<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های وحید بهرامی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@bahramivahid</link>
        <description>از همه تون متنفرم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 07:58:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/27948/avatar/1T0ep0.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>وحید بهرامی</title>
            <link>https://virgool.io/@bahramivahid</link>
        </image>

                    <item>
                <title>عطسه</title>
                <link>https://virgool.io/@bahramivahid/%D8%B9%D8%B7%D8%B3%D9%87-yavn7grpyro8</link>
                <description>یک حقیقت تلخ راجع به زندگی وجود دارد و آن این است که در زندگی هیچ عدالتی وجود ندارد. انسان‌ها از همان بدو تولد به دوسته تقسیم می‌شوند، برنده‌ها و بازنده‌ها. از بخت بد من جزء گروه دوم بودم. سرتاسر زندگی من شکست و ناکامی است؛ نمی‌خواهم با این حرف‌ها خودکشی خودم را که پیشامدی کاملا اتفاقی بود توجیه کنم اما تحمل آدم هم حدی دارد از حدش که بگذر آدم دست به کارهای احمقانه‌ای مانند خودکشی میزند. لحظه‌ای که روی لبهِ پشت بام ایستادم و به پایین نگاه کردم از خدا خواستم که نشانه‌ای پیش پایم بگذارد که دست به این کار نزنم. خدا هم صدایم را شنید و لیلا را برایم فرستاد. چندباری در جلسات ساختمان دیده بودمش؛ می‌دانستم پرستار است، چند سالی می‌شود که از همسرش جدا شده و با دخترش تنها زندگی می‌کند. شب قبل لیلا در بیمارستان شیفت بود و امروز صبح موقع برگشت اتفاقی من را می‌بیند که لبهِ پشت بام ایستاده‌ام، به همین خاطر خودش را سریع به پشت بام می‌رساند تا جلوی یک فاجعه را بگیرد. البته این مسئله از نظر او فاجعه بود والا از نظر من اتفاقِ خاصی نمی‌افتاد. چند میلیارد آدم روی زمین زندگی می‌کنند حالا یک نفر کمتر یا بیشتر چه اهمیتی دارد.چشمانم را بسته بودم و آماده پریدن شده بودم که لیلا از پشت صدایم زد. تعجب کردم آخر توقع نداشتم آن وقت صبح کسی بیدار باشد تا در کار خودکشی من اختلالی ایجاد کند. به سمتش برگشتم اما از لبهِ بام پایین نیامدم. صاف زُل زد داخل چشم‌هایم و گفت: «داری چیکار میکنی؟!» توقع داشتم سیلی از حرف‌های امیدوار کننده و قشنگ در مورد زیبایی زندگی و مذمتِ خودکشی بارم کند یا حداقل همسایه‌ها را خبر کند تا بیایند و شاهدِ مرگِ من باشند؛ اما فقط در سکوت به چشم‌های من خیره شد.نگاهش تا مغزِ استخوانم را سوزاند، بیشتر از چند لحظه نتوانستم آن نگاه پرحرارت را تحمل کنم، سرم را پایین انداختم و نگاهم را از او دزدیدم. در برابر او کاملا بی‌دفاع شده بودم. تمام زندگی‌ام را برایش تعریف کردم، شرح کاملی از تمام مصائبی که در زندگی متحمل شده بودم. حرفم که تمام شد گفت: «زندگی سختی داشتی اما این دلیل نمیشه که خودت رو بکشی، خودکشی راه فرار از مشکلات نیست.» بعد آرام به سمتم آمد و دستش را به سمتم دراز کرد. وقتی نگاهش کردم مثل این بود که سال‌هاست که می‌شناسمش، در نگاهش صمیمتی بود که در نگاه یک رفیقِ قدیمی می‌توان پیدا کرد. من هم دستم را به سمتش دراز کردم، دلم می‌خواست که دستش را بگیرم و از لبهِ پشت بام پایین بیایم و بعد باهم یک چای بنوشیم و کمی گپ بزنیم که آن عطسهِ بی‌موقع تعادلم را بهم زد.راستش اصلا فکر نمی‌کردم که سقوطم اینقدر طولانی شود که بتوانم تمام این ماجرا را از اول تا آخر در ذهنم مرور کنم. نمی‌دانم چند متر با زمین با فاصله دارم و اصلا هم نمی‌خواهم بدانم. در مقابلم آسمان ابری است و چهرهِ وحشتزدهِ لیلا که سقوطِ من را تماشا می‌کند. ترس چقدر زیبایش کرده، من هم به او لبخند میزنم.</description>
                <category>وحید بهرامی</category>
                <author>وحید بهرامی</author>
                <pubDate>Sun, 25 Jan 2026 22:03:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پریدم ... درقفس گرچه به بال و پر نیازی نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@bahramivahid/%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D9%82%D9%81%D8%B3-%DA%AF%D8%B1%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D9%BE%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-d396gexdlwrb</link>
                <description>جهان هیچ است و قبلش هیچ و بعدش هیچ و غیر از هیچ!به تسکینی برای لحظه آخر نیازی نیسترهایم کن که در این کابوسِ در کابوسِ در کابوسکه غمگینم، به یک رویای غمگین‌تر نیازی نیستکه این ققنوس می‌میرد، کسی هم بر نخواهد خواست!بزن آتش مرا حتی به خاکستر نیازی نیستمهدی موسوی - درستایش ناامیدی</description>
                <category>وحید بهرامی</category>
                <author>وحید بهرامی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jan 2026 15:38:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لطفاً خرید نکنید! تجربه من از لایسنس مارکت</title>
                <link>https://virgool.io/@bahramivahid/%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7%D9%8B-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%86%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%B3-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA-yavy7w8u28no</link>
                <description>داستان از آنجایی شروع شد که من تصمیم گرفتم اشتراک برنامه ELSA را خریداری کنم. از آنجایی که داخل ایران امکان خرید دلاری نیست؛ یک بخشی بخاطر تحریم‌ها یک بخشی هم به این خاطر که در بساط ما اصلا دلاری نیست، به ناچار رفتم سراغ سایت‌هایی که کارشان خرید اشتراک برنامه‌های خارجی و فروش آن‌ها به کابران داخلی است.بعد از یک جستجوی سریع در گوگل به سایت «لایسنس مارکت» رسیدم که ایکاش نمیرسیدم. دیدم قیمت‌های مناسبی دارند و تصمیم گرفتم جهت امتحان یک اکانت سه ماه ELSA را بگیرم که اگر خوب بود اشتراک یکساله‌اش را هم تهیه کنم.خلاصه اینکه من پلن سه ماهه pro را با قیمت ۶۲۹ هزارتومان در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۳ خریداری کردم. اما کاری که این دوستان کردند این بود، اشتراک pro را بصورت تست روی اکانت من فعال کردند و بعد از هفت روز دوباره اکانت من به حالت عادی برگشت. سریعا داخل سایت تیکت گذاشتم و موضوع را اطلاع دادم اما جوابی نگرفتم. دوبار هم به صورت تلفنی با پیشتیبانی تماس گرفتم که به من قول بررسی دادند و گفتند مشکل را با مسئول فنی مربوطه درمیان میزارند اما باز هم جوابی نگرفتم تا اینکه بعد از دو ماه بالاخره به تیکت من جواب داده شد.گفتند به دلیل مشکل در سامانه، تیکت من با تاخیر به دست‌شان رسیده (پس اون دوبار تماس تلفنی چی؟) و باز از من ایمیل و رمز کاربری خواستند تا مشکل را بررسی کنند. و باز وقتی خبری نشد تیکت دادم که حداقل بفرمایید این بررسی شما چقدر زمان لازم دارد که یک جواب خیلی جالبی به من دادند.دوستان در حال انجام کارهای مهندسیاین مشکل از سوی واحد مهندسی درحال رسیدگی است لطف بفرمایید صبوری نماییدخیلی دوست دارم بدانم این افراد داخل لایسنس مارکت دقیقا چه کار مهندسی انجام می‌دهند که واحد مهندسی دارند. جز این است که واسطه پرداخت بین کاربر ایرانی و سایت‌های خارجی هستند؟!بعد از یک جستجو در Linkedin دیدیم افراد دیگری هم تجربه مشابه من را داشتند و از لایسنس مارکت زخم خوردند. من هم که امروز دست به کیبورد شدم و بعد از چهار سال دوباره دارم در ویرگول مطلب می‌نویسم بخاطر این است که بعد از گذشت دوماه به اینجام (وی با دست حوالی بالای گردن و زیر چانه را نشان میدهد) رسیده و اینکه وقتی کسب و کاری مشتری مدار نیست و درست با مشتری صحبت نمیکند باید اطلاع رسانی کرد تا دیگران از آن‌ها خرید نکنند.</description>
                <category>وحید بهرامی</category>
                <author>وحید بهرامی</author>
                <pubDate>Tue, 06 May 2025 16:31:09 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>