<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مطالعات غرب آسیا</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@bah.2029</link>
        <description>بهرام مرادی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-14 13:57:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/114167/avatar/nXOKw0.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مطالعات غرب آسیا</title>
            <link>https://virgool.io/@bah.2029</link>
        </image>

                    <item>
                <title>حذف ژنرال ارشد ایرانی در سوریه توانایی ایران برای دور ماندن از جنگ را به چالش می کشد</title>
                <link>https://virgool.io/@bah.2029/%D8%AD%D8%B0%D9%81-%DA%98%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D8%AF-lmmgul6v0jnx</link>
                <description>حذف ژنرال ارشد ایرانی در سوریه توانایی ایران برای دور ماندن از جنگ را به چالش می کشداز زمان آغاز عملیات شمشیرهای آهنین، ایران با شکست های پی در پی در سوریه مواجه شده است. سلسله حملاتی که هم مردم و هم منافع آن در صحنه سوریه را هدف قرار می دهد، با ترور سید رضی موسوی، مسئول انتقال سلاح به حزب الله، عملیات ایران در سوریه را با چالش بزرگی مواجه کرده است. با این حال، ایران به این اقدامات به شیوه ای سنجیده و محدود پاسخ داده است، احتمالاً به دلیل نگرانی در رهبری خود در مورد گرفتار شدن در جنگ در صورت انجام پاسخی بیش از حد تند و مستقیم.با این وجود، حوادث اخیر در سوریه، به ویژه دمشق، تحت الشعاع ترور سرلشکر محمدرضا زاهدی در اول آوریل 2024 در آپارتمان مجاور سفارت ایران در پایتخت سوریه قرار گرفته است. از بسیاری جهات، ترور زاهدی تنها یک حمله دیگر به حضور ایران نیست، بلکه یک رویداد مهم و تقریباً بی‌سابقه در کارزار علیه ایران است. با توجه به رتبه بالای زاهدی، ارتباطات او با رهبری ایران، و محل ترور در نزدیکی یا داخل «سرزمین» ایران، ایران نمی‌تواند به سادگی از این حادثه چشم پوشی کند. بعید است که به الگوی قبلی واکنش خود بازگردد.ترور زاهدی معضلی را که رهبری ایران با آن مواجه است، پیچیده تر می کند، زیرا همچنان نگران کشیده شدن به &quot;آشفتگی&quot; جنگ است. بنابراین، رهبری ایران باید با دقت  تصمیم  گرفته و پاسخی را اجرا کند  ایران از انجام هر اقدامی که می تواند جنگ را تشدید کند، به طور بالقوه دارایی های استراتژیک آن در خاورمیانه، در درجه اول حزب الله را به خطر بیندازد و حتی منجر به درگیری مستقیم با ایالات متحده شود، پرهیز می کند. به طور همزمان، یک پاسخ منفعل نیز ضعف آن را آشکار می کند.از نظر عملیاتی، ایران که از اعزام شبه‌نظامیان در پاسخ به حملاتی که آن را هدف قرار می‌دهد تردید دارد، باید بررسی کند که آیا مناسب است نیروهای نیابتی خود به رهبری حزب‌الله را در اقدام تلافی‌جویانه خود، علاوه بر پاسخ مستقیم بالقوه خود ایران، وارد کند یا خیر. ظاهراً مشارکت این گروه‌های نیابتی می‌تواند واکنش ایران را تقویت کند، اما همچنین می‌تواند آنها را در معرض خطر واکنشی قرار دهد که می‌تواند درگیری در جبهه شمالی را تشدید کند.به هر حال، این احتمال وجود دارد که حذف زاهدی، رهبری ایران را مجبور به تجدید نظر در دخالت خود در سوریه کند. عرصه سوریه به دلایل مختلف از نظر استراتژیک برای ایران مهم است، اما مجموعه اقدامات علیه حضور ایران، به ویژه تهدید برای شخصیت های کلیدی که مسئولیت از طرف ایران در سوریه را بر عهده دارند، به طور اجتناب ناپذیری کنترل تهران بر اوضاع سوریه را تضعیف می کند و ممکن است تردیدهایی را در مورد اثر بخشی آن ایجاد کند. نکته اصلی این است که حذف زاهدی تنها یک رویداد دیگر در مبارزه علیه حضور ایران در سوریه نیست. با توجه به بیانیه‌های منتشر شده از سوی رهبری ایران پس از این اقدام رژیم صهیونستی، جمهوری اسلامی ایران  نسبت به  پاسخ  به عملیات تردیدی  به خود راه  نمی دهد،و همچنین با محدودیت‌هایی در زمینه سوریه (و همچنین شکست‌های مداوم در انجام حملات خارج از ایران) مواجه است، باید پاسخی نوآورانه را در نظر بگیرید که به آن اجازه می‌دهد تا قدرت بازدارندگی خود را در عرصه شمالی بدون کشیده شدن به جنگ بازسازی کند. از بسیاری جهات، ما در پایان این رویداد نیستیم، بلکه در آغاز آن هستیم و ماهیت واکنش ایران مستقیماً بر احتمال گسترش کمپین تأثیر خواهد گذاشت.          https://t.me/asia_west</description>
                <category>مطالعات غرب آسیا</category>
                <author>مطالعات غرب آسیا</author>
                <pubDate>Mon, 08 Apr 2024 18:22:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با مثلث ایران، روسیه و چین شرایط امروز به دوره جنگ جهانی دوم شباهت دارد</title>
                <link>https://virgool.io/@bah.2029/%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AB%D9%84%D8%AB-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-%D9%88-%DA%86%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%B4%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-csvtqf7exllm</link>
                <description>ابراهیم رئيسی، رئیس‌جمهوری ایران، و شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهوری چین، در پکن، فوریه ۲۰۲۳‌ــ AFP«وقایع اخیر در خاورمیانه نشان داد که چطور رژیمی با اقتصاد ضعیف مانند جمهوری اسلامی می‌تواند نیروهای نیابتی پرورش دهد که قادر باشند منطقه را دچار آشوب و هرج‌و‌مرج کنند»                                                                       «جهان امروز بیش از آنکه تصور می‌کنیم شبیه دهه ۱۹۳۰ شده است». هال برندز، تحلیلگر و استاد دانشگاه جانز هاپکینز، در مقاله‌ای در بلومبرگ می‌نویسد اکنون نیز مانند آن دوران توازن قدرت در حال تغییر و روابط میان کشورهای اقتدارگرا مستحکم‌تر، و درگیری‌های منطقه‌ای درهم‌تنیده‌تر شده است. دموکراسی‌ها از بیرون و درون در معرض تهدید قرار دارند و آمریکا بار دیگر جذب دکترینی شده است که در پوشش «اول آمریکا» در پی یکجانبه‌گرایی و صرفه‌جویی است.برندز در ادامه می‌نویسد البته به‌دلیل ثباتی که قدرت آمریکا و متحدانش ایجاد کرده‌اند، سیستم بین‌المللی فعلی مستحکم‌تر از سیستمی به نظر می‌رسد که در دهه ۱۹۳۰ فرو ریخت. بنابراین، فروپاشی فاجعه‌بار نظم جهانی شاید بعید به نظر برسد. اما برای کسانی که در دهه ۱۹۳۰ زندگی می‌کردند نیز بعید به نظر می‌رسید انباشت فشارهای آن دهه به وقایع هولناکی که رخ داد منجر شود.نویسنده مقاله با اشاره به تشابه‌های نمادین میان اکنون و دوره پیش از جنگ جهانی دوم، می‌نویسد چین نئوتوتالیتر از اردوگاه‌های کار اجباری برای سرکوب در سطح گسترده استفاده می‌کند؛ روسیه نئوفاشیست جنگ کشورگشایانه شبه‌نسل‌کشی به راه انداخته است؛ تروریست‌های تحت حمایت جمهوری اسلامی حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ را صورت دادند که مرگبارترین روز پس از هولوکاست برای یهودیان بود.به عقیده برندز، امروز مانند دوره پیش از جنگ جهانی دوم چند بازیگر که در حلقه‌ای ناخوشایند و بی‌ثبات‌کننده گرد هم آمده‌اند نظام حاکم را از چند جبهه‌ به چالش کشیده‌‌اند.او در ادامه می‌افزاید درس اولی که می‌شود از جنگ جهانی دوم گرفت این است که نظم جهانی ممکن است به‌سرعت و در ابعادی ویرانگر فرو بریزد. فروپاشی نظم منطقه‌ای بحرانی ایجاد کرد که دامن‌گیر امنیت جهان شد. رژیم‌هایی نشات‌گرفته از ایدئولوژی‌های خشن در پی بی‌شرمانه‌ترین و هولناک‌ترین اشغالگری‌های تاریخ بودند. اما با اینکه رهبران دموکرات جهان می‌دانستند بادهای نامساعد می‌وزد، کمتر کسی پیش‌بینی می‌کرد به چنین طوفان سهمگینی تبدیل خواهد شد.نویسنده توضیح می‌دهد شاید چنین فاجعه‌ای در عصر ما ممکن نباشد‌ــ شاید پیشرفت و رفاهی که جهان پس از سال ۱۹۴۵ به دست آورده تغییرناپذیر باشد. با وجود این، نشانه‌های هشداردهنده رو به افزایش است.رفتار روسیه در اوکراین از سال ۲۰۱۴ به این سو نشان داده است چطور آنچه به‌صورت تهاجمی محدود به یک منطقه محل مناقشه آغاز می‌شود ممکن است به تلاشی برای حذف کامل یک کشور تبدیل شود. وقایع اخیر در خاورمیانه یادآوری می‌کند که چطور حتی یک رژیم تجدیدنظرطلب با اقتصاد ضعیف مانند جمهوری اسلامی می‌تواند نیروهای نیابتی پرورش دهد که قادر باشند منطقه را دچار آشوب و هرج‌و‌مرج کنند. در شرق آسیا، چین مشغول گسترش نظامی است که یک دریاسالار آمریکایی آن را «بزرگ‌ترین تجمع نیرو پس از جنگ جهانی دوم توصیف می‌کند.برندز در ادامه می‌نویسد این کشورها در مورد تمایلشان به تغییر منطقه اطرافشان و دنیایی که ساختارش را قدرت و نفوذ آمریکا شکل داده است هیچ‌گونه پرده‌پوشی ندارند.جمهوری اسلامی ایران، روسیه و چین از لحاظ تاریخی بیشتر رقیب بوده‌اند تا دوست. حتی امروز، چینی که در نهایت بر اوراسیا مسلط می‌شود ممکن است بیشتر تهدیدی برای روسیه و ایران باشد تا آمریکا. اما این دلیلی اطمینان‌بخش نیست، زیرا درس دوم جنگ جهانی دوم این است که حتی ائتلاف نامشخص و مبهم حکومت‌های تمامیت‌خواه‌ــ مانند آلمان نازی، امپراتوری ژاپن و ایتالیای فاشیستی‌ــ می‌تواند دنیا را به آتش بکشد.نقطه اشتراک تجدیدنظرطلب‌های امروز از حکومت غیرلیبرال و نفرت از آمریکا فراتر نمی‌رود. همین کافی است تا همکاری با پیامدهای مهلک ایجاد کند.نویسنده مقاله می‌افزاید روسیه با فروش هواپیماها، موشک‌ها و سامانه‌های پدافند هوایی پیشرفته‌ــ و اکنون از طریق مشارکت پنهانی در حوزه فناوری با هدف سرعت‌بخشی به گسترش توانمندی‌های حساس‌ــ ارتقای نظامی چین را تسریع کرده است.جمهوری اسلامی ایران و کره شمالی با فروش پهپاد، مهمات و موشک به روسیه، از این کشور در حمله به اوکراین حمایت کرده‌اند؛ و چین ریزپردازنده و کانال‌های تجاری برای روسیه فراهم کرده است.برندز هشدار می‌دهد پیامد احتمالی این همکاری را نباید دست‌کم گرفت. اگر روسیه حساس‌ترین فناوری زیردریایی‌اش را به چین بفروشد، چنین اقدامی می‌تواند توازن زیر دریا در غرب اقیانوس آرام بر هم بزند. اگر نیروهای مسکو در جریان رقابت چین و آمریکا در آسیا، به شکلی تهدیدآمیز صف‌آرایی کنند، واشنگتن در جبهه‌های مجزا با بحران مواجه خواهد شد. اگر هدف این باشد که آمریکا با چالش‌های فراوان و جدی‌تری مواجه شود که نتواند هم‌زمان از عهده‌شان برآید، محور اقتدارگرای امروز به ائتلاف رسمی نیاز ندارد.به عقیده نویسنده مقاله، هدف سیاست آمریکا باید جلوگیری از جنگی بزرگ باشد، به‌ویژه از نوع جنگ جهانی که در دهه ۱۹۳۰ رخ داد‌ــ و اگر اروپا، خاورمیانه و آسیا همگی هم‌زمان گرفتار درگیری باشند، این اتفاق ممکن است دوباره رخ دهد.او توصیه می‌کند مقام‌های آمریکایی باید به درس سوم جنگ جهانی دوم توجه داشته باشند: جنگ سایر کشورها نشانه‌ای است تا برای جنگ خودت آماده شوی. واشنگتن و متحدانش باید شرایط فعلی را دوره پیش از جنگ در نظر بگیرند. و محرک آن شاید درس چهارم باشد: حفظ نظم مطلوب ارزان‌تر از بازسازی نظمی است که از بین رفته است. کوتاهی در متوقف کردن زودهنگام قدرت‌های فاشیستی به بهای جان ۶۰ میلیون نفر در جنگ جهانی دوم تمام شد.برندز معتقد است کمک به اوکراین‌ــ که برابر با حدود ۵ درصد بودجه دفاعی آمریکا است‌ــ شاید گران به نظر برسد، اما از شکست اوکراین و مقابله با روسیه‌ای که نیروهایش در شرق منطقه کشورهای عضو ناتو صف‌آرایی کرده‌اند، ارزان‌تر است.در آسیا، سرمایه‌گذاری روی ظرفیت‌های نظامی و ائتلاف‌سازی برای حفظ وضعیت فعلی هنگفت است، اما از مهار چین وقتی تایوان را تصاحب کند و بر سراسر غرب اقیانوس آرام سایه بیندازد راحت‌تر است.‌در خاورمیانه، باز نگه داشتن مسیرهای دریایی حیاتی چالش‌برانگیز است. بی‌تردید اگر نیروهای متخاصم اجازه پیدا کنند این مسیرها را ببندند، از لحاظ خسارت اقتصادی و عمیق‌تر شدن زوال راهبردی، هزینه‌ بسیار بیشتری تحمیل خواهد کرد.به نوشته برندز، در نهایت، حفظ نظم جهانی تلاشی مشترک است، اما بدون آمریکا اتفاق نخواهد افتاد. بدون کمک ایالات متحده، کی‌یف بی‌تردید دیر یا زود شکست می‌خورد، و اروپا ممکن است به‌جای مخالفت، درصدد دلجویی از روسیه برآید. همین اتفاق در آسیایی می‌افتد که آمریکا در دست چین رها کند. بدون حمایت دیپلماتیک و نظامی آمریکا، کشورهای خاورمیانه ناچارند با جمهوری اسلامی ایران و گروه‌های نیابتی‌اش دست‌و‌پنجه نرم کنند.نویسنده در پایان می‌نویسد در بهترین حالت، پیامد صرفه‌جویی آمریکا، بی‌نظمی بین‌المللی بیشتر و در بدترین حالت، محرک‌های مخربی را آزاد می‌کند که ۸۵ سال قبل جهان را به وحشت و ویرانی کشاند. آمریکا می‌تواند با صرفه‌جویی به راحتی خودش بیندیشد، یا ثبات جهانی، رفاه و تفوق دموکراسی را حفظ کند که پس از بدترین جنگ تاریخ ایجاد کرد و احتمالا نمی‌تواند هر دو این‌ها را هم‌زمان داشته باشد.</description>
                <category>مطالعات غرب آسیا</category>
                <author>مطالعات غرب آسیا</author>
                <pubDate>Fri, 22 Mar 2024 21:38:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کالبد شکافی دروغ های پیام نوروزی ابراهیم رئیسی</title>
                <link>https://virgool.io/@bah.2029/%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%AF-%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%DB%8C-tpmyaznxtqsj</link>
                <description>ابراهیم رئیسی، رئیس دولت جمهوری اسلامی در پیام نوروزی سال ۱۴۰۳ مجددا به بیان دروغهای تبلیغاتی پرداخت وی در سخنانش خطاب به ملت ایران، بار دیگر بر رشد اقتصادی 6 درصدی و همچنین کاهش نرخ تورم تاکید کرد و اظهار داشت گرچه همچنان قیمت‌ها بالاست و تورم وجود دارد، اما شاخص‌ها نشان می‌دهد که دولت با همراهی مردم و فعالان بخش‌های مختلف اقتصادی، مسیر اصولی و درستی را برای کاهش پایدار تورم و رشد اقتصادی انتخاب کرده‌ است.وی تصریح کرد در حال حاضر 3 سال است که کشور، رشدهای بالای ۴ درصد را تجربه می‌کند. وی افزود این در حالی است که میانگین رشد اقتصادی در دهه ۹۰، کمتر از یک درصد بوده است.ابراهیم رئیسی انقدر در معرفی خود به عنوان دولتی موفق که توانسته رشد بالا را تجربه کند هیجان زده است که به اشتباه دولت حسن روحانی را هم جزو دولت خود به شما آورده و با تصور این که از شهریور ماه سال 1400 که وی دولت را تحویل گرفته تا فروردین 1403 سه سال سپری شده است، رشد اقتصادی را در سه سال گذشته بالا توصیف کرده. این در حالی است که دولت رئیسی کمتر از سه سال است که دولت را تحویل گرفته و تصور می کند که از سال 1400 تا پایان 1402 سه سال گذشته است.رئیسی در بخش دیگری از سخنانش گفت در ابتدای دولت سیزدهم و در مقاطع مختلف، برخی از افراد، مدعی بودند تورم ۳ رقمی خواهد شد. وی گفت در حال حاضر نه تنها آن پیش‌بینی‌های بدبینانه محقق نشده بلکه برعکس، تورم، در مسیر نزولی قرار گرفته است.وی گفت تورم نقطه به نقطه، از حدود ۵۵ درصد در ابتدای امسال به ۳۵ درصد در ماه پایانی کاهش یافته است. به گفته رئیس جمهور تورم کل، در حال حاضر چیزی حدود ۴۰ درصد است که به این معنی است که در یک سال، تورم نقطه به نقطه ۲۰ واحد درصد کمتر شده است.رئیسی گفت اینها نشان می‌دهد که دولت با همراهی مردم و فعالان بخش‌های مختلف اقتصادی، مسیر اصولی و درستی را برای کاهش پایدار تورم و رشد پایدار اقتصادی انتخاب کرده است.وی در ادامه گفت مردم می دانند که این، به معنای افزایش نیافتن قیمت کالاها نیست، بلکه به این معناست که میزان افزایش قیمت کنترل شده است. وی افزود هنوز هم عدد تورم بالا و مردم، به خصوص قشرهای ضعیف، در فشار معیشتی هستند.رئیسی همچنین گفت در کنار موضوع رشد تولید و مهار تورم، وضعیت اشتغال هم سال گذشته بهبود یافته است.به گفته رئیسی نرخ بیکاری در پاییز ۱۴۰۲، کاهش کم سابقه‌ای داشته است و به کانال ۷ درصد وارد شده است. وی همچنین افزود نرخ بیکاری کل سال هم از سال ۱۴۰۱ کمتر شده است. رئیسی اظهار داشت بخشی از اشتغال ایجاد شده، در قالب نهضت احیای بنگاه‌های تولیدی تعطیل و نیمه تعطیل در سراسر کشور رخ داده است.وی همچنین گفت ایران به کارگاه سازندگی و پیشرفت و امید تبدیل شده است.رئیسی اظهار داشت دولت می توانست به جای سرمایه‌گذاری‌هایی که چند سال دیگر به بهره‌برداری می‌رسد، سرمایه را صرف روزمره خود کند، اما چنین نکرد. وی گفت این اتفاق در گذشته کم نیفتاده است و در گذشته از این تجربه‌های تلخ و توسعه‌سوز برای کشور، کم وجود نداشته اما این دولت تصمیم گرفته است که سرمایه گذاری های بلندمدت بکند.ابراهیم رئیسی همچنان اصرار دارد که دولت خود را دولتی در مسیر توسعه و دولت های قبل از خود را مخالف و در ضدیت با توسعه عنوان کند و اقدامات آنها را اقداماتی بر ضد توسعه عنوان کند.این در حالی است که دولت رئیسی با به کار گرفتن ضعیف ترین و بی سواد ترین افراد در رده های اجرایی و حتی دانشگاهی کشور را به سمت قهقرایی هدایت می کند که بازگشت از آن برای کشور بسیار دشوار خواهد بود.رئیسی معتقد است که توانسته است تورم را کاهش دهد اما این ادعا در حالی عنوان می شود که رئیسی به راحتی تورم بالای 100 درصد در بسیاری از کالاها و خدمات در سال گذشته را نادیده می گیرد و این توهم را ایجاد می کند که واقعا تورم کشور یک تورم 35 درصدی است. این در حالی است که بسیاری از کالاها و خدمات از ابتدای سال جاری بیش از دو برابر افزایش یافته اند که نشان می دهد در بسیاری از کالاها مردم در حال از سر گذراندن تورم 100 درصدی است. همچنین در مورد اشتغال نیز امارها با شاخصهای غلطی اندازه گیری میشود و نه تنها لیست بیمه های اجتماعی افزایش نیافته است بلکه تعداد زیادی از افراد بیمه بیکاری دریافت کرده اند.رئیسی در ادامه سخنانش به مشکلات آب در استان های خوزستان، سیستان و بلوچستان و کرمان و بوشهر و کردستان همدان در ابتدای آغاز به کلر دولت سیزدهم اشاره کرد و گفت بدخواهان ایران، اینطور تبلیغ می‌کردند که در آینده، بخش‌های مهم و حساسی از کشور، به علت بی‌آبی، قابل سکونت نخواهد بود. وی افزود اما امروز مشاهده می شود که در 30 ماه پس از روی کار آمدن دولت تعداد زیادی پروژه های مهم آبی به ثمر رسیده است. وی افزود در هر سفر استانی، چندین پروژه مهم آبرسانی به بهره‌برداری می‌رسد. رئیسی ۳ پروژه انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به استان‌های شرقی و فلات مرکزی کشور را از جمله این اقدامات دانست.این اظهارات رئیسی در خصوص انتقال آب از خلیج فارس را یکی از موفقیت های دولت خود اعلام کردن یکی از مهم ترین انتقاداتی است که به دولت ابراهیم رئیسی در حوزه آب وارد است. با مساله انتقال آب به گفته کارشناسان نمی توان مساله و چالش کمبود آب را برطرف کرد و این اقدامات تنها حذف صورت مساله است نه این که مساله بحران آب برطرف شود بلکه بحرانهای مهم زیست محیطی را دامن خواهد زد.رییسی دولت خود را دولت مردمی خواند و با بیان این که این دولت در کنار مردم و در میان مردم است گفت این دولت در ۳۰ ماه گذشته، ۴۵ سفر استانی انجام داده است. وی اولویت این سفرها را توجه به مطالبات مردم و اتمام پروژه‌های مهم و نیمه‌تمام دانست. وی گفت توان تبلیغاتی در کشور به اندازه کافی رسایی لازم را ندارد و نمی تواند آنچه را اتّفاق می‌افتد، در معرض دید مردم قرار بدهد.این در حالیست که منتقدان این سفرها را بیشتر سفری نمایشی خواندند که برای تبلیغات چهره رییسی است و در عمل دولت بخاطر نداشتن بودجه نتوانسته طرحهای وعده شده در استانها را به سرانجام برساند.</description>
                <category>مطالعات غرب آسیا</category>
                <author>مطالعات غرب آسیا</author>
                <pubDate>Fri, 22 Mar 2024 12:42:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>⁠اعمال محدودیت های اینترنت</title>
                <link>https://virgool.io/@bah.2029/%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-yeeezigrfr2m</link>
                <description> ⁠اعمال محدودیت های اینترنتگزارش یک شرکت فعال در زمینه اینترنت نشان می دهد که ایران در یک سال گذشته چهارمین کشور با بیشترین محدودیت و خسارت اینترنت برای شهروندانش به شمار می آید.بر اساس گزارش شرکت استاتیستا در آلمان، بیش از ۳۳ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر از شهروندان در ایران با تبعات مالی اختلال و قطعی اینترنت مواجه شده‌اند و میزان این خسارت ۹۲۰ میلیون دلار تخمین زده شده است؛ رقمی که ایران را به عنوان یکی از کشورهای با محدودیت شدید اینترنت در جهان معرفی می کند.اسفند ماه سال 1400 نمایندگان مجلس شورای اسلامی کلیات طرح محدودسازی اینترنت ایران که با عنوان “طرح صیانت از فضای مجازی” شناخته می‌شود را با اکثریت آرا تصویب کردند. طرحی که به گواه بسیاری از فعالان مدنی و رسانه ای تنها باعث محدود کردن فعالیت مخالفان جمهوری اسلامی و سرکوب گسترده آنها از سوی حاکمیت می شود.مقام های ایران همواره درصدد بستن راه های اطلاع رسانی آزاد بوده و با کسانی که در این زمینه فعالیت داشته باشند برخورد می کنند. بر اساس آمار تاکنون بیش از پنج میلیون سایت اینترنتی در ایران با سد فیلترینگ مواجه شده اند و از سال گذشته تاکنون حملات سایبری زیادی علیه سایت‌های مستقل خبری و یا منتقدان و مخالفان دولت انجام داده‌اند.اختلال در سرعت اینترنت، محدودیت در دسترسی به شبکه های اجتماعی نظیر توییتر و فیس بوک، فیلترینگ گسترده وب سایت ها و وبلاگ های منتقد و مخالف دولت و هم چنین قطع مقطعی تلفن های همراه برخی از موارد جلوگیری از اطلاع رسانی آزاد در ایران عنوان شده است.موضوع سرعت و دسترسی آزاد به اینترنت در سال های اخیر میان جریان محافظه کار، مذهبی ، امنیتی و مردم به چالش بزرگی مبدل شده است و مسوولان افراطی همواره درصدد محدود کردن جامعه برای استفاده از دسترسی به فضای سایبری شده اند. با این وجود مقام های دولتی در پاره ای از مواقع با اظهار نظرها و وعده های توخالی خود را در کنار مردم می دانستند و از سوی دیگر با اعمال فشار این حق مسلم و طبیعی را از مردم می گرفتند.هر چند که در بسیاری از مواقع این محدودیت ها، علاوه بر سرکوب مخالفان از سوی دولت، منفعت مالی بسیاری برای حکمرانان جمهوری اسلامی دارد.سال 93 ناصر مکارم شیرازی از روحانیون با نفوذ جمهوری اسلامی با صدور فتوایی استفاده از خدمات سیم کارت های شرکت رایتل را حرام اعلام کرد. به دنبال این فتوا شورای عالی مجازی ( که از سال 90 به دستور رهبر جمهوری اسلامی تشکیل شد) با آنکه خود مجوز راه اندازی خدمات تلفن همراه رایتل را صادر کرده بود از ادامه سرویس دهی این شرکت جلوگیری کرد.در واکنش به این موضوع شرکت رایتل که منافع خود را در خطر می دید با ارائه پیشنهادی به مبلغ دو میلیارد و ششصد میلیون تومان که در غالب نام پیوست فرهنگی می آمد از حوزه علمیه، دانشگاه های امام صادق و علامه طباطبایی – که محفلی برای تندرویان است- و هم چنین وزارت ارتباطات خواست تا بر ادامه فعالیت این شرکت مشارکت کنند.هر چند که هیچ خبری مبنی بر پذیرش یا رد این پیشنهاد از سوی حوزه و دانشگاه های مذکور منتشر نشد اما رایتل هم اکنون به فعالیت خود ادامه می دهد.با وجود آن که بسیاری از کشورها و سازمان های جهانی دسترسی به اینترنت را جز حقوق اساسی شهروندان تعریف کرده اند اما بر اساس آمار ایران از جمله کشورهایی است که به گفته کارشناسان به عنوان دشمن اینترنت شناخته می شود و به هر روی باید دید مردم ایران که از فعالترین کاربران اینترنت به شمار می آیند و راه های گذر از سانسور را به خوبی می شناسند تا چه زمانی می توانند این اعمال فشارها و محدودیت ها را تحمل کنند.</description>
                <category>مطالعات غرب آسیا</category>
                <author>مطالعات غرب آسیا</author>
                <pubDate>Thu, 21 Mar 2024 20:58:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چاپ بی‌رویه اسکناس در جمهوری اسلامی</title>
                <link>https://virgool.io/@bah.2029/%DA%86%D8%A7%D9%BE-%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-cdjohsukerrz</link>
                <description>بهرام ارض اقدس عضو اتاق بازرگانی ایران ضمن ناتوان خواندن دولت در کاهش حجم تورم ، نسبت به افزایش بی‌رویه چاپ اسکناس در دولت سیزدهم هشدار داد.این عضو هیات نمایندگی اتاق بازرگانی با بیان اینکه یکی از مهمترین دلایل ایجاد تورم، افزایش نقدینگی است گفت: طبیعی است وقتی که پول پرقدرت با ضریب فزاینده وارد بازار می‌شود، آن هم در این ایام که ما به‌ازای آن رشد اقتصادی نداریم و تولید ناخالص داخلی‌مان منفی است، اثری جز افزایش تورم ندارد.این نخستین بار نیست که یک مقام مسوول در جمهوری اسلامی از روند به شدت افزایشی تورم در دولت سیزدهم انتقاد می‌کند. بر اساس اخبار، افزایش نرخ تورم در دو سال گذشته تاکنون صدای بسیاری از مقامات سابق را درآورده است. با این وجود هیچ کدام از این افراد توضیحی در خصوص عدم اجرایی شدن وعده ها در زمان مسوولیت خود نداده اند.هرچند که چاپ اسکناس در نظام جمهوری اسلامی امری متداول بوده که همواره افزایش سرسام‌آور نرخ تورم را به دنبال داشته اما در دولت ابراهیم رئیسی این موضوع به نقطه اوج خود رسیده است و در طول ۴۵ سال بی‌سابقه است.بررسی آمارهای بانک مرکزی نشان می‌دهد که رشد نقطه‌به‌نقطه پایه پولی کشور در فروردین ۱۴۰۲ در مقایسه با همین ماه در ‏سال گذشته ۴۵ درصد بوده است.اختلاف آماری میان دولت و منتقدان و کارشناسان اقتصادی در دو سال گذشته همواره مطرح بوده است. عبدالناصر همتی، رئیس سابق بانک مرکزی در دولت حسن روحانی، مردادماه گذشته اعلام کرد بر اساس آمار‌های منتشرشده و برآوردهایی که در دو سال تصدی دولت سیزدهم شده است، چاپ پول ۸۳ درصد، نقدینگی ۷۳ درصد، قیمت دلار ۹۵ درصد، قیمت سکه ۱۶۲ درصد، و شاخص قیمت‌ها ۱۱۴ درصد رشد کرده است.چندی پیش بانک مرکزی جمهوری اسلامی در یک گزارش رسمی اعلام کرد که حجم اسكناس چاپ شده در پنج سال اخیر از آغاز تاریخ شكل گیری ریال به عنوان واحد رسمی پول كشور حدود 4 برابر كل تاریخ ریال در ایران بوده است.نکته ی جالبی که در گزارش بانک مرکزی به چشم می خورد این است که در طی سال های اخیر بیشترین شتاب چاپ پول مربوط به اواخر سال 1401 و اوایل نیمه دوم سال 1402 است كه ناگهان پول چاپ شده در كشور افزایش یافته و حدود 5/1 برابر شده است.آمارها نشان می دهد در انتهای تابستان سال جاری حجم پول در جامعه حدود 981 هزار میلیارد تومان به ثبت رسیده که نسبت به شهریور 1401 حدود 290 هزار میلیارد تومان افزایش یافته یا به عبارت دیگر رشد 42 درصدی داشته است.براساس قانون پولی و بانکی ایران، امتیاز انتشار پول رایج کشور در انحصار دولت است و این امتیاز با رعایت مقررات این قانون، منحصرا به بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران واگذار شده است اما با این وجود در سال های اخیر و دوران به قدرت رسیدن پرحاشیه ابراهیم رییسی به عنوان رییس دولت سیزدهم به نظر می رسد که این بانک تحت نفوذ سیاست‌های وی قرار گرفته و مجبور به افزایش چاپ پول رایج کشور شده است.به طور معمول دو ماه قبل از پایان سال مالی بانک مرکزی تصمیم می گیرد که برای 12 ماه آینده چه میزان اسکناس جدید برای چاپ مورد نیاز است که غالبا بخش عمده ی پول های چاپ شده تنها برای جایگزین کردن اسکناس های کهنه و از دور خارج چاپ می شود.کارشناسان و مفسران اقتصادی عقیده دارند که افزایش انتشار پول در هر سال می تواند مشکلات عدیده ای را برای جامعه رقم بزند. به اعتقاد آن ها این افزایش می تواند بر رشد نرخ تورم در کشور اثر گذار باشد.هر چند که ابراهیم رییسی به عنوان رییس دولت و رییس مجمع عمومی بانک مرکزی متولی اصلی تصمیم گیری در خصوص چاپ اسکناس و مسکوکات به شمار می آید اما تاکنون نه او و نه هیچ یک از مسوولان حاکمیتی در خصوص رشد فزاینده ی اسکناس که در طول تاریخ طی سال های اخیر بی سابقه بوده است توضیحی نداده اند. اتفاقی که اکثر کارشناسان اقتصادی بر تورم زا بودن آن تاکید دارند.</description>
                <category>مطالعات غرب آسیا</category>
                <author>مطالعات غرب آسیا</author>
                <pubDate>Sun, 17 Mar 2024 12:55:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا روسیه به دنبال باز پس گرفتن آلاسکا از ایالات متحده آمریکاست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@bah.2029/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B3-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%A2%D9%84%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%AF%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D8%AA-muzmb5vkvp1i</link>
                <description>آیا پوتین به دنبال پس گرفتن آلاسکا از آمریکاست؟بی بی سی - هر قدر که این ادعا دور از ذهن و عجیب به نظر برسد، اما دلیل مطرح شدن چنین پرسشی، پروژه‌های مطالعاتی و موضع‌گیری‌هایی در قلب ساختار قدرت روسیه است که به بحث درباره این موضوع دامن زده است.این پرسش در سال ۲۰۲۴ به حدی جدی شد که کمتر از دو ماه پیش، وزارت خارجه آمریکا تاکید کرد که آلاسکا هرگز به روسیه بازگردانده نخواهد شد.طرح این موضوع در ماه‌های منتهی به انتخابات روسیه به این گمانه دامن زد که ولادیمیر پوتین و هوادارانش، بیشتر برای مصرف داخلی و بهره‌بردن از احساسات ملی‌گرایانه چنین موضع‌گیری‌هایی را مطرح می‌کنند.رای‌گیری انتخابات روسیه در فاصله ۱۵ تا ۱۷ مارس (۲۵ تا ۲۷ اسفندماه) برگزار می‌شود و مانند رویدادهای مشابه قبلی، پیش‌بینی می‌شود که این انتخابات یک نتیجه بیشتر نداشته باشد: باقی ماندن ولادیمیر پوتین در قدرت.رویای «امپراتوری» روسیهدر آستانه انتخابات ریاست جمهوری روسیه، دکترین راهبردی ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری این کشور که بر تقویت حس ملی‌گرایی و ضدیت با غرب بنا شده، بیش از پیش به چشم می‌آید.یکی از تاکتیک‌های پوتین برای بهره تبلیغاتی از احساسات ملی‌گرایانه در کشورش، اظهار تمایل برای احیا و بازسازی «امپراتوری» بزرگ روسیه است. او حتی در یک سخنرانی خود را با پتر یکم (کبیر)، تزار پرآوازه روسیه در قرن‌های ۱۷ و ۱۸ میلادی مقایسه کرد.توسعه‌طلبی ارضی یکی از ویژگی‌های احیای این امپراتوری است که نمونه آن را می‌توان در تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۱۴ و ضمیمه کردن شبه جزیره کریمه به خاک این کشور و سپس حمله سال ۲۰۲۲ به اوکراین مشاهده کرد.‌در ۱۹ ژانویه (اواخر دی‌ماه) خبرگزاری روسی ایتارتاس گزارش داد که کرملین، بودجه‌ای جدید را برای «جست‌وجو، ثبت و اطمینان از حفاظت قانونی از املاک روسیه» که خارج از خاک این کشور قرار دارند، در نظر گرفته است.در فرمانی که به امضای ولادیمیر پوتین رسیده بود، این بودجه برای «روند تحقیق در ارتباط با املاک متعلق به فدارسیون روسیه، امپراتوری سابق روسیه و اتحاد جماهیر شوروی سابق» در نظر گرفته شده بود. به بیان ساده‌تر، پوتین در این فرمان نه فقط به دنبال املاک متعلق به روسیه امروز، بلکه او همچنین به دنبال املاکی است که از نظر تاریخی زمانی به این کشور تعلق داشته‌اند.اگرچه در این فرمان نامی از «آلاسکا» دیده نمی‌شد، اما خیلی زود رسانه‌های آمریکایی به گمانه‌زنی در ارتباط با این اقدام روی آوردند و برخی آن‌ را مرتبط به این ایالت آمریکایی خواندند.در فاصله کوتاهی بعد از انتشار این دست گزارش‌ها، دیمیتری مدودف، معاون شورای امنیت روسیه و متحد کلیدی پوتین در پستی در ایکس نوشت:‌ «بر اساس گفته نماینده وزارت خارجه (آمریکا)، روسیه، آلاسکا را که در قرن ۱۹ به آمریکا فروخته، پس نخواهد گرفت. این اتفاق (فروختن آلاسکا) متعلق به آن دوران است. و حالا ما منتظریم که روزی آلاسکا بازگردد. حالا جنگ اجتناب‌ناپذیر است.»هر چند که محتوای این پست، در ظاهر یک موضع‌گیری بسیار تند و خصمانه علیه تمامیت ارضی آمریکا به نظر می‌رسید، اما آقای مدودف نوشته خود را در ایکس با یک شکلک (ایموجی) از خنده شدید به پایان رساند؛ نشانه‌ای از این‌که چه بسا هدف این سیاستمدار روس، شوخی با رسانه‌هایی بوده که در ارتباط با فرمان پوتین به گمانه‌زنی روی آورده بودند.در عین حال مساله رقابت ژئوپلیتیک روسیه و غرب، نکته جدیدی نیست و این کشور همواره جهان غرب و ایالات متحده آمریکا را «تهدیدی اساسی» برای منافع خود دانسته است.بر اساس دکترین جدید سیاست خارجی روسیه که مارس ۲۰۲۳ توسط وزارت خارجه این کشور منتشر شد، آمریکا منبع اصلی خطر برای امنیت روسیه و صلح بین‌المللی تلقی شده است. در این دکترین تاکید شده که روسیه باید در مقابل «جاه‌طلبی‌های هژمونیک ایالات متحده» بایستد.مسائلی مانند «بازگرداندن آلاسکا» هر قدر در دنیای امروز دور از ذهن و غیر واقعی به نظر برسد، اما طرح آن در سطح گفتمان عمومی قطعا بی‌دلیل نیست. به ویژه این‌که مسکو همین حالا در رقابتی پرتنش با ناتو به سر می‌برد.روسیه، ناتو را متهم کرده که برخلاف توافقی نانوشته در پایان جنگ سرد، مرزهایش را به سوی شرق گسترش داده. واکنش مسکو تا امروز، آغاز درگیری‌های نظامی و طرح ادعای ارضی بر روی کشورهای عضو اتحاد جماهیر شوروی سابق بوده است.در عین حال همچنان کم نیستند ناظرانی که معتقدند مطرح شدن این بحث در آستانه انتخابات روسیه، برای پوتین مصرف داخلی دارد و بیشتر پیامی است به ملی‌گرایان روس مبنی بر اینکه روسیه می‌تواند به قدرت گذشته بازگردد و مناطقی را که زمانی در اختیار داشته باز پس گیرد، حتی اگر این مناطق در دست قدرت بزرگی چون ایالات متحده باشد.فروش آلاسکا به آمریکادر نیمه دوم قرن ۱۹ و بعد از شکست امپراتوری روسیه در جنگ کریمه، مشکلات مالی این کشور ابعاد گسترده‌ای پیدا کرد. تا آن‌جا که تزار حتی قدرت تامین هزینه‌های حفظ‍ آلاسکا را از دست داده بود. وضعیت به شکلی بود که در محافل قدرت در مسکو این وحشت مطرح شده بود که آلاسکا اصولا بدون گرفتن هیچ امتیازی از کنترل روسیه خارج شود.همزمان مسکو به دنبال این هدف بود که با نزدیک شدن به واشنگتن و بهبود روابط استراتژیک با ایالات متحده آمریکا، در برابر قدرت فزاینده بریتانیا به توازن قوا دست پیدا کند.در این دوران آلاسکا یک منطقه توسعه نیافته، فقیر، یخ‌زده و دور افتاده محسوب می‌شد که بخش بزرگی از آن اصولا قابل دسترسی نبود و به جز چند شهر کوچک و دفاتر تجاری که بر تجارت پوست متمرکز بودند، چیز بیشتری در آن پیدا نمی‌شد.در سال ۱۸۶۷منطقه آلاسکا به طور رسمی از خاک روسیه جدا و به آمریکا ملحق شد. این انتقال بدون درگیری و بر اساس معامله‌ای دوستانه بین دو کشور صورت گرفت. روسیه آلاسکا را در ازای مبلغ هفت میلیون و ۲۰۰ هزار دلار به آمریکا فروخت.‌اما در فاصله کوتاهی بعد از فروختن آلاسکا به آمریکا، در سال ۱۸۸۰ کشف معادن طلا در منطقه «کلوندایک» در مرز آلاسکا و کانادا، جویندگان طلا را به این منطقه کشاند و باعث رونق این سرزمین یخی شد.پس از آن و در سال ۱۹۰۲ کشف نفت، سرمایه‌گذاران نفتی را متوجه آلاسکا کرد. اما بیش از نیم قرن طول کشید تا استخراج تجاری نفت از آلاسکا آغاز شوددر واقع اولین اکتشاف تجاری بزرگ نفت در آلاسکا توسط یک شرکت آمریکایی در سال ۱۹۵۷ صورت گرفت. تنها دو سال بعد از آغاز فعالیت شرکت‌های نفتی در آلاسکا، در سال ۱۹۵۹ موقعیت این منطقه در ساختار سیاسی آمریکا ارتقا یافت و به عنوان چهل و نهمین ایالت، به ایالات متحده آمریکا پیوست.در همان سال شرکت نفتی آمریکایی «یونوکال» یک میدان گاز طبیعی بزرگ را در نزدیکی آلاسکا کشف کرد.سال ۱۹۶۸ نیز نفت در خلیج «پرودو» در منطقه‌ای دورافتاده در امتداد شمالی‌ترین ساحل آلاسکا کشف شد.در حال حاضر آلاسکا دارای بزرگترین ذخایر نفتی در آمریکای شمالی است و نزدیک به ۳۰ درصد از ذخایر قابل برداشت نفت آمریکا در ایالت آلاسکا قرار دارد. ضمن این‌که نفت، اصلی‌ترین منابع درآمدی این ایالت محسوب می‌شود.بازگشت آلاسکا به روسیه؟ولادیمیر پوتین در یک سخنرانی فروش این منطقه را به آمریکا، بی‌اهمیت جلوه داد. او در سال ۲۰۱۴ در پاسخ به سوالی در مورد اینکه آیا برنامه‌ای برای الحاق آلاسکا به روسیه دارد یا خیر، گفته بود آلاسکا ارزش اتحاد مجدد با روسیه را ندارد زیرا هوا در آنجا بسیار سرد است.اما برخی از متحدان او می‌گویند در شرایط کنونی مسکو ممکن است این موضوع را به عنوان یک اختلاف ارضی دوباره مطرح کند.تصور اينكه بر مبنای نظم بین‌المللی امروز و ارزش‌های حاکم بر جامعه بین‌المللی، روسيه بتواند آلاسكا را تصاحب كند، بسیار دور از ذهن است. ایالات متحده برخلاف کشورهایی مانند اوکراین یا گرجستان، یک قدرت اتمی، عضو ثابت شورای امنیت و مهم‌ترین قدرت نظامی ناتو محسوب می‌شود و ضربه زدن به تمامیت ارضی چنین کشوری، در دنیای امروز بسیار دشوار است.اما در عالم سياست هيچ چيز غيرممكن نيست، خصوصا اگر يك سياستمدار جاه‌طلب مانند ولاديمير پوتين به دنبال این هدف باشد.دستکم نشانه‌ها برای شکل‌گیری یک تنش جدید، کم نیستند. در ابتدای سال جاری، حدود یک ماه بعد از این‌که پوتین فرمان خبرساز خود را صادر کرد، در ۲۴ اسفند (دهم فوریه)، وزارت دفاع روسیه اعلام کرد که دو بمب‌افکن راهبردی «توپولف۹۵» با اسکورت دو جنگنده «سوخو۳۰» این کشور بر فراز آبهای نزدیک ایالت آلاسکا پرواز کرده‌اند.پس از آن فرماندهی دفاع هوافضای آمریکای شمالی (نوراد) نیز اعلام کرد که چهار هواپیمای نظامی روسیه را در منطقه شناسایی دفاع هوایی آلاسکا شناسایی کرده است و آماده به کارگیری گزینه‌های مختلف پاسخگویی برای دفاع از آمریکای شمالی و حاکمیت قطب شمال است. گرچه این اتفاق بی‌سابقه نبوده اما این بار با واکنش ایالات متحده مواجه شد.تا این‌جا، طرح ادعاهای روسیه در ارتباط با آلاسکا بیشتر شبیه به یک خیال‌پردازی ایدئولوژیک و بی‌ارزش در محافل قدرت در آمریکا بازتاب داشته. اما پافشاری مسکو نشان می‌دهد که برای کرملین، طرح ادعاها و دامن زدن به آن دارای فوایدی ارزیابی شده و چه بسا مسکو در تلاش است تا در رقابت نفس‌گیرش با واشنگتن، به یک کارت بازی جدید دست پیدا کند.</description>
                <category>مطالعات غرب آسیا</category>
                <author>مطالعات غرب آسیا</author>
                <pubDate>Sat, 16 Mar 2024 15:16:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>العربی الجدید: با کنار رفتن روسیه از مذاکرات وین، ایران و آمریکا وارد گفتگوی مستقیم می‌شون</title>
                <link>https://virgool.io/@bah.2029/%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%DB%8C%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86-o83hixadri9y</link>
                <description>العربی الجدید در مطلبی به قلم رانيا مصطفى نوشت: دولت بایدن شتاب زیادی برای نهایی شدن توافق هسته ای، تا پیش از انتخابات کنگره دارد و می خواهد از خاورمیانه فراغت خاطر یابد تا بتواند روی مقابله با روسیه و چین تمرکز کند، با این حال، از چانه زنی مستقیم با روسیه برای کوتاه آمدن از شروطش برای احیای توافق هسته ای، خودداری کرد، تا توپ را در میدان ایران بیندازد که قطعا سعی می کند هم پیمان روس خود را راضی کند.</description>
                <category>مطالعات غرب آسیا</category>
                <author>مطالعات غرب آسیا</author>
                <pubDate>Sun, 20 Mar 2022 18:12:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وال‌استریت‌ژورنال: آمریکا برای یک حمله نظامی خود را آماده کند</title>
                <link>https://virgool.io/@bah.2029/%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%98%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%A2%D9%85%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%86%D8%AF-ikm3l6wmjjnk</link>
                <description>نمایندگی دائم جمهوری اسلامی ایران در  سازمان ملل متحد در نویورک به مطلب جنگ طلبانه در روزنامه وال استریت  ژورنال واکنش نشان داد و در توئیتر اعلام کرد: تشویق و توصیه رهبران به  انتخاب گزینه نظامی - به ویژه زمانی که یک فرآیند دیپلماتیک جدی در جریان  است - حماقت بار، خصمانه و مغایر با اصول حقوق بین‌الملل است.به گزارش آفتاب‌نیوز؛  مایکل دوبوویتز مدیر اجرایی بنیاد دفاه از دموکراسی‌ها اندیشکده دست راستی  با استقبال از حمله نظامی از علیه ایران در وال استریت ژورنال نوشته است:  لحظه حقیقت برای بایدن؛ اگر مذاکرات هسته‌ای با ایران شکست بخورد، بایدن  راحت‌تر می‌تواند برای اقدام نظامی علیه ایران تصمیم‌گیری کند.در توئیت نمایندگی ایران آمده است: کسانی که چنین برنامه‌های بی‌ملاحظه‌ای را طراحی و اجرا می‌کنند، مسئول عواقب آن خواهند بود.در مطلبی که در این روزنامه منتشر شده  عنوان شده که در صورت شکست احتمالی مذاکرات جاری در وین بهتر است که جو  بایدن رئیس جمهور آمریکا برای یک حمله نظامی خود را آماده کند.به نوشته فارس؛ طرح این مطالب در حالی  عنوان شده است که ادامه دور هشتم مذاکرات وین به منظور رفع تحریم‌ها علیه  ایران از ۱۳ دی ماه در وین در جریان است. وین پایتخت اتریش در دور هفتم  مذاکرات نیز ۱۴ روز میزبان هیأت‌های مذاکره کننده بود. مذاکراتی که هشتم  آذر ماه آغاز و ۱۲ آذر برای مشورت طرف‌های اروپایی درباره دو پیشنهاد طرف  ایرانی با تنفسی چند روزه متوقف شد و دوباره ۱۸ آذر ماه از سر گرفته شد.  نیمه دوم مذاکرات نیز از ۱۸ آذر ماه آغاز و جمعه ۲۶ آذر ماه با برگزاری  نشست اختتامیه کمیسیون مشترک برجام پایان یافت و مقرر شد که هیأت‌ها به  پایتخت‌ها مراجعت کنند و بزودی به وین بازگردند که این دور از مذاکرات ششم  دی ماه شروع و تا نهم دی ماه ادامه یافت و بعد از تنفسی سه روزه به مناسبت  سال نو میلادی مجددا روز دوشنبه ۱۳ دی ماه از سر گرفته شد.در همین خصوص نیز حسین امیرعبداللهیان  وزیر امور خارجه چندی پیش در توئیتر و در تشریح روند مذاکرات در وین با  بیان اینکه مذاکرات در مسیر طبیعی و خوب جریان دارد، اعلام کرد: اکنون این  طرف غربی است که باید نشان دهد، آیا حسن نیت و اراده جدی برای توافق خوب  دارد.</description>
                <category>مطالعات غرب آسیا</category>
                <author>مطالعات غرب آسیا</author>
                <pubDate>Sun, 09 Jan 2022 21:02:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بشار اسد خواستار محدود شدن حضور ایران در سوریه</title>
                <link>https://virgool.io/@bah.2029/%D8%A8%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87-vnfufr26qxrm</link>
                <description>تهران از دولت &quot;بشار اسد&quot; حمایت نظامی و  مالی گسترده‌ای را در طول جنگ سوریه داشته است. ایران دست کم ۳۰ میلیارد  دلار برای جنگ در سوریه هزینه و به دولت اسد کمک مرده تا تحریم‌های بین  المللی را دور بزند. دمشق نیز قدردانی خود را از تهران و کمک‌های سردار  شهید سلیمانی با آزاد گذاشتن تحرکات نیروهای نزدیک به ایران در خاک سوریه  نشان داد. به بیان ساده‌تر، ایرانیان در خط مقدم و در مرکز بسیاری از  اقداماتی که حکومت سوریه انجام می‌دهد و تصمیماتی که اتخاذ می‌کند قرار  داشته‌اند. با این وجود، به نظر می‌رسد این ماه عسل در حال پایان یافتن  است.  &quot;میدل ایست مانیتور&quot;  در گزارشی با طرح این ادعا که اسد خواستار کاهش نفوذ ایران در سوریه است،  می‌نویسد: &quot;در سالیان اخیر شکاف بین عناصر ایرانی در سوریه و نیرو‌های  وفادار به حکومت اسد تشدید شده است. در سال ۲۰۱۹ میلادی، شبه‌نظامیان مورد  حمایت ایران، گروه شبه‌نظامی دیگری که مورد حمایت اسد بود را از استان شرقی  دیرالزور بیرون راندند و کنترل گذرگاه‌های آن منطقه را در دست گرفتند. یک  سال بعد، نیرو‌های طرفدار اسد به مراکزی که شبه‌نظامیان در همان استان در  اختیار داشتند، حمله کرده و کنترل یک میدان نفتی را از دست آنان خارج  ساختند.به ادعای این رسانه؛ دو ماه پیش فاش شد که  اسد خواستار برکناری یکی از نیروهای ایرانی در سوریه شده است. این اقدامات  بدان خاطر است که اسد نسبت به پیامد‌های حضور ایران در سوریه احساس  ناامیدی می‌کند. حضور نیرو‌های ایرانی در سوریه سبب شده تا حملات هوایی  مکرر اسرائیل در سوریه صورت گیرد که ارتش سوریه را مجبور به مقابله با آن  می‌سازد. اسد نگران نقض حاکمیت سوریه است.&quot;میدل ایست مانیتور&quot; در ادامه می‌نویسد:  یک منبع سوری ناشناس می‌گوید اسد با ارسال پیامی به ایران خواسته تا  ایرانیان به طور کامل از دمشق خارج شوند. همچنین، اسد اشاره کرده که از این  پس ارتباطات میان دو کشور باید از طریق سفارتخانه‌ها صورت گیرد.با این وجود، این درخواست‌ها هرگز به طور  رسمی مطرح نشده‌اند. نهاد‌های اطلاعاتی حکومت اسد معتقدند ایران علاوه بر  تلاش برای تبدیل شدن به قدرت هژمونیک در منطقه، درصدد ترویج نسخه خاص خود  از تشیع و حتی تغییر جمعیتی در برخی از مناطق سوریه است.امروز بشار اسد با مشارکت ایران و روسیه  در قدرت باقی مانده است. علیرغم تداوم مشارکت میان دو کشور و حضور ایران در  بازسازی سوریه، می‌توانیم شاهد تشدید نگرانی یا تردید از سوی اسد و هیئت  حاکمه سوریه و تلاش و اقدام بیش‌تر سوریه برای کاهش نفوذ ایران باشیم.</description>
                <category>مطالعات غرب آسیا</category>
                <author>مطالعات غرب آسیا</author>
                <pubDate>Sun, 09 Jan 2022 20:56:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رئیس سابق فدراسیون، شاید ایران را از حضور در جام جهانی محروم کنند!</title>
                <link>https://virgool.io/@bah.2029/%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82-%D9%81%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%88%D9%85-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-hcnqi7mrlt7x</link>
                <description>کفاشیان: از همین الان باید هشدارهای لازم را به مسئولان بدهیمکفاشیان  رئیس اسبق فدراسیون فوتبال گفت: محروم شدن پرسپولیس و استقلال از آسیا نه  به نفع ما و نه به نفع فیفا است و این موضوع بهترین فرصت برای باشگاه‌ها  است تا به سمت ساختار حرفه‌ای خود بروندخبرورزشی - علی کفاشیان در خصوص اینکه سالهای قبل چگونه مجوز حرفه‌ای  سرخابی ها صادر می‌شد، اظهار داشت: این بخش در زمان قبل هم به باشگاهها  ابلاغ می‌شد و AFC به ما مهلت می‌داد تا این مشکلات را حل کنیم. فکر می‌کنم  AFC و بخش‌هایی که نظارت داشتند مدت زیادی را صبر کردند و در آخر تصمیم  گرفتند که سرخابی‌ها را از لیگ قهرمانان حذف کنند. مواردی بود که نیاز به  مجوز دولت داشت اما این کارها انجام نمی‌شد.وی افزود: محروم شدن پرسپولیس و استقلال از آسیا از لحاظ مالی و غیره به  نفع ما و فیفا نیست. این موضوع بهترین فرصت برای باشگاه‌ها است تا به سمت  ساختار حرفه‌ای بروند و قوانین لازم را اصلاح کنند. مدیران باشگاه‌ها نباید  به فکر بازی های تیم باشند. فکر نمی‌کنم در هیچ ساختار حرفه‌ای دو تیم زیر  نظر یک نفر باشد و ساختارهایی مانند بحث مالکیت و حق پخش و مباحث مالیاتی  باید درست شوند.رئیس سابق فدراسیون فوتبال  ادامه داد: وقتی شخصی مالکیت یک باشگاه را برعهده می‌گیرد باید طی یک یا دو  سال ببیند که اوضاع چگونه است. آنها می‌توانند در باشگاه خود آکادمی تشکیل  دهند و برای آنها وقت بگذارند و این اشتباه است که مدیران باشگاه‌ها به  دنبال تیم هستند و با مربیان تیم درگیر می‌شوند و این زیبنده باشگاههای  فوتبال ما نیست. زمانی که در فدراسیون دوومیدانی بودم زمینی در آفتاب  انقلاب گرفتیم و قصد ساخت آن را داشتیم. این زمین ۷۷ هزار متر بود و آن را  به پرسپولیس دادیم و با توجه به این که کسی به این زمین حتی نگاه نمی کرد  به زمین دوومیدانی تبدیل شد. مدیر باید به فکر ساختار باشگاه باشد.کفاشیان در مورد انتقاد یکی از پیشکسوتان فوتبال که گفته بود اگر علی  کفاشیان در چهار سال اول نتوانست این مشکلات را حل کند پس چرا دوباره این  مسئولیت را برعهده گرفت عنوان کرد: یکسری کارها دست رئیس فدراسیون نیست و  ما آنچه در توانمان بود انجام دادیم تا کارها به درستی پیش برود. برای مثال  زمانی که تیم خارجی به مسابقه در مشهد آمده بود درها را بسته بودند و  اجازه ورود به آنها ندادند و یا اجازه ورود به کسی در آزادی را هم نمی  دادند، در این شرایط هیچ کاری از دست رئیس فدراسیون برنمی‌آید. رئیس  فدراسیون تلاش می کند که کارها رو به جلو برود.وی که با رادیو تهران گفت و گو می کرد، در خصوص اینکه اگر اساسنامه  فدراسیون فوتبال تصویب نشود، این موضوع باعث می شود که کل فوتبال ما از ریل  خارج شود، گفت: متأسفانه در آینده جام جهانی را در پیش داریم وقطعا اگر  این مشکلات حل نشود جلوی ما را برای حضور در جام جهانی می‌گیرند. همین  اتفاق برای پرتغال هم رخ داده بود و فیفا به آنها اعلام کرده بود اگر  مشکلاتتان حل نشود نمی‌گذاریم به جام جهانی بروید. از همین الان باید  هشدارهای لازم را به مسئولان بدهیم. فیفا می‌تواند در حوزه خود مخالفت کند،  همانطور که در فدراسیون فوتبال مجمع می‌تواند یک باشگاه و یک عضو را تعلیق  کند و نمی تواند در تشکیلات فدراسیون و فوتبال بیاید، فیفا هم می‌تواند  اعلام کند اگر مشکلاتتان حل نشود نمی توانید در مقابل تیم های خارجی قرار  بگیرید.</description>
                <category>مطالعات غرب آسیا</category>
                <author>مطالعات غرب آسیا</author>
                <pubDate>Sun, 09 Jan 2022 20:39:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علت سکوت سنگینِ روس‌ها در برابر حملات اسرائیل به سوریه</title>
                <link>https://virgool.io/@bah.2029/%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86%D9%90-%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87-cvve4tioiqjk</link>
                <description>پایگاه خبری &quot;آسیاتایمز&quot; در گزارشی ضمن پرداختن  به حمله سنگین اخیر جنگنده‌های اسرائیلی به &quot;بندر لاذقیه&quot; سوریه، به طور  خاص سعی کرده به رمزگشایی از این نکته بپردازد که چرا سامانه‌های پدافندی  پیشرفته اس ۴۰۰ روسیه که در استان لاذقیه مستقر بودند، به این حمله و دیگر  حملات اسرائیل به اقصی نقاط خاک سوریه، واکنشی نشان نمی‌دهند؟ جدای از این  ها، آسیاتایمز سعی کرده که به این سوال نیز پاسخ دهد که چرا در جریان حمله  اخیر اسرائیل به لاذقیه، پدافند هوایی ارتش سوریه نیز هیچ واکنشی به این  مساله نشان نداده است؟آسیاتایمز در این رابطه می‌نویسد: «روسیه سامانه‌های پدافند هوایی  پیشرفته خود موسوم به اس ۴۰۰ را در خاک سوریه مستقر کرده با این حال،  اینطور به نظر می‌رسد که این تسلیحاتِ پیشرفته، علیه جنگنده‌های اسرائیلی  اقدامی انجام نمی‌دهند.در مدت اخیر این نکته روشن شده که روسیه به عنوان متحد و یار نزدیک دولت  سوریه و البته ایران، عملا به اسرائیل اجازه می‌دهد تا نیرو‌های وابسته به  هر دو گروه را در خاک سوریه هدف قرار دهد و در این رابطه سکوت می‌کند. کمک  هوایی روسیه در جریان جنگ داخلی سوریه به دولت این کشور، به نظام سیاسی  سوریه این امکان را داد تا معادله جنگ را تا حد زیادی به نفع خود تغییر  دهد. در این راستا باید این سوال را پرسید که چرا مسکو به تل آویو اجازه  می‌دهد تا آزادانه در حریم هوایی سوریه هر آنچه می‌خواهد را انجام دهد؟به گزارش فرارو، در تاریخ ۲۸ دسامبر سال ۲۰۲۱، جنگنده‌های اسرائیلی به  یک مجتمع کانتینری در بندر لاذقیه حمله کردند. منطقه‌ای که روسیه پایگاه  دریایی اصلی خود در خاک سوریه را در آن مستقر کرده است. اسرائیلی‌ها ادعا  کرده اند که در جریان این حمله، یک محموله تسلیحاتی ایران را که برای دولت  سوریه ارسال شده بود، هدف قرار داده اند.این حمله، دومین تلاش اسرائیل جهت نابودی این محموله ادعایی بوده است.  اولین تلاش در تاریخ ۷ دسامبر رخ داد با این حال، ظاهرا میزان موفقیت آن  چندان زیاد نبوده است. در شبِ حمله مذکور، نه سامانه‌های پدافندی اس ۴۰۰  روسیه و نه سامانه‌های پدافندی ارتش سوریه تلاشی جهت هدف قرار دادن  جنگنده‌های اسرائیلی انجام ندادند. واقعیت این است که روسیه سامانه‌های  پدافندی خود را هیچگاه جهت هدف قرار دادن جنگنده‌های اسرائیلی، فعال نخواهد  کرد. یکچنین انفعالی به احتمال زیاد تنها بخشی از یک توافق گسترده تر میان  دو طرف (اسرائیل و روسیه) است.پس از آنکه دولت روسیه کارزار  نظامی خود را در سوریه در سال ۲۰۱۵ آغاز کرد، در همان ابتدا با رژیم  اسرائیل به یک توافق دست یافت: &quot;اسرائیل قول داد تا امنیت شهروندان روسی و  تاسیسات نظامی روسیه در خاک سوریه در جریان حملات خود به مواضع گوناگون در  سوریه را حراست کند. در عوض، روسیه نیز قول داد تا از تسلیحات خود جهت دفع  کردن حملات اسرائیل به بخش‌های مختلف سوریه استفاده نکند&quot;.با این همه، باید این سوال را مطرح کرد که چرا پدافند هوایی ارتش سوریه،  واکنشی به حمله هوایی اسرائیل در تاریخ ۲۸ دسامبر به بندر لاذقیه از خود  نشان نداد؟بر اساس آنچه مقام‌های دولت روسیه اعلام کرده اند، ظاهرا یک هواپیمای  نظامی ترابری روسیه در زمانی که جنگنده‌های اسرائیلی به لاذقیه حمله کرده  اند، در تلاش برای نشستن روی باند پایگاه هوایی حمیمیم سوریه بوده است (این  پایگاه هوایی در ۲۵ کیلومتری بندر لاذقیه قرار دارد). از این رو،  سامانه‌های پدافندی ارتش سوریه جهت دفع حمله اسرائیلی‌ها در آن زمان فعال  نبوده اند. بدون تردید روس‌ها نمی‌خواهند که اتفاقاتی نظیر آنچه در سال  ۲۰۱۸ رخ داد و در قالب آن، یک هواپیمای روسیه با ۱۵ نیروی روسیِ حاضر در  آن، به اشتباه از سوی سامانه موشکی سطح به سطح اس ۲۰۰ ارتش سوریه هدف قرار  گرفت، رو به رو شوند. در آن زمان، دولت روسیه مقصر اصلی حادثه مذکور را  اسرائیل معرفی کرد و تاکید نمود که جنگنده‌های اسرائیلی به عمد، هواپیمای  روسی را در معرض موشک‌های پدافندی ارتش سوریه قرار داده اند. روس‌ها به این  نکته نیز اشاره کردند که اسرائیلی‌ها هشدار‌های لازم را به فرماندهی نظامی  روسیه در مورد حمله احتمالی خود به خاک سوریه نداده بودند.در آن دوران، حتی گمانه زنی‌هایی دال بر این مساله منتشر شد که احتمالا  هواپیمای روسی، توسط جنگنده‌های اف ۱۶ اسرائیلی هدف قرار گرفته است. با این  حال، روسیه در آن دوره، پا را فراتر از محکوم کردنِ لفظی اقدام  اسرائیلی‌ها نگذاشت.البته که این حادثه تراژیک، تاثیر چندانی بر روابط اسرائیل با روسیه  نگذاشت. اگرچه نیرو‌های نظامی روسیه که در خاک سوریه مستقر هستند، از  توانمندی کافی جهت خنثی سازی حملات اسرائیل به مواضع نیرو‌های وابسته به  ایران و دولت سوریه در خاک سوریه برخوردارند، با این حال، روس‌ها همیشه چشم  بر فعالیت‌های مخرب اسرائیل علیه سوریه بسته اند. در این رابطه، حمله  سنگین اخیر اسرائیل به بندر لاذقیه نیز نباید به عنوان یک استثنا در نظر  گرفته شود.البته که این مساله چندان مورد رضایت ایران و سوریه نیست. در سال ۲۰۱۰،  مسکو از تحویل سامانه‌های پدافندی اس ۳۰۰ به ایران به دلیل فشار‌های  اسرائیل و آمریکا خودداری می‌کرد. در سال ۲۰۱۹ نیز روسیه بار دیگر درخواست  ایران مبنی بر خرید سامانه پدافندهوایی اس ۴۰۰ را رد کرد. در این راستا،  برخی این استدلال را ارائه کرده اند که روس‌ها به این دلیل این درخواست را  رد کرده اند، زیرا از تشدید تنش‌های احتمالیِ ناشی از فروش تسلیحات پیشرفته  به ایران در خاورمیانه، هراس داشته اند.حتی در شرایط کنونی که تحریم‌های تسلیحاتی شورای امنیت سازمان ملل متحد  جهت فروش سلاح به ایران، دیگر از موضوعیت برخوردار نیستند، اقدام احتمالی  مسکو در فروش سامانه‌های اس ۴۰۰ به تهران، با شک و تردید‌های زیادی همراه  است. کرملین به احتمال زیاد این دغدغه را دارد که شاید اگر این تسلیحات  مدرن را به ایران بفروشد، اسرائیل هم اقدام به فروش پهپاد‌های جدید به  اوکراین (رقیب روسیه) کند.از این رو، روسیه با به خظر نینداختنِ پیوند‌های خود با اسرائیل، به  احتمال فراوان از انجام همکاری‌های نظامیِ عمیق‌تر با ایران خودداری خواهد  کرد.رویکرد انفعالی روسیه در رابطه با حملات گاه و بیگاهِ اسرائیلی‌ها به  خاک سوریه، به وضوح نشان می‌دهد که کرملین مایل به آسیب زدن به روابط خود  با اسرائیل نیست. تنها چند روز قبل از انجام حمله هوایی اسرائیل به لاذقیه،  &quot;ولادیمیر پوتین&quot; رئیس جمهور روسیه و همتای اسرائیلی اش &quot;اسحاق هرتزوگ&quot;  تماس تلفنی داشتند و روابط دوجانبه را مورد بررسی قرار داده بودند.روابط اسرائیل و روسیه از حیث تاریخی تا حد زیادی حول محورِ: جنگ جهانی  دوم، تاسیس رژیم اسرائیل و مهاجرت شماری از یهودیان روسیه جهت زندگی در  قلمرو اشغالی اسرائیل، تعریف شده است.در شرایط کنونی، قریب به یک و نیم میلیون یهودی روس زبان در اسرائیل  زندگی می‌کنند و برخی الیگارش‌های روس نظیر &quot;میخائیل فریدمن&quot;، شهروندی  اسرائیل را دارا هستند. با توجه به این نکته که الیگارش‌های روسیه نقش  بسیار مهمی در عرصه سیاست این کشور بازی می‌کنند و مسکو بر آن است تا از  روابط خوبِ خود با تمامی بازیگران حاضر در خاورمیانه حراست کند، انتظار  می‌رود که روسیه همچنان به تلاش‌های خود جهت قانع کردن دولت سوریه مبنی بر  پاسخ ندادن به اقدامات اسرائیل در خاک سوریه، ادامه دهد. در این راستا،  روسیه در معادله سوریه، تا حد زیادی تلاش می‌کند تا توازن میان &quot;محور  مقامت&quot; و اسرائیل را حفظ کند».</description>
                <category>مطالعات غرب آسیا</category>
                <author>مطالعات غرب آسیا</author>
                <pubDate>Sat, 08 Jan 2022 22:16:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیم قرن دوم امارات متحده عربی: پیشروی به کجا؟</title>
                <link>https://virgool.io/@bah.2029/%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%B1%D9%86-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%AF%D9%87-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-wsv2yz83ogfe</link>
                <description>امارات متحده عربی در موقعیت خوبی  قرار دارد تا پیشرفت‌هایی را که در زمینه‌های مختلف به دست آورده، از ایجاد  تعادل در روابط با قدرت‌های رقیب منطقه‌ای و جهانی تا ایجاد تنوع در  اقتصاد خود و رسیدگی به نگرانی‌های دیرینه محیط زیستی، تداوم بخشد.به  مناسبت فرارسیدن پنجاهمین سالگرد استقلال امارات متحده عربی، نگاهی اجمالی  و توامان به گذشته و آینده موجب شادی و همچنین تامل می‌شود. با توجه به  انتظار و توقع اندکی که در ابتدا از امارات متحده عربی می‌رفت و همچنین با  در نظر گرفتن منطقه جغرافیایی دشواری که در آن واقع شده، پیشرفت امارات در نیم قرن اخیر چشمگیر است. در  زمان استقلال آن کشور، اگر خارجی‌ها می‌پرسیدند که آیا هفت امیرنشین آن  اصلا خواهند توانست اتحاد داشته باشند چه رسد به این که به یک کشور کاملا  منسجم تبدیل شوند، کسی بر آنان خرده نمی‌گرفت.  آن زمان دو سال به اولین جهش عظیم قیمت جهانی نفت، در خلال جنگ  اعراب و اسرائیل در اکتبر ۱۹۷۳، مانده بود و اقتصاد امارات متحده عربی هنوز  در حالت خفته به سر می‌برد.دهه‌های بعدی شاهد توالی پیوسته چالش‌های بزرگ دیگر بود. در حوزه امنیت و سیاست خارجی، منطقه شاهد انقلاب «اسلامی» ۱۹۷۹ در ایران، جنگ ایران و عراق در طول دهه ۱۹۸۰، اشغال کویت در همسایگی  امارات توسط صدام حسین در سال ۱۹۹۰، شبح تروریسم جهادی قبل و بعد از ۱۱  سپتامبر و ظهور داعش، . در حوزه مناسبات داخلی اعراب، قیام‌ها و جنگ‌های داخلی کل دهه گذشته،  که اغلب با اخوان‌المسلمین یا جنبش‌های همفکر آن گره خورده بود، منطقه  اطراف امارات را به لرزه درآورده است. و از دیدگاه اقتصادی، سقوط و صعود  مداوم بهای انرژی به معنی وجود تردید مداوم و تنظیم‌ها و تطبیق‌های فوری  بوده است.با  این وجود، امارات متحده عربی نه تنها جان سالم به در برده، بلکه در این  دوره پرتلاطم خاورمیانه شکوفا هم شده است. امارات تا حد زیادی موفق شد از  درگیری مستقیم در مناقشات عمده منطقه پرهیز کند. آرامش داخلی خود را حفظ  کرد، و می‌شود گفت که یگانه کشور در میان کشورهای عرب گرفتار به  «نفرین  نفت» است که اقتصادش را از نظر ساختاری متنوع کرده، و مجموعه‌ای از  سرمایه‌ها و فعالیت‌های در سطح جهانی را در بخش‌های غیرمرتبط با انرژی، از  جمله در بخش تجارت، حمل‌ونقل و لجستیک، امور مالی، گردشگری، فناوری و  زمینه‌های دیگر، به اقتصاد خود اضافه کرده است.در  سال‌های اخیر، امارات متحده عربی با افزایش مداخله‌های نظامی خود در منطقه  تا حدودی از این مسیر منحرف شد و برای مدتی لقب محبوب آمریکایی یعنی  «اسپارتای کوچک» را به خود اختصاص داد؛ در مقیاسی کوچک اما از نظر سیاسی  نمادین در ماموریت نظامی (و بدسرنوشت) آمریکا در افغانستان شرکت کرد، و  نیروهای مسلح‌اش از دوردست‌های لیبی تا یمن در نزدیکی‌ خانه، خود را به آب و  آتش زدند.با  این حال، امارات متحده عربی اخیرا و داوطلبانه چنین تلاش‌هایی را رها کرده  و در عوض تصمیم گرفته تا سیاست خارجی‌اش را در جهتی کاملا متضاد متمرکز  سازد: عامل صلح و آشتی در منطقه شود. اسال  گذشته، امارات متحده عربی در اقدامی به همان میزان اهمیت به شکلی فشرده با  بسیاری از رقبای قدیمی منطقه‌ای مانند ایران، عراق، ترکیه، قطر، و حتی  سوریه تماس برقرار کرده است. چابکی و هشیاری این چرخش‌های‌ حسابگرانه قابل  توجه است. و چشم‌انداز موفقیت در به سرانجام رساندن تماس‌ها با تمامی این  جریان‌های مخالف، با آن که تضمین‌شده نیست، اما منطقا نویدبخش به نظر  می‌رسد.</description>
                <category>مطالعات غرب آسیا</category>
                <author>مطالعات غرب آسیا</author>
                <pubDate>Fri, 31 Dec 2021 22:06:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طالبان همان است که بود، ولی جامعه عوض شده است</title>
                <link>https://virgool.io/@bah.2029/%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B9%D9%88%D8%B6-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-v3gihvwalj2f</link>
                <description>طی  دو دهه حضور آمریکا در افغانستان، یک دگرگونی درونی واقعی در جهت به  ‌رسمیت‌ شناختن حقوق زنان اتفاق افتاده است. ولی حالا که کشور با کنترل  طالبان دست و پنجه نرم می‌کند، پیامد آن برای زنان افغانستان و به‌ طور کلی  جامعه افغانستان چیست؟برای  پاسخ به این پرسش‌ها، ابتدا ضروری ا‌ست که بدانیم چه تغییری در بیست سال  گذشته رخ داده است؛ هم پیشرفت‌های آن دوره و هم کاستی‌های آن. یکی از  آمارهایی که بارها درباره افغانستان ذکر شده این است که پیش از کنترل  طالبان بر افغانستان در آگوست امسال، درصد زنان مجلس این کشور از زنان کنگره آمریکا بیشتر بود. البته داده‌های زیاد دیگری هم هستند. قانون اساسی سال ۲۰۰۴ افغانستان، حقوق برابر را برای مردان و زنان محترم شمرد و، در دسامبر  ۲۰۰۹، قانون افغانستان برای اولین بار در تاریخ این کشور خشونت علیه زنان  را جرم شناخت.  طی دو دهه گذشته، میلیون‌ها زن افغانستانی مشاغلی را در بخش‌های امنیتی،  دادگستری، و دیگر بخش‌های جامعه به عهده گرفتند، در حالی که دختران به  مدرسه می‌رفتند، وارد مسابقات ورزشی شدند، به مراقبت‌های بهداشتی حیاتی  دسترسی بیشتری پیدا کردند و نرخ مرگ و میر نوزدان شدیدا کاهش یافت. در نظر بگیرید که در زمان اخراج طالبان در سال ۲۰۰۱، هیچ دختری در مدرسه نبود، و دو دهه بعد، بیش از ۳٫۵ میلیون نفر در کلاس‌های آموزشی ثبت نام کرده بودند. مطابق یک گزارش اخیر یونسکو،  به رغم کمبودهای آشکار در مسیر آموزش، «به طور نسبی، روند پیشرفت  [افغانستان] سریعتر از بیشتر کشورهای دیگر در ناحیه جنوب آسیا بوده است».ولی  گرچه ارقام تعیین‌کننده است اما کل ماجرا را روایت نمی‌کند ‌ــ‌در واقع  ارقام حتی می‌تواند ماجرا را پیچیده‌تر کند. قوانین هم ممکن است روی کاغذ  خوب به نظر برسند ولی معلوم شود که اجرای آن‌ها اگر غیرممکن نباشد، بسیار  دشوار است. در مورد تغییر اجتماعی واقعی، همیشه فقط اعداد تعیین‌کننده  نیست. آندری ساخاروف جایی درباره مبارزه مخالفان شوروی نوشت:  «مسئلهٔ آمار و ارقام نیست بلکه یک عامل ناملموس است: شکستن مانع روانی  سکوت». نکته کلی‌ترِ او در بحث درباره حقوق زنان در افغانستان و نیز  تغییرات فرهنگی صدق پیدا می‌کند.عواملی  که به کمیت در نمی‌آید، در کنار ارقام و کمیت‌ها، نشان می‌دهد که تغییر در  افغانستان واقعی بوده است. بعد از سقوط طالبان، زنان نقش کاملی در بازسازی  کشور به عهده گرفتند، و صرفا نمادی برای مهندسی‌ مثبت آمار نبودند. مثلا دکتر سیما سمر،  فعال سرشناس حقوق بشر، به معاونت رئیس دولت موقت و وزیر امور زنان منصوب  شد. بهار جلالی، مورخی که اولین برنامه مطالعات جنسیتی را در دانشگاه  آمریکایی افغانستان پایه‌گذاری کرد، به واشنگتن پست گفت که به رغم مشکلات بسیار جلوی پیشرفت حقوق زنان، در دهه اول بعد از اخراج  طالبان «واقعا شاهد ظهور زنان کارآمد بودید. طبقه‌ای از زنان که …  می‌دانستند چطور با جامعه جهانی صحبت کنند و کسانی که نیازهای افغانستان را  می‌شناختند».</description>
                <category>مطالعات غرب آسیا</category>
                <author>مطالعات غرب آسیا</author>
                <pubDate>Thu, 30 Dec 2021 18:35:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنش  بین آمریکا و چین</title>
                <link>https://virgool.io/@bah.2029/%D8%AA%D9%86%D8%B4-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%88-%DA%86%DB%8C%D9%86-etfjd98sgiir</link>
                <description>ایالات متحده از مفهوم منافع اساسی سیاسی، اقتصادی و امنیتی در اوایل قرن نوزدهم با دکترین معروف مونرو (1823)، سنگ بنای سیاست خارجی ایالات متحده که توسط رئیس جمهور جیمز مونرو (1817-1825) نوشته شد، استفاده کرد. نمونه‌های معروف دیگری که بر خطوط قرمز تأکید داشتند، بحران‌های کوبا و برلین در اوایل دهه 1960 و در جریان جنگ اکتبر 1973 بین مصر و اسرائیل بود که نیروهای آمریکایی در حالت آماده‌باش نظامی بالا قرار گرفتند.در ژانویه 1980، دکترین موسوم به کارتر به اتحاد جماهیر شوروی که یک ماه قبل به افغانستان حمله کرده بود، هشدار داد که از مرزهای آن کشور فراتر نرود.در سال های 1991 و 1999 خطوط قرمز آمریکا در خلیج فارس و بالکان با جنگ علیه عراق و صربستان پایان یافت. سناریوی مشابه با حمله و اشغال افغانستان در سال 2001 توسط ایالات متحده، عراق در سال 2003 و جنگ به رهبری ناتو علیه لیبی در سال 2011 تکرار شد.سپس دونالد ترامپ با استراتژی امنیت ملی خود و رئیس جمهور جو بایدن با راهنمایی استراتژیک امنیت ملی موقت خود (INSSG) آمدند. هر دو نظام بین‌الملل کنونی را رقابتی بین قدرت‌های بزرگ می‌دانند.چین و روسیه و تا حدودی ایران و کره شمالی به عنوان تهدیدی برای منافع و امنیت ایالات متحده و به طور گسترده تر برای نظم جهانی &quot;مبتنی بر قوانین&quot; به تصویر کشیده شده اند - به معنای قوانینی است که واشنگتن از سال 1945 تصور و اجرا کرده است.چنین رقابتی باید بر سر مسائل جهانی مانند تغییرات آب و هوایی، 5G، اختلافات تجاری، زنجیره تامین، عدم اشاعه، امنیت سایبری، ارتباطات و محاسبات کوانتومی، حقوق بشر، و همچنین بحران‌های محلی مانند اوکراین، تایوان، دریای چین جنوبی دیده شود. ، و غیره.</description>
                <category>مطالعات غرب آسیا</category>
                <author>مطالعات غرب آسیا</author>
                <pubDate>Thu, 30 Dec 2021 17:22:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استراتژی  روسیه در سوریه -ممانعت-فشار، وابهام</title>
                <link>https://virgool.io/@bah.2029/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%85%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B9%D8%AA-%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%85-cab11fvxqq1t</link>
                <description>از نظر دیپلماتیک، رویکرد مسکو در سوریه ترکیبی از سه بعد بودهاست . اول مسکو پیوسته از رژیم سوریه در برابر  پیامدهای  خوداری از مذکره با اپوزسیون سوری حفاظت کرده است .از همه بی پرده تر ، مسکو چندین بار قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل را که به نظرش می توانست راه را برای مداخله نظامی غرب باز کند،وتو کرده است .مثلا، در جولای 2012مسکو مانع از صدور قطعنامه ای شد که صرفا تهدید به احتمال وضع  تحریم می کرد.و نگرانی اش این بود که این قطعنامه ممکن است نهایتا راه را برای مداخله نظامی غرب علیه اسد باز کندچرا که متن قطنامه چنان مداخله ای را صریحا ممنوع نمی کند.در واقع هدف اصلی مسکو این بود که مانع مداخله نظامی شود که در واقع بیشتر از تحریم ها از آن هراس داشت. گذشته از شورای امنیت سازمان ملل ، روسیه از همه ابزار های موجود در سازمان ملل برای ممانعت از هر اقدامی که باعث تضعیف جایگاه اسد شود، استفاده کرده است. مثلا ، به رغم کمک بسیار محمود روسیه در حمایت های بشر دوستانه از مردم سوریه ، مسکو قاطعانه  از رزیم اسد  در وادار کردن آژانس های سازمان ملل  به این که عمدتا از دمشق کار کنند ، حمایت کرد، حتی آژانس هایی که سعی داشتند به مناطق خارج از کنترل رژیم کمک برسانندو سعی کرد مانع کمک های بشر دوستانه مرز گذر شود . مسکو به سازمان منع سلاح های شیمایی هم فشار آورد تا پیامد های منفی استفاده رژیم اسد از این گونه سلاح ها را به حداقل برساند . اخیرا نماینده روسیه در سازمان منع سلاح های شیمیای علیه غیر نظامیان  استفاده کرده ، شدیدا محکوم کرد و ادعا های آن را غیر قابل قبول و سازمان منع سلاح هایی شیمیایی را یک نهاد نامشروع  خوانده . هدف واقعی روسیه هرگز این نیست که ثابت کند واقعا چه اتفاقی افتاده است. بلکه می خواهد صرفا با ایجاد تردید در رعایت سازوکار تنظیم گزارش ، این گزارش را بی اعتبار جلوه دهد و طرف های دیگر را ترغیب کند تا با اسد به عنوان حاکم مشروع بر خورد کند.ادامه دارد...............</description>
                <category>مطالعات غرب آسیا</category>
                <author>مطالعات غرب آسیا</author>
                <pubDate>Thu, 30 Dec 2021 00:12:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>می خواهید به پکن کابوس بدهید؟ از ژاپن بخواهید هسته ای شود</title>
                <link>https://virgool.io/@bah.2029/%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%DA%A9%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B3-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-uwtoaoghrr4h</link>
                <description>یک بازدارنده هسته‌ای ژاپنی چگونه خواهد بود؟   این چیزی است که باید به خاطر بسپارید: در شرایط فعلی، داشتن سلاح هسته‌ای برای ژاپن به نفع هیچ‌کس نیست. با این حال، باید پذیرفت که اگر تحت فشار قرار گیرد، مطمئناً می تواند این کار را انجام دهد.  شاید این بزرگترین کابوس چین باشد: ژاپن مجهز به سلاح هسته ای. ژاپن هسته‌ای که دائماً در سرزمین اصلی آسیا لنگر انداخته و مملو از سلاح‌های هسته‌ای است، وضعیت امنیتی چین را بسیار پیچیده‌تر از آنچه اکنون است می‌کند و چین را وادار می‌کند که هم دکترین هسته‌ای خود را بازنگری کند و هم زرادخانه هسته‌ای خود را افزایش دهد.  برای اینکه کاملا واضح باشد، ژاپن هیچ قصدی برای ساخت سلاح هسته ای ندارد. در واقع، این کشور تنفر شدیدی نسبت به سلاح های هسته ای دارد، زیرا تنها کشوری است که در واقع در معرض حمله هسته ای به شهرهای خود قرار گرفته است. موقعیت استراتژیک ژاپن باید بسیار وخیم شود تا بتواند چنین گزینه شدید و گران قیمتی را انجام دهد.  در عین حال، چین هیچ علاقه ای به تحریک ژاپن برای ساخت آنها ندارد. سیاست هسته‌ای چین تا حدی با هدف اطمینان دادن به ژاپن است که اگر ابتدا با سلاح‌های هسته‌ای مورد حمله قرار نگیرد، در زمان جنگ از آنها استفاده نخواهد کرد. ژاپن هیچ سلاح هسته ای ندارد، بنابراین، اگر چین به قول خود پایبند باشد، ژاپن باید مطمئن شود. «اگر» و «باید» واژه‌های کاربردی در اینجا هستند.  با این حال، این یک پیشنهاد جالب است. فوبیاهای هسته ای و فقدان نیاز مبرم را کنار بگذاریم، مطمئناً دلیلی وجود ندارد که ژاپن، سومین اقتصاد بزرگ جهان، نتواند سلاح های هسته ای بسازد.  یک بازدارنده هسته‌ای ژاپنی چگونه خواهد بود؟ بیایید سه‌گانه هسته‌ای سنتی موشک‌های بالستیک زمین‌پایه، بمب‌افکن‌های استراتژیک و زیردریایی‌های موشک‌های بالستیک و مناسب بودن هر یک از این سه‌گانه را برای شرایط ژاپن بررسی کنیم. برای بحث، بیایید بگوییم که ژاپن می تواند فقط یک پا را برای سرمایه گذاری انتخاب کند.  ما همچنین تعداد سلاح‌های هسته‌ای را تقریباً 300 عدد تعیین می‌کنیم. تراکم بالای جمعیت ژاپن به این معنی است که تخریب تنها چند شهر می‌تواند اکثریت جمعیت غیرنظامی این کشور را کشته یا مجروح کند. در مقابل دشمنی مانند روسیه یا چین، ژاپن باید بتواند خسارات مشابهی را وارد کند.  موشک های زمینی  ژاپن می تواند روی زرادخانه کوچکی از موشک های زمینی سرمایه گذاری کند که هر کدام یک یا چند کلاهک هسته ای حمل می کنند. این موشک ها می توانند در سیلوهای سخت شده مانند Minuteman III آمریکایی یا بر روی پرتابگرهای متحرک مانند RS-24 Yars روسیه مستقر شوند. یک ICBM ژاپنی کوچکتر است و برای رسیدن به آمریکای شمالی به برد و سوخت نیاز ندارد. توانایی دسترسی به تمام چین، روسیه اروپایی و خاورمیانه کافی خواهد بود.  در نهایت، ژاپن ممکن است بر روی 100 موشک بالستیک میان برد که هر کدام به سه کلاهک 100 کیلوتنی مجهز است، مستقر شود. این موشک ها می توانند در سیلوهای سخت شده در شرق هوکایدو، شمالی ترین جزیره ژاپن مستقر شوند یا با پرتابگرهای متحرک حرکت کنند.  این کمترین دوام در بین این سه ایده است. نزدیکی ژاپن به چین به این معنی است که در صورت حمله اتمی از سوی چین، باید دکترین «پرتاب در مورد هشدار» برای اطمینان از بقای موشک‌ها داشته باشد. این به طور قابل توجهی احتمال جنگ هسته ای تصادفی را افزایش می دهد، زیرا نقص سخت افزاری یا نرم افزاری در سیستم هشدار اولیه ژاپن می تواند به اشتباه به عنوان یک حمله تفسیر شود.  جغرافیا باعث می شود پایگاه های زمینی حتی جذابیت کمتری داشته باشند. تراکم بالای جمعیت ژاپن، یافتن مکانی برای 100 سیلو موشکی را غیرممکن می‌کند که در صورت حمله آسیب جانبی وحشتناکی را به همراه نداشته باشد. حتی استقرار آنها در مکان‌های دورافتاده مانند جزیره شمالی هوکایدو خطرات بیهوده‌ای را به همراه خواهد داشت. پرتابگرهای سیار برای سفر در شبکه جاده‌ای ژاپن بسیار بزرگ و سنگین هستند، مگر اینکه مسیر جداگانه‌ای در جایی ساخته شود. حتی این موقعیت آنها را قابل پیش بینی تر می کند.  گزینه دیگر ممکن است بهره برداری از شبکه ریلی گسترده ژاپن باشد.  بمب افکن های استراتژیک  ژاپن می تواند بال بمب افکن های رادارگریز برای ارسال موشک های کروز و بمب های گرانشی هسته ای بسازد. چنین هواپیمای می تواند ماموریت های نفوذ هسته ای را علیه دشمنان انجام دهد، سلاح های هسته ای دشمن، فرماندهی و کنترل و سایر اهداف نیروی متقابل را از بین ببرد. بمب‌افکن‌های هسته‌ای به برنامه‌ریزان جنگ استراتژیک ژاپنی انعطاف‌پذیری می‌دهند تا چندین هدف را دنبال کنند یا اهداف را در اواسط پرواز تغییر دهند. بمب افکن های هسته ای را می توان در هر نقطه از ماموریت فراخوان کرد.  یک طرح بمب افکن می تواند شامل سه اسکادران از بیست و چهار بمب افکن، برای مجموع هفتاد و دو جت، هر یک به اندازه یک هواپیمای ضربتی FB-111 باشد. هر بمب افکن چهار موشک تهاجمی کوتاه برد را با خود حمل می کند که هر کدام با قدرت 100 کیلوتن، در مجموع 288 سلاح هسته ای خواهد داشت.  جغرافیا همچنین بمب افکن های استراتژیک را بعید می کند. حمله برق آسا علیه پایگاه های بمب افکن ژاپن می تواند کل نیروی زمینی را قبل از اینکه دستور درگیری به آنها داده شود از بین ببرد. اگر تانکرها برای رسیدن بمب افکن ها به اهدافشان ضروری باشد، انهدام نیروی نفتکش ژاپنی بمب افکن ها را نامربوط می کند.</description>
                <category>مطالعات غرب آسیا</category>
                <author>مطالعات غرب آسیا</author>
                <pubDate>Tue, 28 Dec 2021 19:38:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل استراتژی روسیه در سوریه</title>
                <link>https://virgool.io/@bah.2029/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87-iocyljhrs246</link>
                <description>دیپلماسی مثلث هادر سپتامبر2015 روسیه با مداخله  نظامی خود در سوریه رسما به عنوان یک بازیگر عمده به خاورمیانه برگشت .اما  عملیات نظامی فقط بخشی از داستان است .ولادیمیر پوتین ، رئیس جمهور روسیه ،  از سال ها پیش از مداخله نظامی از همتای سوری خود بشار اسد به شیوه های  متعدد حمایت کرده بود. به طور کلی ، پوتین مدام با استفاده از شیوه های غیر  نظامی کوشید است موقعیت روسیه را در خاورمیانه احیا کند. خصوصا در سوریه ،  نقش نظامی روسیه بخشی از سیاست های فراگیر خارجی و داخلی کرملین بود و  عملیات نظامی همگام با تلاش های دیپلماتیک پیش می رفت . در واقع مسکو در  پیگری نتایج مورد نظر خود در سوریه ، به هر دو نوع تلاش متکی بود.از  این منظر ، مداخله مسکو در سوریه سال2015 را می توان بخشی حیاتی از تلاش  بزرگ تر دانست که از طریق استفاده پیوسته از ابزار های دیپلماتیک در خدمت  احیای قدرت از دست رفته است. نخست روسیه با نشان دادن تمایلش به مذاکره با  تقریبا هر کسی، و فاصله گرفتن از این نگرانی آمریکا که مذاکره امتیازی است  که به رقیب مشروعیت میدهد، جایگاه خود را به عنوان دلال قدرت تثبیت کرد.  کرملین طی سال ها سعی کرده پیوندهای را هم با اسرائیل و هم حزب الله ایجاد  کند . در واقع در مارس 2021 مسکو در یک هفته میزبان هئیت های جداگانه ای از  دو طرف بود و در عین حال پوتین با ریاض و تهران که رقبای دیرینه هستند نیز  روابط شخصی برقرار کرده است . دیگر این که مسکو اهداف خود را به قرار مدار  های متقابل محدود کرده ، بدون آن که انگیزه ای برای نوسازی اجتماعی یا حتی  حل مناقشه در سوریه داشته باشد.مسکو  مشارکت پیوسته و عمل گرایانه دیپلماتیک را هم به صورت دو جانبه و هم چند  جانبه دنبال کرده تا خود را به عنوان واسطه ای بین رزیم سوریه و جامعه بین  المللی تحمیل کند. در این تلاش ها استفاده حداکثری از ابزارهای نظامی روسیه  صورت گرفته و به تدریج روند دیپلماتیک را طوری با آرایی کرده است که با  اهداف سیاسی مسکو سازگار باشد، یعنی از جمله حفظ اسد در قدرت و ارتقای  موقعیت روسیه ، به عنوان یک قدرت بزرگ و تصمیم گیرنده اصلی ، و به موقعیت  بی اعتبار سازی آمریکا.در  حالی که گزارش های انتشار یافته متعددی عملیات نظامی روسیه و نیز برخی تلاش  های مشخص رویه در حوزه دیپماسی را به دقت پوشش داده اند. مثل تلاش هایی که  در چارچوب آستانه در سطح با لا انجام شد. به جزئیات دیپلماسی روسیه در  سوریه توجه کمتری معطوف شده است . این جستار تاکتیک های دیپلماتیک روسیه را  بررسی می کند و این که چگونه باعث تقویت حرکات نظامی مسکو در سوریه شده  است ............ادامه دارد</description>
                <category>مطالعات غرب آسیا</category>
                <author>مطالعات غرب آسیا</author>
                <pubDate>Tue, 28 Dec 2021 17:35:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیپلماسی مثلث ها</title>
                <link>https://virgool.io/@bah.2029/%D8%AF%DB%8C%D9%BE%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D9%84%D8%AB-%D9%87%D8%A7-akziwwpgxsxd</link>
                <description>در سپتامبر2015 روسیه با مداخله نظامی خود در سوریه رسما به عنوان یک بازیگر عمده به خاورمیانه برگشت .اما عملیات نظامی فقط بخشی از داستان است .ولادیمیر پوتین ، رئیس جمهور روسیه ، از سال ها پیش از مداخله  نظامی از همتای سوری خود بشار اسد به شیوه های متعدد حمایت کرده بود. به طور کلی ، پوتین مدام با استفاده از شیوه های غیر نظامی کوشید است موقعیت روسیه را در خاورمیانه احیا کند. خصوصا در سوریه ، نقش نظامی  روسیه بخشی از سیاست های فراگیر خارجی و داخلی کرملین بود و عملیات نظامی همگام با تلاش های دیپلماتیک پیش می رفت . در واقع مسکو در پیگری نتایج مورد نظر خود در سوریه ، به هر دو نوع تلاش متکی بود.از این منظر ، مداخله مسکو در سوریه  سال2015 را می توان بخشی حیاتی از تلاش بزرگ تر دانست که از طریق استفاده  پیوسته از ابزار های دیپلماتیک در خدمت احیای قدرت از دست رفته است. نخست روسیه با نشان دادن تمایلش به مذاکره با تقریبا هر کسی، و فاصله گرفتن از این نگرانی آمریکا که مذاکره  امتیازی است که به رقیب مشروعیت میدهد، جایگاه خود را به عنوان دلال قدرت تثبیت کرد. کرملین طی سال ها سعی کرده پیوندهای را هم با اسرائیل و هم حزب الله ایجاد کند . در واقع در مارس 2021 مسکو در یک هفته میزبان هئیت های جداگانه ای از دو طرف بود و در عین حال پوتین با ریاض و تهران که رقبای دیرینه هستند نیز روابط شخصی برقرار کرده است . دیگر این که مسکو  اهداف خود را به قرار مدار های متقابل محدود کرده ، بدون آن که انگیزه ای برای نوسازی اجتماعی یا حتی حل مناقشه در سوریه داشته باشد.مسکو مشارکت پیوسته و عمل گرایانه دیپلماتیک را هم به صورت دو جانبه و هم چند جانبه دنبال کرده تا خود را به عنوان واسطه ای بین رزیم سوریه و جامعه بین المللی  تحمیل کند. در این تلاش ها استفاده حداکثری از ابزارهای نظامی روسیه صورت گرفته و به تدریج روند دیپلماتیک را طوری با آرایی کرده است که با اهداف سیاسی مسکو سازگار باشد، یعنی از جمله حفظ اسد در قدرت و ارتقای موقعیت روسیه ، به عنوان  یک قدرت بزرگ و تصمیم گیرنده اصلی ، و به موقعیت بی اعتبار سازی آمریکا.در حالی که گزارش های انتشار یافته متعددی عملیات نظامی روسیه و نیز برخی تلاش های مشخص رویه در حوزه دیپماسی را به دقت پوشش داده اند. مثل تلاش هایی که در چارچوب آستانه در سطح با لا انجام شد. به جزئیات  دیپلماسی  روسیه در سوریه توجه کمتری معطوف شده است . این جستار تاکتیک های دیپلماتیک روسیه را بررسی می کند و این که چگونه باعث تقویت حرکات نظامی مسکو در سوریه شده است   ............ادامه دارد</description>
                <category>مطالعات غرب آسیا</category>
                <author>مطالعات غرب آسیا</author>
                <pubDate>Mon, 27 Dec 2021 20:54:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیپلماسی مثلث‌ها: تحلیل استراتژی روسیه در سوریه</title>
                <link>https://virgool.io/@bah.2029/%D8%AF%DB%8C%D9%BE%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D9%84%D8%AB-%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87-pnar1ep044bd</link>
                <description>مسکو بارها بازیگران سوریه را در مقابل هم به بازی گرفته تا منافع خود را تامین کند و رژیم اسد را در قدرت نگهدارد.مدتی پیش از ۱۰ جولای، شورای  امنیت سازمان ملل متحد بر سر این‌ رای خواهد داد که آیا ماموریت سالانه  این نهاد را برای کمک‌های مرز-گذر به داخل سوریه تمدید کند یا نه. این‌  کمک‌ها در حال حاضر از طریق تنها یک گذرگاه مرزی در باب‌الهوی به سوریه  می‌رسد. تمدید این ماموریت از نقطه‌نظر کمک‌های بشردوستانه حیاتی است، اما  باز نگهداشتن مرز به خاطر ایجاد و حفظ ثبات نیز به همان اندازه مهم است؛  بخصوص با توجه به آتش‌بس‌ شکننده در ادلب. اما آن‌چه بر فرایند تمدید این  ماموریت سایه افکنده، شیطنت استراتژیک روسیه با بازیگران مختلف برای دور  نگهداشتن آنها و حفظ منافع ژئواستراتژیک و اقتصادی خود و حفظ رژیم اسد در  قدرت است. کرملین، برای دستیابی به هدف اخیر، یعنی حفظ رژیم اسد،  قطعنامه‌های شورای امنیت را که می‌توانست به کنترل رژیم اسد کمک کند، با  قاطعیت وتو کرده و به‌نادرستی مدعی شده که چنان اقداماتی تهاجم غرب به  سوریه را تسهیل می‌کند.</description>
                <category>مطالعات غرب آسیا</category>
                <author>مطالعات غرب آسیا</author>
                <pubDate>Sun, 26 Dec 2021 20:53:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طالبان همان است که بود، ولی جامعه عوض شده است</title>
                <link>https://virgool.io/Sedayezan/%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B9%D9%88%D8%B6-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-lpnzymlheag0</link>
                <description>اوایل این ماه، طالبان مقررات جدیدی را اعلام کرد که حقوق زنان را در افغانستان محدودتر از قبل کرد. یکی از محدودیت‌ها این است که زنان دیگر نمی‌توانند در نمایش‌های تلویزیونی ظاهر شوند. همچنین، بر اساس مقررات جدید دختران و زنان نمی‌توانند بالاتر از دوره ابتدایی درس بخوانند. زنی که سابقا دانشجوی پزشکی بود، به بی.‌بی.‌سی گفت: «زندگی حالا زندگی کردن نیست. زنده ماندن و نفس کشیدن است بدون هیچ هدفی.»از  همان لحظه‌ای که طالبان کنترل افغانستان را در ماه آگوست به دست گرفت،  روشن بود که این گروه به همان اندازه دهه ۱۹۹۰ نسبت به زنان بی‌رحم و وحشی  است ‌ــ‌در آن دوره هم زنان به شکلی نامتوازن قربانی اصلی حمله آن‌ها به افغانستان بودند. در واقع، این بار، یکی از اولین اقدامات رسمی طالبان ایجاد وزارت مخوف موسوم به وزارت امر به معروف و نهی از منکر در محل وزارت امور زنان بود.ولی  هرچند طالبان تغییر نکرده، جامعه افغانستان تغییر کرده است. طی دو دهه  حضور آمریکا در افغانستان، یک دگرگونی درونی واقعی در جهت به ‌رسمیت‌  شناختن حقوق زنان اتفاق افتاده است. ولی حالا که کشور با کنترل طالبان دست و  پنجه نرم می‌کند، پیامد آن برای زنان افغانستان و به‌ طور کلی جامعه  افغانستان چیست؟</description>
                <category>مطالعات غرب آسیا</category>
                <author>مطالعات غرب آسیا</author>
                <pubDate>Sat, 25 Dec 2021 23:39:19 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>