<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های بهاره پناهی فر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@baharepanahifar</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 13:29:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1178671/avatar/jMF2ki.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>بهاره پناهی فر</title>
            <link>https://virgool.io/@baharepanahifar</link>
        </image>

                    <item>
                <title>۱۰ سریال مفید در حوزه کارآفرینی و استارتاپ</title>
                <link>https://virgool.io/@baharepanahifar/%DB%B1%DB%B0-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-rqnonh7ri3ba</link>
                <description>این روزها سخت مشغول مطالعه منابع مختلف برای راه اندازی کسب و کار مستقل یا به عبارت دیگه همون &quot;استارتاپ&quot; هستم، با کتاب های زیادی آشنا شدم که متاسفانه یا خوشبختانه زیاد کارساز نبودند. البته ناگفته نمون که بعضی از کتاب ها و منابعی که مطالعه کردم هم بسیار روشنگر بودند، که حتما یه مقاله در همین راستا خواهم نوشت تا چند تا از کتاب های جالب در حوزه استارتاپ و کسب و کار رو معرفی کنم.تازگیا سریالی رو شروع به دیدن کردم که بعد از حدود چند ماه از آغاز فعالیت استارتاپم، به شدت به تجربیات الاکلنگی مختلفی که داشتم نزدیک بود؛ حالا می‌خوام معرفی داشته باشیم روی بعضی از سریال های حوزه کسب و کار، پس با من همراه باشید.معرفی سریال های مفید در حوزه کارآفرینی و استارتاپاول از همه بریم سراغ سریالی که در حال دیدنش هستم1) سریال Silicon Valleyسریال سیلیکون ولی (Sillicon Valley) یا همون دره ی سیلیکون که از نام منطقه ای معروف در غرب آمریکا گرفته شده، سریالی کمدی هست که از سال 2014 از شبکه تلویزیونی اچ بی او (HBO) شروع به پخش کرد. سریالی که داستان آغاز یک استارتاپ تکنولوژیکی در دل صنعت تکنولوژی دنیا و چالش ها و فراز و فرود هاشه.تصویری از سریال سیلیکون ولی۲) سریال Shark Tankشارک تنک یک برنامه تلویزیونی جالبه که در اون افراد معمولی با ایده‌های کارآفرینی‌شون جلوی یک گروه پنج نفره از سرمایه‌گذاران معروف به نام شارک قرار می‌گیرن. این سرمایه‌داران بازنده نیستن و خودشون تو دنیای کسب و کار موفق هستن. اونا از این افراد سوالات مختلفی درمورد ایده‌شون می‌پرسن و بهشون کمک می‌کنن تا ایده‌شون رو بهتر بشناسن. در آخر هم یا بهشون پیشنهاد سرمایه‌گذاری می‌دن و یا ازشون منصرف می‌شن. گاهی هم این سرمایه‌داران با هم رقابت می‌کنن که ایده رو از یکدیگر بخوان و سعی می‌کنن با پیشنهادهای بهتر از دیگران این افراد رو متقاعد کنن که با اون‌ها همکاری کنن و ایده‌شون رو به بازار عرضه کنن.می‌تونیم بگیم که برنامه میدون یک کپی ضعیف از همین سریال پرمخاطبِشارک تانک، یا به زبون خودمون تنگ کوسه که در فصل های زیادی پخش و تولید شد.۳) سریال TVF Pitchers&quot;تی‌وی‌اف پیچرز&quot; یک سریال تلویزیونی خنده‌دار و جذاب از ژانر درام و کمدی هست که در سال ۲۰۱۵ در کشور هند ساخته شد. این سریال توسط آروناب کومار ایجاد شده.داستان این سریال درباره چهار جوان خلاق و کارآفرین هست که از کارهای روزمره‌شان خسته شده و تصمیم می‌گیرند زندگی پرماجرا و پرریسکی را در پیش بگیرند. آن‌ها به دنبال راه‌اندازی یک استارتاپ هستند تا وارد دنیای پرهیجان کسب‌وکار شوند.همون چهارتا جوون هندی بی حوصله ۴) سریال Halt and Catch Fire&quot;هالت اند کچ فایر&quot; یک سریال تلویزیونی آمریکایی در سبک درامِ که توسط کریستوفر کانتول و کریستفر سی. راجرز در سال 2014 ساخته شد.داستان این سریال در دهه 1990 جریان داره و درباره‌ی انقلاب کامپیوترهای شخصی و گسترش اینترنت. یه مدیر جوان و انگیزه‌مند به اسم جو مک‌میلن، توی این سریال تلاش می‌کنه تیم نرم‌افزاری و سخت‌افزاری یک شرکت کامپیوتری رو هدایت کنه تا به اهدافش برسه. یه مهندس سخت‌افزار افسرده که با تشویق جو مک‌میلن، به طراحی یک نوع کامپیوتر قابل حمل می‌پردازه. یه نفر دیگه هم که استعداد برنامه‌نویسی داره ولی درگیر مسائل زندگی شخصیش هست.اسم عجیب &quot;هالت اند کچ فایر&quot; به یادآوری یک دستور برنامه‌نویسی معروف اشاره داره که باعث از کار افتادن موقت واحد پردازش مرکزی (سی‌پی‌یو) میشه و باعث میشه سیستم نیاز به راه‌اندازی مجدد بشه.هالت اند کچ فایر، توسط کریستوفر کانتول و کریستفر سی. راجرز در سال 2014 ساخته شد.۵) سریال Dragons’ Den&quot;دراگونز دِن&quot;، یک برنامه تلویزیونی خفن که ایده‌اش از یک برنامه ژاپنی به اسم &quot;ببرهای پول&quot; گرفته شده. این برنامه تو بیش از ۳۰ کشور دنیا ساخته شده، اما تو بریتانیا بهش &quot;دراگون دن&quot; میگن.تو این برنامه، مثل &quot;شارک تنک&quot;، افراد خلاق و کارآفرین ایده‌های خودشون رو جلوی پنج سرمایه‌گذار حرفه‌ای به اسم &quot;اژدهاها&quot; قرار می‌دن. بعد این پنج نفر بررسی می‌کنن و تصمیم می‌گیرن که آیا می‌خوان تو اون ایده سرمایه‌گذاری کنن یا نه. این اژدهاها معمولاً افراد موفق و زبده تو کسب و کار هستن مثل دبرا میدن، پیتر جونز، دانکن باناتین و تئو پافیتیس.قلدرهای بریتانیا، معرف به گروه اژدها۶) سریال Billions&quot;میلیاردها&quot; یک سریال تلویزیونی درام با بازی هنرپیشه‌های پل جیاماتی و دیمین لوئیس است. داستان این سریال درباره رقابتها و دامنه قدرت در دنیای مالی نیویورک است. دو شخصیت اصلی، یک قانون‌گذار و یک سرمایه‌گذار، به تصویر می‌کشند که در این دنیای پرقدرت به دنبال جایگاه و تأثیر خود هستند.علاوه بر سرگرم‌کننده بودن، &quot;میلیاردها&quot; پر از آموزه‌ها و نقل‌قول‌های ارزشمند در زمینه‌های کسب‌وکار، استارتاپ و رهبری است. این سریال به تماشاگران نه تنها سرگرمی فراوان می‌دهد بلکه ایده‌ها و انگیزه‌های مفیدی در زندگی حرفه‌ای و کسب‌وکار ارائه می‌کنه. اگر شما یک کارآفرین هستید، حتماً توصیه می‌کنم که این سریال رو تماشا کنید.یک رُخ از میلیاردهای نیویورکی۸) سریال Suitsسریال &quot;دادخواست‌ها&quot; یک داستان تلویزیونی از ۱۳۴ قسمتی که داستان یک شرکت حقوقی در نیویورک و وکلایی که در اون کار می‌کنن رو روایت می‌کنه. داستان این سریال درمورد یک پسر دانشجوی باهوش که از دانشگاه هاروارد اخراج میشه، ولی با وجود اینکه هرگز توی دانشکده حقوق تحصیل نکرده، به عنوان وکیل در یک شرکت کار می‌کنه. دو شخصیت اصلی، هاروی و مایک، درس‌هایی درمورد اعتماد به نفس و شجاعت به تماشاگرا انتقال می‌دن. همچنین نشون می‌ده که باور کردن دیگران به شما می‌تونه باعث پیشرفت و رشد شما بشه.تماشای این سریال یه پیام مهم داره که گاهی وقتا باید از حدود کتاب و دانشگاه بیرون بریم و تصمیمات خارج از حد معمول و جذاب بگیریم، چون این اقدامات ممکنه به پیشرفت شغلی‌تون کمک کنن.شخصیت های کت و شلواری سریال دادخواست۷) سریال House of Liesسریال قبلی و &quot;خانه دروغ‌ها&quot; یا &quot;House of Lies&quot; دو سریال تلویزیونی هستند که با بازی بازیگرانی مثل دان چیدل و کریستن بل ساخته شده‌. این سریال‌ نگاهی طنزآمیز به دنیای مشاوره در زمینه مدیریت داره.اگه شما یک کارآفرین هستی، تماشای این دوتا سریال رو به شما توصیه می‌کنم؛چون به شکلی طنزآمیز نشون داده می‌شه که چگونه تصمیم‌گیری در مورد انجام خدمات به داخل یا به برون از شرکت، می‌تونه تأثیر گذار بر موفقیت یا شکست کسب‌وکار شما باشه. همچنین نشون داده می‌شه که یک شرکت با استفاده از راهکارهای خلاقانه و بازیافتن رتبه می‌تونه به سهولت افراد را به بازی بکشوند و به تحقق اهداف مالی خودش برسه.دروغگوهای حرفه ای۹) سریال Boardwalk Empireسریال جذاب &quot;امپراتوری بوردواک&quot;، داستانش مربوط به دهه ۱۹۲۰ و دوره ممنوعیت الکل در آمریکاست. داستان درباره یک سیاستمدار اهل نیوجرسی هست که بازی در هر دو طرف قانون رو تو تهیه و فروش الکل انجام می‌ده. این سریال نکات مهمی رو در مورد مهارت‌های مذاکره، تأثیر گذاری، و قدرت فکر استراتژیک در مواجهه با گروه‌های مختلف افراد بهت یاد میده.این سریال به ما نشون میده که اگر تو فعالیت در دنیای تجارت همیشه حضور پرقدرت و فعّال داشته باشی، حتی اگه شرایط سیاسی سخت باشه و دشمنی برای کسب‌وکارت به وجود بیاد، باز هم میتونی بهترین فرصت‌ها رو برای خودت پیدا کنی.الکل فروشای آمریکایی...۱۰) سریال Mad Menسریال &quot;مردان دیوانه&quot; یک سریال درام آمریکایی که داستانش درباره یک آژانس تبلیغاتی توی نیویورک در دهه ۱۹۶۰ه. توی این سریال، زندگی افراد کارمند توی این آژانس و چطوری با وقایع پرهیاهو و تغییرات دهه ۱۹۶۰ روبرو میشه، مورد توجه قرار گرفته.شخصیت اصلی داستان، یک آقا به اسم &quot;دان دریپر&quot; هست که توی یک شرکت تبلیغاتی به اسم &quot;استرلینگ کوپر&quot; به عنوان رئیس بخش طراحی کار می‌کنه. تو این سریال، ما با حواشی زندگی دان آشنا میشیم و میفهمیم که زندگی اون چطوری از یه حالت خوب به جایی رسیده که خودش هیچ وقت فکرشو نمی‌کرده!!.دان زندگیش یه جور رقم خورد که خودش هم فکرش رو نمیکرد.حرف آخردر نهایت اینکه، اگر دنیای استارتاپ ها مدتی هستش که ذهنت رو قلقلک میده تا بری تو کارش، این سریال ها در عین حال که تقریبا کاملا بی پرده و واقعی مشکلات این راه رو نشون میده، در عین حال، انگیزه ای هم میشه برای شروع کار؛ لابه لاش هم که تو رو میخندونه!یادت نره که استارتاپ زدن بعد از کار تو معدن و بقیه کارها که دیگران معتقدن سخت ترین کار دنیا رو دارن، جزو کار های به شدت سخت و پرچالشه. صرفا زندگینامه ایلان ماسک، جف بیزوس، مارک زاکربرگ، بیل گیتس و... رو معیار قرار نده که با کله رفتن تو دیوار و دیوار ریخته. خیلی ها هم با کله رفتن تو دیوار و سرشون شکسته!...با وجود همه ی این سختی ها، اگه آدم جنگیدن هستی و عاشق چالشی...پس، بسم الله!</description>
                <category>بهاره پناهی فر</category>
                <author>بهاره پناهی فر</author>
                <pubDate>Thu, 18 Jan 2024 13:44:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوگیری تاییدی (Confirmation Bias) در طراحی UX</title>
                <link>https://virgool.io/@baharepanahifar/%D8%B3%D9%88%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF%DB%8C-confirmation-bias-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-ux-yizcmlh7ypgz</link>
                <description>خلاصه:تمام افراد به طور ناخودآگاه به دنبال اطلاعاتی هستند که باورها یا نظریه‌های آنها را تأیید می‌کند و در مقابل، اطلاعاتی که با باورهای آنها در تضاد است را نادیده می‌گیرند. این موضوع به مفهوم «سوگیری تاییدی» یا «خطای تایید خود» اشاره دارد که در موقعیت‌های مختلفی از زندگی، شما را با چالش‌های دیگری روبه‌رو می‌کند.با استفاده از روش‌های تحقیق مناسب، تمایل به تأیید در طراحی تجربه کاربری (UX) قابل شناسایی و اجتناب است.در این مقاله به بررسی مفهوم سوگیری تاییدی در طراحی UX و روش‌های مقابله با آن می‌پردازیم.سوگیری تاییدی (Confirmation bias) چیست؟آیا تا به حال اتفاق افتاده که در حین مرور خبرها و اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی، محتواهایی که با دیدگاه‌های شما هم‌خوانی نداره رو نادیده بگیرید؟یا به عبارت دیگر، به محتواهایی که با نظرات و دیدگاه‌های شما هماهنگ هستند، توجه و تمایل بیشتری داشته باشید؟! این پدیده نمونه‌ای از تمایل به تأیید است. این اصطلاح توسط روانشناس پیتر ویسون در سال ۱۹۶۰ معرفی شد و توضیح می‌دهد که تمایل به تأیید به این معنا است که باورهای قبلی ما چگونه بر روی درک اطلاعات جدید تأثیر می‌گذارد؛ به عبارت دیگر، ما به‌طور مداوم تمایل داریم که برای درک مفاهیم جدید، به باورهای قبلی خود پایبند باشیم و سعی در تصدیق آنها داشته باشیم.سوگیری تاییدی یک خطای شناختی محسوب می‌شه و زمانی رخ می‌ده که افراد، اطلاعات رو به‌گونه‌ای تجزیه و تحلیل و یا دنبال کنن که مستقیماً مطابق با باورهای قبلی یا پیش‌برداشت‌های فعلیشون باشه. سوگیری تایید، افراد رو به سمت دور انداختن اطلاعاتی که با باورهای فعلی آنها در تضاد است سوق می‌ده، حتی اگه اون اطلاعات واقعی یا درست باشند.تمایل به طرفداری از اطلاعاتی که باورهای ما را ثابت می‌کند و در کنار آن، نادیده گرفتن حقایق و شواهد دیگر، می‌تواند توانایی ما برای همدلی و یافتن حقیقت را از بین ببرد. سوگیری تأیید را می‌توان به عنوان نمونه‌ای از اثر Priming (به معنی آماده‌سازی ذهنی) در نظر گرفت؛ چراکه اثر  priming نیز به این معناست که باورهای قبلی ما، بر نحوه جستجوی اطلاعات جدید تأثیر می‌گذارند و نحوه تفسیر آن را تحریف می‌کنند. این کار یک راه مقرون به صرفه برای درک جهان است، زیرا در نهایت، ثابت ماندن در یک فرضیه آسان‌تر از کنار گذاشتن آن و ارائه فرضیه دیگر است.سوگیری تاییدی در چه موقعیت‌هایی نمایان می‌شود؟سوگیری تأییدی معمولاً در حوزه‌های زیر آشکار می‌شود:مردم تمایل دارند اطلاعاتی که باورهای فعلی آنها را به چالش می‌کشد، نادیده بگیرند. این اتفاق اغلب به این دلیل می‌افتد که عزت نفس (Ego) ما مانع از داشتن تفکر بی‌طرفانه می‌شود. عزت نفس ما می‌تواند قضاوتمان را تیره و تار کند و باعث شود که در مقابل اطلاعاتی که با باورهای ما هم‌سو نیستند، احساس ناراحتی کنیم.مردم به طور طبیعی تمایل دارند به دنبال اطلاعاتی باشند که باورهای فعلی آنها را تایید یا اثبات کند. این اطلاعات نه تنها تفسیر راحت‌تری دارند، بلکه به ما کمک می‌کنند تا باورهای خود را توجیه کنیم و اعتمادمان را نسبت به موضوع مورد بحث، تقویت کنیم.افراد زمانی که اطلاعاتی را به دلخواه خود جمع‌آوری می‌کنند یا به خاطر می‌آورند، یا زمانی که آن اطلاعات را به شیوه‌ای مغرضانه تفسیر می‌کنند، تعصب یا سوگیری تایید خود را نسبت به آن اطلاعات نشان می‌دهند. این کار می‌تواند مانند این باشد که شما فقط یک طرف خبر خاصی را بشنوید یا یک داستان را به گونه‌ای تفسیر کنید که اعتقادهای قبلیتان را تأیید کند.تأثیر سوگیری تایید معمولاً برای موضوعات دارای بار عاطفی و باورهای عمیقاً ریشه‌دار مانند مذهب، نژاد، سیاست، حقوق زنان یا تغییرات آب و هوایی بیشتر نمایان می‌شود.باورهای قبلی ما، بر نحوه جستجوی اطلاعات جدید تأثیر می‌گذارند و نحوه تفسیر آن را تحریف می‌کنندسوگیری تایید چگونه در طراحی UX نمایان می‌شود؟برای افرادی که در زمینه طراحی UX کار می‌کنند، سوگیری تایید اهمیت بیشتری دارد. شما به عنوان یک طراح UX، هرچه بیشتر روی فرضیات خود در مورد طراحی یا تجربه کاربران سرمایه‌گذاری کنید، در واقع سوگیری تایید قوی‌تری دارید. به عنوان مثال، اگر ماه‌ها برای ایجاد یک طرح کار کرده باشید، به احتمال زیاد شواهد در دسترسی که می‌گوید طرح شما خوب است را باور خواهید کرد و نسبت به یافته‌هایی که نشان می‌دهند طراحی شما دارای مشکل است، شک می‌کنید. اما در مقابل، اگر قبل از ارائه نمونه اولیه طراحی خود، فقط یک یا دو روز روی آن کار کرده باشید، در تفسیر اطلاعات و شواهد موجود مرتبط با طرح خود، سوگیری کمتری خواهید داشت.نقش و تاثیر سوگیری تایید در تحقیقات و طراحی UX چیست؟سوگیری تایید می‌تواند عواقب جدی برای افراد فعال در حوزه‌های تحقیقات و طراحی UX داشته باشد، زیرا این افراد با نادیده گرفتن گزینه‌های جایگزین و بی اعتبار کردن اختلاف نظرهای سایر همکاران خود، دیدگاه‌های آنها را تحریف می‌کنند. بنابراین شناسایی و غلبه بر سوگیری تایید منجر به بهبود تصمیم‌گیری و تحقیق و در نهایت، طراحی محصولات و ساخت تجربه‌های بهتر برای کاربران می‌شود.شناسایی و غلبه بر سوگیری تایید منجر به بهبود تصمیم‌گیری و تحقیق و در نهایت، خلق تجربه‌های بهتر برای کاربران می‌شود.برای مثال، یک سایت فروشگاهی را تصور کنید که با وجود ترافیک زیاد و کاربرانی که محصولاتی را به سبد خرید خود اضافه می‌کنند، فروش پایینی دارد. طراحان UX تصور می‌کنند که عملکرد ضعیف این سایت به دلیل طراحی ضعیف دکمه پرداخت (باور قبلی طراح) است. از این رو تصمیم می‌گیرند که نظر کاربران را با طرح این سوال جویا شوند:«آیا پیدا کردن دکمه قرمز پرداخت برای شما سخت است؟»این سوال چندین مشکل به شرح زیر دارد:تمرکز روی دکمه پرداخت باعث می‌شود که به دنبال اطلاعاتی برای اثبات فرضیه قبلی طراحان بگردیم و این به معنای سوگیری تایید حول این سوال است. حتی اگر پاسخ‌های کاربران نیز نشان دهند که بله، یافتن دکمه پرداخت دشوار است، این مشکل ممکن است بزرگ‌ترین مشکل کاربران با سایت یا فرایند پرداخت نباشد و ما با طرح چنین سوالی نمی‌توانیم به جواب واقعی مشکلمان برسیم.بار منفی این سوال، کاربران را وادار می‌کند تا به جای تفکر درباره مناسب بودن دکمه پرداخت، به دنبال مشکلات مربوط به آن بگردند.پرسیدن سوالی که تنها یک جواب بله یا خیر دارد، باعث می‌شود که کاربران هیچ فضایی برای ارائه اطلاعات بیشتر در مورد تجربه واقعی خود و مسائلی که با آن مواجه شده‌اند، نداشته باشند.اما یک سوال بهتر می‌تواند این باشد که:«فرایند پرداخت در سایت چگونه است؟ لطفاً هر نکته منفی یا مثبتی که درباره آن به نظرتان می‌آید را توضیح دهید.»این سوال باعث می‌شود که کاربران تحت تاثیر Priming (استفاده از باورهای ذهنی قبلی برای جستجوی اطلاعات جدید) قرار نگیرند و طراحان نیز دچار سوگیری تایید نشوند. در واقع این سوال تشخیص می‌دهد که فرایند تسویه حساب ممکن است مشکل باشد و به پاسخ‌دهندگان این اجازه را می‌دهد تا بازخوردهای خود را به طور کتبی توضیح دهند. به طور خلاصه، سوگیری تایید از طرق مختلفی می‌تواند بر متخصصان UX تاثیر بگذارد که بعضی از آنها عبارتند از:پرسیدن سوالات جانب‌دارانه و به طور کلی سوالاتی که به دنبال تایید فرضیه‌های قبلی محققان باشد، به جای بررسی سایر مسائل و علل احتمالی یک مشکل.نادیده گرفتن شواهدی که به جهتی متفاوت اشاره می‌کنند (مثلاً در تست کاربردپذیری یا Usability Test).تفسیر شواهد مبهم به نفع فرضیه‌ها یا عقاید قبلی محققین.چگونه از سوگیری تایید در تحقیقات UX جلوگیری کنیم؟قدم اول برای دوری از اثر سوگیری تایید، آگاهی از آن است. در ادامه چند راه جلوگیری از سوگیری تایید برای محققان و طراحان UX را شرح می‌دهیم:1- به جای اعتبارسنجی، تحقیق کنید.متخصصان UX باید تحقیقات خود را با یک ذهنیت باز شروع کنند و به جای اعتبارسنجی فرضیه‌ها و حدسیات خود، آنها را آزمایش کنند. هدف تحقیق کردن، کشف چیزهایی است که از قبل نمی‌دانستیم، نه تایید فرضیات قبلی‌مان. در واقع شما به عنوان یک طراح UX باید به جای صرف زمان و منابع خود برای کاوش در یک راه‌حل غیر قابل اطمینان، باید زیرک باشید و به سرعت تشخیص دهید که در مسیر اشتباهی قرار دارید. شما برای جلوگیری از افتادن در این چرخه اعتبارسنجی (که در آن تصور می‌کنید آزمایش فعلی به منظور اثبات فرضیات و باورهای فعلی شماست)، باید درک کنید که در مرحله برنامه‌ریزی برای تمام تحقیقات مربوط به رفتار کاربران، نیاز است تا اهداف آزمایش‌ها را به طور جامع بررسی کنید.تحقیقات خود را با یک ذهنیت باز شروع کنید و به جای اعتبارسنجی فرضیه‌ها و حدسیات خود، آنها را آزمایش کنید.2- داده‌های اولیه را دریافت کنید.همانطور که در قسمت قبل گفتیم، هنگام تفسیر نتایج حاصل از تحقیق روی کاربران، هر چه زمان، منابع و احساسات کمتری را به یک طرح خاص اختصاص دهید، سوگیری کمتری خواهید داشت. بنابراین، هر چه زودتر داده‌های تجربی را از مخاطبان هدف دریافت کنید، احتمال بیشتری وجود دارد که هنگام تجزیه و تحلیل داده‌ها و اقدام بر اساس یافته‌ها، نسبتاً بی‌طرف باشید.3- سوال‌های بی‌طرفانه بپرسید.هنگامی که متخصصان UX، بازخورد کاربران را از طرق مختلفی مثل تست کاربردپذیری، مطالعات مربوط به تجربه‌های قبلی کاربر یا مصاحبه جمع‌آوری می‌کنند، باید از پرسیدن سوال‌های القاکننده (Leading questions) خودداری کنند. چراکه این سوالات، ذهن کاربران را به گونه‌ای از قبل آماده می‌کند که نتوانند مشکل واقعی را مطرح کنند و در عوض، آنها را نسبت به موضوعاتی که محققان به آنها علاقه‌مند هستند، حساس می‌کند.در بیشتر اوقات هنگامی که شما یک فرضیه خاص داشته باشید، سخت است به سؤالاتی فکر کنید که القاکننده نباشند (مانند مثال دکمه پرداخت در بخش قبل). در این مواقع همیشه یک قدم به عقب برگردید و از خود بپرسید: آیا این احتمال وجود دارد که این سوال به طریقی، پاسخی به کاربر پیشنهاد دهد؟ آیا کاربر می‌تواند فرضیه من از طرح این سوال را حدس بزند؟ اگر پاسخ این سوالات مثبت است، به یک سوال دیگر فکر کنید. کاربرانی که به سوالات شما پاسخ می‌دهند، افرادی هستند که می‌خواهند کمک‌کننده باشند، محققان را خوشحال کنند و تلاش زیادی برای در نظر گرفتن چیزهایی می‌کنند که در نظر آنها، با علایق و دیدگاه محققان مرتبط است.4- از تکنیک مثلث سازی (triangulation) استفاده کنید.استفاده از منابع داده‌های متعدد نه تنها می‌تواند اعتبار تحقیقات شما را افزایش دهد، بلکه می‌تواند از سوگیری‌های تایید هم جلوگیری کند. تغییر یا تحریف یک یافته تحقیقاتی برای تطبیق آن با فرضیه فعلی شما آسان است، اما انجام این کار با داده‌هایی که از چندین منبع مختلف مانند تست‌های کاربر، تجزیه و تحلیل، مطالعات کمی یا گزارش خدمات مشتریان به دست می‌آید، بسیار دشوارتر است.تکنیک مثلث سازی (triangulation)در مثال قبل، تصور کنید که طراحان قبل از جستجوی بازخورد کاربر، رفتار کاربران در سایت را با بعضی از نرم‌افزارهای تحلیلی (مثل گوگل آنالیتیکس) بررسی کرده‌اند؛ در این حالت احتمالاً متوجه می‌شوند که بیشتر ریزش‌های خرید، خیلی بعدتر از کلیک کاربران روی دکمه پرداخت رخ می‌دهند. این مشاهده به تنهایی می‌تواند آنها را به سمت طرح سوالات بهتر سوق دهد. یا بیایید به این شکل بگوییم که بازخورد کاربر نشان می‌دهد که کاربران هیچ مشکلی در فرایند پرداخت نداشته‌اند، اما داده‌های تحلیلی به وضوح نشان می‌دهند که کاربران با این حال هیچ خریدی را پرداخت نهایی نکرده‌اند. در اینجا می‌توان فهمید که احتمالاً سوال درستی برای نظرسنجی مطرح نشده است و نمی‌توان دلیل واقعی نرخ بالای ریزش خرید را از طریق آن فهمید.5- در برنامه‌ریزی و تجزیه و تحلیل تحقیقات خود، از دیگر همکاران خود نظر بخواهید.در صورت امکان، از یک همکار که مستقیماً در پروژه شما دخالتی ندارد، بخواهید تا برنامه مطالعاتی شما را بررسی کند و در ارائه یافته‌ها با شما مشارکت کند. اغلب اوقات، شخصی که هیچ دانش قبلی در مورد مفروضات قبلی شما ندارد، می‌تواند دیدگاهی جدید و خنثی به ارمغان بیاورد و به راحتی به شما کمک کند تا اثرات سوگیری تاییدی را در خود شناسایی و از آنها جلوگیری کنید.6- بازخوردهای دریافتی خود را متنوع کنید.اگر شما بازخوردهایی را از کاربرانی که مشابه شما هستند (از نظر نژاد، کلاس، سطح تحصیلات، جایگاه شغلی، طرز تفکر و...) دریافت کنید، احتمالاً پاسخ‌هایی که دریافت می‌کنید هم مشابه فرضیه‌های خودتان است و سوگیری شما را تقویت می‌کند. بنابراین اگر داده‌های موردنیاز خود را از مجموعه متنوعی از پاسخ‌دهندگان جمع‌آوری کنید، احتمال موفقیت تحقیقات شما بیشتر خواهد بود.بازخوردهای دریافتی خود را با استفاده از مجموعه غیرمشابه‌ی از پاسخ دهندگان، متنوع کنید.البته با وجود اینکه همیشه نمی‌توان این جامعه آماری را بزرگ کرد، اما همیشه باید مراقب بود که تا حد امکان از چشم‌اندازهای منحصر به فرد در پاسخ به تحقیقات خود استفاده کنید. همچنین توجه داشته باشید که مکانیسم‌های سنتی دریافت بازخورد کاربران مانند نظرسنجی‌ها و گروه‌های متمرکز، برای بسیاری از کاربران آنقدر آشنا هستند که اغلب نتایج قابل پیش‌بینی را رائه می‌دهند، حتی زمانی که این مکانیسم‌ها با در نظر گرفتن تنوع طراحی شده‌اند. در عوض، استفاده از رویکردهای جدیدتر مبتنی بر مکالمه ارگانیک به جای مصاحبه‌های خنثی به برخی از طراحان UX کمک می‌کند تا بازخوردهای متنوع‌تری دریافت کنند.7- به دنبال اختلاف نظرها باشید.بزرگ‌ترین خطر سوگیری تأییدی این است که نظرات مخالف را نادیده می‌گیرد. برای مثال اگر یک نظرسنجی نشان دهد که 75 درصد از کاربران، یک محصول را بصری می‌دانند، درک اینکه چرا یک چهارم کاربران خلاف این موضوع فکر می‌کنند، ارزش واقعی دارد. در واقع باید بدانید که بازخورد کاربران برای تقویت یا تایید چیزی که شما فکر می‌کنید از قبل می‌دانید، در نظر گرفته نشده است؛ بلکه باید از این طریق، مشکلاتی که اصلاً پیش‌بینی نکرده بودید را شناسایی کنید یا آنها را در معرض مسائلی قرار دهید که قبلاً در نظر نگرفته بودید. البته این بدان معنا نیست که همه اختلاف نظرها یه یک شکل ایجاد می‌شوند؛ چراکه ممکن است برخی بازخوردهای مخالف، برای بهبود محصول یا خدمات شما مفید نباشد، اما به هر حال اگر شما به طور فعال به دنبال پیدا کردن این اختلاف نظرها نباشید و سعی در درک آنها نداشته باشید، هرگز متوجه وجود آنها نیز نخواهید شد.8- به داده‌های کمی نگاه کنید.روش‌های مختلفی وجود دارد که از طریق آنها می‌توان داده‌ها را به‌طور انتخابی تفسیر کرد تا سوگیری تأیید را تقویت کند. اما در این میان، نکات موجود در داده‌های کمی نیز راه خوبی برای آزمایش این فرضیه‌ها و فهمیدن اینکه آیا شواهد محکمی از آنها پشتیبانی می‌کنند، ارائه می‌دهند. اگر بازخورد کاربر نشان دهد که مردم محصولی را دوست دارند و مایل به استفاده از آن هستند، اما داده‌ها به وضوح نشان دهند که کاربران واقعاً از آن محصول استفاده نمی‌کنند، باید نشانه‌ای از وجود مشکل در جایی از فرآیند دریافت بازخورد پیدا کنید. مثلاً شاید شما سؤالات اشتباهی پرسیده‌اید و به جای اینکه خواسته‌های کاربران را برآورده کنید، صرفاً سعی در تقویت مفروضات قبلی خود را داشته‌اید. این رویکرد به راحتی می‌تواند منجر به تولید محصولات ظریف با طراحی خوب شود که هیچ کس واقعاً از آنها استفاده نمی‌کند. اما با ردیابی داده‌های حاوی معیارهای کمی که استفاده واقعی کاربران از یک محصول را نشان می‌دهد، شما می‌فهمید که باید چه سؤالاتی بپرسید تا به داده‌های کیفی که این روندها را توضیح می‌دهند، برسید.جمع بندیسوگیری تأیید می‌تواند باعث شود که افراد به شدت به باورهای نادرست پایبند باشند یا به اطلاعاتی که از باورهای آنها حمایت می‌کند، اهمیت بیشتری نسبت به شواهد بدهند. مردم ممکن است بیش از حد به باورهای خود اعتماد داشته باشند، زیرا شواهدی را برای حمایت و اثبات آنها جمع‌آوری می‌کنند؛ حتی اگر بسیاری از شواهد، عقاید آنها را رد کنند. در طراحی UX، سوگیری تایید می‌تواند توانایی قضاوت کردن و همدلی با کاربران را تحت تاثیر قرار دهد، منجر به مطالعات تحقیقاتی ضعیف شود و در نهایت، باعث تفسیر نادرست نتایج بازخوردهای کاربران بشود. با درک نحوه تاثیرگذاری سوگیری تأیید بر خروجی محققان و پاسخ‌های کاربران، متخصصان UX می‌توانند از روش‌های عملی برای جمع‌آوری داده‌های قابل اجرا استفاده کنند که منجر به تولید محصولاتی با طراحی خوب می‌شود.برای اطلاعات دقیق تر و درک سایر مراحل به اینجا سر بزنید.</description>
                <category>بهاره پناهی فر</category>
                <author>بهاره پناهی فر</author>
                <pubDate>Sun, 07 Jan 2024 15:01:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعریف دقیق سئو و ماجرای تکنیک‌ها و کلاه‌های آن</title>
                <link>https://virgool.io/@baharepanahifar/%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82-%D8%B3%D8%A6%D9%88-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86-esw8aekktfwq</link>
                <description>در طول تاریخ بشر، از زمان دایناسورها گرفته تا انسان‌های هوشمند، فقط گونه‌هایی فرصت زندگی را از آن خود کرده‌اند که به جای مقاومت در برابر شرایط تازه، انرژی خود را صرف سازگاری و یافتن هر چه زودتر جایگاه خود در تقسیم‌بندی جدید کرده‌اند. در دنیای وب هم سایت‌هایی که خودشان را با اصول گوگل و الگوریتم‌های آن سازگار می‌کنند، در میان بهترین‌ها باقی می‌مانند. سئو، این ماجرا را شدنی می‌کند.بهبود رتبه سئو در گوگلمنظور از سئو چیست؟«سئو» یا (SEO) کوتاه شده عبارت (Search Engine Optimization) ، که به فعالیت‌هایی گفته می‌شه که با هدف بهینه‌سازی سایت برای موتورهای جستجو صورت می‌گیرن. به زبان علمی‌تر اگر بخوایم صحبت کنیم، می‌تونیم  سئو رو بهبود عملکرد سایت بر اساس استانداردهای تعریف شده از سوی موتورهای جستجو تعریف کنیم.منظور از موتور جستجو «گوگل». چون بیش از 90 درصد جست‌و‌جوهای دنیا و تقریبا بیش از 95 درصد جستجوهای کاربران ایرانی در گوگل اتفاق می افته. بنابراین ما هم باید سایت خود را برای این موتور جستجو بهینه کنیم.البته شاید کاری که اکنون به عنوان سئو انجام می‌دیم رنگ و بوی متفاوت‌تری نسبت به این تعریف گرفته باشه. در ابتدا وقتی می‌گفتیم «سئو»، منظورمون بهینه‌سازی سایت برای موتورهای جستجو بود. اما در حال حاضر سئو رو با این هدف انجام می‌دهیم که کاربرمان تجربه خوبی از حضور در سایتمان داشته باشند. و در حال حاضر Search Engine Optimization  به Search Experience Optimization  تبدیل شده است.چون به این ترتیب، موتور جستجوی گوگل هم که رضایت کاربران را در اولویت خود قرار داده، از این موضوع به عنوان ملاکی برای قرار دادن ما در صفحه اول خودش استفاده می‌کنه. سئو نه فقط برای مدیرهای وب‌سایت بلکه برای کاربران و گوگل هم نوعی بُرد به حساب می‌آید. چون کاربران می‌تونن بدون دردسر به محتوا، محصول یا خدمات مورد نظرشان برسند و گوگل هم می‌تواند درآمد بیشتری از تبلیغات به دست بیاره.سئو و کاربرانچرا سئو برای صاحبین کسب و کارهای ایرانی اهمیت زیادی دارد؟هر روز میلیاردها میلیارد جستجو در گوگل انجام می‌شه. در کنارش، انتظار کاربرها از گوگل برای یافتن سریع‌ترین و بهترین پاسخ، روزبه‌روز در حال افزایش. از طرفی، صاحبان کسب و کار هم به دنبال این هستند که بهترین کانال‌های ورودی را برای هدایت کاربران به سمت وب‌سایت خودشون پیدا کنن. این کانال‌ها می‌تونه شامل موتور جستجوی گوگل، شبکه‌های اجتماعی و حتی اپلیکیشن‌ها باشه. تا اینجای کار، گوگل یکی از دریچه‌های ورودی کاربران به وب‌سایت‌ها است؛ دریچه بزرگی است اما تنها گزینه نیست. ولی برای کاربران ایرانی گاهی گوگل، تنها راه برای ورود کاربران به وب‌سایتشان است.یکی از پررنگ‌ترین دلیل‌ها برای این ماجرا، وجود تحریم‌ها و فیلترهای گوناگون است. در واقع، یا ما سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی را فیلتر کرده‌ایم یا آنها ما را فیلتر کرده‌اند. در این بازی، صاحبین کسب و کار از همه بیشتر دچار دردسر می‌شوند.مثلا شاید در کشورهای دیگر به علت فعال بودن کاربران در فیسبوک، مفهومی به نام «فیسبوک مارکتینگ» معنا داشته باشه اما در ایران وقتی کاربر ایرانی به علت فیلتر شدن فیسبوک دیگه نمی‌تونه مثل گذشته داخل فیسبوک فعالیت کنه، به شبکه اجتماعی دیگری کوچ می‌کنه و دیگه مارکتینگ در فیسبوک براش معنا و کارکردی نداره.در حال حاضر بزرگ‌ترین شبکه اجتماعی فعال برای کاربران ایرانی «اینستاگرام»؛ که  کمترین میزان ترافیک رو برای وب‌سایت‌ها به دنبال داره. در نتیجه، تنها دریچه معتبر، خوب و باز به روی کاربران ایرانی، گوگل است. به همین دلیل گوگل برای کاربران ایرانی اهمیت زیادی دارد.از طرفی دیگه برای نمایش در گوگل یا باید روی سئوی سایت خودمون خوب کار کنیم یا باید با استفاده از گوگل ادز و پرداخت پول به دلار، سایت خودمون رو تبلیغ کنیم. ناگفته نمونه که تبلیغ در گوگل ادز هم محدودیت‌هایی برای کاربران ایرانی داره. مثلا اگر دامنه شما (ir.) باشه نمی‌تونید در گوگل ادز تبلیغ کنید. همه این موارد دست به دست هم می‌دن تا کاربر ایرانی اهمیت بسیار بیشتری به سئو بده.انواع سئوسه تفنگدار در سئودر کل، سئو از سه بخش اصلی تشکیل شده است:بخش اول: تکنیکال سئوسئوی فنی هم بهش میگن. این سئو به گزینه‌های فنی سایت می‌پردازه؛ مثلا ساختار کدنویسی سایت ، ریسپانسیو بودن، سرعت بالا، موبایل فرندلی بودن و … . کار کردن روی سئوی فنی، تجربه کاربری وب‌سایت رو بهینه خواهد کرد و همان‌طور که بالاتر هم گفتیم، این موضوع برای گوگل اهمیت بسیار بالایی دارد.بخش دوم: سئوی داخلیبهش (On page SEO) می‌گن. البته که بهتره اسمش رو بزاریم «سئوی محتوا».  چون وقتی بخش تکنیکال سئو را از سئوی داخلی تفکیک می‌کنیم چیزی به جز محتوا باقی نمی‌مونه. وقتی هم در مورد محتوا صحبت می‌کنیم منظورمون فقط «واژه» نیست. علاوه بر محتوای متنی، محتوای ویدیویی، صوتی و تصویری هم در این دسته جای می‌گیرن.اما برای بیشتر وب‌سایت‌ها، محتوا یعنی واژه یا همان مقاله‌هایی که در سطح وب منتشر می‌شوند. هر چه زمان می‌گذرد، درک گوگل از انواع محتواها افزایش پیدا می‌کنه. مثلا گوگل الان مفهوم تصویرها رو درک می‌کنه و حتی در ویدیوها نیز خیلی بیشتر از گذشته متوجه موضوع اصلی می‌شه؛ واژه‌ها که جای خود دارند. اگر محتوای ما برای کاربر جذاب، مفید و کاربردی باشه، می‌تونیم بگیم که در مسیر سئوی محتوا در جای مناسبی قرار گرفتیم.جالب اینکه تولید محتوا فقط توسط شما یا ادمین سایت صورت نمی‌گیره. تصور کنید در وب‌سایت خوتون مقاله‌ای رو نوشتید و از کاربرانتون می‌خواین که نظر خودشون رو در مورد اون مقاله بنویسن. این دیدگاه نوشته شده از طرف کاربران هم نوعی تولید محتوا در نظر گرفته می‌شه.دیجی‌کالا در این مورد یک قدم را فراتر گذاشته و از کاربرانش خواسته است که عکس و فیلم خریدهای خودشان را در سایت آپلود کنن. با وجود اینکه این محتواها توسط صاحبان سایت تولید نشده‌اند اما در سئوی سایت تاثیر بسیار خوبی می‌گذاره.بخش سوم: سئوی خارجیسئوی خارجی یا (Off Page SEO) به تمام اتفاق‌هایی گفته می‌شه که در خارج از سایت و در راستای بهبود سئوی شما صورت می‌گیره. یکی از نمونه‌های (Off Page SEO) به زمانی برمی‌گرده که یک وب‌سایت با هدف تعریف کردن از محتوا، محصول یا خدماتتان یک لینک به شما می‌دهد.با وجود اینکه این لینک‌دهی، خارج از ‌وب‌سایتتون رخ داده، اما باز هم روی سئوی سایت شما تاثیر می‌گذاره. البته این لینک‌ها همیشه هم اتفاقی نیستند. گاهی خودتون در یک وب‌سایت، وبلاگ یا حتی شبکه‌های اجتماعی به خودتون لینک می‌دید یا مشتریانتون این کار رو براتون انجام می‌دن. این فعالیت‌ها در ورای خود در حال انتقال یک اعتبار – مثبت یا منفی – به سایت شما هستند.اگر وب‌سایت یا وبلاگی که لینکی از شما را در خود درج می‌کنه، از نظر گوگل اعتبار چندانی نداشته باشه، شما رو با خودش پایین می‌کشه و یک اعتبار منفی رو روانه سایتتون می‌کنه. برعکس این موضوع هم صادق. پس مهم ترین دلیل ما برای کار روی سئوی خارجی، به دست آوردن اعتبار و اعتماد مثبت از سایر وب‌سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی است. اما این اعتبار به چه دردی می‌خورد؟ بیاین تا براتون. اعتبار به چه دردی می‌خورد؟ شاید شما هم افرادی رو دیده باشین که در مدت زمان کوتاهی، راهی که بقیه در چند سال طی می‌کنن رو در چند ماه می‌گذرونن. گاهی این افراد از نظر سطح دانش، چندان هم از دیگران برتر نیستند؛ اما بیشتر مردم اونها رو می‌شناسن. دلیل این موضوع، اعتباری هستش که این افراد در میان دیگران – به ویژه افراد معتبر جامعه – به دست آوردن. اعتبار در دنیای وب هم همین خاصیت را دارد.این افراد معروف که به سرعت مسیر پیروزی را طی کردن، همون وب‌سایت‌ها هستند مردم هم همون کاربران هستند،کسانی که اون افراد معروف رو مورد تعریف و تمجید قرار می‌دن وب‌سایت‌های معتبر را تشکیل می‌دهند. اعتبار، چیزی است که همه، چه در دنیای وب و چه در دنیای واقعی به دنبال آن هستند.توی مقاله بعدی در مورد کلاه های سئو با هم بیشتر صحبت می‌کنیم.</description>
                <category>بهاره پناهی فر</category>
                <author>بهاره پناهی فر</author>
                <pubDate>Sat, 21 Oct 2023 12:36:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیجیتال مارکتینگ؛ دقیق و مرتب</title>
                <link>https://virgool.io/@baharepanahifar/%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%A8-u5tbbafxus1k</link>
                <description>آژانس دیجیتال مارکتینگ چیه و چیکار می‌کنه؟امروزه شرکت‌های زیادی را می‌بینیم که در قالب آژانس دیجیتال مارکتینگ فعالیت می‌کنن و خدمات خود را به کسب‌وکارها ارائه می‌دهند. اما آیا همه‌ی اونها موفقند؟ واقعا آژانس دیجیتال مارکتینگ چیست و چه وظایفی برعهده دارد؟امروزه بازاریابی سنتی دیگه جواب نمی‌ده و شرکت‌ها و کسب‌وکارها برای اینکه بتونن محصولات و خدمات خودشون رو معرفی کنن و فروششون رو افزایش بدن، از روش‌های دیجیتال مارکتینگ استفاده می‌کنن.استفاده از روش‌های دیجیتال مارکتینگآژانس‌های دیجیتال مارکتینگ شرکت‌هایی هستن که در زمینه‌های مختلف بازاریابی دیجیتال مثل سئو، تبلیغات آنلاین، شبکه‌های اجتماعی، تولید محتوا و... فعالیت می‌کنن. این آژانس‌ها با استفاده از دانش و تجربه‌شون می‌تونن به کسب‌وکارها کمک کنن تا اهداف بازاریابی خودشون رو محقق کنن.البته برای تحقق چنین موضوعی نیاز است که شما بتوانید با افراد زیادی در ارتباط باشید و هزینه هر شخص را به صورت جداگانه پرداخت کنید. گاهی اوقات این هزینه برای کسانی که صاحب یک کسب و کار کوچک هستند زیاد است به همین خاطر سعی می‌کنند کل فرایند را به یک شرکت برون‌سپاری کنند تا هم هزینه‌های‌شان کاهش پیدا کند و هم مدیریت کارها برعهده یک شرکت معتبر و متخصص باشد. آژانس دیجیتال مارکتینگ یکی از بهترین مدل‌های برون سپاری پروژه‌های درونی شرکت است که کمک می‌کند شما با کمترین هزینه به اهداف خود برسید. در این مقاله ابتدا آژانس دیجیتال مارکتینگ و اهدافش را بررسی می‌کنیم و سپس به سراغ بررسی مزیت‌های استفاده از آژانس بازاریابی می‌رویم.آژانس دیجیتال مارکتینگ چیست؟آژانس دیجیتال مارکتینگ چیست؟در حقیقت آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ وظایف شبیه به هم و مشخصی انجام نمی‌دهند به همین دلیل پاسخ به این سوال کمی دشوار است، اما در هر صورت باید بدانید که اینگونه آژانس‌ها از روش‌های نوین بازاریابی براساس دستگاه‌های قابل حمل و متصل به اینترنت کمک می‌گیرند تا فروش سازمان و شرکت شما را افزایش دهند.البته کارکرد آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ به همین جا ختم نمی‌شود و بسیاری از کمپین‌های اجرایی این سازمان‌ها صرفا برای تقویت و برندسازی شرکت مربوطه صورت می‌گیرد. جالب است بدانید که آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ با اینکه واژه دیجیتال را یدک می‌کشند اما گاهی اوقات سراغ روش‌های سنتی بازاریابی هم می‌روند چرا که احساس می‌کنند استفاده از برخی روش‌های سنتی هم می‌تواند به پیش‌برد اهداف‌شان کمک کند. همان طور که گفته شد شرکت‌ها و برندهای مختلف برای کارهای مختلفی از جمله مدیریت شبکه‌های اجتماعی، مدیریت وب سایت و بسیاری کارهای دیگر به‌جای استخدام تعداد زیادی متخصص، سراغ آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ می‌روند تا هزینه‌های‌شان کاهش یابد.البته کاهش هزینه تنها مزیت همکاری با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ نیست و در ادامه مزیت‌های بیش‌تری در این مورد بررسی می‌کنیم.تعریف کلی آژانس دیجیتال مارکتینگ: «آژانس دیجیتال مارکتینگ شرکتی است که در مباحث فنی و ارائه روش‌های خلاقانه تخصص زیادی دارد و به نوعی می‌توان گفت که این مجموعه یک به‌روزرسانی از آژانس‌های تبلیغاتی است که در سال‌های گذشته فعالیت داشتند. آژانس دیجیتال مارکتینگ سعی می‌کند به کمک روش‌های خلاقانه کسب و کار را از سایر رقبا متمایز کند»اهداف آژانس دیجیتال مارکتینگاهداف آژانس دیجیتال مارکتینگآژانس‌ دیجیتال مارکتینگ بسته به نوع پروژه و درخواست کارفرما اهداف مختلفی در نظر دارد اما شاید مهم‌ترین هدف یک آژانس معتبر تقویت برند و افزایش فروش آن کسب و کار باشد. البته آژانس‌های مختلف متناسب با درخواست و نیاز مشتری اهداف مختلفی در نظر می‌گیرند، اما در نهایت موارد زیر از مهم‌ترین هدف‌های یک آژانس دیجیتال مارکتینگ است.به‌کارگیری جدیدترین ابزارها و سرویس‌ها در جهت افزایش فروش برندتحلیل دقیق مشتریان و رقبا و ارائه بهترین مدل برای استفاده از این تحلیلاجرای پروژه باکمترین هزینه ممکنارائه گزارش در بازه‌های زمانی مشخص به کارفرمااجرا و بهینه‌سازی کمپین‌های مختلفمزایای همکاری با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگمزایای همکاری با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگدر قسمت‌های قبل اشاره شد که یک آژانس دیجیتال مارکتینگ می‌تواند مزایای بسیار زیادی برای شرکت یا سازمان شما داشته باشد. البته ممکن است مزیت‌های همکاری با آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ برای هر پروژه و هر سازمان تفاوت‌های جزئی نسبت به موارد زیر داشته باشد.کاهش هزینه‌هاتحلیل رقبا و بررسی جدیدترین اهداف تبلیغاتی آن‌هاتحلیل رفتار مشتری و بهینه کردن خدمات و محصولاتفرصت بیش‌تر سازمان‌ برای بهبود محصول، خدمات و امور مشتریانپیشرفت سازمان به‌خاطر استفاده از نیروهای کاربلدمشخص شدن سهم بازار و بازار هدفافزایش نرخ بازگشت سرمایهاعضای تیم آژانس دیجیتال مارکتینگآژانس‌های دیجیتال مارکتینگ بر اساس وسعت و بودجه‌ای که دارند اعضای مختلفی دارند. برای مثال در یک شرکت دیجیتال مارکتینگ ممکن است همه زیرمجموعه‌های سئو توسط یک نفر مدیریت شود اما در سازمانی دیگر شاید سئو به شاخه‌های مختلفی تقسیم شود و برای هر قسمت یک متخصص استخدام شود. مدیر پروژه، مدیر سوشال، کپی رایتر، مدیر محتوا، برنامه نویس، گرافیست و… از مهم‌ترین سمت‌هایی است که باید در یک آژانس دیجیتال مارکتنیگ وجود داشته باشد.فهرست ابزارهای مورد نیاز آژانس دیجیتال مارکتینگابزارهای مورد نیاز آژانس دیجیتال مارکتینگبخش اعظمی از تحلیل‌های سایت و استراتژی‌های تدوین شده یک آژانس از ابزارها به دست می‌آید. ابزارهای دیجیتال مارکتینگ در برخی موارد رایگان هستند و در برخی موارد هم نیاز به پرداخت حق اشتراک دارند. فهرست مهم‌ترین ابزارهای دیجیتال مارکتینگ که بیش‌تر آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ از آن استفاده می‌کنند به صورت زیر است:ابزارهای مربوط به ایمیل مارکتینگابزارهای مربوط به تجزیه و تحلیلابزارهای مربوط به تبلیغات و تحلیل آنابزارهای مربوط به بخش‌بندی مشتریانابزارهای مربوط به سئوابزارهای مربوط به مدیریت پروژهابزارهای مربوط به اتوماسیون بازاریابیابزارهای مربوط به داده‌های زندهوظایف آژانس دیجیتال مارکتینگآژانس‌های دیجیتال مارکتینگ متناسب با ظرفیت‌های موجود در بازار کسب و کار وظایف‌های مختلفی را برای خود در نظر می‌گیرند و این وظایف در طول زمان می‌تواند کم و زیاد شود یا حتی دست‌خوش تغییراتی شود. برای مثال اگر یک آژانس دیجیتال مارکتینگ در بحث محتوا تخصص زیادی داشته احتمال دارد که بیش‌تر شرکت‌ها و کسب و کار صرفا برای محتوا به آن شرکت مراجعه کنند و دیگر موارد را به آژانس‌های دیگری بسپارند. یکی از مهم‌ترین وظایف یک آژانس دیجیتال مارکتینگ این است که دقیقا بر اساس محصول یا خدمت شرکت بتواند یک برنامه پیاده کند و در این برنامه باید موارد زیادی از جمله نرخ بازگشت سرمایه و میزان هزینه لازم برای انجام پروژه مشخص شود. سایر وظایف یک آژانس به صورت زیر است:بررسی بازار هدفتولید محتوا (متنی، تصویری، صوتی و…)تدوین استراتژی‌های مربوط به مارکتینگتخمین درست هزینه‌های مورد نیازتبلیغات آنلاین و نوع آن‌هار(در صورت نیاز تبلیغات آفلاین)استراتژی‌های مربوط به شبکه‌های اجتماعیسئو یا همان بازاریابی موتورهای جستجوخدمات آژانس دیجیتال مارکتینگخدمات آژانس دیجیتال مارکتینگهمان طور که در قسمت‌های قبل هم اشاره شد آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ بر اساس توانایی و نیاز مشتریان خدمات مختلفی را ارائه می‌دهند اما برای این که بتوانید از همه پتانسیل یک آژانس برای موفقیت خود و کسب و کارتان استفاده کنید باید سعی کنید از همه خدمات یک آژانس استفاده کنید. در ادامه تعدادی از مهم‌ترین خدمات یک آژانس معتبر در زمینه دیجیتال مارکتینگ ذکر شده است:برنامه نویسی استاندارد سایت و بهینه کردن آنایمیل مارکتینگاس‌‌ام‌اس مارکتینگسوشیال مارکتینگتبلیغات بنری آنلاینتلفن گویاو…فرآیند کار در آژانس دیجیتال مارکتینگبعد از این که شما تصمیم به برون سپاری موارد ذکر شده در قسمت‌های قبل گرفتید باید به سراغ یک آژانس دیجیتال مارکتینگ معتبر بروید و با آن‌ها مذاکره کنید. توصیه می‌شود تمام کارها را به یک آژانس مشخص بسپارید چرا که در غیر این‌صورت اگر نتیجه‌ای نگیرید هر کدام از آژانس‌ها تقصیر را گردن دیگری می‌اندازد پس زمان و هزینه شما تلف می‌شود. روند کلی مراجعه شما و درخواست همکاری با یک آژانس دیجیتال مارکتینگ به صورت زیر است.مراجعه به آژانس مورد نظر و ارائه اهداف کلی سازمان‌تان به صورت خلاصهمطالعه و تحقیق آژانس مورد نظر برای تخمین هزینه‌ها، زمان مورد نیاز و تغییرات مورد نیاز در سازمانارائه سند یا پروپوزال تدوین شده توسط آژانستوافق نهاییمعرفی تیم اجراییارائه گزارش عمل‌کرد در بازه‌های زمانی مشخصجمع‌بندیهمان طور که در بالا اشاره شد شما می‌توانید با یک آژانس دیجیتال مارکتینگ همکاری کنید تا در کمترین زمان به اهداف مشخص سازمان برسید. اگر نیروهای معرفی شده در این مطلب را در اختیار دارید قطعا برون سپاری درست نیست اما اگر هیچ نیرویی برای انجام این کارها ندارید بهتر است زمان و هزینه صرف استخدام نکنید و به صورت مستقیم با یک آژانس همکاری کنید. البته ممکن است آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ به سبب دوری از محل کار شما کمی سخت‌تر اهداف شما را درک کنند اما برگزاری جلسات مکرر و ارتباط با تیم اجرایی می‌تواند مشکلات را به حداقل برساند.</description>
                <category>بهاره پناهی فر</category>
                <author>بهاره پناهی فر</author>
                <pubDate>Sat, 07 Oct 2023 10:13:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارتباط Ui Ux و هوش مصنوعی</title>
                <link>https://virgool.io/@baharepanahifar/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-ui-ux-%D9%88-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-g8vrrnkeshpt</link>
                <description>رابط کاربری و تجربه کاربری، دو تا چیز مهم تو دنیای دیجیتال هستن. وقتی کاربر با یه سایت، اپ یا سرویس آنلاین تعامل می‌کنه، تجربه کاربری اون بر اساس طراحی رابط کاربری تحت تاثیر قرار می‌گیره. رابط کاربری، در واقع جریان ارتباطی بین کاربر و سامانه دیجیتال رو تعیین می‌کنه و با استفاده از المان‌های مختلفی مثل فونت، رنگ، آیکون، دکمه و لوگو به تصویر کشیده می‌شه. به طور کلی، طراحی رابط کاربری باید قابل فهم، دوست‌داشتنی، ساده و قابل استفاده باشه.تجربه کاربری، شامل همه احساساتی هست که کاربر در حین استفاده از یه سایت، اپ یا سرویس آنلاین تجربه می‌کنه. این احساسات شامل راحتی، رضایت، سرگرمی و کارایی می‌شن. هدف اصلی تجربه کاربری، ایجاد یه فرآیند ساده و لذت‌بخش برای کاربر برای رسیدن به هدف موردنظرشه.هوش مصنوعی (AI) هم نقش مهمی در بهبود تجربه کاربری داره. با استفاده از الگوریتم‌های هوشمند، AI می‌تونه الگوهای رفتار کاربران رو تجزیه و تحلیل کنه و بر اساس این داده‌ها، پیش‌بینی‌ها و راهکارهای بهینه برای بهبود تجربه کاربری ارائه بده. به طور مثال، AI می‌تونه با تحلیل داده‌های کاربر، راهکارهایی برای افزایش تعامل کاربر با سایت یا اپ پیشنهاد کنه. همچنین، با استفاده از AI، می‌شه به طراحی الگوهای متنوع و منحصر به فرد، سازگار با نیازهای کاربران و بهره‌وری بالای کاربر پرداخت.ترکیب طراحی رابط کاربری، تجربه کاربری و هوش مصنوعی می‌تونه بهبود قابل ملاحظه‌ای در تجربه کاربران از سرویس‌ها و آنلاین دیجیتال به ارمغان بیاره. با استفاده از این ترکیب، می‌شه سیستم‌ها و سرویس‌های هوشمندتری رو ایجاد کرد و به راحتی با نیازها و ترجیحات کاربران و فرهنگ حاکم بر اونها هماهنگ شد.طراحی سه بعدی، منتهی با هوش مصنوعیدر زمینه UI، هوش مصنوعی می‌تونه به ما کمک کنه تا رابط‌های کاربری جذاب‌تر و کاربرپسندتری بسازیم. مثلاً، هوش مصنوعی می‌تونه ترجیحات کاربر رو شناسایی کنه و بر اساس اون‌ها، رابط کاربری رو شخصی‌سازی کنه. همچنین، هوش مصنوعی می‌تونه رابط‌های کاربری تعاملی‌تری ایجاد کنه که با استفاده از صدا یا حرکات کار می‌کنن.بطور مثال، هوش مصنوعی می‌تونه از رنگ‌ها و فونت‌هایی استفاده کنه که کاربر ترجیح میده. همچنین، هوش مصنوعی می‌تونه رابط‌های کاربری مبتنی بر صدا یا حرکات ایجاد کنه که استفاده از محصول رو راحت‌تر و طبیعی‌تر می‌کنه.در زمینه UX، هوش مصنوعی می‌تونه به ما کمک کنه تا تجربه کاربری محصولاتمون رو کلی بهبود ببخشیم. مثلاً، هوش مصنوعی می‌تونه مشکلات موجود در UX رو شناسایی کنه و بر اساس اون‌ها، تغییراتی ایجاد کنه که تجربه کاربری رو روان‌تر و لذت‌بخش‌تر کنه. همچنین، AI می‌تونه توصیه‌هایی به کاربر بده که کمکش کنن تا کارهای خودش رو سریع‌تر و راحت‌تر انجام بده.به عنوان مثال، هوش مصنوعی می‌تونه از داده‌های کاربر استفاده کنه تا الگوهای رفتاری کاربر رو شناسایی کنه. در صورتی که الگوهای رفتاری کاربر نشان‌دهنده مشکلی در UX باشه، هوش مصنوعی می‌تونه تغییراتی ایجاد کنه که مشکل رو حل کنه. همچنین، هوش مصنوعی می‌تونه از داده‌های کاربر استفاده کنه تا توصیه‌هایی به کاربر بده که متناسب با نیازها و ترجیحات کاربر باشه. مثلاً، هوش مصنوعی می‌تونه به کاربر پیشنهاد بده که از یک محصول یا خدمات مشابه استفاده کنه که با نیازهای کاربر سازگارتر هست.در مجموع، هوش مصنوعی می‌تونه یک ابزار قدرتمند برای بهبود UX محصولات دیجیتال باشه. با استفاده از هوش مصنوعی، طراحان UX می‌تونن محصولاتی ایجاد کنند که برای کاربران کاربرپسندتر و لذت‌بخش‌تر هستن.استایل گاید با AIخلاصه که ترکیب طراحی رابط کاربری، تجربه کاربری و هوش مصنوعی می‌تونه بهبود قابل ملاحظه‌ای در تجربه کاربران از سرویس‌ها و آنلاین دیجیتال به ارمغان بیاره، اما نکته مهم اینه که ما از این ابزار در جهت بهبود کار خودمون استفاده کنیم، نه اینکه فکر کنیم این ابزار میتونن جایگزین ذهن خلاق انسان و درک عواطف و کارایی بشر بشن.سخن آخر اینکه، میخوام سعی کنم منابع مفیدی به زبان فارسی تولید کنم تا هم خودم بیشتر یاد بگیرم و هم کسانی که دسترسی به منابع انگلیسی ندارن و یا با زبان فارسی بهتر یاد میگیرن کمک کنم، پس اگه نوشته‌های منو دوست داشتین برای دوستاتون هم بفرستین که هم اونا استفاده کنن و هم انرژی میشه برای من که ادامه بدم :)همیشه موفق و پیروز باشین.</description>
                <category>بهاره پناهی فر</category>
                <author>بهاره پناهی فر</author>
                <pubDate>Tue, 22 Aug 2023 13:13:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی تمامی مراحل پروژه ‏UI‏ (رابط کاربری)</title>
                <link>https://virgool.io/@baharepanahifar/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-ui-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-wbs86arthqfb</link>
                <description>زندگی وابسته به تکنولوژی و اینترنت٬ ما رو وادار به تعامل و استفاده از برنامه‌های وب، تلفن همراه،نرم افزارها و سایت های مختلف کرده. بعضی از صاحبان کسب‌و‌کار‌ها متوجه شدند که داشتن ظاهری جذاب و کارامد٬ تاثیر مستقیمی بر جذب کاربر و فروش بیشتر محصول دارد. بخاطر همین موضوع٬ افراد و تیم‌های مختلف برای ایجاد یک رابط کاربری جذاب و کارامد٬ به رقابت با هم مشغولند.احتمالا حالا که قراره به بررسی مراحل ‏UI بپردازیم، از قبل تعریف رابط کاربری رو می‌دونید؛ در نتیجه بدون فوت وقت میریم سراغ اصل موضوعمراحل پروژه رابط کاربریاولین کاری که باید انجام بدیم؟ نیازسنجییک طراح حرفه‌ای قبل از انجام هر کاری، درهمون اول کار باید پروژه رو تمام و کمال بررسی ‌بکنه، طراح در اولین گام اهداف اصلی و ویژگی مخاطبین را مشخص می‌کند و اونها رو دسته بندی می‌کنه. هرچقدر طراح بتونه کاربران سایت رو بیشتر بفهمه، در نهایت طرح بهتری ارائه خواهد کرد.در این مرحله از تحقیقات، طراح با کاربر ارتباط مستقیم برقرار می کند و از آنجایی که ممکن است هنوز کاربری وجود نداشته باشد، با جامعه مخاطب فرضی به تعامل می‌پردازد؛ و اینگونه از نقاطی که این اپلیکیشن یا سرویس می تواند آنها را بهبود بدهد باخبر می شویم. به اصطلاح نقاط درد و راه حل های فعلی یا پیشنهادی را جمع آوری می کنم.تحقیقات در این مرحله این امکان را به شما می دهد تا بهترین راهکار را برای داشتن یک تجربه کاربری مناسب از طراحی رابط کاربری داشته باشیم. در این گام طراح فرضیات خود را به آزمایش می‌گذارد تا بتواند در مواجه با مشتری احتمالی یا همان کاربر های اصلی، خطاهای که بعدا جبران آن سخت تر می شود را برطرف کند.نیازسنجی: یعن  شناخت اهداف و ویژگی های مخاطبدومین مرحله‌ای که باید انجام بشه، طراحی اولیهپس از اینکه داده‌های بدست آمده از مرحله قبل رو تحلیل کردیم و سرنخ‌ها یا همون نکات کلیدی رو به دست آوردیم، می‌تونیم کار طراحی رو، در قالبِ طرح‌های اولیه یا همون اسکچ زدن شروع کنیم. در این مرحله نیازی به اجرای جزئیات نیست و تنها ابزاری که داریم  قلم و کاغذ هستش.اسکچ ها یا طراحی اولیه، طرح ساده ای از صفحات سایت را ارائه می دهند که ذهن طراح را درگیر رنگ ها و گرافیک نمی کند و به او اجازه می دهند تا صرفا ایده های خود را پیش از پیاده سازی آن ها روی سایت سازماندهی کنند. در نهایت، با درک بهتر رابط کاربری سایت، طراح می تواند پیشنهاد های بهتر و مؤثرتری را برای بهبود وبسایت ارائه دهد.قدم دوم: طراحی اولیهمرحله سوم: ارائه طراح اولیه به کارفرمادر این مرحله طی جلسه‌ای، حضوری یا مجازی، طرح اولیه که بر اساس دیتاهای مرحله اول طراحی شده، به کارفرما ارائه می‌شه. در این مرحله طراح، توضیحات کلی پیرامون اجزای هر صفحه، جای دکمه‌ها، مدل دیزاین پروژه و… رو به کارفرما ارائه می‌دهد. سپس با همفکری کارفرما و طراح،و در صورت لزوم سایر اعضای تیم تغییرات لازم در طراحی اولیه اعمال می‌شود.قدم سوم: ارائه اولیهمرحله چهارم: رسم وایرفریم هابعد از اتمام جلسه‌ تیم و کارفرما و بررسی نقطه نظرات و اعمال تغییرات لازم، طرح اولیه وارد فاز اجرا می‌شه. در مرحله چهارم که یک قدم تقریبا سیستماتیک هستش؛ دکمه‌ها و اجزای هر بخش با جزئیات و ارتباط بین صفحات تعیین می‌گردد. همچنین در این بخش مشخص می‌شود که با کلیک بر روی هر دکمه چه اتفاقی رخ می‌دهد. بعد از اینکه وایرفریم نیز توسط کارفرما تایید شد، وارد اجرای مرحله نهایی می‌شویم.حالا چرا گفتیم این مرحلیه سیستمی هستش؟ به این دلیل که شما می‌تونید با استفاده از ابزارها و سایت های مختلف اقدام به طرتحی وایرفریم بکنید؛ همچنین بخاطر رسم مسیر حرکت کاربر و بدست آوردن سیستم چگونگی حرکتش در پروژه می‌تونیم بگیم که رسم وایرفریم یک اقدام سیستم گونه هستش.قدم چهارم: رسم وایرفریم بر اساس طرح اولیهدر نهایت مرحله پنجم: اجرای نهایی ایده هاپس از اعمال تغییرات لازم، نوبت به انتخاب رنگ بندی‌ها و انجام کارهای گرافیکی می‌رسه. طراح با بهره گیری از اصول گرافیک، باید این مرحله رو انجام بده. هرچند گاهی اوقات این انتخاب‌ رنگ ها و... در مراحل اولیه انجام می‌شه.اما پیشنهاد اکثر متخصصان اینه که در مراحل آغاز طراحی، بهتره که طراح خودش رو درگیر زیبایی ظاهری نکنه؛ بلکه باید به نکات فنی و استانداردسازی سایت توجه داشته باشه. در مرحله اجرای نهایی، طراحی با جزئیات کامل انجام می‌شه و جهت دریافت نظرات و پیشنهادات نهایی به کارفرما و یا مدیر پروژه ارائه می‌شه، تا باز هم چرخه بررسی نظرات، ایده ها و اعمال تغییرات لازم انجام بشه و در نهایت با توافق طرفین به خروجی نهایی برسیم. مرحله پنجم: اجرای نهاییاما یک نکته مهم، اونم اینه که رعایت ترتیب این مراحل بستگی به شیوه کار تیم داره. در واقع هر مجموعه و یا هر طراحی، شیوه خودش رو در برنامه ریزی مراحل طراحی UI در پیش می‌گیره؛ اما به طور کلی این ها مجموعه اقداماتی هستند که بهتره انجام بشن تا در نهایت طراحی بهتری داشته باشیم و بتونیم چالش های پیش روی کاربر رو به بهترین نحو حل کنیم.خب اینم از این؛ اگر سوالی یا ایده یا هرچیزی به ذهنت رسید و دوست داشتی به اشتراک بزاری، خوشحال میشم بخونمش.</description>
                <category>بهاره پناهی فر</category>
                <author>بهاره پناهی فر</author>
                <pubDate>Sat, 04 Feb 2023 10:45:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رابطه Ui و Ux با زندگی واقعی</title>
                <link>https://virgool.io/@baharepanahifar/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-ui-%D9%88-ux-%D8%A8%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-wvaq4mamfix7</link>
                <description>منبع: گوگلفکر می‌کنم بیشتر ما برخوردهای رو با اصطلاحات Ui و Ux داشتیم. در این نوشته کوتاه با همدیگه خواهیم خوند که این اصطلاحات چطور و چگونه با زندگی روزمره ما عجین شدند. در ابتدا چند مثال رو با هم مرور می‌کنیم و در مورد اونها تفکر می‌کنیم؛ و می‌بینیم که چطور برخی از اصول UX و نحوه استفاده از این قوانین رو بدون اطلاع از وجودشون به کار می‌بریم.قبل از اینکه بریم سراغ اصل مطلب، توجه شما رو به یک دیدگاه جلب می‌کنم.برای بسیاری از انسان ها، UX فقط یک فرآیند وایرفریم است و UI فرآیندی برای رنگ بخشیدن به وایرفریم‌ها.اما باور کنید دنیای Ui و Ux خیلی عمیق تر و جامع تر از  این دیدگاه هستش.منبع: گوگلخب بریم اصل موضوع و بهتره این کار رو با بیان تعریفی صحیح تر از مفاهیم Ui و Ux ادامه بدیم.تجربه کاربری (User Experience) در مورد احساسات و نگرش های یک فرد نسبت به یک محصول، سیستم یا خدمات خاص است. قبل از وایرفریم، چیزهای زیادی در بازی طراحی وجود داره. یک طراح UX در مورد کاربر تحقیق می‌کنه، شخصیت‌ها، داستان‌های کاربری رو ایجاد می‌کنه، و تست هایی رو در راستای سنجش «قابلیت استفاده» برنامه انجام می‌ده و حتی در صورت نیاز، تحلیل رقبا رو برای محصولی جدید و یا حتی محصولات قدیمی انجام می‌ده. وقتی که طراح Ux کار جمع آوری تمامی اطلاعات رو به پایان می‌رسونه، پایگاهی ایجاد می‌شه که خروجی اون در قالب Wireframe به تصویر درمیاد.رابط کاربری (User Interface) هر چیزی است که کاربر ممکن است برای استفاده از یک محصول یا خدمات دیجیتال با آن تعامل داشته باشد. طراح UI، طرح‌بندی یا استایل گاید رو ایجاد می‌کنه، برندسازی رو انجام می‌ده، و در یک کلام اجزا و نمای قابل استفاده اپلیکیشن یا سایت رو  ایجاد می‌کنه.می‌بینید که Ui و Ux متفاوت هستند اما در عین حال، UI به UX بستگی دارد و بالعکس.منبع: گوگلطراح رابط کاربری بدون UX درست مثل یک نقاش می‌مونه که رنگ ها رو بدون هیچ طرح و ایده‌ای روی بوم پرتاب می کنه به این امید که شاید خوب به نظر برسه. اما نقاش داستان ما بخاطر اینکه هیچ طرح و پیش زمینه‌ای نداره، نمی‌دونه که قراره در نهایت چه چیزی بسازه.همین امر در مورد UX بدون رابط کاربری هم صدق می‌کنه. تجربه کاربری به ما کمک می کنه بدونیم چه چیزی باید ساخته شه؛ اما اگه چیزی برای نشان دادن نداشته باشیم، هیچ وقت نمی‌تونیم کاربر رو تحت تاثیر قرار بدیم.در واقع UX بدون رابط کاربری، مثل قاب بدون عکس می‌مونه؛ همه‌ی ما هدف قاب رو می‌دونیم، اما بدون هیچ تصویری، قراره چه چیزی رو درک و لمس کنیم؟! منبع: گوگلوقتی مردم از من می‌پرسند که &quot;چه کار هستم؟&quot; و من سعی می‌کنم بهشون توضیح بدم که من یک طراح‌ام؛ با نظرات مختلفی در مورد کارم روبه رو می‌شم.بعضی‌ها میگن که &quot;هر کسی می تونه یه چیزایی طراحی کنه، الان هم که کلی ابزار آنلاین وجود داره، پس این کار خیلی راحته&quot;خیلی از مردم هم فکر می‌کنن که طراحی یک کار آسون و بی دردسر هستش.این نظرات غالبا به این دلیل که اساساً این افراد دیدگاه یک طراح و نحوه نگاه و زاویه دید فرد طراح به مسائل و محیط رو درک نمی‌کنن. یه مثال بزنیم.فرض کنید تعدادی کارد و چنگال به شما داده شده و به شما گفته شده که باید اونها رو مرتب کنید، تا تجربه ای برای کاربر ایجاد کنید.منبع : گوگلیک فرد عادی کارد و چنگال ها را با توجه به نوع آنها می‌چینه. و همه‌ی قاشق ها، همه چاقوها و همه چنگال ها رو کنار همدیگه میزاره. این دقیقا روشی هستش که اکثر ما در آشپزخانه خودمون انجام می‌دیم. اگر هم کسی به این کارد و چنگال ها نیاز داشت مستقیماً به اون قسمت آشپزخونه بدون درنگ مراجعه می‌کنه.منبع : گوگلاگر همین کار مرتب کردن کارد و چنگال توسط شخص IA یا در اصطلاح معمار اطلاعات (Information Architecture) انجام بشه؛ نه تنها کارد و چنگال ها را مرتب می کنه، بلکه درنهایت اطلاعاتی در مورد هر یک از اونها و موارد استفاده از هریک رو به ما می‌ده.منبع : گوگلدر هر دو روش، وظیفه محوله به اشخاص اجرا شده است، اما همچنان، به هدف نهایی یعنی &quot; ایجاد تجربه ای برای کاربر&quot; نرسیدیم.اگر همین کار توسط یک طراح یا بهتره که بگیم یک طراح تجربه کاربری انجام بشه، اون با اضافه کردن چند عنصر دیگه به صحنه، تجربه ای رو برای مشتری خلق می کنه.منبع: گوگل
این دقیقا لمس تفاوت بین یک فرد معمولی و یک طراح تجربه کاربری است.                                                     .....                  .....                       .....هر زمان که به یک طراح UX فکر می کنیم، یک فرد متخصص و با تجربه به ذهنمان می‌رسه. اما خود ما نیز ویژگی های زیادی برای طراح شدن در زندگی داریم.هر روز وقتی آماده می‌شیم، لباس‌های خودمون رو انتخاب می‌کنیم، رنگ‌های لباس‌هایمان رو هماهنگ می‌کنیم تا بتوانیم بهترین نسخه از خودمون در اون روز باشیم. برخی از سناریوهای رایج روزمره را بررسی کنیم که در آنها به طور گسترده از اصول UX استفاده می کنیم بدون اینکه به طور خاص آنها را چنین نام گذاری کنیم.منبع: گوگلبیایید نگاهی به تصمیماتی که هنگام میزبانی از مهمانان در خانه خود میگریم بیندازیم.تغییر تمرکز از &quot;من&quot; به &quot;تو&quot;همه‌ی ما به امید ایجاد تاثیری به یاد ماندنی در ذهن مهمان خود، تمایل داریم خانه های خود را از دیدگاه مهمانانمان بررسی کنیم. خودمان را جای مهمان‌ها می گذاریم و می‌بینیم که تجربه آنها از محیط اطرافمان شیرین است یا بد.منبع: گوگلاجازه دادن به مهمانان برای انتخاب راه خودشونگاهی اوقات با وجود آشنایی با خلقیات مهمان خودمون، ممکن هنوز ترجیحات دقیق مهمانان خود رو ندونیم. به عنوان مثال، من می دانم که بیشتر دوستانم چای دوست دارند، اما اگر برخی از آنها در آن روز قهوه یا کوکاکولا بخواهند چه می‌شه؟ یا چی می‌شه اگر کودکی همراهشون بیاید و کودک بخواد بازی کنه؟در چنین شرایطی، ما تمایل داریم گزینه های متعددی را در دسترس مهمانانمون قرار بدیم تا خود اونها بتونن انتخاب کنند و مطابق با نیازهای خود تغییراتی را در گزینه های روی میز ایجاد کنند.منبع: گوگلدادن دلایلی برای یادآوری و بازگشت به آنهاما به عنوان میزبان، امیدواریم که مهمانانمون خاطرات لحظات بسیار خوبی که در کنار ما گذرانده اند رو به یاد بیاورند و همچنین دوست داریم که دوباره به خانه ما برگردند. برای رسیدن به این هدف چه باید بکنیم؟به بچه‌هایشان شکلات می‌دیم یا حتی ممکن که گاها به خود مهمانان هدیه‌ای بدهیم. به امید اینکه با این حرکات ما را به یاد بیاورند و با ما در تماس باشند.منبع: گوگلمثال دومی که می تونیم در موردش صحبت کنیم ،اینه که یک رستوران رو در نظر بگیریم. هر شخصی رستوران مورد علاقه خودش رو داره که ممکنه به دلیل تجربه رضایت و لذت از غذا خوردن در اون رستوران باشه.همچنین ممکن که محیط، دکور یا نحوه سرو غذا در رستوان مدنظر رو دوست داشته باشن. همه اینها با هم تجربه ای را ایجاد می کند که ما بهش می‌گیم UX .منبع: گوگلمثال دیگری که می‌تونیم بزنیم اینه که ماشین شخصی هر فرد رو در نظر بگیرین. این ماشین بخشی از زندگی روزمره ماست و از تلفن‌های ما ارزش بیشتری دارد.رابط کاربری (UI)، سیستمی است که کاربر برای کنترل یک ماشین بهش نیاز داره. فرقی نمی کنه که یک ماشین کوچک باشد یا یک SUV یا یک سوپرخودرو.در تمامی ماشین ها فرمان، پدال، دنده برای کنترل خودرو وجود دارد. این همون رابط کاربری اساسی برای هر خودرو هستش ؛ و این رابط کاربری آنقدر رایج است که اکثر ما می‌توانیم بدون فکر هر ماشینی رو برونیم.منبع: گوگلاما همچنان شرکت های خودروسازی رقبای زیادی دارند. چرا؟ کمی در مورد این قضیه فکر کنید.همونطور که دیدیم همه افراد یک سری ابزار  مشترک در هر ماشین دارند، اما اون چیزی که هر ماشین را متمایز می کنه، تجربه یا &quot; UX &quot; است.اگر بخوام مثالی بزنم: فرض کنید قراره که شما در یک سفر جاده ای به یک مکان عجیب و غریب برین. برای برخی از افراد رانندگی با یک سوپراسپرت در بزرگراه، یک تجربه سرگرم کننده خواهد بود که در نهایت بتونن  آدرنالین رو افزایش بدن.خیلی از افراد هم یک خودرو ایمن و راحت را برای سفر ترجیح می‌دن.ببینید در مثالهای بالا ما دو تجربه متفاوت با رابط کاربری تقریبا یکسان داریم. این نشون می ده که حتی با یک محصول، کاربران مختلف می توانند تجربه متفاوتی داشته باشند.                                                  .....                  .....                  .....برای من، طراحی همه چیز و همه جا است. اگر به رستورانی میرم اول از همه طراحی منو رو بررسی می کنم. یا حتی محیط و دکور اونجا رو.این تجزیه و تحلیل فقط مختص رستوران و کافه نیست؛ از خرید مسواک گرفته تا سوراخ روی دیوار، طرح و طراحی در همه جا وجود داره و این به ما بستگی دارد که چگونه این چیزها را ببینیم.یک نقل قول عالی در رابطه با طراحی وجود دارد که در جایی خواندم، به این صورت است:santiago borrayامیدوارم بعد از خوندن این نوشته، همه شما از طراحی در زندگی روزمره خود قدردانی کنید و بیشتر از قبل به تفکر در موردش اهمیت بدین.</description>
                <category>بهاره پناهی فر</category>
                <author>بهاره پناهی فر</author>
                <pubDate>Wed, 18 Jan 2023 11:45:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«صدای معلوم» یا (Active voice) در UX Writing</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%DB%8C%D8%A7-active-voice-%D8%AF%D8%B1-ux-writing-ty4wcn0rxkb4</link>
                <description>جملات رو با فاعل بنویسیم ؟ بی فاعل بنویسیم؟ چی کار کنیم بالاخره؟یه مبحث مهمی در UX Writing وجود داره به نام «صدای معلوم» یا همون (Active voice) در جمله معلوم، شما می دونین که فاعل کیه؛ مثلا در جمله «علی گربه پشمالو را دید» می‌دونید که «علی» فاعل جمله است. اما جمله مجهول، فاعل نداره. مثلا در جمله «گربه پشمالو دزدیده شد» ؛ شما نمی دونین فاعل کیه و چه کسی گربه رو دزدیده.در بیشتر منابع UX Writing به شدت توصیه می کنن که از صدای معلوم استفاده کنین، یعنی فاعل یا مخاطب مشخص باشه تا کاربر سریع تر متوجه بشه. سفارش باید نهایی شود | صدای مجهولسفارش را نهایی کنید | صدای معلومنکته اینه که آیا اصلا لازمه که ما همه جا فاعل رو مشخص کنیم و به کاربر اطلاع بدیم؟ جواب: یه جاهایی لازمه، یه جاهایی نهکجا فاعل لازمه؟ مثلا این جمله رو ببینین:زمان ارسال تغییر کرده است، بعد از مشاهده این جمله، برای کاربر سوال پیش میاد که چه کسی تغییر داده و چرا؟ وظیفه ماست که شفاف سازی کنیم و برای این کار، به یک فاعل (مجرم!) نیاز داریم، فاعل کلید حل معماست. پس می نویسیم: شما قبلا زمان ارسال را تغییر داده اید زمان ارسال به صورت خودکار تغییر کرده استهمچنین گاهی «مخاطب قرار دادن» و «مکالمه مستقيم» باعث می شه که جمله خواناتر و صمیمانه تر بشه. بطور مثال:این بخش باید پر شود | جمله نادرستلطفا این بخش را پر کنید| جمله درستاین جملات فقط برای نمونه ست، حتما متناسب با لحن برند خودتون بنویسین.اما کجا لازم نیست فاعل داشته باشیم یا مخاطب قرار بدیم؟بیاین این بخش رو هم با مثال زدن شفاف ترش کنیم.موقعیت اول: وقتی کاربر مقصره هیچکس دوست نداره سرزنش بشه. همیشه باید یادمون باشه که کاربر گناهی نداره. نباید جوری بنویسیم که تقصیر رو به گردنش بیاندازیم و بگیم تو بودی که اشتباه کردی! مثلا: رمز را اشتباه وارد کردید  ا چرا باید توبیخ کنیم بنده خدا رورمز اشتباه وارد شده است  ا نسبت به جمله قبلی خیلی بهترهرمز نادرست است  ا این بهترین حالت ممکنه :)پس اگر کاربر اشتباه کرد، سرزنشش نمی‌کنیماما اگه برند اشتباه کرد، باید به مقصر اشاره کنیم و بگیم که برند مسئولیت اشتباه رو می‌پذیره ، این حرکت تجربه کاربر رو بهبود می‌ده.موقعیت دوم: وقتی فاعل ارزش نمی سازه، جمله زیر رو در نظر بگیرسفارش ثبت شداین جمله نیاز به فاعل نداره، چون یادآوری فاعل ارزشی نداره. اینجا تمركز روی واژه سفارش و ثبت سفارش هستش.و فقط می خوایم خبر بدیم که سفارش ثبت شد، همین! اگر فاعل رو وارد بازی کنیم و بگیم «شما سفارش را ثبت کردید» الكى تعداد مفاهیم رو زیاد کردیم و ارزشی هم ایجاد نشده.در نهایت هر جمله رو در جایگاه خودش ببینیم و بعد رویکرد مناسب رو برای  UX Writing پیدا کنیم. </description>
                <category>بهاره پناهی فر</category>
                <author>بهاره پناهی فر</author>
                <pubDate>Sat, 16 Jul 2022 10:25:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بوم کسب و کار چیست و چه کاربردی دارد</title>
                <link>https://virgool.io/@baharepanahifar/%D8%A8%D9%88%D9%85-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-uf1texwhnezs</link>
                <description>تا حالا براتون پیش آمده که بخواین برای یک شرکت و یا کسب و کار خود، برنامه‌ریزی کنید؟ اگر این تجربه رو دارید احتمالاً می‌دونید که در راه‌اندازی و یا توسعه هر کسب و کار، موارد متغیر و ثابت زیادی وجود دارد که باید در برنامه‌ریزی‌ها در نظر گرفته شود. اینجاست که مفهومی به نام بوم مدل کسب و کار (Business model canvas) مطرح می‌شود؛ موضوعی که قصد داریم در این پست به آن بپردازیم.ساختار کلی بوم کسب و کارمدل کسب‌وکار (Business Model) سندی هستش که برای شرح فعالیت‌های یک شرکت یا استارت‌آپ تنظیم می‌شه و در داخل اون جریان درآمدی و ارزش‌های اصلی کسب‌وکار شرح داده میشن. دراکر (Drucker) عقیده داره این مدل، مشخص‌کننده تئوری کسب‌وکار است و لوئیس (Lewis) معتقده که مدل کسب‌وکار، همه برنامه‌هایی است که برای پول درآوردن برنامه ریزی شده است.به عقیده مارگرتا (Magretta) یک مدل کسب‌وکار مناسب توانایی آن را دارد که با پاسخ به سوالاتی در زمینه مشتری، ارزش مشتری و چگونگی کسب درآمد، زمینه منطق اقتصادی سازمان را شرح دهد و بیان کند که چگونه می‌توان ارزش موردنظر مشتریان را با هزینه مناسب ارائه نمود.بوم مدل کسب و کار ابزاری عالی برای کمک به درک مدل کسب و کار به روشی ساده و ساختار یافته است. با طراحی بوم مدل کسب و کار، می‌تونید احتمال موفقیت کسب و کارتان را افزایش بدین، استفاده از این بوم کمک میکنه یک بینش و طرز فکر در مورد مشتریانی که بهشون خدمات می دهید، پیشنهادات ارزشمندی از طریق کدام کانال ها و نحوه کسب درآمد شرکت شما منجر می شود. شما همچنین می توانید از بوم مدل کسب و کار برای درک مدل کسب و کار خود یا یک رقیب استفاده کنید! بوم مدل کسب و کار توسط الکساندر اوستروالدر، از Strategyzer ایجاد شده است.Business model canvasنحوه استفاده از بومبوم مدل کسب و کار یک زبان مشترک برای توصیف، تجسم، ارزیابی و تغییر مدل های کسب و کار است. در واقع منطق چگونگی خلق، ارائه و به دست آوردن ارزش یک سازمان رو شرح می ده.نوشتن بخش های مختلف بوم کسب و کاردر شکل زیر 9 بخش مختلف یک بوم کسب و کار رو مشاهده میکنید، در ادامه سعی داریم که گریزی کوتاه به هر بخش و اون چیزی که باید در اون نوشته بشه می‌زنیمیک بوم کسب و کار خالی :) 1. بخش مشتریانسه بخش برتر را فهرست کنید. به دنبال بخش هایی باشید که بیشترین درآمد را دارند.شما قرار است یک مشکل را برای گروهی از مشتریان حل کنید. بنابراین این‌که آنها را بشناسید در چگونگی فرآیند کاری شما موثر است. این شناخت هر چقدر عمیق‌تر باشد شانس موفقیت شما بیشتر خواهد بود2. ارزش پیشنهادیاصلی‌ترین جزء یک مدل کسب‌وکار ارزشی‌ است که به مشتریان پیشنهاد/ارائه می‌دهد. اگر ارزش پیشنهادی با هزینه کمتر یا ارائه بهتر از سوی رقبا به مشتری داده شود، کسب‌وکار با شکست روبرو خواهد شد. برای همین در اولین قدم از خود بپرسید که ارزش پیشنهادی کسب‌وکار من چیست؟محصولات و خدمات شما چیست؟ کاری که برای مشتری خود انجام می دهید چیست؟باید توجه کرد که در ارتباط با شرکت و کسب و  کار مورد نظر، محصولات لازم برای مشتریان چیست؟ چه چیزی در این خصوص برای مشتری ارزشمند تعریف شده؟ مشتری به چه چیزی در این مورد توجه داره؟ مشتری برای چه دلیلی محصول مورد نظر ما رو تهیه می کنه؟ و...در این بخش باید به مواردی مثل ارزش های مشتریان دقت کنید، اینکه این محصول چه ارزش های برای مشتری به وجود می آورد کدام است، مزیت هایی که این محصول و کسب و کار برای مشتری به وجود می آورد شامل چه چیزهایی می شود3. جریان های درآمدی سه جریان درآمد برتر کسب و کار رو فهرست کنید. اگر کارهایی رو به صورت رایگان انجام می دهید، اونها رو نیز اینجا اضافه کنید.4. کانال هاچگونه با مشتری خودمون ارتباط برقرار می کنیم؟ چگونه پیشنهاد ارزشمند خودمون رو ارائه می کنیم؟5. روابط با مشتریچگونه می تونیم رابطه با مشتریان رو نشون بدیم و چگونه میتونیم این رابطه رو حفظ می کنید؟6. فعالیت های کلیدیبرای اجرای مدل کسب و کار خود هر روز چه کارهایی رو می کنیم؟7. منابع کلیدیافراد، دانش، وسایل و پولی که برای اداره کسب و کار نیاز داریم، منابع ما محسوب می‌شوند.تمامی منابعی که برای ایجاد ارزش پیشنهادی‌مان نیاز داریم در این بخش قرار می‌گیرند. این‌که چه چیزهایی نیاز داریم و این نیازمندی‌ها از چه طریقی تامین خواهند شد به برنامه‌ریزی بهتر برای کسب‌وکار کمک خواهد کرد. این منابع شامل نیروی انسانی، سرمایه مالی، فیزیکی و فکری است و در تثبیت کسب‌وکار نقش کلیدی ایفا می‌کند.8. شرکای کلیدی در این قسمت شرکای رو فهرست کنید که بدون آنها نمی توانید تجارت کنید (نه تامین کنندگان).9. ساختار هزینهجریان درآمدی کسب‌وکار و ساختار هزینه‌های آن رشد مالی را مشخص می‌کند. هرچقدر این رشد سریع‌تر و با شتاب بیشتری باشد به معنای توسعه سریع‌تر محصول است.بیشترین هزینه های رو با مشاهده فعالیت ها و منابع فهرست کنید.بوم کسب و کار محصول iTunes شرکت appleراهنمای گام به گام1. قبل از اینکه شروع کنیمی تونیم از رقابت چیزهای زیادی یاد بگیریم. برخی از رقبای خودتون رو انتخاب کنید و مدل های کسب و کار آنها را ترسیم کنید. با داشتن این اطلاعات، بینش عمیقی در مورد آنچه مشتریان می‌خواهند و مایل به پرداخت برای آن هستند، پیدا می‌کنیم.اینطوری تصویر واضح تری از نحوه برآورده شدن نیازهای مشتریان در کل صنعت، نه فقط در شرکت خودمون، خواهیم داشت. و همچنین اطلاعات حیاتی در مورد اینکه چگونه کسب و کارهای دیگه، شاید حتی مشاغل بسیار موفق، فضای خودشون رو در بازار ایجاد کرده اند، کشف خواهید کرد.چک لیست⊗  تیم مناسب متشکل از 3 تا 5 نفر را دور هم دیگه جمع کنید. ⊗  تکه بزرگی از فضای دیوار را بردارید (برای چسبوندن بوم، یا میتونید تخته یا هر فضای که دوست دارید رو انتخاب کنید.) ⊗  بوم را روی یک برگه بزرگ چاپ کنید یا بکشید.⊗  کاغذ رنگی چسب دار (استیک نوت) و نشانگرهای زیادی آماده کنید ⊗  به تیم اجازه بدین که 45 تا 60 دقیقه زمان بدون مزاحمت داشته باشین.2. قدم دومترسیم نقشه کسب و کار در سطح بالا رو شروع کنید؛ نکته مهم اینه که فقط مهم ترین و حیاتی ترین جنبه های مدل کسب و کار رو بیان کنید.ی نکته دیگه! سعی کنید معیارهای خودتون را تا حد امکان واضح بیان کنید، به طوری که شما و دیگران بعد از گذشت سه ماه هم معنای اونچه که ترسیم کردید رو درک کنید. اگر قسمتی داشت پیچیده میشد، سعی کنید طراحی های پیچیده تر رو تقسیم کنید.3. بلوک های ساختمانی را به هم وصل کنیدبلوک های سازنده رو به هم وصل کنید؛ هر پیشنهاد ارزشی به یک بخش مشتری و یک جریان درآمد نیاز داره! وقتی همه چیز روی تخته نوشته شد، یک قدم به عقب بردارید. یک استراحت کوتاه داشته باشید. از خودتون بپرسید: &quot; آیا چیزی را از دست دادم؟ چیزی را فراموش کردم؟ &quot;نکته! اگر چندین بخش مشتری دارید، بهتر است در یادداشت‌های post-it که استفاده می‌کنید، یک رنگ برای هر بخش انتخاب کنید. به این ترتیب شما به راحتی می بینید که آیا برای هر بخش یک ارزش پیشنهادی و یک جریان درآمد وجود دارد یا خیر.4. وضعیت فعلیایده های وضعیت آینده را با آنچه در حال حاضر در حال وقوع است مخلوط نکنید و بخش های مختلف را با هم مخلوط نکنید!نکته!  اگر برای یک سازمان بزرگ کار می کنید، ممکن است ارزش های پیشنهادی و مدل های کسب و کار متفاوتی پیدا کنید. در این صورت از بخش های مختلف بخواهید مدل های کسب و کار خودشون رو ترسیم کنند. می توانید بعداً اونها رو مقایسه کنید.5. مروریک قدم به عقب بردارید و بررسی کنید که آیا هر بخش مشتری، به یک ارزش پیشنهادی و یک جریان درآمد مرتبط شده یا خیر. مطمئن بشین که همه چیز در سمت چپ بوم برای حمایت از سمت راست بوم وجود داره.عملکرد مدل کسب و کار خود را برای هر یک از سوالات زیر رتبه بندی کنید:  (0: بد، 10: عالی)⊗  هزینه های تعویض چقدر از سرگردانی مشتریان ما جلوگیری می کنه؟⊗  مدل کسب و کار شما چقدر مقیاس پذیر است؟⊗  آیا مدل کسب و کار ما درآمدهای تکراری ایجاد می کند؟⊗  آیا قبل از خرج کردن درآمد کسب می کنیم؟⊗  چه مقدار از کار رو دیگران می تونن انجام بدهند ؟⊗  آیا مدل کسب و کار ما محافظت داخلی در برابر رقابت رو فراهم می کنه؟⊗  مدل کسب و کار ما بر چه ساختار هزینه ای استوار شده؟6. مراحل بعدینکته! از یک متخصص بخواین که مدل کسب و کار شما رو تجسم کنه. این کار به ایجاد تأثیر در هنگام به اشتراک گذاری مدل کسب و کار کمک می کنه و ارتباط دیگران رو آسون تر می کنه.چک لیست⊗  یک عکس فوری از بوم مدل کسب و کار خود بگیرید تا به راحتی در صورت لزوم به اشتراک گذاشته شود.⊗ از اعضای تیم بخواهید در مورد مدل کسب و کار با دیگران بحث کنند.سخن پایانیبوم کسب و کار باعث میشه که به سادگی هر چه بیشتر بتونیم مدل کاری خودمون رو ترسیم کنیم و تغییرات اون رو در صورت لزوم انجام بدیم. همچنین باعث میشه که هر گونه تأثیر رو در یک مدل مشاهده کرد؛ معمولا این مدل رو در یک صفحه ترسیم می کنند و چون انعطاف پذیری بالایی داره موقع تدوین و نوشتن می‌شه اون رو تغییر داد. این مدل که معمولا  تک صفحه ای هستش، شفافیت زیادی برای آن در نظر گرفته شده؛ اینجوری چشم انداز بهتری در مورد کسب و کار به دست می آید.در صورتی که بوم کسب و کار در ابتدای هر کسب و کاری وجود داشته باشه فایده دیگری که دارد اینه که به صورت خیلی سریع و خلاصه، می تواند جامع ترین نما رو از کسب و کاری که پیش روی مدیر قرار داره نشون بدیم. در مواردی که یک کلیت از کسب و کار در اختیار افراد مختلف قرار بگیره تدوین کردن طرح های لازم برای کسب و کار راحت تر انجام می شه. </description>
                <category>بهاره پناهی فر</category>
                <author>بهاره پناهی فر</author>
                <pubDate>Mon, 30 May 2022 12:29:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطوری مصاحبه های بیشتر، پیشنهادهای شغلی بیشتر و حتی افزایش حقوق دریافت کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@baharepanahifar/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D9%88-%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-pbescnmmz6ev</link>
                <description>یک گفتگو عالی !!یک مصاحبه خوب چه حسی داره؟؟توی این پست سعی می‌کنیم در مورد داشتن یک مصاحبه خوب، یا اینکه چطور پیشنهاد شغلی دریافت کنیم، و نحوه دریافت حقوق صحبت می‌کنیم.گرفتن مصاحبهداشتن GitHub برای برنامه نویسان از واجبات اگر نباشه، از الزامات هستش؛ همینطور برای طراحان نیاز به یک وب‌سایت یا فضای برای به اشتراک گذاری توانمندی هاشون واجبه، خلاصه کلام.... پورتفولیو داشته باشینلازم نیست حتما یه چیز انقلابی رو خلق کنید؛ فقط کافیه فعالیت کنید و کارفرما احساس کنه شما می‌دونید در مورد چه چیزی صحبت می‌کنینتلاش و تلاشبی شک افت در همه آدم ها و فعالیت ها وجود داره، اما هیچ کس دوست نداره اونها رو بیان کنه؛ همینطور هیچ کارفرمایی صرفا بخاطر اینکه شما در جلسه مصاحبه یک رزومه داشتی، کاری رو به شما پیشنهاد نمیدهپس چاره چیه؟ به این چندتا نکته ای که می‌گم توجه کن:رزومه خودتون رو مختصر بیان کنید؛ ترجیحا یک صفحه باشهاز تمپلیت ها و رزومه های بقیه برای نوشتن استفاده کنید و ایده بگیرین.واقعا زمان خیلی کمی رو صرف نوشتن رزومه بکنین ( نهایتا دو روز)به شرح شغل بیان شده در آگهی کارفرما توجه کنین، و  مطمئن بشید که ویژگی های ذکر شده در رزومه شما گنجانده شده باشه.در نهایت، با نوشتن نام کارفرما در رزومه، اون رو برای هر موقعیتی که درخواست می دهید کمی شخصی سازی می‌کنین؛ اینکار 10 ثانیه طول می‌کشه، اما مطمئن باشید که شما رو بالاتر از اکثر افرادی قرار میده که فقط رزومه ارسال می کنن.قدرت لینکدین لینکدین خودتون رو با مهارت هایی که دارین و با توجه به شغل های مورد نظر خودتون به روز کنید. استخدام‌کنندگان از LinkedIn برای جستجوی نامزدهای مدنظرشون استفاده می‌کنن؛ پس بهترین فرصت رو برای یافتن شما به اونها ارائه بدین.اگر مهارت‌های پر تقاضا در حوزه تخصصی خودتون رو فهرست کرده‌ باشین (مثلاً جاوا اسکریپت، Node.js، React، Angular، و غیره) استخدام‌کننده‌ها مرتبا به شما پیام می‌فرستن.استخدام کننده ها کاربرهایی که به تازگی پروفایل خوشون را تغییر داده اند فیلتر می کنن، چون این کار به اونها این سیگنال رو میده که &quot;این شخص به دنبال شغل می‌گرده&quot;. بنابراین سعی کنید پروفایل لینکدین خودتون را هر دو روز یکبار به روز کنید. این می تونه به سادگی تغییر یک کلمه باشه.در نهایت، مطمئن بشید که پیوندی به وب سایت نمونه کارها یا Github  یا پورتفولیو خودتون رو اضافه کردید. این یکی دیگه از فیلترهای آسونی هستش که استخدام‌کنندگان از اون استفاده می‌کنن تا به خودشون ثابت کنن که شما یک معامله گر واقعی هستین، چون در واقع هر کسی می‌تونه هر مهارتی را به پروفایل خودش به سادگی اضافه کنه، مثلا صرفا  برای بازی کردن با سیستم. استخدام کنندگان این واقعیت رو میدونن و نمی خوان که وقت خودشون رو تلف کنن. بنابراین سعی کنید کاری کنید که تائید کردن شما و مهارتتون براشون آسون باشه.جایگزینی برای رزومهروش هایی که تا الان گفتم در عین تاثیرگذار بودن، ابتدایی هم هستند. پس وقتشه که شروع به خلاقیت کنیم. به جای ارسال رزومه، به شرکتی که علاقه مند به همکاری با اون هستید ایمیل بزنید. (می تونید از ابزارهای رایگانی مثل Email Hunter یا Clearbit Connect برای کشف آدرس ایمیل اکثر افراد استفاده کنید)اما فقط رزومه خود را برای آنها ایمیل نکنید. اگر وب سایت شخصی دارید، یا اگر پورتفولیو دارید، براشون ارسال کنید و به اونها بگین که چرا می خواین در شرکتشون کار کنید. حتی بهتره اگر می‌تونید بهشون بگید چطور می تونید براشون یک نیرو باارزش باشید. ایمیل را کوتاه و مختصر بنویسید. و ایمیل رو با پرسیدن اینکه &quot;آیا می توانید برای مصاحبه بیایید&quot; پایان بدین.سعی کنید این ایمیل را برای مدیر منابع انسانی یا شخصی که دروازه بان تیم اسخدام هست، ارسال کنید. (یعنی کسی که احتمالاً اولین مرحله از فرآیند مصاحبه با اون شخص هستش). با استفاده از ابزارهایی مثل LinkedIn می تونید به راحتی متوجه بشین که این شخص در شرکت چه کسی هستش.جایگزین های بهتر ( تکنیکال )به توسعه دهندهای اصلی یا مدیران ارشد فناوری در شرکت هایی که به کار در اونها علاقه دارید پیام بدین و بگیدکه مشتاق همکاری با تیم حرفه ای اونها هستید.ازشون  بپرسید &quot; آیا می تونم شما رو برای یک فنجون قهوه دعوت کنم؟&quot; یا  &quot; آیا وقت یک گفت و گو در دفتر کار من رو دارین؟&quot; ؛ خلاصه دعوتشون کنید وبا اونها در مورد شغل و حرفه تخصصی‌شون صحبت کنید.دقت کن که &quot; ابدا با صراحت از توسعه دهنده یا مدیر شرکت درخواست کار نکن&quot;. می تونی به جاش این سوالات رو بپرسی:بزرگ‌ترین درسی که آموخته‌اید تا به جایی که امروز هستید برسید چی بوده؟چه چیزی یک توسعه دهنده خوب را از یک توسعه دهنده عالی جدا می کنه؟اگر امروز دوباره از صفر شروع کنید چه توصیه ای به خودتون می کنید؟ویژگی ها یا مهارت های کلیدی که هنگام استخدام توسعه دهندگان در نظر دارید؟با پاسخ این سوالات شما ایده رو دریافت می کنید. و در آخر مکالمه، ازشون بپرسید که &quot; آیا فرد دیگری وجود داره که بتونه به شما توصیه کنن تا با اون صحبت کنید؟&quot;توی این جلسات، اول از همه دارید تأکید می‌کنید که هدف شماره یک شما یافتن جایی هستش که بتونید با همکاری در کنار توسعه‌دهنده ها، تا حد امکان بیشتر یاد بگیرین. اینجوری حتی اگه اون تیم درحال حاضر به دنبال استخدام نباشه، ممکنه شما رو به شخص یا بیزینس دیگه ای هدایت کنه، و یا اگر زمانی به دنبال استخدام فردی باشند؛ یاد شما می افتن.بهترین جایگزینبه مدیر تیم پیام بدید و بپرسید که چه مشکلات فنی دارند. بهشون بگید در چه فناوری هایی تخصص دارین ( الان دیگه میدونید اونها به تخصص و مهارت شما نیاز دارن یا نه).ازشون بخوایند که به شما اجازه بدن یک مشکل واقعیاونها رو به صورت رایگان حل کنید. در کل هیچ راهی بهتر از این وجود ندارد که بتونید خودتون رو ثابت کنید.از این دسته آدم ها نباشین که فقط رزومه می فرستن. شغل مورد نظر خودت رو پیدا کن، ایمیل هاتو شخصی سازی کن و سعی کن از ارسال رزومه خودداری کنی (حداقل اوایل کار).سعی کن با یه مصاحبه فوری، از تشریفات سازمانی خودت رو خلاص کنی.احتمالا در طول مصاحبه از شما رزومه بخوان، اما چون شما مراحل قبلی که گفتیم رو انجام دادین، توی این مرحله شما قبلاً اون چیزی که نیاز داشتید به دست آوردین.قبل از مصاحبهدرباره شرکتی که با اون مصاحبه می کنید و افرادی که قراره با شما مصاحبه بکنن، تحقیق کنید. اگر نمی‌دونید چه کسی با شما مصاحبه می‌کنه، از شخصی که مصاحبه‌ها رو ترتیب داده بپرسید. از این اطلاعات برای آماده کردن سؤالات متفکرانه و خاص برای نشان دادن کنجکاوی خودتون استفاده کنید.برای سؤالاتی که تقریباً مطمئن هستید ازتون پرسیده می شه، از قبل پاسخ آماده داشته باشین، سوالاتی مثل: &quot;در مورد خودتان به ما بگویید&quot;، &quot;چرا می خواهید برای ما کار کنید؟&quot;، &quot;چه چیزی شما را متمایز می کند؟&quot; و ...در حین مصاحبهشما از وقت مصاحبه کننده استفاده می کنید. این جلسه رو خسته کننده نکنید. انرژی بیارید و با طرف مقابلتون گفتگوی دو طرفه داشته باشین. هیچ کس نمی خواد با مصاحبه شونده ترسیده ای که انرژی کمی داره و مثل یک ربات فقط به سؤالتشون جواب می ده و نمی تونه یک مکالمه واقعی داشته باشه،کار کنه و یا حتی مصاحبه کنه.سخن پایانی رو آماده کنین. دقت کنین، اولین و آخرین برداشت معمولا همون چیزیه که اکثر مصاحبه کنندگان یادشون میمونه. پس اولین تعامل رو با انرژی و ادب بالا شروع کنید.در پایان، مهم نیست که مصاحبه چقدر خوب پیش می رود، یک گفت و گو پایانی به یاد ماندنی به اونها ارائه بدین. مطمئن بشین که تمام این نکات را رعایت کردین:الف. از کلمه &quot;من&quot; زیاده روی نکنیدب. در مورد مصاحبه کننده صحبت کنیدج. به آنها بگویید که چقدر بهتر از بقیه هستیدد. متواضع اما مطمئن باشیدبعد از مصاحبههمیشه یه ایمیل شخصی برای هر چند نفری که با شما مصاحبه کردن در عرض 24 ساعت بنویسید.ازشون برای وقت گذاشتن برای مصاحبه با شما تشکر کنید. با این کار نشون میدین که چقدر مشتاقانه منتظر عضویت در تیم اونها هستید.اگر چالش‌های فنی وجود داشت که نتونستید در طول مصاحبه بهش پاسخ بدین، بهشون بگید که مشکل رو بررسی کردین و این راه‌حل هستش.ازشون بپرسید که چه زمانی باید منتظر پاسخ باشین.ترفند نهایی... دریافت پیشنهادهای شغلی بیشتریک روز قبل از اینکه قرار بود به شما پاسخ داده بشه، یا یک روز بعد از مصاحبه، با مسئول منابع انسانی که مصاحبه ها رو سازماندهی کرده است تماس بگیرید. بهشون اطلاع بدید که پیشنهاد دیگری دریافت کرده اید (از دروغ گویی دفاع نمی کنم، پس فقط در صورت صحت این کار رو انجام بدین) ازشون بپرسید که آیا راهی برای تسریع پیشنهاد شما وجود دارد زیرا ترجیح می دهید در شرکت آنها کار کنید، اما نمی خواین که به پای خودتون شلیک کنید و فرصت دیگه ای رو هم که دارید، از دست بدید.موذی بنظر می‌رسیم؟ شاید کمی. اما واقعیت اینه  که هر شرکتی علاقمند به استخدام میروی ماهر هستش؛ اما این معنی نیست که حتما شما رو استخدام میکنن.با استفاده از تمام استراتژی های بالا، حداقل باید بتونید از چندین پیشنهاد شغلی استفاده کنید.بیایید به چند تکنیک روانشناسی که در نکات بالا استفاده شده یه نگاهی بندازیم:شما در طول مصاحبه خود را به عنوان یک توسعه دهنده مصمم و جاه طلب معرفی کرده اید.با پرسیدن سوالات خوب و متفکرانه نشان دادید که آمادهِ آماده‌این.شما در پایان مصاحبه تاثیر قوی بر جای گذاشته اید.شما مؤدب بودید و بعداً پیگیری می کنید تا نشان دهید که واقعاً این شغل را می خواین.و در نهایت شرکت های دیگر به شما علاقه مند هستند. درست مانند قرار ملاقات، دانستن اینکه دیگران شما را می خواهند، شما را خواستنی تر می کنه.آیا این همیشه این روش ها جواب میده؟ نه. اما اگر درست اجرا کنید، تقریباً بدون نقص کار می کنن. این روش ها بهترین شانس رو برای گرفتن شغل به شما می دن. ممکنه کمی غیر متعارف باشه، اما می‌تونه به شما کمک کنه تا از ناکارآمدی ارسال رزومه‌های ایمیلی انبوه جلوگیری کنید و در عوض بر روی 20 درصدی که واقعاً مهمه تمرکز کنید...با اجتناب از برنامه معمولی و غیر خلاقانه + ترکیب رزومه، مصاحبه‌های بیشتری رو سریع‌تر دریافت کنید.تسلط بر فرآیند مصاحبه (قبل، حین و بعد)؛ به طوری که درصد بیشتری از مصاحبه ها منجر به پیشنهاد شغلی بشن.ایده هایی برای گرفتن مصاحبه های بیشترچند هفته رو صرف شرکت در جلسات اون شرکت یا تیم بکنید و با افرادی که در حال استخدام هستند صحبت کنید. معمولاً تعداد زیادی استخدام‌کننده منابع انسانی در این رویدادها حضور دارن، بنابراین می‌تونید ازشون یا حتی توسعه‌دهندهای مشغول توی اون شرکت که در این رویداد هستند بپرسید که آیا شرکتشون نیرو استخدام می‌کند یا خیر. می توانید در مورد اینکه چه چیزی باعث برجسته شدن کاندیداها در طول فرآیند مصاحبه می شه، اطلاعات بگیرین.داشتن شبکه با سایر توسعه دهنده های دیگه؛ از اونجایی که تقاضای کاری زیادی برای توسعه دهندگان وجود داره، از این فرصت به نفع خودتون استفاده کنید تا توسعه دهندگان رو به شما معرفی کنند، یا در درون شبکه ای که درست کردید بهتون پیشنهاد بشه.خلاصه؛ برای یک متخصص همیشه کار وجود داره، پس تخصص و مهارتتون رو افزایش بدین و از تلاش کردن نترسید.</description>
                <category>بهاره پناهی فر</category>
                <author>بهاره پناهی فر</author>
                <pubDate>Tue, 17 May 2022 21:51:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقشه سفر کاربر در طراحی تجربه کاربر (User Journey Map)</title>
                <link>https://virgool.io/@baharepanahifar/%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-user-journey-map-hxea7862moj4</link>
                <description>در یک تعریف کلی نقشه سفر یا جرنی مپ تجسم فرآیندی است که شخص برای دستیابی به یک هدف طی می‌کند.در ابتدایی ترین شکل، نقشه سفر با گردآوری یک سری اقدامات کاربر در یک جدول زمانی شروع می شود. در مرحله بعد به این جدول زمانی افکار و احساسات کاربر نیز اضافه می‌شود و حالت یک روایت را به خود می‌گیرد و در نهایت منجر به تجسم می‌شود.اکثر نقشه های سفر از یک قالب مشابه پیروی می کنند: در تصویر بالا ،ساختار جرنی مپ شامل کاربر مشخص، سناریو مشخص، اهداف مشخص در قسمت بالای تصویر، در وسط احساسات و تفکرات و اقدامات کاربر، در انتها فرصت ها و بینش ها است.اجزای اصلی نقشه سفرنقشه های سفر در همه اشکال و اندازه ها وجود دارد. صرف نظر از ظاهر آنها، نقشه های سفر دارای 5 عنصر اصلی مشترک هستند:1- بازیگر (Actor)اکتور، پرسونا یا کاربری است که سفر را تجربه می کند. اکتور معمولا همان پرسونا است و جرنی مپ با توجه به اطلاعات او نوشته می‌شود . برای مثال یه دانشگاه ممکن است هر تعداد دانشجو یا عضو هیئت علمی را به عنوان اکتور انتخاب کند اما دقت کنید که هر کدام از این اشخاص سفر های متفاوتی خواهند داشت، و باید برای هر نوع از کاربران جرنی مپ مجزایی را در نظر بگریم.2- سناریو + انتظارات (Scenario + Expectations)سناریو موقعیتی که جرنی مپ توضیح می‌دهد را توصیف می‎‌کند و با هدف یا نیاز اکتور و انتظارات خاص او مرتبط است. برای مثال یک سناریو می‌تواند تصمیم گیری برای یک سفر به خارج از کشور باشد و نیاز های او مثل پیدا کردن بلیط، هتل و اطلاعات مورد نیاز باشد. همچنین سناریو می‌تواند واقعی باشد مخصوصا برای خدمات و محصولاتی که موجود هستند یا بصورت پیش بینی شده برای محصولی در آینده نوشته شود.3- مراحل سفر (Journey Phases)این مرحله، یکی از مراحل مهم جرنی مپ است که در قسمت بالای کادر قرار می‌گرفت. فاز های این قسمت برای سازماندهی بخش میانی که اقدامات و افکار و احساسات می‌باشند در نظر گرفته می‌شوند. مراحل برای هر سناریو متفاوت است و درنتیجه اقدامات آن ها نیز متفاوت است. برای مثال برای یک سناریو تجاری مثل خرید یک هدفون می‌توانیم فاز های کشف، امتحان، خرید، استفاده و پشتیبانی رو در نظر بگیریم. یا برای خرید های بزرگی مثل خرید خودرو فاز های تست رانندگی، خرید و... را در نظر گرفت.4-اقدامات، ذهنیت و احساسات (Actions, Mindsets, and Emotions)اکشن ها رفتارها و اقدامات واقعی کاربران است. این فاز نباید یک گزارش گام به گام از هر فعل و انفعالی باشد. بلکه روایت گام هایی است که بازیگر در آن مرحله برمی دارد.مایندست با افکار، سوالات، انگیزه ها و نیازهای اطلاعاتی کاربران در مراحل مختلف سفر مطابقت دارد.احساسات بصورت خطی واحد در سراسر مراحل سفر ترسیم می‌شوند و به معنای واقعی کلمه نشان دهنده &quot;فراز و نشیب&quot; احساسی این تجربه هستند. این خط به ما می گوید کاربران کجا ناراحت یا کجا خوشحال هستند و می‌توان برای گویایی بهتر از استیکر استفاده کرد.5-فرصت ها (Opportunities)فرصت ها به ما می گویند که چگونه می توان تجربه کاربر را بهینه کرد. بینش ها و فرصت ها به تیم کمک می‌کند تا دانش را از نقشه بگیرد؛ بطور مثال می‌توان از سوالات زیر استفاده کرد.با این دانش چه باید کرد؟چه تغییراتی در هر فرد نسبت به شخص دیگر وجود دارد؟بزرگترین فرصت ها کجا هستند؟چگونه می خواهیم پیشرفت هایی را که پیاده می کنیم اندازه گیری کنیم؟نمونه ای از یک نقشه ساده و سطح بالا برای سفر مشتریاین نوشته برای آشنایی اولیه با یوزر جرنی مپ یا همان نقشه سفرکاربر بود؛ برای اطلاعات دقیق تر و درک سایر مراحل به اینجا سر بزنید.</description>
                <category>بهاره پناهی فر</category>
                <author>بهاره پناهی فر</author>
                <pubDate>Thu, 07 Oct 2021 09:34:41 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>