<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آذین هستم :)</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@azzin8001</link>
        <description>جسمم اینجا و روحم جای دیگریست این یعنی دلتنگی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 22:19:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2793051/avatar/K1y2Gm.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آذین هستم :)</title>
            <link>https://virgool.io/@azzin8001</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سوگوارم برای تویی که دیگر (من)  ندارمت</title>
                <link>https://virgool.io/@azzin8001/%D8%B3%D9%88%DA%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85%D8%AA-lzmdcf6ntpm1</link>
                <description>بنظرم بدترین نوع سوگواری و از دست دادن ؛ از دست دادن کسیه که تو دیگه نداریش .هست ولی آغوشش ، دستاش ، بوسه ش برای تو ممنوعه است ؛ کسی که یه زمانی بخشی از وجودت بود اما حالا حتی صاحب قلبش هم نیستی ، تو ناچاری که تنهایی تو گورستون قلب و ذهنت اونو چال کنی ؛ بی صدا و بی تشریفات براش عزاداری کنی و اون صدایی که مالکیت طلبی ابدی داشت رو برای همیشه خفه کنی !درست همین موقع است که بخشی از خودت رو هم باهاش دفن میکنی و کاش میشد وقتی خودت رو توی اون گور میذاری همراهش خاطرات رو هم در عمیق ترین بخش دفن کنی تا بغض بی راهه گاه و بیگاه نشه سد راه گلوت ، تا مرور نکنی آینده ای که خودش قصه ش رو برات میگفت و امروزی که هیچ وقت بدون اون حتی تصورش هم نمیکردی !</description>
                <category>آذین هستم :)</category>
                <author>آذین هستم :)</author>
                <pubDate>Thu, 30 May 2024 21:01:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هیچ اتفاقی ، اتفاقی نیست ...</title>
                <link>https://virgool.io/@azzin8001/%D9%87%DB%8C%DA%86-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-qxfyce2h9w0w</link>
                <description>در حال خوندن کتاب قدیس ، رئیس و موج سوار هستم کتابی که تو این برهه از زندگیم دست کمکی بود برای بلند شدن از باتلاق شکست و از دست دادن ها ؛ یه پاراگراف هست تو کتاب که میگه هر دوره از زندگیتون مثل معلمی میمونه که اگر درسش رو بده میره و دیگه تکرار نمیشه ، وقتی این متنو خوندم تو ذهنم هزار و یک سوال اومد که چرا من درسمو تو بخش از دست دادن نمیگیرم. مشخصه که چندین باره دارم این واحد زندگیمو میوفتم. ولی اینو میفهمم که هرسری دردش از سری قبل کمتره، بقول معروف دردی که تو رو نکشه قوی ترت میکنه شاید این از دست دادن ها قوی ام کرده یا شاید بی حس ؟!!!</description>
                <category>آذین هستم :)</category>
                <author>آذین هستم :)</author>
                <pubDate>Mon, 01 Apr 2024 14:23:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از هیچ کس ، هیچ چیز بعید نیست ...</title>
                <link>https://virgool.io/@azzin8001/%D8%A7%D8%B2-%D9%87%DB%8C%DA%86-%DA%A9%D8%B3-%D9%87%DB%8C%DA%86-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-bqgo4c5nnrn0</link>
                <description>تجربه ها با ارزش ترین دارایی های هر آدمین ، اگر زمین خوردی اگر شکستی مطمئنا درسی ازش میگیری که شاااااید باعث بشه دیگه تکرار نکنی . استفاده از تجربه های بقیه باعث میشه قبل امروز تو زندگیم به یک نتیجه رسیدم نتیجه ای که یک تجربه به حساب میاد ، امیدوارم بشه درس عبرت و دیگه تکرار نکنم .نزدیک ترین آدمای زندگی هرکسی چه دوست چه پارتنر چه خواهر باشه نمیتونن صرفا شنونده و بیننده نقطه ضعفای شما باشن ، این ادما اون روزی که تو شکستی تو خسته ای میشینن پای درد و دلت به حرفات گوش میکنن بهت دلداری میدن و سعی میکنن گرما به وجودت ببخشن ؛ اما بعد از مدتی از کسی که توقع نداشتی حرفایی رو میشنوی که یه روز خودت به بهانه درد و دل بهشون گفتی ، اونا واقعیتی که بهشون گفتی رو تف میکنن تو صورتت یا میکنن یه پتک و میزنن تو سرت یا میشه مایه تسلی دادن بقیه اطرافیانشون که ببین : اروم باش فلانی اینطوریه و از تو بدبخت تره .نقطه ضعفای ما خار هاییه که وجودمون رو زخمی میکنه با گفتنش به بقیه این اجازه بهشون میدیم که اون خارهارو از آن خودشون کنن و هروقت که خواستن عمیق تر و دردناک تر فرو کنن .</description>
                <category>آذین هستم :)</category>
                <author>آذین هستم :)</author>
                <pubDate>Fri, 15 Mar 2024 20:19:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وابستگی ...</title>
                <link>https://virgool.io/@azzin8001/%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-o8mezuhmm0e9</link>
                <description>وابستگی عین یه طناب پوسیده و رنگ و رو رفته میمونه که تو رو وصل میکنه به چیزایی که یه روزی دوستشون داشتی ؛ تو با این طناب بهش وصلی حتی اگه الان دیگه هیچ حسی نداشته باشی .طناب وابستگی اگر پاره بشه قطعا اولش برات سخت خواهد بود اما بعدا احساس آزادی می کنی ، ولی میدونی بدیش چیه ؟! اینه که این طناب فقط حد واصل نیست ، این طناب رو ما دور خودمون هم میپیچیم بخاطر همینه که احساس خفگی میکنیم و نمیتونیم از چیزایی که آزارمون میدن رها شیم .تو اونقدر قوی نیستی که بتونی طنابو پاره کنی ، روز به روز بیشتر تو خودت گره میخوری و فقط راه نجاتت رها شدن طناب از سمت مقابله ؛ میدونی بدی این نجات چیه ؟! اینکه تو هنوز با وجود رها شدگی از عامل وابستگیت تو خودت و اون طناب گره خوردی و مدت خیلی زیادی رو لازم داری برای التیام .</description>
                <category>آذین هستم :)</category>
                <author>آذین هستم :)</author>
                <pubDate>Fri, 08 Sep 2023 13:08:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوشبختی چیه ؟</title>
                <link>https://virgool.io/weeklyChallenge/%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D9%87-spycemvyjane</link>
                <description>تعریف شما از خوشبختی چیه ؟چرا تو فضای مجازی ویترینی که از خوشبختی بهمون نشون میدن اون چیزی نیست که واقعا تو زندگیمون لمس میکنیم ؟!آخرین بار کی احساس کردید درونتون طوفانه آرامشه ؟ طوفان شاید واژه پاردوکسی با آرامش باشه اما واقعا همینطوره برای من خود آرامش هم نوعی طوفانه چون به تعبیر چارلی چاپلین خوشبختی فاصله بین دو بدبختیه ، وقتی به هر واسطه ای یکی از مشکلاتم حل میشه منتظر بعدی میشینم و این میشه طوفان آرامش ...بنظرم تو مدرسه فقط یه چیزیو میتونستن یادمون بدن که در طول زندگیمون کاربردی باشه و اون هم (توقف فکر کردن بود) ؛ اینکه یاد بگیری برای چند دقیقه هم که شده در ذهنتو ببندی و از هجوم تفکرات سمی جلوگیری کنی . تفکراتی که انقدر مسمومن که میتونن تمام انرژیتو بگیرن و باعث شن بی دلیل روی تخت ولو شی و به خودت بپیچی و اخرم گریه کنی از فرط ناتوانیت .هرچقدر سنمون میره بالاتر یه منفذ تو سد ذهنمون ایجاد میشه که باعث نشتی این افکار مسموم میشه بخاطر همینه هرسال خسته تر از پارسالیم چون به جز این نشتی توان مقابله باهاشونم داریم از دست میدیم تا یه جایی که کامل تسلیم بشیم . </description>
                <category>آذین هستم :)</category>
                <author>آذین هستم :)</author>
                <pubDate>Fri, 18 Aug 2023 12:43:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شاید ندونم عشق چیه ...</title>
                <link>https://virgool.io/@azzin8001/%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%86%D9%85-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%DA%86%DB%8C%D9%87-thgiv30ydig2</link>
                <description>شاید ندونم اون عشق آرمانی ای که تو افسانه ها گفتن چطوریه ! اما با تمام قلبم حس کردم وقتی بودن یکی میشه ماده مخدرت یعنی چی، میدونم وقتی تمام سلول های بدنت اونو میطلبه یعنی چی .بنظرم مرگ وقتی نیست که قلبت وایمیسته ؛ شبیه که تا صبح بخاطر از دست دادن ادمی که همه زندگیت بود گریه میکنی و صدای شکستن قلبتو میشنوی ؛ بغضیه که راه گلوتو میبنده و نمیذاره اخرین حرفاتو بزنی . آره من اون شب مردم و صبح یه آدم دیگه جای من بیدار شد کسی سراسر وجودش خاکستری و غمگینه کسی که به جای خون تو رگاش بغض و حسرت جریان داره .صبح به خودم تسلیت گفتم ، به خودم گفتم خدا بهت صبر بده داغ بزرگیه ! اخه از دست دادن آدمی که تا آخر عمرتو باهاش تصور کردی و حتی لحظه آخر بهش گفتی عاشقتم واقعا مصیبت عظیمیه .دلم میخواد دیوونه باشم ، آینده نگر نباشم ، بفکر حرف و حدیث و پند و اندرز مشاور و دوست و خانواده نباشم ؛ برم التماس بکنم بیا برگرد . بیا ... مهم نیست تهش چی میشه فقط باش ، تو که خبر نداری دو روز دیگه زنده ام یا نه بیا این مدتو با عشق هم زندگی کنیم . بیا بشیم مثال نقض برای اونایی که گفتن عاشقای واقعی بهم نمیرسن ، سخته میدونم ولی بیا باهم بسازیم آیندمونو :) </description>
                <category>آذین هستم :)</category>
                <author>آذین هستم :)</author>
                <pubDate>Fri, 11 Aug 2023 13:18:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سردرگمی ...</title>
                <link>https://virgool.io/@azzin8001/%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D9%85%DB%8C-dxd2rohrvk4f</link>
                <description>هیچ کس از معایب دوره جوونی حرفی نمیزنه ، هیچ کس نمیگه که بعد از تموم شدن درس و دانشگات تو وقفه ای که ایجاد شده چه حسایی رو تجربه میکنی به اضافه اینکه اگر اون جوون افسردگی نهفته ای هم داشته باشه که مدام سرکوب شده باشه .وقتی از دانشگاه فارغ التحصیل میشی حس آدمیو داری که انگار لب صخره ای رها شده و حالا بهش میگن پرواز کن ... تو تا اینجای راه دست تو دست یکی راه رفتی و فقط راه رفتن بلدی و حالا ازت میخوان بقیه مسیرو تنها بدون هیچ دانشی ، تجربه ای، پرواز کنی ...منی که تا الان استعدادهام رو نشناختم ، نمیدونم مسیرم درسته ، شغلی ندارم ، علاقه خاصی ندارم حس میکنم به یه پوچی مطلق رسیدم . نمیدونم از دنیا چی میخوام بعضی وقتا حس میکنم حتی هیچی نمیخوام .من جوونیم که وجودم باید لبریز از هیجان ،انگیزه ، شور و اشتیاق باشه اما در عوض تاریکی مطلقی رو در آغوش گرفته تاریکی که چشمام و قلبم رو بهش عادت داده و مکان امن جسمم رو تختی کنج اتاق کرده .نمیدونم باعث تموم این تیرگی و تار بودن روزام چی یا کیه ، نمیدونم باید بلند شم و چشمامو به آزار نور جدید عادت بدم یا نه روز به روز تو باتلاق افسردگی فرو برم تا یه روزی جسمم هم مثل روحم پشت این تیرگی دفن بشه و به معنای واقعی کلمه با آه و افسوس به عنوان جوان ناکام یاد بشه .</description>
                <category>آذین هستم :)</category>
                <author>آذین هستم :)</author>
                <pubDate>Tue, 08 Aug 2023 20:24:10 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>