<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های باقر محرمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@bagher.moharami</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:57:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/19215/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>باقر محرمی</title>
            <link>https://virgool.io/@bagher.moharami</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شغل ماموریتیِ من</title>
                <link>https://virgool.io/@bagher.moharami/%D8%B4%D8%BA%D9%84-%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%90-%D9%85%D9%86-fl3yyurmen9b</link>
                <description>تیم فروش شهرستان #اسنپ_فود حالا که تو ماموریت چند هفته ای #اسنپ_فود تو مشهد هستم ، دارم به این فکر میکنم که تو این شغل خاص و پر از هیجان و استرس و غیر روتین ، دارم چه چیزها رو از دست میدم و چه چیزهایی رو بدست میارم . یقینا‌ زندگی شخصی ما در این دوره ی بد اقتصادی به شغل ما گره خورده ، گاهی مجبوریم دو دستی شغلمون رو بچسبیم که صرفا بخاطر درآمد ش هست ، گاهی نه شغل مون عشقم‌مون هم هست ...وقتی به چند سال گذشته نگاه میکنم ، تا بحال تجربه های زیادی تو حوزه های استارتاپی‌ ، رستورانداری‌ ، سفر  داشتم و شغل امروزم دقیقا ترکیبی از این موارد هست و روح هیجانی منو ارضا میکنه و خیلی خوشحالم که عضوی از این مجموعه هستم بخصوص با مدیریت مدیر خوبمون مُنا‌ ی  عزیز @mona.fereydooniتو این مدت کوتاه که تو @Snappfood_ir دارم کار میکنم مهمترین قسمتش همکاری و آشنا شدن با آدمهایی هست که حالا مانند خانواده مون هستن #تیم_فروش_شهرستان.ولی یه چیزی رو که خیلی خوب یاد گرفتم و همیشه عملی کردم تو زندگیم اینه که دست کشیدن از شهر ، شخص ، شغل و ... اگه بخواد آرامش ام رو ازم بگیره ، به راحتی خوردنِ آبه ?حتی به قیمت شکستم‌ باشه.</description>
                <category>باقر محرمی</category>
                <author>باقر محرمی</author>
                <pubDate>Sun, 22 Dec 2019 18:03:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منِ گیاهخوار</title>
                <link>https://virgool.io/@bagher.moharami/%D9%85%D9%86%D9%90-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1-skerzvkorah9</link>
                <description>?ابراز عقیده و هرگونه شوخی کردن زیر این پست آزاده ???اول نوامبر ، روز جهانی گیاهخواری هستش??????????? ...و این عکس منِ گیاهخوار رو هم یهویی میرهادی @mirhadi_khatibi گرفت ... فکر نمی کنم عکسی بهتر از این برای گیاهخواری میتونستم بگیرم که داشتم شوخی میکردم باهاش...تو همه اطرافیانم تا الان بجز دو نفر گیاهخوار ندیدم و هر دوتاشون هم دخترن ... بقیه ی دوستان با کلی متلک از مضرات گیاهخواری برام سخنرانی میکنن بخصوص تو ماموریت ها که خرید غذا برام خیلی سخت تر میشه ...حالا انواع گیاهخواری رو براتون مینویسم لطفا مزایاش‌ رو خودتون جستجو کنین ......&quot;گیاهخواری به معنای پرهیز از خوردن گوشت جانوران است که ممکن است شامل پرهیز از غذاهایی مانند مواد شیری که خاستگاه جانوری دارند نیز بشود. چندین نوع گیاهخواری وجود دارد که بسته به نوع آن، جهت گیری گیاهخواران در برابر دامها و فراوردههای دامی متفاوت است. گیاهخواران در کنار نخوردن و یا کمتر خوردن فراوردههای جانوری با آزار و کشتار آنها نیز مخالفاند.&quot;...انواع گیاهخواری:#وجترینخام گیاهخوار (#خام_گیاهخواری )#میوه_خوار (Frutarian)#فروگن (Frugan)شیر گیاه خوارزرده گیاه خوارشیر زرده گیاه خوار (گیاه خواری حاوی شیر و تخم مرغ)نیمه گیاه خوار (semi - vegetarian)پسکیترینیسم (Pescetarianism)#وگنیسم...از مضرات #گیاهخواری برام میتونین‌ بنویسین</description>
                <category>باقر محرمی</category>
                <author>باقر محرمی</author>
                <pubDate>Sat, 02 Nov 2019 02:11:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی و شغل مورد علاقه</title>
                <link>https://virgool.io/@bagher.moharami/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D8%BA%D9%84-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%87-tbk2uzhfqdhj</link>
                <description>الان كه به چند سال قبل نگاه ميكنم میتونم بگم حتى نميتونم خودم رو بشناسم!البته بعضى روزها هم آرزو ميكنم ميتونستم به عقب برگردم ، اما نه براى اينكه چيزى رو تغيير بدم ، فقط براى اينكه يه سرى چيزها رو دوباره حس كنم ، قوی بودن هارو ، خنده از ته دل هارو ، سفرهای بی نظیر رو ، دوستی های ناب رو ، لحظه های باهم بودن رو ، تجربه ی بی نظیر یه زندگی با بی نهایت عشق رو ?...و البته همراه با تمام اشتباهاتم .اما اصلا دوست نداشتم اشتباهاتم رو پاک کنم چون تمام خِرد و نیمچه عقل امروزم‌ هم پاک میشد ..این روزا دارم به این فکر میکنم که من دارم همون  افسانه اى ميشم كه براش به دنيا اومدم ...صاحب اون چیزایی میشم که میخواستم ، اون زندگی هیجان انگیز با شغلی دوست داشتنی و قلب همیشه روشن و پر از صلح و عشق ...عشقی که رنگش زرده ??و ناگفتنی نمونه که یه پسر ميدونه چيزيكه ميخواد رو چطور بدست بياره و يه مرد ميدونه كه چيزيكه بدست مياره رو چطور نگه داره ? اما این بدست آوردن ها هنوز هم ادامه داره و میدونم که اگه براى چيزهايى كه دوست دارمنجنگم نباید براى چيزهاى كه از دست ميدم گريه کنم ...و در آخر ، در سه كلمه ميتونم هر چى كه راجع به زندگى يادگرفتم رو خلاصه كنم: زندگى ادامه داره ??❤</description>
                <category>باقر محرمی</category>
                <author>باقر محرمی</author>
                <pubDate>Wed, 16 Oct 2019 09:47:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه میتوانیم ؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@bagher.moharami/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-boc63bo8zhix</link>
                <description>چجوری میتونیم از امید و امیدواری حرف بزنیم و همه جا و پیش همه کس نماد امیدواری باشیم ولی از حال یه نفری که همه امیدش هستیم، بی خبریم ...چگونه میتونیم از مهربانی و محبت دم بزنیم ولی روزهاست به تلفن ها و پیام های یه نفری که ، تنها یه دیقه صحبت با ما ، زندگی شو زیر و رو میکنه ، جواب نمی دیم ...با چه رویی از نبود شادی و خوشحالی تو جامعه ناراحتیم و دولت و حکومت و سیاست رو مقصر این عدم شادی می دونیم و غافل از شخصی هستیم که یه لبخند ما دنیاشو غرق شادی میکنه ...چجوری تز روشنفکرانه‌ای در مورد ضریب نفوذ غم در جامعه میدیم و به جنگ غصه میریم و به فکر ریشه کن کردن افسردگی هستیم ولی خودمون دلیل گریه های گاه و بی گاه یه آدمیم‌ که چشم انتظار ماست...چگونه در مورد وطن و غربت و موندن و ساختن و آباد کردن شهر و کشور مون حرف میزنیم ولی غربت کسی میشیم که وطن دیده ما رو ؟؟ چگونه با مشت های گره کرده و چهره ی حق به جانب حامی مظلومان میشیم و به فکر انقلاب بر علیه ظلم و فساد نهادینه شده تو جامعه و کشور هستیم ولی هم اکنون داریم با نبودنمان‌ ظلمی در حق یه نفر میکنیم که هیچ پناهی جز ما نداره ...</description>
                <category>باقر محرمی</category>
                <author>باقر محرمی</author>
                <pubDate>Thu, 12 Sep 2019 21:51:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من متنفرم از هنر زیبای کشورت</title>
                <link>https://virgool.io/@bagher.moharami/%D9%85%D9%86-%D9%85%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%AA-yvhnggpaiuxv</link>
                <description>هرجا که سخن از صنایع دستی و بخصوص فرش و قالی و قالی بافی میشه یا عکس و فیلمی از این هنر خانمان‌ برانداز میبینیم یاد تک تک روزهای کودکی ام میفتم که حرام شدن ، روزهای خوبم رو سوزاندن‌ و دود کردن ...دارم از هنری حرف میزنم که به قدمت تاریخ بود!!و افتخاری برای ایران و باعث فخر بشر ولی فقری به وسعت زندگی برای ما و اکثر مردم شهر و دیارمان..‌هیچ وقت یادم نمی ره که زمان استراحت یا تماشای تلویزیون و بازی مون همه اش با این هنر اصیل و گران‌بها و پرزحمت ایران پر میشد . همه بچه ها میرفتن فوتبال و ورزش و کلاسهای رنگارنگ تو تابستون ولی ما پشت دار قالی بودیم فقط ...‌گاهی موقع بافتن قالی انگشت کوچک دستمون رو میبُردیم و تارهای قالی به رنگ خون میشد ، گاها که فکر میکنم به اون روزا ، میگم هنر رنگارنگ فرش ایران الان داره تاوان خون تمام بچه های قالی باف رو میده ...‌ هیچ موقع یادم نمی ره که وقتی یه فرش رو می‌بافتیم و تموم میشد خیلی خوشحال میشدیم که پول خوبی میگیریم ولی وقتی بابا برای فروش فرش میرفت برگشتنی حتی بدهکار اون مافیای بی همه چیز این هنر به ظاهر پولساز میشد...‌‌کاری میکردن که بابا میگفت دیگه این فرش آخری بود که بافتیم ولی هنری جز این و البته والاتر از این نداشتیم ، شغلی که بعد از بیست سال پرداخت بیمه قالی بافی فقط ماهی پانصد و بیست هزار تومن حقوق بازنشستگی نصیب بابا شده ...</description>
                <category>باقر محرمی</category>
                <author>باقر محرمی</author>
                <pubDate>Tue, 03 Sep 2019 02:35:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیروی ماموریتی بودن ...</title>
                <link>https://virgool.io/@bagher.moharami/%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-qtmxrep8v0ms</link>
                <description>برای ما بچه های ماموریتی شرکت #اسنپ_فود ، زندگی هتلی داره دیگه عادت میشه ، تو هرماه حدود دوتا سه هفته بین شهرها باید جابجا شیم ...معایب این نوع شغل و زندگی بخصوص وقتی تنهایی میریم ماموریت ، دقیقا تنها بودن هستش و زندگی در هتل به مدت دوتا سه هفته خیلی سخته ، خستگی مفرط و تلنبار شدن این خستگی خیلی اذیت کننده میشه ، صبح تا شب گشتن در شهر و قرارداد بستن با رستورانها یا بررسی رستورانهایی که به تیم فروش ارجاع داده شده ، باعث میشه شب که برگردیم هتل دیگه فقط بخوابیم ...اما از مزایای‌اش بگم براتون که تو ماموریت کل هزینه هام که صفر میشه ( هزینه هتل ، رفت و برگشت به تهران ، هزینه های حمل و نقل در شهر با اسنپ ، هزینه خوراک ) که از تنخواه دریافتی تامین میشن...یعنی یه گام بلند برای پس انداز خوب ...سفر مزیت دیگه ی این شغل هست که میتونی کل ایران رو بگردی و مکانهای تاریخی و طبیعی داخل شهر و گاها بیرون شهر بتونی بازدید کنی.از مزایای دیگه میتوان به آشنا شدن با افراد جدید و مردم شهر اشاره کرد که یکی از بهترین نکات این شغل هست ...</description>
                <category>باقر محرمی</category>
                <author>باقر محرمی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Aug 2019 21:02:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسنپ فود و آینده ام</title>
                <link>https://virgool.io/@bagher.moharami/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%BE-%D9%81%D9%88%D8%AF-%D9%88-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85-rpkdwciv19fi</link>
                <description>همیشه فکر میکردم که سود کمتر بهتر از مزد بیشتره برا همین حدود ۶ سال صاحب فست فودی به نام روبه‌رو تو ارومیه بودم ، روبروی دانشگاه آزاد با مشتریانی از جنس دانشجو ، با حداقل ۳ نفر نیرو و حداکثر ۷ نفر ، روزگار خوبی بود و بیشتر اعتبارم رو از اونجا کسب کردم. حالا که به عنوان کارشناس فروش شرکت اسنپ فود تو ارومیه مشغول به کارم ، تا به حال به این اندازه از کارمند بودن لذت نبرده بودم با اینکه شدیدا اهل سفر هستم ولی لذت میبرم از کار کردن با تیمی قوی ، منعطف و همیشه معتمد بهم .این روزها که دارم تصمیمات مهمی رو تو زندگی دارم میگیرم و باز داستان اسنپ فود تاثیر فوق العاده ای در آینده ام خواهد داشت مسلما ...</description>
                <category>باقر محرمی</category>
                <author>باقر محرمی</author>
                <pubDate>Thu, 11 Jul 2019 17:55:19 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>