<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های avangard</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@avangard</link>
        <description>نوشتن توانایی بی­‌انتهای بشریت و ادبیات عجیب‌­ترین دستاورد این توانایی است. کتاب جلوه­‌گاه دیرینه آن و خواندن دریچه­‌ای به بی‌نهایت دانش.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 22:20:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/254287/avatar/97tVzC.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>avangard</title>
            <link>https://virgool.io/@avangard</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کتاب، پنجره‌ای رو به جهان اندیشه‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@avangard/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7-ecwbvh5hhxpe</link>
                <description>آوانگارد معرفی، بررسی خرید کتاب | avangard.irدر روزگار سرعت و شبکه‌های اجتماعی، شاید کتاب خواندن عجیب یا حتی عقب‌مانده به نظر برسد. اما هنوز کتاب‌ها همان پنجره‌هایی هستند که دنیای درون و بیرون را برایمان روشن می‌کنند. کتاب نه فقط ابزار سرگرمی، بلکه تمرینی است برای اندیشیدن، مکث کردن و بهتر زیستن. در این گزارش، به معرفی سه اثر قابل‌تأمل از سایت آوانگارد می‌پردازیم که هر یک دریچه‌ای رو به جهانی متفاوت به رویمان می‌گشاید.روایت مایکل مارشال از نظریه‌های سرنوشت‌ساز کتاب در پی پیدایش نوشته مایکل مارشال، پاسخی است به یکی از بنیادی‌ترین سؤالات بشر است:  حیات چگونه بر روی زمین آغاز شد؟ مارشال در این کتاب با نثری جذاب، خواننده را به یک قرن تلاش علمی هدایت می‌کند، از اولین گمانه‌زنی‌های پس از داروین تا آزمایش‌های پیشرفته امروزی. این اثر صرفاً یک گزارش علمی نیست؛ بلکه پرتره‌ای است از نابغه‌ها و دیوانه‌هایی که با شور و شوقی بی‌وقفه، گاه با رقابت‌های شدید و نبوغی خیره‌کننده، عمر خود را صرف کشف راز خاستگاه حیات کردند و چگونگی تکامل این ایده‌ها را در طول تاریخ نشان می‌دهد.کتاب در پی پیدایش با ترجمه کاوه فیض اللهی که توسط نشر نو منتشر شده است یک مرجع عالی برای درک مسیر پرفراز و نشیب علم در پاسخ به معمای آفرینش است، که تمام جنبه‌های انسانی و علمی این جستجو را در بر می‌گیرد. مارشال با دقت، مفاهیم پیچیده علمی را برای مخاطب خود روشن می‌سازد و به او اجازه می‌دهد تا درک کند که چگونه کشف ساختار DNA، تئوری تکامل و تحقیقات شیمیایی مدرن، همگی به طور موازی به حل این پازل بزرگ کمک کرده‌اند. کتاب در پی پیدایش نه تنها تاریخچه علمی جستجوی منشأ حیات را ارائه می‌دهد، بلکه تصویری امیدوارکننده از وضعیت کنونی تحقیقات را ترسیم می‌کند و نشان می‌دهد که جامعه علمی شاید بیش از هر زمان دیگری به کشف سرنوشت‌ساز آغاز حیات نزدیک شده است.بازخوانی سنت لیبرال در قرن بیستمکتاب لیبرالیسم در روزگار ظلمت سیره‌ی لیبرال در قرن بیستم اثر جاشوا اِل. چرنیس، با ترجمه احسان سنایی اردکانی که توسط نشر مرکز منتشر شده است دفاعی متقاعدکننده از سنت لیبرال است که آن را نه مجموعه‌ای خشک از سیاست‌ها یا نهادها، بلکه به مثابه یک منش اخلاقی در نظر می‌گیرد. چرنیس استدلال می‌کند که در مواجهه با چالش‌های رادیکال و اقتدارگرایانه‌ی قرن بیستم، مانند فاشیسم و کمونیسم، آنچه لیبرال‌ها را متمایز کرد، نه صرفاً ایدئولوژی آن‌ها، بلکه یک حالت روحی معتدل بود که با مفاهیمی چون بردباری در برابر عدم قطعیت، پذیرش پیچیدگی‌ها و مقاومت فعال در برابر بی‌رحمی تعریف می‌شود. نویسنده با تمرکز بر این بُعد اخلاقی، لیبرالیسم را یک سبک زندگی سیاسی می‌داند که هدف آن محدود کردن قدرت و حفظ حوزه‌ی خصوصی در برابر تمایلات تمامیت‌خواه است.چرنیس برای اثبات دیدگاه خود، به سیره‌ی فکری و عملی پنج متفکر برجسته لیبرال قرن بیستم مانند مارکس وبر و آیزا برلین می‌پردازد . این بخش‌های تحلیلی نشان می‌دهند که چگونه هر یک از این اندیشمندان، در مواجهه با وسوسه‌ی مطلق‌گرایی و آرمان‌شهری، بر ارزش‌های کلیدی لیبرال از جمله تواضع فکری و واقع‌گرایی اخلاقی تأکید کردند. این کتاب نه تنها یک اثر تاریخی درباره اندیشه سیاسی قرن گذشته است، بلکه یک فراخوان به‌هنگام برای بازیابی و پرورش این منش لیبرال معتدل در روزگار کنونی محسوب می‌شود که همچنان با چالش‌های پوپولیسم و اقتدارگرایی دست و پنجه نرم می‌کند.کتابی برای حرفه‌ای شدن در خلق هویت بصریکتاب طراحی نشان، سفارش تا ارائه اثر ستاره ملک خویان که توسط نشر نظر منتشر شده، یک راهنمای جامع و عملی برای طراحان گرافیک و علاقه‌مندان به حوزه طراحی لوگو (نشان) است. این کتاب با رویکردی گام به گام، تمام مراحل طراحی یک نشان کاربردی را پوشش می‌دهد؛ از درک و تعریف هویت برند تا اجرای فنی و اصول بصری. نویسنده با بهره‌گیری از تجربه طولانی خود، مفاهیم پیچیده را به زبان ساده و کاربردی بیان کرده و کتاب را به منبعی ارزشمند برای یادگیری اصول ترکیب‌بندی، استفاده از نمادها و رنگ‌ها در خلق یک نشان اثرگذار تبدیل می‌کند. ساختار منظم و مرحله‌ای کتاب، آن را به ابزاری مفید برای سازماندهی فرآیند کاری طراحان در مواجهه با سفارش‌های گوناگون بدل ساخته است.این اثر نه تنها به فرآیند خلق بصری می‌پردازد، بلکه جنبه‌های حیاتی مانند ارائه حرفه‌ای طرح نهایی به کارفرما را نیز مورد تأکید قرار می‌دهد. کتاب طراحی نشان، سفارش تا ارائه منبعی است که به طراحان کمک می‌کند تا از ایده خام به یک طرح نهایی و موفق دست یابند. استفاده از نمونه‌های الهام‌بخش از آثار طراحان مطرح ایرانی و بین‌المللی در کنار نکات آموزشی، اعتبار کتاب را افزایش داده و آن را به یک مرجع ضروری برای کسانی تبدیل می‌کند که می‌خواهند فراتر از یک تصویر ساده، یک هویت بصری ماندگار خلق کنند.آیینه‌هایی برای تماشای زندگی سه پیشنهاد خواندنی از آوانگارددر جهانی که سرعت جای معنا را گرفته، کتاب شاید تنها رسانه‌ای باشد که هنوز مخاطب را به مکث وادار می‌کند. کتاب‌ها ما را به درون خودمان می‌برند، به تأمل درباره‌ زندگی، گذشته، عشق و حتی جنگ. در ادامه، سه اثر از مجموعه‌ی غنی سایت آوانگارد را معرفی می‌کنیم که هر کدام آیینه‌ای از زیستن‌اند. شمارا دعوت میکنم به مطالعه این متن با ما .کتاب رومولا شاهکار تازه منتشرشده از جورج الیوتکتاب رومولا اثر جورج الیوت و با ترجمه رضا رضایی از نشر نی یک رمان تاریخی روان‌شناختی ماندگار است که در بستر پرالتهاب فلورانس در اواخر قرن پانزدهم یعنی دوره رنسانس می‌گذرد.این کتاب داستان رومولا دِ باردی، دختری آرمان‌گرا و وظیفه‌شناس و همسرش، تیتو مِلِما، جوانی باهوش و فرصت‌طلب را روایت می‌کند. الیوت به‌طور استادانه‌ای تحول رمانتیک رومولا را در مواجهه با خیانت‌های تدریجی همسرش و آشفتگی سیاسی شهر دنبال می‌کند.رومولا یک تحلیل دردناک از فروپاشی اخلاقی یک فرد در مقابل بیداری وجدان و رستگاری دیگری در سایه دغدغه‌هایی چون وظیفه، ایمان و انسانیت است و  به بررسی پرسش‌هایی جاودانه می‌پردازد: در زمانه‌ی آشوب و تغییر، چگونه می‌توان درست زیست؟ آیا ایمان و خرد می‌توانند هم‌زیست باشند؟ رمان رومولا پاسخی ساده نمی‌دهد، بلکه خواننده را به تأملی صبورانه درباره‌ی وجدان، قدرت و مسئولیت فرا می‌خواند.خواندن این کتاب برای علاقه‌مندان به ادبیات کلاسیک و رمان‌های تاریخی تجربه‌ای لذت‌بخش خواهد بود. کتاب نگاهبان او  برنده گنکور ۲۰۲۳کتاب نگاهبان او ، که شاهکار ژان باتیست آندره آ و برنده جایزه گنکور ۲۰۲۳ است، با ترجمه آسوله مرادی از نشر نیلوفر، اثری حماسی و رمانتیک است که در بستر ایتالیای پرتلاطم قرن بیستم روایت می‌شود. داستان، حول محور عشق پرشور و البته ممنوعه میان یک هنرمند مجسمه‌ساز نابغه از طبقه فقیر و یک زن جوان جسور و سرکش از خاندان اشرافی می‌چرخد. این روایت پرفراز و نشیب، که عمدتاً در قالب مرور خاطرات هنرمند در بستر مرگ بازگو می‌شود، تقابل دائمی میان طبقات اجتماعی، فشار سیاست‌های فاشیستی و تلاش بی‌وقفه برای خلق زیبایی را به نمایش می‌گذارد.بخش معمایی رمان به واسطه خلق یک مجسمه اسرارآمیز و خارق‌العاده شکل می‌گیرد؛ اثری هنری که قدرتمندان و مقامات مذهبی  را نگران کرده و دستور پنهان‌سازی و دفن آن در مکانی دورافتاده صادر می‌شود. این شاهکار پنهان، نمادی از مبارزه میان آزادی هنر و سلطه قدرت است. نگاهبان اوبا فضای نوستالژیک، توصیفات غنی از فرآیند سنگ‌تراشی و مجسمه‌سازی و داستانی که راز، عشق و تاریخ را درهم می‌آمیزد، دعوتی است به تأمل در باب میراث، ماندگاری عشق و بهایی که هنرمندان برای حقیقت و شور خود می‌پردازند.کتاب نفت روایت فساد و عدالتکتاب نفت در سال ۱۹۲۷ منتشر شد، یکی از برجسته‌ترین آثار آپتون سینکلر، نویسنده و فعال سوسیالیست آمریکایی، به شمار می‌آید که با ترجمه مجید یزدانی توسط نشر چشمه منتشر شده است و به عنوان یک نقد اجتماعی بر دوران شکوفایی صنعت نفت در دهه ۱۹۲۰ کالیفرنیا عمل می‌کند. داستان از طریق چشم‌انداز جیمز آرنولد راس جونیور، با نام مستعار بانی، پسر یک سرمایه‌دار نفتی خودساخته و قدرتمند، روایت می‌شود. بانی که در ناز و نعمت رشد کرده، به تدریج شاهد فساد، تبانی، استثمار کارگران و نفوذ پول در سیاست می‌شود؛ این مشاهدات او را در مقابل ارزش‌های سودمحور پدرش قرار می‌دهد و بانی را به سوی آرمان‌های سوسیالیستی و عدالت اجتماعی سوق می‌دهد. سینکلر تصویری تکان‌دهنده از جنگ طبقاتی پنهان در پشت ثروت‌های کلان و قدرت شرکت‌های نفتی ارائه می‌دهد.این رمان نه تنها یک داستان رشد و بلوغ در مورد کشف فردیت و باورهای سیاسی است، بلکه یک پشت پرده‌نگاری جسورانه از طمع و بی‌اخلاقی نهفته در قلب سرمایه‌داری آمریکایی محسوب می‌شود. نفت به دلیل پرداختن بی‌پرده به مسائل جنجالی زمان خود مانند فساد سیاسی، بهره‌کشی از نیروی کار و مسائل جنسی، در برخی مناطق سانسور و ممنوع شد. با این حال، تأثیر این اثر ماندگار بود و در سال ۲۰۰۷، بخش‌هایی از آن الهام‌بخش ساخت فیلم برنده اسکار خون به پا خواهد شد(There Will Be Blood)  بود، که بر شهرت و اهمیت این نقد قدرتمند سینکلر بر طلای سیاه و تأثیر آن بر روح آمریکایی افزود.اگر هنوز سایت آوانگارد را ندیده‌اید، حالا وقتش است. دنیایی از ادبیات، با نگاهی حرفه‌ای و عاشقانه به کتاب. www.avangard.ir</description>
                <category>avangard</category>
                <author>avangard</author>
                <pubDate>Sat, 13 Dec 2025 14:01:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب سفر به دور اتاقم، نوشتۀ اگزویه دومستر</title>
                <link>https://virgool.io/@avangard/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%82%D9%85-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%DB%80-%D8%A7%DA%AF%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B1-rupipozqmg5g</link>
                <description>کتاب سفر به دور اتاقمبلز پاسکال، دانشمند شهیر فرانسوی قرن شانزدهم، فلاکت بشر را به‌سادگی در یک جمله خلاصه می‌کند. به نظر پاسکال، فلاکت انسان از آنجا ریشه می‌گیرد که دیگر نتواند به تنهایی در یک اتاق بنشیند، آرام گیرد و سکوت کند. اما چه سری در این راز نهفته است؟ که ناتوانی در آن، معادل فلاکت است و بیچارگی. بیش از یک قرن از سخن پاسکال گذشت تا اگزویه دومستر، نویسندۀ فرانسوی، توانست این جمله را در کتاب سفر به دور اتاقم شرح دهد. کتابی که روایت سفر تک‌نفرۀ در اتاقی است، آن هم به مدت ۴۲ روز.ادامه معرفی کتاب سفر به دور اتاقم، نوشتۀ اگزویه دومستر را در آوانگارد بخوانید:https://www.avangard.ir/article/173</description>
                <category>avangard</category>
                <author>avangard</author>
                <pubDate>Sat, 03 Oct 2020 16:45:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصاحبه با هشام مطر دربارۀ کتاب بازگشت</title>
                <link>https://virgool.io/@avangard/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D8%B4%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%80-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-iahi9sqq77uj</link>
                <description>مصاحبه با هشام مطرکتاب بحث‌برانگیز هشام مطر با نام بازگشت اخیراً با ترجمۀ مژده دقیقی به فارسی ترجمه شده است(دقیقی در ترجمۀ فارسی نام روایت بازگشت را بر کتاب گذاشته است). این کتاب رمانی است خودزندگی‌نامه‌ای، از حوادثی که مطر در بازگشت خود به لیبی از سر گذرانده است. او در این گفت‌وگو از منابع الهام خود در کتاب بازگشت سخن می‌گوید:قرارگرفتن نامتان در فهرست برنده‌های جایزۀ ادبی ساموئل جانسون چه حسی دارد؟ادامه مصاحبه با هشام مطر دربارۀ کتاب بازگشت را در آوانگارد بخوانید:https://www.avangard.ir/article/172</description>
                <category>avangard</category>
                <author>avangard</author>
                <pubDate>Wed, 23 Sep 2020 11:22:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به رمان شاه، بی‌بی، سرباز اثر ولادیمیر نابوکوف</title>
                <link>https://virgool.io/@avangard/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%88%DA%A9%D9%88%D9%81-mwce2vc9j9fo</link>
                <description>ولادیمیر نابوکوفطرح داستان شاه، بی‌بی، سرباز بی‌شباهت به رمان باباگوریو نیست. نابوکوف خود دراین‌باره نوشته است: «این طرح داستانی اساساً ناآشنا نیست. راستش می‌ترسم آن دو بزرگوار، بالزاک و درایزر، مرا به تقلید محض متهم کنند، ولی قسم می‌خورم آن زمان خرت‌وپرت‌های مضحکشان را نخوانده بودم». نابوکوف سرگذشت جوانی به نام فرانتس را روایت می‌کند که تمام عمر خود را در شهری کوچک سپری کرده است و حالا در سودای درآوردن سری بین سرها از محیط خود خارج می‌شود و به برلین می‌رود. او در برلین از حمایت‌های یکی از خویشان مادرش بهره می‌برد، مردی میانسال و ثروتمند که با همسر جوان و جذاب خود زندگی می‌کند. فرانتس دلبستۀ همسر این مرد می‌شود و هر روز بیش از پیش سادگی و صداقت خود را از یاد می‌برد. او دنیایی را که در آن بالیده دوست ندارد، گویی در واگن درجه چندم قطاری سوار باشد که مردمان آن سر و شکلی عجیب و ناخوشایند دارند. او به واگن‌های درجه دو و درجه یک می‌رود و بلافاصله حالش جا می‌آید، بهای این تغییر هر چه هم که باشد اهمیتی ندارد: «همین موقع مأمور قطار که می‌گشت و سرکشی می‌کرد از بلاتکلیفی نجاتش داد. فرانتس مابه‌التفاوت داد و بلیتش را یک درجه بالاتر برد. تونل کوتاهی با تاریکی پرسروصدایش گوشش را کر کرد. باز همه‌جا روشن شد اما مأمور قطار غیب شده بود»مروری بر رمان شاه، بی‌بی، سرباز اثر ولادیمیر نابوکوف را در آوانگارد بخوانید.https://www.avangard.ir/article/170</description>
                <category>avangard</category>
                <author>avangard</author>
                <pubDate>Sun, 20 Sep 2020 11:31:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بریده ای از کتاب پسری با پیژامه ی راه راه</title>
                <link>https://virgool.io/@avangard/%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%DA%98%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-fybkpbhhmgcd</link>
                <description>بیشتر روزها ستوانِ جوان بسیار شیک و اتوکشیده ظاهر می‌شد. پوتین‌های مشکی واکس‌زده‌اش همیشه برق می‌زد. موهای بلوند زردش را کج شانه می‌کرد طوری که رد شانه روی موهایش می‌ماند، مثل مزرعه‌ای که آماده‌ی کشت است. همچنین ادکلن زیادی مصرف می‌کرد، بوی ادکلنش از دور حس می‌شد. برونو یاد گرفته بود که در مسیر بادی که از طرف او می‌آید قرار نگیرد وگرنه ممکن بود غش کند.چون صبح شنبه بود و هوا آفتابی بود، ستوان کوتلر چندان مرتب نبود. یک زیرپیراهنی سفید تنش بود که روی شلوار انداخته بود و موهایش نامرتب روی پیشانی ریخته بود. بازوهایش به‌ طرزی باورنکردنی برنزه و عضلانی بود، از آن بازوها که برونو دلش می‌خواست داشته باشد. برونو تعجب کرده بود؛ او امروز خیلی جوان‌تر به‌نظر می‌رسید، درواقع برونو را به یاد پسرهای بزرگ‌تر مدرسه انداخته بود که همیشه از آن‌ها دوری می‌کرد. ستوان کوتلر غرق صحبت با گرتل بود و هرچه می‌گفت حسابی برای گرتل جذاب بود، چون با صدای بلند می‌خندید و موهایش را دور انگشت‌ها حلقه می‌کرد و می‌تاباند.جان بوینhttps://avangard.ir/product/100</description>
                <category>avangard</category>
                <author>avangard</author>
                <pubDate>Sun, 13 Sep 2020 14:39:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مروری بر کتاب شرح زندگانی من نوشتۀ عبدالله مستوفی</title>
                <link>https://virgool.io/@avangard/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%DB%80-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%81%DB%8C-zeecgb80zfz7</link>
                <description>کتاب شرح زندگانی من«از صبح سرمطرب‌‌های دوره‌گرد که در خانه‌ها مي‌آمدند و با صدای بلند تبریک می‌گفتند و از ابزار نوازندگی خود صداهای مقدماتی درمی‌آوردند و دل اهل خانه و به‌خصوص صاحب جشن را به قیلی‌ویلی می‌انداختند باز شد. در خانۀ ما اینها خیلی معطل نمی‌شدند تا صدای دعاشان بلند می‌شد. با اجازۀ مادرم وارد می‌شدند و در گوشۀ حیاط بساط نوازندگی و بازی خود را پهن و سراهل خانه را مشغول می‌کردند. دنبال این دستۀ نوازنده هم بچه‌های کوچه بودند که به آنها هم اجازه داد می‌شد وارد حیاط شوند و تماشا کنند، هر روز یکی دوتا از این بساط‌ها برپا می‌شد. این دسته‌ها عبارت بودند از میمون‌باز و عنترباز و خرس‌باز و بز‌باز که با ضرب تنبک تصنیف‌های معمول زمان را می‌خواندند و حیوان خود را به رقص در می‌آوردند. دستۀ دیگری هم بود که نقاره و دهل و کمانچه داشت، رقاص چهل‌بندپوش هم با این دسته بود که می‌رقصید».ادامه مروری بر کتاب شرح زندگانی من نوشتۀ عبدالله مستوفی را در آوانگارد بخوانید.https://avangard.ir/article/167</description>
                <category>avangard</category>
                <author>avangard</author>
                <pubDate>Mon, 07 Sep 2020 16:36:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب &quot;بازمانده روز&quot;، اثر کازوئو ایشی گورو</title>
                <link>https://virgool.io/@avangard/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B2%D9%88%D8%A6%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C-%DA%AF%D9%88%D8%B1%D9%88-dvasb4whgxvc</link>
                <description>کازوئو ایشی گورو
فايده‌اش چيست كه اينقدر نگران باشيم كه براى راه بردن زندگى خودمان چه كارهايى  مى‌توانستيم يا نمى‌توانستيم بكنيم؟ كافى است كه امثال بنده و شما، دستِ‌كم سعى كنيم سهمى كه به سرمايه‌ى اين دنيا اضافه مى‌كنيم، حائز حقيقت و ارزش باشد.فايده‌اش چيست که انسان هی از خودش بپرسد که اگر فلان لحظه يا بهمان لحظه جور ديگری برگزار شده بود، کار به کجا می‌کشيد؟ بايد برای خودت خوش باشی. بهترين قسمت روز شب است. تو کار روزت را انجام داده‌ای. حالا پاهات را بگذار بالا و خوش باش ساعت را كه نمى شود به عقب برگرداند. آدم نمى تواند تا ابد در اين فكر باشد كه چه جور ممكن بود بشود. انسان بايد بفهمد كه نصيب و قسمتش مثل ديگران بوده، شايد هم بهتر از ديگران؛ آن وقت بايد شكرگزار باشدشاید بهتر بود خداوند ما را هم مثل گیاه‌ها خلق می‌کرد. یعنی این که پای‌مان محکم توی زمین باشدآن‌وقت هیچ‌کدام از این کثافت کاری‌های مربوط به جنگ و مرز و این چیزها اصلا پیش نمی آمد!کتاب بازمانده روز اثر کازوئو ایشی گورو زا از آوانگارد تهیه کنید و به کتابخانه تان اضافه کنید.https://avangard.ir/product/98</description>
                <category>avangard</category>
                <author>avangard</author>
                <pubDate>Fri, 04 Sep 2020 13:08:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب &quot;آفتاب پرست ها&quot;، نوشته ژوزه ادوآردو آگوآلو</title>
                <link>https://virgool.io/@avangard/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%DA%98%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D9%88%D8%A2%D8%B1%D8%AF%D9%88-%D8%A2%DA%AF%D9%88%D8%A2%D9%84%D9%88-itar5a0aw6a5</link>
                <description>کتاب آفتاب پرست هاعاشق شدن بدترین گناه استزن های زیادی در زندگی ام بوده اند ،اما میترسم عاشق هیچ کدامشان نشده باشم.نه با شور و شعف.نه، شاید چنان که سرشت ایجاب می کند.از تصورش هم وحشت می کنم. وضع کنونی من _ باور کردنش هم عذابم میدهد _ نوعی مجازات طعنه آمیز است. یا این بود یا چیزی نبود جز اشتباهی بی پروا.بنابه‌عادت و گرایش زیست‌شناختی (چون نورِ رخشان آزارم می‌دهد)، روزها می‌خوابم، تمام روز. اما گاهی چیزی بیدارم می‌کند _ صدایی، شعاع نوری _ و ناچارم راه خود را از ناراحتی روزهنگام جدا کنم، روی دیوار بدوم تا شکاف عمیق‌تری، عمیق‌تر و نمناک‌تر پیدا کنم تا بتوانم بار دیگر بیاسایم. نمی‌دانم امروز صبح چه چیزی از خواب بیدارم کرد. گمانم یک چیز جدی را خواب می‌دیدم (هیچ‌وقت صورت‌ها یادم نمی‌ماند، اما احساسات چرا). شاید خواب پدرم را می‌دیدم. همین‌که بیدار شدم، عقرب را دیدم. فقط دوسه سانت با من فاصله داشت. بی‌حرکت. مثل جنگاور قرون وسطاییِ زره‌پوشیده لاکی از نفرت در برش گرفته بود. بعدش خودش را انداخت رویم. جست زدم عقب و مثل برق از دیوار رفتم بالا تا رسیدم به سقف. تپِ خشک نیشش را واضح روی کف زمین شنیدم _ هنوز هم صدایش در گوشم مانده.ادامه معرفی کتاب &quot;آفتاب پرست ها&quot;، نوشته ژوزه ادوآردو آگوآلو را در آوانگارد بخوانید.https://www.avangard.ir/article/28</description>
                <category>avangard</category>
                <author>avangard</author>
                <pubDate>Thu, 03 Sep 2020 12:22:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>احتمالا گم شده‌ام</title>
                <link>https://virgool.io/@avangard/%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84%D8%A7-%DA%AF%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%87%D8%A7%D9%85-pkprjqwd9udv</link>
                <description>معرفی کتاب &quot;احتمالاً گم شده ام&quot; نوشته سارا سالارصدای زنگ تلفن ترتیب مغزم را میدهد. دستم را بیخودی طرفش دراز میکنم، تا قبل از این که مغزم روی تخت ولو شود، صداش را کم کنم…؛میرود وی پیغام گیر…؛ کیوان است. میخواهد بداند خانه هستم یا نه. جواب نمیدهم. سرم را که از روی بالش بلند میکنم، تازه میفهمم چه قدر سنگین است از لا به لای بخار توی سرم، به ساعت میز نگاه میکنم. ساعت ده است یا یازده یا دوازده؟ چه اهمیتی دارد؟ سعی میکنم دیشب را به خاطر بیاورمو چه عجیب است این ته دل که وقتی چیزی را ازش بخواهی به همان طرف می کشاندت، که وقتی چیزی را ازش تمنا می کنی به همان سمت می چرخاندت، که اگر از ته دل احساس کنی تنهایی، که اگر از ته دل بخواهی دوستی را، دوستی که فقط مال خودت باشد که مثل خودت نباشد .معرفی کتاب &quot;احتمالاً گم شده ام&quot; نوشته سارا سالار را در آوانگارد بخوانید.https://avangard.ir/article/27</description>
                <category>avangard</category>
                <author>avangard</author>
                <pubDate>Tue, 01 Sep 2020 18:48:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب &quot;از دو که حرف میزنم از چه حرف میزنم&quot; نوشته هاروکی موراکامی</title>
                <link>https://virgool.io/ketabaz/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%88-%DA%A9%D9%87-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%86%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%D9%87-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%86%D9%85-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%88%DA%A9%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%85%DB%8C-h89iaba22q3t</link>
                <description>هاروکی موراکامیمن بیشتر دانسته هایم را در نویسندگی از طریق دویدن های روزانه آموخته ام واین آموزه ها درس هایی عملی و فیزیکی بوده اند.تا کجا میتوانم بر خود فشار بیاورم؟ چه میزان استراحت کافی است و چه میزان از حد می گذرد؟ تا کجا میتوانم در امری پیش بروم بی آن که به ظرافت و انسجام آن لطمه ای بخورد؟از کجا به بعد دچار کوته نگری و تعصب می شوم ؟ تا چه حد باید از جهان بیرون آگاه باشم و تا چه حد به جهان درون اعتنا کنم ؟ مرز باور به توانایی های خود تا کجاست و از کی باید به دیده ی تردید در خود بنگرم ؟ می دانم که با شروع کار رمان نویسی ،اگر به دو استقامت رو نمی آوردم ،تفاوتی چشمگیر در کارم پیدا می شد.تا چه میزان ؟ پاسخ به آن دشوار است.فقط می دانم که تفاوتی وجود داشت.ادامه معرفی کتاب از دو که حرف میزنم از چه حرف میزنم&quot; نوشته هاروکی موراکامی را در آوانگارد بخوانید.https://avangard.ir/article/26  از دو كه حرف می زنم از چه حرف می زنمhttps://avangard.ir/product/398 </description>
                <category>avangard</category>
                <author>avangard</author>
                <pubDate>Sun, 30 Aug 2020 11:51:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آن‎چه که اُدیسه را اسطوره‎ کرده چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@avangard/%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D9%8F%D8%AF%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-yzwjy92mgt96</link>
                <description>اما آن‎چه اُدیسه را اسطوره‎کرده‎، روایتی حماسی از تلاش و تقّلای خستگی‎ناپذیر او برای بازگشت به خانه است که قدرتِ خدایان، قدرت دریاها، اتفّاق‌ها و حماقت، هر بار این تلاش را ناممکن می‎کند. روایت اُدیسه هومر که هفت قرن پیش از میلاد آن را سروده، روایتی از انسانی است:لبریز از عشق به خانه و موطن، مغرور در برابر خدایان و دارای هوشی حیله‎پرداز که بزرگترین بدبختی را در سرگردانی و دوری از خانه می‎داند.به عبارت دیگر، اسطوره‎ی اُدیسه حامل ترسی بنیادین است:ترس از دست دادن خانه و سرگردانی.ادیسه داستانی است که در آن خانه و وطن عقوبت و پاداش است و قهرمان تا جایی قهرمان است که برای آن بجنگد؛ با انسان، با دریا، با خدا؛ حتی خانه‎هایی را ویران کند و آتش زند.مرور کوتاهی بر داستان اُدیسه را در آوانگارد بخوانید:https://avangard.ir/article/16مرور کوتاهی بر داستان اُدیسه ور کوتاهی بر داستان اُدیسه </description>
                <category>avangard</category>
                <author>avangard</author>
                <pubDate>Sat, 29 Aug 2020 13:03:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مروری بر کتاب کوه جادو نوشته توماس مان</title>
                <link>https://virgool.io/@avangard/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%88%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D9%85%D8%A7%D9%86-a2t06lql8vh6</link>
                <description>واژه‎ی هجرت، بار معنوی ویژه‎ای دارد و ادبیات پر از لحظات هجرت‎گونه‎ای است که در آن قهرمان به جهان درون و معنویت کشیده می‎شود و از دنیای عینی و مادی می‎گریزد.توماس مان نویسنده کتاب کوه جادو،  با همین نگاه شرایط ذهنی و  جسمانی یک بیمار را به عنوان پلی برای سیر به معنویت معرفی می‌کند.کتاب کوه جادوآسایشگاهی در کوهستان آلپهانس کاستورپ جوان، تازه مهندسی از خانواده‎ای تاجر در هامبورگ، سوار بر قطار، مسیری طولانی را از شهر خود تا اعماق کوهستان طی می‎کند تا در کنار فراغتی کوتاه، از پسرخاله‎ی بیمارش در آسایشگاهِ بین‌المللی برگهوف در کوهستان‎های آلپ دیدار کند. سفری سه‎هفته‎ای که به هجرتی هفت‎ساله می‎انجامد و او را از مهمان آسایشگاه به مقیم آن تبدیل می‌کند.مروری بر کتاب کوه جادو نوشته توماس مان را در آوانگارد بخوانید.https://avangard.ir/article/14</description>
                <category>avangard</category>
                <author>avangard</author>
                <pubDate>Thu, 27 Aug 2020 13:43:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به دگرگیسی زبانی جومپا لاهیری، از آمریکا تا ایتالیا</title>
                <link>https://virgool.io/@avangard/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%DA%AF%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D9%88%D9%85%D9%BE%D8%A7-%D9%84%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7-ggsb7lknf7py</link>
                <description>هجرت در مکان سکونت در زبانخانواده‌اش بنگالی بودند و ساکن انگلستان، جومپا در لندن به دنیا آمد و سه ساله بود که خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کردند. مادر جومپا اما پس از دوبار مهاجرت، حاضر به پذیرفتن فرهنگ ینگۀ دنیا نبود. با سرسختی در برابر کنار گذاشتن ساری، تغییر عادات غذایی و رفتاری مقاومت می‌کرد، برای مادر او، آمریکایی‌شدن و حتی شبیه آمریکایی‌ها شدن شکستی تمام عیار بود. چنین سرسختی آنجایی بر جان مادرش می‌نشست که هنگام بازگشت به کلکته، غباری از پنجاه سال دوری از وطن بر چهره‌اش ننشسته، شبیه زنی بود که انگار هرگز آنجا را ترک نکرده بود. جومپا لاهیری با چنین عقبه‌ای بود که داستان‌هایش را در آمریکا نوشت، «مترجم دردها» ، «خاک‌غریب»، «هم‌نام» و «گودی» روایت زندگی مهاجران هندی و بنگالی بود، روایت جزئیات زندگی روزمره‌، روایت یاس و سرخوردگی و دل‌خوشی‌هایشان. لاهیری با اینکه میراث سرسختی مادرش را با خود یدک می‌کشد، اما از این سرسختی در راهی خلاف راه مادرش برای تغییر بهره می‌برد. زمانی که برای نوشتن به ایتالیایی، تصمیم می‌گیرد تا به رم مهاجرت و از تمام میراث آمریکایی خود فرار کند، به انگلیسی نخواند و ننویسد، از تمام تشویق‌ها و جوایز و شهرتی که به دست آورده فاصله بگیرد، بار دیگر، در زبانی که به آن تعلق ندارد، هجرت یا «دگرگیسی» کند. تجربۀ هجرتش را در کتابی متفاوت با نام «به‌عبارتی دیگر» می‌نویسد.https://avangard.ir/article/13/</description>
                <category>avangard</category>
                <author>avangard</author>
                <pubDate>Wed, 26 Aug 2020 17:09:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به داستان «در سرزمین محکومان» اثر فرانتس کافکا</title>
                <link>https://virgool.io/@avangard/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B3-%DA%A9%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7-lyvuamhu3m9j</link>
                <description>«من اینک به ضد تو هستم و در میان تو به نظر امت‌ها داوری خواهم نمود. و با تو به سبب جمیع رجاساتت کاری خواهم کرد که پیش از این نکرده باشم و مثل آنها هم دیگر نخواهم کرد. بنابراین پدران در میان تو پسران را خواهند خورد و پسران پدارنشان را و بر تو داوری‌ها نموده، تمام بقیت را به‌سوی هر باد پراکنده خواهم ساخت».عهد عتیق، حَزقیال 5 :9-11تبعید و سرگردانی از عهد اساطیر، یکی از عظیم‌ترین عذاب‌های الهی و نیز کیفرهای حقوقی بوده است. در اودیسه، بزرگترین مصیبت نازل بر قهرمان، سرگردانی و راه نیافتن به خانه است و در تورات، سرگردانی و جدایی از خاک، کیفری است هم‌سنگ و برابرِ باریدن آتش از آسمان و جدا شدن سر از گردن آدمیان. با این حال هجرت در مقایسه با تبعید و سرگردانی، گویی وجهی از خودخواستگی دارد و اختیار در آن دخیل است. اما تبعید یکسره برپایۀ زور و اجبار است. لیکن باید دانست هجرت هم نتیجۀ برهم خوردن تعادل و مطبوعیتِ مبداء است و از این حیث، تماماً اختیاری نیست. ضمن اینکه کسی که هجرت می‌کند، کسی است که دورافتاده است و از این حیث سرنوشتی شبیه به سرگردانان و تبعیدیان دارد.https://avangard.ir/article/11نگاهی به داستان «در سرزمین محکومان» اثر فرانتس کافکا</description>
                <category>avangard</category>
                <author>avangard</author>
                <pubDate>Wed, 26 Aug 2020 16:25:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شهر و خاطرات رونده</title>
                <link>https://virgool.io/@avangard/%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-a9upatonhhjl</link>
                <description>دربارۀ بودلر، پاریس و هجرت مداومش در یک شهرسرعت تغییرات محیطی در کلان‌شهرها آنچنان است که هر آن ممکن است چیزی که به آن دل بسته‌ای یا به آن احساس تعلق می‌کنی دود شود و به هوا رود یا چهرۀ دیگری به خود گیرد. در این شرایط که تعلق و دلبستگی به چیزی ثابت غیرممکن است، مبدائی ساکن برای شهرنشین وجود ندارد و از این رو همیشه در زندگی روزمرۀ خودش هم احساس دورماندگی و هجرت می‌کند. در این یادداشت این دورماندگیِ مداوم را از نظر می‌گذرانیم و برایش از شعر نیما و بودلِر شاهد می‌آوریم.دربارۀ بودلر، پاریس و هجرت مداومش در یک شهر را در آوانگارد بخوانید.https://avangard.ir/article/10شهر و خاطرات رونده</description>
                <category>avangard</category>
                <author>avangard</author>
                <pubDate>Wed, 26 Aug 2020 14:10:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره ما</title>
                <link>https://virgool.io/@avangard/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%A7-a2jiftgwjvxa</link>
                <description>دربارۀ آوانگارد و راوی نگاه نو بودننوشتن توانایی بی­‌انتهای بشریت و ادبیات عجیب‌­ترین دستاورد این توانایی است. کتاب جلوه­‌گاه دیرینه آن و خواندن دریچه­‌ای به بی‌نهایت دانش. آوانگارد نیز راوی نگاه نو و پیوند دهنده تمام خواندنی‌­ها، نوشتنی‌­ها، خواننده­‌ها و نویسنده‌­ها است. در آوانگارد با نگاهی نو درباره کتاب­‌ها می‌­خوانیم و از آن­ها یاد می­‌گیریم. آوانگارد کتابخانه‌­ای است که مقابل قفسه‌­های آن توقف می‌­کنیم و غرق در سطرها و متون کتاب، آنچه برای خواندن برگزیده­‌ایم را به خانه می­‌آوریم. از این رو است که آوانگارد در دو بخش کتابخانه و مجله فعال است و با اصلی‌­­ترین هدف خود یعنی ترویج کتاب­خوانی، به تولید محتوا در این زمینه اقدام می­‌کند.چرا روایت با نگاه نو؟کتاب‌­ها مثل فیلم‌­ها خیلی خوش­‌شانس هستند که آدم­‌های متفاوتی آن­ها را می­‌خوانند و سلیقه‌­های متفاوتی درباره آن­ها ساعت­‌ها حرف می‌­زنند. همین تکثر و تنوع است که ادبیات را به یک فهم مشترک تبدیل و آدم‌­ها را بهم نزدیک می­‌کند. ما آدم‌­ها به واسطه حرف زدن به یکدیگر نزدیک می‌­شویم و چه چیز بهتر از گفتن درباره خواندنی‌­ها. آوانگارد نیز با این رویکرد درباره خواندنی­‌ها حرف می‌­زند و از آن­ کتاب­‌ها و نوشته­‌هایی می‌­گوید که فهم مشترک عمیق­‌تر و جذاب­تری را برای خوانندگان به وجود آورده‌­اند. بنابراین در بخش مجله آوانگارد در میان سطرهای کتاب‌­ها قدم می‌­زنیم و روایت‌­هایی از آن­ها را می­‌خوانیم که نو و متفاوت باشند.www.avangard.irآوانگارد|معرفی و بررسی کتاب</description>
                <category>avangard</category>
                <author>avangard</author>
                <pubDate>Wed, 26 Aug 2020 13:24:09 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>