<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عاطفه ظهرابی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@baranazar103</link>
        <description>سروده های عاطفه ظهرابی- Atefe zohrabi</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 12:24:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1338224/avatar/Ws4iY6.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عاطفه ظهرابی</title>
            <link>https://virgool.io/@baranazar103</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چله نشین</title>
                <link>https://virgool.io/@baranazar103/%DA%86%D9%84%D9%87-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86-df3vvoc7hcac</link>
                <description>هر ثانیہ این پنجره از دلهره وا شدبا هر تپش این قاب دل‌آزرده فروریختهر گوشہ‌ے این خانہ کسے منتظر توستتاب و تب دیدار تو بر جان من آویختدل خواست تو باشے و دمے قصہ بگویےدلخواه ترین فال مرا باز بخوانےتا صبح مرا سخت بہ آغوش بگیرےبا هر نگهت باز بخندے و بمانے...بی تو همہ‌ے عمر دلم چلہ‌نشین استیلدا شب نحسے‌ست کہ تبریڪ نداردکو دست پر از مهر و نوازشگرت اے‌ دوستتا رنج مرا یڪ تنـہ بر باد سپارد؟!</description>
                <category>عاطفه ظهرابی</category>
                <author>عاطفه ظهرابی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Dec 2021 22:46:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر تو بودی...</title>
                <link>https://virgool.io/@baranazar103/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C-vbkhqfqddcb4</link>
                <description>با من اگر تو بودی غم ناسروده می‌مانددیگر گلوی بغضی از عاشقی نمی‌خواندبا من اگر تو بودی شادی ز لب نمی‌رفتحس جمود و پیری حکم ابد نمی‌راندبا من اگر تو بودی بر شانه می‌نشست ماهلب بر لبم ستاره، صد بوسه تا سحرگاهبا من اگر تو بودی بی شک دوباره می‌رفتشب با دو پای لنگ و غم با دو دست کوتاهآخر اگر تو بودی دل را نمی‌دریدناین گرگ ها به گردم زوزه نمی‌کشیدن غم‌های تلخ دوران کز هر طرف کمین‌ندچون باد سرد صرصر بر من نمی‌وزیدنبا من اگر تو بودی من تب‌زده نبودمصد مثنوی ز چشمت مستانه می‌سرودمهم‌پای رقص باران، هم‌دست با تو بودمبا عشوه‌ای دوباره دل از تو می‌ربودمبا من اگر تو بودی بر من طمع نمی‌کردآشفتگی و هذیان، زردی رخ ، تب سرد دلشوره هر دقیقه با من قدم نمی‌زدبا من اگر تو بودی آواره می‌شد این دردصیاد شو که این دل مشتاق دام و دانه‌ستدل خاطر تو خواهد این شعرها بهانه‌ستبا من بمان که بی تو میل جهان ندارمبی تو نفس کشیدن آتش در آشیانه‌ستزود آینه خبر کن تا روی گل ببیندصد قاصد نوازش تا خنده.ای بچیندبا هر لب دعایی صد شاپرک فرستم هر شاپرک به گردت بوسه‌زنان نشیندبا من اگر تو بودی از عشق می‌سرودیغم را ز چشم مستم مردانه می‌ربودیبا تو دلم به جز تو چیز دگر نمی‌خواستبا من اگر تو بودی با من اگر تو بودی#شعر_عاطفه_ظهرابی</description>
                <category>عاطفه ظهرابی</category>
                <author>عاطفه ظهرابی</author>
                <pubDate>Tue, 23 Nov 2021 13:23:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بدون تو...</title>
                <link>https://virgool.io/@baranazar103/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%88-lz95es3s7j6c</link>
                <description>جهان من بدون تو جهان خاک و خاکستردرون چشمه خشکیده هزاران جام نیلوفرمقیم قلب تو ماندم شبیه صخره‌ی سنگینه آن موجی که جا گیرد کنار ساحل دیگرجهان من بدون تو ، جهان ماتم و اندوهپیاپی ضربه‌ی تیشه به روی شانه‌های کوههزاران آتش خفته ، هزاران بغض دردآلودبه سینه می‌زند چنگ و نشسته در گلو انبوه بدون تو به جامانده ، تن افسرده و رنجورز دستم رفته تخت بخت، ز سر افتاده تاج نورشراب جام خورشیدی، به بانگ و نغمه‌ی داوودکجایی تا بنوشانی به بزمم باده‌باده شور جهانی اینچنین سرد و هوایی اینچنین سنگینچه لذت دارد این زندان، چه دارد این تن ننگین فریبِ تازه  ای دنیا، فراموشم شود غم هابرقصانم به ساز خود ،بپوشان جامه‌ی رنگین#شعر_عاطفه_ظهرابی</description>
                <category>عاطفه ظهرابی</category>
                <author>عاطفه ظهرابی</author>
                <pubDate>Thu, 18 Nov 2021 04:33:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>