<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد رضا آذین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@azin</link>
        <description>محمدرضا آذین | مدیر تیم آکادمی آموزش انتخاب | مربی فروش و بازاریابی | توسعه دهنده کسب و کار | مدرس سازمان مدیریت صنعتی | آموزش به بیش از 5000 نفر در سراسر کشور | هم بنیان گذار نیتروسل</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 19:46:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/172/avatar/5Q4zqh.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد رضا آذین</title>
            <link>https://virgool.io/@azin</link>
        </image>

                    <item>
                <title>وقتی کودکان ما زودتر از ما، با «مرگ» آشنا می‌شوند</title>
                <link>https://virgool.io/@azin/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7-%D8%B2%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-iwztjpoxpgcy</link>
                <description>چند روز پیش، دخترم لیانا، درباره همکلاسی‌اش حرف زد.دختری به نام آنیلا.آنیلا دیگر به مدرسه بر نمی‌گردد. (دلیلش را خودتان در این روزهای سخت ایران می‌دانید طاقت توضیح دادن ندارم)لیانا، با همان صدای کودکانه‌ای که هنوز بوی بازی و خنده می‌دهد، گفت: «بابا، شاید آنیلا یه روزی توی یه بدن دیگه دوباره بیاد… شاید بچه‌ی من بشه. یادته روح‌ها دوباره به دنیا میان!»او این را از انیمیشن Soul یاد گرفته بود.از آن‌جایی که روح‌ها می‌آیند، تجربه می‌کنند و دوباره به چرخه زندگی برمی‌گردند.من اما به یک چیز دیگر فکر می‌کردم:چرا یک کودک باید برای آرام کردن خودش، به فلسفه تناسخ پناه ببرد؟ در انیمیشن Soul، روح‌ها قبل از آمدن به زمین، «جرقه - spark» دارند؛ نه هدف بزرگی، نه قهرمانی، فقط دلیل زندگی.زندگی یعنی مزه‌ی پیتزا، صدای موسیقی، لمس برگ‌ها، خندیدن بی‌دلیل، شوق زندگی و ...اما واقعیت اینجاست:بعضی از کودکان ما، قبل از آن‌که فرصت پیدا کنند شوقشان یا جرقه‌شان را زندگی کنند، وارد مفاهیمی می‌شوند که حتی برای بزرگسالان هم سنگین است:#مرگ، #فقدان، #بی_عدالتی.بدتر از آن، ما گاهی ناخواسته این زخم را عمیق‌تر می‌کنیم.وقتی دوربین می‌آوریم، وقتی از کودکان می‌خواهیم «قوی باشد»،وقتی احساساتش را به اجبار به نمایش عمومی تبدیل می‌کنیم تا بهره‌برداری خودمان را بکنیم!کودک، ابزار روایت نیست.کودک، خودش روایت است.بفهمید!لیانا تلاش می‌کرد با زبان خودش، دنیا را قابل‌تحمل‌تر کند.او نمی‌خواست مرگ را بفهمد؛ می‌خواست نبودن را تاب بیاورد.شاید انیمیشن Soul برای بزرگ‌ترها درباره «معنای زندگی» باشد، اما برای کودکان ما، گاهی فقط یک پناهگاه روانی است؛جایی برای توضیح دادن چیزی که هیچ توضیح عادلانه‌ای ندارد.ما در سرزمینی زندگی می‌کنیم که کودکانش زود بزرگ می‌شوند، نه به خاطر استعداد، بلکه به خاطر تجربه‌هایی که نباید مال آن‌ها باشد.سؤال من این نیست که چرا لیانا این‌طور فکر می‌کند.سؤال من این است:ما چه کرده‌ایم که کودکانمان مجبور شده‌اند این‌طور فکر کنند؟اگر قرار است چیزی یاد بگیریم،شاید این باشد:کودکان نیاز ندارند قوی باشند،نیاز دارند امن و در امان باشند.و شاید وظیفه ما این استقبل از آن‌که به آن‌ها درس زندگی بدهیم،کمی زندگی را برایشان امن‌تر کنیم.این یک دل نوشته بود از روزهای سخت ایران که به همه ما گذشت و برای بچه‌های ایران 🖤 که امید دارم روزی ایران آباد را تجربه خواهند کردند. #ایران 🖤</description>
                <category>محمد رضا آذین</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Sat, 31 Jan 2026 21:15:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولویت‌بندی منابع یادگیری فروش | نقشه راه حرفه‌ای فروش انسان محور</title>
                <link>https://virgool.io/pauseacademy/%D8%A7%D9%88%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-ybhqb6olfvl0</link>
                <description>یادگیری فروش، با خواندن چند کتاب تکنیک‌محور یا دیدن چند فیلم انگیزشی اتفاق نمی‌افتد. فروش یک مهارت انسانی، ذهنی و سیستمی است و اگر منابع یادگیری آن به‌درستی و در زمان مناسب انتخاب نشوند، نتیجه می‌تواند «فروش پر فشار، فرسودگی و حتی آسیب به برند شخصی» باشد.در این مقاله از پاز آکادمی، منابع مهم فروش (کتاب‌ها، فیلم‌ها و سخنرانی‌های TED) را بر اساس اولویت یادگیری و سطح بلوغ فروشنده دسته‌بندی کرده‌ایم؛ به‌گونه‌ای که اگر فردی این مسیر را مرحله‌به‌مرحله طی کند، نگاهش به فروش برای همیشه تغییر کند.سطح اول یادگیری فروش | اصلاح ذهنیت و هویت فروشندههدف این مرحله: اصلاح تصویر ذهنی فروش و ساخت هویت سالم در فروشنده است این که یاد بگیره فروش بد نیست.کتاب‌های ضروری فروش در سطح ذهنیتStart With Why – Simon Sinekاین کتاب نقطه شروع فروش حرفه‌ای است. فروشنده‌ای که «چرای خود» را نداند، ناخواسته به سمت فشار، تخفیف و توجیه می‌رود.To Sell Is Human – Daniel Pinkدنیل پینک فروش را از یک شغل، به یک مهارت انسانی تبدیل می‌کند. این کتاب پایه فلسفی فروش انسانی است و کاملاً با فروش مدرن هم‌راستا است.Influence – Robert Cialdiniکتاب مرجع روانشناسی نفوذ و تصمیم‌گیری. این کتاب برای دستکاری نیست؛ برای فهم این است که انسان‌ها چگونه تصمیم می‌گیرند.سخنرانی‌های TED پیشنهادی در این سطحSimon Sinek – How Great Leaders Inspire ActionDaniel Pink – The Puzzle of Motivationاگر فروشنده‌ای فقط همین منابع سطح اول را به‌درستی درک کند، از بخش بزرگی از بازار جلوتر است.سطح دوم یادگیری فروش | احساس، عزت نفس و ارتباط انسانیهدف این مرحله: فروش بدون فرسایش، اضطراب و ترس از «نه» شنیدن است.کتاب‌های فروش مبتنی بر هوش هیجانیSales EQ – Jeb Blountاین کتاب پلی است میان فروش و هوش هیجانی. فروشنده یاد می‌گیرد احساسات خود و مشتری را مدیریت کند.Never Split the Difference – Chris Vossنگاه مذاکره‌ای مبتنی بر احساس، همدلی و شنیدن فعال؛ نه بازی قدرت.روانشناسی فروش – برایان تریسیکتابی کاربردی برای تقویت ذهنیت فروش، اما بهتر است به‌عنوان مکمل استفاده شود.TEDهای کلیدی این مرحلهBrené Brown – The Power of VulnerabilityAmy Cuddy – Your Body Language May Shape Who You Areسطح سوم یادگیری فروش | ساختار، فرآیند و حرفه‌ای‌گریهدف این مرحله: تبدیل فروش به یک فرآیند قابل تکرار و قابل اندازه‌گیری است.کتاب‌های ساختار فروش حرفه‌ایSPIN Selling – Neil Rackhamمدل کلاسیک و علمی فروش به سازمان‌ها (B2B). تمرکز بر سؤال‌پرسیدن به‌جای ارائه زودهنگام.The Challenger Sale – Matthew Dixonمخصوص بازارهای اشباع و مشتریان آگاه. فروشنده به جای دنباله‌روی، چالش فکری ایجاد می‌کند.Fundamentals of Selling – Charles Futrellمنبع آکادمیک و ساختاری برای نظم ذهنی فروشندگان.سطح چهارم یادگیری فروش | منابع پرریسک و فروش تهاجمیهدف این مرحله: شناخت فروش تهاجمی بدون تقلید کورکورانهکتاب‌های فروش با مصرف آگاهانهWay of the Wolf – Jordan Belfortفقط برای فروشندگانی که مراحل قبلی را گذرانده‌اند. تقلید بدون بلوغ، منجر به فروش سمی می‌شود.رازهای قطعی کردن فروش – Zig Ziglarکلاسیک و الهام‌بخش، اما متعلق به نسل قدیمی فروش.فیلم‌های پیشنهادی برای یادگیری فروشفیلم‌های الهام‌بخش فروشThe Pursuit of Happyness | تاب‌آوری و هویت فروشندهThe Founder | سیستم‌سازی فروشMoneyball | تصمیم‌گیری مبتنی بر دادهJoy | ورود محصول جدید به بازارفیلم‌های فروش با نگاه نقادانهGlengarry Glen Ross / Boiler RoomThe Wolf of Wall Streetسطح پنجم یادگیری فروش | درک تصمیم‌گیری مشتریسخنرانی‌های TED درباره تصمیم‌گیریDan Ariely – Are We in Control of Our Own Decisions?Julian Treasure – How to Speak So That People Want to Listenجمع‌بندی نهایی مقالهیادگیری فروش یک مسیر تدریجی است، نه مجموعه‌ای از تکنیک‌ها. فروشنده حرفه‌ای:ابتدا انسان را می‌فهمدسپس فرآیند فروش را می‌سازدو در نهایت سیستم فروش پایدار ایجاد می‌کندفروش پایدار از آگاهی شروع می‌شود، نه از فشار.این مقاله به‌عنوان نقشه راه یادگیری فروش در پاز آکادمی و تیم‌های فروش حرفه‌ای قابل استفاده است. ما در پاز آکادمی مدتی است روی یک دوره آموزشی کار می کنیم به اسم سلز کاپیتال که اعتقاد داریم یکی از کامل ترین دوره‌های آموزشی فروش است اگر تمایل دارید می توانید به ما پیام دهید تا با هم گفت و گو کنیم.</description>
                <category>محمد رضا آذین</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Tue, 06 Jan 2026 22:47:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک تکنیک روانشناسی که دیگران را متقاعد می‌کند: چرا باید روی «نیمه پر لیوان» تمرکز کنید؟</title>
                <link>https://virgool.io/pauseacademy/%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B1-%D9%84%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-mnmbfrtsiqea</link>
                <description>مقدمهآیا تا به حال برایتان پیش آمده که یک پیشنهاد کاملاً منطقی و سودمند را به کسی ارائه دهید، اما با کمال تعجب با پاسخ منفی او روبرو شوید؟ چرا با اینکه همه چیز به نفع اوست، باز هم پیشنهاد شما را رد می‌کند؟ پاسخ این سوال در یک خطای ذهنی رایج و یک تکنیک روانشناسی قدرتمند به نام «قاب‌بندی» (Framing) نهفته است. این مقاله به شما نشان می‌دهد که چطور با درک این تکنیک و تأثیر شگفت‌انگیز آن، می‌توانید در متقاعد کردن دیگران بسیار مؤثرتر عمل کنید.۱. اصل اساسی: دردِ از دست دادن، قوی‌تر از لذتِ به دست آوردن استاساس تکنیک قاب‌بندی بر یک اصل بنیادین روانشناسی استوار است: مغز انسان به طور طبیعی برای محافظت از بقا، به ضررها و ترس‌ها وزن بسیار بیشتری نسبت به منافع و سودها می‌دهد. این واکنش ریشه در ساختار مغز ابتدایی ما دارد که برای بقا، به شناسایی و اجتناب از تهدیدها اولویت می‌دهد، نه صرفاً به دنبال کردن فرصت‌ها.ترس از دست دادن چیزی بسیار قوی‌تر از لذت به دست آوردن آن چیز است.این سوگیری ذهنی باعث می‌شود که ما هنگام تصمیم‌گیری، بیشتر از آنکه به دنبال کسب یک منفعت باشیم، به دنبال اجتناب از یک ضرر هستیم. وقتی دیگران پیشنهاد ما را می‌شنوند، ذهنشان به صورت ناخودآگاه ابتدا به دنبال ریسک‌ها و خطرات احتمالی می‌گردد.۲. اشتباه رایج: چرا شفافیت درباره «ریسک‌های کوچک» نتیجه معکوس می‌دهد؟شاید فکر کنید بهترین راه برای جلب اعتماد دیگران این است که کاملاً منطقی و شفاف باشید و حتی ریسک‌های کوچک را هم به آن‌ها بگویید؛ مثلاً: «نگران نباشید، فقط ۲ درصد احتمال خطا وجود دارد». اما این رویکرد اغلب نتیجه معکوس می‌دهد.وقتی شما روی یک ضرر، هرچند کوچک، تمرکز می‌کنید، شنونده آن «۲ درصد» ریسک را در ذهن خود به شکل نامتناسبی بزرگنمایی می‌کند و گاهی آن را چندین برابر چیزی که واقعاً هست، سنگین و محتمل می‌بیند. چرا؟ چون مغز به صورت غریزی روی تهدید متمرکز می‌شود و آن را بسیار جدی‌تر از آنچه هست، ارزیابی می‌کند.برای مثال، فرض کنید می‌خواهید یک نرم‌افزار حسابداری بفروشید:رویکرد اشتباه: گفتن اینکه «ببینید، از بین ۱۰۰ مشتری که داشتیم، فقط دو سه نفر ناراضی بودند و بقیه راضی هستند.»پیامد: ذهن مشتری فوراً روی آن دو یا سه نفر ناراضی قفل می‌شود و از خود می‌پرسد: «نکند من هم یکی از آن‌ها باشم؟». در نتیجه، به احتمال زیاد پیشنهاد شما را رد می‌کند.به یاد داشته باشید که متقاعدسازی یک فرآیند کاملاً احساسی است، نه منطقی. اشاره به کوچکترین ضررها می‌تواند بزرگترین ترس‌ها را فعال کند.۳. راه حل عملی: هنر قاب‌بندی مثبتراه حل، تغییر «قاب» پیامتان است. به جای تمرکز بر ریسک‌ها و نکات منفی، باید تمام توجه خود را به سمت دیگر ماجرا معطوف کنید. دستورالعمل اصلی این است: همیشه روی نیمه پر لیوان، یعنی منافع، سود و نکات مثبت تمرکز کنید.قدرت این تکنیک را می‌توان در مثال پزشک و عمل جراحی به وضوح دید. یک پزشک می‌خواهد بیمار را برای انجام یک عمل ضروری متقاعد کند و می‌تواند پیام خود را به دو شکل قاب‌بندی کند:قاب‌بندی منفی (ناکارآمد): «باید بدانید که در حدود ۲ درصد از موارد، این عمل با عوارض جانبی همراه است.»قاب‌بندی مثبت (متقاعدکننده): «خبر خوب این است که در ۹۸ درصد موارد، این عمل کاملاً موفقیت‌آمیز و بدون هیچ مشکلی انجام می‌شود.»هر دو جمله یک حقیقت را بیان می‌کنند، اما تأثیرشان کاملاً متفاوت است. جمله دوم با تمرکز بر درصد بالای موفقیت، به بیمار احساس امنیت و امید می‌دهد و ترس او را مدیریت می‌کند. این کار فریبکاری نیست؛ بلکه یک رویکرد اخلاقی برای کمک به فرد در غلبه بر یک سوگیری شناختی غیرمنطقی (بزرگنمایی ریسک‌های کوچک) است تا بتواند تصمیمی عقلانی بگیرد که به نفع سلامتی اوست. اگر پزشک از قاب‌بندی منفی استفاده کند، بیمار ممکن است به خاطر ترس از عمل صرف‌نظر کند و با خطر بزرگتری مواجه شود.جمع‌بندی: از امروز قاب نگاهتان را تغییر دهیدتکنیک قاب‌بندی به طرز شگفت‌انگیزی ساده اما قدرتمند است. این تکنیک در هر جنبه‌ای از زندگی، از فروش و بازاریابی گرفته تا مدیریت تیم و روابط روزمره، کاربرد دارد. این اصل حتی در تصمیمات ساده روزمره نیز کاربرد دارد؛ تفاوت بین گفتن «فقط ۵ درصد احتمال باران وجود دارد» و «به احتمال ۹۵ درصد هوا آفتابی است» می‌تواند تعیین‌کننده لغو یا اجرای یک برنامه باشد. با تغییر قاب پیام خود از ضرر به منفعت و از ریسک به موفقیت، می‌توانید تأثیرگذاری کلام خود را به شکل چشمگیری افزایش دهید.شما می‌توانید تمامی اپیزودهای رادیو هارمونی رو در سایت ما یا در تلگرام مشاهده کنید.شما در کدام بخش از کار یا زندگی‌تان می‌توانید با تمرکز بر «۹۸ درصد موفقیت» به جای «۲ درصد شکست»، نتایج بهتری بگیرید؟</description>
                <category>محمد رضا آذین</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Fri, 02 Jan 2026 16:35:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک راز روانشناسی برای تبدیل «نه» به «بله»: قدرت شگفت‌انگیز تکنیک جایگاه‌سازی</title>
                <link>https://virgool.io/pauseacademy/%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%84%D9%87-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-mfupdm3o5h93</link>
                <description>۱. مقدمه: کلافگی از شنیدن «نه»احتمالاً برای شما هم پیش آمده است: در یک اداره دولتی گیر کرده‌اید، یک درخواست ساده در بانک دارید یا در موقعیتی هستید که یک «نه» قاطع تمام برنامه‌هایتان را به هم می‌ریزد. این موقعیت‌های کلافه‌کننده که در آن‌ها احساس می‌کنیم کاری از دستمان برنمی‌آید، برای همه ما آشناست. اما اگر راهی وجود داشته باشد که با یک تغییر ظریف در کلام، بتوانید شانس شنیدن «بله» را به شکل چشمگیری افزایش دهید، چه؟این مقاله برای معرفی یک تکنیک متقاعدسازی قدرتمند و در عین حال ساده نوشته شده است که «تکنیک جایگاه‌سازی» نام دارد. با یادگیری این روش، می‌آموزید چگونه با بخشیدن قدرت به دیگران، مسیر رسیدن به خواسته‌هایتان را هموارتر کنید.۲. تکنیک جایگاه‌سازی: قدرتی که به دیگران می‌بخشیدمفهوم اصلی این تکنیک بسیار ساده است: شما به طور غیرمستقیم به طرف مقابل جایگاه یا قدرتی بالاتر از آنچه واقعاً دارد، نسبت می‌دهید. شما با این کار، او را در موقعیتی قرار می‌دهید که دوست دارد آن جایگاه را حفظ کند و برای اثبات توانایی‌اش، به شما کمک کند.ترکیب کلامی کلیدی در این تکنیک این است:«لطفاً، خواهش می‌کنم، اگه می‌تونید دستور بدید...»روانشناسی پشت این جمله ساده اما مؤثر به این صورت عمل می‌کند:«لطفاً» و «خواهش می‌کنم»: این کلمات یک درخواست احساسی ایجاد می‌کنند. انسان‌ها به طور طبیعی تمایل دارند به کسی که با خواهش و نیاز درخواستی را مطرح می‌کند، کمک کنند.«اگه می‌تونید»: این عبارت به شکلی ظریف، توانایی فرد مقابل را به چالش می‌کشد. او در ذهن خود با این سؤال مواجه می‌شود: «یعنی چی که نمی‌تونم؟ حتماً می‌تونم!». این حس باعث می‌شود بخواهد توانایی خود را به شما ثابت کند.«دستور بدید»: این بخش کلیدی ماجراست. شما با این کلمه، به او قدرتی را نسبت می‌دهید که احتمالاً در آن جایگاه ندارد (مثلاً قدرت «دستور دادن»)، اما داشتن این قدرت برای او خوشایند است. او احساس می‌کند که شما او را فردی مهم‌تر و قوی‌تر می‌بینید.این سه بخش در کنار هم، یک چارچوب ذهنی برای طرف مقابل می‌سازند که در آن، کمک کردن به شما راهی برای اثبات توانایی و حفظ جایگاه جدیدش است.۳. از تئوری تا عمل: چگونه یک کارمند بانک متقاعد شد؟برای درک بهتر این تکنیک، به این داستان واقعی از محسن رحیمی توجه کنید. او برای نقد کردن یک چک به بانکی مراجعه می‌کند که در آنجا شناخته شده نیست. پس از ایستادن در صف، متصدی بانک از او کارت ملی می‌خواهد، در حالی که او کارت ملی خود را به همراه ندارد. متصدی قاطعانه می‌گوید که بدون کارت ملی، این کار غیرممکن است.در آن لحظه، همه چیز گره خورده به نظر می‌رسید. محسن با خودش فکر کرد: «چه دردسری شد! الان باید از بانک بیرون بروم، به خانه برگردم، کارت ملی را پیدا کنم، دوباره به بانک برگردم و در صف بایستم... اگر تا آن موقع بانک نبسته باشد! کلی از زمانم را از دست می‌دهم.» او به شدت نیاز داشت تا راهی برای حل مشکل در همان لحظه پیدا کند.در این لحظه که به نظر می‌رسید کارش گره خورده، او از تکنیک جایگاه‌سازی استفاده کرد و با لحنی ملتمسانه گفت:لطفاً میشه خواهش کنم اگه میشه و می‌تونید دستور بدید که اینو یه کاریش کنن معاونی چیزی قانونی بالاخره تأیید بشه اگه میشهها اگه میشه دستور بدید لطفاً اگه می‌تونید دستور بدید اینو حل کنن...چه اتفاقی افتاد؟ متصدی بانک، که حالا در ذهن خود حس قدرت و توانایی می‌کرد، دیگر نگفت «نمی‌شود». در عوض، بلند شد، با همکارش صحبت کرد، راهی برای حل مشکل پیدا کرد و در نهایت چک را نقد کرد. او با این کار، جایگاه قدرتمندی را که به او نسبت داده شده بود، در عمل ثابت کرد.۴. قانون طلایی: چرا این تکنیک باید غیرمستقیم باشد؟یک قانون بسیار مهم در اجرای این تکنیک وجود دارد: جایگاه‌سازی زمانی بیشترین تأثیر را دارد که فرد واقعاً و رسماً آن قدرتی را که شما به او نسبت می‌دهید، نداشته باشد.اگر شما به طور مستقیم به او بگویید: «من می‌دونم که شما این قدرتو دارید»، احتمالاً با یک گارد دفاعی مواجه می‌شوید. او ممکن است بگوید: «نه آقا، من فقط یک کارمند ساده‌ام و چنین اختیاری ندارم». گفتن مستقیم، او را وادار به انکار می‌کند.اما وقتی به شکل غیرمستقیم می‌گویید «اگه می‌تونید دستور بدید»، در واقع دارید می‌گویید: «برداشت من این است که شما چنین قدرتی دارید». این جمله فشاری روی او نمی‌آورد، بلکه باعث می‌شود از این تصور مثبت شما خوشحال شود و تلاش کند تا به آن جایگاه ذهنی دست پیدا کند.۵. فراتر از بانک: کاربردهای روزمره تکنیک جایگاه‌سازیاین تکنیک فقط به بانک محدود نمی‌شود. شما می‌توانید از آن در موقعیت‌های روزمره مختلفی استفاده کنید:در فرودگاه: برای درخواست یک صندلی بهتر در هواپیما. جالب است بدانید گوینده داستان اصلی ذکر می‌کند که از هر ۱۰ باری که از این تکنیک برای گرفتن صندلی بهتر استفاده کرده، ۵ بار موفق شده است؛ نتیجه‌ای فوق‌العاده در مقایسه با ۹ باری که مطمئن بود بدون این درخواست، در ردیف‌های آخر می‌نشست.در ادارات دولتی: برای پیش بردن کارهایی که به نظر می‌رسد خارج از چارچوب وظایف یک کارمند است. برای مثال، در اداره تأمین اجتماعی که ممکن است برای یک کار کوچک شما را به روز دیگری موکول کنند، این تکنیک می‌تواند کارساز باشد.در محیط کار: برای درخواست تنظیم یک جلسه مهم از یک منشی یا دستیار. («خواهش می‌کنم اگه می‌تونید دستور بدید یک جلسه با مدیرعامل برای ما هماهنگ کنن.»)در ارتباط با فرزندان: برای سپردن مسئولیت و ایجاد حس توانمندی در آن‌ها. («اگه می‌تونی امشب خودت مدیریت تولدتو به عهده بگیر و خریدها رو انجام بده.»)البته می‌توانید کلمات را متناسب با موقعیت تغییر دهید. به جای «دستور بدید»، می‌توانید از عباراتی مانند «مدیریت کنید» یا «خودتون این کار رو انجام بدید» استفاده کنید. اصل ماجرا یکی است: به فرد مقابل جایگاهی بالاتر از موقعیت فعلی‌اش بدهید.۶. نتیجه‌گیری: نوبت شماست که مکالمه را تغییر دهیدمتقاعدسازی همیشه به معنای بحث و استدلال نیست؛ گاهی فقط تغییر دادن ظریفِ زاویه دید دیگران است. تکنیک جایگاه‌سازی به شما کمک می‌کند با قدرتمند کردن دیگران، به اهداف خودتان برسید. این یک روش ساده است که به جای ایجاد تقابل، حس همکاری و توانمندی را برمی‌انگیزد.حالا شما فکر کنید، در کدام موقعیت بعدی می‌توانید با «قدرت بخشیدن» به دیگران، نتیجه‌ای متفاوت رقم بزنید؟راستی می تونید از اینجا تمامی قسمت های رادیو هارمونی رو گوش کنید</description>
                <category>محمد رضا آذین</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Sat, 27 Dec 2025 13:31:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه تکنیک روانشناسی برای متقاعدسازی که شاید هرگز نشنیده‌اید</title>
                <link>https://virgool.io/pauseacademy/%D8%B3%D9%87-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D8%B1%DA%AF%D8%B2-%D9%86%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AF-fqqatbwi3fif</link>
                <description>تا به حال چند بار در موقعیتی قرار گرفته‌اید که نیاز به متقاعد کردن دیگران داشته‌اید اما در نهایت به نتیجه دلخواه نرسیده‌اید؟ چه در یک جلسه کاری مهم، چه در گفتگویی خانوادگی یا حتی یک مذاکره ساده، همه ما با چالش تاثیرگذاری بر دیگران روبرو شده‌ایم. بسیاری تصور می‌کنند که متقاعدسازی به معنای بحث و جدل و ارائه دلایل محکم است، در حالی که این مهارت بیشتر از هر چیز به درک روانشناسی انسان و نحوه تصمیم‌گیری او بستگی دارد.در واقع، persuasion کمتر به زور و بیشتر به ظرافت ارتباط دارد. این هنرِ ساختن پل‌های روانی است که فرد مقابل را با میل و رضایت به سمت دیدگاه شما هدایت می‌کند. در این مقاله، با الهام از پادکست &quot;رادیو هارمونی&quot;، قصد داریم سه تکنیک کلامی قدرتمند و برخلاف تصور عمومی را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آن‌ها می‌توانید نفوذ کلام خود را به شکل چشمگیری افزایش دهید. این روش‌ها نه بر پایه فشار، که بر پایه ایجاد اعتماد و احساسات مثبت بنا شده‌اند.1. پیشنهاد بزرگ، درخواست کوچک: هنر عقب‌نشینی استراتژیکداستان از میدان نقش جهان اصفهان شروع می‌شود، جایی که مردی از کردستان با لباس خوشگل، تر و تمیز و باحالش در حال فروش یک جعبه ابزار آلمانی بود. او با اشتیاق تمام ویژگی‌های جعبه ابزار کامل خود را توضیح داد: برند معتبر، کیفیت بالا، و کاربردهای متنوع. سپس قیمت را اعلام کرد: حدوداً ۱۴ میلیون تومان. وقتی با پاسخ منفی خریدار مواجه شد و دید که او در حال دور شدن است، ناگهان استراتژی خود را تغییر داد.او گفت: &quot;باشه، حالا جعبه رو نمی‌خوای بخری، حداقل این یه دونه انبردستی رو از من بردار.&quot; قیمت این انبردستی حدود ۶۰۰ هزار تومان بود؛ درخواستی بسیار کوچک‌تر و قابل قبول‌تر از پیشنهاد اولیه. این تکنیک که &quot;پیشنهاد بزرگ، درخواست کوچک&quot; نام دارد، یک عقب‌نشینی استراتژیک است. روانشناسی پشت این روش چندلایه و هوشمندانه است. اول، اصل تقابل (Contrast Principle) وارد عمل می‌شود؛ درخواست دوم (انبردستی ۶۰۰ هزار تومانی) در مقایسه با درخواست اول (جعبه ابزار ۱۴ میلیون تومانی) به طرز چشمگیری کوچک و معقول به نظر می‌رسد. دوم، احساس امتیاز متقابل (Reciprocal Concession) ایجاد می‌شود. وقتی شما از درخواست بزرگ خود &quot;عقب‌نشینی&quot; می‌کنید، طرف مقابل به صورت ناخودآگاه احساس می‌کند که او نیز باید امتیازی بدهد و با درخواست کوچک‌تر شما موافقت کند. این عقب‌نشینی هوشمندانه در مذاکرات کاری یا حتی درخواست‌های شخصی شانس موفقیت شما را به شدت افزایش می‌دهد.2. اعتراف کوچک: چگونه با پذیرش یک ضعف، اعتماد بسازیم؟یکی از قدرتمندترین و در عین حال غیرمنتظره‌ترین تکنیک‌های متقاعدسازی، &quot;اعتراف کوچک&quot; است. ایده اصلی این است: قبل از اینکه پیشنهاد اصلی خود را مطرح کنید، با صداقت به یک ضعف، نقص یا مشکل کوچک اعتراف می‌کنید. این کار بلافاصله گارد دفاعی طرف مقابل را پایین می‌آورد و شما را به عنوان فردی صادق و قابل اعتماد معرفی می‌کند.در پادکست &quot;رادیو هارمونی&quot; به دو مثال عالی برای این تکنیک اشاره می‌شود: اعتراف میزبان پادکست: گوینده پیش از ارائه محتوای اصلی خود، اعتراف می‌کند که از تجهیزات ضبط حرفه‌ای استفاده نمی‌کند و ممکن است کیفیت صدا عالی نباشد. اما بلافاصله قول می‌دهد که محتوای ارائه شده بسیار کاربردی و ارزشمند است. این اعتراف کوچک، شنونده را برای پذیرش محتوای اصلی آماده‌تر می‌کند.سناریوی فروش: یک فروشنده می‌تواند قبل از تعریف از ویژگی‌های برتر یک محصول، به مشتری بگوید: &quot;بسته بندیشو می‌دونم که ضعف داره و شاید خیلی جذاب نباشه.&quot; این صداقت، اعتبار او را بالا می‌برد و وقتی در ادامه از کیفیت فوق‌العاده خود محصول صحبت می‌کند، حرف‌هایش بسیار باورپذیرتر خواهد بود.این تکنیک در موقعیت‌های مختلفی کاربرد دارد، از سخنرانی و ارائه گرفته تا گفتگوهای روزمره. همانطور که در منبع اشاره شده است:آقا ببخشید من این محتوا رو جدیداً خوندم و روش خیلی مسلط نیستم بچه‌ها ولی این دو تا نکته تو این کتاب برای من خیلی جالب و جذاب بود.این صداقت در محیط‌های کاری، مانند اعتراف به عدم آمادگی کامل برای یک جلسه، یا حتی در روابط شخصی، مثل توضیح دلیل پاسخ ندادن به یک تماس، به همان اندازه قدرتمند عمل می‌کند. وقتی شما با شجاعت به یک نقص کوچک اعتراف می‌کنید، در واقع در حال ساختن سرمایه‌ای بزرگ به نام اعتماد هستید. این اعتماد باعث می‌شود پیشنهاد اصلی شما با مقاومت کمتری روبرو شود و راحت‌تر پذیرفته شود.3. برچسب زدن: دیگران را به آن چیزی تبدیل کنید که می‌خواهید باشنداین تکنیک یک &quot;هک کلامی&quot; هوشمندانه به نام &quot;برچسب زدن&quot; (Labeling) است. مفهوم آن بسیار ساده است: شما یک برچسب یا ویژگی مثبت را به فرد مقابل نسبت می‌دهید و بلافاصله پس از آن، درخواستی را مطرح می‌کنید که با آن ویژگی همخوانی دارد. با این کار، شما فرد را تشویق می‌کنید تا مطابق با آن تصویر مثبتی که از او ساخته‌اید، رفتار کند.برای درک بهتر، به این دو مثال که از منبع الهام گرفته شده‌اند، توجه کنید:* مشتری جزئی‌نگر: فروشنده به مشتری می‌گوید: &quot;به نظر می‌رسه شما خیلی براتون جزئیات مهمه و به کیفیت و جزئیات محصول خیلی دقت می‌کنید.&quot; پس از این تعریف، محصولی را پیشنهاد می‌دهد که دقیقاً با همین ویژگی‌ها (کیفیت و جزئیات) مطابقت دارد. مشتری که حالا برچسب &quot;فردی دقیق و کیفیت‌شناس&quot; را پذیرفته، تمایل بیشتری برای خرید آن محصول خواهد داشت.* همکار حمایت‌گر: شما به همکارتان می‌گویید: &quot;من می‌دونم تو آدم همدلی هستی و همیشه از بقیه حمایت می‌کنی.&quot; سپس از او می‌خواهید تا در انجام کاری به شما کمک کند. از آنجایی که او نمی‌خواهد برچسب مثبت &quot;همدل و حامی بودن&quot; را از دست بدهد، احتمال اینکه درخواست شما را بپذیرد بسیار بیشتر می‌شود.اثر روانی این تکنیک در این است که افراد دوست دارند با تصویری مثبتی که از آن‌ها ارائه می‌شود، سازگار بمانند. وقتی شما به کسی یک ویژگی مثبت مانند &quot;منظم بودن&quot;، &quot;خلاق بودن&quot;، &quot;همدل بودن&quot;، &quot;مدیر بودن&quot; یا &quot;حامی بودن&quot; را نسبت می‌دهید، او را به صورت ناخودآگاه خلع سلاح کرده و برای پذیرش درخواستی که در راستای همان ویژگی است، آماده می‌کنید.نتیجه‌گیری: قدرت در ظرافت استهمانطور که دیدیم، متقاعدسازی مؤثر بیش از آنکه به استدلال‌های خشک و فشار مستقیم وابسته باشد، به درک ظرافت‌های روانشناسی انسان، ایجاد اعتماد و برانگیختن احساسات مثبت متکی است. تکنیک‌هایی مانند عقب‌نشینی استراتژیک، اعتراف صادقانه و برچسب زدن مثبت، ابزارهایی هستند که به شما کمک می‌کنند بدون ایجاد مقاومت، دیگران را با خود همراه کنید.اکنون که با این روش‌ها آشنا شدید، کدام یک را برای اولین بار در زندگی شخصی یا حرفه‌ای خود به کار خواهید گرفت؟راستی رادیو هارمونی رو از دست ندید. کلی آموزش رایگان در حوزه مهارت‌های نرم</description>
                <category>محمد رضا آذین</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Thu, 25 Dec 2025 22:35:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ذهن دیگران را هک کنید: دو تکنیک ساده اما قدرتمند در متقاعدسازی</title>
                <link>https://virgool.io/pauseacademy/%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%87%DA%A9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D9%88-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-eghg2q6wdwqo</link>
                <description>همه ما در موقعیت‌هایی قرار گرفته‌ایم که دوست داشتیم دیگران را با ایده یا درخواست خود همراه کنیم اما موفق نشده‌ایم. از تنظیم یک جلسه کاری گرفته تا انتخاب یک مقصد برای سفر خانوادگی، توانایی همراه کردن دیگران یک مهارت کلیدی در زندگی شخصی و حرفه‌ای است. خبر خوب این است که متقاعدسازی یک مهارت کاملاً آموختنی است؛ این مهارت صرفاً مجموعه‌ای از ترفندها نیست، بلکه به مدل ذهنی، درک روانشناسی و البته استفاده صحیح از تکنیک‌ها بستگی دارد.یادگیری مهارت های نرم در آکادمی پازپیش از شروع، لازم است بر یک اصل اساسی تأکید کنیم: هدف ما از متقاعدسازی، رسیدن به یک نتیجه اخلاقی و برد-برد است.ما می‌خواهیم دیگران رو به انجام کاری متقاعد کنیم که مطمئنیم و ایمان داریم اون کار به نفع طرف مقابله و خدمت، سرویس یا نکته‌ای که داریم میگیم یا درخواستی که داریم مطرح می‌کنیم کاملاً اخلاقیه.در این مقاله، دو تکنیک بسیار کاربردی و روانشناختی را برای شروع این مسیر یاد خواهید گرفت. به یاد داشته باشید که این تکنیک‌ها تنها بخش کوچکی از دنیای بزرگ متقاعدسازی هستند، اما می‌توانند نقطه شروعی عالی برای هوشمندانه‌تر طراحی کردن پیشنهادهایتان باشند.هنر انتخاب دادن: گزینه‌ها را شما تعیین کنید، نه طرف مقابلاین تکنیک که به آن «پیشنهاد محدود کننده» می‌گویند، روشی ساده برای «هک کردن» فرآیند تصمیم‌گیری است. به جای اینکه از طرف مقابل یک سؤال باز بپرسید (مثلاً: «کی برای جلسه وقت دارید؟»)، شما دو گزینه مشخص و از پیش تعیین‌شده به او ارائه می‌دهید (مثلاً: «سه‌شنبه ساعت ۴ برای شما مناسب‌تر است یا پنجشنبه ساعت ۴؟»).این روش به این دلیل مؤثر است که مغز طرف مقابل را از حالت «قبول یا رد کلی درخواست» خارج می‌کند. در واقع، بخش احساسی و منطقی مغز در آن لحظه مجبور می‌شود به جای فکر کردن به اصل موضوع، بین دو گزینه‌ای که هر دو برای شما مطلوب هستند، یکی را انتخاب کند.اما نکته کلیدی که اثربخشی این تکنیک را چند برابر می‌کند، آماده‌سازی ذهن مخاطب با یک توجیه مثبت است. قبل از ارائه دو گزینه، یک دلیل منطقی یا یک تجربه موفق قبلی را بیان کنید.مثال‌هایی از کاربرد این تکنیک:تنظیم جلسه کاری: «بررسی‌ها نشان داده جلساتی که بعدازظهر برگزار می‌شوند نتایج بهتری دارند، چون تمرکز تیم بالاتر است. من برای این هفته دو زمان خالی دارم. سه‌شنبه ساعت ۴ برای شما مناسب‌تر است یا پنجشنبه ساعت ۴؟»فروش محصول: یک فروشنده شلوار جین پس از اینکه مشتری مدلی را پسندید، می‌پرسد: «این مدل یکی از پرطرفدارترین‌هاست و مشتریان خیلی از کیفیت پارچه‌اش راضی بودند. کدوم رنگ رو بهتون بدم؟ آبی یا مشکی؟»در رستوران: «امروز اکثر مشتریان از اکبر جوجه و کباب لقمه ما خیلی تعریف کردند. شما اکبر جوجه میل دارید یا کباب لقمه براتون بیارم؟»چطور در دام این تکنیک نیفتیم؟اگر کسی دو گزینه محدود به شما پیشنهاد داد و هیچ‌کدام برایتان ایده‌آل نبود، به سادگی کنترل را پس بگیرید. می‌توانید مؤدبانه بگویید: «ممنونم از پیشنهاد شما. اجازه بدید برنامه‌ام رو بررسی کنم و خودم زمان مناسب رو به شما اطلاع بدم.» یا مستقیماً بپرسید: «آیا گزینه‌های دیگری هم وجود دارد؟»جادوی اثر لنگر: با یک درخواست بزرگ شروع کنید تا به خواسته‌ی واقعی‌تان برسیداثر لنگر (Anchoring Effect) یکی از خطاهای شناختی رایج است که می‌گوید اولین اطلاعات یا عددی که در یک مذاکره مطرح می‌شود، به یک «لنگر ذهنی» برای طرف مقابل تبدیل شده و تمام قضاوت‌های بعدی او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این تکنیک نیز ابزار دیگری در جعبه‌ابزار بزرگ متقاعدسازی است.این روش به این دلیل کار می‌کند که با ارائه یک درخواست یا قیمت اولیه بزرگ (لنگر)، درخواست یا قیمت واقعی شما در مقایسه با آن بسیار منطقی، کوچک و قابل پذیرش به نظر می‌رسد. مغز انسان به طور ناخودآگاه پیشنهاد دوم را با لنگر اولیه مقایسه می‌کند، نه با ارزش واقعی آن.مثال‌هایی از قدرت این تکنیک:فروشندگی حرفه‌ای: مشتری وارد مغازه می‌شود و قیمت یک شلوار جین خاص در ویترین را می‌پرسد. فروشنده می‌گوید: «اون مدل کار ترک هست و قیمتش ۵ میلیون و ۵۰۰ هزار تومانه.» (لنگر ذهنی ایجاد شد). سپس مشتری را به سمت رگال دیگری هدایت کرده و می‌گوید: «اما این مدل‌ها که تولید خودمون هست و کیفیتشون خیلی نزدیک به همون کار خارجیه، قیمتشون فقط ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار تومانه.» ناگهان قیمت ۱/۸ میلیونی در مقایسه با لنگر ۵/۵ میلیونی، یک فرصت خرید عالی به نظر می‌رسد.درخواست مرخصی: شما به دو روز مرخصی نیاز دارید. به جای اینکه مستقیماً دو روز را درخواست کنید، پیش مدیر خود می‌روید و می‌گویید: «من برای یک کار ضروری نیاز به ۴ روز مرخصی دارم.» پس از مقاومت اولیه مدیر، شما کوتاه می‌آیید و می‌گویید: «می‌فهمم که ۴ روز زیاد است. آیا امکانش هست حداقل با ۲ روز آن موافقت کنید؟» در این حالت، ۲ روز در مقایسه با لنگر ۴ روزه، یک درخواست معقول به نظر می‌رسد.یک حکایت واقعی در نانوایی: گوینده پادکست تعریف می‌کند که در ساعات پایانی کار نانوایی، به ۵ عدد نان نیاز داشته است. او می‌دانست اگر بگوید ۵ نان می‌خواهد، نانوا به دلیل کمبود نان احتمالاً ۳ عدد به او می‌دهد. بنابراین، او از اثر لنگر استفاده کرد و گفت: «من ۱۵ تا نون می‌خوام!» نانوا با تعجب پاسخ داد که این تعداد ممکن نیست. پس از یک گفتگوی کوتاه، نانوا گفت: «نهایتاً می‌تونم بهت ۷ تا بدم.» و گوینده با خوشحالی ۷ نان (که ۲ عدد هم بیشتر از نیازش بود) گرفت.چطور لنگر دیگران را خنثی کنیم؟اگر احساس کردید کسی در حال استفاده از اثر لنگر علیه شماست، بهترین راه مقابله، انداختن یک «لنگر متقابل» و افراطی است. اگر کارمند شما برای ۶ روز مرخصی لنگر انداخت، شما می‌توانید در پاسخ بگویید: «با توجه به حجم کار، نهایتاً می‌تونم نیم ساعت به شما مرخصی بدم.» این کار لنگر اولیه را بی‌اثر کرده و مذاکره را به نقطه منطقی‌تری بازمی‌گرداند.همانطور که دیدید، تکنیک‌های پیشنهاد محدود کننده و اثر لنگر ابزارهای قدرتمندی برای طراحی هوشمندانه درخواست‌ها هستند. این دو روش با استفاده از سازوکارهای روانشناختی مغز، احتمال رسیدن به نتیجه مطلوب را افزایش می‌دهند.مجدداً تأکید می‌کنیم که استفاده اخلاقی از این مهارت‌ها اهمیت بالایی دارد. هدف ما دستکاری دیگران نیست، بلکه هدایت آن‌ها به سمت تصمیمی است که به نفع هر دو طرف باشد. به خاطر داشته باشید که این تکنیک‌ها تنها بخش کوچکی از دنیای بزرگ و جذاب متقاعدسازی هستند که شامل درک عمیق از مدل ذهنی و روانشناسی طرف مقابل نیز می‌شود.حالا که با این دو تکنیک آشنا شدید، در کدام موقعیت بعدی زندگی شخصی یا کاری خود می‌توانید از آن‌ها برای رسیدن به یک نتیجه برد-برد استفاده کنید؟برای یادگیری بیشتر مهارت‌های نرم و توسعه فردی، رادیو هارمونی را از پاز آکادمی دنبال کنید تا با هم در این مسیر رشد کنیم.</description>
                <category>محمد رضا آذین</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Wed, 24 Dec 2025 00:33:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهبود تجربه مشتری و خلق ارزش تجاری</title>
                <link>https://virgool.io/pauseacademy/%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C-ccm6vq1zqzkt</link>
                <description>یکی از سوال هایی که همیشه در رویدادها و ایونت های سفر مشتری از من پرسیده میشه اینه که سازمان ما در برابر تغییر و بهبود تجربه مشتری و ایده های جدید گارد داره و چطوری می تونیم این گارد رو باز کنیم و ذهنیت مدیران رو عوض کنیم؟!پاسخ به این سوال خیلی سخته چون وقتی ذهنیتی شکل بگیره عوض کردنش قطعا سخته اما نشدنی نیست.داشتم در این خصوص جست و جو میکردم که به مقاله ای در مکنزی برخورد کردم با عنوان (What’s next in experience-led growth) که تقریبا به این سوال پاسخ میده. در ادامه بخشی از این مقاله رو ترجمه کردم که باهاتون به اشتراک میگذارم.بهبود تجربه مشتری و خلق ارزش تجاریتجربه مشتری (CX) برای همه انواع سازمان‌ها – چه کسب‌وکارها، نهادهای دولتی، مدارس یا بیمارستان‌ها – اهمیت حیاتی دارد. مشتریان آن‌ها طیف گسترده‌ای را شامل می‌شوند: مصرف‌کنندگان، خریداران، کارکنان، شهروندان، دانشجویان، بیماران و دیگران. این افراد در ایجاد ارزش نقشی بی‌بدیل دارند و سازمان‌ها باید رفتارهای مرتبط مشتریان را شناسایی کرده و به‌درستی از آن‌ها بهره‌برداری کنند.بسیاری از سازمان‌ها دریافته‌اند که تجربه، یک تمایز رقابتی حیاتی است و دیگر آن را «خوب است که داشته باشیم» نمی‌دانند، بلکه آن را محوری برای خلق ارزش و رشد تجاری تلقی می‌کنند. با شناسایی رفتارهایی که به نتایج مالی مثبت منجر می‌شوند، سازمان‌ها می‌توانند شرایط برد-برد ایجاد کنند؛ جایی که تجربه‌های بهتر هم ارزش اقتصادی تولید می‌کنند و هم مشتریان راضی‌تر می‌سازند.اما سوال اینجاست این موضوع (رشد سازمان) چگونه عمل می کند؟!مک‌کینزی یک رویکرد سه‌مرحله‌ای موفق را برای آزادسازی رشد از طریق تجربه مشتری (CX) شناسایی کرده است:1- ایجاد چشم‌انداز، آرمان و اهداف روشن برای CXابتدا باید یک آرمان و چشم‌انداز شفاف در حوزه تجربه مشتری تعریف شود تا کل سازمان حول محور مشتری‌محوری همسو شود. با شناسایی محرک‌های ارزش (Value Drivers) و اثر مالی ناشی از تحقق این چشم‌انداز، ارتباطی مستقیم بین CX و رشد مالی برقرار می‌شود. همچنین یک نقشه‌راه روشن تضمین می‌کند که تجربه مشتری در قلب سازمان قرار گیرد.به طور خلاصه:توسعه‌ی چشم‌انداز و آرمان مشتری‌محورایجاد ارتباط میان CX و ارزشترجمه به نقشه‌راه عملیاتی2- درک عمیق نیازهای مشتری و طراحی مجدد سفرها برای تحول کسب و کاردر گام بعدی، سازمان باید واقعاً نیازهای مشتری را درک کند و بر اساس آن، محصولات، خدمات، مدل‌های کسب‌وکار یا سفرهای مشتری را طراحی (یا بازطراحی) کرده و آن‌ها را در مقیاس گسترده به اجرا بگذارد.به طور خلاصه:کشف نیازهای مشتریطراحی راهکارهاایجاد اثرگذاری در:سفرهای مشتری (Journeys)محصولات (Products)خدمات (Services)مدل‌های کسب‌وکار (Business models)3- رهبری تغییر با فعال‌سازهای کلیدی و ایجاد تحولدر نهایت، رهبران باید تغییر را هدایت کنند. این کار با استفاده از فعال‌سازهای کلیدی مانند تحول ذهنیت‌ها، توسعه قابلیت‌ها، بهره‌گیری از فناوری، بازطراحی مدل‌های عملیاتی، سیستم‌های سنجش و مدیریت عملکرد انجام می‌شود تا تحول مشتری‌محور به شکلی پایدار تثبیت شود.به طور خلاصه:تغییر ذهنیت‌ها و توسعه قابلیت‌هاارتقای فناوری، داده و تحلیل‌هاایجاد حاکمیت میان‌وظیفه‌ای و مدل عملیاتی چابکاستقرار نظام سنجش و مدیریت عملکرداین سه موضوع سه راس مثلث تحول تجربه مشتری (CX Transformations) هست. این کار منجر به نتایج زیر در سازمان و کسب و کار خواهد شد:۱۰-۲۰٪ بهبود رضایت مشتری۱۰-۱۵٪ افزایش در نرخ تبدیل فروش۲۰-۵۰٪ هزینه کمتر برای ارائه خدماتدر پایان امیدوارم روزی کسب و کارهای ایرانی به سمت خلق تجربه خوب برای مشتریان حرکت کنند.من محمدرضا آذین اینجا هستم تا به سازمان و کسب و کار شما کمک کنم تا سفر مشتری خود را به خوبی طراحی و پیاده سازی نمایند.</description>
                <category>محمد رضا آذین</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Sat, 23 Aug 2025 22:12:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرگدن‌تان را پیدا کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@azin/%DA%A9%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-wiyiexsjuz0e</link>
                <description>وقتی وارد مسیر حرفه‌ای شدم، همیشه به یک اصل ساده اما کارآمد باور داشتم: «یادگیری از رفتار آدم‌ها». همیشه سعی می‌کردم واکنش‌ها، منش و سبک ارتباطی مدیران و همکارانم را با دقت ببینم و در مسیر شغلی‌ام از آن‌ها الگو بگیرم. اما هیچ‌کدام از آن چیزهایی که در ذهن داشتم، مرا برای لحظه‌ای که وارد مرکز تجربه‌ی خوشایند خرید (1699) با نزدیک به 80 همکار و بیش از 3000 تماس سخت در روز شدم، آماده نکرده بود.تصمیم دارم در ادامه یکی از تجربه‌های کاریم در مرکز تجربه خوشایند خرید در گروه انتخاب را برای شما روایت کنم و به واسطه این متن از تلاش تمامی همکارانم در آن مرکز قدردانی کنم.در همان روزهای ابتدایی حضورم در مرکز، با صحنه‌ای مواجه شدم که همه آموزه‌های ذهنی‌ام را به چالش کشید و هیچ کلاسی در دانشگاه آن را به من یاد نداده بود: یکی از همکارانم، آرام و در سکوت، پشت تلفن اشک می‌ریخت. بعد از اتمام تماس، صدای ضبط‌شده را گوش کردم و متوجه شدم که شخص تماس‌گیرنده، با زبانی پر از خشونت، تحقیر و توهین، تماس را با همکار من شخصی کرده بود.در آن لحظه با خودم فکر کردم: برخی از این همکارها، با وجود شرایط سخت، هنوز ایستاده‌اند، هنوز لبخند دارند، هنوز جواب می‌دهند و برخی نه! اینجا دیگر مسئله‌ صرفا داشتن مهارت‌های ارتباطی نبود. این، یک مهارت عمیق روانی بود که باید جدی گرفته می‌شد. مهارت تاب‌آوری.این تجربه، جرقه‌ای برای شروع یک پروژه‌ی شخصی بود: چگونه می‌توان تاب‌آوری را در افراد تقویت و نهادینه کرد؟ چطور می‌توان کاری کرد که در میان فشارها و رنج‌ها، خم نشد؟در همین ایام، مشغول مطالعه‌ی کتاب قبایل از آقای ست گادین بودم. مفهومی ساده اما عمیق در این کتاب به شدت با تجربه‌ام هم‌خوان شد: گادین می‌گوید که انسان‌ها همیشه تمایل دارند عضو یک «قبیله» باشند؛ گروهی با باور و هدف مشترک، با حس تعلق و سرنوشتی یکسان.و براساس شواهد مرکز، متوجه شدم که تاب‌آورترین افراد تیم ما، کسانی هستند که خود را جزئی از یک کل بزرگ‌تر می‌دانند؛ کسانی که به سازمان، فرهنگ و گروه خود، تعلق دارند.با دقت بیشتری به اطراف نگاه کردم. آن‌هایی که سال‌های طولانی در اینجا مانده بودند، هنوز انرژی داشتند، هنوز تعامل‌شان قوی بود و آن‌ها به تیم، به یازمان، به یک &quot;ما&quot;ی مشترک، احساس تعلق داشتند.  در مقابل، همکاران تازه‌وارد، هنوز دچار شکنندگی‌های زیادی بودند؛ نه به خاطر ضعف شخصی، بلکه چون هنوز قبیله‌ای برای خود نمی‌شناختند.از همان‌جا تصمیم گرفتم قبیله موجود را احیا و یا آن را بازتعریف کنم. نه با جلسات رسمی و آموزشی، بلکه از جایی شروع کردم که قبیله‌ها همیشه از آنجا شکل می‌گیرند، نمادها؛  نشانه‌هایی که بی‌سروصدا در ذهن‌ها می‌نشینند.و این شد که نماد کرگدن را انتخاب کردیم؛ موجودی جان‌سخت، مقاوم و آرام. به‌تدریج، تصاویر، استیکرها، پیام‌ها و شوخی‌ها با نماد کرگدن در فرهنگ کوچک تیم ما جا باز کرد. بدون اینکه کسی بداند، داشتیم قبیله‌ای می‌ساختیم. قبیله‌ای که در آن، اعضا با وجود سختی‌ها، در کنار هم می‌ایستند.از من تا مااین بخش از متن من، خطاب به مدیران و رهبران سازمان‌ها است. اگر می‌خواهید تیمی چابک و تاب‌آور داشته باشید، نیازی به برگزاری آموزش‌ یا افزایش مزایای پرسنلی و حتی اصلاح ساختارها و ... نیست. شما باید قبیله بسازید. ساختن قبیله یعنی ساختن معنا، حس تعلق و هدف‌های مشترک. وقتی کسی بداند تنها نیست، وقتی بداند عضوی از یک &quot;ما&quot; است، توان بازگشت از بحران را پیدا می‌کند و در دل سازمان‌هایی که فشارهای کاری هر روز بیشتر می‌شود، شاید ساختن همین قبیله‌ها، مهم‌ترین کاری باشد که می‌توانیم انجام دهیم.پنج درس مهم از کتاب «قبیله» برای مدیران:1-     قبیله یعنی تعلق، نه فقط عضویتافراد وقتی تاب‌آور می‌شوند که حس کنند بخشی از چیزی مهم‌تر از خودشان هستند ایجاد حس معنا، هدف و باهم‌بودن، مهم‌تر از سختار و چارت و ... است.2-     هر قبیله‌ای نیاز به یک رهبر دارد، نه رئیسست گادین می‌گوید رهبر کسی نیست که دستور می‌دهد، بلکه کسی است که الهام می‌بخشد، مسیر را نشان می‌دهد و اجازه می‌دهد دیگران شکوفا شوند.3-     قدرت از ارتباط می‌آید، نه از اختیارقبیله‌ها با «شبکه‌سازی انسانی» قوی می‌شوند. گفتگو، مشارکت و ایجاد روابط واقعی میان اعضا، کلید دوام آن‌هاست.4-     نمادها، روایت‌ها و ارزش‌ها قبیله را زنده نگه می‌دارندیک قبیله به داستان نیاز دارد، به زبان و نشانه‌های مشترک. چیزی که در دل کار روزمره، به اعضا یادآوری کند که «ما چه کسی هستیم.»5-     قبیله‌ها خودجوش‌اند؛ قبیله را نمی‌توان تحمیل کرد. شما فقط می‌توانید بستر شکل‌گیری‌اش را فراهم کنید؛ با شفاف‌سازی ارزش‌ها، تشویق به مشارکت و احترام به تفاوت‌ها.و در پایان...من کارم را با دیدن اشک یک همکار شروع کردم و حالا هر روز لبخندهایی را می‌بینم که از دل همان بحران‌ها برخاسته‌اند. ما هنوز تماس‌های سخت داریم، هنوز با همکارانمان اختلاف نظر داریم و هنوز در زندگی‌هایمان چالش‌هایی داریم. اما حالا، ما کرگدن‌هایی هستیم که تنها نیستیم. ما یک قبیله‌ایم.کرگدن‌تان را پیدا کنید. را در مجله ای به اسم پله منتشر کردیم که در شماره سوم به موضوع مهم تاب آوری پرداخته بود در گوگل جست و چو کنید ( گاهنامه پله) تا همه شماره های آن را ببینید و بخوانید.</description>
                <category>محمد رضا آذین</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Fri, 22 Aug 2025 00:05:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصمیم‌گیری داده محور در سفر مشتری</title>
                <link>https://virgool.io/pauseacademy/%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-m9zpkbyjvzim</link>
                <description>در دنیای رقابتی امروز، تنها داشتن محصول یا خدمت باکیفیت کافی نیست؛ برندها برای موفقیت پایدار نیاز دارند سفر مشتری را به‌درستی درک و مدیریت کنند. سفر مشتری مجموعه‌ای از تعاملات و تجربه‌هایی است که کاربر از اولین تماس با برند تا تبدیل شدن به یک مشتری وفادار طی می‌کند. در این مسیر، داده‌ها و تحلیل درست آن‌ها نقش کلیدی در تصمیم‌گیری‌های بازاریابی و بهبود تجربه مشتری دارند.۱. نقش CRM و CEM در مدیریت سفر مشتریبرای مدیریت مؤثر سفر مشتری، دو مفهوم کلیدی وجود دارد:CRM (مدیریت ارتباط با مشتری): تمرکز اصلی بر ثبت و سازماندهی داده‌های مشتری، تاریخچه خرید و تعاملات.CEM (مدیریت تجربه مشتری): تمرکز بر احساسات، رضایت و کیفیت تجربه‌ای که مشتری در هر تاچ‌پوینت با برند دارد.ترکیب این دو ابزار به سازمان‌ها کمک می‌کند علاوه بر جمع‌آوری داده‌های رفتاری، به بهبود تجربه مشتری نیز بپردازند.تصمیم‌گیری داده محور در سفر مشتری۲. پرسونای مشتری و رفتارشناسی در کانال‌های مختلفیکی از گام‌های مهم در تحلیل سفر مشتری، تعریف پرسونای مشتری است. پرسونای مشتری بر اساس ویژگی‌های دموگرافیک، رفتاری و روان‌شناختی ترسیم می‌شود. سپس باید بررسی کنیم که این پرسونای مشتری در هر کانال (وب‌سایت، شبکه‌های اجتماعی، ایمیل مارکتینگ، اپلیکیشن و غیره) چه رفتار و انتظاری دارد.این شناخت، امکان طراحی پیام‌های شخصی‌سازی‌شده و بهبود نرخ تبدیل در هر کانال را فراهم می‌کند.۳. مراحل سفر مشتری از آگاهی تا وفاداریسفر مشتری معمولاً شامل ۵ مرحله اصلی است که در هر کدام باید KPI‌های مناسب طراحی و پایش شوند:آگاهی (Awareness)توجه و علاقه (Consideration)تصمیم‌گیری و خرید (Purchase)وفاداری (Loyalty)تبدیل به سفیر برند (Advocacy)۴. سلسله مراتب تحلیل داده و تصمیم‌گیری داده‌محوربرای رسیدن به تصمیم‌گیری داده‌محور در سفر مشتری، باید از یک سلسله مراتب تحلیلی پیروی کرد:داده خام (Data) → جمع‌آوری اطلاعات از CRM، کانال‌های دیجیتال، نظرسنجی‌هااطلاعات (Information) → پردازش داده‌ها و دسته‌بندی آن‌ها بر اساس KPIهادانش (Knowledge) → تحلیل ارتباطات بین داده‌ها و رفتار مشتریانبینش (Insight) → استخراج الگوها و فرصت‌های بهبودتصمیم (Decision) → تدوین استراتژی‌ها و اجرای اقدامات عملی بر اساس داده‌ها۵. طراحی KPI برای هر استیج و تاچ‌پوینتبرای هر مرحله از سفر مشتری و هر نقطه تماس (تاچ‌پوینت)، لازم است KPIهای اختصاصی طراحی شوند. به‌عنوان مثال:در ایمیل مارکتینگ → نرخ باز شدن و نرخ کلیکدر پشتیبانی مشتری → میانگین زمان پاسخگویی و نرخ رضایت مشتریدر فروش حضوری → نرخ موفقیت در بستن قرارداداین KPIها باید قابل اندازه‌گیری، مرتبط با اهداف کسب‌وکار و قابل پیگیری باشند.۶. ساخت داشبوردهای KPI و تحلیل دادهگام پایانی، تبدیل داده‌ها و KPIها به داشبوردهای بصری است. داشبوردهای تحلیلی در ابزارهایی مانند Power BI یا Tableau به مدیران کمک می‌کنند تا در یک نگاه وضعیت سفر مشتری را مشاهده کنند و تصمیم‌های سریع و مؤثر بگیرند.یک داشبورد کامل باید شامل:KPIهای کلیدی در هر مرحله سفر مشتریمقایسه عملکرد در کانال‌های مختلفروند تغییرات در طول زمانهشدار برای نقاط ضعف یا کاهش شاخص‌هاجمع‌بندی و پایانتصمیم‌گیری داده‌محور در سفر مشتری، ترکیبی از CRM و CEM، پرسونای دقیق مشتری، طراحی KPIهای هوشمندانه و ساخت داشبوردهای تحلیلی است. سازمان‌هایی که این رویکرد را اتخاذ می‌کنند، می‌توانند علاوه بر افزایش فروش، وفاداری بلندمدت مشتریان خود را تضمین کنند.من و داوود دهقان قرار هست در کنار در خصوص این دو مفهوم در یک بوت کمپ دو روزه در با عنوان تصمیم‌گیری داده محور در سفر مشتری در شهر اصفهان صحبت کنیم. اطلاعات بیشتر و ثبت نام در این رویداد رو در اینجا آوردیم.این رویداد به همت تریگ آپ و فضای کار اشتراکی رسا در حال برگزاری است.</description>
                <category>محمد رضا آذین</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Sat, 16 Aug 2025 23:32:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوتی دهید تا دیگران شما را دوست داشته باشند</title>
                <link>https://virgool.io/@azin/%D8%B3%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF-i81vk9phf7ru</link>
                <description>آبان ماه 1401 در حال مطالعه کتاب ببخش و بگیر از آدام گرانت، با کلمه ای مواجه شدم که نظرم را جلب کرد و آن هم اثر سوتی دادن یا pratfall effect بود.اما این اثر چی هست و چرا جالبه؟!ظاهرا شخصی به نام الیوت آرونسون، روانشناس و محقق دانشگاه تگزاس در آستین با کمک همکارانش یک آزمایشی را روی گروهی از دانشجویان انجام میده و نتایج آن را در سال 1966 با عنوان The effect of a pratfall on increasing interpersonal attractiveness منتشر میکنه. در این آزمایش او 4 نوار به دانشجوهای خود داد.  در این نوارها متقاضی شرکت در یک مسابقه به تعدادی سوال پاسخ می داند. افراد با توانایی بالا به 92درصد سوال‌ها پاسخ داده بودند و افراد متوسط به 30 درصد سوال ها. سپس به دانشجویان گفته بود با کدام دسته ارتباط میگیرند و به آن ها امتیاز دهید.نوار اول افرادی با توانایی بالا در پاسخ به سوالات امتحان بودند، نوار دوم افرادی با توانایی متوسط، نوار سوم افراد با توانایی بالا که در حین امتحان یک سوتی و رفتار اشتباهی رو مرتکب می شدند و نوار چهارم نیز افرادی با توانایی متوسط که همان سوتی و رفتار اشتباه رو مرتکب می شدند.همانطور که واضح است تمایل افراد به فردی بود که توانایی بیشتری در پاسخ دادن به سوالات داشت چراکه او را یک متخصص قلمداد می کردند. (با شنیدن نوار 1 و 2) اما در ادامه فرایند اتفاق جالبی افتاد، در نوار 3 و 4 محقق یک partfall یا سوتی وارد کرد، صدای شکستن آمد و صدایی که می گفت (اوه خدای من روی کت و شلوار جدیدم قهوه ریخت). بله محقق می خواست بداند اثر سوتی دادن در حین امتحان در تمایل افراد به آن ها چه نتیجه ای را در بر دارد.او در پایان متوجه شد دانشجویان به افراد با توانایی بالا که از قضا یک سوتی هم دادند امتیاز بیشتری می داند اما برعکس وقتی امتحان را خوب می‌دادند، ولی قهوه‌ای نمی‌ریختند، یا امتحان را بد می‌دادند و قهوه را می‌ریختند، امتیاز کمتری می‌گرفتند.اما این موضوع چرا برای من مهم بود و چرا این مطلب را نوشتم؟خیلی از ماها برای ایجاد ارتباط با دیگران دنبال راهکار و تکنیک‌های خارق العاده هستیم اما گاهی روش‌هایی مثل یک سوتی دادن ساده به ما در ایجاد یک ارتباط موثر می تواند اثربخش باشد. اما نباید فراموش کنیم که سوتی دادن زمانی کارا است که شخص توانمندی بالایی در موضوع مورد گفت و گو داشته باشد.فرض کنید شما یک سخنران هستید و قرار است برای 100 نفر صحبت کنید، از نظر دانشی هم توانمند هستید و حرفی برای گفتن دارید. اگر ابتدای ارائه خود را با یک شوخی، سوتی و … شروع کنید، مطمئن باشید مخاطبان با شما ارتباط زیادی می‌گیرند.مثلا کسانی که در سخنرانی ها یا ارائه های من بودند شاید یادشان باشد. بعد از سلام و احوالپرسی یا با تکه کلام یک خواننده (معمولا ابی و کلمه معروف اممممااااااااا) شوخی میکنم یا تعمدا یک سوتی در صحبت های می دهم که دیگران را به خنده آورم.پس دنبال سوتی دادن های هدفمند باشید، آن ها را تمرین کنید و در زمان مناسب از آن استفاده نمایید.در ادامه می توانید فایل pdf این مقاله را به زبان انگلیسی به همراه نتایج آن در سایت من به نشانی mrazin.ir دانلود نمایید. همچنین می توانید سایر نوشته های من رو در اینجا مطالعه کنید.</description>
                <category>محمد رضا آذین</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Tue, 22 Nov 2022 11:34:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>9 تخته وایت برد مجازی برای حواس پرت ها</title>
                <link>https://virgool.io/@azin/9-%D8%AA%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B3-%D9%BE%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7-cqjjzwycdbg5</link>
                <description>قطعا در بسیاری از جلسات مجازی یا برخی از جلسات حضوری با بحران عدم تمرکز مخاطب مواجه شده اید. دلیل چیست؟! همراه باشید تا شما را با 9 تخته وایت برد مجازی آشنا کنم.قطعا دلایل مختلفی مثل عدم انتخاب زمان و مکان مناسب، افراد غیرمرتبط و ... وجود دارد. اما یکی از دلایل مهم عدم درگیری مخاطبین در جلسه است. در جلسات حضوری از ابزارهایی مثل تخته وایت برد، تخته سیاه و ... برای درگیر کردن مخاطب استفاده می شد. اما اگر جلسه مجازی باشد چی؟!برای جلسات مجازی نیز ابزارهای مجازی وجود دارد. از این رو شما می توانید از تخته سفید مجازی یا وایت برد مجازی برای پیشبرد اهداف استفاده نمایید. حتی در جلسات حضوری که تخته وایت برد وجود ندارد نیز می توانید از این تخته استفاده کرده و تصویر آن را روی تلویزیون یا پرده پرژکتور با دیگران به اشتراک بگذارید.لیست 9 تخته وایت برد مجازیMiroMoqupsClickUpLucidsparkExplain EverythingNoteBookCastWhiteboard.fiZiteboardSketchboardدر سایت شخصی خودم ویدیو آموزش تخته وایت برد مجازی Miro قرار گرفته شده که می توانید از اینجا مشاهده اش کنید.</description>
                <category>محمد رضا آذین</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Sun, 16 Oct 2022 10:34:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده‌ها از کجا می آیند؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@azin/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF-yzegnjicbj2b</link>
                <description>شومپیتر نوآوری و تخریب خلاق رو پایه و اساس فرآیند کارآفرینی می‌دونه. از طرفی معتقد هست که کارآفرینی و شخص کارآفرین، نیروی محرکه و موتور توسعه‌ی اقتصادی است.شومپیتر معتقد هست که ویژگی تعیین کننده در کارآفرینی، انجام کارهای جدید و ابداع روش‌های نوین در انجام کارهای جاری است! اون این نوآوری رو در دسته‌های زیر تقسیم‌بندی کرده‌:ارائه کالای جدیدارائه روشی جدید درفرآیند تولیدگشایش بازاری تازهیافتن منابع جدیدایجاد هر گونه تشکیلات جدید در صنعتاما این نوآوری از کجا شکل می‌گیره و مسیرش به چه شکل هست؟!به نظر من و بر اساس تجربه و مطالعاتم نوآوری از کشف فرصت، ایده پردازی و در نهایت ارزش آفرینی از ایده بوجود میاد. پس در گام اول باید شکارچی فرصت باشیم. یعنی باید نگاهمون رو به اطراف وسیع کنیم، دنیا رو جور دیگری ببینیم، ترندهای روز رو دقیق‌تر بررسی کنیم و … به قول دوستی آدم‌هایی که نگاهشون وسیع است نه تنها فرصت‌های بیشتری رو میبینند بلکه امید به زندگی اون ها هم افزایش پیدا میکنه. نگاه کردن به پرنده‌ها، حرکت مورچه‌ها، صداهای محیط، روند جمعیت جامعه، نگاه کردن به جنگل، بناهای شهری و …خب! نگاه کردیم و احتمالا در ذهنمون جرقه‌هایی زده شد. حالا وقت این هست که اون جرقه‌ها که بهش ایده میگیم رو روی کاغذ بیاریم. قطعا ده‌ها ایده میشه که برخی از اون‌ها ساده است و برخی رویایی. برخی خلاقانه و برخی دم دستی!الان وقت اون هست از بین ایده‌ها، بهترین رو انتخاب کنیم. اما چگونه؟!یکی از تکنیک‌های غربالگری ایده استفاده از گروه‌های دوستی و گروه‌های اجتماعی هست که عضوشونیم. در این تکنیک بر اساس وضعیت فعلی خودت و اینکه کجا هستی، بر اساس مراحل زیر غربالگری رو انجام میدی:اول لیستی از گروه‌هایی که هم اکنون عضو آن‌ها هستی را تهیه می‌کنی.در مرحله بعد لیستی از گروه‌هایی که قبلا عضو آن‌ها بودی و دانش مناسبتی نسبت به آن‌ها داری را تهیه می‌کنی.در مرحله بعدی فهرستی از گروه‌هایی که شدیدا به آن‌ها علاقه داری و دوست داری در آینده عضو آن‌ها بشوی را انتخاب می‌کنی.از بین این 3 لیست، 3 مورد که خودت فکر می‌کنی میتوانی کاری برایشان انجام بدهی را انتخاب می‌کنی.به موارد انتخاب شده فکر می‌کنی تا ببینی مشکلاتی که این افراد دارند چیه؟ چه چالش‌هایی دارند؟ ( این موارد را برای هر ایده فهرست می‌کنی )برای هر یک از موارد اگر ایده‌ای که برای حل مشکلات‌شان به ذهنت میرسد را می‌نویسی.با این کار سه ایده اولیه را استخراج یا غربال کردی.حالا وقت نوآوری است.اگر ایده‌ی انتخابی رو بتونی به کار و کسب تبدیل کنی یعنی تونستی ایده نوآورانه‌ای رو خلق کنی در غیر این صورت ایده‌ات صرفا یک ایده خلاقانه است.روز یکشنبه 27 شهریورماه 1401 با مهدی علیپور یک لایو در خصوص اینکه ایده‌ها از کجا می‌آیند برگزار کردم که در وب سایتم فیلم آن آمده است. آخر فیلم مهدی در خصوص تجربه‌اش در ایکیا می‌گه و اینکه یه ایده‌ی ساده چطور می‌تونه تجربه دلنشینی رو به مشتری بده.تماشای ویدیو لایو با مهدی</description>
                <category>محمد رضا آذین</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Wed, 21 Sep 2022 09:56:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه مهارت فروش، امید به زندگی را افزایش می دهد؟</title>
                <link>https://virgool.io/pauseacademy/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-kpz6kcgqh4rc</link>
                <description>شاید برخورد به این سوال برای شما عجیب باشد. فروش و امید به زندگی چه ربطی به هم دارد! در این یادداشت دلیل آن را به شما خواهیم گفت:امید به زندگی به چه معنا است؟ واژه امید به زندگی در لغت به معنای تعداد متوسط سال‌هایی است که یک شخص زندگی خواهد کرد و در اصطلاح عبارت است از تعداد سال‌هایی که انتظار می‌رود یک فرد از یک سن تا سن دیگر زنده باقی بماند.حال چگونه باید امید به زندگی را افزایش داد؟برای افزایش امید به زندگی راه‌های زیادی وجود دارد که در ادامه برخی از آن ها آمده است:• انتظارات خود را از یک زندگی ایده‌آل متعادل کنید.• اهداف خود را تعیین و ثبت کنید.• معنای زندگی خود را بیابید.• نقاط قوت خود را یافته و روی آن‌ها تأکید کنید.• در فعالیت‌هایی که برای شما لذت‌بخش هستند شرکت کنید.• تعامل خودتان را با دنیای اطرافتان زیاد کنید.• در هر شرایطی انگیزه خود را حفظ کنید.و … که می توانید در گوگل در مورد آن بیشتر بخوانید اما یک عامل بسیار مهم دیگر وجود دارد و آن ایجاد ارتباط است.در محیط های اجتماعی قرار بگیرید و ارتباط برقرار کنیدبه این مثال دقت کنید: حاج احمد صوفی در سن ۱۳۹ سالگی در سقز فوت شد.دقت کنید ۱۳۹ سال! عجب امید به زندگی بالایی. وقتی داستان حاج احمد را دنبال می کنید به تعداد بالای نوه‌هایش می رسید عددی برابر ۱۰۰ نفر. این یعنی گستردگی ارتباط او با افراد. هر روز دور او پر است از افراد مختلف با جهان مختلف و این موضوع درکنار ایجاد ارتباط باعث افزایش امید به زندگی او شده است.حالا بر گردیم به این سوال ” چگونه مهارت فروش، امید به زندگی را افزایش می دهد؟”هر مشاور فروش زمانی می تواند فروش خوبی را تجربه کند که شبکه ارتباطی گسترده ای داشته باشد. پس در اولین گام هر مشاور فروش یا فروشنده باید باید بتواند با مشتریان خود ارتباطی درست برقرار کند بگونه‌ای که با آن‌ها دوست و رفیق شود.این که چگونه و چطور را بارها به شما گفته‌اند. خوش آمدگویی درست، معرفی خود، معرفی شرکت، پرسیدن یک سوال برای آّب شدن یخ‌های رابطه و …. اگر تلاش کنید ارتباط خود را با مشتری ایجاد کنید و هر روز این کار را با دیگران تکرار کنید شک نکنید در محیطی پر از ارتباطات قرار خواهید گرفت و پس از مدتی شبکه ارتباطات خود را به قدری توسعه خواهید داد که در کنار امر فروش بتوانید ارتباطات دوستانه‌ای را هم تجربه کنید و این امر به قطع باعث افزایش امید به زندگی شما خواهد شد.راستی شما برای ایجاد ارتباط با مشتری خود و توسعه این شبکه چه کاری انجام می‌دهید؟می توانید پاسخ به این سوال را در وینگ، آکادمی رشد کوانتوم از زبان مشاوران فروش اسنوا نیز بخوانید.</description>
                <category>محمد رضا آذین</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Mon, 26 Apr 2021 10:04:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دریافت بسته از تیپاکس با کتک کاری و درگیری + فیلم و عکس و صدا</title>
                <link>https://virgool.io/coderlife/%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%DB%8C%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%B3-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%AA%DA%A9-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%88-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%88-%D8%B5%D8%AF%D8%A7-tum626csadsu</link>
                <description>ماجرا از ۳ اسفند ۹۸ و خرید یک بسته از تهران شروع شد. ارسال بسته با تیپاکس.طبق اعلام سایت تیپاکس بسته ها باید نهایتا ۷۲ ساعت بعد از ارسال از مبدا به دست ما می رسید. همین اتفاق هم افتاد ۵ اسفند بسته در دفتر سرپرستی اصفهان بود.روز ۷ اسفند بعد از ۲ روز که بسته به دست ما نرسید با سرپرستی اصفهان تماس گرفتیم ( آقای x) بعد از نزدیک به ۳۰ تماس موفق شدیم با ایشان صحبت کینم.به او گفتیم چرا بسته ما رو ارسال نمی کنید؟؟؟ اول گفت در منطقه ما نیستید! بعد گفت بین بسته ها جا مونده و یادمون رفته ارسال کنیم خودتان بیایید ببرید یا پیک ارسال کنید. گفتیم ما نمیاییم و باید بسته را برای ما ارسال کنید. گفت الانم دیر زنگ زدی ( از ۸ صبح تا ۱۱ باهاش تماس می گرفتیم و تلفن رو پاسخگو نبود با توجه به اینکه موبایلشون در سایت رسمی تیپاکس اعلام شده) و ماشین شعبه خیابان جی رفته. فردا واست ارسال می کنیم… این میان بگو و مگو بین نماینده و همسر من اتفاق افتاد و همسر من به ایشان گفت یاید منت بکشیم بسته به دست ما برسه؟؟ و اون آقا با کمال پروگی گفت نه پس من باید منت بکشم؟؟؟؟ بهش گفتیم شکایت می کنیم. گفت هر کاری دوست داری بکن من رو از شکایت می ترسونی! (‌لحن صحبت با یک خانم) گفت خودت پیک بگیر بیاد ببره هزینه اشم بده!روز ۸ اسفند همچنان بسته ای به دست ما نرسید.روز ۹ اسفند همچنان بسته به دست ما نرسید.روز ۱۰ اسفند هرچه با نمایندگی اصفهان تماس گرفتیم، تلفن رو بر نداشت برای همین، هم خودم هم همسرم به تهران زنگ زدیم. واحد ثبت شکایات، شکایت ما رو ثبت کرد حدودای ساعت ۱۰ صبح (‌شماره ثبت شکایات:۲۵۲۵۹۰). از طرف دیگه اولین اعتراض در توییتر رو انجام دادم. (عکس ۱)روز ۱۰ اسفند هم کالایی به دست ما نرسید.تا روز ۱۱ اسفند و ماجراهای تلخ!صبح ساعت ۱۰ با دفتر نمایندگی اصفهان تماس گرفتم بعد از کلی وقت، خانم منشی تلفن رو برداشت. با کمال تعجب هنوز بسته ما آنجا بود. سرش داد زدم و بهش گفتم باید تا قبل از ساعت ۸ بسته دم خونه ما باشه! با کمال پروگی گفت پس فردا به دستتون میرسه. بهش گفتم باید تا قبل از ۸ شب پیش من باشه و گرنه من میدونم و شما! و قرار شد پیگیری کنه. از بعد از تماس دیگه تلفن من رو پاسخگو نبودند...حدودای ساعت ۱۱ بعد از گذشت ۲۴ ساعت در سایت تیپاکس قسمت پیگیری شکایات وارد شدم و هنوز خبری نبود. از ساعت ۱۲ تا ۱۴ تا با تیپاکس تماس می گرفتم که مدام میرفت در صف انتظار، خلاصه ساعت ۱۵ تلفن وصل شد و با کارشناس صحبت کردم. بهش گفتم سریع وصل کن سوپروایزر. متاسفانه اینکار رو نکرد و مدام به من میگفت ۲۴ ساعت زمان میبره تا شکایت پیگیری بشه،. بهش گفتم شکایت من بیش از ۲۴ ساعت هست ثبت شده باز مثل ربات می گفت ۲۴ ساعت زمان میبره… خلاصه به اون شخص هم هشدار دادم باید کالا قبل از ۸ شب امشب به دست من برسه و تلفن رو قطع کردم!اما باز هم از تلاش دست بر نداشتم. مدیرعامل و رییس هیئت مدیره تیپاکس رو در اینستاگرام و توییتر پیدا کردم و دومین اعتراض رسمی خودم رو اعلام کردم و این بار امیرحسین فاخر و مهرداد فاخر و شرکت تیپاکس رو در استوری اینستاگرام، منشن کردم. (عکس ۲)بلافاصله امیرحسین فاخر حدودای ساعت ۱۶ جواب داد و بعد از شرح موضوع گفت پیگیری می کنم.(عکس ۳)بلافاصله آقایی از تهران زنگ زد و باز علی رغم ثبت شکایات من در سایت، موضوع رو از من پرسید (به نظرم شکایات رو اصلا ثبت نمی کنند و گرنه هی نمی پرسیدن)بعد از اون مهرداد فاخر حدودای ساعت ۱۷ جواب داد و باز گفت موضوع چیه و گفت پیگیری می کنیم.خود صفحه رسمی تیپاکس هم پیام داد موضوع چیه گفت پیگیری می کنم.خلاصه ساعت ۸ شب خانمی تماس گرفت و گفت بیایید پایین بسته رسیده!همسرم گفت این مامورشون هست باهاش عصبانی نشو...رفتم پایین و یک پیرمرد و خانم بسته رو آوردن.  با کمال پروگی گفت هزینه اش ۲۵۰۰۰ میشه. بهش گفتم باید بسته چک بشه. بسته رو گرفتم و بهش گفتم پول نمیدم بهت!اون خانم پرید بهم و شروع کرد به فحش دادن. منم گوشیم رو روشن کردم که فیلم بگیره! (فیلم ۱ و ۲ ) https://www.aparat.com/v/67iHo بهشون گفتم من مشکلی با پرداخت ندارم فقط به نماینده اصفهان آقای صفایی که چند روزی هست گوشی ما رو بر نمیداره تماس بگیر تا باهاش صحبت کنم و از من بابت این تاخیر معذرت خواهی کنه!گفت صفایی کدوم خریه و از این صحبت ها که در فیلم ها اومده…گفت زنگ میزنم ۱۱۰ گفتم بزن ولی زنگ زد به نماینده خیابان جی. یه آقایی با تیبای سفید که در فیلم هم می بیند با سرعت اومد و محض پیاده شدن بجای اینکه موضوع رو از من بپرسه، پرید بهم. تا می تونست من رو کتک زد و بسته رو گرفت!بماند که فحش میداد به تیپاکس و آقای فاخر و دیگران. (فیلم ۳) https://www.aparat.com/v/xiWMQ توی همین حین فکر کنم همسایه ها یا خود تیپاکس زنگ زد ۱۱۰ و اونا هم اومدن.من می دونستم مقصر این ها نیستند و مقصر آقای صفایی هست ولی هدفم این بود رفتار این دوستان رو به سمع و نظر مدیران سیستم برسونم. پلیس خواهش کرد پول رو بده، منم پول رو بهشون دادم و برگشتم بالا.به شدت عصبانی بودم. سریع فیلم و عکس ها رو برای آقایان فاخر ارسال کردم و قطعا با دیدنش شرمنده شدند. یکیشون گفت همین الان و دیگری گفت فردا پیگیری می کنم. (عکس ۴)ساعت ۲۰:۳۰ بود آقای فتحی مدیر یکی از بخش ها بهم زنگ زد و ۱۵ دقیقه ای من رو آروم کرد که ویسش در ادامه اومده. بهم گفت حق با شما بوده و من به نماینده اصفهان گفتم با هزینه شرکت بسته رو سریع ارسال کنید و بابت این اتفاق واقعا شرمنده ایم. (وویس ۱ در سایت شخصی موجود هست)بهم گفت آدرس بدید تا هدیه بفرستم. (بماند که این حرفم خنده دار بود، مگر در سامانه آدرس من نبود؟) بهش گفتم من دنبال پول و … نیستم ولی باید نماینده اصفهان و جی بیان دم خونه از من معذرت خواهی کنند.اما امروز ۱۵ اسفند یعنی ۴ روز بعد از ماجرا که این یادداشت رو می نویسم علی رغم پیگیریم هنوز اتفاقی نیفتاده.و مجدد بهم زنگ زدند و می گن ادرس بدید تا هدیه بفرستیم! ( از ایجاد تجربه کاربری فقط همین رو یاد گرفتن) و البته زحمت کشیدند شعبه جی رو ۱۰۰.۰۰۰ تومان جریمه کردند. (وویس ۲ در سایت شخصی موجود هست)اما بریم سر اصل ماجرا در این فرآیند من از این افراد ناراضی هستم چون کارشون رو درست بلد نبودند:۱- نماینده سرپرستی اصفهان۲- کارشناس واحد crm۳- مدیر شبکه های مجازی۴- کارشناس پیگیری به شکایات۵- سامانه تیپاکس۶- مدیرعامل و رئیس هیئت مدیرهولی میدونید چرا این افراد باعث نارضایتی من شدند؟؟؟ما در مدیریت یک مفهوم به نام نقشه سفر مشتری CJM داریم. نقشه‌ای که تمام نقاط تماس مشتری با سازمان و مراحل درگیری مشتری با سازمان در اون ثبت شده. هر نقطه تماس یک سری استراتژی و یکسری رویکرد در مواجهه با مشکلات احتمالی داره و هدف نهایی بالا بردن تجربه کاربر در مواجه با سازمان هست.من معتقدم شرکت تیپاکس نه تنها این نقشه را ندارد بلکه در برخورد به روش سنتی هم بلد نیست درست اقدام کند! یه بار دیگه مراحل رو میریم جلو تا متوجه بشید چرا دوستان نقشه ای ندارند.نقاط تماسی که من باهاش درگیر بودم و مشکلاتی که دیدم:وب سایت تیپاکسدر وب سایت در زمان رهگیری بسته هیچ نشانی از تاریخ ارسال بسته، زمان تحویل و این ها نیست، شاید دلیلش اینه که ردپایی از بی مسئولیتی درش نباشه (عکس ۵)سامانه ثبت شکایاتبروز نیست و نتیجه شکایات در اون مشخص نیست از طرف دیگه وقتی شکایت رو درش ثبت می کنی، باید برای هر بار پیگیری دوباره داستان رو برای همه تعریف کنی.(عکس ۶‌) الانم که چند روز گذشته همچنان در حال بررسی هست.کارشناس واحد crmمکانیکی صحبت می کردند و بویی از همراهی و همدلی در اون ها نبود. حتی برای سناریوهای جدید ایده ای نداشتن.مسئول یا مدیر شبکه های اجتماعیفلسفه شبکه های اجتماعی، سرعت و آنلاین بودن ارتباطات هست. متاسفانه مدیران هر دو شبکه اینستاگرام و توییتر بعد از یکی دو روز پاسخ می دادن و جالبی داستان اینکه دیروز (۱۴ اسفند) بعد از این همه ماجرا پیام زیر را داده! (عکس ۷)کارشناس واحد شکایاتبه نظر من باید تا پایان شکایت و دریافت رضایت از شاکی فعال باشه البته اگر واقعا مشتری واسشون اهمیت داره.رئیس سرپرستی اصفهانوظیفه اش به عنوان مسئول ارشد استان پیگیری سریع موضوعات هست نه رفتار طلبکارانه و مخفی کاری. همچنین این شخص با توجه به اینکه از سازمان حقوق دریافت می کنه باید حامی ۱۰۰ درصد سازمان اصلی‌ باشد (رفتاری که اصلا از ایشون ندیدیم)مامور ارسال بستهوظیفه‌اش رعایت ادب هست نه فحاشی و بی احترامی. باید تماما به اعتراض مشتری گوش کنه و دنبال راهکار باشه نه دنبال فحش دادن و زدن مشتری!خودرو ارسال بستهاین خودرو باید نام و نشان مجموعه را داشته باشد ولی متاسفانه نه نامی نه نشانی از سازمان تیپاکس دیده نمی شد.رئیس شعبه جیانتظار داریم بعنوان رئیس و نماینده یک شعبه محترم باشد. ولی متاسفانه بی ادب، ظاهر نامناسب و عصبانی. بماند که تماما به تیپاکس و مدیران اون هم بی احترامی می کرد.مدیر عاملاز رفتار هردو راضی بودم و به نظرم کارشان رو درست انجام می دادند. اما چون اتفاقی بعد از شکایات من نیافتاد احساس کردم خیلی هم روی این موضوع متمرکز نبودند و فقط به یک معذرت خواهی و تماس تلفنی بسنده کردند.و اما پایان ماجرا بعد از پیگیری خودم از آقای فتحی با من تماس گرفته شد و گفتند شعبه جی ۱۰۰۰۰۰ تومان جریمه شدند و آدرس دهید برایتان هدیه بفرستیم.در حالی که لباس من که توسط مامور آن ها پاره شده بود ۲۰۰.۰۰۰ قیمتش بود بدن چنگ خورده من که بماند!همچنان اعلام می کنم کوچکترین انتظار من از تیپاکس معذرت خواهی رسمی نماینده اصفهان و جی از من هست! (عکس ۷)</description>
                <category>محمد رضا آذین</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Thu, 05 Mar 2020 18:55:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برند جدید BMW در سال 2020</title>
                <link>https://virgool.io/@azin/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-bmw-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-2020-td6bh84pnigt</link>
                <description>امروز لوگوی جدید BMW رونمایی شد. این برند ویژگی های جذابی داره که در ادامه واستون آوردم. قبلا از مطالعه پوزش می طلبم اگه ترجمه ای که کردم بد و نامفهوم هست. ولی چون هیجان زده بودم به انتشار همین اکتفا کردم. این مطلب در سایت شخصی من هم اومده.کمپانی BMW با نسل جدید از مشتری خود، هویت خود را تغییر داده است. این روند تفکر از بیش از 100 سال پیش آغاز شده و در سال 2020 با یک فصل جدید در کتاب کاری آن‌ها ادامه دارد. در تماس اخیر با Jens Thiemer ، معاون ارشد برند BMW ، در مورد برخی از تغییرات هیجان انگیز در شناسایی برند باواریا مطالب زیر را یاد گرفتیم.برای مبتدیان، گرد بودن نماد BMW طراحی جدید و تازه‌ای به دست می آورد. طبق گفته های Thiemer، برند BMW مجبور است با، نسل جوانی از خریداران که بصورت دیجیتال خو گرفته اند، سازگار شود.آرم جدید و طراحی برند، نمادی از اهمیت و اهمیت برند برای تحرک و شادی رانندگی در آینده است.آرم BMW جدید همان شکل کلی را حفظ می کند، اما در این طرح جدید طراح یک رویکرد جدید را در پیش می گیرد. وسط هنوز رنگ های آبی و سفید ایالت باواریا را دارد. قلم نیز به شکل متفاوتی شکل گرفته است. حلقه بیرونی هم اکنون دارای یک طراحی مسطح به رنگ سفید است، در حالی که برخی از شیب ها بقیه آرم را پر می کنند.علاوه بر این ، Thiemer می گوید که از آنجا که BMW در حال تبدیل شدن به یک برند ارتباطی است ، آرم جدید مشتریان را به خرید دوباره برند با تاریخ جدید و محصولات خود دعوت می کند.برند BMW با تغییر دیداری و هویتی، می خواهد حتی بازتر و در دسترس تر هم درک شود. همچنین در کنار ماشین الکتریکی BMW Concept i4 ، شروع انقلاب برقی در BMW مشخص شده است.برندهای فرعی این شرکت – BMW i و BMW M – نیز لوگوهای جدید خود را دریافت می کنند. نشان //M اکنون مسطح است، تعبیر دوبعدی از “قدرتمندترین در جهان”.مارک فرعی I در همان مسیر با ظاهری تازه که بخشی از خانواده هیبریدی و برقی پلاگین آینده خواهد بود، ادامه می یابد.برند BMW برای نشان دادن تکامل قسمت اصلی آرم آنها ، گرافیکی جدید منتشر کرد که یادآور تغییرات در دهه گذشته است.</description>
                <category>محمد رضا آذین</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Wed, 04 Mar 2020 16:04:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش لاگین کردن بیشتر از ۵ اکانت به صورت همزمان در اینستاگرام</title>
                <link>https://virgool.io/academy-instagram/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%84%D8%A7%DA%AF%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DB%B5-%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-b2qseb1co7ei</link>
                <description>این روزها با عناوین شغلی مثل ادمین پیج اینستاگرام، امنیت پیج (یک شغل دروغین و فیک)، دیجیتال مارکتر، متخصص اینستاگرام، تولیدکننده محتوای اینستاگرام و ... مواجه هستیم. یکی از چالش هایی که این افراد دارند این هست که نمی تونند بیشتر از ۵ اکانت روی اینستاگرام یک گوشی لاگین کنند و مدام باید از یکی خارج و به دیگری وارد شوند. برای همین چرخی زدم توی اینستاگرام و برای این موضوع یک راه حل پیدا کردم. حالا نمیدونم این راه حل یک باگ هست یا قابلیتی که خود اینستا به اپلیکیشن خودش اضافه کرده.در ادامه در ۴ دقیقه بهتون یاد می دم ۹ اکانت به صورت همزمان روی اینستاگرام لاگین کنید.امیدوارم این آموزش واستون مفید باشه. اگر بود و اگر تونستید بیشتر از ۹ اکانت لاگین کنید زیر این پست واسم کامنت بنویسید.راستی بخشی از آموزش ها رو در اینستاگرام خودمم قرار می دم.ارادتمندمحمد رضا آذین https://www.aparat.com/v/fX6sd </description>
                <category>محمد رضا آذین</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Fri, 15 Nov 2019 15:36:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برند بوک چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/pauseacademy/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%88%DA%A9-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-gsjfna5t6k5o</link>
                <description>قطعا تا امروز با تبلیغات گوناگون ایرانسل مواجه شدید. یکدستی و وحدت رویه بین این تبلیغ‌ها، ذهن‌ها را به سمتی می برد که مخاطب فکر می کند پیمانکار تبلیغات این شرکت، یک آژانس تبلیغاتی خاص است. اما داستان چیزی دیگری است: برند بوکبرند بوک (Brand Book) یا کتابچه برند، مجموعه‌ای گردآوری شده از یک سری اصول و قوانین است که به این سوال پاسخ می‌دهد: «برند شما چطور و چه کار می‌کند؟»برند بوک شامل چه بخش‌هایی است:اکثر برندبوک ها به دلیل رعایت یکسری استانداردهای خاص معمولا ساختار مشابهی دارند که البته این مورد شامل برندهای معتبر و برتر می‌باشد، اما در کل یک کتاب راهنمای برند دارای ۳ بخش اصلی هستند.آن سه بخش شامل موارد ذیل است:۱- همه چیز درباره برندنگاه کلی به تاریخچه شخصیت و اهداف برندواژه شناسی برندماموریت برندارزش‌هامخاطبان و بازار هدفبررسی رقبا - جایگاه یابی برنداهداف کوتاه مدت و بلند مدت بخش بازاریابی۲- دستورالعمل‌های بصری و گرافیکیلوگو : رنگ، قرار دادن، تغییرات، اندازه و نسبت، نمونه‌هایی از سوء استفاده از لوگورنگ های اصلی و مکمل آرممشخصات نشانه و تبلیغات در فضای باز مانند استند و بیلبوردرنگ ها: رنگ های نام تجاری اولیه، همچنین رنگ های ثانویه و پالت رنگ های دقیق با شماره پنتونتایپوگرافی: فونت های شرکتی برای سرفصل ها و متون بدن و غیرهست اداری: کارت ویزیت، سربرگ، پاکت نامه، یادداشت، لیبل cd، پاکت cd، فولدر، کارت پرسنلی، فاکتور، لیبل‌های مورد نیاز، ساک دستیعکاسی: سبک عکاسی، دستورالعمل‌های تصویریبدنه خودروها ( خودروهای سازمانی، خودروهای پخش محصولات)لباس پرسنل ( لباس، کفش، کلاه، دستکش و... )گرافیک دیگر: آیکون‌ها، الگوها، بافت‌هاطرح‌بندی و شبکه‌های طراحی برای پروژه‌های چاپی و وبدستورالعمل بروشوربسته بندی‌ساختار تابلوهای اصلی و نمایندگی‌هاتابلوهای راهنمای ورودی‌هامعماری داخلیساختار برگزاری همایش‌ها، سمینارها و…پرچم‌هاساین بردهااستندها و بنرهای تبلیغاتی و نمایشگاهیساختار تبلیغات ویدیوییساختار عکس‌ها در متریال‌های تبلیغاتیساختار زیرنویس تلویزیونی۳- دستورالعمل های ارتباطیزبان : زبان مشتری و بازار هدف شمادستور زبان و قالب بندی : اختصارات، اعداد، حروف بزرگ، اختصارات، زمانها و عناوینقابلیت خواندن : جملات پیچیده یا ساده و کوتاهسبک : فنی / غیر فنی، رسمی / گاه به گاه / عامیانهتن صدا : منطقی / احساسی، صمیمی / دور، جدی / طنز آمیز و غیرهایمیل : ساختار ایمیل، امضای ایمیلرسانه های اجتماعی</description>
                <category>محمد رضا آذین</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Sun, 22 Sep 2019 13:38:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک مثال واقعی از تحقیقات بازار</title>
                <link>https://virgool.io/digitalmarketing/%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AB%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-jyldgdy2albv</link>
                <description>این روزها بسیار زیاد واژه تحقیقات بازار یا تحقیقات بازاریابی را می شنویم. اما آیا این دو مفهوم با همدیگر متفاوت است یا خیر؟ در ادامه تعریفی ساده از این دو مفهوم خواهیم کرد.این مطلب در آژانس تبلیغاتی وایرال نوشته شده است و در انتها نیز یک مثال واقعی آورده شده است.تحقیقات بازاریابی، مجموعه فعالیت هایی است که مصرف کننده یا مشتری را به تولید کننده از طریق داده‌ها و از طریق فعالیت‌های کمی و یا فعالیت‌های کیفی متصل می‌کند. این اطلاعات برای تعریف فرصت ها و تهدیدهای بازاریابی، ارزیابی فعالیت‌های بازاریابی و درک بهتر نسبت به فرآیند بازاریابی و بهبود آن مورد استفاده قرار می‌گیرد.تحقیقات بازار، یکی از بهترین راه‌‌ها در راستای شناخت مشتریان و رقیبان است.این دو مفهوم جزئی از بازاریابی محسوب می شوند و شامل فعالیت‌هایی هستند که قبل از فروش محصول انجام می‌شود. بسیاری از متخصصی تحقیقات بازار را زیرمجموعه تحقیقات بازاریابی می‌دانند.فعالیت هایی مانند بررسی ترندهای بازار، سایز بازار و بررسی بازار هدف، پیدا کردن مخاطب مورد نظر از طریق تحقیقات بازار و فعالیت هایی مثل بهینه سازی در تبلیغات، تست A&amp;B، بررسی رضایت مشتریان و تغییر نگرش نسبت به برندینگ از طریق تحقیقات بازاریابی بدست می آید.پس شاید بتوان گفت تحقیقات بازار جزئی از تحقیقات بازاریابی می‌باشد.انجام تحقیقات بازار امری مهم و حیاتی برای هر کسب و کاری است. چه کسب و کار شما تازه متولد شده باشد چه در سن ۷۰ سالگی قرار داشته باشد.این روزها برندها با مشتریان هوشمند با سلایق و ذائقه‌های گوناگون طرف هستند. دوران هر چیزی که تولید می کنیم خریداری می شود، گذشته است. برای همین اگر می خواهید در بازار رقابت که بیشتر شبیه مدان جنگ است زنده بمانیم باید تحقیقات بازار را جدی بگیریم.در ادامه قصد داریم یک مثال واقعی از یکی از پروژه‌هایی که در آژانس تبلیغاتی وایرال انجام داده‌ایم برای شما بیان کنیم:از شرکت X با ما تماس گرفتند و خواستار انجام یک تحقیق با این عنوان شدند: چرا مردم به شرکت Y بیشتر از شرکت ما تمایل دارند؟ و چرا سهم بازار آن شرکت بیشتر است؟هر دو شرکت در ایران پودر ماشین لباسشویی تولید می کردند. شرکت X با تنوع زیاد (یک آنزیم، دو آنزیم و... ) و شرکت Y با یک محصول. ما برای انجام این تحقیق از روش نشست متمرکز گروهی یا focus group استفاده کردیم. در این روش از ۳ گروه از خانم‌هایی که یا فقط پودر X استفاده می کردند و یا فقط پودر Y و یا هر دو ، دعوت به مصاحبه کردیم. در این نشست تسهیل‌گر سوال‌هایی در چارچوب مشخص از آن‌ها پرسید و محققین در جلسه گفته‌ها، رفتار و عکس العمل‌های حاضرین را ثبت می‌کردند. در پایان متن‌ نشست پیاده سازی و تحلیل شد. پاسخ‌هایی که حاضرین داده بودند جالب بود:عده ای گفته بودند پودر Y ما را یاد گذشته می اندازد، بسته‌بندی، رنگ و ..عده ای گفته بودند پودر Y کار ما را در انتخاب راحت کرده است چرا که فقط یک نوع محصول دارد.عده ای گفته بودند پودر Y را سالی یکبار آن هم برای شستن پرده استفاده میکنیم چون حکم سفیدکننده قوی دارد و شاید لباس ها را بپوساند.و گفته‌های دیگر که در ۲ جلد به کارفرما تحویل دادیم. شرکت ‌X بعد از این تحقیقات در سیاست خود بازنگری کرد و هم در تولید و هم در تبلیغات از آن یافته ها استفاده نمود و توانست سهم بازار خوبی را بدست آورد.لازم به ذکر است به دلیل امضای قرارداد محرمانگی نمی توانیم به صورت عمومی نام آن برندها را ذکر کنیم برای همین از عنوان X و ‌Y استفاده کردیم.این پروژه و پروژه هایی از این دست اگر علمی و روش‌مند از طریق تکنیک هایی زیر انجام شود، نتایج شگفت انگیزی برای شما بدست خواهد آورد۱- پیمایش میدانی survey۲ - مصاحبه عمیق interview۳- نشست متمرکز گروهی focus groups۴- تست محصول Product testing۵- مشاهده در میدان accompanied shops۶- قوم نگاری ethnography۷- تحلیل محتوا content analaysisپس یادتان نرود، محصولی خوب است که مشتری داشته باشد حتی اگر آن محصول خوب نباشد.خوشحال میشم اگر تجربه انجام پروژه ای دارید کامنت کنید.</description>
                <category>محمد رضا آذین</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Sun, 15 Sep 2019 10:18:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر فکر می کنید با استعداد هستید این رویداد را از دست ندید</title>
                <link>https://virgool.io/@azin/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%AF-mn434urcr4vd</link>
                <description>خیلی از ما با کلمه استعداد هر روز مواجه هستیم. اینکه فلان شخص آدم با استعدادی هست و فلان کس استعداد نداره و غیره.خیلی ها به غلط تصور می کنند که مفهوم استعداد مترادف باهوش، خلاق، بامهارت، علاقه، دانش و توانمند بودن هست. اما واقعیت اینگونه نیست. فرض کنید که یک نفر در مدرسه خوب درس می خونه و نمرات عالی می گیره برای همین به اون می گن آدم با استعداد اما نفر دیگه که نمره بد میگیره رو بهش میگن بی استعداد.این تعبیر غلط هست. چون که ممکنه نفر دوم در زمینه دیگری با استعداد باشه.معنی استعداد به زبان ساده این هست:   میزان نسبی پیشرفت فرد در یک حوزه یا فعالیت خاص. یعنی اگر 2 نفر در یک شرایط خاص وارد یک حوزه ی فعالیت بشن، مثلا کسب و کار اینترنتی و نفر اول با سرعت زیادی در اون حوزه رشد کنه و نفر دوم با سرعت کم تر. به غلط میگیم اولی آدم با استعدادی هست و دومی آدم بی استعداد. در حالی که اینگونه نیست و شاید نفر دوم مثلا در بورس آدم با استعدادی باشه. قبلاً می‌گفتند هرکس که iq یا بهره هوشی بالایی داشته باشه، در آینده هم می‌توانید موفق شود  و با تست iq  می‌گفتند که یک فرد با استعداد هست یا نه و تست iq  را به عنوان تست استعداد یابی و عامل موفقیت به کار می‌بردند. درحالی‌که آی کی یو بالا فقط ۳ درصد در موفقیت افراد نقش دارد پس کسی که بهره هوشی بالایی دارد لزوما نمی‌تواند یک پزشک موفق ، یک مهندس موفق یا یک بازیگر موفق شود. عوامل مختلفی در موفقیت افراد نقش دارند و یکی از کاتالیزورهای موفقیت ، شناسایی استعداد ها و پرورش آن‌هاست. و دو تا فرد با بهره هوشی یکسان استعداد های متفاوتی در زمینه‌های مختلف دارند. اما این ها رو برای چی گفتم؟ به همین خاطر بود که تصمیم گرفتیم در قالب یک رویداد فارغ از اجرای نمایشی، فارغ از نگاه تجاری افراد با استعداد در حوزه کسب و کارهای مجازی رو شناسایی کنیم و به افراد معرفی کنیم. اینجوری افراد دیگه هم شاید متوجه بشن که در این زمینه استعداد دارند و می تونن موفق بشن. برای همین اولین رویداد نت تلنت در سال 1395 متولد شد. افراد با استعداد دعوت شدند و تجارب خودشون رو بیان کردند.سال دوم هم به همین ترتیب برگزار شد. و اما امسال هم قرار هست برای سومین بار رویداد نت تلنت 2018 برگزار بشه. در این رویداد که تجربه محور هست، قرار است سخنرانان تجربه های شکست و پیروزی خود را با شرکت کنندگان به اشتراک بگذارند.مهدی علیپور موسس استارت آپ های آوابوک (فرابوک) و میلوژی، مجید علوی زاده موسس مجید آنلاین، وحید رجبلو موسس توانیتو،  میلاد صالحی موسس اپریویو و حسین طالبی مدیرعامل شرکت مهندسی کسرا از سخنرانان این رویداد می باشند.همچنین در این رویداد پشوتن پورپزشک مدیرعامل فروشگاه اینترنتی بامیلو بعنوان میهمان ویژه و سخنران اصلی حضور دارد.اگر علاقه مند هستید حتما در این رویداد ثبت نام کنید. برای ویرگولی ها هم این کد تخفیف 70 درصد رو در نظر گرفتیم.virgool رویداد ما 10 آبان ماه در اصفهان برگزار میشه.آیا همه استعداد دارند؟جوابش صد درصد مثبت هست هر کدام از ما دارای یک یا چند استعداد در درون خود هستیم. اما این که آن‌ها را کشف نکردیم دلیل بر این نیست که ما استعداد نداریم. و مسئله مهم هم این جاست که افراد نمی‌توانند استعداد های خودشان را تشخیص دهند.  شما اگر استعداد های خودتان را پیدا نکنید و ازش استفاده نکنید ، فرصت‌های خیلی مهم و بزرگی رو از دست می‌دهید و اگر استعدادتان را بشناسید و در مسیر آن حرکت کنید. سریع‌تر و راحت تر می‌توانید به موفقیت هم برسید. پس حتما زمانی رو برای کشف استعدادها و توانمندی های خود در نظر بگیرید. راستی از فکر میکنید شما هم در زمینه های مجازی استعداد خاصی دارید زیر همین پست واسمون بنویسد یا در داخل سایت فرم مربوطه رو پر کنید. قرار هست در نت تلنت 2019 از افراد ناشناخته ای که در این حوزه فعالیت می کنند دعوت کنیم.در ادامه شما را دعوت میکنم این ویدیو را مشاهده نمایید. https://www.ted.com/talks/emilie_wapnick_why_some_of_us_don_t_have_one_true_calling?language=fa&amp;utm_campaign=tedspread&amp;utm_medium=referral&amp;utm_source=tedcomshare </description>
                <category>محمد رضا آذین</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Wed, 17 Oct 2018 12:51:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدل‌های درآمدی بیش از 70 استارتاپ ایرانی منتشر شد</title>
                <link>https://virgool.io/@azin/%D9%85%D8%AF%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-70-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-dtd5317u3mzq</link>
                <description>   کتاب مدل‌های درآمدی و کسب‌وکار با رویکرد بازار ایران در 408 صفحه با بیش از 70 مثال بومی از استارتاپ‌های فعال در کشور، منتشر شد.به گزارش روابط عمومی استارتاپ‌بوک، کتاب &quot;مدل‌های درآمدی و کسب‌وکار با رویکرد بازار ایران&quot; به قلم مهدی علیپور (دکتر استارتاپ)، صدف اصفا و داوود دهقان به صورت الکترونیکی منتشر شد.مهدی علیپور یکی از نویسندگان این کتاب ضمن اعلام این خبر گفت: یکی از کاستی‌هایی که پس از گذشت چندسال از حضور استارتاپ‌ها و شکل گیری اکوسیستم کارآفرینی ایران به شدت حس می‌شود، نیاز افراد فعال در حوزه کارآفرینی به محتوای بومی است، محتوایی از جنس خودمان و مبتنی بر شرایط اقتصادی و فرهنگی کشورمان. وی ادامه داد: چیزی که در این فضا کمتر به آن پرداخته شده، این مساله است که چقدر از آموزه‌هایی که هم‌اکنون به صورت ترجمه و غیره وجود دارند قابلیت به کارگیری و بومی شدن را دارند، همچنین استارتاپ‌ها به ندرت از تجارب خوب یا بد خود، فاکتورهای شکست یا موفقیت‌شان، سعی و خطاها در مسیری که طی کرده‌اند و غیره سخن می‌گویند.علیپور افزود: در فضای اکوسیستم استارتاپی کشور، منبع مناسب و قابل اعتمادی وجود ندارد تا افرادی که تازه می‌خواهند در مسیر پرپیچ‌و‌خم راه اندازی کسب‌وکار قدم بردارند و یا افرادی که در اواسط این مسیر بوده و نیازمند نکاتی برای بهبود کسب‌و‌کار خود هستند، از آن بهره‌مند شوند. دکتر استارتاپ ضمن معرفی روش موردکاوی گفت: همان‌طور که می‌دانید در مطالعه موردی یا مورد کاوی که یکی از انواع تحقیقات در حوزه علوم اجتماعی است، به مطالعه عمیق و دقیق یک مورد و یا یک موضوع خاص پرداخته می‌شود که موجب ایجاد دانش در آن زمینه و درک بهتری از مساله موردنظر می‌گردد. بنابراین زمانی که نیاز باشد درک عمیق، اساسی و واقع گرایانه از یک مساله صورت بگیرد از مطالعه موردی استفاده می‌شود. ما نیز سعی کرده‌ایم در کتاب خود به مطالعه موردی استارتاپ‌های فعال در ایران بپردازیم.همچنین صدف اصفا یکی دیگر از نویسنده‌های این کتاب بیان کرد: در کتاب مدل‌های درآمدی و کسب‌وکار با رویکرد بازار ایران، مثال‌های متنوع بومی در حوزه‌های مختلفی اعم از خدمات، مهندسی پزشکی، آموزش، سلامت، حقوقی، مسئولیت اجتماعی و غیره ارائه شده است تا خواننده بتواند شیوه به کارگیری مفاهیم آموزشی در صنایع مختلف را درک کرده و زمینه جرقه های ذهنی برای ایده پردازی در این صنایع برای وی فراهم شود.وی ادامه داد: در این کتاب به تشریح کامل 18 مدل درآمدی همراه با مثال‌های بومی پرداخته شده و علاوه بر این، 20 استارتاپ ایرانی از جمله پونیشا، ویرگول، آچاره، رایچت و غیره مورد بررسی دقیق قرار گرفته‌اند‌ و با همراهی موسسین‌شان، مدل درآمدی‌ و 40 عدد بوم مدل کسب‌وکار و بوم ناب این استارتاپ‌ها در این کتاب آورده شده است. داوود دهقان نیز ضمن اعلام این خبر که جلد دوم کتاب نیز در حال تالیف است گفت: با توجه به استقبال خوب موسسین استارتاپی کشور و همچنین حجم زیاد مطالب، تصمیم بر آن شد جلد دوم این کتاب تا  اواخر مهرماه امسال منتشر شود. وی افزود محتوای جلد دوم بسیار متفاوت تر از جلد اول است، در جلد دوم داستان چگونگی تالیف کتاب مدل‌های درآمدی به همراه بوم مدل کسب‌وکار و بوم ناب آن و همچنین نحوه استفاده از متد ناب که در تدوین این کتاب از آن استفاده کردیم را در قالب یک فصل کامل ارائه می‌دهیم و یک خلاصه کاربردی از جلد اول را هم تدوین کرده‌ایم.دهقان در پایان گفت: در جلد دوم علاوه بر معرفی بیش از 20 استارتاپ بومی دیگر، به تشریح بوم مدل کسب‌وکار و مدل درآمدی 15 کسب‌و‌کار آنلاین موفق ایرانی مثل دیجیکالا، علی‌بابا، دیوار، اسنپ و غیره می‌پردازیم.لازم به ذکر است جلد اول این کتاب با متد استارتاپ ناب طراحی و ارائه شده است و علاقه مندان می‌توانند نسخه الکترونیکی این کتاب را با کد تخفیف صد درصدی news  از وب سایت startupbook.ir خریداری نمایند.</description>
                <category>محمد رضا آذین</category>
                <author>محمد رضا آذین</author>
                <pubDate>Sun, 05 Aug 2018 13:40:50 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>