<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Artin mx</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@azartin511</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-07 14:43:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4236906/avatar/3K5FSw.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Artin mx</title>
            <link>https://virgool.io/@azartin511</link>
        </image>

                    <item>
                <title>جکسون قسمت چهارم</title>
                <link>https://virgool.io/@azartin511/%D8%AC%DA%A9%D8%B3%D9%88%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-apk2sshjkjgi</link>
                <description>و چون چاقو خورده بود ازش خونه زیادی رفته بود و وسط کوچه غش می کنه صبح روز بعد مردم جنازه تام را وسط کوچه پیدا می کنند و یکی زنگ می زنگه اورژانس و بردن بیمارستان و دکتر گفت مرده خلاصه جک دوتا دستار گرفت اسم دوتا دستار ها مایلا وکیلان است جک بهشون گفت برید توی خونه جکسون و گاوصندوقی که در اتاق است به دزدید و برایم بیارید مایلا وکیلا ساعت دو شب رفتند دم خونه جکسون و در را با سنجاق قفلی باز کردند و رفتند طبقه بالا و گاوصندوق را برداشتند و داشتند از پله پایین می رفتند پله می شکنه و می خورند زمین گاوصندوق محکم می افتد روی مایلا و می میرد وکیلان هم زخمی می شود و در همان لحظه پلیس بیاد توی کوچه و صدای افتادن مایلا وکیلان و گاوصندوق را می شنود</description>
                <category>Artin mx</category>
                <author>Artin mx</author>
                <pubDate>Sun, 21 Sep 2025 11:52:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جکسون قسمت سوم</title>
                <link>https://virgool.io/@azartin511/%D8%AC%DA%A9%D8%B3%D9%88%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-af08lthpb3tn</link>
                <description>جک رفت با سنجاق قفلی در حیاط را باز کرد و از پله رفت بالا در خونه را هم با سنجاق قفلی باز کرد وارد خونه شد و سریع رفت توی اتاق جکسون در همان لحظه تام آمد دم خونه جکسون چون کیف پولش را جا گذاشته بود در حیاط را باز کرد و از پله ها رفتم بالا و جک هم فهمید یکی دارد می آید برای سریع داشت می رفت توی کمد قایم شود یک دفعه پایش محکم به گلدون توی اتاق خورد و تام صدا را شنید و فهمید کسی خونه است سریع رفت توی خونه و جک را توی اتاق با پای زخمی دید و جک تا آمد بلند شود و فرار کند تام افتاد روی جک تا فرار نکند در همان لحظه جک چاقویش را از جیبش در آورد و زد توی شکمه تام و انداختش آن بر و فرار کرد و تام هم داشت از درد فریاد می کشید تام یک دفعه باشد رفت دنبال جک از پله رفت پایین و رفت توی کوچه</description>
                <category>Artin mx</category>
                <author>Artin mx</author>
                <pubDate>Sat, 20 Sep 2025 18:40:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جکسون قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@azartin511/%D8%AC%DA%A9%D8%B3%D9%88%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-se4s8eyjc6kp</link>
                <description>ولی یکی از دوستانش از جکسون نفرت دارد و ازش خوش نمی آید اسم دوستش جک است جکسون بعد از چند روز مریضی بدی گرفت و سه ماه در بیمارستان بستری بود دکترش جوابش کرده بود و همه کاری کرده تا جکسون خوب شود ولی جوابی نداد جکسون خوب نشد و هنوز توی بیمارستان بستری بود و بعد از یک هفته فوت کرد و رفت آن دنیا همه دوستانش ناراحت بودند به جزء دوستش جک جک خیلی خوشحال بود که جکسون مرده است خلاصه یکی از دوستانش به نام تام خونه جکسون را گذاشت برای فروش ولی کسی خونه را نمی خرید چون خونه کلنگی و قدیمی است تام دید کسی خونه را نمی خرید بیخیال فروش شد و الان کلید خونه جکسون دست تام است یک شب جک آمد دم خونه جکسون تا آن گاوصندوق را به دزد</description>
                <category>Artin mx</category>
                <author>Artin mx</author>
                <pubDate>Sat, 20 Sep 2025 11:56:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جکسون قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@azartin511/%D8%AC%DA%A9%D8%B3%D9%88%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-rvog1wgjbdxw</link>
                <description>روزی روزگاری در شهر لوماس پسری به نام جکسون زندگی می کند این شهر هوای پاکیزه و تمیزی دارد این شهر از صبح تا شب شلوغ است و مغازه و پاساژ های زیادی دارد پول درآوردن در این شهر خیلی سخته خلاصه خونه جکسون در یک کوچه باریک و کوچک است که ماشین را به هیچ عنوان نمیشه در کوچه برد خونه جکسون قدیمی و آجوری است توی خونه این جوری که وقتی در را باز می کنی پله می خوره می رود طبقه بالا و وارد خونه میشی پله قدیمی است و قتی داری می روی بالا صدای می دهد جکسون توی اتاقش یک گاوصندوق دارد که توش یک عالمه پول طلا است و همه دوست دارند آن گاوصندوق را به دزدند و موفق نشدند جکسون دوست های خوب و مهربونی دارد ولی </description>
                <category>Artin mx</category>
                <author>Artin mx</author>
                <pubDate>Fri, 19 Sep 2025 21:16:17 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>