<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدسعید میری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@babasaeid</link>
        <description>دانشجوی زبان‌شناسی | این‌جا درباره‌ی زبان می‌نویسم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 18:27:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/32932/avatar/IPUBr9.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدسعید میری</title>
            <link>https://virgool.io/@babasaeid</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آیا واژه‌ی «کروناویروس» غلط است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@babasaeid/coronavirus-tjijulho8jmk</link>
                <description>کرونا را نمی‌توان تنها یک بیماری با پی‌آمدهایی در حوزه‌ی بهداشت و سلامت دانست. حتماً شما هم می‌دانید که با ورود کرونا اقتصاد، آموزش، حکمرانی، و حتی بعضی پیش‌فرض‌های ما تکانی اساسی خورد. این ویروس در زبان‌شناسی هم برای خود جایی باز کرده و از زمانِ همه‌گیری تا الآن چندین وبینار درباره‌ی کرونا از دید زبان‌شناسی برگزار شده است. خب این یعنی چه؟ مگر زبان‌شناسان می‌توانند کرونا را مطالعه کنند؟ از نظر تأثیر آن در زبان، بله. یک نمونه را من در مطلب کرونا و استعاره توضیح داده ام.کروناویروس: آتش‌بیارِ معرکهکرونا باعث نزاع میان زبان‌شناسان و تجویزگرایان هم شد! چطور حالا؟ از وقتی واژه‌ی «کروناویروس» دهان‌به‌دهان چرخید و در نوشتار فارسی (در خبرها و توییت‌ها و پست‌های تلگرامی) ظاهر شد، داد ویراستاران و خبرنگاران درآمد که چرا این واژه‌ی غلط را به کار می‌برید. نمونه‌ای از این واکنش را در تصویر زیر می‌بینید:توییت سام فرزانه (خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی)توییت بالا مشت نمونه‌ی خروار است. اگر در توییتر بگردید مثال‌های بیش‌تری پیدا خواهید کرد. این‌ها می‌گویند که در فارسی اگر بخواهیم چیزی را به چیزی اضافه کنیم، ترتیب واژه‌ها شبیه «پنجره‌ی کلاس» یا «معلم احمق» است؛ نه «کلاس‌پنجره» یا «احمق‌معلم». از این رو واژه‌ی کروناویروس را نباید پذیرفت چون ترتیبش درست نیست و براساس قواعد فارسی ساخته نشده و در ثانی، وقتی می‌توان گفت «ویروس کرونا»، اصلاً این قرتی‌بازی‌ها چیست؟ چرا دربرابر انگلیسی انقدر وا داده اید؟غرب‌زده‌ها به خانه‌ی گل می‌گویند گلخانه!یکی از نخستین چیزهایی که ما دانشجویان زبان‌شناسی می‌آموزیم این است که کار زبان‌شناس توصیف زبان خواهد بود؛ نه تجویز. ما می‌گوییم که زبان مال همه‌ی مردم است و تغییر در آن نه اشتباه است، نه غلط، نه از سر بی‌سوادی. خیلی از چیزهایی که امروز می‌گوییم و می‌نویسیم و به خیال خود درست می‌دانیم، در نظر نویسندگان و ادیبان یک قرن پیش غلط بوده و به واسطه‌ی بی‌سوادی مترجمان وارد فارسی شده است. زبان‌شناس می‌گوید که بسیاری از این حکم‌های درست و غلط معیار زبانی ندارند. نمونه‌اش همین کروناویروس است. برگردیم به ادعای توییت بالا. آیا این واژه با قواعد زبان فارسی همخوانی ندارد؟ می‌خواهید پاسخ زبان‌شناسان را بدانید؟اگر کمی دقیق‌تر شویم، کروناویروس مشابه‌های زیادی در فارسی دارد. اگر آن را ترکیب اضافی بدانیم، آن‌گاه می‌توان با گلخانه و آب‌انبار مقایسه‌اش کرد. اگر هم ترکیب وصفی بدانیم، آن‌گاه به قیاس گوژپشت و دیوسیرت و بزرگمرد می‌توان کروناویروس را هم در زبان فارسی داشت. این‌ها نمونه‌هایی در فارسی رسمی و معیار بود. چرا راه دور برویم؟ اگر بیننده‌ی سریال پایتخت بودید حتماً واژه‌ی مجلسی‌آدم به گوش‌تان خورده بود. متأسفانه نویسنده‌ی توییت بالا به این مثال‌ها اصلاً توجه نداشت. حتی وقتی چند کاربر برایش مثال‌هایی مشابه آب‌انبار و بزرگمرد آوردند، به هیچ‌کدام پاسخ نداد!خب چرا دعوا داریم؟اگر کروناویروس عیب و ایرادی ندارد پس نزاع بر سر چیست؟ به نظر می‌رسد که کروناویروس نسبت به ویروس کرونا نشان‌دار است. نشان‌دار؟ بگذارید با یک مثال توضیح بدهم که چیست. امیدوار ام شما هم مثل من این روزها در خانه مانده باشید. انشاءالله بعد از کرونا که قرار است با دوست‌تان بروید بیرون و دلی از عزا دربیاورید، وقتی سرِ قرار می‌رسید و می‌بینید هنوز نیامده، بهش زنگ می‌زنید و می‌گویید: «کجایی؟» (کجا هستی؟) و او هم مثلاً می‌گوید: «دور میدون ولیعصرم». حال اگر کرمانشاهی باشید (مثل من) به دوست‌تان پای تلفن می‌گویید: «هستی کجا؟» و او هم جواب می‌دهد: «هستم دور میدان ولیعصر». برای شما غیرکرمانشاهی‌ها «هستی کجا؟» و «هستم فلان‌جا» غریب است. یا اگر کسی با «طیاره» جایی برود، یا درباره‌ی «اَکَدمی» صحبت کند، شما را به زحمت می‌اندازد که تشخیص دهید این‌هایی که گفت همان «هواپیما» و «آکادمی» خودمان است. در زبان‌شناسی به آن صورتِ معمولیِ رایج‌تر می‌گوییم بی‌نشان و به آن صورتِ غیرمعمول می‌گوییم نشان‌دار.حال برگردیم به آن جمله‌ی پاراگراف قبل: به نظر می‌رسد که کروناویروس نسبت به ویروس کرونا نشان‌دار است؛ یعنی فارسی‌زبان در حالت عادی میل دارد بگوید ویروس کرونا و اگر  کروناویروس را بشنود تعجب می‌کند. گویا دعوای نویسنده‌ی توییت هم همین است. به نظر او کروناویروس غیرمعمول است و انتظارش این بود که آن افراد ویروس کرونا را به کار ببرند. همین بود که باعث شد بعضی کاربران در توییتر به واژه‌ی کروناویروس اعتراض کنند و رواج آن را از سر پُز دادن و خودباختگی بدانند و بگویند که مگر آن خبرگزاری ویراستار ندارد! پاسخ زبان‌شناسانه را در بالا دیدید. پس اگر دعوا بر سر درست و غلط باشد، کروناویروس با قواعد فارسی همخوانی دارد و دعوای اصلی فقط سر نشان‌داری است.خب کدام را انتخاب کنیم؟ نشان‌دار یا بی‌نشان؟ پاسخ به این سؤال کار زبان‌شناس نیست و به عهده‌ی شخص است که بین این دو، کدام را انتخاب کند. این تصمیم را نمی‌توان از پیش معلوم دانست و حتی بسته به موقعیت‌های مختلف ممکن است تغییر کند. به بیان دیگر، ممکن است گزینش یکی از این دو به مقاصد ارتباطی ما بیش‌تر کمک کند. مثلاً اگر در بین پزشکان و پرستاران صحبت کنیم، واژه‌ی کروناویروس برای‌شان عجیب نیست و شما را به غرب‌زدگی متهم نمی‌کنند.حال هدف شما چیست؟ مخاطبان شما کیستند؟ اگر به این‌ها پاسخ دادید، آنگاه بین کروناویروس و ویروس کرونا انتخاب می‌کنید.</description>
                <category>محمدسعید میری</category>
                <author>محمدسعید میری</author>
                <pubDate>Sat, 09 May 2020 22:15:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بحث جنگ است؟ شاید!</title>
                <link>https://virgool.io/@babasaeid/metaphor-argument-is-war-mauuv3kfkvqy</link>
                <description>اگر از غیرمتخصص‌ها بپرسیم که استعاره چیست، احتمالاً پاسخ‌ها این است: «استعاره یعنی نوعی تشبیه که در زبان ادبی به کار می‌رود». دقیق‌ترش را شاید بعضی‌ها بتوانند بگویند: «استعاره یعنی نوعی تشبیه که فلان اجزایش حذف شده باشد و انواعی دارد». یحتمل «بُتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه‌بان دارد» را هم برای مثال می‌گویند.اگر ازشان بپرسیم که خب … کلام غیراستعاری چیست، از همان روزنامه‌ی کنار دست‌شان برای‌مان می‌خوانند: «چرا فشار خون بالا می‌رود؟» یا «علت به توافق نرسیدن امیری با تراکتور مشخص شد». واقعاً؟ این  جمله‌های معمولی استعاری نیستند؟ بیاییم کمی دقیق‌تر نگاه کنیم.استعاره، فقط مختص ادبیات؟قدما می‌گفتند استعاره نوعی تشبیه است، یعنی شاعر یا نویسنده به واسطه‌ی شباهتی که بین ــ مثلاً ــ معشوقش و بُت حس می‌کرد، او را «بت» می‌نامید. کمی جزئی‌تر بشویم، این «بت» صورت کوتاه‌شده‌ی همچین تشبیهی بود: «معشوق من مانند بت، پرستیدنی/شکوهمند است» که در استعاره فقط همان «بت»اش را می‌آورند. خب تا این‌جا فهمیدیم که شاعر یا  نویسنده شباهتی بین معشوقش و یک چیز دیگر یافته و این استعاره را به کار برده.به «چرا فشار خون بالا می‌رود؟» نگاه کنیم. آیا فشار خون چیزی است که مثلاً الان کف زمین باشد و بعد از مدتی پر و بال در  بیاورد و بچسبد به سقف؟ آیا «بالا رفتن» فشار خون یعنی مثلاً از کف پای ما برود پسِ سرمان بنشیند؟ خب این‌طور نیست. در واقع فشار خون را با یک عدد نشان می‌دهند که آن عدد هم نمایانگر فشاری است که خون در شریان‌های ما دارد. خب پس چرا وقتی این فشار زیاد می‌شود می‌گوییم «بالا» رفته و هروقت  فشار کم می‌شود می‌گوییم «پایین» آمده؟«علت به توافق نرسیدن امیری با تراکتور مشخص شد». توافق یعنی چه؟ یعنی در این نمونه، امیری و تراکتور در ازای فلان مبلغ،  فلان تعهدات را بپذیرند. آیا توافق، «جایی» است که امیری و تراکتور به آن  نرسیدند؟ یعنی ترافیک بود؟ جاده را بسته بودند؟ اگر این‌ها نیست، پس مفهوم «توافق» را مانند چیزی رسیدنی می‌دانیم؟ بله. اما چرا؟چرا استعاره؟نگاهی به دو مثال «فشار خون» و «توافق» بیندازیم. «توافق» را نمی‌توانیم لمس کنیم یا آن را لای دندان‌مان فشار دهیم. درک این مفهوم انتزاعی کمی برای ما دشوار می‌شود. استعاره قرار است کار ما را ساده‌تر کند. چه‌طور «توافق» را درک کنیم؟ درک «مقصد» برای ما ساده است: هر روز از خانه  برای رسیدن به مقصدی بیرون زده ایم و از آن‌جا هم به خانه برگشته ایم. پس توافق را می‌توانیم «مقصد»ی تصور کنیم که بعضی‌ها به آن «می‌رسند» و بعضی «نمی‌رسند».درک «افزایش فشار خون» نیز چنین است. ما  مفهوم «بالا» و «پایین» را درک می‌کنیم و با بدن‌مان و با تجربیات بدنمندمان آن را می‌فهمیم. اگر یک لیوان خالی را تصور کنیم که در آن آب می‌ریزیم، هر لحظه که مقدار آب بیش‌تر می‌شود، می‌بینیم که سطح آب بالاتر می‌آید. این شاید یکی از ابتدایی‌ترین تجربیات ما باشد. پس این‌جا نیز میان مفهوم «بیش‌تر/کم‌تر» شدن فشار خون و «بالا/پایین» بودن پل زده ایم. یعنی هر چیزی که بیش‌تر باشد را «بالا»تر توصیف می‌کنیم و چیزهای کم‌تر را «پایین»تر.تقریباً از دهه‌ی ۸۰ میلادی و به‌ویژه با پژوهش‌های جورج لِیکاف و مارک جانسون، استعاره یکی از مهم‌ترین اجزای نظام مفهومی ما معرفی شد. این زبان‌شناسان گفتند که کاربرد استعاره بسیار فراتر از چیزی  است که پیش‌تر تصور می‌کردیم. استعاره‌ها در کاربرد روزمره‌ی زبان ما حضور بسیار پررنگی دارند. آن‌ها گفتند همین که  ما می‌گوییم «میرسلیم نتونست تو مناظره از نظراتش دفاع کنه» به استعاره‌ی  پرکاربردی اشاره دارد که ساختارش این است: بحث جنگ است. یعنی حوزه‌ی مفهومی «بحث»، که مفاهیمی مثل گفت‌وگو و مناظره و تبادل نظر و غیره را دارد، به حوزه‌ی مفهومی «جنگ» مرتبط می‌شود که در آن ضربه و دفاع و حمله و کوبیدن و  جز این‌ها وجود دارد.این زبان‌شناسان و هم‌فکران‌شان که به «زبان‌شناسان  شناختی» معروف اند، استعاره را فقط یک چیز که مختص زبانی خاص باشد نمی‌دانند. در پژوهش‌های‌شان متوجه شده اند شماری از استعاره‌ها «بنیادین»  است، یعنی در همه‌ی زبان‌هایی که بررسی کرده اند وجود دارد. همین‌ها بود که این زبان‌شناسان را به این نظر رساند که استعاره جزئی از نظام مفهومی ماست.</description>
                <category>محمدسعید میری</category>
                <author>محمدسعید میری</author>
                <pubDate>Mon, 20 Apr 2020 13:44:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرونا و استعاره</title>
                <link>https://virgool.io/@babasaeid/coronavirus-and-metaphor-dcmosjhf0bxu</link>
                <description>The Phantom Horseman,1870-93 by Sir John Gilbert (d.1897)از ابتدا که هشتگ #کرونا را شکست می‌دهیم رایج شد، به این فکر بودم که چیز کافی‌ای بنویسم درباره‌ی «شکست دادن» و «مبارزه» با بیماری. یکی از کارهایی که همواره انجام می‌دهیم، فهمِ یک مفهوم برپایه‌ی مفهومی دیگر است؛ همان چیزی که به آن استعاره می‌گویند. مثلاً وقتی می‌گوییم «فلانی داره با سرطان مبارزه می‌کنه»، سرطان (بیماری) را دشمن و درمان آن را چیزی از نوع مبارزه (جنگ) می‌دانیم. البته هرکدام از ما دوروبرمان کسی را سراغ داریم که توانسته سرطان را درمان کند یا رشدش را بسیار کم کند. این‌ها از دید ما با سرطان «جنگیدند» و «پیروز شدند» و «شکستش دادند».ما می‌دانیم که استفاده از استعاره‌ی «جنگ» برای «بیماری»ها می‌تواند از جهاتی مفید باشد. می‌تواند به بیمار انگیزه بدهد که دربرابر بیماری کم نیاورد و ناامید نباشد و برای بهتر شدن تلاش کند. اما این استعاره همیشه مفید نیست؛ مخصوصاً اگر بیماری سختی مثل سرطان باشد که در بسیاری از مواقع زور بیمار به آن نمی‌رسد. در چنین شرایطی استعاره‌ی جنگ می‌تواند حتی افسردگی را هم به مشکلات بیمار اضافه کند، چون «تنبل بوده» یا نتوانسته به «اندازه‌ی کافی بجنگد».خانم پروفسور الِنا سِمینو، استاد زبان‌شناسی در دانشگاه لنکستر، کسی است که درباره‌ی استعاره‌های گفتمان سلامت تحقیق کرده است. او به همراه تعدادی دیگر، کتاب استعاره، سرطان، و پایان زندگی: مطالعه‌ای پیکره‌بنیاد را نوشت و مقاله‌هایی هم درباره‌ی این موضوع دارد. حال که بحران کرونا و لزوم شکست دادن آن جهانی شده، سمینو مقاله‌ای را توییت کرده درباب موضوع استعاره‌ی جنگ و کرونا. ذیل همان توییت هم توضیح داده که درباب کرونا استعاره‌های جنگ به درد نمی‌خورند، چون ما قرار نیست افراد را به کاری واداریم. ما فقط قرار است به آن‌ها بگوییم هیچ‌کاری نکنید و در خانه بمانید. هشتگی را معرفی کرده (#ReframeCovid) و از کاربران خواسته استعاره‌هایی برای کرونا و «در خانه ماندن» پیشنهاد کنند. خودِ سمینو نیز با همکارانش فایلی در Google Docs ساخته و استعاره‌های جایگزینی را که بقیه پیشنهاد کرده اند ــــ از هر زبانی ــــ جمع می‌کنند. او پیشنهاد داده به کسانی که از خانه بیرون می‌روند این را بگوییم: «اگه بیرون بری تو یه بمب ساعتی هستی».</description>
                <category>محمدسعید میری</category>
                <author>محمدسعید میری</author>
                <pubDate>Mon, 20 Apr 2020 11:32:54 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>