<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های بهمن فلاحی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@bahman.fallahi</link>
        <description>متخصص سئو و پشتیبان وردپرس</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 21:44:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/548173/avatar/mGzHsk.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>بهمن فلاحی</title>
            <link>https://virgool.io/@bahman.fallahi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چطور برای توسعه فنی وردپرس پرامپت بهتری بنویسیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@bahman.fallahi/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%81%D9%86%DB%8C-%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%BE%D8%B1%D8%B3-%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-uvcpxztekhvl</link>
                <description>من به توسعه وردپرس علاقه زیادی دارم. چالش‌های فنی‌ش رو دوست دارم و اخیرا برای حل مسائل در کد زدن از رفرنس‌های وردپرس برای پرامپ‌نویسی استفاده می‌کنم.بدیهی که باید دانش و درک اولیه برای مفاهیم از جمله فانکش‌ها و نحوه عملکرد اونها وجود داشته باشه تا بشه خیلی دقیق پرامپت نوشت. یک نمونه تمرین میگذارم که شاید براتون جالب باشه. توی این تمرین قرار بر این بوده که در منو جنرال وردپرس یک بخشی اضافه بشه برای وارد کردن API گوگل.توی پرامپت‌نویسی باید به این ۵ مورد توجع داشت:«کار و وظیفه» (Task)«دستورالعمل» (Instruction)«محتوا» (Context)«تنظیمات و پارامترها» (Parameters, Settings)«ورودی» (Input)خب پرامپت چطور طراحی شد؟Act like a senior php developer.Well, the issue we want to address is related to the Settings APIIt is in WordPress.We have decided to add items to the settings section in the admin menu in the first part, which is general settings, at the bottom of the page. In the General section, the last option is related to Week Starts On. We want to add something after this. For this option, consider the following:1. The title of this option is: Google API Settings.2. This option includes two form fields.3. The first field is called secret key, which the user enters its values.3. The second field is the API key that the user enters.4. User can enter values as letters and numbers or whatever.5. The values entered by the user in these forms are stored in the database. (probably get_option() or add_option() should be used, I don&#x27;t know exactly and I want you to choose the best way).In the reviews I have done for this case, the WordPress reference is usually referred to, which provides the following to perform the operation. This Function Reference includes the following:register_setting()add_settings_section()add_settings_field()Execute this request according to your discretion and very cleanly.خب خروجی چطور بوده؟ عالی و خیلی دقیق عمل کرده. خروجی:// Register the settings
function myplugin_register_settings() {
    register_setting(&#039;general&#039;, &#039;google_api_settings&#039;, &#039;myplugin_sanitize_callback&#039;);

    // Add a new section to the General Settings page
    add_settings_section(
       &#039;google_api_settings_section&#039;,
       &#039;Google API Settings&#039;,
       &#039;myplugin_section_callback&#039;,
       &#039;general&#039;
    );

    // Add fields to the new section
    add_settings_field(
       &#039;google_api_secret_key&#039;,
       &#039;Secret Key&#039;,
       &#039;myplugin_secret_key_callback&#039;,
       &#039;general&#039;,
       &#039;google_api_settings_section&#039;
    );

    add_settings_field(
       &#039;google_api_key&#039;,
       &#039;API Key&#039;,
       &#039;myplugin_api_key_callback&#039;,
       &#039;general&#039;,
       &#039;google_api_settings_section&#039;
    );
}

// Sanitize and validate input
function myplugin_sanitize_callback($input) {
    // Sanitization logic here if needed
    return $input;
}

// Section callback
function myplugin_section_callback() {
    echo &#039;&lt;p&gt;Enter your Google API settings below:&lt;/p&gt;&#039;;
}

// Secret Key field callback
function myplugin_secret_key_callback() {
    $value = get_option(&#039;google_api_settings&#039;)[&#039;google_api_secret_key&#039;];
    echo &amp;quot&lt;input type=&#039;text&#039; name=&#039;google_api_settings[google_api_secret_key]&#039; value=&#039;$value&#039; /&gt;&amp;quot
}

// API Key field callback
function myplugin_api_key_callback() {
    $value = get_option(&#039;google_api_settings&#039;)[&#039;google_api_key&#039;];
    echo &amp;quot&lt;input type=&#039;text&#039; name=&#039;google_api_settings[google_api_key]&#039; value=&#039;$value&#039; /&gt;&amp;quot
}

// Hook into the settings API
add_action(&#039;admin_init&#039;, &#039;myplugin_register_settings&#039;);</description>
                <category>بهمن فلاحی</category>
                <author>بهمن فلاحی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Nov 2023 11:26:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خطای Failed: Hostload exceeded در روزهای اخیر؛ چه کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@bahman.fallahi/%D8%AE%D8%B7%D8%A7%DB%8C-failed-hostload-exceeded-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-fyf4niw2k4aq</link>
                <description>از اواخر هفته گذشته (مهر ۱۴۰۲)، بسیاری از وبمسترها از نقاط مختلف خطای Failed: Hostload exceeded را گزارش کرده‌اند. جان مولر اشاره کرده که در حال تحقیق هستند. بنظر می‌رسد این مشکل از جانب گوگل باشد.برای اطمینان از این موضوع می‌توانید از طریق این راهکار مطمئن شوید:خطاهای اتصال سرور را  از طریق مسیر زیر در پنل search console دامین خود بررسی نمایید: setting &gt; crawl status &gt; host status &gt; Server connectivityدر صورتی که با اخطاری مبنی بر خطا در اتصال برخورد کردید باید موضوع را از طریق ارسال تیکت به هاستینگ اطلاع دهید.در بخش indexing&gt;  pages خطاهای Server error (5xx) را بررسی و در صورتی که خطایی در این بخش دریافت کرده‌اید جهت بررسی دقیق‌تر به هاستینگ تیکت بزنید. (منبع: نت افراز)وبسایت seroundtable امروز پستی در این‌باره منتشر کرده که از طریق این آدرس می‌توانید مطالعه کنید. بنظر می‌رسد این مشکل از سمت گوگل است. جان مولر عنوان کرده که در حال بررسی مشکل هستند.</description>
                <category>بهمن فلاحی</category>
                <author>بهمن فلاحی</author>
                <pubDate>Mon, 23 Oct 2023 14:13:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه باید بعد از سیلی زدن عذرخواهی کنیم؟ (کیس استادی: ویل بی اعصاب)</title>
                <link>https://virgool.io/@bahman.fallahi/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B2%D8%AF%D9%86-%D8%B9%D8%B0%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%DA%A9%DB%8C%D8%B3-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D9%84-%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%B5%D8%A7%D8%A8-kbyq2szvtqaz</link>
                <description>سیلی آبدار ویل اسمیت خیلی سروصدا کرد. حواشی بسیار و خوراک خبری جانانه برای بسیاری از رسانه‌ها داشت. کاری به قضاوت عمومی ندارم. در این یادداشت می‌خواهم تحلیلی که در ژورنال معتبر Inc منتشر شده بود را به حد بضاعت و مختصر بازگو کنم. این مطلب از یک زاویه دیگر ماجرا را بررسی کرده بود. اینکه چطور عملکرد ویل در نحوه عذرخواهی به نوعی یک مستر کلاس و یک واکنش بسیار حرفه‌ای (حالا چه به کمک PR) و کاملا تاثیر گذار بوده است. اما چطور ویل از این گنداب بیرون آمد؟ (شاید، من شخصا ایده‌ای ندارم و خیلی مطمئن نیستم!)خب روز دوشنبه، اسمیت در صفحه اینستاگرام خود نوشته بود: «رفتار من در مراسم اسکار دیشب غیرقابل قبول و غیرقابل توجیه بود. من می‌خواهم علناً از تو عذرخواهی کنم، کریس. من خارج از نرم بودم و اشتباه کردم.»بیانیه اسمیت چیزهای زیادی دارد. به زعم بسیاری، این واکنش برای پوزش یکی از بهترین عذرخواهی‌های عمومی است که تا به حال به صورت حرفه‌ای صورت گرفته. ترکیبی سریع از عملکرد مطلوب هوش هیجانی، توانایی درک و مدیریت رفتار عاطفی. این واکنش برای بسیاری از چهره‌ها و اهالی کسب و کار در هر سطحی می‌تواند یک کلاس آموزشی در مواجهه با مفهومی تحت عنوان The emotional hijack باشد. همان لحظاتی که در یک آن می‌تواند همه چیز را به فنا دهد! یک واکنش احساسی نسنجیده!ویل اسمیت گفته بود: «شوخی درباره من یا عملکردم بخشی از شغلم است، اما شوخی در مورد وضعیت پزشکی جادا برای من خیلی زیاد بود و من واکنش احساسی نشان دادم.»لبریز شدن ظرفیت عاطفی یا هایجک شدن آمیگدالچیزی که اسمیت تجربه کرد فقط یک اشتباه ضعیف در قضاوت نبود. این نمونه ای از چیزی بود که روانشناسان از آن به عنوان لبریز شدن ظرفیت عاطفی یا هایجک شدن آمیگدال در مغز یاد می‌کنند.در سیستم پردازش ذهنی ما، وقتی نوبت به عملکردهای اجرایی در سطوح بالاتر می‌رسد، مانند ظرفیت فکر کردن از طریق تصمیم یا اعمال خودکنترلی، معمولاً لوب(های) پیشانی، بزرگترین بخش مغز را درگیر می‌کنند. اما زمانی که نوعی تهدید عاطفی را احساس می‌کنیم، آمیگدال، ساختاری بادام شکل که در اعماق مغز یافت می‌شود، این فرآیند را به نوعی مختل می‌کند یا بهتر بگوییم تحت تاثیر شدید قرار می‌دهد. همین مسئله اغلب منجر به یک واکنش می‌شود تحت عنوان fight or flight که واکنشی‌ست در حد عملکرد ذاتی و ذهنی انسان‌های اولیه که به جهت بقا به آن نیاز داشتند. واکنشی که منجر به درگیری یا جنگ یا فرار و یا نوعی انجماد در واکنش می‌شود (مثل کسی که اولین سیلی را خورده و یخ زده).تا زمانی که خیلی دیر نشده است، باید بفهمیم!همه ما در لحظات احساسی مرتکب اشتباهاتی شده‌ایم، حرف‌هایی زده‌ یا کارهایی انجام داده‌ایم که آرزو می‌کنیم بتوانیم آن را پس بگیریم. موضوع همین است که قبل از هایجک شدن آمیگدال بتوان این محرک‌ها را زودتر از موعد شناسایی کرد. غالبا دشوار است. تفاوت افراد حرفه‌ای (آگاه به ماجرا) همینجاست. تا زمانی که خیلی دیر نشده است، باید بفهمیم!نکته اینجاست که اسمیت به جای نادیده گرفتن موقعیت یا به حداقل رساندن آنچه اتفاق افتاده است، با تصدیق آنچه رخ داده، مستقیماً عذرخواهی کرده و همه چیز را عالی شروع می‌کند.اسمیت ادامه می‌دهد: «من خجالت می‌کشم و اعمال من نشان دهنده مردی نیست که می‌خواهم باشم.»این جمله به تنهایی در حد یک مستر کلاس در زمینه هوش هیجانی است. اما چرا؟شرم و بیان آن به صورت آشکار اساسا احساسی بسیار دشوار است که البته می‌توان با آن کنار آمد. وقتی خجالت می‌کشیم، احتمالا آخرین کاری که می‌خواهیم انجام دهیم این است که آشکارا از لاک دفاعی خود بیرون بیاییم و به اشتباه خود اعتراف کنیم. بله غالب اوقات ما ترجیح می‌دهیم پشت یک سنگ بزرگ پنهان شویم. در این پیام اسمیت با اذعان به شرمندگی خود شجاعت و تمایل خود را برای مقابله با اعمال خود نشان می‌دهد.بسیاری از مواقع زمانی که عذرخواهی‌هایی از این قبیل را مشاهده می‌کنیم، فرد خاطی ادعا می‌کند که اقدامات او معرف یا مُبین شخصی که هستند نیست. مشکل دقیقا همینجا است! این افراد با این نوع فرافکنی و با گفتن این حرف، نه تنها تاثیر عذرخواهی را کمرنگ یا غیرواقعی می‌کنند، بلکه مشخصا این‌طور به نظر می‌رسد که این فرد با اعمالش مساوی‌ست. این یک ضعف روانی و تحلیلی آشکار است و عدم توجه به این موضوع برای چهره‌های بزرگ (حتی کوچک و حتی مجموعه‌ها در سایزهای مختلف) می‌تواند حسابی دردسرساز شود.توجه کنید، وقتی اسمیت می‌گوید اعمال او نشان‌دهنده مردی نیست که می‌خواهد باشد، او در واقع در این گزاره ادعا نمی‌کند که چیزی‌ست که نیست. انگار می‌گفت: «من این هستم، اما آن کسی که می‌خواهم نیست، می‌خواهم بهتر باشم، باید بهتر باشم.»اسمیت سپس با یک جمله تاثیرگذار و چند کلمه ای بر این نکته تأکید می‌کند:«من در حال پیشرفت هستم.» (به زبانه عامیانه: کامل نیستم و دارم روی خودم کار می‌کنم)بنابراین، دفعه بعد که یک لحظه احساسی داشته و نیاز به عذرخواهی دارید، این جمله را به خاطر بسپارید. این فقط 11 جمله، 160 کلمه است (در پیام اصلی به انگلیسی). بله، ممکن است به کمک تیم تبلیغات و متخصصان روابط عمومی ساخته شده باشد، اما این ترکیب برای احیای یک پیام واقعی چیزی از ارزش‌های آن کم نمی‌کند ( اگر که اسمیت واقعاً آن را بکار برده باشد). اسمیت با این چند کلمه نشان می‌دهد که عذرخواهی نباید عریض و طویل باشد.با آن چند کلمه، بیانیه اسمیت هر آنچه را که یک عذرخواهی خوب می‌توانست در بر داشته باشد ترتیب داد: تاسف، ندامت، آسیب‌پذیری، اصالت و فروتنی… ویژگی‌هایی که تا حد زیادی می‌تواند تلاشی باشد به جهت جبران مافات، تلاشی برای ابراز تاسف به آنها که توهین کرده‌اید.پی‌نوشت:در ترجمه این متن سعی کردم از حد و حدود خارج نشوم. در برخی جملات تغییراتی را ایجاد کردم تا به فهم بهتر و خوانش روان‌تر کمک کند. اگر ایرادی دیدید، لطفا کامنت بگذارید تا اصلاح کنم. ممنون خواهم بود.تایتل را خیلی جدی نگیرید.برای خواندن متن اصلی می‌توانید به inc.com مراجعه کنید.</description>
                <category>بهمن فلاحی</category>
                <author>بهمن فلاحی</author>
                <pubDate>Sat, 02 Apr 2022 23:45:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سایت مایگریشن (site migration)؛ دلایل احتمالی کاهش ترافیک سایت</title>
                <link>https://virgool.io/@bahman.fallahi/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%86-site-migration-%D8%AF%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-ur6zax923ee0</link>
                <description>سایت مایگریشن (site migration) از آن دسته تجارت اجتناب ناپذیری است که به عنوان یک سئوکار حتما با آن درگیر شده یا بالاخره آن را تجربه خواهید کرد. این فرآیند بدون آمادگی ذهنی، بدون هماهنگی و اطمینان از ترازبندی موارد مهمی مثل تصمیم‌گیری‌های تیمی (مخصوصا واحد توسعه فنی یا بخش فروش)، میزان منابع موجود (تعداد نفرات فنی و اجرایی) و همچنین آگاهی کارفرما از دشواری‌های آن (که الزامی‌ست و در ادامه خواهم گفت چرا) می‌تواند روند اجرایی شما را تماما تحت تاثیر قرار دهد.نکته اول ماجرا: «اگر قرار بر این شد که پروژه‌ای را قبول کنید، و احیانا حین گفتگوهای اولیه متوجه این مسئله شدید که سایت فعلی بنا به‌ تصمیمات مدیریتی قرار است تغییری اساسی داشته باشد، حتما در خصوص سیاست‌های اجرایی و مفاد قرارداد (که رتبه کلمات کلیدی یا میزان ترافیک) و امثالهم در آن قید شده و به عنوان شاخص سنجش معین می‌گردد، یک بازنگری داشته و چالش‌های پیش‌رو را برای کارفرما شرح داده(احیانا اگر seo را دست خدا قلمداد می‌کند به جهت نجات جریان فروش) و حتما فاز اجرایی اول را به عنوان یک سرویس تعریف کنید و نه یک تارگت!»سایت مایگریشن (site migration) جدا خسته کننده است. مخصوصا اگر وبسایت به صورت اختصاصی طراحی و پیاده‌سازی شده باشد. از طرفی اگر محدودیت منابع فنی مانند دولوپر داشته باشید که دیگر نور علی نور می‌شود. موضوع این است که در پروسه توسعه و بهینه‌سازی سایت فقط شما جز ذینفعان نیستید. درخواست‌ها از سایر واحد‌ها روی هم تلنبار شده و لاجرم هر درخواستی توی صف قرار خواهد گرفت (بیشتر اوقات تسک‌های seo آخر صف هستند). پس اگر سئوکار هستید، چالش‌های مهاجرت یا تغییرات ساختاری مانند بهینه‌سازی سایت با طراحی جدید را خیلی هم ساده فرض نکنید.نکته: «برای درک دقیق مفروضات SEO و پیاده‌سازی آن، باید توانایی پیش‌بینی و توصیف محدودیت‌ها را داشته باشید.» ( قلنبه سلنبه به نظر می‌رسد اما کاملا واقعی‌ست! درباره خودم فقط می‌توانم بگویم برای فهم این موضوع و به‌کاربستن دانش نظری این حوزه، مدام در حال خواندن، تست و یادگیری‌ام.)در جریان تغییرات ساختاری، باید در نظر داشته باشید که ریدایرکت‌های اشتباه (منظور اهداف غلط و نامرتبط)، مشکلات فایل  robots.txt، مشکلات سایت مپ، و حتی لینک‌های داخلی معیوب و نادقیق، تنفس ترافیکی شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد. اگر سریع و دقیق نباشید احتمالا سایت جدید به کما خواهد رفت و به همین ترتیب شما هم به فنا.در طی دو سال اخیر، شخصا به عنوان یک junior seo specialist فقط یک مایگریشن را تجربه کرده بودم. بخاطر وسواسم چک لیستی آماده داشتم. اما اگر بخواهم صادق باشم هیچ چیزی به اندازه ابزار Screaming Frog به دادم نرسید. پیشتر چالشم این بود که خب حالا این ابزار در حالت رایگان فقط ۵۰۰ یو آر ال را بررسی می‌کند! که خوشبختانه با کمی جستجو توانستم نسخه پریمیوم آن را تهیه کنم و جل الخالق! یک خزش بینظیر، داده‌های بسیار و اما کوهی از مشکلات.توصیه برای آنهایی که مثل من کم تجربه هستند:«حتما قبل از پروسه مایگریشن، داده‌های اصلی سایت را آنالیز و ثبت کنید. با همین اسکریمینگ فراگ یک خروجی کامل از وضعیت فعلی سایت استخراج  و آرشیو کنید. کل on-page و off-page همه چیز را... .»«به تیم فنی یا نفر دولوپر یادآوری کنید که نسخه کاملی از سایت را بک‌آپ گرفته باشند. (البته دولوپرهای حرفه‌ای قبل از اراده شما حواسشان به همه چیز هست! اما به همین اکتفا نکنید) من خاطرم هست که ما بسیاری از تست‌ها یا بررسی‌ها را روی ساب‌دامین انجام می‌دادیم (حواستان باشد ساب‌دامین قابل خزش نباشد! رسما بدبخت خواهید شد). گاها دولوپر بخاطر تزاحم امور و تعدد تسک‌ها فراموش می‌کند که سایت تازه طراحی شده (سایت جدید روی ساب دامین) را مسدود کند. ممکن است به خودتان بیاید و ببینید کلی از صفحات ساب‌دامین ایندکس شده و حالا خر بیار و باقالی بار کن! (برایم پیش آمده)روده درازی بس است، اما اصل ماجرا؛ ۱۱ مورد از شایع‌ترین مشکلات و دردسرهای مهاجرت سایت که باعث افت ترافیک یا بهتر بگویم کن فیکون شدن وبسایت شما یا کارفرمای عجول‌تان خواهد شد، از این قرار است:۱. بحث کنونیکالکدام صفحه از سایت ترافیک یا رتبه خود را از دست داده؟ (منظورم معیار یا عددی‌ست نسبتا نامعقول!). صفحه را خوب بررسی کنید. تگ‌های متعارف را تجزیه و تحلیل کنید. ببینید چیزی کم یا زیاد نشده باشد. (یک اکستنشن بدرد بخور: seo meta in 1 click برای کروم)حتما این چند مورد را بررسی کنید:اشاره به صفحات غیر مرتبط (روی ست کردن تگ کنونیکال حساس باشید)مشکلات برنامه نویسی - داپلیکیت شدن به روش نامانوس! (مثال: اسلش انتهایی وجود ندارد! اقا به جان خودم این بحث «تریلینگ اسلش» خیلی اهمیت دارد. ساده از کنارش عبور نکنید. گوگل هم در این خصوص داکیومنتی ارائه داده است). ما چنین مشکلی در پروژه داشتیم (هنوز هم داریم، دستوری که توی کدها تدوین کردیم درست کار نکرده و در حال تست هستیم)ست بودن تگ‌های کنونیکال با URL های قدیمی. وا مصیبتا، زودتر تغییرش دهید. (احتمال کم)۲. بازنویسی یا بررسی دقیق فایل Robots.txtحتما فایل ربات را بازخوانی کنید. صفحه یا دسته‌ای (هرچه که می‌خواهید ایندکس شود) را تست یا مورد بازبینی دقیق قرار دهید که مبادا دستوری صادر کرده باشید که قابل ایندکس نباشند. همان اکستنشنی که به شما بالا معرفی کردم خرده دیتایی از صفحه به شما نمایش خواهد داد. البته گوگل ابزار آزمایشی robots.txt  خاص خودش را دارد که از هر چیزی بهتر است. برای تکمیل شدن ماجرا: جان مولر توضیح می‌دهد که چطور گوگل با صفحات مسدود شده به‌وسیله Robots.txt برخورد می‌کند.)۳. نیست شدن متا دیتاهای ضروریدر پروسه site migration این احتمال خیلی بالاست که به سبب طراحی و توسعه صفحات جدید یا جایگزینی آنها متا دیتاهای ضروری صفحه از بین بروند. تگ‌های عنوان و توضیحات متا ممکن است به‌خاطر انتقال معیوب یک ستون در پایگاه داده کاملا نیست و نابود شوند. ساده و سریع دست بکار شوید: «با استفاده از داده های اسکن  Screaming Frog، بررسی کنید که عنوان و توضیحات متای سایت شما هنوز دقیق و دست نخورده باشد، اگر هم که نبود، خب بسم‌الله دست بکار شوید. من که مجبور شدم دستی به جان سایت بیفتم. خبری از اتومیشن و این داستان‌ها هم نبود.»چند نکته: «شخصا در طول هفته بعد از بروزرسانی متا دیتاها با استفاده از &quot;site:URL.com&quot; بررسی نتایج را دنبال می‌کردم. هیچ‌جوره بیخیال جستجو به کمک این یک مورد (site:URL.com ) نشوید!»برخی از متخصصین معتقدند که می‌شود از طریق همان بک‌اپ‌ها و وارسی پایگاه داده، متا دیتاها را بازیابی و مجدد به‌کار بست (شخصا این راه حل را شفاف درک نکرده یا متوجه سادگی آن نشدم برای همین بیخیال این قسمت می‌شوم. اگر شما اطلاعات کاملتری دارید توی کامنت بنویسید بلکه من و خیلی‌ها سردربیاوریم!)۴. افول آیتم‌های مرتبط به سرعت سایتاین موضوع یکی از چالش های اساسی هر سایتی است. انتقال کامل سایت یا تغییر سرورها و اینجور بریز و بپاش‌ها حتما شما را در چالش سرعت پِرس خواهد کرد. اگر افت ترافیک یک صفحه به‌خاطر لودینگ نامطلوب باشد تبعا باید همه هم و غم‌تان را برای بهینه‌سازی صفحه و بهبود تجربه کاربری بگذارید. اما اگر همه چیز روان یا «به اندازه کافی خوب» بود باید دید مشکل ریزش ترافیک یا از این دست اشکالات کجاست.نکته مهم: اگر همه چیز درهم برهم شده، محدودیت نیروی دولوپر دارید و تعداد تسک‌ها بالاست، فشار و وسواس برای پاس کردن (سبز کردن آیتم‌های) core web vitals را در بحبوحه مهاجرت رها کنید. چرا؟ بنظرم اولویت حفظ رنک یا رتبه دسته‌ها یا صفحات مهم و احیای آنهاست. اما این حرف من نیست به این موارد توجه کنید که پیشتر در مقاله‌ای با عنوان  Core Web Vitals as a Google Ranking Factor در سرچ انجین جورنال منتشر شده بود:Philip Walton, Google engineer working on web performance, answered that web vitals were mostly not a binary ranking factor.و در بخشی دیگر:John Mueller, Google Search Advocate, confirmed during the AMA that while web vitals affect rankings, relevance also plays a strong role. If website A is faster than website B but B is more relevant to the search users query, website B would still outrank A.علاوه بر این موارد حتما و حتما:وضعیت CDN را بررسی کنید و ببینید به درستی کار می‌کند؟ من شخصا به یک مشکل عجیب برخورد کرده بودم. در جریان انتقال سایت، بلاگ را از قبل، در جریان پروژه به طور مجزا در ساب دامین قرار داده بودیم. حالا بماند چرا اینجوری شد. موضوع مهم این بود که فعال بودن CDN از ایندکسینگ مطالب جلوگیری می‌کرد، اشکال ایجاد می‌کرد. چرا؟ واقعا نمی‌دانم. هنوز سوادم کفاف این موضوع را نمی‌دهد. اما با وسواس بررسی کردم. دیدم دولوپر به طور مجزا برای بلاگ که cms وردپرسی داشت (برخلاف فروشگاه که اختصاصی طراحی شده بود) ssl فعال نکرده و از طریق اپشن‌های آروان مسیری اختصاصی برای خوانش سرتیفیکیت بر روی ادرس‌های بلاگ هموار کرده بود (امیدوارم دقیق توضیح داده باشم). این موضوع به‌نظرم نقص ماجرا بود. که با اصلاح این روش پس از یک هفته (البته با تقویت off-page) بات‌های گوگل دوباره شروع به خزش یا بهتر بگویم با ما آشتی کردند و مقالات با فواصل زمانی نامشخص ایندکس شدند.ضمنا:بررسی کنید که آیا سیستم کش دقیق و به درستی کار می‌کند؟از طریق page speed insight می‌توانید مواردی را بررسی کنید.۵. لینک‌های داخلی را بررسی کنیدتاثیر لینک‌های داخلی، استمرار در اجرا و تمرکز در این بخش، پیام آشکار بسیاری از متخصصان برای موفقیت در بحث بهینه‌سازی‌ست. (الکی شلوغش کردم، خود گوگل هم گفته) به طور کل لینک‌سازی داخلی هم آسان است و هم بسیار دشوار.حکایت بررسی برای لینک‌سازی داخلی و بهبود آنها روایتی‌ست نقل به مضمون از نویسنده‌ای آمریکایی که میگفت: «هر چیزی را باید هزار بار ببینم تا فقط برای یک بار هم که شده آن را ببینم...» مخلص کلام: باید حواس جمع باشیم که لینک‌سازی مسیری به ساختار فعلی باشد نه سایت قبلی!۶. دسترسی به محتوا، صفحات و بهبود تجربه‌کاربریحالا دیگر خیلی از مارکترها قبول دارند که سئو کارها می‌توانند ستون قابل اتکایی در رفع مسائل، محدودیت‌ها و مشکلات بخش تجربه کاربری باشند. در جریان سایت مایگریشن احتمالا سرچ کنسول، ابزار آنالیز بسیار کارآمدی برای شما خواهد بود. بخش اینسپکشن داده‌های شفافی را در خصوص وضعیف صفحات و خطاهای آنها ارائه خواهد داد؛ اینکه URL مورد نظرتان در چه وضعیتی‌ست؟ آیا خطایی دارد؟ ضمن اینکه نقش اسکریمینگ فراگ نیز اینجا پر رنگ‌تر می‌شود. چطور؟گاها پیش می‌آید که توسعه‌دهنده فنی صفحات یا بخش‌هایی را به سایت جدید انتقال داده که از آن مطلع نیستید، یا مسیرهایی که اصلا حواستان بهش نبوده و به نحوی انتقال داده شده‌اند. مثلا یک کتگوری یا دسته از محصولات به اشتباه در ساختار جدید قرار گرفته. فرض را هم بر این بگذارید که سرعت مایگریشن آنقدر بالا بوده، فشار کارفرما آنقدر بالا بوده (که به کمپین‌های موردنظرش برسد - تستی هم در کار نیست!) طبیعی‌ست یک‌سری از چیزها از دیده شما جا بماند (با اسکریمینگ فراگ این موارد به حداقل خواهد رسید). «شناسایی مسیرهایی که یوزر وارد آنها شده و بی‌پاسخ و بی‌اینکه اکشن مفیدی داشته باشد از سایت خارج شده است.» تحلیل شکاف سئوکار اینجا می‌تواند نقص تجربه کاربری را تصدیق و راه حل بهینه‌سازی آن را تعریف کند.۷. ریدایرکت‌ها؛ تغییر مسیر نجات بخشهسته منطقی site migration «تغییر» است. این تغییر در همه ابعاد ساختاری سایت رخ خواهد داد. بی‌شک نمی‌توانید مهاجرت را بدون تغییر مسیرها (redirects) مدیریت کنید. غفلت در این قضیه یعنی سقوط!اینجا باز آرشیو قبلی از اسکریمینگ فراگ کمک حال خواهد بود. من هم شخصا متوجه شدم اگر برنامه‌ای مدون برای ریدایرکت‌ها 301 نداشته باشیم اوضاع وخیم خواهد شد. چرا؟بسیاری از صفحات مهم شما (صفحاتی که بازدید ارگانیک بالایی دارند، رتبه کسب کرده و در رقابت به سر می‌برند) بدون ریدایرکت در همان ساختار یا مسیر قدیمی خود باقی مانده و همه چیز به زبان عامیانه: «میره تو دیوار!» هم کاربر و هم کراولرهای گوگل با «هیچ» مواجه می‌شوند.پس، بهترین، مرتبط‌ترین، نزدیک‌ترین را مدنظر قرار دهید و یا صفحه‌ای با همان تارگت ایجاد و تغییر مسیر را اعمال کنید. (وقتی از کیورد تارکتینگ صحبت می‌کنیم منظورم هر صفحه به ازای یک کلمه کلیدی‌ست، اگر مایلید  این ویدیو در خصوص کیورد تارگتینگ را ببینید)تجربه شخصی: من همین کار را کردم و انتقال ارزش یا رتبه صفحات در کمتر از ۱۰ روز صورت گرفت و صفحاتم مجدد به رقابت در صفحه اول برگشت.این ۳ نکته در دستور کارم بود:ریدایرکت‌ها وارد یک لوپ بی نهایت نشوند. این حلقه‌های تو در تو در ریدایرکت دردسر ساز هستند. (درباره دردسرهای لوپ ریدایرکت می‌توانید این مقاله را بخوانید: Redirect loops and chains)تست کنید. وسواس داشته باشید و تغییر مسیرها را دنبال کنید تا مطمئن شوید به تارگت پیج شما ختم شده؟اطمینان حاصل کنیم URL های قدیمی به درستی به URL های جدید با کد 301 هدایت شدند.۸. بک لینک‌ها، حواسمان به off-page باشدبک لینک‌ها هنوز به عنوان یک سیگنال قدرتمند برای رتبه‌بندی و یکی از ارکان تعریف کلیت معنایی سایت در موتورهای جستجو هستند. اگر بک لینک‌های ارزشمند داریم باید به فکر انتقال این ارزش‌ها باشیم. من شخصا از گزینه تماس با صاحبین سایت استفاده نکردم (برای اینکه لینک‌ها را بروزرسانی کنند) اما می‌تواند جز گزینه‌ها باشد. اما به طور کل اگر در مرحله ریدایرکشن موفق عمل کرده باشید احتمالا اینجا هم موفق خواهید بود. ابزار ahrefs (در بخش broken backlinks) داده‌های مفیدی در اختیارتان قرار خواهد داد.۹. مشکلات هاستینگ در این خصوص من شخصا چالش چندانی نداشتم. خوش‌اقبال بودم که یک دولوپر مسئولیت پذیر و آگاه پروسه انتخاب و بهبود یا تنظیمات لازم کانفیگ‌های مورد نیاز را مهیا کرده بود. اما به طور کل این توصیه‌ها جز گزینه‌های مهم در زمان مهاجرت هستند:فایروال‌ها ربات‌های موتور جستجو را مسدود می‌کنند (بررسی کنید)پلتفرم‌ها یا وبسایت‌هایی که از JS استفاده می‌کنند، خزش ربات‌ها را کمی سخت‌تر می‌کنند (اطلاعات خودم هنوز کافی نیست درباره‌ش، نه تایید می کنم و نه ردش! حتما آپدیت می‌کنم. به تحقیق دقیق‌تری نیاز دارم.)سرعت پایین و عملکرد ضعیف هاستینگموضوع Country restrictions. عینا نقل کردم چون درباره ترجمه‌ش مطمئن نبودم! (اگر کسی اطلاعات کامل‌تری دارد خوشحال می‌شوم در کامنت اشاره‌ای داشته باشد)اگر در حال تعویض سرور هستید یا قبلاً انجام دادید، تمام صفحاتی را که ترافیک شما در آنها افت شدیدی داشته، با دقت بررسی کنید.۱۰. عکس‌ها را فراموش نکنیدخیلی از سایت‌ها ترافیک‌های ورودی خودشان را از طریق تصاویر، اینفوگرافیک‌ها و امثالهم دریافت می‌کنند. غالبا هم در مسیر مهاجرت این موارد از قلم می‌افتند. موضوع این است که شاید URL تصاویر سایت در طول انتقال به درستی هدایت نشده باشند. پس باید این دو مورد را لحاظ کنیم:آدرس‌دهی از صفحات داخلی به تصاویر یا به طور کل بررسی URL تصویربررسی لینک‌سازی از تصاویر به دامنه یا ساختار جدید (مثلا اگر از پینترست به عنوان یک عامل سیگنال استفاده می‌کند، مقاصد شما -آدرس صفحات- می‌تواند آپدیت شود)۱۱. آپدیت‌های گوگلخب ممکن است از اقبال روشن شما، مهاجرت و مکافات انتقال، مقارن با بروزرسانی‌های Google باشد. احتمالا باید صبر کنید و هوشمندانه رصد کنید. خیلی از اوقات نوسان رتبه‌ها و به تبع ترافیک می‌تواند موقتی باشد یا دسته‌کم پس از فهم اینکه اپدیتی رخ داده، تا ته‌نشین شدن ماجرا صبور باشید. برای مشاهده آپدیت‌های گوگل می‌توانید از طریق algoroo و همچنین cognitiveseo استفاده کنید. خلاصه اینکه گاهی مشکلاتی که شما و تیمتان دارید ممکن است به سایت مایگریشن ربطی نداشته نباشد.پی‌نوشت:استراکچر این یادداشت بر مبنای مقاله‌ای بوده تحت عنوان Site Migration Issues: 11 Potential Reasons Traffic Dropped که من تلاش کردم با تجربیات خودم یک بازنویسی روی آن انجام بدهم و چند منبع دیگر در بخش‌های مختلف برای آگاهی بیشتر (یا ایجاد سر نخ) فراهم کنم.شخصا هیچ ادعایی در زمینه ترجمه ندارم. عامدانه نخواستم به متن وفادار باشم. هدفم این بود در برگردان فارسی و تلفیق آن با موارد تجربی خودم، مطلب به فهم راحت‌تر موضوع کمک کند.به عنوان یک سئوکار معتقدم برخی مسائل می‌توانست بیشتر و دقیق‌تر ساخته و پرداخته شود. اگر دوستان تجارب بیشتری دارند می‌توانند به جامعه جوان seo کمک کنند.</description>
                <category>بهمن فلاحی</category>
                <author>بهمن فلاحی</author>
                <pubDate>Sun, 20 Mar 2022 14:34:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش نویسی پروژه‌های seo؛ وکیل مدافع شما در بزنگاه!</title>
                <link>https://virgool.io/@bahman.fallahi/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-seo-%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%81%D8%B9-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-ugkkl3ugx9bt</link>
                <description>در این پست می‌خواهم به عنوان یک کارشناس جوان از یک تجربه کاری در حوزه سئو بنویسم که احتمالا برای خیلی از افراد در خلال اجرای پروژه رخ داده است. عده‌ای حتما صبر می‌کنند و با شفقت بر اساس مستندات و گزارش، توضیحاتی ارائه میدهند و در طرف مقابل حتما عده‌ای نا‌امید، خسته، خشمگین و دلسرد خواهند شد.با توجه به معیارهایی که برای بهینه‌سازی موتورهای جستجو وجود دارد، بسیاری از متخصصین سئو، دوره‌های ۶ تا ۱۲ ماه را اساس اجرای پروژه قرار می‌دهند. باور متخصصین بر این است که در سئو -به عنوان یکی از کانال‌های بازاریابی دیجیتال- این فرایند بلند مدت است؛ یک کانال که گاها شاید به فراخور اهداف و نیازهای یک برند یا یک مجموعه (نیازهای کارفرما) «احتمالا» کانال قابل اتکایی نباشد (تاکید می‌کنم در کوتاه مدت) و بلعکس.بسیاری از افراد گمان بر این دارند که سئو می‌تواند در کوتاه‌مدت معجزه کند و یا در بازه سه ماهه، یک بیزینس را از سقوط نجات داد، که بنظر محصول خام‌اندیشی است!جدا از اینها بسیاری باور دارند که تصمیم و نتیجه اقدامات در این روش تماما محدود بر شخص یا مسئولیتی‌ست بر عهده متخصص یا کارشناس سئو که این هم محصول کژ اندیشی و باوری پوک است. اما چرا؟ احتمالا به دلیل اینکه تمام تصمیمات، اراده و عملکرد مجموعه بر seo تاثیر خواهد داشت. اساسا بدون هماهنگی و درک یک ویژن (که تبعا اهداف سئو هم بر همین مبنا و در همین راستا تدوین می‌شوند) نتایج دگرگون خواهند شد. بله، این تغییر یعنی آشفتگی در نتایج! که یحتمل seo یا مجری‌ش را زیر سوال خواهد برد. با این اوصاف چطور می‌توانیم یک تصمیم خوب را بر مبنای نتایج آن بسنجیم؟ در حالی که فاکتورهای دخیل در اجرای تصمیم را نادیده گرفته‌ایم؟تصور کنید، این برند (فرضا پروژه شما) به دلایل اقتصادی و فشارهای مالی در حال سقوط در مارکت است. تصمیمات شتابزده، تبلیغات و تاثیرات زائد آن (اسپم شدن، بدنامی برند یا تغییر مدل درآمدی)، ناهماهنگی بین واحدها به دلیل نبود برنامه مدون یا فرایند محور نبودن، همگی منجر به عملیاتی کاذب خواهد شد که فرایندهای سئو را تحت تاثیر قرار خواهد داد.تازه فرض را هم بر این بگذارید که مهاجرت سایت یا تحولات بنیادی مثل تغییر ساختار و طراحی کلی سایت در دستور کارست! «پیچیدگی‌هایی که کارفرما هیچ اطلاعاتی از میزان تسک‌ها و ضرورت هماهنگ بودن از تیم دولوپر تا طراحی و بازاریابی و ...ندارد ، کارفرما در این مرحله فقط به فکر نجات خود و مجموعه است!»نکته‌ای که من از امین اسماعیلی یاد گرفتم درباره مثلثی که هر یک از قاعده‌هایش بر مسند «هزینه»، «تخصص» و «زمان» تکیه می‌کند، راهبرد بسیاری از توضیحات و مفروضات من بوده است. اینکه در چنین شرایط پیچیده‌ای آیا هزینه و منابع کافی، نیروی متخصص مانند دولوپر و مدت زمان مشخصی را در اختیار داریم؟ آیا کارفرما باور بر این دارد که با پیچیدگی‌های اجرایی در سایت‌هایی که وردپرسی نیستند و اختصاصی طراحی شده‌اند، در کمتر از ۶ ماه با محدودیت منابع باید میزان فروش مجموعه چندین برابر شود؟ در واقع seo باید بتواند پاسخگوی تصمیمات نابخردانه و غیر استراتژیک که طی سال‌های اخیر اتخاذ و اجرا شده باشد؟ بنظر می‌رسد «مدیران اتفاقی» که عمدتا دانش عمیقی از هدایت و تصمیم‌گیری در شرایط بحرانی ندارند وحشت‌زده انتخاب یا عمل خواهند کرد، و با هر خبر یا مشاوره‌ پوک، جهت حرکتی و راهبردی را تغییر خواهند داد، که البته این تصمیمات عموما بر مبنای ترس و نه تفکر عمیق اتخاذ می‌شوند، که خب حتما و قطعا در رویه اجرایی تیم‌های سئو اختلال ایجاد خواهد کرد. خب حالا که چه؟اینجاست که مفروضات و گزارشات به کمک کارشناس سئو خواهد آمد. شروط، دشواری‌ها، پیچیدگی‌ها، زمان، منابع و تخمین هزینه‌هایی که با توصیف و مستندسازی آنها، یک سئوکار از مظان اتهام رها خواهد شد و در تفهیم کارفرما بهتر عمل خواهد کرد. باید باور کنیم، مشکلات از هر جنس (شما بدترینش را در نظر بگیرید، مثلا: دانش کم کارفرما، سنگ‌اندازی سایر ذینفعان، ناظران نان قاپ و غیره) همیشه وجود دارد. پس بنویسیم و با اتکا به مستندات حرکت کنیم.</description>
                <category>بهمن فلاحی</category>
                <author>بهمن فلاحی</author>
                <pubDate>Fri, 25 Feb 2022 16:28:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی محتوایی، پارالل اسکوپ و تاریخ انزلی</title>
                <link>https://virgool.io/@bahman.fallahi/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%84-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%88%D9%BE-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C-lavrfszipcyb</link>
                <description>از ارشیو دانشگاه میلواکی، بندر انزلی«تنها شکلی از ارتباطات بازاریابی که باقی مانده، بازاریابی محتوایی است. تاریخ مصرف سایر روش‌های بازاریابی گذشته است.» این جمله از ست گودین را اول بار در وبینار عادل طالبی شنیدم. وبیناری بود با عنوان «پارالل اسکوپ» که در همان برخورد اول و پس از اندکی توضیح جرقه‌‌ای توی ذهنم زد. پروژه خانه انزلی را تازه شروع کرده بودیم. داشتن یک مجله با یکسری عناوین کلیشه‌ای ابتدایی‌ترین فکری‌ست که احتمالا یک سئوکار جوان یا یک استراتژیست محتوا با سابقه کم چه در نظم یک تقویم محتوایی و در فرایند اجرا می‌تواند پیاده سازی کند اما این پروژه یکمی فرق داشت. فکر کردیم مگر می‌شود از شهری که تمام جزئیات و جریاناتش به صورت لندسکیپ در یک قاب مدرن و تاریخی (بسنده کنیم به تاریخ معاصر) جا گرفته، همینجور سرسری گذشت و از موضوعات مهم شهری (مرتبط حتی با ان کسب و کار) که مردم شهر با آن سر و کار دارند غافل بود و صرفا چیزهایی را پرورش داد که فقط به آپارتمان و یا فروش ویلا و اینجور چیزها مرتبط باشد. این گپ محتوایی احیانا اگر پر می‌شد هم منبع خوبی برای طرفداران فرهنگ و تاریخ شهر انزلی بود و هم مسیری متمایز برای احیای الگوی بازاریابی محتوایی (با درک مفهوم پارالل اسکوپ) آن هم برای یک موسسه ملکی در بندرگاه و اصلا هرجای دیگر که امکان الگوبرداری دارد. موضوع این بود که چنین کاری ایجاد همان ارزش واقعی‌ست. از طرفی ارشیو خاک خورده افرادی مثل عزیز طویلی که تاریخ انزلی را به رشته تحریر در‌ آورده بودند حالا با یکسری جزئیات و با نقل‌قول‌هایی مرتبط در بستری که دسترسی آسان‌تری برای خوانندگان داشت، مجدد به جریان می‌افتاد. خیلی کم به تاریخ شهر انزلی پرداخته شده بود. هر چه بود یا کم بود یا انسجام اثربخشی نداشت. خلاصه ماجرا اینکه افتادیم به جان تاریخ شهر و جمع‌اوری آرشیو عکس‌هایی تاریخی. حتی سری به ارشیو دانشگاه‌های آمریکایی هم زدیم، مثل آرشیو عکس‌های دانشگاه میلواکی که زمین شناس معروف آن زمان به نام فردریک کلپ در سال ۱۹۳۴ از انزلی گرفته بود. روایتی از انزلی به قلم رابینو که شارح آن زمان انزلی بود. خیلی مستند، از مکان‌ها و ادم‌ها گفته بود و جریان توسعه را ساده شرح داده بود. همه اینها به هویت خانه انزلی کمک کرد، به ما و شاید انتشار همین اندک مطالب، به دسترسی بهتر و راحت‌تر تاریخ شهر. واقعیت ماجرا تامل بر روی همین مسئله بود که خب چطور باید ارزش خلق کنیم؟ یاد یک مدل ساده در برندسازی افتاده بودم که می‌گفت نام و نماد جز موارد مهم و اولیه‌ای هستند که می‌تواند شاکله حقیقی یک کسب وکار را در ذهن مخاطب یا طیفی از مردم شکل دهد. «خانه انزلی» به يمن نمادش که نمودی از مناره تاریخی شهر بود، از ایده نگارش و پرداخت به تاریخ، با درک مسئولیت اجتماعی استقبال کرد و اینگونه تا به امروز به عنوان یک کسب وکار محلی مسیری متفاوت (ای بسا با کم و کاستی‌هایش حتی در همین بخش محتوا) را پیش گرفته است.</description>
                <category>بهمن فلاحی</category>
                <author>بهمن فلاحی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Aug 2021 12:45:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محتوای کرنر استون با پیلار و فلگشیپ چه تفاوتی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@bahman.fallahi/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D9%86%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%81%D9%84%DA%AF%D8%B4%DB%8C%D9%BE-nu6lf9kqwf6f</link>
                <description>منبع عکس: travelpayoutsاگر تصمیم دارید تا به طور تخصصی در حوزه seo فعالیت داشته باشید و آن را به طور جدی‌ دنبال کنید، راهی جز تسلط و مهارت ویژه‌ بر محتوا و باید و نبایدهای درست نویسی آن نخواهید داشت. درک درست از تولید محتوا، محتوایی که در خدمت استراتژی سئو و به نوعی بازاریابی کسب و کار شماست شاید در نگاه اول ساده بنظر برسد؛ اما در واقعیت اینطور نیست.عده‌ای از متخصصان بهینه‌سازی موتورهای جستجو معتقدند که «pillar content آینده SEO است!» برخی دیگر اذعان دارند که «محتوای شاخص یاcornerstone content، قرار است جایگزین کلمات کلیدی شود.»اما صبر کنید! آیا چنین مدعاهایی امکان دارند؟در این مطلب مروری بر نکات بسیار مهمی درباره محتوای ستون یا pillar content خواهم داشت و علاوه بر آن با مفاهیم ارزشمندی تحت عنوان cornerstone content یا محتوای شاخص و flagship content که به نوعی گل سرسبد محتوای شماست (یا پرچم‌دار بازاریابی محتوایی)، آشنا خواهیم شد. این مقاله ترجمه‌ای (نه چندان وفادار به متن، آن هم به سبب ساده سازی به زبان فارسی) از متن اصلی نویسنده Tim Stobierski از وبسایت pepperlandmarketing تهیه و تدوین شده است.محتوای ستون یا pillar content چیست؟منبع عکس: niel patelمحتوای ستون؛ به صفحات اصلی محتوایی شما گفته می‌شود. صفحات سطح بالای وب سایت شما که پایه و اساس استراتژی بازاریابی محتوایی شما را تشکیل می‌دهد. این صفحات شامل مقالات و محتویاتی‌ست که بسیار جامع و دارای اعتبار معنایی و اطلاعات کامل با ارجاع به منابع دقیق هستند. محتوای ستون یا پیلار کانتنت‌ها، در مورد یک موضوع یا سوال خاص با نگاهی کلی و گیرا پیاده سازی می‌شوند.هر وبسایت بنا به سرویس یا خدمت خود، چه محصول فیزیکی (خدمات فروشگاهی) و چه خدمات مشاوره‌ای یا وبسایت‌های دایرکتوری، برای درک صحیح و پاسخ به سوال یا سوالات احتمالی کاربر از این نوع محتوا استفاده می کند.یک پست وبلاگ به طور معمول روی سوالی مشخص یا بر روی یک جنبه از موضوعِ هدف، بزرگنمایی می‌کند، اما هدف یک صفحه پیلار تشریح یک کلیت جامع است.صفحات ستون با هدف پاسخگویی به تمام سوالات مربوط به یک موضوع خاص طراحی و تولید می‌شوند، و تمام جنبه های آن مبحث را به طور کامل در بر می‌گیرد.اما چرا این روش قابل اتکاست؟ دقت کنید؛ پاسخ دادن به تمام سوالات احتمالی در مورد موضوعی مشخص در یک مقاله جامع و ارائه توضیحات کافی و وافی در مورد آن، از چند منظر مهم است.بر رضایت کاربر که اولویت هر وبسایت تلقی می شود، استاندارد‌های سئو، نرخ مشارکت در بحث، ظرفیت بازنشر و … می‌تواند تاثیر بسزایی داشته باشد.پیلار کانتنت‌ها به خاطر زنجیره‌ای از اطلاعات مرتبط بهم و غنی که بواسطه عبارات مترادف در توضیحات متنی یا شکل دیگری از محتوا (ویدیویی و صوتی) ایجاد می کنند، ظرفیت بالایی داشته و منبعی ایده‌ال برای کاربران و موتور‌های جستجو به شمار می روند.زمانی که کاربر درحال جستجوی عبارت مورد نظر خود است، ترجیح گوگل پاسخ به کاربر از طریق نمایش منابع قدرتمند، سالم و صحیح است. مواردی که جامع و دارای رفرنس‌های مرتبط باشند. به طریقی که برای جستجوگر مفید و به طریقی قابل اتکا باشد.همان طور که می دانید گوگل بواسطه تمایل کاربران برای اشتراک‌گذاری، و یا مشارکت در بحث موضوع و صرف زمان بیشتر در صفحه‌ای که در نتیجه جستجو به نمایش در‌امده، کیفیت و کمیت صفحه را مبنای امتیاز تلقی می‌کند. در واقع بحث مشارکت و زمان بخشی از متریک‌های بسیار مهم برای اعتباربخشی به وبسایت و صفحه مورد نظر است.صفحات ستون یا pillar content، با پوشش کامل و با درنظر گرفتن ارتباط موضوعی و مفهومی یک عنوان یا title ، اساساً پیش بینی می‌کند که سوالات بعدیِ جستجوگر چیست. همین طور سوال بعد از آن و به همین ترتیب زنجیره سوالات مرتبط را با پاسخ دادن به هم متصل می‌کند.این یعنی ایجاد کشش و میل به کاوش بیشتر!  به همین ترتیب است که می‌توانید جریان اعتمادسازی را از طریق کانتنت در وبسایت جاری کنید؛ کاربر زمان بیشتری را سپری می‌کند، جزییات بیشتری را دریافت می‌کند، پاسخ سوالاتش را می‌گیرد پس به شما اعتماد می کند و نهایتا گوگل به شما پاداش می‌هد.ضمنا نباید این نکته را فراموش کنید که غالبا potential customer یا مشتریان بالقوه شما به دنبال اطلاعات دقیق از یک محصول و خدمت هستند. پس این صفحات، ضریب یا احتمال نرخ تبدیل شما را چندین برابر خواهند کرد.از آنجا که صفحات pillar content معمولاً منابع و راهنمای کاملی هستند و در ارائه محتوا، ساختار منسجم، هدفمند و اثربخشی دارند احتمال لینک دادن کاربران به این صفحات و به عنوان مرجع بسیار بالاست.هرچه تعداد بیشتری از افراد به این محتواها لینک دهند، صفحه ستون شما و وب سایت شما قدرت بیشتری خواهد گرفت. هر چه domain authority و ارجاعات از طریق لینک به شما بیشتر شود قطعا از گوگل جایزه و جایگاه بهتری دریافت خواهید کرد.صفحات ستون به احتمال زیاد در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته می‌شوند. این اشتراک گذاری علاوه بر ایجاد سوشیال سیگنال، امکان جذب کاربران بیشتر را برای شما رقم خواهد زد. این یعنی اگر کاربر با محتوای شما ارتباط بگیرد احتمال لینک دادن به آن بالاتر خواهد بود.صفحات ستون بواسطه ساختار خود امکان لینک سازی قدرتمندی را برای بخش‌های ناوبری وبسایت‌ (بخش منو) ایجاد می‌کند. صفحات pillar content به دلیل پیوند‌های قوی، سیگنالی کاملاً واضح برای ارتباط و اهمیت این محتوا به Google ایجاد می کنند. این یعنی ایجاد قدرت متمرکز و انتقال آن به صفحات مورد نظرتان. این موارد تنها بخشی از مزایای بازاریابی محتوایی به واسطه صفحات ستون در یک وبسایت است.محتوای ستون برای تیم فروش یا بخش فروش بسیار پر اهمیت است چرا که در اصل با ارائه داده‌های مفید، نقش موثری را برای فهم کاربر در تصمیم‌گیری ایفا می‌کند؛ به قولی محتوای ستون می‌تواند ضمانت فروش شما باشد.قطعا تیم فروش جهت ارائه محصول یا خدمت و برای عملکرد اثر بخش استراتژی فروش، پرسپکتیوی از رفتار کاربر و سوالات او دارد. اینجاست که با هدایت کاربر به صفحات ستون، امکان پاسخگویی به تمام سوالات یا برطرف کردن ابهام او و هر آنچه می‌تواند مانع از درک درست و هدایت او به قیف فروش شود را برطرف کند. صفحات pillar content در چشم انداز بلند مدت، باعث تسهیل و تسریع روند فروش می‌شوند.ایده این است که &quot;محتوای ستون&quot; یا &quot;pillar content&quot; منابعی در وب سایت شما هستند که به نوعی همه چیز درباره کسب و کارتان، محصول و خدمت شما را به بهترین شکل ارائه خواهد داد. این صفحات، بنیادی را تشکیل می‌دهند که تمام تلاش‌های شما در زمینه سئو و بازاریابی بر اساس آن بنا شده است.کافی‌ است به طور جدی در جریان بازاریابی محتوایی قرار گرفته باشید تا درگیر این موضوع شوید. بله؛ واقعیت این است که پیلار کانتنت شباهت بسیار زیادی با محتوای پرچمدار یا  flagship کانتنت دارد. از طرفی ممکن است این مفاهیم شما را گیج کند و ندانید «آیا این همان محتوای شاخص یا cornerstone نیست؟» در واقع حق با شماست. محتوای پیلار با محتوای شاخص یا محتوای کرنر استون تفاوت چندانی ندارد؛ تفاوت در ریز جزییات ماجراست.محتوای شاخص یا cornerstone چیست؟منبع عکس: yoastمحتوای شاخص یا cornerstone به صفحاتی از وب سایت شما گفته می‌شود که پایه و اساس استراتژی بازاریابی محتوایی شما را تشکیل می‌دهند. محتوای شاخص، صفحات جامع و معتبری درباره یک موضوع یا سوالات خاص هستند که بواسطه وبلاگ نویسان برای افزایش اثربخشی اهداف وبسایت از طریق رضایت جستجوگران و کسب جایگاه معتبر در موتور‌های جستجو تدوین می‌شوند.محتوای cornerstone نام خود را در اصطلاح از ساحت معماری وام گرفته است. اصطلاحی که به سازه و سنگ بنای ساختمان اشاره دارد. اولین سنگ بنا یا ستون‌هایی که تکیه‌گاه ساختمان هستند. محتوای شاخص یا کرنر استون اهمیت بسزایی در ساختار سایت شما خواهد داشت. در نظر بگیرید اگر ستون ساختمان‌تان قناس ، ضعیف و یا معیوب باشد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ به قول صائب تبریزی:چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج / گر رساند بر فلک، باشد همان دیوار کجپس آنچه بسیار اهمیت دارد شناخت صحیح از اهداف کسب و کار شماست. یک استراتژی منسجم بر پایه تحقیق کلمات کلیدی و ارائه محصول یا خدمت شما که بواسطه بازاریابی محتوایی در وبسایت تان منعکس خواهد شد. این بازتابِ بنیادی به صورت مقاله‌های شاخص، راهنما یا پاسخی شفاف و جامع به مشتریان یا جستجو گرانی‌ است که گوگل با تشخیص سطح کیفی پاسخ شما(در مقاله)، آنها را به سمت سایت مرتبط سرازیر می‌کند.محتوای پرچمدار چیست؟ منبع عکس: pepperlandmarketingمحتوای پرچمدار ، مشابه محتوای Cornerstone و Pillar ، به صفحات وب سایت شما (پست های وبلاگ ، سوالات متداول یا سایر صفحات) اشاره دارد، که پایه و اساس استراتژی محتوایی شما را تشکیل می دهند. آنها صفحات جامع و معتبری درباره یک موضوع یا مسئله‌ی خاص هستند که در جستجوی ارگانیک رتبه خوبی پیدا می کنند. این محتوایی است که وب سایت شما با آن شناخته می شود.محتوای پرچمدار نام خود را از نیروی دریایی گرفته است.  از نظر تاریخی ، &quot;کشتی پرچمدار&quot; بهترین کشتی در ناوگان دریایی بود که پرچم یک کشور را به همراه داشت و دریاسالار را با خود حمل می کرد. امروزه این اصطلاح به طور گسترده به &quot;بهترین&quot; یا &quot;مهمترین&quot; محصولی که توسط یک شرکت ایجاد و فروخته می شود اشاره دارد.  به عنوان مثال ، iPhone محصول پرچمدار اپل است.مقاله پرچمدار یا flagshipمحتوای پرچمدار، مانند محتوای پیلار، به عنوان یک منبع کامل در یک موضوع است. احتمالا flagship یا مقاله پرچمدار شما، محتوایی‌ست که بیشترین امتیاز را به آن خواهید داد و اساسا دیگران می‌خواهند آن را به اشتراک بگذارند و به آن لینک دهند.محتوای پرچمدار تقریباً هم زمان با محتوای Cornerstone در سال 2007 جریان‌ساز شد و بواسطه کتاب الکترونیکی Chris Garrett محبوب شد.جریان محتوای ستون از کجا آب می‌خورد؟به طور کل محتوای پیلار موضوع تازه‌ای در بحث seo نیست. با توجه به یکی از مقالات سایت pepperlandmarketing، این مفهوم حدودا از سال 2013 به این طرف بسیار پر رنگ‌تر شده  و جایگاه مهمی در استراتژی سئو پیدا کرده است.تحقیقات متخصصان HubSpot نشان می‌دهد که پیلار کانتنت‌ها آینده سئو را رقم خواهند زد. از این روست که وبمستران به کمک برخی از seo آنالیزورها به بررسی دسته‌بندی‌ها یا به اصطلاح clusterها می‌پردازند تا جریان پیلار را به درستی رصد کنند.بنابراین، صرف نظر از اینکه چه کسی آن را برای اولین بار ارائه داده است، بنظر می‌رسد که بیشتر فعالین حوزه سئو معتقدند که این مفهوم با HubSpot گره خورده است.لازم است بدانید که یک تفاوت مهم برای نگارش و در واقع ایجاد محتوای ستون یا پیلار با محتوای کرنر استون و محتوای پرچم‌دار وجود دارد که مربوط به نحوه قرارگیری و جایگاه آن است. درک این نکته بسیار مهم است که محتوای Cornerstone و Flagship در واقع طولانی‌ترین پست‌های وبلاگ در یک وب سایت هستند در حالی که محتوای ستون یا pillar content باید به عنوان قسمتی از منو اصلی شما قرار گیرد.به این ترتیب یافتن، خواندن، استفاده و اشتراک گذاری این دست از محتویات مهم وبسایت در استراتژی بازاریابی محتوایی تان بسیار اهمیت خواهد داشت. این جریان ترافیکی با هدایت صحیح و لینک سازی‌های درست در پیلار صورت می‌گیرد.از دیگر ویژگی‌های صفحات ستون و داده‌های بسیار کاربردی آن این است که فرمت pdf نیز در صفحه و به نوعی در دسترس کاربر یا جستجوگر قرار می‌گیرد تا امکان دانلود مقاله برای او میسر باشد.معمولا این کار با این هدف انجام می‌شود که اگر کاربر شیفته مطلب شما شد و اگر زمان کافی برای مطالعه نداشت بتواند آن را دانلود کند. ضمن اینکه بواسطه این دانلود امکان اشتراک گذاری محتوا و راهنمای شما با وجود لینک‌هایی که در بطن مطلب خود دارد چقدر می‌تواند به سود سایت و  اعتبار شما باشد.به طور خلاصه اگر هدف شما افزایش بازدید، کسب رتبه مناسب در نتایج جستجو‌ها، رقابت حرفه‌ای، گرفتن backlink، پیشروی و رشد در کسب و کارتان با استفاده از انتقال اطلاعات مفید و به جا به کاربران و جستجوگران است، قطعا پیلار کانتنت می‌تواند تاثیر شگرفی بر روی سایت شما داشته باشد.</description>
                <category>بهمن فلاحی</category>
                <author>بهمن فلاحی</author>
                <pubDate>Mon, 08 Feb 2021 13:58:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متقلب و کلاهبردار واقعی چه شخصیتی داره؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@bahman.fallahi/%D9%85%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-shac8i8d9k9c</link>
                <description>دیروز قرار بود تو خانه انزلی طبق روال معمول یه جلسه داشته باشیم. تو یک ماهه گذشته بواسطه شرایط کاری و مراجعاتی که داشتیم با تیپای شخصیتی متفاوتی برخورد کردیم. تیم فروش ما دو سه باری ظاهرا غافلگیر شده بوده. مشتری‌های خریدار، بعضی‌هاشون در نوع خودشون جالب و بسیار عجیب بودن. چرا؟ واقعا ما خودمونم چراییش رو نمیدونستیم و اصلا مطمئن نبودیم که میشه بهشون اعتماد کرد یا خیر؟! همه جا مرسومه از مشاورین املاک زرنگتر و رند‌تر وجود نداره، درباره این نگاه و پیش‌فرض قطعا اشکالاتی وجود دارده (الان کاری بهش ندارم) اما به هر ترتیب ما باید از خطا و اتفاق بد جلوگیری می‌کردیم و می‌کنیم. می‌پرسید چطور؟ما هر هفته یه زمانی رو اختصاص می‌دیم که با بچه‌ها مقاله یا مطالب حوزه کسب و کار با موضوعات متنوع رو بررسی کنیم. از روانشناسی فروش تا شخصیت‌شناسی و باقی موارد که خودتون بخشیش رو میدونید.اما این هفته رسیدیم به چی؟ به Global profiles of the fraudsterبذارید اینجوری شروع کنم:یه تحقیقی هست که KMPG تو سال ۲۰۱۳ در یک داده آماری معتبر ۵۹۶ تایی از کلاهبردارها انجام داده با عنوان Global profiles of the fraudster. دیتاهای بدست اومده به دقت بررسی شدن و نکات جالب توجهی توشون دارن.مثلا: محرک‌های احساسی یا انگیزشی‌شون منوط به خشم ، ترس و یا کینه نبوده یا اگر بوده خیلی خیلی کم بوده. یعنی بخاطر اینا کلاهبرداری نمی‌کنن. تحقیقات نشون میده اونا تو حفظ ظاهر بسیار ماهر هستند. به ندرت عصبانی میشن و سعی می‌کنن خشمشون رو کنترل کنن.ضمنن خیلی اهل ترسیدن نیستن. اما یه ویژگی در همه‌ی اونها ثابت بوده؛ اونها در اجتماع و در بین همکارانشون و دوستانشون بسیار قابل احترام هستند و سعی میکنن بی نقص عمل بکنن. داستان اینجوریه که عموما وقتی مردم از شکست ها یا خلاف‌هاشون مطلع میشن خیلی متعجب میشن! تو فاکتورهای مورد بررسی دو آیتم احترام و رفتار دوستانه در اونا ظاهرا ضریب بالایی داره! و معمولا اینطور بنظر میرسه که یه بیزینس من واقعی هستن.از مجموع 1082 انگیزه مطرح شده تو تحقیقات ، 614 انگیزه حرص و طمع ، سود مالی و مشکلات مالی بود و 114 مورد دیگر مربوط به اهداف تجاری بود. تنها انگیزه غیر مالی هم که ظاهرا امتياز بالایی داشته این بوده که این کلاهبردارا با خودشون فکر می‌کردن؛ چون می‌تونم این کارو می‌کنم!ظاهرا باید حواسمون جمع باشه! من خلاصه نوشتم. اگر دوست داشتید می‌تونید مقاله رو با همون عنوان خارجی بالا جستجو کنید و بخونید. ضمنا هنوز هستن مشاوره املاک هایی که تلاش می‌کنن تو این بازار خاکستری، تمیز بمونن!</description>
                <category>بهمن فلاحی</category>
                <author>بهمن فلاحی</author>
                <pubDate>Thu, 21 Jan 2021 13:33:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>