<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های اعظم اسکندری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@az.skandari</link>
        <description>اعظم اسکندری مربی عادت سازی به شما کمک می کند تا عادت هایی  ایجاد کنید که باعث موفقیت در کسب وکار، زندگی شخصی شما می شود.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 14:16:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1805816/avatar/yDFZLy.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>اعظم اسکندری</title>
            <link>https://virgool.io/@az.skandari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چطور روز بد رو به نفع خودم تغییر دادم!</title>
                <link>https://virgool.io/@az.skandari/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%AF-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B9-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%85-gakxoexffir8</link>
                <description>امروز می خواهم دلی حرف بزنم.در مورد چی ؟در مورد اینکه زندگی واقعی است. واقعا خیالی نیست! همه چی ما دلمون بخواد اتفاق بیفته. هر روز کاری مون یا شخصی بر وفق مراد ما باشه بلکه هر لحظه اش اتفاق های پیش بینی نشده ای یهو ظاهر میشه؛ دلت میخواد بزنی زیر گریه ، داد بزنی، بزنی همه چی رو خراب کنی و تمام.اما خیلمون الان زنده ایم و روزهامون سپری می کنیم و الان دارید این مطلب رو می خونید.آره با تمام مسایل و چالش، مشکلات باز روز شب می کنیم و فردا از پس فردای دیگری می گذره. قشنگیش اینه روزها و اتفاق های باحال میفته کیف می کنیم و میگیم بح بح زندگی همینه.عجب زندگی وعجب موجوداتی هستیم. گاها خنده داره. عجیب موجوداتی هستیم؛ سرسخت! لجباز! بی خیال! سخت کوش! پوکر فیس! و .....بازم با تمام این تفاسیر باز ادامه می دهیم زندگی رو . تازه گاها قول های عجیب غریب زیادی هم به خودمون می دیم دریغا خبری از متعهد شدن در خیلی قول هامون نیست. اصلا یادمون میره چه قولی دادیم؟! کی دادیم؟! چرا دادیم؟! لامصب همین قول دادن و پاش نموندن داره حالمون رو بدتر از قبل می کنه؛ بیشتر از خودمون و دنیا وزندگی بدمون میاد. باز می افتیم تو دور باطل.دقت کردید اوضاع رو خودمون برای خودمون تنگ تر می کنیم؟!!!!!!می خواهم بگم دنیا از اونی که هم فکر می کنیم جدی تر نیست؛ واقعی هست اما جدی و خشک نه. یکم منعطف باشیم یکم تو شرایط بد به کار خودمون بخندیم. انصافی بعضی کارا دیگه انقدر بزرگ و غیر قابل حل و فراتراز تحمل نیست. ما یکم سوسول تر شدیم.می دونید ازوقتی که فهمیدیم یه سری جا تنهاییم، یه جاهای خودمون باید کارامون انجام بدیم و کمکی نیست ( این سن می تونه از شروع مدرسه رفتن ما در ابتدایی باشه یا دروان نوجوانی و جوانی) یهو دلمون هوری ریخت. ترسیدیم. فرار کردیم. جنگیدیم. یا سکوت کردیم تا بگذره و رد بشه.الان رسیدیم به این جای که هستیم( مخاطب عزیزم یقینا به سطحی بالاتر از من ضعیف قبل خودت رسیدی که داری اینجا مطالب رو می خونی. دمت گرم).اول بهتره که دیگه قولی ندیم به خودمون! اره تو حال بد خودخوری کنار بذاریم یا حداقل دوزش کمتر کنیم. بعد یکم از دور به مسیله نگاه کنیم. این جوری متوجه می شیم انقدرها هم اوضاع داغون نیست. حالا بخند. اره به شرایط بخند.دوم بهتره روتین و عادت های زندگی که داریم یادمون بیاد و بریم سراغش. اینجوری ذهنمون درگیر کار میشه. فکر می کنه روز معمولی هست. سریعتر مغزمون برمی گرده به روال نرمال.خود من الان که دارم این مطلب رو می نویسم جدا چند روز متوالی ادم ها سرکارم گذاشتن و سرقول و تایمشون نبودن، بدون اینکه قبلش اعلام کنند. مثل همه اول بهم ریختم، عصبی شدم. خاستم فحش و بدو بیراه بگم (قشنگ تو ذهنم اومداا ) مکث کردم از دور نگاه کردم و واقعا خندیدم. بعدش عادت های روزانه که بعد جلسات رو داشتم این لحظه شروع کردم به اجرا.مغز ما جالبه دیگه فرق بین واقعی و غیرواقعی رو نیمفهمه هر چی به خوردش بدی همون تغذیه می کنه و بزرگش می کنه. فکرش بکنید اگر حرص،غر، عصبانیت رو هی بهش بدی فازش از عصبانیت به خشم هم میره و بقیه اش خدا داند چی میشه.اگر مغز یهو از یک فاز بد شیفت بدید به عادت های روزانه، کارای مثبت مثل مرتب کردن، نظافت، مطالعه، تیک زدن کارای اداری، ورزش، فیلم، نوشتن، قدم زدن، مراقبه . باور کنید مغز یادش میره اتفاق قبلی رو یا شدتش رو خیلی کم می کنه تا شما بقیه روز زندگی کنید ورای اتفاق های که افتاده.نکته ی خیلی خیلی مهم: اگر موضوعی که براتون پیش اومده در ارتباط با رفتار کسی هست، بهتره در یک اعتراض درست، واقعی حستون رو بیان کنید حتی روی کاغذ یا به صورت پیامک. لطفا بدون تخریب شخصیتی باشه صرفا اتفاق رو بگید و حسی که به شما داد. به این روش می گن خودابرازی.قدرت عادت های مفید و موثر در چنین شرایطی خودش رو نشون میده و می تونه شما رو از خیلی حال بد، مسیر بدتر، انتخاب های نادرست تر، تصمیم های آنی، قضاوت های اشتباه، قول های آتشین و نافرجام رهایی بده.</description>
                <category>اعظم اسکندری</category>
                <author>اعظم اسکندری</author>
                <pubDate>Sun, 25 Dec 2022 19:59:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علم بهتر است یا ثروت؟ هیچکدوم عادت بهتره!</title>
                <link>https://virgool.io/@az.skandari/%D8%B9%D9%84%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-ddbgzzmf45hi</link>
                <description>یکی از آشناترین و عمیق ترین موضوعات انشا در دوران مدرسه این بود &quot; علم بهتر است یا ثروت؟&quot;اما این موضوع در همان ابتدایی تمام نشد بلکه هر سال که بزرگتر شدیم پاسخ های متفاوتی براساس ادراک زمان خودش دادیم. الان هم یقینا دچار دوگانی پاسخ هستیم.دیروز داشتم کتاب &quot; بیندیشید و ثروتمند شوید&quot; را می خواندم. این کتاب جز کتاب های حوزه هوش مالی ست. حرف جالبی نوشته شد علم پیش نیاز و مقدمه ی ثروت هست. این مطلب هم توسط اساتید ایرانی و خارجی برجسته هم بیان می شود. واقعیت  خودم متوجه این مطلب در سال های گذشته نمیشدم. چون یاد گرفتیم وارد بازار بشو، کار کن، با آدم ها ارتباط بگیر، مذاکره کن، بفروش ، پول در میاد.من خودم در یک خانواده ی بزرگ شدم که شغل پدر و برادرها آزاد است. همین رویه قشنگ هر روز به چشم میبینم. خدا روشکر درامد پدر خوب است و آموزه های سنتی جواب می دهد اما اون درامد و سبک زندگی ثروتمندی وجود ندارد. از قضا خودم وارد کار آزاد شدم و این بار کمی مدرنیته تر کار شروع کردم. یعنی فروشگاه اینترنتی راه انداختم. مشغول محتوانویسی، جذب مشتری، فروش و....اماااا یک جای کار هنوز می لنگید چرا به درامد بالا نمیرسم، بلکه مثل بقیه مغازه دار ها صبح میام دفتر عصر کرکره رو میکشم پایین و میرم. به معنای واقعی نون و بخور نمیر در می اومد. قبول دارم تازه کار بودم و کلی فوت و فن لازم هست تا یاد بگیرم.یک سری نصایح و توصیه ها هم دریافت می کردم اما عمل کردنش رو بلد نبودم، وقت کم می آوردم. اهمال کاری هم اضافه کنیم. سن جوانی و تفریحات، بازیگوشی های این دوره هم نادید نگیریم. با همه این تفاسیر ثروت کلان نبود.اینم عرض کنم شخصیتی اهل مطالعه و علم نیز هستم. هر روز بین 2تا3 ساعت مطالعه و آموزش دارم. فکر کنم تونستید تصویر سازی کنید که من وسط بین علم و ثروت قرار دارم، از طرفی به شدت اهل علم آموزی، از طرف دیگر تربیت شده در خانواده بازاری. حالا عجیب دلم می خاست که این موارد باهم ترکیب کنم. ( در گوشه ی ذهن داشته باشید افراد سنتی خیلی کتاب متاب و آموزش ها تئوری را نمی پسندند، تقریبا ماهی یک بار در جنگ وتعارض با بزرگترهام هستم)یک فرد سمج و عملگرا بابت اجرای اموزش ها هستم. تا به خودم اثبات کنم با علم ثروت ممکن است. انگاری با درونم جنگ دارم، وسط مدرنیته-سنتی گیر کردم.خلاصه ! با صرف تایمی بالای 10و15 سال مطالعات پراکنده و دنبال چرایی ها بودن، به جواب کاملا تضمین شده رسیدم. می پرسید چی هست؟ بیایید تا بگم.لطفا ذهنیت و پیش داروی، قضاوت های خودتون چند دقیقه ی کنار بذارید و با خودآگاهی و بی طرفی ادامه مطلب رو بخونید.اگر کتاب &quot; ثروتمندترین مرد بابل&quot; را خونده باشید که توصیه می کنم حتما بخونید. کاملا روشی قدیمی و باستانی هست که الان هم 100درصد قابل اجراست. درست برای زمان حال جوابه.علم یا مهارتی که در یک حوزه کاری یاد میگیریم خیلی کمک کننده برای خبره شدن و متخصص شدن است. درنهایت فرد متخصص و با مهارت، درامد بالای داره. چون مشتریان ویژه و زیادی برای خود داره وتبدیل به برند در حیطه کاری و اخلاقی خود خواهد شد. همگی با کمی جستجو در شهر و اطراف خود به چشم می بینییم.خب این ها رو گفتم که بگم بله علم ، دانش ، مهارت مولفه ی اول و پایه ثروت است. امااااااااااااااامسیله درست اینجاست چجوری آموزش و علم هر روز در کارم جاری کنم و به مرور به ثروت زیاد برسم. ما ادم ها زود دچار روزمرگی می شویم و یادمون میره کارهای اساسی چی بوده و چطور یادمون باشه هر روز اجرا کنیم. یقین میدونم شما خواننده ی عزیز حتما کتاب، مقاله، توصیه، دوره آموزشی دیده و خونده اید؛ می دونید که مولف یا مدرس واقعا راهکار عملی که داده اگر اجرا بشه حتما سودده است. منتها ما گیرمون اینکه از کجا شروع کنم یا چکار کنم که هر روز انجامش بدم.دوستان تنهاترین راه ممکن برای کسب علم و ثروت ایجاد عادت های کوچک و آسون است تا هر روز اجرا کنید. هیچ راه خفن، خاص، بزرگ نداریم بلکه کافیه نکته ی مهم به عادت تبدیل کنیم و هر روز انجام بشه تا برسیم به مقصد و سرمنزل مورد نظرمون.واضح ترین مثال ورزشکارای بزرگ و حرفه ی هستند. باور کنید اونا پیچیده تر از ما زندگی یا ورزش نمی کنند. فقط با داشتن مربی کنار خودشون تکنیک های مهم را هر روز تکرار می کنند و رفته رفته توسعه میدند تا اینکه اجرای حرکات ناخودآگاه بشه و روز مسابقه صرفا با کمک گرفتن از ذهن ناخودآگاه تکنیک رو اجرا کنند.ورزشکاری مثل استفن کری دوم معروف به استف کری، بازیکن تکنیکی و چیره‌دست بسکتبال اهل ایالات متحدهٔ آمریکا است. او در حال حاضر بهترین شوت‌زن پرتاب سه‌امتیازی در اِن‌بی‌اِی است. میدونید بالای 1میلیون بار پرتاب 3 امتیازی رو تمرین کرده. بله تمرین و تکرار هر روزه عادت پرتاپ 3 امتیازی، یقینا در روز مسابقه انجام پرتاب با وجود استرس های جانبی سخت نخواهد کرد. چون غیر ارادی و بدون فکر تمام بدن هماهنگ میشه و پرتاب رو انجام میده.یک مثال عادی و در سطح پایین هم بزنم براتون، ممکنه الان ذهن منتقدگرتون بیاد بالا و بگه ، اون امریکایی هست، تو رفاه بوده، مربی فلان داشته، شرایط زندگی متفاوت داره، در نهایت مغلوب باور منفی اتون بشوید. کلا هر چی مطلب تازه ی که یادگرفته بودید کلا فراموش کنید و برید سراغ عادت های روزمرگی اتون.بله شما با داشتن عادت های الانتون هست که آینده اتون را می سازید. کمی به عادت های که هر روز تکرار می کنید نگاه کنید. قول میدهم همین را ادامه بدید بعد 10 سال باز همین شخص هستید حالا مقداری بالا یا پایین تر.مثالی دیگر از مراجعه کننده ام بزنم. ایشون بانوی هستند که اهل آموزش دیدن هست اما برای اجرای اموزش های کسب وکار دچار مسئله بود. خب مشخصه یک بار اموزش رو می دید بعد وارد کارای معمولی روزانه می شد؛ وقتی برای یک کار جدید نداشت. بعضی مواقع که انگیزه و حال زیاد داشت یه تکنیک پیاده می کرد اما باز فراموش می شد.بنده مدتی باهاش همراه بودم و هستم همچنان، ریز ریز عادت های ساده ساختیم و می سازیم، واقعا عادت های ساده و آسون طوری که در کمتر از60 ثانیه قابل اجرا باشه در زندگی اش پیاده سازی کردیم. هدف این هست که در شلوغی روز بتونه اموزش های که دیده رو اجرا کند.از ثبت امور مالی گرفته تا فروش، خداروشکر در این اوضاع اجتماعی پر تنش تونسته فروش خوبی رو رقم بزنه، همچنان در حال اجرا هست. قسم می خورم که با کارهای خیلی خیلی کوچک شروع کردیم. ان شاالله در ماه های بعدی که مسیر شغلی با درامد بالاتر و علم بهتر رقم زد حتما به شما دوستان اطلاع خواهم داد.علم بهتر است یا ثروت؟اگر دنبال علم بیشتر در حوزه دانشگاهی، خدماتی خود هستید یا دنبال ثروت زیاد در بیزنس شخصی خود و یا حتی کارمندی خود هستید یقینا از مسیر ساخت عادت ها گذر خواهیم کرد عادت های که کوچک هستند و پایدار، عادت های که حس و حال خوب درونشون نهفته ست. عادت های که میزان رضایت مندی از خود و زندگی بالا میبره. عادت های که وابسته به انگیزه بالا و اراده فولادین نیست، عادت های که اصلا سخت و غیر کاربردی نیست.روزمره کاری یا شخصی خود را با دقت بررسی کنید متوجه می شوید که حدود 45% کارها به صورت عادت انجام می دهید. مثل لباس پوشیدن، رانندگی، آماده کردن نوشیدنی و غذا، پاسخگویی به ارباب رجوع، نظافت، مسیر رفت و برگشت، روشن کردن سیستم و وارد فضای کاری شدن و... همگی عادت هستند و انرژی از شما نمی برد حال کارهای مهم و تکنیک های کاربردی برای ثروت سازی عادت روزانه شود در نهایت ما رو به ثروت می رساند. نتیجه می گیریم ساخت عادت درست و مفید پاسخ سوال امروز ما شد.</description>
                <category>اعظم اسکندری</category>
                <author>اعظم اسکندری</author>
                <pubDate>Sat, 19 Nov 2022 17:44:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>3 حق اساسی انسان که نمیدانیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@az.skandari/3-%D8%AD%D9%82-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-d9giytsx5lwb</link>
                <description>امروز می خواهم 3 مورد از حقوق اساسی شما و من به عنوان انسان که از وجودش در درون خود غافل هستیم را بیان کنم. چرا که انسان ها وقتی در این دنیا پا نهادند، براساس طبیعت خلق شده و ویژگی های که در وجود انسان قرار گرفته است. حقوق های نیز وضع شده است. مانند حقوق بشر از دو هزار سال قبل توسط سقراط شکل گرفت.لطفا با ذهنی خودآگاه این مقاله را همراهی کنید و در آخر برای هر کدام از حقوق خود امتیاز بدهید ( بین صفر تا 5) تا ببینیم چقدر از این حق مان استفاده می کنیم.1. ما حق داریم شکست بخوریم.2. ما حق داریم سوال بپرسیم.3. ما حق داریم خود را همان طوری که الان هستیم دوست بداریم.بله، ما اولین شخصی هستیم که حق شکست خوردن را از خود می گیریم.مبادا اشتباهی کنم! درصدد هستیم تا جای ممکن کاری را شروع نکنیم مگر اینکه موفقیت و مسیر رو به رشد در آن شفاف باشد.این نکته راعرض کنم هر چند از توصیه ها و مشورت ها بهره ببریم می توانیم نگاه کلی را در اختیار داشته باشیم که این خیلی خوب است و حتما وجود منتور در زندگی ضرورت کامل دارد. اما قدم های که در مسیر کاری یا ورزش و یا مهارتی برمیداریم مخصوص ماست. با توجه به روحیات شخصی و منحصربه فرد خود این مسیر شکل می گیرد. پس در جزییات محال هست شکست نخوریم یا اشتباهی مرتکب نشویم.پذیرش شکست جز حق لاینفک من انسان است.کارآفرین شدن، خویش فرما بودن پر از شکست و شروع مجدد و... است؛ ما حق اساسی برای کارافرین بودن را داریم. منتها اغلب نمی خواهیم بپذیرم که ازاین حق استفاده کنیم. برای همین شغل کارمندی راحت ترین کار محسوب می شود.درد کشیدن برای کسب موفقیت جز حق انسانی ما هست، چون درد لذت بخش است. یک مثال آشنا بزنم که همگی این درد لذت بخش را کشیدیم. خاطرتان باشد وقتی روزهای اول باشگاه رفتیم، کوفته شدن بدن، درد عضلانی، سخت راه رفتن با اینکه درد بود اما لذت می بردیم. این درد قشنگ هست و در پی آن ساخته شدن وجود دارد.شما حق دارید دشمن داشته باشید، پشت سر شما حرف بزنند و حتی فحش بدهند چون این نیز جز حق انسانی شما هست. یکی از اولین بحث ها در موفقیت ایجاد دشمن است. توجه داشته باشیم ما به هیچ عنوان دشمن تراشی نمیکنیم. بلکه وقتی راه پیشرفت طی می کنیم به وجود آمدن دشمن طبیعی ست؛ هیچ ایرادی هم ندارد که دشمن دارید. حالا شما بفرمایید چند تا دشمن دارید؟!؟!دوستی می گفت : &quot; زندگی یه قانون داره یا تو پشت سرکسی حرف می زنی یا دیگران پشت سر تو حرف می زنن.&quot;هر کسی حق انسانی اش ایجاب می کند شکست عشقی بخورد، بله درست شنیدید شما هم حق دارید در عشق شکست بخورید. شکست عاطفی ما را محکم می کند این حق را حدالامکان از خود نگیرید. تجربه ها و آگاهی های که کسب در این شکست لمس می گردد کمک بزرگی برای انتخاب همسری مناسب تر، با معیارهای بالاتر شما خواهد بود. پس تلاش کنید تا رابطه عاطفی قشنگ تر را بسازید.یکی دیگر از حقوق انسانی ما این است از هرجای از هر زمانی می توانیم مجدد از صفر شروع کنیم. کاری را انجام دهیم بعد نقطه سرخط، از نو حرکت را آغاز کنیم. مانند ورزشکاران حرفه ی که بعد از مسابقات جهانی یا المپیک، دوباره تمرینات را از سر می گیرند. پیمانکارانی که پروژه ی را تمام کردند باز پروژه جدید از نو شروع می شود. حتما شما هم این چنین تجربه ی دارید.&quot;سوال پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است.&quot;این جمله را خیلی شنیدیم متاسفانه دراجرا و سوال پرسیدن هنوز به بلوغ نرسیدیم. دلایل متعددی چون خجولی، ترس از مسخره شدن، ترس از تحقیر، ترس از احمق بودن. همگی این موارد بازی های درونی ما هست که اجازه بیان سوال از ما گرفته است. فکر می کنیم خودمان باید تلاش کنیم، سرچ کنیم، زمان صرف کنیم تا پاسخ سوالاتمان را پیدا کنیم. در واقعیت اینقدر زحمت نیاز نیست هر جای حس کردید با شخصی متخصص تر در حوزه ی سوالاتتان هست ارتباط بگیرید و سوال خود را بپرسید.علت این که ابزارها، خدمات فیزیکی و انلاین ایجاد شده و همچنان با سرعت بالا در حال خلق شدن است؛ به این خاطر است که ما انسان ها افکار، آرزو، رویاهایی در سر داریم و دوست داریم شرایط آن را فراهم آوریم، از استفاده آن ها لذت ببریم.این لذت و تلاش برای ایجاد چیزی از دوست داشته شدن خودمان نشئت می گیرد. خود شما ورزش برای هیکلی تراشیده و خوش فرم دوست دارید و به باشگاه می روید. فردی نجاری براش جذاب است و مهارتش را یاد می گیرد تا هنری خلق کند.اما اغلب آدم ها با بهانه و دلیل تراشی های مختلف قدمی بر نمیدارند و یا در صورت فعالیت صرفا یک سری کارهای روتین و معمولی با توجه به شرایط فعلی شان انجام میدهند. وقتی هم به آن می گوییم فلان کار را انجام بدهید جوری رفتار می کنند که از گفته ی خود پشیمان می شویم.لطفا، خواهشا اول اول خود را دوست بدارید. همین،الان خود را ببینید و دوست بدارید با تمام کمی و کاستی های موجود که در شما هست. هر کسی عیب ها، ضعف، ایرادتی دارد اما خیلی موارد مثبت و داشته های دارد که اگر تک تک آن ها را ذکر کند یقینا از عدد 100 بیشتر خواهد شد.ما حق داریم خودمون رو هر جور که هستیم دوست داشته باشیم. نسبت به خودمان حس خوب داشته باشیم و برای حال خوب خود تلاش کنیم.تمرین اول:همان طور که در ابتدای مقاله عرض کردم برای هر کدام از حقوق خود امتیازی بین صفر(کمترین) تا پنج (بیشترین) به خود دهید. بعد برای هر کدام که پایین تر هست تجربه ی از زندگی خود به یاد آورید و ببینید چه کاری و یا تدبیری نیاز بود که انجام ندادید. اگر مجدد مشابه آن پیش آید با بینش الان و حق خود چطور پیش می روید.تمرین دوم:یکی از راه ها برای بررسی خود درونی ( خودانگاره) این است که فهرستی از ویژگی های تان را تهیه کنید. این تمرین به شما این فرصت را می دهد تا گفت و گوهای درونی روزمره ی که در ذهن تان جریان دارید متوقف کنید و جداگانه داشته ها، کارها، کیستی خود را ببینید.هر سوال را حداقل 10 بار از خود بپرسید یا اگر خواستید با دوست خود دونفره انجام دهید. وقفه بین سوال و پاسخ نباشد تا بتوانید هر انچه به ذهن تان می آید را بیان کنید.من در قالب داشته هایم چگونه تعریف می شوم؟من در قالب کارها و اقداماتم چگونه تعریف می شوم؟من در قالب بودنم چگونه تعریف می شوم؟برای مثال : داشته های من پدر، یک خواهر، یک خانه، یک ماشین، یک دوست صمیمی، تعدادی دوست، یک وبلاگ ویرگول، مقاله های متعدد، مراجعه کننده های سابق، مراجع های جدید، ....کارها و اقدامات من شامل خانه داری، دخترخانواده، همسرداری، پژوهش و مطالعه، نویسندگی، مشاوره، مربی عادت سازی، رانندگی، سوارکاری، کوه پیمایی، فروشنده و....بودن من یا کیستی من؟!!؟!! پاسخ این سوال را نحوه ی ارتباط من با داشته ها و اقداماتم تعیین می کند. برای افراد شغلشان صرفا کاری هست که انجام می دهند تا روزگار خود را بچرخانند. اما برای برخی جز لاینفک وجودی شان است، طوری انگار رسالت آن در این دنیا است. کیستی ما به خودمان بستگی دارد.برای من پژوهش و تحلیل، سخنوری، مربی گری، همسرداری جز ذات درونی ام است تماما زندگی می کنم. شما هم با پاسخ به این سوالات تا حدی خودانگاره ی خود را پیدا خواهید کرد. و برای رشد در مسیر خود راه های برای تغییر مثبت و ایجاد عادات مثبت و موثر خواهید یافت.</description>
                <category>اعظم اسکندری</category>
                <author>اعظم اسکندری</author>
                <pubDate>Sat, 29 Oct 2022 19:28:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چی باعث میشه از نو شروع نکنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@az.skandari/2-%D8%B3%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-r22egxzihjqm</link>
                <description>2 عامل مهم عدم تغییر؟چی باعث میشه مسیری از نو شروع نکنیم؟ چی باعث میشه عادت هامون تغییر نمیدیم حتی اگر بدونیم اشتباه هست؟!2 عامل مهم و اساسی که نمی ذاره ما تغییر در خودمون ایجاد کنیم. با وجود اینکه می دونیم عادت الانمون اشتباه هست و یا نیاز به بهبود داره. باز مقاومت برای عدم تغییر وجود داره.1. فرض احمق بودن:ادم ها فکر می کنند تغییر به معنای احمق بودن آن ها هست. مسیر قبلی که طی کردیم یعنی احمقانه بوده! خب ما دوست نداریم حتی پیش خودمون برچسب احمق بودن بخوریم.ما برای مسیر طی شده ی قبلیمون کلی زمان گذاشتیم، حرف شنیدیم، به قولی در این راه پاهامون زخمی شده حالا من چطوری به این زخم های پاهام جواب بدم و بخواهم برگردم و یا مسیری جدید را از نو شروع کنم.بیل گیتس جمله ی معروفی در این خصوص داره که حق مطلب را بهتر ادا می کنه.&quot; مردم از تغییر می ترسند، زمانی از الکتریسیته می ترسیدند،زمانی از زغال می ترسیدند، زمانی از گاز می ترسیدند و یک زمانی از موتور می ترسیدند...&quot;اگر کمی به گذشته ی خود ما ایرانی ها نگاهی بیندازیم، اوایل مردم از نفت ترس داشتند، مواردی چون : شناسنامه، دلستر یا نوشابه، ماشین و ... که تازه معرفی شدن باعث واهمه و ترس مردم می شد. اگر شما مواردی جالب دارید در کامنت بنویسید حتما برای همگی امون جالب است، خاطره بازی هم میشه.تا حالا شده دوره ی ثبت نام کنید یا قصد شروع کاری را داشته باشید، با شور و شوق اوایل خوب پیش برید و یاد بگیرید. بعد مدتی متوجه می شوید که این کار با روحیه و یا خاسته ی اصلی شما همخوانی ندارد. اما فکر اینکه بی خیال این کار شوید و مجدد از نو شروع کنید واقعا سخت است. افکار درونی متفاوتی سراغ ما می آید. &quot; من باز عرضه ی کاری نداشتم، جواب خانواده را چی بده! فلانی بفهمه می خواد بخنده بهم، و  ...&quot;این گفتگوی درونی مخرب در ذهن ما رژه می روند و حالا برای اینکه ثابت کنیم ادم قوی هستیم. از قضا همان کار رو برخلاف میل انجام میدهیم. در نهایت حال خوب و رضایت مندی را نداریم و راه برگشت هم برای خودمان می بندیم. و برخی افراد هم بعدها شروع به غر زدن و منفی نگری به اطرافیان و جامعه نیز می کنند.در حالی که راه حل ماجرا جای دیگری هست. من با پذیرش اینکه &quot;مسیر قبلی مناسب من نیست&quot; می توانم قدم برای مسیری دیگر را تست کنم؛ این بار با اطلاعات بیشتر و استفاده از تجربه های قبلی با ثبات بهتری پا در مسیر جدید بنهم. حداقل با خودم رو راست هستم. پاسخی قشنگ تر به پاهای زخمی مسیر جدید بدهم.احساس بد داشتن برای تغییر باعث میشه تا ما نتونیم شرایط جدید را بپذیریم. مهم تر اینکه  برای بهبود زندگی شخصی و رضایت مندی خود هم قدمی برنداریم. همچنین خودمون در حالتی که الان هستیم محکوم بدونیم. از نقطه امن زندگی که ساختیم رها نشیم.برخی افراد برای تغییر قدمی برنمیدارن هیچ، دنبال مقصر برای توجیه شرایط فعلی خود هستند.این بخش از ماجرا دردآور هست. دوستان! هیچ کسی جز خود خود ما مسیول تغییر عادات و شیوه ی زندگی ما نیست. نیازی هم نیست از یک عادت بزرگ یا حرکتی سخت شروع کنیم. کافیه ریز، کوچک و نم نم مسیر تغییر رو پیش بریم. هم حس خوب ریز ریز نمایان بشه، هم دچار جنگ درونی با خود نشیم.2. کنترل گری:آدم ها فکر می کنند در عادت جدید کنترل ندارند. این عدم تسلط بر کار یا رفتار در زندگی، احساسی بد در فرد ایجاد می کند.برای ساخت عادت جدید، رفتاری جدید قرار است هر روز انجام دهیم. اینکه هر روز یادمان باشد که اجرا کنیم، کی و کجا عادت را انجام دهیم؟ چطور عادت ها رو ثبت کنیم؟ چقدر زمان می برد تا عادت نهادینه شود؟ چند روز باید تکرار کنم؟مغز ما دوست دارد کاری آسان انجام دهد تا انرژی زیادی از آن صرف نشود برای همین مقاومت بالای برای ساخت رفتار نو و جدید دارد. فرض کنید که مغز قرار است به سوالات بالا پاسخ دهد و هر روز یاداوری کند. با این اوصاف چون مغز مجبور است با شرایط متفاوت روبرو شود و کنترل بر چیز جدید ندارد. تماما تلاش می کند تا بر زندگی گذشته پافشاری کند چون آشنا و راحت است.امیدوارم به عمق عامل کنترل گری در درون خود آگاه شویم و برای ادامه مسیر زندگی از تغییرهای مثبت استفاده کنیم.با همین بینش شکل گرفته، کمی مکث کنید؛ عادت یا تغییری که شاید مدتی است تو ذهنتون بوده و دوست دارید انجامش بدید به یاد بیارید.فکر می کنی اگر عادت جدیدت روزانه بشه چه اتفاقی برای تو در آینده خواهد داشت؟فکر می کنی عادت جدید امید به زندگی تو رو چقدر بیشتر می کنه؟ ( بین 1 تا 10 نمره بدید)فکر می کنی در کنار عادت جدید چه عادات های خوبی برات شکل می گیره؟فکر می کنی با وجود عادت جدید، کدوم عادت بدت کم رنگ تر میشه؟فکر می کنی با استمرار عادت جدید چه تاثیری در ارتباطات شما در زندگی، محل کار، جامعه ای خواهد داشت؟فکر می کنی با تقویت عادت جدید به چه مرحله ی از رضایت مندی و خودشکوفایی می رسی؟لطفا مدتی وقت بذارید و پاسخ هاتون رو بنویسید. هیچ پاسخ اشتباهی هم در کار نیست، تنها راه اشتباه در خوندن این مقاله این است که هرگز پاسخ این سوالات برای خودتون ندهید و در کشف خودتون کوشا نباشید.دوستان عزیز من، هیچ وقت برای عادت سازی دیر نیست. اگر همین الان متوجه ریشه ی مقاومت خود شدید، عالیه! تیم ما راهی نو و جدید برای ساخت عادت دارد که بتوانید بدون مقاومت، بدون اراده فولادین، بدون نیاز به انگیزه بالا مسیر جدید خود را هموار کنید. به خاسته های خود به آسانی دست یابید.مطلب رو با یک جمله ی عالی از پرفسور بی جی فاگ تمام می کنم.احساس خوب در تغییر</description>
                <category>اعظم اسکندری</category>
                <author>اعظم اسکندری</author>
                <pubDate>Tue, 18 Oct 2022 18:35:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرق بین تلاش کردن و انجام دادن در چیه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@az.skandari/%D9%81%D8%B1%D9%82-%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-etacpjqgrgjq</link>
                <description>انجامش بده فقطهر زمان شخصی تغییر بزرگ یا مهمی در دنیا ایجاد می کند، به این خاطر است که کاری را انجام داده است.مثل کسی که اضافه وزن دارد و بالاخره تصمیم می گیرد سبک غذایی خود را تغییر دهد. در نهایت به تناسب اندام برسد. فردی از شغلی که سال ها در آن ناراضی بود، سرانجام استعفا می دهد. در همگی این موارد فاصله ی بین عمل کردن و بی عملی وجود دارد.&quot;برای یاد گرفتن کارهایی که قرار است آنها را انجام دهیم. تنها راه این است که آنها را انجام دهیم.&quot; ارسطوتفاوت بزرگی بین تلاش کردن و انجام دادن کاری وجود دارد. مسیله ی اصلی ما این است که هر دو را به جای هم به کار می بریم.اگر در حال تلاش برای انجام کاری هستید، ممکن است به نتیجه برسید یا نرسید. اگر نتیجه نداد یا قید آن کار را می زنید و به سمت کاری دیگر سوق پیدا می کنید یا باز تلاش مجدد می کنید و مجدد نشد بهانه ودلیلی برای آن خواهید داشت. و جالب برخی افراد حتی کاری انجام نمی دهند و فقط به مراحل اجرای کار فکر می کنند. از نظر آن ها در حال حرکت هستند. بله این حرکت هست اما عملی در آن نیست. یک نوع غیر بهره ور از زندگی می باشد.گاها بعد تلاش های زیاد می توان به نتیجه رسید اگر شانس بیاورید و موفقیت به شما رو کند.کسی که کاری را قصد می کند انجام دهد. هر چه موانع در سر راهش باشد دور می زند و به مسیر خود ادامه می دهد. هر چند شروع مناسب یا درست نباشد، بلکه نتیجه اهمیت دارد. قصد درونی و ضرورت انجام هر دو محرک قوی برای پای کار بودن است.تلاش بیشتر از نوع سرگرمی و آسانی کار است. اما با انجام دادن، کار به پایان می رسد. رضایت نهفته درانجام کار تا سالیان طولانی در ذهن شیرین و لذت بخش است. و مجدد ما را برای انجام کاری دیگر پیش می برد.تجربه ی منیک تجربه ی کاری داشتم که به زیبایی فرق بین تلاش کردن و انجام دادن نمایان است. من یک آنلاین شاپ راه اندازی کرده بودم واقعا 3 سال تلاش کردم، هر آنچه در زمان محدودم مقدور بود انجام می دادم.بقیه موارد با بهانه جویی، مقصردانستن دیگران به تعویق می افتد. تا اینکه روزی دوستم سوالی پرسید: &quot; ازاین کار به چه جایگاه و هدفی میخوای برسی ؟ من چندسال می بینم درامد بالای نداری، صرفا وقتتو می گذرونی&quot;چند روزی به این سوال فکر کردم. متوجه شدم واقعا من صرفا مشول بودم و صبح، شب می کردم. معنای واقعی تلاش کردن در من موج نمی زد. من به هیچ وجه دوست نداشتم نون بخور نمیری دربیارم (واقعیت در این 3 سال موفقیت خوبی هم جایگاه سایت و محصول داشت. اما هزینه ها به قدری بود که پولی اضافه نمی ماند که برای خود بردارم... با این ذهینت که بالاخره پول درمیارم، فروشم بالا می شود خودم مشغول کردم.)بالاخره یک روز تصمیم مهم را گرفتم. آنلاین شاپم را فروختم. سمت کاری آمدم که بجای تلاش کردن، برای انجام دادنش هر کاری نیاز هست انجام می دهم. موانعی کمی وجود ندارد، منتها راهش را با تست روش های مختلف پیدا می کنم. بله انجام می دهم و از نتایج و مسیرم رضایت درونی دارم.اگر شما هم تجربه ی بین تلاش کردن و انجام دادن دارید برای مخاطبان و من دوست داشتید در کامنت بیان کنید.انجامش بدهفقط انجامش بده!نکته حائزاهمیت در این داستان است که اگر واقعا نمی خواهید کاری را انجام دهید. محیط و دنیا دلایل زیادی برای انجام ندادن برای شما دارد. اما اگر بخواهید کاری را انجام بدهید. هیچ دلیل و مانعی شما را منصرف یا متوقف نمی کند. بهتر است به جای شخصی تلاشگر، فردی انجام دهنده باشیم.افرادی زیادی در ارتباطات دوستانه، دوره های آموزشی، کارگاه ها و سمینار دیده ام و حتما شما هم برخورده اید؛ درباره ی ایده هایشان حرف می زنند و در عمل هیچ اتفاقی نمی افتد. اگر این افراد عادت انجام دادن کارهای مورد علاقه اشان را ایجاد کنند و رشد بدهند، تغییری قابل لمس خواهند داشت.اگر انجام دادن را شروع کنید و خودتان را از بند مسائل و بهانه های جورواجور رها کنید. احتمال زیادی است که زندگی رضایت بخشی را تجربه کنید.در پایان سخن هنرپیشه انگلیسی، هیو لوری، در مصاحبه ی با مجله تایم آوت نیویورک براتون آورده ام.&quot;معتقدم وحشتناک است که در زندگی منتظر زمانی بمانید که کاملا آماده اید. الان این احساس را دارم که هیچ کس برای انجام دادن هیچ کاری آماده نیست. باید بگویم هیچ وقت فرا نخواهد رسید که کاملا آماده باشید. آن زمان الان است. بنابراین بهتر است همین الان دست به کار شوید. منظورم این است که اگر با اطمینان بگویم قصد دارم به زودی کاری مانند پرش بانجی یا چیزی شبیه به آن را انجام دهم، در واقع انجامش نخواهم داد. من اهل خطر کردن های دیوانه وار نیستم، اما الان همان زمان خوبی است که برای انجام دادن کارها به دنبالش می گردید.&quot;</description>
                <category>اعظم اسکندری</category>
                <author>اعظم اسکندری</author>
                <pubDate>Sat, 15 Oct 2022 18:02:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گره کور زندگی ام از کجا باز کنم؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@az.skandari/%DA%AF%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%86%D9%85-afwxw4kefda9</link>
                <description>گره زندگی منطناب پر از گره رو تصور کنید، از ما خاستن این گره ها رو باز کنیم، اول یه نگاه کلی به طناب و گره ها میندازیم ببینیم گره ها سفت و دشوار هست،چطوره؟!؟!؟با دقت نگاه میکنم می بینم واقعا کار ساده ی نیست، چکار کنم؟! از یه قسمتی شروع میکنم با طناب ور رفتن، چند دقیقه ی بعد کلافه میشم، طناب میندازم زمین، اصلا چکاریه بخواهیم این گره رو باز کنیم!یه چند ثانیه بی تفاوت میشینم بهش توجه نمی کنم، اما نمیشه بی خیالش شد، باید پاشم و انجامش بدم، طناب لازم داریم.این بار کمی متفکرانه بررسی میکنم و ببینم سر گره ها کجاست و یه گره راحت تر پیدا کنم، هوراااا !!!!یه گره باز شد، چه حس خوبی داره، انرژیم بیشتر شد تا باز بیشتر تلاش کنم، یکم کلنجار میرم اما ادامه میدم. بله اینم باز شد!دیگه حس موفقیت بیشتر شد و همین جوری ادامه میدم، فکر کنم یه نیم ساعتی از زمان گذشته و همچنان مشغول گره های طناب هستم، ولی من می تونم!بالاخره تموم شد و طناب باز شد.گره های زندگی امون تقریبا این شکلی هست، برای هر کسی به اندازه خودش گره کور وجود داره. هر چند اگر برای برخی خنده دار باشه، مهم اینکه گره هست و شخص باهاش درگیره. مجدد بریم میگردیم به سر طناب زندگی خودمون، اول گیر میکنیم، بعد با تصور توانایی بالامون( همون اصطلاح رایج &quot; میدونم!&quot; و &quot; بلدم!&quot; ) از جای عمیق تر و بزرگ تر شروع میکنیم به باز کردن.مدتی زور میزنیم. یه جاهای شل میشن اما باز نمیشن. حالا دیگه کلافه شدیم. ممکن جا بزنیم، ناامید میشیم، ناسزا میگیم به زمین و زمان، دیگران مقصر میدونیم، ته اش با حس نتونستن و سرزنش رها میکنیم و یه گوشه مشغول روزمرگی میشیم.افراد زیادی این مدلی هستن که با هیکل نافرم خود مشکل دارن. برخی پرخوری می کنن و دنبال رژیمن، دنبال همسر خوب و خوشبختی هستن اما نمیدونن چطوری، بعضی زودجوشن و دنبال محبت می گردن. یه سری هم حسرت درامد بالا و زندگی لاکچری دارن اما اصول ثروت رو نمیدونن. افرادی هم دنبال جامعه پیشرفته هستن دریغ از اینکه قواعد بازی رو یاد بگیرن.خیلی از این دست مسایل ریز و درشت در زندگی هر شخصی وجود داره. شما هم حتما یک طناب گره  دار درزندگی داری.لطفا یک بار دیگه به کار یا رفتاری که تو ذهنتون آرزو هست فکر کنید،آیا تا الان براش کاری کردی؟ یا اینکه انجام دادی اما رهاش کردی؟من اومدم بگم هیچ اشکالی نداره تا الان نشده به هر دلیل موجه و غیر موجهی، از الان از همین جا با همین شرایط فعلیت می تونی مجدد شروع کنی.5 سوال اساسی برای باز کردن گره زندگیاولین کار این هست که به طنابمون با دقت نگاه کنیم و ساده ترین گره رو پیدا کنیم.مثال: می خواید یه مهارت رو یاد بگیرید یا ورزش کنید. اول کارهای لازم براش بنویسیم. دوم موانع، دلیل، بهانه هاتون رو همگی بنویسید. ( گره ها همون بهونه هستن)بعد این چند سوال بپرسیم؟*آیا زمان لازم براش دارم؟*ایا هزینه لازم براش دارم؟*آیا نیاز به تلاش جسمی داره و الان ضعیفم؟*آیا نیاز به تلاش ذهنی داره و من خیلی مشغله ی فکر ی دارم؟*آیا روزت خیلی شلوغ هست و جای برای اجرای یک کار دیگه نداری؟اکنون پاسخ ها رو نگاه کنیم، ببینیم گره اصلی کدوم هست برای انجام ندادن.فرض کنیم زمان لازم نداریم. دنبال یه راهی میگردم که هر روز به اندازه ی ۶۰ ثانیه انجامش بدیم (لطفا غر نزنید داریم از گره ساده شروع میکنیم. کافیه یه هفته ۶۰ ثانیه انجام بدیم، بهتون قول میدم اگر خوشتون بیاید براش زمان بیشتری میذارید در هفته های آتی)فرض کنیم هزینه اش رو ندارم، بهترین کار استفاده از اینترنت و گوگل هست تا منابع رایگان پیدا کنیم و با اون ها کارمون جلو ببریم تا انرژی و علاقه مندی بیاد بالا. حداقل شروع کردیم و الفبای اون کار یاد میگیریم.فرض کنیم توان جسمی برای انجامش نداریم. خب بیاییم راحت ترین بخش اون کار رو پیدا کنیم و انجام بدیم. مثال شما لازم30 تا اسکات انجام بدید، اما توان جسمی برای تعداد ندارید. بیاید 1 دونه برید، بله! چند روز یک دونه برید. چند روز بعد 3 تا برید. در صورت استمرار و انجام روزانه شما حدودا بعد 3 ماه 30 اسکات راحت انجام میدید.فرض کنیم توان ذهنی برای یادگیری ندارید. کافیه یه جمله یا یک کلمه و یا فن رو آموزش ببینید. خوب بفهمید و  اجرا کنید و یاد بگیرید؛ هر روز اجرا داشته باشی، قول میدم بعد یک ماه یا یک فصل تونستید حداقل یک کتاب یا یه اموزش تموم کرده باشید.فرض کنیم روزتون خیلی شلوغ هست. اولین کار این هست برنامه 3 و 4 روز معمولی خود را جز به جز روی کاغذ بیارید. حالا با دقت نگاه کنید. حتما یه کاری هست که وقت شما را تلف میکرده کافیه یک دقیقه از اون زمان رو بردارید و به کار الانتون اختصاص بدید.هم این جوری دنبال راه حل میگردیم. تا اینکه اون یک کاری که همیشه تو ذهمنون بود رو حتی برای یک بار هم شده انجامش بدیم. بعد اگر حالمون باهاش خوب نبود میذاریم کنار. دقیقا! میتونیم تصمیم بگیریم که یاادامه بدیم یا دیگه بهش فکر هم نکنیم.نتیجه گیریباور کنید شکست ارزشمند هست و جزی از مسیر هست تا بدونیم یه سری افکار و ارزو اون چیزی نبودن که ما می خواستیم و تو ذهمنون بزرگش کرده بودیم.از گره ی کم عمق و ساده شروع کنیم به باز کردن تا گره بزرگ تر به راحتی برامون قابل باز شرن بشه، به خدا هیچ راه کار خاص و خفن و یهویی وجود نداره.باور ندارید برید زندگی ورزشکاران و افراد برجسته رو بخونید یا ببینید، که چطور از ریز ، کوچک شروع کردن و هی ادامه دادن تا رسیدن به جایگاهی که شاید فکرش هم نیمکردن .</description>
                <category>اعظم اسکندری</category>
                <author>اعظم اسکندری</author>
                <pubDate>Sun, 09 Oct 2022 12:25:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمیدونم چی در انتظارمون هست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@az.skandari/%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86%D9%85-%DA%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA-rbv9klwp4zy5</link>
                <description>نمیدونم چی در انتظارمهدر روزهای پر از تنش، عدم شفافیت دچار یک مه آلودگی برای آینده خود شده ایم. جمله های &quot; چی در انتظارمون هست&quot; و &quot; قرار چطوربشه&quot; در کلام هامون شنیده می شود. حتی در خلوت خودمون ،در شب بیداری ها تکرار می شود.واقعا چی در انتظارمون هست؟!طی تحقیقاتی گسترده که روی رفتار انسان انجام شده است، حدودا 90 درصد کارهای امروز ما تکرار روز گذشته ی ما هست. بله همان روزهای تکراری که می شنویم و می بیینیم.کافیه برای پاسخ به سوالمان یک مروری به گذشته نزدیک داشته باشیم. و به میزان کارهای تکراری امروز توجه کنیم. اگر با خودمان صادق باشیم به یک جواب واحد می رسیم.پاسخ: &quot; هیچ شق القمری اتفاق نمیفته، اگر همین جوری پیش برم نهایت همین حس و حال، درامد خواهم داشت البته اگر شانس بیارم و اتفاق بدتر نیفته. یعنی در خوش بینانه ترین حالت 2و3 درصد بهتر از امروزم. اما خدا نکنه گیر کنم در مسیله ی، بدتر از این میشم!!!!!!!!!&quot;به همین سادگی، آینده خودمان راحت قابل تخمین است. لطفا دچار توهم نشویم. روراست باشیم تا بتوانیم راه چاره ی بهتر تدبیر کنیم. حداقل واقعیت را ببینیم و دروغ تحویل خودمان ندهیم. در این صورت هست که می شود آینده ی دیگر تخمین زد.آینده ی من چطور تغییر می کند؟به شما تبریک می گویم تا این قسمت مطلب با من پیش آمدید. طبق عادت های روزانه سرسری از مقاله و عنوانش رد نشدید.کلمه تغییر واقعا هم هیجان دارد هم ترسی درونش نهفته است. تغییر یعنی پذیرش امروز خود، دیدن واقعیت ماجرا، قدم گذاشتن در مسیر و جاده جدید و ناآشنا، دست و پنجه نرم کردن با چالش ها و درد ها.امیدوارم ترس از آینده و ترس از موفقیت را در شما زیاد نکرده باشم. حالا راه حل برای تغییر امروز و ساخت آینده چیست؟منتظر پاسخ عجیب وغریب از من نباشید. چون پاسخ را همگی می دانیم. &quot; تغییر روتین و عادت های زندگی&quot;اما مسیله ی بزرگ پاسخ به این سوالات است:· از کجا شروع کنم؟· کدوم کار یا رفتار مهم تر هست؟· از کدوم عادت و کار شروع کنم که زودتر موفق بشوم؟· کی نتیجه مشخص می شود؟· چه طوری به صورت مستمر ادامه بدهم که انگیزه ام نخوابد؟· اگر سست شدم چی؟· من بارها شروع کردم اما ناامید شدم.· کلی کار داریم· تا کاری شروع می کنم از هر طرف موانع ظاهر می شود و کارم نیمه رها می شود.· یک سری مسیولیت های روتین دارم و نمی توانم رهایش کنم. چطوری عادت های جدید در کنار مسیولیت های زندگی ام بسازم؟باور کنید همگی این سوالات و موارد برای افراد موفق وجود داشت و دارد. منتها یک بار مسیری جدید با چالش های آن طی کردند و به موفقیت نسبی رسیدند. اکنون با نیروی بهتر عادت وکارهای جدیدی که احتمال موفقیت می دهند را تست می کنند. اگر هم نشد و شکست خوردند. مسیر دیگر را امتحان می کنند. بله شکست جزی از مسیر موفقیت است.راه کار درست:اگر امروز فقط و فقط یک کار کوچک را انتخاب کنم. مثل مسواک زدن، بیداری به موقع، مطالعه روزی 5 دقیقه یا یک صفحه، نوشتن یک کار مهم روز روی برگه، مرتب کردن میز کار یا اتاق خود، ورزش به اندازه 1 دقیقه و در حد کشش، مراقبه 5 ثانیه و شکرگذاری 2 کلمه ی.حالا بعد از انتخاب یک کار، زمانی برای اجرای آن مشخص کنم. مهم تر بعد انجام همان یک کار کوچک، احساسی خوب بروز بدهم. یقینا با انجام این کارها مغز شما، شما را برای اجرای مجدد همان یک کار به صورت هر روز ترغیب خواهد کرد.به شما قول می دهم این فرمول را اجرا کنید. حتی در روزهای بد و ناخوش همان کار را انجام خواهید داد. چون به صورت روتین درآمده است.نکته 1: لطفا در مسیر روتین و عادت سازی صبور باشید. همان یک کار برای مدتی چون 15 روز یا حتی یک ماه مستمر انجام دهید. بعد کار کوچک بعدی را آغاز کنید. در این مرحله شما دو کار کوچک را پیش می برید. مجدد کار دوم را برای مدتی اجرا کنید. بعد کار کوچک سوم را پیش بگیرید.و الی آخر.نکته 2: حتما برای انجام همان یک کار کوچک خوشحال باشید. از خود تشکر کنید. چون همان دانه های کوچک رشد خواهند کرد و به درخت پر بار خواهند رسید.در صورت هر گونه سوال و یا ابهامی، راهنمایی بنده در خدمت شما هستم.در آخر از شما تشکرویژه می کنم زمانی را برای رشد خود اختصاص دادید. همچنین زمانی برای من در نظر گرفتید و مطلب مرا مطالعه کردید. در انتها نظر خود را با من به اشتراک می گذارید.</description>
                <category>اعظم اسکندری</category>
                <author>اعظم اسکندری</author>
                <pubDate>Thu, 06 Oct 2022 18:39:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عادت خودت به دیگران تجویز نکن!</title>
                <link>https://virgool.io/@az.skandari/designhabit-s8vgzbqycwgr</link>
                <description>design habitنحوه ایجاد عادت برای هر کسی مثل اثر انگشت منحصربه فرد است. یعنی چی ؟ما آدم ها بر هر شی، چیز یا اتفاق و جریانی واکنش متفاوت نشون میدیم. علتش هم نوع زندگی، نگرش، فرهنگ و گذشته ی متفاوت ما است.به عنوان مثال وقتی بوی قهوه میاد کسی ممکن است لذت ببره و یا کسی دیگر دچار حالت تهوع بشه. موقع استشمام قهوه پیام رسان عصبی مغز ما دوپامین، تحریک میشه و احساسی در ما ایجاد میشه و این احساس شخص به شخص متفاوت است. برای همین است که واکنش افراد باهم فرق دارد.یکی از عواملی که باعث میشه عادتی در زندگی ما پایدار بمونه، همون حس خوب، انرژی مثبتی هست که از انجام کار یا رفتاری به ما دست میده.اخیرا خوردن قهوه در بین ایرانیان بیشتر باب شده. هر کی هم دلیل خاص خودش رو داره. مثل: رفع خوابالودگی، انرژی بیشتر برای کار، زمان بیداری بیشتر و امثال هم.می‌بینیم عادت نوشیدن قهوه به خاطر حس خوشایندی که ایجاد می کنه دوست داریم ادامه بدیم. دقیقا عادت‌ها وقتی ماندگار میشن که ما حس مثبت و شادی از انجام کار داریم.نکته جالب توجه اینجاست که، پاداش و بروز احساس برای هر کسی متفاوت است! اگر گریزی به فعل و انفعالات طبیعت نیز بزنیم می‌بینیم که در شیمی وقتی دو ماده باهم ترکیب میشن یه واکنش شیمیایی ایجاد میشه. اگر یکی از مواد اولیه رو تغییر دهیم ترکیب جدید دیگری از این واکنش اتفاق میفته.روند ایجاد عادت در زندگی آدم‌ها دارای دستورالعمل خاصی است مثل فرمول شیمیایی مواد.  (خود ساخت دستورالعمل عادت سازی نیازمند طراحی توسط مربی عادت سازی می باشد.)خیلیا از افراد دوست دارن و میخوان عادت مطالعه رو مستمر کنند در زندگی.شما هم شاید مایل باشید این عادت را در زندگی خود ایجاد کنید. خود ساخت عادت مطالعه نیازه تا خوب بررسی بشه و مطابق با روحیه و مدل شما طراحی بشه تا بتونه سال‌ها و یا مدت‌ها اجرا بشه.برای نمونه، ما اومدیم عادت مذکور را برای یکی از مراجعه کننده‌ها طراحی کردیم، برای اون شخص مفید و جذاب شد. همین دستورالعمل برای شخصی دیگر پیشنهاد شد و دو روزی امتحان کرد منتها اون رضایت و حال خوب نداشت. مجدد ما، برنامه و متد با ساختار خود شخص طراحی کردیم و ماندگار شد.پس لطفا یک موردی که برای خودتون موثر قرار گرفت برای دیگران تجویز نکنیم. بنابراین کسی هم توصیه ی برای ما داشت بهتره به مدل شخصی خودمون تبدیل و بعد اجرا کنیم.انجام عادتی برای هر کسی در زمان و با حس خاص خودش اتفاق میفته. در نتیجه عادت ساختن برای هرکسی مثل اثرانگشت منحصر به فرد است. چون روز ، برنامه، دوپامین(پیام رسان عصبی مغز برای پاداش و شادی) هر کسی مخصوص خودش هست .تو! یک انسان منحصر به فرد در این دنیا هستی!روند و روتین عادت‌هات مخصوص خودت هست!مسیر موفقیتت منحصربه فرده!حتی مسیر رضایت مندی و شادی تو، منحصر به خودت هست!برای ایجاد عادت، وجود یک مربی کنارت سرعتت رو بیشتر میکنه و حس ناامیدی کمتر میشه. مهمتر اینکه تو یک رفتار درست ساختی. هم از درون رضایت داری هم به مرور زمان به تعداد رفتار و کاری مثبتت اضافه میشه.</description>
                <category>اعظم اسکندری</category>
                <author>اعظم اسکندری</author>
                <pubDate>Wed, 28 Sep 2022 18:11:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بزرگترین عامل ترک عادت های خوب چی هست؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@az.skandari/%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%DA%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA-y9qie2ryemh7</link>
                <description>عادت یه سری کارها و رفتارهای است که بدون اینکه به نحوی اجراش فکر کنیم انجام میدیم. مثل لباس پوشیدن، پرخوری در مواقع استرس، رانندگی، نوشتن، آشپزی، ورزش، چک کردن فضای مجازی و...مواردی که مثال زدم به قدری به انجام دادنش عادت کردیم که متوجه تک تک فرایند اجراش نیستیم. و براساس تحقیقات علمی روی انسان انجام شد 65% کار، فعالیت روزانه ما عادت های ناخودآگاه هستند.حال ما دنبال یک سری کارها هستیم تا هم لذت ببریم هم رشد کنیم. از طرفی براساس نیاز جسمی یا کار یا روحی نیاز داریم یه سری عادت ها رو ایجاد کنیم تا روزانه انجام بشه.اما مسیله بزرگ و غم انگیز اینه که نمیتونیم مستمر ادامه بدیم با اینکه می دونیم اجرای اون کار چقدر برای ما مفید، مهم یا ضروری است.با مثال بیشتر برای شما شفاف می کنم.فرض کنید ورزش کردن برای سلامتی جسمی ، روحی شما تجویز شده است. عموم ما این تصور داریم که اگر 45 دقیقه یا 1 ساعت فعالیت انجام ندیم و عرق نریزیم ورزش نکردیم. حال با این فرضیات از روز اول ورزش سنگین و طولانی را شروع می کنیم. روزهای اول انگیزه بالاست و حالمون است چون داریم کاری که قصد کردیم انجام میدیم. کم کم بهونه های مختلف ظهور پیدا می کنند و فعالیت کم رنگ تر می شه. و بعد یک مدت متوجه می شیم، ای دل غافل! عادت ورزش کردن رو ترک کردیم.علت اصلی و عامل بزرگی که موجب شد شما ورزش کردن کنار بذارید. اینه که حس ناراحتی، سخت بودن، لذت نبردن، جذاب نبودن ایجاد شده و مغز متوجه این حس های شما شده. برای همین مغزی از چیزی خوشش نیاد و در اجرای اون کار یا عادت تجدید نظر میکنه. در نهایت بهتون میگه انجام نده.پس احساس خوب ، مثبت  یا لذت مهم ترین محرک برای ادامه کاری است.راه حل: لطفا وقتی می خواید کاری یا رفتاری به عادت تبدیل کنید حتما جوری عادت رو طراحی کنید که حس خوب و شادی درونش باشه تا مغز شما رو راغب کنه مجدد انجامش بدید.</description>
                <category>اعظم اسکندری</category>
                <author>اعظم اسکندری</author>
                <pubDate>Mon, 26 Sep 2022 18:15:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا عادت سازی کنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@az.skandari/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%85-i2zrpku5a3ur</link>
                <description>در طول روز اگر بیشتر کاری رو که انجام میدی ، هی بابتش فکر کنی؟!!!! تصیم بگیری !!!!!!  انتخاب کنی ؟!!! گزینه های مختلف پیش روت بذاری!!!تمامی این فرایندها انرژی مغز رو رفته رفته در ساعات پایانی روز تحلیل میبره. و باعث فرسودگی و خستگی ذهن میشه. در نتیجه ممکن این موارد پیش بیاد:    خسته میشیم حوصله امون سر میرهبهم میریزیمبدخلقی می کنیمزود رنج میشیمعصبی می شیمکسل می شیمبی تفاوت میشیمحس نا امیدی میاد سراغمونشرایط و محیط و اطرافیان رو سرزنش می کنیم به یه سری کارامون نمیرسیم با اینکه قرار بود  انجامش بدیمحال اگر کارای که روزانه درگیرش هستیم رو به صورت عادت درست و خوب دربیاریم. انرژی کمتری از مغز صرف میشه! پس این اتفاق ها پیش میاد؟*به کارامون میرسیم*حالمون خوب هست*آرامش نسبی داریم*انرژی زیاد داریم*بهره وری امون بهبود پیدا می کنه*خلقمون بهتر میشه*وقت بهینه و آزادتر میشه*در نهایت خواب با کیفیت تجربه می کنیم.این یکی از منفعت های عادت سازی بیان شد. منتظر مزایای بعدی عادت سازی باشید و حتما راه کار برای عادت سازی دارم.</description>
                <category>اعظم اسکندری</category>
                <author>اعظم اسکندری</author>
                <pubDate>Sat, 24 Sep 2022 13:44:11 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>