<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عادل برکم</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@barkam</link>
        <description>علاقه‌مند به موضوعات مختلف که اینجا نوشته هام رو درباره اون ها به اشتراک میگذارم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 06:29:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/158065/avatar/EuOLIa.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عادل برکم</title>
            <link>https://virgool.io/@barkam</link>
        </image>

                    <item>
                <title>«تله موجودیت» در نرم‌افزار چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@barkam/%D8%AA%D9%84%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-x8wcs4mzvggu</link>
                <description>مقدمهدر دنیای توسعه نرم‌افزار،  از اشتباهات رایجی که می‌تواند معماری سیستم را به مرور زمان شکننده و غیرقابل نگهداری کند و بعدا بدهی فنی آن هم از نوع شدید را بوجود آورد، تله موجودیت (Entity Trap) است. زمانی در این تله می افتیم که برای طراحی سیستم، به‌جای مدل‌کردن رفتارها (Behavior) و منطق کسب‌وکار (Business Logic)، صرفاً روی ساختار داده‌ها (Data Structure) و موجودیت‌های پایگاه داده تمرکز شود. به بیان دیگر وقتی داده‌ها جای منطق کسب‌وکار را می‌گیرند در تله‌ای به نام موجودیت افتاده‌ایم.نتیجه تله موجودیت، یک سیستم یا محصول یا پروژه کوتاه مدت است! در کوتاه‌مدت کار می‌کند اما آنچنان شکننده که با رشد پروژه، نیازمندی جدید مشتری، تغییر قوانین کسب‌وکار یا حتی ضرورت بهینه سازی و استفاده از تکنولوژی جدید، پروژه به کابوس تبدیل می‌شود. در ادامه به چرایی و راهکارهای مقابله با این تله میپردازیم.موجودیت (Entity) چیست؟قبل از اینکه تله موجودیت را معرفی کنم، برای مرور بهتر موجودیت را تعریف کنیم. همانطور که میدانید در معماری نرم‌افزار، موجودیت (Entity) به یک شیء یا مدلی گفته می‌شود که:  هویت (Identity) دارد (مثلاً یک &#x60;User&#x60; با &#x60;ID&#x60; منحصربه‌فرد).  حالت (State) را نگه می‌دارد (مثلاً نام کاربر، موجودی حساب بانکی).  معمولاً مستقیماً به جدول پایگاه داده نگاشت می‌شود.  تله موجودیت (Entity Trap) چه زمانی اتفاق می‌افتد؟تصور کنید تیم توسعه، تمام منطق کسب‌وکار را مستقیماً داخل موجودیت‌ها یا لایه داده می‌نویسد. مثلا کلاسی که مربوط به مشتری یا حساب بانکی است، متدی برای انتقال حساب داشته باشد.class BankAccount {
private:
    int id;
    std::string owner;
    double balance;
public:
    // انتقال وجه مستقیماً در موجودیت!
    void transfer(BankAccount&amp; targetAccount, double amount) {
        if (this-&gt;balance &lt; amount) {
            throw std::runtime_error(&amp;quotInsufficient funds&amp;quot);
        }
        this-&gt;balance -= amount;
        targetAccount.balance += amount;
    }
    // سایر متدها
};این نحوه توسعه چه مشکلی را ایجاد می‌کند؟عدم تست‌پذیری: چون منطق کسب‌وکار مستقیماً به موجودیت وابسته است، تست واحد (Unit Test) سخت می‌شود.  انعطاف‌ناپذیری: اگر قوانین برداشت تغییر کند (مثلاً کارمزد برداشت اضافه شود)، مجبورید موجودیت را تغییر دهید.  عدم تفکیک مسئولیت: موجودیت هم داده را نگه می‌دارد و هم منطق را مدیریت می‌کند (نقض اصل Single Responsibility) از اصول SOLID.پیچیدگی مداوم:با اضافه شدن قوانین جدید (مثل کارمزد) کلاس بزرگ می‌شود.تله موجودیت، به عبارت ساده «موجودیت همه کاره» استموجودیت فراتر از فانکشن یا کلاس یا ماژول است. سرویس یا پروژه هم میتواند در لایه های مختلف از همین جهت بررسی و مورد نقد و کنکاش قرار گیرد. به زبان ساده هرگاه هر موجودیتی در بستر یک موجودیت بزرگتر تبدیل به God Objects یا یک موجودیت همه کاره با مسئولیت‌های زیادی تبدیل شود در دام موجودیت افتاده ایم. مسئولیت پذیری زیاد و نامتوازن توسط یک موجودیت، توسعه، تست، نگهداری، مقیاس‌پذیری و تحمل‌پذیری خطای آنها را بسیار بزرگ و دشوار می‌کند.فرار از تله!قبل از ادامه توضیحات و در ادامه مثال ایجاد تله موجودیت به مثال اصلاحی آن توجه کنید.class BankAccount {
private:
    int id;
    std::string owner;
    double balance;
public:
    // فقط متدهای دسترسی ساده
    double getBalance() const { return balance; }
    void setBalance(double newBalance) { balance = newBalance; }
    // ...
};
class MoneyTransferService {
public:
    static void transfer(BankAccount&amp; source, 
                       BankAccount&amp; target, 
                       double amount) {
        if (source.getBalance() &lt; amount) {
            throw std::runtime_error(&amp;quotInsufficient funds&amp;quot);
        }
       source.setBalance(source.getBalance() - amount);
       target.setBalance(target.getBalance() + amount);
             // امکان اضافه کردن قوانین جدید:
      // - کارمزد انتقال
        // - اعتبارسنجی AML
        // - لاگ تراکنش
    }
};برای رهایی از تله راهکارهای زیر توصیه میشود:۱. تفکیک رفتار (Behavior) از حالت (State)به‌جای قراردادن تمام منطق داخل موجودیت، آن را به سرویس‌های حوزه (Domain Services) منتقل کنید.  یا تعریف کلاس و ماژول های دیگر. مشابه مثال ذکر شده. البته قطعا مثال گفته شده یک مثال ابتدایی و  ناقص است و تنها برای توضیح کلی مطلب گفته شده است.  ۲. استفاده از الگوی Domain-Driven Design (DDD)در DDD، موجودیت‌ها فقط داده را نگه می‌دارند و رفتارها در Aggregate Roots یا Domain Services تعریف می‌شوند. میتوان گفت موجودیت‌ها را باید Anemic (فاقد منطق) نگه دارید (مگر برای رفتارهای ساده مثل Validation).۳. معماری لایه‌بندی شده  لایه نمایش (Presentation): کنترلرهای REST یا واسط کاربر.  لایه کسب‌وکار (Business Logic): سرویس‌های حوزه.  لایه داده (Data Access): ریپوزیتوری‌ها و موجودیت‌ها.  جمع بندیبدهی فنی مثل بدهی مالی (وام)‌ است. همچنان که برای جلو زدن از تورم یا راه اندازی کسب و کار و... راه گریزی نیست. بدهی فنی هم برای شروع پروژه و توسعه محصول نیاز است. اما آنچه مهم است پرداخت به موقع آن است که مستلزم شناخت آن است. یعنی این مهم است که اگر راهی سریع به جای راه اصولی انتخاب میشود با شناخت و پذیرش عواقب آن و برنامه عملیاتی برای جبران به موقع آن باشد. تله موجودیت از یک معماری اشتباه می آید که خیلی از مواقع بدلیل تصمیمات سریع رخ میدهد. اگر سیستم شما پر از موجودیت‌های چاق و سنگین است که همه کار می‌کنند و سنگین شده اند، احتمالاً در تله موجودیت افتاده‌اید! زمان بازبینی معماری است. جدا از مباحث فنی مانند تست پذیری و مقیاس پذیری، تله موجودیت در سطح سرویس یا پروژه علاوه بر مشکلات گفته شده در زمینه مدیریت تیم ها و نفرات نیز به شدت از چابکی و انعطاف می کاهد. </description>
                <category>عادل برکم</category>
                <author>عادل برکم</author>
                <pubDate>Fri, 09 May 2025 22:08:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه معلمی و یه بازی ساده!</title>
                <link>https://virgool.io/@barkam/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D9%88-%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-q3y1upfithlp</link>
                <description>سال اول تدریس (دروس فنی هنرستان رشته الکترونیک و برق) که از میانه سال وارد مدرسه شدم، فهمیدم خیلی از بچه‌ها فهمی از بزرگی اعداد ندارند. جلسه بعد از اون کلاس و اولین جلسه تدریس دروس فنی سال‌های که با «پیشوندهای یکا» شروع میشه (دانش فنی پایه و...) رو با یه شبه‌آزمایش ساده شروع میکنم که هرسال هم یه نتیجه جذاب داشته! آشنایی با پیشوند یکاها یه هدف آموزشیه و در کنارش یادآوری محاسبه با استفاده از اعداد نمایی و نمادعلمی هم از دیگر اهداف این بازی آموزشیه!من این بازی رو برای چندسال متمادی انجام دادم. هنرستان‌ها امسال و سال گذشته را هم در بسیاری از مواقع مثل ابتدای سال حضوری برگزار می‌شدند و اجرای این بازی ممکن بود. برای امسال (سال تحصیلی 1400-1401) هم شب قبل از اجرای این شبه‌بازی، در توییتر شرح و توضیح دادم که با بازخوردهایی از کاربران نیز همراه بود که می‌تونید به اون رجوع کنید.نیمه اول - داوطلب طلبی!شیوه کار اینجور بوده که بعد از تدریس یکاهای پیشوند مثل گیگا، دکا، هکتو، میلی، نانو و... و کلیاتی از درس وقتی یه ذره از سختی درس که متوجه میشن. میگم «میتونید برای پاس شدن این درس و باقی دروس که با من دارید اونم با نمره ۲۰ میتونید بجای درس خوندن بیایید و از عدد 0 تا 2.5G (دو و نیم گیگ) رو بنویسید و حداقل در ۵ درس که تا پایان دیپلم دارید، یعنی در ۲۵ پودمان ۲۰ بگیرید. اما باید امروز اعلام کنید و اگه نتونستید بنویسد باید شیرینی بگیرید.»واکنش همیشگی این چندسال در چندکلاس متفاوت این بوده که تقریبا ۲۰ درصدی سریع اعلام آمادگی میکنن و اسماشون رو یادداشت میکنم. با کمی تحریک و وسوسه و جو دادن به ۶۰ درصد کلاس میرسه. خیلی‌ها متوجه میشن. با فریادی به دوستاشون میگن نمیشه ولی حتی از همونها هم وقتی میبینن دوستاشون قبول کردن هم اعلام آمادگی میکنن.  و این طمع و حسادت و جوگیر شدن خیلی جالبه و بعدها، بارها یادآوری میکنم (:از سوالات همیشگی این بوده که میتونیم با خانواده بنویسیم؟ میگم آره. میتونیم برنامه بنویسیم (با پایتون، سی، بیسیک و...) و پرینت بگیریم؟ میگم آره. تا آخر سال میشه بیاریم؟ آره. ...؟ آره.  با همین سوالات آمار به ۷۰ درصد هم رسید یکبار. خب نیمه اول بازی تموم میشه و اسامی رو یادداشت میکنم [سعی میکنم روی حدود 50 درصد دانش‌آموزان متوقف بشه و اگه بیشتر اعلام آمادگی داشتن با فرصت انصراف و... آمار رو کمتر میکنم. دلیلش هم جذابیت بیشتره!]. نیمه دوم - محاسبه گری!نیمه دوم با این جمله شروع می‌کنم ک ه میگم: شما که قراره بنویسید بیاید حساب کنید چقدر زمان، چقدر پول، چقدر کاغذ و چه تعداد کامیون نیاز دارید؟ خب این جذابیت ایجاد میکنه که به روش حل مساله با نماد علمی توجه کنن و خیلی خوب هم توجه میکنن. یه زمان متوسط در نظر میگیریم. یکی رو میگیم بنویسه و زمان متوسط حساب میکنیم. به همین روش تعداد متوسط عدد در هر برگ کاغذ. ابعاد کاغذ و... همه هم با یکاهای پیشوند و نماد علمی. وقتی میفهمن اگر ۲۴ ساعته با سرعت تقریبا ناممکن برای نوشتن ۰ تا دو ونیم گیگ چندسال باید وقت بذارن و چه بودجه عظیم و چندصد تریلر نیازه. میفهمن ده به توان ۹ یعنی چه!روش محاسبه چجوریه؟روش محاسبه زمان نوشتن به طورکلی این شکلی هست که یه زمان متوسط در نظر میگیریم. مثلا یکی رو میگیم بنویسه و زمان متوسط حساب میکنیم. روش‌ها برای هر اجرا تفاوت داشته. چون با پیشنهاد بچه‌ها انجام میدیم. مثلا امسال گفتیم اینجور حساب کنیم که ابتدا بیایم تعداد ارقام (نه عدد) لازم برای نوشتن از 0 تا 2.5 گیگ رو بدست بیاریم (تخمین) و سرعت متوسط نوشتن رقم رو محاسبه کنیم و بر اون اساس تخمین بزنیم.چون هدف محاسبه دقیق نیست و تخمین هم کار راه انداز هستمحاسبه تعداد ارقام لازم برای نوشتن و سرعت متوسط نوشتن هر رقمبعد از محاسبه تعداد رقم و سرعت نوشتن محاسبه باقی موارد مثل زمان نوشتن (برحسب ثانیه و سال) و یا تعداد برگ لازم (با در اختیار داشتن تعداد رقم در هرصفحه) و بودجه لازم (با در نظر گرفتن قیمت هر برگ) و... راحت هست و صرفنظر میکنم از آوردن آن‌‎ها و تنها به زمان لازم برای نوشتن اکتفا میکنم که مطابق محاسبه ما شد 250 سال بدون توقف و خستگی!پایانخب ما تا آخر سال شیرینی داریم. منتها یه ترس و چالش سطح درآمد خانواده‌ها بوده که نمیشه زیاد مانور داد و بعد فشار آورد که شیرینی بخرن. البته همیشه گفتم شکلات هم قبوله. کار خاصی نکردم، ولی پیشنهاد میکنم این شبه‌بازی ساده رو شما هم اگر معلمید و میتونید به درس ربط بدید اجرا کنید. من این مطلب رو قبلا (البته خلاصه تر) در توییتر نوشته بودم و بازخوردهای جالبی به همراه داشت که اگر علاقه مند بودید میتونید رجوع کنید. منتظر نظراتتان هستم.</description>
                <category>عادل برکم</category>
                <author>عادل برکم</author>
                <pubDate>Wed, 06 Oct 2021 16:44:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا آموزش کوپنی و برونسپاری (بازارگرایی در آموزش) ایده‌ای بد است؟ (بخش دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/applymag/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%DA%A9%D9%88%D9%BE%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-lou7gvlvjwf2</link>
                <description>در بخش اول علاوه بر توضیحات ابتدایی قرار گذاشتیم کلیدواژه های حامیان این نوع سیستم مدرسه داری را بررسی کنیم و با انتشار لینک مطلب در توییتر خواستم دوستان نظرات و نقدهای خودشان را جهت اصلاح و تکمیل بحث بیان کنند. ضمن تشکر از دوستان. سعی شد بازخوردها در اصلاح بخش اول، استفاده و پاسخگویی به نکات در این بخش استفاده شود و همچنین در بخش آتی استفاده خواهد شد.انتخاب مدرسهبخش دوم را با توضیح در مورد «انتخاب مدرسه» و «سیاست انتخاب مدرسه» آغاز میکنیم. ما انسان‌ها ذاتاً عاشق داشتن حق انتخاب هستیم. در مورد آموزش بهرحال این حق قانونی خانواده است که آموزش فرزند خود را انتخاب کند و این حق در ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز تثبیت شده است. من موافق حق انتخاب  آموزش هستم اما بنظرم این ایده یعنی «سیاست انتخاب مدرسه» و بازارگرایی حق انتخاب را به ارمغان نخواهد آورد و نمی آورد. یکی از ارزش‌های کلیدی مدافعان بازارگرایی از جمه کوپن آموزشی و مدارس چارتری همین کلیدواژه «انتخاب» است. البته این توضیح ضروری است که «سیاست انتخاب مدرسه (یا School Choice Policy)» موضوعی فراتر اما شبیه است. در ادامه به بررسی دقیقتر این سیاست و نتایج تجربی آن خواهیم پرداخت.سیاست انتخاب مدرسه چیست؟از دیدگاهی میتوان بن مایه نظری ایده آموزش کوپنی را همانطور که فریدمن هم به آن اشاره می‌کند، احترام به انتخاب والدین و بهره‌مندی از آن برای رقابت و افزایش کیفیت مدارس است. شاید تکرار مطلب گذشته باشد اما ایده این بود که از طریق ایجاد رقابت بین خدمات دهندگان حوزه آموزش به افزایش بهرهِ‌وری و کیفیت نظام آموزشی دست پیدا کنیم. خب شرط این رخداد انجام فعالیت داوطلبانه است. به این معنا که خانواده بتواند «نوع مدرسه» و «خدمات دهنده» را انتخاب کند. اما «سیاست انتخاب مدرسه» را میتوان فراتر از این موضوع دانست. چرا که در برخی کشورها درمورد مدارس دولتی یا عمومی هم، در اصلاحات خود چنین سیستمی را پیاده کرده‌اند. ذکر این توضیح ضروری ست که در اینجا قصد داریم تنها به طور کلی سیاست انتخاب مدرسه را بررسی کنیم و هدف اصلی انتخاب مدرسه در نظام بازاری آموزش است. البته بنظرم باید در آینده ضمن مطالعه بیشتر، در موردش بنویسم.دوستانی در مورد تجربه عملکرد این مدارس که جهت افزایش سود و انتفاع فعالیت‌های نامناسبی همچون تعطیلی کتابخانه و آزمایشگاه و استخدام معلمان ناشایست در پیش میگیرند به این نکته اشاره کرده بودند که انتخابی بودن مدرسه‌ها باعث می‌شود پس از مشاهده این عمل‌کرد این مدرسه‌ها را انتخاب نکنند. هرچند آنچه گفته شد براساس گزارشهای موجود از عمل‌کرد این مدرسه‌ها بود و یک گمانه بدبینانه از سوی این‌جانب نبود (میتوانید برای مطالعه بیشتر به بخش اول مراجعه فرمایید.). اما بهرحال بنظرم اینجا باید به چند نکته باید توجه کرد که عملاً با محدودیت و ناکارآمدی انتخاب مواجه هستیم که در ادامه توضیح خواهم داد.موافقان و مخالفان چه می‌گویند؟به طورخلاصه موافقان این سیستم معتقدند که انتخاب باعث ایجاد نوآوری آموزشی بیشتر ، کاهش نابرابری و بهبود کلی کیفیت آموزش می شود. از سوی دیگر، بسیاری از مخالفان انتخاب مدرسه مدعی هستند که سود و انتفاع بر کودکان ترجیح داده میشود(رجوع به بخش اول) و کاسته شدن از نقش ویژه مدارس در ایجاد شهروندان دموکراتیک، انحصارگرایی و رسوایی‌های مالی، نابرابری و شکاف آموزشی و همچنین آسیب های اجتماعی مانند فرقه‌گرایی و افزایش انزوای طبقاتی و نژادی از دیگر دلایل مخالفت آنهاست.نظریه بنیادی سیاست انتخاب مدرسه (School Choice Policy) این است که انتخاب مدرسه توسط والدین ضمن احترام به آزادی والدین، این انتخاب و کنش والدین در یک سیستم رقابتی باعث افزایش کیفیت و بهره مندی و رضایتمندی عموم از نظام آموزشی خواهد شد.  ضمن اینکه بنظرم انتخاب مدرسه در نظام بازار نمیتواند آزادی (والدین) را بهمراه داشته باشد و در بخش آتی به آن خواهم  پرداخت. اما پرسش یا نکته اساسی این است که برای شکل گیری یک رقابت واقعی و ثمربخش، رقابت پذیری و توانایی رقابت مهم باشد که لازمه آن این است که همه از حق انتخاب بهره مند باشند. اما آیا همه والدین حق انتخاب آزادانه خواهند داشت و یا با انتخاب های محدود و بعضا اجبار روبه رو هستند؟ محدودیت جغرافیایی در انتخابمدرسه و آموزش مثل تولید یک محصول یا ایجاد یک فروشگاه نیست. اولاً در ایجاد مدرسه هم در بعد تأمین امکانات فیزیکی و هم تأمین منابع انسانی محدودیت‌های زیادی وجود دارد، یعنی نمیتوان متصور شد در محله یا حتی شهری با مدرسه‌ها متفاوت و متعدد باشد که انتخاب‌ها وسیع باشد. نهایتاً عوامل متعدد در این سیستم باعث می‌شود که کیفیت مدرسه‌ها وابسته به مکان جغرافیایی شود. خصوصا اینکه احتمالاً در سازوکاری که این ایده قرار است اجرا شود آنقدرها به عدالت شهری اهمیت داده نشود و شرایط نابرابر شهری را شاهد باشیم. به این ترتیب مدرسه‌های مناطق پایین و محروم شهر، بی کیفیت و بالاتر، با کیفیت تر خواهند بود و ساکنان محلات فقیر با انتخاب‌های محدودتری روبه‌رو خواهند بود. در چنین وضعیتی انتخاب مدرسه‌ دورتر با محدودیت حمل و نقل مواجه است که انتخاب را سخت و یاناممکن میکند.ناظر به بحث بهره‌وری که در بخش اول گفته شد نگاه تجاری حکم میکند در مناطق دورافتاده، محروم و روستایی که اتفاقاً با رویکرد عدالت‌محور باید بیشتر مورد توجه قرار گیرند، بخش خصوصی برای تاسیس مدرسه در آن مناطق رغبت یا انگیزه اقتصادی نخواهد داشت؛ یعنی نمیتوان متصور شد مثلا در روستا چند مدرسه یا خدمات دهنده آموزشی برای رقابت حضور داشته باشند. بنابراین عملاً حق انتخاب به انتخاب بین گزینه‌های محدود تبدیل میشود که این گزینه‌های محدود با جغرافیا محدودتر می‌شود و وابستگی زیادی به محل و جغرافیای زندگی افراد پیدا خواهد کرد. دراین صورت، انتخاب مدرسه بیشتر بر انتخاب محل یا منطقه متمرکز می‌شود، نه در سطح مناطق.محدودیت گزینه‌ها، وابستگی به جغرافیا و محدودیت‌های جابجایی باعث می‌شود مکانیزم رقابت نه تنها جواب ندهد که حتی بالعکس باعث شود در مناطق با محدودیت و محرومیت مدرسه‌ها ضعیفتر شوند. تجربه والدین در شیلی بعنوان کشوری که این سیستم را متأثر از اصلاحات بازارگرایانه فریدمن در دهه 70 اجرا کرده است مؤید همین مطلب است که در‌واقع در این سیستم همه والدین از حق انتخاب برابر و واقعی بهره مند نیستند و به شدت متأثر از منطقه زندگی آنهاست.جدا از موضوعات گفته شده،  اثرات جانبی (side effect) این سیستم را نباید نادیده گرفت. اگر حق انتخاب را بجای آنکه با سازوکاری در مدارس عمومی اعمال کنیم به این معنا که والدین بتوانند در تعیین محتوا و برنامه‌های آموزشی و تربیتی نقش ایفا کنند و این را بخواهیم از طریق یک سیستم انتخاب مدرسه‌ها دنبال کنیم؛ ناظر به آنچه گفته شد، از اثرات جانبی این سیستم می‌توان معضلات ترافیکی، امنیتی جسمی و روانی دانش‌آموزان و البته تاثیرات محیط زیستی را برشمرد.شکل ۱- مقایسه انتخاب مدرسه توسط دانش آموزان در محله های مرفه و کم درآمد (براساس جولیا بوردیک (2017) )انتخاب و وضعیت والدینبه‌دلیل وجود رابطه معنادار در مطالعات گوناگون، می‌توان گفت به‌طور طبیعی دانش‌آموزان از خانواده‌ها با وضعیت (پس زمینه) اقتصادی-اجتماعی (Socio-economic background) موفقیت بهتری در یادگیری دست پیدا می‌کنند و این رابطه طبیعتا باعث نابرابری آموزشی میشود، اما یک نظام عادلانه آموزشی اولاً باید طوری طراحی شده باشد که این نابرابری‌های موجود را بازتولید نکند و این رابطه موفقیت دانش‌آموزان و شرایط شخص و خانوادگی آن‌ها نظیر وضعیت اقتصادی خانواده‌ها و دیگر مسایل به حداقل‌ترین سطح ممکن برسد و دوم منابع و امکانات به سمت دانش‌آموزان با نیازمندی بیشتر هدایت شود. اما این سیستم دقیقاً عکس این موضوع کار می‌کند.باید توجه داشت که این سیستم در یک وضعیت صفر یا اولیه برابر اجرا نمی‌شود. بهرحال اگر والدین با تحصیلات بهتر انتخاب های آگاهانه تری انجام می دهند، والدین با قدرت و نفوذ بهتر توانایی بیشتر و انتخاب‌های بیشتری دارند و البته والدین با وضعیت اقتصادی بهتر، انتخابهای بیشتر و قدرت بیشتری دارند. پس در این سیستم عملاً یک ارتباط قوی بین موفقیت یادگیری و توانمندی والدین را میتوان متصور شد. انتخاب مدرسه بهتر شهریه بالاتر و احتمالاً دورتر از مکان زندگی آن‌هاست که علاوه بر تحمیل شهریه خود مدرسه‌ها هزینه‌های اضافی جهت حمل و نقل را تحمیل میکند که از عهده بسیاری خارج می‌شود در بخش اول با استناد به گزارشی که اخیراً در مورد مدرسه‌های چارتری سوئد منتشر شده است گفتیم که در آن کشور نیز همه خانواده‌ها به یک میزان حق انتخاب ندارند و بسته به شرایط اقتصادی و اجتماعی متفاوت است که منجر به دخالت  در ثبت‌نام ها شده است. گرچه در شرایطی که مدارس برای دریافت شهریه آزاد باشند (مانند شیلی) این اتفاق به‌طور بدیهی اتفاق می‌افتد، اما با حذف شهریه و فرض پرداخت کامل شهریه مؤسسات خصوصی در یک سیستم انتخابی باز هم ناظر به نکات گفته شده، مشکل پابرجاست. برای مثال در سیاست‌های پیشنهادی ده‌گانه برقراری عدالت آموزشی ارایه شده از سوی سازمان OECD نسبت به این موضوع توجه ویژه شده است و مدیریت دقیق از منظر عدالت به ویژه برای اطمینان از عدم افزایش تفاوت در «ترکیب اجتماعی مدارس» توصیه شده است. اما «ترکیب اجتماعی مدارس» چیست؟ منظور از ترکیب اجتماعی بین مدرسه‌ها این است که دربین مدرسه‌ها با جداسازی اجتماعی مواجه نباشیم. براساس گزارش همین سازمان که در شکل ۲ ارایه شده است. نظام‌هایی که از سیستم انتخاب مدرسه‌ها پیروی می‌کنند به‌لحاظ معیار جداسازی اجتماعی در سطح بالاتری قرار گرفته‌اند وخب این موضوع از جنبه‌های دیگر و فراتر از آموزش موضوعی خطرناک برای پایداری و انسجام اجتماعی میتواند قلمداد شود. شاخص جداسازی (محور عمودی نمودار موجود در شکل۲) نشان می دهد که یک کشور تا چه حدی کودکان (15 ساله ها) را از زمینه های مختلف اجتماعی-اقتصادی در مدارس مختلف طبقه بندی کرده است، که صفر نشان دهنده کشوری است که همه مدارس دارای ترکیب اجتماعی مشابهی هستند. (OECD,2008)شکل ۲- شاخص جداسازی مدارس و ارتباط با انتخاب مدرسهالبته گزارش مورد اشاره توصیه میکند راه هایی برای اطمینان از ترکیب اجتماعی یکنواخت وجود دارد که این می تواند شامل روش‌هایی مانند انتخاب براساس قرعه کشی یا سهمیه برای جذب دانش آموزان محرومتر باشد.اما بهرحال باید توجه کرد این راه حل در یک سیستم انتخابی مبتنی بر بازار نمیتواند کارآمد باشد چرا که توان والدین نیز در پذیرش دانش‌آموز مؤثر است و این راه حل عملیاتی نیست و راه حل پیشنهادی تنها برای سیستم‌های انتخابی مدارس دولتی (یا مدارس خصوصی بدون حق دریافت شهریه) عملیاتی است.شفافیت و هزینه اصلاح انتخاب اشتباهدر بحث تفاوت و ویژگی خاص نظام آموزشی برای تطبیق الگوهای بازار، موضوع دیگر این است که هم سنجش و ارزیابی آموزش به سادگی ممکن نیست و مثلا مدرسه‌های چارتری و خصوصی از حیث ارایه نتایج و ارزیابی موفقیت دانش آموزان همیشه در مظان اتهام بوده اند. انگیزه مدیران مدرسه‌ها خصوصی برای دستیابی به مشتری بیشتر باعث عدم صداقت در ارزیابی های داخلی میشود. موافقان و حامیان همیشه از نظام چارتری اینگونه تعریف میکنند که باعث افزایش کیفیت آموزش شده است. مثلاً در برخی مقالات که در این باره منتشر میکنند موفقیت دانش اموزان در آزمون ها داخلی مدرسه را در سالهای مختلف بررسی میکنند. بدیهی است که آزمون داخلی و رشد نمرات ملاک خوبی نیست. چرا که سطح سؤالات و سطح دانش آموزان میتواند متفاوت باشد و میتوان شائبه دخالت را هم متصور شد. به‌هرحال ایده بازارگرایی که توسط گروه‌های لیبرتارین نیز ترویج می‌شود در پاسخ به این موضوع راه‌هایی مثل مجله مصرف‌کنندگان را پیشنهاد میدهند که افراد با مطالعه نظرات مصرف‌کنندگان و کارشناسان برای انتخاب مناسب تصمیم میگیرند. اما در اینجا عدم شفافیت و پیچیدگی موضوع، کار را مشکل میکند. به‌خصوص اینکه در ارزیابی این موضوع برخلاف چیزی که میتوانیم برای اقلام مصرفی نظیر خودرو در نظر بگیریم این است که تنها با اثرات کوتاه‌مدت روبه‌رو نیستیم و اثرات بلند‌مدت نیز باید مورد توجه و بررسی قرار گیرد. موضوع دیگری که مهمی است، هزینه جبران انتخاب نامناسب است. چرا که ضربه آموزشی یا زایل شدن حتی یکسال تحصیلی به سختی قابل بازگشت است و خسارتی که در زندگی حال و آینده یک کودک خواهد داشت اگر غیرقابل جبران نباشد، به سختی قابل جبران است و مثل عودت ماشین به نمایندگی (البته نه در کشور ما) و یا خرید مدل دیگر نیست.رقابت مدارس یا رقابت والدین؟قراربود از ارزش‌ها و کلیدواژه حامیان استفاده کنیم. از بهره‌وری شروع کردیم و به موضوعات شفافیت و انتخاب پرداختیم. پیش از پرداختن به موضوع رقابت، در اینجا فرض میکنیم همه آن مطالب که در مورد بهره‌وری، انتخاب، شفافیت و … گفتیم که موانع و چالشهای جدی هستند برای اینکه رقابت موثری باشد و نتیجه خوبی از آن برای کل سیستم آموزشی حاصل شود، پوچ و هیچند! یعنی فرض کنیم بهره‌وری با آن نگاه بنگاهی دنبال نمی‌شود. مسایل حاشیه‌ای و منتج از نگاه سودگرایانه و تجاری بوجود نمی‌آید. محدودیت‌های انتخاب وجود ندارد. یک مکانیزم شفاف برای کنترل و ارزیابی وجود دارد و دیگر فرض‌هایی که میتوان در دفاع از این سیستم به رغم وجود گزارش‌های نفی کننده داشت، صحیح و درست است.از ویژگی‌هایی که باید برای ثمربخش بودن رقابت در نظرداشت. فرصت و شروع برابر است و شرایط برابر در ادامه رقابت. در مورد پیاده‌سازی این سیستم چنانچه با برونسپاری یا فروش مدرسه‌ها دولتی موجود اتفاق بیافتد، در لحظه اولیه شرایط برابر برای همه مدرسه‌ها وجود ندارد. یعنی مدرسه‌ها در لحظه ورود به این رقابت شرایط یکسانی بلحاظ موارد گوناگون از قبیل امکانات، قرارگیری در جغرافیای مطلوبتر، نتیجه مطلوبتر در گذشته و… ندارند  ودر نتیجه مدارسی در بدو اجرا ناظر به موفقیت‌های گذشته با متقاضی بیشتر همراه خواهند شد. چنانچه مدرسه جدی بخواهد تاسیس بشود شرایط مشابه نیز وجود دارد که البته تجربه نشان داده در چنین شرایطی مدرسه‌ها جدیدتر جهت جلب اعتماد والدین تحت برندهای موفقتر (در واقعیت یا تبلیغات) تاسیس می‌شوند. بهرحال این مساله یعنی عدم وجود نقطه شروع رقابت و متأثر از آن متقاضی بیشتر داشتن برخی مدارس، چند برونداد خواهد داشت: اول اینکه در این شرایط علاوه بر انتخاب خانواده، مؤسس هم حق و قدرت انتخاب خواهد داشت و بیش از آنکه والدین انتخاب کنند، این مدارس هستند که انتخاب می‌کنند. این می‌تواند به‌لحاظ گزینش‌های جهت‌دار در گزینش برخی دانش‌آموزان مؤثر باشد. (در بخش اول مستند به گزارش مدرسه برابر در مورد مدارس سوئد توضیح دادیم.) دوم این رقابت‌گرایی بین مدارس منجر به افزایش نابرابری در بین مدرسه‌ها میشود. مدرسه ای که گذشته درخشانی داشته و توانسته دانش‌آموزان بهتر و مستعدتر را جذب کند نسبت به دانش‌آموزانی که نیازمند توجه بیشتر هستند موفقیت بهتری را کسب خواهد کرد و به همین ترتیب در سالهای بعد نیز این وضعیت ادامه‌دار خواهد شد. برچسب خوردن مدارس به ضعیف و قوی و رده بندی شدن آن‌ها اگر چه ممکن است به تلاش مجموعه یا مدیران منجر بشود تا در لیگ مدارس(!) جایگاه بهتری پیدا کنند (حتی به فرض محدود نبودن انتخاب، عدم دخالت و تقلب در نتایج، شفافیت و صداقت) اما کمتر خانواده‌ای تصمیم می‌گیرد روی یک تیم بازنده در فصل قبل قمار کند. آن هم وقتی صحبت از آینده فرزندش است. خصوصا اینکه تیم های دیگر و بالاتر در بدست آوردن بازیکن های حرفه‌ای تر حریصتر هستند!. عوامل متعدد نظیر همین تاریخچه موفقیت و جغرافیا و… شرایط برابری برای رقابت هم بجا نخواهد گذاشت. صرفتظر ازینکه موضوعات و مسایل حاشیه‌ای ممکن که میتواند در اثر وجود مافیا یا کارتل و گروه‌های پرنفوذ در مدرسه‌ها خاص و برند بوجود بیاید شرایط را به نحوی به سمت خود متمایل کنند. گرچه ممکن است موافقان، قوانین ضدانحصار و حفاظت از رقابت و … را یادآور شوند اما این مکانیزم‌ها در واقعیت برای ساختار پیچیده‌ی آموزشی کارآمد نخواهند بود. بنابراین، این عوامل رقابت بین مدارس (با این مکانیزم) را به عامل تشدید نابرابری بین مدارس تبدیل میکند. مدارس قوی، قویتر و مدارس ضعیف، ضعیفتر میشوند. پذیرش رقابت بین مدرسه‌ها معنایی جز پذیرش و به رسمیت شناختن نابرابری بین مدرسه‌ها نیست. البته رقابت عامل محرکی است که میتواند به بهبود کیفیت خدمات منجر بشود اما بهتر است این رقابت بجای مدارس (که دانش‌آموزان را شامل می‌شود.) بین معلمان، مدیران و سایرکادر اجرایی برقرار شود تا ضمن انگیزش موثر، سنجش بهتری برای عملکرد آن‌ها نیز باشد. رقابت بین مدارس، یعنی رسمیت بخشیدن به نابرابری بین مدارس. رقابت بین مدارس، در حقیقت رقابت بین والدین هست. این رقابت یعنی گره زدن موفقیت تحصیلی و رشداستعدادها به جیب والدین!. گرچه در این موضوع والدین برخوردار هم بدلیل فشارهای روانی در وسواس انتخاب و رقابت یا تحمیل هزینه خیال آسوده نخواهند داشت.بهرحال رقابت مدرسه‌ها رقابت دانش‌آموزان را به رقابتی دوپینگ‌وار و ناعادلانه که بیشتر رقابت والدین است و رقابت بیشتر خرج کردن است سوق میدهد و نتیجه رقابت سد شدن مسیر تحرک اجتماعی برای طبقات کمتر برخوردار است. در مورد کیفیت هم لااقل نتایج بررسی سیستم‌های رقابتی نظیر شیلی نشان میدهد در بحث کیفیت هم نتوانسته اند موفقیت کسب کنند.پایان بخش دوماز زمان نوشتن اولیه تا اینکه وقت کنم بازبینی انجام دهم 7 روز طول کشید و متاسفانه فرصت نشد و ترسیدم این تاخیر افتادن حد یقف نداشته باشد و ترجیح دادم منتشر شود تا با نقد دوستان اصلاح شود و در ادامه بخش سوم که بخش پایانی خواهد بود اگر نکته‌ای هست یا موضوع مهم و مرتبطی وجود دارد گفته و بحث شود. از همه دوستانی که در مورد بخش اول در توییتر نکاتی را مطرح فرمودند هم سپاسگزارم. </description>
                <category>عادل برکم</category>
                <author>عادل برکم</author>
                <pubDate>Sun, 29 Aug 2021 22:16:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا آموزش کوپنی و برونسپاری (بازارگرایی در آموزش) ایده‌ای بد است؟ (بخش اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@barkam/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%DA%A9%D9%88%D9%BE%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-uopszgxhv9as</link>
                <description>با مطرح شدن مکرر این ایده توسط مسولین و سیاستمداران در سالهای اخیر، ایام انتخابات ریاست جمهوری گذشته و همچنین صحبتهای اخیر وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش؛ سعی میکنم در یک رشته نوشتارهای نسبتاً کوتاه، هم ایده‌‌های مرتبط با بازارگرایی در آموزش را توضیح دهم و هم با استفاده از گزارش‌ها و تجربیات موجود نتایج نامناسب آن در کیفیت و برابری آموزشی را توضیح دهم.قبل از شروع بحث لازم است به چند نکته توجه کنید: اول، مخالفت با خصوصی سازی و بازارگرایی به معنای دفاع از آموزش دولتی نیست و من بارها گفته‌ام که از «آموزش عمومی» دفاع میکنیم. نظام آموزش عمومی مطلوب از نظر من از ارزشهای متعددی نظیر آزادی، عدالت، استقلال از حکومت، انتخاب والدین، رقابت و افزایش بهره وری برخوردار است و حتی میتوان از نفس چنین ایده‌هایی در آن بهره برد (توضیح بیشتر را به آینده موکول میکنم). و دوم  اینکه ادعا نمیکنم تمام مطالب کامل و درست است. بهرحال نه ادعای تخصص دارم و نه به همه کشورهای مورد اشاره سفر کرده ام. اما به مرور این مطلب اصلاح و ویرایش خواهد شد و اطلاعات جدیدتر و کاملتر در مورد موضوعات هر بخش به آن اضافه خواهد شد.میلتون فریدمن، اقتصاددان بازارگرا نویسنده کتاب سرمایه‌داری و آزادیکوپن های آموزشی آقای فریدمن!ایده آموزش کوپنی از اشکال بازارگرایی در آموزش، منتسب به میلتون فریدمن است که در مقاله‌ای تحت عنوان نقش دولت در آموزش(1955) ارایه کرد. این ایده همچنین در کتاب سرمایه‌داری و آزادی او ضمن تأکید بر لزوم تأمین آموزش توسط دولت ارایه شد. اصل اساسی این ایده توجه به آزادی و انتخاب بود که بر مبنای آن و مشابهت اصولی مدارس چارتری یا برونسپاری آموزشی را نیز میتوان در ذیل همین ایده دانست که البته در ادامه پیرامون آن توضیح خواهم داد. اما ایده بازارگرایی به دوشکل گفته شده در برخی از کشورها نظیر شیلی، مکزیک، انگلستان، آمریکا و سوید و حتی ایران اجرا شده است که جهت ارزیابی میتوان به نتایج این ایده در  آن کشورها رجوع کرد.آموزش کوپنی و مدارس چارتریابتدا در مورد مدارس اصطلاحاً چارتری، توجه کنید در این سیستم  مدرسه‌ها با منابع عمومی  و مدیریت خصوصی (اصطلاحا Public Fund, Private Run) به بخش خصوصی واگذار می‌شوند. در ایده آموزش کوپنی نیز قرار بر این است که با تأمین مالی دولت یا تأمین مالی عمومی (Public Fund) در قالب کوپن های آموزشی این انتخاب به اولیاء داده شود که مدرسه فرزند خود را انتخاب کنند. یا از این کوپن ها برای ثبت نام در مدرسه‌های عمومی استفاده کنند و یا در مدرسه‌ها خصوصی بعنوان بخشی از شهریه استفاده کنند و مابقی را از جیب پرداخت کنند. خب در این حالت مدیریت  و تأمین آموزش توسط بخش خصوصی انجام میگیرد. توجه کنید که کوپنی بودن لزوماً به معنای وجود کوپن کاغذی نیست بلکه منظور سرانه است که دولت در قبال هر دانش آموز به مدیران مدرسه‌ها پرداخت میکند. یعنی در حالت دوم و مدرسه‌ها چارتری هم که متناسب با تعداد دانش‌آموز از دولت بودجه میگیرند را نیز میتوان نوعی کوپن قلمداد کرد. اگر بنیان ایده فریدمن را هم حق انتخاب در نظر بگیریم که این حق انتخاب بتواند باعث رقابت بین مدرسه‌ها برای دریافت کوپن بیشتر و درآمد بیشتر شود باز این مدرسه‌ها به شرط آزادی والدین برای انتخاب (که در برخی ایالت ها این آزادی وجود دارد و در برخی بدلایل وجود محدودیت‌ها محدود شده است که  اتفاقاً میتوان جز ضعفهای اجرایی این ایده در نظر گرفت.). اما کسانی که معتقدند این دو ایده متفاوتند به این تفاوت اشاره میکنند که از این کوپن یا سرانه نمیتوان در مدرسه‌های کاملاً خصوصی استفاده کرد. یعنی نمیتوان بعنوان بخشی از شهریه استفاده کرد. چون در سیستم چارتری شهریه ثبت نام باید رایگان باشد. تفاوت این نوع مدرسه‌ها با مدرسه‌ها خصوصی (Private School) این است که این مدرسه‌ها هم منابع مالی و امکانات و هم مدیریت توسط بخش خصوصی انجام میپذیرد.مدارس چارتری خصوصی یا عمومی؟سؤال پرتکرار این است که این مدرسه‌ها خصوصی اند یا عمومی؟. خب اگر خارج از دوگانه عمومی-خصوصی بیاندیشیم میتوانیم دسته سومی قایل باشیم که این مدرسه‌ها با توجه به ویژگیهای مشترک که با هر کدام دارند در آن مدرسه هستند. اما بسیاری معتقدند در معنای عمومی و خصوصی نمیتوان حد وسط یا دسته سوم قایل شد، بهرحال یا خصوصی اند یا عمومی.چیزی شبیه بنگاه های خصولتی در کشورما که محل بحث بوده اند، گروههای مختلف مطابق میل و البته انگیزه‌های خود در دفاع یا انتقاد این نوع مدرسه‌ها را عمومی یا خصوصی بداند. باز هم شبیه خصولتی های خودمان که موقع مالیات نهاد عمومی اند و موقع ارایه خدمات به عموم، خصوصی اند. از نظر بسیاری از کارشناسان با توجه به توضیحاتی که در بالا داده شد این مدرسه‌ها خصوصی تلقی می‌شوند اما همیشه سیاستمداران و حتی بعضا مدیران/موسسان این مدرسه‌ها دوست ندارند بگویند این مدرسه‌ها خصوصی است یا با برونسپاری، خصوصی سازی یا لااقل نوعی از خصوصی سازی (خصوصی سازی خدمات) انجام داده اند. از این جهت بنظر می‌رسد انگیزه سیاستمداران و مسولین که واکنش‌هایی از این دست را در توجیه اجرای طرح خرید خدمات داشتند و همیشه منکر میشدند که خصوصی سازی است مشخص باشد؛ اما در کشور آمریکا هم این بحث وجود داشته و دارد که نهایتا در سال 2016، هیئت ملی روابط کار (National Labor Relations Board) خصوصی بودن این مدارس را تصویب و اعلام میکند.این ایده با نامهای مختلف در کشورها اجرا شده است، نظیر مدرسه‌های رایگان (friskola در سوئد و Free schools در انگلستان)، چارتری یا Charter School (آمریکا) و حمایتی یا خرید خدمات (ایران). ایده اصلی مبتنی بر همان منطق بازارگرایی است که با ایجاد رقابت بین مؤسسات خصوصی و اعطای حق انتخاب به والدین برای انتخاب مدرسه‌ها کیفیت آموزش ارتقا و هزینه آن کاهش یابد.بازارگرایی در آموزش چرا کار نمی‌کند؟ایده کوپن آموزشی روی کاغذ، خصوصا با شعار انتتخاب مدرسه (school choice) برای جامعه و خانواده‌ها بسیار جذاب بنظر میرسد و  موفقیت بازار در بسیاری از زمینه‌ها این تلقی را بوجود می‌آورد که بازارگرایی و رقابت در این حوزه نیز دستاورد و نتایج  خوبی را خواهد داشت. اما نتایج و شواهد نشان میدهد در عمل ماجرا متفاوت بوده است. اگر بخواهم حرف آخر را ابتدا بزنم باید بگویم در این سیستم با پذیرش رقابت، عملا نابرابری به رسمیت شناخته میشود. چرا که بهرحال نفس رقابت برمبنای نابرابری است. در این حالت حق انتخاب والدین بهانه ای می‌شود تا سیاستگزار آموزشی دیگر پاسخگوی کیفیت و نابرابری آموزش نباشد.  در این رویکرد سیاستگزار از مسائلی مانند بودجه کافی ، اندازه کلاس ، آموزش معلمان و اصلاح برنامه درسی اجتناب میکند و بازار و انتخاب والدین مسیول همه چیز خواهد شد. بنابراین دولتهای راستگرا یا دولتهایی که به دلایل مختلف سیاسی و یا وابستگی به سرمایه داران تمایلی به افزایش بودجه از طریق کاهش هزینه‌های دیگر دولت یا افزایش مالیات بر ثروتمندان ندارند از مشتاقان اجرای این طرح هستند.بهره وری، رقابت، کیفیت، انتخاب، آزادی و عدالت از جمله کلیدواژه و مفاهیمی است که گرچه حامیان و موافقان این ایده آن را طرح میکنند اما میتوان برای به چالش کشیدن طرح آن‌ها را مورد بررسی قرار داد. من البته خیلی دوست دارم با برابری و عدالت شروع کنم، اما بسیاری از مواقع گفتن از عدالت این‌طور تعبیر می‌شود که میخواهیم هم را فقیر کنیم یا مثلاً دنبال توزیع بی کیفیتی هستیم. هرچند وقتی با موضوعی مثل نظام آموزشی سر وکار داریم و منظورما از کیفیت، کیفیت عمومی نظام آموزشی است باید دانست که بدون عدالت، کیفیت محقق نمیشود.نظام آموزشی یک سیستم  پیچیدهپیش از هرچیز این موضوع مهم است که نظام آموزشی را به عنوان یک سیستم پیچیده (complex system) بدانیم که با متغییرهای زیاد و ناشناخته سروکار داریم که بعضا پاسخ‌ها و نتایج ناخواسته روبه رو خواهیم بود. بنابراین برای اعمال منطق بازار و رقابت  می بایست دقیق و موشکافانه ویژگی ها، انتظارات و رخدادهای احتمالی آن مورد ارزیابی قرار گیرد. این را بعنوان مقدمه‌ای بپذیرید تا اگر عمری باشد در آینده از این منظر بیشتر بنویسم. بهره‌وری (efficiency) بهره وری و خشکشویی سوئدی‌ها!از جمله ادعاهای موافقان همیشه این بوده که نظام آموزش دولتی پرهزینه و با بهره وری پایین بوده و بعنوان جایگزین باید به این مکانیزم روی آورد. آذرماه 97، حسن روحانی  رئیس جمهور وقت ایران هنگام تحویل لایحه بودجه 1398 در مجلس با همین منطق از ادامه طرح خریدخدمات دفاع کرد و وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش دولت ابراهیم رییسی نیز همین موضوع را بعنوان دفاعیه مطرح کرد. قطعاً بهره وری را باید اصلاح کرد اما هم به معنای بهره وری باید توجه کرد و هم اینکه آیا تنها راه افزایش بهره وری خصوصی سازی و برونسپاری است؟بهره وری یک سیستم نسبت خروجی به ورودی سیستم است. وقتی در مورد بهره وری یک کارخانه مثلاً خودروسازی صحبت میکنیم منظور ما واضح است که بتواند با کمترین هزینه و قیمت یک خودروی باکیفیت را تولید کند. اینجا با یک کسر روبه رو هستیم که کیفیت در صورت کسر و قیمت در مخرج آن قرار دارد. صورت هرچه بزرگ‌تر و مخرج هرچه کمتر، بهره وری بالاتر و موفقیت بیشتر. ارزیابی کلی موفقیت نظام بازار در افزایش بهره وری در حوزه های مختلف را نشان میدهد اما بهره وری در آموزش چگونه باید تعریف شود؟در حوزه آموزش با دو اصطلاح اثربخشی آموزش (Education Effectiveness) و کارآمدی آموزش (Education Efficacy) روبه رو هستیم. اثربخشی آموزش، توانایی نظام آموزشی را برای دستیابی به اهداف نهادی خود با بررسی ورودی و خروجی غیر پولی مورد مطالعه قرار می‌دهد و از سوی دیگر، کارآمدی آموزش، استفاده از نهاده های پولی را با توجه به خروجی های تولید شده مورد مطالعه قرار می دهد. برای مثال متغیرهای مورد مطالعه سرانه دانش آموزی، هزینه عمومی برای آموزش و … است. مطالعات متعددی نشان میدهد سیستم انتخاب مدرسه نتوانسته بهره وری یا کارآمدی را افزایش دهد. (هانوشک و یلماز، 2011؛ مونتس و روبالکابا، 2014)اما نکته با اهمیت دیگر انگیزه بخش خصوصی برای افزایش بهره وری است. سپردن کالای عمومی مثل آموزش به بخش خصوصی یعنی پذیرش نگاه تجاری و سودمحوری در ارایه خدمت آموزش، هرچند که ممکن است گروه‌هایی نیز با هدف غیرتجاری و اهداف دیگر از جمله فرهنگی و مذهبی وارد این عرصه بشوند که در ادامه صحبت خواهیم کرد اماواقعیت میدانی حاکی از ورود گروه‌ها با اهداف تجاری است. در این حالت مدرسه به مثابه یک بنگاه اقتصادی و مدیر/موسس مدرسه بعنوان بنگاه دار بهره وری را با هدف کاهش هزینه و افزایش سود دنبال می‌کند. یعنی یا تلاش میکند از هزینه‌ها کم کند، بی‌آنکه تأثیر تربیتی و درازمدت آن بررسی شود - که این رویکرد کلاس‌های پرتراکم، معلمان غیرمتخصص و تعطیلی آزمایشگاه، تعطیلی کتابخانه و... را به‌دنبال دارد- یا اینکه نگاه تجاری باعث شود برای جبران و افزایش سود افزایش شهریه ثبت‌نام را دنبال کند. هرچند نتیجه رویکرد اول در درازمدت نمایان می‌شود و یا به چشم نیاید اما هر دو رویکرد نتیجه‌ای جز نابرابری و ازدست رفتن استعدادها نخواهد داشت.ممکن است گزاره‌های بیان شده بدبینانه و دور از واقع بنظر برسد یا مثلاً بنظرتان بیاید که اگر تجربه این مشکلات در کشورما بواسطه اجرای طرح خریدخدمات بوده است ناشی از اجرای بد طرح بوده است و خود طرح مشکلی ندارد. اما اگر شاخص هایی مثل آزادی، دموکراسی و ادراک فساد را بعنوان ملاک اجرای خوب ایده‌ها در نظر بگیریم میتوانیم سوئد را مثال بزنیم. گزارش «مدرسه‌ای برابرتر -کاهش تفکیک و بهبود تخصیص منابع»سال گذشته در  آپریل سال 2020 گزارشی مربوط به این مدارس تحت عنوان «مدرسه برابرتر»، واقعیات جالبی را بیان نمود از جمله اینکه این مدارس نسبت به مدارس عمومی به لحاظ امکانات فقیرتر شده اند و این ناشی از هدف تجاری و سودمحوری آنهاست. دوم یک موضوع آپارتایدی ناشی از انگیزه اقتصادی و تمایل به افزایش بهره وری، مطابق این گزارش مدرسه‌ها برونسپاری شده ترجیح میدهند دانش‌آموزان را از طبقات اجتماعی و اقتصادی بالاتر که والدینشان از تحصیلات بالاتری برخوردارند انتخاب کنند و با این معیار بسیاری را حذف میکنند. این اقدام تلاشی است برای دستیابی به نتایج بهتر با صرف امکانات کمتر. چرا که پس زمینه اقتصادی و اجتماعی عامل موثری در موفقیت دانش آموزان است و همچنین این گروه خانواده‌ها میتوانند از امکانات کمک آموزشی بهره مند شوند و درنتیجه مدرسه میتواند کمتر هزینه کند و منتفع بشود. یعنی همزمان با اینکه این دانش آموزان به معلم، آموزشیار، امکانات و... کمتری نیاز دارند بتواند موفقیت آماری بهتر جهت تبلیغات را نیز بدست آورد که البته ناکام بوده اند.فراتر از متن این گزارش، حاشیه جالبی هم رخ داد. این گزارش انتقادات زیادی را در بین کارشناسان و افراد فعال در فضای مجازی سوید برانگیخت، تا اینکه مدیر انجمن مدارس مستقل در توجیه مثال خشکشویی را زد و سودجویی از مدرسه را مشروع اعلام کرد! البته با این استدلال همچنان که دریافت لباس تمیز سود بیشتری برای خشکشویی دارد، گزینش دانش‌آموز بی دردسر تر هم منطقی جلوه می‌کند. این واکنش مدیر اتحادیه، بار دیگر انتقادات و واکنش ها را برانگیخت. یکی از مطالب اعتراضی در واکنش به این سخنان تصویر ماشین رختشویی حاوی دانش‌آموز بود.توییت رییس اتحادیه مدارس چارتری سوئد در مقایسه مدرسه با خشکشوییاز مسائلی که باعث انتقاد و حاشیه شد اظهار نظر ایشان پیرامون بخش دیگری از گزارش یعنی تعطیلی کتابخانه در این مدارس برای سود بیشتر بود. ایشان در واکنش به این اقدام گفته یود که گفته راهکار کم هزینه میتواند گذاشتن کتاب در راهروها باشد که البته خیلی ها هم این ایده را مسخره کردند، که اصلا میشود عکس کتاب ها رو چاپ کرد یا ... . در واقعیت و چهارچوب اقتصادی که اتفاقا ایده تشکیل این نوع مدارس نیز بر همین اساس بوده است این مطالب کاملا منطقی است چرا که در این حالت مدرسه به بنگاهی تبدیل میشود که مانند هربنگاه دیگری در تلاش برای کاستن از هزینه و افزایش سود است. وگرنه چه چیزی می‌تواند انگیزه مشارکت بخش خصوصی برای ورود در بخش هزینه‌بر آموزش را ایجاد کند؟ آیا این انگیزه چیزی غیر از صرفه اقتصادی است؟حالا این مثال در مورد سوئد بود که شفافیت و فساد آن در برابر بسیاری دیگر از کشورهای درحال توسعه قابل قیاس نیست. البته در مورد آمریکا موارد متعدد و فجیع تر از این وجود دارد که بقول معروف این‌ها باید بروند پیش شان لنگ بیاندازند. شاید اشاره به یکی از برنامه‌های طنز که برخی از اخبار و گزارشهای مربوط به مدرسه‌ها ی چارتری آمریکا را دستمایه طنز قرار میدهد بهترین ارجاع برای علاقه‌مندان باشد.  https://www.youtube.com/watch?v=l_htSPGAY7I البته در مورد تجربه اجرایی در کشور خودمان ما در بعضی مناطق و موارد شاهد بودیم فردی با دیپلم گلدوزی معلم علوم تجربی شده بود یا مثلاً موارد دیگری که گفتنش هم‌درد سر است و هم باعث بدبینی به بسیاری از معلمان و کادر زحمتکش این مدرسه‌ها می‌شود که آن‌ها نیز بواقع در استثمار مدیران و موسسان هستند.پایان بخش اولمن در بخش اول به همین موارد و موضوعات اکتفا میکنم که بیشتر مقدمه بود. موضوعاتی که بیان شد، مختصری در مورد ایده بازارگرایی و پرداختن به شباهت و تفاوت کوپن آموزشی و مدرسه‌ها خریدخدمات، توضیحی در مورد نظام آموزشی به مثابه سیستم پیچیده و در نهایت بررسی موضوع بهره وری و چالشهای آنکه نتیجه مبدل شدن مدرسه به بنگاه تجاری است. در ادامه به جنبه‌ها و دلایل دیگر نفی این ایده خواهم پرداخت.همانطور که گفته شد قرار بر به چالش کشیدن اصول و ارزشهایی بود که حامیان این سیستم مدرسه داری از آن یاد میکنند. انتقاد وارد میتواند این باشد که مثلاً در چالش کشیدن بهره وری این موضوع نادیده گرفته شده که با رقابت و شفافیت و رتبه بندی میتوان این معضل و مشکلات را برطرف کرد. پاسخ اینکه ترجیح دادم ابتدا به کلیات هر مفهوم بپردازم و در نهایت مثلاً این ایده به چالش کشیده شود که با انتخاب و رقابت میتوان مانع از بهره‌وری به شیوه‌های غیرمطلوب و حتی غیرانسانی شد. در آخر یادآور می‌شوم این مطلب اصلاح خواهد شد و مثل هر متن بشری دیگری ممکن است دچار خطا و اشتباه باشد. پیشاپیش از نقد بدون پسوند سازنده و مخرباستقبال میکنم. هرچه صریحتر بهتر!</description>
                <category>عادل برکم</category>
                <author>عادل برکم</author>
                <pubDate>Sun, 15 Aug 2021 21:38:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخچه مهندسی نهفته (بخش اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@barkam/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87-yh04zvj9e4cd</link>
                <description>بعنوان علاقه مند به مهندسی نهفته چندی پیش مطالبی در مورد تاریخچه این رشته تخصصی را ترجمه و گردآوری کرده ام که در این جا به اشتراک می‌گذارم. اگر برایتان این پرسش هست که «مهندسی نهفته چیست؟» باید بگویم تلاقی مهندسی کامپیوتر و مهندسی الکترونیک، سیستم های نهفته (Embedded) را شکل میدهد که منظور سامانه‌های کنترلی تک یا چند منظوره ای هستند که برای کاربردهای خاص و عموما بلادرنگ تعبیه شده اند.در جواب سوال چرایی بررسی تاریخ علم می‌توان به جواب کوتاهی از جُرج سارتُن بسنده کرد که گفت : «تاریخ علم به مردم خواهد آموخت که سودمند باشند، که برادر باشند و یکدیگر را یاری کنند. آیا این کافی نیست؟»آشنایی با کوشش ها و مرارت های پیشگامان هر حوزه‌ای انگیزه بخش دانشجویان ،محققان و مهندسان هست که با بررسی تاریخ دانش تخصصی مهندسی نهفته با روند تکامل ، عوامل موثر و نتایج اقدامات گذشتگان آشنا شوند.تاریخ ، پیشرفت علمی کشورهایی را بازگو میکند که میتواند به برنامه ریزی پیشرفت برای سایر کشورها مفید باشد.در این نوشتار تحولاتی که در این حوزه رخ داده است را با عنوان قدم هایی که پایه و اساس شکل گیری سیستم های نهفته و مهندسی نهفته شدند را بررسی می‌کنم.قدم اول) سال 1936 تا 1937 «تحول در فناوری کامپیوتر (Computer Technology ) و ابداع کامپیوتر های مدرن»اولین جرقه و رخداد مهم  در حوزه سامانه های نهفته را مدیون دانشمند معروف &quot;آلن تورینگ &quot; دانست ، او که تحول بزرگی در کامپیوتر های مدرن بوجود آورد . از جمله کارهای این دانشمند ، انتشار مقاله ای در سال 1936 با عنوان &quot;On Computable Numbers, with an Application to the Entscheidungsproblem&quot; به معنای کاربرد اعداد محاسبه پذیر برای حل مساله تصمیم بود. این مقاله راه را نه تنها برای کامپیوتر های آن روز بلکه برای کامپیوتر های مبتنی بر stored-program نیز هموار کرد .  او بعد ها به رغم کامپیوتر های موجود آن زمان نخستین کامپیوتر دیجیتال را برای یک عملیات رمزشکنی ساخت. ماموریت کامپیوتر او شکست رمزهای ماشین رمز گزار ارتش آلمان (ژرمن ها) یا همان &quot;انیگما&quot; بود. در حقیقت او یک سامانه ای برای حمله رمزنگاری را ساخت .همانطور که میدانید  آلن تورینگ را بواسطه اقدامات و نظریات مهمش در هوش کامپیوتری ، پدر هوش مصنوعی نیز نامیده اند. تورینگ به واسطه کارهای مهم  و بزرگش نقش مهمی در تکامل کامپیوترهای مدرن ایفاکرده است. او در سال 1936 در دانشگاه کمبرج اصول رایانش مدرن را ابداع کرد. او شاکله یک کامپیوتر دیجیتال متشکل از حافظه محدود ، و یک پیمایشگر برای خواندن حافظه ، که نشانه به نشانه بخواند و بنویسد را معرفی کرد.تصویری از یادداشت آلن تورینگ با جمله ای زیبا از او   “Those who can imagine anything, can create the impossible.”  &quot; کسانی که هرچیزی را تصور می کنند ، آنها می توانند غیر ممکن ها را بسازند.&quot;قدم دوم) سال 1939«تحول در فناوری کامپیوتر (Computer Technology ) با ساخت نمونه اولین کامپیوتر دیجیتال»سال 1939، جان آتاناسف  (John Vincent Atanasoff(1903-1995)) با کمک کلیفورد بری ((Clifford Edward Berry (1918 – 1963) نمونه اولیه (Prototype) از کامپیوتر آتاناسف-بری به عنوان اولین کامپیوتر دیجیتال را ساخت . این کامپیوتر به عنوان اولین کامپیوتر دیجیتال توسط استاد ریاضیات و فیزیک  ایالت آیووا کالج جان آتاناسف با کمک دانشجو فارغ التحصیلش کلیفورد بری ساخته شد. این دستگاه فقط برای    حل سیستم معادلات خطی طراحی شده بود و با موفقیت  در سال 1942آزمایش شد. اما واسط آن و در نتیجه مکانیزم ذخیره سازی دستگاه یک کارت کاغذی نویسنده/خواننده بود که کامل و مناسب نبود و زمانی که جان آتاناسف  کالج  ایالت آیووا را برای خدمت در جنگ جهانی دوم تکالیف ترک کرد، پیشرفت و ادامه کار برروی دستگاه متوقف شد. ABC پیشگام عناصر مهم محاسبات مدرن از جمله حساب دودویی و عناصر سوییچینگ الکترونیکی شد.نمونه مشابه کامپیوتر آتانسف-بری در دانشگاه آیواقدم سوم) سال 1944«تحول در فناوری کامپیوتر (Computer Technology ) با ساخت اولین کامپیوتر دیجیتال قابل برنامه ریزی»در سال 1944 میلادی ، رمزشکنان بریتانیایی برای خواندن پیام های رمزشده ی رادیویی ژرمن ها در طول جنگ جهانی دوم ، کامپیوتر کلوسوس (Clossus computer) را ابداع و ساختند . این کامپیوتر به عنوان  اولین کامپیوتر الکترونیک دیجیتال قابل برنامه ریزی شناخته می شود. این کامپیوتر قابل برنامه ریزی پیام هایی را که بین سربازان ارشد ارتش آلمان و آدولف هیتلر و نزدیکان وی رد و بدل می شد را رمزگشایی می کرد ، وجود این کامپیوتر نقش کلیدی را برای پیروزی نیروهای متفقین در جنگ جهانی دوم برعهده  داشت .ساخت این کامپیوتر نتیجه پژوهش مهندس تلفن آقای &quot;تامی فلاورس&quot; (Tommy Flowers) در رابطه با حل مساله ای بود که ریاضیدان مدرسه دولتی #رمزنگاری و #کدینگ  (GC&amp;CS)  آقای &quot;ماکس نیومن&quot; (Max Newman) ارایه شده بود. گروهی از متخصصان آقای فلاور را در  این راه یاری و همراهی کردند.این ماشین در دوورژن Mark 1 و Mark 2 ساخته شد ، که بالطبع در ورژن دوم عملکرد بهتری از خود نشان داد . تا پایان جنگ جهانی دوم ، ده نمونه از این کامپیوتر مورد استفاده قرار گرفت. بعد از پایان جنگ ، بنابردلایل امنیتی کامپیوتر کلوسوس قطعات کامپیوتر از یکدیگر جداشدند و کامپیوتر تخریب شد. تا 30 سال بعد  کسی از عملکرد کامپیوتر خبر نداشت تا در سالهای 1990 تا 2007 ، دوباره این کامپیوتر رمزآلود بازسازی شد. هم اکنون این کامپیوتر در موزه ملی رایانش انگلستان نگهداری می‌شود.نمونه ای از کامپیوتر کلوسوس ، مورد استفاده بریتانیا در جنگ جهانی دوم . کامپیوتری که تا سال ها اطلاعات طراحی آن سری و مخفی ماند.ادامه دارد ...</description>
                <category>عادل برکم</category>
                <author>عادل برکم</author>
                <pubDate>Fri, 27 Mar 2020 21:38:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پریدن بین شاخه‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@barkam/%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D9%87%D9%87%D8%A7-fc55u3k7ibck</link>
                <description>مرا ببخشید که نویسنده خوبی نیستم و اینجا آنقدر که بایسته است دقیق و علمی با استناد به فیلسوفان و دانشمندان برایتان نمی‌نویسم. این یک نوشته را همچنان که آغاز نوشتن است بگذارید به حساب قلق گیری.برویم سر اصل مطلب؛ من یک جمله را خطب به خودم یا دیگران زیاد شنیدم در خانه و مدرسه و جاهای دیگر، آنقدر شنیده‌ام که خودم هم گفته‌ام در تقریبا همانجا ها، «[اینقدر] از این شاخه به آن شاخه نپر!»االبته از [ما] انسان ها زیاد چنین جمله‌ای بعید نیست؛ برخلاف اینکه انسان از پرنده های زیبا و آواز خوان یا حراف خوشش می‌آید و ساکت بودن برای پرنده ها عنصر نامطلوب است، ساکن بودن و شدن برایش مطلوب است و از قدیمی ترین ابداعات همین انسان قفس بوده. قفس تحمیل سکونت به پرندگان بوده که نه فقط دوست داشتند از شاخه‌ای به شاخه دیگر که از درخت به درخت دیگر یا از مکانی به مکان‌های دیگر بپرند، پرواز کنند و مهاجرت کنند. بگذریم!بهرحال گفتمان غالب موفقیت برای ما همین بوده است که متخصص شویم؛ اما انتظار غالب این بود که مثلا فلان ورزشکار یا هنرمند یا هر متخصص دیگر در پست اینستاگرامی اش غلط ویرایشی و نگرشی نداشته باشد و حالا اگر روزی در جای از او پایتخت اتیوپی را هم پرسیدن تعلل نکند و بگوید آدیس‌آبابا. البته قبول دارم اینها بیشتر اطلاعات عمومی اند اما واقعا برای ما عادی ها نه اینطور که شدید تر از اینطور است.برای من تجلی واقعیت این موضوع زمانی بود که راهنمایی بودم. من از روزنامه دیواری درست کردن علی‌رغم مرسوم بودنش خوشم نمی‌آمد، اما خب هرازگاهی بالاجبار تهیه میکردم و جز خوب ها هم میشد. یک روز از همان هفته اولی که پس از سالها به آرزوی کودکی و نوجوانی رسیده بودم و کامپیوتر دسته دومی با کمک حداکثری پدر و حداقلی قلک و پس انداز تهیه شده بود پیشنهاد عجیبی به معاون مدرسه دادم و درجا قبول کرد و آن هم تهیه «مجله یا هفته نامه مدرسه» به صورت چاپی بود، بهرحال جز وعده‌های انتخاباتی ام برای شورای مدرسه بود. شروع ماجرا آنجا بود که من هنوز کار با کامپیوتر را بلد نبودم چه برسد به اینکه بلد باشم با ورد و فتوشاپ و... کارکنم! البته فکر نکنید اینکه کار را به دوستان دیگری بسپارم و گروهی کار کنیم به ذهن خودم نرسیده بود، چون خیلی خوب هم رسیده بود منتها مساله این بود کسی حاضر نشد. یا بلد نبودند یا سرشان گرم تفریحات و و کلوپ بازی و بازی کامپیوتری گرم بود یا درسخوان بودند و درس بهانه‌شان بود یا از هم خوشمان نمی‌آمد و یا صدها دلیل دیگری که البته شاید هم ضعف از خودم در دوستیابی و تیم سازی بوده گرچه تیم تشکیل شد و کسی اهل کار نبود و من هم با مشکلاتی که داشت قطعا اگر رودربایستی نبود از کار کنار میکشیدم.زمان زیادی گذشته بود و ناچارا و کم کم همه کار افتاد گردن خودم! از مدرسه عکس بگیرم، گزارش بنویسم، مطلب جورواجور مناسب پیدا کنم، در مورد مناسبت ها بنویسم، چیستان و معما پیدا کنم، تایپ کنم، صفحات را در فتوشاپ طراحی کنم، جلد را هم طراحی کنم، چاپ کنم و زنگ های تفریح بفروشم!همین مجله باعث شد فتوشاپ یاد بگیرم، آنچنان که تا سالهای بعد و سالهای دانشگاه  و فعالیت در شرکت های تخصصی هم گاهی تسک طراحی خرده کاری (به زعم خودشان) گردن من بیفتد! حالا اگر به ذهن تان خطور کرده که قدرت «نه گفتن»باید بگم خودم استاد سخنرانی این مباحث هستم، اما خودتان هم میدانید این اوضاع شرکت های کوچک در کشور این حرف ها خیلی جایی ندارد و شعار است.من اگر بد نوشتم لااقل فکر میکنم خلاصه نوشتم تا وقتتان به فرض محال اگر خواندید زیاد هدر نرود، اما حتما از تجربیات خودم و دیگران و نظرات مختلف در نقد و بررسی تخصص گرایی خواهم نوشت، زمانش هم حتما با بازخورد مثبت و منفی شما کمتر میشود.</description>
                <category>عادل برکم</category>
                <author>عادل برکم</author>
                <pubDate>Fri, 27 Mar 2020 21:01:12 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>