<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های bawhari</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@bawhari</link>
        <description>اینجا من به زبان خودم و هر انچه که یاد میگیرم می نویسم...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 11:41:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/12990/avatar/xIaehK.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>bawhari</title>
            <link>https://virgool.io/@bawhari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یه تجربه ناموفق در موری به عنوان یه طراح محصول</title>
                <link>https://virgool.io/@bawhari/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D9%86%D8%A8%D9%84-%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-i2xgyfasf2i8</link>
                <description>اول از همه بیایید با موری آشنا بشیم: هوش مصنوعی موری به شما این قابلیت رو میده که هرطور دوست دارید و با ادبیات خودتون، لباس مورد نظرتون رو توصیف کنید تا بین 1,500 فروشگاه براتون پیدا کنه.هیرو سکشن موری خوب داستان از اونجایی شروع شد که با دیدن ویدئوهای کاربرها در کلریتی متوجه شدم کاربرهایی که از گوگل میان و به صفحه PDP (Product Detail Page) میرسند سریع اسکرول میکنن به پایین و حتی دکمه &quot;مشاهده بیشتر&quot; رو در صفحه کلیک نمیکنند که بتونن محصولات مشابه بیشتری رو ببینند و خیلی سریع سایت رو ترک میکنن و نرخ ریزش خیلی زیادی رو ما اینجا شاهد بودیم.ما قبلتر سعی کرده بودیم توی صفحه PDP تفاوت خودمون رو با سایت های فروشگاهی دیگه مشخص کنیم و به اصطلاح کاربر رو با موری آن بورد کنیم و به او نشون بدیم که ما جستجوی توصیفی داریم که کافیه توصیفش کنی تا بین 1500 تا فروشگاه مختلف برات مشابه های موجود رو بیاریم و لازم نیست دیگه توی گوگل سرچ کنی. خوب برای این منظور آمدیم بنچ مارک کردم، ایده و اسکچ زدم ولی در نهایت در طی یه روز تصمیم گرفتیم ایده ماکروسافت رو مورینیزه کنیم:))) چرا که خیلی شبیه به ما بود و شهودمون میگفت این از بقیه ایده ها بهتره و ریسکشو پذیرفتیم و به این دیزاین رسیدیم:پروموت کردن جستجوی توصیفی در صفحه PDP جزئیات محصول. به ازای کلیک روی هر یک از چهار هودی جستجوی توصیفی سمت راست تغییری میکرد و با زدن روی دکمه &quot;میخوای ایتم مورد نظرتو با توصیف پیداش کنی؟&quot; به صفحه لیستینگ PLP میرفت.نرخ اینگیجمنت اینجا میشد کلیک روی دکمه و انجام یک سرچ توصیفی که در صفحه PLP( Product Listing Page) بود.چون ایده در فاز MPV بود و ما بهش مطمئن نبودیم و نمی تونستیم به ازای هر کتگوری(شلوار، دامن، پیراهن و...) جستجوهای توصیفی به صورت دستی بنویسیم، پس با استفاده از متابیس فهمیدم بیشترین کتگوری در پاییز مربوط به هودی هست. برای همین هودی رو انتخاب کردیم و دیزاین بالا رو زدیم تا ببینیم کاربرها با اون چه برخوردی دارند.هدف این بود یه ایده رو سریع تست کنیم تا اگر نرخ اینگیجمنت خوبی داشت بچهای تک در فاز بعدی سلیقه کاربر رو متوجه بشن و جستجوی توصیفی (پرامپت) مناسب به کاربر پیشنهاد بدن تا نرخ سشن دیوریشن و اینگیجمنت ما بیشتر بشه.و خوب نتیجه شوکه کننده بود به ازای 1000 نفری که دیده بودن ما فقط یک کلیک روی دکمه داشتیم.و این ایده کاملا شکست خورد و ما رو به این سمت برد که ایده های دیگه رو پیاده سازی نکنیم و کاربر شاید در این مرحله جستجوی توصیفی نیاز نداشته باشه. پس چی نیاز داره؟ موقع خرید کاربر به چه چیزی توجه میکنه؟ چی براش مهمه؟ آیا مشکل اعتماد داره؟ آیا مشکل پیدا کردن قیمت مناسب داره؟ مشکلش چیه؟یه ریسرچ پلن طراحی کردم که شامل مصاحبه از کاربر بود ولی در انتها با توجه به جواب هایی که میداد متوجه میشدم اکثرا خریدهاشو از چه طریقی انجام میده و اگر سایت خاصی بود یا پیج خاصی بود ازش میخواستم فرض کنه که میخواد الان یه چیزی خرید کنه و مثل همیشه از اول که تصمیم میگیره تا مرحله پرداخت رو با هم پیش بریم و در انتها همین کار رو برای موری ازش میخواستم انجام بده. (ترکیب مصاحبه با یوزبیلیتی و فانکشنال تست بود)این روش بهم کمک کرد متوجه بشم کاربرها هنگام خرید به دنبال چه چیزی هستند آیا همین ابتدا دونستن جزئیات محصول براشون مهمه یا این که دوست دارن ابتدا محصولات مختلف و شبیه به هم رو ببینن؟جواب این سوال مدل طراحی رو کامل عوض میکرد:مدل اول Enrichتا قبل از این تجربه، ما به سمت اضافه کردن هر گونه جزئیاتی نرفته بودیم(مثل جنس پارچه، عکسهای بیشتر، کامنت افراد دیگه و ...) چرا که میخواستیم کاربر با کلیک روی دکمه &quot;جزئیات محصول&quot; به صفحه فروشنده بره و در اونجا اطلاعات بیشتر محصول رو ببینه و مثل ترب مدل درآمدی ما Affiliate بود پس از عمد نمی خواستیم کاربر همه جزئیات محصول رو ببینه.دیزاین جزئیات بیشتر محصول برای زمانی که کاربر از صفحه هوم و به صورت Direct میومد توی صفحه ی مامدل دوم Listingآیا کاربر به دنبال دیدن مشابه های بیشتری هست؟ موری تا قبل از این اپیک این روش رو انتخاب کرده بود و اگر قرار بود در آینده بریم سمت این روش نیازمند این بود که جواب بدیم آیا کاربرها نیاز دارند مشابه ها رو براشون براساس مثلا رنگ، استایل و قیمت مرتب کنیم؟اگه ترب رو دقت کرده باشید همین مدل رو انتخاب کرده.دیزاین دیدن محصولات بیشتر و متنوع تر برای زمانی که کاربر از صفحه گوگل میاد و بین مدل ها و تنوع های مختلف داره میگرده.مشکلی که وجود داشت این بود که ما برای مصاحبه و یوزبیلیتی تستمون نتونستیم کاربرهای گوگلی رو پیدا کنیم و هر کاربری که بود از دوستان و آشنایان بچهای خود شرکت بود، در ابتدا ویرگول گفتم کاربر حتی روی دکمه مشاهده بیشتر نمیزنه که اگه میزد ما قبلش ازش شماره موبایلشو میگرفتیم و این کار بهمون کمک میکرد یه راه ارتباطی با کاربر گوگلی پیدا کنیم ولی متاسفانه این روش جواب نداد و من طی مصاحبه های مختلف فقط کاربرهای اینستاگرامی رو پیدا میکردم و نتوانستم از این بایاس کاربری جدا بشیم ولی راه حل چی بود؟مجبور بودیم با آوردههایی که از مصاحبه تا اینجا داشتیم به علاوه شهودمون و بنچ مارک هایی که داشتیم دست به دیزاین بزنیم و A/B تست رو ران کنیم که برخلاف حالت استانداردش هست.ما فرض گرفتیم که کاربر گوگلی به دنبال Listing (دیدن و تنوع محصولات بیشتر) هست و کاربری که از قبل ما رو میشناخته و Direct آمده دنبال Enrich(جزئیات بیشتر از همون یک محصول هست) پس دوتا فلو رو جدا کردیم و موازی با هم دوتا A/B  تست رفتیم و این دقیقا برعکس حالتیه که ما در A/Bتست بهمون پیشنهاد میکنن که فقط یه متغیر رو تست بگیر.و در هر دوحالت Engagment کاربر که شامل Session Duration و نرخ کلیک روی دکمه &quot;جزئیات محصول&quot; و نرخ ریزش رو اندازه بگیریم.ولی نکته ایی که وجود داره اینه که از نظر پیاده سازی ما نمی توانستیم همه ی فروشگاه ها رو کرال کنیم پس چندتا از فروشگاه های بزرگ رو انتخاب کردیم و این کار نیازمند زمان بیشتری هست تا ما بتوانیم تست خودمان رو ولیدیت کنیم.ولی الان اگه بخواهم به عقب برگردم و کاربران گوگلی را پیدا کنم، دیگه سعی نمیکنم از سایت لید بگیرم. در عوض، از یک پرسشنامه استفاده میکنم که در ابتدای آن سوالی شبیه به این میپرسم: &quot;از چه طریقی خرید آنلاین انجام میدهید؟&quot; سپس، کاربرانی که از گوگل برای خرید استفاده میکنند را فیلتر میکنم. از آنجایی که در انتهای پرسشنامه، راههای تماس با کاربر را از او میپرسم، میتوانم با این کاربران ارتباط برقرار کنم... چرا از اول این کار رو انجام ندادم؟ چون از نظرم خیلی زمانبر بود.</description>
                <category>bawhari</category>
                <author>bawhari</author>
                <pubDate>Thu, 22 May 2025 13:14:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهبود نتایج جستجو در پروداکت موری</title>
                <link>https://virgool.io/@bawhari/%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%86%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C-lgvwc0h2wsat</link>
                <description>اول از همه بیایید با موری آشنا بشیم: هوش مصنوعی موری به شما این قابلیت رو میده که هرطور دوست دارید و با ادبیات خودتون، لباس مورد نظرتون رو توصیف کنید تا بین 1,500 فروشگاه براتون پیدا کنه.هیرو سکشن موری 
سرچ توصیفی یعنی شما میتونید همچین عبارتی رو جستجو کنید: کاپشن سیلیکونی زنانه پفی کوتاه که ترند باشه برای استایل خیابونی و قیمتش بین 500 تومن تا 1تومن باشه.ولی کار اینجا تموم نمیشه Core موری به نحوی هست که جستجوی تصویری داره یعنی وقتی شما &quot;تیشرت استیو جابز &quot; رو جستجو کنید اول از همه میره میگرده ببینه استیو جابز کی هست و چی میپوشه و بعد از اون برای شما مشابه‌اش رو بین فروشگاه های ایرانی که موجود دارن پیدا میکنه.در واقع صرفا نتایج جستجو رو براساس عنوان محصولات بهت نشون نمیده بلکه از روی عکس محصول که کرال شده متوجه میشه شما دنبال چه محصولی هستید. ممکنه شما دنبال شلوار برای استایل کژوال باشید ولی هیچ فروشگاهی در عنوان محصولاتش اسم &quot;کژوال&quot; رو قید نکرده باشه ولی موری معنی کژوال رو میفهمه و در نتایج به شما نمایش میده.در این کیس استادی من به دنبال جواب این سوال بودم:آیا کاربران از نتایج جستجو راضی هستند؟صفحه PLP(Product Page List) موریکاربران چه رفتاری با جستجوی توصیفی دارند؟ آیا مورد رضایت آنها هست؟ شهودی پیدا کرده بودم نسبت به این جواب این سوالات در مصاحبه هایی که داشتم ولی کافی نبود و دیتایی جز این نداشتیم پس در اولین قدم CSAT طراحی کردم که کاربران با دیدن نتایج جستجو به آن امتیاز بدهند ولی جایگاه این CSAT قابل تفکر بود ما نیاز داشتیم در ابتدا نارضایتی‌ها رو متوجه بشیم. همچنین می‌دانستیم هر چقدر کاربر اسکرول کنه از دقت جستجو کم میشه، پس کامپونت CSAT را در بعد از سطر 10ام کارت ویوها قرار دادیم و اگر کاربر بین 1تا 3 امتیاز میدادند از آن چرایی نارضایتیش رو میپرسیدیم.طراحی CSAT برای گرفتن فیدبک از کاربران نسبت به CSAT قبلی نرخ مشارکت خوبی رو داشت و ما تونستیم در مدت 3ماه و نیم به 617تا مشارکت برسیم ولی کار اینجا تمام نشد و من از کسانی که قبل از مشارکت ثبت نام کرده بودند و شماره تماسشون رو داشتیم طی مصاحبه تلفنی کوتاه انتظارات این کاربران رو جویا میشدم.محل قرار گیری CSAT در PLP(Product Listing Page)تا زمانی که CSAT فعال بود و منتظر مشارکت کاربران بودیم به بررسی 2.000 کوئری اخیر کاربران در متابیس پرداختیم تا بسنجیم، اگر جستجوی توصیفی انجام میدهند چجوری توصیف میکنند؟ آیا الگوریتم‌های ما به درستی کوئری‌های کاربران رو ترجمه میکنه؟ آیا کاربران نتایج مرتبط و خوبی میگیرند؟با بررسی چندتا از کوئری‌های کاربران ما متوجه شدیم کوئری‌های ساده و توصیفی نتایج خوبی رو نمایش نمیدن و الگوریتم در کمتر از 1% مشکل ترجمه‌ایی داشت و به خوبی متوجه میشد کاربران چی جستجو کردند و به دنبال چه چیزی هستند، پس مشکل از کجا بود؟ چی نتایج رو خراب میکرد؟در فیلترهایی که ما در صفحه PLP (Product Lising Page) گذاشته بودیم، به صورت داینامیک و براساس کوئری جستجوی کاربر و تگ گذاری که قبلا بود، الگوریتم‌های ما به کاربر 3 فیلتر پیشنهاد میداد. همچنین بعضی از فیلترها با توجه به جستجوی کاربر به صورت اتوماتیک فعال میشدن تا نتایج رو بهبود بدن.صفحه PLP قبل از ری دیزاین جدید پس از بررسی چندتا کوئری به فرضیه‌های زیر رسیدیم:برای نمایش نتایج ما از الگوریتمی استفاده کرده بودیم که مدل تگ گذاریش درست نبود و بعضی از تگ‌ها رو خیلی کلی تعریف کردیم و باعث شده بین تگ‌ها اشتراک زیادی وجود داشته باشه. (این تگ ها در قالب فیلتر هم به کاربر نمایش داده می‌شدند.)فیلترهایی که به صورت اتوماتیک فعال میشن ریزالت‌ها رو خراب میکنند.ما متوجه شدیم نزدیک به 50% جستجوی کاربران ساده بود (مثل شلوار مشکی) و بخش زیادی از جستجوهای توصیفی که وجود داشت برای نمونه جستجوهایی بود که ما برای ان بوردینگ کاربر در صفحه هوم و سرچ بار گذاشته بودیم و کاربران ما هنوز از قابلیت جستجوی توصیفی استفاده نمی کردند و با این حال تصمیم گرفتیم نتایج جستجو ساده در ادامه مسیر رو بهبود بدیم.با بررسی دیتاهایی که الان از CSAT داشتیم متوجه شدیم هر کاربر نسبت به چه کوئری امتیاز 1تا 5 رو ثبت کرده و با بررسی کوئری ها متوجه شدیم شاخص مورگان در جستجوهای ساده و توصیفی پایین هست (با توجه به جایگاهش انتظارشو داشتیم) و هر کاربری که اعلام نارضایتی میکرد همراه با نارضایتیش کوئری که جستجو کرده بود رو هم ما می‌توانستیم ببینیم که در ادامه خیلی بهمون کمک کرد.همچنین کاربرها از تگ‌هایی هوشمند ما که به صورت فیلتر بودند استقبال نمی کردند یا براشون کاربردی نبود یا دیزاینش به نحوی بود که بین فیلترهای دیگه گم میشد.نرخ کلیک فیلترها برای ما خیلی مهم بود کاربر به سرچ توصیفی آن بورد بشه تا فرق سرچ ما با یک فروشگاه معمولی رو متوجه بشه برای همین ما باید کوئری ساده کاربر رو به سمت توصیفی ببریم که هم آن بورد بشه هم سریع‌تر به محصول مورد نظر خودش برسه.پس برای پیاده سازی ما نیاز داشتیم به این موارد دقت کنیم:الگوریتم‌مون رو براساس تگ گذاری جدید آپدیت کنیم.بازنگری روی اتوماتیک فعال شدن فیلترها داشته باشیم.فیلترهای کاربردی که برای کاربران پس از بررسی دیتای CSAT و متابیس متوجه شده بودیم رو اضافه کنیم.(ما هر تگی رو مثل سایز نداشتیم و نمیتوانستیم هر فیلتری رو به کاربر نمایش دهیم.)نیاز داشتیم کاربر متوجه بشه این فیلترها هوشمنده و نرخ کلیک فیلترها رو افزایش دهیم.با انتخاب هر فیلتر، فیلترهای بعدی متناسب با فیلتر انتخابی قبلی باشد مثلا اگر کاربر استایل کژوال رو انتخاب کرد استایل خیابانی در آپدیت فیلترهای بعدی نباشد.با بنچ مارک‌ها و اسکچ‌هایی که زدم به ایده‌ی جدا پرسیدن فیلترها رسیدم و از آن جایی که این فیلترها هوشمند بودن و نیاز به توجه کاربرها داشتند به این دیزاین رسیدم.اضافه شدن کامپونت فیلترها به صفحه PLP ولی جایگاه این فیلتر ها کجا باشد و تا چه زمانی و چه سناریویی به کاربر نمایش داده شود؟ما قانون نانوشته ایی تنظیم کردیم که اگر کاربر بیشتر از 4 کلمه جستجو کند یعنی سرچ توصیفی انجام داده و این کامپونت فیلترهای هوشمند باید برای کمتر از 4 کمه نمایش داده شود.ولی برای جایگاهش ما متوجه شدیم کاربران خیلی اسکرول نمی کنند پس در همین ابتدا و زیر فیلترهای بیسیک قرار دادیم تا نرخ کلیک روی این فیلترها رو افزایش دهیم.در نهایت وقتی الان من این ویرگول رو مینویسم الگوریتم‌مون رو براساس تگ گذاری که داشتیم آپدیت شد. CSAT جدید با گزینه های داینامیک اضافه شد، هنوز دوماه نگذشته و نمی تونم نتیجه رو نسبت به قبل اندازه گیری کنم ولی با دیدن پست هاگ و نتایج CSAT تا به این لحظه نرخ کلیک روی فیلترهای هوشمند و نتایج CSAT رضایت بخش هستند.</description>
                <category>bawhari</category>
                <author>bawhari</author>
                <pubDate>Fri, 28 Feb 2025 22:25:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تسک فنی صبا ایده</title>
                <link>https://virgool.io/@bawhari/%D8%AA%D8%B3%DA%A9-%D9%81%D9%86%DB%8C-%D8%B5%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-zwephv0lc6ch</link>
                <description>عکس از زرین پالخوب سلام سلام بعد از مدت ها برگشتم و اگر راستش رو بخوایید اصلا دل و حوصله نوشتن رو ندارم ولی از اونجایی که امسال کلا زیاد فعال نبودم و یه پروژه بیشتر انجام ندادم و اکثرا درگیر تسک شرکت ها بود یا اعتصاب یا این اواخر اوضاع پروژه خوب نبود، تصمیم گرفتم دوباره فعال بشم که روحیه و جیب خودم رو حفظ کنم.خوب من برای شرکت های کوچیک و بزرگ زیادی رزومه فرستادم و خوب یکی از اونها صبا ایده و محصول فیلیمو بود. خوب من قبلا برای تسک دیجی کالا نماوا را بررسی کرده بودم و دید خوبی به نماوا داشتم (کیس استادی نماوا را میتونید در این لینک مشاهده کنید.) ولی تسک فیلیمو در حوزه ی بانک و وام گرفتن بود و چیزی بود که من کاملا باهاش غریبه بودم. همچین شرایطی رو قبلا وقتی برای کاراموزی دانشگاه رفتم شرکت کسرا داشتم تقریبا دو سه روز طول کشید که مفاهیم حوزه حضور غیاب رو یاد بگیرم ولی تفاوتش در این بود که اونجا بچهای شرکت بهم یاد میدادن و استرس ددلاین نداشتم.خوب باید چی کار میکردم؟ ابتدا صورت تسک رو چند بار خوندم که مطمئن بشم درست فهمیدم(چون استرس داشتم و باید مطمئن میشدم درست فهمیدم و چندبار خوندن رو به شما هم پیشنهاد میکنم.)یکی از بانکهای شهر قصد دارد برای مراجعه کمتر مشتر یان به صورت حضور ی به شعبه و سهولت در  &quot;فرآیند ثبت درخواست وام تا دریافت آن&quot;، این قسمت را به اپلیکیشن خود اضافه کند. و شما قرار  است به عنوان یک طراح تجربه کاربر، این ویژگی را برای آنها طراحی کنید.سوالاتی که نمی دونستم رو نوشتم و زیر هرکدوم نوشتم از چه متدی میتونم به این سوالات جواب بدم:• فرایند وام گرفتن به چه صورته؟ چقدر طول میکشه؟ • کاربران چند وقت یکبار میخواهند وام بگیرند؟ • وام گیرنده ها معمولا چه ویژگی دارند؟ • محدودیتی برای گرفتن وام در سال یا ماه وجود داره؟ کلا محدودیتی وجود داره؟ • چه شرایطی باید داشته باشی تا بهت وام بدن؟  • اکثر وام هایی که میگرند چند ماه است؟ چند تومنه؟ • بانک چه محدودیت دولتی میتونه داشته باشه برای این که بخواد فرایند را آنلاین کنه؟ • منظور از سهولت چیه؟ سهولت کارمندان یا وام گیرنده ها؟ • برای چی باید انلاین این فرایند را طی کنه؟ چه سودی برای کاربر داره؟ به غیر از کرونا  • چی شد که اصلا بانک میخواد فرایند را انلاین کنه؟ فقط سهولت؟ • بانک ها در فرایند وام دادن فرقی با هم میکنند؟ بانک خصوصی با بانک دولتی فرقی میکنه؟ اگر وقت داشتم دلم میخواست بانک هایی خصوصی و قرض الحسنه ها رو هم بررسی میکردم. در ادامه  سوالت دیگری هم به وجود می امد که در حین مصاحبه میپرسیدم.و بعد به مامانم سپردم به هرکی میدونه اهل وام گرفتنه زنگ بزنه تا ببینم از فامیل، دوست و آشنا کی به تازگی وام گرفته؟ و از چه بانکی؟همزمان رفتم بانک و با کلی اعتماد به نفس رفتم پیش رئیس بانک های مختلف و گفتم من وام میخوام شرایطش چجوریه؟ به نظرتون چجوری میتونیم فرایند وام دهی رو راحت تر کنیم؟ چرا فرایند رو مثل بانک رسالت تمام انلاین نکردید و ... اگر بهشون میگفتم پژوشگرم و میخوام صداتون رو ضبط کنم جواب سر و سنگین میدادن و جواب درست نمی گرفتم و پیچونده میشدم، حتی یه بانک وقتی خوب جواب سر بالا داد گفت ضبط رو قطع کن گفتم چشم و گفت کسی این جوری بهت اطلاعات نمیده و هر چی بخوایی تو اینترنت هست. ازش تشکر کردم و تو دلم گفتم لنتی همه بانک ها که سایت ندارن و این اطلاعات خیلی بیسیک رو نمی فهمم از سایت هاشون و جالب اینجا بود که من حتی اون قدر اطلاعات و کاربرای پژوهشم کمه که حتی نمی دونم کدوم بانک رو انتخاب کنم. من تازه روز اول فهمیدم مسئول تسهیلات کارهای وام رو انجام میده و مستقیم باید برم پیش اون و نیازی به گرفتن فیش نیست:///خلاصه دو روز با دوچرخه چندتا از بانک های اطراف خونمون رو گشت زدم تا ببینم شرایط بانک های مختلف چجوریه چون سایت ها اپدیت نبودن و غیر از حضوری رفتن نمیتونستم در این حوزه دقیق بشم و بفهمم وام گیرنده ها چه فرایندی رو طی می کنند. با رفتن به هر بانک هرچی بروشور اون بانک داشت رو برمیداشت و هر تیکه را که نمی فهمیدم چیه از مسئول تسهیلات می پرسیدم.در نهایت دیدم عصر روز دومه و من کلا پنج روز زمان دارم هنوز وام گیرنده ایی رو از نزدیک ندیدم و حتی یه بانک رو هم انتخاب نکردم و این در صورتی بود که توی ریسرچ پلنم کلا یه روز برای مشاهده به بانک گذاشته بودم.این شد اشتباه اولم که وقتی توی تئوری میگن مشاهده هزینه بره یه چیزی میدونن که میگن و منم سوپر من نیستم که :( و تازه بانک ها تا 12ظهر بیشتر جوابت رو نمیدن:(در نتیجه عصر روز دوم امدم و باز سایت های مختلف بانکی رو دیدم و یه دسته بندی از همه ی بانک های خصوصی درست کردم که شامل این بود کدوم بانک فرایند وامش انلاینه(تا چه حد انلاینه)؟ کدوم بانک سایتش به روزه و اطلاعاتی که فکر میکردم مهمه رو توی ورد نوشتم و چون بعضی سایت ها معماری اطلاعات خوبی نداشتن و نمیشد چیزی فهمیدم سعی میکردم به پشتیبان های سایت اگر داشتن زنگ بزنم که خوب همون جور که میشه حدس زد ایده بدی بود.و راستش رو بخوایید یادم نیست چرا سراغ بانک های دولتی مثل ملی و سپه نرفتم و این در صورتی بود که به صورت حضوری به چندتا شعبه‌شون سر زدم و حتی سعی کردم با رئیس کل تمام شعبات بانک سپه اصفهان صحبت کنم که معاونش جواب سوالاتمو خیلی سربسته داد. ولی شما اشتباه من رو نکنید دلیل انتخاب هرچیزی باید مشخص در داکیومنت باشه که مثل الان که چند ماه میگذره فراموش نشه، یک طراح خوب باید برای همه‌ی تصمیماتش دلایل منطقی و دیتا محور داشته باشه. و بعد تنوع بانک هایی که رفته بودم به 6 تا میرسید که زیر هرکدوم هر آنچه که فهمیدم توی نُت زیر هم نوشتم.و در نهایت هر آنچه که از بروشور ها نفهمیده بودم و از بابام و مسئول تسهیلات پرسید بودم رو توی نت نوشتم که اصطلاحات و مفاهیمشون رو اگر یادم رفت بهش مراجعه کنم.خوب حالا دیگه نیاز بود برای روز سوم از این داده ها به نتیجه برسم و یک بانک رو انتخاب کنم و خوب من بانک رفاه انتخاب کردم چون:هم حساب داشتم و لازم نبود درگیر فرایند افتتاح حساب بشم و روز بعد راحت میتونستم برم با مسئول تسهیلات حرف بزنم.و هم دیدم توی سایت نوشته در ویژن 1404 خود میخواهند &quot;نوآور در  بانکداری دیجیتال سرآمد در بانکداری جامع&quot; باشند. و این برام سوال شد چرا پس هنوز فرایند وام رو حضوری انجام میدهد؟پس روز سوم اماده شدم تا به چندتا شعبه بانک رفاه سر بزنم و با چندتا رئیس بانک های رفاه صحبت کنم و اگر میشد بشینم تا با وام گیرند های بانک رفاه اشنا بشم. چون وقت نداشتم و از اون طرف رئیس بانک ها حوصله من نوعی رو نداشتن تو راه چندتا سوال اماده کردم که از رئیس بانک ها بپرسم و سوالات کاربران رو گذاشتم عصر زمانی که بانک ها بسته بودند در حد تماس یا ویس در واتس اپ بپرسم.ولی چیزی که از بررسی سایت بانک رفاه فهمیده بودم توی ذهنم بود:به دلیل این که بیشترین سهام بانک برای تامین اجتماعی هست(16.07%) به مستمربگیران تامین  اجتماعی و سپس کارگران و بهزیستیان توجه ویژه ایی دارد. و از آن جایی که این افراد دانش تک خیلی کمی دارند و یا به دلیل عدم توانایی جسمانی نمیتوانند به خوبی با تکنولوژی کارهای خود را  انجام دهند، باید تمام فرایند وام دهی در ساده ترین حالت خود و با دسترس پذیری بالایی طراحی بشود. همچنین سهولت فرایند وام گرفتن باید به نحوی طراحی بشود که در کمترین گام و با شفافیت متنی  UX Writing بسیار زیاد طراحی شود.(در خواست وام در زمان کرونا برای افراد تحت پوشش تامین اجتماعی انلاین شده بود ولی فقط درخواست بود و ادامه دار نبود.)و سوالات زیر برام به وجود آمد: • چرا بانک مثل شما تا الان فرایند رو انلاین نکرده؟ • این مراحل اخذ وام به چه صورته؟ • مراحل مثل وام حضوری طی میشه؟  • محدودیت دولتی یا زیرساختی وجود داره؟خوب جواب چندتا سوالاتمو از رئیس بانک رفاه نوشتم و چندتای دیگه را از جواب بقیه رئیس بانک ها و چندتا دیگه رو از اقای استاد هاشمی که تسک رو بهم گفته بود پرسیدم. می دونم برای پروژه واقعی این جور نوشتن جواب سوال ها معتبر نیست ولی برای تسک مصاحبه کافیهخوب عصر روز سوم نیاز بود به وام گیرنده ها پیام بدم و دو نفر بیشتر بهم جواب ندادن:(خوب بازم دو نفر نسبت به کل کسانی که از وام گیرندگان بانک رفاه هستند خیلی کمه و دچار خیلی خطاست ولی برای تسک مصاحبه کافیهو در نهایت به دوتا دسته بندی کلی رسیدم:ولی مشکل بیزینسی خاصی پیدا کردم؟ نه چون جواب واضح و کامل بهم نمیدادن و هدف رو من افزایش جامعه مشتریان قرار دادم که بانک با توجه به سرمایه که داره مشکل فنی یا زیر ساختی خاصی نداره (بانک های دولتی به دلیل تحریم سازمان ملل ظاهرا نمی تونن زیر ساخت ها رو فراهم کنند ولی بانک های خصوصی این طور نیست) یا مثلا مثل بانک سپه چندتا بانک بهش جوین نشده که اطلاعاتشون منظم نباشه یا انقدر مشتری هاشون قدیمی نیستند که توی مدارک افتتاح حسابشون شناسنامه نباشه و فرایند انلاین کردن رو سخت کنه پس با توجه به امار تامین اجتماعی و قشر بانک رفاه باید فرایند رو در ساده ترین حالت ممکن طراحی می کردم. و نیاز خاصی از کاربران رو هم پیدا نکردم چرا که کلا وام گیرنده ها اختیاری ندارن که هیچ، بانک ها هم هر چی بانک مرکزی بگه انجام میدن و تا اونجایی که من متوجه شدم تقریبا همه بانک ها رویکردشون شبیه هم هست، معمولا کاربرها با یه حسابشون بیشتر کار میکنند و با همون حساب وام میگیرند چون من فکر میکردم مثل من میرن بانک های مختلف رو بررسی میکنند تا ببینند شرایط کدوم بهتره ولی دیدم اصلا این جور نیست و این یه فرضیه کلا غلطه. حداقل توی جامعه اماری کوچیک من.خوب مشاهده میدانی دیگه بسه و روز سوم داشت تموم میشد و من هنوز تحلیل رقبا رو انجام نداده بودم صرفا نه برای این که باید انجام داد نه. چون تا الان فقط داشتم فرایند وام دهی رو به صورت حضوری درک میکردم و بانک رسالت یا بلو رو که کل فرایند انلاین بود رو بررسی نکردم.یادتونه گفتم از مامانم کمک گرفته بودم تا افراد وام گیر در دوست و فامیل رو پیدا کنه خوب متاسفانه دو نفر بیشتر پیدا نکرد که یکی مربوط به بانک رسالت بود که خوب بود و یکی از دوستاش که کلا با پارتی هر دفعه وام میگرفته و خوب مناسب وام گیرنده عادی و این ریسرچ نبود.از اون طرف توی بانک رسالت حساب نداشتم و باید فرایند رو انلاین انجام میدادم که به بن بست خورد پس با تماس با فامیل محترم سعی کردم فرایند بانک رسالت رو متوجه بشم و از اون طرف دنبال اموزش تصویری کار با بانک رسالت و فرایند وام دهیش بودم و چیزهای خوبی پیدا کردم که تونستم فلوش رو در بیارم.ولی متوجه شدم کاربران نمی دونستن که میتونن کار اعتبار سنجی مرات رو با سامانه کاپ هم انجام بدن و  نیازی به سه سامانه نیست. از زیاد بود احراز هویت های مختلف و رفتن به سامانه های مختلف شاکی بودند، چرا که اگر یکی از  سیتم ها قطع میشد کل روند متوقف میشد و مسیر یادگیری کل این فرایند برای اولین بار برای کاربران سخت بود همچنین اگر در هر کدام از این مراحل نیاز به پشتیبان داشتن باید به دنبال پشتیبان اون سامانه که بودن میگشتن و یه پشتیانی جامع نبود.و فلوی بانک رفاه به صورت زیر بود:خوب دیگه بیایید که جمع بندی کلی کنیم:نتایج ریسرچ  • همه برای گرفتن وام  (چه با حساب کار کرده باشند چه نکرده باشه. چه آشنا با فرایند وام باشند یا نه) به کارمند تسهیلات مراجعه میکنند و اون ازشون میپرسه که شرایطت چیه؟ چی به دردت  میخوره و حکم مشاوره را براشون داره. که این موضوع توی بانک داری اینترنتی به خوبی  رعایت نشده بود. • معمولا کارموزدها براشون مهم نیست و فقط به مقدار پول، تعداد و مقدار قسطها توجه  میکنن.• معموال یه طرح به کارشون میاد و امکان مقایسه ایی به اون صورت بین طرح ها ندارند.• متوجه شدم بانک رفاه خود سرمایه را وثیقه قبول نمی کنه و بسته به مقدار وام تعداد ضامن ها رو مشخص میکنه.• همیشه بانک ها طرح های وام نداره و براساس میانگین حساب و یا امتیاز وام میدهند. • مشتریان بانک رفاه معمولا بازنشستگان مستمر بگیر، مستضعفان و بهزیستیان هستند و دسترس پذیری باید در حد بالایی رعایت بشه، همچنین این افراد به شدت دانش تک پایینی دارند و همه ی مراحل باید به ساده ترین حالت طراحی بشه.• بازنشستگان تامین اجتماعی از طریق کانون بازنشستگی میتونستن به صورت انلاین وام از بانک  رفاه بگیرند ولی وام کلان نیست و در حد 15 میلیونه.• وام گیرندگان معمولا به همراه خودشون یه کاغذ میاوردن تا شرایط وام را بنویسن و به دلیل  شلوغی بانک یا بداخلاقی کارمندان باید تند تند موارد بانک رو بنویسن و به دلیل تند نویسی و بدخطی بعدا در فهم چیزهایی که نوشته بودن به مشکل برمیخوردن.انتخاب یک پرسونا به طور همزمان نمیتوانیم برای همه ی پرسوناها ریسرچ کرد و معمولا در جزئیات نیازها و مشکالت خود را دارند ولی من گروه زیر رو انتخاب کردم چون کاربرانی که باهاشون مصاحبه کردم جز این دسته بودن و از پرسوناهای دیگه اطلاعات خوبی نداشتم:• در دسته بندی وام گیرنده ها ما افرادی را داشتیم که اهل وام گرفتن نبودن و اگر بهش نیاز  پیدا میکردن اقدام به وام گرفتن میکردند.• این افراد معمولا آشنایی ندارند و با توجه به بانک رفاه که شامل افراد متوسط و متوسط رو به  پایینه، زمان گرفتن وام براشون خیلی حیاتیه (چون زمانی وام میگیرند که نیاز حیاتی مالی  دارند.) و به دلیل آشنایی نبودن ، زیاد به بانک رفت و امد دارن تا مدارکشون فقط جور کنن یا سوالاتشون رو بپرسن. • با توجه به مخاطب های های بانک رفاه که اکثرا مستمربگیران(بازنشسته ایی که هرماه یه حقوق ثابت میگیره) و بهزیستیان هستند باید در ساده ترین حالت پیاده سازی باشه و  دسترس پذیری معیار اصلی تصمیم گیری باشه. • همچنین به دلیل مبالغ کمتری که این گروه وام میگیرند بهتر است با این دسته شروع بشه تا  کمترین ریسک را برای بانک داشته باشه و در صورت کارکرد درست و فیدبک مثبت به تمام  افراد وام گیرنده بسط داده بشه.الویت دادن به یکی از نیاز/مشکلمعمولا در این مرحله ما لیستی از مشکالت و نیازهای کاربران هدف رو لیست میکنیم و با الویت دادن  به آن ها به کمک matrix Impact-Effort یکی را انتخاب میکنیم ولی از نتایج ریسرچ متوجه  شدم اگر فیچرها رو در model kano بزاریم، فیچرهای Most have به خوبی برای هر سه دسته از  پرسونا در بانک رسالت و یا اون فرم اولیه بانک رفاه برای تامین اجتماعی ها به خوبی طراحی نشده پس باید برای وایرفریم این فیچرها ی بیسیک و ضروری رو در ساده ترین و در دسترس پذیرترین حالت ممکنه ایده یابی و طراحی کنیم.برای شفافیت بیشتر، سناریو با استفاده از Point of viewتوضیح مختصریی از کاربر:  ایمان به صورت مادرزادی فلج به دنیا امده و الان زیر پوشش بهزیستی قراره سوپرمارکتی در محله‌شون بزنه و چون سرمایه کافی برای خرید جنس رو نداره نیاز داره وام 50 میلیون تومنی بگیره تا هرماه با فروش اجناس بتونه اقساط خود را پرداخت کنه.  او نمیخواد به دلیل مشکلش به بانک بره و احساس ترحم کارمندان بانک رو داشته باشه و دوست داره به عنوان فردی عادی به او وام دهند. همچنین رفت و آمد به بانک با ویلچر کار سخت و طاقت فرسایی هست چرا که بانک رفاه محلشون پله زیاد داره و حتی از خانواده هم نمیتوانه کمک بگیره. نیاز کاربر:  او با فرایند وام دهی آشنا نیست و بار اولی هست که میخواد اقدام به گرفتن وام کنه، خانواده ی او  مسن و کم سواد هستن و مانند او تا الان وام نگرفتن. ولی او با تکنولوژی فقط در حد چک کردن شبکه های مجازی آشناست. ولی او دوست دارد همه ی کارهایش رو خودش انجام دهند. او نیاز دارد ابتدا با فرایند بانک آشنا بشه تا بتوانه تصمیم بگیره آیا اصلا میتوانه وام بگیره؟ اقساطش به چه صورته، آیا میتونه هر ماه اون رو پرداخت کنه؟ او نیاز دارد بدانه مدارک گرفتن وام چی هست و آیا او این مدارک را داره؟ هدف و بینش کاربر:  هدف ایمان اینه بتونه بهترین وامی که به شرایطش میخوره را انتخاب کنه.  او میترسه نکنه اوایل شروع کارش مشتری به حد کافی نداشته باشه و اقساط اولیه خود را نتونه  بپردازه.ایده یابی:  برای پیدا کردن ایده اول باید سوال درست را پرسید که برای این کار How might we به گزاره ی زیر رسیدم: &quot;چطور ممکنه ما بتوانیم کار کارمند تسهیالت رو به صورت آنلاین برای ایمان انجام بدیم؟&quot; (کارمند  تسهیلات به طرح های خود بانک، طرح های دولت، شرایط وام گرفتن بدون طرح آگاهی کامل دارد.)برای ادامه از متد 8 Crazy استفاده کردم ولی چون اخر شب و روز اخر ایده یابی کردم ایده های خوبی ذهنم یاری نمی کرد و در نتیجه تسک یکی از موارد اصلی بود که بهش اشاره شد که توی ایده یابی خیلی ضعیف عمل کرده بودم و اینجا دیگه بهش نمیپردازم که ویرگول از این طولانی تر نشه.خوب مرسی که تا اینجا خوندی و اگر الان برای جمله پایانی بخوام چیزی اضافه کنم اینه که توی ریسرچ پلن‌تون دقت کنید که وقت کافی برای هر متد و مرحله بزارید.خیلی دوست داشتم نتیجه تسک رو براتون اپلود میکردم چون اقای استاد هاشمی به خوبی بررسی کرده بودند و بهم فیدبک داده بودن ولی وی پی انم وصل نمیشه و شما به جای ایشون این فرایند رو بررسی کنید و نظرتون رو چه در پی وی چه در کامنت برام بنویسید.و در نهایت همه جا منو میتونید با ای دی bawhari@ پیدا کنید و اینم سایت منه bawhari.design اگر نیاز به همکار توی شرکت یا پروژه ایی داشتی خوشحال میشم باهات همکاری کنم و ازت یاد بگیرم :)</description>
                <category>bawhari</category>
                <author>bawhari</author>
                <pubDate>Tue, 07 Feb 2023 11:38:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارزیابی اکتشافی یا Heuristic Evaluation</title>
                <link>https://virgool.io/@bawhari/heuristic-evaluation-u5y8gpimsjrq</link>
                <description>سلام بچها بعد از مدت ها دست پر آمدم و قالب ارزیابی اکتشافی را در پایین صفحه میتونید دانلود کنید.داستان چیه؟در پروژه ی اخیرم مدیر داروبوم از من خواست تا نظر تخصصی خودم را راجع به سایتشون بگم و دیدم چه بهتر از این که از متد ارزیابی اکتشافی استفاده کنم تا جامع و کامل مشکلات سایتشون را برسی کنم ولی اکثرا قالب های موجود خارجی بودند پس تصمیم گرفتم این قالب ها را دانلود و نکات مهم و کلیدیشون را ترجمه و در یک قالب تمیز تهیه کنم.ارزیابی اکتشافی چیه؟ارزیابی اکتشافی شامل 10 مورد هست که به طراحان UX کمک میکنه سایت ها را از نظر کاربر محور بودن بررسی کنند و زمانی استفاده میشود که بخواهیم هزینه زمانی و مالی کمی را پرداخت کنیم. چرا؟ چون انجام تست کاربردپذیری با کاربران ارزان نیست. بهتر است 5 نفر از متخصصان و طراحان UX نظرشون را بگن ولی طبق تجربه ی من یک نفر هم میتواند اکثر مشکلات سایت یا برنامه را پیدا کند.این 10 مورد شامل چیه؟لطفا گوگل کنید. بخاطر طولانی شدن ویرگولم از گفتن مجدد پرهیز کردم ولی به صورت خیلی خلاصه میتونید از عکس زیر را مشاهده کنید.interaction-design.org :منبع چطور میتونیم ازش استفاد کنیم؟ارزیابی اکتشافی را بسته به زمان و بودجه ی کارفرما میتوانید به صورت کلی یا صفحه به صفحه انجام بدین.من سعی کردم قالب را جوری طراحی کنم که بیشترین عرض را داشته باشه تا به محدودیت کم بودن عرض سلول ها برنخوریم.(اگر کارفرمای شما نیاز داشت پیرینت کند بهتر است سایز صفحات را A4 قراردهید.)همچنین در این قالب، ستونی را به عکس اختصاص دادم تا در قسمت هایی که دچار ابهام هست، اسکرین شات آن قسمت را قرار دهیم.همچنین ستون بهبود و نظر کارشناس تا اگر راه حلی برای بهبود قسمت مورد نظر داشتیم بنویسیم.نکته خیلی مهم برای مدیران:هیچ وقت سعی نکنید به جای یه طراح جدول زیر را پر کنید. یکی بخاطر این که ذهن شما دچار سوگیری هست و مشکلات سایت را نمیتوانید ببینید و دوم این که تجربه و دانش یک طراح UX را ندارید.نکته ی خیلی مهم به طراحان که تا الان تجربه استفاده از این متد را نداشتند:بعضی از موارد خیلی بدیهی و ساده هستند ولی دست کم نگیرید و برای تمام صفحات آن مورد بدیهی را چک کنید.اگر نکته ایی یا موردی برای بهبود این قالب داشتید حتما بهم بگید و مطمئن باشید که این قالب به روز خواهد شد.دانلود قالبلینک دانلود قالبلینک بالا با docs.google باز میشه اگر خواستید word این قالب را داشته باشید میتونید از قسمت file &gt; download &gt; microsoft word را انتخاب کنید.و در نهایت همه جا منو میتونید با ای دی bawhari@ پیدا کنید و اینم سایت منه bawhari.design اگر نیاز به همکار توی شرکت یا پروژه ایی داشتی خوشحال میشم باهات همکاری کنم و ازت یاد بگیرم :)</description>
                <category>bawhari</category>
                <author>bawhari</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jun 2022 13:07:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان اولین کیس استادی من</title>
                <link>https://virgool.io/@bawhari/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D9%86-z5lmcgujvago</link>
                <description>ویرگول خودمو رو با با یک نصیحت شروع میکنم، تا میتونید برای زبان انگلیسی وقت بزارید و آرام و صبور باشید.من خیلی وقت پیش تصمیم گرفته بودم روی ایده مسکن کار کنم، نمی دونم ایده اش از کجا امد ولی به طور عجیبی دلم میخواست روی این پروژه کار کنم. برای دوره مدیریت محصول شروین مشایخ پروژه مسکن انتخاب کردم، برای پروژه کارشناسیم پروژه مسکن انتخاب کردم و برای هر چی میشد پروژه مسکن انتخاب کردم تا خودمو مجبور کنم تا با ترس و استرس اولین کیس استادیم کنار  بیام.این پروژه چیه و چه فرقی با دیوار، شیپور و بقیه سایت های حوزه املاک داره؟پروژه مسکن من به صورت خلاصه دوتا فیچر مهم داره؛ یکی نمایش خانه ها روی نقشه و دیگر گرفتن بازدیدکننده. بازدید کننده شخصی هست که در ازای مبلغی به جای ما خانه های مورد نظر را میبیند و گزارشی مبنی بر دید و بازدید خود به ما میدهد، این گزارش میتواند در قالب عکس های بیشتر، متن های توصیفی (مثلا صاحب خونه قید نکرده خونه تمیز هست یا نه) و یا تور مجازی باشد.خوبی این فیچر از نظر بیزینس: دستگاه گرفتن تور مجازی بسیار گرونه و با تهیه چندتا دستگاه فقط برای پرسنل بازدیدکننده ی خود میتوانیم صرفه جویی مالی کنیم(گرفتن تور مجازی با کیفیت برای همه کاربران و صاحب خانه ها امری سخت و برای کاربران تجربه لذت بخشی است)، گرفتن درصدی از هزینه بازدیدکننده ها و امکان اشتغال زایی برای جوانان.خوبی این فیچر از نظر کاربر: در طی مصاحبه ی که با کاربران داشتم متوجه شدم صاحب خانه معمولا اطلاعات کافی و لازم را در آگهی های خود قید نمی کنند و این هزینه مالی زیادی برای کسی که به دنبال خانه هست دارد، این هزینه شامل هزینه تلفن، هزینه رفت و آمد و هزینه وقت و انرژی کاربران بود.البته فیچر نمایش نقشه رو هم برای کاربرانی گذاشتم که به محله ایی اشنا نیستن و میخواهند سریع تر خانه ی مورد نظر خود را در محله ایی مشخص ببینند.https://www.behance.net/gallery/133470665/Real-Estate-Case-Studyمن در این پروژه چه کارهایی کردم؟دیزاین بریف:هر پروژه ایی توسط کارفرما یه بریفی داره که مشخص میکنه این پروژه قراره چه مسیری رو طی کنه و این پروژه کارفرما نداشت و خودم باید ماموریت، گروه هدف، اهداف کسب و کار و ... را مینوشتم. هنگام نوشتن دیزاین بریفش از آموزه هایی که از کلاس شروین مشایخ عزیز یاد گرفته بودم استفاده کردم و این باعث شد برای اولین بار حس و حال کارفرما بودن و مدیر محصول بودن رو حس کنم، که واقعا تجربه باحالی بود.فرایند دیزاین Design process:طبق رود مپی که علی بابایی عزیز آماده کرده بود ما همون ابتدا باید مشخص میکردیم میخواییم چه فرایندی را پیش بگیریم و برای ما یه راهنمایی قرار داده بود ولی من میخواستم فراتر از اون برم و مدل های دو الماسه و دیزاین اسپرینت و ... که همیشه تو مقاله ها بهش اشاره میشد برای اولین بار و اصولی طی کنم ولی در نهایت فهمیدم کل فرایند دیزاین خلاصه میشه به ریسرچ، پیدا کردن مشکل و نیاز کاربر و پیدا کردن راه حل مناسب برای این مشکل و نیاز کشف شده، دیزاین ، تست و دوباره تکرار کردن این فرایند، همه ی این مدل ها خوبن ولی در نهایت حرف نهایشون یکیه.ریسرچ پلن:کار اشتباهی که من همیشه قبل از ریسرچ ام انجام میدادم این بود که فرضیات اولیه و هدفم از ریسرچ مشخص نمی کردم. این جوری بودم که اوکی برم چندتا سوال برای مصاحبه یا پرسشنامه در بیارم و ببینم کاربر چی میگه و بعد مرحله ی بعدی را برای خودم مشخص میکردم و این اولین نکته ی بود که از کلاس های علی بابایی یاد گرفتم.من نه سریال آلیس دیدم نه کتابشو خوندم ولی اینجا بود که این دیالوگ معروف یادم امدجمع آوری اطلاعات موجود Desk Research:موقع ریسرچ من تازه عمل کرده بودم و 3 ماه تابستون جفت پاهام تو گچ بود و متاسفانه نتونستم حضوری به بنگاه های املاک برم برای همین این مرحله را من به کمک مقاله ایی که دیوار از گزارش سال 99 خود منتشر کرده بود انجام دادم، البته شیپور هم گزارشی مثل دیوار منتشر کرده ولی به کاملی دیوار نبود ولی جفتشون به من بینش خوبی دادن که چقد جای یک پلتفورمی که فقط در حوزه مسکن باشه خالیه.البته که کار خودم رو فقط با این گزارش ها تموم نکردم و توی توییتر به دنبال هشتگ های دیوار و شیپور و مسکن بودم که ببینم مردم چی توییت کردن و چه دغدغه هایی داشتن/دارند(که این روش به کاربر شناسی خیلی کمک میکنه).گزارش منتشر شده دیوار از سال 99مصاحبه:جامعه هدفم دختر و پسرهای مجرد مستقل، خانواده ها و پیرمرد پیرزن های تنها بود. که پیدا کردن دختر مجرد و  مستقل برای مصاحبه یکی از پر چالش ترین کاری بود که برای این پروژه انجام دادم و متوجه شدم دختر مجرد مستقل نمیشه از لینکدین پیدا کرد و دست به دامن بچهای توییتر شدم.این جا بود که اهمیت شبکه سازی و اجتماعی بودن رو فهمیدم و تصمیم گرفتم از غار تنهایی خودم بیرون بیام و با آدم های بیشتری معاشرت داشته باشم.آنالیز صحبت های مصاحبه:علی بابایی یه جدول از خوشه ها، چالش ها و نیازهای کاربران رو به ما معرفی کرد که در واقعا Affinity Map را به روش خودش کاستومایز کرده بود که واقعا توی مرتب کردن ذهنم خیلی بهم کمک کرد. من خوشه ها رو هر کدوم از پرسوناهام در نظر گرفتم و سعی کردم چالش ها و نیازهای هرکدوم رو بنویسم.نقشه ی همدلی Empathy Map:در کمتر پروژه ایی ما معمولا از این نقشه استفاده می کنیم ولی چون میخواستم به بینش نهایی کاربران برسم از این روش استفاده کردم. وقتی داشتم قسمت های مختلف این نقشه را با صحبت های مصاحبه پر میکردم، متوجه شدم چرا اسم این نقشه را گذاشتن نقشه ی همدلی و حقیقتا تجربه ی جذابی بود که در نهایت با جایگزین ردیف اخر به مشکلات بنگاه های املاک و استارتاپ های مجازی این قسمت را به اتمام رسوندم.ایده های آزاد و ارزش های پیشنهادی Free Ideas &amp; Value Proposition:این یکی از دو ستون رود مپ کلاس علی بابایی عزیز بود و نکته ی مهم اش این بود برای بایاس نشدن ذهنمون تحلیل رقبا رو قبل این دو ستون انجام ندیدم.به کمک ستون ایده های آزاد ما هر ایده ایی که نیاز و دغدغه ی کاربرمون رو حله می کنه مینویسیم و با استفاده از ستون بعدی کارایی و با ارزش بودن این ایده ها رو میسنجیم و این باعث میشه ایده های اضافی و یا نامناسب رو خط بزنیم.پرسونا و داستان کاربر:خوب من همیشه با این تمپلیت های پرسونا مشکل داشتم اخه برندی که طرف دوست داره به کجای دیزاین ما تاثیر میزاره؟؟؟ با صحبتی که با مسیح صدری خیلی وقت پیش راجب این پروژه انجام داده بودم حرف خوبی زد گفت پرسونا رو بیخیال و با یه User Story خوب مشکلات و نیازهای کاربر و هرآنچه که می دونی نیازه هست را بنویس.البته که من ترکیب پرسونا و داستان کاربر رو خیلی دوست دارم؛ از یه طرف عکس و اسم کاربر تو یه نگاه، بهت دید میده و بعد داستانش میتونه تو رو آگاه تر کن نسبت به این پرسونای خاص.تحلیل رقبا:اینجا رسیدیم به تحلیل رقبا، منم دیوار و شیپور ر و مورد برسی قرار دادم؛البته که استارتاپ های زیادی هستن که تمرکزشون فقط روی مسکن هست ولی هیچ کدوم به موفقیت این دوتا نبودن ولی نمیشد ازشون گذشت و در یک حرکت از تمام اسکرین های این سایت ها اسکرین شات گرفتم و برای مود برد استفاده میکردم چون ذهنم خیلی بایاس شده بود روی دیزاین دیوار.فیچرهای کلیدی Key Features:بعد از ایده های آزاد و تحلیل رقبا حالا وقتشه فیچرهای کلیدی و مهم رو بنویسیم، من بعد از تکمیل این قسمت دوتا ستون پایین که Problem Statement / Core Problem و Main Solution بود را پر کردم. این قسمت باید فیت هم باشند تا به اصطلاح ما بگیم این محصول ما مارکت فیت است و به نیاز کاربران و بیزینس به خوبی پاسخ میدهد.بابت کیفیت پایین عکس معذرت میخوام چون که میرو پلن رایگانش با همین کیفیت خروجی میده چاره ایی نداشتم:(کارت سورتینگ Card Sorting:در نهایت هر کدام از ویژگی های مهم یه خانه/ آپارتمان را نوشتم تا بتوانم مشخص کنم کدام ویژگی برای کاربر مهم تر است مثلا متراژ و قیمت خانه خیلی خیلی مهم تر از وضعیت نورگیری خانه و یا داشتن پارکینگه.یا بعضی از ویژگی ها مخصوص آپارتمان هاست مثلا داشتن انتن مرکزی و نگهبانی لازم نیست برای خانه ویلایی قید بشه.جریان کاربر User Flow:راستش من اول از سایت مپ استفاده کرده بودم که کلیت صفحات برام واضح بشه ولی چون کلیتش مثل دیوار و شیپور بود و پیچیدگی خاصی نداشت دلم باهاش صاف نبود که در کیس استادیم قیدش کنم، و اینجا بود که یه فکری به ذهنم رسید و گفتم وقت و حوصله خواننده کیس استادیم رو الکی نگیرم و به صورت خلاصه و با مشخص کردن راه حل خودم User Flow رو طراحی کردم.اسکچ Paper Sketch:مثل هر پروژه دیگه اسکچ آن را روی کاغذ کشیدم و ازش عکس گرفتم ولی بخاطر عرق روی دستم، کاغذها توی عکس خوب نیوفتاده بودن و بعد از قرار دادن آن در کیس استادیم صرف نظر کردم. اگر برمیگشتم عقب حتما از وایرفریم استفاده میکردم تا کیس استادی کامل تری داشته باشم.لوگو:در نهایت به سمت UI امدم و با طراحی لوگو کار خودمو آغاز کردم؛ میدونستم این سایت قراره کاربری که به دنبال خونه است و شخصی که صاحب خانه است و بنگاه دار و بازدیدکننده را بهم وصل کنه و این وصل کردن برای من تداعی پازل بود و این شد که لوگو شد پازل و اسم سایت با توجه به لوگو شد چهار دیواری. البته ضرب المثل &quot;چهاردیواری، اختیاری&quot; هم این وسط بی تاثیر نبود.دیزاین لایبری Design Library و طراحی رابط کاربری UI:استرس اخرای پروژه واقعا زیاد بود، داشتیم به آبان و ماه اخر پروژه نزدیک میشدیم و برای UI واقعا ذهن باز میخواستم، این شد که از امین رحمان زاده طراح UI شرکت خواهش کردم بیاد و دیزاین پروژه رو بهبود بده و خدایی مثل همیشه منو سورپرایز کرد و از همین جا ازش تشکر میکنم که با خونسردی خودش استرس های منو کم میکرد.یوزبیلیتی تست Usability Test:دوباره برگردیم به UX؛ در نهایت با کمک 8 نفر از دوستام و پدرم و مادرم تست گرفتم و نتیجه برای خودم واقعا سورپرایز کننده بود. وقتی به کیس استادی بقیه نگاه میکردم، متوجه شدم سناریوی کاربر نمی نوشتن و فقط عددهای متریک ها و یا فقط عکس و توضیح از این که این چه تستی هست مینوشتن و جای خالی سناریو واقعا برام حس میشد. اکثر این 8 نفر به مشخصات خونه اشاره کردن و گفتن مثلا انباری: بله/ خیر زیاد جالب نیست  و به جای اون از انباری: دارد/ ندارد استفاده کنم و نکته های ریز و درشت دیگه که واقعا ازشون ممنونم که این وقت در اختیارم قرار دادن.و در نهایت شما میتونید کیس استادی من رو در اکانت بیهنس من ببینید:https://www.behance.net/gallery/133470665/Real-Estate-Case-Studyدر نهایت همه جا منو میتونید با ای دی bawhari@ پیدا کنید و اینم سایت منه bawhari.design اگر نیاز به همکار توی شرکت یا پروژه ایی داشتی خوشحال میشم باهات همکاری کنم و ازت یاد بگیرم :)</description>
                <category>bawhari</category>
                <author>bawhari</author>
                <pubDate>Sat, 18 Dec 2021 23:43:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Offboarding در طراحی UX</title>
                <link>https://virgool.io/@bawhari/ux-with-bahar-do46tvzplvzy</link>
                <description>به صورت خلاصه offboarding کاربر ، فرایندی است که یک کاربر در وب سایت شما طی می کند تا بخواهد رابطه تجاری خود را با شما خاتمه دهد (حذف حساب ، لغو اشتراک و....)سلام بچها خوب من خیلی وقت که ننوشتم ، کسایی که قبلا منو میشناختن می دونن که من با زبان خودم ویرگول ها رو می نویسم. این کار یه خوبی که داره اینه باعث میشه زیاد فکر نکنم رو گرامر جمله هام و سریع اون چیزی را که میخوام بنویسم .اگر زیاد فکر کنم روی جمله ها بدیهی عه که وقت زیادی ازم میگیره و اخرش همه را پاک می کنم میگم ولش کن بسه بهار خیلی وقت تا اینجا حروم کردی یا اخرش انقد فکر می کنم که تازه بدتر میشه...پس بیاییم اون لپ کلام بنویسم و بخونیم بریم ازش استفاده کنیم.اگر طراحی UX تازه شروع کرده باشی این کلمه برات اشنا نیست همون جور که برای منم نبود.اگر توی دیکشنری ترجمه کنی معنی خارج از برد میده که خوب باز حق مطلب ادا نمی کنه و نمی فهمی یعنی چی و باید چندتا مقاله بخونی تا این کلمه برات معنی پیدا کنه.منم اینجا سعی میکنم دیدی که خودم پیدا کردم براتون بگم و بعد شما را به سرچ بیشتر راهنمایی تون کنم:)خوب بریم سراغ اصل ماجرا که اول باید دارک پترن براتون بگم، اگه اشنا نیستین با دارک پترن باید بگم شیطونی کردن ما طراح ها با کاربراست که باید خیلی حواسمون باشه این شیطونی کردن باعث ایجاد سواستفاده از کاربر نشه.یه مثال خوبی که همه از دارک پترن بلدن قسمت حذف اکانت در برنامه/سایت هاست ینی به نحوی که حذف کردن اکانت برای کاربر سخت باشه مثل اینستاگرام.خوب برای منم بدیهی بود چرا باید بزارم یه مشتری به راحتی از دست بدم؟نه برای کارفرما خوبه نه بیزینس و نه حتی من(چون طراحی من زیر سوال میره به نحوی)ولی مسئله اینجاست که اگر کاربری سخت بتونه اکانت خودشو پاک کنه اول از همه حس ازادیشو از دست میده دوم اعتمادشو ... و حتی ممکن بره و به بقیه بگه از محصول ما استفاده نکنن:(و خوب این خیلی بده ولی چجوری می تونیم این وضعیت را به نفع خودمون تغیر بدیم ؟؟؟سعی می کنم بیشتر از شبکه ها اجتماعی مثال بزنم که قابل درک تر باشه برای هممونخوب تا حالا سعی کردین از لینکدین حسابتون را پاک کنید؟ اگر سعی نکردین عکس زیر را ببنید:نمی دونم چرا عکس متین عکس خودمه #باگ_کوچولو یا چرا هیچکی منو تا الان برای طراحی تایید نکرده ؟!:(همان طور که متوجه شدین لینکدین داره سعی میکنه به کاربر بگه اگه حسابتو پاک کردی کانکشن هات ، توصیه نامه ها یا هرچی دیگه که داری و نداری پاک میشه و خوب داره یه جوری تلاش میکنه کاربر از این کارش منصرف کنه .بریم سراغ توییتر و فیسبوک ، عملکرد این دو تا برنامه برای من خیلی جالب بود من قبلا دی اکتیو کردن حساب با حذف کردن حساب را در اینستا دیده بودم ولی به صورت جدا. حالا این دوتا برنامه امدن و ترکیب کردن ینی برای حذف اکانت توییتر یک ماه اول حسابتو رو دی اکتیو می کنه و در صورتی که دوباره نیومدی حسابتو پاک می کنه و این جوری یه فرصت به کاربر میده که اگر پشیمون شدی برگرد بیا حسابت هنوز سرجاشه...می دونی برای کاربران دمدمی مزاج یا جوگیر به نظرم این خیلی راه حل خوبیه:)یادمون باشه  ...بعد از  پاک شدن کاربر حتما نظرسنجی در حد &quot;مختصر&quot; بزاریم که متوجه بشیم چه دلایلی باعث از دست دادن کاربرهامون میشه که می تونیم در اینده از این دلایل به خوبی استفاده کنیم.در هر مرحله باتن لغو و کنسل را قرار بدیم.حتما از کاربر تشکر کنیم برای این مدتی که کنارمون بوده و سعی کنیم ناراحتی خودمون را از این کار کاربر ابراز کنیم و یا این که مثل لینکدین با قراردادن عکس کانکشن ها سعی کنیم بیشتر بر روی احساساتش تاثیر بزاریم یا حتی می تونیم از svg یا ایموجی های ناراحت و گریه استفاده کنیم.کلا هرکاری می تونید بکنید ولی ازادی عمل کاربر ازش نگیرید که بدجور بر اعتبار برند محصولتون اثر بدی میزاره...و در اخر یادمون باشه اخرین چیزی که بعد از پاک شدن حساب اش بهش نمایش بدیم این باشه که از امدن دوباره اش استقبال می کنیم. این جوری هم بهش گفتیم با موفیقت کاری که می خواسته انجام شده هم حس خوب بهش منتقل کردیم...و البته همین جور که برای پاک کردن حساب کاربری این نکات را در نظر گرفتیم باید برای لغو اشتراک مثلا خبرنامه ها هم تا جایی که می تونیم تجربه خوب تولید کنیم چرا که کاربر اگر نتواند خبرنامه ایی را لغو کنه  ممکن عه حساب خودش رو پاک کنه.ولی باز انعطاف را در لغو اشتراک ها در نظر بگیریم و صفر و یک عمل نکنیم و مثل حذف حساب یه حالت تعلیق قرار بدیم مثلا برای یک ماه هیچ ایمیلی از طرف ما دریافت نکنه و این جوری کاربر دوتا گزینه داره یا کلا اشتراکش رو قطع کنه یا یک ماه قطع کنه و در هر صورت بهش بگیم چی را از دست میده اگر اشتراکش را لغو کنه...یه سوال؟؟؟ فرض کنید اشتراک یک ماه دانلود فیلم و سریال یه سایت را خریدید چند روز اول بیکارید و 24ساعت مشغول دانلود هستید یهوووو یه پروژه بهتون پیشنهاد داده میشه و یک ماه سرتون به شدت  شلوغ میشه،پروژه را تحویل دادید و میخوایید دوباره به لایف استایل قبلی بازگردید و فیلم دانلود کنید و فقط فیلم ببینید و استراحت بعد پروژه را انجام بدید ، به سایت سر میزنید و می بینید اشتراکتون تموم شده و فقط شما دو روز از اشتراکتون را استفاده کردید چه حسی دارید؟برای من شخصا این سناریو اتفاق افتاد و فکری که کردم این بود برای چی پول ام رو حروم کنم و میرم از سایت های رایگان استفاده می کنم اگر هم س.ا.ن.س.و.ر بود فداسرم از یه سایت دیگه دانلود می کنم...خوب الان چه اتفاقی افتاد اون سایت من رو از دست داد.کاربری را که این سایت را به چند نفر پیشنهاد کرده بود...راه حلاین سایت می تونست یه گزینه تعلیق اشتراک بزاره و در این مدت فقط من از قسمت های رایگان محصول فقط استفاده کنم و بعد که دوباره حسابم را فعال کردم از اون یک ماه کم کنه...خدایی این جوری بهتر نیست؟!می دونم راضی کردن مدیر و کارفرما برای استفاده نکردن از دارک پترن ها واقعا سخته مخصوصا این که اون ها برای هرکاربر هزینه کردن ولی خوب سعی کنید اون ها رو اگاه کنید ...در اخر توی گوگل سرچ کنید مثال های خیلی بهتری می بینید که با توجه به پرسونایی که دارید می تونید بهتر تصمیم بگیرید که چجوری طراحی بهتری داشته باشید تا کاربر با تجربه ی بهتری از محصول جدا بشه و بد محصول ما رو در شبکه های اجتماعی نگه و دهن به دهن برند ما رو خراب نکنه و چه بسا که یه تجربه ی خوب باعث بازگشت دوباره کاربر بشه ...این لینک رو هم ببینید این خانوم یه برنامه را براساس همین نکات ری دیزاین کرده و مرحله به مرحله توضیح داده ...و در نهایت همه جا منو میتونید با ای دی bawhari@ پیدا کنید و اینم سایت منه bawhari.design اگر نیاز به همکار توی شرکت یا پروژه ایی داشتی خوشحال میشم باهات همکاری کنم و ازت یاد بگیرم :)</description>
                <category>bawhari</category>
                <author>bawhari</author>
                <pubDate>Wed, 11 Nov 2020 15:42:31 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>