<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فائزه امجدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@azoost</link>
        <description>طراح محصول دیجیتال</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 21:19:54</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/70090/avatar/07AqH9.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فائزه امجدی</title>
            <link>https://virgool.io/@azoost</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تحقیقات کاربری برای واقعیت افزوده AR</title>
                <link>https://virgool.io/@azoost/%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D9%88%D8%AF%D9%87-ar-peh8wuiowlgb</link>
                <description>چگونه برای طراحی واقعیت افزوده (Augmented reality) ریسرچ انجام دهیم؟عکس از بنیادطراحی تعاملی Interaction design foundationدر طراحی برای واقعیت افزوده، با محیط‌های واقعی سروکار داریم که در آن کاربر با طراحی تعامل دارد. و سوالاتی که مطرح می‌شود این است: وقتی کاربران در آن فضا هستند به چه چیزهایی نیاز دارند؟ چه حواس پرتی هایی ممکن است رخ دهد؟ و چه چیزی به آنها کمک می کند تا موفق تر شوند؟ بزرگترین چالش‌ها در AR  محدودیت های فیزیکی و اجتماعی هستند: یک دیوار، یک فضای پر سر و صدا، کسی که در AR نیست اما کنار شما ایستاده است. و بنابراین، برخورد با آن وقفه ها یا آن واقعیت ها برای طراحی بسیار کلیدی است.همیشه در طراحی محصولاتی که می‌خواستم طراحی کنم به کاربر و نیازهای آن و نقاط دردش توجه می‌کردم البته این موضوع رو هم در نظر می‌گرفتم که Context of use یا زمینه استفاده کاربر خیلی مهمه ولی در زمینه AR متوجه شدم که علاوه بر همه این موارد باید در مورد مکان هم تحقیق کنم مکانی که در آن کاربر با طراحی تعامل دارد و این موضوع جدیدی برای من بود و هست، چیزی جدای مساله Context و کاربر است. برای همین خواستم این موضوع را با شما هم به اشتراک بزارم شاید برای شما هم مفید باشه.وقتی داشتم در مورد مراحل User Research در طراحی AR مطالعه می‌کردم به موضوعی به اسم تحقیق در مورد مکان برخوردم و این سوال برام پیش اومد که اصلا تحقیق در مورد مکان برای یک تجربه AR چطوری انجام می‌شود؟ و به چه پارامترهایی باید توجه کرد و چالش های آن چیست؟ برای پاسخ به این سوال اول باید این موضوع را مورد بررسی قرار داد که :مکان به چه معناست؟در دنیای AR، نه تنها کاربران بلکه همچنین مکان‌ها نقش اساسی دارند. مطالعاتی که بر روی این مکان‌ها انجام می‌شود، بازوی قدرتمندی برای بهبود تجربیات AR فراهم می‌کند. در این راستا، &quot;تحقیقات مکان&quot; می‌تواند شامل ادبیات موجود، مشاهده میدانی، و حتی درک آداب و رسوم فرهنگی مختلف شود و به تلاش برای درک بهتر فضاها و محیط‌های مختلف، افزایش کارایی و دقت تجربه AR، و مقابله با چالش‌ها و امکانات منحصر به فرد مکان‌ها اشاره دارد. این تحقیقات از منطقه به منطقه دیگر متغیر بوده و بررسی اجزای فیزیکی، فرهنگی، و اجتماعی مکان‌ها را دربر می‌گیرد.حالا اینجا این سوال پیش می‌آید که ادبیات موجود  در تحقیقات مکان چه معنایی دارد؟!تحقیقات مختلف در زمینه مکان شامل دسترسی و مطالعه ادبیات مرتبط با مکان‌ها می‌شود. این ادبیات می‌تواند شامل مقالات علمی، کتب، پایان‌نامه‌ها، گزارش‌های تحقیقاتی، و سایر منابع مرتبط با مفهوم مکان باشد. این مطالعات می‌توانند اطلاعات مفیدی را ارائه دهند و پایه‌ای برای تحقیقات بعدی در زمینه مکان فراهم کنند. در واقع، &quot;ادبیات موجود&quot; به هر نوع اطلاعات مکانی مرتبط با موضوع تحقیق اشاره دارد که تاکنون توسط دیگران مورد بررسی قرار گرفته است. این ممکن است شامل توضیحات درباره مکان‌های خاص، معماری، جغرافیا، تاریخچه فرهنگی، و سایر جنبه‌های مکانی باشد که تحقیقات بعدی می‌توانند از آن بهره‌مند شوند.به‌طور مثال، اگر تحقیقات مکان به سمت یک شهر خاص متمرکز شود، ادبیات موجود ممکن است شامل گزارش‌ها و مقالات درباره تاریخچه، جاذبه‌ها، جمعیت، و سایر جنبه‌های مرتبط با آن شهر باشد. این اطلاعات ابتدایی می‌توانند پایه‌ای برای مطالعات میدانی و تجزیه و تحلیل عمیق‌تر در زمینه مکان فراهم کنند.چالش‌ها در فضاهای مختلف:فضاهای مختلف، چالش‌ها و فرصت‌های متفاوتی را برای تجربیات AR ارائه می‌دهند. از اتاق‌های کوچک ژاپنی تا پذیرایی‌های بزرگ آمریکایی، تفاوت‌های فرهنگی در تحقیقات مکان مسئله جدی است.در تحقیقات مکان برای تجربیات واقعیت افزوده (AR)، مواجه با چالش‌های مختلف در فضاهای مختلف امری حیاتی است. این چالش‌ها می‌توانند به طراحان و توسعه‌دهندگان AR کمک کنند تا راهکارهای بهتری برای ادغام AR با محیط‌ها پیدا کنند و تجربه کاربری را بهبود بخشند.در زیر به برخی از این چالش‌ها اشاره می‌شود:1. تفاوت‌های فرهنگی: هر فضای فرهنگی دارای مشخصات و ارزش‌های خود است. زمانی که AR در فضاهای چندفرهنگی استفاده می‌شود، باید با تفاوت‌های فرهنگی مواجه شود. مثلاً، نمایشگرهای AR باید با آداب و رسوم مختلف و قوانین اجتماعی هر فرهنگ سازگاری داشته باشند.&quot;وقتی که یک سامانه AR در فضای چندفرهنگی استفاده می‌شود، تفاوت‌های فرهنگی می‌توانند به چالش‌هایی منجر شوند. به عنوان مثال، در یک جشنواره مذهبی در یک کشور با سنت‌ها و آداب خاص، یک نمایشگر AR باید از محتوای خود طوری استفاده کند که با احترام به این آداب و مراسمات باشد. این ممکن است شامل تنظیمات خاص در نمایش محتوا، استفاده از آیکون‌ها و تصاویر مناسب به فرهنگ محلی، یا ارائه دستورالعمل‌های خاص برای کاربران در این فضاها باشد. به این ترتیب، سیستم AR نه تنها تجربه کاربری بهتری ارائه می‌دهد بلکه از تفاوت‌های فرهنگی در جشنواره استفاده می‌کند تا تجربه را برای همه شرکت‌کنندگان بهتر کند.&quot;2. محدودیت‌های فضای فیزیکی: فضاهای مختلف از جمله اتاق‌ها، خیابان‌ها، پارک‌ها و... ممکن است محدودیت‌های مختلفی داشته باشند. به عنوان مثال، یک اتاق کوچک ممکن است امکان حرکت آزاد با دستگاه AR را محدود کند و برخورد با موانع فیزیکی چالش‌هایی را به وجود آورد.3. مشخصات جغرافیایی: مکان‌ها با تفاوت‌های جغرافیایی مختلفی همراه هستند و در مکان های مختلف باید تراکم ساختمانی و معماری متنوع شهری را در نظر گرفت. ممکن است در مناطق جداگانه دسترسی به اطلاعات GPS یا داده‌های جغرافیایی مشکلاتی ایجاد کند. به عنوان مثال، در مناطق با ساختار شهری چگال، دقت GPS کاهش می‌یابد.ساختار شهری چگال به نوع توزیع و چیدمان مؤلفه‌های شهری اشاره دارد. این ساختار بر اساس ترکیب اجزاء مختلف شهری مانند ساختمان‌ها، محل‌های کسب و کار، فضاهای سبز، و امکانات عمومی شکل می‌گیرد.4. تنوع فضایی: افراد ممکن است از AR در مکان‌های مختلفی استفاده کنند، از جمله فضاهای عمومی، مناطق کاری، خانه‌ها و... این تنوع فضایی نیازمند تصمیمات طراحی است که تجربه کاربر را در هر یک از این محیط‌ها بهینه کند.5. شرایط نوری: شرایط نوری در فضاهای مختلف متفاوت است. نور محیط می‌تواند تأثیر مستقیمی بر قابلیت‌های تشخیصی دستگاه‌های AR داشته باشد. در شرایط نوری غیر مطلوب، ممکن است مشکلاتی برای تجربه AR به وجود آید.فرض کنید که شما از یک دستگاه AR برای مشاهده اطلاعات فرهنگی یک مکان تاریخی استفاده می‌کنید. اگر در یک محیط با نور کم یا محیط‌های با نور مصنوعی نامناسب قرار گیرید، تجربه AR شما ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد. به عبارت دیگر، نور محیط می‌تواند به صورت مستقیم بر وضوح، رنگ، و کیفیت تصاویر و اطلاعات ارایه شده توسط دستگاه AR اثر بگذارد.برای مثال، در یک مکان تاریخی شبانه که بخواهید جزئیات یک مجسمه یا ساختار تاریخی را با استفاده از دستگاه AR مشاهده کنید، نور کم ممکن است باعث کاهش وضوح و واکنش به‌موقع دستگاه شود. همچنین، در مکان‌هایی که نور مصنوعی بسیار روشن است، ممکن است نور اضافی باعث درخشش یا سایه‌زنی غیرمطلوب در تصاویر شود و تجربه کاربری را ناخوشایند کند. بنابراین، در شرایط نوری غیرمطلوب، بهینه‌سازی الگوریتم‌ها و استفاده از سنسورها در دستگاه AR برای تعدیل و تنظیم بهتر تصاویر می‌تواند بهبود قابلیت استفاده از AR را در این شرایط ایجاد کند.6. محدودیت‌های اجتماعی: تأثیر استفاده از AR بر تعاملات اجتماعی نیز یک چالش مهم است. افراد ممکن است در مکان‌های عمومی احساس ناخوشایندی کنند یا دیگران را اذیت کنند.مثلاً فرض کنید که شما از یک دستگاه AR برای مشاهده اطلاعات تاریخی یک موزه استفاده می‌کنید. وقتی که شما از دستگاه AR خود استفاده می‌کنید، شما توجه کمتری به اطرافتان می‌کنید و به ظاهر با دنیای مجازی خود در ارتباط هستید. این می‌تواند باعث ایجاد احساس ناخوشایند برای دیگران شود، زیرا آنها ممکن است حس کنند که شما به اطرافتان توجه نمی‌کنید یا از تعاملات اجتماعی دور می‌شوید.یا در مثال دیگر، در یک جلسه کاری یا جمعیت عمومی، افرادی که از دستگاه‌های AR استفاده می‌کنند، ممکن است دیگران را از توجه به موضوعات مهم جلب کنند و در نتیجه، تعاملات اجتماعی مختلف را تحت‌تأثیر قرار دهند. به همین دلیل، طراحان AR باید در نظر داشته باشند که چگونه تجربیات واقعیت افزوده‌ای را به گونه‌ای طراحی کنند که از یک سو، تعاملات اجتماعی را افزایش دهند و از سوی دیگر، دیگران را اذیت نکنند یا از مواقع اجتماعی مناسبی خارج نشوند.7. آموزش کاربر: توانایی کاربر در استفاده از دستگاه‌های AR و درک صحیح از تجربه ممکن است در فضاهای مختلف متفاوت باشد. ارائه آموزش مناسب برای کاربران می‌تواند از این چالش پیشگیری کند.مثلاً در یک موزه با فضای محدود، کاربران ممکن است با دستگاه AR  توجه بیشتری به نمایشگاه داشته باشند. اما در یک مکان با هوشمندی‌های پیچیده مثل یک فرودگاه، کاربران نیاز به یادگیری نحوه استفاده از دستگاه AR در محیط پرترافیک و پر از اطلاعات دارند. در اینجا، ارائه آموزش مناسب و مرحله به مرحله برای کاربران می‌تواند توانایی آن‌ها را در استفاده از دستگاه AR بهبود بخشد و از ایجاد چالش‌های اضافی جلوگیری کند.عکس از بنیاد طراحی تعاملی Interaction Design Foundation تحقیقات مکان، طراحی برای فضاهای واقعیدر منظر AR، موضوع تنها کاربران نیست؛ بلکه در مورد فضاهایی است که در آنها زندگی می‌کنند. نمایش واقعی، دیدگاه‌های 360 درجه و درک از محدودیت‌ها و فرصت‌ها راهنمای فرآیند طراحی هستند. AR نه تنها تجربه کاربری را افزوده نمی‌کند؛ بلکه فضاهای فیزیکی را به محیط‌های غنی و قابل یادآوری تبدیل می‌کند. این جمله به معنای این است که فناوری واقعیت افزوده (AR) نه تنها به افراد امکان تجربه کاربری جدید و بهبود یافته را می‌دهد، بلکه قابلیت دارد فضاهای فیزیکی را با افزودن اطلاعات دیجیتال و تجربیات تعاملی تبدیل کند. به عبارت دیگر، AR به کاربران این امکان را می‌دهد که اطلاعات یا شیء‌های مجازی را در محیط واقعی خود مشاهده کرده و با آنها تعامل داشته باشند. این ترکیب از دنیای واقعی و دیجیتال باعث ایجاد فضاهای غنی و قابل یادآوری می‌شود که تا به حال در دنیای فیزیکی وجود نداشته‌اند.عکس از بنیاد طراحی تعاملیتحقیق در مورد مکان چطوری انجام می‌شود؟!تحقیق در مورد مکان، به عنوان یک قسمت اساسی از تحقیقات در حوزه واقعیت افزوده (AR)، امکان پیدا کردن فرصت‌ها و چالش‌های مرتبط با محیط‌های مختلف است. در زیر، مراحل اصلی تحقیق در مورد مکان برای تجربیات AR را توضیح می‌دهم:1. تحلیل محیط، بررسی اولیه: شروع به مطالعه و تحلیل اولیه اطلاعات مرتبط با مکان‌های مورد نظر کنید. این اطلاعات ممکن است شامل مپ‌ها، داده‌های جغرافیایی، تصاویر، و آمارهای مکانی باشد. تحلیل محیط در تحقیقات مکان به معنای بررسی دقیق و تفصیلی از ویژگی‌ها و شرایط محیطی مکان‌های مورد نظر است. در این مرحله، اطلاعات گوناگونی را برای درک بهتر محیط جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل می‌کنید. برای مثال، فرض کنید که شما در حال تحقیق درباره استفاده از تکنولوژی AR در یک موزه تاریخی هستید. در این صورت:مپ‌ها: شما ممکن است نقشه‌های موزه را مطالعه کنید تا مکان دقیق اجزاء مختلف موزه را شناسایی کنید. این مپ‌ها ممکن است شامل محل قرارگیری اثرات تاریخی، نقاط ویژه، و فضاهای مختلف موزه باشد.داده‌های جغرافیایی: اطلاعات مکانی مانند ارتفاع، اقلیم، و ویژگی‌های زمین‌شناسی ممکن است برای درک بهتر محیط مورد مطالعه مفید باشند. مثلاً، درک از اینکه موزه در یک ناحیه با اقلیم خاص و ویژگی‌های زمینی خاص واقع شده است.تصاویر: ممکن است از تصاویر موزه و اجزاء مختلف آن استفاده کنید تا جزئیات بیشتری از نحوه آراسته شدن فضاها و محیط ظاهری موزه را مشاهده کنید.آمارهای مکانی: این شامل آمار و اطلاعات مرتبط با تعداد بازدیدکنندگان، زمان بازدید، و نقدها و پیشنهادات کاربران درباره موزه است.با این تحلیل اولیه، شما به دقت بیشتری در مورد محیط مورد مطالعه خود دست پیدا می‌کنید و اطلاعات مهمی را برای مراحل بعدی تحقیق جمع‌آوری خواهید کرد.2. پروفایل مکان، جمع‌آوری اطلاعات:اطلاعاتی از جمله ابعاد فضایی، مشخصات فیزیکی، و موانع ممکن را در مورد مکان مورد نظر جمع‌آوری کنید. این اطلاعات می‌تواند بازوی مهمی در تصمیم‌گیری‌های طراحی AR باشد. در مرحله پروفایل مکان، شما به جمع‌آوری اطلاعات مهم و جزئیاتی درباره مکان مورد مطالعه می‌پردازید تا در فرآیند طراحی AR از این اطلاعات بهره‌مند شوید. برای روشن‌تر شدن، یک مثال مرتبط با موزه تاریخی ارائه می‌دهیم:ابعاد فضایی: مکان مورد بررسی شما ممکن است شامل چندین اتاق و ناحیه با ابعاد مختلف باشد. به عنوان مثال، اطلاعاتی در مورد ابعاد و مساحت اتاق‌ها، فضاهای باز، و محل‌های مخصوص نمایش اثرات تاریخی را جمع‌آوری کنید.مشخصات فیزیکی: این شامل ویژگی‌های محیطی مکان است. برای موزه می‌توانید اطلاعاتی درباره مواردی مانند نوع کفپوش، نورپردازی، تزئینات، و معماری ساختمان جمع‌آوری کنید.موانع ممکن: شناخت موانع ممکن در مکان اهمیت دارد. مثلاً، موانع ممکن می‌توانند دسترسی به برخی اتاق‌ها یا قسمت‌ها، موانع نورپردازی، یا حتی موانع مرتبط با حفظ امنیت باشند.با جمع‌آوری این اطلاعات، پروفایل مکان شما بیشترین اطلاعات مرتبط با محیط مورد مطالعه را فراهم می‌کند و این اطلاعات به شما در تصمیم‌گیری‌های مختلف طراحی AR کمک خواهد کرد. مثلاً، اگر بخواهید یک تجربه AR را در یک اتاق خاص ارائه دهید، اطلاعات ابعاد و مشخصات فیزیکی این اتاق به شما کمک می‌کند تا اجزاء دیجیتال خود را با ابعاد فضایی و محیط واقعی هماهنگ کنید.3. آشنایی با محیط، مشاهده میدانی:برای درک عمیق‌تر از مکان، میدانی رفته و به مشاهده مستقیم و تجربی از محیط بپردازید. این اقدام می‌تواند جنبه‌های نهان و منحصر به فردی از مکان را آشکار کند. آشنایی با محیط و مشاهده میدانی به معنای فیزیکی حضور یا مشاهده مستقیم در مکان مورد مطالعه است. این فعالیت به طراحان AR کمک می‌کند تا جزئیات نهان و خاصی از محیط را درک کنند که از طریق مطالعه دوربین‌ها یا حسگرهای مختلف ممکن نیست. در اینجا یک مثال با موزه تاریخی را در نظر بگیرید:حضور فیزیکی در مکان: شما به محیط مورد مطالعه، به عنوان مثال یک موزه تاریخی، می‌روید و در آنجا حضور دارید. این به شما اجازه می‌دهد تا اطلاعات فیزیکی و محیطی مانند ابعاد دقیق اشیاء، نورپردازی، و تاثیرات فیزیکی را بررسی کنید.تجربه زنده: با حضور مستقیم، می‌توانید تجربه‌های زنده افراد در محیط را درک کنید. مثلاً ممکن است بفهمید که چگونه بازدیدکنندگان به تاریخچه یک اثر هنری یا نمونه تاریخی واکنش نشان می‌دهند.شناخت تفاوت‌ها: مشاهده مستقیم به شما این امکان را می‌دهد تا تفاوت‌ها و جزئیاتی را که ممکن است در تصاویر یا داده‌های دیجیتال آن مکان مشخص نشوند، به دقت تشخیص دهید. این ممکن است شامل نکات مثل رنگ‌ها، ترکیبات معماری، یا جزئیات دستگاه‌ها باشد.4. مطالعه آداب و رسوم، آگاهی از فرهنگ:اگر مکان مورد نظر در محدوده‌ای با فرهنگ و آداب و رسوم خاصی واقع شده است، مطالعات جداگانه ایجاد کنید. درک عمیق از این جوانب می‌تواند به طراحی AR ارتقاء بخشد. مطالعه آداب و رسوم و آگاهی از فرهنگ یک مکان مورد نظر، از اهمیت بالایی برخوردار است. این مرحله به طراحان AR کمک می‌کند تا در تجربه کاربری خود، با ارائه محتوایی حساس به فرهنگ و آداب و رسوم محلی، تداخل کمتری با جامعه‌ی محلی ایجاد کنند. برای مثال، فرض کنید شما یک پروژه AR دارید که قصد دارید در یک مکان تاریخی با فرهنگ خاصی پیاده‌سازی کنید، مانند یک معبد باستانی در ژاپن. در اینجا چند نکته می‌تواند مفید باشد:رنگ‌ها و نمادها: در فرهنگ ژاپن، برخی از رنگ‌ها و نمادها معانی خاصی دارند. مثلاً قرمز به عنوان نماد عشق و شجاعت شناخته می‌شود. با مطالعه و درک این آداب و رسوم، می‌توانید از این نمادها در طراحی AR خود بهره‌مند شوید.تجربه مذهبی: اگر مکان مورد نظر مرتبط با اعتقادات دینی یا مذهبی خاصی باشد، شناخت دقیق از این اعتقادات به شما کمک می‌کند تا محتوای AR را با احترام به این اعتقادات طراحی کنید.رویدادها و جشنواره‌ها: مطالعه در مورد جشنواره‌ها و رویدادهای محلی که در مکان مورد نظر برگزار می‌شود، به شما ایده می‌دهد که چگونه می‌توانید تجربه AR خود را با رویدادهای محلی هماهنگ کنید.درک عمیق از این جوانب به طراحان کمک می‌کند تا تجربه‌ای متناسب با محیط فرهنگی محلی ایجاد کنند و باعث افزایش جذابیت و پذیرش تجربه AR در این محل می‌شود.5. تحلیل فضاهای مختلف، پیش‌بینی چالش‌هافضاهای مختلف از جمله داخلی، خارجی، کوچک، بزرگ و ... چالش‌ها و فرصت‌های خود را دارند. پیش‌بینی کنید که AR چگونه می‌تواند با این چالش‌ها مقابله کند یا از آنها بهره‌مند شود.تحلیل فضاهای مختلف و پیش‌بینی چالش‌ها برای پیاده‌سازی AR به ما کمک می‌کند تا طراحی تجربه AR را با محیط فیزیکی متناسب کنیم و به چالش‌ها پاسخ مناسبی ارائه دهیم. در اینجا چند نکته و مثال آورده شده است:فضای داخلیچالش: در فضاهای بسته و کوچک، ممکن است محدودیت‌های حرکت برای استفاده از AR پیش بیاید.پاسخ: طراحی المان‌های AR به گونه‌ای که با محدودیت‌های فضای داخلی سازگار باشد، مانند امکان اجرای AR در محدوده‌های مشخص.فضای خارجیچالش: نور خورشید و تغییرات آب و هوا می‌توانند تجربه AR را تحت تأثیر قرار دهند.پاسخ: بهره‌گیری از تکنولوژی‌های تشخیص محیط به منظور سازگاری با شرایط نوری متغیر، و ایجاد المان‌های AR مقاوم در برابر شرایط جوی.فضای کوچک و بزرگچالش: در فضاهای بزرگ، ممکن است اطلاعات AR گم شود و در فضاهای کوچک، اشغال فضای ارزشمند امکان‌پذیر باشد.پاسخ: اندازه‌گیری دقیق فضای محیط و تنظیم دقیق مقیاس المان‌های AR به اندازه فضا.6. تست‌های میدانی، آزمون نقشه‌های AR: از نقشه‌ها و مدل‌های AR برای تست در محیط‌های واقعی استفاده کنید. این آزمون‌ها به شما کمک می‌کنند تا عملکرد واقعی سیستم را در شرایط واقعی ارزیابی کنید. تست‌های میدانی یا آزمون نقشه‌های AR مرحله‌ای است که با استفاده از نقشه‌ها و مدل‌های آماده شده برای AR، عملکرد سیستم را در محیط‌های واقعی بررسی می‌کند. این مرحله به طراحان کمک می‌کند تا اطمینان حاصل کنند که تجربه AR آنها در شرایط واقعی به درستی عمل می‌کند. مثال:یک شرکت تصمیم می‌گیرد یک نقشه AR برای مشاهده مسیرهای تفریحی در یک پارک عمومی ایجاد کند. در این مرحله، آنها از نقشه‌های AR خود در محیط پارک استفاده می‌کنند و تست‌های میدانی اجرا می‌کنند. این تست‌ها شامل:دقت موقعیتآزمون: استفاده از نقشه AR برای مشاهده مسیرهای تفریحی و مشخص کردن موقعیت مکانی درست.نتیجه: اطمینان از دقت و صحت موقعیت‌یابی در محیط واقعی.تعامل با اجسام محیطآزمون: تعامل با المان‌های AR مرتبط با اجسام موجود در پارک، مانند نصبی هنری یا تاریخی.نتیجه: اطمینان از تعامل صحیح بین المان‌های AR و اجسام فیزیکی در محیط.کارکرد در شرایط نوری مختلفآزمون: اجرای نقشه AR در شرایط نوری متفاوت، از صبح تا شب.نتیجه: اطمینان از قابلیت دیدن و عملکرد مناسب در هر شرایط نوری.این تحلیل و پیش‌بینی چالش‌ها و تست‌ها به ما طراحان کمک می‌کند تا به بهترین شکل ممکن با محیط فیزیکی تعامل داشته باشیم و تجربه AR را برای کاربران بهبود بخشیم.AR experiences should conform to the place and situations people use them inجمع بندی :در این مقاله، به بررسی اهمیت تحقیقات مکانی در زمینه واقعیت افزوده (AR) پرداختیم و نشان دادیم که تحقیقات مکان نقش اساسی در بهبود تجربیات AR ایفا می‌کند. از ادبیات موجود گرفته تا مشاهده میدانی و درک آداب و رسوم فرهنگی، هریک از مراحل تحقیقات مکان می‌توانند به بهبود دقت و کارایی سیستم‌های AR کمک کنند.در این راستا، آگاهی از فضاها و محیط‌های مختلف، اجرای تست‌های میدانی، و تحلیل دقیق محیط و فضاهای مختلف از جمله چالش‌ها و فرصت‌های تحقیقات مکانی برای طراحان AR محسوب می‌شوند. از طرفی، این تحقیقات بهبود قابلیت تعامل با محیط و ایجاد تجربیات غنی و قابل یادآوری را در فضاهای فیزیکی فراهم می‌کنند.امیدوارم این مقاله برای شما مفید بوده باشد.در مقاله بعدی به تحلیل نتایج و داده‌های حاصل از تحقیقات مکانی می‌پردازیم.</description>
                <category>فائزه امجدی</category>
                <author>فائزه امجدی</author>
                <pubDate>Wed, 13 Dec 2023 10:17:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شما به عنوان یک طراح تا چه حد به مساله دسترسی پذیری در طراحی هاتون توجه می‌کنید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@azoost/%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D8%AA%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D8%AD%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%87%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-gllt3pa0gada</link>
                <description>چند وقت پیش که سوار مترو شده بودم خانمی رو دیدم که بر روی ویلچر نشسته بود و به طور عجیبی به صفحه گوشیش نگاه می‌کرد و با ضربه زدن‌های پی در پی بر روی صفحه موبایل سعی داشت کاری را انجام دهد توجهم را جلب کرد نزدیکتر که شدم، دیدم در یکی از برنامه های مسیریاب به دنبال آدرسی می‌گردد و سعی داشت آدرس یک مکان را از روی برنامه مسیریاب پیدا کند، متاسفانه زمان اجازه نداد با اون خانم هم کلام بشم و سوالاتی ازش بپرسم تا بیشتر درک کنم افراد با ناتوانایی چطور با محصولات دیجیتال تعامل می‌کنند ولی همین موضوع دلیلی شد که به یاد مساله دسترسی پذیری بیفتم که چقدر میتونه مهم باشه و به عنوان یک طراح توی طراحی هام به این مساله توجهی نداشتم. شاید دیدن این صحنه تلنگری بود که به این مساله مهم توجه بیشتری داشته باشم. بعدها که در مورد دسترسی پذیری خوندم و تحقیق کردم متوجه شدم یکسری چالش ها در طراحی دسترس پذیر هست مثل استفاده از رنگ های قرمز و سبز که به صورت جهانی برای پیام‌های خطا، تابلو های ایست،  و تابلوهای راهنما و غیره استفاده میشن ولی افرادی که دارای ناتوانایی از نوع کم بینایی هستن این رنگ هارو به یک رنگ دیگه میبینن پس برای حل این چالش چه باید کرد؟!  خصوصا اگر رنگ برند محصول دیجیتال از نوع رنگ هایی باشد که در طیف کوررنگی قرار می‌گیرد و همچنین این نگرانی برای طراح ها شاید وجود داشته باشد که با در نظر گرفتن طرح دسترس پذیر از زیبایی طرحشون کم میشود.مقاله زیر پاسخی برای این چالش ها و اهمیت دسترسی پذیری در طراحی وب و موبایل می‌باشد.در این مقاله سعی شده چندتا از  انواع معلولیت و مشکلات آن توضیح داده شود که با آن میتوان 80 تا 90 درصد مشکلات دسترسی پذیری را پوشش داد. همچنین این مقاله آموخته های من از مطالبی است که در این مدت مطالعه کردم بنابراین برداشت هر فردی از این موضوع می‌تواند متفاوت باشد.چگونه محصول دسترس پذیر طراحی کنیم؟برای مفهوم دسترسی پذیری (Accessibility) اول باید به ده اصل دسترسی‌پذیری در طراحی وب و موبایل نگاهی بیندازیم.اصل اول این است که نابینایی ۸۰٪ مسائل دسترسی‌پذیری را پوشش می‌دهد.در واقع، چهار نوع مختلف از معلولیت‌ها وجود دارد:1.نابینایی، که شامل دید کم و کوری رنگ می‌شود؛2.ناشنوایی؛3.مشکلات شناختی  cognitive ؛4.اختلالات حرکتی.نابینایی در واقع از یک طیف مختلف تشکیل شده است و حدود ۲۲ نوع مختلف دارد، ما بین این 22 نوع تفاوت قائل می‌شویم. ممکن است فردی در لبه نابینایی باشد؛ در این صورت ممکن است نیاز به بزرگ‌نمایی صفحه داشته باشد که به دید کمک می‌کند، کاربران با دید کم از بزرگ‌نمایی‌های صفحه به درصدهای مختلفی مثلاً شصت، هفتاد، هشتاد، نود، نود و پنج، نود و هفت درصد استفاده می‌کنند و بسیاری از ابزارها بزرگ‌نمایی دارای صفحه‌ خوان هم هستند. اما کاربرانی که به طور کامل نابینا هستند فقط از صفحه خوان‌ها استفاده می‌کنندحالا چرا نابینایی از تمام این معلولیت‌های مختلف انتخاب شده است؟ ممکن است فکر کنید در نظر گرفتن اصل دسترسی پذیری و ایجاد محصول دسترس پذیر با وجود این همه معلولیت های مختلف دشوار است و چگونه می‌توانیم با همه آنها برخورد کنیم؟&quot; اما نابینایی به ما کمک می‌کند تا تقریباً به نقطه‌ای برسیم که با کمک صفحه کلید و صفحه خوان اقدامات دسترسی‌پذیری را انجام دهید.نابینایی در واقع به ما در مسیر صحیح کردن امور کمک می‌کند چون این کاربران از صفحه کلید (Keyboard) و صفحه خوان (Screen reader) استفاده می‌کند. بنابراین می‌توانید دسترسی به کاربران را آزمایش کنید که همان کاربران با محدودیت حرکتی انجام می‌دهند یعنی کاربران با محدودیت حرکتی تقریبا همانطوری که یک فرد نابینا با محصول تعامل میکند به واسطه کیبورد همانطور تعامل دارند.در یک آزمایش دسترسی پذیری که انجام شده بود مشاهده شده بود کاربرانی که دید دارند حدود سه برابر آسان‌تر یک کار را نسبت به کاربران نابینا انجام می‌دهند، همانطور که در کاربران نابینا دیده شده، آنها باید به ۶۰ تا ۸۰٪ اطلاعات بی‌معنی گوش کنند تا به یک یا دو چیز معنی‌دار و ارزشمند برسند برای همین بسیاری از مشکلات دسترسی پذیری برمی‌گرده به تگ‌گذاری نادرست یا غیرمنطقی، بنابراین شما می‌توانید با نحوه مرتب‌سازی عناوین، تعریف عناوین، تعریف تگ‌های عنوان، تگ‌های توضیحات، تگ های ( Alt text) یا همان تگ متن جایگزین تصاویر و توضیحات تصاویر و غیره کمک کنید.مثلا تصور کنید کاربری با اختلالات بینایی یا اینترنت ضعیف وارد صفحه شما می‌شود. قطعا مشاهده تصاویری که با وسواس و زحمت زیادی طراحی و انتخاب کرده‌اید، برای این افراد سخت یا غیرممکن است. در چنین مواقعی، متن جایگزین به فریادتان می‌رسددر واقع افرادی که اختلالات بینایی دارند از (Screen reader) استفاده می‌کنند وقتی این ابزار به تصاویر می‌رسد، سراغ متن جایگزین می‌رود و از این طریق کاربر را در جریان محتوای تصویری صفحه قرار می‌دهد در صورت ضعیف بودن اینترنت نیز کاربر حداقل این امکان را دارد که از تصاویر سایت شما قدری بهره‌مند شود. بدین ترتیب تجربه کاربری سایت شما بهبود می‌یابد و این برای سئو خیلی ارزشمند است. علاوه بر همه این‌ها، اضافه کردن متن جایگزین راهی عالی برای سئو کردن تصاویر است و طبیعتا در ارتقای رتبه سایت‌ها تاثیر می‌گذارد و محتوای آن‌ها را در معرض دید مخاطبان قرار می‌دهد ولی اضافه کردن متن جایگزین به تصاویر یک راه حل کلاسیک است در زیر این موضوع را که چرا میگیم راه حل کلاسیک را توضیح دادم.متن جایگزین برای تصاویر  Alt text تصور کنید، تصویری دارید که یک مرد دارد به یک تصویر اینفوگرافیک نگاه می‌کند برای متن جایگزین این تصویر چه میخواهید بنویسید؟ مثلا می‌خواهید مردی را توصیف کنید که چه بر تن دارد؟ یا سن او چقدر است؟ یا دارد به یک تصویر پیچیده بر روی یک دیوار نگاه میکند؟ باز هم، همه این توضیحات به درستی و به طور کامل نمی‌تواند مفهوم آن عکس را منتقل کند و این یکی از چالش های دسترسی پذیری است که برای تصاویر بتوانیم مفهوم آن را توسط (Alt tag) ها به کاربران نابینا انتقال دهیم. برای رفع این چالش می‌توانیم مفهوم و محتوای تصویر را به طور کامل و دقیق توصیف کنیم یا از متن اضافی در صفحه استفاده کنیم که به کاربران توضیح می‌دهد چگونه می‌توانند به محتوای به محتوای تصاویر دسترسی پیدا کنند، مانند استفاده از توضیحات صوتی یا دیگر ابزارهای فراهم کننده دسترسی.  حالا میخوایم این موضوع رو مورد بررسی قرار بدیم که کاربران کم بینا و کاربرانی که دچار مشکل کوررنگی هستند چطور از محصولات دیجیتال استفاده می‌کنند و با آنها کار می‌کنند؟کوررنگی بیشتر در رنگ های قرمز و سبز به وجود میاد و افرادی که کوررنگی قرمز دارند این رنگ را خردلی میبینند، رنگ های کریسمس برای کاربرانی که کوررنگی دارند یک مساله است و این واقعا یک مشکل است چون ممکن است، این سوال پیش بیاید پس برای تابلوهای ایست که به رنگ قرمز هستند چه کار باید کرد؟ چون رنگ  قرمز یک رنگ جهانی برای نشان دادن پیام های خطاست و همچنین رنگ سبز که در همه جا استفاده می‌شود.چگونه باید با این موضوع برخورد کرد؟ حقیقتا سوال سختی است ولی نکته کلیدی در ایجاد دسترسی این است که تفاوت ایجاد کنیم.برای حل مشکل کوررنگی و افزایش دسترسی بهتر برای افراد با این مشکل، می‌توانیم اقدامات زیر را انجام دهیم:1.استفاده از ترکیبات رنگ قابل خواندن:از ترکیبات رنگی استفاده کنید که برای افراد با مشکل کوررنگی قابل خواندن باشد. برای مثال، از ترکیبات متفاوتی از رنگ‌های روشن و تیره استفاده کنید که باعث تضاد رنگی و کنتراست بالا شود. استفاده از ترکیبات رنگ قابل خواندن&quot; به این معنا است که در طراحی و استفاده از رنگ‌ها، باید ترکیباتی را انتخاب کنید که برای افراد با مشکل کوررنگی قابل تشخیص باشند. به عبارت دیگر، رنگ‌هایی را باید انتخاب کنید که به کاربران با مشکل کوررنگی امکان می‌دهند محتوا را به درستی تشخیص دهند.برای مثال، اگر شما یک وبسایت دارید و می‌خواهید دکمه‌ها یا متن‌های مهم را با یک رنگ متفاوت از پس‌زمینه آنها مشخص کنید، باید از ترکیباتی استفاده کنید که حتی برای افراد با مشکل کوررنگی هم قابل تشخیص باشد. به عنوان مثال، اگر از رنگ قرمز برای دکمه‌ها استفاده می‌کنید، باید اطمینان حاصل کنید که این رنگ در مقایسه با پس‌زمینه و متن دیگر به خوبی قابل تشخیص باشد. چون کاربران با اختلالات کوررنگی قرمز را به رنگ خردلی می‌بینند پس اگر متن داخل دکمه  قرمز را سفید بزارید قاعدتا سفید بر روی خردلی (زرد) کنتراست خوبی ندارد و کاربر به سختی می‌تواند آن را بخواند.2.استفاده از برچسب‌های متنی: برای توضیح رنگ‌ها و عناصر مختلف، از برچسب‌های متنی استفاده کنید تا افراد بتوانند مطلب را با استفاده از متن‌ها مشخص کنند. یعنی وقتی یک عکس یا یک عنصر دیگر در وبسایت وجود دارد، یک متن کوتاه هم در کنارش می‌ذاریم که بگیم اون عنصر یا عکس چیه و برای چی استفاده می‌شود. مثلا وقتی روی یک لینک کلیک می‌کنیم ممکن است یک متن نوشته باشد که ما را راجع به محتوای لینک آگاه می‌کند.مثال: فرض کنید در یک وبسایت یک عکس از یک گربه داریم. به جای اینکه فقط عکس را بذاریم میتوانیم یک متن کوتاه هم به عنوان برچسب بزاریم که میگه &quot;گربه&quot;  تا افرادی که ممکنه مشکلی داشته باشند و نتوانند عکس را ببیند، بفهمند که توی این عکس چی هست.برچسب متنی به ما اطلاعات اضافی در مورد یک عنصر وب می‌دهد که به کاربران کمک می‌کند تا بدون نیاز به دیدن آن، درک کنند که آن عنصر چیست و چه کاربردی دارد.3.تست رنگ با ابزارهای مختلف: از ابزارها و سرویس‌های آنلاین مانند ابزارهای تست رنگ استفاده کنید تا اطمینان حاصل کنید که رنگ‌های استفاده شده قابل تشخیص برای همه‌ی کاربران هستند.برخی وبسایت‌ها و ابزارهای آنلاین مانند &quot;Adobe Color Wheel&quot; یا &quot;Coolors&quot; به شما کمک می‌کنند تا ترکیبات رنگی هماهنگ را انتخاب کنید.راهنمای رنگ‌ها و کنسورتیوم‌های دسترسی‌پذیر: سازمان‌ها و کنسورتیوم‌های مختلفی وجود دارند که راهنمایی‌ها و استانداردها برای طراحی دسترسی‌پذیر فراهم می‌کنند.به عنوان مثال، W3C و  Web Content Accessibility Guidelines  (WCAG) (راهنمای دسترسی وب) منابع مفیدی هستند.4.گزینه‌های جایگزین:اگر امکان تغییر رنگ برند شما وجود ندارد، می‌توانید گزینه‌های جایگزین فراهم کنید تا کاربران با مشکل کوررنگی تجربه بهتری داشته باشند. برای مثال، به کاربران امکان داده شود تا رنگ‌های دلخواه خود را انتخاب کنند.یکی دیگر از چالش‌ها برای کاربران نابینا، محتوایی است که در خارج از مسیر صفحه خوان ها قرار می‌گیرد و ممکن است روی صفحه پیدا نشود فکر کنید یک نقشه بر روی صفحه وجود دارد و شما به دنبال آدرس یک مکانی هستید صفحه خوانی که این صفحه را می‌خواند نقشه را می‌بیند و لیست مکان ها یعنی نتایج را نمی‌بیند در اینجا نقشه واقعا مهم نیست و چیزی که اهمیت دارد نتایج آن جستجو و لیست مکان هایی است که در این صفحه وجود دارد برای همین لیست مکان ها در قسمت کد باید قبل از نقشه قرار بگیرد تا صفحه خوان بتواند آن کد را بخواند و تجزیه کند بنابراین منظور ما از محتوای غیر مجاز محتوایی است که یافتن آن سخت استاز مشکلات دیگری که در دسترسی پذیری برای کاربران کم بینا در موبایل وجود دارد غیرفعال کردن زوم بر روی تلفن همراه است که آن را غیرقابل دسترس می کند، بنابراین کاربران کم بینا با استفاده از ذره‌بین‌های صفحه نمی‌توانند بزرگ‌نمایی را انجام دهند. و این کار باعث می‌شود نحوه هضم صفحه نمایش برای کاربران کم بینا سخت شود.یکی از عناصری که در موضوع دسترسی پذیری ایجاد مشکل می‌کند استفاده از منوی همبرگری است زیرا صفحه خوان ها فقط از روی آنها می‌گذرد کاربران آنها را نمی‌بینند و در واقع نمی‌توانند به آنها دسترسی داشته باشند بنابراین حالتی که برای حل این مشکل وجود دارد این است که می‌توان این عناصر را تگ گذاری (tag) کرد.حالا می‌خواهیم معلولیت حرکتی را بررسی کنیم، فردی را در نظر بگیرید که بر روی ویلچر است و برای حرکت کردن از دستانش استفاده می‌کند انگشت های او کمی بزرگتر از افراد عادی است بنابراین او کمی با کار کردن با موس مشکل دارد ولی متوجه شده است چگونه این کار را انجام دهد و برای او استفاده از کامپیوتر آنقدرها هم مشکل نیست، اما ما می‌توانیم برخی مشکلات را با صفحه کلید و موس ببینیم این کاربر همچنین مشکلاتی با دید کم دارد اگرچه ممکن است بین 5 تا 10 درصد باشد ولی مواردی مانند مسائل زوم و کنتراست برای او حائز اهمیت است بنابراین مهم است بدانیم با چه چیزی سر و کار داریم و سعی کنیم طیف وسیعی از ناتوانی ها را آزمایش کنیم تا بتوانیم موارد اصلی را بهینه کنیم بنابراین کاربران داری نقص حرکتی را همیشه باید در نظر بگیریم و سعی کنیم دسترسی آنها به استفاده از محصولات دیجیتال را بهینه کنیم.مشکلات ناشنوایی بیشتر در توضیح نوشتاری وجود دارد؛ بنابراین این کار نسبتاً آسان است. و این نوع معلولیت را در آخر مورد بررسی قرار دادیممشکلات دسترسی برای کاربران ناشنوا شامل عدم دسترسی به محتوای صوتی و وجود موانع در مطالعه متون می‌باشد برای کم کردن این مشکلات می‌توانیم از زیرنویس برای محتوای ویدیویی با قابلیت تنظیم اندازه و نوع فونت استفاده کنیم این امکان باعث می‌شود کاربران ناشنوا بتوانند متون را به راحتی بخوانند. یا از زبان اشاره در محتوای ویدیویی استفاده شود.تا اینجا چند نوع از معلولیت و مشکلات مرتبط با آن را توضیح دادم،  در ادامه مواردی را مطرح کردم که بتوانید با آنها دسترسی پذیری محصول خود را ارزیابی کنید.حالا چجوری بفهمیم محصولی که طراحی کردیم (وبسایت،موبایل)دسترسی پذیر هست یا نه:برای بررسی دسترسی‌پذیری محصولی که طراحی کرده‌اید، می‌توانید مراحل زیر را دنبال کنید:استفاده از ابزارهای تحلیل دسترسی‌پذیری:استفاده از ابزارهایی مانند Lighthouse (که در برنامه مرورگر Chrome قابل دسترس است) یا WAVE (وجود دارد به عنوان افزونه‌ای برای مرورگرها) که به شما ارزیابی اولیه در مورد دسترسی‌پذیری وب‌سایت می‌دهند.بررسی با استانداردهای WCAG:بررسی کنید که وب‌سایت شما از استانداردهای دسترسی WCAG (Web Content Accessibility Guidelines) پیروی می‌کند یا خیر.این استانداردها به طراحان و توسعه دهندگان راهنمایی می‌کنند تا محتوا وسرویس‌هایشان را برای همه افراد دسترسی‌پذیر کنند.آزمون‌های دسترسی‌پذیری:می‌توانید آزمون‌های دسترسی‌پذیری انجام دهید تا مشکلات خاصی که ممکن است در وب‌سایت وجود داشته باشند، شناسایی کنید. مثلاً بررسی کنید که آیا تمامی کلیک‌ها و ناحیه‌های تعاملی با کیبورد قابل دسترسی هستند.مشاوره با کاربران ویژه:برای بررسی دقیق‌تر دسترسی‌پذیری، می‌توانید با افرادی که ممکن است مشکلات دسترسی داشته باشند (مانند افراد با محدودیت‌های بصری یا شنوایی) مشورت کنید تا نظرات آن‌ها را در نظر بگیرید.تست‌های عملی با توجه به موارد ویژه:تست‌های عملی می‌توانند به شما کمک کنند تا اطمینان حاصل کنید که اجزاء مختلف محصول (وب‌سایت، موبایل) به درستی کار می‌کنند و دسترسی‌پذیری بهینه دارند.آزمون با افراد واقعی:اگر امکانش وجود داشته باشد، بازخورد افراد واقعی (کاربران واقعی با محدودیت‌ها) بسیار ارزشمند است و می‌تواند به بهبود دسترسی‌پذیری کمک کند.با این مراحل، می‌توانید دسترسی‌پذیری وب‌سایت خود را بررسی کرده و اقدامات مورد نیاز را برای بهبود آن انجام دهید.آزمون دسترسی پذیری چگونه گرفته می‌شود؟برای اجرای آزمون دسترسی‌پذیری بر روی وب‌سایت یا اپلیکیشن خود، می‌توانید مراحل زیر را دنبال کنید:آزمون با استفاده از صفحه کلید (Keyboard):اطمینان حاصل کنید که تمام اجزاء و عناصر وب‌سایت به راحتی با استفاده از کیبورد قابل دسترسی هستند. از کلید Tab برای انتقال در اجزاء مختلف استفاده کنید.بررسی موارد مرتبط با تصویر:اطمینان حاصل کنید که تمام تصاویر و اجزاء چندرسانه‌ای دارای متن جایگزین مناسب هستند تا کاربرانی که نمی‌توانند تصاویر را مشاهده کنند، اطلاعات لازم را دریافت کنند.بررسی فریم‌ورک‌ها و کتابخانه‌ها:اگر از فریم‌ورک‌ها یا کتابخانه‌های خاصی برای توسعه استفاده می‌کنید، اطمینان حاصل کنید که این ابزارها هماهنگ با استانداردهای دسترسی‌پذیری هستند.بررسی تجربه کاربری: آزمون کنید که کاربران می‌توانند به راحتی به اطلاعات مورد نیاز دسترسی پیدا کنند و عملکردهای مختلف را به درستی استفاده کنند. آزمون با استفاده از تکنولوژی‌های کمکی: بررسی کنید که آیا تمامی ابزارها و ویژگی‌ها با تکنولوژی‌های کمکی مانند نرم‌افزارهای صوتی یا برنامه‌های نمایش مخصوص (screen reader) سازگار هستند.تست با کاربران واقعی: اگر امکانش وجود داشته باشد، تست‌های دسترسی‌پذیری با کاربران واقعی که ممکن است مشکلات دسترسی داشته باشند، بسیار مفید است.مستندسازی و گزارشگیری: مواردی که بررسی کردید و همچنین هر تغییر یا بهبودی که اعمال می‌کنید، باید مستند شود تا بتوانید گزارش دقیقی از وضعیت دسترسی‌پذیری ارائه دهید.با این مراحل، می‌توانید وب‌سایت خود را بررسی کرده و اطمینان حاصل کنید که بهینه‌سازی‌های لازم برای دسترسی‌پذیری بهینه انجام شده‌اند.امیدوارم که این مقاله نه تنها یک گام مهم در جهت ایجاد فضاها و محصولاتی شایسته برای تمام افراد باشد، بلکه نیز به عنوان نقطه شروعی موثر برای افزایش شناخت طراحان و افراد فعال در حوزه توسعه محصول در زمینه دسترسی پذیری عمل کند.</description>
                <category>فائزه امجدی</category>
                <author>فائزه امجدی</author>
                <pubDate>Sat, 11 Nov 2023 13:41:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای UI/UX دیزاینر شدن، واقعا باید از کجا باید شروع کنیم؟ / بخش اول</title>
                <link>https://virgool.io/@azoost/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-uiux-%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-vfe1fgqxflrn</link>
                <description>چه کار کنم؟ اولش کجاست؟!بچه ها من نمیدونم چرا این همه مدت حدود سه سال این پست رو در پیش نویس هام نگه داشته بودم و منترش نکردماین اولین مقاله من در ویرگولِ، دلیل اینکه اومدم و می‌خوام اینجا بنویسم این بود که یه مدت در اینستاگرام مشغول فعالیت بودم و پست هایی در ارتباط با کارم میزاشتم و خیلی ها میومدن دایرکت میدادن که ما به این حوزه علاقه داریم، از کجا باید یادگیری رو شروع کنیم و باید چیکار کنیم؟ برای پاسخ به این سوال تصمیم گرفتم این مطلب رو بنویسم.از اونجایی که اینستاگرام محدودیت کپشن نویسی داره تصمیم گرفتم بیام اینجا و راجع به راهی که خودم رفتم در حد دانشم صحبت کنم، بلکه چراغ راهی باشه برای اونهایی که میخوان قدم به این حرفه بزارن.بچه ها من نمیخوام بیام به شما بگم تعریف ui چیه ux چیه یا تفاوت های این دو با هم چی هستن اینارو خودتون میتونید برید خیلی بهتر و کامل تر و جامع تر در موردشون بخونید. ولی تا حالا کسی گفته که اگر واقعا بخواید به این حوزه وارد بشید چه کار باید بکنید؟ چطوری و از کجا شروع کنید؟اون اوایل که خودم تازه وارد این حوزه شده بودم خیلی دنبال جواب این سوال میگشتم و سرچ هایی که میکردم مدام به این موضوعات بر میخوردم که چگونه تبدیل به یک طراح  ui/ux  شویم؟ یا مهارت های لازم برای ui/ux دیزاینر شدن چیه؟ ببینید چگونه تبدیل شدن خیلی فرق میکنه با از کجا شروع کردن یا حتی اگر مهارت هارو هم بدونیم، نمیدونیم اول از کدومش شروع کنیم و در بازار ایران کدومشون بیشتر به دردمون میخوره؟اینها همه سوالاتی بود که من اوایل راه باهاشون خیلی درگیر بودم و واقعا نمیدونستم اول باید چیکار کنم و از کدوم یکی از موضوعاتی که یاد میگیرم شروع به طراحی و فعالیت کنم.توی طراحی ما یه اصلی داریم که میگه کاربر رو بزار وسط و برای اون طراحی کن (طراحی کاربر محور داشته باشید) البته بماند که باید نیاز های سهام داران و ذینفعان پروژه هم در نظر گرفته بشه که بعدا همه اینهارو توضیح میدم براتون.حالا من میگم شمایی که میخوای وارد این حوزه بشید خودتون رو بزارید وسط و ببینید کجا وایستادید. کارمندید؟ فریلنسرید؟ در حال حاضر بیکارید؟ کار قبلیتون چی بوده؟ روحیاتتون چیه؟ چطور با مسائل برخورد میکنید؟ آیا فردی هستید که صبر و حوصله زیادی داره یا آدم عجولی هستید؟ آیا طاقت اینو دارید که وقتی یک چیزی رو ساختین چندین و چند بار از پایه بزنید خرابش کنید و از نو بسازید؟ روحیه نقد پذیریتون چطوره؟ فرد انتقاد پذیری هستید؟!یا فردی هستید که بعد از شنیدن هر گونه انتقادی سریع عصبانی میشه و از کوره در میره؟! و خیلی سوال دیگه که میتونید از خودتون بپرسید و در نهایت زبان انگلیسی تون در چه حدیه؟ که این مورد در این حوزه بسیار مهمه چون مدام باید سرچ داشته باشید و خودتون رو به روز نگه دارید.البته این سوالات رو خواستم از خودتون بپرسید نه اینکه بخوام بترسونمتون یا بگم ورود به این حوزه سخته و باید همه این خصوصیات رو داشته باشید تا بتونید در این حوزه فعالیت داشته باشید، هدفم از پرسیدن این سوالات از خودتون این بود که بالاخره فردی که میخواد وارد دنیای طراحی رابط کاربر و تجربه کاربر و شناخت کاربر بشه اول باید شناختی از خودش داشته باشه تا بتونه تو این حوزه وارد بشه و فعالیت کنه و دلسرد و ناامید نشه.این رشته تقریبا میشه گفت یک رشته نو ظهوره برای همین هنوز مسیر دقیقا واضحی نداره که از کجا باید شروع کرد یعنی اینجوری نیست که مثل طراحی وب یا زبان های برنامه نویسی یا هر رشته دیگه در زمینه های کامپیوتر یک آموزش مشخصی وجود داشته باشه و یکی بیاد بگه اول این موضوع رو یاد بگیر بعد این تا بتونی تو این حوزه فعالیت داشته باشیبرای اینکه تو این حوزه فعالیت کنید، فکر نکنید باید از اول همه چی رو تمام و کمال بدونید تا بتونید تو این حرفه کار پیدا کنید یا پروژه بگیرید و مدام برید سرچ بزنید که مثلا پرسونا چیه؟ تست کاربرد پذیری چیه؟ وایرفریم چیست؟ پروتوتایپ چیه؟ این چیه اون چیه و از همون اول خودتون رو سردرگم کنید کاری که من اون اوایل به اشتباه انجام میدادم و باعث سردرگمی هرچه بیشتر خودم میشدم مطمئن باشید به مرور از همشون سر در میارید و متوجه میشید از هر کدوم چه موقع باید استفاده کنید و کار طراحی رو شروع کنید.قبل از اینکه بریم سراغ این موضوع که از کجا باید واقعا شروع کرد؟!میخوام یه چیزی رو بهتون بگم که همه فقط میان میپرسن از کجا شروع کنیم؟ از کجا شروع کنیم؟ دوره آموزشی شرکت کنیم؟ ویدیو آموزشی ببینیم؟  دوره آنلاین بگذرونیم؟ کتاب بخونیم و..... ولی واقعیتش اینه که من میگم اول از خودتون باید شروع کنید باید روحیه Self study خود آموزی داشته باشید مدام دنبال این نباشید که یکی بیاد یه چیزی رو بهتون یاد بده کلاس های آموزشی مکمل دانسته های شما هستن مطمئن باشید کلاس هم برید اونجوری که انتظار دارید یاد نمی گیرید چون نمیان همه چی رو بگن پس شما باید بتونید معلم خودتون باشید. خیلی هارو دیدم سریع به اشتباه میرن نرم افزار مربوطه رو نصب میکنن و بدون اینکه بدونن چی به چیه میخوان طراحی کنن خیلی زودم دلسرد میشن و میگن چرا طرح ما زشته و وای ما نمیتونیم و تو ذوقشون میخوره یکی نیست بگه بابا صبر داشته باش چرا خود زنی میکنی اخه عزیز من صبر کن هر چیزی اصولی داره.بگذریماوایلی که من تازه وارد این حوزه شده بودم و میخواستم کار خودم رو به صورت فریلنس تو این حرفه شروع کنم مدام در حال سرچ بودم و با مفاهیم جدیدی آشنا میشدم هرچی بیشتر میخوندم کمتر میفهمیدم و کاملا گیج و سردرگم شده بودم چون خیلی از مطالب تو ذهنم بود ولی نمیتونستم به هم ربطشون بدم همش به این موضوع فکر میکردم اگه الان یه پروژه سمت من بیاد چیکار کنم؟ از کجا شروع کنم به طراحی؟ اول دنبال ریسرچ باشم؟ یا اسکچ بزنم؟ یا خیلی سوالات دیگه که ذهنمو مشغول به خودش کرده بود برای همین خیلی مواقع دلسرد میشدم و واقعا نمیدونستم که چیکار باید کنم؟!این مرحله جاییه که خیلی ها نا امید میشن و به کل همه چی رو ول میکنن و به نظرم دقیقا این نقطه جایی هست که مشخص میشه واقعا به چیزی که میخوای واردش بشی علاقه داری یا نه چون فقط شنیدی الان این رشته رو بورسه و بازار کارش خوبه اومدی و میخوای واردش بشی و خیلی دلایل دیگه که ترجیح میدم بازشون نکنموقتی دیدم مدام با سردرگمی مواجه ام تصمیم گرفتم بیام موضوع رو به بخش های کوچیکتری تقصیم کنم یک فیلدی رو با توجه به شناختی که از خودم دارم انتخاب کنم و تو اون موضوع شروع کنم به تحقیق کردن و خوندن فیلدی که من از ابتدا برای خودم انتخاب کرده بودم ui (رابط کاربر) بود و حالا که ذهنم یکم آروم تر شده بود شروع کردم به این فکر کردن که خب هر چیزی باید یک سری قوانین و چهارچوب هایی داشته باشه پس اول شروع کردم به سرچ قوانین مربوط به طراحی رابط کاربر و رفته رفته فهمیدم که چه مطالبی رو باید بخونم و چطوری میتونم کار طراحی خودم رو شروع کنم.داستانی که براتون تعریف کردم سرگذشت واقعی خودم بود و همه جریان و چالش هایی بود که زمانی باهاشون مواجه بودم و این همه سرتون رو درد آوردم میخواستم بگم که اگه شما هم همچین حسی رو دارید و به تازگی تو این حوزه وارد شده اید بدونید همه این سردرگمی ها طبیعیه و نباید دلسرد بشید و بلاخره راه درست رو پیدا میکنید.افرادی که به این حوزه وارد میشن اگر هیچی راجع به مفاهیم پایه ای و ابتدایی این حرفه نمیدونن و میخوان از صفرِ صفر این کار رو شروع کنن باید اول یک فیلد رو برای خودشون مشخص کنن میخوان توی فیلد رابط کاربری فعالیت داشته باشن یا تجربه کاربری بعد تو اون حوزه مدام بیان تحقیق کنناینجا من سعی میکنم رفته رفته تمام مراحلی که باید از ابتدا طی کنید تا بتونید در زمینه طراحی رابط کاربری و بعد از اون تجربه کاربری فعالیت داشته باشید رو ذکر کنم تا بلکه بتونم کمکی کرده باشم به همه افرادی که علاقه دارن در این حوزه فعالیت داشته باشن.در پست های بعدی راجع به قوانین نیلسون و اشنایدرمن و قوانین پایه ای ui صحبت میکنیم بعد از اون شروع به قوانین طراحی میکنیم تا بتونیم با هم روند طراحی یک محصول دیجیتال رو به انتها برسونیم.</description>
                <category>فائزه امجدی</category>
                <author>فائزه امجدی</author>
                <pubDate>Mon, 07 Aug 2023 08:37:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه طراحی فرم‌های موبایلی را بهبود دهیم و تجربه‌کاربری را بهتر کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@azoost/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-uw4ji5aaxxiz</link>
                <description>ترفندهای بهینه‌سازی تجربه‌کاربری در طراحی فرم‌های موبایلیعکس از وبسایت بنیاد طراحی تعاملیراهکارهای جذاب برای تبدیل اذیت به لذت...فرم های موبایلی: کابوس یا کیفیت؟ تجربه آسان‌تر با ترفندهای جالبدر این مقاله میخوام در مورد موضوعی که ما طراحا با وسواس زیادی انجامش میدیم و طراحیش میکنیم، یعنی &quot;فرم های موبایلی&quot; حرف بزنم، فرم ها همچنین به دلیل خسته کننده بودن برای پر کردن، بدنام هستند.طراحی فرم‌های موبایل بخش حیاتی از تجربه کاربری (UX) است که در فرآیند انجام کارهای آنلاین نقش مهمی ایفا می‌کند، هر کدام از ما حداقل برای یک بار هم که شده تجربه روبه رو شدن با یک فرم آنلاین را برای انجام کاری که می‌خواستیم به صورت اینترنتی انجام بدیم مانند (ثبت نام در یک دوره آموزشی یا خرید اینترنتی از فروشگاه های آنلاین) داشته ایم، بسیاری از فرآیندهای آنلاین حداقل یک مرحله دارند که در آن کاربر فرمی را برای کمک به انجام وظایف خود پر می‌کند، و چه بسیار فرم‌هایی بودن که حرص مارو در آوردن و گاهی از پر کردن فرم ها و انجام کارمان منصرف شده ایم. فرم ورود و ثبت نامدر بسیاری از فرم‌های ورود، نام کاربری و رمز عبور ممکن است مشکل ساز باشند و کاربر رمز عبور خود را فراموش کرده باشد و برای بازیابی آن با مشکل روبه رو شود. برنامه Slack برای حل این مشکل یک ایمیل ارسال می‌کند، سپس کاربر روی آن کلیک و برنامه را باز می‌کند و به جای اینکه کاربر را وادار کند در فرم خود (فرم ورود برنامه) تایپ کند شما را از این طریق احراز هویت می‌کند این فقط یک رویکرد زیبا و یک استعاره خوب نیست، بلکه یک طرز فکر خوب برای فکر کردن به این مشکل از نظر بهبود این فرآیند خسته کننده  و دست و پا گیر ورود به سیستم است.برنامه Slackدر فرم‌های ثبت نام به جای پرسیدن نام و نام‌خانوادگی، بهتر است نام کامل *با هم* را بپرسید، یعنی به جای اینکه دوتا فیلد یکی نام و یکی نام‌خانوادگی داشته باشید یک فیلد کلی برای گرفتن نام کامل (نام و نام‌خانوادگی) داشته باشید.طراحی دو فیلد برای گرفتن نام و نام خانوادگیطراحی یک فیلد کلیدر زیر در مورد نکات و ترفندهایی صحبت می‌کنم که برای طراحی بهینه فرم‌های موبایلی استفاده می‌شوند و تجربه پر کردن فرم را تا حد امکان ساده تر میکند.طراحی با ترتیب عمودییکی از مهم ترین نکات در طراحی فرم های موبایلی استفاده از ترتیب عمودی برای موقعیت گذاری المان ها است. مطالعات نشان داده‌اند که استفاده از ترتیب عمودی باعث افزایش سرعت پر کردن فرم‌ها توسط کاربران می‌شود، حتی اگر باعث افزایش طول صفحه شود یعنی صفحه اسکرول بخورد.افزودن برچسب به المان‌های ورودیبهتر است برای المان‌های ورودی (input) فرم‌ها برچسب (label) اضافه کنید. این عمل باعث می‌شود کاربران بدون مشکل بتوانند بفهمند که باید چه اطلاعاتی را وارد کنند. برچسب‌ها باید واضح و کامل باشند تا اطلاعات کاربری بدون ابهام باشد. برای فیلدهایی که پر می‌شوند یک عنوان (label) در نظر بگیرید مثلا اگر دارید فیلد شماره تلفن را طراحی می‌کنید، عنوان شماره تلفن (lable) را در بالای فیلد در نظر بگیرید نه داخل فیلد، هنگامی که کاربر روی فیلد ضربه بزند عنوان ناپدید می‌شود و کاربر با یک فیلد خالی مواجه می‌شود و شاید نداند که برای چیست و کاربران نابینا از صفحه خوان‌ها (screen reader) استفاده می‌کنند برای همین وقتی در فیلد می‌خواهند تایپ کنند برچسب آن ناپدید می‌شود و صفحه خوان آن را اعلام نمی‌کند. کاربران بینا نیز ممکن است گیج شوند. انگشتشان را در آنجا می‌زنند، و بعد مثل این می‌شود: &quot;اینجا چه چیزی قرار دهم؟ فقط خالی است.&quot; بنابراین، بهتر است یک برچسب فرم داشته باشید.آقای Luke Wroblewski تحقیقی در باره اینکه برچسب فرم را در کجا بزاریم؟در بالای فیلد یا در کنار آن؟ انجام داده و به این نتیجه رسیده که : در موبایل اگر برچسب‌ها بر روی فیلدها باشند تا داخل آن، کاربران بهتر با آن کار می‌کنند. همچنین دریافت که به‌جای چیدن فرم‌ها در کنار هم، مثلا گذاشتن فیلد نام و نام‌خانوادگی در کنار هم اگر آنها را به صورت عمودی در زیر هم قرار دهیم بهتر است، بعضی از کاربران برای پر کردن فرم‌ها فقط از صفحه کلید استفاده می‌کنند و با دکمه Tab بین فیلدها جا به جا می‌شوند پس اگر فقط *عمودی* بروید، پر کردن فرم بسیار *سریع* تر است. بنابراین، اگر سرعت می‌خواهید، عمودی طراحی کنید.مراقبت از لوکالیزیشندر طراحی فرم‌ها در قسمت فیلد شماره تلفن بهتر است یک باکس کلی به جای چند باکس در کنار هم در نظر گرفته شود که در هرکدام از باکس ها مثلا دو عدد قرار بگیرد. البته این موضوع نیاز به مراقبت از موضوع لوکالیزیشن و کشورها دارد. کشورها استاندارد های خاص خود را برای نحوه نمایش شماره های تلفن همراه دارند، بنابراین اگر محصولی طراحی می‌کنید که بومی نیست و به صورت بین المللی استفاده می‌شود حتما به این موضوع توجه داشته باشید تا کاربران به راحتی بتوانند اطلاعات را وارد کنند.طراحی چند باکس برای ورود شماره تلفنگزینه مناسب برای طراحی فیلد شماره تلفن با توجه به در نظر گرفتن موضوع لوکالیزیشنبرای مثال در آمریکا، عدد، عدد، عدد و سپس سه عدد دیگر، سپس چهار عدد دیگر است.در بریتانیا، یک شماره تلفن همراه فقط می‌تواند یک رشته طولانی هشت یا نه عددی و غیره باشد، بنابراین باید از منظر محلی‌سازی (بومی سازی) مراقب باشید.پیمایش (Navigation) و گروه بندی بخش‌ها در فرم‌هاموضوع دیگری که در مورد فرم‌ها می‌دانیم این است که پیمایش در میان فرم‌ها می‌تواند گیج‌کننده باشد. دانستن اینکه چه فیلدهای لازم (ضروری) وجود دارد می‌تواند گیج کننده باشد، برای حل این مشکل می‌توانیم بخش‌های مختلف هر فرم را گروه بندی کنیم، مثلا گروه تکمیل اطلاعات حساب کاربری، و تکمیل اطلاعات کارت اعتباری را جدا در نظر بگیریم و بگذاریم کاربر در بین این بخش ها پیمایش داشته باشد و فرآیند تکمیل فرم را به صورت خطی در نظر نگیریم تا کاربر مجبور باشد بعد از پر کردن هر بخش به بخش بعدی برود با این کار کاربر به سرعت فیلدهای مورد نیاز و ضروری خود را شناسایی می‌کند و با تجزیه فرم به بخش های مرتبط و ایجاد دسته بندی‌های مناسب، کاربران به راحتی می‌توانند فیلدهای لازم را پر کنند.این طراحی معمولا برای محصولاتی مانند فرم های بانکی، بیمه و مالیات و بخش های دولتی که فرم های طولانی و عمیق دارند استفاده می‌شود.فرم های طولانی فرم بخش بندی شده فرم بخش بندی شدهمدیریت خطاهای مرتبط با هر فیلدمدیریت خطاهای مرتبط (contextual errors) امکان بازیابی آسان کاربران از اشتباهات را فراهم می‌کند. با ارائه خطاهای مرتبط با المان‌های موجود و ارائه راهکارهای مناسب برای برطرف کردن اشتباهات، کاربران به راحتی می‌توانند فرم را به درستی پر کنند.رسیدگی به خطا واقعاً بسیار مهم است. ارائه *مدیریت خطاهای متنی* بسیار مهم است،مانند کاری که گوگل انجام می‌دهد وقتی رمز عبور را پر می‌کنید فوراً به شما می‌گوید قوی است یا نه ، تا اعلان درونی آنزمانی که مشکلی وجود دارد، به کاربران اجازه دهید تا به آن بخش نیز پیمایش کنند، به خصوص اگر فرم واقعا طولانی باشدمی‌توانید در طراحی یک فرم طولانی وقتی فیلدهای زیادی وجود دارد و کاربر اطلاعات مورد نیاز هر فیلد را به درستی وارد نکرده است به جای نمایش دادن همه فیلدها با رنگ قرمز در آخر فرم یک دکمه حل مشکل بگذارید و  با کلیک یا لمس آن کاربر را به اولین خطا بفرستید و سپس از بالا شروع کنید و دکمه بعدی را با عنوان (رفتن به مشکل بعدی) بگذارید و مشکلات با هر خطا را حل کنید. نوع خطاهای پیمایش یک تکنیک دسترس‌پذیری است و می‌تواند برای تمرکز کاربر روی تلفن همراه بسیار مفید باشد.دکمه  حل مشکلبا این دکمه شما به بالای فرم و به اولین خطا می‌رویددکمه رفتن به خطای بعدیجمع بندی:فرم‌ها کاربر را قادر می‌سازد تا به اطلاعاتی که به دنبال آن هستند دسترسی داشته باشند، اما طراحی آن‌ها باید به او اجازه دهد که بداند در مرحله بعد چه کاری انجام دهد و چگونه آن را انجام دهد، فرم‌ها روشی حیاتی برای درگیر شدن در گفتگو بین کاربران و محصولات هستند.در این مقاله در مورد روش هایی صحبت کردم که با استفاده از آنها می توانید از فرم ها به طور مؤثر استفاده کنید در زیر به صورت خلاصه به آن‌ها اشاره میکنم :فیلدها را ترکیب کنید تا اطلاعات مورد نیاز در یک خط قرار گیرد مانند طراحی یک فیلد کلی برای گرفتن نام و نام‌خانوادگیهنگام طراحی فیلدهای ورودی برای شماره تلفن از بومی سازی آگاه باشید، زیرا قراردادها از کشوری به کشور دیگر متفاوت استبخش های فرم را به دسته‌ها گروه بندی کنید تا به کاربر کمک کند تا فیلدهای لازم را تشخیص دهد.برچسب‌ها را به فیلدهای ورودی اضافه کنید تا کاربر به خاطر بیاورد که چه چیزی را در آن قرار دهد.مدیریت خطاهای متنی را ارائه دهید، با این کار بازیابی اشتباهات برای کاربر آسان است.در پایانطراحی فرم‌های موبایلی از جمله موارد مهم در ایجاد تجربه کاربری موثر است. با رعایت نکاتی که در این مقاله گفته شد، می‌توانید تجربه کاربری بهتری را برای کاربران خود ایجاد کنید و فرآیند پر کردن فرم‌ها را برای آن‌ها آسان‌تر کنید.امیدوارم این مطلب برای طراحان و توسعه دهندگان مفید واقع شود.برای مطالعه بیشتر در این زمینه میتوانید به منابع زیر مراجعه کنید.uxdesign.ccsmashingmagazine.com</description>
                <category>فائزه امجدی</category>
                <author>فائزه امجدی</author>
                <pubDate>Sun, 06 Aug 2023 15:07:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه به سادگی پروژ بگیریم؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@azoost/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-a74wiwbubz9p</link>
                <description>فکر کنم صحبتاش با کارفرما موفقیت آمیز بوده و پروژه رو گرفته :)خیلی از دوستانی که  فعالیت خودشون رو به تازگی در یک حوزه شروع کردن و در ابتدای مسیر فریلنسری هستند شاید این سوال براشون  پیش بیاد که بقیه افراد چطوری و از چه طریقی پروژه میگیرن و تو این کار موفق هستن و روششون برای گرفتن پروژه چیه؟مواردی که نوشتم صرفا تجربیات خودم از زمانی هست که به صورت فریلنس فعالیت می‌کردم و ممکنه برای بعضی افراد کاربرد نداشته باشه ولی روش هایی که در زیر میخوام بهشون اشاره کنم برای خود من نتیجه داده و تونسته من رو به هدفم برسونه برای همین خواستم این تجربه رو با دوستان تازه وارد به اشتراک بزارم.خب اول از از هرچیزی باید بگم سعی کنید فعالیتتون رو در شبکه های اجتماعی به خصوص لینکدین به شدت بالا ببرید و فعالیت تو این شبکه هارو جدی بگیرید تا شناخته بشید، از شبکه های اجتماعی میتونید برای ارتباط هرچی بیشتر با افرادی که در زمینه کاری خودتون فعالیت دارن استفاده کنید.داخل لینکدین به سادگی میتونید کارفرماهارو پیدا کنید و باهاشون ارتباط بگیرید، اگر سایتی دارن سایتشون رو بررسی کنید و سعی کنید یکی دو مورد رو برای بهبود سایتشون بهشون پیشنهاد بدید.تو پست هایی که افراد به چالش خوردن مشارکت داشته باشید کامنت بزارید و نظر خودتون رو بگید این باعث بیشتر دیده شدن شما میشه و کارفرمایی که اون پست رو میبینه و کامنت شمارو میخونه میتونه متوجه این موضوع بشه که شما تا چه حد فرد خلاق و دارای قدرت حل مساله هستین و امکان داره خودش برای ارتباط گرفتن با شما اقدام کنه.در سایت هایی مثل پارسکدرز، پونیشا، انجام میدم، منکارتو و خیلی از سایت های فریلنسری دیگه عضو بشید و نمونه کارهاتون رو به نمایش بزارید و فعالیت داشته باشید.حتما این نکته رو در نظر داشته باشید که وقتی میخواید یک پروژه رو بگیرید به کارفرما این موضوع رو توضیح بدید که مزیت شما نسبت به دیگری چیه؟ مثلا کارفرما رو متوجه این موضوع کنید که چه کارهایی میتونید روی پروژش انجام بدید که مزیت شما نسبت به بقیه برای انجام این کار بهتره و اعتماد کارفرمارو جلب کنید، وقتی کارفرما از شما راضی باشه احتمال اینکه پروژه های بعدیش رو بخواد به شما بسپاره یا شمارو به دوستان خودش معرفی کنه خیلی بالا میره، پس حتما باید تمایز خودتون رو برای کارفرما توضیح بدید و بگید چه فرقی بین من و دیگری برای انجام این خدمت وجود داره. چون وقتی کارفرماها میخوان فردی رو برای انجام پروژشون انتخاب کنن صرفا با یک سری طرح که فریلنسرها به عنوان نمونه کار براشون میفرسن مواجه میشن که نمیدونن آیا این نمونه کارها مشخص کننده میزان صلاحیت یک فرد برای انجام کارشون هست یا نه و این سوال رو از خودشون میپرسن که آیا میتونم صرفا فقط به یکسری نمونه کار و رزومه هایی که برام فرستاده شده اکتفا کنم و پروژمو به دستشون بسپارم!پس حتما باید به این نکته توجه داشته باشید که اعتماد کارفرما مساله خیلی مهمیه و روی آینده کاریتون تاثیر مهمی میزاره پس بهش این اطمینان خاطر رو بدین که میتونید مشکلش رو حل کنید و کارش رو به نحو احسن انجام بدین.وقتی یه مدت تو این حوزه فعالیت داشته باشین و کارتون بگیره خیلی وقت ها میشه که پروژه ای سمتتون میاد و زمان کافی برای انجام اون پروژه رو ندارید یا به هر دلیل دیگه ای نمیخواید انجامش بدید حتمن حتما اون پروژه رو به دوستان کاریتون معرفی کنید چون بلاخره برای دوستانتون هم روزی پیش میاد که نخوان پروژه ای رو قبول کنن و به شما پیشنهادش میدن و اینجوری یه شبکه خیلی قوی براتون به وجود میاد.یکی دیگه از کارهایی که میتونید انجام بدید اینه که شرکت هایی رو که به صورت دورکاری پروژه واگذار میکنند رو پیدا کنید که از طریق سایت های جابینجا، جاب ویژن، ایران تلنت، کاربوم، کارلیب و ... میتونید این کار رو انجام بدید.برای شرکت هایی که میخواید رزومه بفرسید فقط یکسری طرح ارسال نکنید سعی کنید تو اون طرح ها اگر مشکلی رو حل کردید توضیح بدید و یک اشاره به اینکه پروژه چی بوده و چی شده و نقش شما تو اون پروژه چی بوده و باعث حل چه مشکلاتی شدید و از چه روش هایی استفاده کردید رو توضیح بدید.از دوستان و آشناهاتون بخواید که اگر شرکت یا افرادی رو میشناسند که نیاز به فریلنسر دارند به شما خبر بدند یا معرفیتون کنند.سعی کنید هرجا میرید خودتون رو پرزنت کنید در باره تخصص توانایی و مهارت هاتون توضیح بدید و دیگران را در جریان مهارت ها و توانایی هاتون بزارید.وبسایت های مختلف رو بررسی کنید اگر مشکلی رو می‌بینید میتونید از طریق ایمیل به اطلاع صاحب اون وبسایت برسونید و یک راه حل بهش پیشنهاد بدید توی ایمیل حتما خودتون رو معرفی کنید و راه های ارتباطی و شبکه های اجتماعیتون رو که کارفرما میتونه از طریق اون با شما ارتباط بگیره رو حتما ذکر کنید، مطمئن باشید برای بار اول شاید اهمیت ندن ولی بلاخره یه روزی پیدا میشه که میخوان یه کاری روی  سایتشون انجام بدن بعد یاد شما میفتن و باهاتون ارتباط میگیرن. یاد بگیرید احساس نیاز رو تو مشتری ایجاد کنید.روی مهم ترین مهارتتون تمرکز کنید و سعی کنید اون رو پرورش بدید سعیتون این باشه که انقدر روی یک مهارتتون عمیق بشید که همه شمارو با اون مهارتتون بشناسن و به یاد بیارن و طوری باشه همه جا بگن اگه میخوای کارت خوب انجام بشه بسپارش به فلانی.شما وقتی راه فریلنسری رو انتخاب میکنید یک کسب و کار کوچیک برای خودتون هستید باید سعی کنید توی زمینه های مختلف که یکیش بازاریابی هست خودتون رو ارتقا بدید و روی مهارت های ارتباطیتون و برند شخصیتون کار کنید و خودتون رو قوی کنید.و در آخر برای اینکه بتونید پروژه های بزرگ و موفقی داشته باشید و تو این مسیر شناخته بشید باید هوشمندانه عمل کنید. خیلی جاها باید بتونید سریع مشکل رو شناسایی کنید و برای حل اون مشکل راه حل پیشنهاد بدید.همیشه اینو در نظر داشته باشید که یک فرد فریلنسر یک ارتش تک نفرس و باید مهارت های تخصصی، ارتباطی، شخصیتی خودش رو ارتقا بده تا بتونه تو این راه به جایی که میخواد برسه.امیدوارم این راه‌کارها براتون مفید بوده باشه و بتونید به کار بگیرید و به نتیجه برسید :)</description>
                <category>فائزه امجدی</category>
                <author>فائزه امجدی</author>
                <pubDate>Sun, 31 Jul 2022 10:19:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت بین طراح محصول و طراح تجربه کاربری</title>
                <link>https://virgool.io/@azoost/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-oy6atbor4yxd</link>
                <description>چند وقت پیش یکی از دوستانم از من خواست در مورد شغل جدیدم طراح محصول و شغل قبلیم طراح تجربه کاربری و تفاوت هایی که با هم داره توضیح بدم، برای همین فرصت رو مناسب دیدم که مقاله ای در موردش بنویسم برای دوستانی که علاقمندند تفاوت های این دو سمت شغلی رو بدونن.خب اگر بخوایم راجب کاری که یک طراح محصول انجام میده توضیح بدم باید بگم که : طراحان محصول به طور مداوم ویژگی (فیچر) های جدید را آزمایش (تست) می کنند و تجربه کاربر را بهبود می بخشند، و وقت خود را صرف به روز رسانی محصولاتی می کنند که قبلا عرضه شده اند و هرگز کار بر روی یک محصول را متوقف نمی کنند   یعنی مثلا وقتی یک فیچر را تست میکنند و درصد کاربردی بودن آن و رضایت کاربران از آن فیچر را می سنجند دیگه نمیگن خب تا اینجا تست کردیم و نتیجه خوب بود پس بسه دیگه مدام در حال تست آن فیچر هستند و بهبود بیشتر آن هستند و این کار را متوقف نمی کنند و در طول زمان با هر نسخه جدید به تکامل آن محصول ادامه می دهند و  راه حل هایی را برای مشکلاتی که ممکن است در طول فرآیند طراحی ایجاد شود را طراحی می کنند.طراحان یواکس بیشتر وقت خود را صرف توسعه محصول قبل از راه اندازی می کنند یعنی بیشتر دنبال یوزر ریسرچ، شناخت کاربران و طراحی پرسونا، یوزر فلو، معماری اطلاعات و امثالهم هستند و همچنین مسئول اطمینان از بهینه سازی محصول تا حد امکان برای کاربر هستند، طراح تجربه کاربر در درجه اول بر روی قابلیت استفاده از محصولات متمرکز شده است، در حالی که یک طراح محصول بیشتر روی احساس و تجربه کلی محصول به عنوان یک کل کار می کند.آیا یک یواکس دیزاینر طراح محصول هم هست؟این دو نقش خیلی شبیه هم هستند اما تفاوت هایی هم دارند، اکثر مردم این اعتقاد رو دارند که یواکس دیزاینر ها تمرکزشون صرفا بر اساس نیاز کاربره، در حالی که طراح محصول تمرکزش بر ترکیبی از نیاز های بیزینس و نیازهای کاربر است، طراحان محصول به نحوه عملکرد محصول با تجربه مشتری توجه دارند در حالی که یواکس دیزاینر ها بر تعامل کاربر با خود طراحی تمرکز می کنند.نقش یک طراح یواکس این است که kpi (شاخص کلیدی عملکرد) های رضایت کاربر و تجربه مشتری را بسنجد، یک طراح یواکس بیشتر بر بهینه سازی، بهبود و نوآوری تجربه مشتری تمرکز دارد.طراح محصول مسئول دیدن تصویر بزرگتر از یک محصول یا پروژه است، و kpi (شاخص کلیدی عملکرد) های طراحان محصول به کل کسب و کار مرتبط است، مانند گسترش به بازارهای جدید، ساخت موتورهای رشد ارگانیک یا افزایش نرخ آزمایش به تبدیل و این تصمیمات با طراحی تجربه کاربر بسیار متفاوت است.در این مقاله ما میخوایم بفهمیم چه چیزی آنها را از یکدیگر متمایز میکند و شباهت هایشان را درک کنیم:شباهت ها :هر دو طراح، فرآیند تفکر طراحی را طی خواهند کرد و رویکرد کاربر محوری را در طراحی حفظ خواهند کرد، هر دو جنبه تحقیقات بازار را در کار خود دارند، اگرچه به طور طبیعی طراح یواکس در تست کاربر عمیق تر خواهد شد در طول فرآیند طراحی از ابزارهای مشابه طراحی استفاده میکنند مانند اسکچ، وایرفریمینگ، و بالزامیکتفاوت ها :با وجود شباهت ها، یواکس دیزاینرها و پروداکت دیزاینرها تفاوت های کمی در مشخصات شغلی خود دارند. یکی از بهترین راه‌ها برای تمایز بین این دو نقش، نگاه کردن به سؤالاتی است که می‌پرسند.یک طراح یواکس می پرسد : آیا استفاده از این محصول آسان است؟ چگونه طراحی خود را کاربر پسند کنم؟      اما یک طراح محصول می‌پرسد: آیا این محصول در اقتصاد فعلی معنا دارد؟  چگونه طراحی خود را مقرون به صرفه کنم؟اولویت ها در این دو نقش متفاوت است :در یواکس اولویت با کاربردپذیری و قابلیت استفاده است.در طراحی محصول اولویت بیزینس، هزینه، و نام تجاری است.یک یواکس دیزاینر مشکلات را شناسایی می کند و یک طراح محصول راه حل هایی را پیشنهاد خواهد کرد.مسئولیت های یک طراح محصول :طراحان محصول از هر زاویه ای مسئول احساس کلی که یک محصول برای کاربرانش ایجاد می کند هستند.آنها ممکن است از اسکچ، وایرفریم، یا سایر ابزارهای طراحی برای ایجاد ایده هایی استفاده کند که می توانند به محصولات واقعی تبدیل شوند.طراحان محصول باید در زمینه طراحی گرافیک، تئوری رنگ و تایپوگرافی آگاه باشند.آنها باید kpi های محصول را اندازه گیری کنند و مطمئن شوند همان چیزی است که باید باشد.مسئولیت های یک طراح تجربه کاربر :طراحان یواکس مسئول سهولت و لذتی هستند که کاربران هنگام استفاده از یک محصول دارند.آنها کار می کنند تا اطمینان حاصل کنند که همه چیز آسان، شهودی و سرراست است، بنابراین هیچ کس احساس گمشدن یا سردرگمی نمی کند.آنها همچنین به درک خوبی از اصول تعامل انسان و رایانه مانند نظریه بار شناختی نیاز دارند تا اطمینان حاصل کنند که در حال طراحی محصولاتی هستند که کسی را که ممکن است از آن استفاده کند غافل نکند.نکته اصلی این مقایسه این است که : طراحان محصول و طراحان یواکس شغل بسیار مشابهی دارند، اما می توان گفت که یک طراح محصول چند مسئولیت بیشتر، از نظر تفکر در مورد فرآیند به عنوان یک کل، از جمله کسب و کار، و نام تجاری دارد. این بدان معنا نیست که یک طراح محصول بیشتر از یک طراح یواکس کار میکند، بسته به محصول و شرکت این احتمال وجود دارد که هر دو نقش مستلزم یک سطح کار سخت و فداکاری برای اطمینان از بهترین بودن محصول باشد. در واقع، نقش ها به قدری شبیه هستند که به راحتی قابل تعویض هستند و یک طراح یواکس می تواند به طراح محصول تبدیل شود.امیدوارم با این مقاله تونسته باشم تفاوت ها و شباهت های این دو سمت شغلی و تمایز آنها از هم را به خوبی برای دوستانی که علاقمند به این موضوع هستند توضیح داده باشم.</description>
                <category>فائزه امجدی</category>
                <author>فائزه امجدی</author>
                <pubDate>Fri, 21 Jan 2022 18:14:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای انجام یک پروژه UI/UX وبسایت و اپلیکیشن از کجا شروع کنیم؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@azoost/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-uiux-%D9%88%D8%A8%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-m11dcl645jse</link>
                <description>تقریبا دو هفته پیش کنفرانس یواکس شیراز رو شرکت کرده بودم و به واسطه کامیونیتی که بعد از کنفرانس تشکیل شده بود با دوستانی آشنا شدم که به تازگی وارد حوزه UI/UX شده بودن و ازم سوال میپرسیدن که ما چطوری میتونیم یاد بگیریم؟ از کجا شروع کنیم؟!برام این سوال پیش میومد که چرا اکثرشون میپرسن چطوری میتونم یاد بگیرم؟!خب این همه منابع، کتاب، مقاله وجود داره که به راحتی میتونن بخونن یاد بگیرن و شروع کنن به طراحی و سوالاتشون رو از افراد با تجربه بپرسن، بعد که یکم بیشتر باهاشون صحبت میکردم متوجه شدم که این دوستان فرآیند انجام کارو نمی دونن چون اکثرشون میگفتن ما منابع رو میخونیم، طرح میزنیم، یوتیوب رو زیرو رو کردیم ولی وقتی یه کارفرما میخواد میخواد پروژشو به ما بسپاره نمی دونیم باید اول چیکار کنیم؟ چطوری قیمت بدیم؟ زمانو چطوری حساب کنیم؟ کی باید ریسرچ انجام بدیم؟ کی باید وایرفریم بکشیم؟ یوزر فلو چیه؟ کی وارد فاز طراحی میشن؟ اصلا انجام همه این مراحل درسته؟ آیا کارفرما همه این موارد رو از من میخواد؟ و برای انجام این پروژه کدوم مرحله اولویت بیشتری داره؟چیزایی که میخوام بگم تجربیات شخصی خودمه و روندیه که من توی انجام پروژه هام پیش میگیرم، قطعا کم و کاستی هایی هم داره ولی خواستم کاری که خودم انجام میدم رو با دوستانی که به تازگی وارد این حوزه شدن به اشتراک بزارم شاید چراغ راهی باشه براشون و بتونن جواب سوالاتشون رو پیدا کنن.برای انجام یک پروژه UI/UX وبسایت یا اپلیکیشن باید 9 مرحله را در نظر بگیرید:گرفتن بریف یا پروپوزال از کارفرمای پروژهکاربر پژوهی (User Research)تحلیل رقبا (Competitive Analysis)آنالیز داده ها (Data Analysis)ساخت پرسونامعماری اطلاعات و درآوردن نقشه سایت (Site Map)جریان کاربر (User Flow)وایرفریم (WireFrame)طراحی رابط کاربری (User Interface)بریف یا پروپوزالاولین کاری که باید برای انجام پروژه در نظر بگیرید اینه که از کارفرما درخواست بریف یا پروپوزال (Request For Proposal (RFP کنید.بریف که تفهیم نامه طراحی هم گفته می شود یک سند مکتوب یا Document هست که اطلاعاتی را راجع به اون پروژه یا کسب و کار به طراح یا هر فرد دیگه ای که قراره روی اون پروژه کار کند را توضیح میده  تا هر دو طرف به نیازها و اهداف کلیدی آگاه بشن و نیازمندیهای اون پروژه، کارفرما یا بیزینس در اون مشخص شده.خیلی از مواقع کارفرماها نمیدونن بریف چیه، شما میتونید خودتون یک بریف بسازید و برای اینجور مواقع برای کارفرما بفرستید و از کارفرما بخواید که بریف را براتون پر کند تا شما متوجه نیازمندیهای پروژه بشید.بعد از مطالعه بریف و فهمیدن موضوع پروژه، انتظارات، و اینکه قراره چه اقداماتی صورت بگیره، شما یک زمان و یک مبلغ به کارفرما میدید و اگر کارفرما با زمان و مبلغ شما موافق بود قرارداد بسته میشه و شما وارد فاز انجام اون پروژه میشید.نمونه قرارداد طراحی هم میتونید از سایت من طراحم و خیلی از سایت های دیگه دانلود کنید.شروع پروژه :کاربر پژوهی (User Research)در فاز انجام پروژه اولین کاری که باید انجام بدید، تحقیق در مورد کاربرای هدف اون محصول (وبسایت یا اپلیکیشن) است. و شما با کاربر پژوهی تا حدودی متوجه جنبه های رفتاری مختلف کاربران و نیازهای آنها میشوید.روش های زیادی برای کاربر پژوهی وجود داره که متداول ترین این روش ها :پرسشنامه (Survey)مصاحبه (Interview)مرتب سازی کارت (Card Sorting)گروه کانونی (Focus Group) میباشد.شما متناسب با نوع پروژه و محدودیت هایی که وجود داره میتونید از این روش ها برای به دست آوردن اطلاعات در مورد کاربران استفاده کنید.تحلیل رقبا (Competitive Analysis)بعد از کاربر پژوهی و شناخت رفتار و نیازهای مصرف کنندگان محصول (کاربران) وارد فاز تحلیل رقبا میشویم، شما برای تحلیل رقبا میتونید چند مورد رو در نظر بگیرید، مثلا میخواید بدونید رقبای شما از چه اسلوگان یا شعار تبلیغاتی استفاده میکنن، رنگ هایی که برای برندشون در نظر گرفتن به چه صورته، قسمت هدر وبسایت های رقیب چگونه طراحی شده و خیلی موارد دیگه که برای شما سواله و میخواید بدونید رقیبان شما چه کاری انجام داده اند، مواردی که نیاز دارید بدونید رو لیست میکنید و نکات قوت و ضعف هر کدوم رو جلوش مینویسید و کار تحلیل رقبارو انجام میدید.در فرآیند دو مرحله کاربر پژوهی و تحلیل رقبا شما یکسری داده به دست آورده اید که برای ساخت پرسونا باید این داده ها رو آنالیز کنید تا بتونید پرسوناهای محصول رو بسازید.معماری اطلاعات و درآوردن نقشه سایت (Site Map)با به دست آوردن اطلاعات از دو مرحله قبلی و ساخت پرسونا شما یک دید کلی نسبت به پروژه پیدا کردید و میتونید نقشه سایت را در بیارید و اطلاعات را دسته بندی کنید و مشخص کنید اون وبسایت یا اپلیکیشن شامل چه بخش هایی هست و هر بخش به چه قسمتی منتهی میشه ،در فاز معماری اطلاعات و نقشه سایت یکی از کارهایی که انجام میشه مشخص کردن منوها و زیر منوها هست و اینکه این منوها شامل چه بخش هایی هستن.جریان کاربر (User Flow)بعد از مشخص کردن نقشه سایت نوبت یوزر فلو یا همون جریان کاربر میرسه، جریان کاربر به شما کمک میکنه تا متوجه بشید آیا نقصی در نقشه سایت وجود داره یا نه و کاربرو درون نقشه سایتتون به جریان میندازیدیک مثال میزنم که بهتر متوجه موضوع بشیدفرض کنید نقشه یک ساختمان را کشیدید و اسکلت ساختمان را بالا آورده اید جای حال و پذیرایی، اتاق خواب ها، آشپزخانه، و سرویس بهداشتی را مشخص کردید حالا از کاربر میخواید در ساختمون راه بره و شما ببینید کجاها به بن بست میخوره برای وبسایت یا اپلیکیشن هم به همین صورته، نقشه سایت به شما کمک میکنه که وقتی کاربر به صفحه تماس با ما رسید از اون صفحه وارد صفحه دیگه بشه نه اینکه بعد از اون صفحه ندونه به کجا بره و سایت یا اپ ما رو ببنده.در واقع جریان کاربر مثل خونی هست که شما درون نقشه سایتتون به جریان میندازید، مشخص میکنید کاربر از کجا وارد وبسایت شما میشه داخل چه صفحاتی بیشتر میره، نقاط دردش کجاها هستن و کجاها به مشکل میخوره و از کجا خارج میشه، شما با درآوردن نقشه سایت متوجه این مشکلات میشوید و میتونید این مشکلات رو برطرف کنید. وایرفریم (WireFrame) و طراحی رابط کاربری (UI)در انتها بعد از انجام همه این مراحل و در اومدن نقشه سایت شما اسکلت کلی طرحتون که همون وایرفریم میباشد رو با ابزارهای مخصوص این کار طراحی کنید و جای المان هارو مشخص کنید تا یک نمای کلی از چیزی که قراره طراحی بشه داشته باشید و به درک عمیقی از عملکرد وبسایت یا اپلیکیشن خود رسیده باشید وایرفریم راه‌های ناوبری بین صفحات مختلف را نشان میدهد و شما میتونید مطمئن بشید که تمامی اهداف مورد نظرتون، در طراحی لحاظ شده باشد.در آخرین مرحله از فرآیند انجام یک پروژه شما وارد فاز طراحی (UI) یا همون طراحی رابط کاربری پروژه میشید و به طرحتون رنگ و المان های گرافیکی رو اضافه میکنید.این 9 مورد مراحلی هست که شما برای انجام یک پروژه باید به اون توجه کنید و در نظر بگیرید. </description>
                <category>فائزه امجدی</category>
                <author>فائزه امجدی</author>
                <pubDate>Mon, 15 Feb 2021 15:01:41 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>