<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های بهمن</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@b.hekmatizadeh</link>
        <description>ا</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 17:20:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>بهمن</title>
            <link>https://virgool.io/@b.hekmatizadeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اگر می خواهید اسباب کشی کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@b.hekmatizadeh/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-ne6fgvevu1mr</link>
                <description>اگر قصد اسباب کشی دارید، ممکن است با خواندن این متن میلیون ها تومان کمتر هزینه کنید.برای اسباب کشی:الف - مراقب باشید در دام باربری های  کلاهبردار نیافتیدروش کلاهبرداری باربری های کلاهبردار به این صورت است: هنگامی که با آن ها تماس می گیرید و در مورد هزینه اسباب کشی پرسش می کنید پاسخ می دهند برای برآورد هزینه کارشناس می فرستند و کارشناسی هم رایگان است. شخصی را به عنوان کارشناس می فرستند او به مبداء اسباب کشی می رود و همه اثاثیه ها را می بیند بعد به مقصد می آید تا از شرایط مقصد هم آگاه شود سپس هزینه باربری را به شما اعلام می کند. هزینه اعلام شده معمولاً کمتر از مقداری است که انتظارش را دارید. اسباب کشی آغاز می شود تمام اسباب ها را در کامیون یا کامیونت می گذارند. قبل از تخلیه بار کاغذی به دست شما می دهند و می گویند ما بر اسای این تعرفه ها دستمزد می گیریم. آن وقت متوجه می شوید که باید سه برابر و حتی چهار برابر آن چه کارشناس اعزامی خودشان گفته را بپردازید. آن ها کاملاً خودشان را برای اعتراض شما آماده کرده اند و سرانجام ناچار می شوید چند برابر هزینه اعلامی کارشناس خودشان را بپردازید. شخصاً شاهد کلاهبرداری یکی از باربری ها بودم. فردی نیاز به اسباب کشی داشت در فضای مجازی به جستجو پرداخت و محتوای یکی از سایتها توجه اش را جلب کرد. در سایت نام و نشان یکی از باربری های مشهور درج شده بود و بیننده تصور می کرد که دارد سایت یک شرکت معتبر و خوشنام را می بیند ولی چنین نبود. فرد موصوف با شماره تلفنی که در سایت درج شده بود تماس گرفت و در مورد هزینه اسباب کشی پرسش کرد. جواب دادند که برای برآورد هزینه، کارشناس می فرستند و کارشناسی هم رایگان است! درخواست کارشناس کرد. کلاهبرداران شخصی را به عنوان کارشناس فرستادند او تمام بارها را در مبداء دید سپس به مقصد آمد و و وضعیت مقصد را هم مشاهده کرد، سپس گفت کل هزینه باربری رقمی بین هفت تا هفت و نیم میلیون تومان خواهد شد. قرار اسباب کشی گذاشته شد. پس از حمل تمامی بارها به کامیونت و قبل از تخلیه آن ها کاغذی به دست آن فرد نگون بخت دادند و گفتند ما بر این اساس مزد می گیریم و شما باید بیست و دو میلیون تومان بدهید ! آن نگون بخت هر چه داد و فریاد کرد که کارشناس خودتان هزینه را حداکثر هفت و نیم میلیون تومان برآورد کرده فایده ای نداشت و سرانجام بیست و یک میلیون تومان گرفتند.ب - حتی المقدور از شرکت های باربری استفاده نکنیدبعضی ها حتی کارتن کردن اشیاء خرده ریز را به عهده شرکت های باربری می گذارند. آن ها معمولاً سه نکته را در نظر نمی گیرند:اول این که اجرت کارگر باربری بسیار بالاتر از کارگر عادی است. دوم این که کارگران باربری هیچ کارایی خاصی در کارتن کردن اشیاء ندارند ( شخصاً شاهد این موضوع بوده ام ) سوم این که شرکت های باربری قیمت کارتن ، چسب نواری پهن ، نایلون حباب دار را بسیار گران تر حساب می کنند. در یک مورد دیدم  قیمت کارتن اسباب کشی که حداکثر 73000 تومان است را  160000  تومان حساب کردند!اگر به هر دلیلی نمی توانید خودتان کارتن کردن اشیاء را انجام دهید بهتر است برای این کار از کارگران عادی قابل اعتماد استفاده کنید و نه کارگران باربری.در مورد نحوه کارتن کردن اشیاء برای اسباب کشی نوشته های خوبی در فضای مجازی وجود داردمقرون به صرفه است تا جائیکه می توانید اشیاء را با کارگران عادی و وانت بارها حمل کنید و نه شرکت های باربری .ج – اگر توانستید حمل بار را کنترات بدهیدشرکت های حمل بار ( حتی مجازهایشان ) معمولاً کنترات را قبول نمی کنند، زیرا آن ها می خواهند به عناوین مختلف پول بگیرند. با این حال سعی کنید که اگر بتوانید کار را کنترات بدهید.</description>
                <category>بهمن</category>
                <author>بهمن</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jul 2024 20:32:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساده ،بدیهی، قابل تأمل</title>
                <link>https://virgool.io/@b.hekmatizadeh/%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%87%DB%8C-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%AA%D8%A3%D9%85%D9%84-okunez3lznhf</link>
                <description>صد سال شمسی برابر است با 876600 ساعت876600 = 24  ×  365/25  ×  100 یکسال در هر چهار سال، کبیسه است یعنی مدت سال به عوض 365 روز 366 روز می گردد، لذا در محاسبه فوق، سال معادل 365/25 در نظر گرفته شده.از درس ریاضی دوره ابتدائی به خاطر داریم که برای محاسبه حجم مکعب باید اندازه یک ضلع را به توان 3 برسانیم.بنابراین حجم مکعبی به ابعاد 100 سانتیمتر برابر است با 1000000 سانتیمتر مکعب.1000000 = 100 × 100 × 100لذا مکعبی به ابعاد یک متر ، گنجایش یک میلیون مکعب به ابعاد یک سانتیمتر را دارد.با عنایت به آن چه ذکر شد، اگر هر یک سانتیمتر مکعب را نمودار یک ساعت از عمر در نظر بگیریم، حجمی که نمایانگر تمام عمر  انسان می شود، حتی به یک متر مکعب هم نمی رسد.در حجمی به بزرگی کوه، یک سانتیمتر مکعب را می توان نادیده گرفت. لکن در حجمی کوچکتر از یک متر مکعب، یک سانتیمتر مکعب، حجمی شایان توجه است.اگر کسی چندان اهمیتی به یک ساعت از عمر خود ندهد،تعجبی ندارد. می گویند « جوان  فکر  میکند پیر نمیشود و  پیر هم فکر می کند نمیمیرد ». بله، بسیاری از ما بدون آن که متوجه باشیم باور داریم که به فراوانی شن های صحرا، زمان در اختیارمان گذارده اند و آن قدر که دقت می کنیم پولمان را عاقلانه خرج کنیم در مورد نحوه گذراندن وقتمان حساس نیستیم.تجسم عینی مدت عمر به نحوی که ذکر شد، سختی های زندگی را تا حدودی  قابل تحمل تر می کند. شاید حداقل در مورد بعضی ها مانع خودکشی شود. اگر محاسبه کنند خواهند دید با فرض عمر طولانی هم، رقم به دست آمده حتی برای تعداد ثانیه ها، چندان زیاد نیست. (  صد سال شمسی حدود سه میلیارد ثانیه است، عدد دقیق برابر است با   3155760000 ثانیه ) با چنین محاسبه ای شاید مجاب شوند که لازم نیست به خودشان زحمت دهند و به طرف مرگ بروند. مرگ خودش، خیلی زودتر از آن چه می پندارند به خدمتشان خواهد رسید.با محاسبه ، مشخص می شود برای تدارک توشه آخرت فرصت چندانی نداریم.بار سفر چه بسته ای؟ مرگ خبر نمی کند                           آن که نبسته بار خود، در این سفر چه می کند؟</description>
                <category>بهمن</category>
                <author>بهمن</author>
                <pubDate>Sun, 07 Nov 2021 23:08:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توانِ یک انسانِ کاملاً عادی و معمولی</title>
                <link>https://virgool.io/@b.hekmatizadeh/%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%90-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%90-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%8B-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%84%DB%8C-xkekjc3iuzqk</link>
                <description>حدودِ بیست سالِ  پیش داشتم پای پیاده از کنارِ میدان بهارستان عبور می کردم که چشمم به یک کیوسکِ فروش بلیط اتوبوس شرکت واحد افتاد. کیوسک در زیر آفتاب قرار داشت. پشتِ شیشه های کیوسک صحنه زیبائی دیدم. بلیط فروشِ خوش ذوق بر روی نوارهای  متعدد پارچه ای، گلدان های  کوچک  کاکتوس را  چیده بود. کاکتوس ها کاملاً سالم و سرحال بودند و به نوعی نقش پرده را هم برای کیوسک ایفا می کردند. بلیط فروش بدونِ بر زبان آوردن حتی یک کلمه و بدون نوشتنِ حتی یک حرف الفباء،  همه رهگذران را آگاه  می کرد که با حداقل امکانات هم می توان محیط چشم نوازی را بوجود آورد.مشاهده  آن کیوسک مرا به فکر فرو برد. تصمیم گرفتم من هم در حد امکاناتم به گل و گیاه رو آورم. تا کنون بارها تلاش کرده ام و موفق نشده ام، لکن هنوز  در نظر دارم که در اولین فرصت، باز هم سعی خودم را بکنم. شاید من هم بتوانم محیط زیبائی فراهم آورم.فقط کردار مشاهیر نیست که  مورد تقلید قرار می گیرد. رفتار یک انسانِ کاملاً معمولی هم ممکن است مسری و حتی خیلی مسری باشد. نکته ای بدیهی و ساده و واضح.حال یک نکته بدیهی دیگر را در نظر بگیرید. یک درخت تنومند از ابتدا تنومند و گسترده و نیرومند نبوده.کنار هم قرار دادن دو نکته بدیهی فوق الذکر، توانائی یک انسانِ کاملاً عادی و معمولی را نشان می دهد. یک انسانِ معمولی به طور بالقوه قادر است که  در هر زمینه ای،  منشاء تحولی بنیادین و عمیق و  سترگ  باشد.</description>
                <category>بهمن</category>
                <author>بهمن</author>
                <pubDate>Sat, 07 Mar 2020 08:09:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سن قهرمانی در شطرنج</title>
                <link>https://virgool.io/biography/%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%8B-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D8%B7%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-1-ib8zzejm9htr</link>
                <description>سن قهرمانی در شطرنج تفاوتی با دیگر ورزش ها ندارد سن قهرمانی در شطرنج تفاوتی با دیگر ورزش ها ندارد قدرت شطرنج بازان با واحدی تحت عنوان ریتینگ سنجیده می‌شود. به لحاظ اجتناب از طولانی شدن متن، صرفاً به این موضوع اشاره ‌می‌کنم که شطرنج باز، با احراز شرایطی دارای ریتینگ می شود و این ریتینگ بر مبنای نتیجه بازی‌های او در مسابقات رسمی کمتر یا بیشتر می شود.شما می‌توانید فهرست صد شطرنج باز برتر جهان و ریتینگ و تاریخ تولد آنها‌ را  اینجا مشاهده کنید.فهرست صد شطرنج باز برتر ایران و ریتینگ و تاریخ تولد آنها نیز در اینجا قابل مشاهده است.در حال حاضر ( تاریخ یکشنبه 21 مرداد 1397 ) فقط سه شطرنج باز در جهان ریتینگی بالاتر از 2800 دارند. این سه شطرنج باز عبارتند از:مگنوس کارلسن Carlsen, Magnus بیست و هفت ساله ریتینگ 2842 قهرمان شطرنج جهانفابیانو کاروانا Caruana, Fabiano  بیست و پنج ساله ریتینگ 2822شخریار ممدیاروف Mamedyarov, Shakhriyar سی و دو ساله ریتینگ 2801سه شطرنج باز برتر ایران و سن و ریتینگ آن ها به شرح زیر است  ( در تاریخ یکشنبه 21 مرداد 1397 )پرهام مقصود لو Maghsoodloo, Parham  هجده ساله ریتینگ 2636 قهرمان شطرنج ایرانپویا ایدنی Idani, Pouya بیست و سه ساله ریتینگ 2599محمد امین طباطبائی  Tabatabaei, M.amin هفده ساله ریتینگ 2590توجه به سن شش نفر موصوف  تردیدی باقی نمی‌گذارد که سن قهرمانی در شطرنج تفاوتی با دیگر ورزش‌ها ندارد. چرا چنین است؟با بالا رفتن سن، کارائی مغز نیز مانند دیگر اعضاء بدن کاهش می‌یابد. به خاطر همین است که به عنوان مثال، آناتولی کارپف  67 ساله، مدت زیادی است که   دیگر جائی در بالاترین سطح شطرنج جهان ندارد (کارپف در 24 سالگی قهرمان شطرنج جهان شد و این عنوان را حدود ده سال حفظ کرد، او پیش از رسیدن به مقام قهرمانی شطرنج جهان، برنده چندین مدال طلای المپیادهای  ریاضی اتحاد جماهیر شوروی – سابق - بود ) فقط در صورتی می توان شطرنج را ورزش به حساب نیاورد که مغز را جزئی از بدن انسان به شمار نیاوریم!باید موضوعی را یادآور شد. شطرنج زمانی یک سرگرمی بود و در حال حاضر تبدیل به یک ورزش جدی شده ( البته در سطح قهرمانی ). این تغییر وضعیت به تدریج روی داده. نقل قسمتی از مصاحبه با استاد بزرگ « بنت لارسن » که به شرح زیر است شدت تغییر را نشان می‌دهد، هرچند  لارسن اغراق کرده.من هنگامی که ۲۱ ساله بودم به استاد بزرگی دست یافتم در حالیکه هم اکنون این سن بازنشستگی شطرنجبازان است ( می خندد )مصاحبه با بنت لارسن را می‌توانید اینجا مطالعه کنیدالبته آشنائی با حداقلی از دانش شطرنج _ به ویژه تکنیک های محاسبه - الزامی است. این واقعیت که سرگئی کاراجاکین Sergey Karjakin و پراگناندهی رامشببو Praggnanandhaa Rameshbabu در دوازده سالگی! پاریمارجان ناگی Parimarjan Negi و مگنوس کارلسن Magnus Carlsen  (قهرمان فعلی شطرنج جهان) در سیزده سالگی! عنوان استاد بزرگ را به دست آوردند، نشان می‌دهد حداقلِ لازم برای قهرمانی شطرنج را می‌توان طی مدت نسبتاً کوتاهی آموخت. توضیح : شطرنج باز با پیروزی ها و احراز شرایطی خاص به درجه استادی می‌رسد. پائین ترین درجه استادی، استاد ملی National Master  است. استاد بین المللی International Master در درجه‌ای بالاتر قرار می گیرد و بالاترین درجه استادی، استاد بزرگ Grandmaster است. مگنوس کارلسن در  سیزده سالگی و پرهام مقصود لو در پانزده سالگی به درجه استاد بزرگی رسیدند!اسامی بیست شطرنج باز، که قبل از رسیدن به  15سالگی عنوان استاد بزرگی را به دست آوردند را اینجا می توانید مشاهده کنید.  </description>
                <category>بهمن</category>
                <author>بهمن</author>
                <pubDate>Sun, 12 Aug 2018 18:45:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محاکمه و اعدام یک کلاغ</title>
                <link>https://virgool.io/@b.hekmatizadeh/%D9%85%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%BA-dt3xqi10ixru</link>
                <description>سال‌ها پیش در خانه‌ای زندگی می‌کردم که حیاط بزرگی داشت. در آن زمان معمولاً هنگام غروب از سرِ کار به خانه باز می‌گشتم. یک بار وقتی به خانه رسیدم، همسرم گفت که در آن روز تعداد زیادی کلاغ در گوشه‌ای از حیاط به زمین نشستند و پس از مدتی قار قار کردن، یکی از کلاغ‌ها مورد حمله بقیه قرار گرفت و آن قدر ضربات منقار خورد که مُرد و لاشه‌ اش در باغچه افتاده.همه چیز دلالت بر برگزاری دادگاهی از نوع کیفری یک، و صدور و اجرای حکم اعدام برای کلاغی مجرم داشت!دیشب با یادآوری خاطره مذکور به جستجو در اینترنت پرداختم و پی بردم رویدادِ موصوف، رفتاری است شناخته شده در زندگی اجتماعی کلاغ‌ها. شما هم با جستجوی عبارت « دادگاه کلاغ‌ها » در سایت‌های متعددی می‌توانید بخوانید که:« کلاغی که متهم است در دادگاه در مقابل ریش سفید کلاغ ها که همان قاضی است قرار می گیرد. جلسه با صدور حکم به پایان می رسد. اگر کلاغ تبرئه شود کلاغ ها آن محل را ترک می کنند ولی اگر کلاغ مجرم شناخته شود کلاغ های دیگر به آن حمله می کنند. » علی‌ایحال هنوز پس از گذشت سال‌ها، پرسشی برایم بدون جواب باقی مانده:آن کلاغ، به چه جُرمی محاکمه و اعدام شد ؟ضمناً شما می توانید به آدرس زیر هم مراجعه کنید:https://www.reddit.com/r/NatureIsFuckingLit/comments/6f8l89/crows_sometimes_engage_in_crow_court_where_they/و در آنجا بخوانید که: Crows sometimes engage in &quot;crow court&quot; where they will circle and punish a crow that has committed a crime, such as stealing food from younger crows? بنا بر این احتمالاً جرم آن کلاغ نگون بخت، دزدیدن غذا از جوجه کلاغ ها بوده.</description>
                <category>بهمن</category>
                <author>بهمن</author>
                <pubDate>Tue, 01 May 2018 15:46:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا « همه واقعیت » اعلام شد ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@b.hekmatizadeh/%D8%A8%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-wgci1imn9zij</link>
                <description>  به یاد دارم زمانی در متنی خواندم که در دادگاه های فرانسه وقتی کسی لازم است سوگند بخورد و شهادت بدهد باید مطلبی به این مضمون بگوید « سوگند می خورم که به جز واقعیت نگویم و همه واقعیت را بگویم » . این که به عوض « همه واقعیت »  فقط « قسمتی از واقعیت » گفته شود، داوری را به خطا می برد.در خبری تحت عنوان « دستگیری پدر دانش آموز پس از ضرب و شتم معلم خوزستانی » که اخیراً منتشر شده، آمده است «  براساس گزارش روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش ، روز چهارشنبه -پنجم اردیبهشت- در پی تاخیر یکی از دانش آموزان روستای دهکده حمیدیه، معلم وی را به دفتر راهنمایی می کند که پس از تماس وی با اولیا خود، پدر دانش آموز بدون هماهنگی به کلاس درس می رود و معلم را مورد ضرب و شتم قرار می دهد . در پی این حادثه با دستور وزیر آموزش و پرورش، معاون حقوقی و امور مجلس مامور پیگیری ویژه این حادثه شد. »آیا به عقیده شما همه واقعیت گفته شده ؟ شما باور می‌کنید که معلم فقط دانش آموز را به دفتر راهنمائی کرده  و پدر دانش آموز چنین واکنشی نشان داده باشد! ؟ آیا شما هم مثل من فکر نمی کنید که آقا معلم دانش آموز را کتک زده باشد؟ من تهمت نمی زنم. زیرا کسی که تهمت می زند باید حرفش را ثابت کند وگرنه از لحاظ حقوقی مرتکب جرم شده. فقط سوء ظن دارم و تا آن جا که می دانم سوء ظن جرم نیست.خاطرات تلخی از رفتارهای زشت معلمین طی دوره دبستان و دبیرستان دارم. به عنوان نمونه، معلمی بود که اول سال وقتی وارد کلاس جدیدی می‌شد بلافاصله یک دانش آموز را صدا می کرد و به او سیلی  می زد و می گفت « چرا دیر از جایت بلند شدی ؟ ». این کار را می کرد تا مثلاً از کلاس زهر چشم بگیرد.</description>
                <category>بهمن</category>
                <author>بهمن</author>
                <pubDate>Sat, 28 Apr 2018 12:56:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لثه‌، دندان‌ و درمانی عجیب و حیرت انگیز</title>
                <link>https://virgool.io/@b.hekmatizadeh/%D9%84%D8%AB%D9%87-%D8%AF%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D9%88-%D8%AD%DB%8C%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-hedrxzqsu7vn</link>
                <description>حدود سیزده سال پیش، همه دندان‌های یکی از بستگانم به خاطر ناراحتی لثه لق شدند. او به معتبرترین مراکز دندانپزشکی مراجعه کرد. آن چه شنید وحشتناک بود. همه دندان‌ها علیرغم سالم بودن، باید کشیده شوند. در چنین مواقعی، انسان به هر چیز و هر کس که احتمال می‌دهد مفید باشد، چنگ می‌زند. خویشاوندم وقتی از طب کلاسیک ناامید شد به طب سنتی رو آورد. هر چند احتمال اندکی می‌داد چنین رویکردی ثمربخش باشد. او نزد یک متخصص طب سنتی رفت. همان پزشک مشهور ( دکتر روا زاده ) که نظریات عجیب و غریبش بسیار مورد اعتراض و تمسخر قرار گرفته و می‌گیرد. نتیجه حیرت انگیز بود. در این مورد خاص، طب سنتی، کارائی بسیار بالاتر از طب کلاسیک را به نمایش گذارد.پزشک متخصص طب سنتی بلافاصله دست به کار شد. او فوراً به قسمت هائی از لثه که بشدت درد می‌کرد زالو انداخت. درد به سرعت از بین رفت. سپس به خویشاوندم گفت « محلولی درست می کنی از دوقسمت گلاب و یک قسمت سرکه . دم به ساعت (یعنی روزی سی چهل بار) محلول را در دهان، اطراف لثه ها و بین دندان‌ها می‌چرخانی و بیرون می‌ریزی . بلافاصله پس از سرکه و گلاب محلول آب نمک را در دهان می گردانی و بیرون می ریزی. این کار موجب جِرم گیری می‌شود ». فامیل من طبق دستور او عمل کرد. لثه‌ها تدریجاً به وضعیت طبیعی بازگشتند. دندان ها محکم شدند، ناراحتی به کل از بین رفت و هیچ کدام از دندان‌ها هم کشیده نشدند! این را هم ذکر کنم که برای عمل به دستور پزشک، خویشاوندم ناچار بود سوزش ناشی از سرکه را تحمل کند که کرد.همیشه به موضوع لثه و دندان حساس بوده‌ام. بنا بر این شروع به تحقیق کردم تا بدانم چه پیش آمده است. چکیده آن چه به دست آوردم به شرح زیربودحتی با رعایت بالاترین سطح بهداشت نیز، دهان انسان همیشه مملو از انواع مختلف باکتریها است. آن ها دائماً در حال فعالیت هستند. نتیجه کار باکتریهای مذکور تشکیل یک لایه نازک، بی رنگ و چسبناک است که روی دندان ها و لثه ها را می پوشاند. نام  لایه موصوف پلاک  ( plaque ) است.   با مسواک زدن و نخ دندان کشیدن تا حد قابل توجهی می توان پلاک را از روی دندان ها و لثه ها پاک کرد و از نظر دندان پزشکی، مهم ترین کار مسواک و نخ دندان، پاک کردن و از بین بردن همان قشر بی رنگ و چسبناک یعنی پلاک است. بیرون آوردن خرده های غذائی باقیمانده، در درجه دوم اهمیت قرار دارد.فعالیت دائم باکتریها موجب می شود که بین 4 تا 12 ساعت پس از مسواک زدن مجدداً روی دندان ها و لثه ها با پلاک پوشیده شود. به همین لحاظ  در هر شبانه روز حداقل دو بار مسواک زدن و یک بار نخ دندان کشیدن ضرورت دارد.اگر پلاک بر روی دندان ها و لثه ها باقی بماند به مرور زمان تبدیل به قشر زرد یا تیره رنگی می شود که به آن جِرم (tartar) می گویند. جِرم را نمی توان با مسواک و یا نخ دندان از بین برد. در طب کلاسیک یگانه راه از بین بردن جِرم مراجعه به دندانپزشک است تا او با استفاده از وسایل خاصی جِرم را پاک کند.وجود جرم در روی دندان ها و لثه ها عامل بسیاری از بیماری های لثه و  خرابی های دندان است. سرکه خاصیت ضد باکتریایی و ضد چسبندگی دارد و چرخاندن آن در اطراف لثه ها و دندان ها موجب تمیز شدن فضای دهان می شوداستفاده از سركه به عنوان دهان شویه در رفع جِرم دندان و التهاب لثه موثر است.استفاده از گلاب به عنوان دهان شویه برای تقویت لثه توصیه می شود. حتی برای بهبود آفت های دهان کاربرد دارد.در طب سنتی استفاده از محلول شامل پنج قسمت گلاب و یک قسمت سرکه به عنوان دهان شویه توصیه می شود. لکن این موضوع ذکر شده که هم گلاب و هم سرکه به تنهایی هم به عنوان دهان شویه قابل استفاده هستند.محلول آب نمک خاصیت قلیائی دارد و ضد باکتری است.محلول آب نمک، با اضافه کردن یک قاشق چای خوری نمک به یک فنجان آب گرم درست می‌شود. دهان را ده تا دوازده ثانیه با این محلول شستشو داده و سپس تف می‌کنند.سرکه خاصیت اسیدی دارد و این خاصیت را محلول آب نمک به علت قلیائی بودن خنثی می کند. لذا لازم است بعدِ استفاده از محلول سرکه و گلاب، دهان با محلول آب نمک کاملاً شسته شود. زیرا اسیدی ماندن محیط دهان برای لثه و دندان خوب نیست. نهایتاً به این نتیجه رسیدم که احتمالاً دستور پزشک موجب شده جِرم های دندان ها و لثه ها از بین برود و بهبودی صورت پذیرد.با در نظر گرفتن یافته‌های فوق با خودم قرار گذاشتم هر شب پس از مسواک، نخست محلول سرکه و گلاب و سپس محلول آب نمک را در دهان بچرخانم. انتظار نداشتم چیز خاصی ببینم، چون همانطور که قبلاً ذکر شد قشر نازک چسبناکی که به طور طبیعی روی دندان‌ها و لثه‌ها به وجود می‌آید بی‌رنگ است. لکن برخلاف انتظار اولیه ، بعضی شبها پس از بیرون ریختن محلول در دستشوئی، تکه‌های چسبناکی را مشاهده می‌کنم. گاه تکه‌های یاد شده آن قدر بزرگ هستند که باعث تعجبم می‌شود. تعجب به خاطر این که من با دقت و صرف وقت، به طور کامل مسواک می‌زنم. ظاهراً مسواک نمی‌تواند کار سرکه را در جدا کردن مواد چسبناک انجام دهد.تا بحال استفاده از محلول‌ سرکه و گلاب و به دنبال آن محلول آب نمک را به افراد زیادی توصیه کرده‌ام. مشاهدات اکثر آن‌ها مانند من بوده. به لحاظ اجتناب از طولانی شدن پست صرفاً به دو مورد اشاره می‌کنم.مورد اوّل : دهان یکی از همکارانم بوی بسیار بدی می‌داد. به لحاظ رعایت ادب چیزی به او نمی‌گفتم. ولی یک روز چنان از بوی زننده دهانش آزرده شدم که خویشتنداری را از دست دادم. به وی پرخاش کردم که چرا مسواک نمی‌زند. گفت هر شب با وسواس و دقت مسواک می‌زند و این که بوی بد دهانش به خاطر ناراحتی لوزه‌هایش است. احتمال دادم اشتباه می‌کند. به او استفاده از محلول سرکه و گلاب و همچنین محلول آب نمک را توصیه کردم. از فردای آن روز دیگر دهان همکارم کمترین بوی بدی نمی‌داد. او گفت افراد خانواده‌اش هم متقاعد شده‌اند که از محلول‌ها پس از مسواک زدن استفاده کنند. مورد دوّم: پدر متوفایم که از دندان های مصنوعی استفاده می کرد، یک روز به من گفت لثه‌هایش مانند چوب پنبه شده و با کمترین فشار دچار خونریزی می‌شود. به او هم مصرف محلول‌ها را توصیه کردم. به گفته پدرم، استفاده از محلول‌ها ابتدا موجب بیشتر شدن خونریزی گردید ولی تداوم به کارگیری آن‌ها موجب شد لثه‌ها به تدریج به وضعیت طبیعی بازگردند.لازم است نکاتی را هم ذکر کنم:هرچه نسبت سرکه در محلول بیشتر باشد قدرت ضد چسبندگی و همچنین سوزش محلول هم بیشتر می‌شود. می‌توانید با افزودن مقدار گلاب، از میزان سوزش محلول بکاهید.در صورت وجود روکش یا پل (bridge)، شاید بهتر باشد مقدار سرکه در محلول کمتر شود و یا این که فقط هفته‌ای یک بار سرکه در دهان چرخانده شود. زیرا ممکن است خاصیت ضد چسب سرکه، موجب کم شدن اثر چسب روکش یا پل و نهایتاً درآمدن آن‌ها از جایشان شود، که البته چندان هم بد نیست. چون قبل از چسباندن مجدد، دندانپزشک امکان معاینه زیر پل یا روکش و ترمیم پوسیدگی‌های احتمالی را خواهد داشت و این کار، کمک به افزایش عمر آن‌ها می‌کند.ممکن است متن فوق موجب تشویق خواننده به رویکرد طب سنتی گردد. در این صورت پیشنهاد می‌کنم سلامت خودتان را در معرض خطر قرار ندهید. برای آن که مطمئن باشید کسی که به او مراجعه می‌کنید از صلاحیت لازم برخوردار است، می‌توانید به یکی از دانشکده‌های طب سنتی بروید و یا به پزشکانی مراجعه کنید که دوره تخصصی طب سنتی را گذرانده‌اند. البته منکر این نیستم که در زمان‌های گذشته، بودند عطارهای ذیصلاح در طب سنتی و شاید هنوز هم باشند. </description>
                <category>بهمن</category>
                <author>بهمن</author>
                <pubDate>Tue, 24 Apr 2018 15:49:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سخنی که یک کوهنورد گفت و بارها  به کارم آمده و می آید</title>
                <link>https://virgool.io/@b.hekmatizadeh/%D8%B3%D8%AE%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%88%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AF-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D9%85%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AF-zw6e4z6atm0t</link>
                <description>   سال ها پیش، گروه کوهنوردی سازمانی که در آن کار می‌کردم برای یک روز جمعه برنامه خاصی در نظر گرفت. به لحاظ سبُک بودن برنامه، نام نویسی آزاد بود من هم اسم نویسی کردم. طبق برنامه، صبح زود یک روز جمعه مینی بوسی ما را به درکه برد. قرار بود از آنجا با پای پیاده و از میان کوه‌ها به امام زاده داود برویم. هدایت گروه را دوکوهنورد باسابقه بر عهده داشتند. یکی از آنها راهنمای اصلی گروه بود و وظیفه کوهنورد دوم کمک به آن هائی بود که ضعیف بودند و عقب می ماندند. بیشتر آن هائی که آمده بودند توان بدنی خوبی داشتند، ضعیف ها سه نفر بودند من و دو نفر دیگر. خیلی زود گروه اصلی جلو افتاد به گونه ای که دیگر آن ها را نمی دیدیم. کوهنورد دوم باید ما سه نفر کم بنیه را به پیش می برد. چه وظیفه ناخوشایندی. اگر او نبود حتماً ما سه نفر گم می شدیم، زیرا در کوه راهی مشخص وجود نداشت. ولی جناب کوهنورد منطقه را وجب به وجب می شناخت. مدتی که راه رفتیم سَبک غلط زندگیم یعنی یکجا نشینی، عدم تحرک، ورزش نکردن و از همه بدتر سیگاری بودن موجب شد خیلی زود خسته شوم. از جناب کوهنورد خواستم مدتی استراحت کنیم. کوهنورد با تجربه نگاهی به من کرد و گفت « تو کوه وای نستا، یواشِ یواش هم شده راه بیا، بعد پشت سرتو نگا می کنی می بینی چه همه راه اومدی » . شخصیت قابل احترامی داشت. نمی خواستم با او مخالفت کنم و نکردم. لذا آرام آرام به راه رفتن ادامه دادیم. او درست می‌گفت مدتی بعد وقتی به پشت سرم نگاه کردم دیدم خیلی راه آمده‌ایم. منظره های جالبی هم دیدیم از کبک و مار و عقاب گرفته تا چشمه سارها و توده برفها در فصل گرم سال. سرانجام به امامزاده داود رسیدیم و به گروه اصلی که خیلی قبل از ما به آن جا رسیده بودند ملحق شدیم. بعد مینی بوسی که سازمان فرستاده بود رسید و ما به تهران بازگشتیم.من کلام کوهنورد را به خاطر سپردم. آن را تعمیم دادم و کلیدی بدست آوردم که به دفعات آن را به کار برده و می‌برم. برای آن که نوشته طولانی نشود صرفاً به ذکر دو نمونه اکتفا می‌کنم.نمونه اوّل: در خانه ما یک انباری بزرگ است. زمانی تقریباً تا سقف آن انباشته بود از هرچه طی سال‌ها کنار گذاشته شده. برای مرتب کردن انباری باید کارهای بسیاری انجام می‌شد. بعضی اشیاء باید دور ریخته می‌شد. تعدادی قابل فروش بود. برخی باید تعمیر می‌شد. اجناسی آن قدر ارزش نداشت که به فروش رود ولی می‌شد آن‌ها را به کسانی داد که می‌دانستیم به دردشان می‌‌خورد. چیزهائی هم بودند که اصلاً به ما تعلق نداشتند و باید به صاحبانشان می‌دادیم. معضل، تعدادِ زیادِ اشیاء و وقتِ بسیاری بود که باید به چنین کارهائی اختصاص داد. به یادِ سخنِ جنابِ کوهنورد افتادم. خیلی آهسته هر روز و گاه هر چند روز یک بار قسمتی هرچند کوچک از کار را انجام دادم. ماه‌ها گذشت، سرانجام انباری شد یک انباری مرتب و تمیز با  چیزهائی که سالم بودند و لازم داشتیم.نمونه دوّم: در کتابخانه پدرم چشمم به کتابِ سه جلدیِ قطورِ « شبه خاطرات » مرحوم دکتر علی بهزادی افتاد. با ملاحظه اجمالی آن متوجه شدم کتابی است ارزشمند. حجم زیاد آن (حدود هزار ورق یعنی تقریباً دو هزار صفحه ) مرا به فکر فرو برد. با خود گفتم « کی می ره این همه راهو، من اگه بخوام اینو بخونم که از کار و زندگی می افتم » لکن به یاد سخن جناب کوهنورد افتادم و همان روش را در پیش گرفتم. مدتها است هر شب چند دقیقه از وقتم را به خواندن کتاب « شبه خاطرات » اختصاص می‌دهم. این چند دقیقه برای من یک تفریح است، زیرا کتاب « شبه خاطرات » ضمن آن که اطلاعات واقعی، با ارزش و در عین حال جالبی در اختیار خواننده می‌گذارد در حد یک رمان خوب، جذاب است. مطالب صرفاً به رویدادهای تاریخ معاصر ایران محدود نمی‌شود. فقط اشاره می‌کنم اگر من کتاب « شبه خاطرات » را سال ها پیش خوانده بودم حالا زندگی بهتری داشتم. بگذریم. جلد اوّل را مدتها است تمام کرده‌ام و جلد دوّم هم در شرف اتمام است فقط با صرف هر شب چند دقیقه وقت ( بعضی شب ها همان دو صفحه را هم نخوانده‌ام )لازم است نکته بسیار مهمی را حتماً ذکر کنم. استفاده از روشی که ذکر شد فقط و فقط برای بعضی کارها معقول است و نه همه کارها. فرض کنیم در جهان پرشتاب علوم کامپیوتری کسی بخواهد با چنین روشی استفاده از یک نرم افزار را یاد بگیرد. به احتمال قوی قبل از آن که اولین کتاب را به پایان برساند آن نرم افزار از رده خارج شده ! در بسیاری از موارد و شاید در اکثریت قریب به اتفاق آنها می بایست کار را سریعاً و البته به نحو احسن  به پایان رساند. ولی برای بعضی کارها مثل نوشتن این پست استفاده از روشی که گفته شد بد نیست . من برای تنظیم این پست هر روز و گاه هر چند روز یک بار چند دقیقه از وقتم را کنار گذاشتم.   </description>
                <category>بهمن</category>
                <author>بهمن</author>
                <pubDate>Sun, 15 Apr 2018 20:52:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اشتباهات رایج در مورد جمعیت ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@b.hekmatizadeh/%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-cxscp64pzxcx</link>
                <description>برخلاف تصور رایج، جمعیت ایران با سرعت در حال افزایش است.کاهش مستمر باروری در کشور و هشدارها مبنی بر این که در صورت ادامه روند کنونی، جمعیت کشور در بلند مدت کاهش خواهد یافت موجب بحث‌های زیادی شده. در خلال این بحث‌ها معلوم می‌شود بسیاری، پندارهای کاملاً اشتباه در مورد جمعیت کشور و مسائل ذیربط دارند. متداول‌ترین اشتباهات به شرح زیر است:اشتباه اول: جمعیت ایران در حال کم شدن است.این اشتباه رواج کامل دارد. گواه این مدعا نامه‌ای است که 82 نفر پزشک به وزیر بهداشت نوشته‌اند. قسمتی از نامه مذکور عیناً به شرح زیر است:« حال سؤال اينجاست؛ درحالي‌كه طي سال‌هاي قبل، از فرزند چهارم به بعد نامطلوب درنظر گرفته مي‌شد، كشور با اين شدت با كاهش جمعيت روبه‌رو شده است، الان كه 3فرزند به بعد نامطلوب تلقي مي‌شود به كجا خواهيم رسيد؟ » [1]بسیار قابل تأسف است که حتی یک نفر  از هشتاد و دو نفر پزشک امضا کننده نامه نمی‌دانستند کشور نه تنها با کاهش جمعیت – آن هم کاهش شدید- روبه رو نشده، بلکه جمعیت ایران با سرعتی سرسام آور در حال افزایش است.آمارهای رسمی نشان می‌دهد در ایران به ازای هر یک نفر که می‌میرد حدود چهار نفر متولد می‌شود و جمعیت کشور هر سال حدود یک میلیون نفر افزایش می‌یابد.اگر نمی‌دانید چرا علیرغم کاهش مستمر و شدید باروری، جمعیت ایران کماکان با سرعت افزایش می‌یابد، می‌توانید جهت اطلاع از علت آن، مقاله زیر را مطالعه کنید.لیل‌نهاری، بهمن (1378) &quot;گشتاور رشد جمعیت ایران&quot; نشریه نامه علوم اجتماعی، دوره 13، شماره 13، تیر 1378، دانشگاه تهراناشتباه دوم: دیگر با معضل کمبود امکانات برای  جمعیت مواجه نیستیم.به گفته معاون امور آب و آبفای وزیر نیرو &quot; در حال حاضر برای تأمین آب مورد نیاز جمعیت فعلی مشکل داریم چه برسد به اینکه افزایش جمعیت نیز داشته باشیم. &quot; [2]  که البته داریم. هر سال حدود یک میلیون نفر.در مورد اشتغال نیز وفق اظهارات مسئولان ذیربط ، سرعت اضافه شدن جمعیت به بازار کار بسیار بیشتر از سرعت ایجاد شغل است، به گونه‌ای که هر سال شمار قابل توجهی به تعداد بیکاران کشور اضافه می‌شود.[3]نیازهای دیگر جامعه نیز تحت شرایط کنونی، وضعیتی کم و بیش همانند آب و اشتغال دارند. لذا هنوز با معضل کمبود امکانات برای  جمعیت مواجه‌ایم.اشتباه سوم: افزایش جمعیت فی‌نفسه مطلوب است.بسیاری می‌پندارند صِرف افزایش جمعیت، افزایش توانمندی را به همراه دارد. چنین نیست. تحت شرایطی که در علم اقتصاد هم مورد مطالعه قرار گرفته، افزایش جمعیت به کاهش کارائی می‌انجامد.آن‌ چه فی‌نفسه کارائی جمعیت را افزایش می‌دهد کیفیت است و نه کمیت. در غالب بحث‌های مربوط به جمعیت ایران، بی‌توجهی به مقوله کیفیت کاملاً مشهود است. قسمتی از خطبه شماره 97 نهج البلاغه که علامه فقید محمد تقی جعفری آن را به شرح زیر ترجمه کرده، به وضوح نشان دهنده اهمیت کیفیت جمعیت است. « سوگند به خدا، دوست داشتم معاویه درباره شما و یارانش با من معامله صرف می‌کرد. صرف دینار به درهم: ده نفر از شما را از من می‌گرفت و مردی از آنان را به من می‌داد. » [4]به گفته معاون اقتصادی وزارت کار و رفاه اجتماعی « در کشوری هستیم که سه چهارم نیروی کار، مشارکتی در روند تولید ندارد » [5]. و وفق اظهارات رئیس سازمان نهضت سواد آموزی، سی میلیون نفر از جمعیت ایران بی‌سواد و کم‌سوادند.[6] دیگر شاخص‌های مربوط به کیفیت جمعیت کشور نیز عمدتاٌ در حد مطلوبی نیستند.عقب ماندگی در علم و فن آوری، بی توجهی به هشدارهای ایمنی، رواج اعتیاد، فقر، شمار قابل توجه مجرمان و بیماران روانی و ... همگی جزو نتایج نازل بودن کیفیت جمعیت است. صرفاً در صورت بالا رفتن کیفیت جمعیت ایران تا حد مطلوب، شرایط لازم ( یا شرط کافی ) برای زندگی سالمِ یکصد و پنجاه میلیون نفر در کشور فراهم خواهد شد.اشتباه چهارم: افزایش جمعیت موجب تخریب محیط زیست کشور شده. به زعم بسیاری از صاحب نظران، خشک شدن دریاچه ارومیه و دیگر فجایع مربوط به تخریب محیط زیست ایران، پیامد افزایش جمعیت بوده. چنین نیست. آن چه تا کنون موجب فجایع مذکور شده، پائین بودن کیفیت جمعیت کشور بوده و نه بالا بودن کمیت آن. اظهارات و آمارهای ذیل مؤید این ادعا است.به گفته رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست « بدترین الگوی مصرف آب شرب و کشاورزی و انرژی دنیا را داریم، اگر به همین روال ادامه دهیم، طبیعت و منابع موجود را نابود می‌کنیم. »[7]« در کشورهای آسیایی منجمله ایران هر فرد سالانه 20 کیلوگرم کیسه پلاستیکی و نایلکس استفاده می‌کند د رحالی که در کشورهای اروپایی و آمریکائی با رساندن این مقدار به 100 گرم، توانسته‌اند پس از طی یک دوره روند مصرفی تصاعدی، موضوع را تا حدی کنترل کنند. » [8]« معاون وزیر نفت با یادآوری اینکه هم اکنون متوسط مصرف گاز در ایران چهار برابر متوسط جهانی و حدود 18 برابر کشور ژاپن است، تصریح کرد: همچنین هم اکنون سرانه مصرف گاز هر ایرانی 10 برابر مردم کشورهای اروپایی است. » [9]« معاون دفتر تالاب‌های سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به لایروبی‌های غیرکارشناسی که طی سال‌های گذشته در برخی از تالاب‌های کشور صورت گرفته گفت: این کار باعث خشک شدن و نابودی بیش از 70 تالاب در کشور شد. » [10]آمارهائی مانند آن چه ذکر شد را می‌ توان الی ماشاء... ادامه داد.بی اعتنائی به اکوسیستم و محیط زیست، پائین بودن سطح مدیریت بر منابع طبیعی و غلط بودن الگوهای مصرف نیز از ارمغانهای بی شمارِ نازل بودن کیفیت جمعیت است. اشتباه پنجم : کاهش باروری نهایتاً موجب عدم تأمین سالخوردگان می‌شود.گهگاه شنیده می‌شود کاهش باروری موجب می‌گردد نسبت بازنشستگان به افراد در سنین کار بالا برود و نتیجتاً کهنسالان بدون پشتیبان باقی بمانند. چنین نیست. مستمری‌بگیران  کشورهایی که کم‌ترین باروری و بیشترین میانگین سن را دارند  ( به عنوان مثال ژاپن ) با مشکلی مواجه نیستند زیرا تأمین اجتماعی در کشورهای مذکور بر پایه اصول علمی محاسبات بیمه‌ای به پیش می‌رود و به همین لحاظ توانمندی صندوق‌های بازنشستگی آن‌ها کاهش نمی‌یابد. ولی در ایران مستمری‌بگیران با خطر قریب‌الوقوع اِفلاس در نتیجه ورشکستگی کامل مؤسسات عمده تأمین اجتماعی مواجهند. این مؤسسات، به علت فشار ناشی از جمعیت فزاینده بیکاران، نمی‌توانند حتی بر مبنای ابتدائی‌ترین اصول محاسبات بیمه‌ای حرکت کنند.هر دقیقه پنج نفر و هر ساعت سیصد نفر وارد بازار کار می‌شوند.2 از طرفی ظرفیت بالفعل ایجاد اشتغال جدید بسیار کمتر از رقم یاد شده است و از طرف دیگر افزایش سرسام آور و مداوم شماربیکاران از هر لحاظ کشور را با خطر روبرو می‌کند. لذا به امید باز شدن جا برای بیکاران، قوانینی مانند بازنشستگی‌های پیش از موعد یکی پس از دیگری به تصویب می‌رسد. قوانینی که لازم‌الاجرا است و به همین لحاظ مؤسسسات عمده تأمین اجتماعی ناچارند برای اجرای آن‌‌ها حتی مقدماتی‌ترین اصول محاسبات بیمه‌ای را رها کنند و نتیجتاً در سراشیب سقوط قرار گیرند.گزیده‌هائی از اظهارات آقای حجت میرزایی معاون اقتصادی وزارت کار و رفاه اجتماعی که به شرح زیر است گویای وضعیت اَسفبار تکیه‌گاه‌های مستمری‌بگیران کشور است. صندوق بازنشستگی با 28 مورد تصمیم اشتباه اعم از بازنشستگی پیش از موعد و تأمین اجتماعی با تصمیماتی چون افزایش ورود اقشار مختلف و افزایش تعهدات دچار مشکلات عدیده شده‌اند.همچنین دو بند از برنامه ششم اخیراً به تصویب رسید که بازنشستگی پیش از موعد زنان با 20 سال سابقه بدون شرط سنی از این جمله است. این مصوبه دست کم 150 هزار نفر را در آستانه بازنشستگی قرار می‌دهد و بار مالی حدود 10 هزار میلیارد تومانی برای صندوق بازنشستگی به همراه خواهد داشت.وی همچنین به بازنشستگی رانندگان تحت پوشش تأمین اجتماعی و شمول آنها در دایره مشاغل سخت و زیان آور اشاره کرد و گفت: بار مالی این دو قانون برای صندوق بازنشستگی 5 تا 10 هزار و برای تأمین اجتماعی 30 هزار میلیارد تومان برآورد شده است و به این ترتیب همه صندوق‌ها با کسری بزرگی مواجه خواهند شد.این تصمیمات تبعات اجتماعی نیز دارد و تجربه نشان داده جا برای جوان‌ها باز نمی‌شود و پیچیدگی‌های بیشتری را رقم می‌زند. »4  ذکر نکته‌ای  بی‌مناسبت نیست. با پیشرفت تکنولوژی، امکان داشتن فعالیت سازنده و مفید تا پایان عمر، بیشتر می‌شود. زیرا با بالا رفتن سطح فن‌‌آوری، هم حفظ سلامتی میسرتر میگردد و هم وابستگی درصد رو به تزایدی از مشاغل به نیروی بدنی کاهش می‌یابد. بنابراین چنانچه میانگین شاخص‌های کیفی افراد یک جمعیت بالا باشد، در مورد ایام سالمندی نگرانی چندانی وجود نخواهد داشت. شاید بد نباشد موضوعی  مورد اشاره قرار گیرد. درباره ناآرامی های سال 1396 سخنان بسیاری گفته شده. بعضی دخالت اجانب را مطرح کردند. عده‌ای مؤسسات مالی غیرمجاز را عامل اغتشاش دانستند. بی کفایتی ها و فسادها و اختلاس ها هم به عنوان موجبات تظاهرات و تجمعات شناخته شد. حتی صحبت از مسئله غیرمعیشتی درخواست فضای بازتر  به میان آمد. لکن به زعم حقیر ریشه اصلی ناآرامی های سال گذشته افزایش بی رویه جمعیت بوده. هنگامی که در سال 1357 نظام شاهنشاهی سرنگون شد جمعیت کشور سی و شش میلیون نفر بود. حالا جمعیت کشور حدود هشتاد میلیون نفر است یعنی جمعیت ایران طی فقط چهل سال بیش از دوبرابر شده و با سرعت تمام باز هم در حال بیشتر شدن است. با چنین شتاب وحشتناکی در افزایش جمعیت، گسترش فقرو بیکاری و تبعات ناخوشایند آن و نهایتاً نارضایتی عجیب نیست. هنگامی که در سال 1378 مقاله گشتاور رشد جمعیت ایران را می نوشتم (با نام خانوادگی قبلی ام ) . مقاله ای که در نشریه دانشگاه تهران چاپ شد،  چنین روزهائی را پیش بینی کرده بودم و در همان جا هم نوشتم پیامدهای گشتاور هولناک جمعیت ایران تمامی بنیان های کشور را تهدید می کند. بله، ایران می تواند پذیرای یکصد و پنجاه میلیون نفر جمعیت باشد لکن به شرطها و شروطها. هنوز هیچیک از وسایل پذیرائی آماده نشده و ورود پیش از موعد تازه واردان اجازه نخواهد داد که در آینده نیز آماده شود. پیشتر ذکر شد که هیچیک از هشتاد و دو نفر پزشک امضا کننده نامه به وزیر بهداشت نمی دانستند جمعیت ایران در حال افزایش است و نه کاهش. در نامه مذکور موضوعی بسیار قابل تأسف تر وجود دارد و آن راه کاری است که پزشکان ارائه داده اند. راه کار این است، «  بيت المال صرف ارائه رايگان اقلام كنترل جمعيتي نشود؟  » 1پزشکان تحصیلکرده فکر نکرده اند که اقشار مرفه و متوسط جامعه کمترین نیازی به اقلام ممانعت از بارداری رایگان وزارت بهداشت ندارند. وقت آن ها با ارزش تر از آن است که بروند و اقلام رایگان وزارت بهداشت را بگیرند. راه کار ارائه شده فقط موجب محرومیت بیشتر ضعیف ترین قشر جامعه می شود که شده از نان شب شان هم بزنند اقلام پیشگیری از بارداری را با درآمد اندکشان تأمین خواهند کرد. زیرا به خوبی می دانند هزینه تأمین اقلام مذکور بسیار کمتر از هزینه بزرگ کردن بچه است.  [1]  نقل از « وزارت بهداشت جمعیت را کنترل می کند » همشهری آنلاین: سه شنبه 22 تیر 1395  کد مطلب 339696[2]  « گزارش تلخ از وضعیت بحرانی آب در کشور؛ خشکسالی تا 20 سال دیگر ادامه دارد » همشهری آنلاین: چهارشنبه 14 مرداد 1394 کد مطلب: 303183[3]  « افزایش بیکاری دقیقه‌ای شد، اضافه شدن ساعتی 300 بیکار » همشهری آنلاین: شنبه 27 آذر 1395 کد مطلب: 355687[4]  جعفری، محمد تقی (1386) &quot; نهج البلاغه &quot; انتشارات شرکت تعاونی کارآفرینان فرهنگ و هنر ، صفحه 281[5]  « 100 هزار زن در آستانه بازنشستگی ؛ مخالفت وزارت رفاه با مصوبه مجلس » همشهری آنلاین: چهارشنبه 29 دی 1395 کد مطلب: 359130[6]  « 30 میلیون نفر از جمعیت ایران بی‌سواد و کم‌سوادند » همشهری آنلاین: دوشنبه 30 بهمن 1391 کد مطلب: 201964[7]  « ابتکار: ایران بدترین الگوی مصرف آب و انرژی دنبا را دارد » همشهری آنلاین: دوشنبه 2 تیر 1393 کد مطلب: 263553[8]  « نه به نایلکس » همشهری آنلاین: سه شنبه 22 تیر 1395 کد مطلب: 339694[9]  « ایران بیشتر از اروپا گاز مصرف می‌کند » همشهری آنلاین: جمعه 10 آذر 1391 کد مطلب: 192807[10]  « لایروبی غیرکارشناسی باعث نابودی بیش از 70 تالاب شد » همشهری آنلاین: دوشنبه 11 بهمن 1395 کد مطلب: 360402   m]��|t</description>
                <category>بهمن</category>
                <author>بهمن</author>
                <pubDate>Wed, 04 Apr 2018 12:51:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیشنهاد برنامه غذایی</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84-1397-ougisnzjuffv</link>
                <description>برای خیلی از خانواده ها منجمله خانواده ما اینکه چی ناهار بپزم؟ یا اینکه غذا چی درست کنیم؟ یک مسئله است. به خاطر همین،  یک برنامه مدون غذایی درست کردم و فایل صفحه گسترده آن را در اینجا گذاشتم. اگر خوشتان آمد شما هم آن را به کار ببرید. نحوه استفاده از برنامه اینطور است، هر ماه هر غذا که درست شد و یا خریداری شد از لیست آن ماه کنار گذاشته می شود.چند نکته درباره فایل:بعضی از غذاها مانند ماکارونی و قرمه سبزی هر ماه تکرار می شود.بعضی از غذاها مانند خورشت بادمجان و خورشت کرفس یک ماه با مرغ است و ماه دیگر با گوشتبعضی از غذاها در هر فصل یکبار تکرار شده است.نحوه تکرار هر غذا در کاربرگ شماره دو آمده است.در کاربرگ شماره 3 غذاهای هر ماه به تفکیک نوع آن نوشته شده.شما می توانید به دلخواه خود لیست را تغییر دهید و استفاده کنید. فراموش نکنید این لیست صرفاً یک پیشنهاد است.آن چه می بایست مورد توجه قرار گیرد، نحوه یا قالب برنامه ریزی غذائی است که پیشنهاد شده. محتوای  برنامه در مورد هر خانواده ممکن است تغییر یابد. حتی در مورد یک خانواده هم امکان دارد محتوای برنامه دائماً در حال تغییر باشد.موجب امتنان است که خوانندگان محترم برنامه های بهتری تهیه کنند و  آن ها را در کامنت ها به اشتراک بگذارند، زیرا برنامه ای که من تهیه کرده ام هنوز خیلی جا برای بهتر شدن دارد. خیلی ساده می توانید مانند من فایل اکسل خودتان را در یک فضای ابری ذخیره کنید، اجازه دسترسی عمومی به آن فایل اکسل را بدهید و آدرس ذیربط را در کامنت وارد کنید.</description>
                <category>بهمن</category>
                <author>بهمن</author>
                <pubDate>Tue, 20 Mar 2018 19:31:31 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>