<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های B Dehghani</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@b.dehghan56</link>
        <description>وطن مثل پدرومادراست_خوب یابد هرچه داریم ازوطن است</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 09:57:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1747331/avatar/9YVkKl.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>B Dehghani</title>
            <link>https://virgool.io/@b.dehghan56</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ویراژحزب شیطان</title>
                <link>https://virgool.io/@b.dehghan56/%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DA%98%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-otr7tzoulvcb</link>
                <description>ماه رمضان استماه علی(ع)مطلع پستم کلامی باشدازامیرالمومنین علی(ع)، فرازی ازنهج البلاغه، دروصف حزب شیطان «مُقَنِّطُوا الرَّجاءِ. و اميدواران را نوميد مى كنند.»وارد فضای مجازی میشوی، دخترک بی حجاب دانشجویی رامیبینی که دردانشگاه، درماه رمضان، سیگارش رابابنر عکس شهدا خاموش میکند. دانشگاهیانی که الفاظ رکیکشان تبدیل به بوووووق شده وحرکات زشت دستشان وآتش زدن پرچمی که تلاش میکنند آن رابسوزانند ودرنهایت مجبور میشوند پاره اش کنند. دم دمهای عید نوروز است. گاهی برای خرید خرت وپرتی، یالباس وکفشی به بازار میرویم.گرانفروشی آشکار یک فروشنده که جنسی رادوبرابر ازمغازه آنطرفتر میگوید، دختران بی حجاب، مردان چشم چران، مراودات خارج ازعرف زنان کم حیا یابی حیا بامردان مغازه دار، کلاهی که فروشنده سرمان گذاشته وبعدا متوجه شده ایم، دعوای دو راننده وفحشهای رکیک برسر یک مسافر، جرو بحث سریک جای پارک وتوهین طرفین، بوقهای ممتد وکشیده ازسر عصبانیت که خسته مان میکند.بی سباطی قیمتها وتهدید جنگ واخبار دخترکان بی پناه جزیره ی شیطانی اپستین! درماه رمضان، مردی درخیابان با تمام توان به سیگارش پُک میزند ودود غلیظش راتف میکند.میبینی وازروزه خواری اش ناراحت میشوی. کاسبی دم در مغازه اش نشسته وآدامس میجود، آن یکی نان داغ خریده ودرحالیکه میخورد به سمت خانه میرود. حتی دیروز حین تدریس، یکی درته کلاس، وقتی نگاهم به نگاهش افتاد، درحال جویدن لقمه بزرگی بود دردهانش. نگاهم روی صورتش میخ شد. چند ثانیه توقف، باعث شد لقمه درگلویش بماند. فهمید نهی ازمنکر نگاهم را. باخودت میگویی، مردم چه گناهکارند. نافرمانند. چه راحت سرپیچی میکنند. ناامیدمان میکنند. حس میکنیم چقدر آدمها ناامن وغیر قابل اعتماد شده اند. همه آدمها همین اند. چه دنیای پلشتی شده. گویی شیطان وفالورهاش چهار نعل به سمت بعل روانند. انگار گرد کفر برجهان پاشیده شده. اما نه، خوب ببینتوآنهمه دانشجو راباحجاب کامل ندیدی، پرچم برتن، جلو دانشگاه نماز میخوانند؟ آنها که برای کشور وپرچمشان میخوانند. تو مگر لبیک به راهپیمایی 22 بهمن که بعلها راآتش کشید راندیدی؟ توآن کاسب منصف راکه جنس خرید قدیمش رابه قیمت قبل میدهد ندیدی.آنهمه خانم باحیا وباحجاب راندیدی، دخترک کوچک باچادر عربی را، پسر سربه زیر را، راننده ی مؤدب وزحمتکش را! سحرها یکی یکی روشن شدن چراغها،میوه فروش سرکوچه که برخلاف همیشه تخمه نمیشکند، بقال محله که چه عجب سیگار نمیکشد، صفهای طولانی نانوایی نزدیک افطار وسفارش نانهای کنجدی، ظرفهای حلیم دست مردم که باعجله به خانه میبرند، عجله وشلوغی رفت وآمدهای قبل افطار وخلوت وسکوت خیابان درلحظه افطار، تعطیلی مغازه ها درزمان اذان مغرب، اینها چیز دیگری میگوید.تویک لقمه رادردهان دانش آموز ات دیدی ولی آنهمه لبهای خشک وصورتهای رنگ پریده رانه!گناهکار زیاد نیست، ویراژ گناه زیاد است، نمودش بالاست، شیطان دارد حزبش رابزرگ مینمایاند تا حزب خداراناامید کند.دل قوی دارید وقتی خداوند معتقد است  «حزب الله هم الغالبون»! برای حزب خدا امیدوار باشید وامید بدهید، تلاش کنید تاحزب خدارا قویتر کنید.من يتول الله و رسوله و الذين آمنوا فان حزب الله هم الغالبون و کسي که خدا و فرستاده او و کساني را که ايمان آورده اند به ولايت و سرپرستي بپذيرد، (بداند که) بي ترديد حزب خدا پيروزند (مائده56)</description>
                <category>B Dehghani</category>
                <author>B Dehghani</author>
                <pubDate>Fri, 27 Feb 2026 22:55:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پارادوکس</title>
                <link>https://virgool.io/@b.dehghan56/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%A9%D8%B3-e0d6q63hlcbb</link>
                <description>پارادوکس جامعه امروز مایعنی وضع اقتصادی جامعه در شرایط اضطرار قرار بگیرد،قیمت دلار وطلا ومعیشت مردم به گروگان گرفته شود، آنهم توسط دولتی که ادعای صداقت کرده وقول داده سفره ها رافراخ کند وشعار انتخاباتی واعتراضش این بوده «مردم! گوشت چند؟ برنج چند؟ ماشین چند؟ مسکن چند؟»درمیانه ی این گرانیها بودجه ای به مجلس ارائه شود که حقوقها رانمیتوانیم گران کنیم! مافقط میتواتیم بنزین ودلار وطلاوحاملهای انرژی ومالیات و... راگران کنیم.حتی خط فقر هم گران شده! باورتان میشود؟) :لعنتیالااقل خط فقر رابرای فقرامیگذاشتید!دیگه فقراهمینم ندارند!! 😢مسئول برنامه وبودجه بابت 20 درصد افزایش حقوق عذر خواهی کند. بنظرتان این عذر خواهی رامیشود به صاحب خانه ها تحویل داد تا کرایه خانه گران نشود؟ یا این عذرخواهی رابه بقال بدهیم چند کیلو برنج هندی یا پاکستانی دریافت میکنیم درکشوری که برنج هاشمی وطارم عطری دارد؟ یابنظرتان چندساعت یکبار باید این عذر خواهی رابه خورد طفل بیمارمان بدهیم تا تب حاصل ازسرماخوردگی اش فروکش کند وبیماری اش خوب شود؟اعتراضات مدنی معیشتی به عملکرد دولت توسط مردم شکل میگیرد. مردم درابتدا بحق وباخویشتنداری ونجابت اعتراض میکنند اما دوباره عده ای مثل قاشق نشسته اعتراض رابه اغتشاشات، ولو پراکنده و محدود، تبدیل میکنند، و از مسیر اصلی منحرف میکنند و شهروند معترض، نجابت به خرج داده و صبر پیشه میکندوبی خیال حقش میشود به امید آنکه آب به آسیاب دشمن نریزد. به امید آنکه اینبارهم دشمن بالبی کلفت ودستانی درازترازپا جور وپلاسش راجمع کند وگورش راگم کند. بخاطر برادرم، برادرت، برادرامون درنیروی امنیتی کشور وبسیج وسپاه مظلوم که به دستور رییس جمهور باید بارفتار خوب وآرامش جلوی اوباش بایستد وچاقو بخورد ولباسشان آتش بگیرد وخونشان ریخته شود.فحشش رابخورد هم آنهاکه درتجاوز 12 روزه مردانه ایستادندتا ایران بماند.فحشش راعلی بخورد ، درحالیکه دزد معاویه بود.اما دراین میانه داکتر پرزیدنت مشغول جراحی اقتصاد است وناگهان وسط این بلبشو وگرانیها واعتراض هاواغتشاشها، ارز 28500 رابی خیال میشود ودوباره مردم دهانشان باز مانده که چه شد؟ هنوز یارانه ی موعود دستشان رانگرفته وسط اعتراضات گران شد!!عده ای هم قسم وفاق خورده اند که باسوپرسوپرسوپرانقلابی گفتن دهان دلسوزان انقلاب راببندندتادوباره پوزه ی بی شرفهای زرچی بازشود.تصویر راست: نامه این اوستای نفاق به رهبر (باعنوان سیدعلی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی(مدظله‌العالی) برای برگرداندنش به دانشگاه درسال1401 درپی اخراجش ازدانشگاه توسط وزارت علوم/تصویر چپ:زرجدید اوستا!ای کاش کنارشیر مادرچند قطره شیر سگ تو دهن یه عده میچکوندن،بلکه درحدسگ  وفادار باشند!!!بعد، مردمی که دارایی‌شان غارت شده،شبهامی‌نشینند به تماشای سریال جدید مهران مدیری، با کیفیتی به مراتب نازل‌تر، بی محتواتراز دیگر آثار او،باحرکاتی تکراری ازگشادکردن چشمان وزل زدن به دوربین وبازماندن دهان، که خود طنزی است بی نمک وغیر واقعی پیرامون ثروت، حرص و طمع افرادخانواده وکاسبی ازمرگ جوانشان، فساد، پول‌پرستی و زندگی لاکچری، و مزمت آنها، البته با سازندگان و بازیگران و عواملی با دستمزدهای میلیاردی.عواملی که قراربود دیگر درقاب تلویزیون نبینیم امااحتمالا بخاطر مشکلات مالی وخالی شدن جیبشان با تلویزیون جمهوری اسلامی وفاق کرده اند. شهروند نجیب هم باید آن را ببیند،از این پارادوکس لذت ببرد تا حداقل لحظاتی چند، وضعیت زندگی خود را فراموش کند، از رنجی که میبرد. ازپارادوکسی که تحمل میکند😭پ ن:پاردوکس دبیرستان ما:هک کردن! 😯توسط دخترا، نه پسرا!توایام امتحانات، نه اوقات بیکاری وحوصله سررفتنی!هک حساب کاربری یکی ازدانش آموزان درتاریخ9 دیهک حساب کاربری یکی ازهمکاران</description>
                <category>B Dehghani</category>
                <author>B Dehghani</author>
                <pubDate>Tue, 06 Jan 2026 11:05:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راز مگو!</title>
                <link>https://virgool.io/@b.dehghan56/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DA%AF%D9%88-jdfiggycnmy5</link>
                <description>برای تو مینویسمتو که سالیانی ست درسینه ایمثل یک رازی مگوراز مگویی که دوستت دارماما مدام درحال حاشا کردنت هستمقلبم وذهنم درحالی سعی دارند توراانکار کنند که ازیادتو سرریزندگاهی باجان برابریگاهی غمیگاهی اززیادی عشقچون عشقه قاتل جان وتنیگاهی فقط بغضیگاهی فقط نفرتیدوری ولی گاهی چه نزدیکینزدیکتراز قلبدلتنگیت راهم به من القا میکنی، حتی ازراه دوربی آنکه ازقلبم خبر بگیریآتشی درمنی!گاه گرما میدهی وگاه می سوزانیخاطرت ازخاطرم جدا نمیشودخسته ام ازمُرورتهرلحظه درآینه چشمانمدرغم نگاهم ودر رفتار درونگرایانه اممدام رسوا وعیانیدراین میان لبهایم ازچشمهایم باسیاست تر اندقفل بازنکردند تاتو راز مگو باقی بمانیچندباری دلم خواسته این راز رابه کسی بگویم وخودم وذهنم وقلبم راخالی کنم اما راستش رابخواهی جسارتش رانداشته ام.بنظرم این راز،رازِ مگو است.اگر گفتنی بود که میشد راز، راز خالی. آن وقت فاش هم میشد. مثل خیلی رازها که دیگر راز نیستند غاز اندمثل رازهایی که مرده اند!اصلا چه معنا دارد راز مگویی اینطوربمیرد؟چه معنا دارد هرکس یک راز باخودش، تنها باخودش، به وسعت عمرش نداشته باشد؟ یک راز مگو!پس همچنان تویک راز مگو باقی میمانی.باید کمتر مرا آزار دهی، کمتر چشمانم رااشکی کنی، کمتر گلویم رابغضی کنی، کمتر سینه ام راتنگ کنی، کمتر من راشرمنده خودم کنی تابتوانم تورا زنده نگه دارم. تاآخر عمر توبرای من یک راز مگو میمانی وتوراباهیچ کس شریک نخواهم شد.توتنها برای منی!آنقدر تورادر صندوقچه قلب ویادم نگه دارم وقفل لب باز نکنم تا مانند دفتری شعر ترک شده، گرد وغبار بگیری، برگهای دفترت کاهی شود، فرسوده شوی، پودر شوی ولی درمن، دریاد من، درقلب من بمانی،بمانی تابمیری. توفقط باید درمن بمیری.توفقط باید بامن بمیری وآن زمان که ذرات و سلولهای قلب ومغز من بارقص باد به هوا میروند توهم ازقفس قلب وذهن من آزاد شوی.شاید آن زمان آواز باد تورابه گوش دل کسی برساند واوراهم پرکند ازرازی مگو!پ. ن:این متن احساسی وعاشقانه میتواند مخاطب خاصی نداشته باشدشاید هم داشته باشد(:خدابهتر میدانداما آنچه برایم مهم بود گفتن این مهم بود که رازها راپر پر نکنیم. رازها رانکشیم. رازها رامگو نگهداریمواوراهم پرکند از رازی مگو</description>
                <category>B Dehghani</category>
                <author>B Dehghani</author>
                <pubDate>Sun, 28 Dec 2025 16:39:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چشم هایی که میخندند!</title>
                <link>https://virgool.io/Moemiii/%DA%86%D8%B4%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%86%D8%AF-ptgusm2hxr9w</link>
                <description>این روزها که باید مشغول طرح سوالات دی ماه وتایپ طاقت فرسای اونهاباشم دلم خواست بنشینم وبرای شما بنویسم.واقعیت امسال یک دوازدهم ریاضی خاص دارم! خاص ازآن نظر که درکلاسشون تجربه های خاص وتازه بدست میاورم. شاید باورش برای خودم تاقبل ازاین غیر ممکن بود که من تااین حد حالم بااین بچه ها خوب باشد.جونم براتون بگه که مدیر مدرسه ما اول سال توجلسه دبیران جوری ازدانش آموزان مدرسه اش تعریف میکند که درس خون وپرتلاشندو اِل اند و بِل اند که «مریم» دبیر زبان معتقده انگار مدیر میخواهد اینهاراشوهر بده که اینقدر الکی تعریف میکند. هرسال اینطوره که مریم بایازدهمیا زبان دارد ومن بادوازدهمیا شیمی.توجلسه دبیران هرچی مدیر تعریف دوازدهمیا میکند، مریم طبق تجربه سال قبلش آرام درگوش من زمزمه میکند«باور نکن»«الکیه» ومن ریز ریز خنده ام میگیرد. حالا این مدیر امسال درمورد دوازدهم ریاضی ها چی گفت؟؟!گفت دوازدهم ریاضی ها راامسال ولشون کنید. نصفشون باید برگردند مهد کودک. فکر کنید سنگ دیوارند!! اصلا انرژی براشون نگذارید. تودلم لرزید. مریم هم تایید کرد.وااای چه خاکی به سرکنیم بااین کلاس؟!حتی کمی پشیمان شدم چراتو معذوریت اخلاقی بامدیر، پیشنهاد مدیرمدرسه شاهد را ردکردم واینجا ماندم.کاش همین الان میشد یه جوری این مدرسه رامی پیچاندم وخلاص!مریم گفت :«دهقانی!امسال سکته میکنی ازدست ریاضی ها!»تنها دلداری که به خودم میدادم این بود که همونطور که مدیر گفت ولشون میکنم وبی تفاوت...اماالان بعدازگذشت حدود سه ماه،من خیلی باهاشون حال میکنم.بله پایه درسیشون ضعیفه اما ازنظرمن عالی اند.عالی نه! رویایی اند(:واقعااااا وقتی ازکلاسشون بیرون میایم یه جون به جونام اضافه شده.شاید براتون جالب باشه چرا؟منی که درس برایم ناموسیه چطور عاشق این ضعیفها شده ام.روزاول که سرکلاسشون رفتم، بعدازآشنا شدن وحرفهای جلسه اول، کتاب راشروع کردم تاحدود 20 دقیقه ای درس بدهم که باهمچین صحنه ای مواجه شدم!یه چی توهمین مایه ها!حدود ده نفر ته کلاس خوابیدند.پیرو سخنان مدیر ومریم وبقیه دبیران که بااینها کار کرده بودند چیزی بهشون نگفتم.روزهای اول سعی کردم انگیزه بدهم.اینکه اگر بامن همراه بشوند امضا محضری میدهم شیمی 3 شون پاسه!اینکه من واونها یک تیم هستیم که کارتیمی ما، جواب نمیدهد مگر اینکه همه تلاش کنیم ومنفعت این کار تیمی برای همه وخصوصا بچه های کلاس است. قول دادم من تمام تلاشم رابرای این کارتیمی بکنم. اگر سوالِ حین درسم راجواب میدادند 20 به همراه دست زدن (هم خودم وهم بچه ها)👏👏👏میگفتم انصافا دست داشت این جواب!انتظار نداشتم این کار تااین حد مورد استقبال واقع بشود. هنوز 20 عزت واعتبارش رو دارد،خداراشکر(:سرهایی که رو نیمکت بود کم کم بلند شد وچشم ها به من ونوک ماژیک ووایت برد. به امید اینکه یه 20 مفت نصیبش بشود. بابت سوال بجا وخوبشون هم 20 میگرفتند. (این سوال بجا یه 20 میخواد! 👏)شوخیهای وسط درس که همیشه باید باشدوگرنه خودمعلم هم باید بخوابد(:جملات اول کلاسم هم نظرشون راخیلی جلب کرده.حرمت گذاشتن برای دانش آموز جز جدانشدنی کلاسهاست. اینجا هم همین بود.چند جلسه گذشته بود که متوجه شدم دوتاازاون ته کلاسیای خواب آلوآمدند جلوتر وباهم حرف هم نمیزدند. بعدها فهمیدم یکی ازاونها شیمی 1 و2 راهنوز پاس نکرده.اونقدر خوب گوش میدادند وهمراهی میکردند که یک روز آخرزنگ گفتم شما دوتا عالی هستید. بهم انرژی میدید. ممنونم ازتون. وفامیلشون راسوال کردم. لپ هردوتاشون ازذوق گل انداخت(:تازگی یکی ازبچه ها مدام تخته رابرایم پاک میکند.میگوید دوست دارم کمکتون کنم. مهربانی همراه باادب این بچه من را معذب میکند.نماینده کلاسشون دختریه که درس وادب ومتانتش خیلی خوبه!هربار که اسامی غایبین رابه دفتر میبرد باتواضع ومهربانی خاصی میپرسد شارژ ماژیک دارید خانوم یابراتون بیارم؟ کاری با دفتر ندارید؟وحتی پیشنهاد داده حاضره توکلاسهای بیکاری وبدون معلم، نمونه سوال شیمی حل کند وازمن خواسته نمونه سوال دراختیارش بگذارم. چند بارهم اینکار راکرده.بهشون میگم کریمی بهترین نماینده ی کلاسِ «جهان وحومه» است! 😊گاهی سوالاتشون نشان میدهدخیلی پایه هاشون ضعیفاست ولی یاد میگیرند. نمیشد بهشون گفت سنگ دیوار.تلاششون من رو به وجد میاورد وخصوصا مهربانی وقدر شناسیشون.باهام خیلی همراه شده اند. منهم هرباااار که ازکلاسشان بیرون میایم میگویم : «شماامروز هم عالی بودید ! ممنونم که اینقدر خوب گوش میدید وهمراهید» ومیفهمم چشمهاشون به همراه لبهاشون میخندد(:بنظرم میایدهمین تشکر خشک وخالی درانتهای کلاس، کارهای بزرگی کرد. تعداد ته کلاسیای خواب آلو، کم وکمتر شده بود. هم تعدادشان کمتر شده وهم مدت خوابیدنشان. وتازگیها کسی توی کلاس نمیخوابد.یکی ازته کلاسیهای خواب آلو که دیگر اصلا توکلاسم نمیخوابد، امروز زنگ تفریح آمد گوشه ی سالن وجلوام راگرفت وبعدازگفتن خسته نباشید نگاهی عمیق توچشم هام کرد وگفت که کلاس شیمی کلاسیه که دیگه دوست نداره توش بخوابه. ازم تشکر کرد. منهم صمیمانه دستش روگرفتم انگشتهاش را ماساژ دادم وگرمشون کردم وباهمون نگاه ازش تشکر کردم وگفتم که این حرفش چه قندی توی دلم آب کرد.هرچند نمرات آزمون مستمرشان بهتراز انتظار من بود ولی واقعاً برایم مهمترازنمره هایشان، حسشان به کلاس است واینکه من توانستم نظرشان رابه کلاسم جلب کنم.واقعا این دنیا همیشه برایم سورپرایزهای خودش رادارد.اینهم یکیش بود.کی فکرشو میکرد؟!اصلا بعضی ها تشنه محبت واحترام ودلگرمی اند. شاید هم درکلاس من معجزه ای رخ داده باشد. یک معجزه ی رفتاری. هرچه هست اونها رابه من ومن رابه اونها دلگرم کرده است. قبلتر خیلی برایم مهم بود، همه شیمی راخوب بفهمند وخوب یادبگیرند ونمره خوبی بگیرند اما تازگی خیلی برایم مهم شده که چشم هایی درکلاسم بخندند، خوابهایی بپرند، لبهایی متبسم باشند، حالی خوب باشد، انسانی محترم باشد، جوانی کسل نباشد، قلبی امیدوار باشد. شاید ازدوران پسا کرونا...ازهمان زمان که دیگر دانش آموزان مثل قبل نشدند.اینها به من خیلی چیزها یاد داده اند.دانش آموز ها نمیدانند ما معلمها درکنارشان تاچه حد یاد میگیریم. ارتقا پیدا میکنیم. حس میکنند فقط اونها ازما یاد میگیرند. البته من همیشه آخرهرسال ازشون تشکر میکنم واین اعتراف رامیکنم که اونها به من بیشتر یاد داده اند تامن به اونها.بله اون چه تجربه است، حاصل یادگیری مامعلمها ازدانش آموزان است. آن تجربه ای که بهش میبالیم وماراهرروز قابل ترازقبل میکند. تجربه ای که ماراهرروز پخته تر وصبورتر میکند.خداراشکر میکنم که این تجربه ی دلچسب رانصیبم کرد درکنار چشمهایی که میخندند!پ ن1:مدرسه مدنظر بهترین ودلسوزترین معلمان راداردوخصوصا مدیر بسیار خوب وباتجربه ای که باتمام توان درخدمت است ولی متأسفانه گارد سختی ازطرف دانش آموزان این کلاس، باعث شده، تابحال تلاش معلمها برای این کلاس نتیجه چندانی ندهد، که خداراشکر این گارد تااین لحظه برای من گرفته نشده. پ ن2:من هم فقط رحم ومروت خدا نصیبم شده وگرنه سبک خاصی ندارم وکار خاصی نکرده امپ ن 3:دعا کنید این رابطه خوب تاآخر سال ادامه دار باشد وثمره ی این رابطه، موفقیت بیشتر دخترانم درتحصیل وکسب نمرات خوب درنهایی باشدپ ن آخر:باران میاید خداراشکر. خدایا تومهربانترینی.خط آخر که زیر این کادر میبینید پاک نمیشود وقابل ویرایش نیست.قطعا باگهای ویرگول هم که برطرف نمیشود بخاطر گاردهای صاحبان وگردانندگان این سایت دربرابر بهترشدن است(‌‌:کنم و دیگه ته کلاسیای خواب آلو ندارم.</description>
                <category>B Dehghani</category>
                <author>B Dehghani</author>
                <pubDate>Wed, 17 Dec 2025 15:54:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیچاره ها هیچ چیزندارند❗</title>
                <link>https://virgool.io/estekbar/%D8%A8%DB%8C%DA%86%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%87%DB%8C%DA%86-%DA%86%DB%8C%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF%E2%9D%97-cxs7m2a1pr1e</link>
                <description>این روزهاهمه نگران مردم غزه اندچون درمحاصره اندامامن نگرانشان نیستممردم غزه غذا ندارند، گوشت به تن ندارند، جان وتاب ندارند،ازگرسنگی بی حالند، فرم صورتشان عوض شده، استخوانها خودنمایی میکنند، آب ندارند، آرد ندارند،درگرسنگی جان میدهنداما مردم غزه، ایمان دارند،شرف دارند،انسانیت دارند، غیرت دارند، حجاب وحیا دارند، امید دارند، وطن دارندچون وطن دارند، آرامش هم دارندبادقت به ویدئوی زیر نگاه کنیدhttps://aparat.com/v/qrv21olاین زن میگوید 5روزاست چیزی نخورده است وحال وتوان نداردامابادقت ببینیداوآرامش داردحجاب کامل دارد، حیاداردوباانگشتانش آستین لباسش رانگه داشته تاتکان نخورد، ایمان داردهرگز نگران آنها نباشیدآنها اگرهم ازگرسنگی بمیرندازخاکسترشان ققنوسهایی برخواهد خواست، آزاد وآزاده.بازحیات میگیرند، خانه هاشان رامیسازند، جهان رامتحول می کنند، جهان رامتحیر می کننداینها همچون مردم یمن اندیادتان هست چندسال پیش گرسنگیِ مردم یمن را!مقاوم شدند، برخواستند، طوفان شدند،مشت شدند، آتش شدندوبرسر ظلم تاختند.مؤمن ازآهن سخت تراست. خم میشود وشکل عوض میکندولی نمیشکند. محکمتر میشود.من نگران اینها هستماینهایی که نه انسانیت دارندنه شرافت دارندنه ایمان دارندنه وجدان دارندبیچاره ها هیچ چیز ندارندفقط غذا دارندبیچاره ها هیچ چیز ندارندفقط غذا دارندفقط غذا دارند</description>
                <category>B Dehghani</category>
                <author>B Dehghani</author>
                <pubDate>Thu, 24 Jul 2025 01:15:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طرفداران رفع فیلترینگ منو فیلتر کردند!</title>
                <link>https://virgool.io/@b.dehghan56/%D8%B7%D8%B1%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%81%D8%B9-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%86%D9%88-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF-f2bnaymdxhti</link>
                <description>ازخاک سکوت آتش فریاد بسازیم! 😐آورده خبر راوی که، جماعتی فریاد زنان، که ای ملت بیدار باشید که اگر فلانی بجای بهمانی آمده بود چه ها که نشده بود. +چه ها نشده بود؟ -رفع فیلترینگ! +یعنی فیلتر کردن بد است!؟ -بله که بد است! هیچ انسان مدرن وپیشرفته ای تا بحال فیلتر نکرده است! +باورم نمیشود که رفع فیلترینگ دستاورد باشد! -هشدار :شما ازطرف عاشق سینه چاک رفع فیلترینگ، فیلتر شدید! +🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣خب شماکندروها هم اگر دستتون روازرو دکمه فیلتر بردارید مامیتونیم بگیم! 🤭راستی کی اولین بار فیلتر رامد کرد؟ توکدوم دولت فیلترینگ انجام شد؟ یکیشون فیلتر میکنه، یکی دیگشون رفع فیلتر میکنه، یه عده هم واسه هردو تاشون دست وجیغ وهورااااا😂🕺💃🎆🎉+اگر فلانی بجای بهمانی آمده بود دیگر چه ها نشده بود؟ -آزادی نداشتیم! +آزادی چه؟ -آزادی بیان، آزادی پوشش! +باورم نمیشود آزادی نداشتیم!-هشدار :شما توسط عاشق سینه چاک آزادی، بلاک شدید تانتوانید جوابش رابدهید! +😂😂😂😂😂😂😂منم آزادی بیان موخوام!! ای بابا! مردازدهن حرف میزنه! لااقل یه کم به حرفهاتون اعتقاد قلبی داشته باشید تا بتونید یه کم بهشون عمل کنید.  آتش بس غزه که به التماس نتانیاهو انجام شد وچه ربطی به دولت ما داشت! بورس سبز شده چون قراره این بار جیب همه، دولت رایاری کنه، نه فقط مشترکان بورس! قطعنامه FATFهم که یه بازی سیاسی عه واسه دلخوشی یه عده! آمریکاهم که باتیک تاک به هم زده اساااااسی! ازسفره ی مردم ووعده های نهج البلاغه ای چه خبر؟ پ ن1:کل این آشنایی وبلاک طی 2ساعت انجام شد وفقط یک کامنت تونستم بنویسم. پ ن2:اگر کسی دیگه هم بلاک شده ونتونسته جواب این دوست عزیز رابده، میتونه پای این پست بنویسه. پ ن 3:اینایی که مدام آزادی آزادی میکنند، آزادی بیان دارند. آزادی بیان نه هاااا؟ آزادی بییییییان! پ ن4: بخندید وشاد باشید که فردا عید مبعثه! عیدتون مبارک😍</description>
                <category>B Dehghani</category>
                <author>B Dehghani</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jan 2025 13:55:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عکسها ومکثها</title>
                <link>https://virgool.io/@b.dehghan56/%D8%B9%DA%A9%D8%B3%D9%87%D8%A7-%D9%88%D9%85%DA%A9%D8%AB%D9%87%D8%A7-hp8vgy84bten</link>
                <description>بادیدن هرعکس باید مکثی کرد وپای حرفش نشست. بیایید کمی عکس ومکث باهم داشته باشیم. 1.جنگل مازیچال (کلاردشت) انصافا پاییز عکسهای پرازرنگ وجذابی مارامهمون میکنه. پاییز ومرگ طبیعت، ماه فکر کردن به مرگ! کاش مرگ وپایان زندگی ماهم به این زیبایی وباشکوهی باشه. 2.خورشیدزندگی بخشِ ما چه پرتلاطم وترسناکاذا الشمسُ کورّتْبنظرتون این منبع انرژی کی خاموش میشه!؟ واقعا بعضی دوریها نعمته! 3.اگر رضایت تصویر داشته باشه این شکلیه! دلم میخواد فدای نگاش بشم❤️😘بعضی آدمها ازهمون بچگی خیلی مهربون واحساسی اند. دخترهای خواهر من اینجوری اند. جوری توبغل آدم به آدم میچسبند که عشق روفرو میکنند توقلبت. 4.وقتی حواست به همه هست🤩5.درو دیوار مدرسهاین عکسها منو ناراحت میکنه. متاسفانه این عکسها ترمزی شده اند برای انجام کار پرورشی واقعی تومدارس! من اگر دشمن قسم خورده ی ایران واسلام بودم وفقط یک نفوذی داشتم،قطعا نفوذی ام را تو بخش پرورشیِ آموزش وپرورش وارد میکردم وبهش مأموریت میدادم معاونهای پرورشی مدارس رامجبور کن برای کارهای پرورشی مدرسه مستندهایی ازجنس عکس برات بفرستند. این میشد که هرمعاون پرورشی ازصبح تاظهر باید دوربین دست میگرفت وشروع میکرد ازدرودیوار مدرسه عکس بگیره وکار پرورشی واقعی به اینجایی میرسید که حالا رسیده. یکی ازدوستانم میگفت برای تولد امام حسین برای دانش آموزانم شکلات خریدم.وقتی معاون پرورشی ازاین موضوع مطلع شد، گفت این زنگ میام توکلاستون، موقع پذیرایی ازبچه ها، ازکلاستون عکس بگیرم برای اداره بفرستم🤦گفتم اگر من بجای شما بودم بهش اجازه نمیدادم. خداکنه کار نادانها باشه ونه نفوذی ها! 6.دهانه آتشفشان! چند میگیری بالباس مخصوص، فقط برای عکس گرفتن تواین موقعیت قرار بگیری؟ 7.چقدرباید خسته باشی تااینطور وبه این راحتی روسنگ وکلوخ بخوابی؟   ماهیچ وقت اززیر دِیْن این مردها بیرون نمیاییم! هیچ وقت! 8.بخشنده بودن قلب بزرگ میخواد، نه ثروت بزرگمکثی کنیم بااین متن «در سال هایی که در یک شرکت معروفِ تولید پوشاک مشغول به کار بودم، متوجه شدم که شرکت لباس هایی را که فروش نمی رود را دور می اندازد. فوری به رییس شرکت مراجعه کردم و از او پرسیدم: چرا این محصولات را به جای انداختن در میان زباله ها در میان کسانی که به لباس ها نیاز دارند، پخش نمی کنید؟رییس این گونه پاسخ داد: محصولات ما را فقط ثروتمندان می توانند بخرند. اگر این لباس ها را در تن فقرا ببینند، ناراحت می شوند. جدای از این ارزش معنوی شرکت پایین می آید و ضرر می کنیم.آن روز فهمیدم که فقر به خاطر این نیست که فقرا را نمی توانیم سیر کنیم بلکه علت فقر این است که نمی توانیم ثروتمندان را سیر کنیم.»                  «چارلز بوکوفسکی» 9.مردی که بی هیچ بهانه ای فقط دنبال هدفش بودمردی که باکتونی سه خط دار وخاکی اش، روی صندلی شکسته اش برای خدا اشوه میکند تاکی خونش خریده شود! درود برتو حاج قاسم! داغت سرد نمیشود.چه کنیم؟! 10.تنها ارثی که بجاگذاشتند سنگر بود. همه وارث باشیم. 11.آدرنالین خالصاین دختر روسی دوست داره برلبه های مرتفع بایسته وازشجاعتش عکس بگیره! چند عکس دیگه ببینیم ازاین خانوم👇🏻آخه خواهرم بااین لباس! دامنت نره زیر دست وپاتسرم گیج رفت🫨12.لعنت به فقرپ ن:باید بگم که این عکس مربوط به پاکستانه. خودتحقیرها ناله نکنند. البته که فقر همه جاهست وعکسهای مربوط به فقر درهر جا یی ناراحت کننده اند. اما عکسهای فقر درایران گاهی باعث خوشحالی بعضی آدمهایی میشه که علاقه زیادی به ماهیگیری دارند. اونم ماهیگیری درآب گل آلود! 13.یه عکس چمرانمون نشه! چمران مردی همه چیز تمام! علم همراه باعمل وشجاعت وتواضع وتفکر وسخنوری ووزارت ودنیادیدگی. مردی آسمانی که روزهای سخت راباتدابیرش به مسخره گرفت. وزیری که میز وزارتش سنگر وخاک بود. این رامیتوان فرزند خَلَف ابوتراب دانست. 14.حضور اشنون درمجلس شورای اسلامی وهنرآفرینی تعدادی نماینده😐حیفه روی عکسها مکث کنیم واین عکس نباشه! سلحشور، جهش زده رومیز، دهنش باز مونده تاحماسه ای خلق کنه! کیا جای مدرس میشینند؟ درواقع این حماسه ای هست که ماباانتخابها مون رقم زدیم. 15.بی ریاترین عکس(هویتها کاملا مجهول) 16.صاحبان دستهای بسته،کاش گره ازکارمابازکنید (به یاد شهدای غواص بادستهای بسته) 17.اگر قراربود عکسی ازچاپلوسی بگذارم همین بود. واقعا اینکار به عقل چه آدم نادانی افتاد؟ رشادت وکاربزرگ دکتر قالیباف راکسی بهترازاین نمیتونست ازچشمها بیندازه! بندگان خدا! اگر قرار بود رشادتها وشجاعتها وخدمتها وجسارتهادرایران رابااین اندازه وقطعه عکس بگیریم وقاب کنیم وباآن عکس ها عکس بگیریم که زیاد بودند. باخودتون چی فکر کردید خداییش؟! 😒عکس توعکس وکاری برعکس! 18.ژاپن، صبح، قطار، درمسیر محل کارژاپنی ها تاحد خودکشی کار کردند تاازیک سرزمین کوچکِ زلزله خیزِبدون منابع، ژاپن امروزی راساختند. آنقدر کار میکنند که خواب کافی ندارند ودریک صبح تااین حد خواب آلود وخسته اند که فرصت رسیدن به محل کاررااینطور غنیمت دانسته وبیهوش شده اند. 19.زیبایی شب کویر راستش من ازدیدن آسمان شب درکویر بیش ازآنکه لذت ببرم میترسم. آنقدر که پرستاره است. هرکدام ازاین ستاره ها ازکل کره ی زمین ما خییلی بزرگتر است. ماچه حقیریم درمقابل این جهان.20.عکس اززندگی اینه!  بوی چوب سوخته ونان تازه! به به! بوی زندگی! همکاری! رنگ! گلیم! آسمان آبی! به به! ازدیدن زندگی عشایر درطبیعت سیر نمیشم. یک عکس اززندگی توطبیعت کمه خداییش. دلم میخواد فقط یک روز تو این چادرزندگی کنم! طبیعت مهربان وباسخاوتواما 21.طبیعت خشن وبی رحمسوختن نماد هالیوود خیالی ومسحور کننده ی بشر درآتش. این روزها این عکسها دست به دست میشند وازنظر خیلی ها غضب خدا یاچوب خدا ست ولی بنظر من اگر قرار بود خدا آمریکارامورد قهر وغضبش قرار بده باید بیش ازاینها بود. این آتش شاید فقط به عوض کشتن سرخ پوستهای بومی آمریکا هم نباشد. جنایتهای ویتنام وافغانستان وداعش وعراق وغزه و... پس چی؟ نه! بنظر من این آتش سوزی  «یک عذاب برای آمریکا» نیست،  «یک عبرت برای ماست» فاعتبروا یااولواالالباب22.شعف وهیجان دخترم اگر بخوام ازبین عکسهای خانوادگیم که قابل پخش درمکان عمومی باشه یکی راانتخاب کنم این عکس راانتخاب میکنم که بچه هام خیلی هیجان وشادی دارند. صورت حلما وقتی میخنده، ناخودآگاه منو میخندونه وهانی که حتی توبچگیش هم ژست مردانه گرفته🤩پ ن:عکسهایی راکه دوست دارید حتما چاپ کنید وازشون آلبوم بسازید وگاهی اونها راورق بزنید ومکثی کنید. من مطمئنم عکسها همیشه حرفهای جدید برای گفتن دارند. </description>
                <category>B Dehghani</category>
                <author>B Dehghani</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jan 2025 08:29:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای دخترم💓</title>
                <link>https://virgool.io/@b.dehghan56/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D9%85-isgpoo00kbfq</link>
                <description>قدیمی ها میگفتند:  «دختر که داری ، گریه کن داری»ولی نگفته بودند، دختر که داری، کسی راداری که عاشقانه ترین نگاهها رابه توهدیه کند؟💓کسی راداری که با یکبار تمنایش، وارد خاله بازی شوی وازچای خوش طعم اش درقوری وفنجان پلاستیکی اش بنوشی واز عطر هل ودارچینِ چای خیالی اش حظ کنی وخستگی ات دربرود. ☕ کسی راداری که بخاطر ذوق او عروسک بسازی وبرای عروسکهایش لباس بدوزی 🧸دختر که داری، کسی داری که توراسرذوق میاورد که حتما باید لباس ست مادرودختری بدوزی وبرای هرلباسش گل سری ازرنگ لباسش ست کنیکسی راداری که بایکبار هوس کردن سیب زمینی سرخ کرده روانه ی آشپزخانه شوی تالبهای کوچکش آویزان نشود ومجبور نشوی هم سیب زمینی سرخ کنی وهم منت بکشی🍟کسی راداری که پیشنهاد بدهد اینبار سیب زمینی ها رافرفری خورد کنی تاهم خوشکلتر وهم خوشمزه تر باشد. کسی راداری که هوس ژله وپاستیل ولواشک کند🍡🍮کسی راداری که تورامجبور کند دراینترنت دنبال تزیین جدید سالاد وکیک وژله باشی. کسی راداری که با نگرانی یادت بیندازد که  «مامان حواست هست که بابا 5دقیقه دیر کرده؟» وتوبگویی  «5دقیقه جای نگرانی ندارد» 😊کسی راداری که هرازگاهی موهایت راببافد وکش موی فانتزیِ صورتی پایین موهایت ببندد وباگل سری دخترانه زیبایت کند وبعد هم کلی اززیبایی ات تعریف کند. کسی راداری که تورامجبور کند ناخودآگاه وارد مغازه های بدلیجات و گل سرفروشی شوی ودرمیان جینگیلی جاتهای آنجا دنبال چیزی برای شاد کردنش بگردی.کسی راداری که زودترازهمه بفهمد ناراحتی، چون کمی اخم کرده ای وفورا بفهمد که توفکر فرورفته ای وباشوخی ورندی بخواهد بداند به چی فکر میکردی!کسی راداری که وقتی طولانی مدت درآشپزخانه ایستاده ای برایت دمپایی های نرمالویت رابیاورد تا کف پایت خسته نشود.کسی راداری که قبل ازهرکسی، وقت ولو شدن روی زمین پذیرایی، بعدازبرگشتن ازآشپزخانه، بالش زیر سرت بگذارد ورواندازی رویت بیندازد.کسی راداری که راه وبیراه، بدون دلیل بغلت کند وخودش رالوس کند وتوراببوسد وازتوبوسه طلب کند. کسی راداری که درمورد لباسهایت نظر بدهد وروسریِ مناسبِ لباست راانتخاب کند. کسی راداری که هرازگاهی هوس کند لباسهای تورابپوشد تاببیند کی اندازه اش میشود. کسی راداری که تلاش کند روسری اش رامثل توببندد ومثل توچادر بپوشد. کسی که ناخنهایش رامثل توبلند کند وباسوهان شکل بدهد. کسی راداری که موهایش راجلوی آینه ساعتها ببندد وباز کند ومدل مو عوض کند تاببیند باکدام قشنگتراست. کسی که شش دونگ هواسش به توباشد ولحظه ای تورابه حال خود رها نکند. کسی که خستگی ات رابفهمد، بیماری ات رالمس کند،غمت رابداند ونگرانیت راکم کند. کسی که هرجا میروی همراهِ پایه ات باشد وهیچ وقت تنهایت نگذارد. وقتی دختر درخانه داری انگار مادری کوچک درخانه داری که خودت اورابزرگ میکنی.انگار داری خودت رابزرگ میکنی.وقتی دختر درخانه داری مادرتر میشوی. مهربانتر میشوی. حساس تر میشوی.واقعا اعراب جاهلی چقدر جاهل بودند که بادستان خودشان، اینهمه زیبایی واحساس وبرکت رایکجا چال میکردند؟! 🌺تقدیم به دخترم وهمه دختران عزیز ویرگول (که حس مادری برایشان دارم) وتقدیم به همه کسانی که دختر دارند. قدر دخترهارابیشتر بدانیم💓💓هرخونه ای که توش دختر باشه گل خونه است👌</description>
                <category>B Dehghani</category>
                <author>B Dehghani</author>
                <pubDate>Thu, 08 Aug 2024 00:02:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرامثل نهنگها خودکشی دسته جمعی نمیکنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/vrgliablogs/%DA%86%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%86%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-%D9%86%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-osuzqlhm6wrq</link>
                <description>چرا این روزها کسی دراین مورد چیزی نمیگوید؟ چراکسی چیزی نمینویسد؟ چرابچه مذهبی ها، روضه خانگی نمیگیرند؟ چرا هیئت داران، عَلَم وکُتل ها رابرنمیدارند ودسته ی عزا بیرون نمی آورند؟ چرادیگهای حلیم وقیمه نذری رابرپا نمیکنند؟ مگرشما مذهبی ها به خاطر یک خبر از 1400 سال پیش که  «محسن فاطمه رابین درودیوار کشتند» غیرتی نمیشدید؟ مشکی نمیپوشیدید؟ شهررا سیاه پوش نمیکردید؟ مگر در روضه ها وقتی به این بیت میرسیدیم که «هزاران بار اجل برمرد خوشترکه سیلی خوردن همسر ببیند»،  صورت هاتان رازخم نمیزدید؟ سینه هاتان راچاک نمیدادید؟ مگر برای آن لحظه که زینب (س) درمحفل یزید هتک حرمت شد یزله نمیکردید؟ لطمه نمیزدید؟ مگر برای دق مرگ شدن رقیه (س) سفره نمیگرفتید؟ روضه نمیخواندید؟ پس چه شد؟ نکند درمکتب حسین دچار کج فهمی شدیم؟ مگر حسین (ع) برای آزادی وآزادگی سرنداد؟ پس چه شد آزادگی مان؟ گویا مااشتباه فهمیدیم. حس کردیم باید برای حسین وزینب وزهراگریه کنیم، نه برای حرمت آزادگی! نه برای اسارت وهتک حرمت حقیقت! نه برای کشته شدن انسانیت! چرا طرفداران زن زندگی آزادی، هیچ عکس العملی نشان نمی‌دهند؟ چراتحصن واعتراض نمیکنند؟ چرااستوری وتوئیت نمیکنند؟ چرانمیروند مقابل طرفداران اسراییل سطل آشغال ها راآتش بزنند؟ چرامحصولات اسرائیلی راتحریم نمیکنند؟ چرا ازبازیگرانشان نطُق کشی نمیکنند که برای هالیوود بازی نکنند؟ چرانمیروند شیشه های شرکتهای اسرائیلی رابشکنند؟ چرابی بی سی واینتر نشنال خفه خون گرفته اند؟ چراکشورهای اروپایی که به خاطر مرگ دختری، درکلاس آموزشی ارشادایران، اینهمه بیانیه وخبر ورپرتاژ رفتند ودلار پاشی کردند، همه مرده اند؟ مگر این زنان که دربیمارستان شفا هتک حرمت شدندوسپس کشته شدند، زن نبودند؟ بعضی خبرهارانباید ترجمه کرد. نباید بازکرد. نباید وایرال کرد. حتی باید سریع حذف کرد. چراکه شاید بعضی خبرها مارابکشد. راحت ترین کاربرای اینکه دق نکنیم سکوت است. حذف کردن استبه من خبر رسيده كه مردى از لشكر شام به خانه زنى مسلمان و زنى غير مسلمان كه در پناه حكومت اسلام بوده وارد شده، و خلخال و دستبند و گردن بند و گوشواره هاى آنها را به غارت برده، در حالى كه هيچ وسيله اى براى دفاع، جز گريه و التماس كردن، نداشته اند.لشكريان شام با غنيمت فراوان رفتند بدون اين كه حتّى يك نفر آنان، زخمى بردارد، و يا قطره خونى از او ريخته شود، اگر براى اين حادثه تلخ، مسلمانى از روى تأسّف بميرد، ملامت نخواهد شد، و از نظر من سزاوار است.شگفتا شگفتا، به خدا سوگند، اين واقعيّت قلب انسان را مى ميراند و دچار غم و اندوه مى كند كه شاميان در باطل خود وحدت دارند، و شما در حق خود متفرّقيد.زشت باد روى شما و از اندوه رهايى نيابيد كه آماج تير بلا شديد. به شما حمله مى كنند، شما حمله نمى كنيد با شما مى جنگند، شما نمى جنگيد اين گونه معصيت خدا مى شود و شما رضايت مى دهيد. نهج البلاغه خطبه 27لعنت به تعصبات کورکورانه مانلعنت به شعارهای مِیلی وپوشالی مان لعنت به خبرهایی که نمیشود بازشان کردلعنت به سران کشورهای اسلامی که ساکتندلعنت به سران کشورهای اسلامی که یاریگر اسرائیل شدندلعنت به اسرائیللعنت به صهیونیسم</description>
                <category>B Dehghani</category>
                <author>B Dehghani</author>
                <pubDate>Mon, 25 Mar 2024 14:55:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خدای بامرام ما!</title>
                <link>https://virgool.io/vrgliablogs/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%A7-gzd1s3amavp3</link>
                <description>متاسفانه نمی دونم متن زیر از کی صادر شده!تو یه گروهی بدون نام و نشان، فرستاده شده بود.ولی خیلی حق بود. کلی خندیدم!😄 و البته برای خندیدن من هم قطعا ثواب نوشته شد!😉😎👇👇👇میگم تا حالا فکر کردین اجر روزه دار فقط محدود به اون موقع که گرسنه و تشنه هست نمیشهاون لحظات نزدیک به اذان صبح از همه اجرش بیشتره. وقتی هر کی به یه سمتی میدوه که بخوره و بیاشامه😁خدا با ذوق به ملائکه میگه بیاین نگاه کنید چجوری دارن میدوند و میخورن بهم، فقط برای اینکه تسلیم امر من باشند و یک ثانیه از امر من تخطی نکنندبنظرم تصاویر ما از اون بالا خیلی خنده داره و خدا هم میخنده😃اصلا ماه مبارک رمضان ماه گرفتن ثواب مفته! یعنی آدم تف می‌کنه ثواب داره. نخند جدی میگم شما یه نصف برنج مونده لایِ دندونت میری تف میکنی، خدا میگه ببینید حال کنید  اندازه ی یه نصف برنجم از فرمان من سرپیچی نکرد برای این تف براش ثواب  بنویسید. اصلا ماه مبارک رمضان یه جوریه شما بخاطر اینکه ماه شعبان روزه نگرفتی هم بهت جایزه میدن. جدی میگم 😃خدا میگه نگاه کنین این بنده ای که کل شعبان خواست روزه بگیره، نتونست از خواب پاشه  وسحری بخوره، ببین از اول ماه مبارک رمضان چجوری سر وقت پا میشه. اینو تا دیروز با لگد می‌زدی نمی‌تونست پاشه ولی توی این ماه چون من دستور دادم ساعت ۴صبح پا میشه دو پرس قرمه سبزی و هشت لیوان آب میخوره . لذا بخاطر اون نتونستن و این تونستنش براش ثواب بنویسید😃حتی طرف روزه نگرفته، اشتباه کرده، دم افطار روزه دارا افطار میکنن، این حسرت میخوره. خدا میگه آخی! ببینین بنده ام حسرت خورد به اینم یه چیزی بدید بره .خلاصه در این ماه ما بخوایم و نخوایم  مورد رحمت و مغفرت هستیم فقط کافیه  لج نکنیم همین! اصلا طرف دلش درد میگیره خدا میگه بنویس. ملائکه میگن خداجان چی رو بنویسیم یارو دلش خب درد می‌کنه🧐میگه وردار قلمتو بنویس این طفلک انقدر سحری خورد دلش درد گرفت. ملائکه میگن بابا خب کمتر میخورد! خدا میگه خب حالا نمیدونسته آپشن ذخیره ی آب فقط مال شتره! 🤦‍♀️ولی در هر صورت چون برای اطاعت از امر من خورده بنویس. مورد داشتیم طرف داشته با خودش شکلک در می‌آورده! خدا گفته بنویس. فرشته ها گفتن انصافا دیگه این ثواب نداره! خدا گفته این چون از شدت گرسنگی رد داده براش حسنه بنویسید😄جدی میگم رحمت خدا بی انتهاست توی ماه مبارک چون انسان با یک فریضه ی طولانی ۲۴ساعته مواجه میشه لایق رحمت دائم میشهبه فرشته ها هم میگه اینقدرم سر روزه دار جماعت با من چونه نزنید روزه دار جماعت خط قرمز منن ،عزیز دل منن 😍حواستونو جمع کنین اینا تکون خوردن شما فقط بنویسین بعدا خودم یه دلیلی پیدا میکنم که بهشون پاداش بدم.😊😃نوکرتم خدایا❤️انصافا خدا تو این ماه تا ته مرام میره. بنده های خدا تومرام ولوتی گری کم نیاریداااا! وقتی تاته مرام رفتید برای منم دعا کنید. اینم حتما ثواب داره😊🌹</description>
                <category>B Dehghani</category>
                <author>B Dehghani</author>
                <pubDate>Tue, 19 Mar 2024 13:34:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سندروم صمیمیت مجازی</title>
                <link>https://virgool.io/vrgliablogs/%D8%B3%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%85-%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-w6nu4tjsaiyl</link>
                <description>اززمانی که انسانها بافضای مجازی آشناشدند، به مرور، پیام رسانها، سایتها، چت روم هاودرگاههایی برای ورود وتبادل نظرِ افراد رونق گرفتند. شاید بتوان خوبیها وبدیهای زیادی راازاین فضا وارتباطاتش برشمرد که حتی تجربه ماباشند ونه یک مشت تئوری که درکتابها یاسایتهای روانشناسی وسواد رسانه وفلان وبهمان آمده است. من دوست دارم درمورد یکی ازآفتهای فضای مجازی، کمی باشما درد دل کنم. درابتدا بگویم که این متن رابیشتر برای خودم مینویسم. برای تلنگری جدی تر از نداهای درونی وسرزنشهای گاه وبیگاه نفسِ سرزنش گَرَم. میخواهم بطور جدی تری دراین مورد تلاش کنم. درواقع میخواهم باعنوان کردن این آفت واینکه درحال ترک یک عادت بد درفضای مجازی هستم اعتراف کنم تاازروی شماخجالت بکشم ودیگر کمتر خطای قبلی ام راتکرار کنم. وااااای دهقانی! خسته مان نکن! بگو بدانیم چه غلطی مرتکب شده ای؟ کدام آفت دنیای منحوس مجازی توراآزار داده است؟ +آفت صمیمیت ودوستی! به محض ورودمان به گروههای مجازی، یک مشت خانم وآقا، به مرور باهم آشنا میشویم. ازدرون خودمان راخالی میکنیم وازعلایق وعواطف واخلاقیاتمان باهم چت میکنیم ویا صوت وتصویری ارائه میکنیم. کم کم باهم آشناتر شده وکار به شوخی وخنده وسرکارگذاشتن همدیگر ویاکل کل هایی دوستانه یامغرضانه میرسد. باکمک استیکر ها وگیف ها وایموجی های مختلف محفل مجازی مان راجذاب وبامزه میکنیم. به حرفهای هم باهمان استیکرها وگیفها وایموجی ها عکس العمل نشان میدهیم. ازهم جانبداری میکنیم یاباهم لج میکنیم. دراین بین دوستیها یاناراحتی هایی شکل میگیرد. درواقع خیلی ازماازعکس العمل های دنیای حقیقی خودمان به شدت فاصله گرفته ایم. مادردنیای واقعی، خودی داریم. ولی خودمجازی ما گا هی شبیه خود حقیقی مان نیست. مثلا ممکن است دردنیای واقعی اصلا اهل شوخی باجنس مخالف ونامحرم نباشیم ولی درفضای مجازی اینکاررابه نهایت برسانیم. لوس بازی‌ها یی دربعضی گروههای مجازی ویاحتی درچتهای خصوصی، گاهی بین دوغیر همجنس نامحرم دیده میشود که بنظر نامی جز آفت دوستی وصمیمیت نمیشود روی آنها گذاشت. آیا شوخی بانامحرم ایراد دارد؟ هزارسال زندانی درجهنم😢درفضای مجازی که همدیگر رانمیبینند. آیا آنجا هم محل ایراد است؟  گاهی افراد دردنیای واقعی هم این حدود رارعایت نمیکنند. درمجازی هم. پس شاید سخنان من برای این افراد مسخره باشد ولی برای آقایان وخانمهایی که متدین ودین مدارند این سخنان شاید تلنگر باشد. (هرچند گفتم، اولین تلنگر به خودم هست) ماکه دردنیای واقعی ازترس فتنه وگناه تاحد امکان حرف رابانامحرم کوتاه میکنیم، بانامحرمان لوندی ولوس بازی نمیکنیم، بانامحرم باوقاریم، چه میشود که درگروههای مجازی وچتهای خصوصی، به همین راحتی وارد فاز صمیمیت وفاز احساسی میشویم وحرفهای غیر ضروری خوراک لحظه لحظه مان میشود؟ (البته که صحبتهای علمی وتخصصی ومرتبط باشغل وضروری منظور نیست) خخخ:))))  گاهی خودمان راتوجیه میکنیم که:  «مثل برادر (یاخواهر) منه!»  «جا پسر(یادختر) منه!»  «این که هنوز سن وسالی نداره!»  «این که خودش همسر وبچه داره!»  «این که همکار منه!»  «رابطه خانوادگی داریم!»  «جوابش رو ندم ناراحت میشه! (این یکی از نقطه ضعفهای خودمه متاسفانه)»  «بی ادبیه!» ... ... ... اما واقعیت این است که گامهای شیطان بسیار ناپیدا ومخفی است ومادستورداریم مراقب خطوات الشیطان باشیم. خداوند در قرآن می‌فرمایند:وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ (بقره/۱۶۸) از گام‌های شیطان پیروی مکنید که او دشمن آشکار شماست.اصلاگاهی فراموش میکنیم پشت این ایموجی های بچه گانه وبامزه واین صمیمیتها وبگو بخندها، یک انسان واقعی نشسته است این بگو بخندها برای همه آفت دارد. خانمها وآقایان مجرد راایده آل گرانسبت به همسرآینده میکند. چون ازشخصیتهای مجازی که درگروهها وچت روم ها دیده تنها خوبیهاومهربانیهاشان را دیده ونه کل واقعیت را وشاید دردنیای واقعی دنبال آنچنان همسری بگردد که یافت می نشود! ویااصلا کسی که احساس وعواطف مجازی راازکاربران ودوستان مجازی اش دریافت میکند، شاید خیلی دیرتر به فکر همسر باشد که عواطف واحساسات راازاوبخواهد. برای خانمها وآقایان متاهل هم باعث سرد شدن ارتباط باهمسرمیشود! چه بسیار انسانهای متاهل خودشون رامصون ازاین آفتها دانسته اند وبا پُردلی وارد این گود ها شده اند اما توسط شیطان، ضربه فنی شده اند. گواه آن آمار های سربه فلک کشیده ی خیانتها وبد بینی ها وسوء تفاهم های بین زوجهاست که دربسیاری ازموارد کار یک زندگی راحتی به طلاق رسانده است. درست است که خیانت همیشه بوده وهمچنان هست اما قبول کنیم سرعت ارتباط بین انسانها درعصر تکنولوژی ودردنیای مجازی سرعت این امر راچند برابر وکار ارتباط بین انسانها راراحتتر وحتی میتوان گفت جذاب تر وفانتزی تر کرده است. ارتباط پي در پي با اشخاصي که هر يک داراي ويژگي هاي شخصيتي و يا ظاهر جذابي هستند و مقايسه آن ها با  همسر خود باعث مي شود که فرد احساس کند نکات منفي بسياري در همسرش وجود دارد، حال آن که به اين موضوع بي توجه است که تمامی اين خصوصيات در يک فرد جمع نمی شود. همچنين در اين بگو و بخندها اغلب افراد میتوانند چهره ای متفاوت از خود را به نمايش بگذارند و خود را صبورتر، مهربان تر و دوست داشتنی تر نشان دهند. تصور کنيد آشپزی از صبح در آشپزخانه غذا درست ميکند و تا شب به غذاهای مختلف ناخنک مي زند و شب که به خانه برمي گردد ميلي به غذاي خانه ندارد. همين طور فردي که از صبح تا شب ناخنک احساسي، رواني و ارتباطي به نامحرم زده، ضمن اينکه مرتکب فعل حرام شده است، وقتي به خانه برمی گردد نيز ميل بالايي به رابطه حلال با همسرش و گفت وگو و تبادل احساسي و رواني با او نداردو اولين ضرر چنين ارتباطاتي اين است که کانون خانواده سرد می شود.نامحرم نامحرم است، چه دردنیای حقیقی... چه دردنیای مجازی.... ⭕️ اززمانی که این موضوع باکفشهای استوک دارش روی مغزم رژه میرود، کمتر تمایل دارم عضو گروهها شوم وگاهی دست لطف دوستان وهمکاران رابرای عضو شدن درگروههای دوستانه پس میزنم که ازهمین تریبون ازشون عذر میخوام🙏(البته ممکن هست خیلی هاشون اصلا این متن رانخوانند) یااینکه اگر درگروههای مختلط دوستانه ودورهمی های دوستان وهمکاران عزیزم عضو هستم خیلی کم حرف شده ام🙂درکل :به همتون ارادت دارم وهمتون راخیلی دوست دارم 🌹اما چه کنم که خدارابیشترازشمادوست دارم واسلام دست وپای منو بسته:) اگر دونامحرم در فضایی باشند،که نفرسوم نتواند وارد شود، نفر سوم قطعا شیطان است😈وگاهی این فضا ممکن است درچت ایجاد شود. اگر بایک نامحرم، چتی کرده ایم که راضی نیستیم شخص سوم آنهارابخواند، مصداق خلوت بانامحرم است. شماهم زحمت بکشید نظرتون رابفرمایید، خوشحال میشوم اگر نظر مخالفی هم هست بفرمایید🙏پ ن:بهار قرآن واطاعت که چند روزی است قلبهامون رابانسیم معنویش صفا داده وبهار طبیعت ونوروز هم که نرم نرمک از راه میرسد. هردوبهار برشمامبارک ان شاء الله ☘️🌸☘️</description>
                <category>B Dehghani</category>
                <author>B Dehghani</author>
                <pubDate>Sat, 16 Mar 2024 23:39:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پنجولهای شیطان</title>
                <link>https://virgool.io/MAHDIJAN/%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%88%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-hrgrsiqedbzj</link>
                <description>پدربزرگی داشتم که به حاجی عابد معروف بود. البته اسمش حاجی قاسم بود. اهل دعا ونماز وقرآن وکتاب بود. خیلی زیاد زیارت میرفت. خودش میگفت 70بار کربلا رفته که اغلب آنها راباپای پیاده میرفت. آخرآدم پولداری نبود. دوتاپسرش درعراق ساکن بودند. یکی درکربلا ویکی درنجف. پیاده راه می افتاد وروزهای زیادی راه میرفت تابه مقصدش میرسید. بعد حدود یک ماهی درکربلا یانجف میماند ودل سیر زیارت میکرد. به دیدار علما هم میرفت وازاونجا کسب علم وکسب فیض میکرد. پدربزرگم پیرمردی ریزنقش بود باچشمانی روشن وزیبا، قدی نه چندان بلندکه به سبک ایرانیان قدیم قبا میپوشید وشال دورکمرش میبست وعبایی روی شانه می انداخت وعمامه ای روی سرش.البته آخوند نبود. کشاورز بود. گندم میکاشت. باغ کوچکی هم ازخودش داشت. همیشه توی جیبهای قبایش چیزی برای شاد کردن بچه ها داشت. وقتی چندتابچه، خصوصا نوه هایش رامیدید که یکجا هستند، بین آنها مینشست واول از جیب قبایش مرحمتی به آنها میکرد وبعد برایشان حرف میزد. ماهم خیلی حرفهایش رادوست داشتیم. بیشتر حرفهایش درمورد اتفاقات آخرالزمان بود. دراین مورداطلاعات زیادی کسب کرده بود. کتاب خوانده بود. ازعلما سوال کرده بود. برایمان از «یمانی وسید خراسانی» میگفت. از «سفیانی ودول دجّال». میگفت وقتی حضرت ظهور کنند، یارانشان بر ابرها مینشینند وخودراخیلی سریع به کعبه، نزد امام میرسانند وماانگار فیلمی تخیلی دیده باشیم وااااای بلندی میگفتیم وسوال میکردیم آخه چجوری باباجون؟ قطعا منظور هواپیما بود... اما پدربزرگم میگفت : «به قدرت خداهمه چی ممکن میشه بابا»! میگفت امام که ظهور میکنند همه آدمها به کف دستشون نگاه میکنند وکعبه وامام ویارانشون راکف دستشون میبینند. بازهم ماباتعجب میپرسیدیم :مگه میشه؟ قطعا منظور این موبایلهایی بوده که کف دست ماست ومیشه به برکت علم وتکنولوژی واینترنت ازهرجای دنیا فیلم وعکس دید. اما پدربزرگم میگفت : «به قدرت خدا همه چی ممکن میشه بابا»! میگفت حضرت که بیاند علم خیلی پیشرفت میکنه. دست میکشند پشت سر آدمها وآدمها مغزشون بی نهایت میشه. قطعا منظور همین بحث تراشه ها درمغز بوده که این روزها مطرحه! اما بازهم پدربزرگم معتقد بود : «به قدرت خدا همه چی ممکن میشه بابا»! میگفت درآخرالزمان شیطان آخرین تلاشهاش رامیکنه تاهرچی بیشترمردم راازتیم خدابیاره توتیم خودش. میگفت شیطان مثل گربه ای که جایی گرفتار شده پنجول میکشه، گاز میگیره، حمله میکنه، وحشی میشه. چون میدونه باید توروزهای کمِ باقی مونده سپاه خودش رابیشتر کنه. این روزها خیلی به حرفهاش فکر میکنم. هرجا توشهر ورسانه میچرخم نشانه هایی ازپنجولهای شیطان هست. اونجا که شاگردم باشک میپرسه  «خانم! واقعا قرآن یک کتاب آسمانیه؟» اونجا که میبینم زیر میزی های پزشکان ومدیران وکارمندها اززیر میز اومده روی میز ورشوه دادن ورشوه گرفتن عادی وطبیعی شده. اونجا که ربا خوردن توجیه اقتصادی میشه. اونجا که دختران شهر وکشورم رامیبینم برای دل بردن از جنس مخالف ازهم سبقت میگیرند وبه هم آموزش میدهند وبااین سوژه ها جوک هم میسازند. اونجا که برهنه شدن بین  آدمها نشان پیشرفت اونها، لباسهای پاره پاره نشان باکلاسی وتتوهای وحشتناک صورت وپاره کردن زبان نشان زیبایی محسوب میشه. درمورد غزه که هیچ نگویم 😭😭😭😭اصلا نمیخوام متن راباآوردن مصادیقی از زخمهایی که شیطان هرروز وهرلحظه به پیکره ی فرهنگ وایمان واعتقاد  انسانهای دنیا وبه طبع اون ماایرانیهاوارد میکنه، طولانی کنم. خودتون بهترازمن میدونید. اما چیزی که برام مهم شده اینه که:این روزها زخمهایی از پنجولهای شیطان حتی روی امنیت کشورمون هم دیده میشه. پارسال دوتاازاین زخمها راتوشاهچراغ خوردیم😭وامسال یکی ازاین زخمها رادرکرمان، درکنار مزار حاج قاسم. چند روز پیش که نیمه شعبان بود زمزمه هایی ازپیداکردن چندین تروریست توقم هم پیچید. هول وولایی به دل مردم افتاده بود. اطلاعات پیامک میداد به اهالی قم که درصورت مشاهده مورد مشکوک به اطلاعات سپاه اعلام کنند. سگهایی برای یافتن مواد منفجره وبمب دراطراف قریه جمکران به همراه پلیس، درحال گشت زنی بودند. اینقدر امسال دردل مردم قم وزائرین جمکران نگرانی بود که حتی یکی ازدوستان ویرگولی قمی بنده، این نگرانیشون رابامن در میون گذاشتند وگفتند امسال از اینکه بخواد تومراسمهای جشن شرکت کنه نگران هست. این درحالی بود که سالهای قبل مردم اصلا نگرانی دراین مورد نداشتند. البته خداراشکر میکنم به لطف خدا ونظر خودامام زمان ومدد وهوشیاری وتلاشهای اطلاعات سپاه، جشن نیمه شعبان به کاممون تلخ نشد🤲من همیشه توانتخابات شرکت میکردم. امسال هم شرکت میکنم اماحس میکنم شرکت درانتخابات امسال خیلی مهمتر وواجبترازهرسال هست. چون من این روزها پنجولهای شیطان رابه وضوح روی امنیت کشورم احساس میکنم ودوست ندارم درزدن این زخم ها مؤثر باشم. پ ن:چقدر نوشتن این پست سخت شد. بس که حال ویرگول بد بود.. 🤕</description>
                <category>B Dehghani</category>
                <author>B Dehghani</author>
                <pubDate>Thu, 29 Feb 2024 13:07:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خداکجاست؟</title>
                <link>https://virgool.io/estekbar/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA-vr7kwlwtdfwj</link>
                <description>دنبال خدا میگردم!خدارادرکجا میشود یافت؟خدا، درآوارهای غزه در نفسهای آخر کودک زیر آوار مانده است.خدا، درخون  خاک آلوده ی مادر فلسطینی است که آخرین نگاهش دنبال کودکانش است.خدا، در کنار دیگهای غذای نذری وصفهای گرسنگانی است که برای یک وعده غذای گرم پایشان خسته شده.خدا، قوت قلب وامید دل حماس است که میداند وطنش راپس میگیرد.خدا، دارد ازپهبادهای روی غزه، جاهای ضعیف مرکاوا را نشانه میگیرد.خدا، درمشت گره شده ی مردم فرانسه وایتالیا وژاپن وایران واندونزی ومالزی ویمن  وآمریکاست که آزادی سرزمین مقدس رافریاد میزند.خدا، درباریکه ی باب المندب به کمین کشتیهای کمک رسان به اسراییل نشسته است وآماده ی مبارزه است.خدا، دارد در نان وخرمایی میدمد که سربازان شلوار سه خطِ فلسطینی میخورند وتاب میاورند درمقابل دشمنان تادندان مسلحی که غذاولباسشان ازکشور مسلمان!! ترکیه تامین میشود.خدا، آرزوی شهادت درقلب رزمندگانش است ورعب دردل دشمنانش.خدا را درکوچه های بوی خون گرفته وبیمارستانهای بمباران شده ومدرسه هاوکلیساهای غزه میتوان دید که دارد دوستانش رایاری میکند تادشمنانش مزه ی خفت شکست رابچشند.خدا، هرشب برای کودکان یتیم غزه لالایی میخواند وآنها رابرای روزهای بهتر امید میدهد.مردم غزه رابامرگ آزمایش کردن خطا بود. این مردم مرگ درراه خدا راسعادت میدانند. این مردم صبر راآموخته اند وکم نمیاورند. اینهاتوان راخسته کردند.مرگ راکشته اند وخداراهنوز دارند. خدایا! چون تودیدی قابل تحمل شد.چون توبودی غزه به دست دشمن نیفتاد. چون تومیبینی زیباست این صبرهاواین زجرها...چه کسی فکرش رامیکرد مردم غزه اسراییل وآمریکارادرجنگی فرسایشی درغزه زمین گیر کنند واوراآنچنان عصبانی کنند که چون حیوانی درنده به جان زن وکودک وپیر وجوان بیفتد واذعان کند گناه مردم فلسطین این است که سرزمینشان رارها نکردند؟قطعا این روزها خدادرغزه است نه درعربستان!! ،  روزنامه «تایمز اسرائیل» نوشت: یک مسیر زمینی از سوی عربستان سعودی و برخی کشورهای مسلمان دیگر برای تامین کالاهای مورد نیاز رژیم صهیونیستی ایجاد شده است.  میبینید گویا خیلی وقت است خدادرعربستان نیست! خدا، درالتماس  «یارب یارب» کودک خون آلود فلسطینی است که برروی تخت سنگهای خانه های آوار شده اوراصدا میکند. تو مکن تهدیدم از کشتن که منتشنه‌ی زارم به خون خویشتنعاشقان را هر زمانی مردنیستمردن عشاق خود یک نوع نیستاو دو صد جان دارد از جان هدیوآن دوصد را می‌کند هر دم فداهر یکی جان را ستاند ده بهااز نبی خوان عشره امثالهاگر بریزد خون من آن دوست‌روپای‌کوبان جان برافشانم بروآزمودم مرگ من در زندگیستچون رهم زین زندگی پایندگیسترقص و جولان بر سر میدان کنند                             رقص اندر خون خود مردان کنندچون رهند از دست خود دستی زنند                         چون جهند از نقص خود رقصی کنند https://aparat.com/v/qw5Pb یاد شهدا وخصوصا شهید عزیزما، شهیدراه قدس  «حاج قاسم سلیمانی» گرامی باد.اجر این کلمات نثار روح شهداوشهید «حاج قاسم» عزیزمانو سلام بر شهید چمران که گفت:«خون خود را بر زمین میزنمتا شاید کسی به هوش بیایدتا مگر وجدانی بیدار شود ولی افسوس که منافع مادی و حب حیات همه را به زنجیر کشیده است»</description>
                <category>B Dehghani</category>
                <author>B Dehghani</author>
                <pubDate>Sun, 31 Dec 2023 17:31:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرانبایدازدردها بنالیم، بلکه باید به آنها ببالیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@b.dehghan56/%DA%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A8%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%85-q3tacafacu1e</link>
                <description>بامادرم همراه شدم. قرار شد تامسجد امام سجاد (ع) برسونمش و به خونه ی خودم برگردم. توکوچه ی مادرم، آقایی ازهمسایه هاشون با ماشین خارجی ولوکسش ازپارکینگ بیرون می آمد. چند باری اورادیده بودم. مردی به ظاهر مؤمن وآراسته وشیک پوش است. ماشینش چشمم رو گرفت. همینطور که توقف اجباری کرده بودم تابرود، به مادرم گفتم: «این همسایه تون بنظر خیلی پولدار میاد، چه ماشینی داره، چه کاره است؟» مادرم گفت : «وکیله، بهش میگند دکتر. حتما دکترا داره. انگار تو دانشگاه هم درس میده» یه نیم نگاهی به نمای ساختمان وداخل پارکینگ انداختم وخانه راهم وراندازی کردم وگفتم : «خونشون هم خیلی قشنگه.بنظر خیلی پولدار ومرفه هستند. زنش راندیدم هرگز. یاشاید نشناختم» مادرم گفت : «زنش خیلی زن خوبیه، هم بامحبت وبااخلاقه وهم مومن وهم خوشکل» داشتم باخودم فکر میکردم چه خانواده ی همه چیز داری! کم وکسری ندارند! که انگار مادرم ذهن من رو خونده باشه، گفت :تنها کم وکسری این خونه بچه است. گفتم : «بچه ندارند؟»  گفت : «فقط یه پسر دارند ولی معلولیت ذهنی داره، دیگه هم خدابهشون بچه نداده. این زن بیشتر وقت توخونه است ودرگیر پسر بیمارشون. شاید برای همین تابحال اونو ندیدی» تارسیدن به خانه توفکر رفتم..... این دنیا جای عجیبی هست! انگار هیچ کس توی دنیا راحتی ندارد. گوشه زندگی هرکسی گرفتاری هست. رنجی هست. ناآرامی هست. کسی که پول ورفاه وزن خوب دارد ومستعد تربیت دوجین بچه ی موفق وفهمیده است، خدابهش بچه نمیدهدیابچه بیمار میدهد... کسی که نان برای خوردن ندارد یامعتاد وبیمار وضعیف است، تند وتند بچه دار میشود... کسی که هوش واراده دارد، امکان درس خواندن ندارد... کسی که همت واراده ندارد، هوش وامکانات دارد.... کسی که خسیس هست، پولش از پارو بالا میرود.... کسی که دست ودلبازهست، پول ندارد که ببخشد... کسی که جذاب هست، وفا واخلاق نداره... کسی که بااخلاق وباکمالات هست، زیبایی ندارد... دانش آموز حسرت قبولی دررشته پزشکی دارد ودانشجوی پزشکی درفکر انصراف... آدم سالم که میتواند همه جا زیر پایش باشد، مدام کسل است ومیخواهد بخوابد وآدمی که پاندارد درحسرت بالا رفتن ازپله وکوه... آدم فقیر، حسرت دارد یه وعده غذای چرب وچیلی وخوشمزه بخورد وآدم پولدار غذاهای چرب وچیلی برایش سم است! یا نمیخوردیابعدازخوردنش بیمار میشود!... بیکار، خسته از بطالت وشاغل خسته ازکار... سیر حالش بداست ازشکم پُرو گرسنه، حالش بداست ازشکم خالی... یکی غصه اش این است بچه ندارد ودیگری غصه اش دقیقا همان بچه ای است که دارد. امروز ناراحت است که چراازدواج نمیکند وفردا خودش رالعن میکند که چراازدواج کرد.. یک چالش زندگیمان تمام میشود ودیگری بلافاصله شروع میشود. هرکسی به نوعی دررنج وسختی است. فقط نوع رنجها متفاوتند! اگر دقیق نگاه کنیم میبینیم هرجا یک مانعی هست که نگذارد انسانها ازدنیا لذت کامل ببرند. گویا قرار نیست کسی توی این دنیا آرامش مطلق داشته باشد. ماانسان رادررنج آفریدیمچرا؟ چراخداوند اقرار میکند مارادررنج آفریده؟ مگر خدا مهربان وخالق مانیست؟ چراکسی دردنیا آرامش را بطور کامل دریافت نمیکند؟ باید ببینیم هدف خداوند از خلقت دنیاچه چیزی بوده؟ واقعیت این است که دنیا محل سختی ها و بلاهاست (البته این بلاها، دارای هدف و معنا هستند، اگر بی هدف و معنا بودند، آزار دهنده می شدند) ما انتظارمان از زندگی، راحتی و آسایش است و چون به آن نمی رسیم، ناراحت می شویم.اساساً راحتی برای دنیا آفریده نشده و قطعاً طلب کردن آنچه وجود ندارد، مایه رنج و عذاب است.پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید: «هرکس چیزی را طلب کند که آفریده نشده است، خود را به زحمت انداخته و چیزی نصیب او نمی گردد.» از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سؤال شد: آن چیست که خلق نشده است؟ فرمود: «الراحة فی الدنیا» راحتی دردنیاماحس میکنیم به این دنیا آمدیم تالذت ببریم وبه آرامش برسیم درحالیکه گویا هدف خداازخلق دنیا وانسانها، رشد وکمال است ونه لذت وآرامش. ورشد درلذت وآرامش محقق نمیشود. اغلب، انسانها دررنج وتنش، رشد میکنند، چون انسانها درتنشها، دست وپا میزنند تاتغییری ایجاد کنند، حل مسئله می کنند، تا راه راهموارتر کنند. سختی آدم راسرسخت میکند! جان سی مکسول، در کتاب  «درجا زدن ممنوع» 15 قانون را مطرح می کند که راههای رشد فردی رامعرفی کند. دریکی ازقوانین مطرح شده دراین کتاب بنام قانون گروه لاستیکی، میگوید: «هنگامی که تنش بین جایی که هستید و جایی که می توانید باشید را از دست بدهید رشد شما متوقف می شود»اومعتقد است اگر میخواهی ببینی رشدت متوقف شده یاخیر، ببین راحتی یانه؟ اگر احساس راحتی داری بدان رشدت متوقف شده است!درواقع گویی دنیا درجهتی پیش میرود که عادتهای مارابرهم بزند تااحساس راحتی نکنیم چراکه راحتی وآرامش یعنی توقف رشد. این میشود که دنیابرای هیچ کس راحت نیست. اگر حادثه های ناخوشایند زندگی را بی معنا و بی حاصل بدانیم، قابل تحمل نخواهند بود. اما اگر سختی ها را معنادار دانسته و پوچ و بی فایده ندانیم، قابل تحمل خواهند بود. اگر حکمت رنج ها وبلاهای دنیا راندانیم وفلسفه ی خلق دنیا وانسان رانفهمیم برای برطرف کردن سختی ها تلاش نمیکنیم وشاکی میشویم، ناشکری میکنیم، انرژی ازدست میدهیم ورشد نمیکنیم. مولوی در این باره تمثیل خوبی می آورد و می گوید:فرد بیکاری برای رفع نیاز خود از شخصی تقاضای کمک کرد، او برای آن که بدون دلیل به او کمک نکند، گفت: سنگ های این طرف حیاط را به آن طرف منتقل کن. پس او سنگ ها را جابه جا کرد و مزدش را گرفت و رفت، روز بعد آمد، صاحب کار گفت همه سنگ ها را از آن طرف به جای اول منتقل کن. او هم منتقل کرد و مزد را گرفت و رفت، باز روز بعد همین طور... چند روز ادامه یافت. یک روز آن کارگر به شدت ناراحت، از جابه جا کردن بی حاصل و بی معنا لب به اعتراض گشود. گرچه همه روزه مزد می گرفت، ولی همین که دید کارش بی معنا و بی حاصل است ناراحت شد. گرچه صاحب کار می خواست بی دلیل مزد ندهد، ولی به این مهم توجه نکرد که بی فایده بودن کار نیز برای کارگر آزار دهنده است.بی معنا بودن، مهم ترین عامل فشار روانی است. باورش سخت است، اما قرار نیست به نقطه ای برسیم که از آنجا به بعد خلاص و آزاد شویم!پس واقع بین باشیم و از مسیرزندگی، ازبالا وپایینش، ازچالش هاوراحتی ها وحتی رنج هایش لذت ببریم و همواره برای چالش های جدید آماده باشیم. این جاست که می توان فهمید چرا دین، محور آموزه های خود را «لذت محوری» قرار نداده است. چون جز اندوه بیشتر، نتیجه ای ندارد. </description>
                <category>B Dehghani</category>
                <author>B Dehghani</author>
                <pubDate>Wed, 20 Dec 2023 15:20:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>واااای برمن! ?همگی بیایید به حال من بگریید!</title>
                <link>https://virgool.io/weeklyChallenge/%D9%88%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%85%D9%86-%D9%87%D9%85%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%86-%D8%A8%DA%AF%D8%B1%DB%8C%DB%8C%D8%AF-s5uaxg3c2nmq</link>
                <description>ازخداکه پنهان نیست ازشماچه پنهان من هرزمان ودرهرزمینه ای خطایی میکنم وگاهی اگر کاری را درست وحسابی انجام ندم یک دادگاهی تووجودم به پا میشه که رییس این دادگاه یه خودی ازمنه که خییییلی عاقلترازمنه!کلی تواین دادگاه باهام بحث میکنه. همه جا ودرحین هرکاری اون چکشش رامیزنه رومیز جلوش وشروع میکنه به تفهیم اتهام من.من دوستش دارم ولی گاهی حس میکنم اون منو دوست نداره!مدام میگه «واقعا که این چه حرفی بود گفتی؟»  «این چه کاری بود کردی؟»  «اصلا بهتو چه ارتباطی داشت؟» گاهی مهربونتر میشه ومیگه «عزیز دلم توباید اینجوری میگفتی! » یا «باید اینکار رامیکردی!»بعضی وقتهاهم خیلی ازم عصبانی میشه وچون ازخودم بی ادبتره (یاشاید چون باهام خیلی راحت وخودمونیه) میگه «یعنی خاک برسرت!».  «بمیری ازدستت راحت شم!» و.... اون وقتها، گریه ام میگیره واگر شرایطش باشه کلی گریه میکنم! ?خیلی قاضی ماهریه! کارشو خوب بلده! منو خوب به چهار میخ میکشه! طوری که بعضی اوقات، بعد ازاینکه چند روزی منو بادلایل محکمه پسندش محکوم میکنه منو وادار میکنه بگم  «حق باتوعه!» خیلی وقتها این حرفو باگریه میگم والتماسش میکنم منو ببخشه.واونم بعداز کلی التماس وقول وقسم ازطرف من، فقط میگه  «خیلی مواظب باش تکرار نشه!»قسمتهایی ازاین دادگاه راببینید+دادگاه رسمیه! -دوباره چی شده؟ یاخداااا! دیگه چه اتهامی به من وارده؟+اتهام شمااینه که یک سرمایه بزرگی رابهت داده بودند، قرار بودتجارت پرمنفعتی بکنی ولی هدرش دادی!-اشتباه شده من اصلا اهل تجارت وسرمایه گزاری واینها نیستم.+اشتباهی نشده! -میشه اتهامم رابیشتر تفهیم کنی؟یعنی کسی به من ارزدولتی داده بوده وقرار بوده داروی بیماران خاص راوارد کنم ومن بجاش  «سنگ پا»یا«چیپس» وارد کردم؟+ازاونم بدتر! خوشمزه بازی دراری پرتت میکنم جایی که عرب نی انداخت! جدی باش. دادگاه من، کلاس بی مزه ی درس تو نیست که توش مزه پرونی کنی! ?-بفرمایید. گوش میدم!+تو هرسال چندتا دانش آموز داری؟هرکدوم چند ساعت وقتشونو باتو میگذرونند وچشمشون به دهن توعه؟وظیفه تودرقبال اونها چیه؟-سالی حدود 200 تا دانش آموز وهرکدوم میانگین 4ساعت درهفته.به حسابی میشه حدود 800ساعت وقت آدمها درهفته!!!! (باورش یه کم سخت وسنگینه! ?) وظیفه ام اینه بهشون درس یاد بدم اونم خوب ومفهومی! تابتونند معدل خوبی بگیرند.+ همین!؟ بعد، این درس دادن تنها وظیفه شماست؟! - نه! من تو پرورششون هم دخیلم.باهاشون درمورد خیلی چیزا حرف میزنم.سعی میکنم درجهت ارتقای فکری واجتماعی ودینی واخلاقی شون هم خیلی کارها بکنم.+مثلا خیلیم به خودت افتخار میکنی؟-مگه چکار کردم؟ کارم خوب نبوده؟+نمیگم بد بوده ولی مثل همونی بوده که خودت گفتی. ارزدولتی دادن بهت که داروی بیمارای لاعلاج وارد کنی ولی تو سنگ پا وارد کردی!-همش سنگ پا بود؟ببین بعضی هاشون درمورد کلاس من بازخوردهای تحسین برانگیزی دارند. -ببین! ?آخی! چه خوب. خدایاشکرت?- ازاینا زیاد دارماااا. خودت که میدونی! یکی دیگه بفرستم؟ ?+لازم نکرده خودم همشونو دیدم!ببند نیش تو بی جنبه! ?باورت شده اینارا؟ -آره. چراکه نه! اون وقت تومیگی  «سنگ پا». همش سنگ پابود؟ +نه! همش سنگ پا نبود ولی باید همش دارو بود! درضمن دلتو به این حرفا خوش نکن.من که میگم،این پیامها راکپی میکنند وواسه همه معلماشون میفرستند.خوش بینانه نگاه کنیم میگیم چه عجب که همه کانتینرهات  «سنگ پا» نبوده! تازه وظیفه ات بوده! جز اینه؟ -چقدر موج منفی داری!نه منم نمیگم خوبم. میخوام بگم تو انجام وظیفم کوتاهی نکردم. بگو کجا باید کار میکردم که نکردم؟چکار کرده بودم ،الان اینجا متهم نبودم؟من، کم تومدرسه وتوخونه برای بچه ها وقت گذاشتم؟ کم، ازاستراحتم  براشون زدم؟+منو نمیتونی گول بزنی!توخیلی جاها میتونستی وباید وقت میگذاشتی. وظیفه ات بود. ارز رایگانش راگرفته بودی. خدابنده هاشو بهت سپرده بود باوقت باارزشترازطلاشون. میدونی توباید برای کی وقت میگذاشتی؟-نه! کی؟+برای «زهرا ب» اون وقت که به معاون گِله کردی درس نمیخونه وهمش توکلاست خوابه! ومعاون گفت : «دهقانی جون این پدرش معتاد بوده وبه جرم حمل مواد مخدر چند سالی زندان داره، با زن باباش زندگی میکنه ومیونه اش بازن باباهه خوب نیست. لباس کارش رامیگذاره توکیفش وازراه مدرسه میره تویه کارگاه کار میکنه.کلا تودرس انگیزه نداره. ولش کن! نمیخواد درس بخونه! »توچکار کردی؟-ناراحت شدم خیلی زیاد. چکار میتونستم بکنم؟ +بله ورفتی یه چایی سر کشیدی تاناراحتیات بره پایین?بنده خدا! چرابهش نزدیک نشدی؟ چرامشکلش روازخودش نپرسیدی؟ چرازنگ تفریح صداش نکردی تابرات حرف بزنه؟ شاید وقتی توباهاش حرف میزدی اون حالش لااقل خوب میشد.شاید میتونستی کمکش کنی وبهش امید بدی که این روزای سخت راراحتتر بگذرونه.شاید فقط با یه ارتباط تو حس میکرد کسی به فکرشه، تنها نیست.شاید اصلا برای درس خوندن میتونستی بهش انگیزه بدی! قبول کن بی تفاوت رد شدی ورهاش کردی!دیدی شیمی راهم مثل همه درسهاش نتونست پاس کنه. الان علاوه بر بقیه غصه هاش، غصه دیپلم ردّی راهم اضافه کن.- راست میگی. توچه خوبی! چرامن مثل تو نتونستم اینو بفهمم واون زمان تصمیم درستی بگیرم؟ من باید درمقابل این اطلاعات کاری میکردم! ????+دوباره که گریه میکنی!مثل بچه ها نزن زیر گریه!-??آخه ازدست خودم ناراحتم. میشه صحن دادگاه روترک کنم؟+نه! هنوز تموم نشده! -دیگه چی؟ دیگه کجا کم کاری کردم؟+اون جاکه به  «مریم ش» گفتی موقع درس دادن من، ساندویچ نخور. خوشم نمیاد توکلاس، موقع درس دادن من دهنت رادرحال گاز زدنِ ساندویچ ببینم.واون گفت من معده ام ناراحته ومدام باید یه چیزی بخورم. گفتی خوب برو بیرون بخور وبیا. اونم ازکلاس باناراحتی رفت بیرون. -اون دیگه حقش بود!این کارش توهین به معلم وبی حرمت کردن کلاسه!بچه که نیستند. 18سالشونه وبلد نیستند سرکلاس چطور بشینند وچطور رفتار کنند. مدام توکلاس داره میخوره. همه موقع شروع درس مداد وکتاب وجزوه درمیارن، این لقمه نون وپنیر! ?‍♀️تازه من خیلی مؤدبانه بهش گفتم ودیگه اینکارش پرتکرار شده بود. بعد هم که بی اجازه ازکلاس زد بیرون! دختره ی بی ادب! +بله حق باتوعه! کارش غلطه. ولی مگر نمیگی پرتکرار شده بود؟- بله. +چرا یه بارزنگ تفریح صداش نزدی آروم درگوشی کار غلطش رو بهش بگی؟ شاید چون جلو بقیه گفتی ناراحت شد! -همه خوردن اونو دیده بودند. چیز پنهانی نبود. کار غلطِ آشکاررا،باید آشکار تذکر داد! + خوب، جلسه بعدچی شد؟ -توکلاسم نیومد درحالیکه تومدرسه بود. +توچه کردی؟ -بهش گفتم چراتوکلاس نبودی؟ گفت دوست نداشتم بیام سرکلاس شیمی! +اونوقت توچه کار کردی؟ -رفتم دفتر وبه معاون گفتم ازکی دانش آموز هاتون هروقت دلشون میخواد میان توکلاس! +خب. همین جاش هم  غلط اندر غلط بود. توباید دلیل کار نادرستش رو به خودش  میگفتی وتوجیهش میکردی. -وقتی معاون خواستش، ندیدی بامهربونی سعی کردم توجیهش کنم. +دِ نه دیگه اون وقت  بی فایده بود. تونباید چغولی میکردی! آدم زنده وکیل وصی نمیخواد. اونم ازنوع زبون دراز وچرب زبونی مثل تو. مگه خودت ناتوان بودی که این مشکل روبرطرف کنی؟ -فکر نمیکردم اینجوری بشه! +خب دیدی که لج کرد ودیگه تاآخر سال توکلاست نیومد. بعد هم برای اینکه ثابت کنه معدش ناراحته (درحالیکه مادرش هم گفته بود مشکلی نداره) وهمیشه باید چیزی بخوره، حتی سرجلسه امتحان های آمادگیِ  نهایی که هماهنگ بود وتو ماه رمضان برگزار شد، روزه خواری کرده بود ولقمه خورده بود. شاید میشد اینجوری نشه! مگه نه؟! -آره. میشد اینجوری نشه! ?????+دوباره که گریه میکنی! -بنظرت چکار کنم؟ +هیچی گریه کن! توسرمایه هایی راتحویل گرفتی ولی ماموریتت رانصفه ونیمه انجام دادی! بنظرم گریه کردن حقته! -?????آره حقمه! +ازاینا زیاد دارمااااا!خودت که میدونی! یکی دیگه بگم؟ ?-?نه! میدونم! دیگه نگو! + اینا یکی دوتا مورد بودکه مثال زدم. توخیلی جاها باید لبخندی میزدی ونزدی! خیلی جاها باید بجای رفتن تودفتروحرف وشوخی با همکارات  بایدبابعضی دخترا رودر رو حرف میزدی ونزدی. باید راه حل میدادی! شاید گاهی بایه انگیزه دادن کوچیک، مسیر زندگی یکی رامیتونستی عوض کنی! شایداگر یکی راصدامیزدی وخصوصی باهاش حرف میزدی سرنوشتش تغییر میکرد!   «زینب ق» رایادته چند سال پیش که نمره اش «یک» شد، مدیر گفت اینو ولش کن. ولی صداش زدی وگفتی چرانمره هات اینقدر نزولیه! چرا «یک» ؟! بابغض قصه زندگیشو گفت که اززابل به خاطر مداوای مادرش اومدن اینجا وپدر هم نداره. توبهش گفتی  «بنظرت اگر نمره ها نهاییت کم بشه ومادرت نمره ها راببینه حالش چطور میشه؟ تنها کاری که میتونی واسه مادرت بکنی اینه که درس بخونی و...» وبعد بهش گفتی تو، هرجلسه باید بیای پاتخته واگر مشکل داشتی باید ازم بپرسی  ودیدی که چه خوب نتیجه داد. چه  نمره نهایی خوبی گرفت که مدیر باورش نمیشد! درحالیکه بعضی درسای راحتترش رو افتاده بود?میدونی چه امیدی تودل خودش ومادرش بود همون نمره شیمی؟ فقط بایه توجه و5دقیقه حرف زدن. همین! تو خیلی جاها یه لبخند، یه توجه، یه نگاه، یه حرف وتذکر درگوشی، یه کلمه ی  «ازت توقع نداشتم»، یه  «تومیتونی» به آدمای اطرافت بدهکاری!توهمینجوری سرمایه هایی که بهت دادن راازدست دادی!-میشه بس کنی؟ دیگه تحملشو ندارم، میشه گریه کنم؟ ?+نه بنظرم برو خوب فکر کن تاروزی که ازت درمورد تک تک این لحظه ها میپرسند گریه نکنی! حاسبوا قبل ان تحاسبوا - میدونی چیه! ازخداکه پنهون نیست ازتوهم پنهون نیست، زیاد فکر میکنم. دعا کن بتونم یه کم عمل کنم! وگرنه دفعه های بعد، دادگاهمون راباید تو تیمارستان برگزار کنیم! ?برام دعا کن باشه!!! </description>
                <category>B Dehghani</category>
                <author>B Dehghani</author>
                <pubDate>Fri, 06 Oct 2023 14:05:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«زن، زندگی، آزادی» دروغی که حتی خودشان هم باور نداشتند</title>
                <link>https://virgool.io/MyGunpen/%D8%B2%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%D8%AF-o8lfpzk1wzvp</link>
                <description>دراواخر تابستان 1401، پس ازمرگ ناگوار مهساامینی، این اتفاق ازجنبه های مختلف درایران وخارج ازکشور مورد توجه خاص رسانه ها قرار گرفت. پس ازآنکه پدر مهسا، درتماس با بی بی سی فارسی ادعا کرد دخترش سابقه ی هیچ بیماری نداشته وحتی برای سرماخوردگی ساده هم به بیمارستان نرفته است، احساسات بسیاری از خانواده ها وخصوصا جوانان درایران جریحه دار شد. رپرتاژ رسانه ای بیگانه برآتش این ماجرا افروخت وماجرا رابسط داد. عده ای هم با ادعای ضرب وشتم مهسا توسط پلیس سعی در ملتهب کردن جو جامعه کردند. رسانه هایی که گردانندگانش دشمنان نظام، بطور سازمان یافته ویا اشخاصی بودند که بانظام، کدورت داشتند. تعدادی ازسلبریتی های داخل مثل علی کریمی (که خودراسریعا به خارج ازکشور رساندند) وتعدادی ازسلبریتی های خارج نشین، گروهک منافقین، گروهک کومله ودموکرات، سلطنت طلبان، اسماعیلیون وشبکه های بی بی سی واینتر نشنال و... که توسط دشمنان جمهوری اسلامی ایران تغدیه میشدند؛ کار رسانه ای آنچنان سریع وگسترده انجام شد که هشتک مهسا امینی رکورد تاریخ هشتک توییتر راشکست. درکمتر ازیک ماه بیش از 275میلیون بار (به فارسی وانگلیسی) این نام درتوییتر ثبت شد. این نام نه تنها درتوییتر، دراینستاگرام هم میلیونها بار مورد استفاده شد. در تیک تاک نیز ویدئوهای ارسال شده بااین هشتک بیش از 920 میلیون بار دیده شدند. پزشکی قانونی کشور، کمیسیونی متشکل از 20 پزشک متخصص رامسئول بررسی این ماجراکردوجلسه ای باحضور پدر مهسا ووکیل او تشکیل داد. پدر مهسا درابتدای جلسه ادعا کرد به هیچ عنوان، نظریه پزشک قانونی راقبول ندارد. حتی قاضی به پدر مهسا ووکیل او گفته بودند، درکمیسیون میتوانند مشاوران ومتخصصانی باخود بیاورند اما آنها متخصصی باخود نیاورده بودند. پدر مهسا پس از اینکه پرونده جراحی مغزی دخترش درکودکی مطرح شد، بالاخره اعلام کرد کیستی درسرش بوده که جراحی شده ولی وکیل ایشان جراحی مغز وکیست راصرفا برداشتن خال ازروی پیشانی ادعا کرد وسپس درهمین جلسه اعلام کرد مهسا فقط قرص تیرویید مصرف کرده. اما پدرش میگوید، ایشان بطور مستمر هیدروکورتیزون ولووتیروکسین میخورده وهرسال هم آزمایش ومعایناتش انجام میشده. اسپری دسموپریسین هم گاهی مصرف میکرده وآخرین نسخه ایشان 20 شهریور همان سال تمدید شده بوده است. (وبه این ترتیب اولین دروغ توسط خودامجد امینی برملا شد) پزشکان پس از بررسی جسد مهسا شواهدی از ضربه ایجاد شده یاکبودی روی صورت درجمجمه وسر مرحومه نیافتند وتنها اثر جراحی روی ی سر، که مربوط به جراحی دوران کودکی اش بوده، دیده شد. ولی پزشک متخصصی بنام  «رضا بهروز» ادعا کرد درتصاویر مربوط به مغز مهسا آثاری ازضربه به جمجمه وجود دارد. حالا بعد از یکسال ادعا کرده که دروغ گفته تا به خیزش ملی!! لطمه ای وارد نشود ???پس سوگند پزشکی شما چه میشود آقای دکتر!! دکتر سید علی موسوی کارشناس وپژوهشگررسانه، درالتهابات پاییزی1401 درتوییتی نوشت: «باخشم میتوان برپاخواست اما نمیتوان ایستاد. برای همین به دروغ پردازی متوسل شدند» بااستفاده ازرسانه، دست به عملیاتی زدند که کلکسیونی ازدروغ،شبهه،شایعه،فریب،کشته سازی، جعل، فضا سازی وحاشیه سازی بود وبااین ها جوانان مارابه خیابانها کشیدند واز جوانان احساسی ما ، قاتلان خیابانی ساختند? دراین بینعده ای که خودرا ملی گرا نامیدند، کم کم باتجزیه طلبان هم کلام شدند وبرسر تقسیم ایران معامله کردند. عده ای که خودرامردمی نامیدند، ازبیگانگان خواهان تحریم های بیشتر مردم ایران وتحریم ورزش ایران شدند. عده ای که خود راازمردم ودر کنار مردم نامیدند، برسرگرفتن پروژه های علیه وطن باهم بحث ودعوا کردند وازهم سبقت گرفتند وبه جان هم افتادندو یکی یکی پشت هم راخالی کردند. عده ای که شعار دفاع اززن وشعر برای مادرم، خواهرم، خواهرامون رازمزمه کردند، خواهر خودشان را باچکهای پاس نشده ی خودشون در زندانها تنها گذاشتند. عده ای که به جوانان کشور گفتند به میان میدان بیایید وبرای این انقلاب!! هزینه کنید، خودشان هیچ هزینه ای ازخودشان نکردند وفقط ازآبهای گل آلود دلار صید کردند. اغلب کسانی که دراین جنبش شرکت کردند وهزینه دادند، جوانان ونوجوانان مابودند. چرامااینها رازودتر نفهمیدیم؟ چراما اینها رازودتر نشناساندیم؟ چرادختران وپسران مابازبچه ی این دروغگوهای ترسو وفرصت طلب شدند؟ شاید یکی از دلایل آن، این بود که مابه بچه هامان درس دشمن شناسی نداده بودیم. جای این درس در مدارس ماخالی است. جوان امروز چقدر باکومله آشناست؟ چقدر گروهک منافقین وسابقه اش رامیداند؟ آیا میداند گروهک کومله کردستان اززمان رضا شاه پهلوی تشکیل شده ودست به تفنگ برده وجلوی رژیم پهلوی قد علم کرده تا کردستان راازایران جدا کند؟ باجنایات آنها آشناست؟ جوان امروز ماچقدر  «سمیه ی کردستان» (شهیده ناهید فاتحی) رامیشناسد؟ دوست دارم زمانی درمورد این شهیده که دختری سنی واهل کردستان بود مطلبی بنویسم وبگویم چطور این دختر 18ساله زیر دست کومله سفاک کشته شد وبه چه جرمی! چطور میشود کومله، خونخواه دختری کرد باشد حال آنکه اوقاتل بسیاری از زنان ومردان وکودکان کردستان وایران است؟ اگر جوان ما میدانست جنایات منافقین وقتل 17هزار شهید بی گناه درایران ازسر جاه طلبی بوده آیا این بار قربانی جاه طلبی آنها میشد؟آیا باآنها همنوا میشد؟ آیا بازهم به دستور آنها به خیابان میآمدند واموال عمومی راآتش میزدند؟ اما دراین بین عده ای به نشان اعتراض به خیابانها ریختند واموال عمومی راتخریب کردند. ?عده ای حجاب ازسر برداشتند. ?عده ای در حرم شاه چراغ به دست داعش کشته شدند، آنهم دوبار طی یکسال! ?جوان کارگری درکف خیابان، روی آسفالتها آنقدر کتک خورد که جان داد?گلوی مأمور نیروی انتظامی دروسط خیابان بریده شد?دردانشگاه صحنه هایی دیدیم ومطالباتی شنیدیم که باورش برامون سخت ودرد ناک بود. چراباید دانشجوی شریف!! دانشگاه شریف نگرانی ومطالبه اش سلف مختلط باشد؟! ?چرامرگ مجید رضا رهنورد به اندازه ی مرگ دانیال رضا زاده وحسین زینال زاده درد ناک ورنج آور بود؟ ?چراماباید داغ الداغی میدیدیم؟ ?چرا باید آرمان آنقدر ضرب وجرح میشد که مادرش، صورتش راتشخیص ندهد؟ ?چراباید عده ای ازجوانان ما، بجای نشستن درکنار خانواده، پای چوبه دار، آخرین وصیتشان این بود که  «به مادر نگو»! ?اینها همه قربانیان مابودند. قربانیان جسمی وروحی ما??واما حالا پس ازگذشت یکسال ازازاین جریانات باید کمی درمورد آن اندیشید. این جریان وجنبش چه آفت ها وچه دستاورد هایی به همراه داشت؟ دستاوردهای این اتفاقات:?عده ای ازخانمهای مانتویی وبعضا شل حجاب، سریعا خط خود راازاین افراد جداکردند. آنها برخلاف خواسته ی این جنبش، حجابهای بهتری انتخاب کردند. عده ای چادرهایی راکه چندین سال کنارگذاشته بودند، دوباره سرکردندویاحتی برای اولین بار چادری شدند. برای بسیاری ازآنها این سوال شد که چراباید برای برداشتن این حجاب، همه ی دنیا برعلیه ماجنگ نرم وشناختی ورسانه ای کنند. چراباید اسراییل وآمریکا میلیون ها دلار خرج یک لچک زن ایرانی کنند؟ آنها فهمیدند حفظ حجابشان ارزشمندترازآنی بود که فکر میکردند. ?دست لیدرها وسران این فتنه ها، برای اهل فهم، رو شد. متوجه شدند که این کِرم، که به جان ایران ونظام جمهوری اسلامی افتاده هرگز پروانه نخواهد شد. نه انسان لایق وتوانمندی توانست رهبری این جریانات رابه عهده بگیرد ونه حتی لیدرها به نفع هم کنار کشیدندتالااقل این حرکت فقط یک رهبر داشته باشدکه  «دریک اقلیم چند پادشاه نگنجد!» روحیه ی دلال صفتانه ی این لیدرها باعث شد عده ای شان برعلیه عده دیگر دست به افشاگری بزنند واین باعث دلسرد شدن پیروانشان شد. ویدئوهای فراوانی از آنطرف مرزها دیده شد که در گردهمایی هاشون برای حمایت از جنبش مذکور، به جان هم افتادند وپای پلیس به میانشان باز شد! ?‍♀️?دربین مسئولین نظام هم پرده ی نفاق ازچهره ی خیلی ها افتاد وغبار ها فرونشست تابسیاری ازآنهایی که همه ی عمرشان سرسفره ی این انقلاب فربه شده بودند وحالا آروغ های ازسرسیری شان رابرای انقلاب جنسی  «ز ز آ» میزدند، بهتر شناخته شوند. شاید بشود گفت این ازبزرگترین دستاوردهای این جنبش برای انقلابیون جمهوری اسلامی ایران است. به شرط آنکه استفاده کنند. رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : لا تَكرَهُوا الفِتنَةَ في آخِرِ الزمانِ ؛ فإنّها تُبِيرُ المُنافِقينَ .پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در آخر الزمان فتنه را ناخوش نداشته باشيد؛ زيرا آن فتنه ها منافقان را نابود مى سازد.?متولیان فرهنگی و آموزشی کشور ان شاء الله به فکر فرورفته اند که چقدر درکار فرهنگی وآموزش های دینی واخلاقی کم کاری داشته اندوخداکند هرچه سریعتر دست به جبران بزنند. مطلبی که سالیانی است که رهبر فرزانه ماهشدار آن راداده بودند وبه قول خودشان ازفکر آن شبها خواب نداشتند. امید که این متولیان فرهنگی بالاخره ازخواب بیدار شده باشند. (ماهی راهروقت ازآب بگیریم تازه است) گاهی اوقات مشکلات فرهنگی موجب شده که من شب خوابم نبردهفرهنگ وصف آرایی فرهنگی درمقابل دشمن آن چیزی است که بنده هم اگر درراه آن کشته شدم، احساس میکنم درراه خدا کشته شده امواما آفت باقیمانده ازاین جنبش بعدازیکسال:تنها آفت این حرکت وجنبش، برداشتن پوشش توسط عده ای ازدختران وزنان وعادی سازی بی حجابی درجامعه بود. البته کسانی که روسریها رابرداشتند، قبلا هم اغلبشان پوشش هایشان درحد پوشاندن کلیپسهاشان بودوحالا کلیپس هاشون بدون پوشش شده است!! درواقع  این اتفاق شوم، سالیانی است که به مرور زمان انجام شده بود وبا استمرار کار دشمنان وبرخواب رفتن مسئولان فرهنگی وباایجاد التهابی، شکل عمومی گرفت...عده ای ازانقلابیون وخانواده هایی که درشکل گیری این نظام نقش داشته اند، ازجمله خانواده شهدا وایثارگران نگران این مسئله ی حجاب هستندوحس میکنند اگر تنها همین یک مورد درکشور عادی شود وچشمان همه مابه بی حجابی عادت کند، خودش شکسته شدن سدّی است که میتواند بعدازخودش سیلهای ویرانگری چون سست شدن بنیان خانواده، ترویج بی حیایی وبی عفتی، ترویج وبکار گیری فرهنگها وسبکهای غربی اعم از همجنس بازی، سگ وگربه بازی، رواج وعادی شدن ازدواجهای جورواجور وخارج ازقانون وعرف اسلامی درکشوربه شکل قارچ گونه ای اتفاق بیفتد.   https://virgool.io/d/o8lfpzk1wzvp/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D8%A7%DB%8C%D9%86%DA%A9%D9%87%DA%86%D9%86%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%B2%D9%85%D8%B2%D9%85%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%B1%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%A7%D8%B2%D8%B2%D9%85%D8%B2%D9%85%D9%87%D9%87%D9%85%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87!%D8%A2%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%88%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%AF%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%A7Paste%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF  https://aparat.com/v/magEn شاید بتوان پیش بینی کرد که اگر مسئولان فرهنگی ورده بالای نظام، برای دغدغه ی مردم انقلابی که برای این انقلاب جان ومال داده اندوبر سر مسئله حجاب غیرت دارند، بی تفاوت باشند وکاری نکنند، دراین بین مهمترین اتفاقی که میفتد بی مهری به نظام ازطرف انقلابیون باشدکه این خود ممکن است باعث تزلزل پایه های نظامی باشد که امام خمینی درسال 57گذاشتند.هرچند روشنفکران وغربگراها، انقلاب اسلامی رانقطه شروع مسئله شدن حجاب میدانند اما حمله به حجاب بیش از 170 سال سابقه دارد. به اندازه ی عمر استکبار. حالا باید دید متصدیان فرهنگی ومسئولان کشور درمقابل این نبرد 170 ساله چه میکنند؟! آیا آنها درکنار آرمانهای انقلاب وامام ورهبر کشور، که این مسئله راازابتدا شفاف کردند (واجب شرعی وسیاسی) وجوانانی که برای نگه داشتن پرچم انقلاب وحجاب بانوان غیرتمندانه خون دادند، میمانند یامغلوب رسانه واستعمار وروشنفکران شده وبه عادی سازی بی حجابی درکشور خواهند پرداخت! اما من معتقدم مسئولان ما میتوانند دراین عرصه هم پیروز شوند ان شاء الله. همانطور که بعدازگذشت یکسال ازاین ماجرا توانستند پرقدرت درروابط خارجی عمل کنند ومدعیان براندازان نظام رابه اذعان این موضوع واداشتند.   https://aparat.com/v/d2O7l ان شاء الله مانزدیک قله ایم. خستگی ممنوع</description>
                <category>B Dehghani</category>
                <author>B Dehghani</author>
                <pubDate>Thu, 28 Sep 2023 23:49:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به یاد بچه های جعفرآباد</title>
                <link>https://virgool.io/@b.dehghan56/%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF-rmi8w7isdynm</link>
                <description>سلام دوستانخوبید؟ چند روز پیش همراه خانواده، برای رفتن به سفری دوروزه وارد جاده جعفریه (جعفرآباد) شدیم. چند سالی بود که ازاین جاده عبور نکرده بودم. وقتی اوایل مهر باشد ومن توجاده جعفریه باشم، قطعا خاطرات سالهای کارم دراین روستا که حالا شهر شده، پرده به پرده ازجلوی چشمانم رد میشود. اولین چیزی که به همسرم وبچه هام گفتم این بود : «بچه های جعفرآباد، بامعرفت ترین وپرتلاش ترین ومهربونترین بچه هایی بودند که داشتم» ?به یادم اومد دردفتر خاطراتم، کمی از آن روزها رانوشته ام. تصمیم گرفتم بعدازبرگشت ازسفر دوباره دفتر خاطراتم رامرور کنم وامروز میخواهم قسمتی از اون خاطرات رااینجا هم بیارم، به یاد بچه های خوب جعفر آباد «صبح ها که باید به جعفر آباد بروی، باید زودترازهمه ازخواب ناز بلند شوی، درحالی که همه باکِیف تمام، ازاین دنده به آن دنده میشوندوازلذت خواب خوش، لبخند میزنند و حرص تورادرمیاورند که چراتوجای آنها نیستی وتو بی توجه به همه چیز باید باعجله یک لقمه نان وپنیر وحسرت بلمبانی وظرف غذای ظهر راهم برداری وهول هول زنان خودرابه خیابان برسانی که مباداازسرویس فرهنگیان جعفر آباد جا بمانی که اگر یک لحظه دیر کنی ممکن است سرکوچه نرسیده عبور مینی بوس راجلو چشمت ببینی وهیچ کار نتوانی بکنی چرا که تو یک آقا نیستی که با سوت زدن، جاماندنت رابه راننده سرویس اطلاع بدهی. من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود?زمانهایی که سرویس میرسد باشور وشعف وارد سرویس میشوی ولی گاهی باصحنه هولناکی روبرو میشوی که میبینی باید روی چارپایه وسط مینی بوس بنشینی وجا نداری درحالیکه چند صندلی خالی است!!! اون صندلیها راچند نفر از معلمهای ابتدایی همیشه رزرو دارند (به شیوه بچه های ابتدایی که کسی نباید جاشون بنشینه) ?‍♀️جاها خالی است ولی حتی فکر کردن به اینکه درآن صندلیها بنشینی گناهی نابخشودنی است وفقط به فکر یک تازه وارد میرسد یاکسی که موقع آمدن پای سرویس سرش به جایی  خورده باشد وقوانین سرویس رافراموش کرده باشد. واقعااا که درس خواندن وحتی درس دادن باعث فهم ومرام ومعرفت درانسان نمیشود!! اغلب صبح ها همه ساکتند وخواب آلود ولی اگر ظهر ویاغروب، توسرویس باشید درطول مسیر چند میزگرد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی تشکیل میشود وقیل وقال عظیمی درسرویس به پا میشود خصوصا اگر خانم زمانی وخانم علیزاده هم باشندوخصوصا اگر آقایان نباشند وبیچاره کسی که آن روز خسته است وقصد کرده داخل سرویس استراحت کند. اما ازراننده محترم سرویس آقای  «آزاد» بگویم که او مردی است بلند قامت ولاغر باموهای فردار. ازظاهرش احساس میکنی باید کمی ازاو بترسی اما درپشت ستاره ی حلبش قلبی ازطلادارد. مردی دقیق که میتوانی ساعتت رابا آمدن سرویسش تنظیم کنی وهوشیار. البته بسیار باسرعت میرود وگاها سبقتهای غیر مجاز میگیرد ولی خداپدرش رابیامرزد که حین سبقت گرفتن بیداراست ومثل آقای  «م» راننده قبلی درحین سبقت گرفتن خواب نمیبیند. آقای  آزاد بسیار بافرهنگ تراز بعضی ازاین فرهنگیان است وعلاقه زیادی به کارش ومینی بوس بنز نارنجی رنگش  دارد وبه فرمانش مینازد وعاشق ترانه های علیرضا افتخاری است وغروبها همیشه مارامهمان این آهنگهایش میکند. تنها ایراداو این است که گاهی خاطرات تکراری تعریف میکند وتوبرای پنجمین بار داری خاطره ای رااززبانش میشنوی وچه موبه موهم میگوید عین دفعه قبل! ??درفصل گرم سرت درمینی بوس داغ میکند ودرفصل سرد پایت یخ میزند.بیابان هم که تمامی ندارد  وهرچه نگاه میکنی هنوز 25 کیلومتر مانده تاجعفرآباد!!گاهی دلواپس میشوی که انگار گم شدیم که ناگهان دربین تبلیغات روی دیوار چشمت به تبلیغ  «جلوبندی ممد بتول» میخورد وبارقه ی امیدی دردلت روشن میشود که داریم میرسیم?نمیدانم فامیلی این ممد آقا، بتول است یا نام مادرش اما هرچه هست خدا امواتش رابیامرزدکه تبلیغ جلوبندیش باعث زیادتی امید درقلب ناامیدان خسته میشود. چقدر یک هفته درمیان غروبها موقع برگشت رادوست ندارم. ازاین روزها متنفرم. دلم میخواهد اصلا برنگردم وکنار خیابان مدرسه روی یک تکه کارتن، کارتن خوابی راتجربه کنم??‍♀️آن زمان که من ومریم جان، ازدبیرستان وارد سرویس میشویم وفقط یک صندلی تک نفره خالی است ویک نفر هم ته مینی بوس کنار سه تاازآقایون ?ومریم که میگوید شوهرم گفته راضی نیست بغل مردها بنشینم وفورا روی صندلی تک نفره مینشیند وچه زود هم خوابش میبرد ومن بیچاره که مجبورم کنار آقای..... بنشینم ومدام احساس کنم ایشان مثل برادر من است. البته آقای... لطف میکنند وکیف چرمی بزرگشون رابین من وخودشون میگذرندولی من بیشترازهمه چیز قلبم میگیرد از معلمهای خانم ابتدایی وراهنمایی که قلبشون ته مینی بوس میگیرد ویااونهایی که جای مشخص دارند ومن رادرک نمیکنند تاجایشان رابه این آقایون بدهند وخودشان کنار من بنشینند.یکبار خواستم وسط روی چارپایه بنشینم که دیدم به آقایون برخورد وخواستند بلند شوند وروی چارپایه بنشینندو میدانم همه خسته اند وپا وکمرهاشان ازایستادن پای تخته ناتوانتر ازآن است که بخواهندبامیل  اینچنین فداکاری بکنند پس...... واقعااا که درس خواندن وحتی درس دادن باعث فهم ومرام ومعرفت درانسان نمیشود!!  منظورم به اون خانمهای سرمینی بوس است که خودخواهانه من رو دراین حالت رها میکنند. بعضی روزها موقع برگشت بچه های همکارهای خانم که همراه مادر، ازسراجبار به مدرسه آمده اند وحالا خیلی خسته اند گریه میکنند.آن روزها دلم برای همه مان میسوزد. مادر، کودک ویک مشت معلم که سرشان پرازقیل وقال شده وحالا گریه هم به آن اضافه میشود ومن هم مثل آن مادر نگران میشوم که نکند چند آدم بی ملاحظه غرغر کنند،که آنوقت علاوه برصدای قیل وقال وگریه باید صدای غرغر راهم تحمل کنیم وشاید بتوانیم آن کودک نابالغ راساکت کنیم ولی قطعا تاخود مقصد نمیتوانیم آن همکاران بالغ!! راساکت کنیم?وگاهی ازشانس من این اتفاق دقیقا باید روزهایی بیفتد که من دوشیفت درمدرسه بوده ام وهم شیمی وهم فیزیک درس داده ام وتنم خسته ترازمغزم ومغزم خسته ترازتنم است. حرکات مینی بوس درجاده ای ناهموار تنم راکوبیده میکند. کلا به روستا رفتن ودرروستا درس دادن کارسختی است. سختیهای ریز ودرشتی دارد. سختیهای جورواجور.... اما همه سختیهاراوقتی به جان میخری که احساس میکنی کسانی هستند که قدر زحماتت رابدانند. درجعفرآباد همه قدردانند. زمین وزمان، جاندار وبی جان وحتی مگس ها که به محض ورودت به کوچه مدرسه همه باهم به یکباره برپا میدهند وباآنچنان ذوق وشوقی به سرو صورتت میپرند که کم مانده وارد چشم ودهانت شوند. چراتوتهای این درخت بزرگ اینطور حیف ومیل میشود؟! اما بچه های جعفرآباد ارزشش رادارند که توبرای دیدنشان وخدمت به آنها بیش ازاین سختی به جان بخری. من دربین اینها غرق درخوشبختی ام. پرتلاشند وآنچنان عاشق یادگیری که درکنار کاردرخانه وکشاورزی ودامپروری درکنار خانواده همیشه درحد توانشان، آماده به کلاس می آیند. همیشه ازمن سوالات چالشی طلب میکنند. آنقدر قدردانند که برای یادگرفتن هرسوال ومسئله ای باکلی ذوق ازتونهایت قدردانی رامیکنند. آنقدر صمیمی اند که ساندویچ نان وپنیرشان رابرایت نصف میکنند وتعارفاتشان، تعارف شاه عبدالعظیمی نیست، باییید بخوری. آنقدر شادند که من بعداز دوسال فهمیدم پروین دختر 17ساله ی کلاسم چندین سال است که مادرش راازدست داده وبرای سه تاخواهر وبرادرش آنقدرخوب مادری میکندکه پدرش دیگر مادری به آن خانه نیاورده. آنقدر باهوشند که گاهی تستها رابدون نیاز به نوشتن روی برگه ذهنی حل میکنند. آنقدر باوفاهستند که بعداز7، 8سال هنوز ول کن ات نمیشوند وفصل طالبی که میشود زنگ میزنند که طالبی هامون رسیده، خانم دهقانی لااقل بخاطر طالبی هامون بیا. آنقدر باآدم راحتند که توراشریک غم وشادیهاشون میدانند وازبیماری سرطان مادر تا دوقلوزایی خواهرهاشون برات تعریف دارند. درمرام ومعرفت بچه های جعفر آباد همین  کافیست که بدانید یکبار بعدازاتمام کلاس وشروع زنگ تفریح چندتاازبچه ها دورمیز من جمع شدند وسوال پرسیدند ومن هم تقریبا تمام زنگ تفریح مشغول آنها بودم وقتی خواستم درآخرین لحظات زنگ تفریح ازکلاس بیرون بروم دیدم همه توی کلاس ایستاده اند وخوراکیهاشون راهمونجا دارند میخورند وراهرویی بین خودشون برای خروج من باز کردند. گفتم چرابیرون نرفتید؟ یاشاید برگشتید؟ گفتند نه خانم نرفتیم. چرا؟ آخه مدیر گفته شمانباید قبل ازمعلم ازکلاس بیرون بروید. ماهنوز منتظر خروج شماییم. ومن غرق خجالت وتعجب وعشق توأمان??من خراب مرام شما شدم بچه های جعفر آبادفهم ومرام ومعرفت درذات آدم هاستوآنقدر مرام ومعرفت بچه های جعفر آباد بی اندازه بودندکه مرابعد از17سال مجبور کردند برایشان بنویسم. </description>
                <category>B Dehghani</category>
                <author>B Dehghani</author>
                <pubDate>Thu, 21 Sep 2023 16:54:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش 24؛کلمات شیرین کودکانه</title>
                <link>https://virgool.io/weeklyChallenge/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-24%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%87-u3cyrgtho72c-u3cyrgtho72c</link>
                <description>به نام خدای دوست داشتنی?این بار میخوام ازبچه ها بنویسم?این فرشته های گوگولی که خدا به ما می‌سپره تازحمت بزرگ کردن وتربیتشون را عهده بگیریم.به شخصه حس میکنم این بزرگترین وپرافتخار ترین مأموریتی هست که میتونی توزندگیت داشته باشی.مأموریتی که ازطرف شخصی بسیار بزرگ به آدم محول شده.تازه وقتی به بزرگی واهمیت این مأموریت پی میبری که یادت میاد خداچقدر بنده هاش رادوست داره. چند تایی ازهمونهایی راکه خیلی دوست داره وبانهایت عشق خلق کرده رادرنهایت اعتماد به تو می سپره ومیگه:ای مادر، این بنده ام دست شما امانت، مراقبش باش، از شیره ی وجودت پرورشش بده، بهش مهربونی کن، بزرگش کن، کمکش کن تاخلیفه ی من روی زمین بشه.ای پدر، این بنده ام تقدیم به شما. دست شماامانته،مراقبش باش، پشتوانه اش باش،روزی اون راازدست توبهش می رسونم. امانتدار خوبی باش. این آدم قراره خلیفه من روی زمین باشه.صبورانه کمکش کن.وقتی بااین دید به بچه هامون نگاه میکنیم، چقدر ازداشتنشون به خودمون افتخار میکنیم. چقدر بیشتر تلاش میکنیم تا بتونیم مأموریت بزرگمون رابه بهترین شکل ممکن انجام بدیم.این مأموریت پرافتخاره اما خیلی سختی هاداره. نگرانی داره. استرس داره. چالش داره. امــــــا شیرینی هم داره.شیرینی های بچه ها خیلی زیاده ولی من به چند تاییش که ازنظر خودم خیلی خوبند اشاره ای میکنم.1- بوی خوب نوزاد:اگر ازمن بپرسند معصومیت چه بویی داره، میگم بوی نوزادحلما لحظاتی بعداز تولد2- دست وپای بچه ها اززیبایی های بسیار بزرگ دنیاستمگه داریم ازاین قشنگتر؟! ??3-هنرنمایی های بچه هاوقتی دختر چهارساله ات تورابامانتوو کیف وکتاب میکشه که ازمدرسه برگشتی، اونم اونقدر خندان که تادندان آسیای تو رامیکشه باید چقدر ذوق کنی!؟یاوقتی پسر 5ساله ات به این قشنگی یه صحنه تصادف رانقاشی میکنه اونم بدون کپی برداریچندتاازنقاشیهای کودکی بچه هام:پلیس شجاعی که دزد گنجها رادرشب دنبال میکند. صورت بدجنس دزد راخارج ازکادرصورت خیلی خلاقانه کشیده?اولین نقاشی حلما در3سالگی?4- حرف زدن بچه ها:این خداییش ازهمه بامزه تره. اونقدر حرف زدنهای غلط وغولوط بچه ها شیرینه که گاهی درجمع فامیلی به مفرح ترین سرگرمیها تبدیل میشه وبه اندازه ی یک استنداپ کمدی حرفه ای ازهمه خنده میگیره. اونقدر جذاب وشیرین که گاهی وقتی ادا کردن درست کلمه ای رایاد میگیرند خودخواهانه ودرنهایت بدجنسی تودلت میگی کاش هنوز غلط ادا میکرد. من توی یک سررسید قدیمی که کلی هم کهنه شده تعدادی ازشیرین کاریهای بچه ها اعم از نقاشیهای قشنگشون یا دستخط های اولیه شون راچسبوندم. انتهای این سررسید کهنه توصفحاتی بعضی ازکلمات شیرین ازبچه هام رایادداشت کرده ام. گاهی خوندن اونها هم برای خودم وهم برای بچه ها وهمسرم به یک سرگرمی جذابی تبدیل میشه که باهرکلمه اش یک خاطره پیش کشیده میشه. مثلا وقتی باکلی ذوق به خانواده خودم وهمسرم میگم هانی یاد گرفته صلوات بفرسته وپسرم باافتخار میگه «اللهم دادی دی دی مُمَمّد دادی دی دی مُمَمّد» (اللهم صل علی محمد و آل محمد)?یاوقتی پسرم موقع خداحافظی ازداییش دست راستش رابه نشانه لوتی گری وارادت بالا میبره ومیگه «دایی چاتِلِتیم بده بالا» (دایی چاکرتیم به مولا)یاوقتی با کلی ذوق به جاری کوچکم میگم هانی یاد گرفته بگه زن عمو الهام واون باخوشحالی به زن عموش میگه «سَبَدو لیلام» وهمه ازخنده میترکند?? پس چرامن فکر کرده بودم اون خیلی خوب زن عموش راصدا میزنه؟!اما دخترم شیرین زبونی اش خیلی بیشتر بود. صفحه ای پروپیمون ازکلمات شیرینش درسررسیدم به یادگار موندهشلوار?:باجالدمپایی?:دابدی جیتلویزیون?:بیلی جولاونوَری⬅️:اون بَبیلبادوم?:گادوممریم:بَیَممنصوره :بَجوجهمهدی:بَندیتولد : بَلَدّولتسلیمم:تسمیلمباباجون:بابا جولاومدم :بولَدَمخوشکل: اوجّلدماغ ?: آلاپخوشمزه?: اوجَجهواقعا خسته نباشید این قدربادقت ورعایت اعراب سعی کردید کلمات کوچولوییِ دختر منو بخونید ?چندروز پیش که به خونه خواهر کوچکترم رفتم، اتاق دخترش خیلی به هم ریخته بود. وقتی سرک کشیدم تواتاقش بااون زبون شیرینش گفت : «خاله اتاقم بُمبیده!! ?گاهی هم به طاخر من یه کارایی میکنه. به طاخر من نقاشی میکشه یابه طاخر من به مامانش کمک میکنه.چقدر توبامزه ای آوا جونم❤️روز عید غدیر هم ازبیان شغل آینده ی نهال نوه ی خواهر بزرگم کلی خندیدیم. نهال که سه سال ونیمش هست، برای اولین بار محیط آزمایشگاه رادیده ووقتی برگشته خونه به مادربزرگش گفته: «مامان جون، من فهمیدم بزرگ بشم چه کاره بشم، من میخوام دکتر جیشهای لیوانی بشم!! ?????وای خدای من! من فدای تو خانم دکتر ?بنظرتون چرابچه هااینقدر شیرین وبامزه اند؟ من میگم این شیرین کاریای بچه ها مثل یه فنجون چای خوش عطر وطعمه که خدا کنار زحمتهای پدر ومادرها بهشون میده که خستگیشون دربره?شماهم اگر نظری دراین مورد دارید بفرمایید.یه جمله زیبا از «رابیندرانات تاگور» هست که میگه:هرکودکی بااین نوید به دنیا میاد که خداهنوز ازانسان نومید نشده.درآخر هم به قول آقای حامد سلطانی مجری برنامه اعجوبه ها: «الهی آرزوی بچه دارشدن به دل هیچ پدر ومادری نمونه»الهی آمین?</description>
                <category>B Dehghani</category>
                <author>B Dehghani</author>
                <pubDate>Tue, 11 Jul 2023 07:59:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرازهایی ازخطبه غدیر</title>
                <link>https://virgool.io/@b.dehghan56/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D8%AE%D8%B7%D8%A8%D9%87-%D8%BA%D8%AF%DB%8C%D8%B1-sm7iea9mz07q</link>
                <description>بنام خدای دوست داشتنی?این بار بیشترازدفعات قبلی خوشحالم که براتون مینویسم. چون این بار میخوام برای علی(علیه السلام) وازعلی(علیه السلام) بنویسم. (امید که قبول افتد) هم علی حق است، هم حق باعلی استواقعه غدیر از مهم‌ترین وقایع تاریخ اسلام است که در آن، پیامبر اسلام (ص) هنگام بازگشت از حجةالوداع ۱۸ ذی‌الحجه سال دهم قمری در مکانی به نام غدیر خم، امیرالمونین علی (ع) را، ولی و جانشین خود معرفی کرد. حاضران در آن واقعه که بزرگان صحابه نیز در میان‌شان بودند، با امام علی (ع) بیعت کردند.خطبه غدیر سخنرانی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله است که درمحل معروف غدیر خم ایرادشد. دراجتماع پر شور آن روز بیش ازیک صدو بیست هزار نفر? حضور داشتند.خطبه غدیر خم از حمد وثنا خداوند شروع و به امامت امام علی (ع)، فرزندانش و معرفی امامت ختم شد. همین سخن ازرسول خدا کافیست که بدانیم چقدر واقعه غدیر مهم است.  حضرت فرمودند:  «… فَلْیبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إلی یوْمِ الْقِیامَةِ». بر همگان لازم است غدیر را به دیگران برسانند، حاضران به غائبان، پدر ها به فرزندان، نسل در نسل تا قیامت. توجه فرمودید،  «تاقیامت» ??نبینی تا قیامت خواب ویرانی اگر دانیچه معماری است در دلها علی بن ابیطالب حضرت زهرا (س) پس ازوفات پیامبر (ص) خطاب به کسانی که برای پیامبر خلیفه تعیین میکردند فرمودند:‌(خصال صدوق، ج۱، ص۱۷۳) «وهل ترك أبي يوم غدير خمّ لأحدٍ عذراً؟» «آيا پدرم با پديدآوردن حماسه غدير، عذري براي كسي باقي گذاشت؟! رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد ما به قربان تو رفتیم و همانجا ماندیممن سعی میکنم بخشهایی ازخطبه غدیر رابراتون دسته بندی کنم ولی انصافا هرچه کنم حق مطلب ادا نمیشود وبهتون توصیه میکنم متن کامل خطبه غدیر رالااقل یکبار مطالعه کنید. متن کامل خطبه غدیر را اینجا بخوانیدواما بخش هایی ازخطبه غدیر:⭕️ ابتدا حضرت رسول باادبیاتی بسیارزیبا حمدوستایش پروردگاررامیکند. قسمتی ازاین حمد رابخوانید:أَحْمَدُهُ کَثیراً وَأَشْکُرُهُ دائماً عَلَی السَّرّاءِ والضَّرّاءِ وَالشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ، وَأُومِنُ بِهِ و بِمَلائکَتِهِ وکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ. أَسْمَعُ لاَِمْرِهِ وَاُطیعُ وَأُبادِرُ إِلی کُلِّ مایَرْضاهُ وَأَسْتَسْلِمُ لِماقَضاهُ، رَغْبَةً فی طاعَتِهِ وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ، لاَِنَّهُ الله الَّذی لایُؤْمَنُ مَکْرُهُ وَلایُخافُ جَورُهُ.او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می‌گویم بر شادی و رنج و بر آسایش و سختی و به او و فرشتگان و نبشته‌ها و فرستاده هایش ایمان داشته، فرمان او را گردن می‌گذارم و اطاعت می‌کنم؛ و به سوی خشنودی او می‌شتابم و به حکم او تسلیمم؛ چرا که به فرمانبری او شائق و از کیفر او ترسانم. زیرا او خدایی است که کسی از مکرش در امان نبوده و از بی عدالتیش ترسان نباشد (زیرا او را ستمی نیست).?نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت     به غمزه مسئله آموز صد مدرس شدچه ادبیاتی، چه حمد وثنایی، چه سخنوری نابی، خداییش یک استاد سخنور به این زیبایی نمیتونه حمد ثنای خدارابگه که پیامبر درس نخوانده ی ما?❤️⭕ابلاغ پیام پروردگار:- لاإِلاهَ إِلاَّهُوَ - لاَِنَّهُ قَدْأَعْلَمَنی أَنِّی إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إِلَی (فی حَقِّ عَلِی) فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَقَدْ ضَمِنَ لی تَبارَکَ وَتَعالَی الْعِصْمَةَ (مِنَ النّاسِ) وَ هُوَالله الْکافِی الْکَریمُ؛- معبودی جز او نیست - چرا که اعلام فرموده که اگر آن چه (درباره‌ی علی) نازل کرده به مردم نرسانم، وظیفه رسالتش را انجام نداده ام؛ و خداوند تبارک و تعالی امنیت از [آزار]مردم را برایم تضمین کرده و البته که او بسنده و بخشنده است.فَأَوْحی إِلَی: (بِسْمِ الله الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، یا أَیُهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ - فی عَلِی یَعْنی فِی الْخِلاَفَةِ لِعَلِی بْنِ أَبی طالِبٍ - وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَالله یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ).پس آنگاه خداوند چنین برمن وحی  فرستاد: «به نام خداوند همه مهرِ مهرورز.‌ای فرستادی ما! آن چه از سوی پروردگارت( درباری علی و خلافت او) بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ کن، وگرنه رسالت خداوندی را به انجام نرسانده ای؛ و او تو را از آسیب مردمان نگاه می‌دارد.»جایگاه او نسبت به من، مانند جایگاه هارون است به موسی؛جزاینکه پیامبری پس ازمن نخواهد بود. ⭕️ ولّی شما خدا ورسولش وعلی(ع)وَقَدْ أَنْزَلَ الله تَبارَکَ وَ تَعالی عَلَی بِذالِکَ آیَةً مِنْ کِتابِهِ (هِی): (إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ)، وَ عَلِی بْنُ أَبی طالِبٍ الَّذی أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَی الزَّکاةَ وَهُوَ راکِعٌ یُریدُالله عَزَّوَجَلَّ فی کُلِّ حالٍ و پروردگارم آیه‌ای بر من نازل فرموده که: «همانا ولی، صاحب اختیار و سرپرست شما، خدا و پیامبر او و ایمانیانی هستند که نماز به پا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌پردازند.» و هر آینه علی بن ابی طالب نماز به پا داشته و در رکوع زکات پرداخته و پیوسته خداخواه است.?برو ای گدای مسکین درخانه ی علی زن       که نگین پادشاهی دهد ازکرم گدا را⭕️ سفارش به قرآن وعلی درکنارهممَعاشِرَالنّاسِ، تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آیاتِهِ وَانْظُرُوا إِلی مُحْکَماتِهِ وَلاتَتَّبِعوا مُتَشابِهَهُ، فَوَالله لَنْ یُبَیِّنَ لَکُمْ زواجِرَهُ وَلَنْ یُوضِحَ لَکُمْ تَفْسیرَهُ إِلاَّ الَّذی أَنَا آخِذٌ بِیَدِهِ وَمُصْعِدُهُ إِلی وَشائلٌ بِعَضُدِهِ (وَ رافِعُهُ بِیَدَی) وَ مُعْلِمُکُمْ: أَنَّ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ، وَ هُوَ عَلِی بْنُ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی، وَ مُوالاتُهُ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ أَنْزَلَها عَلَی.هان مردمان! در قرآن اندیشه کنید و ژرفی آیات آن را دریابید و بر محکماتش نظر کنید و از متشابهاتش پیروی ننمایید. پس به خدا سوگند که باطن‌ها و تفسیر آن را آشکار نمی‌کند مگر همین که دست و بازوی او را گرفته و بالا آورده ام و اعلام می‌دارم که: هر آن که من سرپرست اویم، این علی سرپرست اوست؛ و او علی بن ابی طالب است؛ برادر و وصی من که سرپرستی و ولایت او حکمی است از سوی خدا که بر من فرستاده شده است.⭕️ خداوند توبه منکران علی را نمی پذیرد:مَعاشِرَالنّاسِ، فَضِّلُوهُ فَقَدْ فَضَّلَهُ الله، وَاقْبَلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ الله.مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ إِمامٌ مِنَ الله، وَلَنْ یَتُوبَ الله عَلی أَحَدٍ أَنْکَرَ وِلایَتَهُ وَلَنْ یَغْفِرَ لَهُ، حَتْماً عَلَی الله أَنْ یَفْعَلَ ذالِکَ بِمَنْ خالَفَ أَمْرَهُ وَأَنْ یُعَذِّبَهُ عَذاباً نُکْراً أَبَدَا الْآبادِ وَ دَهْرَ الدُّهورِ. فَاحْذَرُوا أَنْ تُخالِفوهُ. فَتَصْلُوا ناراً وَقودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ.هان مردمان! او رابرتر دانید، که خداوند او را برگزیده؛ و پیشوایی او را بپذیرید، که خداوند او را برپا کرده است.هان مردمان! او از سوی خدا امام است و هرگز خداوند توبه منکر او را نپذیرد و او را نیامرزد. این است روش قطعی خداوند درباره ناسازگار علی و هرآینه او را به عذاب دردناک پایدار کیفر کند. از مخالفت او بهراسید و گرنه در آتشی درخواهید شد که آتش گیری آن مردمانند؛ و سنگ، که برای حق ستیزان آماده شده است.نمی‌خواهم برنجانم دلت را بی سبب اما چگونه مرگ یک مادر چهل تن متهم دارد! ⭕️ دوازده امام ازفرزندان علی (ع):ماضٍ حُکْمُهُ، جازٍ قَوْلُهُ، نافِذٌ أَمْرُهُ، مَلْعونٌ مَنْ خالَفَهُ، مَرْحومٌ مَنْ تَبِعَهُ وَ صَدَّقَهُ، فَقَدْ غَفَرَالله لَهُ وَلِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ أَطاعَ لَهُ.مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ أَقُومُهُ فی هذا الْمَشْهَدِ، فَاسْمَعوا وَ أَطیعوا وَانْقادوا لاَِمْرِ (الله) رَبِّکُمْ، فَإِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ هُوَ مَوْلاکُمْ وَإِلاهُکُمْ، ثُمَّ مِنْ دونِهِ رَسولُهُ وَنَبِیُهُ الُْمخاطِبُ لَکُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدی عَلی وَلِیُّکُمْ وَ إِمامُکُمْ بِأَمْرِالله رَبِّکُمْ، ثُمَّ الْإِمامَةُ فی ذُرِّیَّتی مِنْ وُلْدِهِ إِلی یَوْمٍ تَلْقَوْنَ الله وَرَسولَهُ.هان مردمان! آخرین بار است که در این اجتماع به پا ایستاده ام. پس بشنوید و فرمان حق را گردن گذارید؛ چرا که خداوند عزّوجلّ صاحب اختیار و، ولی و معبود شماست؛ و پس از خداوند، ولی شما، فرستاده و پیامبر اوست که اکنون در برابر شماست و با شما سخن می‌گوید؛ و پس از من به فرمان پروردگار، علی، ولی و صاحب اختیار و امام شماست. آن گاه امامت در فرزندان من از نسل علی خواهد بود. این قانون تا برپایی رستاخیز که خدا و رسول او را دیدار کنید دوام داردفَأُمِرْتُ أَنْ آخُذَ الْبَیْعَةَ مِنْکُمْ وَالصَّفْقَةَ لَکُمْ بِقَبُولِ ماجِئْتُ بِهِ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ فی عَلِی أمیرِالْمُؤْمِنینَ وَالأَوْصِیاءِ مِنْ بَعْدِهِ الَّذینَ هُمْ مِنِّی وَمِنْهُ إمامَةٌ فیهِمْ قائِمَةٌ، خاتِمُها الْمَهْدی إِلی یَوْمٍ یَلْقَی الله الَّذی یُقَدِّرُ وَ یَقْضی.ز این روی مأمورم از شما بیعت بگیرم که دست در دست من نهید در مورد پذیرش آن چه از سوی خداوند آورده ام درباری علی امیرالمؤمنین و اوصیای پس از او که آنان از من و اویند؛ و این امامت به وراثت پایدار است و فرجام امامان، مهدی است و استواری امامت تا روزی است که او با خداوند قدر و قضا دیدار کند.⭕️ شک در امامت علی برابر شک دررسالت پیامبر (ص)وپیامبری همه پیامبران:مَعاشِرَالنّاسِ، بی - وَالله - بَشَّرَالْأَوَّلُونَ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالْمُرْسَلینَ، وَأَنَا - (وَالله) - خاتَمُ الْأَنْبِیاءِ وَالْمُرْسَلینَ والْحُجَّةُ عَلی جَمیعِ الَْمخْلوقینَ مِنْ أَهْلِ السَّماواتِ وَالْأَرَضینَ. فَمَنْ شَکَّ فی ذالِکَ فَقَدْ کَفَرَ کُفْرَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی وَ مَنْ شَکَّ فی شَیءٍ مِنْ قَوْلی هذا فَقَدْ شَکَّ فی کُلِّ ما أُنْزِلَ إِلَی، وَمَنْ شَکَّ فی واحِدٍ مِنَ الْأَئمَّةِ فَقَدْ شَکَّ فِی الْکُلِّ مِنْهُمْ، وَالشَاکُّ فینا فِی النّارِ.هان مردمان! به خدا سوگند که پیامبران پیشین به ظهورم مژده داده اند و اکنون من فرجام پیامبران و برهان بر آفریدگان آسمانیان و زمینیانم. آن کس که راستی و درستی مرا باور نکند به کفر جاهلی درآمده و تردید در سخنان امروزم همسنگ تردید در تمامی محتوای رسالت من است، و شک و ناباوری در امامت یکی از امامان، به سان شک و ناباوری در تمامی آنان است؛ و هرآینه جایگاه ناباوران ما آتش دوزخ خواهد بود.⭕️ قرآن و علی(ع) وفرزندانش یادگاران پیامبر:مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ عَلِیّاً وَالطَّیِّبینَ مِنْ وُلْدی (مِنْ صُلْبِهِ) هُمُ الثِّقْلُ الْأَصْغَرُ، وَالْقُرْآنُ الثِّقْلُ الْأَکْبَرُ، فَکُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَ مُوافِقٌ لَهُ، لَنْ یَفْتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَی الْحَوْضَ.أَلا إِنَّهُمْ أُمَناءُ الله فی خَلْقِهِ وَ حُکّامُهُ فی أَرْضِهِ. أَلاوَقَدْ أَدَّیْتُ.هان مردمان! همانا علی و پاکان از فرزندانم از نسل او، یادگار گران سنگ کوچک ترند و قرآن یادگار گران سنگ بزرگ تر. هر یک از این دو از دیگر همراه خود خبر می‌دهد و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض کوثر بر من وارد شوند.هان! بدانید که آنان امانتداران خداوند در میان آفریدگان و حاکمان او در زمین اویند.⭕️ فقط علی(ع)امیرالمومنین خوانده شود:أَلا وَقَدْ بَلَّغْتُ، أَلاوَقَدْ أَسْمَعْتُ، أَلاوَقَدْ أَوْضَحْتُ، أَلا وَ إِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ قالَ وَ أَنَا قُلْتُ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ، أَلاإِنَّهُ لا «أَمیرَالْمُؤْمِنینَ» غَیْرَ أَخی هذا، أَلا لاتَحِلُّ إِمْرَةُ الْمُؤْمِنینَ بَعْدی لاَِحَدٍ غَیْرِهِ.هشدار که من وظیفه‌ی خود را ادا کردم. هشدار که من آن چه بر عهده ام بود ابلاغ کردم و به گوشتان رساندم و روشن نمودم. بدانید که این سخن خدا بود و من از سوی او سخن گفتم. هشدار که هرگز به جز این برادرم کسی نباید امیرالمؤمنین خوانده شود. هشدار که پس از من امارت مؤمنان بری کسی جز او روا نباشد.⭕️ دعا ونفرین پیامبر درحق دوستان ودشمنان علیبِأَمْرِکَ یارَبِّ أَقولُ: اَلَّلهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ (وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ) وَالْعَنْ مَنْ أَنْکَرَهُ وَاغْضِبْ عَلی مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ.پروردگارا! اکنون به فرمان تو چنین می‌گویم: خداوندا! دوستداران او را دوست دار؛ و دشمنان او را دشمن دار. پشتیبانان او را پشتیبانی کن. یارانش را یاری نما. خودداری کنندگان از یاری اش را به خود رها کن. ناباورانش را از مهرت بران و بر آنان خشم خود را فرود آور. ?قسم به جان تو ای عشق، ای تمامی هست که هست هستی ما از خم غدیر تو مستدر آن خجسته غدیر تو دید دشمن و دوست که آفتاب بُرد آفتاب، بر سر دستنشان از گوهر آدم نداشت هر که نبود به خُمسرای ولایت خراب و باده پرستبه باغ خانه تو کوثری بهشتی بود که بر ولای تو دل بسته بود صبح الستدر آن میانه که مستی کمال هستی بود به دور سرمدی‌ات هر که مست شد پیوستنه بی فایده است.خلاصه کردن وبرگزیدن بخشهایی ازاین خطبه ظلم است.هرخط وهرکلمه ی این خطبه مهم است.نمیشود  که نمیشود.پس کل خطبه را باتامل بخوانید.آنقدربخوانید تاسیراب شوید. https://www.aparat.com/v/GVlz2 بااین ویدئو 3واحد تاریخ اسلام پاس کنید. چقدر خوبه شعرهای حمیدرضا برقعی??پیشاپیش عیدبزرگ غدیر برهمه مبارک.  عیدی پرازبرکت ومعرفت داشته باشید. </description>
                <category>B Dehghani</category>
                <author>B Dehghani</author>
                <pubDate>Tue, 04 Jul 2023 16:15:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امروز کمی چمران بخوانیم</title>
                <link>https://virgool.io/@b.dehghan56/%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%A9%D9%85%DB%8C-%DA%86%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-xsevzmcbkggc</link>
                <description>به مناسبت سالگرد شهادت شهید چمران?️ مسیر زندگی بسیار پرپیچ‌وخم است؛ گاهی پیچ‌های حساسی در این مسیر وجود دارد که با دقت و ظرافت تمام و حواس‌جمع، باید آن‌ها را رد کرد؛ یکی از راه‌هایی که در این‌طور وقت‌ها به ما کمک می‌کند تا از این تنگناها عبور کنیم، رفتن به سراغ الگوهای درجه‌یک است. به قول رهبر معظم انقلاب : «ما خوشبختانه در محیط زندگی خودمان امروز الگوهای برجسته‌ای داریم. ما دیگر امروز دچار فَقدِ الگو نیستیم که برویم سراغ فلان آدم تاریخی بیگانه ... شهید چمران یک الگوست؛ شهید چمران یک دانشمند به‌معنای واقعی کلمه بود؛ دانشمند بود، درس‌خوانده و تحصیل‌کرده بود، اما یک مبارز واقعی، یک مجاهد واقعی هم بود، به‌معنای واقعی کلمه.» شهید چران درکنار شیعیان محروم جنوب لبنان زندگی شهید چمران سرشار از اتفاقات خاص و تصمیم‌گیری‌های درست است! انسانی که به‌موقع و در بهترین شکل درس خوانده و نخبه علمی بود. او درست در زمانی که می‌توانست به‌واسطه درس‌خواندنش در آسایش باشد، به حرف عشق و احساسش گوش کرد و به میدان جهاد بازگشت! دکتر چمران آن‌قدر به خدا نزدیک بود که توانست فریب حرف‌های به‌ظاهر عاقلانه را نخورد و با ایمان عاشقانه‌اش، خود را روزبه‌روز به معبودش نزدیک‌تر کند. چمران یک نخبه‌ علمی و هنری بود که لباس رزم پوشیداین روزها چقدراین جمله خوب درک میشودشاید روح ماهم باخواندن زندگی چمرانها شفا یافتالهی آمین</description>
                <category>B Dehghani</category>
                <author>B Dehghani</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jun 2023 10:42:08 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>