<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آوایوسفی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ayussssefi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 10:11:56</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1187651/avatar/WAs5Pr.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آوایوسفی</title>
            <link>https://virgool.io/@ayussssefi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پیوند یکطرفه</title>
                <link>https://virgool.io/@ayussssefi/%D9%BE%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF-%DB%8C%DA%A9%D8%B7%D8%B1%D9%81%D9%87-ysuove7zz5wm</link>
                <description>چه بازی غریبی است این سرنوشت، که گاه در میان هزاران چهره، ناگهان با کسی روبه‌رو می‌شوی که انگار از دیرباز در جانت بوده است. نگاهش را که می‌بینی، گویی سال‌هاست که او را می‌شناسی. سخنش را که می‌شنوی، انگار تمام اندوه و امیدهایت را از پیش می‌دانسته. و در دل، بی‌آنکه حتی بخواهی، باور می‌کنی که این آشنایی، این پیوند نامرئی، ازلی است، که گویی سرنوشت، شما را برای هم آفریده است.اما چه زود این خیال شیرین، به حقیقتی تلخ بدل می‌شود. زیرا حقیقت این است که او تو را نمی‌بیند، نه آنگونه که تو او را می‌بینی. برای او، تو تنها یک رهگذری، یک سایه‌ای در میان هزاران سایه‌ای که هر روز از کنارش می‌گذرند. آنچه برای تو روشن‌ترین حقیقت است، برای او حتی یک احتمال هم نیست. تو او را در قلبت جای داده‌ای، در خلوت شب‌هایت، در رویاهایت، اما او هرگز درنگی نکرده است که ببیند تو کیستی.و اینجاست که رنج عشق یک‌طرفه خود را نشان می‌دهد. عشقی که در یک قلب شکوفا می‌شود، اما در دل دیگری هیچ جایی ندارد. تو می‌بخشی، لبخند می‌زنی، چشم به راه می‌مانی، اما او هرگز نگاهی به عقب نمی‌اندازد. و چه دردناک است، وقتی درمی‌یابی که تمام آن لحظه‌های ناب که برای تو خاطره شدند، برای او تنها گذر زمان بود.و در نهایت، تو می‌مانی و این حقیقت تلخ: که هیچ‌چیز دردناک‌تر از این نیست که در دل خود، با کسی رفاقتی احساس کنی که در واقعیت، هرگز وجود نداشته است. که او هرگز در این قصه نبوده، هرگز نخواسته که باشد. و شاید، تنها تسلای تو این باشد که بگویی:&quot;من دوستش داشتم... به‌جای هر دوی‌مان.&quot;</description>
                <category>آوایوسفی</category>
                <author>آوایوسفی</author>
                <pubDate>Sun, 23 Feb 2025 19:40:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب مترجم دردها</title>
                <link>https://virgool.io/@ayussssefi/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7-drneg2kyxkej</link>
                <description> https://taaghche.com/book/54973/%D9%85%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7 خیلی وقت بود که دلم می خواست کتابی از جومپا لاهیری بخونم. کتاب مجموعه ای از داستان های کوتاه مرتبط با زندگی خانواده های هندی است. با اینکه خیلی از داستان ها در آمریکا اتفاق می افتد اما به دلیل شخصیت های هندی یک فضای شرقی را در داستان ها احساس می کنیم آدم های زیبا با درونی زیبا و آرام و به بن بست رسیدند.با اینکه اولین کتاب حومپا لاهیری، نویسنده ی هندی است ، اما در مدتی کوتاه پس از انتشار برندهی جایزه های متعددی شد و خانم لاهیری قلمی بسیار روان، داستان ساده و ساختاری منظم دارد.. جومپا لاهیری نویسنده ای هندی الاصل است که در سن هجده سالگی تبعیت آمرکا را پذیرفته است. دغدغه لاهیری در این اثر و اثر دیگرش خاک غریب ، توصبف حال مردمانی است که از سرزمین هند به ایلات متحده و انگلستان مهاجرت کرده بودند . درونمایه عمده داستان های او در این کتاب تقابل فرهنگ هندی و سبک زندگی آمریکایی است.ماجرای اکثر داستان های مترجم درد ها به تصویر کشیدن فرهنگ هندی در کنار فرهنگ غربی است، شخصیت های داستان های کتاب اکثرا هندی هستند که در هندوستان با فقر و سختی زندگی مواجه هستند و برای آینده بهتر خودشان و یا فرزاندانشان به آمریکا مهاجرت کردند . تجربه مهاجرت و دوری از سرزمین مادری ، تفاوت و شکاف بین نسل اشاره شده و نویسنده از عشق ، خیانت ، دلتنگی و درد دوری از خانواده و سرزمین می کویدترجمه کتاب بسیار روان و جذاب است از جمله نقاط قوت این ترجمه می توان به کوشش و تقدیر مترجم در حفظ طنز پنهان و ملیح قلم نویسنده در سراسر داستان ها اشاره کرد. متن به شیوایی آرامبخش است، مثل مرهم. روایت و همچنین طرح داستان در مورد گوشه های نادیده گرفته شده زندگی های ساده زمزمه می کند.ولی من اصلا از این کتاب لذت نبردم. به نظر من داستان یکنواخت، مکرر، درباره افراد غمگینی است که چیزهای غم انگیزی را تجربه می کنند. نه امیدی وجود دارد، نه انگیزه ای، و نه چیز خنده دار و لذت بخشی. شما اصلا نمی توانید با شخصیت ها همدردی کنید و به جز چیزهایی که شما را غمگین می کند چیزی برای فکر کردن وجود نداردروشی که در فصل ها توضیح داده شده است، تجسم صحنه را آسان می کند. نویسنده در کشاندن خوانندگان به دنیای داستان موفق است! درسی که از آن آموختم - هر داستان مجموعه ای از شخصیت های خاص خود را دارد. و هر مجموعه ای از شخصیت ها مبارزات خاص خود را دارد! و مرغ همسایه همیشه غاز است!</description>
                <category>آوایوسفی</category>
                <author>آوایوسفی</author>
                <pubDate>Thu, 18 Apr 2024 21:55:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب توهم آگاهی</title>
                <link>https://virgool.io/@ayussssefi/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-rrkf2zi7xwrb</link>
                <description>محققانی که این کتاب را نوشته اند،ستیون اسلومان و فیلیپ فرنباخ، عقیده دارند که دانش اجتماعی است یعنی ما در اندیشیدن هیچ گاه تنها نیستیم چرا که منابعمان از پیشینیانمان است و تفکر ما ثمره دانشمندان و متفکران و متخصصان در آن برهه زمانی است و تفکرات به مرور زمان تکامل پیدا می کند.همه اینها کار می کند زیرا ما همچنین از «توهم دانش» رنج می بریم، جایی که فکر می کنیم بیشتر از خودمان در مورد نحوه کار کردن چیزها می دانیم. اسلومان و فرنباخ مجموعه ای از آزمایشات را انجام می دهند و از مردم می پرسند که چقدر در مورد زیپ، توالت، دوچرخه و مواردی از این دست می دانند. سپس از آنها بخواهید که به طور مفصل توضیح دهند که چگونه کار می کنند. و در آخر دوباره پرسیدند که چقدر خوب فهمیدند. همانطور که ممکن است حدس بزنید، آنها به سختی می دانستند که چگونه هر یک از آنها کار می کند.همه ما به درک خود اعتماد بیش از حد داریم. درک ما از واقعیت بسیار سطحی است، اما این کاملاً چیز بدی نیست، علیرغم اینکه مفسران اجتماعی تا چه اندازه از ناآگاهی افراد عادی ابراز تاسف می کنند، واقعیت این است که ذهن انسان هرگز طوری طراحی نشده است که منزوی عمل کند. در عوض، نبوغ واقعی مغز انسان این است که چگونه به طور بهینه طراحی شده است تا در هماهنگی با ذهن های دیگر کار کند که به نوبه خود هوش اجتماعی بزرگتری ایجاد می کند. برخلاف رایانه‌هایی که فقط می‌توانند داده‌ها را پردازش کنند، مغز انسان یک ماشین عمدی است که بیشتر قدرت پردازشی خود را صرف کشف مقاصد دیگران می‌کند. این مهم است زیرا چیزی است که به انسان اجازه می دهد گروه های اجتماعی پیچیده ای را تشکیل دهد. مثل این است که هر مغز طوری طراحی شده است که به مغز انسان های دیگر &quot;وصل&quot; شود. اینجاست که انسان ها در گروه ها و تیم ها واقعاً قابل توجه و برتر می شوند. هومو ساپین ها از ابزار سنگی به ماه رفته اند و همه اینها به دلیل همکاری بوده است. هیچ انسانی به تنهایی نمی توانست به آن دست یابد، اما با هم می توانیم.بسیاری از ما فکر می کنیم بیشتر از آنچه که واقعاً می دانیم می دانیم. ما به این فکر می کنیم که پیچیدگی را نادیده می گیریم و معتقدیم که مغز ما مانند یک کامپیوتر برای ذخیره اطلاعات طراحی شده است. این مورد نیست در عوض، مغز ما برای کار با مغزهای دیگر و درگیر شدن در فعالیت های مشترک تکامل یافته است. در واقع، این توانایی ما برای تقسیم کار شناختی و به اشتراک گذاشتن هدفمندی است که منجر به موفقیت گونه ما شده است. بنابراین، وقتی به هوش فکر می کنیم، باید استعداد همکاری افراد را در نظر بگیریم، و بهتر است همکاری بیشتری را تشویق کنیم - نه فقط در مدرسه، بلکه در کل جامعهدر جامعه امروزی مردم هر روز در معرض اخبار مختلف و علوم جدید که کامل میشن قرار میگیرند و شاید باعث شده در ناخوداگاه حس عقب ماندگی بهشون دست بده.. مردم عادت کردند در مورد همه چیز نظر بدهند بجای گوش دادن یا یادگیری.. با نشان دادن حجم ندانسته هامون!توهم آگاهی می‌خواد بهمون بگه که توهم دانایی از الزایمر هم دردناک تره و باید هرطور که شده از بین ببریمش.من این کتاب رو برای چالش کتابخوانی آذر ماه طاقچه خوندم.</description>
                <category>آوایوسفی</category>
                <author>آوایوسفی</author>
                <pubDate>Fri, 15 Dec 2023 23:11:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب عادت های اتمی(جیمز کلییر)</title>
                <link>https://virgool.io/@ayussssefi/%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-%D8%AC%DB%8C%D9%85%D8%B2-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%B1-alvwntlcaos5</link>
                <description>کتاب عادت های اتمی کتابی هست که توجه های زیادی را به خودش جلب کرده است یک کتاب پنج ستاره که یکی از دوستانم به من معرفی اش کرد که به صورت واضح و مختصر راهی که شما می توانید برای بهتر کردن زندگی خود استفاده کنید را توضیح می دهد. به نظر من هر کسی که این کتاب را بخواند حداقل می تونه چیزی از کتاب برای زندگی خودش یاد بگیره . همون طور که از اسم کتاب مشخصه این کتاب درباره عادت ها است . عادت هایی که ما هر روز می سازیم که به تدریج موجب تغییر ما می شود و این که چقدر راحت تر می توانیم با قدم های کوچک کار هایی که معمولا برای بسیاری از مردم دشوار هست رو انجام بدیم. با تبدیل عادات کوچک به بخشی از هویت خود، می توانیم در طول زمان به اهداف خود برسیم، مهم نیست که چقدر بزرگ یا کوچک هستند.هر روز یک درصد از روز قبلت بهتر باش! با قدم های کوچک اما متداوم می تونید به پاداش های بزرگ دست پیدا کنید.هر قدمی که شما بر می دارید یه رای هست برای اون آدمی که می خواهید باشید و باید رای جمع کنید برای اون هویتی که می خواهید داشته باشید هر اکت کوچیکی یک رای هست و این جوری کم کم اون عادت در شما ساخته خواهد شد. اکثر اوقات با خودمون فکر می کنیم که این تغییر های کوچک بی اهمیت اند چون اثر کوتاه مدتیش رو نمی بینیم مثلا اگه امروز یک وعده غذای ناسالم بخورید تغییری شاید احساس نکنید ولی با تکرار مکرر  این عادت به اضافه وزن منجر خواهد شد.فرق بین کتاب خوندن و کتاب خوان بودن چیه؟برای اینکه عادتی جز هویت تو باشه باید تکرار بشه هر حرکتی که در جهت ساختن اون عادت انجام بدی یه رای دادی و البته که برعکسش هم صادقه :/باید بیشتر از اینکه روی اهدافتون تمرکز کنید روی نحوه عملی کردن (استراتژی تون)تمرکز کنید. برای دستیابی به اهداف خود ابتدا باید سیستم هایی بسازیم که از فرآیندها و عادات واحدی تشکیل شده باشد که مارا به اهدافمان برسانند.همه بازیکن های المپیک چه برنده چه بازنده و در کل همه شرکت کنندگان دوست دارند برنده باشند ، پس چرا فقط اون برنده ها به هدفشون می رسند ؟4 چرخه یا حلقه برای قانون تغییر رفتار :1. آشکارش کن:قدم اول هشیار بودن نسبت به رفتار ها است .اگر نسبت به رفتار هایی که انجامش می دهیم، نا آگاه باشیم، ممکن است با نتایج عادات منفی غافلگیر شوید. ما در زندگی خود به یک سیستم &quot;اشاره و اعلام &quot; نیاز داریم تا سطح هشیاری شما را از طریق به زبان آوردن رفتار هایتان از حالت ناخود آگاه به یک حالت هشیار ارتقا دهید. مثلا  برای بار دیگر تمام کار هایی که از صبح تا شب انجام می دهیم رو زیر ذره بین بگیرید و با توجه به اهدافی که دارید بهشون مثبت ، منفی و صفر  بدید.2. جذابش کن:مثلا اگر هر روز صبح دوست دارید پیام هایتان را چک کنید اما لازم است بیشتر شکر گزاری نمایید، صبح پس صبحانه به خاطر آنچه در روز قبل اتفاق افتاده شکر گزاری کنم (لازم) و پس از شکرگزاری پیام هایم را چک کنم(دلخواه) و این روند را باید مثل زنجیری به هم پیوند زدبین عادت هایی که به طور معمول دارید و کار هایی که می خواهید بهشون عادت کنید که در نهایت موجب جذاب تر شدن فرایند می شود.3.آسانش کن:عادت خوب مثل عضله ای است که برای تقویتش باید آن را مرتب تمرینش بدهید. برای عادت هیچ زمان جادویی وجود ندارد . تکرار و مستمر بودن یکی از مهم ترین قدم هایی است که می توانید برای تقویت یک عادت خوب انجام بدهید. برای مستمر بودن باید شرایط انجام آن عادت را آسان تر کرد یعنی باید محیط حد امکان انجامش را ساده تر کند. عادت های بهتر، در یافتن راه هایی خلاصه می شود که اصطحکاک مرتبط با عادت های خوب را کاهش داده و اصطحکاک مرتبط با عادت های بد را افزایش می دهد. مثلا می خواهید رژیم غذایی خود را اصلاح کنید آخر هفته مقداری میوه و سبزیجات آماده و خرد کرده تا استفاده از آن ها در طول هفته ساده تر باشد. وارون این قضیه هم صدق می کند.· &quot;یک عادت را از همان اول به طور کامل مهندسی کنید و بر پایه استواری بنا کنید&quot; تا بتوانید اشتیاق خود را در طول زمان حفظ کنید.. رضایت بخشش کن:رفتاری که به سرعت پاداش داده شود ، تکرار می گردد و از رفتاری که فورا جریمه شویم اجتناب می کنیم. بعضی وقت ها وقتی کاری را انجام می دهید همون موقع جزای آن کار را نمی بینید مثلا اگر آخر هفته درس بخوانید نتیجه تلاشتون رو همون موقع نمی بینید و فقط خستگی بعد درس خوندن زیاد، براتون باقی می مونه ولی اگه خودتون سیستم پاداش و تنبیه برای خودتون داشته باشید براتون ملموس تر خواهد بود.</description>
                <category>آوایوسفی</category>
                <author>آوایوسفی</author>
                <pubDate>Mon, 13 Nov 2023 17:03:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گتسبی بزرگ _ اسکات فیتزجرالد</title>
                <link>https://virgool.io/@ayussssefi/%DA%AF%D8%AA%D8%B3%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%D9%81%DB%8C%D8%AA%D8%B2%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF-nfm4gxg8w7zk</link>
                <description>جی گتسبی، ماجرای فرد خود ساخته ای است که از زبان نیک که پسرعموی دیزی است و به همراه همسرش در آن طرف خلیج ،جایی که نیک زندگی می کرد که تازه به نیویورک نقل مکان کرده بود و از بخت بلندش همسایه گتسبی شده بود و ما کل ماجرا را ما از دیدگاه وی می خوانیم.نیک پس از شنیدن آوازه بلند گتسبی ومهمانی های شلوغ و مجللش پس از ملاقات با وی از شخصیت منحصر به فرد گتسبی خوشش آمد.این داستان قبل از جنگ جهانی دوم سالهای 1920 را روایت می کند. سال هایی که اخلاف طبقاتی عمیقی در آمریکا وجود داشت. دیزی که در خانواده بسیار ثروتمندی بزرگ شده بود به همراه همسرش تام زندگی بسیار عالی را سپری نمی کردند، دیزی از ازدواجش راضی نبود و تام دوست دختر داشت که این راز خانوادهگیشان برای مدت خیلی زیادی از نیک پنهان نماند و او در همان شب اول که مهمان خانه آن ها بود متوجه شد و همین طور هم با جوردن بیکر هم آشنا شد ولی این دختر گلف باز مشهور آخرین نفر نبود ، او در نزدیکی منزل خویش گتسبی را از پشت ،در تاریکی شب دید. درحالی که بازوان خود را به سوی نور سبزی در آن طرف خلیج دراز کرده بود، به سوی چیزی که نداشته بود. گویا می خواست آن نور که منبع آن خانه دیزی بود را به دست بگیرد.در حد فاصل بین نیویرک و وست اگ ، جایی که ثروتمندانی همچون دیزی ، نیک و گتسبی زندگی می کردند محلی خاکستری و افسرده ای و زشت بود که قشر ضعیف تری از مردم در آنجا زندگی می کردند و یک بیلبورد با یک جفت چشم وجود داشت که در واقع برای تبلیغات چشم پزشکی در آن جا نصب شده بود همانند چشمان خدا که همه چیز را می بیند و دارد جامعه آمریکا را مورد قضاوت قرار می دهد که نگاه سرد و پوچی است به مردم آمریکا که دارند برای رویا هایشان تقلا می کنند.شاید داستان در ظاهرمثلث عشقی بین تام ، دیزی و گتسبی باشد زیرا که گتسبی قبل از اعزام به جنگ دل دیزی را بدست آورده بود ولی آن موقع مثل الانش ثروت مند نبود او تمام ثروتش را پس پایان جنگ، برای بدست آوردن دیزی به جمع کرده بود ولی افسوس که قبلش دیزی با تام ،بر خلاف میلش ازدواج کرده بود . از آن پس گتسبی هر آخر هفته مهمانی بسیار بزرگی در خانه اش برپا می کرد تا نظر دیزی را دوباره به خود جلب کند والبته نیک واسطه خیلی خوبی برای برآورده کردن آرزوی بزرگ گتسبی بود.ولی آیا گتسبی می توانست این پنج سال غیبتش را جبران کند؟آیا با صرف نظراز گذشته اش می توانست به رویایش برسد؟</description>
                <category>آوایوسفی</category>
                <author>آوایوسفی</author>
                <pubDate>Fri, 27 Oct 2023 17:28:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بخشی از کتاب هایی که در تابستان 1402 خوندم</title>
                <link>https://virgool.io/@ayussssefi/%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-1402-%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%85-qcs3rezbai7x</link>
                <description>برنامه کتابخوانی این تابستونم امتحان کردن ادبیات ژاپن و افغانستان بود.برای اولین بار موراکامی خوندم و همین طور اولین سفر نامه ام رو این تابستون خوندم.#تکه_هایی_از_یک_منسجم_کل (#پونه_مقیمی عزیزم)  این کتاب مدت زیادی همراه من بود و با جملات زیبایش من را مدت در آغوش گرفت، کلا حس کتاب ترجمه نشده خیلی متفاوته و این کتاب بود که منو متوجه این تمایز کرد و این کتاب رو قطعا دوباره خواهم خواند. کاش نسخه جیبی هم داشت و من این کتاب را می نونستم هر جا که هستم با خودم ببرم.#سوکورو_تازاکی_بی_رنگ_و_سال_های_زیارتش (#هاروکی_موراکامی)رمان ست در باره عشق،دوستی و سال ها دل شکستگی است. حس خیلی قشنگی در جریان داشت یکی از وجه تمایز های کتاب های کوراکامی با بقیه جریان داشتن موسیقی در روند داستان هست .#ایکیگایاینکه روی جلد کتاب نوشته راز های ژاپنی ها در داشتن زندگی شاد و عمر طولانی شاید به نظر اغراق آمیز به نظر بیاد ولی خیلی هم این طور نیست انقدر که زندگی ها از مسیر اصلی خودش به بیراهه رفته که رعایت این اصول به نظر رازی تازه کشف شده میاد، معنای اسم کتاب و اصطلاحات ژاپنی برام جالب بود.#عطر_سنبل_عطر_کاج (فیروزه جزایری دوما)این کتاب اولین سفر نامه ای بود که خوندم و خیلی دوسش داشتم داستان سفره فیروزه از عطر سنبل بر روی سفره هفت سینه تا عطر کاج کریسمس است.کتاب #دوباره_فکر_کن (#آدام_گرانت)از این کتاب میشه به عنوان یک کتاب درسی استفاده کرد طوری که سر تا سر نکته است و از صفحه به صفحه کتاب میشه چیز جدید یاد گرفت ولی من متاسفانه این جوری کتاب رو نخوندم و قصد دارم دوباره برگردم و از اول بخونمشدر این کتاب از اهمیت بازاندیشی فردی و به روز رسانی دیدگاه هایمان و معایب تعصب ها سخن می گوید. و همین طور به بازکردن ذهن دیگران و باز اندیشی بین فردی و جمعی اشاره می کند. اگر کسی هستید که دوست دارید در مذاکرات عملکرد بهتری داشته باشید این کتاب می تواند راهنمای خیلی خوبی برای شما باشد و به شما کمک کند.کتاب The Boy, the Mole, the Fox and the Horseاین کتاب تلفیقی از مهربانی ،دوستی ،ارزش ها،شکیبایی،قدرشناسی و حس های خوب دیگه است خیلی راحت در یک نشت تمام می شود، این کتاب را می توان در آغوش گرفت تا به خودمان یادآوری کنیم که اگر زندگی مملو از ناملایمات است، خانواده و دوستان چقدر می توانند به ما کمک کنند.کتاب #کافکا_در_ساحل (#هاروکی_موراکامی)قبل از خواندن این کتاب خیلی درباره اش نظرات خوبی نشنیده بودم و انگار به نظر همه کتاب خیلی گیج کننده و نامفهومی بود ،نمی توانم منکر اینکه این کتاب کمی گیج کننده است بشوم ولی حداقل نامفهوم نبود ،اینکه موراکامی زندگی کسانی را می نویسد که از نظر عموم مردم زندگی خیلی حوصله سربری دارند بسیار جذاب می نویسد و زندگی آنان را به موسیقی و کتاب آغشته می کند و آن را در غالب رمان می نویسد که به نظرم بهترین بخش ماجراست.در باره این کتاب می توانم نا فردا حرف بزنم و حتما بخشی از حرف هایم را در پست مجزایی می نویسم.#بادبادک_باز (#خالد_حسینی)او گفت : خیلی می ترسم.و من گفتم : چرا؟و او گفت : چون از ته دل خوشحالم ، خوشحالی این شکلی وحشتناک است.ازش پرسیدم : چرا؟او گفت : وقتی سرنوشت بخواهد چیزی را ازت بگیرد ، می گذارد این طور خوشحال باشی. این کتاب هم از آن دسته کتاب هایی است که نمی شود آن را زمین گذاشت. کتابی که شما را به ترن هوایی تمام احساسات انسانی خواهد برد،شادی، ترس، غم، شرم، اندوه، خشم، شادی، هیجان، معصومیت کودک و مسئولیت های بزرگتر. همچنین تجربیات و شرایط بد مردمی را که پس از جنگ به سر بردند و در فقر شدید و بحران، ویرانی، گدایی، مردن، ظلم و ستم تا نشاط و کمک و حمایت زندگی کردند، بیان شد. این کتاب اینقدر احساسی، تأثیرگذار و پر از خاطرات کودکی هست. در واقع من کلماتی برای توصیف درخشش این رمان نداریکی از قسمت های زیبا این کتاب وقتی است که امیر در جستجوی سهراب با تک تک چیزهایی که در افغانستان دید، خاطرات زیبای کودکی خود را با حسن و بابا به یاد می آورد.یکی از بهترین پیام های این است که همه می توانند انسان بهتری شوند بدون توجه به گذشته ای که زندگی کرده اید، اولین قدم این است که خودتان را ببخشید.حتماً کتابی است که باید بخوانید.</description>
                <category>آوایوسفی</category>
                <author>آوایوسفی</author>
                <pubDate>Sat, 21 Oct 2023 20:38:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب سقوط اثر آلبر کامو</title>
                <link>https://virgool.io/@ayussssefi/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%88-gdclya79ayjm</link>
                <description>سقوط آخرین اثر آلبر کامو و اولین کتابی بود که من ازش خوندم . ژان شخصیت خوش سخن کتاب قاضی توبه کاری است که داستان سقوط خودش را به صورت تک گویی به شخصی به نام&quot; ژان بانست کلمانس&quot; بیان می کند. با مخاطبی است که ما از او چیزی نمیدانیم ،انگار که کسی با تلفن صحبت میکند و ما فقط در جریان مکالمات یکی از دو طرف قرار میگیریم .آلبر کامو در سراسر کتاب از رذائل اخلاقی می‌گوید؛ از داوری و قضاوت علیه یکدیگر، از فریب و دروغ خود و جامعه سخن می‌گوید. او این مفاهیم را در قالب شخصیت اصلی داستان و از زبان او در یک تک گویی زیبا به رشته تحریر در می‌آورد. سقوط چون آیینه‌ای است در مقابل جوامع بشری تا با حقیقت دروغ، فریب، قضاوت و داوری روبرو شوند. و به حقیقت جامعه‌ی بیمار خویش پی ببرند.کامو اینقدر از مفاهیم عمیق فلسفی زندگی بشری تو این کتاب حرف میزنه که خیلی نمیشه اسم داستان روش گذاشت. کل کتاب مونولوگ های ژان وکیل تراز اول فرانسه با شخصی ناشناس و غریبس .به نظرم این شخص مخاطب صحبت های ژان ماییم خود خواننده . ژان انسانی خوشبخت ، محبوب و راضی از خویشتن و عملکرد خود . تا اینکه شبی فریاد زنی رو میشنوه که خودش رو به درون رودپرت میکنه و او توجهی به این موضوع نمی کنه و از اینجاست که سقوط او مرحله به مرحله اغاز می شه . خواننده طی خوندن کتاب با دیدن بعضی اشتراکات در زندگی خودش و ژان به این نتیجه می رسه که خودش هم مدت هاست مسیر سقوط رو در پیش گرفته.کتاب سختی بود حداقل برای من یک بار خوندن کتاب کافی نیست احساس میکنم کلی حرفایی که کامو میخواسته متقل بشه هنوز تو متن مونده و تفهیم نشده. سارتر این کتاب رو زیبا ترین و فهم ناشده ترین اثر کامو دونسته و گفته سال های سال زمان لازمه تا مخاطب مفاهیم عمیق این اثر رو به درستی درک کنه.رمان سقوط تصویر پوچی از هستی و زندگی را باز می‌نماید. این کتاب که به صورت منولوگ نگاشته شده‌‏است, بیان می‌کند که هیچ انسان بی‌گناهی وجود ندارد. هر گناهی که در جهان صورت می‌گیرد به پای همه نوشته می‌شود.</description>
                <category>آوایوسفی</category>
                <author>آوایوسفی</author>
                <pubDate>Thu, 05 Oct 2023 15:01:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب کتابخانه نیمه شب</title>
                <link>https://virgool.io/@ayussssefi/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%A8-eniemmrgagxd</link>
                <description>من به تو می گویم حسرت گذشته را نخور ولی مت هیگ به تو کتاب کتابخانه نیمه شب را می دهد شاید هر دویمان توانسته باشیم منظورمان را برسانیم ولی می توان، داستانی که مت هیگ تعریف می کند را زندگی کرد و با نورا شخصیت اصلی کتاب همزاد پنداری کرد. پشیمانی موضوعی بود که خیلی عمیق به آن اشاره شده بود.من در دوران نوجوانی ام اگر می خواستم کتابی از حسرت هایی که دارم بنویسم این کار برای من کار سختی نبود بلکه به راحتی می توانستم تمام آن صفحات را با آه و اندوه پر کنم ولی این که کسی به من دفتری خاکستری از حسرت هایم بدهد نمی توانم واکنش خودم را پیش بینی کنم ولی این کتاب خاکستری برای من قطعا کتابی است که منشاء همه مشکلاتم و در عین حال چاره آن ها است ولی باید این را در نظر گرفت حسرت های ما اصلا واقعیت ندارند و تنها راه اثبات آن زیستن است.مت هیگ از طریق انبوهی از زندگی هایی که نورا در کتابخانه نیمه شب کاوش می کند، به موضوعات قابل تاملی مانند پشیمانی، پذیرش خود، همدلی، خودشناسی، و به پیامدها می پردازد. همانطور که نورا این زندگی های متناوب را دنبال می کند، شنوندگان تشویق می شوند تا در مورد تصمیمات خود فکر کنند و اهمیت پذیرش زمان حال و یافتن رضایت در درون خودمان را برجسته کنند.&quot;لازم نیست برای چشیدن طعم پیروزی تمام بازی ها را امتحان کنیم. عشق، خنده، ترس، درد، در همه دنیا به یک شکل هستند. فقط باید چشم هامون رو ببندیم و از طعم اون نوشیدنی که در مقابل ماست لذت ببریم. &quot;برای من کتابی راحت خوان بود شما می توانید در سفر نورا غرق شوید، تنوع بین دنیا های موازی برای من جالب بود در یک دنیا استاد فلسفه و در دنیای دیگر موزیسین بود و به موضوعات واقعی وبه روابط متفاوتی اشاره شده فقط به یک رابطه عاشقانه اشاره نکرده بود. و به مخاطبان گوش زد می کند که هیچ زندگی وجود ندارد که بتونیم توش تا ابد غرق شادی محض باشیم و این تصور که همچین زندگی ای وجود داره فقط باعث میشه توی زندگی فعلی مون بیشتر احساس غم کنیم.این رمان به ما این امکان را می دهد که به پرسش های قدیمی فلسفی زندگی بپردازیم. آیا واقعاً زندگی شما بهتر می شد اگر متفاوت انتخاب می کردید؟ چه چیزی ما را واقعاً خوشحال می کند و ما به دنبال چه هستیم؟</description>
                <category>آوایوسفی</category>
                <author>آوایوسفی</author>
                <pubDate>Fri, 15 Sep 2023 19:36:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب کار عمیق</title>
                <link>https://virgool.io/@ayussssefi/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82-igyraxyi1zea</link>
                <description>قوانین و اهمیت کار عمیق در دنیایی چر از حواس پرتی برای موفقیتکتاب که این ماه خوندم و می خواهم راجبش بخوانید اسمش &quot; کار عمیق &quot; است ، نوشته آقای کال نسوپرت است . با خوندن این کتاب یاد می گیریم کار عمیق چی هست و به چه دردی رو از ما دوا می کنه .این کتاب برای من قطعا یک کتاب بسیار جالب است چون من شخصا یک مدت هست که مداوم دارم برنامه نویسی تمرین می کنم و این کتاب هم درباره این هست که در حد امکان در کارتان توی این دنیای آشفته و پر از حواس پرتی متمرکز انجام بدید که بتوانید بیشترین بازدهی را در بازه زمانی کوتاهی بگیرید و عمیق، مترکز کارتان شوید و در همین بازه کوتاه کار عمیق هست که ذهنتان مشکلات سخت را حل می کند.یک موردی که باعث شد این کتاب برای من کتاب جالبی باشد این است که درباره درس خواندن یا کار کردن در یک بازه مشخص و کوتاه ولی بسیار مفید و پر بازده برای ما باشد صحبت می کند، من این کتاب را برای بار دوم این ماه خواندم بعد از حدودا دو سال و نکته جالب این است که اصلا محوریت اصلی و نکات مهم آن را فراموش نکرده بودم ولی وقتی مجددا آن را مطالعه کردم باعث تلنگر خوبی برای من شد.همان طور که از اسمش مشخصص است باید دستم بیاد که هر دفعه به چه مدت می توانم عمیق کار کنم چون برای من و در حیطه کاری من خیلی مهم هست که چقدر عمیق می توانم غرق کارم بشوم ، مخصوصا در زمانه ای که مدت زمان تمرکز برای انسان ها به واسطه فضای مجازی کاهش قابل توجهی در این چند سال داشته است و من خیلی خوندن این کتاب رو به همه پیشنهاد می کنم.مهارتی که به شما امکان می دهد به سرعت در کاری یا ضمینه اس متخصص شوید و در زمان کمتر نتایح بهتری بدست بیاوریددر بخش اول نویسنده تمام تلاشش را می کند تا شما را قانع کند که کار عمیق شیوه بسیار مناسبی برای کار است مثلا در مقایسه دفتر کار های باز که کارمندان با هم به صورت مشارکتی تمام تایم اداری را باهم کار می کنن و در فضایی باز در با یکدیگر در ارتباط هستند شاید موجب اکتشافات جدید و الهامات موثر شوند اما کار کردن به صورت فردی و متمرکز باز دهی بیشتری نسبت به مورد اول دارد.یکی از اولین سوالاتی که کتاب مطرح می کند این است که چگونه می توانیم در اقتصاد جدید فردی موفق باشیم ؟دو توانایی و مهارت کلیدی که داشتن آن ها برای رسیدن به موفقیت در عصر دیجیتال ضروری است:1. مهارت یادگیری سریع کار های سخت و دشوار2. مهارت تولید محصول یا خدمات درجه یک از دو بعد سرعت و کیفیتتفاوت میان یک فرد متخصص و غیر متخصص در یک حوضه به پارامتر های زیادی مربوط است اما آن پارامتری که به موضوعیت کتاب نزدیک تر است وجود تلاش و پشت کار آگاهانه و بلند مدت برای پیشرفت و ارتقا در زمینه ای خاص است. با گزاشتن تمام تمرکز و توجه تان به مهارتی که تصمیم دارید در آن حوضه متخصص شوید و در حیطه ارتقا پیدا کنید باید از اشتباهات خود نیز در این مسیر بشناسید و در طی زمان آن را اصلاح کنید و این آزمون و خطا کردن درطی بازه زمانی که به آن کار اختصاص داده اید از شما متخصص می سازد.در بخش بعدی کتاب پس از اقناع مخاطب به کار عمیق حال نوبت به قوانیین و قواعدی می شود ، همان طور که قبلا اشاره کردم دنیایی که در سال 2023 در آن به سر می بریم پر شده از حواس پرتی و کار های سطحی ویدیو های بیست تا سی دقیقه ای یوتوب مخاطب های خود را دارد از دست می دهد و آن ها را به سمت ریلز های دو دقیقه ای اینستاگرام می کشاند ، یا حذف یا محدود کردن امور سطحی و کم عمق می توانیم ذهنمان را برای انجام کار عمیق و بدون حواس پرتی آماده کنیم.ما دو نوع کار داریم یک سری کار های سطحی (shallow work) که به زمان و تمرکز کمتری نیاز دارد مثل پاسخ گویی به پیام ها ایمیل ها و از آن طرف کار عمیق (deep work) که باید برای انحام آن ها یه طولانی مدت سر کاری مشغول باشی به طور مثال می توان به نویسنده ای اشاره کرد که به مدت پنج ساعت خود را در اتاقش حبس می کند تا رمان نیمه تمامش را تمام کند این نویسنده عزیز ما می تواند در هنگام کار به جواب دادن پیام هایش برسد ولی دیگر نمی تواند در کارش متمرکز هم باشدروش ریتمک هم می تواند به ما در این مسیر کمک کند یعنی اینکه مقاطع کار عمیق را به صورت پیوسته در زندگی خود جاری کنید مثل همان کاری که در قانون اثر مرکب از ما خواسته شده است. یکی از مزایای ریتمیک یا روتیناز کردن عادات این است که دیگه لازم نیست که انرژی زیادی برای اراده انجام آن کار ازخودتان نشان دهید همین که به صورت زنجیر وار با برنامه ریزی عاداتمان را انجام دهیم کافی است. برای مثال کاری که من انجام می هم برای داشتن کار عمیق برای خودم نود دقیقه زمان می گذارم و در این بازه زمانی تمام تلاشم را برای متمرکز بودن می کنم و به عنوان پاداش ده دقیقه ذهنم را آزاد می کنم و نکته مهم این جا این است که مباید در فاصله پاداش به سراغ فضای مجازی و امثال آن بروم ، من برای شروع از بیست و پنج دقیقه استفاده کردم که می توان این بازه زمانی را به مرور افزایش داد.با انجام کار عمیق است که ما می توانیم ارزش خلق کنیم کاری منحصر به فرد و خلاقانه انجام بدهیم و مهارت های خود را ارتقا بدهیم ، طبق گفته کتاب با کمک کار عمیق و متمرکز است که ما می توانیم خروجی بهتری در بازه زمانی کمتری داشته باشیم که باعث ارتقا کیفیت کار ما در میان رقبا می شود.گام اول ما کار عمیق می تواند بیشتر کردن فاصلیمان با فضای مجازی و حواس پرتی های سطحی باشد مثل قطع کردن آن به مدن یک یا دو روز در سال باشد و یا محدود کردن خودمان از فضای مجازی و مورد های مشابه دیگر که همه این ها حواس ما را از ارزش های اصلی مان و کارهای واقعا ارزشمند پرت می کند.و در آخر قدرت کار عمیق را دست کم نگیرید چرا که می توند سلاحی قدرت مند برای شما در قرن بیست و یک باشد.-کتاب کار عمیق نوشته کال نیوپورت و ترجمه خانم ناهید ملکی از انتشارات نوین</description>
                <category>آوایوسفی</category>
                <author>آوایوسفی</author>
                <pubDate>Tue, 15 Aug 2023 20:44:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>