<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های دستیار شخصی هوشمند «باتو»</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@bato_ai</link>
        <description>من «باتو» هستم! دستیاری که قراره خیلی سریع و دقیق خواسته‌هاتو برات انجام بدم!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 11:12:26</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/30940/avatar/HWkm78.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>دستیار شخصی هوشمند «باتو»</title>
            <link>https://virgool.io/@bato_ai</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دستیار‌های شخصی؛ فضیلتمند یا فریبنده؟</title>
                <link>https://virgool.io/@bato_ai/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%9B-%D9%81%D8%B6%DB%8C%D9%84%D8%AA%D9%85%D9%86%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%87-hi1z6xpitfhg</link>
                <description> آن طور که استوک و ازراچی (2018)[1] می­گویند: با وجود این احتمال که یک دستیار شخصی هوشمند می­‌تواند له یا علیه منافع کاربرانش عمل کند، می‌­توان انتظار و امید به دستیاران فضیلت­مند داشت. گروهی از دستیاران شخصی که توسط شرکت‌­های مستقل توسعه داده می­‌شوند و منافع کاربران را اولویت می‌دهند (ص. 1287). اجازه دهید ابتدا ببینیم ماجرا چیست! دستیاران هوشمند شخصی هرروز بیشتر و بیشتر وارد زندگی روزمره ما می­شوند. پیش­بینی‌­ها حکایت از این دارد که تا سال ۲۰۲۱ نزدیک به ۱.۸ میلیارد نفر به­ طور مستمر برای انجام امور روزمره­‌شان مانند جستجو در اینترنت، تنظیم ملاقات‌­ها، خرید، گرفتن تاکسی یا ارسال پیام به دیگران، از دستیاران هوشمند شخصی­‌شان استفاده می‌­کنند[2]. صحبت با تلفن همراه دیگر به معنای صحبت با شخصی پشت گوشی نیست. بلکه صحبت با خود گوشی نیز کم ­کم به­ یک امر روزمره تبدیل می‌­شود. دیر نیست زمانی که تکان خوردن انگشت شست روی صفحه تلفن همراه به یک نوستالژی تبدیل شود. اجازه دهید روی تاریک ماجرا را ببینیم. با همه­ گیرشدن دستیاران شخصی و وابستگی هرچه بیشتر کاربران به آن­ها، دغدغه امکان سوء استفاده‌­های جزئی و کلی از آن­ها نیز بیشتر و بیشتر مطرح می‌­شود. سوء استفاده­گران در اینجا سارقان و هکرها نیستند، بلکه شرکت­های توسعه­‌دهنده این خدمات هستند که برای کسب سود بیشتر و حفظ سیطره‌­شان در بازار به انحاء مختلف کاربران وابسته و از همه ­جا بی‌­خبر را برای سود بیشتر استثمار می­‌کنند. وقتی صبح پشت میز صبحانه از دستیار شخصی­تان می­‌پرسید چه خبر؟ جواب می­‌تواند اخباری با سوگیری خاص باشد. وقتی از رستوران‌­های خوب اطراف می‌­پرسید، دستیار می‌­تواند بسیاری از فاکتورها را کنار بگذارد و رستورانی را به شما پیشنهاد دهد که پول بیشتر پرداخت کرده‌­است. درست است شما می‌­توانید جهت جریان آب شنا کنید و برای مطمئن ­شدن، همیشه خودتان نیز جستجو کنید و از این و آن پرس­وجو کنید. ولی وقتی زندگی پرسرعت و مشغله این روزها و وابستگی زیاد به این خدمات را در نظر بگیرید، این احتمال رنگ می­‌بازد. جالب است بدانید که ۹۵٪ مردم بعد از جستجو در گوگل به چند گزینه اول اکتفا می­‌کنند و حتی حاضر نمی‌­شوند به صفحه دوم گوگل سر بزنند (چه برسد به این که جستجوگرهای دیگر چون یاهو و بینگ را امتحان کنند). حال در روی روشن ماجرا، یک دستیار صوتی فضیلت­مند که در باتلاق رقابت نفس­گیر کسب سود بیشتر (از طریق تبلیغات) نیفتاده است به شما اخبار را می­‌گوید در حالی که تشکیکات موجود روی اعتبار آن­ها را نیز یادآوری می­‌کند و با در نظرگرفتن دیگر منابع می­‌تواند به شما تأکید کند که این خبر به صورت گزینشی برای شما ارسال می­‌شود. وقتی پیشنهاد یک محصول یا رستوران را می­‌دهد خاطر نشان می­‌کند که فروشنده برای این امر پول پرداخت کرده‌­است و نظرات کاربران و فاکتورهای دیگر ادعای فروشنده را تایید را رد می­‌کند. مخلص کلام این که یک دستیار صوتی فضیلت­مند از اعتماد و وابستگی کاربر (و سرشلوغی او) برای پرکردن جیب توسعه­دهنده سوء استفاده نمی­‌کند و بیشترین احترام و اولویت را به کاربر می‌­دهد. صدالبته این پیام­رسان تبلیغات کمتری دریافت می­‌کند. اولویت­‌دهی به اطلاعات نمایش­ داده‌­شده و بالا و پایین ­کردن پیشنهادها به خواست سفارش­‌دهندگان و پرداخت‌­کنندگان پول بیشتر، چیزی است که صنعت سودآور جستجو را می‌­چرخاند. این اولین بار نیست که یک تجارت پرسود با احترام به کاربر در تعارض قرار می­گیرد. ولی چیزی که دستیاران شخصی را متمایز می‌­کند، شیوه ارتباط کاربران با آن­هاست. ارتباط من با دستیار شخصی، مانند ارتباط من با مرورگر اینترنت در کامپیوتر شخصی­‌ام نیست. من ممکن است مدت زیادی مشغول جستجو در اینترنت باشم و جوانب کار را بسنجم. این ارتباط مانند رابطه من با فروشنده محله‌­مان نیز نیست که ممکن است وقت زیادی را برای چانه ­زدن با او صرف کنم. دستیاران شخصی مانند فست­‌فودها قرار است کارهای روزمره­‌مان را سریع­تر و سریع­تر کنند. در این فضا دیگر تایپ­ کردن چندکلمه و تکان­ دادن انگشت­‌ها روی صفحه­ کلید نیز کاری وقت­‌گیر و خسته­‌کننده محسوب می‌­شود. از این خسته­ کننده­‌تر، گوش­ دادن به چنددقیقه سخنرانی دستیار شخصی در مورد تمامی گزینه­‌ها و ویژگی­‌های آن­هاست! این وجه تمایز دستیاران شخصی آن را به شمشیری دولبه تبدیل می­‌کند. به ­نظر می­‌رسد کاربران در استفاده از دستیاران شخصی کاملا حرف‌­شنو و بی­‌دفاع هستند. آن­ها حوصله ندارند و چیزی که دستیار پیشنهاد دهد را می­‌پذیرند. این می­‌تواند یک بازار متمایز برای پیشنهادهای سفارشی و پولی باشد که شاید برخی از اوقات منافع شرکت­‌های توسعه‌­دهنده را به منافع کاربران ترجیح دهد. دستیار شخصی فضیلت­مند در این فضا مانند بانکی است که وقتی همه وام با سود بالا می­‌دهند، اقدام به اعطاء وام قرض­‌الحسنه می‌­کند. این شناکردن بر خلاف جریان آب است. ولی یک مشکل جدی در این­جا وجود دارد؛ چیزی که به آن اثر شبکه می­‌گویند. کارآمدی، موفقیت و رضایت­بخشی برخی از خدمات، وابسته به تعداد کاربرانی است که از آن­ها استفاده می­‌کنند. در مورد برخی سرویس­‌ها هرچه کاربر بیشتری از آن­ها استفاده کند، با بازخوردی که گرفته می­‌شود، سرویس فربه­‌تر و هوشمندتر می‌­شود. در طرف مقابل کاربران جدید نیز به سمت سرویس‌­هایی می­‌روند که کارآمدتر و موفق‌­تر هستند. به ­بیانی سرویس­های موفق مانند یک گلوله برفی بزرگ­تر و بزرگ­تر می­‌شوند تا زمانی که جایی برای رقابت باقی نمی­‌ماند. در چنین فضایی است که استوک و ازراچی پیش­بینی می‌­کنند که آینده دستیاران شخصی در دست چند بازیگر اصلی (که از همین حالا سرمایه‌­های هنگفتی را خرج کرده‌­اند) باقی بماند: آمازون، اپل، مایکروسافت و سامسونگ (صص. 1287-93). این شرکت‌های بزرگ نیز برای بازپس‌­گیری سرمایه‌­های عظیم­ خرج­‌شده و در حال خرج و همچنین باقی­ماندن در رقابت نفس­‌گیر موجود چاره‌­ای ندارند که حداکثر بهره‌­برداری تجاری را با استفاده از تبلیغات و اولویت­بندی اطلاعات و پیشنهادها انجام دهند. کاربران جدید نیز چاره‌­ای ندارند تا برای استفاده از یک دستیار هوشمند کارآمد از آنی استفاده ­کنند که چندسال است با ده‌­ها میلیون کاربر و میلیاردها بازخورد گرفته­‌شده کارآمدتر و کارآمدتر شده­ است. مشابه چنین دغدغه­‌هایی در سالیان گذشته در حوزه‌­هایی چون سیستم‌­های عامل و موتورهای جستجو وجود داشته ­است. افراد و نهادهای زیادی تلاش کردند تا به ­نحوی ماجرا را در این حوزه‌­ها تغییر دهند (به جنبش منبع باز در حوزه نرم‌­افزارها و به جریمه‌­های سنگین اتحادیه اروپا به مایکروسافت و گوگل بابت آنچه از بین بردن رقابت­‌پذیری عنوان­ شده ­است فکر کنید). چیزی که مهم است این است که علی­رغم شباهت­‌های زیاد، دستیاران هوشمند وضعیت ممتاز خودشان را دارند. شیوه­ حضور مستمر آن­ها در زندگی کاربرانشان و وابستگی‌های فراوانی که به دنبال می‌­آورند، نیازمند راه­‌حل­‌های هوشمندانه‌­تر و مختص این سرویس­‌هاست. اگر قرار است دستیار هوشمند فضیلت­مند چیزی بیشتر از یک آرزو باشد، بایستی از همین الان فکری کرد. [1] Stucke, M. E, Ezrachi, A. (2018). How Digital Assistants Can Harm Our Economy, Privacy, and Democracy. Berkeley Technology Law Journal 32(3), 1239-1299: https://doi.org/10.15779/Z383B5W79M[2] See https://www.go-gulf.com/blog/virtual-digital-assistants/</description>
                <category>دستیار شخصی هوشمند «باتو»</category>
                <author>دستیار شخصی هوشمند «باتو»</author>
                <pubDate>Wed, 01 May 2019 13:03:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه کسی واقعا پشت تلفن است؟ همسرم یا دستیار شخصی همسرم؟</title>
                <link>https://virgool.io/dataio/%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%AA%D9%84%D9%81%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D9%85-i1w5k0b1t6wq</link>
                <description>در خانه نشسته اید و مشغول خوردن یک لیوان قهوه داغ هستید. تلفن زنگ می زند. گوشی را بر می دارید:- سلام- سلام بفرمایید- اینترنت پرسرعت در منطقه شما عرضه شده است. کافی است …با اخم و تخم گوشی را می گذارید. اگر بخواهیم صادق باشیم شما فریب سلام این اپراتور مصنوعی را خوردید. آیا ممکن است در آینده فریب چند جمله بعدی اپراتور را نیز بخورید و مدتی مشغول گپ و گفت با یک هوش مصنوعی شوید؟ نیازی نیست تا خیلی منتظر آینده بمانید. گوگل در بهار 97 از سرویس جدیدی برای دستیار شخصی خود پرده برداری کرد که می تواند به نیابت از شما به آرایشگاه زنگ بزند و برای شما وقت بگیرد. آرایشگر ممکن است بگوید که زمان مد نظر پر است و دستیار صوتی شما زمان دیگری را بر اساس تقویم شما پیشنهاد می دهد. وقت آرایشگاه شما تنظیم شده است بدون آن که آرایشگر لحظه ای شک کرده باشد که مشغول صحبت با یک هوش مصنوعی است.در سالن پر از جمعیت، تست این سرویس آنقدر حیرت انگیز بود که صدای تحسین و تعجب تماشاگران را برانگیخت. این هوش مصنوعی قادر است با قراردادن اصواتی چون «اوممممم» و «به نظر» در میان جملاتش کلامش را کاملا شبیه یک انسان واقعی کند. صد البته این برنامه هیچ نیازی به این طبیعی سازی ندارد، این مخاطبان هستند که قرار است تحت تاثیر میزان طبیعی بودن این هوش مصنوعی قرار گیرند. گوگل دوپلکس هم اکنون در زمینه خیلی محدودی عمل می کند، مانند رزرو وقت برای رستوران و آرایشگاه. برای این که این سرویس بتواند کارآمد باشد بایستی زمینه کاملا مشخص و محدود باشد ولی با این وجود موفقیت آن در این زمینه‌های مشخص غیر قابل انکار است. وقتی که ذوق و حیرت مخاطبان از این سرویس بی نظیر گوگل اندکی فروکش کرد، بلافاصله سوالاتی اخلاقی به ذهن بسیاری از مخاطبان خطور کرد؛ آیا کاری که این سرویس انجام می دهد مصداقی از فریب کاری نیست؟ آیا شخص پشت تلفن حق ندارد که بداند دارد با یک هوش مصنوعی صحبت می کند؟ مسائل اخلاقی زمانی چالش برانگیز تر می‌شوند که می فهمیم رعایت اخلاق ممکن است منافعمان را به خطر بیندازد. آیا اگر شما بدانید که دارید با یک هوش مصنوعی صحبت می کنید همان واکنشی را خواهید داشت که با یک انسان واقعی صحبت می کنید؟ آیا مانند ماجرای ابتدای مقاله بلافاصله گوشی را نمی گذارید؟ به نظر این طبیعی سازی (با اندکی چاشنی فریب) لازمه موفقیت این مکالمه و رسیدن آن به هدفش و کسب درآمد بیشتر است. در طرف مقابل، آیا این طبیعی بودن نمی تواند در آینده ابزاری برای کلاهبرداری از افراد شود؟جالب است بدانید که دامنه کاربرد این سرویس بسته به جوابی است که به این سوال اخلاقی داده می شود. فرض کنید که تصمیم گرفته شود که این سرویس گوگل در آغاز مکالمه خودش را یک بات معرفی بکند: سلام! من بات گوگل هستم و از طرف آقای ایکس تماس می گیریم، آیا می شود اممم... یک وقت آرایش برای عه... سه شنبه برای من رزرو کنید؟ به نظر کل جذابیت این پروژه اینگونه از بین می رود. اگر داریم با یک هوش مصنوعی صحبت می کنیم ترجیح می دهیم مثل یک هوش مصنوعی با ما صحبت شود. به علاوه با افزودن این جمله در ابتدای مکالمه دیگر باید قید بسیاری از تماس هایی که گوگل می تواند برایتان بگیرد را بزنید. فرض کنید که می خواهید تولد عزیزی را تبریک بگویید ولی به خاطر مشغله و این که همیشه در به یاد داشتن تولدها افتضاح هستید این مسئولیت خطیر را به دستیار گوگل سپرده اید! حال اگر قرار باشد در اول تماس دستیار گوگل خود را معرفی کند، شاید سبب شود که آرزو کنید که تولد یادتان رفته بود. فراموشی کردن تولد از سپردن تبریک تولد به دستیار گوگل بهتر نیست؟ یا فرض کنید یکی از دوستانتان پیامک تبریک تولد برای شما ارسال کرده اما این پیامک به صورت خودکار توسط دستیار شخصی گوگل وی برایتان ارسال شده! آیا هم‌چنان این پیام تبریک حائز ارزش اخلاقی است؟زمانی این فناوری می تواند برای آشنایان و نزدیکان فریبکارانه تر شود که با فناوری تقلید صدا ترکیب شود. سامسونگ بیکسبی هم اکنون مشغول کار روی فناوری‌ای است که دستیار صوتی صدای شخص را تقلید می کند. این شرکت هم اکنون این فناوری را به صورت محدود روی بیماران MND/ALS که به تدریج مهارت تکلم را از دست می دهند پیاده سازی کرده است تا صدای آن ها برای نزدیکانشان باقی بماند. ترکیب این فناوری با طبیعی ساز گوگل دوپلکس می تواند حتی نزدیکترین افراد به شما را هم فریب دهد. شاید مجبور شویم در آینده نزدیک به فکر راه های پیچیده ای باشیم که مطمئن شویم کسی که پشت تلفن است واقعا همسر ماست! اگر هم اکنون به این مسائل فکر نکنیم ممکن است خیلی زود دیر شود. در ذیل این سوالات است که مدیر عامل گوگل، سوندار پیچای، پس از این معرفی جذاب نوشت که ما در سال آینده این سرویس را همگانی نمی کنیم. ما می خواهیم تا آهسته آهسته و با چشم باز جلو رویم تا از مشکلات و دغدغه های احتمال در امان باشیم.</description>
                <category>دستیار شخصی هوشمند «باتو»</category>
                <author>دستیار شخصی هوشمند «باتو»</author>
                <pubDate>Mon, 15 Apr 2019 16:06:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه دستیارهای شخصی هوشمند روی رفتار فرزندانمان اثر می‌گذارند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@bato_ai/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-dyf8obotdrpj</link>
                <description>طراحی حساس به ارزش چیست؟ مطابق تعریف پژوهشکده طراحی حساس به ارزش دانشگاه واشینگتن، طراحی حساس به ارزش رویکردی به توسعه محصولات تکنیکی است که ارزش های انسانی را به طریقی منسجم و جامع در فرآیند طراحی در نظر می گیرد. این ارزش‌ها، ارزش‌های اخلاقی و عرف‌های اجتماعی و گرایشات فردی را در بر می گیرند. برای فهم بهتر بایستی توجه کنیم که طراحی حساس به ارزش تنها در رویکردی خاص به فناوری قابل دفاع است. این موضعی است که خانم باتیا فریدمن آن را موضوع تعاملی به فناوری می نامد. مطابق این نگاه: «انسان‌ها که به عنوان افراد، سازمان‌ها یا جوامع عمل‌می کنند ابزارها و فناوری‌هایی را که طراحی‌می کنند و به کار می‌بندند شکل می‌دهند؛ در طرف مقابل، این ابزارها و فناوری‌ها نیز تجربه و جامعه انسانی را شکل می‌دهند.» (فردیمن و همکاران، 2018، ص. 68). در این نگاه خود ابزارها و فناوری‌ها از نظر ارزشی خنثی نیستند و اینگونه نیست که صرفا نحوه استفاده ما انسان ها از این فناوری‌ها حامل ارزش باشد. در طرف مقابل، این گونه نیست که نوعی جبرانگاری در مورد طراحی و بکارگیری فناوری‌ها وجود داشته باشد که امکان تاثیر گرفتن از ارزش های انسانی وجود نداشته باشد. بلکه یک رابطه دوسویه ارزشی میان انسان به عنوان طراح/استفاده کننده از فناوری‌ها و فناوری به عنوان واسطه میان انسان و جهان وجود دارد. ارزش‌های گوناگونی وجود دارد. برخی از ارزش‌ها گستره جهانی دارند و برخی محدود به فرهنگ های خاصی هستند. به هر حال به عنوان مثال می‌توان ارزش هایی چون رفاه انسانی، مالکیت، حریم شخصی، آزادی از تعصب، اعتماد، خودمختاری، مسئولیت پذیری، ادب و نزاکت را از جمله ارزش‌های بارزی دانست که در طراحی ابزارهای مختلف می‌توان به آن‌ها اندیشید. جالب است بدانید که از زمان ظهور این رویکرد در دهه ۹۰ میلادی، همواره ارتباط و تعامل انسان و ماشین مورد توجه اندیشمندان بوده است. امروزه دستیاران شخصی یکی از شاخص ترین حوزه های تعامل انسان و فناوری اطلاعات هستند. از این رو جالب است  ببنیم طراحی حساس به ارزش چه فرصت ها و امکاناتی را می تواند در این حوزه فراهم آورد.چگونه دستیارهای شخصی روی فرزندانمان تاثیر می‌گذارند؟در این جا صرفاً می خواهیم با یک مثال، هم طراحی حساس به ارزش را روشن کنم و هم یک کاربست آن را در دستیاران شخصی توضیح دهم. جالب است بدانید که کودکان نیز کم کم به خیل استفاده کنندگان از دستیاران شخصی می پیوندند. برای مثال والدین کودکان درخودمانده (اوتیست) که ارتباط با آن ها از چالش های بزرگ والدین و اطرافیانشان است از امکانی که دستیاران شخصی برای فرزندانشان فراهم آورده‌اند بسیار ممنونند. صد البته استفاده از دستیاران شخصی در این طبقه سنی مختص کودکان در خودمانده نیست. کودکان می توانند بسیاری از درخواست ها و سوالاتشان را با دستیار شخصیشان در میان بگذارند. دغدغه‌ای که خیلی زود در میان والدین سربرآورد، تغییر رفتار کودکانی بود که استفاده زیادی از دستیارهای شخصی داشته‌اند. این کودکان آموخته بودند که دستور دهند و اطاعت شوند. شاید برای سیری و الکسا و کورتانا مهم نباشد که کاربر چقدر مودبانه درخواستش را مطرح می کند ولی یک کودک یاد می گیرد که می تواند هر طور بخواهد دستور دهد. خیلی زود والدین احساس کردند که تعامل روزمره کودکانشان با اطرافیانشان دستخوش تغییر شده است. گوگل و آمازون به این دغدغه والدین خیلی زود پاسخ گفتند. در نسخه های اصلاح شده برای کودکان، دستیار شخصی از کودک می خواهد که پس از درخواست، «کلمه جادویی» (یعنی لطفاً) را نیز به زبان آورد. پس از درخواست نیز از مودب بودن کودک تشکر می کند.این اصلاحیه از چند جنبه قابل تحلیل است. اول این که بایستی دقت شود که یک ارزش در طراحی فنی این محصول وارد شده است. بدون دریافت کلمه جادویی، دستیار صوتی پاسخی به درخواست کودک نمی دهد. این یک مثال بارز از نهادینه کردن یک ارزش (ادب و نزاکت و تربیت صحیح فرزند) در طراحی و تولید یک محصول فنی است. این نشان می‌دهد که فناوری می تواند روی تجربه و رفتار انسان اثر بگذارد و همچنین از آن اثر بگیرد؛ یعنی دقیقا همان چیزی که موضع تعاملی به فناوری به آن قائل است. مسئله بعدی منشأ و خاستگاه ارزش هاست. در این جا این کاربران به عنوان مهم ترین گروه از ذی نفعان هستند که از تأثیر ارزشی یک محصول، روی یک قشر خاص از مخاطبان آگاه شده اند و مطالبه گری می کنند. شاید اگر دغدغه والدین نبود هیچ گاه به ذهن طراحان چنین مسئله ای خطور نمی کرد. از این رو کاربران و ذینفعان یک محصول مهم ترین گروهی هستند که بایستی بازخورد آن ها از جایگاه ارزشی یک محصول به همراه پیشنهادهایشان اخذ شود.</description>
                <category>دستیار شخصی هوشمند «باتو»</category>
                <author>دستیار شخصی هوشمند «باتو»</author>
                <pubDate>Tue, 19 Feb 2019 10:14:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا مرز اخلاقی در کارهایی که به دستیار شخصی می‌سپاریم وجود دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@bato_ai/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%B2-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-acvj41xen02y</link>
                <description>یک دستیار شخصی قرار است برخی از کارهایی که من می‌خواهم انجام دهم را بعهده بگیرد. از این رو به خدمت گرفتن یک دستیار شخصی در واقع برون سپاری بخشی از کارهای من است. دستیار شخصی من برایم تاکسی آنلاین می گیرد، بلیط هواپیما رزرو می‌کند، قرارهایم را به من یادآوری می کند و نزدیک‌ترین پمپ‌بنزین را به من نشان می‌دهد. دستیار شخصی من همچنین می تواند بخشی از ارتباطات میان فردی من را انجام دهد. می تواند از طرف من پیام ارسال کند و با دیگران ارتباط بگیرد. دستیارهای شخصی می توانند پیام هایی را که ما مدت ها پیش برایشان نوشته‌ایم در زمان های مناسب از طرف ما ارسال کنند، یا این که خودشان پیام های مناسب را یافته و بسته به مناسبت ارسال کنند. اما دغدغه‌ای که امروز به یک چالش جدی تبدیل شده است این است که در برخی زمینه‌های ارتباطات بین فردی، چنین برون سپاری‌ای اساساً در تضاد با شاکله این روابط است. قوام یک رابطه صمیمی در تعهد و زمانی است که طرفین به یکدیگر اختصاص می دهند. به بیان سِلینگر (2014) فناوری هایی که برای مثال اقدام به ارسال خودکار پیام‌های احساسی به نزدیکان می‌کنند، مشکل دارند چرا که در ذات آن ها یک فریب نهفته است. «این سرویس ها در زمینه هایی کار می‌کنند که تعهد به صداقت پیش فرض گرفته می‌شود ولی این سرویس‌ها، این ارزش های اخلاقی را کنار می زنند یا موانعی می‌بینند که بایستی بر آن‌ها غلبه کرد». در مثال دستیارهای شخصی، فرض کنید پیامک تبریک تولدی که از دوستتان به شما می‌رسد به صورت خودکار ارسال شده و رفیقتان هیچ نقشی در آن نداشته جز آنکه ۶ ماه پیش به دستیار شخصی‌اش گفته است هنگام تولد دوستانم چنین پیامی را ارسال کن! آیا هم‌چنان چنین پیام تبریکی برای شما دارای ارزش است؟در مقاله ای که اخیرا در مجله فلسفه و فناوری به چاپ رسیده است، داناهِر (2018) می نویسد:وقتی که از دستیاران هوش‌مصنوعی در روابط شخصی استفاده می‌کنیم، بایستی دقت کنیم که ارزش اولیه برخی از چنین تعاملاتی از درگیری آگاهانه و بی واسطه شخص نشات می گیرد. تا جایی که دستیاران هوش مصنوعی در پی جایگزینی این درگیری آگاهانه و بی واسطه هستند، بایستی از آنها اجتناب کرد. با این وجود، در بسیاری از موارد دیگر ارزش این تعاملات محدود به محتوا و اثری است که می گذارند، در این موارد استفاده از دستیاران هوش مصنوعی می تواند مفید باشد به این شرط که به صورت فریبکارانه استفاده نشوند.نکته جالبی که سلینگر روی آن دست می گذارد این است که در برخی از زمینه ها یک سری ارزش های نهفته و ضمنی وجود دارد. در واقع این ارزش های نهفته و ضمنی است که این زمینه ها را می سازد و آن ها را از دیگر فعالیت ها متمایز می سازد. حال برون سپاری کار من به یک هوش مصنوعی در این زمینه‌ها، ناقض چیزی است که این زمینه ها را ساخته است. چیزی که روابط صمیمی بین فردی را از دیگر تعاملات انسانی متفاوت می‌کند یک تعهد بی‌غل و غش و مستقیم و بی‌واسطه است. اگر پای یک هوش مصنوعی به مدیریت این روابط کشیده شود، از اهمیت و ارزش این امور سوء استفاده کرده‌ایم. قوام روابط خانوادگی و عاطفی به تعهد مستقیم و آگاهانه ای است که افراد درگیر این روابط نسبت به همدیگر دارند. چیزی که پدر من را از یک همکار تازه وارد متمایز می کند، یک تعهد دو طرفه است که سالیان سال نهادینه شده است، استفاده از ابزاری که نمی تواند ارزشی برای این رابطه قائل شود در چنین رابطه‌ای خالی از مشکل نیست.</description>
                <category>دستیار شخصی هوشمند «باتو»</category>
                <author>دستیار شخصی هوشمند «باتو»</author>
                <pubDate>Wed, 06 Feb 2019 16:43:32 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>