستون رو از دست بدید و نه دروغ بگید. خیلی راحت میتونید بگید به خاطر تحریم‌های امریکا ما دسترسی نداریم که بتونیم کار کنیم باهاش اما در موردش فلان اطلاعات رو دارم.اگر سوالی بود بپرسید سعی میکنم اگر بدونم جواب بدم یا اگر موضوعی جا افتاده بهم بگید اگر بدونم اضافه میکنم** این پست آپدیت میشه، و قسمت آپدیت شده رو با --ویرایش مشخص میکنم که کسانی که میخوان بخونن فقط آپدیت ها رو ببینن</description>
                <category>ava</category>
                <author>ava</author>
                <pubDate>Sun, 01 Dec 2019 23:41:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقشه راه فرانتند دولوپر‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/coderlife/%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%88%D9%BE%D8%B1%D9%87%D8%A7-iyxwfzbcyvac</link>
                <description>در ادامه پست قبلی، که «میخوام برنامه‌نویس بشم» بود، نقشه‌های راه را جدا کردم و در دو پست جداگانه مینویسم تا خواندن آن برای خواننده و ویرایش آن‌ها برای خودم راحت‌تر باشد.در این پست مسیر فرانتندی‌ها را مرور میکنیم.خب بریم سراغ فراتند. HTML رو که گفتیم پایه و اساسه و بکندی‌ها هم بلد باشن. برای شروع فرانتند حتما باید CSS رو بلد باشین و جاواسکریپت هم باید بدونین. جاواسکریپت در ادامه مسیر بسیار مهمه پس باید پایه‌ای یاد بگیرید. DOM و ایجاد تغییرات در اون رو باید یاد بگیرید و گرفتن API یا AJAX رو هم بدونید. ES6 برای ادامه مسیر مهم است و بهتره که همین اول یاد بگیرید. استفاده از یک PackageManager مانند npm یا yarn را باید بدانید و یکی از پیش پردازنده‌های CSS یا همون CSS Pre-processors رو باید یادبگیرید، مانند SASS یا LESS. از بین فریم ورک‌های CSS هم یکی را یاد بگیرید مانند Bootstrap یا Semantic UI البته بوتسترپ پر طرفدارتر است از ابزارها، کار کردن با یکی از task runner ها مانند gulp  و یک Module Bundler مانند Webpack را یاد بگیرید، و همچنین از Linters and Formatters استفاده کنید.بعد از این‌ها باید یکی از فریم‌ورک‌ها را انتخاب کنید. ReactJs, AngularJs, VueJs. در حال حاضر همه این‌ها پرطرفدار هستند و بهتره از تو سایت‌های کاریابی ببینید که کدوم بیشتر مورد استقبال شرکت‌ها هست. در ادامه برای اینکه حرفه‌ای باشید، باید بتونید برای کدتون تست بنویسید. Unit Test, Functional Test, Integration Test تست‌هایی است که باید یاد بگیرید بنویسید.در این مرحله شما یک فرانتند دولوپر هستید. البته که میتونید تو حوزه‌های موبایل اپلیکیشن وارد بشید و مثلا react Native کار کنید یا server side rendering انجام بدید.مثال‌هایی که از ابزار‌ها یا فریم‌ورک‌ها آورده شده، مطمعنا جایگزین‌های دیگری هم دارند در اینجا من فقط سعی کردم از معروف‌ترین‌ها نام ببرم.پ.ن۱. من سعی میکنم در روز‌های آینده لینک‌های آموزشی در هر بخش را هم به پست اضافه کنم.پ.ن.۲. من خودم فرانتند دولوپر نیستم برای همین دقیق از همه این بخش‌ها خبر ندارم، اما بیشتر مطالعه میکنم و پست را تکمیل تر خواهم کرد.</description>
                <category>ava</category>
                <author>ava</author>
                <pubDate>Fri, 23 Aug 2019 02:12:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقشه راه بکند دولوپر‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@ava/%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%DA%A9%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%88%D9%BE%D8%B1%D9%87%D8%A7-husrxyr4kcum</link>
                <description>در ادامه پست قبلی که «میخوام برنامه‌نویس بشم» بود، نقشه‌های راه را جدا کردم و در دو پست جداگانه مینویسم تا خواندن آن برای خواننده و ویرایش آن‌ها برای خودم راحت‌تر باشد.در این پست مسیر بکندی‌ها را مرور میکنیم.اول یک زبان انتخاب کنید. چه زبانی انتخاب کنیم؟ میتونید یه زبان اسکریپتی انتخاب کنید مثل: PHP, Ruby, Python یا یک زبان فانکشنال مثل Scala یا انتخاب‌های دیگه‌ای مثل Go, Java, .Net, Rust. آیا برای همه این زبان‌ها کار هست؟ بله حتما هست. میتونید یه سرچ تو سایت جابینجا یا کارلیب بزنید و ببینید کدوما تو ایران بیشتر رو بورسن یا اگه قصد مهاجرت دارید تو سایت‌هایی مثل لینکدین یا indeed سرچ کنید. اگر رنج حقوق هم براتون مهمه برای شرکتای خارجی میتونید تو سایت glassdoor میانگین حقوق‌ها رو هم ببینید. البته پیشنهادی که میکنن بزرگان امر، این هست که اول از زبان‌های اسکریپتی شروع کنید و بعد سراغ بقیه زبان‌ها برید. روی زبانی که انتخاب کردید وقت بزارید و سعی کنید تمرین کنید باهاش. در کنار یادگیری زبان باید یک packageManager هم بتونید استفاده کنید. مثلا برای PHP از Composer، برای روبی از Gem استفاده میشود. زمانی که تمرین میکنید سعی کنید استاندارد‌های اون زبان رو هم یادبگیرید، مانند PSRs برای PHP. اینجوری عادت به نوشتن کد‌های خوب میکنید. همچنین برای حل هر مشکلی و نوشتن هر کدی best practice اون رو سرچ کنید. شما یه خط کد رو به شکل‌هایی مختلف ممکنه بتونید بنویسید ولی باید ببینید که افراد حرفه‌ای اون رو چجوری مینویسن و در اصلاح best practice اون چیه.بعد از اینکه زبان رو خوب یاد گرفتین باید بتونین برای اون زبان تست بنویسید. بعد از اینکه انواع تست رو یادگرفتین و تونستین برنامه‌هاتون رو با تست بنویسین باید یک دیتابیس یاد بگیرین بهترین حالت اینه که از یک دیتابیس رابطه‌ای شروع کنید. باز هم در اینجا بزرگان پیشنهاد میدن که با MySql شروع کنید. چون با اکثر زبان‌ها سازگاره و با یادگیری اون میتونید بقیه دیتابیس‌های رابطه‌ای رو راحت یادبگیرید.حالا میتونید یه اپلیکیشن کوچیک برای خودتون بنویسید که CRUD داشته باشه یعنی بشه از طریق اون یه سطر در دیتابیس درج کرد و ویرایش کرد یا پاک کرد و یا نمایش داد. برای شروع یک اپلیکیشن وبلاگ ساده‌ترین و بهترین اپلیکیشن برای یادگیری هست. چون از انواع مختلف رابطه در آن استفاده میشه.بعد از اینکه یک اپلیکیشن ایجاد کردین و دیتابیس و زبان رو خوب یاد گرفتین وقت انتخاب یک فریم‌ورک برای کار کردنه. مثلا برای PHP فریم‌ورک‌هایی مثل laravel یا symfony بسیار پرطرفدار هستند. تا اینجا شما یک بکند کار هستین که بهتره یه چیز‌هایی مثل caching, REST APIs, Web Servers رو هم بشناسه.البته به این موضوع دقت داشته باشید که مثال‌ها برای Package Manager یا فریم ورک، برای PHP مثال آورده‌شده، اما شما بسته به زبانی که انتخاب میکنید فریم‌ورک‌های متفاوتی وجود دارد که میتوانید انتخاب کنید و این‌ها صرفا مثال‌های برای آشنایی هستند.پ.ن. من سعی میکنم در روز‌های آیند این پست را تکمیل کنم و منابع آموزشی در هر بخش معرفی کنم.</description>
                <category>ava</category>
                <author>ava</author>
                <pubDate>Fri, 23 Aug 2019 01:59:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میخوام برنامه نویس بشم</title>
                <link>https://virgool.io/@ava/%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%A8%D8%B4%D9%85-boqwgzv4tg0e</link>
                <description>چقدر خوب آفرین! وقتی یکی به من میگه میخوام برنامه‌نویس بشم تنها جوابی که به ذهنم میاد همینه. اما معمولا سوال بعدی اینه که چه زبانی بخونم؟ و جواب من اینه هرچی دوست داری. یا سوال اینه که کدوم زبان همه بهتره و خفن‌تره که در اینصورت میگم نمیدونم همه شون خوبن دیگه.شاید به نظر کسی که ازم سوال پرسیده من آدم مغروری باشم که از روی کبر و غرور این جواب رو میدم ولی واقعیت همینه. با هر زبانی میشه برنامه نویس شد. هیچ زبانی بهتر نیست. کلا هیچوقت هیچ چیزی بهتر نیست این بستگی به این داره که ازش چه استفاده‌ای میکنید. من PHP کار میکنم خب قطعا با سینتکسش آشناترم و برام راحت‌تره استفاده ازش، اما این دلیل نمیشه بگم جاوا بده یا سی خوب نیست!خلاصه بعد از خوندن سوالای دوستان جوان‌ترم (خودمم هنوز جوانم) تصمیم گرفتم یه متن فارسی بنویسم برای کسایی که میخوان برنامه نویس بشن، البته برنامه نویس وب. برای کسایی که میخوان برنامه نویس غیر وب بشن پیشنهاد میدم گوگل کنن، حتما یه نفر یه جای دنیا یه نقشه راه براشون نوشته.سوال اول اینه من میخوام برنامه نویسی وب انجام بدم از کجا شروع کنم؟نکته خیلی خیلی مهم اینه که اگر میخواید تو این حوزه کار کنید سوال پرسیدن از بقیه رو رها کنید و با گوگل دوست بشید. همین سوال رو اگر تو گوگل بپرسید قطعا جواب‌های بهتری میگیرید تا تو یه گروه تلگرام.سوال دوم کار برا برنامه نویسی هست؟شما تو هرکاری حرفه‌ای باشی برات کار هست. اگر یه نانوا هستی بهترین نانوا باشی همیشه همه جا برات کار هست. یه آشپز حرفه‌ای همیشه میتونه یه جایی کار پیدا کنه یا حتی رستوران خودش رو بزنه. مهم نیست کارت چیه اگر کارت رو حرفه‌ای بلد باشی همیشه همه جا برات کار هست. برای برنامه نویس هم اگر حرفه‌ای باشه کار هست.خب برگردیم به سوال اول، یک نفر میخواد برنامه نویس وب بشه و میخواد بدونه از کجا شروع کنه. اول از همه باید بدونین که تو سال ۲۰۱۹ وب دولوپرها تو سه شاخه فعالیت میکنن، frontend, backend, devOps. بکندی‌ها برنامه مینویسن با دیتابیس و سرور سر و کار دارند و در واقعا برنامه ای که اطلاعات رو میگیره و پردازش میکنه و به کاربر تحویل میده رو انجام میدن. فرانتندی‌ها رو ظاهر سایت می‌کنن در واقع چیزی که کاربر نهایی میبینه و باهاش کار میکنه. DevOps ها برنامه‌های تولید شده رو به دست مشتری تو کوتاهترین زمان میرسونن. البته دوآپس یک اصطلاح تقریبا جدید هست که از سال ۲۰۰۹ بوجود آمده.شاید اولش که چیزی از کار واقعی این گروه‌ها نمیدونین نتونین تشخیص بدین که کدوم رو بیشتر دوست دارین و تو کدوم شاخه دوست دارین وارد بشین. هیچ اشکالی نداره میتونین یه اطلاعات سطحی تو هر کدوم از این حوزه‌ها داشته باشین و یه کمی ازش یاد بگیرین، چون بالاخره مهم هست که بدونین تیم کناری داره چه کاری انجام میده و خیلی از مواقع حتی مجبورین باهاشون همکاری کنین و باهم پروژه رو جلو ببرین. اینجوری نیست که شاخه‌ها صد در صد از هم جدا باشند ولی خب یه فرانتند دولوپر حرفه‌ای نیاز نیست که بکند دولوپر حرفه‌ای هم باشه، اگرم بود که چه بهتر.خب قدم اول اینکه HTML یاد بگیرید. به هر حال پایه همه سایت‌ها که میبینیم HTML هست. HTML یک زبان هست، البته نه زبان برنامه نویسی، یک زبان نشانه گذاری هست که مرورگرها میتوانند آن را بخوانند. چه بکند کار باشید و چه فرانتند باید HTML رو بلد باشین. یادمه یه روزی یکی به من گفت یعنی شما همه‌ی تگ‌های HTML رو حفظین؟ گفتم تقریبا آره. واقعیت اینه که قرار نیست از شما امتحان گرفته بشه و بشینید دو روز تگ‌ها رو توی جعبه لایتنر بزارید و با مفهومشون حفظ کنید. کافیه ۱۰ تا صفحه رو بسازید میبینید که دیگه حفظ میشین تگ‌ها رو. به نظر من خوندن و یادگیری HTML کاریه که باید تو یکی دو روز تموم بشه چون کلی چیز دیگه هست که باید برای یادگیریش وقت بزارید. تقدم و تاخری بین یادگیری فرانتند و بکند نیست و میشه هرکدوم رو که دوست دارین اول یاد بگیرید. چون اگر وارد دنیای کار بشید ناخودآگاه با قسمت‌هایی از کار تیم مقابل هم آشنا میشین. من توی دو تا پست در ادامه همین پست، نقشه راه بکند و فرانتند رو مینویسمو البته چه فرانتد و چه بکند دولوپر باشید باید بتونید با گیت کار کنید، قوانین ورژن زدن رو بدونین، کار با ترمینال رو بلد باشین، ساختمان داده و طراحی الگوریتم بدونید، بتونید به سرور ssh وصل بشید و کار کنید و دیزاین پترن‌ها رو بشناسید.  </description>
                <category>ava</category>
                <author>ava</author>
                <pubDate>Fri, 23 Aug 2019 01:48:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عادت‌های خوب داشته باشیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@ava/%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-w50xsmeaqzhm</link>
                <description>کتاب قدرت عادت رو خیلی‌هامون خوندیم(اگر نخوندین بخونین تو اپلیکیشن‌های فیدیبو و طاقچه هم هست) و کتاب خوبی هم هست. یاد گرفتیم که چقدر عادت‌ها مهم هستن، چقدر تو زندگی ما یا حتی جامعه میتونن تاثیر بزارن. کتاب‌های دیگه‌ای هم احتمالا خوندیم یا حداقل اسمشونو تو کتاب فروشی‌ها دیدیم، تو n روز موفق بشید، داستان زندگی آقای x، داستان موفقیت شرکت y و ... .تو همه این داستان‌های موفقیت و کتاب‌های موفقیت یه چیزی مشترکه این که آدمهای موفق عادت‌های خوبی دارن و موفقیت‌هاشون عموما نتیجه این عادت‌های خوبه. یکی از این عادت‌ها عادت به مطالعه است. قطعا آدم‌هایی که مطالعه میکنن ایده‌های بیشتری خواهند داشت و شانس موفقیتشون بیشتره. اونا بیشتر میخونن و بیشتر یاد میگیرن، طرز فکرهای بیشتری رو هم میشناسن و میتونن ایده‌های نابی ارائه بدن. یکی دیگه از عادت‌هاشون ورزش کردنه. تجربه خودم میگه تو روحیه و باز شدن ذهن تاثیر فوق‌العاده‌ای داره.بیشتر ما تو کانال‌ها و گروه‌های تلگرام یا صفحه‌های اینستاگرام هرروز جملات خیلی زیبایی میبینیم و میخونیم  و گاهی لایک میکنیم. اما چقدر به چیز‌هایی که میگیم یا لایک میکنیم عمل میکنیم؟ همه میدونیم ورزش کردن برای سلامتی مفیده اما همیشه از شنبه میریم باشگاه و شنبه چون خیلی کار کردیم و خسته‌ایم از شنبه بعد میریم! همه میدونیم مطالعه خیلی مهمه و عادتیه که باید داشته باشیم اما همیشه کارهایی با اولویت بالاتر داریم مثلا تعریف اتفاقات امروز برای دوستامون!همه نه ولی حداقل بیشترمون خیلی چیزها رو میدونیم ولی دریغ از ذره‌ای عمل(مثل زنبور بی عسل). تغییر عادت‌ها سخته و با هیچ اپلیکیشن یا فهرست کردن تسک‌های روزانه نمیتونیم عادت‌ها رو تغییر بدیم یا عادت جدید جایگزین کنیم مگر اینکه تصمیم بگیریم و عمل کنیم. مثلا تصمیم بگیریم تا ۲۰ صفحه کتاب نخوندیم نریم تو اینستاگرام، و بهش عمل کنیم! اینجوری هر بار میخوای اینستاگرام رو بازکنی یادت میافته که امروز ۲۰ صفحه کتابمو نخوندم پس به جای اینستاگرام، کتابت رو باز میکنی و میخونی. تصمیم بگیریم هربار از پشت میز بلند میشیم سر کار اول آب بنوشیم بعد کاری که داشتیم رو انجام بدیم. هر عادت خوبی رو گره بزنیم به عادت‌هایی که داریم بعد یه مدت عادت جدید تبدیل به یه عادت همیشگی میشه. ولی مهمترین بخشش و البته بخشی که سخته اینه که بهش عمل کنیم.تصمیم گرفتن راحته، من تصمیم میگیرم فردا درس بخونم ولی این تصمیم گیری نمره‌ای برای من نمیاره من باید به تصمیمم عمل کنم و درس بخونم، متاسفانه ما فقط تصمیم کبری رو تو مدرسه خوندیم ولی عمل به تصمیم رو تو کتابمون ننوشته بودن.</description>
                <category>ava</category>
                <author>ava</author>
                <pubDate>Fri, 04 Jan 2019 23:59:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهاجرت کنیم یا نه؟</title>
                <link>https://virgool.io/applymag/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87-ydnuxivdfy9w</link>
                <description>دیروز تو دانشگاه سر کلاس سیگنال بحثی مطرح شد. یکی از دانشجوها پرسید استاد نظرتون چیه درباره اینکه ایران بمونیم یا با وضعیتی که هست مهاجرت کنیم؟استاد جواب قاطعی داشت. ما نمیتونیم مهاجرت کنیم، مهاجرت سخته و غم غربت داره. باید بمونیم و کشور رو بسازیم.یادم افتاد پارسال با تعدادی از دوستام دور هم جمع شده بودیم بعد از حدود ۶ ماه. یکی از بچه ها از فرنگ برگشته بود. برگشتن که نه اومده بود تو تعطیلاتش به خانواده سر بزنه. منم یک بار رفتم و برگشتم و با غم غربت آشنام. این دوستم که اومده بود با هم حرف می‌زدیم و به یه جمله یکسان رسیدیم. اکثر ما وقتی میخواهیم مهاجرت کنیم انقدر درگیر کارای مهاجرت و ترجمه و ویزا و سفارت میشیم که یادمون میره اینجا بهش فکر کنیم که برای چی میخواهیم بریم؟ وقتی اونجا میرسیم اولین جمله‌ای که با خومون میگیم اینه که آیا کار درستی کردم؟ باید میومدم؟ خانواده‌م چی؟ دل کندن از اون همه دلبستگی درست بود؟ اینجا قراره چی گیرم بیاد؟ و هزاران هزار فکر از این دست.شاید من اگر به جای استادم جواب میدادم اینجوری میگفتم.بشین و با خودت فکر کن برای چی میخوای بری؟ اونجا غم غربت هست ولی بستگی به خودت داره که میتونی تحملش کنی یا نه؟ اونجا برات فرش قرمز پهن نکردن، کسی هم دم در منتظر نیست تو بری و بگن بیا اینجا با حقوق nهزار یورو در ماه کار کن. اونجا هم سختی خودش رو داره. دوری از خانواده و دوستان یک طرف، فرهنگی که هیچ آشنایی باهاش نداری طرف دیگه. و آدمایی که همیشه تورو یک خارجی میبینن اما اگر تو برای کشور اون‌ها فایده داشته باشی، مالیات پرداخت کنی، کار کنی و قوانین کشورشون رو مثل خودشون رعایت کنی به تو احترام میزارن.اگر فکر میکنی اینجا کار پیدا نمیکنی پس آینده‌ای نداری بدون اونجا باید خیلی بهتر باشی تا کار رو به جای هموطنشون بدن به تو. اگر اینجا نمیتونی کاری برای آینده‌ت بکنی مطمئن باش اونجا هم نمیتونی.آپدیت سال ۹۸فکر کنم دوسالی از روزی که این پست رو نوشتم میگذره، این روزهای اخیر به دلیل قطعی اینترنت و هزارتا مشکل دیگه که من نیستم و از نزدیک نمیبینم پس نمیتونم حرفی ازش بزنم، همه میخوان که مهاجرت کنن. حالا نگیم همه ولی گروه زیادی که امید به موندن و ساختن وطن داشتن امیدشون رو از دست دادن و میخوان مهاجرت کنن. مهاجرت بد نیست، ولی سخته خیلی هم سخته. بدون برنامه ریزی و فقط یه جوری بریم نمیشه. چون تا وقتی آدم ایرانه میگه فقط میخوام برم راحت شم! ولی وقتی میاد میبینه اینجا یه جور دیگه‌س. نمیتونی بگی حالا بریم ببینیم چی پیش میاد. باید بدونی میخوای چیکار کنی.آپدیت سال ۹۹دوباره موضوع مهاجرت داغ شده، با هر مساله‌ای که پیش میاد یه موج جدید مهاجرت هم شروع میشه. تا اینجا که ۷ ماهه خارج از ایران زندگی میکنم راضیم ولی باز هم میخوام بگم اینجا سخته کنار اومدن با شرایط ولی اگر بخوای میشه باهاش کنار بیای، نشدنی نیست، مهاجرت کردن و ویزا گرفتن کار سختی نیست یه سری مدارک میخواد و اگر بخوای کاری مهاجرت کنی قطعا تخصص و مهارت و اگر دانشجویی باشه انرژی کافی برای درس خوندن. قسمت سخت مهاجرت اصلا گرفتن پذیرش و ویزا نیست قسمت سختش دوری از خانواده و سال‌ها خاطره‌س، آشنا شدن با آدم‌های جدید و فرهنگ جدیده. کنار اومدن با تنهایی(البته اگر متاهل باشی این مورد میتونه کمتر باشه یا بیشتر حتی). اگر از من بپرسید میگم مهاجرت خوبه با تمام سختی‌هاش من آرامش اینجا رو دوست دارم، اینکه ترس ندارم از اینکه بیمار بشم و میدونم که بیمه‌ای که هرماه کلی پول دارم بابتش میدم تمام هزینه‌های منو پوشش میده، میدونم وقتی دارم مالیات میدم اگر بیکار بشم دولت بهم هزینه زندگیم رو میده و ازم حمایت میکنه تا کار پیدا کنم. میدونم که لپ‌تاپی که میخوام بخرم همیشه ۲۵۰۰ یوروعه پس میتونم پولم رو جمع کنم و بهش برسم و خیلی چیز‌های دیگه که بهم کمک میکنه بتونم برای زندگیم و آینده برنامه‌ریزی کنم. چیزی که ایران نداشتم. ایران زندگی پر از وسیله و راحت‌تری رو داشتم اما اینجا آرامشم بیشتره. </description>
                <category>ava</category>
                <author>ava</author>
                <pubDate>Fri, 13 Apr 2018 22:11:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هدف‌ها و برنامه‌هامون در سال جدید</title>
                <link>https://virgool.io/@ava/%D9%87%D8%AF%D9%81-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-h35iwi5fhaqq</link>
                <description>من سال‌ها درگیر موضوعی به نام برنامه‌ریزی بودم. همیشه همه میگن باید برای زندگی، کار، درس، کنکور و کلا همه چی برنامه‌ریزی کنید. ولی هیچوقت هیچکس نمیگه چجوری برنامه ریزی کن.من یادمه دبیرستان که بودم معلما و مشاورا میگفتن برنامه‌ریزی کنید و برنامه‌ای که میدادن این بود که شب ساعت ۱۰ بخوابید صبح ساعت ۶ بیدار بشید ساعت ۷ مدرسه باشید تا ساعت ۱ بعد از ظهر و بعدش که میرید خونه ۱ ساعت استراحت کنید و از ساعت ۲ درس بخونید اینجوری تا ۱۰ شب شما ۸ ساعت زمان مطالعه دارید پس یه فصل از درس فیزیک بخونید، تستای انتگرال بزنید، سه درس دینی بخونید و ...این واقعا برنامه است؟ آدم‌ها نیاز به غذا خوردن، بیرون رفتن، حمام رفتن حرف زدن با بقیه و ... ندارن؟ اینجوری بود که از اول به ما گفتن آدمای موفق با برنامه‌ریزی موفق شدن ولی نگفتن برنامه چیه؟ هدف چیه؟ برنامه‌ریزی برای رسیدن به هدف چیه؟برنامه‌ریزی نوشتن آرزوها نیست. نوشتن کارهاییه که باید انجام بدیم اونم به نحوی که بدونیم واقعا انجام میشه. برنامه‌ریزی همیشه برای رسیدن به یک هدف انجام میشه پس اول باید ببینیم هدفمون چیه؟ من میخوام برم خارج، خب این چه هدفیه؟ کجا میخوای بری؟ کی میخوای بری؟ چرا میخوای بری؟ چجوری میخای بری؟ اینها سوالاییه که باید برای همه‌اش جواب داشته باشی. برای هر هدفی باید دلیل، زمان، مکان، و کیفیت انجام مشخص باشه. من می‌خوام مدرک آیلتس بگیرم، کی نیاز به مدرکش داری؟ چه نمره‌ای میخوای بگیری؟ چرا میخوای آیلتس بگیری؟ و البته جواب‌هایی مثل خب آدم باید داشته مدرکشو دیگه، اصلا جواب قابل قبولی نیست. دقیقا مثل زمانیه که میریم دانشگاه و میگیم خب همه باید لیسانس داشته باشن دیگه، در صورتی که داشتن یا نداشتن لیسانس تو زندگی بیشترمون واقعا نقشی نداره.بعد از اینکه هدفمون مشخص شد با توجه به زمان و شناختی که از خودمون داریم و محدودیت‌هامون باید برنامه‌ریزی کنیم. برنامه‌ریزی باید منطقی باشه. شبیه مسابقه نیست که هرکی بیشتر بنویسه تو برنامه‌اش برنده‌ست. مثلا آدمی که هرروز صب ساعت ۱۰ از خواب بیدار میشه نمیتونه برنامه ریزی کنه از فردا ساعت ۸ تا ۱۰ میره پیاده روی یا میشینه زبان میخونه. حتما بعد از ۱۰ روز خسته میشه و میزاره کنار برنامه رو. تغییر عادت‌ها داستان دیگه‌ای داره که نباید با برنامه‌ریزی اشتباه بگیریمش.همیشه توی یک ماه یکی دو روز هست که حال نداریم، خسته‌ایم، دوستمون میگه میای بریم فلان جا، خانواده مهمونی پیش‌بینی نشده ترتیب میدن و هزار یک مشکل دیگه. پس موقع برنامه‌ریزی باید یک کم فضای خالی تو برنامه‌مون بزاریم که وقتی یه اتفاق پیش‌بینی نشده افتاد نگیم خب دیگه برنامه‌م خراب شد و از ماه دیگه، از شنبه، از سال دیگه شروع میکنم.نکته آخر اینکه هدف و برنامه رو ننویسیم و بزاریم تو صندوق که یک وقت کسی نبینه. برنامه و هدفمون رو باید دائما به خودمون یادآوری کنیم. اگه بنویسیم و بزاریمش تو صندوق اسمش دیگه برنامه و هدف نیست. یک یادگاری از روزهای جوانیه. حتی اگه امکانش رو داریم با یک نفر دیگه درمیون بزاریم، همیشه آدما جلوی بقیه حتی اگه صمیمی‌ترین دوستشون باشه یک کم رودرواسی دارن و بیشتر برای رسیدن به چیزی که با بقیه در میون گذاشتن تلاش میکنن.</description>
                <category>ava</category>
                <author>ava</author>
                <pubDate>Fri, 06 Apr 2018 17:21:12 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>