<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیررضا بهرامنی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@bahramani77</link>
        <description>سلام</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 12:07:51</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/741807/avatar/Gd3pvL.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیررضا بهرامنی</title>
            <link>https://virgool.io/@bahramani77</link>
        </image>

                    <item>
                <title>برداشتی آزاد از اگزیستانسیالیسم شب‌های روشن</title>
                <link>https://virgool.io/@bahramani77/%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%B4%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86-lwzyo70zbe1w</link>
                <description>معنای زندگی، همیشه برای بشر سوال عمیقی بوده. سوالی به قدمت تاریخ که جواب‌های متعددی هم به اون داده شده. اما این جواب‌ها معمولا از پیش آماده بودند. جواب‌هایی از جنس سبک زندگی. تجویزی برای یک زندگی روتین در بستر یک فرهنگ. این به این معنا نیست که دغدغه‌های عمیق در ذهن انسان‌ها نبوده‌ بلکه به آن معناست که به خودِ آشفتگی حاصل از این دغدغه‌‌ها اهمیتی داده نمی‌شده. این دغدغه‌ها صرفا حالتی گذرا و موقت بوده‌اند که به زودی با همان روتین‌ها و باورهای فرهنگی پر می‌شده‌اند. آن‌ها صرفا پلی بودند جهت تسریع قبول کردن فرهنگ.اما پس از عصر روشنگری، ذهن انسان به مراحل مختلف تطور خود نگاه عمیق‌تری انداخت. در این بین پاسخ‌های فرهنگی برای آن دغدغه‌ها دیگر به سختی فورا قبول میشدند. این حالت بستری را تدارک دید که طی آن انسان بتواند به حالت اگزیستانسیال نیز توجه کند. خودِ خودِ آن حالت، بدون فکر کردن به پاسخ آن. البته که این حالات اگزیستانسیال، میان ما در عین تشابه بسیار زیاد، یکی نیستند.شخصیت اولِ داستایفسکی در شب‌های روشن رویاپردازی‌ست بی‌نام، که به دغدغه‌های اگزیستانسیال خود پی برده. او گوشه‌نشین و درونگراست. پیوسته در خیابان‌ها قدم میزند، اما نه بخاطر تنلبی، بلکه بخاطر بی‌معنایی. در ابتدا تلاش او آن است تا معنا را در رویاپردازی‌های خویش بیابد. کاری که چندان هم بی‌ثمر نیست. در واقع داستایفسکی یکی از اولین شخصیت‌هایی را پایه‌ریزی کرده که پس از پرسش‌های اگزیستانسیال، مستقیما به سراغ پاسخ‌های رایج نرفته و سعی کرده کمی بیشتر بیندیشد. داستایفسکی راه نهیلیسم را پیش نگرفته. قهرمان داستان می‌گوید: &quot;روح آدمی چیز دیگری می‌خواهد و طلب می‌کند.&quot; در نظر او راه یافتن آن چیز دیگر، رویاپردازیست.از همان ابتدا درون‌مایه‌ی رویاها دارد آن چیز دیگر را به ما نشان می‌دهد. رویاپرداز، شهر پتربورگ را به زنی تشبیه میکند زیبا و باوقار. عشق پاسخ قهرمان داستان به پرسش اگزیستانسیال است. در ادامه، قهرمان داستان آن را حس می‌کند، عشقی که البته پابرجا نمی‌ماند.اما ظاهرا همین تجربه هم کافیست. او در انتها می‌گوید: &quot;خدایا، خدای من! آیا یک دقیقه، فقط یک دقیقه سعادت، برای کل عمر آدمی بس نیست؟...&quot;البته که می‌دانیم این تنها پاسخ به پرسش اگزیستانسیال نیست. برخی پاسخ آن را در پوچی یافته‌اند و برخی در ایمان. خود داستایفسکی سال‌ها بعد در کتاب یادداشت‌های زیرزمینی نکاه دیگری به این پرسش دارد.به هر صورت پیام اصلی این داستان برای من، دریافتن اهمیت خود حالتی است که در آن دغدغه‌مند شده‌ایم. گیج شده‌ایم و نمیتوانیم به زندگی عادی خود ادامه دهیم. در این حالات شاید بهتر باشد تا قبل از فرورفتنِ پراگماتیک در یک زندگی روتین، کمی به خود وقت بدهیم و اگزیستانسیالیست باشیم.پ.ن: ترجمه حمیدرضا آتش برآب بسیار عالیست. تفیسری که در انتهای کتاب آورده شده نیز راهگشاست.</description>
                <category>امیررضا بهرامنی</category>
                <author>امیررضا بهرامنی</author>
                <pubDate>Wed, 20 Mar 2024 23:35:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب؛ فلسفه علم نوشته اُکاشا</title>
                <link>https://virgool.io/@bahramani77/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D8%A7-yumaywxlteof</link>
                <description>کتاب فلسفه علم نوشته سمیر اکاشادر این پست میخواهم کتابی را معرفی کنم که خودم دو بار آن را خواندم و به جرئت میتوانم بگویم موضوعش از مهمترین موضوعاتی میباشد که همه ما با هر رشته‌ی تحصیلی و هر علاقه‌ای باید راجعش بخوانیم در حدی که بنظرم باید به صورت مناسب وارد برنامه درسی تمامی رشته‌های دانشگاهی شود!تا حدود ۴۰۰ سال پیش علم (در این مطلب علم همواره به معنی ‌Science میباشد یعنی علومی شامل فیزیک، شیمی، زیست شناسی، نوروساینس و...) و فلسفه از یکدیگر جدا نبودند و علم صرفا بخشی از فلسفه با نام طبیعیات شناخته میشد. اما با ظهور بزرگانی همچون گالیله، دکارت و نیوتن این روند تغییر کرد و علم راه خودش را بعد از حدود دو هزار سال از فلسفه جدا کرد. علم دس از این دوره با تغییر متودولوژی بشدت تجربی تر و با تعاریف خاصی رئال تر شد. از همان موقع بحث راجع به خود ماهیت، روش وچیستی علم هم بشدت مطرح شد که نتیجه آن ایجاد شاخه‌ای از فلسفه بنام فلسفه علم بود. (البته فلسفه علم امروزی بعد از ایجاد سنت فلسفه تحلیلی و در همان سنت شکل گرفته است.)ما امروز در دنیایی زندگی میکنیم که چه بخواهیم چه نخواهیم غرق در علم هستیم و هر روز با خودش و نتایجش (تکنولوژی) مواجهه داریم. دقیقا به همین دلیل شناخت این پدیده که قطعا پر رنگ تر از هر پدیده دیگری (حتی دین) روی زندگیمان اثر دارد بسیار مهم است و به ما کمک میکند تا سطح معرفتی خود علم و همچنین رابطه آن با بقیه شاخه‌های معرفتی مانند اخلاق، دین و... را بهتر درک کنیم. مطالعه فلسفه علم دیدگاه شما راجع به تمام دانسته‌های علمی‌تان را تغییر داده و سوالاتی را برایتان پیش می‌آورد که تا قبل از آن احتمالا درباره‌اش فکر نکرده بودید.این کتاب از مقدماتی ترین کتابهای این حوزه میباشد که در عین روان بودن مطالب خوبی را هم پوشش میدهد.فصل اول به تعاریف متفتوت علم میپردازد.فصل دوم به یکی از جذابترین موضوعات این شاخه یعنی انواع استدلال میپردازد.فصل سوم راجع به تبیین کردن در علم است.فصل چهارم راجع به رئالیسم و ایده آلیسم علمی بحث میکند که از مهمترین مباحث فلسفه علم است.فصل پنجم بنظر من مهمترین فصل کتاب است که در آن راجع به انقلاب های علمی و همچنین رابطه علم و جامعه صحبت میکند.فصل ششم به بررسی سه مسئله علمی-فلسفی میپردازد که نشان میدهد موضع گیری های فلسفی چقدر میتوانند روی جواب برخی سوال‌های علمی اثر گذار باشند. فصل هفتم راجع به رابطه علم و دین و همچنین علم و اخلاق مختصری توضیح میدهد.لازم به ذکر است که کتاب ترجمه بسیار روان و خوبی نیز دارد.اما بنظرم در برخی از بخش‌های کتاب، نویسنده میتوانست از مثال‌های بهتری استفاده کند.مخاطب این کتاب همانطور که گفتم همه اشخاصی که به نحوی با علم یا فلسفه سر و کار دارند هستند، البته چند کتاب خوب دیگر هم در همین حوزه هستند که بعدا آن‌ها را معرفی خواهم کرد اما بنظرم این کتاب برای شروع بهترین گزینه است.فلسفه علمنوشته سمیر اکاشا / ترجمه هومن پناهندهفرهنگ معاصر۲۰۸ صفحه</description>
                <category>امیررضا بهرامنی</category>
                <author>امیررضا بهرامنی</author>
                <pubDate>Fri, 05 Nov 2021 14:24:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب؛ پیدایش جهان: تصادف یا طراحی هوشمندانه</title>
                <link>https://virgool.io/@bahramani77/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%81-%DB%8C%D8%A7-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-pbpxawl6gpjo</link>
                <description>پیدایش جهان: تصادف یا طراحی هوشمندانهیکی از مشکلات بازار نشر کتب علمی در ایران عدم انتشار برخی نظریات علمی در علوم مختلف میباشد. البته چرایی این امر نیاز به بررسی‌های دقیق دارد و از حوصله این نوشته خارج است. درواقع مجموعه کتابهای ما و جهان با ترجمه کردن متونی دست اول از این جریانات درصدد رفع این مشکل میباشد.موضوع این جلد از مجموعه، یکی از نظریاتی است که در بازار نشر ایران کتابی درباره‌اش موجود نیست: طراحی هوشمند (Intelligent Design)این نظر در واقع در مقابل تکامل نئوداروینیستی قرار دارد و ایده آن این است که همه پدیده‌های طبیعت را نمیتوان فقط با عوامل طبیعی و بصورت تقلیل گرایانه تبیین کرد و لازم است در برخی موقعیت‌های مشخص دخالت عامل هوشمند خارجی‌ای را وارد کنیم. این کتاب به صورت مجموعه ۶ مقاله گردآوری شده که در هر کدام از مقالات به جنبه مختلفی از این نظریه پرداخته شده است. در مقاله اول دمبسکی تلاش میکند که در قالب یک مدلی ریاضیاتی راهی را برای شناسایی این موقعیت‌های خاص برای دخالت عامل هوشمند ارائه بدهد.در مقاله دوم که بنظرم بهترین مقاله کتاب بود، میر تلاش میکند تا نمونه‌هایی از این موقعیت‌های خاص را در فیزیک (Fine-tuning) و زیست‌شناسی نشان دهد و در نهایت در مقاله سوم بیهی نمونه‌هایی از آن را به طور دقیق تر در زیست‌شناسی بررسی میکند. در دو مقاله بعدی به پاسخ دادن به برخی از انتقادات پرداخته شده و در نهایت مقاله آخر که با بقیه مقالات کتاب کمی متفاوت است سعی میکند تا مدل جدیدی را در تعامل و گفتگوی بین علم و دین پایه‌ریزی کند.به طراحی هوشمند انتقادات علمی و فلسفی زیادی وارد شده که البته در این کتاب به بخش قابل توجهی از آن‌ها پرداخته شده است. من شخصاً احساس می کنم این نظریه تا رسیدن به سطح رقابت با نئوداروینیسم فاصله بسیار زیادی دارد. اما خوندن این کتاب را به علاقمندان توصیه میکنم چون اولاً خواندن نظریات رقیب جریانات قالب امری بسیار ضروری است و ثانیاً این نظر به برخی نکات قابل تاملی میپردازد که بنظر من مهمترین ‌آنها عدم کفایت دو نظام علّی و تصادفی برای تبیین کامل جهان میباشد.پ.ن: خواننده این کتاب باید حتما اطلاعات پس زمینه نسبتا خوبی درباره تکامل و همچنین فلسفه علم و کمی کیهان شناسی داشته باشد. البته با توجه به چندین مقاله بودن کتاب میشود مقالات را به صورت جداگانه هم خواند.پیدایش جهان: تصادف یا طراحی هوشمندانه ویلیام دمبسکی، استفان میر، مایکل بیهی / ترجمه سلاله امینیاننشر پارسیک با همکاری دفتر مطالعات علم و دین موازی۲۶۹ صفحه</description>
                <category>امیررضا بهرامنی</category>
                <author>امیررضا بهرامنی</author>
                <pubDate>Fri, 05 Nov 2021 01:46:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا اصل عدم قطعیت هایزنبرگ وجود دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@bahramani77/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D9%82%D8%B7%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%86%D8%A8%D8%B1%DA%AF-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-ujg2s6rinii2</link>
                <description>چند روز پیش با یکی از دوستانم که پیش زمینه‌ای در علم فیزیک نداشت درباره برخی مسائل مکانیک کوانتومی صحبت میکردم. ازم راجع به اصل عدم قطعیت هایزنبرگ پرسید.تصمیم گرفتم براش توضیح بدم اما هم فرصت کم بود و هم دوستم بکگراند لازم رو نداشت برای همین سعی کردم براش ایده اصلی رو بگم.براش عجیب بود که چطور میشه ندونیم که یک ذره دقیقا کجاست. منم همزمان داشتم فکر میکردم چطور میتونم ایده اصلی رو منتقل کنم،خلاصه یچیزایی گفتم و فکر میکنم شاید خوب باشه که بنویسمشون.در واقع بنظرم مکانیک کوانتومی نوعی گردش در خودش داشت، گردش از نگاه هستی شناسانه به نگاه معرفت شناسانه. در فیزیک کلاسیک ما خودمون رو ناظرانی میبینیم بدون خطا، و باتوجه به همین نکته میخوایم با نظاره کردن به هستی اون رو بصورت کامل توضیح بدیم و تبیین کنیم.اما مکانیک کوانتومی یک نکته مهم رو به یادآور شد، در این توضیح دادن باید خودمون رو هم توضیح بدیم، باید از جلد یک ناظر سوم شخص بی اثر دربیایم و بفهمیم که خود پروسه دیدن و تجربه کردن هم در حوزه فیزیکه و باید راجع بهش صحبت کنیم.مکانیک کوانتومی ما رو به دنیای entityهای بسیار کوچک برد، همونایی که باهاشون میبینیم و تجربه میکنیم! پس درواقع به ما نشون دادکه خود دیدن و تجربه کردن ما هم محدوده و نمیتونیم هرچیزی رو ببینیم و تجربه کنیم.درواقع میتونیم ولی با محدودیت، اصل عدم قطعیت هایزنبرگ دقیقا بیانگر همین محدودیته!این اصل بهمون میگه چیزایی که خیلی کوچک هستن (مثل الکترون)، حتی خود فرآیند دیدن که برخورد فوتون با اون شیئ هستش هم روشون اثر میذاره و به زبان ساده انقدر تکونشون میده که حالت قبلی خودشونو حفظ نمیکنن پس درواقع نمیتونیم مکان اصلیشون در هرلحظه رو بفهمیم!سعی کردم در این نوشتار ایده اصلی‌ای که خودم از اصل عدم قطعیت فهمیدم رو بگم، قطعا شیوه‌های بیان و تفسیر دیگه‌ای هم وجودداره که اونا هم نکات خاص خودشون رو دارن.درنهایت این اصل به ما میگه که دنیای ما خیلی پیچیده‌تر از اون چیزی هست که فکرش رو میکنیم و در این دنیا ما فقط ناظر نیستیم بلکه حتی دیدنمون هم دنیا رو تحت تاثیر خودش قرار میده!</description>
                <category>امیررضا بهرامنی</category>
                <author>امیررضا بهرامنی</author>
                <pubDate>Tue, 27 Jul 2021 00:17:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب؛ اینها همه یعنی چه؟</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%A7-%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%DA%86%D9%87-xbfmzf1h4fq6</link>
                <description>اینها همه یعنی چه؟تقریبا مطالعه هر موضوعی رو میشه از دوتا رویکرد کلی شروع کرد. پرداختن به تاریخ و مشاهیر یا صرفا به مفاهیم بدون نام بردن از اشخاصاین کتاب کاملا در دسته دوم قرار میگیره. هدف نویسنده که خودش از فلاسفه مشهور زمان ما هستش اینکه شما رو با با برخی سوالات و جوابهای کلی اونها در چنتا از شاخه های اصلی فلسفه در عصر خودمون آشنا کنه. کتاب کاملا در نقطه مقابل دنیای سوفی قرار داره. تاریخ و داستانی در کار نیست مستقیما به سوالات پرداخته و متنشم در حد دنیای سوفی روان نیست. موضوعات اصلی کتاب معرفت شناسی، فلسفه ذهن، فلسفه اخلاق، فلسفه سیاسی و فلسفه زندگی هستش. خیلی مهمه که بگم متن همانطور که اولش گفته شده خیلی بی جانب نیست و نویسنده رو نظریات خودش تو هر موضوع بیشتر مانور داده و حمایت کرده. در انتها اگر میخواید ببینید تو کدوم یک از حوزه های فلسفی (بین همونایی که تو کتاب هست) بیشتر علاقه دارید و سوالاتش بیشتر جذبتون میکنه یا اینکه کدوم حوزه ها (شایدم همش!) براتون خسته کنندست این کتاب گزینه نسبتا خوبیه.پ.ن: تاریخ نگارش کتاب سال ۱۹۸۷ هستش و ازون موقع طبیعتا موضوعات فلسفی ترند یک مقداری عوض شدن.پ.ن.۲: این کتاب رو برای آشنایی افرادی هم که پیش زمینه فلسفی دارنده با نیگل میتونه مناسب باشه.اینها همه یعنی چه؟ / تامس نیگل / جواد حیدری / نشر نو / ۱۱۰ صفحه</description>
                <category>امیررضا بهرامنی</category>
                <author>امیررضا بهرامنی</author>
                <pubDate>Sat, 08 May 2021 18:19:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب؛ دنیای سوفی</title>
                <link>https://virgool.io/@bahramani77/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D9%81%DB%8C-dr0te4xd578p</link>
                <description>دنیای سوفی در باغ کتاب!چند سال پیش جز چنتا اسم و چنتا مکتب ایسم دار! هیچی از فلسفه نمیدونستم. خیلی دنبال این بودم که چطور میتونم اطلاعاتمو بیشتر کنم چه کتابایی بخونم و... اینترنتو خیلی بالا پایین کردم و سیر های مطالعاتی زیادی رو دیدم اما اسم یک کتاب بین تقریبا همشون مشترک بود: دنیای سوفیداستان راجع دختریه به اسم سوفی که یکسری نامه های عجیب از طرف یک غریبه بهش میرسه که تو نامه ها اون غریبه بهش فلسفه یاد میده! آخرشم کتاب بصورت عجیب غریبی تموم میشهداستان به صورت فصل فصله و تو هرکدوم راجع یک فیلسوف یا یک مکتب فکری صحبت میکنه. کتاب کاملا براساس سیر تاریخی جلو میاد و ازین نظر برا شروع خیلی خوبه. سیر داستانیش و مدل گفتن مسائل فلسفیش جذاب و خوبه. دقت کنید که کلا تو عنوان بیشتر کتابا کلمه &quot;فلسفه&quot; خلاصه شده کلمه &quot;فلسفه غرب&quot; هستش و کاری با مکاتب شرقی ندارن. یکسری اشتباهات علمی هم داره مثلا راجع بیگ بنگ و سرعت دور شدن کهکشان ها از هم و... بزرگترین مشکل کتاب بی طرف نبودن نویسندست و اینکه نظرات شخصی خودش کاملا در طول کتاب و از زبان شخصیتها حس میشه که از یجایی به بعد واقعا تو ذوق میزنه. نویسنده علاقه زیادی به نظرات فمینیستی دوبوآر داره، طبیعت گرایی هستی شناسانه رو قبول داره و فکر میکنه نظریات علمی مثل تکامل بی نقص و تموم شده هستن و...درنهایت اگر میخواید آشنایی کلی با فلاسفه بزرگ پیدا کنید این کتاب قطعا جزو بهترین گزینه هاست.</description>
                <category>امیررضا بهرامنی</category>
                <author>امیررضا بهرامنی</author>
                <pubDate>Sat, 08 May 2021 18:05:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی فیلم The Father (2020)</title>
                <link>https://virgool.io/@bahramani77/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-the-father-2020-mfpirz2fuzp7</link>
                <description>فیلم The Father (2020)فرض کنید ازتون بخوان تا درباره آلزایمر یک فیلمنامه بنویسید. احتمالا راحت‌ترین کار این هستش که راوی رو یکی از اطرافیان شخص بینار قرار بدید و از نگاه اون به داستان هم مشکلات بیمار رو بررسی کنید هم مشکلات اطرافیانش رو.اما فیلم پدر این کار رو نکرده. در عوض داستان رو از دید خود پیرمرد بیمار قصه روایت میکنه. این تصمیم باعث شده فیلم پیچیدگی خاصی پیدا کنه. چرا؟ چون احتمالا برای اولین بار تو زندگیتون خودتون رو میذارید جای شخصی که آلزایمر دارید و میبینید که چقدر زندگی میتونه سخت و نامعقول بنظر برسه. در سرتاسر فیلم حس استیصال و سردرگمی شخصیت اصلی به شما منتقل میشه و با همه وجود کلافگی و ناامیدی افرادی که این بیماری رو دارن حس خواهید کرد. البته تراژدی ماجرا اینجاست که حتی خود این استیصال هم فراموش میشه...بدون شک مهمترین و بهترین عنصر فیلم بازیگران عالیش مخصوصا آنتونی هاپکینز هستن. هاپکینز که برای این فیلم در سن ۸۳ سالگی تونست دومین اسکارش رو هم برنده بشه طوری تمام احساسات بشدت متضاد و مختلف شخصیت اصلی رو باهم ترکیب میکنه که آدم گاهی با خودش میگه نکنه واقعا خودشم آلزایمر داره! مخصوصا سکانس آخر فیلم که حقیقتا شاهکاره. جایی که شخصیت اصلی برای دقایقی حتی بدیهی ترین پایه‌ی معرفتی رو هم فراموش میکنه و بعدش برای مدت کوتاهی به اینکه این بیماری نه تنها زندگی بلکه کل هویتش رو نابود میکنه آگاه میشه. شخصا فکر میکنم این نقش برای هاپکینز خیلی مهم بوده و ارتباط شخصی باهاش پیدا کرده چون اسم و سال تولد شخصیت اصلی مطابق خود هاپکینزه.در نهایت حتما پیشنهاد میکنم این فیلم رو ببینید تا هم قدر جوونی و سلامتی خودتون و اطرافیانتون رو بدونید و هم اگر روزی اطرافیانتون به این بیماری مبتلا شدند بهتر بتونید درکشون کنید.</description>
                <category>امیررضا بهرامنی</category>
                <author>امیررضا بهرامنی</author>
                <pubDate>Thu, 29 Apr 2021 23:54:09 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>