<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Azam Bahrami</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@azam.bahrami</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 14:35:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/90566/avatar/584Loa.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Azam Bahrami</title>
            <link>https://virgool.io/@azam.bahrami</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نهادهای ناکارمد در وزارتخانه پر مصرف و کم کارایی</title>
                <link>https://virgool.io/@azam.bahrami/%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%BE%D8%B1-%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D9%88-%DA%A9%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-koeavh7mfd1x</link>
                <description>اعظم بهرامیJune 08, 2025در ایتالیا، وزارتخانه‌ای که به کشاورزی مدرن و توسعه پایدار می‌پردازد، وزارت کشاورزی، سیاست غذایی و حفاظت جنگل‌ها (MASAF) است. این وزارتخانه سیاست‌هایی را برای نوآوری در کشاورزی، پایداری زیست‌محیطی و توسعه روستایی ترویج می‌دهد و شیوه‌های مدرن را با حفاظت از منابع طبیعی و امنیت غذایی ادغام می‌کند.بودجه ملی ایتالیا توسط وزارت اقتصاد و دارایی مدیریت می‌شود و توزیع منابع بین وزارتخانه‌های مختلف به قانون بودجه‌ای که سالانه تصویب می‌شود، بستگی دارد. طبق برخی منابع، برای سال ۲۰۲۵، MASAF بودجه خاصی را برای برنامه‌هایی مانند طرح مدیریت ریسک ۲۰۲۵ دریافت کرده است، با بیش از ۵۴۵ میلیون یورو برای مشارکت در بخش کشاورزی، از جمله بیمه یارانه‌ای، صندوق AgriCat و صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک. علاوه بر این، قانون بودجه سال ۲۰۲۳، صندوقی به مبلغ ۷۵ میلیون یورو برای نوآوری در کشاورزی برای MASAF برای دوره ۲۰۲۳-۲۰۲۵ در نظر گرفته است که ۳۵ میلیون یورو آن برای سال ۲۰۲۵ در نظر گرفته شده است.بخش بزرگی از منابع کشاورزی نیز از صندوق‌های اروپایی مانند سیاست مشترک کشاورزی (CAP) تأمین می‌شود.در ایران سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تات، مطابق قانون باید نقش محوری در توسعه بخش کشاورزی کشور ایفا کند. این سازمان به عنوان &quot;مغز روشنگر و قلب تپنده بخش کشاورزی&quot; شناخته می‌شود و وظایف اصلی آن شامل سه حوزه کلیدی است:تحقیقات: انجام پژوهش‌های علمی برای بهبود کمیت و کیفیت تولیدات کشاورزی و ارائه راهکارهای نوین برای چالش‌های این بخش.آموزش: آموزش کارشناسان، پژوهشگران و کشاورزان برای ارتقای دانش و مهارت‌های فنی.ترویج: انتقال دانش و فناوری‌های جدید به کشاورزان برای افزایش بهره‌وری و بهبود روش‌های کشاورزی.همچنین در واقع تات در جهت‌دهی سیاست‌های کشاورزی و ارائه راه‌حل‌های علمی برای مواجهه با چالش‌هایی مانند بحران آب، تغییرات اقلیمی و نیاز به افزایش تولید غذا نقش مهمی دارد.نقدهای متعددی متوجه عملکرد و ساختارتات است:ناکارآمدی در انتقال دانش: ضریب نفوذ دانش در بخش کشاورزی ایران بین ۵ تا ۱۳ درصد است، که نشان‌دهنده ضعف در نظام ترویج و آموزش این سازمان است.ساختار اداری و قانونی ناکارآمد: برخی منتقدان به مشکلات مدیریتی، بروکراسی پیچیده و ضعف در سیاست‌گذاری اشاره کرده‌اند.عدم تطابق با نیازهای واقعی: پژوهش‌ها و برنامه‌های تات، با نیازهای عملی کشاورزان و چالش‌های روزمره بخش کشاورزی هم‌راستا نیست.کمبود حمایت از نوآوری: عدم اطمینان به بازار محصولات دانش‌بنیان و نارسایی در قوانین حمایتی نیز از جمله انتقادات است.برای تات نقشی در زمینه توسعه کشاورزی مدرن و پایداردرنظرگرفته شده بود. اما نه در موضوع برنامه ریزی برای امنیت غذایی، نه در موضوع حمایت از کشاورزان و برنامه ریزی برای پرداخت خسارتها و نه در موضوع ابیاری پیشرفته و تکنولوژِهای مدرن کشاورزی هیچ برنامه عملی و پبشنهاد سازنده ای نداشته است. بعبارتی این سازمان نیز مانند بسیاری از سازمانهای موازی هیچ کارکردی نداشته و ندارد. همانطور که اشاره کردم در ایتالیا با وجود نقش مهم کشاورزی در اقتصاد این کشور و سهم داشتن در مساحت جنگلی گسترده ای دراروپا یک وزارتخانه مسئولیت این برنامه ها را بعهده دارد. بالاترین مرجع حوزه تصمیم‌سازی در حوزه پژوهش و فناوری در بخش کشاورزی روی کاغذ تات است اما نه وزارتخانه کشاورزی و نه سازمان های زیرمجموعه آن در موضوع توسعه کشاورزی و مدرن سازی ان هیچ نقش کارامد و موثری ایفا نکرده است.این سازمان قرار بود در زمینه دانش تولید بذر و کود و  تکنولوژیهای مدرن ابیاری و برداشت و فراوری تحقیقات و فعالیتهای کارامدی انجام دهد اما هزینه همه این نیروها و بودجه های بیهوده و مهمتر از همه واردات کود و سم و بذر نمیتوانست برای واردات تکنولوژی و مدرن سازی کشاورزی ایران مورد استفاده قرار گیرد.کانال تلگرام اعظم بهرامی</description>
                <category>Azam Bahrami</category>
                <author>Azam Bahrami</author>
                <pubDate>Sun, 08 Jun 2025 20:29:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیستان و بلوچستان در الگوی توسعه المریا در اسپانیا</title>
                <link>https://virgool.io/@azam.bahrami/%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D9%84%D9%88%DA%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7-jwne1agmbsff</link>
                <description>آلمریا در جنوب شرقی اسپانیا، به دلیل اقلیم خشک و نیمه‌بیابانی (با بارش سالانه حدود ۲۰۰ میلی‌متر)  شباهت اقلیمی زیادی به سیستان و بلوچستان دارد و، یکی از خشک‌ترین مناطق اروپا است. این منطقه طی چند دهه از یک منطقه فقیرو هزینه زا برای انواع خدمات برای اسپانیا به قطب کشاورزی و اقتصادی تبدیل شده است. در ادامه، تلاش میکنم تا برنامه‌های توسعه‌ای کلیدی در آلمریا، با تمرکز بر کشاورزی، فرآوری محصولات، وگردشگری و صنایع مرتبط، به‌صورت خلاصه مسیری به دست دهم که می‌تواند به‌عنوان الگویی برای توسعه سیستان و بلوچستان مورد استفاده قرار گیرد.با توجه به اینکه بادهای 120 روزه سیستان یک ویژگی اقلیمی منحصر به فرد برای این استان است و ذخایر معادن این استان و هم مرزی ان با کشورهای شرق ایران و اینکه تنها بندر اقیانوسی ایران در این استان است و غنای ذخایر معدنی این استان ویژگیهای است که شرایط این استان را برای پتانسیل رشد توانمندتر میکند.برنامه‌های توسعه در آلمریاکشاورزی گلخانه‌ای پیشرفته: از دهه ۱۹۶۰، آلمریا با احداث گلخانه‌های پلاستیکی (بیش از ۴۰,۰۰۰ هکتار، بزرگ‌ترین منطقه گلخانه‌ای جهان) به تولید انبوه میوه و سبزیجات (گوجه‌فرنگی، خیار، فلفل، و هندوانه) روی آورد. این گلخانه‌ها با استفاده از پلاستیک شفاف، گرما و رطوبت را حفظ می‌کنند. و امروزه به سمت گلخانه های پوشیده از سلولهای خورشیدی در حال بهینه سازی هستند.فناوری‌ها: آبیاری قطره‌ای، هیدروپونیک (کشت بدون خاک)، و مدیریت یکپارچه آفات (IPM) برای کاهش استفاده از سموم. نتایج: تولید سالانه بیش از ۳ میلیون تن محصول، صادرات به اروپا (بیش از ۵۰٪ میوه و سبزیجات اروپا)، و درآمد ۲.۵ میلیارد یورو.پشتیبانی: کشف سفره‌های زیرزمینی در دهه ۱۹۴۰، برای پروژه های مدیریت سیل و تغذیه ابخوانها و بهبود تکنولوژی کارخانه‌های نمک‌زدایی (مانند Bajo Almanzora)، وتقویت زیرساخت‌های حمل‌ونقل برای گسترش مراودات درامد زا و توسعه این منطقه برنامه ای کلیدی بود.فرآوری و زنجیره برای افزایش ارزش: ایجاد کارخانه‌های بسته‌بندی و کنسروسازی برای محصولات کشاورزی، با تمرکز بر استانداردهای صادراتی. تعاونی‌های خانوادگی (۱۵,۰۰۰ تولیدکننده) نقش کلیدی در بازاریابی، کنترل کیفیت محصولات و تقویت قرایند هدر رفت محصولات کشاورزی دارند.نوآوری: توسعه بیواقتصاد با استفاده از ضایعات کشاورزی برای تولید بیوچار (بهبود خاک)، بیوانرژی، و محصولات زیستی, در این پروژه ها مشارکت نهادهای دانشگاهی و محققین و مشارکت پروژه های اتحادیه اروپا نقش مهمی داشت.نتایج: ۴۰٪ تولید ناخالص داخلی آلمریا از کشاورزی و صنایع مرتبط تأمین می‌شود، با ۴۰,۰۰۰ شغل مستقیم و ۵۰,۰۰۰ شغل غیرمستقیم.صنایع و خدمات مکمل:استفاده از ۳,۰۰۰ ساعت آفتاب سالانه برای نیروگاه‌های خورشیدی و پتانسیل انرژی بادی رویای توسعه این منطقه زا به حقیقت نزدیک کرد.گردشگری: توسعه گردشگری بیابانی (صحرای تابِرناس) و کشاورزی، با جذب گردشگران به دلیل مناظر و تاریخچه فیلم‌سازی (فیلم‌های وسترن) به اقتصادهای کوچک محلی و سازه های گردشگری بومی تولید محصولات و صنایع دستی و سنتی و حمایت از هنرمندان بومی کمک زیادی کرد.صنایع وابسته: کارخانه‌های تولید پلاستیک، بازیافت، و شرکت‌های تحقیق و توسعه کشاورزی (کلاستر کشاورزی آلمریا) در روندی رو به رشد امروز تجربیات خود را در اختیار اتحادیه اروپا قرار میدهند.مدیریت منابع آب:استفاده از فناوری‌های کم‌آب (آبیاری قطره‌ای، بازیافت آب)، نمک‌زدایی، و مدیریت پایدار سفره‌های زیرزمینی برای مقابله با کمبود آب این منطقه را از سایه هراسناک بی آب و تخریب سیل در اکسترمومهای اقلیمی نجات داد.توسعه پایدار و زیست‌محیطی:برنامه‌ها: طرح &quot;تعهد سبز&quot; (Compromiso Verde) از سال ۲۰۱۶ برای گسترش کشاورزی پایدار، کاهش سموم (۰.۶٪ باقی‌مانده سم در محصولات در مقایسه با میانگین ۲.۸٪ اروپا)، و مدیریت ضایعات پلاستیکی تنهابخشی از پروژه های عملی شده در این منطقه است که نقشه راهی روشن پیش روی ساکنان و تاجران و تولید کنندگان قرار داده است.طرح Alvelal: پروژه‌ای برای احیای یک میلیون هکتار زمین در آلمریا، گرانادا، و مورسیا با کشاورزی احیاکننده، با هدف جلوگیری از بیابان‌زایی و حمایت از جوامع روستایی.نوآوری‌ها: استفاده از بیوچار برای کاهش مصرف آب تا ۳۰٪ و بهبود خاک.نقشه راه پیشنهادی برای سیستان و بلوچستان (با الهام از آلمریا)با توجه به شباهت اقلیمی و پتانسیل‌های سیستان و بلوچستان (خرما، موز، شیلات، و انرژی خورشیدی)، می‌توان از مدل آلمریا الگوبرداری کرد:کشاورزی پایدار:توسعه گلخانه‌های هیدروپونیک برای محصولات گرمسیری (خرما، موز، انبه) با آبیاری قطره‌ای، مشابه آلمریا.کشت گونه‌های مقاوم به خشکی (کنار، سورگوم) و استفاده از بیوچار برای بهبود خاک.سرمایه‌گذاری در نمک‌زدایی آب دریا در چابهار برای تأمین آب کشاورزی.فرآوری محصولات:احداث کارخانه‌های بسته‌بندی خرما، میگو، و مرکبات با استانداردهای صادراتی.ایجاد تعاونی‌های محلی برای بازاریابی محصولات ارگانیک در بازارهای خلیج فارس و اروپا.استفاده از ضایعات کشاورزی برای تولید بیوانرژی و کود زیستی.صنایع اقلیم‌محور:توسعه نیروگاه‌های خورشیدی و بادی با استفاده از ۳۰۰ روز آفتابی و بادهای ۱۲۰ روزه.گسترش گردشگری بیابانی (مانند تفتان و سواحل چابهار) با الگوبرداری از تابِرناس.تقویت صنایع دستی (سوزن‌دوزی، سفال) با ایجاد بازارهای بین‌المللی.مدیریت آب:اجرای طرح‌های مهار سیلاب و ذخیره‌سازی آب (مشابه چاه‌نیمه‌ها).بازیافت آب و استفاده از فناوری‌های کم‌آب برای کاهش فشار بر منابع زیرزمینی.توسعه پایدار:توانمندسازی جوامع محلی از طریق تعاونی‌های زنان و جوانان.آموزش روش‌های کشاورزی پایدار و مدیریت یکپارچه آفات.اجرای پروژه‌های احیای زمین (مشابه Alvelal) برای جلوگیری از بیابان‌زایی.تقویت منطقه آزاد چابهار و زیرسازهای حمل و نقل و نگهداری محصولات تولید شده.در ایران آزاد فردا میتوان این تجربه عملی و سازگار با محیط زیست را با تقویت نقاط قوت افزونی که استان سیستان و بلوچستان  دارد در نظر گرفت و بومی کرد.زیرساخت‌ها: آلمریا از حمل‌ونقل پیشرفته (راه‌آهن، بندر) و بازارهای اروپایی بهره‌مند است، اما سیستان و بلوچستان نیاز به بهبود جاده‌ها و راه‌آهن (زاهدان-چابهار) دارد.سرمایه‌گذاری: آلمریا از سرمایه‌گذاری خانوادگی و تعاونی‌ها بهره برد؛ سیستان و بلوچستان می‌تواند از منطقه آزاد چابهار و صندوق توسعه ملی استفاده کند.کارگران مهاجر: مشکلات کارگران مهاجر در آلمریا درس‌هایی برای جلوگیری از بهره‌کشی در سیستان و بلوچستان ارائه می‌دهد.همینطور برای مدیریت پلاستیک و زباله  و پساب کشاورزی میتوانیم از تکنولوژیهای به روزتری بهره بگیریم.نتیجه‌گیریآلمریا با استفاده از فناوری‌های کشاورزی (گلخانه، آبیاری قطره‌ای، هیدروپونیک)، مدیریت منابع آب، و توسعه زنجیره ارزش (فرآوری و صادرات) به یک مدل موفق توسعه در اقلیم خشک تبدیل شده است. سیستان و بلوچستان می‌تواند در حاکمیتی که توسعه این استان را به شکل سیستماتیک  متوقف نکند و برای مردم ان حرمت و تمام حقوق شهروندی را قائل باشد و توسعه و آبادی ایران برنامه کارش باشد با الگوبرداری از این مدل، به‌ویژه در کشاورزی گلخانه‌ای، شیلات، و انرژی پاک، ضمن توجه به پایداری زیست‌محیطی و توانمندسازی جوامع محلی، به قطب اقتصادی منطقه تبدیل شود.به امید آزادی  و آبادی ایران</description>
                <category>Azam Bahrami</category>
                <author>Azam Bahrami</author>
                <pubDate>Sat, 17 May 2025 14:00:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شهرهای ایران، فرسنگ‌ها دور از مسیر توسعه پایدار</title>
                <link>https://virgool.io/@azam.bahrami/%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-x5cogrbpopwc</link>
                <description>کلان‌شهرهای پرجمعیت ایران در مسیر رشدی ناقواره در حاشیه هستند که با بار جمعیتی، مشکلات و نیازهای رو به افزایشی را به آینده شهرنشینی ایران تحمیل می‌کنند.بیشتر تئوری‌های توسعه شهری عامل اقتصادی که به معنای توسعه صنایع پیش‌رو، گسترش زمینه‌های مختلف کار و زیرسازهای صنایع پایه است و عامل مکانی و جغرافیایی که با موقعیت مرکز و همسایگی با کلان‌شهرها گره خورده را در مسیر توسعه مهم و موثر می‌دانند. اما سرنوشت پر از دود و زباله بسیاری از شهرهای ایران در اخبار امروز نشان می‌دهد چطور کمبود منابع و زیرسازهای توسعه شهری و عدم برنامه‌ریزی برای توسعه در بستر توان اکولوژیکی هر شهر، همسو با گسترش انواع بی‌عدالتی و تبعیض، تخریب محیط زیست و تحمیل آسیب‌های اجتماعی متفاوت، مشکلاتی حل‌شدنی را به بحران‌هایی جدی تبدیل کرده است.بیش از نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی می‌کنند و تخمین زده می‌شود تا سال ۲۰۵۰ این جمعیت به ۷۰ درصد برسد. شهرها موتور اقتصاد محلی و ملی جهان هستند و همینطور مرکز رفاه. بیش از ۸۰ درصد فعالیت‌های اقتصادی جهان در مراکز شهری متمرکز است. شهرنشینی علاوه بر فرصت‌ها، چالش‌های مهمی نیز به همراه دارد. بنا به اطلاعات برنامه توسعه ۲۰۳۰، شهرها ردپای اکولوژیکی بسیاری دارند. با وجود آنکه حدود سه درصد از سطح زمین را اشغال می‌کنند، اما سه چهارم منابع جهانی را مصرف می‌کنند و مسئول انتشار حدود ۷۵ درصد گازهای آلاینده جهان هستند.به همین دلیل برنامه حکومت‌ها در کلان شهرها حول موضوع توسعه و آمایش، متمرکز است بر مقابله با تاثیر تغییر اقلیم و مدیریت بحران زباله و آلودگی هوا و در حوزه انسانی، مهاجرت و حاشیه‌نشینی و چگونگی روند مصرف آب و انرژِی.شهرها در ایراندر ایران جمعیت شهرها در ۴ دهه اخیر حدود دو برابر شده است از سال ۱۳۳۵ تا آخرین آمارگیری رسمی در ۱۳۹۵، به‌طور متوسط سالی یک میلیون نفر به جمعیت ایران اضافه شده است. اما آمار نشان می‌دهد که رشد جمعیت شهری در ایران همواره بسیار پر شتاب‌تر از میانگین رشد جمعیت کل کشور بوده. مثلا رشد متوسط جمعیت شهری در مقایسه با رشد جمعیت کشور در بازه میان نخستین و آخرین سرشماری حتی بیش از دو برابر بوده است.طبیعتا با افزایش آمار شهرنشینی نیاز به افزایش شهرها و یا تبدیل نقاط مناسب زیست بزرگتر و پرجمعیت‌تر نیز بیشتر می‌شود. بنا به تحقیقی در مرکز تحقیقات آمار کشور تعداد شهرهای ایران از  ۱۹۹ شهر در سال ۱۳۳۵ به ۱۲۴۲ نقطه در سال ۱۳۹۵ افزایش یافته است.پرجمعیت‌ترین شهرهای کشور در سال ۱۳۹۵ هشت شهر بودند با جمعیت بالای یک میلیون نفر که بیش از ۳۵٬۵ درصد جمعیت ایران را در خود جای داده بودند. آمار همین سال نشان داد که در واقع ۴۳ درصد جمعیت ایران تنها در ۲۶ % مساحت قابل سکونت ایران ( حدود ۱۵ % مساحت کل ایران) زندگی می‌کنند. در مورد کلان شهرها این رشد جمعیت همچنان بی توجه به توان و پتانسل‌های این شهرها از جمله پتانسیل اکولوژیکی ادامه دارد. پیش‌بینی می‌شود حتی با ثبات در نرخ باروری، جمعیت ثابت تهران تا ۱۴۳۵ به ۱۳ میلیون نفر برسد.شهرواره‌ها را من نمایشی از شهر می‌دانم. در واقع مکان‌های جغرافیایی که در اسم، شهر هستند ولی در زیرسازهای مورد نیاز شهری هیچ توسعه یافتگی مناسبی ندارند، روستاهایی که نه تنها بازوی تولید موثر اقتصادی خود را از دست داده‌اند بلکه فقط با دلایل اغلب سیاسی و یا منافع اقتصادی شکل گرفته حول افزایش قیمت زمین تنها کمی بزرگتر شده‌اند.پرسش این است که چرا با وجود افزایش ۱٬۵ برابری شهرها در ۲۰ سال اخیر از تراکم جمعیت در این نقاط کاسته نشده است؟! چون شهرهای کوچک و متوسط در حال از دست دادن جمعیت و حتی هویت خود هستند. کافی‌است به آمار شهرهای با بیشترین حاشیه‌نشین و استان‌های مهاجرپذیر و مهاجر فرست نگاهی بیاندازیم و آنها را کنار هم قرار دهیم.از طرف دیگر این شهرهای نو که البته نوین و مدرن نیستند اغلب در حاشیه همان شهرهای پرجمعیت بحران‌آفرین یا شهرهای صنعتی بنا شده‌اند که این به معنای ترکیب مضاعف آلودگی محیط زیست و یکی کردن سکونتگاه‌های زیست و کار در دل شهرک‌های صنعتی است.استان خوزستاناستان خوزستان با بالاترین آمار حاشیه‌نشین نماینده تعداد پر شمار شهرک‌های کارگری و همینطور مهاجرت‌های داخلی در استان است که اغلب محصول خالی شدن روستاها و یا تاثیر عوامل اقلیمی بر کاهش کیفیت و امکان زندگی است. به همین دلیل، این استان اولین استان مهاجر فرست ایران است.استان البرزدر مورد استان البرز هم پرسش این است که چرا علی‌رغم تعداد شهرهای جدید افزوده به این استان جوان همچنان آمار بد مسکن‌ها و حاشیه‌نشینان آن زیاد است؟ شاید مهمترین عامل آن قیمت مسکن، مجاورت با تهران، مهاجرپذیری بالا و تعداد بالای شهرواره‌ها در این استان باشد. شهرواره‌ها را من نمایشی از شهر می‌دانم. در واقع مکان‌های جغرافیایی که در اسم، شهر هستند ولی در زیرسازهای مورد نیاز شهری هیچ توسعه یافتگی مناسبی ندارند، روستاهایی که نه تنها بازوی تولید موثر اقتصادی خود را از دست داده‌اند بلکه فقط با دلایل اغلب سیاسی و یا منافع اقتصادی شکل گرفته حول افزایش قیمت زمین تنها کمی بزرگتر شده‌اند.در مجموع می‌توان گفت کلان‌شهرهای نخست پرجمعیت ایران در مسیر رشدی ناقواره در حاشیه هستند که با بار جمعیتی، مشکلات و نیازهای رو به افزایشی را به آینده شهرنشینی ایران تحمیل می‌کنند.شهرهای میانی و کوچک افزوده شده بر نقشه در واقعیت نتوانسته برای تعدیل و توازن پراکندگی جمعیت کاربردی عمل کند. موج مهاجرت از سواحل جنوبی و دامنه کوهستانی در استان‌های زاگرس‌نشین به سمت کویر و شهرهای پرجمعیت دیگر نزدیک به تهران نشان می‌دهد که مسئله تعیین کننده در این موج انسانی یافتن کار و مسائل اقتصادی و دسترسی به زیرسازهای اولیه زندگی مانند آموزش و سلامت است و بعد عوامل اقلیمی مدیریت نشده ( از کمبود آب تا ریزگردها). در حقیقت شیب جمعیت را اقتصاد است که تعیین می‌کند.از طرفی نرخ مشارکت اقتصادی استان‌ها، عدم توازن توزیع عادلانه امکان مشارکت در تولید و درآمد را به‌خوبی نشان می‌دهد. درسال ۱۴۰۰ تنها ۱۶ درصد استان‌های ایران در ارزش افزوده بخش صنعت کل کشور بیشتر از ۵ درصد سهم داشتند.شهرهای پایدار در سند توسعه ۲۰۳۰یازدهمین هدف در توسعه پایدار توضیح می‌دهد که شهرها و سکونتگاه‌های انسانی را فراگیر، ایمن، انعطاف پذیر و پایدار کنید.در سند توسعه ۲۰۳۰، یک شهر پایدار فاکتورهای مختلف در حوزه‌هایی از جمله حوزه اقتصاد و زیرسازهای تضمین کننده رفاه، راه‌های سازگاری با تغییر اقلیمی و عدالت در دسترسی به امکانات برای همه شهروندان را در بر می‌گیرد.در میان این فاکتورها می‌توان به ضرورت برنامه‌ریزی برای کاهش آلودگی سرانه تولید شده توسط شهرها، مدیریت و        کنترل کیفیت هوا و مدیریت پسماند اشاره کرد. در توسعه شهری، دسترسی همگان به فضای سبز مناسب، دسترسی به فضاهای عمومی امن و فراگیرباید تضمین شود، به ویژه برای زنان و کودکان، سالمندان و افراد دارای معلولیت.در موضوع فضای سبز، تنها در سه کلان شهر ایران، یعنی تهران، اصفهان و مشهد به جز کاهش ییلاقات در نخستین کمربند شهری مسئله مهم کیفیت فضای سبز شهری، مساحت، پراکندگی و حفاظت آن و عدالت در دسترسی به آن هم مطرح است. تغییر پوشش گیاهی با کیفیت، تاریخی و مناسب زیست و حیات وحش شهری به چمن‌کاری و پوشش‌های گیاهی اغلب مهاجم و آبخواه شرایط را برای شهرهایی مانند اصفهان و تهران بحرانی کرده است.فضای سبز ناسازگار با اقلیم، نبود زیرسازهای مناسب نگهداری و آبیاری، مانند مورد مشکل آفات و نبود سهم آب، تنها بخشی از مشکلات جدی فضای سبز در کلان شهرهای ایران است. اهمیت فضای سبز شهری همراه با گرما و کنترل روان‌آب‌ها، آلودگی کلان‌شهرها و مهمتر از همه به‌عنوان حق انسانی شهروندان است که اهمیت می‌یابد.پیرامون عدالت در دسترسی به زیرسازهای شهری، روایت سخنگوی جامعه معلولان ایران می‌تواند گویا باشد:حتی ۳۰ درصد سازمان‌ها، وزارتخانه و ساختمان‌های دولتی در کلان شهر تهران هم به زیرسازهای مناسب، برای جابجایی معلولین مجهز نیستند.با این آمار می‌توان در مورد ایستگاه‌های مترو، پل‌ها و خیابان‌ها، مراکز تاریخی و تفریحی و خدماتی هم به نتیجه‌ای مشابه در این کمبود رسید.از دیگر اهداف توسعه پایدار شهری تا سال ۲۰۳۰، این است که قوانین و نهادهای اجرایی، دسترسی به مسکن و خدمات اولیه کافی، ایمن و مقرون به صرفه را برای همه تضمین کنند و محله‌های فقیر بازسازی شوند. مسیری که در اغلب استان‌های ایران نه تنها وارونه طی شده است بلکه با فرمی مخرب و انحصاری حتی به قیمت نابودی و تصرف اراضی جنگلی و حریم منابع طبیعی در حال گسترش است.با این آمار می‌توان در مورد ایستگاه‌های مترو، پل‌ها و خیابان‌ها، مراکز تاریخی و تفریحی و خدماتی هم به نتیجه‌ای مشابه در این کمبود رسید.از دیگر اهداف توسعه پایدار شهری تا سال ۲۰۳۰، این است که قوانین و نهادهای اجرایی، دسترسی به مسکن و خدمات اولیه کافی، ایمن و مقرون به صرفه را برای همه تضمین کنند و محله‌های فقیر بازسازی شوند. مسیری که در اغلب استان‌های ایران نه تنها وارونه طی شده است بلکه با فرمی مخرب و انحصاری حتی به قیمت نابودی و تصرف اراضی جنگلی و حریم منابع طبیعی در حال گسترش است.یادداشتی منتشر شده در سایت زمانه </description>
                <category>Azam Bahrami</category>
                <author>Azam Bahrami</author>
                <pubDate>Sun, 03 Mar 2024 12:31:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فست فشنی به نام شین</title>
                <link>https://virgool.io/@azam.bahrami/%D9%81%D8%B3%D8%AA-%D9%81%D8%B4%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D9%86-nybo2906fx01</link>
                <description>در آوریل گذشته، فروشگاه آنلاین شین فست مد چینی (یعنی لباس های مد بسیار ارزان) 100 میلیارد دلار، حدود 96 میلیارد یورو، بیش از مجموع H&amp;M و زارا، و تقریباً 7 برابر رقمی که همان شرکت در آن رتبه بندی شده بود، ارزش گذاری شد.تجارت الکترونیک شین به ویژه توسط مخاطبان زنان جوان و نوجوان به دلیل انتخاب بسیار گسترده اقلام و قیمت های بسیار پایین مورد استقبال قرار می گیرد. در دو سال گذشته نیز به لطف نقش شبکه های اجتماعی بسیار محبوب شده است. در همان زمان انتقادات زیادی نیز به رویکرد این شرکت وجود دارد،اینکه خرید افسارگسیخته و فست مد را تشویق می‌کند و احتمالاً تأثیرات زیست‌محیطی منفی بسیار زیادی دارد.برخلاف سایر فروشگاه های لباس فست فشن مانند زارا و اچ اند ام، شین به منظور کاهش هزینه ها، محصولات خود را مستقیما و بدون واسطه به مردم می فروشد. این مبتنی بر یک جریان تولید در کوتاه مدت است و علارغم انکه هویت یا زیبایی‌شناسی خاص خود را ندارد، از الگوریتم‌ها و تجزیه و تحلیل داده‌ها برای رهگیری مدهای کشورهای مختلف و پیشنهاد مجدد آن‌ها در سریع‌ترین زمان ممکن در مجموعه‌های جدید خود استفاده می‌کند( یکجور کپی کردن مدها). این شرکت به صراحت از خلاقیتهای طراحان کم و بیش معروف کپی می کند و آنها را با کیفیت بسیار پایین تری تکرار می کند.با این سیستم، شین می‌تواند مجموعه‌های جدیدی را در عرض چند روز تولید کند، در حالی که رقبای اصلی او به طور متوسط حداقل ​​سه هفته زمان نیاز دارد. علاوه بر این، روزانه هزاران کالای جدید مانند تی شرت های 6 یورویی و لباس های تابستانی 11 یورویی را به صورت آنلاین در معرض فروش قرار می دهد و از طریق تخفیف و تبلیغات خرید بیشتر را تشویق می کند.همه‌گیری ویروس کرونا کمک زیادی به رشد شین کرد، هم به این دلیل که سایر برندهای فست فشن همیشه به شدت بر فروشگاه‌های فیزیکی تمرکز داشتند این شرکت بیشترین موفقیتش را از قراردادهای تبلیغاتی در رسانه ها اجتماعی با اینفلوئنسرها بدست آورد.راه دیگری که شین از طریق آن جایگاه خود را در بین نسل‌های جوان تثبیت کرده است، ویدیوهایی که با برچسب &quot;Shein Haul&quot; در TikTok تگ شده اند، بیش از 5.7 میلیارد بار مشاهده شده است. شین با بیش از 25 میلیارد بازدید ازبرخی هشتگهایش، پر استنادترین برندی است که تاکنون در TikTok وجود دارد، شبکه اجتماعی که عمدتاً توسط افراد &quot;نسل Z&quot; (یعنی متولدین پس از 1996) مورد استفاده قرار می گیرد.در حالی که هزاران جوان همچنان شین را جذاب و رقابتی می دانند، بسیاری دیگر که بیشتر به پایداری محیط زیست توجه دارند، رویکرد او را به چالش می کشند و همچنین از این شرکت به دلیل استثمار از طریق کار کودکان و کارگران ارزان به طور کلی انتقاد می کنند، این موضوع در تمام  در صنایع فست فشن یک موضوع است.شین درنشر اطلاعات یک شرکت بسیار محرمانه است و عملاً هیچ چیز در مورد زنجیره تأمین یا فرآیندهای تولید آن شناخته شده نیست: به همین دلیل حتی نمی توان با اطمینان از تأثیرات زیست محیطی آن مطلع شد.یکی از عادات مورد مناقشه شین این است که هر یک از لباس‌های او در بسته‌های پلاستیکی تحویل داده می‌شود. تخمین زده شده است که شین حداقل 35000 لباس در روز تولید می کند: این یک مشکل بزرگ است، با توجه به اینکه لباس هایی که می فروشد ماندگاری محدودی دارند و به طور متوسط ​​مردم 60 درصد از لباس هایی را که می خرند در همان دوره دور می ریزند.علاوه بر این، در برخی موارد در لباس ها و لوازمی که از طریق سایت به فروش می رسد، آثار سرب به مقدار زیاد مشاهده شده است. میریام دایموند، استاد شیمی در دانشگاه تورنتو، به تلویزیون عمومی CBC کانادا گفت که این مقداراندازه گیری شده تا 20 برابر آن چیزی است که مقامات بهداشتی کانادا معتقدند برای کودکان خردسال بی خطر است.در ماه‌های اخیر شین سعی کرده از خود در برابر انتقادات مختلف دفاع کند و توجه بیشتری به نگرانی‌های مشتریانش در مورد پایداری محیط‌زیست نشان دهد. این سازمان از ایجاد یک صندوق 50 میلیون دلاری برای کاهش ضایعات منسوجات خبر داد و با یک سازمان غیرانتفاعی که با حفاظت از محیط زیست سر و کار دارد شریک شده است. او در گزارش خود درباره پایداری و تأثیر اجتماعی سال 2021 گفت که می‌خواهد خود را متعهد به محدود کردن مصرف آب و کاهش ضایعات در تمام مراحل تولید کند. این تبلیغات را میتوان در مقایسه با سود سرشارش تنها سبزشویی دانست.</description>
                <category>Azam Bahrami</category>
                <author>Azam Bahrami</author>
                <pubDate>Fri, 08 Jul 2022 01:59:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نان حجاب و عفاف</title>
                <link>https://virgool.io/@azam.bahrami/%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81-oaweufmbspib</link>
                <description>نان حجاب و عفافبر چادر مشکی ات نستعلیق مینویسم عشق را, وقتی که این &quot;احرام سیاه &quot; را میپوشی و حج شکوهمند حیا را به جا می آوری آنگاه طواف میکنند تو را صفوف فرشته ها و متبرک میکنند بالهایشان را به تار و پود حریم آسمانی ات. تو گمنام ترین حاجیه امروز زمان هستی!نوشته ای بر تصویر گل و بوته جقه رسم شده که در سایت رسمی بنیاد حجاب و عفاف به عنوان دلنوشته منتشر شده است. از همان طرحهای تکراری و کلیشه ای که بر سر در تمام ایستگاههای مترو و فرهنگسراها وسینماها و خیابانهای ایران میشود دید.فارغ از خستگی بصری حاصل از دیدن این حجم تبلیغات خالی از خلاقیت و معنا و آزردگی از سایه اجبار و سانسور ساختار یافته و تبدیل به گفتمان رسمی شده , آنچه گاه کمتر به آن فکر میکنیم بودجه هاییست که برای تولید و نشر تمام این تبلیغات صرف میشود. زنچیره ای طویل از سازمانها و بنیادها و ادارات.  صف بلندی از نامها و سمتها و پستها که همگی نه تنها از ردیف بودجه های رسمی سهم دارند, بلکه در پس تولید هر کدام از همین سمینارها و کنفرانسها و بزرگداشتها واداره سایتها و ایده پردازی تمام این طرح های سخیف, بودجه ای مستقل دریافت میکننداینکه در بسیاری از سازمانها و ادارات دولتی بخشهایی تحت عنوان حراست , بخشی از مسئولیتش را معطوف حجاب و پوشش کارکنان زن خود میکند تجربه تعداد زیادی از زنان ایرانیست. بعلاوه نهادهایی نظارت و کنترلی هم وجود دارند مانند سازمان امر به معروف و نهی از منکر و نیروهای انتظامی و پلیس , که بخشی ازمسئولیتشان متوجه همین کنترل و نظارت بر پوشش زنان است. از داخل خودرو گرفته تا پارک و تاتر و سینما, و این بازه از شهروندان زن تا سلبریتیهای سینما و مهماندارهای پرواز و ورزشکاران زن همه را در بر میگیرد. در مورد بودجه این سازمانها و مقایسشان با بودجه سازمانهای رسمی مثل حفاظت محیط زیست و یا حتی معاونت زنان بسیارگفته شده است. اما بنیادی هم وجود دارد که مشخصن برای رسیدگی به پوشش بانوان ایرانی تاسیس شده و سازمان یافته است.بنیاد حجاب و عفاف در سال ۱۳۹۲ تاسیس شد. مخاطبان بنیادی از این دست چه گروهی هستند و چه گروههای برای همکاری با این جذب شده اند؟ یا بنیاد علمی ملی عفاف و حجاب که  از زمان تاسیس تا کنون تنها یک همایش در آذر ماه امسال برگزار کرده است . در حالیکه همین بنیاد به عنوان زیر مجموعه ای از بنیاد عفاف و حجاب سهمی در بودجه مصوب سالانه کشوردارد.مسئول مجمع جهانی اهل بیت که در عین حال سمت مسئول بنیاد عفاف و حجاب را هم به عهده دارد محمدحسن اختری است . روحانی تحصیلکرده لبنان که در کارنامه اش همواره فعالیتهایی در حوزه های عقیدتی _ سیاسی داشته است . یعنی حتی برای سمتی چنین هم یک زن نمیتوانست موثر و هدایت کننده باشد.  این بنیاد هر ساله روز ملی حجاب و عفاف , ۲۱تیر ماه (روز تجمع مردم مشهد در مقابل مسجد گوهرشاد) به هدف گسترش فرهنگ حجاب و عفاف , شعبه ای  تازه از بنیاد را افتتاح میکنند و یا شعبه ای تازه در شهرستانی دور را رو نمایی میکند . از اهداف این سازمان تشکیل کانون عفاف و حجاب در دانشگاه ها، آماده سازی نسل جوان برای مقابله با تهاجم فرهنگی در حوزه عفاف و حجاب، برقراری ارتباط موثر بین حوزه و دانشگاه برای تدوین علمی مباحث عفاف و حجاب ذکر شده است خصوصن محدود کردن دانشجویان دختر و فرستادن زنان محصل در حوزه علمیه به مدارس برای تبلیغ چهره به چهره . مجمع جهانی اهل بیت درردیف بودجه سال ۱۳۹۷ مبلغ ۴۸ میلیارد تومان بودجه را به خود اختصاص داده است و همینطور بیش از ۵۰ میلیارد تومان برای بنیاد عفاف و حجاب بودجه مصوب شده است.در سال ۱۳۹۱ مجلس مصوب میکند که ۱۵ میلیارد تومان از بودجه دستگاههای فرهنگی به موضوع گسترش عفاف و حجاب اختصاص یابد و ۳۰ درصد این اعتبارات برای توسعه فعالیتهای قرآنی و عفاف در روستاها و عشایرهزینه شود. پس میتوان گفت بخشی از مخاطبان نها هایی از این دست زنان روستایی و عشایر هستند. همینطور مجلس در این سال مصوب کرد که هر یک از دستگاههای ملی و استانی مجازند حداقل نیم درصد بودجه خود را برای پژوهش و ترویج علوم قرآنی و فرهنگ حجاب و عفاف هزینه کنند. بسته های مالی رسمی و قانونی شده ای که هر سال تکرار میشوند. این تامین اعتبارها نه تنها هر سال تمدید میشوند بلکه بر آنها اعتبارات جدیدی نیز افزوده میشود. مثال دیگر آن مصوبه ای است که به سال ۱۳۹۵ بر میگردد. به گفته معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از سال ۱۳۹۵ ردیف بودجه ای مشخص برای ترویج  &quot;فرهنگ غنی حجاب و عفاف &quot;مصوب شد. تنها در یک مورد میتوان به ۴ میلیارد تومان بودجه مصوب برای شعبه شهر قزوین این بنیاد اشاره کرد و یا بیش از ۵ میلیارد تومان برای شعبه شهر بوشهر. اما موسسه دیگری نیز وجود دارد که بیشتر مخاطبانش نسل جوان و دانشگاهیان هستند. جبه فرهنگی حجاب و عفاف. در این موسسه یا سازمان کنفرانس و سمینارهایی در پیوند با دفاترنمایندگی رهبری در دانشگاهها و همینطور تولیدات فرهنگی با همکاری نزدیک با رسانه ها و موسسات فرهنگی وابسته به سپاه تولید میشود. از نخستین موسساتی که در مورد دختران خیابان انقلاب به شکل تحقیقی و عقیدتی سلسه مقالات منتشر کرد و رسانه ای کردن موضعی با عنوان پول گرفتن این دختران برای کشف حجاب را کلید زد. دبیر این موسسه از نزدیکان به خانواده خمینی است , سید محمدو دعایی. به گفته او بیش از هفده هزار پروزه و محصول نرم افزاری در حوزه عفاف و حجاب در این بنیاد در حال بررسی است و بیش از ۳۶۰ سازمان و شعبه در سراسر ایران دارد.در بنیاد قرآن و احادیث هم بخشهایی تنها روی موضوع حجاب کار میکنند. به طور مثال بودجه ای مصوب شد برای طرح ملی ارتقای کیفیت چادرهای نماز ادارات و مساجد. طرحی که بخشی از هزینه اش را از سازمان فرهنگ و ارشاد دریافت میکند. بودجه ای بدون هیچ ساختار و دستورالعمل روشن که تا امروز همچنان غیر شفاف برای نو کردن چادر نمازها اماکن زیارتی و مساجد و نمازخانه های  کل کشور هزینه میشود. درادامه این برنامه ها , در  بودجه سال ۱۳۹۷ تنها برای شورای توسعه قرآنی که یکی از مهمترین فعالیتهایشان همین عبارت کلیشه ای توسعه فرهنگ عفاف و حجاب ذکر شده است ۲۰۰ میلیارد تومان بودجه لحاظ شده است , همینطور ۲۷۳ میلیارد تومان بودجه پیش بینی شده است برای حوزه های علمیه خواهران. حالا اگر  به این دستگاه عظیم که به شکل انحصاری در حوزه حجاب و عفاف کار میکنند سازمان نهی از منکر و امر به معروف , سازمان نظارت بر طراحی پوشاک وصنف و سندیکای آرایشگاههای بانوان , دفاترحراست دانشگاهها و دیگراداراتی را که بخشی از شرح وظایفشان به حوزه کنترل پوشش و حجاب زنان بر میگردد را هم بیافزاییم به رقمی میرسیم که میشود با ان تمام مشکلات استانی مثل خوزستان را ساماندهی کرد.در آخرین روزهای سال ۱۳۸۷ وزارت کشور یک ستاد را فعال کرد به نام ستاد صيانت از حريم امنيت عمومي و حقوق شهروندان . این ستاد به شکل بسیارمتناقض با نامش در ابتدای امر تاسیس تنها دو وظیفه به عهده داشت. صيانت ازحقوق شهروندی و ترویج و گسترش فرهنگ حجاب و عفاف!با همین مصوبه تعیین شد که به کلیه دستگاهها (روشن نیست چه دستگاهها و وزارتخانه و سازمانهایی) مبلغ ۳.۵ میلیارد تومان در مرحله اول پرداخت شود ( در قانون روشن نیست مراحل بعدی چطور تصمیم گیری خواهند شد) برای اجرای برنامه های ترویج حجاب. از اعضای این ستاد میتوان به مسئول و مدیر حراست , مسئول بسیج ,مسئول ستاد احيای امر به معروف کل کشور اشاره کرد.شرح وظایفی برای این ستاد پیش بینی شده است که در عمل نقض هر گونه حقوق شهروندی است. اما این سازمان در سالهای بعد بزرگتر شد و دست و پاهای بلندتری در سازمانها و وزارتخانه های دیگر پیدا کرد و خود دستگاهی شد موازی حراست ادارات و ستاد امر به معروف نهی از منکر . ترکیبی از وظایف یک نهاد امنیتی و اطلاعاتی و فرهنگی . امروز این ستاد بیش از دوازده کمیته اجرایی و مدیریتی دارد. به گفته برخی از مدیران این ستاد موظف به شناسایی گلوگاه هاي فسادخيز کشور است که از مهمترینشان موضوع حجاب و پوشش زنان است.موضوع مهمی که در مورد ستادها و بنیادهای فعال در حوزه حجاب و نظارت بر پوشش زنان وجود دارد این است که اغلب آنها به شکل رسمی با سازمانهای قضایی و آموزشی و رسانه ای کشور نیز توافق یا تفاهمنامه امضا کرده اند. به این معنی که عملن تمام بخشهای اجرایی و فرهنگی وحتی قضایی را میتوانند به خدمت بگیرند و از امکانات و بسترهای قانونی و پتانسیل خدماتی آنها هم نهایت استفاده را بکنند.اما در بدنه بیشتر خدماتی دولت مثل شهرداریها و شوراهای شهرو غیره  نیز برای تبلیغات دیواری و برگزاری سمینار در حوزه شهری از یک طرف و برای کنترل و نظارت بر پوشش کارمندان زن در موسسات دولتی و بانکها و مدارس و دانشگاهها از طرف دیگرنیز بودجه های جداگانه لحاظ میشود.به مجموع این سرمایه گذاریها هزاران ساعت وقت و میلیاردها تومان حقوق پرسنل و میلیاردها تومان هزینه ابزار و وسایل و اجاره مکان و اتومبیل و غیره را هم باید افزود . در نهایت شهروندان چه بهره ای از این سرمایه گذاری برده اند؟اگر این اعداد و ارقام را در کنار اطلاعاتی پیرامون میزان کمبود مدارس , کم بودن تعداد پرسنل بیمارستانی به علت کمبود بودجه , کمبود سرمایه گذاری در حوزه های تحقیقاتی مرتبط با سلامت و محیط زیست و انرژیهای نو , یا حتی حمل و نقل شهری و صدها مورد نیازمند سرمایه گذاری دیگر قرار دهیم به عمق فاجعه هدر رفت این سرمایه بیشتر پی خواهیم برد.تنها در یک نمونه با ۲۱ میلیارد تومان هزینه بولتن و تبلیغ و تیزر که در زمان شهرداری آقای قالیباف برای تبلیغ حجاب و عفاف در حوزه فعالیت فرهنگی صرف شد میتوانستیم  ۲۱ اتوبوس هیبریدی دو طبقه به ناوگان حمل و نقل شهری تهران اضافه کنیم. یا با نزدیک به ۴۶۵ میلیارد تومان بودجه حوزه علمیه خواهران قم در سال ۱۳۹۶ , چند بیمارستان را میشد تاسیس کرد یا چند نیروگاه آفتابی میتوان ساخت در همان شهر بوشهر تا کمتر ازیکسال قبل هنوز در بیمارستان مرکزی شهر,  دستگاه ام آر آی وجود نداشت . این استان یکی از محرومترین استانهای کشور است.با این وصف موضوع حجاب را نمیتوان تنها به یک تصمیم شخصی مرتبط با سلیقه شخصی  ویا در پیوند با مذهبی خاص آسیب شناسی کرد. برای عده ای, از قانونگذار تا مجری و قوه قضاییه مقوله حجاب و عفاف نه تنها ساز و کاری برای محدود و محصور کردن که منبعی برای تامین در آمد و اعتبار مالیست. این مقوله پاشنه آشیل فرهنگ و درآمدزایی برای صف بلندی از سازمانها و بنیادها و ادارات و نهادهاست که در عمل منفعتی بر رشد و تغییر و بهبود فرهنگ و علم و هنر و اقتصاد این سرزمین ندارند. اما سالهاست بر طبل تبلیغاتشان میکوبند و خود را با رسانه و انتخاب مخاطب به روز رسانی میکنند. موضوع عفاف و حجاب یک کلید واژه است برای حذف زنان به بهانه پوشش, درخواست بودجه به بهانه ترویج فرهنگ دینی , ایجاد تشکلهای شبکه ای  بی خاصیت به بهانه کاووش و تحقیق در حوزه مدسازی و غرب ستیزی بدون کوچکترین تولید محتوی و کوچکترین فایده ای برای شهروندان ایران.یادداشتی که سال 2018 نمنتشر کرده بودم </description>
                <category>Azam Bahrami</category>
                <author>Azam Bahrami</author>
                <pubDate>Wed, 06 Jul 2022 13:48:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمکِ زمین</title>
                <link>https://virgool.io/@azam.bahrami/%D9%86%D9%85%DA%A9%D9%90-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-ydxebtts4pxg</link>
                <description>نمیدانم چقدرو چطور میشود این تجربه را توصیف کرد. وقتی از سالن سینما آمدم بیرون, نه! بسیار قبل آن وقتی نزدیک به دوساعت میخکوب تصاویر بدیع و یگانه فیلم &quot;ویم وندرس&quot; بودم به خودم میگفتم کاش جهان بعد از دیدن این فیلم پایان میافت.  سباستیو سلگادو عکاس برزیلی که سوژه فیلم مستند نمک ِ زمین است تو را در هرثانیه اسیرزندگی و تصاویرش میکند. او در ثبت بسیاری از لحظات تاریخی غمبارانسان,ازثبت آنچه با خود و طبیعت میکند اولین بوده است او این یگانه بودن را نه تنها ثبت و سفر کرده, که زندگی زیسته است. او یک هنرمند و فعال محیط زیست و یک انسانگرای بزرگ و حقیقی است. در روز جهانی کارگر شاید عکسهای  او از کارگران و مهاجرانی که برای یافتن زندگی بهتر میکوچند بهترین توصیف باشد. سباستیو سلگادو پس از فارغ التحصیلی در رشته اقتصاد از دیکتاتوری نظامی کشورش در سال 1969 گریخت و به همراه همسرش به اروپا رفت. سفرهای او بعنوان یک اقتصاد دان و تشویقهای همسرش , باعث شد که عمیقترین و دقیقترین پروژه های عکاسی مستند را انجام دهد,  پروژه هایی در موردموضوعات بظاهر متفاوت , از  کارگران آفریقایی و آمریکای لاتین گرفته تا جنگ نفت در کویت و نسل کشی در میانمار. اما او بهتر از هر کسی میدانست آنچه ثبت میکند تصویر طمع و خودخواهی بشریست که نه تنها زمین و حیات ان که زندگی تمام هم نوعانش را هم در اختیار میخواهد.مجموعه تصاویر او هر قلبی را به طپش در میاورد و هر وجدان آگاهی را به رنج و درد می اندازد.از مجموعه تصاویر او با عنوان کارگران از مجموعه تصاویر او با عنوان مهاجراناز مجموعه تصاویر او با عنوان طبیعتتصاویری که او از تخریب طبیعت و زندگی به فنا رفته و در سختی کارگران معادن و کشاورزان و مهاجران و فراریان از جنگ و قحطی تصویر کرد چنان ارزشمندند که فیلم کارگردانی چون وین وندرس هم از تصویر تمام قد قدرت اثر آن ناتوان است.عکاس نجات بخشاما آنچه مرا وا داشت این یادداشت را به تقدیر از او و همسرش بنویسم کار بزرگیست که برای نجات جنگلهای برزیل انجام داده است.به گفته سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل متحد، 129 میلیون هکتار جنگل، تقریبا معادل مساحت کشور آفریقای جنوبی، از سال 1990 تا کنون از بین رفته است. و سالانه منطقه ای که تقریبا معادل مساحت کشور پاناما, نیز از بین میرود.بیش از 15 درصد از کل انتشار گازهای گلخانه ای نتیجه تخریب طبیعت از طریق جنگل روبی است. این موضوع  باعث از بین رفتن زیستگاه گونه های بی شماری از گیاهان و حیوانات شده است و زندگی بسیاری از اقوام و قبایل را نیز به طور کلی نابود کرده است.در برابر چنین عظمتی هر کسی از خود خواهد پرسید من تنها یک نفرم و چه میتوانم انجام دهم؟ چکاری از من در برابر این ویرانی عظیم ساخته است؟تصویری از محل زندگی او تنها پس از تلاش 13 ساله ا و همسرش و یاران همراهشاما این عکاس برزیلی سباستیو سالگادو و همسرش للیا دلویز وانیک سالگادو تصمیم گرفتند نشان دهند که گروه کوچکی از افراد پرشور و متعهد میتوانند با متوقف کردن جنگل زدایی روند معکوسی برای مقابله با این آسیب  خلق کنند.سباستینو بعد از آخرین مجموعه اش در مورد نسل کشی روآندا به برزیل بازگشت و از دیدن جنگلهای استوایی منطقه زادگاهش شوکه شد. به همین دلیل دست بکار شد تا آنجا را دوباره احیا کند. اوایل دهه 90 او این تلاش را با کمک همسرش و نیروهای محلی شکل داد.تصاویری از اجرای پروژهاین بخشی از نتایج تلاش اوست
بروز ترین تصویری که تلاش او در احیای جنگلهای استوایی را نشان میدهد
من به معنای واقعی شیفته این مرد بزرگ هستم و تمام قد به احترام او و سبک زندگی و تلاش هر لحظه ای اش برای نجات انسان و طبیعت می ایستم و اندوه بزرگم از این است که چرا در جهان مانند او چنین کم و انگشت شمارند. و بیش از آن افسوس داشتن چنین نام هایی در ایران عزیزمان است.منبع کانال تلگرام اعظم بهرامی https://t.me/azambahramiran </description>
                <category>Azam Bahrami</category>
                <author>Azam Bahrami</author>
                <pubDate>Sat, 01 May 2021 13:47:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در مورد پایتخت فرهنگی اروپا و خلاء ما در نگاه ملی به میراث فرهنگیمان</title>
                <link>https://virgool.io/@azam.bahrami/%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AE%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-%D9%88-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%A1-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-ena1ugqxtpah</link>
                <description>خودم در متراحالا که بحث این بوم گردی باسمه ای در جزایر هرمز مطرح است و افزایش پروژه های معماری مخرب در سایه فساد و مافیای شهرداریها، صدا و سیما و جیب سلبریتی ها یا آقازاده ها چنین افزایش یافته است، خوب است این یادداشتم در مورد یک نمونه موفق اکوتوریست در ایتالیا که سال قبل نوشته بودم را دوباره به اشتراک بگذارم.در مورد #اکوتوریست و بوم‌گردی ضابطه مند و آگاهانه بیشتر خواهم نوشت.ما هنوز از اکوتوریست بسیار کم میدانیماينروزها در بسيارى از كانالهاى تلگرام و روزنامه ها و رسانه ها در مورد توريست و صنعت توريسم ميخوانيد.و همینطور گزارشهای متعدد از فساد و بازداشت مسئولین و کارکنان سازمانهای میراث فرهنگی استانهای مختلف. از پرونده در جریان در استان قزوین و تهران و سمنان و چهارمحال بختیاری و .. و البته سکوت آقای مونسان در برابر این زنجیره بازداشتها.شما میتوانید در مورد توریسم و بومگردی ,  يادداشتهاى ساده و سطحى را بیابید که در مورد موضوعاتی مثل عدم لزوم ساخت هتل و دستشوييهاى مدرن که امید دادن به رونق توریست را با توجیه مشکلات جزیی از این دست توجیه میکند  تا سمينارهاى اكوتوريسم که جز مقالاتی در هم جویده از آن چیزی بیرون نمیاید و در نهایت هم خبر درامد سالانه ايران از توريست و گردشگرى.راستش صادقانه ميخواستم اولش يك مقدمه طولانى بنويسم در توصيف اهميت توريست و انچه مسافران با خود مياورند و انچه ما در سفر كردن مياموزيم. اما بعد بنظرم رسيد داستان يكى از آخرين سفرهايم به مركز ايتاليا را برايتان تعريف كنم به روايت تصوير و نشانه ها و تاريخ نگاریها . يكى از بهترين نمونه هاى توسعه پايدار،نه بهتر از آن!يكى از نمونه شهرهايى كه بعلت اهميت دادن به نقش فاكتورهاى توسعه امسال به عنوان پايتخت فرهنگى اروپا انتخاب شد. شهرى كه تا اواخر جنگ جهانى دوم و حتی کمتر از 50 سال پیش دولت مركزى انرا بعلت آلودگى و فقر مايه شرم و ننگ سياستمداران و حتى مردم ميدانست.چيزى كه ساكنان شهرMatera حتى در روياهايشان هم نميديدند، باز شدن درهاى اقتصاد از همه جهت و سرازير شدن هزاران يورو براى تمام ساكنان شهربود .توضیح اینکه تمام تاريخهاى متن به ميلاديست و تصاوير استفاده شده را خودم عكاسى كرده ام مگر انكه مرجع زير ان نوشته شده باشد.براى ميليونها سال در اعماق آبدرواقع تمام شهر بر روى تپه ها و صخره هايى از جنس رسوبات میلیون ساله اعماق اقیانوس بنا شده است براى ميليونها سال اين منطقه بخشى از دريا بود. هنوز بافت بسيارى از ديوارهاى شهر شبيه تپه هايى مرجانى سفيد رنگ بر روى خشكى است و نمونه هاى بسيارى از فسيل صدف و باقى سختپوستان را ميتوان بر نقاطى از ديوارها يافت.بخشهایی از دیوارهایی که در کوچه ها قابل مشاهده است.مجموعه اى از غارهاى تاريكبخشى از شهر كه امروز به حاشيه اى در افق سبز شهر در سوى ديگر رودخانه بدل شده است زمانى خانه انسانهاى غارنشين بود .نمونه هايى از استخوان و بعدها در عصربرنز ابزار نيز در ان كشف شده است.باستانشناسان پيش بينى ميكنند كه اين افراد براى دسترسى داشتن به افتاب در ساعات بيشترى از روز،فرار از سرما و باد درارتفاع و همينطور دسترسى هميشگى و راحت به اب به سمت ديگر رودخانه كوچ كرده و قصه شهر مَتِرا را رغم ميزنند.شروع داستان حقيقى شهراستان بازيلاكاتا زير استان كامپانيا قرار دارد.استانى كه بخاطر زيبايى منحصر بفرد طبيعت و حاصلخيزى زمين و پرورش گاوميشهايش محبوب و معروف است .و امروز يكى از بزرگترين مراكز توليد برق از طريق انرژى باد در ايتاليا است.موقعیت استان بازیلیکاتا
تا سال ١٩٥٦ مردم شهر مترا در خانه هاىي غار مانندزندگى ميكردند و اغلب بسيار فقير بودند. شهر بسيار كثيف و سامان نيافته بود. جمعيت بعد جنگ در حال افزايش بود و معمارى ويژه شهر  براى همه ان جمعيت مناسب نبود. نماينده از شهر رم به اين منطقه سفر كرد و در گزارشش به مركز اعلام داشت كه اين منطقه براستى باعث شرم سياستمدارانى است كه انرا چنين فراموش كردند. قانونى در همان سالها مصوب شد و استاندارى تعداد زيادى از اين خانه ها را از صاحبانش خريد وساکنان این خانه ها را به بخش نوساز شهر منتقل كرد.معمارى اين شهر در واقع يكى از منحصربفردترين ها در نوع خود است .معروف به معمارى منفى. يعنى نه انكه چيزى ساخته شود بلكه با نقشه تمام ساختمانها از كليسا گرفته تا بازار شهر و تمامى خانه در دل سنگها تراشيده و كنده شده است.این تصویر بخشی از سقف یکی از کلیساهای بسیار قدیمی شهر است و با روش معماری منفی ساخته شده است. 
تصاویر نقاشی شده بر دیوارهای کلیسا نشان میدهد که معماری آنها به 6 قرن پیش برمیگردد.
تو ضیحی در مورد بافت خانه هادر هر خانه تنها یک فضا برای حیوانات و اهالی خانه وجود داشت انها در غارهایی با بیش از 90% رطوبت مداوم زندگی میکردند. و اغلب غذای کافی برای خوردن نداشتند. مجموعه ای که امروز برای جمع آوری اب باران استفاد ه میشود برای جمع آوری فاضلاب استفاده میشد و این فضای باز شهر را بشدت آلوده کرده بود.فضای داخلی یک خانه
سیلوی نگهداری گندمتنها پدر و مادر حق داشتند نشسته غذا بخورند 
آغاز شکوفاییبعد از سالها متروكه ماندن خانه ها, بودجه ديگرى در اواسط دهه هشتادبراى پژوهش و مرمت بخشهاى مختلف شهر مصوب شد . روند مرمت وکاوش, گنجینه ای از ذخایر و میراث فرهنگی را آشکارکرد. از نقاشیهایی بر دیوارکلیسای مرکزی شهر که رویش را با سنگ پوشیده بودند تا معماری دوران باروک و از همه مهمتر مخزنی به ارتفاع 16 متر برای جمع اوری آب برای فصلهای خشکسالی که شبیه طرحی از رشته قناتهای ما در ایران دهانه چاه مانند قابل برداشت در نقاط مختلف شهر داشت و بعد روشن شد در دوره شیوع وبا در اروپا پر شده است. و حاصل اين سرمايه گذارى و همکاری بخش دانشگاهی با دولت , منجر به ثبت تمام مركز قديمى شهر در ليست ميراث فرهنگى يونسكو در سال ١٩٩٣شد.سيستم هيدرولوژى جمع اورى اب باران و برف درشهر و ذخيره ان در مخزنى كنده شده در زمين با عمق ١٦متر و طول ٥٠متر كه ميتوانست تا ٥ميليون متر مكعب اب را در خود جا بدهد مرمت شد و بخشهايى از كليساهاى باستانى شهر كاوش شد. جستجوها و كاووشها شگفتى محققان را بيشتر و بيشتر كرد.نمونه هايى از دیوار نقاشىها بر اساس كمدى الهى دانته بر ديوار كليسا و تصاويرى از حواريون در كنار پيامبرآب, بر ارزش شهر بسيار افزود.تصویر دوزح که احتمال میدهند بر اساس تصویر کمدی الهی دانته نقاشی شده باشد و بخش بهشت ان نابود شده است. 
بعد از کاوشها و ثبت شهر در لیست میراث فرهنگی یونسکونقشه ای ثابت برای مرمت بخشهای مختلف شهر لحاظ شد و گروههای معماری و مرمتی با دولت برا ی مرمت شهر قرار داد بستند. کار به کندی پیش میرفت و سازمان یونسکو و دولت هر دو حامی مالی این پروژه ها بودند.بخشی از تصاویر شهراین مرمت بسیار دقیق است و حتی برای نور و رنگها هم الگوی مشخصی وجود دارد.مترا در شب بسیار رومانتیک و زیباست 
مترا در زیر نورهای گرم شبانه مرا یاد روستاهای ایران زیر نور زیبای فانوس می انداخت. اسمان کوهستانی پر ستاره و خیابانهایی سنگفرش شده با سنگهای هزاران ساله. گویادر قلب یک روستای قرون وسطایی قدم میزنی و هر ان منتظری زنی با کوزه روغن زیتون یا شراب سرخ با دامنی بلند روبرویت سبز شود.گروههای مرمت را در ساعتهایی مشخصی از روز  با دستگاههای طراحی شده برای جغرافیای منطقه در سطح شهر مشغول بکار میدیدیکه عکاسی از بیشتر انها ممنوع بود.یک گروه ازفارغ التحصیلان معروفترین دانشگاه معماری جهان در رم را دیدم که مشغول مرمت تصویری بر دیوار کلیسایی بودندو یک کارخانه مربا سازی منطقه حامی مالی انها بود. این مردم با حمایت سازمانهای جهانی و نقش مهم دولت و استانداری توانسته اند شهر غارهای سرد و نمور را به پایتخت فرهنگی اروپا تبدیل کنند. اغلب خانه های این منطقه تبدیل شده اند به اقامتگاههای کوچک توریست با حفظ معماریر سنتیش و در عین حال بسیار مجهز . در رستورانها و بارها از ظروف پلاستیکی استفاده نمیشود. نمونه ای درخشان از اهمیت سرمایه گذاری دولتی در کنار اموزش بخش خصوصی و اعتمادسازی و همینطور اهمیت بخش دانشگاهی در به ثمر رسیدن یک تلاش کارآمد.سخن آخرگسترش صنعت توریست درگستره ای از فساد مالی و انحصار طلبی ممکن نیست. ما اندوخته های معماری و فرهنگی کم نداریم اما راه اصلی رسیدن به درآمدزا کردن ان از سیستم و مدیریتی دموکرات و مردمی میگذرد. بحث از زیرساختهای رفاهی و فرهنگی را به عدم ضرورت هتلسازی و دستشویی تقلیل دادن پاک کردن صورت مسئله است. تلاش مردم نه نهادهای دولتی دربخشهایی از ایران برای جلب توجه مسافرین داخلی و خارجی قابل تقدیر است اما واقعیت این است که حتی آثار باستانی ما که در لیست میراث فرهنگی یونسکو وارد شده است نیز از تخریب در امان نیست نمونه اخرش بازار تبریز. روشن نیست چه پول و هزینه ای برای نگهداری و مرمت انها لحاظ میشود؟ و مرمت این آثار همیشه نتایجی بسیار بد و آسیب رسان بدنبال داشته. درمرمت و نگهداری برخی از آنها حتی به لحاظ تکنیکی و ابزاری هم توانایی نداریم مانند شهر سوخته زابل و یا تخت رستم یا حتی مجموعه باشکوه تخت جمشید. ما هر روز شاهد فرو ریختن سقفی یا تخریب سنگ بنا و پل و قلعه ای هستیم. قالیچه هایی که در حال پوسیدنند و مجسمه ها و سر ستونهایی که در ابگیری سدها مدفون میشوند و ظروفی که از گالریهای خصوصی اروپایی و عربی سر در میاورند. نگاه ملی به حفظ میراث فرهنگی ما وجود ندارد چون تاریخ ما در خلاء اغاز میشود. گویی که ایران و ایرانی قبل از ظهور اسلام وجود نداشته . وقتی همه چیز از فیلتیر ایدئولوژی مذهبی و سیاسی بگذرد نگاهها همینقدر حقیر و محدود میشود. پای مراودات سیاه  پول و قاچاق هم که باز است و افزایش مشکلات اقتصادی پای نهادهای مختلف را هم به این حوزه پر منفعت باز میکند.کانال اعظم بهرامی(azambahramiiran@)</description>
                <category>Azam Bahrami</category>
                <author>Azam Bahrami</author>
                <pubDate>Thu, 17 Dec 2020 12:45:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۲۵ نوامبر: خشونت علیه زنان زیر سایه کرونا</title>
                <link>https://virgool.io/@azam.bahrami/%DB%B2%DB%B5-%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-qxqzolznxseu</link>
                <description>از ۲۵ نوامبر سال گذشته تا امسال وضعیت عمومی استقلال و اقتصاد زنان زیر سایه یک اپیدمی جهانی بدتر شده است. همه‌گیری جهانی در حالی به ابعاد مختلف اجتماع و سیاست آسیب زده که زنان تحت تاثیر وضعیت تقاطعی حاصل از آن خشونت بیشتری را تحمل می‌کنند.آمار سازمان ملل نشان می‌دهد که از کل جمعیت ثبت نام کرده در مدارس در کل کشورهای جهان حدود ۸۹ درصد آنها ماه‌هاست که به مدرسه نمی‌روند و در خانه آموزش را دنبال می‌کنند. از میان آنها ۷۴۳ میلیون دانش‌آموز دختر هستند و حدود ۱۱۱ میلیون نفر آنها در کشو‌رهای توسعه نیافته جهان زندگی می‌کنند. کشورهایی که امکان تحصیل در آن سال‌ها با تبعیض مواجه بوده و هست، به این ترتیب آسیب‌پذیری اقتصادی و افزایش بحران و تبعیض می‌تواند استقلال اقتصادی زنان و توانمندی آنها را با اختلالات جدی مواجه کند. موضوع مهمی که می‌تواند آنها را در برابر انواع تبعیض و خشونت بسیار آسیب‌پذیر کند.ابعاد جنسیتی آسیب از تعطیلی مدارسکشورهای جهان برای مقابله با اپیدمی کووید ۱۹، مدارس را با سرعت بی‌سابقه‌ای تعطیل کردند. کسانی هستند که گمان می‌کنند این تعطیلی مدارس می‌تواند نتایج قابل تاملی هم داشته باشد مثل اینکه اعضای خانواده با هم زمان بیشتری را بگذرانند و شیوه‌های نوی آموختن را تجربه کنند. اما  واقعیت این است که تعطیلی مدارس برای میلیون‌ها دختر و زن جوان، به ویژه آنهایی که در کشورهای کمتر توسعه یافته جهان هستند، خطرات دیگری به‌همراه داشته است.سوزان گرانت لوئیس، مدیر IIEP می‌گوید: «شواهد نشان می‌دهد که هم آموزش و هم جنسیت در شیوه‌های پیش‌بینی شده برای جلوگیری از اپیدمی با کاهش ارتباطات اجتماعی نادیده گرفته شدند. ما باید توجه بیشتری به ابعاد جنسیتی تعطیلی مدارس به علت شیوع ویروس کرونا می‌داشتیم.» سازمان جهانی یونسکو این آسیب‌های جنسیتی  را بر اساس گزارش‌های دریافتی به بخش‌های مختلف تقسیم می‌کند.افزایش مسئولیت‌ها: بخش زیادی از فعالیت‌های خانگی از جمله نظافت و مراقبت از افراد بیمار خانواده و کودکان و سالمندان به شکل سنتی به عهده زنان است. با محدود شدن ساعت حضور فیزیکی در مدرسه و گذراندن زمان قابل توجه در خانه این مسئولیت‌ها به شکل معناداری برای زنان و دختران افزایش می‌یابد. بخشی از این مسئولیت‌ها چنان دائمی می‌شوند که دختربچه‌ها را برای همیشه از تحصیل بازمی‌دارد.خشونت خانگی: خطرات بهداشت سلامت برای دخترانی که دیگر نمی‌توانند به مدرسه بروند فقط به خود ویروس محدود نمی‌شود. بدون مدرسه بسیاری از دختران امکان حضور در مکانی امن برای ساعاتی از روز را از دست داده‌اند. آنها نه تنها پتانسیل تبدیل شدهن به قربانیان خشونت خانگی را دارند بلکه امکان اینکه شاهد خشونت‌های خانگی باشند هم افزایش می‌یابد.سلامت جنسی و تولید مثل: گزارشی مستند نشان می‌دهد که به دنبال بحران ابولا، سیرالئون شاهد افزایش چشمگیری در بارداری نوجوانان بود که به گفته خود کودکان، با تعطیلی مدارس ارتباط مستقیم داشت. دربسیاری از جوامع، حاملگی می‌تواند تبدیل به مانعی دائمی برای بازگشت دختران به تحصیل باشد حتی پس از پایان بحران کووید ۱۹. علاوه براین، در طول بحران اپیدمی، بخش زیادی از منابع و امکانات متمرکز شدند روی مقابله با اپیدمی و به این ترتیب احتمال اینکه مشکلات این حوزه زیر سایه کمبود خدمات و پرسنل درمان قرار بگیرد وجود دارد. مشاوره‌های سلامتی و روانشناسی و سازمان‌ها و نهادهای کمک رسانی نیز تمرکز و بودجه خود را بر این اپیدمی متمرکز کردند و خود این موضوع نیز از سهم توجهات به مشکلات ویژه دختران را محدود کرد.زنان مهاجر و کارگر، مانده در سایهوضعیت اضطراری کووید ۱۹ کل بازار جهانی کار را تحت تأثیر قرارداد و باعث نامرئی شدن هزاران کارگر مهاجر شد. تنها در ایتالیا از ماه مارس تا ابتدای پاییز بیشتر از ۱۳۰۰۰ فرصت شغلی که مهاجران در آن مشغول بودند از بین رفت و بیشتر از ۵۵ هزار کارگر مهاجر فرصت دائمی کارشان را از دست دادند. کمی کمتر از نیم این جمعیت زنان بودند.گزارش‌های زیادی از سازمان‌های فعال در حوزه مهاجرین نشان می‌دهد که تعداد کارهای غیر قانونی و سیاه مهاجران به شکل معناداری افزایش یافته است فعالیت‌هایی که زنان بخش زیادی از نیروی کارش را تشکیل می‌دهند. زنان مهاجر در اغلب کشورهای اروپایی در حوزه خدمات (کارگران بخش‌های توریستی، کارهای خدماتی سالمندان و کودکان، شرکت‌های خدماتی نظافتی و..) و بخش کارگران کشاورزی و صنایع غذایی فعالیت می‌کنند. حوزه‌هایی که با بیشترین ریسک مالی مواجه بودند و بیشترین تعدیل نیرو را داشتند و امکان دورکاری برای کارگران آنان تقریبا غیرممکن بود.آمار نگران‌کننده دیگری نیز در مورد مهاجرین ساکن کشورهای اروپایی در ارتباط با تاثیرات اپیدمی جهانی وجود دارد. تعداد ازدواج‌های زیرسن در میان نسل دوم مهاجرین به شکل معناداری در حال افزایش است. به طور مثال در ایتالیا، درنیمه نخست سال ۲۰۲۰ در مقایسه با زمان مشابه در سال ۲۰۱۹ و ۲۰۱۸ ازدواج کودکان مهاجر نسل دومی، کسانی که در ایتالیا به دنیا آمدند از پدر و مادر غیر ایتالیایی ۳.۲ درصد رشد داشته است. سازمان‌های حمایت از مهاجرین معتقدند اعمال قوانین سخت‌گیرانه و نظارت به تنهایی نمی‌تواند این شرایط را تغییر دهد. بخش زیادی از این آسیب‌ها در عدم ثبات مالی خانواده یا ناتوانی اقتصادی و حتی هویتی  مادران در حمایت از فرزندانشان  ریشه دارد. تعدادی از این زنان مهاجر نیز هنوز در مرجله باز بینی مدارک هستند و در انتظار پاسخ نهادهای مسئول. از ژانویه ۲۰۲۰ تا ابتدای پاییز تعداد مهاجران زن رسیده به ایتالیا ۵۲.۴ درصد تعداد کل مهاجران بوده است. موسسه ISMU (موسسه مطالعاتی در مورد گروه‌های اقلیت در ایتالیا) محاسبه می کند که از ۱ ژانویه ۲۰۰۵ تا ۱ ژانویه ۲۰۲۰ تعداد زنان مهاجر ۱۴۱ درصد افزایش (در مقابل ۱۱۲ درصد افزایش مردان) یافته است. به این ترتیب این زنان که اغلب در مشاغل خدماتی و کشاورزی مشغول به کار می‌شوند و گاه برای دریافت اوراق هویت خود به همسران و پدرانشان وابسته هستند با وجود اپیدمی که منجر به از بین رفتن بسیاری از مشاغل شد و پروسه مهاجر پذیری را بشدت کند کرد با معضلاتی تازه مواجه هستند.فقر جنسیتی شده در کارگرانبنا به آمار سازمان ملل، در سطح جهانی، شکاف حقوق و دستمزد جنسیتی ۱۶ درصد است، به این معنی که زنان کارگر به طور متوسط ۸۴ درصد درآمد مردان را دریافت می‌کنند. برای زنان رنگین پوست، زنان مهاجر و زنان دارای فرزند، این اختلاف حتی بیشتر است. این اختلافات در حقوق در دوران کرونا در حال افزایش است و عواقب منفی واقعی و روزانه ای را برای زنان و خانواده‌های آنها به همراه دارد. اثرات نامطلوب در اثر بحران‌ها حتی بیشتر خودش را نشان می‌دهد. تخمین زده می‌شود که تأثیرات گسترده کووید۱۹ می‌تواند ۹۶ میلیون نفر را تا سال ۲۰۲۱ به فقر شدید سوق دهد، در نتیجه تعداد کل زنان و دختران که با ۱،۹۰ دلار در روز کار می‌کنند به ۴۳۵ میلیون نفر می‌رسد.مدیر بخش برابری کنفدراسیون بین المللی اتحادیه‌های کارگری و عضوی از سازمان زنان سازمان ملل متحد و سازمان جهانی کار ILO (پرداخت حقوق برابر)، مثالی می‌زند. شغل در بخش‌های ساخت و ساز مردسالار است و زنان هنوز در آن جایگاه خود را نیافته‌اند اما مراقبت از کودکان تحت سلطه زنان است. با وجود این شغل مراقبت از کودکان احتمالاً دستمزد کمتری دارد نسبت به حوزه کاری ساخت و ساز. شکاف حقوق جنسیتی ریشه در نابرابری‌های سیستمی دارد.زنان، به ویژه زنان مهاجر، زنان غیر بومی، در بخش غیررسمی در سراسر جهان بیش از حد حضور دارند. به اطراف خود نگاه کنید، فروشندگان خیابانی، کارگران خانگی، کارمندان کافی شاپ و کشاورزان روزمزد اغلب زن هستند. آنها در مشاغل غیررسمی مشغولند که غالباً از قلمرو قوانین کار خارج است و مشمول مزایا و بیمه نمی‌شود. آنها در محیط‌های کاری کم درآمد و ناامن و بدون مزایای اجتماعی به دام می‌افتند. این شرایط نامناسب برای زنان کارگر شکاف حقوق و دستمزد جنسیتی را غیر قابل تغییر جلوه می‌دهد.آمار به تمامی عمق افزایش تبعیض جنسیتی در حوزه کار و آموزش را مشخص نمی‌کند. ما در مورد آمار خشونت و تبعیض اعمال شده به زنان و دختران جوان بسیار خوانده‌ایم و نوشته‌ایم اما حقیقت دیگری در پیوند با این موضوع و یا حتی پیشتر از آن وجود دارد این است که استقلال مالی زنان و افزایش آگاهی زنان می‌تواند آنان را توانمندتر کند و کمتر آسیب‌پذیر. به این دلیل است که توجه به تبعیضات جنسیتی شده در حوزه کار و آموزش آنان اهمیت ویژه دارد.این یادداشت در سایت رادیو زمانه منتشر شده است: https://www.radiozamaneh.com/555365</description>
                <category>Azam Bahrami</category>
                <author>Azam Bahrami</author>
                <pubDate>Sun, 29 Nov 2020 20:50:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رشد اقتصادی مافیا در سایه کرونا</title>
                <link>https://virgool.io/@azam.bahrami/%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-bisiyxf9um9x</link>
                <description>رشد احتکار یا تشکیل گروههای مافیایی و قاچاق ضروریات در دوران جنگ دستمایه فیلمهای زیادی بوده است. روزگار سخت همیشه برای عده ای که کم از آنها میدانیم روزگاررشد و رونق کار است. گزارشهای جهانی از سازمانهای ضد مافیا از جمله گروهی با همین نام درایتالیا در خصوص نگرانی از رشد معاملات و مراودات بانکی گروههای مافیایی در بحران فراگیری جهانی ویروس کرونا منتشر شده است.رشد سایتهای شرط بندیدرایتالیا گروههای غیر دولتی وجود دارند که بر چرخه شبکه های پول که مبدا و مقصد نامعلوم دارند نظارت میکنند. مبدا و مقدار آن را ردیابی میکنند و گزارشهایی را به نهادهای قضایی یا نمایندگان پارلمان یا رسانه ها اعلام میکنند. از ان جمله میتوان اشاره کرد به گروههای آنتی مافیای فعال درایتالیا.در گزارش تازه ارائه شده  به پارلمان این کشور, این ناظران از درامد سرشار روسای مافیا در دوران قرنطینه از طریق شرط بندی و سایتهای قمار و پیش بینی مسابقات ورزشی که به شکل زیر زمین اداره میشوند ابراز نگرانی کردند. این گزارش اشاره میکند که در طی 20 سال اخیر مافیا نتوانسته تجارتی بسیار سود آورداشته باشد و میتوان سایتها وشبکه های شرطبندی را بعد از مواد مخدر دومین منبع درآمد گروههای مافیای در اروپا دانست به این ترتیب خواهان نظارت دقیقتر بر چرخه مالی این گروهها شدند.در ایران هم سایتهای پیش بینی و شرط بندی و انواع قمار که همه علی الظاهر به شکل زیر زمینی برگزار میشود بشدت افزایش یافته. کافیست در کانالهای تلگرام و صفحات اینستاگرام نگاهی بکنیم تا انواع و اقسام دعوت به شرکت در سایتهای شرط بندی را ببینید. کمتر اینفلوئنسر و کانال پر شماری را میبینید که این سایتها و کانالها را تبلیغ نکند. رکود بازار بعلت اپیدمی و مشکلات اقتصادی و عدم وجود کوچکترین نظارت بر این سایتها جوانان و حتی افراد زیر سن قانونی زیادی را به این مسئله وابسته کرده است.عدم نظارت و عدم امکان پیگیری قانونی و طرح شکایت, هم دست کلاهبرداران حریص را برای چپاول پول کسانی که گرفتار و بیمار شرط بند ی و قمار هستند باز میگذارد و هم امکان هر نوع پیگیری را مسدود میکند. درمراجع مسئول نیز, نه تنها نهاد نظارتی وجود ندارد بلکه این شبهه وجود دارد که دست بسیاری از اقا و خانم زاده ها نیز در این تجارت سیاه و پرسود بکارباشد. عدم شفافیت و ممنوع کردن همه چیز تنها راه را برای سوء استفاده و افزایش تعداد قربانیان را باز میکند.ربا خواری , قرضهایی با بهره های غیر قابل تصورعلارغم انکه بسیاری از بانکها در اتحادیه اروپا سود سالیانه وامهای خود را کاهش دادند,  بسیاری سختی این شرایط را با بحران مالی 2008 مقایسه میکنند. یکی از مشاورین مالی سابق وزیر اقتصاد ایتالیا که در حوزه سلامت اقتصاد و نظارت برفعالیتهای غیرقانونی مالی درایتالیا فعالیت میکند در گزارشی تازه, مستند براطلاعات و داده های سازمان ملی بانک ایتالیا و بانک جهانی نوشت: بین اواخر فوریه و اواسط ژوئن سال 2020، گزارش حدود 350 معامله مشکوک را که مستقیماً مربوط به شرایط اضطراری است دریافت کردیم&quot;  بخشی از این دست معاملات برمیگردد به احتکار وسایل بهداشتی و لوازم ضروری و بخش دوم گزارشها مربوط میشود به فعالیت گروههایی که سوار بر مشکلات اقتصادی کسب و کارهای کوچک و خانگی پول زیادی را با بهره های غیر قانونی در غالب ربا و پولشویی جابجا کرده اند.کسانی که خود را برای وام های غیر عادی یا خرید ناگهانی شرکت ها یا سهام شرکتها پیشنهاد می دهند در حال طراحی سیستمی نفرت انگیز بر پایه نیاز مردم در این شرایط سخت هستند. آمار نشان میدهد از هر 10 کارآفرین در اتحادیه اروپا حداقل یک نفر در خطر جدی سوء استفاده سیستم رباخواری است که وابسته به گروههای مافیایی هستند.در ایران اما بخش مهمی از این ربا خواری به شکل سیستماتیک قانونی شده است. بانکهایی با وامهایی سرسام آور که به بخشی ازآن گزارشهای متعدد کارآفرینان ایرانی در گزارشهای منتشر شده در رسانه های داخلی اشاره کرده اند. به جز بانکها صندوقهای متعدد وابسته به نهادهای مختلف نیز به نوعی تنها با خواباندن پول و بهره کشی از نیاز مندان وام است که اداره میشوند.بانک ها در قراردادهای منعقد شده با مشتریانشان ، به نوعی وکالت بلاعزل ازآنها میگیرند و اختیارات بسیار وسیعی از آنها برای بازدریافت وجوه اعطایی برای خود قائل میشوند. این اختیارات در مفاد مختلف قراردادها لحاظ و تکرار میشود و به این ترتیب افراد تا سالها از پس تامین و باز پرداخت وامها بر نمیایند. بحرانهای اقتصادی منجر به نیاز اقشار مختلف جامعه, چطور میتواند به این موضوع دامن بزند.مافیا در دفن و از بین بردن زباله های خطرناکمیزان تولید زباله پلاستیک در جهان تا 15% در طول بحران جهانی پاندومی کرونا افزایش یافته است. علاوه بر این تولید زباله های عفونی و خطرناک نیز به شدت در اثر بحران جهانی پاندومی کرونا ویروس افزایش یافته است. این افزایش زباله اما تبدیل شده است به منبع درآمد تازه ای برای گروههای اکومافیای جهان. گروه گرین پیس(صلح سبز) در ایتالیا گزارش میدهد : &quot;با ورود اپیدمی کوید -19 به اروپا ، بازار قاچاق غیرقانونی زباله به طور فزاینده ای رونق گرفته است. در ماه های اخیر، ورود فعالانه  مافیای ایتالیا دراین بخش ، خبرساز شده است. بنابراین مدیریت پسماندها ، به ویژه زباله های خطرناک ، بخشی است نیازمند کنترل بسیار دقیقتر و قوانین سختگیرانه بیشتری است. چون تأثیر منفی زیادی بر محیط طبیعی دارند.&quot;کشورهای عضو اتحادیه اروپا سالانه میلیاردها یورو سرمایه گذاری می کنند برای دفن اصولی و یا بازیافت گونه های مخالف زباله، بنابراین مدیریت پسماند میتواند برای شبکه های مافیایی فرصتی طلایی باشد. تا با نفوذ به اصطلاح، فعالیت های اقتصادی خود را افزایش دهند, فرصت درآمدی تازه اینباردر قالب اقتصاد سبز.مقدار زیادی پسماند خطرناک باقیمانده از فرآیندهای تولید صنعتی در اروپا نیز بازار تقاضا برای خدمات دفع و از بین بردن آنرا بزرگتر میکند. بیش از دو هزار میلیون تن زباله سالانه در اروپا تولید می شود که بیش از چهل میلیون تن زباله در طبقه بندی خطرناک قرار می گیرد. قوانین جدید کمتر سختگیرانه شده است، قیمت ها برای دفع زباله به طور قانونی بشدت افزایش یافته است و محدودیت های ناشی از ویروس کرونا نیز شرایط را پیچیده تر کرده است. در این نقطه است که مافیا را با ورود شرایط و قیمت های جذاب به این صنعت که منجربه ایجاد یک بازار غیرقانونی ، موازی و پنهان می شود, در این تجارت میخزد. آنها با شرکت هایی به توافق میرسند که فرصت واقعی برای به حداکثر رساندن سود و در عین حال به حداقل رساندن هزینه ها را به آنها ارائه دهند. و این یعنی نه دفن و از بین بردن اصولی زباله بلکه رهاسازی آنها در طبیعت یا در کشورهای دور از مرزهای اتحادیه.مافیای شکار و قاچاق حیات وحشسازمان جهانی حفظ حیات وحش در نخستین روزهای ماه سپتامبر گزارشی منتشر کرد که به نوعی آلارم خطر جدی انقراض بسیاری از گونه های حیات وحش را به صدا درآورد. در نیم قرن اخیر بیش از 68% از جمعیت حیات وحش از ذخیره سیاره مان را از دست داده ایم.تجارت غیر قانون حیات وحش در سال ۱۹۷۳در کنوانسیون واشنگتن در مورد تجارت بین المللی حیات وحش به عنوان جرم تعریف شد. بنا به آمار پلیس اینترپل این سومین تجارت پرسود جهان است. پس از تجارت اسلحه و قاچاق مواد مخدر. چندین بازیگردرگیر این جرمند اما مهمترین آنها مصرف کنندگان اند. کلکسیون داران بزرگ جهان، تجاری که با اعضای بدن آنها از پوست و عاج و استخوان و گوشت کسب درآمد میکنند و همینطور صاحبان صنایع مد و لباس.اما نکته وحشتناک این ماجرا این است که قیمت حیوانات در حال انقراض بسیار بیشتراست. بیشترین گونه های درخواست شده, به ترتیب پرندگان گرمسیری,مارها ، تمساح ها وبعضی از انواع میمون ها,شامپانزه ها ، و غیره هستند. طب چینی نیز یکی از مهمترین مشتریان این محصولات است. اما مسئله مهم در مسیر این تجارت پرسود بکار گیری نیروهای محلی است که خود قربانیان از بین رفتن طبیعت هستند.پاندومی جهانی باعث کاهش توریست و مشکلات متعدد اقتصادی برای محلیها شده است. بودجه های حمایتی از حیات وحش کاهش یافته و این خلاء و سایه میتواند به رشد و سوء استفاده مافیای حیات وحش دامن بزند. روستاییان کار و زمین از دست داده اولین قربانیان این گروههای مافیایی برای ساماندهی شکار و تله گذاری و قاچاق حیات وحشند.به قول قاضی ایتالیایی جوانی فالکونه که جانش را برای مبارزه با مافیا از دست داد : برای مقابله با مافیا دو نکته مهم است. راه آنها در جذب افراد و سرمایه های تازه را ناهموار کنیم و رد پولهایشان را بگیریم.</description>
                <category>Azam Bahrami</category>
                <author>Azam Bahrami</author>
                <pubDate>Tue, 10 Nov 2020 22:30:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آخرین زن لوت</title>
                <link>https://virgool.io/@azam.bahrami/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D9%86-%D9%84%D9%88%D8%AA-g4xt2b7fstnt</link>
                <description>بخش مهمی از زندگی من نوشتن است. این مجموعه شعر،کتاب چهارم من است . بسیار شبیه من است و شبیه این روزهای ایران. پر از از رود کارون و پلهای چوبی و صدای کارگران ایستاده بر هفت تپه. صدای زن مهاجریست عاشق سرزمینش. دور ولی درگیر, در قلبم  از کویر مرکزی لوت تا ساحل و شن روان هرمزگان میجوشد. از ارس تا گاوخونی.ایران در لحظه لحظه زندگی من نفس میکشد و امیدواری به آینده روشن برایش فراتر و پیشتر از دلتنگیها زنده است.این مجموعه شعر &quot;آخرین زن لوت&quot; را انتشارات مهر در لندن منتشر کرده است و در ایران نیز قابل تهیه خواهد بود. کافیست به این ادرس ایمیل بزنید : Sales@mehripublication.com نقاشی روی جلد طرحیست از خانم پرستو فروهر. یکی از شعرهای این مجموعه: شبیه آن‌روزهای تو بود.شبیه آن خیابان که بغلمان کرد.روزگار سبز آقای درختروزگار سرخ خانم دیوارروزگار تکیه زدن به چهارچوب‌های خسته‌ی تردید،لکه‌های پاشیده،لکه‌های از هم دریده،لکه‌های خسته،لکه‌های مضطرب،لکه‌های تف،پاشیده بود بر درازنای خیابان.ترس را سوار روزنامه های صبحتردید را عصردلهره را شب.تف به روزگار خسته‌ی تردید.&quot; دستت را به او بده&quot;!&quot;حرفت را به او بگو&quot;!بگذار از ما عبور کند این منظره‌ مه‌آلود محله‌های قدیمی.کاش از ما رد شود این اتوبان!کاش از ما رد شود این جاده خاکی!کاش از ما!کاش کلمه‌ای له شده زیر چرخ کامیون‌داران بندرعباس.بگذارعبور کنندبگذار در چادرمَلو دفن شونداین هرگزهای خسته‌ تردیدتا اشک بریزیم بر مردگان!بگذار بلوک‌های سیمانی سرنوشت شوندبگذار این اسکلت‌های فلزی سرنوشت شوندبگذار این درختان قطع‌شده سرنوشت شوندبگذار نوشته شوند از سر تمام این سرنوشتهااین قرارهای نابهنگام خیابان.من زیر چرخ آن کامیون بودم،من زیر ِ سایه‌ی آن درخت بودم،روی آن تکه فلز داغ ده میلبالای آن بلوکه سیمانمکان‌ها به نام شده بودندو ما داشتیم کم کم هم سرنوشت می‌شدیمتا یکی بیاید از امام زاده طاهر بنویسدمانترجمه‌مان کندیکی برگردد از پشت آن دیوار خونین ابتدای شعر بلندمان کندتا از زیر گلدان سفالی وارونه میخک برویدتا ذوق لطیف چشمانی خیس در فرودگاه بشکفدتا خیابان بلندمان به میدان آزادی برسدتا تهران، آه تهران، تهران مغموم من برسد به چابهار.تا دوباره صدا شود طاق بستانکوه شود زاگرسو نام‌های جغرافیای محتوم و خشکمان خیس شود زیر لذت عمیق ارضا از آزادیو عشق بازی با برابریتا سانسور نکنم تکه‌های آخر شعری را که دارد آغاز می‌شود.زمانی که من نقطه‌ی نهایی پایانش را می‌گذارم.پی نوشت: اگر ایده ای برای برگزاری جلسه شعر خوانی به شکل انلاین داشتید خوشحال میشوم برایم بنویسید. </description>
                <category>Azam Bahrami</category>
                <author>Azam Bahrami</author>
                <pubDate>Wed, 28 Oct 2020 21:33:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>*اکو فمینیسم، از زنانگی تا زمین وارگی</title>
                <link>https://virgool.io/@azam.bahrami/%D8%A7%DA%A9%D9%88-%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%A7%D8%B1%DA%AF%DB%8C-dyu2gv47ug8s</link>
                <description>سرمایه‌های اجتماعی زمانی که در قالب شبکه‌های اجتماعی و گروه‌های برابری خواه یا سازمان‌های مردم نهاد فعال در حوزه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی و سیاسی، فرم و شکل می‌یابد، می‌توانند جنبش‌های اجتماعی را رهبری و هدایت کنند. در واقع به دنبال جلب مشارکت بیشتر مردم و تشویق و تقویت مسئولیت پذیری شهروندی و آگاهی سازی است که سرمایه اجتماعی در سپهر سیاست، یک سیستم قابلیت تاثیرگذاری می‌یابد.یکی از موضوعاتی که فعالیت‌های اجتماعی را به عنوان یک سرمایه مطرح می‌کند، بینا رشته‌ای بودن و پیوند این شبکه‌ها و گروه‌هاست. به اعتقاد نظریه پردازانی چون پیر بوردیو و رابرت پاتنام، سرمایه اجتماعی تجمیع منابع بالفعل و بالقوه مرتبط با شبکه‌های کوچکی است که به آنها هویت می‌دهند. یک فضیلت مدنی که مجموعه‌ای از این هماهنگی‌ها وهم‌هدفی‌ها را در قالب فعالیت‌های اجتماعی میان شهروندان نهادینه می‌کند؛ با اثر و پیوند منابع و منافع مشترک.اگر فرض را براین بگذاریم که موضوعات مهم ساختاری و باورها، ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها و رویکردهایی که به شکل عملی درگروه‌ها وجود دارد آنها را به هم نزدیک و در یک حوزه کار مشترک قرارمی‌دهد، آن‌وقت شناخت نهاد جنبش‌های محیط زیستی و جنبش‌های زنان می‌تواند پیوند گرانمایه و پرارزش آن را که امروز به عنوان اکو فمینیسم می‌شناسیم به ما نشان دهد.در نگاهی دوسویه، آیا فلسفه و سلسله تعبیرهایی برای بیان رابطه زن و طبیعت منطبق با دیدگاه‌های فمینیستی وجود دارد؟و دیگر اینکه آیا بین جنسیت و یک شهروند زیست محیطی بودن و مسئولیت پذیرفتن پبرامون آن، رابطه معنا داری وجود دارد؟زمانی که از منظر حقوق شهروندی و حقوق بشری به موضوع محیط زیست می‌نگریم، آنچه بیشتر از تکنیک و تخصص مطرح می‌شود، نخست مقوله فرهنگ وآموزش است؛ همان جزئیات مهمی که در واقع رابطه مستقیم با حقوق بشردارد یعنی حقوقی در حوزه سلامت محیط زندگی و کار، حق زیست سالم و توزین یکسان و متوازن سرمایه و توجه به سلامت نسل آینده.درست با توجه به همین خلاء (نادیده گرفتن زندگی انسان در ارتباط با طبیعت) بود که در یک روند تاریخی نه چندان قدیمی، حوزه محیط زیست با موضوع مشارکت زنان منجر به طرح مفهوم توسعه پایدار به شکل جهانی شد.زنان، مبدع ایده توسعه پایداردر سال ۱۹۴۸اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت جهت همکاری و مشارکت سازمان‌های مختلف مردمی و دولتی برای حفاظت از محیط زیست زمین تاسیس شد. اما در سال ۱۹۷۲ در شهر استکهلم خانمی به نام باربارا وارد مفهوم توسعه پایدار را در اعلامیه معروف به کوکویاک به کار برد و در آن به اهمیت نقش زنان در پیوند توسعه و حفظ محیط زیست و همینطور الزام دولت‌ها و سازمان‌ها به جلب و حمایت مشارکت زنان و دلایل آن اشاره کرد. تلاش او در کنار تلاش بسیاری از گروه‌های صلح طلب و برابری خواه در سال  ۱۹۹۲در اجلاس زمین – ریودوژانیروی برزیل در برنامه‌ای مدون مشهور به دستور کار ۲۱ به ثمر نشست.بیانیه ریو از مهم‌ترین دستاوردهای این اجلاس بود و بر اساس آن دولت‌ها موظف شدند چهارچوب استراتژیک خاصی را برگزینند که ترکیب اهداف توسعه‌ای و زیست محیطی را میسر سازد. در همین بیانیه بود که مفهوم عدالت اجتماعی، فقرزدایی، توجه به مشارکت زنان، مبارزه با تبعیض و استثمار جوامع ضعیف توسط جوامع بزرگ‌تر و قدرتمندتر با سوءاستفاده از مفهوم توسعه، توجه به فعالیت‌های نیروگاه‌های اتمی و مفهوم صلح پایدار، توجه به سلامت مردم بومی، کارگران و سرمایه گذاری در بخش آموزش و اطلاع‌رسانی و بالا بردن استانداردهای زیست مطرح شد. عناوینی که تمامی از اهداف مهم و مشترک بسیاری از گروه‌ها و جنبش‌های برابری خواه و صلح طلب جهان از جمله فمینیست‌ها بود.پیوند میان زمین و زنانبخشی از جنبش زنان و فعالان محیط زیست امروز عامل یک جنبش محیط زیستی در ایران هستند. برای پاسخ به این پرسش که همکاری آنها چطور پیش می‌رود می‌توانیم به سراغ دو پرسش دیگر برویم:چه بخشی از مبانی بنیادین و ارزش‌های جنبش زنان در ایران در ارتباط با جنبش‌های محیط زیستی معنای مشترک می‌یابد‌ و مدیریت و سازماندهی و جهت‌گیری این دو جنبش در چه سطحی و چه اهداف مشترکی با هم تلاقی دارند؟مخرج مشترک دو جنبشپدرسالاری جهانی به معنای کلمه patriarchi یک مفهوم است که بر دوگانه کردن و تقسیم هستی و مفاهیم تاکید دارد. پدرسالاری جهانی در تمرکزش بر روی بوم‌شناسی و تسلط بر طبیعت در واقع یک سیستم دوگانه انسان و طبیعت را معنادار می‌داند؛ یکی در خدمت دیگری و طبیعت به معنای فراگیر آن در معرض بهره‌کشی انسان. درست شبیه مفهوم دوپاره زن و مرد، ذهن و بدن، معنویت و جسمیت، در این نظام بهره‌کشی تفاوت‌ها انسانی نیست. طبقه و جنسیت و نژاد است که تفاوت ایجاد می‌کند؛ تفاوتی که منجر به تبعیض و منفعت‌طلبی گروهی از گروه دیگر می‌شود. اکوفمینیست، در مرز میان رشته‌ای به تعریف و ارزشگذاری اکولوژی و سیاست یک معنای تازه می‌دهد که باعث خلق سپهر مشترک در این توافق می‌شود.به این ترتیب می‌توان این اهداف مشترک را خلاصه کرد:۱- همه قسمت‌های یک سیستم ارزش برابر دارند. در واقع اکولوژی به این معنا برای تمام اجزای طبیعت یک اهمیت یکسان قائل است و در سلسله مراتب ارزشگذاری تمام اجزا را با هم در پیوند موثر می‌داند. اکولوژیست‌ها و فمینیست‌ها تمام سیستم‌های انسانی و طبیعت را در شرایطی برابر می‌خواهند.۲- فمینیست‌ها حساسیت و اهمیت نظارت بر یک سیستم و پیامدهای آن را در قالب مفهوم توسعه پایدار وارد سیستم مدیریت می‌کنند. مانند ورود مفهوم برابری جنسیتی و توسعه بر محور عدالت جنسیتی و اجتماعی در ساختار مدیریت. به این ترتیب در کوتاه مدت یا بلند مدت عواقب مدیریت و نتیجه آن بر تمام گروه‌ها اهمیت می‌یابد. هر تصمیم و وضع هر قانونی و اختصاص هر بودجه ای باید مصلحت جمع را در برداشته باشد. این همان مدیریتی است که طبیعت برای بقای کل اکوسیستمش در طول میلیون‌ها سال اعمال کرده است.۳- زمین خانه است. هم از منظر نقش و تاثیر تمام اعضای خانواده نسبت به یکدیگر و هم در سیستم تقسیم قدرت. در محیط‌ زیست نیز زمین به عنوان زیستگاه مشترک و خانه مطرح است که سلامتی  آن در گرو مسئولیت‌پذیری جمعی است و سلامت تک تک اجزای آن. همینطور همزیستی مسالمت آمیز، فراهم کردن بستری از گفت‌وگو در سطح برابر در یک خانه را ضروری می‌کند. استثمار و تبعیض از هیچ منظری در یک خانواده سالم پذیرفته نیست.۴- پیوند با صلح و آرامش. اکوفمینیست‌ها به ابعاد زنانه هستی اهمیت می‌دهند و همینطور به ویژگی‌های زنانه مورد نیاز جهان برای ادامه حیات با صلحی پایدار. ماهیت معنای رویش و مراقبت و حس نگهداری. یک ارزش فرهنگی و تاریخی که بی توجه به اهمیت آن در حیات زمین به عنوان نقطه ضعف زنان و محدود و محصور کردن‌شان تلقی شده است.۵- پیوند ناگسستنی زنان و کار در طبیعت. تعداد بیشماری از کارگران کشاورز و کارگران کارخانه‌ها را زنان تشکیل می‌دهند. تنها در ایران بیش از ۴۰ درصد فعالیت‌های روستایی بر عهده زنان است. و زنان اولین گروهی هستند که در اثر کار در محیط‌های صنعتی آلوده آسیب می‌بینند. به این ترتیب از کار در مزارع نیشکر و توتون و چای و برنج گرفته تا سنگ‌شوری و کار در سالن تولید معدن و کارخانه آنان در پیوند مستقیم با  طبیعت هستند. این عملا آنان را در پیوند مستقیم با برداشت و حفاظت از اقلیم قرار می‌دهد و نمی‌توان از منظر شناخت و نتایج آسیب آنها در درجه پایین‌تری نسبت به مردان در نظر گرفت. زنان اولین گروهی هستند که متوجه تخریب محیط زیست می‌شوند آنها اولین گروهی هستند که ناسالم بودن آب را می‌فهمند و بیماری فرزندان‌شان را تشخیص می‌دهند. آنها اولین گروه‌هایی هستند که برای آوردن آب از راه دور به سختی می‌افتند. آنها زمین‌های کشاورزی و جنگلی را برای جمع‌آوری غذا و هیزم می‌شناختند. تمام این توانمندی‌ها بود که در نظام مردسالار به عنوان یک ضد ارزش (یا بهتر بگوییم ابزاری برای ناتوانمند نگاه داشتن زنان) زنان را به یک مراقب کودک خانه‌نشین تقلیل هویت و جایگاه داد؛ نقش سنتی مادر و مدیر خانه. اما در پیوند بینا معنایی اکو فمینیست‌ها این ارزش‌ها به جنبش محیط زیستی هویت و توانایی می‌دهد. در واقع مفهوم مادر در خانه با معنای نجات بخش در اکوسیستم جایگزین می‌شود.اما معنای دیگر قابل اهمیت در این موضوع می‌تواند این باشد که آیا رابطه معناداری میان جنسیت با مفهوم یک شهروند محیط زیستی بودن وجود دارد؟علی دینی ترکمانی (در سال ۱۳۸۵) مفهومی را برای سرمایه اجتماعی تعریف می‌کند. آن را با عوامل اقتصادی و سیاسی در پیوند می‌بیند: «مجموعهای از ارزش‌های اخلاقی و باورها و کدهای رفتاری که از منظر عملکرد بخش غیر رسمی نهاد قدرت و تصمیم‌گیری فرض می‌شود.»این همان موضعی است که با مشارکت و همکاری نهادهای مدنی و مردمی قدرت می‌یابد. نهاد‌هایی که با اعتماد متقابل هزینه معاملات سیاسی و بین گروهی را کاهش می‌دهند، به دنبال کنترل و نقد نهادهای قدرت هستند. درست در این نقطه است که نقش شهروندان به عنوان یک تک سلول این دستگاه در موقعیت سرمایه اجتماعی هویت می‌یابد.تحقیقاتی در خارج ایران در مورد رابطه جنسیت و سطح تعهد در حوزه محیط زیست وجود دارد. لووی و پنهاور (Pinhery and Lowe) در مطالعات‌شان به این نتیجه رسیدند که بین جنسیت و رفتار زیست محیطی رابطه معنا داری وجود دارد.اسکاهن و هوزلر (Hozler and Schahn) هم نشان دادند که زنان سطح بالاتری از تعهد عملی را نسبت به محیط زیست دارا هستند. در ایران اما تحقیقاتی در حوزه آموزش‌های زیست محیطی در مدارس دخترانه و پسرانه انجام شد و نشان داد که دختران نسبت به فراگیری این موضوعات زیست محیطی فعال‌تر، کنجکاوتر و عمل‌گراتر بودند. اما تحقیق مفصلی که در ۲۹ منطقه از تهران در سال ۱۳۹۵انجام شد، به خوبی نشان داد که رفتار و سطح دانش و عملگرایی در حوزه محیط زیست به روشنی ارتباط معناداری با جنسیت دارد. زمانی که از سطح متوسط و بالای دانش یا رفتارهای محیط زیستی شهروندان صحبت می‌شود زنان به روشنی در مقام بهتری قرار دارند.از طرفی، زنان می‌توانند مسیر تصمیم گیری و تصمیم سازی‌های تازه باشند و الگوهای رفتارهای پر خطر محیط زیستی را تغییر دهند. نقش و تاثیر آنها چندان ملموس بود که امروز حضور پر رنگ‌تر و فعال‌تر زنان، به عنوان یکی از شاخص‌های توسعه محسوب می‌شود.در رابطه با پیوند زنان و محیط زیست نظریه‌های زیادی وجود دارد. که برای نمونه به چند مورد آن اشاره می‌کنم.(Alrich Beck-۱۹۹۲)بنا به نظریه او حکومت‌ها اساسا قابلیت پاسخگویی به دغدغه‌های زیست محیطی را ندارند و اغلب سیاستمداران و قانونگذاران جهان آسیب‌های محیط زیستی را از مخاطرات انکار ناپذیر توسعه می‌دانند و میوه مدرنیته. حکومت‌ها امروز قدرت انحصاری سرمایه و تقسیم ناهمگون ثروت و سرمایه ملی و جهانی و به تبع آن افزایش شکاف طبقاتی را نیز ازنتایج رشد اقتصاد بین‌المللی می‌شمارند. آسیب رشد بی کنترل و قانون گریز شرکت‌های بزرگ چند ملیتی با قدرت کنترل سرمایه و سرمایه‌داران و سیاستمداران امروز دغدغه مشترک فعالان زنان و محیط زیستی‌هاست.( Giddens -۲۰۰۹)گیدنز نه تنها تمام آسیب‌های محیط زیستی را نتیجه مدرنیته و فرآیند جهانی شدن می‌داند، بر این موضوع نیز نقد داشته که مصرف منابع و معادن و تولید آلاینده‌ها به عنوان یک شاخص توسعه مطرح بوده است. در این نقطه است که معنای توسعه پایدار این نیاز را پاسخ می‌دهد و حضور زنان به عنوان نیمی از جمعیت اهمیت و هویت می‌یابد. در نقد مصرف گرایی و تغییر الگوی مصرف است که ایده جنبش‌های فمینیستی و محیط زیستی مخرج مشترک می‌یابند. برای رسیدن به نظامی که خواستگاهش یک نظام اقتصادی و سیاسی منصفانه بر مبنای عدالت است. این روند را مبنای یک عدالت جهانی و پایه حقوق بشر می‌شمارد. او توجه به دامنه آسیب محیط زیست و مواردی مانند منابع آب و انرژی  را از مبانی اصلی سلطه بخشی بر اکثریت می‌داند. و از یک نابرابری بزرگ جهان را بیم می‌دهد. کنترل و قدرت زنان در مواردی مانند توسعه امکان کشاورزی بیو، جلوگیری از آلودگی منابع آب و… می‌تواند نقش بازدارنده مهمی داشته باشد.نظریه‌های دیگری هم وجود دارند که به نقش تک تک افراد برای تغییر کل یک سیستم تاکید می‌کنند و در این مورد یک فرد محیط زیستی خود را متعهد به یک دسته الزامات عمومی می‌داند و به همین دلیل مذاکره و مطالبه گری و اعتراض را به عنوان حق خود می‌شمارد. افرادی مانند‌ هاتفیلد از این هم فراتر می‌روند و فیزیولوژی زنان و نحوه زندگی‌شان را برای درک مشترک و بهتر از طبیعت و محیط زیست بسیار مهم و موثر می‌دانند. دو نمونه از اکوفمینیست‌های موفق جهان،شیوا واندا و اما بونینو تلاش‌های بسیاری را برای در اختیار قرار دادن امکانات اقتصادی در خدمت زنان انجام دادند تا برای راهبردهای عملی توسعه پایدار در شهرها و روستاهای کوچک جهان سرمایه گذاری شود.مفهوم نامرئی اکوفمینیسم ایرانبا این بیم و هراس و موانع قانونی نامرئی یا ساختار یافته و سیستماتیک که بر زن و زنانگی در ایران اعمال می‌شود، از جنبشی به نام جنبش زنان در زمانه امروز سخن گفتن سخت است. اما جنبش‌های محیط زیستی در فضایی بازتر و خلاقانه‌تر عرصه را برای حضور زنان هموار کردند. حتی به عبارتی می‌توان گفت زنان به حرکت‌ها و فعالیت‌های محیط زیستی جاری در ایران معنا و سپر حمایتی دادند و مروج آن شدند. البته نه با آن مفهوم توافق سالیان گذشته میان سازمان محیط زیست و سازمان زنان که زنان را مربی و تعیین کننده الگوی مصرف و آموزش می‌خواست و نقششان را به مادری و مدیریت آشپزخانه تقلیل می‌داد؛ توافقی که زنان کشاورز و کارگر و تحصیلکرده در این حوزه در آن جایی نداشتند. اما زنانی که از فعالیت و کنار همشهریانشان برای حمایت از تالاب‌ها و رودها زنجیره انسانی تشکیل دادند لذت می‌بردند، حس شهروند درجه دوم بودن‌شان را فراموش می‌کردند.زنانی که کانال‌های تلگرامی محیط زیستی را اداره می‌کنند، زنانی که کودکان‌شان را به فعالیت‌های جمعی حمایت از زیست بوم می‌برند و خبرنگار می‌شوند، هویت می‌دهند و هویت می‌یابند.بسیاری از فعالان محیط زیست می‌دانند که مجموعه اعتراضات بدون زنان امکان پذیر نبود. کشاورزان زن و کارگران زن هم در این راه نقش مهمی داشتند. نبودن آب و تعطیل شدن کشت و کار و خالی از جمعیت شدن روستاها بیشتر از هر گروه دیگری زنان روستایی را در سختی قرار می‌دهد. حاشیه نشینی آنها را بی هویت و بی نشان می‌کند. زنانی را که تا دیروز تولیدگر بودند، به بار اضافه‌ای بر دوش خانواده بدل می‌کند. چه انگیزه ای از این قوی‌تر برای اعتراض؟ آلودگی‌های محیط کار و عدم رعایت اصول مرتبط با سلامت محیط کار نیز اول به کارگران زن آسیب می‌زند. این مجموعه منافع فردی و اجتماعی در هم آمیخته را که با مفهوم توسعه پایدار معنا و شکل می‌یابد، به اعتباری اکوفمنیسم به هم وصل می‌کند. مفهومی که برای زنان ایران شاید غریب باشد اما در عمل مدتی‌ست که دارند تجربه‌اش می‌کنند.*این یادداشت قبلا در سایت رادیو زمانه منتشر شده است. </description>
                <category>Azam Bahrami</category>
                <author>Azam Bahrami</author>
                <pubDate>Sat, 22 Aug 2020 12:59:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زیر آسمان آبی ایتالیا</title>
                <link>https://virgool.io/@azam.bahrami/%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7-jhmtiuyo1oi4</link>
                <description>ایتالیا به دیگران آفتاب می فروشد. این سخن مشهوری است درباره یکی از مهمترین دلایلجذابیت توریستی کشور ایتالیا. آیمان آبی این کشور شهرت جهانی دارد. آنقدر که حتیموضوع داستانها و شعرهای عاشقانه بسیاری بوده است. از این جهت کنترل آلودگی هوا در اینکشور موضوعی فراتر از حوزه بهداشت و درمان و محیط زیست بوده و می تواند کل اقتصاد اینکشور را در بگیرد. به دلایلی، مثلا فرسودگی نسبی ناوگان حمل و نقل شهری شهرهای بزرگ وشلوغ ایتالیا، مثل میلان و تورین و رم و فلورانس و ناپل می توانسته اند دچار آلودگی هوا باشند.اما می دانیم که اینگونه نیست و ایتالیایی ها سخت کوشیده اند تا شهرت &quot;لاجوردی&quot; را که ازآسمانشان می آید بامسما نگهدارند. این مطلب اشاره دارد به تاریخچه موضوع آلودگی هوا درایتالیا و مجموعه طرحها و برنامه هایی که در این کشور برای کنترل این معضل محیط زیستیانجام شده است. تجربه ایتالیا نشان می دهد که آلودگی هوا مسئله غیر قابل حلی نیستشاید ایتالیا از معدود کشورهایی باشد که بتوان گفت میزان تغییر آلودگی هوا و حجم آلاینده ها  و جغرافیای پراکندگی آن به نوعی روایتگر تاریخ و نگاه به صنعت این کشور نیز هست.از بعد از جنگ جهانی دوم تا اواسط دهه ۷۰ میلادی در ایتالیا تعداد خودرو از حدود ۵۰۰ هزار به بیشتر ۱۸میلیون خودرو رسید. این عدد تا سال ۲۰۰۰ یعنی با گذشت تنها ۲۵سال به ۴۵ میلیون خودرو افزایش یافت و امروز حدود ۴۹ میلیون خودرو در ایتالیا در حال حرکت هستند.اما خودرو ها تنها یکی از عوامل تولید آلاینده اند. دردهه ۵۰ و ۶۰ میلادی بخش زیادی از صنایع ایتالیا مربوط بود به تولید فولاد و انرژی برق  بود و این مجموعه کارخانجات تا اواخر دهه هفتاد به شدت افزایش یافت. مصرف برق در ایتالیا از ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۳ شش برابر شد. نیروگاههای عمدتا حرارتی میزان زیادی ترکیباتی از آلاینده های گوگرد دار را وارد هوا میکردند و به این ترتیب در اوایل دهه ۸۰ میزان دی اکسید گوگرد در هوا نسبت به دهه ۵۰ حدود ۳% افزایش یافت. این روند اما با بحران نفت در جهان رابطه معکوس داشت. خصوصا شهرهای میلان و تورین در شمال ایتالیا بسیار تحت تاثیر این فشار تولید انرژی قرار داشتند . علاوه بر اینکه در محاصره کوهها قرار گرفتن این دو شهر صنعتی و عامل وارونگی هوا در فصول سرد سال نیز کار کنترل آلاینده ها را دشوارتر میکرد.بالاخره  در سال ۱۹۷۹روند تازه ای آغاز شد. مسیری برای آزمایش و اندازه گیری دقیق تاثیر گازهای گلخانه ای بر سلامت افراد و آب و خاک در سراسر ایتالیا که حقایقی تلخ را روشن کرد. پس از این تحقیقات, اولین نقشه های پراکندگی آلاینده و همینطور مجموعه قوانین بازدارنده و محدود کننده به صاحبان صنایع ابلاغ شد و قوانین مهمی نیز در مورد عدم استفاده از برخی سوختها و الزام استفاده از انواع فیلترها به مجموعه قوانین وزارت محیط زیست این کشور افزوده شد.در سال ۱۹۸۹خطوط اصلی راهکارها برای رسیدن به هوای پاک شکل گرفت وبه تمام نهادها و وزارتخانه های در ارتباط با بخش صنایع ابلاغ شد. موضوع منابع تولید انرژی نیز در اولویت قرار گرفت. به این ترتیب در ابتدای دهه ۹۰ تحول مهمی در حذف سرب از سوخت اتوموبیلها انجام شد. برنامه ها ی تازه در گسترش استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی تدوین و برنامه عملی کنترل خطوط ترافیک همزمان در تمام شهرها ی ایتالیا برقرار شد.قطارهای سریع السیر با سرعت بیش از 300 کیلومتر در ساعت به ناوگان حمل و نقل بین شهری اضافه شدند. تعداد اتوموبیلها و ترامواهای برقی افزایش یافت و همینطور برنامه ویژه برای افزایش پوشش گیاهی و درختکاری در حداقل 11 کلانشهر ایتالیا برنامه موفقی بود که در کاهش تولید آلاینده در حوزه حمل و نقل بسیار موثر بود.از طرفی دولت ایتالیا برای کاهش تولید اآلاینده توسط نیروگاههای تولید انرژی به استفاده از انرژیهای پاک روی آورد. بنا به اطلاعات سازمان جهانی انرژی ایتالیا تا انتهای سال ۲۰۱۸ نزدیک به ۴۰% انرژی برق مورد نیاز خود را با استفاده از منابع انرژیهای پاک تولید کرده است. استفاده از انرژی باد در ابتدای لیست این منابع قرار دارد.این فرهنگ حفظ و مراقبت از سوابق تاریخی تنها درمورد معماری و هنر ایتالیا برقرارنیست. ترامواهای برقی شهر تورین در شمال ایتالیا که با انرژی تولید شده از زباله های خانگی این شهر از پس از جنگ جهانی دوم همچنان فعالند و کار میکنند نیز نمونه ای درخشان از حفظ سرمایه و سازه های پیشینیان است. ریلهای این ترامواها مرتب مورد تعمیر و رسیدگی قرار گرفته اند و هنوز هم بخشهای مهمی از شهر را به هم متصل میکنند . مناطقی درمرکز شهر که در روزهای معمولی هفته عبور اتوموبیلها از ان ممنوع است. ترامواهای غیر قابل تعمیر و از رده خارج شده نیز بعنوان کتابخانه و یا سالن رستوران و رقص در روزهای معدودی از ماه در شهر به نمایش گذاشته میشوند. اما در کنار این, پروژه های تحقیقاتی موفقی با همکاری دانشگاهها و شهرداریها نیزدر حوزه اندازه گیری میزان و ونوع آلاینده ها, ساخت وسایل نقلیه عمومی کم آلاینده و پاک, بهبود وضعیت باغ و باغچه های شهری نیز انجام میشود که در بسیاری موارد نتایج درخشانی نیز داشته است. از جمله نخستین خط مترو تمام اتومات اروپا درشهر تورین که حاصل کار مشترک استانداری و دانشگاه مهندسی تورین و شرکت حمل و نقل شهری این استان است.ساخت خطوط مترو در اغلب شهرهای ایتالیا پروسه ای تقریبا غیر ممکن است. به طور مثال پروژه ساخت مترو در شهر ناپل در مرکز ایتالیا سالهاست که همچنان ادامه دارد بیشتر از 60 سال است. دلیل اصلی آن هم توجه به آسیبهایی است که تونل کشی و عبور مترو میتواند به اثار باستانی و قدیمی شهر وارد کند و همینطور پیدا شدن دفینه هایی که امکان جابجایی ندارند, مانند کشف یک کشتی جنگی رم باستان در یکی از ایستگاههای مترو شهر ناپل. در شهر ناپل مترو در برخی نقاط حتی تا ۷۰متر زیر زمین تونل کشی شده است و یکی از ۵ مترو زیبای جهان است. در برخی ایستگاهها نیز در واقع مترو موزه است چون دفینه های کشف شده امکان جابجایی نداشتند . به این ترتیب تجربه شهری مانند فلورانس توانست موثر باشد, استفاده از اتوبوسهای برقی و یا تجربه شهرهای بزرگی مانند رم و میلان و بولونیا در استفاده از دوچرخه ها و موتورهای برقی عمومی با تهیه اشتراک ماهانه و سالیانه. هرچند توسعه زیرسازهای لازم برای عبور این وسایل نقلیه تک نفره بی آلاینده نیز متناسب با معماری همه شهرهای ایتالیا نیست.بخش مهم دیگر در حوزه حمل و نقل در ایتالیا توجه ویژه به ساخت جاده و بزرگراه است. در ایتالیا حدود ۶۶۲۹ کیلومتر بزرگراه وجود دارد که اغلب چهارتا شش بانده هستند ( این عدد شامل آزاد راههای دو بانده نمیشود ) و تقریبا ۱۰% بزرگراههای موجود در اتحادیه اروپا را شامل میشود. علاوه بر این در ایتالیا حدود ۲۰هزار کیلومتر هم راه آهن وجود دارد که ۱۷هزار کیلومتر ان توسط سازمان ملی راه اهن اداره و کنترل میشود و نزدیک به ۳هزار کیلومتر آن توسط شرکتهای استانی مدیریت میشود. مسیری که در بسیاری از مناطق برای جابجایی بارنیز جانشین بسیار مناسب کامیونها و بارکشها شده است.در صورت ثبت میزان آلاینده در شهرهای بزرگ ایتالیا از جمله میلان و تورین در شرایط غیر سالم, عبور و مرور ماشینهای با بیشتر از چهارسال ساخت در شهر ممنوع میشود و استفاده از وسایل نقلیه عمومی با کاهش قیمت بلیطهای روزانه این امکان را به کسانی که از خودرو شخصی استفاده میکردند میدهد تا از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنند.تاکسیها اما در ایتالیا تک مسیر و تنها با تماس تلفنی در دسترسند. استفاده از تاکسی و اپهای دسترسی به ماشین, بعلت ساعات طولانی فعال بودن مترو و اتوبوسها در شیفتهای شبانه و همینطور در دسترس بودن و تعداد زیاد ایستگاههای اتوبوس و مترو , به جز در مسیرهای خاص و خصوصا در شرایط اعتصابات کارگران و رانندگان و همینطور مسیر های میان شهری رونق چندانی ندارد.درمجموع تحقیقی که توسط محققان گروه علوم زیست محیطی و سیاست های دانشگاه میلان با همکاری مؤسسه علوم جوی و اقلیم شورای عالی تحقیقات ملی انجام شد, نشان داد که در مورد مقدار و انواع آلاینده های موجود در هوا, ایتالیا در سال ۲۰۱۹علارغم افزایش خودروها و ترافیک, بسیار کمتر از ایتالیا در دهه ۷۰ آلوده است.مائوریزیو موگری ، استاد فیزیک جو در دانشگاه میلان ازاعضای این گروه تحقیقات، اظهار داشت  &quot;این تجزیه و تحلیل های انجام شده نشان میدهد که ایتالیا در مبارزه با آلودگی هوا موفقیت مهمی را به دست آورده است. با این حال ، نباید فراموش کنیم که ما می توانیم و باید بیشتر انجام دهیم تا بهبود روند موجود حفظ شود وهمینطور بتوانیم داده های بدست آمده را در همین شرایط نگه داریم.»این یادداشت در شماره نخست مجله اکسیژن منتشر شده است. https://t.me/iroxygen1396/247 </description>
                <category>Azam Bahrami</category>
                <author>Azam Bahrami</author>
                <pubDate>Wed, 01 Jul 2020 23:54:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهاجران اقلیمی و تهدید کرونا</title>
                <link>https://virgool.io/@azam.bahrami/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%82%D9%84%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-bfjm1rzcg8cd</link>
                <description>مهاجران اقلیمی و تهدید کروناطوفان در مناطق ساحلی، زمین‌های کشاورزی سیل‌زده یا گرفتار خشکسالی، باغ‌های آسیب‌دیده از حمله ملخ‌ها، کارگاه‌ها و کارخانه‌های تعطیل‌شده یا کوچک‌شده و ده‌ها عامل دیگر افراد زیادی را در سراسر جهان وادار به مهاجرت کرد. امروز با گسترش مشکلات ناشی از بحران کرونا، همین گروه‌ها در صف نخست آسیب قرار دارند.اردوگاه‌های پناهندگان و سکونتگاه‌های غیر رسمی که بسیاری از پناهندگان در آن زندگی می‌کنند ، حتی قبل از وقوع بیماری همه‌گیر کووید۱۹، برای تأمین نیازهای اولیه خود گرفتار مشکلات جدی بودند: ازدحام، شرایط بهداشتی نامناسب، عدم دسترسی به امکانات آموزشی و … اما همین اردوگاه‌ها سالهاست جمعیت زیادی از مهاجرین را در خود جای داده اند.گزارش‌های زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد در برخی از این کمپ‌ها حتی به حمام و دستشویی هم دسترسی کافی وجود ندارد. در یک نمونه در تانزانیا در یکی از اردوگاه‌ها، فراگیری ویروس از زمانی شروع شد که سهمیه صابون به شکل منظم و کافی بین مهاجران پناهنده توزیع نشد. وحشت جهانی از این ویروس نیز بخش زیادی از کمک‌ها و پروژه‌های جهانی در این حوزه را متوقف و یا به شدت کاهش داده است.در جستجوی کاردر سال ۲۰۱۹ بیش از ۹,۵ میلیون نفر به‌خاطر مشکلات و بحران‌های اقلیمی تنها درشمال آسیا مجبور به مهاجرت شدند. رقمی که از ۲۰۱۲ به این سو بیشترین تعداد مهاجر را در بر می‌گیرد. در جنوب آسیا نیز کانون‌های بحران کم نیستند. در مجموعه نزدیک به ۳۹ درصد مهاجرت‌های اقلیمی جهان در سال ۲۰۱۹ به آسیا تعلق داشت. اما آنچه موضوع را بسیار مهمتر می‌کند این است که گزارش‌های سازمان جهانی هواشناسی بروز باران‌های سیلابی، تابستان‌های گرم و خشک، تخریب و فرسایش زمین، و ناامنی غذایی به‌علت از بین رفتن مزارع را برای این منطقه تا سال‌های متمادی پیش بینی می‌کند و به این ترتیب می‌توان گفت که مناطق زیادی در آسیا به معنای واقعی باید پذیرای شرایط اقلیمی موجود برای همیشه باشند.اطلاعات و داده‌های منتشر شده توسط مرکز نظارت بر آوارگان داخلی (IDMC) * نشان می‌دهد که در سال ۲۰۱۹ حدود ۲۴ میلیون نفر در سراسر جهان به‌علت تاثیر حوادث ناشی از تغییر اقلیم آواره شدند و امروز بخش زیادی از آنها از فیلیپین تا آمریکای لاتین، از آمریکای شمالی تا استرالیا حتی در پناهگاههای موقت هم جایی ندارند. بعلت گسترش فراگیری جهانی ویروس کرونا تعداد زیادی از خوابگاه‌های مهاجران در انتظار، یا حتی خوابگاه‌های کارگران مهاجر تخلیه یا بسته شده است. در هند میلیون‌ها کارگر در مدارس یا ایستگاه‌های قطار جا داده شدند یا یه‌طور مثال تعدادی از کمپ‌های مهاجرین در ترکیه و افغانستان و یونان  نیز موقت یا دائمی بسته شدند.بخش زیادی از این کارگران آواره در هند و فیلیپین امروز جزو ۴,۵ میلیون نفری هستند که سال گذشته از طوفان‌های موسمی  و سیل در بنگلادش و موزامبیک گریخته بودند. هرجیت سینگ، رییس یک سازمان مردمی حمایت از مهاجران اقلیمی در هند می‌گوید: «اگر در سال ۲۰۲۰ استراتژی‌های محافظتی از مردم در برابر بلایای طبیعی با مهاجرت و جابجا کردنشان به خاطر بحران ویروس کرونا گره بخورد باعث سردرگمی و حتی افزایش تنش و خشونت در بسیاری از مناطق پر جمعیت جهان خواهد شد. جابجایی افراد با وسایل نقلیه عمومی هم می‌تواند باعث گسترش سریع ویروس شود. اما جا دادن آنها در ورزشگاه‌ها و مدارس و کمپ‌هایی بدون زیرساز لازم نیز می‌تواند بسیار چالش برانگیز باشد. سیاستمداران نمی‌توانند  در مورد این موضوع مهم سکوت کنند.» رئیس بنیادی که سالهاست در حمایت از حقوق کارگران مهاجر خصوصاً در منطقه هند و بنگلادش فعالیت می‌کند، گفت: «مهاجرت نمی‌تواند بعنوان یک راهکار دائمی باشد. ما به یک برنامه برای سازگاری در حین حفظ امنیت و دریافت خدمات اساسی نیازمندیم. اقداماتی که دقیقا متوجه مسئولیت دولتهاست برای حمایت از کشاورزان و کارگران تا شرایط انها به یک ثبات و امنیت برساند و به آنها کمک کند تا در برابر تغییرات اقلیمی انعطاف‌پذیر شوند و مجبور به ترک سرزمینشان نباشند.»بیشتر از ۱۶۴ میلیون کارگر مهاجر در سراسر جهان مشغول به کارهستند. آمار نشان می‌دهد که بیش از ۷۰ درصد کارگران جهان که بیش از ۱۵سال سن دارند از مهاجران هستند. کسانی که در داخل کشورشان برای یافتن کار مهاجرت می‌کنند و یا افرادی که فاصله کشورها و قاره‌ها را برای یافتن رفاه و امکان زندگی بهتر طی می‌کنند.در ارتباط با مهاجران، همه‌گیری جهانی ویروس کرونا با موضوع تغییر اقلیم درهم تنیده شده است. امروز پرسش‌های جمعی بسیار زیادی در مورد اهمیت توسعه پایدار وجود دارد. پرسش‌های بنیادینی در مورد انحصار سرمایه و امکانات و ضرورت توجه بیشتر به این موضوع که  چطور شکاف‌های ایجاد شده تحت تاثیر تغییر اقلیم می‌تواند با هر بحران دیگر به دره‌های عمیق غیر قابل برگشتی از تبعیض بدل شود.شرایط نا امن‌تر برای کارگران مهاجردر سال ۲۰۰۷ سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده بود که یکی از بزرگترین پیامدهای تغییر اقلیم تغییر روند انتقال بیماری‌ها خواهد بود. حتی تحقیقات مشترک آمریکا و ایتالیا نشان داد در مناطقی که بیشتر تحت تاثیر آلاینده‌های هوا قرار داشتند ویروس به شکل نگران‌کننده‌تری گسترش یافت. گزارشی که یک سازمان حمایت از حقوق کارگران در پس تحقیقی در مورد میزان ریسک ابتلا به کووید۱۹ کارگران معادن زغال سنگ در روسیه و چین و آمریکا منتشر کرد نیز همین گزارش را تایید می‌کند. کار در فضای بسته و آلوده در طول سالیان، کارگران معادن سر پوشیده مانند زغال‌سنگ را به شدت تحت خطر و ریسک قرار می‌دهد. اما همین کلان‌شهرهای صنعتی و کارهای سخت و پر خطر دقیقا جایی است که بسیاری از مهاجران برای یافتن کار به آن پرتاب می‌شوند.در ایران به نقل از معاون امور دهیاری سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌ها بیش از ۱۶میلیون حاشیه‌نشین وجود دارد؛ معادل یک پنجم جمعیت ایران. بسیاری از این حاشیه‌نشینان که در تهران یا مناطق آزاد تجاری مانند چابهار و یا مجموعه‌های صنعت نفت زندگی می‌کنند، مهاجرینی هستند که زمانی صاحب زمین و کشت و کشاورزی بودند و یا کارگران مجموعه‌های صنعتی بودند که با انحصار و خصوصی‌سازی تحت نام تعدیل نیرو بدون کوچکترین امنیت شغلی امکان زندگی را از دست دادند. حاشیه نشینان امروز مهاجرانی هستند که نه تنها در جغرافیای شهری که در توسعه انسانی و امکان استفاده از امکانات و خدمات اجتماعی و شهروندی نیز سالهاست در حاشیه هستند.قوانین ناکافی و غیر حمایت‌گرتمام این مشکلات در حالی زندگی کارگران مهاجر را تهدید می‌کند که بسیاری از آن نقش بسیار مهمی در صنعت و کشاورزی جهان دارند. در پی بحران ویروس کرونا در ایتالیا وزارت کشاورزی اعلام کرد که بعلت نبود کارگران حوزه کشاورزی ۴۰ درصد محصولات کشاورزی در حال از بین رفتن هستند. این دقیقا نقطه خالی مهاجرانی است که بسیاری از آنان حتی مدارک لازم برای کار قانونی و بهره‌مندی از حقوق شهروندی را هم ندارند. وزیر کشاورزی ایتالیا خواست برای بهبود وضعیت کارگران غیر ایتالیایی  این حوزه قوانین بازنگری شوند.تنها در ایتالیا یک سوم کارگران غیر ایتالیایی هستند؛ به ترتیب مراکشی‌ها، هندی‌ها و آلبانیایی‌ها  در سه رتبه نخست قرار دارند. وضعیت زندگی کارگران و مهاجران به کشورهای نفت‌خیز جهان نیز بهتر از این نیست. به گزارش نیویورک تایمز، میلیون‌ها کارگر از پاکستان، هند، بنگلادش، نپال، و فیلیپین در کشورهای حاشیه خلیج فارس بدون پول و اجازه برگشت به خانه و کشورشان رها شده اند. بسیاری از آنها برای خانواده‌هایشان پول می‌فرستادند و این موضوع تعداد زیادی را تحت تاثیر قرار خواهد داد. دراوایل فروردین، وزارت بهداشت عربستان سعودی اعلام کرد که نیمی از مبتلایان به کووید ۱۹ در این کشورها کارگران مهاجر هستند. در قطر، در میان رونق ساختمان‌سازی با توجه به جام جهانی ۲۰۲۲ ، صدها مورد ابتلا در یک منطقه صنعتی که بسیاری از مهاجران در آن زندگی می‌کنند، کشف شد. دولت گفت که منطقه آلوده‌شده را برای معالجه ایزوله کرده و منطقه را بسته است اما نگرانی از اینکه ویروس می‌تواند همچنان در منطقه ایزوله‌شده گسترش یابد، وجود دارد.بسیاری از مهاجران در تعطیلی‌های قرنطینه، بلاتکلیف و بدون مدارک مانده اند، بخشی به کشورهای‌شان بازگردانده شده و برخی همچنان به زندگی غیرقانونی و در خطر ادامه می‌دهند.اما کودکان مهاجر نیز مجبور به جدال با شرایط تغییریافته زندگی‌شان پا به پای بزرگسالان هستند. عدم دسترسی به واکسیناسیون به موقع، گذشت سن آموزش و دشواری‌های دسترسی این کودکان به دریافت آموزش در سنین مناسب، امکان دسترسی به مراقبین و متخصصین بهداشت جسم و روان، عدم دسترسی به ابزار و فضای مناسب برای بازی و ورزش از ساده ترین مواردی است که در وضعیت بحرانی فراگیری ویروس شرایط سخت تری پیدا کرده است.تاثیرات تغییر اقلیم و در گذار از این بحران جهانی مشکلات عمده اقتصادی و بیکاری موج بزرگتری از مهاجران را رقم خواهد زد، شرایطی که اگر قوانین و سرمایه گذاری و برنامه‌های مناسب برای آن در نظر گرفته نشود می‌تواند به شدت ویرانگر باشد.</description>
                <category>Azam Bahrami</category>
                <author>Azam Bahrami</author>
                <pubDate>Fri, 15 May 2020 14:41:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تغییر اقلیم و جنسیت؛ بارش نابرابری</title>
                <link>https://virgool.io/@azam.bahrami/%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D9%84%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-cx5ph5qqxrac</link>
                <description>برای نخستین بارگزارش منتشر شده پیرامون توسعه انسانی در سال ۲۰۰۷ تایید کرد که تغییرات اقلیم  تهدیدی جدی برای از بین رفتن آزادیهای فردی و اجتماعی است و انتخاب ساکنان زمین را در محل زندگی ،کار و تحصیل و داشتن زندگی سالم به شدت محدود خواهد کرد. اما تاکید مهم این گزارش بیشتر برافزایش انواع نابرابریها درجهان  و رابطه آن با خطرات و آسیب و آسیب پذیری اقلیمی بود.دسترسی محدود زنان به منابع، حقوق محدود آنها در مالکیت بر خانه و زمین، امکان جابجا شدن محدود در بسیاری از روستاها و شهرهای غیرمرکزی و صدای فراموش شده شان در اغلب تصمیم گیریهای کلان این آسیب پذیری را بشدت افزایش داده است.تاثیرات تغییر اقلیم سیستمهای سیاسی, طول وعرض جغرافیایی و گروه ها و نهادهای اجتماعی شکننده و آسیب پذیررا بیشتر و محکمتر درهم میشکند و تمام نابرابریهای جهان از جمله نابرابری جنسیتی را عمیقتر وبیشترمیکند.ضرورت نگاه جنسیتی به موضوع مدیریت تاثیر تغییر اقلیمزنان و مردان از جهات مختلف با واقعیتهای اجتماعی و اقتصادی و محیطی مواجه میشوند. نحوه مشارکت و نقطه اثرشان متفاوت است. نقش آنها درهویتهای بومی وفرهنگی، درشرایط سنتی و طبقه های اقتصادی متفاوت، تغییر میکند. به این ترتیب تجزیه تحلیل نیازها، آسیبها و دامنه و حوزه فعالیتها در یک دستگاه سنجش متفاوت به ایجاد جامعه ای عادلانه کمک میکند. این موضوع همچنین برتعریف هویتهای جنسیتی متفاوت اثر دارد . فضایی فراهم میکند که هر کس با توجه به توانایی و نیازش در قوانین و پروتوکلها و تصمیمات جایی و نقشی داشته باشد.گروه *Women’s Major Group طی سندی که سال گذشته منتشرشد اعلام کرد، رسیدن به برابری در جامعه ای پایدار امریست که هر روزسخت تر و دست نیافتنی تر میشود &quot; امروز ما زنان خود را در شرایط بسیار سختی می بینیم. گویی حمایت دولتها را ازدست داده ایم. مسیری که کاملا به ضررجهان است. قدرت در بین عده محدودی از نخبگان و شرکت های بزرگ متمرکز شده است. تخریب محیط زیست و منابع محدود نادیده گرفته میشود، همینطور نقض حقوق زنان ، خصوصی سازی کالاهای عمومی و طرد حاشیه نشینها نگران کننده است . دیدن نوری در انتهای این تونل طولانی و تاریک دشواراست. استعمار و تأثیرات نئولیبرالیسم بی حد و حصر، از جمله فقر گسترده ، بیکاری، عدم در نظر گرفتن حق مالکیت بومیان و تعامل سازشکارانه  با مردسالاری و سایر سیستم های ستم و سرکوب علیه زنان تبدیل به ابزاری شده است برای تقویت نابرابری ها و مانع مهمی است در پیشرفت به سمت توسعه پایدار.&quot;در اسناد سازمان ملل ۷ آسیب مهم ناشی از تغییراقلیم موثر برزندگی زنان تعریف شده است. جابجایی و مهاجرت تحمیلی بدلیل حوادث طبیعی، عدم دسترسی به آب سالم و پایدار، کمبود مواد غذایی ومنابع، کمبود سوخت، دسترسی نامتناسب با نیاز به خدمات بهداشت و درمان ، جنگهای داخلی بر سر تصاحب آب و زمین ، مرگ و صدمه در اثر حوادث طبیعی.زنان روستایی و جوامع محلیاولین جنبش زنان بومی برزیل برای حفظ جنگلهای استوایی سال ۱۹۸۰ تشکیل شد. صدای نارا مسئول جنبش بومیان آمازون صدای بسیاری از زنان بومی و روستایی در سراسر جهان است : &quot;آمازون همواره به عنوان قلمرویی برای بهره برداری دیده شده است و نه به عنوان سرزمینی که باید از آن محافظت شود. ما مردم بومی همیشه مهمترین مانع از بین بردن آن هستیم. به همین دلیل ، به مرور زمان مجبور به تحمل فرآیندی از اشغال و آزار و شکنجه شدیم که تا به امروزادامه دارد. زنان بومی دیگر نمی توانند شاهد ویرانی سرزمین های خود و خشونت هایی که به مردانشان تحمیل شده است  شوند. ما فهمیدیم که زمان جنگیدن با آنها فرا رسیده است. ما برای پدران ، برادران و همسران خود این مسئله را روشن كردیم كه مشاركت  در طرح حمایت از این سرزمین، به همراه آنها زندگی همه را بهبود می بخشد. امروز بسیاری از زنان بومی، صدای خود را بلند می کنند و نماینده مردمان خود هستند.&quot;تغییرات اقلیمی بر زندگی زنان کشاورز و روستایی بعنوان تولید کننده و مدیران شیوه و مقدار مصرف منابع بسیار موثر است. آخرین آمار منتشرشده جهانی نشان میدهد ۷۰% زنان جهان در کشورهای کمتر توسعه یافته ، کم برخوردار و در صف مقدم مشکلات ناشی از تغییر اقلیم زندگی میکنند. بسیاری از محصولات زراعی و سبزیجات و ماهی و غیره که امکان فروش در بازارهای محلی را نیز دارند به دلیل بارندگی های نامرتب که تحت تاثیر تغییرات اقلیم است براحتی از بین میروند. زنان زیادی به خاطر مشکلات اقتصادی تحمیل شده در اثر تغییر اقلیم  مجبور به ترک مدرسه هستند و اغلب آنها شانسی برای بازگشت به فضای آموزشی ندارند.بنا به قوانین و فرهنگی نانوشته و ناگفته گویی این زنان و دختر بچه‎ها هستند که مسئول حمل و نظافت و شستشو و مدیریت آب در خانواده به شمارمی‎آیند. در مجموع تخمین‎زده می‌شود به طورمتوسط برای جمع آوری آب در جهان، هر روز حدود ۲۰۰ میلیون ساعت زمان صرف می‌شود؛ زمانی که زنان و کودکان آب آور می‎توانند در کار و درآمدزایی و رشد فرهنگی و اقتصادی و یا مشارکت در مدرسه صرف کنند. در ایران نیز بیشتر از هفت هزار روستا با تانکر آبرسانی می‎شوند. هر چه زیرساختهای شبکه آبرسانی کشوری عقب مانده تر وبرنامه ریزی در تامین منابع آب به شکل پایدار و عادلانه در آن, ضعیفتر باشد تاثیر این موضوع آشکارتر است.بر اساس سندی که وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی منتشر کرد، مرگ و میر ناشی از بیماری‎های عفونی دستگاه گوارش و تناسلی، ششمین عامل مرگ زنان میانسال در ایران به شمارمی‎آید. آمار مرگ و میر زنان و خصوصا کودکان به شکل معناداری در مناطقی که از دسترسی به آب سالم و پایدارمحروم‎اند بالاتراست.بعبارتی  این زمان هدررفته که حتی از تعداد کل ساعات کارهفتگی کارکنان تقریبا تمام بزرگترین زنجیره‎های صنعتی جهان هم بیشتر است نیز برای سلامت جسمی این زنان و دختران کافی نیست.زنان و حوادث طبیعیدر سال ۱۹۹۱ در سیل بزرگ کشور بنگلادش آمارمرگ و میر زنان بیش از ۵ برابرمردان بود. زنان و کودکان نخستین قربانیان حوادث طبیعی هستند. بسیاری از زنان شنا کردن نمیدانند، درجابجا شدن محدودیت و موانع دارند و به شکل سنتی مسئول مراقبت از کودکان و سالمندان خانواده هستند. مسئولیتی که نجات جانشان، در شرایط مختلف را به تعویق میاندازد. هنوز در کمک رسانی پس از حادثه درنیازهای ویژه برای آنان مانند  لباس زیر و نوار بهداشتی تابووجود دارد. در برخی کشورها به زنان بازمانده پس از حادثه کمکهای دولتی تعلق نمیگیرد چون اغلب حساب بانکی یا مدارک هویت لازم را ندارند. در برخی کشورها مانند تایلند حتی کمک هزینه دولتها به خانواده برای مراسم خاکسپاری پس از حوادث طبیعی برای مردان بیش از زنان است. زنان باقی مانده از پس حوادثی چون سیل و زلزله اغلب از طرف خانواده خود یا همسرانشان تحت فشار قرار میگیرند. آنها به شدت در معرض فقر، ازدواجهای اجباری و کارگری تحت شرایط استثماری قرار دارند. آنها در مدیریت و تصمیمات پس از این حوادث نقشی ندارند وبه همین دلیل اغلب نیازهای‌شان دروضعیت تازه  درنظرگرفته نمیشود.زنان مهاجر اقلیمیتا سال ۲۰۵۰ از هر ۴۵ نفر یک نفر بعلت تاثیرات ناشی از تغییرات اقلیمی مجبور به مهاجرت خواهد شد. نیمی از این جمعیت را زنان تشکیل میدهند. زنان اغلب در انتخاب محل مهاجرت نقش چندانی ندارند. آنها مجبور به تغییر الگوی فرهنگی و اقتصادی و تربیتی خانواده و کودکان و حتی سالمندان هستند بی آنکه برایش آمادگی و آموزش کافی را دریافت کرده باشند. زنان در غیاب همسران مهاجرشان مسئول خانواده میشوند و این دوری و مشکلات زندگی در شرایط تحمیلی و غیر انتخابی فشار زیادی را به آنها تحمیل میکند.اهمیت توجه به نقش زنان در آسیبهای ناشی از تغییرات اقلیمی مدیریت شرایط تازه پیش روی جهان را ممکن میکند. دانش و تجربه و شناخت آنها از طبیعت و نیاز خانواده، توانشان در تطبیق و شناخت متفاوتشان از جهان میتواند در تصمیم گیریهای خرد و کلان در حوزه های مرتبط با منابع و انرژی و آب و مواد غذایی کارگشا باشد.*Women’s Major Group۲۵ سال پیش تمام کشورهای عضو سازمان ملل متحد موافقت کردند که زنان نیز نقش مهمی در توسعه پایدار دارند. گروهی در سال ۲۰۱۵ متشکل از ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ شبکه فمنیست جهانی تشکیل شد تا از سیاستمداران زن و برنامه های بر پایه عدالت جنسیتی حمایت کنند. امروز توسط زنان فعالی از ۵۰ کشور جهان حمایت و اداره میشود.</description>
                <category>Azam Bahrami</category>
                <author>Azam Bahrami</author>
                <pubDate>Thu, 16 Apr 2020 20:32:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اکومافیا در حال رشد</title>
                <link>https://virgool.io/@azam.bahrami/%D8%A7%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-elsplquugknt</link>
                <description>یکی از موضوعات مهم نقص قوانین بین المللی این است که هنوز پذیرفته نشده است که جرمها در حوزه محیط زیست، اغلب در مجموعه جرمهای سازمان یافته تعریف شوند. به این معنی که توسط گروههای سازماندهی شده انجام میشود. اغلب ابعاد فراملی دارد میتواند پاسخگوی سفارشات مرتبط با حوزه فعالیتش در نقاط مختلف جهان باشد و از این منظر هم مشتریهای فراملی دارد و هم گروه فعال خارج از مرزها. میتواند به جرمهای دیگر مثل قتل و جنایت منجر شود و از این منظر میتوان این گونه جرمها را با ابعادی فرامرزی مورد بررسی قرار داد. هر چند هنوزجای زیادی برای تفسیر این گونه جرمها وجود دارد اما آمار جرمهای محیط زیست با ابتکار عمل گروههای مافیای بین الملی و چالشهای فراوان پیش آمده در کشورهای جهان در ارتباط با ان منجر شد که در سالهای اخیر به این دسته از فعالیهای سازمان یافته سودآور نگاه متفاوتی شود از سال ۱۹۹۱ سازمان جهانی )UNICRI )جرمهای مرتبط با حوزه محیط زیست را دسته بندی کرد و آمارگیری در این حوزه شکل گرفت. این مجموعه تالشها بیشتر بر مبنای گزارشهای محلی بود و شبکه های فعالین غیر دولتی. مهمترین این جرائم را میتوان به این سه بخش سودآور تقسیم کرد. کسب درآمد از انقراض حیات وحش تجارت غیر قانون حیات وحش )که در سال ۱۹۷۳در کنوانسیون واشنگتن در مورد تجارت بین المللی حیات وحش به عنوان جرم تعریف شد(. بنا به آمار پلیس اینترپل این سومین تجارت پرسود جهان است. پس از تجارت اسلحه و قاچاق مواد مخدر. چندین بازیگر درگیر این جرمند اما مهمترین آنها مصرف کنندگان اند. کلکسیونداران بزرگ جهان، تجاری که با اعضای بدن آنها از پوست و عاج و استخوان و گوشت کسب درآمد میکنند و همینطور صاحبان صنایع مد و لباس. اما نکته وحشتناک این ماجرا این است که قیمت حیوانات در حال انقراض بسیار بیشتر است. بیشترین گونه های درخواست شده, به ترتیب پرندگان گرمسیری (طوطی ها ، ماکائوها و غیره) ، خزندگان (مارها ، تمساح ها و غیره) ، آراخیدها (بعضی از انواع تارانتوالها) ، میمون ها )کاپوچین ها ، شامپانزه ها ، لمورها( و غیره هستند. طب چینی نیز یکی از مهمترین مشتریان این محصوالت است. اما مسئله مهم در مسیر این تجارت پرسود بکار گیری نیروهای محلی است که خود قربانیان از بین رفتن طبیعت هستند. روستاییان کار و زمین از دست داده اولین قربانیان این گروههای مافیایی برای ساماندهی شکار و تله گذاری و قاچاق حیات وحشند. بنا به گزارش بخش اینترپل سازمان جهانی محیط زیست در سال ۲۰۱۶سودی معادل ۹۱ تا ۲۵۹ میلیارد دلار از طریق این تجارت کسب درآمد شده است. رشدی ۲۶ درصدی نسبت به سال ۲۰۱۴ .در ایران نیز سازمان محیط زیست طی گزارشی در سال ۱۳۹۴اعالم کرد که در ۴۰سال اخیر تا %۷۰ حیات وحش ایران بعلت شکار و از بین رفتن زیستگاه ها از بین رفته اند. سازمان جهانی محیط زیست فریدونکنار در ایران را یکی از ناامنترین مکانها برای پرندگان مهاجر دانست. جنگل روبی و کشت محصوالت به شیوه صنعتیجنگل روبی و کشت محصوالت به شیوه صنعتی تجارتهای غیر قانونی چوب و بعبارتی ورود به سیستم غیرقانونی و تجارت با جنگلهای محافظت شده (CITES .)مافیا و جنایت در این حوزه بسیار گسترده است. تجارت چوب و مافیای جنگلتراشی به شکل مستقیم بر وضعیت اقلیمی پیش آمده تاثیر گذار بوده است. این گروهها از مافیای چوبهای گرانبها و کمیاب را شامل میشود مثل آنچه کارخانه های ساخت سازهای موسیقی و اشیاء تزیینی بدنبال آن هستند تا شرکتهای بین المللی کشاورزی که بکار یکپارچه کردن مزارع و خریدن زمینها از محلیان و بومیان هستند. مجموعه ای از فعالیتهای پولشویی و جعل اسناد و رشوه به مقامهای دولتی در تصرف زمین. تجربه ای که دربزریل و آرژانتین و جنوب ایتالیا و بسیاری از کشورهای دیگر آثار مخرب غیر قابل جبرانی بوجود آورد. تضعیف جوامع بومی و محلی, فقر و تبعیض ساختاریافته در جمعیتهای روستایی اجازه رشد افسار گسیخته این مافیا را صادر کرد. بین سالهای ۱۹۸۰ تا سال ۲۰۰۰ میالدی، صدمیلیون هکتار جنگل استوایی ناپدید شدند؛ بیشتر در اثر دامداری در آمریکای جنوبی و مزارع تولید روغن پالم در جنوب شرق آسیا. در نمونه ای: سال ۲۰۱۶ در سیسیل جنوب ایتالیا, جوزپه آنتوچی رئیس پارک ملی نبلی، از یک سوء قصد جان سالم بدر برد. او از تابستان همان سال به شکل جدی پیگیر لغو قراردادهای فروش زمینهای این منطقه حفاظت شده به کشاورزان و مجوز چرای گوسفندان در این زمینها و رای زنی با کشاورزان و دامداران منطقه بود. پروژه ای که سود سرشار مافیا و همبندی با مردان سیاست این استان را دچار مشکل جدی میکرد. این گروه مافیایی حتی موفق شده بود با پرداخت رشوه برنده مناقصه ای شود که بودجه اش را اتحادیه اروپا تامین میکرد با هدف توامندسازی کشاورزان. این اما تنها بخشی از ماجرای نفوذ آگرومافیا در ایتالیاست. سازمان انتی مافیا در رم گزارش میدهد که ارزش تجارت سودآور زمینهای زیتون و باغات مرکبات و دامداری و گسترش آن در مناطق حفاظت شده عالوه بر اینکه ارزش مالی این تجارت را از ۵,۱۲ میلیارد یورو در سال ۲۰۱۱به ۲۲میلیارد یورو در سال ۲۰۱۸ رسانده، دیگر مثل تجارت مواد مخدر و یا دارو پر خطر و پر ریسک نیز نیست.  اما همه نمونه های مافیا دست خون آلود ندارند برخی نیز مانند کارخانه های تولید سموم کشاورزی و بذرهای تراریخته دستشان بوی سم میدهد. یکی از مهمترین محصوالتی که امروز در جهان بازاری پر درآمد را از آن خود کرده است سویاست. موج جدیدی از سویای امریکایی وارد بازارهای اروپا شده است. سویای تراریخته ای به شکل وسیع و صنعتی تولید میشود و از سال ۲۰۱۸ حتی چین از خرید آن امتناع کرد. این سویا که اکثرا با سم گلیوسفات سم پاشی میشود کشاورزی بومی و دامداری محلیها را با مشکالت جدی مواجه کرده است. حال از تاریخ ۲۹ ژانویه ۲۰۱۹ ،اروپایی ها پس از این که معیارهای پایداری خود را برای بازار اتحادیه اروپا با کمسیون انتخابی پارلمان تطبیق دادند ، انتخاب کردند که مخازن خود را با بیودیزل حاصل از سویای تولیدی ایاالت متحده پر کنند. این یک امتیاز دیگر برای ترامپ است که به گفته فعالین محیط زیست بهایش را سالمت حیوانات ، سالمتی ما و محیط زیست پرداخت خواهند کرد. تجارت طلای کثیف قاچاق و تخلیه موادی که باعث آسیب به لایه اوزون میشوند و عدم رعایت آن نقض پروتوکل مونترال مصوب سال ۱۹۸۷است . بطور کلی تجارت هر گونه زباله خطرناک که در سال ۱۹۸۹تحت عنوان کنوانسیون بازل مصوب شد که به تجارت و حمل و نقل فراملی زباله میپردازد. این یکی از مرسومترین منابع درآمد مافیا در جهان است. سال ۲۰۱۸ در ایتالیا بیش از ۲۸ هزار نفر در تجارتی با بیش از ۶,۱۶ میلیارد یورو به فعالیتهای مجرمانه حوزه محیط زیست خصوصا تجارت زباله مشغول بودند. تجارت زباله از مبداء کشورهای توسعه یافته آغاز میشود و در کشورهای در حال توسعه پایان میگیرد. گزارشهای سازمانهای جهانی نشان میدهد که آلوده ترین رودهای جهان که در کشورهای آسیایی از چین تا هند و اندونزی جریان دارد در واقع حامل زباله هایی است که بخش مهی از ان در اروپا تولید شده است. اما این فاجعه ازغرب به شرق اروپا نیز در جریان است. سال ۲۰۱۸ کمسیون اتحادیه اروپا در حالی به لهستان بعلت بازیافت کمتر از %۵۰ زباله هایش تذکر داد که هر ساله حدود ۱۲هزار تن پالستیک قابل بازیافت بریتانیا راهی لهستان میشود. شرایطی که بسیاری از فعالین محیط زیست وحامیان حقوق کارگری این کشور را نسبت معترض کرده است. چین در سال ۲۰۱۸ ممنوعیت ورود ۱۴ نوع زباله جامد به کشورش را وضع کرد و بسیاری از کشتی های حامل زباله به کشورهای دیگر از جمله مالزی، ویتنام ، تایلند ، اندونزی، تایوان، کره جنوبی، ترکیه و لهستان رفتند. به این ترتیب مافیای زباله در این کشورها بشدت قدرت گرفت. مافیایی که با رهاسازی زباله در طبیعت و یا سوزاندن آن هزینه بازیافت و معدوم کردن اصولی زباله را به جیب سازماندهی کنندگان بین المللی تجارت زباله سرازیر کرد. تنها در یک گزارش در اواخر سال گذشته، پلیس ایتالیا اعالم کرد محموله ای رها شده در طبیعت از زباله یافته اند که معدوم کردن اصولی آن بیش از دو میلیارد یورو هزینه خواهد داشت.  های سازمان یافته که در حوزه محیط زیست به جرمهای سازمانیافته مشغولند تنها در اروپا ساالنه بین ۲۰ تا ۳۰میلیارد دلار درامد کسب میکنند (سال ۲۰۱۱ ) درآمدی که با تحمیل هزینه های اجتماعی ، اقتصادی و زیست محیطی قابل توجهی به جوامع، وضعیت معیشت و زیستگاه اغلب جوامع بومی و محلی حاصل می شود. حتی در گزارشی منتشر شده توسط سازمان ملل در سال ۲۰۰۹ جرم سازمان یافته محیط زیست به عنوان یک عامل اصلی در گسترش فقر، آوارگی و درگیری های خشونت آمیز توسط میلیون ها انسان، به ویژه در جوامع در حال توسعه، شناخته و معرفی شد. به این ترتیب مافیای سبز در سایه فقر و بیعدالتی اقلیمی اعمال شده به بومیان که زمانی صاحبان اصلی طبیعت بودند رشد میکند و جرم و جنایت در پیوند با توسعه مافیایی که از بسیار از جرمهای پیشین راحت تر و کم هزینه تر است، در حالیکه در آمد بسیار بیشتری کسب میکنند و میتوانند راحت تر در موردش با دولتها و قانونگذاران و صاحبان صنایع به توافق رسید. سرقت تنوع زیستی و از بین رفتن گونه ها و زیستگاه های حیوانات نه تنها ضرر مالی بلکه افزایش &quot;پناهجویان محیط زیست&quot; را به دنبال داشته است ، مردم به دلیل از بین رفتن وضعیت معیشت، مهاجرت کرده و مجبور به مهاجرت شدند. بین سالهای ۱۹۵۰ و ۲۰۰۰ ، ۸۰ درصد از درگیری های مسلحانه در مناطقی با &quot;گونه های تهدیدآمیز&quot; رخ داده است. از این رو، ناآرامی های سیاسی و درگیری های مسلحانه هم شرایط و انگیزه ای را برای جرم سازمان یافته محیط زیست ایجاد می کند که منجر به کاهش گونه ها و هم جابجایی انسان ها می شود (همفریس و اسمیت، ۲۰۱۱) منتشر شده در دفتر یازدهم نشریه خرمگس</description>
                <category>Azam Bahrami</category>
                <author>Azam Bahrami</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jan 2020 18:37:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خشونتی که مرگ اعتبارات خانواده است.</title>
                <link>https://virgool.io/Irandokht/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-xdbxcxwcsgo3</link>
                <description>این خشونت ، خشونت خانگی ،مرگ تمام اعتبارات خانواده است خصوصا زمانی که از طرف نهادهای قانون و قضا نیز حمایت شود و خود این سیستم ها نیز در اعمال و قانونمند کردن خشونت و تبعیض موثر و مقصر باشند.?با افزايش مشكلات اقتصادى خانواده كم كم شروع ميكند به حذف كردن هزينه بر اساس انچه فكر ميكند اولويت كمترى دارد.در بسيارى از اين تصميمگيريها اولين قربانى دختران نوجوان و حتى دختر بچه ها هستند.آنها از تحصيل منع ميشوند تا در خانه توليدگر شوند با بافت فرش و گليم و قالى و يا كارگرى و بعد هم مهيا ميشوند براى ازدواج در سنين كم. اغلب اين ازدواجها نتيجه فقر فرهنگى و اقتصادى خانواده است. اين كودكان و نوجوانان چه راهى پيش روى خود ميبينند ؟چه كسى ميداند مجبور به تحمل چه فشارى هستند.                                          كسي به انها مشاوره نميدهد كسى انها يا خانوشان را حمايت نميكند و كسى براى نجاتشان از تجاوز هر روزه خواسته و ناخواسته به حقوق انسانيش از طرف نزديك ترين افراد خانوادشان وجود ندارد.با افزايش مشكلات اقتصادى خانواده كم كم شروع ميكند به حذف كردن هزينه بر اساس انچه فكر ميكند اولويت كمترى دارد.در بسيارى از اين تصميمگيريها اولين قربانى دختران نوجوان و حتى دختر بچه ها هستند.آنها از تحصيل منع ميشوند تا در خانه توليدگر شوند با بافت فرش و گليم و قالى و يا كارگرى و بعد هم مهيا ميشوند براى ازدواج در سنين كم. اغلب اين ازدواجها نتيجه فقر فرهنگى و اقتصادى خانواده است. اين كودكان و نوجوانان چه راهى پيش روى خود ميبينند ؟چه كسى ميداند مجبور به تحمل چه فشارى هستند.كسي به انها مشاوره نميدهد كسى انها يا خانوادشان را حمايت نميكند و كسى براى نجاتشان از تجاوز هر روزه خواسته و ناخواسته به حقوق انسانيش از طرف نزديك ترين افراد خانوادشان وجود ندارد.اين تنهایی و فشار انها را به سمت خود كشى و يا خود تباهى با مواد مخدر و خشونت سوق ميدهد.اين چرخه تا زمانى كه توانمندسازى فرهنگى و اقتصادى اتفاق نيافتد و گروهى حمايتى آگاه مثل معلمين و روانشناسان ،نه بزرگ فاميل يا فلان امام جماعت شهر وارد كار نشوند ادامه خواهد داشت.اين آمار بالاى خودكشى اعلام شده در میان نوجوانان،در واقع آمار محصوليست كه فقدان كار جدى و مسئولانه براى نوجوانان را نشان ميدهد.اما از طرف دیگر خشونت علیه زنان هم فرم تازه ای به خود گرفته است .امروز، روز جهانی تلاش برای پایان دادن به ‎#خشونت_علیه_زنان است، هرگونه خشونت و تبعیض.ساختار و الگوی خشونت علیه زنان با سیستماتیک شدن تبعیض جنسیتی در حوزه اقتصاد بسرعت در حال تغییر است. زنانی که حساب بانکی مستقل ندارند، زنانی که توان مالی حمایت از کودکان خشونت دیدشان را ندارند، ‏زنان عشایر و روستایی که ابزار کار و تولیدگری خود را در سیل و زلزله و مهاجرت از دست دادند، زنانی که حتی سرپرست خانوار بشمار نمی‌آیند تا یارانه ای بگیرند، زنانی که باید بدون تغییر فاکتورهای رفاه خانواده با تبلیغات تازه حکومت ، ماشین زاد و ولد باشند. اینهمه نشان میدهد که  ‎#خشونت_علیه_زنان در ایران با شتاب بیشتر به فاز تازه ای وارد شده است.‏آمار نشان می‌دهد،سال گذشته حدود 42.6 ٪ خانوارها، در ماه کمتر از ۲میلیون و ۲۵۰هزار تومان هزینه کرده‌اند. تعداد این خانوارها به حدود ۱۰ میلیون و۶۴۰ هزار می‌رسد. ۶۰میلیون نفر هم به روایت آمار رسمی مستحق دریافت بسته معیشتی هستند.  نیز بنا به آمار، فرودست‌ترین گروه جامعه در ماه کمتر از ۶۲۵هزار تومان میتوانند هزینه کنند. مستقل ازآنکه يارانه چه کمکی در  ‎#محروميت زدايى از اين تعداد جمعیت میتواند بكند، باید معارف شد که به این ترتیب زنان این بخش از جامعه ،روز بروز استقلال مالی خود را بیشتر از پیش از دست خواهند داد. در این شرایط، نه تنها قانون و مذهب و سنت مردسالار بلکه کم توانی زنان در امکان استقلال و تصمیم‌گیری برای توقف چرخه خشونت نیز فضاهای تازه اعمال خشونت و سواستفاده از آنان را بیشتر از قبل هموار خواهد کرد.مرا میتوانید در تلگرام و توییتر هم دنبال کنید. Telegram :  @azambahramiran </description>
                <category>Azam Bahrami</category>
                <author>Azam Bahrami</author>
                <pubDate>Mon, 25 Nov 2019 15:36:34 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>