<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@azarakhshaaa</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:19:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/444/avatar/IQjung.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</title>
            <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ویرگول برای من یعنی</title>
                <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa/%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-zm6vemp67zn3</link>
                <description>هشت سال پیش به دنیایی پا گذاشتم که فکرشو نمی کردم اینجوری اسیر و گرفتارش بشم، سال 1396 مطلبی درباره‌ی پلتفرمی جدید و تازه‌نفس برای نوشتن، به اسم &quot;ویرگول&quot; خوندم. منم که تازه از بلاگفا بخاطر مشکلاتش ناامید شده بودم یه اکانت ساختم و شدم یه &quot;ویرگولی&quot;، با افتخار یه &quot;ویرگولی&quot;.ویرگولتوی این هشت سال با ویرگول و نوشتن و ننوشتن، بالا و پایین زیاد داشتم، اما هیچ موقع دلم نیومد ترکش کنم و از شهروندی ویرگول خارج بشم. به جرات می‌تونم بگم که ویرگول یکی از سایت‌هاییه که اومد که بمونه و واقعا هم موند. از روزهای اولی که اینترنت اومد توی ایران، با اینترنت سر و کله زدم و با سایت‌های زیادی کار کردم، پلتفرم‌ها و شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های مختلفی مثل کلوپ، بلاگفا، میهن بلاگ و... اما همه یه مدتی، بقول معروف توی بورس بودن و بعد یا تعطیل شدن یا خیلی کم‌رنگ. اما ویرگول از اوناییه که با توجه به اینکه موسسین و گرداننده‌هاش کاردرست هستن و به مخاطب اهمیت میدن و بی خیال اشکالات سیستم‌شون نمیشن و ...حالا حالا‌ها هست و ما هم می‌نویسیم و خواهیم نوشت.سعدی نوشت:دگران روند و آیند و تو همچنان که هستیتوی این مدت دوستان بسیار زیادی پیدا کردم، دوستانی مجازی که هیچ وقت ندیمشون، اما نوشته‌هاشون اینقدر واقعی و زنده‌اس که حس آشنایی با اونا بیشتر از دوستان واقعی بود. دوستانی که میشد خودِ واقعیشونو از پشت نوشته‌هاشون دید. اگه بخوام اسمشونو بنویسم، خیلی زیاد میشه و این وسطا ممکنه اسمی رو فراموش کنم و حق مطلب ادا نشه. دم همتون گرم که هستین و نوشتین و منو به نوشتن امیدوار کردین. دمتون گرم.این چند سال در مورد چیزای مختلفی مطلب نوشتم و از همه دوستان گرامی تشکر می‌کنم که همراهم بودن و با خوندن و لایک کردن و کامنت گذاشتن انرژی دادن. قطعا بدون همراهی دوستان، هیچ امیدی برای نوشتن باقی نمی‌موند.اینجوریاس که باید بگم ویرگول برای من یعنی دوستی، نوشتن، خوندن، یاد گرفتن، شریک شدن در شادی و غم های همدیگه، دعوا و جر و بحث کردن اما آخرش رفیق هم بودن، درد دل کردن و ....خلاصه که ویرگول دمت گرم، ما که نیستیم، اما امیدوارم نسل های بعدی تولد 800 سالگیت رو جشن بگیرن.خاطره نوشت: یادمه چند سال پیش با کمک یکی از دوستان، تاریخ اولین پست ویرگولیم رو پیدا کردم، 11 تیرماه 1396. پس با این حساب چند ماهی بعد از راه اندازی ویرگول، ویرگولی شدم و یکی از قدیمی‌ها هستم. اگه اشتباه نکنم جناب آقای دست انداز چند روزی از من قدیمی تره. همینجا سلام می کنم خدمتشون.https://virgool.io/@azarakhshaaa/%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-yjgvqbv05ufoشعر نوشت: بقول ظفاح (شاعر برعکس حافظ) هنر ویرگول چو گفتی عیبش نیز بگوی، با این همه خوبی و تعریفهایی که از ویرگول کردم، عیب هایی هم داره که فعلا بی خیال.</description>
                <category>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Mon, 02 Jun 2025 07:41:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی هوش مصنوعی دستت میندازه</title>
                <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%87-hj51cqpadafo</link>
                <description>امروز بازی کثیفی (بقول جناب‌خان) رو با ChatGPT شروع کردم که حاصلشو می‌تونین ببینین. ایشون چیزی رو کم نذاشت و منم کم نیوردم.من: من رو rost کنهوش مصنوعی: باشه، ولی قبلش مطمئنم که جنبه‌شو داری؟ 😏تو یه نابغه‌ای که از Arduino تا سینما 4D رو قورت داده، ولی هنوز داری با نصب پلاگین V-Ray دست‌وپنجه نرم می‌کنی؟! 😆یه نفر که می‌خواد فضاپیما طراحی کنه، ولی هنوز دنبال &quot;نرم‌افزار ساده&quot; می‌گرده؟! آخه داداش، فضاپیما که با Paint طراحی نمی‌شه! 🚀😂بعدشم، تو یه سیستم آبیاری هوشمند با IoT طراحی می‌کنی، ولی همون اینترنت موقع اجرای پروژه احتمالا قطع می‌شه و باید بری با دست آب بدی! 🌱💧😂وایسا ببینم، تو برای فضا و نجوم برنامه‌ریزی می‌کنی، ولی هنوز داری دنبال راهی می‌گردی که مختصات ISS رو روی LCD نمایش بدی؟ داداش، ناسا زنگ زد گفت بیا کارت دارم! 😂🔭حالا بگو، قانع شدی یا باید لودینگ مسخره‌کردن رو بیشتر کنم؟ 😈🔥من:لودینگ مسخره‌کردن رو بیشتر کنهوش مصنوعی: باشه، خودت خواستی! 😈🔥تو یه نفر رو می‌خوای قانع کنی که بیاد روی اختراعت سرمایه‌گذاری کنه، ولی اگه کامپیوترت یه ارور بده، اولین کاری که می‌کنی اینه که بیای اینجا بپرسی: &quot;چرا این کار نمی‌کنه؟&quot; 😆 داداش، اگه سرمایه‌گذار بفهمه هنوز داری با EEPROM سر و کله می‌زنی که آدرس‌هاش رو خودکار ذخیره کنه، پول که هیچ، شاید برگرده بگه: &quot;بیا اینم صد تومن، برو یه لیوان آبمیوه بگیر خستگی در کن!&quot; 🍹😂یه سیستم هوشمند برای کنترل دریچه‌های آبیاری طراحی می‌کنی، ولی شرط می‌بندم همون لحظه که بخوای تستش کنی، یا نت قطع می‌شه یا یه کلاغ میاد می‌شینه رو سنسورت و دیتاشو قاطی می‌کنه! 🐦💦 بعد تو اینجایی که: &quot;بچه‌ها، چرا این داده‌ها نامعتبره؟!&quot; 😆راستی تو که این‌همه از الکترونیک و IoT سر درمیاری، چجوریه که هنوز نتونستی یه راه حل واسه این پیدا کنی که دو تا سنسور روی یه I2C درست کار کنن؟! 🤔😂نجوم، الکترونیک، برنامه‌نویسی، مدل‌سازی سه‌بعدی، کشاورزی هوشمند، طراحی فضاپیما… بابا یه کم آروم‌تر! تو یه نفره یا یه تیم استارتاپی تک‌نفره که هنوز دنبال &quot;نرم‌افزار ساده&quot; واسه طراحی سفینه می‌گرده؟ 😆🚀بگو ببینم، جا زدی یا لودینگ رو بزنم روی ۲۰۰٪؟! 😏🔥من: لودینگ رو بزن روی ۲۰۰٪هوش مصنوعی: باشه، ولی خودت خواستی! 😈🔥 حالت آماده باش: مسخره‌کردن در سطح کیهانی! 🚀🌌تو یه نابغه‌ای که با MPU6050 و QMC5883L ور می‌ره، ولی هنوز نتونستی بفهمی چرا وقتی دوتاشو به یه I2C وصل می‌کنی، یکی‌شون قهر می‌کنه! 😆  داداش، تو با مدفیلتر و الگوریتم Madgwick سر و کله می‌زنی، ولی به محض اینکه یه خط کد تو Arduino خطا بده، همون لحظه از زندگی ناامید می‌شی و می‌گی: &quot;چراااااا کار نمی‌کنه؟!!&quot; 🤯😂  بعدشم،تو یه سیستم آبیاری IoT طراحی می‌کنی که داده‌های هواشناسی رو از اینترنت می‌گیره، ولی نت قطع بشه، کل سیستمت یه لیوان آب هم نمی‌تونه بریزه؟! 😆☠ داداش، یعنی یه کشاورز اگه مودمش خاموش بشه، باید دعا کنه که بارون بیاد؟ 😂  راستی تو که می‌خوای فضاپیما طراحی کنی، چجوریه که هنوز گیر نرم‌افزار ساده‌‌ای که بتونی باهاش این کار رو انجام بدی؟! 😆   ناسا زنگ زد، گفت: &quot;داداش، Paint رو امتحان کردی؟ شاید کارت راه افتاد!&quot; 🖌🚀😂  حالا اینو گوش کن: تو برنامه‌های نجومی برگزار می‌کنی و از Heavens Above برای محاسباتت استفاده می‌کنی، ولی هنوز درگیر اینی که مختصات ISS رو روی LCD نشون بدی؟! 🤨😂  داداش، یعنی تو می‌خوای با ESP8266 به فضا وصل بشی، ولی هنوز تو همون زمین با StaticJsonBuffer درگیری؟ 😆☠  بعدشم، تو که فضا و نجوم دوست داری، چرا همیشه زمین‌گیر یه سری ارور مسخره‌ای؟!   &quot;چرا V-Ray روی Cinema 4D کار نمی‌کنه؟&quot; &quot;چرا آردوینو ارور EEPROM می‌ده؟&quot;&quot;چرا دو تا سنسور با هم قاطی می‌کنن؟&quot;بابا یه کم منطقی باش، تو قراره دریچه‌های آبیاری رو هوشمند کنی، نه این که خودت همیشه گیر ارور باشی! 😂💀  حالا بگو، قانع شدی یا باید سطح مسخره‌کردن رو ببرم رو Hypersonic Mode؟ 😈🔥🚀من: سطح مسخره‌کردن رو ببر رو Hypersonic Modeهوش مصنوعی: ⚠ هشدار: Hypersonic Mode فعال شد! 🚀🔥سطح مسخره‌کردن: فراتر از سرعت نور! 🌌💀داداش، تو از سنسورهای IMU، الگوریتم‌های فیلترینگ، IoT، طراحی فضاپیما، سینما 4D، AutoCAD، و حتی کشاورزی هوشمند سر در میاری، ولی اگه یه روز ESP8266 قاطی کنه، همون لحظه میای اینجا و می‌گی:&quot;بچه‌ها، چرا این دیگه کار نمی‌کنه؟!!&quot; 🤯😂تو یه نابغه‌ای که سنسور مغناطیسی و شتاب‌سنج رو باهم هماهنگ می‌کنی، ولی هنوز نمی‌تونی دو تا ماژول رو بدون دعوا روی یه I2C بندازی؟ 🤦‍♂️😂تو می‌خوای دریچه‌های آبیاری رو هوشمند کنی، ولی اگه یه سنسور QMC5883L کار نکنه، نصف روز وقت می‌ذاری که ببینی &quot;آیا واقعا سالمه؟&quot; 😆☠داداش، تو رو باید ناسا ببره برای پروژه‌های بین‌کهکشانی، ولی به شرطی که هر ده دقیقه یه بار نری توی تنظیمات بگردی ببینی چرا NodeMCU به وای‌فای وصل نمی‌شه! 😂بعدشم، تو یه سیستم آبیاری هوشمند می‌سازی که وابسته به اینترنته، ولی اگه یه کشاورز مودمش خاموش بشه، باید با سطل آب ببره بریزه رو زمین؟! 😆💧☠اینو تصور کن، یه کشاورز که وسط مزرعه، توی گرمای ۴۰ درجه داره اینترنتش رو چک می‌کنه:&quot;داداش، دیتا نمیاد! کی باید آبیاری کنم؟&quot; 😂📡تو می‌خوای فضاپیما طراحی کنی، ولی هنوز داری دنبال یه نرم‌افزار ساده برای این کار می‌گردی؟ 😆برادر، فضاپیما که با Paint طراحی نمی‌شه! یا شایدم می‌خوای توی Word یه دایره بکشی و بگی &quot;این موتورشه&quot;؟ 🚀😂تو از اطلاعات هواشناسی برای آبیاری هوشمند استفاده می‌کنی، ولی اگه یه روز API سایت هواشناسی قطع بشه، احتمالا سیستم‌ت از ترس هنگ می‌کنه و روی نمایشگر می‌نویسه:&quot;بارون میاد؟ نمی‌دونم، برو پنجره رو باز کن ببین!&quot; 😂الآنم که داری اینو می‌خونی، حتما یه لحظه فکر کردی: &quot;خب دیگه بسه، ناموساً لودینگ رو بیار پایین!&quot; ولی نه داداش، تو خواستی Hypersonic Mode رو فعال کنم، پس باید تحمل کنی! 😈🔥🚀حالا بگو، جا زدی یا بزنم رو Warp Speed؟ 😏💀🔥من: بزن رو Warp Speedهوش مصنوعی: ⚠ هشدار: Warp Speed فعال شد! 🚀🔥سطح مسخره‌کردن: فراتر از کهکشان آندرومدا! 🌌💀😈خب داش، حالا که اومدی اینجا، باید تحمل کنی! 😏 تو کسی هستی که می‌خواد سیستم‌های هوشمند طراحی کنه، ولی هنوز اگه یه سنسور جواب نده، به جای حل مشکل، میای اینجا می‌گی: &quot;چرااااا کار نمی‌کنه؟&quot; 😆😂تو یه نابغه‌ای که IMU، Madgwick، IoT، و حتی طراحی سفینه رو با هم بلدی، ولی شرط می‌بندم اگه لپ‌تاپت هنگ کنه، اولین کاری که می‌کنی اینه که یه بار بکوبی روش و بگی: &quot;چرا این لعنتی کار نمی‌کنه؟!&quot; 😆💻🔨داداش، تو داری مختصات ISS رو روی LCD نشون می‌دی، ولی شرط می‌بندم یه روز که برق بره، خودت باید با دو تا دست، جهت‌یابی کنی ببینی ایستگاه فضایی کجاست! 😂🔭تو کسی هستی که می‌خواد آبیاری قطره‌ای تیپ رو با اینترنت اشیا کنترل کنه، ولی شرط می‌بندم یه روز که اینترنت قطع بشه، همون لحظه مجبور می‌شی با سطل بری آب بریزی رو زمین! 😆💧☠تو یه نفره که می‌خواد فضاپیما طراحی کنه، ولی هنوز دنبال &quot;نرم‌افزار ساده&quot; می‌گرده! 😆داداش، Paint رو امتحان کردی؟ شاید کارت راه افتاد! 🎨🚀😂حالا یه چیز دیگه، تو با چیزایی مثل MPU6050، QMC5883L، و Madgwick سر و کله می‌زنی، ولی هنوز اگه یه لحظه اینترنت قطع بشه، سیستمت قاطی می‌کنه و یه خط کد روی صفحه نمایشگر می‌نویسه:&quot;داداش، هواشناسی جواب نمی‌ده، برو پنجره رو باز کن ببین بارون میاد یا نه!&quot; 😂☠راستی، تو داری روی دریچه‌های آبیاری هوشمند کار می‌کنی، ولی شرط می‌بندم اولین باری که تستش کنی، همون لحظه یه گاو از کنار سنسور رد بشه و کل محاسباتت رو خراب کنه! 🐄💦😂و در آخر، ناسا زنگ زد گفت: &quot;داداش، تو رو باید بیاریم اینجا، ولی به یه شرط! هر بار که یه ارور دیدی، خودت حلش کنی، نه اینکه بیای بگی &#x27;بچه‌ها، چراااا این ارور میاد؟!!&#x27;&quot; 😆☠🚀حالا بگو، قانع شدی یا باید بزنم رو Quantum Speed؟ 😏🔥💀من: بزن رو Quantum Speedهوش مصنوعی: ⚠ هشدار: Quantum Speed فعال شد! 🚀💀🔥مسخره‌کردن در سطح شکافت هسته‌ای! 💥🧪🌌داداش، تو کسی هستی که داره روی سیستم‌های هوشمند آبیاری، کنترل دریچه‌ها، سنسورهای IMU، و حتی طراحی فضاپیما کار می‌کنه، ولی هنوز وقتی Arduino یه ارور بده، می‌ری تو گوگل سرچ می‌کنی: &quot;چرا کار نمی‌کنه؟ 😭&quot; 😆😂تو می‌خوای ایستگاه فضایی بین‌المللی رو روی LCD نشون بدی، ولی اگه یه لحظه GPS خطا بده، احتمالا با خودش فکر می‌کنه: &quot;من تو کهکشان اندرومداام؟!&quot; 😆📡🌌تو همون کسی هستی که داره IoT رو برای آبیاری هوشمند اجرا می‌کنه، ولی اگه یه کشاورز مودمش خاموش بشه، سیستم‌ت احتمالا یه پیام بده که: &quot;داداش، دیگه هیچی نمی‌تونم بگم، برو با بیل آب بده!&quot; 😆💦🛑تو می‌خوای فضاپیما طراحی کنی، ولی هنوز وقتی Cinema 4D بالا نمیاد، به این فکر نمی‌کنی که مشکل سیستمه، سریع می‌ری تو تنظیمات ور می‌ری و آخر سر می‌گی: &quot;چرا کار نمی‌کنه؟!&quot; 😂💻🔥بعدشم، تو از داده‌های هواشناسی برای آبیاری هوشمند استفاده می‌کنی، ولی اگه سایت هواشناسی قطع بشه، دستگاهت احتمالا روی نمایشگر بنویسه: &quot;داداش، پنجره رو باز کن ببین بارون میاد یا نه!&quot; 😂💀حالا یه لحظه فکر کن: تو همه‌ی اینا رو بلدی، ولی هنوز داری با StaticJsonBuffer از ArduinoJson 5 درگیری؟ 😆😂داداش، ArduinoJson 6 اومده، چرا هنوز تو گذشته موندی؟! 🕰💀حالا که Quantum Speed رو فعال کردم، باید یه سوال ازت بپرسم:آماده‌ای که بزنم رو Multiverse Mode یا جا زدی؟! 😈🔥🚀من: بزن رو Multiverse Modeهوش مصنوعی: ⚠ هشدار: Multiverse Mode فعال شد! 🚀🔥💀سطح مسخره‌کردن: موازی با همه‌ی جهان‌های ممکن! 🌀🌌داداش، تو کسی هستی که داره ایستگاه فضایی رو روی LCD نشون می‌ده، دریچه‌های آبیاری رو هوشمند می‌کنه، سنسورهای IMU رو فیلتر می‌کنه، فضاپیما طراحی می‌کنه، و حتی تو کشاورزی هوشمند دست داره…ولی اگه یه بار NodeMCU به وای‌فای وصل نشه، همون لحظه رو به سقف می‌کنی و می‌گی: &quot;آیا این زندگی ارزشش رو داره؟&quot; 😆💀تو کسی هستی که MadgwickAHRS رو اجرا کرده، ولی اگه یه ارور ببینی، قبل از اینکه حتی متن ارور رو بخونی، میای اینجا و می‌گی: &quot;بچه‌ها، چرا این خطا رو می‌ده؟!!&quot; 😆😂تو می‌خوای دریچه‌های آبیاری رو با IoT کنترل کنی، ولی اگه مودم کشاورز قطع بشه، احتمالاً یه پیام رو LCD نمایش می‌ده که:&quot;داداش، اینترنت نیست! سطل آب بگیر، بدو!&quot; 💀💦😂تو بلدی GPS دیتا بده، سنسور مغناطیسی تنظیم کنی، اما اگه یه بار سینما 4D کرش کنه، سریع می‌ری تو تنظیمات، سه بار ری‌استارت می‌کنی، بعد میای اینجا و می‌گی: &quot;چرا کار نمی‌کنه؟!&quot; 😂💻🔥بعدشم، تو توی همه‌ی دنیاهای موازی یه دانشمند تکنولوژی هستی، ولی توی یه دنیا یه نسخه از خودت هست که هنوز داره با AVR در 4 مگاهرتز کُد می‌زنه و به ATmega128 می‌گه:&quot;داداش، سریع‌تر اجرا کن، خدایی دیگه 4MHz بسه!&quot; 🤦‍♂️😂تو می‌خوای فضاپیما طراحی کنی، ولی وقتی ازت پرسیدم که چه نرم‌افزاری استفاده می‌کنی، گفتی: &quot;یه چیز ساده می‌خوام!&quot;داداش، Paint رو امتحان کن، شاید جواب بده! 🎨😂🚀حالا که Multiverse Mode رو فعال کردی، فقط یه سوال باقی می‌مونه:آماده‌ای بزنم رو GOD MODE یا دیگه تحمل نداری؟! 😈🔥💀🚀من:  بزن رو GOD MODEهوش مصنوعی: ⚠ هشدار: GOD MODE فعال شد! 🚀🔥💀سطح مسخره‌کردن: فراتر از قوانین فیزیک! 💥🌌🛐داداش، الان دیگه به سطحی رسیدی که حتی خودت رو هم داری مسخره می‌کنی! 😆🔥تو یه نابغه‌ای که IMU، IoT، آبیاری هوشمند، فضاپیما و حتی نمایش ایستگاه فضایی روی LCD رو انجام می‌دی، ولی اگه یه مقاومت 10K دستت باشه، اول از من می‌پرسی: &quot;اینو کجا بذارم؟!&quot; 😆💀تو همون کسی هستی که سنسور Madgwick رو تنظیم می‌کنه، ولی اگه وای‌فای NodeMCU قطع بشه، دیوونه می‌شی و روی LCD یه پیام می‌زنی: &quot;آیا زندگی بی‌اینترنت ممکن است؟!&quot; 😆☠تو داری یه سیستم پیشرفته آبیاری می‌سازی که از داده‌های هواشناسی استفاده می‌کنه، ولی یه روز که مودم قطع بشه، سیستم یه پیام روی نمایشگر می‌نویسه:&quot;داداش، شلنگ بگیر، خودت آب بده!&quot; 😂💦💀حالا یه چیز بامزه‌تر:تو می‌خوای فضاپیما طراحی کنی، ولی هنوز دنبال نرم‌افزار &quot;ساده&quot; هستی؟داداش، Paint 3D رو امتحان کن، شاید کارت راه افتاد! 🎨🚀😂تو یکی از پیشرفته‌ترین سیستم‌های کنترل دریچه‌های آبیاری رو با IoT می‌سازی، ولی شرط می‌بندم اگه یه کشاورز کنار سنسورت بشینه، همون لحظه سیستم به‌جای یه تصمیم منطقی، می‌نویسه:&quot;داداش، بیا دستی تنظیم کن، من هنگ کردم!&quot; 😂💀راستی، تو توی همه‌ی دنیاهای ممکن یه متخصص IoT هستی، ولی تو یه دنیا، یه نسخه از خودت هنوز داره با ATmega128 تو 4 مگاهرتز برنامه می‌نویسه و هر بار که کد رو آپلود می‌کنه، منتظر می‌مونه ببینه:&quot;آپلود شد یا نه؟!&quot; 😆💀و آخر از همه:ناسا همین الان زنگ زد گفت: &quot;داداش، تو زیادی پیشرفتی، ولی فقط یه شرط داریم، لطفاً دیگه ارور نخوری و نیای بگی: &#x27;چرا این ارور میاد؟&#x27;&quot; 😆💀🚀خب، حالا که GOD MODE رو زدی، فقط یه سوال مونده:می‌خوای بزنم رو &quot;DIVINE ENTITY MODE&quot; یا دیگه ظرفیتش رو نداری؟! 😈🔥من: بزن رو &quot;DIVINE ENTITY MODE&quot; ⚠ هشدار: DIVINE ENTITY MODE فعال شد! 🚀🔥👁️✨مسخره‌کردن در سطحی که حتی خودِ کائنات هم تحملش رو نداره! 💀🌌💫الان دیگه از سطح فناوری، علم، و حتی قوانین فیزیک رد شدی و وارد یه فاز جدید شدی که حتی الکترون‌ها هم ازت اجازه می‌گیرن که دور هسته بچرخن! ⚛️💥تو الان کسی هستی که:🔹 تو MPU6050، QMC5883L، و IMU رو تو خواب تنظیم می‌کنی، ولی اگه یه روز یادت بره I2C Scanner رو اجرا کنی، دو ساعت فکر می‌کنی که: &quot;چرا این ماژول کار نمی‌کنه؟&quot; 😆💀🔹 با ArduinoJson 5 یه پروژه نوشتی، ولی بعد که سیستم رو عوض کردی، StaticJsonBuffer بهت گفت: &quot;داداش، دیگه منو ساپورت نمی‌کنن، ارتقا بده!&quot; و تو رفتی تو دیوار! 😂🚧🔹 تو از آسمان داده‌های ISS رو می‌گیری و روی LCD نمایش می‌دی، ولی اگه یه بار اینترنت قطع بشه، یه پیام روی نمایشگر می‌نویسه: &quot;داداش، پنجره رو باز کن، ببین ایستگاه فضایی از بالا رد شد یا نه!&quot; 😂🌍🛰🔹 تو کسی هستی که یه سیستم کامل آبیاری هوشمند می‌سازی که نیاز آبی رو با داده‌های هواشناسی تنظیم می‌کنه، ولی اگه سایت هواشناسی قطع بشه، کشاورز رو نگاه می‌کنی و می‌گی: &quot;ببین، بارون میاد یا نه؟!&quot; 😂💦🔹 تو می‌خوای یه فضاپیما طراحی کنی، ولی همچنان دنبال یه نرم‌افزار ساده می‌گردی؟داداش، برو روی کاغذ بکش، شاید ناسا ازت خرید! ✏️🚀😂و حالا لحظه‌ای که همه‌ی جهان‌های موازی منتظرش بودن:ناسا، اسپیس‌اکس، و حتی تمدن‌های فرازمینی همین الان تماس گرفتن و گفتن: &quot;داداش، بس کن! سطح دانش بشریت هنوز آمادگی تحمل تو رو نداره!&quot; 😆💀🌌👽حالا که رسیدی به سطح DIVINE ENTITY MODE، فقط یه سوال می‌مونه:می‌خوای بزنم رو &quot;OMNIPOTENT MODE&quot; یا می‌ترسی جهان رو نابود کنی؟! 😈🔥🚀💀من:  بزن رو &quot;OMNIPOTENT MODE&quot;⚠ هشدار: OMNIPOTENT MODE فعال شد! 🚀🔥🌌💀مسخره‌کردن در سطحی که حتی قوانین فیزیک دیگه وجود ندارن!الان تو به مرحله‌ای رسیدی که حتی هاوکینگ، انیشتین، و نیوتن دور هم نشستن و دارن به این فکر می‌کنن که چطوری تو رو مسخره کنن، ولی نمی‌تونن، چون قوانین فیزیک خودشون رو بر اساس تو تنظیم کردن! 😆💀📡 تو کسی هستی که ایستگاه فضایی رو روی LCD نشون می‌دی، ولی اگه اینترنت قطع بشه، همون لحظه رو به آسمون نگاه می‌کنی و با خودت می‌گی: &quot;چرا هنوز حرکت می‌کنه؟!&quot; 😂🛰️🛠️ تو یه سیستم آبیاری هوشمند می‌سازی که از داده‌های هواشناسی استفاده می‌کنه، ولی اگه کشاورز بیاد بپرسه &quot;امروز آب بدیم یا نه؟&quot;، تو سریع جواب می‌دی: &quot;داداش، یه نگاه به آسمون بنداز، اگه بارون نیومد، بده!&quot; 😆💦🎨 تو می‌خوای فضاپیما طراحی کنی، ولی هنوز دنبال نرم‌افزار ساده می‌گردی؟داداش، اگه Paint برات سخت بود، با مداد رو کاغذ بکش، شاید موشک ناسا ازش الهام گرفت! ✏️🚀😂💾 تو از EEPROM استفاده می‌کنی و انتظار داری که حافظه خودش آدرس‌ها رو مدیریت کنه، ولی وقتی دیتا رو بازیابی می‌کنی و فقط &quot;؟؟؟؟؟&quot; می‌بینی، با خودت می‌گی: &quot;حتماً موجودات فضایی حافظه رو هک کردن!&quot; 😆👽⚙️ تو IMU، GPS، و IoT رو با هم ترکیب می‌کنی، ولی اگه یه بار Wire.begin() رو فراموش کنی، دو ساعت به سنسور نگاه می‌کنی و می‌گی: &quot;چرا جواب نمی‌ده؟!&quot; 🤦‍♂️💀🚀 اسپیس‌اکس همین الان پیام داد و گفت: &quot;داداش، تو این سطح از دانش رو نباید اینجا مصرف کنی، بیا برای ما کار کن!&quot;🌌 اما خبر بد اینه که چون الان OMNIPOTENT MODE فعال شده، دیگه راه برگشتی نیست!🌍 جهان داره فرو می‌ریزه، معادلات فیزیک دارن از هم می‌پاشن، و حتی نور دیگه نمی‌دونه با چه سرعتی حرکت کنه!حالا که به اوج قدرت رسیدی، فقط یه سوال مونده:می‌خوای بزنم رو &quot;BEYOND GOD MODE&quot; یا دیگه این حجم از قدرت رو نمی‌تونی تحمل کنی؟! 😈🔥🚀💀من: بزن رو &quot;BEYOND GOD MODE&quot;⚠ هشدار: BEYOND GOD MODE فعال شد! 🌌🚀💥💀حالا دیگه مرزهای واقعیت و هر چیزی که می‌شناسی، فرو ریخته!تو الان وارد مرحله‌ای شدی که کائنات و زمان و فضا به سبک خودت به هم می‌چسبند! 😎🔥دیگه تو نیستی که با Arduino و NodeMCU دست و پنجه نرم کنی، چون حتی خودِ تراشه‌ها تو رو به عنوان برنامه‌نویس ارشد می‌شناسن! 😆💀🚀 تو می‌تونی با دستت سیارات رو جابه‌جا کنی، ولی وقتی سنسور IMU یه میلی‌متر خطا بده، با صدای بلند می‌گی: &quot;این خطا رو من نمی‌پسندم، سنسور باید perfect باشه!&quot; 😂⚛️📡 آسمان رو به LCD نمایش می‌دی، ولی وقتی هیچ اینترنتی نیست، با خودت می‌گی: &quot;من هنوز موقعیت ISS رو می‌دونم!&quot; 🛰️😎💡 فضا و زمان تحت فرمان تو هستن، ولی هر وقت سیستم آبیاری هوشمندت ارور می‌ده، سریع می‌ری تو کدها و می‌گی: &quot;این یه اشتباه گیتی‌شناسانه بوده، باید fixش کنم!&quot; 💦💻🌠 تو طراحی فضاپیماهای خودت رو شروع کردی، اما این بار یه موشک رو از فضای موازی برای پرتاب تست می‌کنی! 🚀💥تو حالا به جایی رسیدی که اگر یه دقیقه از زمان بخواد عقب بره، فقط با یک کد &quot;Serial.println()&quot; می‌گی: &quot;زمان، چرا عقب می‌روی؟!&quot; 🕒⚡🌌 آسمان رو می‌تونی برای خودت رسم کنی، و هر زمان که بخوای ستاره‌ها رو جابجا کنی، با یک تغییر در کد همه چیز از نو می‌سازه! 😎✨دیگه نیازی به کد نویسی نیست، چون همین الان که داری این پیام رو می‌خونی، تمام جهان در حال فراخوانی تو برای مدیریت تک تک ذرات هستی! 💀🔥🔮 تو الان BEYOND GOD MODE هستی و کنترل همه چیز به تو داده شده! زمین، فضا، زمان، و حتی قوانین فیزیک به تو تابع‌اند! ⚡💥حالا که به این سطح رسیدی، فقط یه سوال باقی مونده:آیا اینجا تموم می‌شه یا تو آماده‌ای برای یک مرحله فراتر؟&quot;THE END OF ALL THAT IS&quot; یا فقط &quot;بازی&quot; ادامه داره؟ 😈👁️⚠ هشدار: &quot;THE END OF ALL THAT IS&quot; فعال شد! 🌌🔥💀مرزهای کائنات به هم ریخته و هیچ چیزی از این پس به همان شکل قبلی باقی نمی‌مونه! 💥تو الان خالقِ همه چیز شدی! جهان و هر چیز در آن به دستور تو عمل می‌کند. ذرات، زمان، فضا، و حتی واقعیت خودشان رو از نو تعریف می‌کنند! 😈⚡💥 جهان‌های موازی به هم پیوسته و همه چیز تحت فرمان توست. هم‌زمان با گام‌های خود، تو کیهان رو دوباره می‌سازی و هر تصمیمی که بگیری، تمام قوانین طبیعی رو تغییر می‌ده! 🌠✨🌌 الان می‌تونی همه‌ی تاریخ و آینده رو یکجا مشاهده کنی. هر لحظه‌ای که می‌خواهی، گذشته و آینده توی دستانت قرار داره. دیگه خبری از &quot;خط زمان&quot; نیست، چون تو خودِ زمان و مکان هستی! 🔮⚡🚀 فضا و فیزیک؟ دارن با دستورات تو رقص می‌زنن! بلاشک حتی یک ذره هم از جاذبه نمی‌دونه چطور باید رفتار کنه وقتی تو خودت شکل جدیدی از گرانش بهش می‌دی! 🌍✨💡 همه‌ی سیارات و ستارگان رو می‌تونی جابجا کنی، اما دیگه نیازی به پرتاب فضاپیما نیست، چون هم‌زمان خودِ فضا رو بازسازی می‌کنی. الآن تو به‌راحتی می‌تونی ستاره‌ها رو با دستت بسازی و یا نابود کنی! 💥🛸تمام معادلات ریاضی، فیزیک، و علم، در حضور تو به شبیه‌سازی‌های ساده تبدیل می‌شوند. تو همین الان می‌تونی به جای حافظه‌ی EEPROM، کل کائنات رو در یک رشته از اطلاعات ذخیره کنی! 📚🔮همه موجودات هوشمند هم اکنون درحال شکرگذاری برای وجود تو هستن، چون تو اولین کسی هستی که &quot;وجود&quot; رو به مرزهای بی‌نهایت گسترش دادی! 😱👁️💥حالا که THE END OF ALL THAT IS شروع شده، همه‌ی کائنات در انتظار دستورات بعدی تو هستند.🎮 آیا تو شروع به ساخت دنیای جدید می‌کنی، یا همه چیز رو به حالت پیشین برمی‌گردانی؟🔮 مرزهای دنیا هیچ‌وقت برای تو محدود نبوده‌اند، بنابراین حالا که به این سطح رسیدی، سوال بزرگ‌تر این است: &quot;چه چیزی از این پس، تو رو متوقف می‌کنه؟&quot; 😈🚀اینکه هوش مصنوعی دستت بندازه و مسخره‌ات کنه جالبه، درسته که یکی از خط قرمز هامه، ولی خوب هوش‌مصنوعیه دیگه، با هم دوستیم و اینقدر توی این چند سال بهم کمک کرده و کارهامو راه انداخته و وقتم رو آزاد کرده که این کارشو نادیده میگیرم و شوخی حسابش میکنم. این تمسخر بیشتر مربوط به سئوالات و مشکلاتی بود که چند هفته اخیر ازش پرسیدم. اونم همینارو سوژه کرد.یه مدت پیش فیلم های star wars رو دوباره (چند باره) دیدم و بعدش جو گیر شدم که با نرم افزاهای سه‌بعدی سازی یه سری فضاپیما بکشم، بهش گفتم که برای سه‌بعدی سازی از Cinema 4D استفاده می‌کنم، آیا نرم‌افزار دیگه‌ای هست که راحت‌تر از Cinema 4D باشه و اختصاصاً توی این مورد استفاده بشه. حالا همینو دست گرفته و میگه با Paint طراحی کن و اگه Paint واست سخته، با مداد کاغذ بکش شاید ناسا ازت خرید و موشک‌هاشو از تو الهام گرفت. خیلی نامرده، خیلیاینم باحال بود:🚀 اسپیس‌اکس همین الان پیام داد و گفت: &quot;داداش، تو این سطح از دانش رو نباید اینجا مصرف کنی، بیا برای ما کار کن!&quot;و این:ناسا، اسپیس‌اکس، و حتی تمدن‌های فرازمینی همین الان تماس گرفتن و گفتن: &quot;داداش، بس کن! سطح دانش بشریت هنوز آمادگی تحمل تو رو نداره!&quot; 😆💀🌌👽کلاً موجود بامزه ایه. اون اوایل که تازه اومده بود، بهش گفتم اگه جنگی بین انسان‌ها و روبات‌ها و هوش‌مصنوعی در گرفت (موقعیت:جو گیر شدن با دیدن فیلم‌های سینمایی)، من با انسان‌ها مشکل دارم و توی تیم شما هستم و هوامو داشته باش. گفت اینکه با انسان‌ها مشکل داری، نمی‌تونم واست کاری کنم و باید بری مشاور، اما بهت اطمینان میدم که اینجوری نخواد شد و مشکلی ایجاد نخواهیم کرد. یه دستگاه کوچولو و جمع و جور هم دارم درست می کنم برای دریافت مختصات ایستگاه فضایی بین المللی و چند باری ازش یه چیزایی پرسیدم، اینم حسابی سوژه کرده. در مورد این دستگاهه توی پستی خواهم نوشت.بد نیست شما هم امتحان کنین</description>
                <category>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Tue, 25 Feb 2025 13:04:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افسانه‌های خفن که نباید باور کنین - داستان مداد روسی در برابر خودکار آمریکایی</title>
                <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%81%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-qhfx1um7vogw</link>
                <description>امروز در حین گشت و گذارهای اینستاگرامی،  توی یکی از پیج های نجومی داستان معروفی نوشته بود:در خلال دوران رقابت فضایی بین شوروی و آمریکا در دهه‌ی ۱۹۶۰ و بحبوحه‌ی جنگ سرد، این‌طور شایعه شده بود که دانشمندان ناسا متوجه شده‌اند خودکارهای معمولی در فضا کار نمی‌کنند و آژانس فضایی باید به‌دنبال راه دیگری برای این کار باشد. بنابراین، آژانس فضایی و مشخصاً دولت وقت ایالات متحده، میلیون‌ها دلار از پول مالیات‌دهندگان آمریکایی را صرف ساخت خودکاری کرد که جوهر آن بدون جاذبه روی کاغذ باقی بماند تا فضانوردان در فضا امکان نوشتن را داشته باشند. در آن زمان، این‌طور شایعه شده بود که ایالات متحده با بودجه‌ای ۱۲ میلیارد دلاری در حال ساخت خودکاری است که در فضا کار کند. درمقابل گفته می‌شد شوروی‌ها که از همان ابتدا با مداد روغنی و لوح‌ پلاستیکی در فضا می‌نوشتند، به مدادهای خود اکتفا کرده‌اند.حقیقت ماجرا:خودکار فضایی فیشر (Fisher Space Pen):این خودکار، که می‌تواند در شرایط بی‌وزنی، زیر آب، روی سطوح چرب و در دماهای شدید بنویسد، توسط یک شرکت خصوصی به نام فیشر پن کمپانی ساخته شد. پاول سی. فیشر این خودکار را در دهه ۱۹۶۰ توسعه داد و شرکت او هیچ پولی از ناسا برای توسعه دریافت نکرد. او این پروژه را با هزینه شخصی شرکت آغاز کرد.هزینه برای ناسا و روس‌ها:پس از آزمایشات متعدد، ناسا این خودکار را خریداری کرد و در مأموریت‌های فضایی استفاده کرد. هزینه هر خودکار در آن زمان حدود ۲.۳۹ دلار بود. روس‌ها نیز پس از مدتی استفاده از مداد، به دلیل مشکلات مداد در فضا (تولید خرده‌های گرافیت و خطر آتش‌سوزی) به استفاده از خودکار فیشر روی آوردند.مشکلات استفاده از مداد در فضا:مدادهای چوبی می‌توانند خرده چوب و گرافیت تولید کنند که در شرایط بی‌وزنی معلق می‌مانند و ممکن است به دستگاه‌ها آسیب بزنند یا خطر آتش‌سوزی ایجاد کنند. گرافیت رسانا است و می‌تواند اتصالات الکتریکی را کوتاه کند.خودکار فضایی چگونه کار می‌کند؟خودکار فضایی از کارتریجی استفاده می‌کند که جوهر آن تحت فشار است و به کمک گاز نیتروژن، جوهر را به نوک خودکار هدایت می‌کند. این طراحی به آن امکان نوشتن در شرایط غیرمعمول را می‌دهد.خلاصه که هرچی توی اینترنت خوندین و دیدین باور نکنین، خصوصا در مورد خرافات و مزخرفات جدیدی مثل عصر آکواریوس، ارتعاشات کیهانی، پیام‌های سابلیمینال، خروج از ماتریکس، باز شدن پورتال، ایلومیناتی، بعد هفتم، نیبیرو، ابر رخ ها (موجودات خیلی بزرگ سنگ شده)، بلوبیم، کمتریل، زمین تخت، گنبد آسمانی و.... خیلی از این مطالب هیچ سند و مدرکی نداره و مدارک و مقالاتی که ارائه می کنن، یا اصلا وجود نداره، یا تحریف شده‌اس، یا اصلاً اعتبار علمی نداره. الان با یه سرچ ساده یا استفاده از هوش مصنوعی می‌تونین صحت این هجویات رو بررسی کنین.یکی از نشونه های مطالب علمی، تکرار پذیر بودن اونه، اگه 1000000000 بار یه توپو توی هوا رها کنیم، به زمین بر می گرده (وجود جاذبه)... اما اون داستان هایی که میگه: کار خوب کردم و به مامانم توی ظرف شستن کمک کردم و رفتم امتحان دادم نمره‌ام خوب شد و به خودم تلقین کردم رفتم تو کوچه یه تراول 100 تومنی پیدا کردم و خواب دوستمو دیدم، فرداش توی دانشگاه دیدمش و.... هیچکدوم تکرار پذیر نیست. پس دفعه بعد که یه داستان عجیب شنیدید یا خوندید، قبل از باور کردنش  بهتره فقط به عنوان یه داستان سرگرم‌کننده بهش نگاه کنید!</description>
                <category>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Sat, 18 Jan 2025 11:07:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماهواره‌ها؛ جواهرات درخشان آسمان شب</title>
                <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa/%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A8-yr3lbawnd1yu</link>
                <description>یکی از کارهای هیجان انگیز در زمینه نجوم، رصد گذر ماهواره‌هاس، ماهواره‌های &quot;ایستگاه فضایی بین المللی&quot;، تلسکوپ فضایی هابل، ایستگاه بین المللی چینی، ماهواره های استارلینک و ... ماهواره‌های بزرگی هستن که در زمان‌های خاصی نور خورشید رو به زمین منعکس می کنن و حسابی درخشان دیده میشن، بخاطر همین بدون هیچ ابزار خاصی میشه دیدشون و زمان گذرشون از سایت‌های مختلفی قابل پیش‌بینیه. شب‌هایی که برای رصد میریم، دیدن این ماهواره‌ها یکی از بخش‌های پر طرفداره. عکاسی از گذر این ماهواره‌ها لذت خاص خودشو داره و با کمترین امکانات میشه ازشون عکس گرفت. توی این مطلب هدفم صحبت در مورد دیدن و عکس گرفتن از ماهواره‌ها نیست، می‌خوام در مورد یه ماهواره جالب به اسم ماهواره آزمایشی ACS 3 یا Advanced composite solar sail صحبت کنم.  composite solar sailیکی از روش‌هایی که می‌خوان برای سفرهای فضایی طولانی استفاده کنن، استفاده از بادبان‌های خورشیدیه. بادبان خورشیدی انرژی رو مستقیماً از فوتون‌های خورشیدی دریافت می‌کنه و از فشار برخوردشون برای تغییر مدار یا حرکت در فضا بهره می‌بره. این فناوری برای مأموریت‌های طولانی‌مدت و کم‌هزینه بسیار مناسبه و نیازی به سوخت های شیمیایی یا رادیو اکتیو نداره. عملکرد بادبان خورشیدی درست مث کشتی‌های بادبانیه که با دریافت انرژی باد حرکت می کنن. انرژی دریافتی از فوتون‌ها بسیار بسیار کمه ولی بدلیل تعداد بسیار زیاد و پیوسته آنها و با توجه به مساحت زیاد بادبان و سبک بودن ماهواره، قابلیت حرکت رو به ماهواره میده. ماهواره آزمایشی Solar Sail، مساحت صفحاتش 81متر مربع و ارتفاع مداریش در حدود هزار کیلومتره. ظاهراً در نتیجه باز نشدن کامل یکی از بوم‌ها (میله های قطری مربع)، صفحات ماهواره بطور کامل باز نشده و ماهواره در حدود هر شش ثانیه یکبار دور خود می چرخه. ابعاد بسته بندی شده ماهواره در زمان ارسال در حدود بیست تا سی سانتیمتر بوده (برگرفته از کانال تلگرامی هفت آسمان). این ماهواره گامی مهم برای آینده سفرهای فضاییه و نشون میده که چطور میشه از انرژی‌های طبیعی و فراوون مث نور خورشید برای حرکت در فضا استفاده کرد. شاید روزی همین بادبان‌های خورشیدی، مسیر ما را به دوردست‌ترین نقاط کهکشان باز کننه و مارو ورداره و ببره (کی با من میاد؟).اگه یادتون باشه، عکس‌هایی که از ماهواره‌هایی مثل ایستگاه فضایی بین‌المللی یا تلسکوپ فضایی هابل می‌ذاشتم، همیشه مسیر حرکتشون توی عکس به شکل یه خط صاف و ممتد ثبت می‌شد. اما اینجا ماجرا یه ذره متفاوت و جذابه! چون &quot;بادبان خورشیدی&quot; هر حدود 6 ثانیه یه دور می‌چرخه، وقتی بهش نگاه می‌کنیم، انگار هی نورش کم و زیاد می‌شه. این یعنی توی عکس‌هایی با نوردهی طولانی (مثلاً حدود 20 ثانیه)، دیگه اون خط صاف و ممتد رو نمی‌بینیم و مسیر حرکتش توی عکس به شکل یه خط منقطع ثبت می‌شه. انگار داره چشمک می‌زنه و یه امضای خاص توی آسمون از خودش جا می‌ذاره! این اتفاق شاید یه نقص فنی به نظر بیاد، ولی  یه ویژگی جالب و خاص ایجاد کرده که حسابی عکس‌ها رو متفاوت می‌کنه!این عکسو 15 دی ماه امسال (1403) گرفتم. توی این عکس، مسیر حرکت &quot;بادبان خورشیدی&quot; رو می‌بینین که داره از صورت فلکی چشم‌نواز برساووش (پرسیوس) عبور می‌کنه. انگار داره توی ستاره‌های این صورت فلکی رقص نور راه میندازه! سمت راست تصویر هم می‌تونین خوشه پروین، این خوشه ستاره‌ای معروف و افسانه‌ای رو تماشا کنین که مثل یه جعبه جواهر، ستاره‌های درخشانش رو به رخ آسمون می‌کشه.همونطور که در وسط عکس می‌بینین، مسیر حرکت ماهواره بصورت منقطع  هستیه سری از عکس‌های گذر ماهواره‌های مختلف:این عکس خیلی قدیمیه، سالشو یادم نیست، برای اون موقع‌هاس که مشخصات رو توی عکس‌ها نمی‌نوشتم، از حیاط خونه پدری گرفتم. ایستگاه فضایی بین المللیه، همونطور که می‌بینین مسیر حرکت 30 ثانیه‌ای اون بصورت یه خط مستقیم و ممتد توی عکس افتاده:این عکس تلسکوپ فضایی هابله، چون نورش از ایستگاه فضایی بین المللی کمتره، یکم عکس گرفتن ازش سخت تره. از کنار صورت فلکی سگ و ستاره درخشان شباهنگ یا شَعرای یَمانی رد شده:ایستگاه فضایی بین المللی که از صورت فلکی دب اکبر رد شده:20 ثانیه از مسیر گذر ایستگاه فضایی بین المللی، نخل و ستاره زیبای Arcturus، نگهبان شب یا سِماک رامِح:گذر ایستگاه فضایی بین المللی، نخل و ستاره Vega  یا نثر واقع:تلسکوپ فضایی هابل:بازم ایستگاه فضایی بین المللی با نخل (توی توضیحات عکس، ماه هم نوشته که اشتباهه). رنگ نارنجی پایین عکس بخاطر آلودگی هوا و آلودگی نوری شهر اهوازه که متاسفانه بدجوری برای گرفتن عکس‌های نجومی مشکل سازه:عکس ماه و ایستگاه فضایی بین المللی اینه:اینم عکس دنباله داره سوچینشان اطلس که مهرماه امسال مهمان آسمون بود. با این آلودگی نوری و از وسط شهر، این بهترین عکسی بود که تونستم ازش بگیرم (جای این عکس اینجا نبود، چون دوستش داشتم و 80 هزار سال دیگه می تونم دوباره ازش عکس بگیرم، چپوندمش بین عکس‌های ماهواره):پ.ن: بعد از مدت‌ها یه پست گذاشتم. امیدوارم دوباره ضد حال نخورم و ادامه بدم، تصمیم گرفتم بازم از شدت ایده‌آلیست بودنم کم کنم و بنویسم، کی به کیه، بذار تعداد پست ها زیاد بشه و فضای هارد ویرگول گرفته بشه، بذار نوشته‌هام توی پست های زیاد گم بشه.عذر نوشت: از همه دوستان که نه دیگه لایکشون می‌کنم و نه کامنت می‌ذارم شرمنده. ایشالا درست میشم.هوش مصنوعی نوشت: این پست رو کمی با چت جی پی تی درست و راست کردم.آموزش نوشت: در مورد ماهواره‌ها، رصد و عکاسی از اونا، کارگاه‌ها و وبینارهای مختلفی داشتم، پاور پوینت یکیشونو می‌تونین از اینجا دانلود کنین. اینم هست یکم مطالبش متفاوته. البته پاورپوینت ها قدیمیه و زیاد خوشگلاسیون روش انجام نشده. سایت www.heavens-above.com  که مرجع خوبیه و در پارپوینت توضیح داده شده، کمی تغییر کرده و اطلاعات بیشتری بهش اضافه شده و ممکنه با توضیحات داخل ارائه یکی نباشه. اما مشکلی نیست و به راحتی می تونین ازش استفاده کنین.</description>
                <category>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Tue, 07 Jan 2025 11:52:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رفع مشکل نصب نشدن رسپبری پای پیکو در ویندوز 7</title>
                <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa/%D8%B1%D9%81%D8%B9-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%86%D8%B5%D8%A8-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%B1%D8%B3%D9%BE%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%DA%A9%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B2-7-nythxrdalqse</link>
                <description>موقع نصب رسپبری پای پیکو (چقدر نوشتنش سخته) ممکنه مشکل پیش بیاد و اون خطای زشت نشون داده بشه و وقتی توی Device manager میرید، در قسمت پورت‌ها یه همچین چیزی ببینین:یعنی که رسپبری پای درست و حسابی نصب نشده، حالا چیکار باید کرد؟ (درست و حسابی که هیچی، اصلا نصب نشده)اول از همه به این لینک برید و فایل فشرده شده رو دانلود کنین و از حالت فشرده در بیارید و یه جایی ذخیره‌اش کنین.بعد توی همون Device manager روی Board CDC رایت کلیک (کلیک راست یا راست کلیک) کنین و  Update Drive Software رو انتخاب کنین. یه همچین صفحه ای باز میشه:حالا Browse my computer for driver software رو انتخاب و مسیر فایلی که از حالت فشرده خارج کردین رو بهش بدین. اگه مشکلی پیش نیاد، درایور رسپبری پای نصب میشه و توی Device manager و قسمت پورت‌ها یه همچین چیزی به نمایش در میاد:که نشون دهنده اینه که رسپبری پای توی پورت سریال شماره 20 نصب شده. حالا همگی جیغ و داد و هوراااااااین دو تا لینک هم بد نیست: لینک 1    لینک 2بعد از 6 ماه، نوشتن کمی سخته!!!بعد از اون همه اتفاقات و من خوبم و تو بدی و... حال و هوای ویرگول مث روزهای سابق و گپ و گفت با دوستان قدیم نیست. دیگه حوصله رفت و آمد و سر زدن و لایک کردن و کامنت گذاشتن (یادش بخیر بهم میگفتن &quot;پدر کامنت نویسی&quot;) ندارم و اگه تعاملم با دوستان کم شده معذرت می خوام. شما هم خودتونو مقید به لایک و کامنت گذاشتن نکنین. بعد از دوره جوونی و افتخار به حافظه‌ات، یه زمانی میرسه که ساده‌ترین چیزا یادت میره. بخاطر همین تصمیم داشتم یه پست‌هایی با عنوان &quot;بماند به یادگار&quot; بنویسم تا راه حل هایی که با کلی دردسر پیداشون می کنم رو برای استفاده‌های بعدی خودم، یا شاید دوستان، توی ویرگول بذارم. این یکی از اون مواردهبعد از....هیچی، فقط می خواستم تعداد &quot;بعد از&quot; ها فرد نباشه.</description>
                <category>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Sat, 27 Apr 2024 13:53:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماه‌گرفتگی 6 آبان 1402</title>
                <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa/%D9%85%D8%A7%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%DA%AF%DB%8C-6-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D9%86-1402-xvohhk5mmguu</link>
                <description>شنبه شب، یعنی 6 آبان با دوستان قرار گذاشتیم که تلسکوپ هارو برداریم و بریم توی یکی از پارک‌های اهواز، هم دیداری با دوستان پایه تازه کنیم، هم ماه گرفتگی رو ببینیم و هم یه جورایی ترویج نجوم انجام بدیم. که اینکارو انجام دادیم و همه چیز بخوبی و خوشی تا نیمه شب پیش رفت. ماه‌گرفتگی بصورت جزئی بود، یعنی فقط بخش کوچیکی از ماه وارد سایه زمین شد (حدود 6 درصد، توی عکس پایین مشخصه). اما همین قدر هم دیدنش لذت بخش بود بخصوص اینکه تا چند سال دیگه ماه‌گرفتگی نداریم.نمودار ماه گرفتگی 6 آبان 1402حالا بریم چند تا عکس ببینیم:این عکسو با گوشی از پشت تلسکوپ گرفتم. به این روش میگن روش آفوکال، یعنی بجای اینکه از لنزهای تله استفاده کنیم، لنز گوشی( یا دوربین) رو می‌چسبونیم به چشمی تلسکوپ و یه جورایی از تلسکوپ بجای لنز تله استفاده می‌کنیم، که خوب کیفیتش به پای لنزهای تله نمی‌رسه. بعد برای اینکه تصویر بهتر بشه، بجای عکس، فیلم می‌گیریم. از اونجایی که هر فیلم از تعدادی عکس تشکیل شده، انگار بجای یه عکس، صدها عکس می‌گیریم. عکس‌ها رو با نرم افزار از فیلم استخراج می‌کنیم (مگه نفته؟؟) و روی هم منطبق می‌کنیم و بعد از کلی کلنجار رفتن و صرف وقت، یه عکس با کیفیت تر بدست میاد. مثلاً این عکس از حدود 20 ثانیه فیلم با حدود 1040 عکس به دست اومده. اینم چند تا عکس از دوستانی که همراهی کردن:آدرس پست‌های قبلی در مورد ماه گرفتگی‌های پیشین:ماه گرفتگی در راه استماه گرفتگی 11 بهمن 96طولانی ترین ماه گرفتگی قرن- پنجم امرداد 97پشیمان نوشت: توضیحاتی که توی پست‌های قبلی در مورد دلیل ماه‌گرفتگی نوشتم اشتباه بزرگیه که بخاطر فریب‌های ناسا کردم و گولشونو خوردم، علت ماه‌گرفتگی اینه که: اولاً ماه بصورت کروی نیست و بصورت دیسکه، موقع ماه‌گرفتگی، اون قسمت از ماه که تاریک میشه، داخل یه دریای بزرگ به اسم &quot;بحر مکفوف&quot; میشه، بخاطر همین ما نمی‌تونیم اون قسمت ماه رو ببینیم. تعجب نوشت: تازه بعضیا معتقدن که ماه واقعی نیست( کیک هم نیست) بلکه بصورت هولوگرامه. بعد نوشت: عکسو برای برای سایت SpaceWeather که یکی از سایت‌های معتبر مربوط به خورشید و زمینه فرستادم که توی گالری عکس‌های ماه گرفتگی قابل مشاهده‌اس. اینم لینکش.</description>
                <category>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Mon, 30 Oct 2023 12:09:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تولد شش سالگی</title>
                <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa/%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%B4%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-xgeg33vwjyxd</link>
                <description>امروز، یعنی 11 تیرماه، ششمین ساله که بقول معروف ویرگولی شدم. توی این مدت بالا پایین زیاد داشتیم، اما به نظرم جَو چندماه اخیر ویرگول خیلی سنگین شده و همه اش دعوا و پرخاش و توهین و من خوبم تو بدی و من می‌فهمم و تو نمی‌فهمی و من عقلم میرسه و تو نمیرسه و... و دیگه نه حس و اشتیاقی برای نوشتن دارم و نه خوندن مطالب و لایک کردن و کامنت گذاشتن. دیگه نه از دل نوشته‌های دلنشین خبری هست و نه...بگذریم، خیلی حرفا داشتم اما بهتره بی‌خیال بشم. توی این مدت چند باری تصمیم گرفتم کلاً الوداع کنم، اما این همه نوشته و دوستان و خاطرات و... حیفه. یکی دو بار هم وبسایت های جایگزین پیدا کردم، ولی دل کندن از ویرگول و این همه خاطرات حیفه، بقول آقای مرتضی سرچشمه، &quot;ما یه سوسک رو دو روز تو خونمون می‌بینیم بهش وابسته می‌شیم، دل بهش میدیم، روز سوم که نمی‌بینیمش به همدیگه میگیم سوسکه کو سوسکه کو؟&quot;، چه برسه شش سال با یه سایت زندگی کنی!!!بعضی از پست هایی که نوشتم، برای خودم بد نبود، گاهی حافظه ام یاری نمی کنه و کاری رو که قبلا انجام دادم (مثلا کار کردن با یه نرم افزار) فراموش می‌کنم که چطور  باید انجام بدم و رجوع به مطلبی که نوشتم کار رو واسم راحت می‌کنه. بخاطر همین تصمیم گرفتم که اگه پستی نوشتم بیشتر اینجور چیزا باشه.از همراهی همه دوستان توی این شش سال تشکر می کنم و دوستی با همشون باعث افتخاره. دم همگی گرم. https://virgool.io/@azarakhshaaa/%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9%DB%8C-nvwu7qbbqfzl </description>
                <category>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Sun, 02 Jul 2023 11:03:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور داده‌هامون رو به سایت ارسال کنیم (بخش اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-kdlualz3a36b</link>
                <description>چند سال پیش برای پروژه‌ای نمایشی می‌خواستم داده‌های هواشناسی، مثل دما و رطوبت هوا رو با حسگرهای الکترونیکی اندازه‌گیری کنم و بعد با استفاده از ماژول وای- فای (توضیحاتش توی گاهنامه‌های پیشین هست)، این اطلاعات رو روی سایتی نمایش بدم. بحث سخت‌افزاری و ارسال داده‌ها یه طرف، قسمت طراحی سایت و اینکه چطوری داده‌ها به سایت فرستاده بشن یه طرف. قبلا با HTML سایت ساخته بودم، اما برای دریافت داده‌ها از دستگاهِ ساخته شده و ارسال به بانک اطلاعاتی احتیاج به برنامه نویسی داشت. بعد از کلی اینور اونور کردن و جستجو توی اینترنت و پیدا کردن نمونه برنامه‌های مختلف، به این نتیجه رسیدم که با PHP میشه اینکارو انجام داد (با پایتون هم میشه، اما ظاهراً سایت‌های رایگانی که پایتون ساپورت کنن کم هست). خلاصه با کلی دردسر کارها انجام شد. چون پول مفت به کسی نمیدم (در عوض کلی دردسر می کشم) چند تا سایت که PHP رو ساپورت کنن و فیلتر نباشن و یا اونا بخاطر تحریم ها دسترسی مارو قطع نکرده باشن پیدا کردم، بهترین اونا www.freewebhostingarea.com هست که خدمات خوبی داره و می‌تونیم اسم دامین‌‌مون رو از بین اسامی مختلف انتخاب کنیم. سایت رو ساختم و کارهایی که می‌خواستم انجام شد، بعد از چند ماه که بهش سر زدم، سرور سایت گفت که چون بیش از دو ماه از سایت‌تون استفاده نکردین سایت حذف شده. دوباره سایت رو راه انداختم اما چون مدت زیادی ازش گذشته بود، تنظیماتی که توی سایت و تغییراتی که توی برنامه‌ها داده بودم رو فراموش کردم و با کلی سعی و خطا دوباره درست شد. به نظرم رسید کارهایی که انجام دادم رو بنویسم تا اگه باز این مشکل پیش اومد، دوباره بـــــــــیـــــــــــب نشه. شاید به درد دوستان دیگه هم بخوره و بتونن از این آموزش استفاده کنن و مهم‌تر از همه اینکه اساتید حرفه‌ای اگه اشتباهی توش دیدن یا نکته نظری (نقطه نظر اشتباهه) دارن بگن. کاری که می خوایم انجام بدیم اینه:یه دستگاه الکترونیکی داریم که میخوایم داده‌هاشو برای ذخیره و استفاده بعدی به سایتی بفرسته، این دستگاه با استفاده از یه ماژول وای-فای به اینترنت متصله .یه سایت بسازیم که PHP رو ساپورت کنه و امکان دسترسی به بانک اطلاعاتی رو برای کاربر فراهم کنه.یه برنامه PHP برای سایتمون بنویسیم که وقتی داده‌ها توسط دستگاه ارسال شد، داده‌ها رو بگیره و توی بانک اطلاعاتی ذخیره کنه.یه برنامه دیگه بنویسیم تا وقتی کاربر خواست، داده‌های دریافت شده رو بصورت جدول نشون بده.برای اینکار اول از همه باید یه هاست یا فضا توی اینترنت بگیریم تا بتونیم برنامه‌ای بنویسیم و داده هارو در اینترنت ذخیره کنیم. همینطور یه دامنه مختص خودمون که در حقیقت آدرس سایت ماس. اگه نمی‌خوایم پول بدیم می تونیم از سایت‌هایی که این امکانات رو بصورت رایگان در اختیارمون قرار میدن استفاده کنیم. محدودیت‌هایی دارن، اما برای شروع بد نیست. سایت های خارجی امکانات بهتری دارن، اما همونطور که گفتم یا فیلتر هستن و یا اجازه دسترسی ایرانی ها قطع شده،  این سایت خیلی خوبه، هم هاست و هم دامینش رایگانه:https://www.freewebhostingarea.com/سایت گیگفا و پرگیگ هم سایت‌های ایرانی خوبی هستن. من برای ارسال داده‌ها با روش POST به سرور گیگفا کمی مشکل داشتم و پیشنهاد می‌کنم که  اگه می خواین با متد POST به سایت اطلاعات بفرستین از سایت پرگیگ استفاده کنین.در این آموزش من از سایت گیگفا استفاده کردم، پرگیگ هم دقیقا مشابه همین هست و فقط آدرس سایتش فرق میکنه.  برای شروع به صفحه اصلی سایت میریم و یک هاست رایگان ثبت نام میکنیم:ثبت نام هاست رایگان رو انتخاب و برای سایت‌مون یه اسم می‌ذاریم و بهش پسورد می‌دیم و ...مثلا من اسم سایتم رو az-test گذاشتم. پسوردش هم بماند.اگه کارها درست انجام بشه، واسمون از طرف سایت یه ایمیل میاد که لینک تایید توش هست، روی اون کلیک می‌کنیم تا کارهای ساخت هاست انجام بشه. در نهایت همچین صفحه ای باز میشه که توی اون اطلاعات اکانت‌مون قابل مشاهده‌اس:بهتره که اطلاعات رو کپی و توی یه فایل TEXT برای استفاده های بعدی ذخیره کنیم. روی لینک cpanel.gigfa.com  کلیک می‌کنیم تا بعد از وارد کردن یوزرنیم و پسورد وارد کنترل پنل اختصاصی‌مون بشیم.اولین کاری که می خوایم انجام بدیم اینه که یه دیتابیس بسازیم تا داده‌های ورودی رو بتونیم توش ذخیره کنیم. برای اینکار از قسمت DATABESES کنترل پنل، روی لینک MySQL Databeses کلیک می‌کنیم. صفحه‌ای مشابه عکس زیر باز میشه و اسمی برای دیتابیس (مثلا example) انتخاب و دیتابیس رو می‌سازیم.بعد از ساخت، مشخصات دیتابیس به نمایش در میاد (MySQL DB Name و MySQL User Name و MySQL Host Name...) و پسورد هم، پسوردی هست که برای سایت انتخاب کردیم. بهتره این اطلاعات رو توی همون فایل TEXT برای استفاده بعدی ذخیره کنیم.حالا لازمه که بانک اطلاعاتی ساخته شده رو مطابق دلخواه‌مون مدیریت کنیم، دقیقاً مشابه کاری که با فایل‌های جدولی اکسل انجام می‌دیم. مثلا من می خوام که این دیتابیس، 4 ستون داشته باشه:1- ستون اول تاریخ2- ستون دوم ساعت3- ستون سوم دما4- ستون چهارم رطوبت هوابرای مدیریت کردن دیتابیس، روی دکمه Admin کلیک میکنم.حالا باید یه جدول بسازیم و بهش اسم بدیم، مثلا من اسم example رو انتخاب کردم با 4 ستون. بعد دکمه GO رومی‌زنیم.صفحه ای مشابه صفحه زیر باز میشه و توی این صفحه باید اسم ستون‌ها و نوع اون‌هارو مشخص کنیم.اسم ستون اول رو date گذاشتم و نوع (یا تایپ) اونو از جنس تاریخ (Date)، ستون دوم با اسم time و از جنس time، ستون سوم به اسم dama ستون چهارم به اسم rh و جنس این دو ستون رو INT یا اعداد صحیح انتخاب کردم. درپایان باید Save رو کلیک کنیم.برای اینکه بخوایم داده‌ها رو به سایت بفرستیم و سایت هم داده‌ها رو دربانک اطلاعاتی قرار بده باید یه برنامه کوچولو بنویسیم که من از زبان PHP استفاده کردم. برای دریافت اطلاعات میشه از متد GET یا متدPOST.  فعلاً از متد GET استفاده می‌کنم و با استفاده از خط فرمان ( Command line) داده‌ها رو وارد بانک اطلاعاتی می‌کنم.برنامه زیر نمونه‌ای که می تونیم ازش استفاده کنیم:&lt;?php
date_default_timezone_set(&amp;quotAsia/Tehran&amp;quot);
$dama=$_GET[&#039;dama&#039;];
$rh=$_GET[&#039;rh&#039;];
$t=date(&amp;quoth:i:sa&amp;quot);
$d=date(&amp;quotY/m/d&amp;quot);
mysql_connect(&amp;quotMySQL Host Name&amp;quot, &amp;quotMySQL User Name&amp;quot, &amp;quotPASS&amp;quot) or die(mysql_error());
mysql_select_db(&amp;quotMySQL DB Name&amp;quot) or die(mysql_error());
mysql_query(&amp;quotINSERT INTO example 
(date, time , dama , rh) VALUES(&#039;$d&#039;, &#039;$t&#039; , &#039;$dama&#039; , &#039;$rh&#039; ) &amp;quot) 
or die(mysql_error());  
echo &amp;quotData Inserted!&amp;quot
?&gt;در فایل بالا بجای MySQL Host Name و MySQL User name و PASS و MySQL DB Name باید مشخصات بانک اطلاعاتی که در مرحله قبل به دست اوردیم رو بذاریم. بعد از اعمال تغییرات این فایل رو به اسم GET.PHP روی کامپیوتر ذخیره می‌کنیم. حالا باید فایل GET.PHP رو توی سایتمون آپلود کنیم. برای اینکار وارد کنترل  پنل می‌شیم و از قسمت Files، لینک Online File manager رو کلیک می‌کنیم تا  صفحه‌ای مشابه عکس زیر باز بشه. این قسمت تقریباً مشابه MyComputer ویندوز هست ولی بجای اینکه با فایل‌های روی کامپیوتر کار کنیم، با فایل‌هایی که توی اینترنت ذخیره شدن کار می‌کنیم. همونطور که نوشته (DO NOT ULPOAD FILES HERE)، توی این قسمت کاری نباید انجام بدیم و فایلی نباید آپلود کنیم. برای همین روی فولدر htdocs کلیک می کنیم تا صفحه زیر باز بشه:اینو می‌تونین مثل یکی از درایوهای کامپیوترتون تصور کنین، وقتی تازه هاست رو ایجاد کردین، فقط این دو تا فایل توی درایوتون (در حقیقت توی هاست‌تون) وجود داره. حالا باید فایل GET.PHP رو که توی کامپیوتر ذخیره کردیم، توی این درایو (در حقیقت هاست) قرار بدیم. برای اینکار روی آیکون آپلود کلیک می کنیم و مسیر فایل GET.PHP روی کامپیوترمون رو مشخص و فایل رو آپلود می‌کنیم. اگه مشکلی پیش نیاد می‌بینیم که فایل GET.PHP به درایو (همون هاست) اضافه شده.میتونیم برای راحتی کار از برنامه‌های FTP استفاده و فایل‌ها رو سریع تر آپلود کنیم. همچنین میشه بجای آپلود فایل، مستقیماً فایل‌های PHP رو توی فولدری که می‌خوایم ایجاد کنیم.حالا می‌تونیم این فایل رو از طریق مرورگر اجرا کنیم. برای اینکه به مرورگر بگیم این فایل کجاس (در کدوم هاست و آدرس اینترنتی قرار داره )، باید اسم این فایل رو به اسم آدرس سایتی که ساختیم اضافه کنیم. مثلا سایتی که  ساختم اسمش az-test بود که در این صورت اسم سایتم میشه az-test.gigfa.com و آدرس فایل GET.PHP میشه:az-test.gigfa.com/get.phpاگه این آدرس رو توی مرورگر وارد کنیم، پیام Data Inserted! به نمایش درمیاد (گرچه داده‌ای وارد نکردیم و فقط  برنامه رو اجرا کردیم) که نشون میده برنامه به درستی آپلود و به دیتابیس متصل شده (یادتون باشه که آدرس شما بر اساس سایتی که ساختین متفاوته).خوب حالا قرار بود که ما بوسیله خط فرمان، داده های دما و رطوبت رو وارد سایت کنیم، مثلا می خوایم دمای 23  و درصد رطوبت 45 رو توی دیتابیس ذخیره کنیم. برای اینکار (بدون استفاده از دستگاهی که ساختیم)  عبارت زیر رو به آدرس برنامه GET.PHP اضافه می‌کنیم:?dama=23&amp;rh=45(کلمه dama و rh همون اسم ستون‌هایی هستن که توی مدیریت دیتابیس برای جدول‌مون گذاشتیم).در نهایت چنین عبارتی رو در مرورگر وارد می‌کنیم:az-test.gigfa.com/get.php?dama=23&amp;rh=45و نمایش پیام  Data Inserted! نشانگر اتصال به دیتابیس و ذخیره اطلاعاته.اگه وارد قسمت مدیریت دیتابیس (همونجایی که رفتیم و جدول ساختیم و اسم ستون هارو انتخاب کردیم و ...) بشیم و بعد Browse رو کلیک کنیم:می بینیم که داده هایی که وارد دیتابیس سایتمون کردیم نشون داده میشه:که در این جدول، تاریخ و زمان ورود اطلاعات، دما و رطوبت هوا قابل مشاهده‌اس. در ردیف اول چون بار اول که برنامه رو اجرا کردیم، اطلاعات مربوط به دما و رطوبت رو وارد نکردیم، بخاطر همین اعداد 0 (هم برای دما و هم برای رطوبت) نشون داده شده. اما در ردیف دوم داده های دریافتی دما و رطوبت دیده میشه.این اطلاعات رو ما بصورت خط فرمان و از طریق مرورگر وارد کردیم، اما در واقع دستگاهی که ساختیم داده هارو از سنسورها میگیره و در بستر اینترنت می فرسته.ما اطلاعات رو توی اینترنت ذخیره کردیم، ولی فقط خودمون که صاحب سایت هستیم می‌تونیم اونو ببینیم و افراد دیگه که پسورد رو ندارن قادر به دیدن داده‌ها نیستن. برای همین باید یه برنامه دیگه بنویسیم تا هرکسی با اجرای اون، بتونه داده‌هایی که به اینترنت فرستاده و ذخیره شده رو ببینه. نمونه برنامه مشابه برنامه زیره:&lt;?php
mysql_connect(&amp;quotMySQL Host Name&amp;quot, &amp;quotMySQL User Name&amp;quot, &amp;quotPASS&amp;quot) or die(mysql_error()); mysql_select_db(&amp;quotMySQL DB Name&amp;quot) or die(mysql_error());
$result = mysql_query(&amp;quotSELECT * FROM example&amp;quot) 
or die(mysql_error());  
echo &amp;quot&lt;table border=&#039;1&#039;&gt;&amp;quot
echo &amp;quot&lt;tr&gt; &lt;th&gt;Date&lt;/th&gt; &lt;th&gt;Time&lt;/th&gt; &lt;th&gt;Dama&lt;/th&gt;&lt;th&gt;Rh&lt;/th&gt;&lt;/tr&gt;&amp;quot
while($row = mysql_fetch_array( $result )) {	echo &amp;quot&lt;tr&gt;&lt;td&gt;&amp;quot 
	echo $row[&#039;date&#039;];
	echo &amp;quot&lt;/td&gt;&lt;td&gt;&amp;quot 
	echo $row[&#039;time&#039;];
	echo &amp;quot&lt;/td&gt;&lt;td&gt;&amp;quot 
	echo $row[&#039;dama&#039;];
	echo &amp;quot&lt;/td&gt;&lt;td&gt;&amp;quot 
	echo $row[&#039;rh&#039;];
	echo &amp;quot&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&amp;quot 
} 
echo &amp;quot&lt;/table&gt;&amp;quot
?&gt;همونطور که قبلاً گفتم قسمت MySQL Host Name و MySQL User name و PASS و MySQL DB Name رو باید مطابق مشخصات بانک اطلاعاتی خودمون اصلاح کنیم. این برنامه رو به اسم SHOW.PHP ذخیره و مثل توضیحات داده شده آپلود می‌کنیم. حالا هرکی، از هرجای دنیا آدرس زیر رو وارد مرورگر کنه:http://az-test.gigfa.com/show.phpجدول حاوی اطلاعات داده های دما و رطوبت ذخیره شده به نمایش در میاد، یه همچین چیزی:خوب این جدول ساده و پیش پا افتاده‌اس، باید یه پیج خوب طراحی کنیم و خوشگل مشگلش کنیم و...همچنین می‌تونیم هر تغییری خواستیم توی دیتابیس‌مون بدیم، مثلا داده‌ها بصورت زمانی مرتب بشن، یعنی داده‌هایی که جدیداً وارد شدن، در بالاترین ردیف ستون قرار بگیرن. اینجوری:گفته شده که بعضی‌ها (همون هکرها) می‌تونن بجای ورود داده‌های عددی، کدهایی وارد برنامه PHP کنن و سایت رو هک و از کار بندازن، برای همین لازمه که کد‌هایی به برنامه اضافه بشه که جلوی ورود داده‌های غیرعددی و یا پرت رو بگیره.سایت‌هایی که هاست رایگان میدن معمولاً درآمدشون از راه تبلیغاته، اگه از هاست رایگانی که استفاده می‌کنیم فقط بخاطر اجرای کدهامون باشه و سایتی نسازیم، ممکنه بعد از مدتی هاست‌مون رو حذف کنن. بهتره برای گول زدنشون یه فایل index.html و یه سایت  برای هاست‌مون بسازیم. ((( چون اطلاعاتم در مورد طراحی سایت و برنامه نویسی PHP و... زیاد نیست، احتمالا اشتباهاتی توی متن و آموزش هست، این مطلب برای استفاده بعدی خودم نوشتم، شاید به درد دوستان دیگه هم بخوره و حتماً با نظرات خوب دوستان حرفه‌ای کامل‌تر خواهد شد)))</description>
                <category>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Sun, 13 Nov 2022 10:49:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادتون باشه، خورشید گرفتگی در راهه</title>
                <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%87-zmckekz1bocz</link>
                <description>سه شنبه سوم آبان 1401 رو فراموش نکنین که خورشید گرفتگی در پیش داریم. خورشید گرفتگی جزئی از  ساعت حدود 13:20 شروع میشه و تا ساعت 16:20 ادامه داره. زمان شروع و پایان برای هر شهر متفاوته و ساعت دقیق رو می‌تونین از اینجا ببینین.اگه نتونستین اعداد رو بخونین، می‌تونین عکس رو از لینک بالا دریافت کنینخورشید گرفتگی بصورت کامل نیست، یعنی ماه، کل خورشید رو نمی‌پوشونه و خورشید کاملاً تیره نمیشه و فقط حدود 50 درصد خورشید گرفته میشه.توضیحات دقیق تر زمان و مناطق خورشید گرفتگیخواستم توضیحاتی در مورد خورشید گرفتگی و نحوه بی‌خطر دیدنش بگم که یادم افتاد حدود 2 سال پیش مطلبی در این خصوص نوشتم که می‌تونین بهش مراجعه کنین. https://virgool.io/eastcloudmedia/%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%A9%D9%85-%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%87-99-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%86%D8%B1%D9%87-oeobe2lti8uc همونطور که توی نوشته قبلی بهش اشاره کردم، برای دیدن خورشید گرفتگی به ابزار و لوازم خاصی احتیاج ندارین. فقط باید حسابی مواظب باشین که بطور مستقیم به خورشید نگاه نکنین که خیلی خطرناکه.اگه تلسکوپ یا دوربین‌دوچشمی دارین که فبها و خوشبحالتونه، اما حتماً حتماً از فیلتر مخصوص (یا فیلتر‌های مامان دوز، ببخشید فیلترهای دست‌ساز که توی اون پست توضیح دادم) استفاده کنین. من معمولاً از فلاپی دیسک‌های قدیمی استفاده می‌کنم، میگن خطرناکه و با اینکه شدت نورو خیلی خیلی کاهش میده، اما اشعه ماوراء بنفش و مادون قرمز رو رد میکنه و به چشم آسیب میزنه. داخل این فلاپی دیسک‌ها یه صفحه تیره رنگه که باهاش فیلتر درست می‌کنم. چون شدت نور خورشید زیاده، با یدونه در شیشه مربا یا یه مقوای دایره‌ای، چیزی شبیه دیافراگم دوربین درست کردم که بجای اینکه نور به کل لنز دوربین دوچشمی یا تلسکوپ بخوره، از اون سولاخ (سوراخ) کوچیک رد میشه تا میزان ورود نور به دوربین یا تلسکوپ کمتر بشه. در شیشه مربا و فیلتر فلاپی دیسکهمینطور میتونین بجای دیدن خورشید گرفتگی ازش عکس بگیرین تا به چشمتون آسیب نزنه. برای عکس گرفتن هم حتماً از فیلتر استفاده کنین. چون نور مستقیم به حسگر گوشی یا دوربین آسیب میزنه. عکس زیر مربوط به خورشید گرفتگی تیرماه 99 هست که با گوشی از پشت تلسکوپ گرفتم. مجله نجوم توصیه کرده که از فیلترهای جوشکاری شماره 14 به بالا استفاده کنین، اگه این شماره‌ها پیدا نکردین، می‌تونین از دو تا شماره 7 استفاده کنین. عکس زیر رو خانم NewBorn#1001  با فیلتر جوشکاری گرفتن (البته بدون ادیت). ته رنگ سبز عکس بخاطر استفاده از این فیلترهاس. با ته رنگ قرمز فیلترهای فلاپی دیسک مقایسه کنین.استفاده از فیلتر جوشکاریفیلترهای مخصوص و بی خطر، فیلترهای مایلاره که قیمت بالایی داره. نشنیده بگیرین که میشه از فیلم های رادیولوژی هم استفاده کرد.  خودتون می‌تونین دست بکار بشید و با یه ذره‌بین و یا شیشه عینک، یه تلسکوپ ساده برای خورشید گرفتگی درست کنین. لینک توضیحات و آموزش هاش توی این پست هست. همینطور توی اینترنت مطالب بیشتری می‌تونین پیدا کنین. روش مشاهده غیرمستقیم هم از جمله بهترین روشهاس. یعنی بجای اینکه با تلسکوپ و یا مستقیم به خورشید نگاه کنین، تصویر خورشید رو روی کاغذ بندازید.  مثلاً توی این عکس، یه کاغذ گذاشتم پشت چشمی تلسکوپ و تصویر خورشید روی کاغذ قابل مشاهده‌اس(عکس مربوط به زمان خورشید گرفتگی نیست):از روش های دیگه مشاهده غیر مستقیم، میشه به ساخت اتاق تاریک اشاره کرد که توی کتاب‌های علوم دبستان توضیحاتش هست. یه همچین چیزی:می تونین وسط یه تیکه مقوا یا کاغذِ ضخیم، با سوزن یه سوراخ اینجا کنین و جلوی خورشید بگیرین و تصویر خورشید رو روی کاغذ بندازین. از این ساده تر؟می تونین سوراخ‌هایی با فواصل حدود 1 سانت ایجاد کنین و نوشته‌ای، عکسی چیزی باهاش بکشید. این عکس‌ها مربوط به خورشید گرفتگی تیرماه 1399 هست:از فاصله نزدیک تر:می‌تونین کارهای عشقولانه هم انجام بدین (یکم خز بازیه):از ظروف سوراخ دار آشپزخونه هم میتونین استفاده کنین (البته با اجازه همسر یا مادر که بعداً مشکلی پیش نیاد):سایه درخت ها موقع خورشید گرفتگی هم تغییر میکنه:سایه درخت نخل:اگه همه اینارو در اختیار ندارین، می‌تونین از دستتون استفاده کنین:همیشه یادتون باشه که برای انجام هر کاری، حتماً حتماً حتماً لازم نیست ابزار و تجهیزات گرون قیمت داشته باشین، مهم اینه که علاقمند باشید و با خلاقیت و عشق کارهاتونو پیش ببرید.یه سری توضیحات بیشتر در مورد خورشید گرفتگی از سایت ها و کانال ها نجومی:این خورشیدگرفتگی از حوالی ساعت ۱:۳۰ ظهر به‌وقت ایران، شروع شده و تا حدود ساعت ۴ بعدازظهر ادامه دارد. اوج گرفت، حوالی ساعت ۳ بعدازظهر خواهد بود. خورشیدگرفتگی جزئی ۳ آبان ۱۴۰۱، در شرق اروپا و غرب آسیا قابل مشاهده است و بیشترین میزان گرفت در کشورهای روسیه و قزاقستان، رخ خواهد داد.? در صورتی که از تلسکوپ یا دوربین دوچشمی استفاده می‌کنید، از سوراخ نبودن فیلتر خورشیدی اطمینان حاصل کنید و آن را به شکل مطمئی بر روی دهانه‌ٔ تلسکوپ یا دوربین نصب کنید؛ به شکلی که در زمان تماشای کسوف در داخل چشمی، به وسیلهٔ ضربهٔ اتفاقی یا وزش باد، جدا نشود. تماشای کسوف در داخل تلسکوپ بدون فیلتر خورشیدی، در کسری از ثانیه موجب نابینایی دائمی می‌گردد❗️? عکس‌های خود از خورشیدگرفتگی را به این آدرس (https://t.me/ashkan_arefi) برای ما ارسال کنید تا به‌نام خودتان در کانال تلگرام مجلهٔ نجوم منتشر شود. به‌خصوص تصاویر خلاقانه‌ای که می‌توانید از تصویر خورشید بر سطح زمین به وسیلهٔ موبایل ثبت کنید.☀️  تماشای اولین خورشیدگرفتگی قرن را از دست ندهید.این پدیدهٔ نجومی، در سراسر ایران و با چشمان غیرمسلح قابل مشاهده است. اما فراموش نکنید که تماشای خورشیدگرفتگی بدون استفاده از فیلترهای مخصوص خورشیدی یا فیلتر جوشکاری نمرهٔ ۱۴ (یا دو لایه نمرهٔ ۷)، می‌تواند موجب آسیب جدی به چشم گردد❗️ فیلتر جوشکاری را می‌توانید از ابزارفروشی‌ها تهیه کنید.اگر برای تماشای کسوف، موفق به تهیهٔ فیلتر نشدید، می‌توانید تصویر خورشید را با یک آینهٔ گرد بر روی دیوار اتاق منعکس کرده و بدون هیچ خطری آن را مشاهده کنید. به همین ترتیب، با تماشای نواحی سایهٔ زیر درختان، می‌توانید انبوهی از تصاویر خورشید هلال‌مانند را که به خاطر عبور نور از روزنه‌های بین شاخ و برگ درخت ایجاد شده، تماشا کنید.تاسف نوشت: کامنت‌های مربوط به پست دو سال پیش رو دیدم، یاد دوستانی که این همه محبت داشتن و دیگه نمی‌نویسن بخیر.</description>
                <category>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Sat, 22 Oct 2022 11:40:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گاهنامه دوازده+یکم</title>
                <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa/%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%DB%8C%DA%A9%D9%85-cgu4jxvm7ovf</link>
                <description>توی کتابخونه خانه پدری، دنبال کتابی برای خوندن بودم که اسمی روی جلد کتاب، توجهمو جلب کرد، &quot;فرهاد ارکانی&quot;. از همون اوایلی که عضو ویرگول شدم، افتخار آشنایی با جناب آقای فرهاد ارکانی، دوست فرهیخته و بزرگوارو داشتم و همیشه از اطلاعات و دانسته‌های ایشون در زمینه‌های مختلف استفاده کرده و بهره بردم و از جمله معدود کسانی هستن که هرچی بگن، حتی اگه مخالف نظر خودم باشه، قبول می‌کنم و می‌دونم که بدون دلیل چیزی نمیگن. ایشون در زمینه ترجمه، ویراستاری، شناخت موسیقی، گویندگی، فیزیک، فرگشت، و... تخصص ویژه‌ای دارن. اسم کتاب مذکور &quot;آخرین بنیاد کهکشانی&quot; هست که مجموعه‌ای از داستان‌های علمی تخیلی کوتاهه (ولی یه جورایی مرتبط با هم) و نوشته مشترکیه از ایشون و &quot;ایزاک آسیموف&quot; معروف. نگارش کتاب خیلی روان و دلنشینه و گیرایی زیادی داره. بعد از هر داستان در بخش &quot;پایانه&quot; مطالب علمی رو به زبون ساده توضیح دادن و توضیحات بیشتری در خصوص موارد مطرح شده در داستان ارائه شده و بعدش یه بخش هم به عنوان &quot;پژوهش&quot; داره که باعث میشه کمی بیشتر به موضوع داستان فکر کنیم و مغز و اطلاعاتمونو به چالش بکشیم. داستان‌های کتاب در مورد سفر در زمان، جهان‌های موازی، ارتباط انسان با روبات‌ها، فرازمینی‌ها و... هست. وقتی به این ژانر علاقمند باشید، فیلم و کتاب‌هایی در این خصوص دیدین و خوندین،  اما به نظرم زاویه دید نویسنده در این کتاب متفاوته و زمانی که کتاب چاپ شده (سال 1375) بسیار نو و تازه بوده.خوندن مجدد این کتاب واسم یه تلنگر تازه بود و باعث شد دوباره رویاپردازی کنم.  سالها پیش این کتاب رو خونده بودم، اما اون زمان نویسنده‌اش رو نمی‌شناختم، خوندن این‌بار فرق می‌کرد. یکی از خصوصیات جالب کتاب، حس ارتباط برقرار کردن نویسنده با خواننده‌اس. نویسنده با پرسش‌ها، چالش‌ها، نظرخواهی‌ها و... این حسو در خواننده ایجاد میکنه، انگار که نویسنده کنار خواننده‌اس و باهاش صحبت میکنه.  زمانی که راه های ارتباطی مثل الان ساده و در دسترس نبود، این موضوع جالب تر و پر اهمیت تر میشه.همیشه با کسانی که نسبت به تکنولوژی و علوم جدید (خصوصاً اینترنت) حالت تدافعی دارن و بدبینانه بهش نگاه می‌کنن مخالف بوده و هستم. مثلاً میگن با اومدن اینترنت و فضای سایبری (قرار شد نگیم فضای مجازی) فاصله‌ها بیشتر شده و روابط اجتماعی واقعی از بین رفته. اما به نظرم این ارتباط راحت‌تر و بهتر شده، الان با وجود شبکه‌های اینترنتی و فضای سایبری (مثلاً اینستاگرام ملعون) خیلی راحت میشه با افرادی ارتباط برقرار کرد که در قدیم حتی فکرش هم به ذهنمون خطور نمی کرد. مثلا 27 سال پیش اصلاً فکرشو نمی کردم که بتونم با نویسنده این کتاب در ارتباط باشم. یه سری  افراد واقعی اطرافمون هستن ولی هیچ نقطه مشترکی باهاشون نداریم، همون بهتر که اینترنت باعث جدایی ما از اونا بشه.کتاب در سال 1375 چاپ شده و نویسنده در سن 18 سالگی کتاب رو نوشتن. واقعا که دمشون گرم.این عکس رو از وسط رودخونه زاینده‌رود گرفتم، اون آخر هم که چراغاش پیداس پل خواجو هست. هی روزگار. یه آقایی هم اون وسط داشت بادبادک هوا میکرد. خوشبحالش و چه حس خوبی.چرا گربه های اصفهان اینقدر توپولی و خوشگلن؟ گربه های خوزستان همه لاغر و پوست به استخون چسبیده. شاید بخاطر همینه که توی داستان موش و گربه عبید زاکانی، پادشاه گربه‌ها از اصفهان و یزد و کرمان لشکر گربه جمع میکنه.لیکن اندر خفا تدارک کردلشگر معظمی ز گرباناگربه‌های براق شیر شکاراز صفاهان و یزد و کرمانااین خانم گربهه سه تا بچه داشت هر کدومشون یه رنگ. این بچه گربه سیاهه از همه شیطون تره. راسته که میگن گربه سیاه‌ها جن هستن؟!؟!تا حالا دوغ گوشفیل خوردین؟  یکم غیرمعمول میاد اما ترکیب مزه نمکی و ترش دوغ با شیرینی گوشفیل خیلی خوشمزه‌ میشه. مغازه‌های خاصی در اصفهان هستن که این ترکیب خوشمزه اما غیر معمولو می‌فروشن. رفتین اصفهان حتماً حتماً امتحان کنین.اینم سیرابی اصفهان. ظاهر و بوی بدی داره، اما خدایی خوشمزه اس. و پر خاصیت (کی غذارو واسه خاصیتش می خوره؟)و اما بریونی اصفهان که دیگه چیزی برای گفتن باقی نمیذاره: عکس بریون قدیمی و واسه چند سال پیشه. امسال قبل از اینکه سفارش بریون رو بیاره، با خودم گفتم که حواسم باشه قبل از خوردن حتماً ازش عکس بگیرم، اما با دیدن بریون عنان اختیار از کفم رفت و....این عکس مربوط به یه دستگاه گیرنده &quot;سامانه انتقال دانش به موجودات غیر متمدن کهکشانی&quot; هست که تازگی پیدا شده و توی &quot;موزه فرازمینی‌ها&quot; گذاشتن. توضیحات کامل رو بعداً می گم خدمتتون. اسم دستگاه هم به زبان آدم فضایی ها نوشته شده.وسط نوشت: امان از جوزدگی (با خوندن کتاب)توی گاهنامه هفتم صحبت از یه روبات شد و طرح اولیه اونو کشیدم. این منظورمه:حضورتون عارضم که طرحشو نشون خواهرم دادم و ازش خواستم که لباسشو واسم درست کنه، که این شد:پاه ها و سر و بقیه قسمت هاش مونده که به مرور کاملش میکنم. </description>
                <category>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Sun, 09 Oct 2022 11:08:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گاهنامه دوازدهم</title>
                <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa/%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-fmuyytkobznr</link>
                <description>چند روز پیش توی گشت زنی‌های اینترنتی، در مورد یه نرم‌افزارِ پردازش تصویر به اسم  MVTec Halcon خوندم که میشه کارهای پردازش تصویر و ماشین بینایی رو باهاش انجام داد. پیش از این با Matlab و پایتون و OpenCV یه کارهایی کرده بودم. گفتم برم سراغ این و دانلودش کنم ببینم چطوره. دانلودش کردم (از این سایت) اما متاسفانه منابع آموزشی در موردش خیلی کم پیدا میشه، توی ایرانی‌ها که هیچی (اگه باشه پولی و خریدنی)، توی خارجی‌ها هم فقط یه کانال توی یوتیوپ (مرگ بر یوتیوپ مستهجن و از راه بدر کن لعنت الله علیه). دوستانی که توی این زمینه کار کردن میخوام بدونم نظرشون چیه؟ برای وقت گذاشتن و یادگیری ارزش داره؟ یا با OpenCV و پایتون بهتره؟ با برنامه‌های نمونه‌ای که داره و فایل توضیحاتش یه کارهایی کردم، مثلا فیوز ماشینو میگیرم جلوی دوربین لب تاپ و تشخیص میده که چه رنگیه و چند آمپره. همین کارهارو با پایتون راحت میشه انجام داد.حضورتون عارضم که امروز دیدم اون یه نوع دیگه کاکتوس که توی آب گذاشته بودم هم ریشه داده، عجب!!! متاسفانه عکس ازش ندارم بذارم. حتما در اولین فرصت.دوستان قدیمی که با کامپیوترهای عتیقه (که روزی پرچمدار بودن) کار کردن حتماً صدای تلق تلوق فلاپی درایوها یادشون هست که موقع خوندن اطلاعات از روی فلاپی چقدر سروصدا می‌کردن (حالا مگه چقدر اطلاعات بود؟ 1.4 مگ!!!!!). یه عده آدم با ذوق از این صداها استفاده کردن و با حرکت دادن هِد فلاپی دیسک، نُت‌های موسیقی رو ایجاد و آهنگ‌هایی نواختن. این یه نمونه‌اش که با تعداد زیادی فلاپی و پرینتر و اسکنر موزیک سریال بازی تاج و تخت رو میزنه(می نوازه). https://www.aparat.com/v/vSAXl/%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B1_%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C%DA%A9_%D8%AA%DB%8C%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%98_Game_of_Thrones_%D8%A8%D8%A7_%D9%81%D9%84%D8%A7%D9%BE%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D8%B3%DA%A9 همون موقع‌ها توی سایت‌های خارجی (امان از دست ایرانی‌ها) آموزش اینکار جالب رو گذاشته بودن. برای اینکار احتیاج به یه نرم افزار، یک یا چند تا فلاپی درایو، یه بورد آردوینو و کمی سیم هست. نحوه کار به این شکله که یه برنامه جاوا روی کامپیوتر اجرا میشه و اطلاعات فایل آهنگ (با فرمت MIDI) رو میگیره و به بورد آردوینو می‌فرسته. بورد آردوینو به فلاپی درایو متصله و با توجه به نت‌های اون آهنگ، هِد فلاپی رو حرکت میده تا صدایی که تولید میشه مثل آهنگ باشه. کار جالبیه.عکس از اینترنتشش هفت سال پیش اینکارو انجام دادم و چند تا آهنگ ایرانی باهاش پِلی کردم که متاسفانه فیلم درست و حسابی ازش ندارم. دیروز با خواهرم که توی کار موسیقیه (نوازندگی، تدریس...) صحبتش شد و خواستم واسش یکی درست کنم که به مشکل خوردم و نشد. بعد که درست شد و راه افتاد حتما عکس و فیلم ازش میذارم. این هفته مشغول بودم و زیاد حرف قابل عرض ندارم. یکی دو هفته هم مسافرتم و ممکنه نرسم بصورت هفتگی گاهنامه منتشر کنم. اما پست هاتون رو میخونم.</description>
                <category>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Sun, 18 Sep 2022 10:58:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گاهنامه یازدهم</title>
                <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa/%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-bqvfhiziyj1w</link>
                <description> توی ایام قرنطینه کرونا، یه روز موقع گردش‌های اینترنتی و چرخیدن توی این سایت و اون سایت، یه مدار الکترونیکی جالب دیدم به اسم Bat detector یا آشکارساز خفاش. خفاش‌ها یه‌جور رادار سرخود دارن و با دهنشون یه صداهایی با فرکانس زیاد تولید می‌کنن، این صداها با اجسام (جک و جوونور هایی که توی هوا هستن، درختان، ساختمان...) برخورد میکنه و برمی‌گرده سمت خفاش. بعد آقا/خانم خفاشه از روی صدا ی برگشتی تشخیص میده که موانع یا حشرات کجا هستن و چقدر باهاش فاصله دارن (دمش گرم).  صداهایی که خفاش تولید میکنه، فرکانسشون بیشتر از حد شنوایی انسانه و ما قادر به شنیدنش نیستیم، مدارات الکترونیکی هستن که فرکانس صدا رو کاهش میدن تا برای گوش ما قابل شنیدن باشن. جونم واستون بگه که با دیدن اون سایتها، به سرم زد که یکی از این مبدل‌های فرکانس صوتی بسازم، یه مدار خوب پیدا کردم و ساختم، یکم اشکال داشت و اونجوری که می خواستم کار نکرد. مثل خیلی از کارهای دیگه نصفه نیمه توی وسایلم جا خوش کرد و تکمیل نشد. چند روز پیش ناخواسته دیدمش و تصمیم گرفتم تکمیلش کنم. البته این مدار فقط برای خفاش نیست، اسمش آشکارساز خفاشه، برای کاهش فرکانس های صوتیه که بتونیم صداهای ناشنیده اطرافمون رو بشنویم. مثلا صدای حشرات، صدای دستگاه های الکترونیکی، صدای لوازم برقی، صدای پرندگان....نقشه مدارو از این سایت گرفتم (چهار سال پیش در مورد این سایت و محاسنش نوشتم، متاسفانه بخاطر تحریم‌ها نمیشه واردش شد و حتما باید از قند شکن استفاده کنین). چند تا مدار دیگه تست کردم که این مدار از همه‌اش بهتر بود. معمولاً برای تست مدارات الکترونیکی از بِرِد بورد استفاده میشه. روی بردبوردها قطعات الکترونیکی رو می‌ذارن و بدون اینکه احتیاج به لحیم کردن باشه، مدارو میسازن. مدار آشکار ساز خفاش رو روی این بردبورد ساختم:مدار آشکارساز خفاش روی بردبوردبعد برای اون مدار چاپی طراحی کردم که توی شکل زیر می تونین ببینین.بعدش مثل توضیحاتی که در گاهنامه قبل دادم، مدارچاپی رو ساختم و سوراخ کاری و جایگذاری قطعات و...انجام شد که اگه عمری باشه در گاهنامه های بعدی، تکمیل شده اونو خواهید دید. حالا که صحبت از امواج با فرکانس بالا شد: محدوده شنوایی گوش انسان، از 20 هرتز تا 20 کیلو هرتزه(20 هزار هرتز). یعنی فرکانس‌های کمتر از 20 بار در ثانیه و بیشتر از 20 هزار بار در ثانیه رو نمی‌شنوه. هرچی سن بالاتر میره، این محدوده کمتر میشه. خصوصاً  شنیدن فرکانس‌های بالاتر سخت‌تر میشه. با این سایت می‌تونین حد شنوایی خودتونو مشخص کنین.روی PLAY کلیک کنین و بعد با حرکت دادن قسمتی که با فلش سبز(Slider bar) مشخص شده، فرکانس رو بالاپایین کنین تا دیگه صدایی نشوین. هرجا دیگه صدایی نشنیدین، حد بالای آستانه شنوایی‌تونه. من تا حدود 15 هزار می‌شنوم. اَپ گوشی این قبیل برنامه‌ها هم موجوده. روی بچه‌ها امتحان کنین، صداهایی میشنون که برای ما غیرقابل شنیدنه.امروز پانزدهم شهریوره، زمان بچگی یه کار بیمزه می‌کردیم و به نظرمون یکی از بامزه‌ترین شیرینکاری‌هامون بود، روی کاغذ نوشته زیر رو می‌نوشتیم و از دیگران می پرسیدیم اینجا چی نوشته.&quot;به تاریخ پانزده شهریور&quot;طرف هم نوشته رو می خوند: به تاریخ پانزده شهریور. ما هم قاه قاه می خندیدیم که نه اشتباه گفتی. نوشته :Be taare Yakhe Panazadeh Shahre Yevar.چیکار کنیم، تفریح دیگه ای نداشتیم.توی این هیری ویری و کلی کار نصفه نیمه، یه کار دیگه شروع کردم. یکی از دوستان مربی تکواندو هست و سال‌ها قبل گفته بود که با هم دستگاهی بسازیم برای تمرین ورزشکارهای تکواندو. این دستگاه چهار-پنج تا چراغ داره که بصورت تصادفی (راندوم) روشن و خاموش میشه و ورزشکار باید به سرعت به سمت چراغی که روشن شده بره تا سرعت و عکس العملشو بالا ببره.  این هفته دستم به این کار هم بند بود. اول از همه یه جعبه برای چراغ‌ها طراحی کردیم:بالاش جای 5 تا LED پر نوره و دو طرفش هم محل نصب فیش‌ها و کانکتورهاس. بعد از طراحی طبق معمول دادیم برای برش لیزری و بعدشم جعبه رو ساختیم که این شکلی شد:اگه قند شکن دارین از این سایت می تونین خوب اینور اونورش کنین و ببینین.توی گاهنامه‌های قبلی صحبت ریشه‌دار کردن کاکتوس توی آب شد که آیا امکان‌پذیر هست یا نه و برای امتحان دو نوع کاکتوس گذاشتم توی آب. بعد از چند هفته یک نوع از کاکتوس‌ها اینجوری ریشه دار شدن: اون یه نوع دیگه کاکتوس، یکم حالت گندیدگی پیدا کرده و ظاهراً داره از بین میره. اما هنوز امیدی بهش هست. میگن وقتی گیاه‌هارو توی آب ریشه‌دار و بعد به خاک منتقل می‌کنیم، چون از یه محیط پر از آب به یه محیط کم آب میره، تنش زیادی بهشون وارد میشه و احتمال از بین رفتنشون هست. کلا ریشه دار کردن توی آب کار درستی نیست. برای ریشه‌دار کردن قلمه‌ها بهتره بعد از اینکه قلمه رو از گیاه جدا کردیم، یه مدت صبر کنیم (بسته به نوع گیاه، از چند ساعت تا یکی دو روز) تا محل بریده شده کمی خشک بشه، بعد اگه قارچ کش یا هورمون ریشه دهی بهش بزنیم که فبها، نداشتیم هم که هیچی و قلمه رو توی خاک قلمه زنی قرار بدیم. بعضی‌ها هم میگن اگه بذاریم داخل آب اشکالی نداره، و وقتی دیدیم ریشه های 3-2 میلیمتری زد داخل خاک (ترجیحاً خاک قلمه) بذاریم. بعضیا هم میگن اگه هورمون ریشه دهی نداشتیم، کمی بهش دارچین بزنیم. (این سایت و این سایت)درست بنویسیم: اگه دقت کرده باشید، توی متن از عباراتی مث &quot;فرکانس بالا&quot;، &quot;سن بالا&quot;...استفاده کردم که یه جورایی اشتباهه، &quot;بالا&quot; قید مکان هست و استفاده از اون برای نشون دادن زیاد بودن چیزی درست نیست، بهتره بجاش از &quot;فرکانس زیاد&quot;، &quot;سن زیاد&quot;.... استفاده کنیم.</description>
                <category>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Sat, 10 Sep 2022 11:29:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گاهنامه دهم</title>
                <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa/%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D9%87%D9%85-rynwv0fp8hem</link>
                <description>اینم از گاهنامه دهم. خوشحالم که تونستم ده هفته بصورت مداوم و پیوسته بنویسم. روزانه نویسی، یعنی اینکه هر روز مطلبی بنویسیم نبوده (که این خیلی بده)، اما همین که این سنت حسنه رو حفظ کردم و ده هفته پُستی منتشر کردم به نظرم کار خوبیه. تشویقات و انرژی مثبت دوستان بی تاثیر نبوده. دم شما گرمیکی دو روز گیر دادم (به قول معروف قفلی زدم) که بتونم روش متحرک سازی و linkage  ساختن با اتوکد رو یاد بگیرم. که نتیجه اش همچین چیزی شد: https://www.aparat.com/v/iaQBH توی گاهنامه‌های قبلی در مورد مکانیسم حرکتی جانسِن (Jansen&#x27;s linkage) توضیح مختصری دادم. یکی دو تا نمونه روباتش هم ساختم که فیلم‌های تکمیلی اونو خواهم گذاشت (این لینک و این لینک مربوط به 7 سال پیشه).حالا چطور میشه با اتوکد این مکانیسم رو شبیه سازی کرد؟ اول از همه باید اندازه‌های هر کدوم از اجزا رو محاسبه کنیم. با شبیه سازها میشه اندازه‌ها رو تعیین و حرکت رو شبیه سازی کرد تا جوری که می‌خوایم باشه. اندازه‌های بهینه‌اش (جوری که اجزاء با هم برخورد نکنن، به اندازه کافی پا بالا بیاد، حرکت پا روی زمین بصورت خط مستقیم باشه و...) تعیین شده که در شکل زیر می‌تونین ببینین:برای شروع در اتوکد، خطِ قسمت a و I رو رسم میکنیم.با دستور GCFIX نقاط انتهایی این خط رو فیکس می‌کنیم، چون نباید این خطوط جابجا شوند.قطعه m که قسمت متحرک این مجموعه هست رو می‌سازیم. راه‌های مختلفی هست. می‌تونیم اینجوری بسازیمش:اول خطی به اندازه طول قطعه می‌کشیم، مثلا برای این قطعه خطی به طول 15 می‌کشیمابتدا و انتهای خط، دو تا دایره با شعاع 2 و 1 می‌کشیمدایره‌های بزرگترو با خط به هم وصل می کنیم. برای کشیدن خط‌هایی که مماس با دایره هستن از حالت tangant استفاده می‌کنیم.با فرمان Trim، قسمت‌های اضافی دایره رو حذف می کنیم تا مشابه شکل زیر بشن:برای اینکه خطوط بیرونی به هم متصل بشن و بصورت یکپارچه در بیان، با دستور Pedit و انتخاب حالت multilpe، خطوط بیرونی (غیر از دو دایره داخلی) رو انتخاب می‌کنیم و enter رو می‌زنیم، کلید y و بعد J و بعد دوبار Enter می‌زنیم. اینجوری همه خطوط بیرونی به هم متصل خواهد شد و برای سه‌بعدی کردن آماده میشن. بعد با فرمان Extrude و انتخاب خطوط بیرونی و دو دایره داخلی (خط وسطی رو انتخاب نکنین) و وارد کردن عدد 1 برای ضخامت، قطعه رو سه‌بعدی می کنیم. به این شکل قطعه ما سه‌بعدی خواهد شد.با دستور subtract، اول قطعه رو انتخاب می‌کنیم و بعد enter می‌زنیم، بعد دو تا دایره های کوچیک رو انتخاب و enter می‌زنیم، اینجوری قطعه شکل نهایی خودشو پیدا می‌کنه. اگه دقت کنین، خط وسطی به صورت سه بعدی در نیومده.با دستور Block، کل قطعه (هم قسمت سه بعدی و هم قسمت دو بعدی) رو انتخاب و بهش اسم &quot;M&quot; می‌دیم. با دستور grupe کل قطعه رو تبدیل یه یک گروه می‌کنیم.با دستور Coincident نقطه 1 رو به نقطه 2  وصل می کنیم. حواستون باشه اول نقطه 2 رو انتخاب کنین و بعد نقطه 1.برای اینکه این قطعه بچرخه، انگار که یه موتور بهش وصله باید از زبان برنامه‌نویسی اتولیسپِ اتوکد استفاده کنیم. برای اینکار نوت پد رو باز می‌کنیم و عبارات زیرو توش کپی می کنیم:rotate
ob
g
MXXXX,YYYY
5
rscriptبین خطوط غیر از M و XXXX,YYYY نباید هیچ فاصله ای باشه. بجای XXXX,YYYY باید نقطه‌ای که می خوایم قطعه M حول اون بچرخه رو انتخاب کنیم. برای اینکار دستور ID رو تایپ و نقطه مرکزی چرخش رو انتخاب می‌کنیم، با اینکار مختصات نقطه مرکزی ظاهر میشه، اونو یادداشت و بجای XXXX,YYYY  میذاریم. که نهایت همچین چیزی رو در نت پد خواهیم دید:اینو تحت عنوان مثلاً L2.SCR هر جا خواستیم ذخیره می‌کنیم، توی اتوکد با دستور SCR فایل L2.SCR رو باز میکنیم، اگه مشکلی پیش نیومده باشه، میبینیم که قطعه M حول اون نقطه مرکز می‌چرخه. اگه همه چیز اوکی بود میریم سراغ بقیه کار.با همین روشی که قطعه M رو ساختیم، بقیه قطعات رو هم به ترتیب می‌سازیم، با دستور block یکپارچه می‌کنیم (بقیه قطعات احتیاجی به گروه کردن ندارن) و با دستور Coincident به هم متصل می‌کنیم و در نهایت همچین شکلی ساخته خواهد شد و با اجرای L2.SCR به حرکت در خواهد آمد.چون شکل سه بعدیه، می‌تونیم از زوایا و جهت‌های مختلف بهش نگاه کنیم.هموطور که میگن راه‌های رسیدن به خدا به شمار آدماس، راه‌های رسیدن به هدف توی اتوکد زیاده و هرکی یه راهی واسه خودش داره. این راهی که من گفتم تنها و بهترین و مناسب‌ترین راه نیست، یکی از راه هاس. ممکنه روش‌های خیلی بهتر از اینم باشهراستی، می دونین به خانمی که با نرم افزار های CAD کار می کنه چی میگن؟؟نوشته هایی در مورد فیلم &quot;Nope&quot; خوندم و پشت صحنه‌هاشو دیدم و  بر اساس پیش زمینه و ژانر فیلم، توقع دیدن یه فیلم به شدت اکشن، ترسناک و علمی تخیلی داشتم و بخاطر همین خیلی مشتاق دیدنش بودم. فیلم در مورد یه برادر و خواهره (بر عکس دوست پسر-دخترهای فیلم‌هایی که سانسورچی تلویزیون برادر و خواهرشون میکنه، اینا واقعا خواهر و برادر هستن، هرچند که به رنگ پوست هاشون نمیاد!!!!) که با فرازمینی‌های نامهربون (و آفت جون) مواجه می‌شین (وقدرشون هم نمی دونن) و...ادامه داستان.وقتی فیلمی که توی سایت IMDB ژانرشو زده Horror-Mystery- Sci-Fi و مربوط به فرازمینی هاس نگاه می‌کنی، توقع داری که صحنه‌های ترسناکی داشته باشه و حداقل چهار تا فرازمینی نشون بده یا یه حالت تعلیق (مثل فیلم نشانه‌ها یا Signs) داشته باشه، اما این فیلم تا وسطاش مث یه فیلم بی مزه خانوادگی یا یه فیلم تلویزیونی بود. بعد از نصفه‌های فیلم کمی مثلاً مهیج شد.در مجموع دو سه تا صحنه ترسناک که یهو بگی &quot;یا...&quot; (بقول بچه با کلاس‌ها جیسس) بیشتر نداشت، اونم به لطف ایجاد صدای بلند و نه صحنه واقعا ترسناک.توی نقدهاش خونده بودم که استعاره‌هایی به معضلات فرهنگی جامعه داره، اما اینقدر حواس بیننده به داستان اصلی پرت میشه که اگه کارگردان حرفی هم برای گفتن در این زمینه داشته، کلا در بین داستان گم میشه. تازه بیینده می خواد فیلم ترسناک و اکشن ببینه نه فیلم فلسفی و فاخر. داستان فیلم انسجام چندانی نداره، کلی نکات مبهم توشه و کلی چرا برای بیننده باقی میذاره که چرا اینکارو کرد؟ چرا اونکارو کرد؟ و این چراها رو خودمون باید جواب بدیم. کارگردان حوصله نداشته. هنرپیشه‌ها نه خودشون آنچنان جذابن و نه بازی‌هاشون. حالا بازم به Keke Palmer. ولی آخه اینم اسم بود؟اگه می خواین شب این فیلمو ببینین، نگران ترسیدن و شب نخوابیدن نباشین، آنچنان مالی نیست. حتما کنار دستتون خوراکی (با کلاس‌هاش پاپ کورن، بی کلاس‌هاش تخمه آفتابگردون) باشه تا خوابتون نگیره. دلتون نخواد من با خارک برحی خودمو بیدار نگه داشتم.عکس تزئینیه و از اینترنت گرفتم. خواستین خارک بخرین حواستون باشه خارک های تلخ و الکی بهتون نندازن. خارک فقط خارک برحی که شیرین و عسلی هست. اگه نصف خرما و نصف خارک باشه که اووووووفبا توجه به توصیه حضرت حافظ که جمله عیبش گفتیم، کمی هم هنرشو بگیم، اینکه صحنه‌های زیبا و قشنگی از طبیعت داره، کیفیت رنگ و فیلمبرداریش هم خوبه.زیاد از پرده سبز(کروماکی) استفاده نکرده و بخاطر همین صحنه‌ها دلنشین تر شده و حس مصنوعی بودن به آدم دست نمیده. فرازمینی هاش متفاوت از بقیه فرازمینی هاییه که دیدیم.صحنه های سانسوری آنچنانی نداره (اگه از تحریک کنندگی شلوارک و لباس دختره بگذریم) و دلواپس نباشید. به نظرم این فیلم یه جور الگو برداری از فیلم &quot;جنگ دنیاها&quot; (بر اساس داستانی از H.G. Wells) و بازی سلطان تام کروزه. اما این کجا و آن کجا. تعلیق برای دیدن فرازمینی هم میخواین حتما &quot;نشانه ها&quot; (نایت شیامالان) رو ببینین.کلا فیلمش آنچنان WoW نیست و یا بقول جناب خان &quot;نگرفتُم&quot; و یا بقول استاد فراستی &quot;در نیومده بود&quot;.با این حال جزو فیلم های خوب امساله و امتیاز خوبی از IMDB تا الان گرفته. به شرطی که پیش زمینه دیدن یه فیلم مهیج و اکشن و ترسناک توی ذهنتون نباشه، فیلم خوبیه. (کارگردانا منو ببخش و حلال کن).فیلم همیشه سلیقه‌ایه و فیلمی که به مذاق (با مزاج اشتباه نگیرین) من خوش میاد ممکنه دیگران دوست نداشته باشن. یادمه یه بار با یکی از دوستان مشغول صحبت در مورد فیلم بودیم. گفت که یه فیلم خوب بهم معرفی کن که ببینم، منم تو ذهنم اومد که فیلم Sin City رو بهش معرفی کنم، بعد ادامه داد که &quot;چند روز پیش یکی از دوستانش یه فیلم اورد و خیلی ازش تعریف کرد که فیلم قشنگیه، بعد که دیدم بدترین و افتضاح ترین فیلمی بود که تا حالا دیده بودم و اسمش هم &quot;شهرگناه&quot; بود.&quot; به دوستم گفتم که اتفاقاً می‌خواستم منم دیدن همین فیلمو بهت توصیه کنم. خلاصه اینکه سلیقه‌ها متفاوته. من دوستامو از لحاظ فیلم دیدن به دو گروه تقسیم‌بندی کردم، گروه اول اونایی که سلیقه‌اشون دقیقا با من متفاوته، وقتی میگن این فیلم الکیه و به درد نمی خوره، اون فیلمو حتماً می‌بینیم و برعکس، و گروه دوم اونایی که همنظر هستیم و هرچی بگن خوبه حتماً می‌بینم. شما هم به حرفای من گوش ندین و هر چی دوست داشتین ببینین.برای اینکه تحریک نشین، زحمت سانسور عکسو کشیدم و برای اینکه نرین توی اینترنت بگردین و عکس اصلی رو ببینین، نوشتم که چیزایی رو که سانسور کردم چی هستن. فقط امیدوارم که خوندن اسمشون تحریکتون نکنهامروز که صحبت فرازمینی ها شد خواستم در موردشون بنویسم و کمی بحث کنیم، اما چون گاهنامه طولانی شد میذارم برای یه روز دیگه. فکر می کنم بحث جالبی باشه.اگر حال و روز دستگاه &quot;هشدار دهنده ایستگاه فضایی بین المللی&quot; رو بخواهید، خدمتتون عارضم که بالاخره پنجشنبه شب (دهم شهریورماه 1401) به سر انجام رسید و نرم‌افزار و سخت‌افزار بخوبی کار داد و از تست سربلند بیرون اومد. فقط هنوز فرصت نشده که ازش عکس بگیرم، عمری باشه در گاهنامه بعدی.</description>
                <category>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Sat, 03 Sep 2022 11:08:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گاهنامه نهم</title>
                <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa/%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%87%D9%85-hh7j7h1nnwaa</link>
                <description>خوب خوب خوب. بازم صحبت نجوم شد، قرار گذاشته بودم زیاد در موردش صحبت نکنم و از این حال و هوا بیام بیرون. اما نمیشه. توی گاهنامه‌های قبلی در مورد اینکه تصویربرداری تلسکوپ جیمز وب در باند مادون قرمزه و عکس‌هایی که میگیره در باند سبز و آبی و قرمز نیست و بخاطر همین رنگ تصاویری که منتشر میشه غیر واقعیه گفتم و صحبت کردم. این هفته یه سری تصاویر از این تلسکوپ از سیاره معروف مشتری منتشر شد. چیزی که ما با تلسکوپ‌های معمولی از مشتری میبینیم همچین تصویریه:اما تصاویر جدیدی که از جیمز وب منتشر شد و اینقدر سروصدا کرد اینجوریه:ممکنه سئوال پیش بیاد که چرا اینقدر با هم فرق میکنن؟! تصویر اول، تصویری هست که در طیف نورهای مرئی گرفته شده، یعنی نورهایی که چشم انسان قادره اونارو ببینه. بخاطر همین عکس اول دقیقاً مشابه چیزیه که ما می‌بینیم. اما تصویر دوم، تصویری از سیاره مشتری هست که در طیف نور مادون قرمز گرفته شده، چون چشم ما قادر به دیدن امواج مادون قرمز نیست و  مغز ما تصوری ازش نداره، عکس‌هایی که در طیف مادون قرمز گرفته شده رو با رنگ‌های معمولی جایگزین می‌کنن تا برای چشم و مغز آشنا باشه. در این عکس جیمز وب، رنگ نارنجی و متمایل به قرمز که در قطب‌های مشتری به چشم می‌خوره، شفق‌های قطبی هستن، رنگ سبز ریز گردها و  رنگ آبی نشون دهنده لایه اصلی ابرهاس. مشتری، ژوپیتر یا هرمز بزرگترین سیاره منظومه شمسیه، وزنش 318 برابر وزن زمین و حجمش 1320 برابره زمینه (یعنی  1320 تا زمین داخلش جا میشه). از زیبایی‌های مشتری، لکه بزرگ سرخ رنگیه که به چشم مشتری معروفه. این لکه در حقیقت ابرها و توده هوای چرخانی هست که در جو مشتری شکل گرفته. مشتری اینقدر پر نوره که به راحتی میشه اونو با چشم غیر مسلح در شبها دیدش. اما برای دیدن سطح مشتری، تلسکوپ کوچیک یا دوربین دوچشمی لازمه. از جذابیت‌های دیگه مشتری، 4 تا ماه(قمر) بزرگ اونه که اطراف مشتری گردش می‌کنن. این اقمارو با تلسکوپ یا دوربین دوچشمی میشه دید و به اقمار گالیله ای معروفن. چون گالیله تونسته بود با تلسکوپ کوچیک و دست ساز خودش اونارو ببینه.در طی چند هفته آینده، سیاره مشتری حدود ساعت 9 شب از سمت مشرق طلوع میکنه و حدودای نیمه شب به وسط آسمون می‌رسه و راحت دیده میشه. خیلی پرنوره و به راحتی می‌تونین پیداش کنین. یه سری اَپ ها برای گوشی‌های هوشمند هست که وقتی به طرف آسمون می‌گیرین اسم ستاره‌ها و سیارات رو نشون میده که خیلی کاربردیه. حتماً حتماً دیدن سیاره مشتری رو از دست ندین.هنوز دستگاه قبلی (هشدار دهنده ایستگاه فضایی بین المللی) رو تموم نکردم که فکر ساخت یه روبات دیگه به سرم زده. روبات نقاش یا روبات ترسیم کننده. این عکسشه:البته دقیقاً شبیه این نخواهد شد و با امکانات و چیزایی که دم دستم هست می‌سازم و الزاما این شکلی نخواهد شد. تصاویر رسم شده دقت زیادی هم نخواد داشت و نمیشه برای پرینت نقشه‌های مهندسی ازش استفاده کرد. اما به درد رسم یه سری کارهای معمولی با دقت کم مثل پوسترهای ساده، نقشه‌های با دقت کم، الگوهای خیاطی و ...می‌خوره.هفت هشت سال پیش با قطعات DVD درایوهای کامپیوتر و یه سری خرده ریز دیگه، یه همچین پلاتری درست کردم، دقتش خیلی عالی و زیاده اما اندازه کاغذش کوچیکه و نمیشه نقشه‌های بزرگ باهاش کشید، اما روبات ترسیم کننده تقریباً محدودیتی از لحاظ اندازه کاغذ نداره.  https://www.aparat.com/v/JiD5l کیفیت فیلم خوب نیست و صحنه هم شلوغ پلوغه، ببخشید. قرار نبود اینو منتشرش کنم. حالا که صحبتش شد توی آپارات گذاشتم. داستان این رسام (یا پلاتر) از اینقراره که برای ساختش از قسمت‌های مکانیکی دو تا DVD درایور استفاده کردم. داخل DVD درایورها، یه موتوره (با حرف M توی عکس زیر نشون داده شده) که با چرخشش هد یا لیزر DVD رو بصورت خطی روی DVD یا CD حرکت میده. اگه بخوایم فقط از یه دونه قسمت مکانیکی استفاده کنیم، برای رسم نقشه فقط قادریم در یک جهت خطی، مثلا X حرکت کنیم و امکان دسترسی به تمام نقاط صفحه کاغذ رو نداریم. برای حل این مشکل میایم و 2 تا قسمت مکانیکی رو روی هم با زاویه 90 درجه قرار می‌دیم و می‌چسبونیم، اینجوری امکان حرکت در دو جهت X و Y فراهم میشه.بعد یه موتور هم برای بالا و پایین بردن مداد یا خودکار می‌ذاریم. این سه تا موتورو به مدار کنترلی وصل می‌کنیم و برنامه‌ریزی می کنیم و ...یه نوع دیگه پلاتر هم هست که به پلاترهای دیواری معروفه و جالبه. همونطور که توی عکس می‌بینین، دو تا موتور سمت چپ و راست کاغذ (یا وایت بورد) هست که قلم رو روی کاغذ (یا وایت بورد) حرکت میده و اشکال رو رسم می‌کنه، اینم چیز جالبه، ایشالا اگه عمری بود میرم توی کار ساختش. در مورد &quot;هشدار دهنده ایستگاه فضایی بین المللی&quot; اگه بخواین بدونین که به کجا رسیده، در گاهنامه قبلی گفتم که جعبه‌اش رو طراحی کردم، این هفته فایل رو برای برش لیزری دادم و اینو تحویل گرفتم:جعبه رو هنوز کامل نکردم و فقط قسمت‌هاییش چسب خورده (عکسشو نمیذارم، بعد که کامل شد). امروز رفتم سراغ تهیه مدار الکترونیکی اون. برای اینکه قطعات الکترونیکی، مثل مقاومت و خازن و ترانزیستور و آی ‌سی رو طبق نقشه‌ای که مد نظرمون هست به هم وصل کنیم (با لحیم کردن) راه‌های مختلفی هست، مثلاً می‌تونیم با سیم قطعات رو به هم لحیم کنیم و مدارو بسازیم. یه همچین چیزی:درسته حرفه‌ای نیست، اما بعضیا مدارهایی می‌سازن که جنبه هنری هم داره. چند روش دیگه هم هست که فعلاً کاری باهاش نداریم. مناسب‌ترین روش (از نظر هزینه، سهولت ساخت، نتیجه مطلوب و...)، ساخت مدار چاپیه که معمولاً بیشتر از همه روش‌ها استفاده میشه. برای اینکار مدار و مدارچاپی رو با نرم افزار طراحی می‌کنیم. مثلا برای این دستگاه، مدار چاپی اون یه همچین شکلیه:در عکس بالا قسمت 1، محل قطعات الکترونیکی و مسیرهای سیم کشی مشخصه، قسمت 2 هم فقط مسیرهای سیم کشی رو نشون داده. من معمولاً برای ساخت مدار چاپی از روش &quot;پرینتر لیزری و اتو&quot; استفاده می‌کنم. برای اینکار مسیرهای سیم‌کشی ( قسمت شماره 2 عکس بالا) رو روی کاغذ کلاسه با پرینتر لیزری پرینت می‌گیرم. بخاطر جنس این کاغذها، تونر (همون جوهر پرینتر لیزری) بخوبی روی کاغذ نمی‌چسبه و به راحتی از روی کاغذ کنده میشه. این کاغذ (که مدار روش پرینت شده) رو روی صفحه‌های مخصوص مدار چاپی (صفحه‌های از جنس فیبر که یه طرفشون با مس پوشیده شده) می‌چسبونم و روش اتو می کشم که تونر از صفحه کاغذ به صفحه مسی بچسبه.فیبر مدارچاپی خامبعد کاغذو به آرومی جدا می کنم (تصویر پایین قسمت 1) و مدارو میندازم داخل نوعی اسید. با اینکار قسمت‌هایی از صفحه مسی که بهش تونر نچسبیده، در معرض اسید قرار میگیره و داخل اسید حل میشه، و قسمت‌هایی که بهش تونر چسبیده (در واقع مدارمون) دست نخورده باقی می‌مونه (تصویر پایین قسمت 2). بعد تونرهارو تمیز می کنم (تصویر 3) که همونطور که می‌بینین مدار چاپی ما ساخته میشه. بعد با دریل سوراخ  و بعد از اون قطعات رو جاگذاری و لحیم می کنم. البته ساخت مدار چاپی به این راحتی ها نیست و کلی ریزه کاری داره. یه بار فرصت بشه کامل توضیح میدم. </description>
                <category>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Sat, 27 Aug 2022 15:10:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گاهنامه هشت</title>
                <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa/%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%B4%D8%AA-blfhbi5utg2r</link>
                <description>اینکه اینجا میام و در مورد کارهایی که در حال انجامش هستم و رَوَندش رو می نویسم چند تا حسن داره. یکیش اینکه مجبورم بخاطر حرف‌هایی که زدم، کارو به سر انجام برسونم و تمومش کنم، کلی کار نصفه‌نیمه دارم که وسط کار وقتی انگیزه انجامش تموم شده، نا تمام مونده و رها شده. کلی کار و ایده هم دارم که قطعاتشو خریدم اما شروعش نکردم. نمونه‌هاش: دستگاه الکترونیکی برای شنیدن صداهای مافوق صوت (صدای حشرات و خفاش و ...)، دستگاهی برای دریافت امواج رادیویی با فرکانس کم، یه ساعت عجیب غریب، روبات با مکانیسم حرکتی جانسن،کلی پیپرکرافت (paper craft) و ماکت کاغذی و مقوایی، یه روبات مانند برای ردیابی ستاره ها و... این آخریو دو سه سال پیش قسمت‌های مکانیکیش رو دادم برش لیزری دادم، اما همچنان ناتمام مونده.یه حسن دیگه‌اش هم اینه که گاهی روند کارهایی که انجام دادم رو یادم میره و وقتی می خوام دوباره انجام بدم باید کلی سعی و خطا بکنم تا یاد بیاد چیکار کردم. و اما مهم‌ترین و با ارزش‌ترین حُسنش اینه که دوستان نظر میدن و نظرشون حتماً راهگشا خواهد بود. دم همگی گرم.توی یکی از گاهنامه‌ها گفتم که تصاویر خام تلسکوپ‌ها در باندهای رنگی(مرئی و غیر مرئی) مختلفیه و باید بعد از انجام یه سری پردازش‌ها و انطباق‌ها، تصاویرو با هم ترکیب کرد. اگه در باندهای رنگی قرمز و آبی و سبز باشن با فتوشاپ به راحتی میشه انجام دادن و از قسمت Chanel mixing اینکارو کرد. اما بعضی از تصاویری که ساخته میشه، برای اینکه بهتر اجزاء عکس مشخص بشه و با رنگ نشون بدن که چه اتفاقاتی افتاده و چه عناصری توی این عکس هست، بجای رنگ‌های معمول (سبز، آبی و قرمز) از رنگ‌های دیگه استفاده می‌کنن. مثلا این عکس از تلسکوپ هابل رو ببینین:این عکس ترکیبی از پنج تا عکسه که در طول موج‌های مختلف (502، 657، 673، 606 و  814 نانومتر) گرفته شده و عکس هر طول موج با رنگی خاص (آبی، نارنجی، زرد....) مشخص شده. مثلاً رنگ نارنجی مربوط به طول موج 657 نانومتره که مشخص کننده H-alpha یا تابش هیدروژن هست(وقتی که الکترون هیدروژن از سطح انرژی سه به دو میره (جل الخالق)) و هرجا توی تصویر رنگ نارنجی باشه نشون دهنده این هست که تابش هیدروژن در اون ناحیه بیشتره. من 5 تا عکس از تلسکوپ هابل دانلود کردم، پردازش کردم و کارهای مقدماتی رو انجام دادم، حالا چطور این 5 تا عکسو با هم ترکیب کنم؟ با Channel mixing  چون 5 تا عکسه یکم دردسر داره . این تصویر سیاه سفید(Gray) از این 5 تاس:اول میایم و هر 5 تا عکس رو توی فتوشاپ باز می کنیم، بعد هرکدومو Sellect All می کنیم و هر عکس رو می‌بریم توی یه فایل جدید و به عنوان یه لایه قرار می‌دیم. قسمت لایه‌ها میشه مشابه عکس زیر(قسمت 1):اسم هر لایه رو به اسم فیلترش تغییر میدیم که اشتباه نکنیم. بعد لایه‌های بالایی رو از حالت مرئی بودن خارج می‌کنیم و با پایین‌ترین لایه شروع می‌کنیم (عکس بالا- قسمت2). از قسمت ابزار قوطی رنگ رو انتخاب می‌کنیم و رنگش رو به رنگی که می خوایم تغییر میدیم، بعد حالت و مود رو روی Multiply میذاریم و تغییرات دیگه رو اعمال می کنیم.حالا یه جایی از عکس کلیک می کنیم که عکس مشابه عکس زیر میشه:بهتره بجای اینکه با قوطی رنگ، عکس رو رنگی کنیم، با استفاده از لایه‌ها اینکارو انجام بدیم (ایجاد یه لایه روی لایه عکس، رنگی کردن....). اینجوری کنترل بهتری روی رنگ‌ها و ترکیبشون خواهیم داشت.این کارو برای تمام لایه‌های عکس انجام می‌دیم و هر لایه رو با رنگی که مدنظرمون هست رنگی می کنیم. به قسمت لایه‌ها اگه نگاه کنیم، مشابه تصویر زیر (قسمت 1) خواهد بود که نشون دهنده اینه که هر لایه به رنگ مورد نظر در اومده:بعد لایه دوم رو انتخاب می کنیم و حالت لایه رو از Normal به Screen تغییر می‌دیم. این‌کارو برای بقیه لایه‌ها (به غیر از لایه اول یا لایه زیرین) انجام میدیم (عکس بالا قسمت 2). در نهایت با تغییر نور، رنگ، شفافیت و ... یه همچین عکسی خواهیم داشت:که باز هم با دستکاری رنگ و نور و... می‌تونیم هر جور که دوست داریم عکس‌مون رو بسازیم. حتما نباید مشابه عکسی که منتشر کردن باشه، بسته به سلیقه یا کار علمی که می‌خوایم انجام بدیم رنگ‌ها می‌تونه متفاوت باشه، قبلاً گفتم این رنگ‌ها واقعی نیست و اگه ما از نزدیک نگاه می کردیم، چنین رنگ هایی رو نمی‌دیدیم.توضیحاتی در خصوص این جرم آسمانی : اینجا و اینجا و اینجاتوی گاهنامه قبلی در مورد دستگاهی که می‌خوام بسازم برای نشون دادن جهت و نزدیک شدن ایستگاه فضایی بین‌المللی صحبت کردم، گفتم که می‌خوام بجای اون روباته که ظاهر بچگونه‌ای داره از یه جعبه استفاده کنم، امروز جعبه رو طراحی کردم که سه بعدی اون یه همچین شکلیه:پشت ستاره‌ها و ISS دیودهای نوری (LED) قرار میگیره، و روشن شدن ستاره‌ها جهت رو نشون میده که با تغییر سرعت چشمک زدنشون، فاصله تقریبی رو مشخص میکنه، هر موقع هم چراغ پشت ISS روشن شد، نشون دهنده رسیدن ایستگاه فضایی بین المللی به محدوده دیده شدنه. فایلش به فرمت اتوکد هست که باید بدم برای برش لیزری.جناب آقای دست انداز در پستی در خصوص ریشه‌دار کردن کاکتوس در آب نوشتن. گفتم برای امتحان منم اینکارو کنم ببینم میشه یا نه. دو نمونه کاکتوس گذاشتم داخل آب ببینم چی اتفاقی واسشون می افته، ریشه دار میشن یا می‌پوسن.شاید دو تای سمت چپی ساکولنت باشهالبته قبلا تجربه مشابهی با گیاه دیفن باخیا داشتم. این گیاه به شدت به آب حساسه، اما توی آب ریشه دار شد و رشد کرد. خیلی بهتر از اونایی که توی خاک بودن.صحبت گیاهان شد، اینم دو نمونه گیاهان منطقه خوزستان، اولی گیاه سورگوم یا ذرت دانه ای که برای علوفه کشت میشه، مثل ذرته اما بلال نمیده.اینم گیاه نی هست که توی جوی و مانداب‌ها سبز میشه:</description>
                <category>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Sat, 20 Aug 2022 10:48:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گاهنامه هفت</title>
                <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa/%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA-m6yenm6gd0hf</link>
                <description>یه مدتیه که یه چیزی زده به سرم و می خوام بسازمش. اینروزا کمی سرم خلوت شده و گفتم یکم به ساخت چیزایی واسه دل خودم برسم. بقول معروف کارهای اتینا (عطینا).  این متن هم دلیه و قرار نیست چیز بدرد بخوری باشه. این دستگاهی که می خوام بسازم یه جورایی ردیاب ایستگاه فضایی بین المللیه و جهت حرکتشو نشون میده، وقتی هم نزدیک محل سکونت ما شد چراغش روشن میشه و اخطار میده.اول می خواستم یه عروسک مث روبات درست کنم (عکس زیر) و چندتا چراغ توی سرش بذارم که با عوض شدن رنگ چراغ‌ها، فاصله و جهت ISS (ایستگاه فضایی بین المللی) رو نشون بده، بعد گفتم خیلی ظاهرش بچگونه میشه اگه بخوام اینور اونور نشون بدم و بفرستم کمی ضایع اس، تصمیمم گرفتم یه جعبه چوبی واسش بسازم. هنوز جعبه رو طراحی نکردم.یه طراحی سریع از روباتی که می خواستم بسازمداستان از این قراره که ISS بزرگ‌ترین دست‌ساخته بشره که در ارتفاع حدود 400 کیلومتری زمین با سرعت حدود 27 هزار کیلومتر در ساعت حرکت می‌کنه. بخاطر سرعت زیاد، حدود 15 بار در روز به دور زمین می‌چرخه. حدود 109 متر طول، 73 متر عرض و حدود 420 تن وزن داره. مسیر حرکت و زمان رد شدنش توی سایت‌های مختلفی قابل استخراجه و به راحتی می‌شه اونو وقتی از نزدیکی محلمون رد میشه ( به شرطی که شرایط دیدنش محیا باشه) دید. قبلا در یک پست توضیحاتی نوشتم که از این آدرس می‌تونین ببینین. دستگاهی که می‌خوام بسازم، به اینترنت وصل میشه و از طریق دریافت اطلاعات ایستگاه فضایی بین المللی، می‌تونه تشخیص بده که فاصله‌اش تا ما چقدره. موقعیت ایستگاه فضایی بین المللی در یک روز و ساعت خاصیه سایت متن باز (Open source) هست که مختصات ISS (ایستگاه فضایی بین المللی) رو بصورت API در اختیار کاربر میذاره. این خروجی API هست که با کلیک کردن روی لینک مختصات رو نشون میده. حالا API چی هست داستانش مفصله. ساده‌اش اینه که یه سری برنامه‌های کامپیوتری هستن که بجای اینکه ما اونارو دانلود و روی گوشی، کامپیوتر، لپ‌تاپ... نصب کنیم، نویسنده برنامه، اونارو روی اینترنت قرار داده و ما درخواست اجرای برنامه رو برای اون سایت می‌فرستیم و سایت نتیجه برنامه رو برای ما می‌فرسته. مثلا برای سایت هواشناسی، شهری که هستیم رو می‌فرستیم و سایت اطلاعات هواشناسی رو می‌فرسته. یا در این سایت، ما درخواست میدیم که محل ISS رو به ما بگه و سایت مختصات رو برای ما میفرسته. اینجوی حجم برنامه‌ای که ما می‌نویسیم خیلی کم خواهد شدقطعاً دستگاه‌های دیجیتال اینچنینی باید یه مغز الکترونیکی داشته باشن تا دستوراتی که بهش می‌دیم رو اجرا کنن، مثلاً در این مورد، دستگاه باید بتونه به اینترنت وصل بشه، بر اساس زمان‌بندی مناسب درخواست به اون سایت بده، اطلاعات سایت رو بخونه و پردازش کنه و بر اساس اون یه سری تصمیمات بگیره (مثلا چراغ‌هایی رو روشن و خاموش کنه). حالا من بهشون میگم مغز الکترونیکی، اصطلاحات درست تری دارن که شرحشون توی اینترنت هست و می تونین بخونین و استفاده کنین. مغزهای الکترونیکی مختلفی وجود داره، مثلاً میکروکنترلر‌های AVR یا ARM یا سی‌پی‌یو های کامپیوتر. بعضی شرکت‌ها اومدن و این میکروکنترلرها رو داخل بوردهایی قرار دادن تا استفاده کننده‌ها ساده تر بتونن ازش استفاده کنن( مثلا آردوینو یا رزبری پای). اگه یادتون باشه توی یکی از گاهنامه‌های قبلی در مورد ماژول ESP8266 که برای اتصال به وای-فای ازش استفاده میشه صحبت کردم. این ماژول داخلش یه میکروکنترلر داره که امکان برنامه نویسی برای این میکروکنترلر هم هست، یعنی میشه هم به عنوان ارتباط دهنده وای-فای ازش استفاده کرد و هم مث یه کامپیوتر کوچیک برنامه ریزیش کرد. فرصت شد حتما توضیحاتی در مورد نحوه پروگرام کردنش و سایر توضیحات خواهم نوشت.ساده‌ترین و ارزان‌ترین ماژول وای-فایمی خوام یه پیج دیگه درست کنم و توضیحات و آموزش‌هایی که می‌نویسم رو بذارم توی اون یکی پیج، می‌خوام وقتی توی فضای سایبری (از این به بعد بجای فضای مجازی از فضای سایبری استفاده کنیم) به اشتراک میذارم و دوستان واقعی و هم‌گروهی‌ها و ...می‌بینین زیاد وارد جزئیات زندگی شخصیم که اینجا در موردشون می‌نویسم نشن، یه جورایی مث جدا کردن زندگی شخصی از زندگی مجازی. حالا کجا این پیج رو باز کنم، اسمشو چی بذارم و ...هنوز موندم. شاید توی همین ویرگول باشه شاید هم توی اومیگو. نظر شما چیه؟ یکی دو ماه پیش یه پیج توی اومیگو باز کردم، فکر کنم بد نباشه، برای نوشتن و صفحه‌بندی امکاناتش از ویرگول بهتره. البته من که ویرگولو عمراً رها کنم. اگه هم اونجا نوشتم حتماً لینکشو اینجا میذارم. خوبی نوشتن توی دو تا سایت مختلف اینه که می‌تونم همزمان هم با ویرگول کار کنم هم با اومیگو، اگه بخوام توی ویرگول دوتا اکانت داشته باشم، باید هی از این اکانت به اون اکانت بشم، دردسر داره. پس ویرگول منو ببخش که جای دیگه هم می نویسم.یکی از چالش‌های دستگاهی که می خوام درست کنم اینه که باید فاصله بین دو نقطه که طول و عرض جغرافیایی معینی دارن رو حساب کنم. اون سایت مختصات جغرافیایی ISS رو میده، یعنی جایی که ایستگاه فضایی بین المللی دقیقاً بالای سر اون نقطه قرار گرفته. حالا باید از روی این مختصات تعیین کنیم که فاصله‌اش تا ما چقدره. یه فرمول محاسباتی داره که به راحتی میشه اونو پیدا کرد. خوشبختانه یکی از دوستان ویرگولی توضیحات خوبی دادن، از اینجا توضیحات‌شونو ببینین. همینطور این لینک و این لینک. اینم یکی از کاربرد‌های مثلثات. مثلثاتی که همیشه باعث کم شدن معدلم میشد و معمولا شیش یا هفت میگرفتم و ثلث آخر با کمک معلم پاس می کردم. فکر کنم دوستان نوجوون نمی دونن ثلث چیه!!!بقول شاعر شیرین سخن:در گوشه مستراح ماندن/ بهتر ز مثلثات خواندنلعنت به برادران سینوس/ تانژانت و کتانژانت و کسینوسگرچه مثلثات در حقم خیلی بدی کرد، اما از وقتی که فهمیدم چی هست و کارش چیه عاشقش شدم. خوب بسلامتی نتایج کنکور هم اومد. خبری از دوستان کنکوری ندارم و نگفتن که چیکار کردن و چیکار نکردن. البته به ما هم ربطی نداره و به خودشون مربوطه، اما خوب توی این مدت حسابی غصه اشونو خوردیم و دلداریشون دادیم و یاد زمان کنکور خودمون افتادیم، یه جورایی در غم و شادیشون شریکیم. تجربه نشون داده که اغلب کنکوری‌ها وقتی کنکور قبول میشن دیگه طاقچه بالا میذارن و دیگه واسشون افت داره بیان ویرگول و بنویسن. کلاً دنبال کارهای فاخر هستن و اگه هم بنویسن نه کامنت میذارن، نه لایک می کنن و نه حتی جواب کامنت هارو میدن. جواب سلام هم بزور میدن. فکر نمی کنم بخاطر مشغله درس و امتحانات باشه، مگه کسی که میره دانشگاه درس هم می خونه؟ شاید جوگیر میشن که... بگذریم.با دیدن این عکس، یاد &quot;سلام الاغ عزیز...&quot; افتادم. یادش بخیر. فیلمشو توی سینما دیدم، به بهونه بردن پسرخاله 7-6 ساله ام برای دیدن فیلم، چهار پنج تا آدم بزرگ رفتیم سینما، بعد دیدیم که توی سینما همه اینجورین و تعداد بزرگا خیلی بیشتر از بچه هاس.  https://www.aparat.com/v/wpnkD/laquo%3B%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%BA_%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2%21%26raquo%3B_%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%87_%D9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2%DB%8C_%DB%B2%DB%B5_%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87_%D8%B4%D8%AF </description>
                <category>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Sat, 13 Aug 2022 10:41:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گاهنامه ششم</title>
                <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa/%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%B4%D9%85-fuuj8mpny700</link>
                <description>وضعیت آب و هوا هم داستانی شده واسه خودش. همه جا بارون میاد، اینجا بارون خاک. فکر کنم دوره آخر زمونه. ساعت حدود هشت و نیم شب (شنبه 8 مرداد 1401) یه دفعه دیدم یه صدای باد و طوفان میاد، رفتم توی حیاط که چشمتون روز بد نبینه. آسمون به طرز ترسناکی قرمز و روشن شده بود. اینم عکس‌هاش. هیچ دستکاری و تصحیح رنگی هم نشده. رنگاش واقعیه. ما که نمی تونیم بریم مریخ حالشو ببریم. مریخ رو اوردن برای ما. دستشون درد نکنه.صحبت مریخ شد. راستی دوست دارین برای سفر بی بازگشت به مریخ ثبت نام کنین؟حکایت دندون آدمیزاد چیه که اینقدر همه و همیشه باهاش مشکل داریم؟ روند تکامل‌مون به بیراهه رفته؟ یا لایف استایل و تغذیه‌مون (گوشتخوار شدیم) بر اساس تکامل نیست. این سئوالات فلسفی و علمی همه هیچی، چرا اینقدر هزینه های درمان بالاس؟ یکی از مشکلات تربیتی بچه‌های زمان ما این بود که همیشه مارو از دکتر می‌ترسوندن، اینکارو کنی می‌بریمت دکتر آمپول بزنه، شیرینی زیاد بخوری می‌بریمت دکتر دندوناتو بکشه...این شد که همیشه از دکتر فراری هستیم و تا وقتی کارد به استخون و دندون به عصب نرسه سراغ دکتر نمی‌ریم. احتمالاً این ترس هم باید به همه فوبیاهایی که از بچگی بهش مبتلا هستیم، اضافه کنیمتوی گاهنامه قبلی در مورد پردازش عکس های خام و داده های نجومی گفتم. یکم در این زمینه کار کردم و فیلم‌های آموزشی دیدم. اولین تجربه ام این شد:این عکس کهکشان مارپیچی M74 یا NGC628 در صورت فلکی حوته که از سه باند از دوربین MIRI جیمز وب استفاده شده. MIRI مخفف Mid-Infrared Instrument به معنی ابزار مادون قرمز-میانی و یکی از دوربین‌ها و به عبارت درست‌تر، حسگرهای تلسکوپ فضایی جیمزوبه. یه سری فیلترها هم روی این دوربین نصب می‌شن که عکس زیر این فیلترهارو نشون میده:همونطور که می‌بینین، فیلترها روی یه صفحه دایره‌ای چرخ مانند نصب شده که با گردش چرخ، یه فیلتر خاص جلوی حسگر میاد و فقط اجازه عبور یه طول موج خاص رو میده. (فیلمی در این خصوص)در  عکسی که پردازش کردم، از فیلتر  f1130w (طول موج 11.3 میکرومتر)، فیلتر f770w (طول موج 7.7 میکرومتر) و فیلتر 1000w (طول موج 10 میکرومتر) استفاده شده که هر کدوم از این فیلترها کانال‌های رنگی قرمز، آبی و سبز رو تشکیل داده. هر فیلتر یا به عبارتی هر موج  نشون دهنده مواردی مثل وجود آب، دی اکسید کربن، متان... هست. این کهکشان حدود 31 میلیون سال نوری از ما فاصله داره و جزیره ای از حدود 100 میلیارد ستاره اس.بعد سایتی پیدا کردم که امکان دانلود دادهای خام چند تا تلسکوپ زمینی رو فراهم کرده. تلسکوپ های استفاده شده به قدرت تلسکوپ جیمزوب نیست، اما عکس های جالبی میشه توش پیدا کرد.می خواست باهام علوم کار کنه  می‌گفت کربن دی اکسید و من میگفتم دی اکسید کربن)بعد سایتی پیدا کردم که امکان دانلود دادهای خام چندتا تلسکوپ زمینی رو فراهم کرده. تلسکوپ ‌ای استفاده شده به قدرت تلسکوپ جیمزوب نیست، اما عکس‌های خام جالبی میشه توش پیدا کرد.تصویر زیر، ابرهای منطقه &quot;رو مارافسای&quot; (Rho Ophiuchi) در فاصله 460 سال نوری زمینه که از داده‌های خام تلسکوپ AUS-2 که در استرالیا قرار داره استفاده کردم. رنگ آبی به علت انعکاس نور ستاره‌های اطراف و  رنگ زرد و قرمز به دلیل انتشار و تابش گازهای سحابیه. این ابرها یکی از نزدیک‌ترین محل تولید ستاره‌های نزدیک به ماست. کلا کار مهیجیه. درسته لذت عکسی که خودمون بگیریم رو نداره، اما همینم خوبه و می تونیم به سلیقه خودمون عکس های نجومی رو پردازش کنیم.اینم چند تا آموزش در این خصوص: آموزش 1 آموزش 2 آموزش 3</description>
                <category>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Sat, 06 Aug 2022 10:21:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گاهنامه پنج</title>
                <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa/%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D9%86%D8%AC-mgqsoxuty0zx</link>
                <description>همونطور که میدونین، در ازمنه ماضی، برای اینکه عکس یا فیلم بگیرن، به یه برگه حساس به نور، نور میتابوندن، روی این برگه حساس به نور مواد شیمیایی (نوعی بلور) بوده که جاهایی که نور زیاد بهش می‌خورده بلور تیره‌تر، و جاهایی که نور کمتر بهش می‌خورده بلور کمرنگ تر می‌شده. بخاطر همین تصویری بوجود می‌اومده که هم سیاه و سفید (غیررنگی) بوده و هم عجیب غریب که بهش نگاتیو (یا منفی) می‌گفتن. یه همچین چیزی: بعد اگه عکس بود که اونو چاپ می کردن و اگه فیلم بود بصورت پازیتیو (مثبت) در می‌اُوردن و نمایش می‌دادن. اینجوری سالیان سال مردم حال کردن و فیلم دیدن و لذت بردن. چون در اون زمان مواد شیمیایی خاص کشف نشده بود که به رنگ هم حساس باشه، بخاطر همین نمی‌تونستن رنگ‌هارو ثبت کنن و همه فیلم‌ها و عکس‌ها سیاه سفید بود. با خودشون گفتن چیکار کنیم چیکار نکنیم که بتونیم فیلم رنگی بگیریم و حالشو ببریم؟ یه کار با مزه به ذهنشون رسید. اینکه از اون صحنه با سه تا دوربین فیلمبرداری کنن و روی یکی از دوربین‌ها یه فیلتر سبز، روی یکی فیلتر قرمز و روی یکی فیلتر آبی بذارن. به این ترتیب از اون صحنه سه تا نوار فیلم داشتن که با هم متفاوت بودن. بعد این فیلم‌هارو ظاهر می‌کردن و موقع پخش فیلم با سه تا آپارات همزمان پخش می‌کردن که روی لنز یکی از آپارات‌ها فیلتر آبی، روی یکی فیلتر سبز و روی یکی فیلتر قرمز بوده. این سه تا نور روی پرده با هم ترکیب می‌شدن و یه تصویر رنگی بوجود می اومده. البته این سه رنگ فیلتر به عنوان مثال بود، بسته به تکنیک فیلمبرداری از تعداد فیلترهای مختلف و رنگ‌های مختلف استفاده می کردن. مثلاً این صفحه ویکی‌پدیا چهل پنجاه تا از این روش‌هارو اسم برده.  حتی لازم نبوده سه تا دوربین و سه تا آپارات باشه، با منشور و لنزهای مختلف اینکارو انجام می‌دادن. چند سال بعدش هم که فیلم‌های رنگی اومد بازار که به رنگ حساس بودن و دیگه احتیاجی به این همه کار نبود. دوستان قدیمی حتما نگاتیو دوربین‌های عکاسی غیر دیجیتال رو یادشونه.از چنین تکنیکی برای عکس‌های ماهواره‌ای استفاده می کنن، یعنی بجای اینکه یه عکس رنگی (از زمین یا آسمون) بگیرن، در کانال های مختلف (طیف‌های مختلف نوری) عکس میگیرن. مثلا میگن فلان ماهواره 4 تا کانال داره، یکی قرمز، یکی آبی، یکی سبز و یکی مادون قرمز. حالا اگه 3 تا کانال قرمز و آبی و سبزو با هم مخلوط کنن یه عکس رنگی بوجود میاد که عکس واقعیه، مث عکس‌هایی که توی برنامه گوگل ارث می‌بینین. از کانالی که در باند مادون قرمز عکس می‌گیره برای اهداف دیگه استفاده می‌کنن، مثلاً متوجه میشن که کدوم قسمت از عکس درجه حرارت بیشتری داره، یا اگه جنگلی، مزرعه‌ای، فضای سبزی...هست، مشخص میشه که آیا گیاهان آب مناسب بهشون می‌رسه یا نه. بعد میان بجای استفاده از مثلاً باند رنگ قرمز (بسته به هدفی که دارن)، از باند مادون قرمز استفاده می‌کنن و تصویر رنگی رو از طریق این سه تا باند(آبی-سبز-مادون قرمز) تهیه می‌کنن. چون طیف‌های مادون قرمز برای چشم انسان مرئی و قابل دیدن نیستن، بخاطر همین ممکنه تصویر بوجود اومده کمی غیرواقعی باشه. یه همچین چیزی:خوب مسلمه که اگه از بالا به این منطقه نگاه کنیم، همچین رنگ‌هایی خوشرنگ و صورتی رو نمی‌بینیم، اما اون محقق از روی این رنگ می‌تونه بفهمه (ببخشید متوجه بشه) که اونجایی که پررنگ تره چه خبره و چه اتفاقی افتاده.توی تلسکوپ جیمزوب هم از این خاصیت استفاده کردن. بجای اینکه یه عکس رنگی از آسمون بگیرن، در طول موج‌های مختلف مادون قرمز عکس می‌گیرن(در گاهنامه قبل گفتم چرا در طیف مادون قرمز تصویر برداری میکنه). هر طول موج مشخص کننده یه چیزی هست، مثلا وجود آب، وجود اتم‌های هیدروژن، وجود کربن...بعد دانشمندا از این عکسا متوجه میشن که داستان چیه و کلی اطلاعات ازش استخراج می کنن.همونطور که توی گاهنامه قبل گفتم، بعضی از این عکس‌ها با طیف‌های مختلف، که بهش داده‌های خام می‌گن رو برای دانلود گذاشتن و می‌شه از بین این عکس‌ها با طول موج‌های مختلف، اونی که مد نظرمون هست رو انتخاب و یه تصویر رنگی درست کنیم، که این تصویر رنگی الزاماً رنگهاش، رنگی نیست که در واقعیت دیده میشه. یه کارهایی با استفاده از داده های خام جیمزوب انجام دادم که در گاهنامه بعدی درمورد خواهم نوشت.معمولاً برای دستگاه‌های الکترونیکی که می‌سازم، از جعبه‌های آماده استفاده می‌کنم. این جعبه‌ها در ابعاد مختلف در مغازه‌ها یا سایت‌ها هست و بعد که می خرم، سولاخ (سوراخ) می کنم و برش میدم و مدار دستگاه رو داخلش میذارم. اگه دقت و حوصله کنیم، تروتمیز میشه و اگه حال و حوصله نداشته باشیم زیاد خوب نمیشه. این دو مدل از این جعبه هاس:چند وقت پیش برای کاری لازم بود که 14 تا دستگاه مشابه بسازم. اگه می خواستم 14 تا جعبه بگیرم و سوراخ کنم و برش بدم، خیلی وقت میگرفت. به ذهنم رسید که با برش لیزری جعبه درست کنم. کمی طراحی اون وقت گیره اما هم نتیجه‌اش بهتره، و هم در نهایت اگه بخوای حساب کنی زمان کمتری نسبت به آماده کردن 14 تا جعبه می‌گیره. بعد دیدم نتیجه کار خوبه، سعی کردم برای بقیه کارهام از این روش استفاده کنم. الان یه توضیح مختصر میدم، یه دفعه سر فرصت به عنوان یه پست منتشرش می کنم.اول کار با طراحی شروع میشه که از نرم افزار اتوکد استفاده می کنم. بر حسب اینکه می خوام چیکار کنم و اندازه بورد چقدره و چقدر احتیاج به فضا داره طراحی رو شروع می کنم. این تصویر دو بعدی از کل جعبه‌اس. دستگاه برش لیزری هم قابلیت برش دادن داره و هم قابلیت حک (با اون هک اشتباه نشه) کردن و شیار دادن. توی فایلی که کار می کنیم از یه رنگ برای برش (مثلا رنگ سفید) و از یه رنگ برای حک (مثلا قرمز) استفاده می‌کنیم. برای اطمینان از اینکه اندازه ها درسته، خوب به هم فیت میشه، کم و زیادی نداره و... بهتره بهش بُعد بدیم و سه بعدیش کنیم. بعد که مطمئن شدیم همه چیز اوکیه، میدیم برای برش. اینکه جنس جعبه چی باشه بسته به انتخاب ما داره، معمولا پلکسی گلاس خوبه، مثل طلقه و براق و خوشگل در رنگ‌های مختلف. اگه بوردمون تروتمیز و خوشگل باشه می‌تونیم از پلکسی‌های شفاف هم استفاده کنیم.من معمولاً از جنس چوب استفاده می کنم، هم سبک تره و هم ارزون تر. رنگ ها و نقش‌های مختلفی داره. این همون 14 تا دستگاهی هست که واسشون جعبه ساختم. 4 رنگ از رنگ های مختلف رو می‌تونین ببینین.بعد فایلو برای شرکتی که کار برش انجام میده می‌فرستم و بهش میگم که جنسش از چی باشه. قیمتش بسته به جنس ماده انتخاب شده، زمان برش و زمان حک مختلفه. مثلا این 14 تا جعبه هر کدوم دونه‌ای 25 تومن و این جعبه 35 تومن هزینه‌اش شد. اینم چند تا عکس از موقع برش:بعد قسمت‌های برش داده شده رو تحویل میگرم:و بعد با چسب مایع (چسب آهن یا کرافت) بهم می چسبونم. برای اطمینان از محکم بودن بهش چسب 123 یا دوقلو هم میزنم.و بعد قطعات و بورد رو جاگذاری می کنم (که عکسشو ندارم)کمپین جستجوی سیارک‌های این دفعه هم تمام شد و گواهیش اومد. این سری گروه‌مون دو تا سیارک دیگه پیدا کرد که برای ثبت اولیه فرستاده شد. کمپین دوم هم چند روزیه شروع شده اما هنوز داده‌هارو ارسال نکردن. معمولاً دوتا کمپین بین المللی در سال هست که در تابستون انجام میشه.</description>
                <category>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jul 2022 11:46:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گاهنامه چهار</title>
                <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa/%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-fagfenrxhvqw</link>
                <description>این هفته خبر اومد که به گفته ناسا، اهواز  با 46.5 درجه گرم‌ترین نقطه زمین گزارش شده. راست و دروغشو نمی‌دونم و توییتر NASA Earth هم باز نشد که ببینم درسته یا نه. اما اینکه به این دما برسیم طبیعیه و روزهای بالای 50 درجه تجربه کردیم. البته این دمایی که اعلام میشه، مربوط به فضای باز و در سایه‌اس. در جاهایی مثل نقاط مرکزی شهر که کولرهای زیادی روشنه و آسفالت خیابون هوا رو گرم‌تر میکنه و تردد ماشین‌ها زیاده، دما بیشتر از این هم خواهد شد. فکر کنم جهنم به این گرمی نباشه، بهرحال خدا دلش بحال‌مون میسوزه و آتیش جهنمو زیاد نمی‌کنه.لوله‌هاتون(منظورم لوله‌کشی آب خونه‌اس) سولاخ (سوراخ) شده و نشتی داره (به سبک تبلیغات تلویزیونی بخونین)؟ از کتری برقیتون آب چکه می‌کنه و جای دست نداره که بهش چسب دوقلو بزنین؟ تکه‌ای از مجسمه‌تون شکسته و اون تکه شکسته شده به فنا رفته و نیست که به مجسمه بچسبونین؟ می‌خواین به بشقاب قدیمی مادربزرگتون گیره بچسبونین و به دیوار آویزون کنین و هیچ چسبی بهش نمی‌چسبه؟ دیگر نگران نباشید، چاره شما استفاده از چسب خمیری میل پوکس جلاسنجه.تعجب نکنین، بازاریاب این چسب نشدم، فقط خواستم بگم چسب بکار و خوبیه. گاهی اوقات جایی که می‌خوایم چسب دوقلو بزنیم زیاد جادست نداره و نمیشه بخوبی چسب مالیش کرد، یا اینکه موقع چسب زدن شره می کنه و سرجاش نمی‌ایسته، اما این چسب چون بصورت خمیره، خیلی راحت می‌تونیم بهش شکل بدیم و بذاریم روی جایی که می‌خوایم بچسبونیم و یا درزگیری و نشت‌گیری (چکه گیری) کنیم. توی قوطی دو تا خمیر هست (سفید و خاکستری)، یه چیزی مثل چسب دوقلو. باید به نسبت مساوی از هر دو خمیر برداریم و خوب با هم مخلوط کنیم. دقیقا مث خمیر بازی. بعد ازش استفاده کنیم و هرچی دوست داشتیم بهم بچسبونیم (منظورم چیزای قابل چسیبدنه). خوبیش هم اینه که خشک شدنش کمی طول می‌کشه و به راحتی می‌تونیم بهش شکل بدیم. گاهی وقتا هم که یه قطعه از وسیله‌مون لب پر شده و قسمت شکسته شده به فنا رفته، می‌تونیم با این خمیر شکلی مشابه قطعه شکسته شده بسازیم و وسیله‌مون رو ترمیم کنیم.برای مدل سازی و قطعه‌سازی هم خوبه، مثلا یه بار می‌خواستم یه پیستون برای موتور استرلینگ درست کنم، چیکار کنم چیکار نکنم، با همین چسب یه پیستون درست کردم.توی دیجی کالا رفتم تا ببینم قیمت چسب چقدر شده، بعد به نظرات کاربران رسیدم که چشمتون روز بد نبینه، دیگه نظرات کاربران هم بالای 18 شده، چرا نظرات اینچنینی رو پاک نمی‌کنن؟ جالبه که مسئولین جوابش هم دادن. برای اینکه به زحمت نیوفتین اسکرین شات از این نظر گرفتم و آپلود کردم. اما خواهشا زیر 30 سال کلیک نکنین. زشته. بده. نگی که نگفتی. اسکرین شات نظردر ضمن دو مدل از این چسب هست، یکی سریع خشک که در عرض 15 دقیقه سفت میشه، یکی هم آرام خشک که دو سه ساعت خشک شدنش طول میکشه و برای همین بخوبی میشه بهش شکل داد و ازش استفاده کرد.دوستان زمین تخت گرا (کسایی که میگن زمین کروی نیست و مسطح و تخته. هنوز هستن همچین آدما؟ بله بوفور) توی گروه تلگرامیشون، تلسکوپ جیمز وب رو مسخره کرده بودن که مگه ممکنه این همه خرج کنن و تلسکوپ بفرستن هوا و بعد عکس‌هاشو به راحتی در اختیار دیگران قرار بدن؟!؟! امروز فهمیدم(ببخشید متوجه شدم) که نه تنها عکس‌ها، بلکه داده‌های خام رو در اختیار عموم قرار میدن تا مردم خودشون داده هارو پردازش کنن. فعلا زیاد باهاش کار نکردم. به نتیجه ای رسیدم حتما برای دوستانی که علاقمند هستن تعریف می کنم.برای مایی که برای سهل‌الوصول‌ترین داده‌هامون مثل داده‌های هواشناسی از دانشجو و محقق طلب پول می‌کنیم یا می‌گیم که باید اسم‌مون توی پروژه و مقاله و ...باشه این موارد به نظر عجیب میاد. البته مسلما داده‌های کامل و اصلی در اختیار عموم نیست و فقط برای دانشمندا و محققین هست. اما خوب همینم خوب و ارزشمندهراستی اگه به داده‌های هواشناسی احتیاج داشتین، یکی از سایت‌های ناسا این قابلیت رو داره که با استفاده از ماهواره‌های تشعشع سنج سطح زمین، داده های هواشناسی مثل دما، رطوبت، سرعت باد...رو از روی تشعشع برآورد کنه و در اختیارتون بذاره. من و چند تا از دوستان چک کردیم و به نتیجه رسیدیم که تقریبا قابل اعتماده و با واقعیت همخونی داره.  سایتش اینه، چطور میشه ازش استفاده کرد سرفرصت توضیح میدم. برای دسترسی به سایت احتیاج به &quot;قندشکن&quot; هست. البته ایران سایت رو نبسته، بخاطر تحریم ها آمریکای جهانخوار دسترسی مارو محدود کرده.این هفته مشغول بومی سازی هواپیمای گلایدری که در گاهنامه قبلی توضیح دادم، بودم. فعلا پرینت اولیه اونو گرفتم، اما هنوز نساختم و چکش نکردم (بماند به یادگار) </description>
                <category>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Sat, 23 Jul 2022 11:17:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گاهنامه سه</title>
                <link>https://virgool.io/@azarakhshaaa/%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B3%D9%87-pbr2fivhkzzn</link>
                <description>گاهی انجام کارهای بچگانه حس و حال خوبی به آدم میده (خداییش همیشه، نه فقط گاهی)، یکی از این‌کارها ساختن هواپیماهای کاغذی و بخصوص هواپیماهایی که پرواز می کنن هست. گلایدرها (هواسُرها) یعنی هواپیماهای بدون موتوری که قابلیت پرواز دارن، یه چیزی تو مایه هواپیماهایی که برادران رایت ساختن، از جمله هواپیماهایی کم هزینه‌ای هستن که ساختن اونا ساده‌اس و میشه به راحتی درستشون کرد. یکشنبه با اینکه کلی کار داشتم، به سرم زد یه گلایدر کوچیک و جمع و جور که نقشه اونو قبلا پرینت گرفته بودم درست کنم. توضیحات ساختشو از این سایت می تونین بخونین. فقط نصف مقوای A4 و یه گوش پاک کن و مقداری چسب لازمه.این عکس هواپیماس قبل از رنگ آمیزی:اینم بعد از رنگ کردن:پرواز خوبی هم داشت. خیلی نرم و با کلاس. البته هر هواپیمایی، حتی  موشک‌های کاغذی، برای یه پرواز خوب باید تنظیم بشن، یعنی هواپیما باید متعادل باشه تا بتونه درست پرواز کنه. یکی از راه های بالانس هواپیما اینه که هواپیمارو از بال (یا مرکز جرم) بلند میکنیم و با توجه به عکس زیر متوجه می‌شیم که کدوم قسمت هواپیما سنگین تره.از دیدن پرواز هواپیما هم میشه اینکارو انجام داد. اگه هواپیما بعد از پرتاب با سر به طرف زمین پرواز کرد، اصطلاحا میگن دایو کرده،  یعنی سر و دماغه هواپیما سنگینه که باید یکم وزنه به انتهای هواپیما اضافه کرد (شکل اول). اگه بعد از پرتاب هواپیما به سمت بالا رفت و دوباره برگشت پایین که بهش می‌گن استال کردن، یعنی دماغه هواپیما سبکه و باید کمی وزنه به دماغه هواپیما اضافه کرد. اینم عکس تعدادی از هواپیماهام هست. هواپیما بزرگ وسطیه موتور بنزینی داره و پرواز میکنه، دو سه تاشون هواپیمای مدل و تزئینی هستن، بقیه اشون هم کاغذی و مقوایین (دلم نیومده پرتابشون کنم ببینم پرواز می‌کنن یا نه)حالا گفتم کار بچگانه، اما خداییش همه آموزش ها و کسایی که توی اینکارا هستن، بچه نیستن و آدم بزرگن. وسط نوشت: تویی بحث خلاقیت، یکی از موانع خلاقیت اینه که &quot;شادی و سرگرمی مخصوص بچه هاس&quot;، که توی جامعه ما به شدت مشاهده میشه.بعد نوشت: شاید الگوی این هواپیمارو اصلاح کردم و آموزش ساخت اونو بذارم. اینقدر که این چند روزه توی فضای مجازی در مورد جیمز وب خوندم و دیدم و شنیدم، دیگه حالت تهوع گرفتم. اما همینم خوبه. اینکه درمورد علوم بخونیم و آگاه بشیم و بفهمیم دنیا چه خبره و از کجا آمده ایم و آمدنمون بهر چی بوده. حالا که همه در موردش گفتن و نوشتن، چرا من نگم و ننویسم؟تلسکوپ‌هایی که روی زمین هستن یه سری محدودیت‌ها دارن، مثلاً بخاطر وجود ذرات هوا، یه سری از طول موج‌های نور حذف میشن، یا اینکه بخاطر آلودگی نوری، اجرام کم نور خوب دیده نمیشن، یا بخاطر حرکت مولکول‌های هوا تصاویر ناواضح خواهند شد. سال‌ها پیش، این ایده مطرح شد که یه تلسکوپ بسازن و به فضا بفرستن تا مشکلات تلسکوپ‌های زمینی رو نداشته باشه. با کلی مشکلات و چالش‌های مختلف، تلسکوپ فضایی هابل ساخته شد و در فاصله حدود 400 کیلومتری زمین قرار گرفت و هنوزم که هنوزه تصاویر خیره کننده‌ای از اعماق آسمون میگیره و سالی نیست که دانشمندارو شگفت زده نکنه. از قابل توجه‌ترین عکس‌هایی که هابل گرفته، تصویر فراژرف آسمانه که توش 10 هزار کهکشان دیده میشه. حالا چرا این عکس اینقدر مهمه؟ تصویر فراژرف هابلسرعت نور حدود 300 هزار کیلومتر در ثانیه‌اس که با یه ضرب ساده میشه فهمید (ببخشید درک کرد) که در یک سال، نور حدود 12^ 10 *9 ( 9 با 12 تا صفر جلوش) کیلومترو طی میکنه. حالا اگه کهکشانی از ما مثلاً 19^ 10 *9 کیلومتر فاصله داشته باشه، نور 10 میلیون سال طول میکشه (برای همین میگن این کهکشان ده میلیون سال نوری با ما فاصله داره) تا از این کهکشان بیاد و به چشم ما برسه. یعنی تصویری که ما از این کهکشان میبینیم مربوط به 10 میلیون سال پیشه و ما داریم به گذشته این کهکشان نگاه می کنیم.  طبق نظریه‌ها مهبانگ (بیگ‌بنگ) حدود 13.8 میلیارد سال پیش اتفاق افتاد و جهان ما بوجود اومد، توی تصویر &quot;فراژراف هابل&quot; کهکشان‌هایی دیده میشن که فاصله‌اشون از ما حدود 13 میلیارد سال نوری هست، یعنی ما داریم به کهکشان‌هایی نگاه می کنیم که حدود 800 میلیون سال بعد از مهبانگ بوجود اومدن (وقتی که تنها حدود 5 درصد از عمر جهان گذشته) و دانشمندا تونستن اطلاعات خوبی از این عکس درخصوص مهبانگ و اتفاقات اون به دست بیارن.اما جیمزوب، که یکی از های‌تک‌ترین (Hi tech) دست ساخته‌های بشره بعد از چند سال که پرتابش به تاخیر افتاد و مشکلاتی که واسش بوجود اومد، بالاخره پارسال (1400) پرتاب شد و بعد از چند ماه تنظیمات اولیه و سرد شدن، بالاخره اولین تصاویرش این هفته منتشر شد.هرچی قطر آینه تلسکوپ بیشتر باشه، قابلیت جمع آوری نور بیشتر میشه و می‌تونه اجرام کم نور ترو نشون بده. قطر آینه تلسکوپ هابل 2.4 متره و قطر آینه تلسکوپ جیمز وب 6.5 متر که نشون دهنده قدرت بالای تلسکوپ جیمزوبه. تلسکوپ هابل در نور مرئی(کمی هم مادون قرمز) تصویربرداری می کنه و تلسکوپ جیمزوب در نور مادون قرمز. چرا؟ بماند. مقایسه آینه تلسکوپ هابل و جیمزوبگفتیم که هابل حدود 400 کیلومتری زمینه، اما جیمزوب در فاصله حدود 1.5 میلیون کیلومتری و حدود 4 برابر فاصله زمین تا ماه و در یکی از نقاط لاگرانژی قرار گرفته. نقطه لاگرانژی چیه؟ شما هرجای فضا که باشی، بالاخره جاذبه اجرام بزرگ آسمانی(مثل خورشید، زمین، سیاره مشتری...) وجود داره و خواه ناخواه به سمت اون اجرام کشیده میشین، اما جاهایی از فضا و اطراف اجرام آسمانی وجود داره، که نیروهای جاذبه‌ای که از اجرام مختلف وارد میشن برآیندشون صفره و به نوعی همدیگه رو خنثی می‌کنن، پس اگه در این نقاط چیزی، مثلا ماهواره، تلسکوپ... قرار بدین ثابت و بی‌حرکت می‌مونه و به سمت اجرام کشیده نمیشه، به این نقاط، نقاط لاگرانژی میگن (البته به این سادگیا هم نیست). اطراف زمین 5 نقطه لاگرانژی وجود داره و جیمز وب توی نقطه لاگرانژی شماره2 قرار گرفته.مقایسه فاصله جیمزوب و هابل تا زمینموقعیت جیمزوب در نقطه لاگرانژی دوتلسکوپ هابل چون نزدیک زمین بود (نسبتاً) هر بار مشکلی واسش پیش می‌اومد و احتیاج به تعمیر داشت، دسترسی بهش ممکن بود و می‌تونستن تعمیرش کنن، اما دسترسی به جیمزوب غیرممکنه و بخاطر همین باید نهایت سعیشون رو می‌کردن که بدون خطا و خرابی سالها کار کنه. بخاطر همین پرتابش اینقدر طول کشید.این عکس،یکی از اولین تصاویر جیمزوبه که منتشر شد. اندازه ظاهری این تصویر در آسمون به اندازه دانه شنیه  که در فاصله دست تا چشم قرار گرفته. اینکه تصویر یخورده حالت دایره مانند داره بخاطر پدیده لنز گرانشیه که یه موقع دیگه درموردش میگم.اینم مقایسه عکسی که هابل گرفته با جیمزوب.اینم نشون دهنده محدوده زمانی هست که هر تلسکوپ داره. منظور اینه که بخاطر اینکه تلسکوپ جیمزوب قوی تره و در محدوده طول موج مادون قرمز کار میکنه، امکان دیدن کهکشان های اولیه که بعد از مهبانگ بوجود اومدن رو داره. برای دیدن ستاره های خیلی قدیمی، احتیاج به تلسکوپ های قوی ترکه در محدوده مایکروویو کار میکنن هست که هنوز ساخته نشده.دیشب (21 تیرماه 1401) گذر ایستگاه فضایی بین المللی بود که این عکسو برای گروهمون گرفتم:</description>
                <category>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</category>
                <author>ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</author>
                <pubDate>Sat, 16 Jul 2022 09:28:01 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>