<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های basignal</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@basignal</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 05:46:29</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1651641/avatar/lyHxEL.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>basignal</title>
            <link>https://virgool.io/@basignal</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دنیای دیفای - بخش دوم: امور مالی نامتمرکز چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/basignal/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%81%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-dwuemumurfvj</link>
                <description>دیفای (DeFi) مخفف Decentralized Finance و به معنی امور مالی نامتمرکز، جنبشی مبتنی بر شیوه‌ای نوین از انجام امور مالی (فایننس) می‌باشد که برخلاف مدل سنتی امور مالی (امور مالی متمرکز) بی‌نیاز از وجود نهاد متمرکز واسط و واسطه‌های مالی (مانند بانک‌ها) بوده و امکان مشارکت همه افراد در امور آن وجود دارد. بدین منظور، دیفای کاملاً متّکی بر علم رمزنگاری، بلاک‌چین و قراردادهای هوشمند می‌باشد. در بامارکت این هفته از وب‌سایت باسیگنال، به بررسی بیشتر این حوزه، امکانات و ریسک‌های موجود در آن می‌پردازیم.در این مطلب و در ذیل توضیح شاخه‌های مختلف دیفای، اسامی برخی پروژه‌های معروف آن حوزه نیز معرفی خواهند شد که ذکر آن‌ها به هیچ وجه به معنای توصیه خرید یا سرمایه‌گذاری در این پروژه‌ها نمی‌باشد؛ بلکه از آنجا که امکان معرفی و توضیح کامل هر پروژه در این مطلب مقدور نیست، ذکر این عناوین صرفاً به منظور جهت‌دهی ذهنی برای خوانندگان کنجکاوتر و بررسی عمیق‌تر هر پروژه از سوی آن‌ها صورت می‌پذیرد.قراردادهای هوشمند، سنگ بنای عمده دیفای هستند که برای آگاهی بیشتر در مورد این قراردادها می‌توانید بامارکت شماره ۶ با عنوان «دنیای دیفای - بخش اول: قراردادهای هوشمند» را مطالعه کنید. در حال حاضر اگر نه همه، بلکه اکثریت چشمگیری از پروژه‌های موجود دیفای بر بستر اتریوم تعریف و پیاده شده‌اند که دلیل اصلی آن زبان برنامه‌نویسی بسیار قدرتمند اتریوم یعنی Solidity است که امکان تعریف و اجرای قراردادهای هوشمند پیشرفته را فراهم آورده و همین قابلیت موجب آن شده تا بستر لازم برای طراحی اپلیکیشن‌های دیفای در دسترس باشد. بعلاوه، اتریوم دارای پیشرفته‌ترین اکوسیستم در بین پلتفرم‌های قرارداد هوشمند، با هزاران برنامه‌نویس و توسعه‌دهنده است که هر روز اپلیکیشن‌های جدیدی را ارائه می‌دهند. همچنین، بیشترین سرمایه در قراردادهای هوشمند، قفل شده است که خود این امر منجر به اثر شبکه‌ای می‌شود. یکی از نخستین پروژه‌هایی که در حوزه دیفای آغاز به کار کرد، پروژه MakerDAO بود که در سال 2015 تأسیس شد و به کاربرانش اجازه می‌دهد تا یک وثیقه (مانند ETH) را در شبکه قفل کنند و استیبل‌کوین DAI تولید کنند. DAI یک استیبل‌کوین غیرمتمرکز است که می‌تواند برای پس‌انداز، معامله و وام‌دهی در پلتفرم Oasis MakerDAO هم مورد استفاده قرار گیرد. دقیقاً همان مواردی که فایننس در قالب امروزه و سنتی خود بر آن استوار است. در واقع هدف دیفای نیز بازتعریف و بازسازی تمامی امور مالی رایج، به حالتی بدون نیاز به مجوز و به صورت آزاد است.وام‌دهی و وام‌گیری، صرفاً یکی از ویژگی‌های چنین اکوسیستمی است. قسمت‌های مهم دیگر شامل استیبل‌کوین‌ها، صرافی‌های نامتمرکز، مشتقات مالی، مارجین تریدینگ و بیمه می‌باشند. لازم است تا هر یک از موارد ذکر شده را در ادامه توضیح دهیم.وام‎‌دهی/وام‌گیریبرخی پروژه‌های دیفای، این امکان را برای کاربران فراهم نموده‌اند تا دارایی‌های کریپتویی مشخصی را در قراردادهای هوشمند قفل نموده و به متقاضیان وام‌ دهند. متقاضیان وام نیز می‌توانند با وثیقه گذاری یک دارایی کریپتویی معادل ارزش درخواستی وام (یا در برخی پلتفرم‌ها بیش از ارزش وام درخواستی) وام خود را اخذ کنند. در این خصوص به طور مفصل و در آینده طی یک مطلب مجزا بحث خواهیم نمود. در کنار MakerDAO که به آن اشاره کردیم، معدود پروژه‌های دیگری نیز وجود دارند که یکی از آن‌ها پروژه Compound است. این پروژه یکی از بزرگترین پروژه‌های وام‌دهی در دنیای دیفای به شمار می‌رود که ارزش کل سرمایه‌های قفل شده (TVL) در آن در نوامبر سال گذشته چیزی بالغ بر 12 میلیارد دلار بوده است و در حال حاضر با افتی قابل توجه به حدود 3 میلیارد دلار رسیده است.پروژه Compound یک پروتکل الگوریتمی خودمختار و مبتنی بر نرخ بهره است که به کاربرانش اجازه می‌دهد توکن‌هایی مانند USDT ،0x ،BAT ،ETH عرضه کرده و از آن به کسب بهره بپردازند. همچنین، توکن‌های عرضه‌شده می‌توانند به عنوان وثیقه برای وام‌گیری سایر توکن‌ها هم استفاده شوند. از دیگر پروژه‌های مطرح در این حوزه می‌توان به AAVE اشاره نمود.استیبل‌کوینبا طراحی یک قرارداد هوشمند مناسب و در نظر گرفتن پاداش‌های معین می‌توانیم استیبل‌کوینی بسازیم که ارزش آن به یک دلار آمریکا ثابت نگه داشته می‌شود در حالی که دلاری بابت آن در دنیای واقعی ذخیره نشده باشد. اشاره کردیم که در MakerDAO می‌توان با وثیقه‌گذاری اتریوم به ایجاد استیبل‌کوین DAI پرداخت. DAI یک نمونه خوب از استیبل‌کوین های الگوریتمی است. در کنار DAI بسیاری دیگر از استیبل‌کوین های غیرالگوریتمی هم وجود دارند؛ مانند: USDT, USDC یا Pax. مشکل عمده این قبیل استیبل‌کوین‌ها، متمرکز بودنشان است و این که یک کمپانی پشت آن‌ها قرار دارد که ضمانت می‌کند به ازای هر واحد از آن‌ها، یک دلار آمریکا (یا هر دارایی دیگر) در حساب و منبعی مشخص ذخیره خواهد شد. با این وجود این استیبل‌کوین‌ها از شهرت زیادی برخوردار بوده و در پلتفرم‌های دیفای نیز بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرند.صرافی‌های غیرمتمرکزصرافی‌های غیرمتمرکز (DEX) برخلاف صرافی‌های متمرکز (CEX)، صرافی‌هایی هستند که امکان خرید و فروش دارایی‌های کریپتویی در آن‌ها بدون نیاز به نهاد واسط و یا اعطای حضانت دارایی‌های خود به نهاد دیگر وجود دارد. برحسب چگونگی انجام معاملات، دو نوع صرافی غیرمتمرکز وجود دارد: صرافی‌های مبتنی بر استخر نقدینگی (Liquidity Pool) مانند Bancor, Balancer, Kyber, Uniswap و صرافی‌های مبتنی بر دفتر ثبت سفارش (Order Book) مانند Loopring و IDEX.مشتقات مالیهمانند مدل رایج فایننس، مشتقات مالی، قراردادهایی هستند که ارزش آن‌ها از عملکرد یک دارایی پایه مشتق می‌شود. مثل یک قرارداد آتی طلا یا یک سهام بورسی. معروف‌ترین اپلیکیشن دیفای در این حوزه، Synthetix است؛ یک پلتفرم نامتمرکز که قابلیت معامله دارایی‌های مختلف را به صورت درون‌شبکه فراهم می‌کند.مارجین تریدینگهمچون نمونه مشابه آن در فایننس سنتی، عمل استفاده از سرمایه قرض‌گرفته‌شده برای اهرم‌سازی آن در یک موقعیت معاملاتی است. معروف‌ترین اپلیکیشن‌های دیفای در این حوزه، dydx و Fulcrum می‌باشند.بیمهیکی از بخش‌های مهم در فایننس سنتی است که امکان بازتعریف آن در فایننس نامتمرکز هم وجود دارد. به طور کلی، بیمه نوعی قرارداد است که بیمه‌کننده در ازای دریافت مبلغی معیّن به عنوان حق بیمه از مشتری، جبران خسارت در مواردی مشخص را ضمانت می‌کند. یکی از انواع معروف اپلیکیشن‌های بیمه در دیفای، بیمه‌ی محافظت در قبال از کارافتادن قرارداد هوشمند و بیمه سپرده‌ها است. از معروف‌ترین پروژه‌های این حوزه، Nexus Mutual و Opyn می‌باشند. اوراکلیکی از مهم‌ترین بخش‌های فایننس و نه لزوماً محدود به دیفای، سرویس‌های اوراکل می‌باشند که در حوزه دیفای وظیفه آن‌ها انتقال اطلاعات معتبر و بروز از دنیای بیرون به درون بلاک‌چین و قراردادهای هوشمند است. معروف‌ترین پروژه این حوزه ChainLink است.موارد یادشده، تمامی حوزه‌های مهم در دنیای دیفای می‌باشند. هر چند نمونه‌های تلفیقی و چندکاره از این حوزه‌ها نیز وجود دارند که بسته به میزان پیشرفته بودن یک پروژه دیفای، می‌توان آن‌ها در سطوح مختلف رده‌بندی کرد.تفاوت‌های عمده فایننس متمرکز (CeFi) با فایننس نامتمرکز (DeFi) ریسک‌های دیفاییکی از ریسک‌های موجود در دیفای، احتمال وجود انواعی از باگ‌ها در قراردادهای هوشمند و تغییرات در پروتکل است که می‌تواند بر حیات قرارداد هوشمند تأثیری مخرب داشته باشد. به منظور کاهش ریسک‌های محتمل در این زمینه، کاربران می‌توانند از امکانات بیمه دیفای استفاده کنند. به علاوه، هر کاربر باید بررسی کند که یک پروژه دیفای، چگونه و تا چه حد نامتمرکز است و در صورت وقوع هر گونه مشکلی، فرآیند متوقف و غیرفعال‌سازی آن چیست. آیا یک شخص برای توقف آن و رفع مشکل باید اقدام کند یا تصمیم‌گیری جمعی و درون‌شبکه‌ای برای این منظور تعبیه شده است؟همچنین لازم است تا متوجه ریسک‌های سیستماتیک هم باشیم؛ مثلاً افت قابل توجه قیمت یک دارایی که ممکن است به افت جریان نقدینگی در یک پروتکل دیفای منجر شود. کارمزدها و ترافیک شبکه نیز می‌توانند از دیگر ریسک‌های موجود در دیفای باشند؛ خصوصاً زمانی که می‌خواهید از لیکوئید شدن جلوگیری کرده و بتوانید به موقع، وثیقه بیشتری بگذارید.برای رفع چنین معضلاتی و در راستای مقیاس‌پذیرتر کردن شبکه اتریوم، پروژه‌های لایه دوم و همچنین ورژن Ethereum2 بلاکچین اتریوم (که در آینده ارائه خواهد شد) در نظر گرفته شده‌اند. همچنین ممکن است برخی ویژگی‌ها یا تغییرات نامشهود در یک شبکه وجود داشته باشند که منجر به اقدامات غیرآشکار شود.نتیجه‌گیریاحتمالاً همانطور که دریافته‌اید، دیفای یک حوزه بسیار جذاب و پرجنب‌و‌جوش است که مملو از موقعیت‌های متنوع است. البته باید بپذیریم که این صنعت، هنوز نوپا و در حال تکامل است، بنابراین می‌تواند یک بازی با ریسک بالا و در عین حال با موقعیت‌های سودآور چشمگیر هم باشد. دیفای محتمل‌ترین جایگزین مدل رایج و متمرکز امور مالی است چرا که در قیاس با شرکت‌های فین‌تِک، نه برای زیرساخت‌های قدیمی، بلکه بر ریل‌گذاری کاملاً نوین قرار دارد.برای استفاده از تمام مطالب بامارکت، وبلاگ ما را دنبال کنید. https://virgool.io/d/dwuemumurfvj/basignal.com </description>
                <category>basignal</category>
                <author>basignal</author>
                <pubDate>Wed, 03 Aug 2022 11:23:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نرخ بهره، تورّم و اوراق؛ چه همبستگی‌ای وجود دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/basignal/%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%91%D9%85-%D9%88-%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%82-%DA%86%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%A8%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-v7mwmzp4eewh</link>
                <description>داشتن اوراق مانند مالکیت جریانی از پرداخت های نقدی در آینده است. این پرداخت‌های نقدی (نقدینگی) معمولاً در قالب پرداخت‌های بهره‌ای دوره‌ای و پرداخت مبلغ اسمی اوراق (Par Value) در موعد سررسید، به صاحب آن اوراق است.در نبود ریسک اعتباری (ریسک عدم بازپرداخت یا نکول) ارزش آن نقدینگی دریافتی در آینده، تابعی از بازده مورد نظر شما براساس انتظارات تورّمی شما است. در بامارکت این هفته از وب‌سایت باسیگنال، به تحلیل ارزش‌گذاری اوراق، تعریف اصطلاح &quot;بهره اوراق&quot; و نشان دادن اثر انتظارات تورّمی و نرخ‌های بهره بر ارزش اوراق می‌پردازیم.توجه: یادگیری و اشراف بر روابط ریاضی و محاسبات ذکر شده در این مطلب ضروری نبوده و برای فهم دقیق‌تر مخاطبین علاقه‌مندتر آورده شده است. در صورت دشواری و عدم داشتن پیش‌نیازهای لازم، از آن‌ها عبور کنید.محاسبات ریسکدو ریسک اساسی به هنگام سرمایه‌گذاری روی اوراق مستلزم ارزیابی‌اند: ریسک نرخ بهره و ریسک اعتباری. هرچند تمرکز ما بر نحوه اثرگذاری نرخ بهره بر قیمت‌گذاری اوراق است (یا به عبارت دیگر، ریسک نرخ بهره)، یک سرمایه‌گذار اوراق باید متوجه ریسک اعتباری هم باشد.ریسک نرخ بهره، ریسک نوسانات در قیمت اوراق به دلیل تغییرات در نرخ بهره کنونی است. تغییرات در نرخ‌های بهره کوتاه و بلندمدت، از طرق گوناگونی می‌تواند بر انواع اوراق تأثیرگذار باشد، که در این مطلب به تشریح این موضوع می‌پردازیم. درحالی که ریسک اعتباری به معنای عدم پرداخت بهره در موعد مقرّر و یا ارزش اسمی اوراق در سررسید از سوی ناشر اوراق است. احتمال یک پیشامد اعتباری منفی یا نکول، بر قیمت اوراق مؤثر است؛ هرچه ریسک پیشامد اعتباری منفی بالاتر باشد، در عوض سرمایه‌گذاران بهره بالاتری برای قبول چنین ریسکی تقاضا می‌کنند. در ایالات متحده، سازمان تنظیم مقررات صنعت مالی (FINRA) اوراق شرکت‌ها را برحسب ریسک اعتباری‌شان درجه‌بندی می‌کند.اوراق منتشره از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا، به منظور تأمین مالی برنامه‌های دولت آمریکا با نام اوراق خزانه آمریکا شناخته می‌شوند. برحسب زمان سررسید، عناوین مختلفی مانند Bills (اوراق با سررسید کمتر از یک سال)، Notes (اوراق با سررسید یک تا ده سال) و Bonds (اوراق با سررسید بیش از ده سال) به آن‌ها اطلاق می‌شود.سرمایه‌گذاران، اوراق خزانه آمریکا را اوراق با ریسک نکول صفر در نظر می‌گیرند. به بیان دیگر، سرمایه‌گذاران معتقدند که احتمال نکول بهره و اصل سرمایه برای این اوراق، صفر است. در ادامه این مطلب، ما از اوراق خزانه آمریکا (به اختصار با همان نام اوراق) در مثال هایمان استفاده خواهیم کرد؛ لذا موضوع ریسک اعتباری از بحث ما خارج است.محاسبه بازده و قیمت اوراقبرای فهم آن که چگونه نرخ بهره بر قیمت اوراق تأثیر می‌گذارد، می‌بایست با مفهوم &quot;بازده&quot; آشنا شوید. در حالی که مدل‌های مختلفی از محاسبه بازده وجود دارد، در این مطلب ما از مدل محاسبه بازده به سررسید (YTM) استفاده خواهیم کرد. بازده به سررسید یک اوراق، ضریب تنزیلی است که ارزش فعلی همه دریافت‌های نقدی اوراق را معادل قیمت آن اوراق می‌کند. اگر چنین تعریفی برایتان گنگ و مبهم بود به مثال زیر توجه کنید:فرض کنید ارزش اسمی یک اوراق، 1000 دلار، نرخ سود این اوراق (Coupon Rate) 5%، دوره بازپرداخت آن هر 6 ماه (Semiannual) و سررسید آن 2 سال می‌باشد.بهره اوراق، سالانه است و بنابراین $50 = 1000 * 0.05 یعنی 50 دلار در سال به دارنده اوراق بهره پرداخت می‌شود اما از آنجا که هر 6 ماه یک بار بهره پرداخت می‌شود، پس این 50 دلار در قالب دو 25 دلار و در دو مرحله در یک سال پرداخت خواهد شد. در موعد سررسید اوراق نیز ارزش اسمی به علاوه آخرین بهره اوراق به طور یک‌جا پرداخت می‌شود که در مثال فوق معادل 1025 دلار خواهد بود.اما ارزش اسمی اوراق، به معنی قیمت پرداخت شده از سوی خریدار در هنگام خرید نیست؛ بلکه بسته به نرخ بهره جاری (یا انتظاری) که آن هم خود تابعی از تورّم و انتظارات تورّمی است، قیمت خرید، متفاوت از ارزش اسمی است. فرمول محاسبه قیمت فعلی اوراق به شکل زیر است:پس با فرض آن که نرخ بهره جاری %4 باشد، قیمت فعلی (بازاری) اوراق مربوط به مثال قبل، پیش از اولین پرداخت بهره‌ای آن این‌گونه محاسبه می‌شود:بنابراین قیمت یک اوراق، مجموع قیمت فعلی همه جریانات نقدی دریافتی در آینده است به طوری که ارزش فعلی هر یک از دریافت‌های بهره‌ای با یک ضریب تنزیل واحد محاسبه می‌شود. این ضریب تنزیل به نحوی مرتبط با بازده اوراق است. وقتی بازده یک اوراق افزایش می‌یابد بنابر تعریف، قیمتش افت می‌کند و وقتی بازده یک اوراق افت می‌کند، قیمت آن افزایش می‌یابد.سررسید یا دوره یک اوراق، عمدتاً بر بازده آن تأثیر می‌گذارد. برای فهم این گزاره باید چیزی به نام منحنی بازده را بشناسید. منحنی بازده نمایانگر بازده به سررسید اوراق است. در شکل زیر، منحنی بازده اوراق خزانه را در سررسیدهای مختلف مشاهده می‌کنید:در اغلب فضاهای متأثر از نرخ بهره (نرخ تعیین‌شده توسط فدرال رزرو) هرچه مدت زمان تا تاریخ سررسید طولانی‌تر باشد، بازده بالاتر خواهد بود. چنین چیزی از نظر شهودی هم قابل درک است؛ چرا که هرچه دوره زمانیِ پیش از دریافت ارزش اسمی اوراق طولانی‌تر شود، شانس افزایش بازده هم بیشتر می‌شود.انتظارات تورّمی، بازده مورد نیاز سرمایه‌گذار را تعیین می‌کند!تورّم بدترین دشمن اوراق است. تورّم، قدرت خرید دریافت‌های نقدی آینده اوراق را تحلیل می‌برد. معمولاً اوراق، سرمایه‌گذاری‌هایی با نرخ سود ثابت هستند. اگر تورّم افزایشی باشد (یا قیمت‌ها صعودی باشند) آورده‌ی حقیقی اوراق (سود تعدیل شده با تورّم) کاهش می‌یابد. به عنوان مثال اگر یک اوراق %4 بهره می‌پردازد و نرخ تورم %3 است، آورده‌ی حقیقی این اوراق %1 است.به عبارت دیگر هرچه نرخ تورّم فعلی و نرخ تورّم انتظاری آینده بیشتر باشد، بازده‌ها در منحنی بازدهی بالاتر خواهند رفت؛ چرا که سرمایه‌گذاران، حاضر به پرداخت قیمت پایین‌تری برای اوراق خواهند بود و از این رو، بازده بالاتری را برای جبران ریسک تورّم تقاضا خواهند کرد.توجه کنید که اوراق محافظت شده از تورّم (TIPS) می‌تواند ابزار مؤثری برای خنثی‌سازی ریسک تورّم باشد؛ چرا که دولت ایالات متحده، یک نرخ حقیقی بازگشت سرمایه را تضمین کرده است. درنتیجه، TIPS می‌تواند با گنجانده شدن در پرتفوی یک سرمایه‌گذار، سپر تورّمی مناسبی باشد.نرخ بهره کوتاه و بلندمدت و انتظارات تورّمیتورّم و انتظارات تورّمی از آینده، تابعی از مکانیزم‎‌های بین نرخ‌های بهره کوتاه و بلندمدت می‌باشند. در سراسر دنیا، نرخ‌های بهره کوتاه مدت توسط بانک‌های مرکزی کشورها مدیریت می‌شوند. در ایالات متحده، کمیته بازار باز فدرال رزرو (FOMC)، نرخ بهره فدرال را تنظیم می‌کند. به طور تاریخی، سایر نرخ‌های بهره کوتاه مدتِ مرتبط با دلار مانند LIBOR یا LIBID به میزان زیای با نرخ بهره فدرال همبستگی داشته‌اند.بنابراین FOMC نرخ بهره فدرال را کنترل می‌کند تا هر دو عامل پیشبرد رشد اقتصاد در عین حفظ ثبات سطح قیمت‌ها را برآورده سازد. این وظیفه‌ی FOMC اصلاً کار آسانی نیست. همواره درباره سطح مناسب نرخ بهره فدرال مجادله بوده و بازار، نظرات خودش درباره این که تا چه اندازه FOMC به درستی عمل می‌کند را شکل می‎‌دهد.بانک‌های مرکزی، نرخ‌های بهره بلندمدت را کنترل نمی‌کنند. نیروهای بازار (عرضه و تقاضا) قیمت تعادلی اوراق بلندمدت را تعیین می‌کنند که نتیجتاً نرخ‌های بهره بلندمدت نیز تنظیم می‌شوند. اگر بازار اوراق به این نتیجه برسد که FOMC نرخ بهره فدرال را بسیار پایین وضع کرده، انتظارات تورّمی از آینده افزایش می‌یابد و به این معناست که نرخ‌های بهره بلندمدت در مقایسه با نرخ‌های بهره کوتاه مدت افزایش می‌یابند (منحنی بازده شیب‌دار می‌شود).اگر بازار به این نتیجه برسد که FOMC نرخ بهره فدرال را خیلی بالا وضع کرده، وضعیت متضاد شرایط قبل رخ داده و نرخ‌های بهره بلندمدت در مقایسه با نرخ‌های کوتاه مدت کاهش می‌یابد (منحنی بازده صاف (Flat) می‌شود).زمان‌بندی دریافت‌های نقدی یک اوراق و نرخ بهرهزمان‌بندی (Timing) دریافت‌های نقدی یک اوراق اهمیت زیادی دارد. این مسأله شامل دوره به سررسید اوراق می‌شود. اگر معامله‌گران بازار تشخیص دهند که تورّم بالاتری در پیش است، به منظور جبرانِ از دست رفتنِ قدرت خرید دریافت‌های نقدی آینده، نرخ بهره انتظاری و بازده اوراق رشد خواهند کرد (و بنابراین قیمت آن‌ها کاهش می‌یابد). اوراق با دریافت‌های نقدی طولانی‌مدت‌تر، شاهد افزایش بازده خود و افت قیمتی خواهند بود.چنین امری از منظر شهودی هم قابل درک است؛ اگر محاسبات مربوط به ارزش فعلی را در نظر داشته باشید، زمانی که نرخ تنزیل را تغییر می‌دهید، هر چه دریافت نقدی طولانی‌مدت‌تر باشد، ارزش فعلی آن بیشتر تحت تأثیر قرار می‌گیرد. در بازار اوراق، نوعی از محاسبات تغییرات قیمتی در مقایسه با تغییرات نرخ بهره وجود دارد که با عنوان duration (طول دوره اوراق بدهی به سررسید) شناخته می‌شود. www.basignal.com مخلص کلامنرخ‌های بهره، بازده (و قیمت) اوراق و انتظارات تورّمی با یکدیگر همبستگی دارند. تحرکات نرخ بهره کوتاه مدت که از سوی بانک مرکزی هر کشور وضع می‌شود، بر اوراق مختلف با انواع دوره به سررسید، تأثیرات متفاوتی خواهد داشت؛ بسته به آنک ه انتظارات مارکت از تورّم آینده در چه سطحی قرار می‌گیرد.برای مثال، تغییر در نرخ بهره کوتاه مدت اگر تأثیری بر نرخ‌های بلندمدت نگذارد، تأثیر ناچیزی بر بازده و قیمت اوراق بلندمدت خواهد داشت. در حالی که تغییر (یا حتی عدم تغییر، در زمانی که مارکت احساس می‌کند نیاز به تغییر وجود دارد) در نرخ‌های بهره کوتاه مدت، اگر بر نرخ‌های بلندمدت تأثیر بگذارد می‌تواند تأثیر عمده‌ای بر بازده و قیمت اوراق بلندمدت داشته باشد. پس ساده‌تر بگوییم؛ تغییرات در نرخ‌های بهره کوتاه مدت، تأثیر بیشتری بر اوراق کوتاه مدت دارند تا بر اوراق بلندمدت، و تغییرات در نرخ‌های بهره بلندمدت بر اوراق بلندمدت تأثیرگذارند و نه اوراق کوتاه مدت.نکته کلیدی در فهمیدن این که چگونه تغییر در نرخ‌های بهره بر قیمت و بازده یک اوراق مشخص تأثیر می‌گذارد، تشخیص محل قرارگرفتن آن اوراق بر منحنی بازده (چه کوتاه و چه بلندمدت) و درک تأثیرات متقابل بین نرخ‌های بهره کوتاه و بلندمدت است./پایانهمراهان عزیز باسیگنال! می‌توانید برای استفاده از تمام مطالب بامارکت، وبلاگ ما را دنبال کنید.</description>
                <category>basignal</category>
                <author>basignal</author>
                <pubDate>Wed, 27 Jul 2022 13:52:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیای دیفای - بخش اول: قراردادهای هوشمند</title>
                <link>https://virgool.io/basignal/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%81%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-qfadaef3xwpi</link>
                <description>مقدمههمه ما هر روزه با عملیات ساده نقل و انتقال پول و یا عملیات پرداخت سر و کار داریم. هنگام خرید کالا از یک فروشگاه، خرید اینترنتی، کارت به کارت، دریافت پول از خودپرداز و ... همگی از این جمله‌اند. این امور، ساده‌ترین، رایج‌ترین و در عین حال حیاتی‌ترین امور روزمره زندگی بشر است. در سطحی فراتر، شاید تاکنون برایتان پیش آمده که به بانک مراجعه کرده و پس از طی فرآیندی زمان‌بر، سپردن وثایق و تضامین لازم و موافقت بانک، وام دریافت کرده باشید. یا این که با مراجعه به بانک، به منظور کسب سود ثابت ماهانه، اقدام به سپرده‌گذاری کرده باشید. تمامی این امور و سایر عملیات‌های پرکاربرد مالی، امروزه توسط نهادهای واسط (Third Party) و متمرکز (Centralized) صورت می‌پذیرد. نهادهایی که آن‌قدر بزرگ و ذی‌نفوذ هستند که عملاً تصور جهان فاقد آن‌ها (حداقل تاکنون) ناممکن به نظر می‌رسد و هرگونه اخلال در سیستم آن‌ها، به معنای اخلال و ناپایداری در زندگی عادی شمار عظیمی از مردم می‌باشد.امور مالی نامتمرکز (Decentralized Finance) یا به اختصار؛ دیفای (DeFi)، با این ایده متولد شد که دست نهادهای واسط را از امور مالی رایج در جهان کوتاه کرده و تمام عملیات‌های کنونی -از دریافت و پرداخت پول گرفته تا وام‌گیری و وام‌دهی و انواع سرمایه‌گذاری‌ها- را به دنیایی نامتمرکز بسپارد؛ دنیای دیفای. این دنیای نوظهور، اگرچه هنوز در بدو طفولیت خود به سر می‌برد و به بلوغ کافی نرسیده، اما همچون دنیای مالی کلاسیک، حوزه‌ای بسیار فراگیر و متنوع از قابلیت‌ها، کاربردها و امکانات را عرضه نموده که به تدریج تکامل یافته و گمان می‌رود در آینده‌ای نزدیک، جهان مالی را تصاحب کند.قصد داریم تا طی یک سلسله مطالب مفصل و به مرور، در شماره‌های مختلف بامارکت از وب‌سایت باسیگنال، به معرفی حوزه‌های متنوع و جذاب دیفای بپردازیم و در این حین، پروژه‌های شاخص دیفای را بررسی کنیم. سعی ما بر آن است تا پروژه‌ها و مفاهیم ارائه شده، از جنبه آشنایی با روش‌های سرمایه‌گذاری و کسب درآمد نیز به شما کمک نموده و شما را از این حیث مجهز نماید. اما قاعدتاً برای دستیابی به دانش فراگیر و تسلط در هر زمینه‌ای، نیاز به مقدماتی است که در این شماره از بامارکت به معرفی و توضیح یکی از مهم‌ترین مقدمات فضای دیفای، یعنی مفهوم «قراردادهای هوشمند» می‌پردازیم. با ما همراه باشید و شماره‌های دیگر بامارکت را دنبال کنید.قرارداد هوشمند چیست؟قرارداد هوشمند (Smart Contract) یک قطعه کد است که می‌تواند به صورت خودکار و کاملاً قابل‌ پیش‌بینی اجرا گردد. این قراردادها تاکنون به منظور حفظ اطمینان و امنیت معمولاً بر بستر بلاکچین پیاده و اجرا شده‌اند. قراردادهای هوشمند، قابلیت دریافت، ذخیره و ارسال سرمایه و همچنین افزودن قراردادهای هوشمند دیگر به خود را دارند. این نوع قراردادها، از جهت حذف دخالت تصمیمات انسانی که امکان خطای بالایی دارند حائز اهمیت‌اند؛ هرچند همین عامل، خود شامل ریسک‌هایی نیز می‌باشد که در شماره‌های بعدی به آن‌ها خواهیم پرداخت. اگر قرارداد هوشمند را با دستگاه فروش خودکار (vending machine) مقایسه کنیم، به شباهت جالبی میان این دو پی می‌بریم. هر دوی آن‌ها برنامه‌دهی شده بوده و از طریق مکانیزم‌های کاملاً از پیش تعیین‌شده‌ و قطعی کار می‌کنند که امکان دور زده شدن و یا انجام فرآیند به طریقه‌ای گوناگون در آن‌ها وجود ندارد. اگر به وندینگ ماشین، برای یک نوشابه 2 دلاری، یک سکه 1 دلاری بدهید، برایتان عمل نخواهد کرد اما اگر سکه 3 دلاری درون آن بیاندازید، 1 دلار به شما برمی‌گرداند.قرارداد هوشمند کاملاً متکی بر اطلاعات موجود بر بستر بلاکچین است. این قرارداد، امکان مبادله دوطرفه بر بلاکچین را فراهم می‌کند؛ مثلا من در ازای پرداخت 10 واحد از توکن A به شما، از شما 15 واحد از توکن B دریافت می‌کنم. اما انجام این تراکنش نیازمند دسترسی قرارداد هوشمند به اطلاعات دقیق و به‌روز شده‌ی حاوی نرخ مبادله بین توکن A و توکن B، در لحظه مبادله است چرا که ممکن است این نرخ در زمان دیگری تغییر کرده و به ازای هر 10 واحد از توکن A در برابر 13 واحد از توکن B باشد. بنابراین یک قرارداد هوشمند، نیازمند دسترسی به اطلاعات دنیای واقعی است. به این منظور، سرویس‌های اوراکل (Oracle) طراحی شده تا واسطه انتقال اطلاعات از جهان بیرون به درون بلاکچین باشند. اما لازم است تا سرویس‌های اوراکل هم قابل اطمینان باشند؛ لذا شبکه‌های اوراکل متعددی طراحی شده تا با اهداف انگیزشی خاص، اطلاعات دقیق را فراهم و در اختیار بلاکچین قرار دهند؛ مانند پروژه Chainlink.اتریوم (Ethereum) شبکه‌ای است مبتنی بر زبان برنامه‌نویسی Solidity که از قراردادهای هوشمند پشتیبانی کرده و به برنامه‌نویس‌ها این امکان را می‌دهد تا چنین قراردادهایی را بر بستر آن نوشته و پیاده‌سازی کنند. در اتریوم تمامی قراردادهای هوشمند، تغییرناپذیرند به این معنی که امکان اصلاح و ویرایش آن‌ها وجود ندارد. البته این ویژگی هم خود زمینه‌ساز ریسک‌هایی است که بعداً در مورد آن بحث خواهیم کرد. شبکه اتریوم، محبوب‌ترین و پراستفاده‌ترین پلتفرم قراردادهای هوشمند است و تمام آن‌ها از ویژگی بسیار مهم نامتمرکز بودن برخوردارند چرا که هیچ ماشین واحدی برای کنترل‌شان وجود ندارد. البته این شبکه، رقبای محدودی همچون کاردانو، ایاس، تزوس و ترون هم دارد که هر یک اکوسیستم خاص خودشان را دارند.مقایسه قرارداد هوشمند با نمونه سنتی آنفرض کنید دو شخص به نام های علی و حسین قصد انجام یک مبادله دارند. قرار است علی n واحد از سکه A را به حسین داده و حسین هم m واحد از سکه B را در عوض به علی بدهد. در فضای سنتی و خارج از بلاکچین، این دو نفر، به منزله اطمینان بخشی به مبادله مورد نظر و به جهت ریسک کلاه‌برداری یکی از طرفین، لازم است تا به شخص ثالثی مراجعه نموده و با دادن وکالت به او و تنظیم یک سند و همچنین در ازای پرداخت مبلغی معین به آن شخص، این مبادله را برای آن‌ها انجام دهد. اما اگر خود شخص ثالث قابل اطمینان نباشد چه؟ چنین فرآیندی مانند قرارداد هوشمند یا یک وندینگ ماشین قطعی و قابل پیش‌بینی نیست و می‌تواند خروجی‌های متفاوتی داشته باشد.در عوض، یک قرارداد هوشمند از جهت برنامه‌دهی‌شده بودن، کاملاً قابل پیش‌بینی عمل کرده و تخلفی در فرآیند آن راه ندارد. همچنین یک قرارداد هوشمند قادر به ذخیره نمودن سرمایه در داخل خود است که چنین چیزی در مدل سنتی ممکن نیست. از نظر سرعت انجام مبادله هم قرارداد هوشمند بسیار بهتر از نمونه سنتی عمل می‌کند و ساعات اداری و غیراداری و روزهای تعطیل و غیرتعطیل برای بلاکچین بی‌معناست. هزینه مبادله از طریق قرارداد هوشمند نسبت به مدل سنتی (مثلا مراجعه به یک بانک یا مؤسسه مالی) هم پایین‌تر است چرا که در محاسبه هزینه، نه صرفاً کارمزد انجام یک تراکنش، بلکه ریسک‌های پنهان هم مورد محاسبه قرار می‌گیرند. از منظر تکرارپذیری و قابلیت استفاده مجدد، همان قرارداد هوشمند بین علی و حسین می‌تواند بین هر دو نفر دیگر اجرا شود و نیازی به نوشتن قرارداد جدیدی نیست؛ در حالی که در نمونه سنتی باید قرارداد جدیدی تنظیم شود و طرفین آن قرارداد را امضا کنند. ریسک تقلب برای نهاد واسط در مدل سنتی بالاست؛ یعنی ممکن است یکی از طرفین به هر نحوی با جعل و سندسازی، مرتکب تقلب شود در حالی که در یک قرارداد هوشمند، تراکنش لزوماً با امضای دیجیتال (Digital Signature) اعتبارسنجی و سپس در صورت مطابقت انجام می‌شود.موارد کاربردبه طور کلی موارد کاربرد یک قرارداد هوشمند بسیار فراتر از حوزه دیفای است اما از آن‌جایی که هدف ما در این نوشتار، صرفاً پرداختن به دیفای می‌باشد، به عنوان آخرین مطلب از این بحث و به طور مختصر برخی دیگر از موارد استفاده قرارداد هوشمند را نام می‌بریم:1- پرداخت (payment)2- امور مالی نامتمرکز (DeFi):الف) استیبل‌کوین های نامتمرکز که ارزش آن‌ها در حدود یک دلار آمریکا نگه داشته می‌شود. MakerDAO یکی از پروژه‎‌هایی است که در این زمینه کار می‌کند.ب) فراهم‌سازی نقدینگی خودکار بصورت نامتمرکز؛ مانند Uniswap و Kyber Network3- زنجیره تأمین (Supply Chain) با هدف تأمین شفافیت بیشتر؛ مانند پروژه Origin Trail4- جذب سرمایه (Crowd Funding)5- اپلیکیشن‌های نامتمرکز (DAPPs) www.basignal.com </description>
                <category>basignal</category>
                <author>basignal</author>
                <pubDate>Wed, 20 Jul 2022 13:48:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نرخ بهره چیست و چه تأثیری بر بازارهای مالی می‌گذارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/basignal/%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%AF-i9tashzyo6ws</link>
                <description>فرقی نمی‌کند که شما یک تریدر بازارهای مالی باشید یا خیر. به احتمال زیاد، بارها چه از طریق رسانه‌ها یا هنگام دریافت یک وام بانکی و یا حتی در مواقع افتتاح یک حساب سپرده در بانک‌ها یا صندوق‌های مالی، با اصطلاح «نرخ بهره» مواجه شده‌اید. احتمالاً درک سرراست و ساده‌ای از این مفهوم در ذهن خود داشته‌‌اید که این تصورتان، یا از برداشت شخصی و یا از مطالعه تعاریف و توضیحات مربوطه در منابع و سایت‌های مختلف حاصل شده است. به عنوان نمونه، ویکی‌پدیا که یکی از متعارف‌ترین منابع تحقیقی کاربران است، نرخ بهره را این‌گونه معرفی می‌کند: نرخ بهره (Interest Rate) عبارت است از نرخی که بابت جلوگیری از کاهش ارزش پول پرداختی در امروز و دریافتی در آینده (به دلیل ارزش زمانی پول و نرخ تورم) از وام‌گیرنده دریافت می‌شود. همچنین در شرایط متعارف بازار، به منظور جبران فرصت‌های سرمایه‌گذاری وام‌دهنده، ممکن است مبلغی به عنوان حداقل سود مورد انتظار وام‌دهنده به این نرخ اضافه گردد. می‌توان ادعا کرد چنین تعریفی از نرخ بهره، رایج‌ترین استنباط از آن در ذهن افراد است و احتمالاً با کمی پس و پیش و کم و زیاد کردن واژه‌ها، همان تعریف نیز در ذهن شما نقش بسته است. اما آیا چنین تعریفی لزوماً دربرگیرنده دقت‌ها و ظرافت‌های لازم که خارج از تئوری و در واقعیت وجود دارند نیز هست؟ و اصلاً چنین تعریفی چگونه می‌تواند انتظارات ما از تأثیرات متقابل میان تغییرات نرخ بهره و بازارهای مالی را شکل دهد؟ در بامارکت این هفته از وب‌سایت باسیگنال، این مقوله را تا حد امکان باز کرده‌ایم و البته از پرداختن به جزئیات زیاد، تخصصی و نالازم برای هدف، صرف نظر کرده‌ایم.پول چیست؟شاید بنیادی‌ترین مسأله در درک این موضوع، داشتن تعریفی درست از «پول» است. در اینجا، بدون شرح و بسط تحولات تاریخی پول و ارائه تعاریف متعدد از سوی اقتصاددانان مختلف، به ارائه یک تعریف نسبتاً جامع و مورد قبول اکثریت اقتصاددانان پولی می‌پردازیم؛ به طوری که تعریف ما در مورد پول، در هر دوره تاریخی و با هر نوعی از پول صدق کند. پول یک سند بدهی معتبر است و مقبولیت آن ریشه در باور عمومی با ارجاع به اعتبار ناشر دارد. کارکرد اصلی پول، معیار سنجش ارزش است. با این معیار، امروزه دو نوع پول از هم قابل تفکیک است:            1- پول دولتی (اسکناس و ذخایر) 2- پول بانکی. در چنین تعریفی، نه تنها امروزه، که حتی به صورت تاریخی، پشتوانه پول، تعهد حکومت بوده است و نه هیچ چیز دیگر.اسکناس، سند بدهی دولت یا حاکمیت یا همان بانک مرکزی است. دقت کنید این سند بدهی به معنای تعهد اعطای یک شیء یا کالای خاص (مثلاً طلا) در قبال اسکناس، از جانب دولت نیست! بلکه صِرف پرداخت اسکناس از سوی حاکمیت به معنای پرداخت بدهی است. در مورد ذخایر در ادامه این مطلب بحث خوهیم کرد.پول بانکی که رایج‌ترین و مورد استفاده‌ترین نوع پول در دنیای مدرن است، مخلوق بانک‌ها بوده و سند بدهی بانک‌ها به سپرده‌گذاران است. یک بانک، مستقلاً با خلق پول به اعطای وام و تسهیلات می‌پردازد و این پول با گردش در حساب‌های بانکی افراد مختلف نزد بانک‌های گوناگون، به عنوان سپرده محسوب می‌شود. چنین پولی صرفاً یک عدد و نمایانگر اعتبار حساب سپرده‌گذار است و هیچ اسکناسی مابه‌ازای آن در بانک نگهداری نمی‌شود. سپرده‌گذاری، بردن چیزی از بیرون یک بانک به داخل آن بانک نیست؛ بلکه صرفاً انتقال اعداد بین حساب‌ها و بانک‌ها است! هرم پولی1) اشخاص - بنگاه‌هانرخ بهره یا سودی که اشخاص/بنگاه‌ها بابت دریافت وام و به صورت اقساط به بانک می‌پردازند و همچنین نرخ سودی که یک بانک، در ازای افتتاح سپرده مدت‌دار به اشخاص/بنگاه‌ها می‌پردازد، آشناترین و ملموس‌ترین نرخ بهره‌ای است که اکثر افراد به نحوی با آن سر و کار داشته‌اند. در اینجا مسأله‌ای که وجود دارد اینست که بسیاری گمان می‌کنند بانک‌ها به واسطه سپرده‌های مدت‌دار آن‌هاست که توانایی خلق اعتبار پیدا می‌کنند و از پول آن‌ها به بخش خصوصی و کارآفرینان وام اعطا می‌کنند و لذا بهره تعلق گرفته به سپرده، سود حاصل از خلق ارزش در بخش حقیقی اقتصاد است. در حالی که در واقعیت این‌گونه نیست. یک بانک توانایی خلق اعتبار و خلق پول از هیچ را دارد. تنها توجیه بهره سپرده این است که از انگیزه حملات تورم‌آفرین صاحبان سپرده به ویژه صاحبان سپرده کلان برای خرید دارایی کم می‌کند. بهره سپرده در اینجا نه جبران خدمت سپرده‌گذار به فرآیند خلق ارزش، بلکه به منزله‌ی دادن نوعی باج برای آرام گرفتن اوست! ضمناً باید خاطرنشان کرد پولی که در تعامل بین بانک‌ها با اشخاص/بنگاه‌ها رد و بدل شده و یا قرض داده و قرض گرفته می‌شود، از نوع همان پول بانکی است. پول بانکی، سند بدهی بانک‌ها است و فقط امکان تسویه با لایه‌های پایین‌تر بانک (پایین‌ترین سطح هرم) را دارد. اگر شما به فردی بدهکار باشید و برای پرداخت بدهی خود چک صادر کنید، از آن‌جایی که چک سند بدهی شخصی است و از اعتبار لازم برخوردار نیست، صدور چک به منزله تسویه بدهی نیست؛ بلکه تا زمانی که این چک به پول بانکی تبدیل نشده و پول بانکی در قالب سپرده در وجه طلبکار واریز نشود، تسویه‌ای صورت نگرفته. در واقع یک قانون مهم وجود دارد: هر سطح هرم، برای پرداخت بدهی‌های درونی خود مجبور است از سند بدهی سطح بالاتر خود (پول معتبرتر) استفاده کند. لذا افراد و بنگاه‌های خصوصی نیز برای تسویه بدهی‌های بین خود، از سند بدهی سطح بالاتر (پول بانکی) استفاده می‌کنند.2) بانک‌هاهما‌ن‌گونه که اشاره کردیم، اولاً بانک‌ها قادر به خلق پول از هیچ بوده و از این طریق به اشخاص و بنگاه‌ها اعتبار اعطا می‌کنند. ثانیاْ چیزی به نام خروج پول از بانک‌ها وجود خارجی ندارد! هنگامی که در نتیجه انجام یک تراکنش، از حساب شما در بانک الف به میزان n واحد کسر می‌شود، به حساب فردی دیگر در همان بانک یا بانکی دیگر (مثلاً بانک ب) یا حتی در صورت انتقال با حفظ مالکیت خودتان، به حساب خودتان در بانک دیگر، n واحد افزوده می‌شود. شما زمانی که پول را صرف خرید کالا یا مسکن می‌کنید، این پول از حساب شما خارج شده اما به حساب فرد دیگر (فروشنده) در یک سپرده بانکی واریز شده است. پس پول از حوزه بانکی خارج نمی‌شود؛ بلکه در این سیستم، در گردش است. آنچه ما آن را خروج پول از بانک می‌پنداریم، در واقع گردش پول بین حساب‌ها است. این موارد فقط روی سرعت گردش پول و ترکیب سپرده‌ها (جاری/مدت‌دار) مؤثر است.اما اگر بانک‌ها قادر به خلق پول از هیچ می‌باشند، چه چیزی مانع از خلق پول بی‌نهایت و محدودکننده این فرآیند است؟ دلایل مختلفی وجود دارد اما در اینجا به یک دلیل عمده می‌پردازیم.هر بانکی موظف است درصدی از ارزش سپرده‌های خود را نزد بانک مرکزی سپرده‌گذاری کند. از طرفی هر بانک می‌تواند به هر مقدارِ مورد صلاحدیدِ دیگر نیز نزد بانک مرکزی سپرده‌گذاری کند. این پول که پول نقد بانک‌ها نزد بانک مرکزی است، همان ذخایر نام دارد که سند بدهی عالی‌ترین سطح هرم است (پول دولتی). همان‌گونه که گفتیم، تسویه بدهی در یک سطح، مستلزم استفاده از پول سطح بالاتر است. بانک‌ها به هنگام انجام تسویه بین بانکی، از پول دولتی استفاده می‌کنند. معمولاً در پایان روز، خالص بدهی بانک‌ها با یکدیگر تسویه می‌شود. مثلا اگر در پایان یک روز و در نتیجه‌ی تمامی نقل و انتقالات و پرداخت‌ها، لازم است 100 واحد انتقال پول از بانک الف به بانک ب و 90 واحد انتقال از بانک ب به بانک الف، صورت گیرد، کافی است بانک الف، خالص بدهی خود که معادل 10 واحد است را به بانک ب پرداخت کند. این پرداخت از محل ذخایر بانک الف نزد بانک مرکزی و از طریق مکانیزم clearance house (اتاق تسویه) صورت می‌گیرد. اما درصورتی که یک بانک به هر دلیلی موقتاً دچار کسری ذخایر شده و قادر به پرداخت بدهی خود نباشد چطور؟ در این صورت بانک دو راه دارد: استقراض از بانک دیگر که دارای مازاد ذخایر است و یا استقراض از بانک مرکزی (البته شیوه های گوناگونی برای استقراض وجود دارد که برای اختصار و سهولت از ذکر آن‌ها صرف نظر می‌کنیم). استقراض بانک‌ها از یکدیگر، در بازاری تحت عنوان بازار بین بانکی انجام می‌شود و نرخ بهره‌ای که بر آن وضع می‌شود نیز به نرخ بهره بین بانکی یا نرخ شبانه (Overnight Rate) معروف است. معمولاً مدت بازپرداخت این وام‌ها بسیار کوتاه و در حد یک روز است. این نرخ در بازار بین بانکی انگلستان به لایبور (LIBOR) و در ایالات متحده آمریکا به نرخ وجوه فدرال (Federal Funds Rate) مشهور است. نرخ وجوه فدرال، همان نرخ معروفی است که بسیاری از فعالین بازارهای مالی آن را می‌شناسند. این نرخ توسط اعضای کمیته بازار باز فدرال (FOMC) تعیین شده و طی بیانیه‌ای اعلام می‌شود. بانک‌های مرکزی از طریق مداخله در بازار بین بانکی و خرید و فروش اوراق در این بازار، با افزایش یا کاهش عرضه اوراق دولتی (بسته به آنکه بخواهند نرخ سیاستی افزایش یا کاهش یابد) باعث افزایش/کاهش قیمت اوراق و درنتیجه کاهش/افزایش نرخ بازدهی اوراق و درنهایت کاهش/افزایش نرخ بهره می‌شوند تا جایی که نرخ بازار بین‌بانکی، بسیار به نرخ سیاستی مصوب نزدیک شود (قیمت اوراق با نرخ بازدهی آن نسبت عکس دارد).3) بانک مرکزیهمان‌گونه که در بالا اشاره کردیم، بانک‌ها در صورت کسری ذخایر، به دو طریق امکان استقراض دارند؛ یا از طریق بازار بین‌بانکی و بانک‌های دیگر و یا استقراض مستقیم از بانک مرکزی. استقراض مستقیم از بانک مرکزی، از درگاهی به نام پنجره تنزیل (Discount Window) صورت گرفته و نرخ بهره‌ای که بر این وام تعلق می‌گیرد هم نرخ تنزیل یا Discount Rate نام دارد. از آنجایی که از بانک مرکزی اصطلاحاً به Lender of Last Resort (آخرین مرجع وام‌دهنده) یاد می‌شود، نرخ تنزیل همواره بیشتر از نرخ بین‌بانکی بوده و به طور مثال در مورد فدرال رزرو، عدد نرخ تنزیل همواره عددی بین %0.25 تا %0.5 بیشتر از نرخ وجوه فدرال است. پس افزایش یا کاهش در نرخ بین‌بانکی، موجب تغییر نرخ تنزیل هم خواهد شد. از آنجا که موضوع بحث ما نرخ تنزیل نیست، به همین اندازه اکتفا می‌کنیم.تأثیر نرخ بهره بر بازارهای مالیدر دنیای پیچیده و مدرن امروز، ترکیب عوامل تأثیرگذار بر اقتصاد جهانی، بازارهای مالی و یا روند قیمتی یک کالای خاص، گسترده و بسیار متنوع و از پیچیدگی‌های خاص خود برخوردار است. در بین این عوامل، نرخ بهره و به طور خاص، نرخ بهره یا همان نرخ وجوه فدرال آمریکا، به عنوان مرکز نشر و کنترل ارز مسلط جهانی یعنی دلار، از اهمیت ویژه‌تری برخوردار است. اگر چه تحلیل بازارهای مالی با ابزار نرخ بهره نه کافی است و نه لزوماً بیانگر رابطه‌ای خطی و خطاناپذیر؛ اما در یک مدل عمومی رایج و با حذف بسیاری از جزئیات و استثنائات و همچنین با پرهیز از وسواس در یافتن جهت علّیت، می‌توان این‌گونه ادعا کرد که به طور کلی -و از آنجایی که افزایش نرخ بین‌بانکی منجر به افزایش تمامی نرخ بهره‌های دیگر در اقتصاد می‌شود و این منجر به افزایش هزینه استقراض پول و ارزشمندتر شدن آن می‌گردد- لذا افزایش نرخ وجوه فدرال در ایالات متحده، منجر به مسائلی می‌شود؛ مانند: افزایش کمیابی و ارزش دلار، کاهش تورم و انتظارات تورمی در آمریکا، کاهش مصرف و در نتیجه کاهش نرخ رشد تولید ناخالص داخلی (و حتی در موارد شدیدتر؛ رکود اقتصادی) و کاهش اقبال به دارایی‌های ریسکی (مانند سهام، طلا، کریپتو و ...) و از سوی دیگر افزایش اقبال به دارایی‌های ریسک‌فری (مانند اوراق خزانه) می‌شود. در نتیجه، در چنین شرایطی معمولاً شاخص‌های سهام، قیمت طلا و کامودیتی‌ها و همچنین دارایی‌های کریپتویی مانند بیت‌کوین و آلت‌کوین‌ها دچار افت قیمت می‌شوند. شرایط کاهش نرخ بهره، عکس موارد قبلی است. البته همان‌طور که بر آن تأکید شد، فاکتورهای متعدد دیگری می‌توانند در وضعیتی خاص، این‌گونه نتیجه‌گیری‌ها را نقض کنند و یا از شدت اثر آن‌ها بکاهند. در کنار عامل نرخ بهره، نرخ بهره حقیقی (تفاضل تورم و نرخ بهره)، انتظارات تورمی، انتظارات نرخ بهره، بازدهی اوراق قرضه کوتاه و بلندمدت و حتی عواملی مانند زنجیره تأمین، جنگ و منازعات سیاسی، جنگ‌های تجاری، شیوع بیماری و... نیز حائز اهمیت‌اند که این‌ها را هم نباید از تحلیل و تصمیم‌گیری نهایی در امر سرمایه‌گذاری جدا کرد./پایان https://basignal.com/ </description>
                <category>basignal</category>
                <author>basignal</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jun 2022 21:29:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیت‌کوین؛ آغاز یک ماجراجویی یا پایان یک رویا؟ (بخش دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/basignal/%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-wbafimop0n4c</link>
                <description>در شماره چهارم بامارکت از وب‌سایت باسیگنال، ادامه مباحث میزگرد مجله بَرونز با چهار نفر از کارشناسان حوزه اقتصادی و مالی، با موضوع کریپتو در بخش دوم و پایانی، این گفتگو را پی می‌گیریم. بخش اول این گفتگو را می‌توانید از طریق لینک زیر مطالعه کنید:بامارکت3: بیت‌کوین؛ آغاز یک ماجراجویی یا پایان یک رویا؟ (بخش اول)میهمانان این میزگرد، آقای دَن مُرهِد - بنیان‌گذار و مدیر عامل صندوق پوشش ریسک رمزارزی پَنتِرا کپیتال، پروفسور اِسوار پِراساد - اقتصاددان شهیر دانشگاه کرنل و نویسنده کتاب «آینده پول»، آقای آلکِش شا - مدیر بخش استراتژی دارایی‌های دیجیتال در بنک آو امریکا - و خانم لیسا شَلِت - مدیر ارشد سرمایه‌گذاری در بخش مدیریت سرمایه مورگان استنلی - می‌باشند.مدیر میزگرد و مصاحبه‌کننده، آقای دارن فوندا، نویسنده حوزه استراتژی‌های سرمایه‌گذاری در مجله برونز است.برونز: آیا تمام منابعی که به بیت‌کوین اختصاص داده شده، چیزی بدون ارزش ذاتی را پشتیبانی می‌کنند؟دن مرهد: طلا هم خیلی ارزش ذاتی خاصی ندارد. در مواردی برای پر کردن دندان یا جوشکاری ماهواره‌ها و یا چیزهای دیگر استفاده می‌شود. اما کاربرد عمده‌ی طلا، صرفاً تصاحب آن است. 5000 سال است که چنین امری پابرجاست. مردم به آن اعتماد دارند و آنقدرها هم نوسانی نیست. فکر می‌کنم طلای دیجیتال، یعنی بیت‌کوین هم شبیه آن خواهد بود. دهه‌ها طول خواهد کشید تا به چنین جایی برسد. اما این واقعیت که طلا دارای ویژگی خاصی نیست که کار خاصی انجام دهد، آن را به‌دردنخور نمی‌کند!اسوار پراساد: دَن به نکته خوبی اشاره کرد که تکنولوژی بلاکچین می‌تواند مزایای بسیار بزرگی در ارتقای S و G در مدل ESG داشته باشد. اما هیچ منطقی وجود ندارد که چرا برای این تکنولوژی باید از ماینینگ &quot;اثبات کار&quot; استفاده کنیم. این روش، بهینه‌ترین روش ماینینگ نیست. این که استخراج طلا هم عواقب زیست‌محیطی فاجعه‌باری دارد، توجیهی برای طلای دیجیتال نخواهد بود.لیسا شلت: می‌خواهم به این ایده برگردم که بیت‌کوین، به عنوان یک کالای مطلقاً مالی، با افزایش تقاضا مواجه خواهد شد. قصد دارم این موضوع را رد کنم؛ این موضوع که کمپانی Fidelity [یک کمپانی چندملّیتی سرمایه‌گذاری در ایالات متحده است] تا جایی پیش رفته که اعلام کرده «بیت‌کوین یک کلاس دارایی بادوام برای سهامداران (k)401 است» با موانع قانون‌گذاری فزاینده‌ای مواجه خواهد شد. در ایالات متحده، (k)401 یک حساب بازنشستگی (پس‌انداز) شخصی برای کارگران و با حمایت کارفرمایان است. در 26 آوریل، فیدلیتی اعلام کرد که قصد دارد به پس‌انداز بازنشستگان اجازه دهد تا 20 درصد از پرتفوی خود را به بیت‌کوین اختصاص دهند. هیچ راهی وجود ندارد که وزارت کار (آمریکا) به فیدلیتی اجازه دهد این برنامه را پیش برد. افراد زیادی آن طرف قضیه خواهند بود. [وزارت کار، به شرکت‌ها از جمله فیدلیتی درمورد گنجاندن بیت‌کوین در برنامه‌های (k)401 هشدار داده.] Erisa (قانون امنیت درآمد بازنشستگی کارگران، مصوب سال 1974) به عنوان قانونی که بر برنامه‌های (k)401 نظارت دارد، دسترسی مشتریان به کلاس دارایی‌های ثروت‌ساز با ناپایداری زیاد را محدود می‌کند. پس چرا چنین کلاسی از دارایی که نه ارزش ذاتی دارد، نه کاربرد واقعی دارد و حتی 4 تا 5 برابر بازار سهام نوسان دارد باید پذیرفته شود؟دومین بلاکچین بزرگ یعنی اتریوم، در حال برنامه‌ریزی برای آپگرید (بهبود) شبکه خود در آگوست، با هدف پرسرعت نمودن، کم‌هزینه کردن و مقیاس‌پذیرتر کردن آن با تغییر به مکانیزم اثبات سهام است. آیا چنین امری یک رویداد تحول‌آفرین برای اکوسیستم رمزارزها خواهد بود؟شا: چیزی که در مورد اتریوم جالب است، جریان نقدینگی حقیقی است. سال گذشته 10 میلیارد دلار کارمزد بابت پردازش تراکنش‌های بلاکچین اتریوم، به عوامل شبکه پرداخت شده. اینجا یک جریان نقدینگی وجود دارد؛ حتی اگر تاکنون مدلی برای کشف ارزش ذاتی نداشته باشیم. به اتریوم به عنوان سیستم عاملی برای اپلیکیشن‌ها، پروژه‌ها، استیبل‌کوین‌ها و NFTها نگاه کنید. در گذشته، وقتی سیستم عاملی مانند ویندوز داشتید، یک شرکت مالک آن بود و از این بابت از تولیدکنندگان کامپیوترهای شخصی، حق امتیاز دریافت می‌کرد. در اتریوم، %70 کارمزد تراکنش‌ها صرف توکن‌سوزی خواهد شد؛ چیزی مانند بازخرید سهام و %30 به سهامداران (استیک‌کنندگان اتریوم - کسانی که صاحب توکن‌ها هستند و از آن‌ها برای امنیت شبکه استفاده می‌کنند) پرداخت خواهد شد. از جایی به بعد در آینده، ما قادر به پیش‌بینی کارمزد تراکنش‌ها برای اپلیکیشن‌ها و پروژه‌های بر بستر این شبکه خواهیم بود. آیا این آپگرید، همه چیز را برای اتریوم و اپلیکیشن‌های روی آن تغییر خواهد داد؟ قطعاً آن را جذاب‌تر خواهد کرد؛ اما احتمالاً عرصه برای بلاکچین‌هایی که برای سایر موراد بهینه شده‌اند مانند اولانچ و سولانا هم باز خواهد بود. احتمالاً در آینده جایی برای عرض اندام 35 تا 40 شبکه‌ &quot;لایه اول&quot; که امروزه وجود دارند (شبکه‌هایی که بلاکچین مستقل خود را دارند) نخواهد بود. اما برای 3 تا 5 تای اول حتماً خواهد بود.پراساد: مکانیزم اثبات سهام، برای اکوسیستم‌های مالی مبتنی بر بلاکچین، سرنوشت‌ساز خواهد بود. این امر، نه تنها کارمزد تراکنشات را از طریق افزایش ظرفیت پذیرش تراکنش‌های بیشتر کاهش خواهد داد، بلکه مقیاس‌پذیرتر هم خواهد بود. چنین امری از نظر زمانی هم کاراتر است و تغییرات عمده‌ای را در معماری بلاکچین موجب خواهد شد. اما مسأله حکمرانی (governance) برای این سیستم‌های نامتمرکز، از اهمیت یکسانی برخوردار خواهد بود. وقتی حکمرانی شبکه‌ای مانند اتریوم را در نظر بگیرید، این که آیا در عوض عدم تمرکز به سمت تمرکز رفته‌ایم یا نه، اهمیت زیادی دارد. اگر به این تعدد بلاکچین‌ها توجه کنید، نهایتاً چندتایی از این‌ها به خط پایانی این مسابقه خواهند رسید. قانون‌گذاری، یک موضوع ضروری برای جلوگیری از سوق یافتن این شبکه‌های نامتمرکز به سمت متمرکز شدن و رقابت‌ناپذیری است.مرهد: قرار نیست فقط یک بلاکچین وجود داشته باشد. قرار نیست 50 تا بلاکچین هم وجود داشته باشد. صرفاً چندتایی، هر یک با ویژگی‌های متفاوت وجود خواهند داشت. به این خاطر است که ما گمان می‌کنیم شبکه‌ای به قدرتمندی اتریوم و همچنین شبکه‌ای مانند ریپل برای انجام تراکنش‌ها و بیت‌کوین هم به عنوان طلای دیجیتال، حتماً جایی در آینده بلاکچین خواهند داشت. وِب فقط یک شرکت نیست؛ بلکه تعداد زیادی از شرکت‌های وب وجود دارند. بلاکچین‌های نوین، بسیار بیشتر مقیاس‌پذیرند. پولکادات و سولانا دوتا از شبکه‌هایی هستند که برای مقیاس‌پذیری بالا ساخته شده‌اند. درحالی که بسیار گران بودن انجام یک تراکنش بر بستر بیت‌کوین ناامیدکننده است، فکر نمی‌کنم در عرض یک مدت کوتاه چند ساله، چنین چیزی یک مشکل باشد.اگر شما قصد سرمایه‌گذاری در کریپتو داشته باشید، بهترین راه کدام است؟ و آیا به عنوان یک دارایی جایگزین که همبستگی زیادی با تکنولوژی دارد، جایی در پرتفو دارد؟ مرهد: با درنظر گرفتن بیت‌کوین به عنوان نماینده این صنعت، متوجه می‌شویم با یک نرخ 11 ساله‌ی 2.5 برابر به ازای هر سال رشد کرده است. ما اکنون در یک بازار خرسی (نزولی) کوتاه‌مدت هستیم. اما هر کسی که از 3 سال پیش بیت‌کوین خریده اکنون در سود است. خود اینترنت یک صنعت 50 ساله است. با این حال، هنوز دهه‌های زیادی پیش رو داریم. به طور تاریخی، اینترنت و کمپانی‌های عرضه‌کننده‌ی خدمات اینترنتی، همبستگی کمی با شاخص s&amp;p 500 داشته‌اند. ما به سمتی خواهیم رفت که سرمایه‌گذاران روی چیزهایی سرمایه‌گذاری کنند که به نرخ بهره حساس نباشند؛ مانند کالاها، طلا، نفت، کالاهای کشاورزی و چیزهایی مانند دارایی‌های بلاکچینی. واضحاً چنین چیزی در سه چهار ماه گذشته در مورد دارایی‌های دیجیتال اتفاق نیفتاده اما گمان می‌کنم در آینده این امر اتفاق خواهد افتاد.شلت: ما هواداران پر و پا قرص کریپتو هستیم. گمان می‌کنیم که صنعت بلاکچین در مسیر دگرگونی خواهد بود و نهایتاً به پرتفو ارزش خواهد افزود. ما حمایتمان را آشکار اعلام می‌کنیم، ولی شما ممکن است به طرق گوناگونی این کار را انجام دهید؛ مثلاً از طریق ماینینگ، اکسچینج‌ها، سرویس‌های حضانتی و از این قبیل راه‌ها.  یک راهی که ما چنین کاری را برای سرمایه‌گذاران رسمی انجام می‌دهیم، صندوق‌های پوشش ریسک (هج فاندها) یا ابزارهای سرمایه‌گذاری خصوصی است. کریپتو حدوداً چیزی به اندازه حداکثر %5 از پرتفوی سرمایه‌گذارانی را تشکیل می‌دهد که لااقل می‌دانند صاحب چه هستند!پراساد: اختصاص 2 الی 3 درصد پرتفو به هولد کردن (یک استراتژی ارزهای دیجیتال) کریپتو چیز بدی نیست چرا که حتی اگر ارزش این دارایی‌ها به صفر هم برسد چیز زیادی را نباخته‌اید. اما صعود این دارایی‌ها، فوق‌العاده خواهد بود. من بیشتر نگران سرمایه‌گذارانی هستم که مقدار خیلی زیادی سرمایه به کریپتو اختصاص می‌دهند، برای آن که همرنگ جماعت باشند یا از ترس این که از قافله عقب نمانند. در مورد شمار زیادی از افرادی که تمام یا بخش عظیمی از پس‌اندازهای زندگی‌شان را بدون اطلاع از ریسک‌های موجود، وارد کریپتو می‌کنند نگرانم.شا: لزومی ندارد که فقط خریدار باشید؛ انتخاب‌های متعدد دیگری هم با بلوغ یافتن بیشتر این بخش وجود دارند. امروزه تعداد معدودی از این شرکت‌های عمومی وجود دارند، اما دلیلش این است که ما هنوز در آغاز این چرخه تکنولوژی هستیم. میزان پول سرمایه‌گذاری استارت‌آپی وارده را مد نظر داشته باشید (میزان پولی که روی کسب و کارهای کوچک و پرمخاطره سرمایه‌گذاری می‌شود). سال گذشته 25 میلیارد دلار، بالاتر از 3 میلیارد دلار در سال 2020 و در مسیر 30 تا 40 میلیارد دلار برای امسال. 278 شرکت خصوصی هستند که بالای 100 میلیون دلار ارزش‌گذاری شده‌اند و 118 شرکت بالای 500 میلیون دلار. اگر در نظر داشته باشید که این شرکت‌ها عمومی شوند (سهامی عام)، احتمالاً بعد از حدود 3 سال، با یک بخش 1 تریلیون دلاری مواجه خواهیم بود.مرهد: 4 بلاکچین عمده‌ای که مورد علاقه ما هستند، اتریوم (ETH)، پولکادات (DOT)، سولانا (SOL) و نیر (NEAR) هستند. نکته مهم آنست که تعداد خیلی زیادی از توکن‌های جالبی که وجود دارند رمزارز نیستند؛ بلکه مانند شرکت‌های کریپتویی هستند که جایگزین کمپانی‌های سنتی شده‌اند. بیش از 4000 شرکت قابل خرید و فروش در آمریکا وجود دارند. می‌توانیم به راحتی بیش از 4000 توکن هم داشته باشیم. بامارکت: نگران سرمایه‌ام هستم، پس سرمایه‌گذاری می‌کنم! این که بخواهیم ریسک بازار کریپتو را طوری بیان کنیم که وحشت عمومی را برانگیزیم، نتیجه‌ای غیر از رکود و بی‌ارزشی مقادیر بالایی از سرمایه را نخواهیم داشت. بگذارید خیالتان را از این بازار راحت کنم؛ ابتدا سابقه‌ی کانال‌ها را خوب بررسی کنید، سپس سرمایه‌تان را به سیگنال‌ها بسپارید! کمیته بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) صندوق‌های بورسی (ETF) معاملات آتی بیت‌کوین را تأیید کرده است. آیا امیدی به مجوز ETF بیت‌کوین که در عوض قرارداد آتی، مستقیماً شامل خود بیت‌کوین باشد هست؟ پراساد: خیلی طول خواهد کشید که تحت مدیریت فردی مثل گَری گِنسلِر، SEC برای تأیید ETF بیت‌کوین متقاعد شود. از دیدگاه قانون‌گذاری، یک مسأله این است که حتی اگر ریسک‌ها شفاف شوند، واقعیتی وجود دارد که کالاهایی که از جانب قانون‌گذاران مجوز گرفته‌اند، در واقع به آن‌ها مشروعیت داده می‌شود؛ که این امر سرمایه‌گذاران خرد را متقاعد می‌سازد که باور داشته باشند تمامی ریسک‌ها تحت نظارت هستند. مختصر مسائلی هست که باعث می‌شود قانون‌گذاران قبل از هر اقدامی در این راستا، تأمل زیادی داشته باشند.مرهد: SEC استانداردهای شدیدی را در مورد بیت‌کوین در مقایسه با سایر ETFهای نامطلوبی که وجود دارند به کار می‌برد. یکی از کمیسیونرهای SEC خانم هِستِر پی‌یِرس استدلال می‌کند که SEC اقدام به تأیید ETFهای کالایی، مانند یک مورد برای پالادیوم کرده که روی بازارهای اسپات قانون‌گذاری‌نشده هستند. 70 میلیارد دلار بیت‌کوین به طور روزانه روی صدها صرافی در چندین کشور دنیا معامله می‌شود. این بازار بسیار بزرگ‌تر از آن است که بخواهد دستکاری شود؛ حتی اگر مواردی از رانت اطلاعاتی و دستکاری بازار هم وجود داشته باشد، باز هم چنین چیزهایی به مراتب کمتر از نابودی سرمایه‌ای هست که توسط صندوق بیت‌کوین‌تراستِ گری اسکیل [GBTC] ایجاد شده. سرمایه‌گذاران خرد، آن را با قیمت %83 ارزش افزوده خریدند و حالا به %37 زیر ارزش حقیقی رسیده. من نمی‌فهمم چگونه چنین چیزی در خدمت خیر عموم است و به آن مجوز می‌دهند، اما به یک ETF بیت‌کوین نه!شلت: من از یک طرف نگرانم زمانی که یک ابزار ETF در دسترس قرار داده می‌شود، صرفاً یک راه دیگری است که اجازه می‌دهد سرمایه‌گذارانی که هیچ دانش و تخصصی ندارند، به نحوی قمار کنند. نگرانم که از این طریق، این کلاس دارایی، پرنوسان‌تر شود ولی کاراتر نه. یک نکته مثبت درمورد بیت‌کوین این است که ما را در مسیر پدیده عرضه-تقاضا قرار می‌دهد. توسعه‌دهندگان بیت‌کوین بر یک نرخ ثابت عرضه آن توافق کرده‌اند و هر 4 سال یک بار، میزان عرضه‌ای که وارد گردش می‌شود، نصف می‌شود (هاوینگ/halving). در 18 الی 24 ماه آینده، تحولات اساسی پیرامون کمیابی وقوع خواهد یافت که بسیار مفید خواهد بود. اما سرمایه‌گذاران و قانون‌گذاران، دانش بیشتری درمورد ریسک‌های این اکوسیستم کسب خواهند کرد.نظرتان در مورد Web3 چیست - ایده‌ای که بر اساس آن می‌توانیم شبکه‌ها و اپلیکیشن‌هایی نوین مبتنی بر بلاکچین‌های نامتمرکز و توکن‌ها داشته باشیم؟شا: Web3 صرفاً مفهومی مانند نرم‌افزار است که ماندگار خواهد بود. بلاکچین‌ها به عنوان سیستم‌عامل‌هایی برای اپ‌ها و خدمات نوین، ایفای نقش خواهند کرد. استیبل‌کوین‌ها بصورت فرامرزی، منتقل‌کننده ارزش خواهند بود. NFTها بطور بالقوه‌ای مالکیت کالاهای حقیقی در متاورس را فراهم خواهند نمود که خود آن مجهز به Web3 خواهد بود.مرهد: کل ماهیت Web3 با هدف جایگزین کردن شرکت‌هایی مانند اسپاتیفای [SPOT] یا اِیربی‌ان‌بی [ABNB] با ورژن‌های نامتمرکز است. از این که تعدادی از پروژه‌ها در حال رقابت با انحصارگران داده هستند خوشحالیم. به عنوان مثال، پروژه Audius که یک پروتکل اشتراک‌گذاری است و به آهنگ‌سازان کمک می‌کند پول بیشتری به دست آورند. کاربران بابت جلب مشارکت از طریق آپلود آهنگ‌هایشان، مبلغی را دریافت می‌کنند. Audius هم‌اکنون 6 میلیون کاربر فعال ماهانه دارد. ما روی حدوداً 80 پروتکل مختلف که از این قبیل کارهای متمایز انجام می‌دهند سرمایه‌گذاری می‌کنیم. ما مورد استفاده انحصارگران بزرگ داده، مانند فیسبوک (متا) و اِیربی‌ان‌بی واقع می‌شویم که حجم عظیمی از سرمایه را روانه بازارهای عمودی‌شان می‌کنند (بازار عمودی، بازاری است که در آن تقاضا منحصراً از یک صنعت به خصوص ارائه می‌شود و یا تنها قشر خاصی از مردم طالب محصولات آن بازار هستند). چنین چیزهایی می‌توانند نامتمرکز باشند. یک شبکه اجتماعی مانند فیسبوک احتمالاً یک دهه طول می‌کشد تا نامتمرکز شود؛ اما سرانجام یک ورژن مالکیت و حاکمیتِ مشارکتی از انحصارگران داده‌ای مانند فیسبوک خواهیم داشت. جهان شگفت‌انگیزی خواهیم داشت؛ به مراتب بهتر برای همه. چرا که این مالکان فعلی می‌توانند بسیار خطرناک باشند. با حکمرانی نامتمرکز، تصمیمات بهتری اتخاذ خواهد شد، دموکراسی دچار تزلزل نخواهد شد و اطلاعات غلط در مورد واکسن خریدار نخواهد داشت. زمان خواهد برد اما به آن سو حرکت می‌کنیم. این یکی از بارزترین روندهایی است که در طول 35 سال کارم دیده‌ام.پراساد: من نگرانم که شاید این تمرکززدایی و از هم گسیختن‌ها، لزوماً به اقتصاد بهتر یا انسجام اجتماعی منجر نشود. می‌توانم تصور کنم شمار زیادی از این تکنولوژی‌ها توسط اقتدارگرایان، دولت‌های به ظاهر خیرخواه و شرکت‌های بزرگ برای کسب قدرت اقتصادی بیشتر به انحراف کشیده شوند. در حالی که این تکنولوژی‌ها مسیری به سوی اهداف خوشایند از قبیل بیشتر دموکراتیزه‌کردن فایننس فراهم می‌کنند، نگرانم که در خلأ گاردریل (حفاظ) های این مسیر، ما را به نوعی سعادت نخواهد رساند.شا: یک جاذبه اتوماتیک به سمت تمرکزگرایی وجود دارد و ما خواهان آنیم. قانون‌گذاران به دنبال تمرکزگرایی‌اند چرا که خواهان حکمرانی‌اند و  می‌خواهند افراد را پاسخگوی کارهایشان نگه دارند. گام بعدی وب، نیمه‌متمرکزشدن است. خوشبختانه، Web4 و Web5 و Web27 به سمت جهانی حرکت خواهند کرد که بیشتر نامتمرکز است. اما زمان زیادی خواهد برد. خوبی این ابزارها آن است که کمک می‌کنند اینترنت فعلی کمی بیشتر نامتمرکز شود.چشم‌انداز قانون‌گذاری برای بیت‌کوین چگونه است؟ آیا انتظار دارید که دولت‌ها در سطح جهانی، اقدام به سرکوب این تکنولوژی و معاملات آن کنند؟شا: قرار نیست یک چهارچوب قانون‌گذاری جهانی وجود داشته باشد؛ چرا که دولت‌ها تقریباً سر هیچ چیز نمی‌توانند با هم توافق کنند. خوشبختانه چهارچوب‌های مشخصی خواهد بود و کشورها از آن‌ها اقتباس خواهند کرد. نگاه بلندمدت ما اینست که یک نظام قانون‌گذاری که شامل این اکوسیستم، محصول آن، نرم‌افزار و یا خدمات می‌باشد، بسیار پربازده خواهد بود.پراساد: زمانی که DeFi در تماس با موسسات مالی قانون‌گذاری‌شده قرار بگیرد، نگرانی قانون‌گذاران بروز خواهد کرد. استیبل‌کوین‌ها در معرض قانون‌گذاری‌های نظارتی جدی قرار خواهند گرفت و اگر پای ارز دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) هم در میان باشد، معلوم نخواهد بود استیبل‌کوین به چه دردی بخورد. احتمالاً به سمت دنیایی خواهیم رفت که استیبل‌کوین‌های شدیداً قانون‌گذاری‌شده، با CBDCها همزیستی خواهند داشت. اما اگر به سمتی برویم که CBDCها به راحتی برای کشورها و تراکنش‌های فرامرزی در دسترس باشند، بسیاری از استیبل‌کوین‌ها بی‌ارزش خواهند شد.شلت: فکر می‌کنم قرار است قیل و قال زیادی در مورد قانون Erisa بشنویم. با وجود نوسانات کلاس دارایی کریپتویی، این که فکر کنیم قرار است مجری Erisa پیشنهاد دهد که بیت‌کوین باید یک گزینه در منوی (k)401 باشد، بسیار دور از واقعیت است. بسیاری از طرح‌های (k)401 شامل چیزهایی که من و شما فکر می‌کنیم بسیار متداول‌اند نیستند؛ مثل طلا یا دارایی‌های زیرساخت‌های انرژی و یا ودیعه‌های سرمایه‌گذاری املاک و مستغلات. تا به امروز، برنامه‌های (k)401ای هستند که بر سر این که آیا بازارهای نوظهور باید گزینه‌ای در پلتفرمشان باشد یا نه، با هم بحث دارند.سرمایه‌گذاران واقعاً نمی‌دانند چه چیزی می‌خرند؟شلت: بسیاری از سرمایه‌گذاران حتی درکی از عناصر یک تراکنش بیت‌کوینی هم ندارند. اگر روی یک صرافی خرید می‌کنید، چه نوع صرافی‌ای هست؟ در کجا قرار است حضانت شود؟ چه کسی قرار است به آن دسترسی داشته باشد؟ شما واقعاً با چه کسی معامله می‌کنید؟ بسیاری از افرادی که روی این صرافی‌ها معامله می‌کنند حتی قادر به جواب دادن یکی از این سوال‌ها هم نیستند. هیچ تعریفی از &quot;بهترین عملکرد&quot; وجود ندارد. در بسیاری از موارد، افراد نمی‌دانند دارایی‌هایشان کجا حضانت می‌شود. هنوز سوالات زیادی پیرامون خریدن و در امان نگه داشتن یک دارایی کریپتویی وجود دارند./پایانبرای استفاده از تمام مطالب بامارکت، وبلاگ ما را دنبال کنید.</description>
                <category>basignal</category>
                <author>basignal</author>
                <pubDate>Fri, 24 Jun 2022 19:30:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیت‌کوین؛ آغاز یک ماجراجویی یا پایان یک رویا ؟ (بخش اول)</title>
                <link>https://virgool.io/basignal/%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-faji4nxomc9l</link>
                <description>در بامارکت این هفته از وب‌سایت باسیگنال، به ترجمه مصاحبه‌ای از مجله برونز در میزگردی با حضور چهار نفر از متخصصین بازارهای مالی و تکنولوژی پرداخته‌ایم. این میزگرد با موضوع بررسی آینده رمزارزها، هم از منظر تکنولوژی و کارکرد و هم از حیث سرمایه‌گذاری مالی می‌باشد. میهمانان این میزگرد، آقای دَن مُرهِد - بنیان‌گذار و مدیرعامل صندوق پوشش ریسک رمزارزی پَنتِرا کپیتال ، پروفسور اِسوار پِراساد - اقتصاددان شهیر دانشگاه کرنل و نویسنده کتاب «آینده پول»، آقای آلکِش شا - مدیر بخش استراتژی دارایی‌های دیجیتال در بنک آو امریکا  - و خانم لیسا شَلِت - مدیر ارشد سرمایه‌گذاری در بخش مدیریت سرمایه مورگان استنلی - می‌باشند.مدیر میزگرد و مصاحبه‌کننده، آقای دارن فوندا، نویسنده حوزه استراتژی‌های سرمایه‌گذاری در مجله برونز است.در بامارکت 3، بخش اول این میزگرد را منتشر می‌کنیم.مقدمهکمتر بخشی در دنیای تکنولوژی، به اندازه دنیای رمزارزها اینقدر لرزه‌خیز است. بیت‌کوین و سایر رمزارزها، از سقف قیمتی ثبت‌شده در ماه نوامبر تا به امروز، حدود 1.6 تریلیون دلار ارزش خود را از دست داده‌اند. سیاست‌های پولی انقباضی و ترس از رکود احتمالی، نه تنها بر بازار سرمایه، که بر بازار رمزارزها نیز سایه افکنده؛ بازاری که رشدش بسیار فراتر از کاربردش در دنیای واقعی است. سقوط ارزش یک استیبل‌کوین معروف که 40 میلیارد دلار سرمایه را در عرض چند هفته نابود کرد، منجر به بی‌اعتمادی بیشتر به این بازار شده است.بیت کوین که شناخته‌شده‌ترین رمزارز می‌باشد، هنوز بیش از 5 برابر قیمتش قبل از پاندمی کرونا معامله می‌شود و این صنعت، به شمار زیادی از دیگر بلاکچین‌ها، توکن‌ها و اَپ‌ها نیز گسترش یافته است. بازار کریپتو (رمزارزها) با ارزش بالغ بر 1.2 تریلیون دلار، اکنون شامل حوزه‌هایی است از قبیل:1. امور مالی نامتمرکز یا همان دیفای (DeFi) که پلتفرم‌هایی برای انجام معامله و وام دادن هستند.2. توکن‌های غیرمثلی یا همان NFT که برخی حقوق مالکیت در حوزه هنر و ویدئو را برای صاحبان آن‌ها تضمین می‌کنند.3. استیبل‌کوین‌ها که به عنوان دلار رمزارزی در نظر گرفته می‌شوند و هر واحدشان، ارزش یک دلار آمریکا با پشتوانه دارایی‌های ذخیره‌شده را دارند.صنعت کریپتو، به رغم پتانسیل‌های فراوان تکنولوژیکی و مالی‌اش، ورود به جریان غالب در دنیا را بسیار سخت می‌بیند؛ خصوصاً که سرمایه‌گذاران هم با فشار و وضع بیشتر قانون توسط قانون‌گذاران، در حال جابه‌جایی به سمت دارایی‌های امن‌تر می‌باشند.آیا دنیای کریپتو با یک بحران ذاتی مواجه است؟ یا آنگونه که گاوها (کسانی که روند قیمتی را صعودی می‌بینند) استدلال می‌کنند، یک افول مقطعی برای تکنولوژی‌ای است که بازارها را زیر و رو، تجارت جهانی را دگرگون و حتی نوع جدیدی از اینترنت به نام Web3 را بنا خواهد گذاشت؟ ما از میهمانان خود خواهیم خواست که به سوالاتمان در اولین میزگرد کریپتویی که تاکنون داشته‌ایم پاسخ دهند.برونز: بیت‌کوین %60 پایین‌تر از اوج قیمتی است و گویی در &quot;زمستان رمزارزها&quot; به سر می‌بریم. نخستین بار بیت‌کوین %82 ارزشش را از دست داد و 3 سال طول کشید تا دوباره به سقف قیمتی‌اش بازگردد. آیا این دوره هم قابل قیاس با زمستان قبلی است؟الکش شا: این کلاسِ دارایی با دارایی‌های ریسکی مانند تکنولوژی همبستگی دارد و این حوزه به واسطه افزایش نرخ بهره و تورم دچار اصلاح قیمتی شده. برای آن که زمستان کریپتوها را متصور شویم لازم است که شاهد خروج افراد از این اکوسیستم باشیم؛ یعنی، مشارکت کمتر شرکت‌ها و نهادها و فعالیت کمتر توسعه‌دهندگان. بالعکس، با فعالیت بیشتر شرکت‌ها، نهادها و توسعه‌دهندگان، خلاف این موضوع را شاهدیم. از دیدگاه ما، زمستان کریپتو در کار نیست؛ بلکه دوران تثبیت برای یک دارایی ریسکی است.اسوار پراساد: کریپتو مانند یک کلاس دارایی منحصر بفرد عمل نمی‌کند. عواملی که به نظر می‌رسد بر دیگر دارایی‌های ریسکی اثر می‌گذارند ازجمله مسیر تورم، نرخ بهره و شرایط نقدینگی، همگی بر کریپتو هم تأثیرگذارند. هیچ مدل ارزش‌گذاری بنیادی وجود ندارد تا کریپتوها را پشتیبانی کند؛ به ویژه ارزهایی بدون هیچ ارزش ذاتی مانند بیت‌کوین. شاخص نزدک %30 زیر سقف قیمتی و کریپتو %60 پایین‌تر از سقف خود است. این امر بیانگر نوسانی‌تر بودن کریپتو با ریسک افزایش و کاهش قابل توجه قیمت است.لیسا شلت: من ادعا نمی‌کنم که این کلاس دارایی در یک زمستان است. اما در یک بازار نزولی شدید است و سوالات در مورد امکان مشاهده سقف قیمت‌های قبلی باید پاسخ داده شوند. آسیب‌پذیری پیرامون موارد کاربرد، به طور فزاینده‌ای مبهم است. ما شاهد مشکلات عمده‌ای در ارتباط با استیبل‌کوین‌ها -یکی از موارد کاربرد بنیادی برای کریپتو- بوده‌ایم. فقدان قانون‌گذاری و وثیقه‌گذاری صحیح، آشکار شده و ریسک‌هایی را نه تنها متوجه قانون‌گذاران، که متوجه همه اعضا نموده است.دن مرهد: 10 سال است که درگیر این امر هستیم و شاهد 6 سیکل بزرگ بوده‌ایم. میانگین وزنی زیان بازار نزولی تاکنون %61 بوده و ما %62 را تجربه کردیم. این نزول، 110 روز ادامه داشته است که برای یک بازار نزولی، حدوداً مقدار متوسطی است. این نخستین بازار نزولی در تاریخ بیت‌کوین است که بیش از %100 روند صعودی قبلی‌اش را پس داده و نخستین بار است که یک کف جدید بعد از یک بازار نزولی داشته‌ایم. همه این‌ها موجب می‌شود که گمان کنم ما به یک پایان نزدیک‌تریم تا یک آغاز!بامارکت: اما من با شما هم‌نظر نیستم. با وجود خطرناک بودن نوساناتی که در بازار بیت‌کوین بیان می‌کنید، اجازه بدهید پذیرای از دست دادن فجیع سرمایه‌تان نباشم. در این اوضاع، نیازمند یک سرمایه‌گذاری کارشناسی‌شده در کوتاه مدت هستیم. در مورد بازگشت سرمایه‌ی از دست‌رفته نظری ندارم؛ اما در شرایط مشابه، می‌توانید از باسیگنال کمک بگیرید.یکی از بزرگترین استیبل‌کوین‌ها، یک کوین &quot;الگوریتمی&quot; به نام TerraUSD، اخیراً سقوط کرده و منجر به نابودی حدوداً 40 میلیارد دلار سرمایه در توکن و یک رمزارز مرتبط به نام LUNA شده. عمده‌ترین استیبل‌کوین یعنی تتر، اندکی زیر 1 دلار معامله شد. آیا چنین امری، استفاده از استیبل‌کوین‌ها به عنوان دارایی‌هایی که می‌توانند به منظور حفظ کل ارزششان قابل اتکا باشند را زیر سوال می‌برد؟شا: موارد کاربرد محکمی برای استیبل‌کوین‌ها وجود دارند. اقتصاد &quot;متاورس&quot; احتمالاً توسط استیبل‌کوین‌ها پشتیبانی خواهدشد. یک خرده‌فروش احتمالاً باید یک کاتالوگ دیجیتال روی پلتفرمی که توسط متا یا مایکروسافت پشتیبانی می‌شود داشته باشد تا پرداختی‌هایش از طریق استیبل‌کوین باشد. با تراکنشی فرامرزی و در زمان حقیقی. اگر امروز از پول فیات (پولی که توسط بانک‌های مرکزی منتشر می‌شود) استفاده کنید، حدوداً بین 3 تا 5 روز طول خواهد کشید تا تسویه شود. اگر دیدگاهتان بر این باشد که متاورس هنوز در آغاز راه است، مجبورید به استیبل‌کوین‌ها باور داشته باشید.پراساد: یک تناقض ماهوی در مورد استیبل‌کوین‌های با پشتوانه پول فیات وجود دارد. تمام هدف بیت‎‌کوین، خلاص شدن از دست نهادهای واسطی همچون بانک‌های مرکزی، بانک‌های تجاری و یا ارائه‌دهندگان کارت‌های اعتباری بود. اما برای عمل کردن به عنوان واسطه مبادله قابل اتکا، استیبل‌کوین‌ها نیازمند یک مکانیزم اعتبارسنجی مرکزی هستند. استیبل‌کوین‌ها نیازمند پشتوانه داشتن توسط همان چیزی هستند که بیت‌کوین تلاش داشت از دستش خلاص شود؛ یعنی پول فیات. نهایتاً، استیبل‌کوین‌ها با تقاضای سیستم‌های پرداخت، چه بصورت داخلی و چه بصورت فرامرزی، و چه زمانی که در مورد متاورس فکر می‌کنیم، مواجه می‌شوند. اما من در مورد اینکه آیا استیبل‌کوین‌ها می‌توانند به واسطه حفظ ارزششان قابل اعتماد باشند یا نه نگرانم. بله آن‌ها وثیقه‌گذاری شده‌اند؛ اما چه کسی می‌داند که کیفیت آن وثیقه چقدر است؟ در طی بحران مالی جهانی، مشکلاتی با صندوق‌های سرمایه بازار پول که قرار بود امن باشند داشتیم. اگر قرار باشد کل اکوسیستم مالی بر استیبل‌کوین‌ها بنا شود نگران‌کننده است!شا: شکست پروژه Terra احتمالاً باعث تسریع در قانون‌گذاری خواهد شد. اسوار درست می‌گوید: این چیزی نبود که توسعه‌دهندگان بیت‌کوین آرزویش را داشتند؛ اما پول قابل برنامه‌ریزی است و می‌توانید هر نوع کاری با آن بکنید. شرکت Paypal Holdings [با نماد PYPL] و شرکت Silvergate Capital [SI] به دنبال ارائه استیبل‌کوین خودشان هستند، اما ما یک چهارچوب قانون‌گذاری لازم داریم.مرهد: استیبل‌کوین‌هایی که ما با آن‌ها کار می‌کنیم، دارای پشتوانه و حسابرسی هستند مانند کوین USD یا همان USDC. اگر استیبل‌کوین‌ها قانون‌گذاری می‌شدند بهتر می‌بود و فکر می‌کنم که در آینده این مدل اجرا خواهد شد. اما نابودی Terra چیزی درباره تعهد فراتر استیبل‌کوین‌ها و بلاکچین‌ها نمی‌گوید. شکست Pets.com به این معنی نبود که اینترنت چیز بیخودی است؛ بلکه به این معنی بود که یک مدل خاص از کسب و کار، به درستی کار نکرد. مهاجری که می‌خواهد پول به آن سوی مرزها حواله کند، قصد قمار کردن روی قیمت بیت‌کوین ندارد؛ صرفاً می‌خواهد یک پرداخت را در سریع‌ترین زمان ممکن از طریق گوشی هوشمند حواله کند. بانک‌ها و بنگاه‌های نقل و انتقال پول، کارمزدهای بالا و سودهای کلانی از نرخ‌های مبادله برای یک انتقال فرامرزی می‌برند. استیبل‌کوین‌ها مزیت بیشتری نسبت به سیستم‌های انتقال پولی مانند سوئیفت دارند که منسوخ، کند و پرهزینه‌اند. پس یک مورد کاربرد برای پولِ بدون نوسانی مانند استیبل‌کوین USDC وجود دارد. اما استیبل‌کوین‌ها دارای پشتوانه پول فیات‌اند که خود در حال کم‌ارزش شدن است. تورم حدود %8 است. این مسأله، بسیاری از مردم را وا می‌دارد که تمایل به نگه داشتن هر چیزی جز پول فیات باشند. بیت‌کوین و رمزارزهای نوسانی، استفاده‌های متفاوتی نسبت به استیبل‌کوین‌ها خواهند داشت.پردازش تراکنش‌های بیت‌کوین یا همان ماینینگ، به دلیل فرآیند پرمشقّت سیستم &quot;اثبات کار&quot; میزان بسیار زیادی برق مصرف می‌کند؛ معادل میزان برقی که در کشوری مانند نروژ در یک سال مصرف می‌شود. در حال حاضر مقدار بیشتری از ماینینگ، با سوخت‌های تجدیدپذیر انجام می‌شود اما هنوز مقدار قابل توجهی متکی بر سوخت‌های فسیلی‌اند که همین امر، بیت‌کوین را از لحاظ محیط زیستی مناقشه‌برانگیز می‌کند. چشم‌انداز آن چگونه است؟پراساد: همکارم در دانشگاه کرنل، آری جولز، که در یک مقاله در سال 1999 اثبات کار را ابداع کرد، از بابت استفاده آن برای بیت‌کوین ابراز تأسف می‌کند. بیت‌کوین اگرچه سیستمی بسیار هوشمند، اما کم‌بازده و از نظر زیست‌محیطی، مخرب است. اگر هزینه فرصت انرژی را در نظر بگیرید که می‌تواند به استفاده‌های بهتری تخصیص یابد، آن وقت این نکته که ماینینگِ اثبات کار، مخصوصاً از طریق انرژی تجدیدپذیر شغل ایجاد می‌کند، یک توهم است. پروتکل‌های بلاکچینی مانند &quot;اثبات سهام&quot; بسیار به لحاظ انرژی برای پردازش تراکنش‌ها و امنیت شبکه بهینه‌ترند؛ اما درمورد بیت‌کوین، من انگیزه‌ای برای شبکه آن برای شیفت کردن نمی‌بینم.شا: بیرون از شبکه بیت‌کوین، اغلب بلاکچین‌های دیگر مانند سیستم‌عامل‌ها برای اپلیکیشن‌هایی در رأس آن‌ها عمل می‌کنند و در حال گذار از سیستم اثبات کار می‌باشند. ماینینگ می‌تواند محرّک سرمایه‌گذاری در انرژی‌ تجدیدپذیر باشد. با استفاده از تجدیدپذیرها، زمان‌هایی هست که مازاد انرژی قابل توجهی دارید. اگر بتوانید از مازاد انرژی سودآوری داشته باشید و از آن برای تأمین مالی سرمایه‌گذاری‌های بیشتر استفاده کنید، آنگاه در واقع پروژه‌های تجدیدپذیر بیشتری هم انجام داده‌اید. از آنجایی که ماینینگ می‌تواند زیر 60 ثانیه قطع یا وصل شود و حاشیه سود آن حتی در قیمت‌های فعلی حدود %70 است، یک کسب و کار بسیار پرسود برای یک شرکت برق محسوب می‌شود. در یک سناریوی موجود، هر شرکت برقی که قصد تولید انرژی تجدیدپذیر دارد، دارای یک قسمت ماینینگ هم هست؛ چرا که این کار منجر به کمک به برقراری تعادل شبکه و جلوگیری از اتلاف انرژی می‌شود.پراساد: شواهد موجود، این مسأله که ماینینگ بیت‌کوین منجر به تولید بیشتر انرژی تجدیدپذیر می‌شود را تأیید نمی‌کنند. بله عملیات ماینینگ می‌تواند زیر 60 ثانیه سوییچ شود ولی با لحاظ کردن سرمایه عظیمی که ماینرها برای تجهیزات به کار گرفته‌اند، آن تجهیزات با تمام توان پردازش و در 24 ساعت و هر 7 روز هفته کار می‌کنند تا از نظر اقتصادی به صرفه بوده و بیشترین سود را حاصل کنند. حتی ماینرهایی که به ظاهر، بطور عمده‌ای متکی بر تجدیدپذیرها هستند، بسیار کمتر از نصف انرژی مورد نیازشان را از منابع تجدیدپذیر تأمین می‌کنند؛ چرا که دستگاه‌های ماینینگ به طور بی‌وقفه کار می‌کنند و نیازمند تأمین برق ثابت و پایدار می‌باشند.مرهد: ماینینگ بیت‌کوین حدود %0.5 از کل برق جهان را مصرف می‌کند. شما می‌توانید در مورد زیاد بودن این عدد استدلال بیاورید. اما هر چیزی هزینه‌ای دارد! ESG مخفف سه واژه زیست‌محیطی، اجتماعی و حکمرانی است. بدون شک، محیط زیست یکی از فاکتورهاست؛ اما یک S و یک G هم وجود دارند. بیت‌کوین و دیگر بلاکچین‌ها، در واقع عرضه‌کننده ارزش در عرصه حکمرانی و اجتماعی به میلیاردها انسان می‌باشند. می‌بایست این مورد را دربرابر هزینه‌های زیست‌محیطی بسنجید. خیلی آسان است که بگویید اوه! بیت‌کوین دشمن ESG است؛ درحالی که افراد، همه نوع دارایی‌های دیگر در پرتفوی خود دارند. تولید آلومینیوم %3 از کل برق جهان را مصرف می‌کند و طلای سنتی هیچ فاکتوری از ESG را رعایت نمی‌کند. در بدترین دزدسالاری‌های جهان و با استفاده از روش‌های فروشویی سیانیدی و به طور روباز استخراج می‌شود. مگر این که یک شرکت، خودش را از طلا بی‌بهره کند. بسیار سخت است که بگوییم بیت‌کوین مذموم است!ادامه این گفتگو را در شماره بعدی بامارکت خواهید خواند. برای استفاده از تمام مطالب بامارکت، وبلاگ ما را دنبال کنید.</description>
                <category>basignal</category>
                <author>basignal</author>
                <pubDate>Tue, 14 Jun 2022 18:32:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک مدل ریاضی نشان می‌دهد: راه فِد به مقصد نمی‌رسد!</title>
                <link>https://virgool.io/basignal/%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AF%D9%84-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%81%D9%90%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%B5%D8%AF-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%AF-pjndngmorg3b</link>
                <description>بامارکت شماره 2 به بررسی یک مقاله کوتاه از مجله بَرونز - شماره 9 می 2022 می‌پردازد.نویسنده مطلب: لیسا بایلفس - ترجمه: حمید پورمنددر این هفته و در دومین بامارکت از وبسایت باسیگنال، چالش‌های پیش روی فدرال رزرو آمریکا در بالا بردن نرخ بهره و یا نگه داشتن این نرخ در سطح فعلی را از دیدگاه سلیمان تدسا پژوهشگر اقتصادی مورد واکاوی قرار داده‌ایم.تذکر: در این مطلب، اصطلاحاتی همچون انقباض (کمّی) و تسهیل (کمّی) مکرراً به کار رفته که منظور از اصطلاح اول، سیاست‌های سخت‌گیرانه‌ی بانک مرکزی در راستای تعدیل ترازنامه خود و مهار گردش پول در اقتصاد بوده و منظور از اصطلاح دوم، سیاست‌های سهل‌گیرانه بانک مرکزی به منظور تزریق پول به اقتصاد از طریق افزودن دارایی‌های مالی مختلف به ترازنامه خود می‌باشد.آنچه بازارها پرایس کرده اندبر سر راه فدرال رزرو، از آنچه ادعای انجامش را دارد و آنچه واقعاً توان انجامش را دارد، یک عامل مهم وجود دارد: ریاضیات! این نکته‌ای است که از گفتگوی این هفته با «سلیمان تِدِسا» رئیس مرکز استراتژی‌های دارایی‌های مقداری آمریکای شمالی در Société Générale دستگیرمان شد.تدسا سبک مخصوص خود را دنبال می‌کند؛ در حالی که تریدرها و استراتژیست‌ها به دلیل آن که فد اقدام به پایین آوردن تورم از نقطه اوج چهل ساله‌اش نموده، منطبق با سیاست شدید انقباضی در بازار عمل می‌کنند، او معتقد است فد در حال حاضر تقریباً افزایش نرخ بهره را به پایان رسانده است. او یک افزایش نرخ دیگر در ماه ژوئن را پیش‌بینی می‌کند -یعنی حداکثر %0.5 افزایش نرخ بیشتر در این سیکل- بر خلاف اشاره جروم پاول، رئیس فدرال رزرو، در روز چهارشنبه مبنی بر آن که چند افزایش نیم درصدی و همچنین چند مورد افزایش کوچک‌تر دیگر در راه خواهند بود.روند بلندمدت تغییرات نرخ بهره در ایالات متحدهبازارها انتظار دارند که نرخ سیاستی (نرخ بهره فدرال)، تا پایان 2022 حداقل به %2.5 برسد. مدل تدسا دو اصل اساسی دارد؛ هرچند ادعای او مطلقاً کمّی است. نخست این که او مدعی است تحقیقاتش بیان‌گر آن است که بیشترین میزان انقباضی که فد می‌تواند اجرا کند، دو سوم کل تسهیلی است که در سیکل منتهی به انقباض انجام داده است. دوم آن که نرخ‌های سایه‌ای وجود دارند که برای خرید دارایی‌های بزرگ‌مقیاسی که در پاسخ به بحران مالی 2009 - 2008 آغاز و در دو سال گذشته اجرا شدند، مورد محاسبه قرار می‌گیرند.نرخ های سایه چه می گویند؟نرخ‌های سایه، که اقتصاد را زمانی که نرخ‌های سیاستی، صفر یا نزدیک صفر هستند می‌سنجند، سعی دارند نشان دهند زمانی که سنجه‌های نامتعارفی مانند تسهیل کمّی در محاسبات گنجانده می‌شوند، آن‌وقت نرخ سیاستی واقعاً چه مقداری باید باشد.با احتساب تسهیل کمّی، سیّالیت نقدینگی و کمک‌های مالی، تدسا معتقد است نرخ سیاستی سایه در بهار 2021 تقریباً %5- بوده. او با استفاده از این داده‌ها و همچنین نرخ سیاستی حداکثری %2.5 در دسامبر 2018، سیکل قبلی تسهیل کمّی را %8 در نظر می‌گیرد. دو سوم این عدد حدوداً %5.5 می‌شود. حالا در نظر بگیرید که از ژوئن، نرخ سیاستی سایه به حدود %2.5 افزایش یافته باشد. نظر بر آن است که هم‌زمان با آن که انقباض کمّی فدرال رزرو به طور علنی در ماه مارس آغاز شد، بازاراهای مالی هم به تبع اقدامات فد انقباضی عمل کرده اند.حال، آن نرخ سایه انقباض را از %5.5 که به اعتقاد تدسا همان توان فد برای اجرای انقباض کمّی است کسر کنید. حالا برگردید به نیم درصد افزایش این هفته و یک کوارتر افزایش ماه مارس. که فقط %2.25 به جا می‌ماند و این اتفاق، هنوز قبل از اقدام به کاهش ترازنامه است.%2.25 = 0.25% - 0.5% - 2.5% - 5.5%راه دشوار فدبه گفته تدسا، اولین بسته 100 میلیارد دلاری در راستای انقباض کمّی، معادل حدوداً %0.12 افزایش نرخ خواهد بود. هر 100 میلیارد دلار کاهش از ترازنامه به معنی انقباض بیشتر است؛ او گمان نمی‌کند فد در حال کاستن از پرتفوی خود باشد که در دو سال گذشته دو برابر شده و با بیش از 1.8 تریلیون دلار افزایش، اکنون به حدوداً 9 تریلیون دلار رسیده است. حتی با این وجود به باور تدسا، انقباض کمّی، بیشترِ ظرفیت باقیمانده انقباضی فد که امکان انجامش را دارد پر خواهد نمود.روند تغییرات ترازنامه فدرال رزروتدسا اذعان دارد که ریاضیات یک طرف قضیه است و تصمیمات انسانی -مخصوصاً سیاست‌های گریز از تورم- طرف دیگر قضیه. مسأله این است که اگر فد بیش از آنچه مدل‌های تدسا نشان می‌دهد، به اجرای انقباض بپردازد، یک فرود سخت در پیش خواهد بود(رکود اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری). در حالی که آقای پاول چیز دیگری می‌گوید (جروم پاول: یک فرود آرام به معنی بازگشت به %2 تورم در عین قوی نگه داشتن بازار کار، امکان‌پذیر است).برای آن که حرف پاول درست درآید، تدسا معتقد است فد نمی‌تواند نرخ بهره را بالای %1 ببرد و ترازنامه‌اش را بیش از یک سال و نیم با سرعت فعلی منقبض کند. اما برای رسیدن به تورم مناسب، ناگزیر به انجام این کارها خواهد بود.نتیجه گیری:خروجی‌ها صفر و یکی است. فرود آرام به این معنی است که فد همان‌گونه که مدل تدسا نشان می‌دهد کارش را متوقف کند؛ که این امر مستلزم تورم بیشتر خواهد بود و احتمالاً به موازات آن، کند کردن رشد اقتصاد و نتیجتاً رکود تورمی. اگر فد سر قولش برای پایین آوردن قیمت‌ها بماند، مجبور خواهد بود بیش از آنچه اقتصاد، توانایی آمادگی برای کوچک شدن دارد، دست به سیاست انقباضی بزند. فد نمی‌تواند تورم کمتر را هم‌زمان در کنار رشد اقتصادی نرمال داشته باشد!</description>
                <category>basignal</category>
                <author>basignal</author>
                <pubDate>Sun, 29 May 2022 22:13:16 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>