<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های بازیتو</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@bazito</link>
        <description>-</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 08:31:51</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>بازیتو</title>
            <link>https://virgool.io/@bazito</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقد و بررسی بازی FC 26 | فیفا 26 برای Playstation 5</title>
                <link>https://virgool.io/GamePlay/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-fc-26-%D9%81%DB%8C%D9%81%D8%A7-26-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-playstation-5-qgmrd58jyh6q</link>
                <description>اف‌سی ۲۶، همچون نسخه‌های گذشته‌ی این مجموعه، بر پایه‌ی همان موتور گرافیکی «فراست‌بایت» توسعه یافته است. استفاده‌ی دوباره از این زیرساخت فنی، باعث شده ساختار کلی بازی تفاوت چندانی با اف‌سی ۲۵، اف‌سی ۲۴، اف‌سی ۲۳ و حتی نسخه‌های قدیمی‌تر نداشته باشد. این روند، همان الگویی است که پیش‌تر هم در مجموعه‌های بزرگی مثل «اسسینز کرید» دیده‌ایم؛ یعنی نسخه‌های متوالی با ظاهر فنی تقریباً مشابه اما با برچسب قیمتی کامل.از نظر مکانیزم‌های اصلی، مثل پاس‌کاری، شوت‌زدن، پاس‌های عمقی، ضربات آزاد، پنالتی‌زدن و پرس، همه‌چیز بر پایه‌ی همان سیستم‌های قبلی بنا شده، اما یک تفاوت کلیدی وجود دارد. اف‌سی ۲۶ با اعمال تغییرات جدی در ساختار گیم‌پلی توانسته این مکانیزم‌ها را نرم‌تر، سریع‌تر و روان‌تر از سه چهار نسخه‌ی اخیر ارائه دهد؛ البته به شرطی که به‌روزرسانی‌های بعدی EA این دستاورد را از بین نبرد.اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، بزرگ‌ترین تغییر در گیم‌پلی به سیستم پاس‌کاری برمی‌گردد. در اف‌سی ۲۶ پاس‌ها بسیار روان‌تر شده‌اند و هوش مصنوعی بازیکنان با جای‌گیری بهتر، اجازه می‌دهد این سیستم جدید خود را به‌خوبی نشان دهد. بنابراین اگر از بازی‌های ترکیبی و سبک تیکی‌تاکا لذت می‌برید، این نسخه دقیقاً برای شما ساخته شده است.تغییر مهم بعدی به شوت‌زنی مربوط می‌شود. مکانیزم «Timed Finishing» که در نسخه‌های قبل معیار مهارت بازیکنان بود، این‌بار حذف شده و دسترسی به شوت‌زدن ساده‌تر شده است. با این حال «Precision Shooting» یا شوت دقیق همچنان وجود دارد و تسلط بر آن نیازمند مهارت است. در واقع EA سقف مهارت را از بخش شوت‌زنی به سیستم دفاعی منتقل کرده است.دفاع در اف‌سی ۲۶ مانند نسخه‌ی اولیه‌ی اف‌سی ۲۴ طراحی شده و بیشتر بر پایه‌ی کنترل دستی است تا هوش مصنوعی. به همین خاطر باید دقیق و حساب‌شده مقابل حملات حریف ظاهر شوید و با کنترل صحیح، در لحظه‌ی مناسب توپ را بقاپید. در این نسخه «سوئیچینگ» یا همان تعویض سریع بازیکنِ تحت کنترل، اهمیت ویژه‌ای دارد و دفاع تیمی نیز با ترکیب دکمه‌های R1/RB قابل اجراست. همین مسئله باعث شده بخش دفاعی در حال حاضر چالش‌برانگیزترین قسمت بازی باشد و مسابقات اول شما به نبردهای پرگل شباهت پیدا کند. به احتمال زیاد EA طبق روال نسخه‌های قبل، با به‌روزرسانی‌های آینده نقش AI Defending را پررنگ‌تر خواهد کرد.این تغییرات ساختاری در کنار طراحی ترکیب و تاکتیک که همان اسکلت نسخه‌ی قبلی را دارد، تجربه‌ای روان و جذاب از فوتبال ارائه می‌دهد؛ تجربه‌ای که به بازیکن اجازه می‌دهد ایده‌های ذهنی خود را در زمین پیاده کند.اما شاخص‌ترین تحول اف‌سی ۲۶ معرفی دو حالت جدید است: «Authentic» و «Competitive». در حالت «Authentic» که فقط در بخش‌های آفلاین مثل Kick-Off و Career قابل تجربه است، المان‌هایی مانند وزش باد، مصدومیت‌های جدی، لغزندگی زمین، تغییرات پویا در آب‌وهوا و فیزیک واقع‌گرایانه‌ی توپ در گیم‌پلی دخیل می‌شوند و بازی حال‌و‌هوای یک شبیه‌ساز واقعی را پیدا می‌کند. در مقابل، حالت «Competitive» تجربه‌ای سریع‌تر و ویدیوگیمی‌تر ارائه می‌دهد که برای مسابقات آنلاین در نظر گرفته شده است.این ویژگی بالاخره تکلیف قدیمی مجموعه را مشخص کرده؛ طرفداران شبیه‌ساز می‌توانند با حالت Authentic لذت ببرند و علاقه‌مندان به سرعت و رقابت هم حالت Competitive را انتخاب کنند. در کریر مود نیز بازی گسترده‌تر شده و حالا می‌توانید از میان مربیان واقعی انتخاب کنید یا مربی خودتان را بسازید و تیمی کوچک را به اوج برسانید. سناریوهای جدید مثل تجمع هواداران مقابل هتل تیم و تأثیر مستقیم آن روی عملکرد بازیکنان، حالت کریر را واقعی‌تر و تکرارپذیرتر کرده است. در Player Career هم می‌توانید پیش‌زمینه‌ی شخصیت خود را تعیین کنید، هرچند این مورد فقط جنبه‌ی تزئینی دارد.بخش‌های آنلاین مانند آلتیمیت تیم، راش، پرو کلابز و سیزنز بدون تغییر خاصی بازگشته‌اند و همچنان مدل Pay to Win در آلتیمیت تیم مشهود است. حتی منوها، گزارشگرها و صداگذاری استادیوم‌ها تقریباً همان نسخه‌ی قبلی هستند و جلوه‌های بصری هم تفاوت چندانی ندارند.با این حال، ترکیب بهبودهای گیم‌پلی و پیشرفت کریر مود باعث شده اف‌سی ۲۶ نسبت به نسخه‌های اخیر تجربه‌ای بهتر ارائه دهد. بازی حالا هم برای کسانی که یک فوتبال شبیه‌ساز می‌خواهند محتوا دارد و هم برای افرادی که یک فوتبال رقابتی سریع می‌خواهند. اما جلوه‌های صوتی و بصری تکراری و مشکلات همیشگی آلتیمیت تیم همچنان باعث می‌شود این قسمت بیشتر شبیه یک ارتقای نسخه‌ی قبلی باشد تا یک محصول کاملاً جدید، و در نتیجه قیمت ۷۰ تا ۱۰۰ دلاری آن به‌سختی توجیه‌پذیر است.https://gameplayshop.ir/product/ea-sports-fc-26-ps5/</description>
                <category>بازیتو</category>
                <author>بازیتو</author>
                <pubDate>Thu, 25 Sep 2025 12:18:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی بازی Resident Evil 2 Remake برای PS5</title>
                <link>https://virgool.io/GamePlay/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-resident-evil-2-remake-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-ps5-db5j8zjqkjzq</link>
                <description>چون این بازی ریمیک شد و حتی برای نسل 9 آپدیت شد این موقعیتو دیدم که بیام سراغ این بررسی وگرنه از تاریخ انتشار نسخه اصلی ریمیکش حدودا چند سالی میگذره و ماجرا اینطوری شروع شد که من خاطرات زیادی از بازی کردن نسخه اصلی Resident Evil 2 در سال ۱۹۹۸ دارم، زمانی که در خوابگاه دانشگاه کانزاس بودم و فکر می‌کردم صحنه‌های سینمایی CGI آن فوق‌العاده واقعی به نظر می‌رسند. (اوه، منِ سال ۱۹۹۸، هنوز چیزهای زیادی برای یاد گرفتن داشتی!) یکی دیگر از خاطرات به‌یادماندنی من از دنیای بازی‌ها، تجربه نسخه بازسازی شده Resident Evil 1 در سال ۲۰۰۲ روی GameCube بود که نه‌تنها از نظر بصری به‌طرز شگفت‌انگیزی بهبود یافته بود، بلکه محیط‌های کاملاً جدید و دشمنان ترسناک‌تری را نیز به بازی اضافه کرده بود. حالا، در سال ۲۰۱۹، کپکام تجربه‌ای کاملاً جدید به من ارائه داده که قطعاً آن را فراموش نخواهم کرد: بازسازی کامل Resident Evil 2 که با گرافیک مدرن، کنترل‌های بهینه و تغییرات هوشمندانه‌ای در گیم‌پلی، به یک ماجراجویی هیجان‌انگیز و ترسناک تبدیل شده است. البته داستان‌های دو شخصیت اصلی بازی، یعنی لئون کندی و کلر ردفیلد، تفاوت زیادی با یکدیگر ندارند، اما با این حال، تقریباً از هر لحظه خونین و دلهره‌آور آن لذت بردم.از زمان انتشار نسخه اصلی Resident Evil 2، دیگر به سراغ آن نرفته بودم و تنها نکات کلی آن را به یاد داشتم: بخش عمده‌ای از بازی در یک ایستگاه پلیس اتفاق می‌افتاد، لیکرها برای اولین بار معرفی شدند، و عنکبوت‌های غول‌پیکر در فاضلاب‌ها کابوسی واقعی بودند. اگر شما هم مدت‌هاست این بازی را تجربه نکرده‌اید یا اصلاً نسخه اصلی را بازی نکرده‌اید، شاید متوجه نشوید که این بازسازی تا چه حد پیشرفت کرده است، مگر اینکه آن را در کنار نسخه قدیمی مقایسه کنید. برخلاف بازسازی‌های معمول که فقط رزولوشن و بافت‌ها بهبود می‌یابند، کپکام این بار از پایه بازی را بازسازی کرده و همه چیز را با موتور گرافیکی RE Engine – همان تکنولوژی که در Resident Evil 7 به کار رفت – طراحی کرده است.حالا دیگر خبری از شخصیت‌های پیکسلی که بین پس‌زمینه‌های از پیش رندر شده جابه‌جا می‌شوند نیست. Resident Evil 2 به یک بازی کاملاً سه‌بعدی با زاویه دید روی شانه تبدیل شده که با افکت‌های نوری فوق‌العاده، انیمیشن‌های چهره چشمگیر و واقع‌گرایانه‌ترین زامبی‌هایی که تا به حال در یک بازی دیده‌ام، همراه است. زامبی‌ها نسبت به قبل وحشتناک‌تر و خون‌آلودتر شده‌اند (فکر می‌کنم طراحان بازی به‌شدت از شخصیت تارمن در فیلم Return of the Living Dead الهام گرفته‌اند) و نحوه حرکتشان، همراه با واکنش‌هایی که هنگام هدف‌گیری و متلاشی کردن دقیق بخش‌های خاصی از سر یا دستانشان نشان می‌دهند، واقعاً جذاب است. این ویژگی به لطف سیستم قطع عضو دقیق و رضایت‌بخش بازی امکان‌پذیر شده است. البته، کپکام از مدل‌های محدودی برای زامبی‌ها استفاده کرده و این موضوع کاملاً مشهود است؛ به‌خصوص در بخش‌های پایانی بازی، احتمالاً چهره‌های تکراری از زامبی‌هایی که پیش‌تر در ایستگاه پلیس از بین برده‌اید، دوباره ظاهر خواهند شد.برخی رویدادها در این نسخه بازچینی یا گسترش داده شده‌اند و پیچش‌های غیرمنتظره‌ای در داستان وجود دارد که از نسخه اصلی به یاد نداشتم، اما در مجموع، این بازسازی به داستان تاریک و پیچیده Resident Evil 2 وفادار باقی مانده است. وقایع دو ماه پس از شیوع زامبی‌ها در نسخه اول رخ می‌دهد، جایی که اتفاقات عمدتاً در یک عمارت مرموز جریان داشت. اما حالا، وحشت تمام شهر راکون را در بر گرفته است و بازی در سه منطقه بزرگ روایت می‌شود که هرکدام بخشی از داستان را پیش می‌برند. کاوش در راهروهای تاریک، حل معماها و دعا کردن که پشت هر پیچ ناگهان یک زامبی ظاهر نشود، هنوز هم تجربه‌ای هیجان‌انگیز است. کشف مسیرها، شناخت نقشه هر منطقه و غلبه بر چالش‌های موجود، حس ماجراجویی را زنده نگه می‌دارد. مجسمه‌هایی با محفظه‌های مخفی در جای‌جای بازی وجود دارند، خزندگان جهش‌یافته در فاضلاب کمین کرده‌اند و یک آزمایشگاه عظیم علمی در اعماق زمین پنهان شده است. شاید اگر از نظر منطقی به این جزئیات نگاه کنیم، همه چیز چندان منطقی به نظر نرسد، اما بدون شک، این محیط‌ها همچنان جذاب و هیجان‌انگیز برای کاوش هستند.لئون و کلر، قهرمانان ما، در بدترین زمان ممکن پا به شهر می‌گذارند و تقریباً بلافاصله از یکدیگر جدا می‌شوند. هرچند که هر دو شخصیت دوست‌داشتنی هستند، اما از نظر شخصیت‌پردازی کمی سطحی به نظر می‌رسند، چرا که قاطعیت بی‌چون‌وچرای آن‌ها در قهرمان بودن، جای چندانی برای تردید یا ناامیدی باقی نمی‌گذارد. همین موضوع باعث می‌شود که گاهی کمی یکنواخت به نظر برسند. در مقابل، برخی از شخصیت‌های فرعی جذابیت و پیچیدگی بیشتری دارند. برای مثال، حضور مرموز آدا وانگ در مسیر داستانی لئون، دائماً این سؤال را در ذهن ایجاد می‌کند که اهداف واقعی او چیست و او واقعاً در کدام سمت قرار دارد.یکی از نکات کلیدی گیم‌پلی Resident Evil 2 همچنان مدیریت منابع و مهمات است. این بازی یک تجربه واقعی از سبک ترس و بقا ارائه می‌دهد، جایی که همیشه احساس می‌کنید مقدار محدودی مهمات و آیتم‌های درمانی در اختیار دارید و برای زنده ماندن باید به درستی از آن‌ها استفاده کنید. از آنجایی که نمی‌توانید همه آیتم‌هایی که پیدا می‌کنید را با خود حمل کنید، همیشه باید تصمیم بگیرید که چه چیزی را نگه دارید و چه چیزی را در محفظه ذخیره‌سازی بگذارید؛ یک چالش همیشگی که به تنش و استراتژی بازی اضافه می‌کند.بهبودهایی که قبلاً به آن‌ها اشاره کردم، شامل ویژگی‌هایی مثل به‌روزرسانی خودکار نقشه برای مشخص کردن اتاق‌هایی که از آیتم‌ها پاکسازی شده‌اند یا جاهایی که هنوز چیزی را از دست داده‌اید، ذخیره‌سازی نامحدود و مکرر، و حذف صفحه‌های بارگذاری طولانی است. این تغییرات هنگام کاوش در شهر راکون بسیار ارزشمند و خوشایند هستند.یکی دیگر از عوامل مهمی که به ایجاد تنش در بازی کمک می‌کند، طراحی فوق‌العاده صدا است. موسیقی در طول گیم‌پلی تقریباً غایب است و این فضا را برای صداهای محیطی مانند درهای جیرجیرکنان، رعد و باران، ناله‌های نامفهوم زامبی‌ها در دوردست، و صدای قدم‌های سنگین موجودی ناشناخته در اتاق کناری باز می‌گذارد. Resident Evil 2 در ایجاد فضای دلهره‌آور و ترسناک، بی‌نقص عمل می‌کند.من داستان را از دیدگاه لئون در حدود هشت ساعت به پایان رساندم، که کمی کوتاه به نظر می‌رسید، اما مشتاق بودم تا کمپین کلر را آغاز کنم و شاهد روایت اتفاقات همان شب سرنوشت‌ساز از زاویه‌ای کاملاً متفاوت باشم. متأسفانه، صرف‌نظر از اینکه در ابتدا چه کسی را انتخاب کنید، پس از اتمام داستان، بازی در حالت دوم شخصیت دیگر، تغییرات چشمگیری نخواهد داشت. اگرچه چند محیط جدید اضافه شده‌اند و محل برخی آیتم‌های کلیدی جابه‌جا شده تا دوباره مجبور به جست‌وجوی آن‌ها شوید، همچنین دشمنان بیشتری در اوایل بازی ظاهر می‌شوند، اما بیشتر وقایع مشابه قبل تکرار می‌شوند. مسیرهای کلر و لئون به‌طرز قابل‌توجهی شبیه هم هستند؛ آن‌ها اغلب با همان شخصیت‌ها روبه‌رو می‌شوند، معماهای یکسانی را حل می‌کنند و تقریباً همان باس‌فایت‌هایی را تجربه می‌کنند که در اولین دور بازی با شخصیت دیگر دیده بودید.(در نسخه اولیه این بررسی، من اشتباهاً داستان‌های اول لئون و کلر را پشت سر هم بازی کردم، که حتی بیشتر از آنچه تصور می‌کردم به هم شبیه بودند. حالا که حالت دوم لئون را بازی کرده‌ام، همچنان از این که تغییرات زیادی در تجربه دوم وجود ندارد، ناامید هستم.)البته، سبک بازی آن‌ها کاملاً یکسان نیست: اگر ابتدا لئون را انتخاب کنید، احتمالاً به استفاده از شاتگان و شعله‌افکن عادت می‌کنید، اما وقتی دوباره به سراغ کلر بروید، باید سبک مبارزه خود را تغییر داده و به مسلسل و نارنجک‌انداز تکیه کنید. علاوه بر این، هر شخصیت در طول مسیر خود با فردی خاص و تأثیرگذار روبه‌رو می‌شود که برای مدت کوتاهی مسیر او را از دیگری جدا می‌کند. همچنین، باس‌فایت پایانی هر کدام متفاوت است. من از تمام این تغییرات لذت بردم، اما تکرار بخش زیادی از محتوا در دور دوم باعث شد که تجربه آن چندان هیجان‌انگیز نباشد. این تفاوت‌های جزئی به‌اندازه‌ای نیستند که یک بار دیگر بازی را با همان شور و اشتیاق تجربه کنید.با تمام چیزهایی که کپکام به Resident Evil 2 اضافه کرده، چند مورد مهم هم به طرز محسوسی حذف شده‌اند. آن عنکبوت‌های غول‌پیکری که از کودکی کابوسشان را می‌دیدم؟ دیگر خبری از آن‌ها نیست. من واقعاً مشتاق بودم که این بار با هیولاهای عنکبوتی واقع‌گرایانه‌تر روبه‌رو شوم و دوباره همان حس ترس را تجربه کنم. (البته این حذف احتمالاً خبر خوبی برای کسانی است که از عنکبوت‌ها وحشت دارند و به همین دلیل تا حالا Resident Evil 2 را بازی نکرده بودند!) علاوه بر این، وقتی در صفحه عنوان، دکمه Start را می‌زنید، دیگر آن صدای ترسناک و اغراق‌آمیز که می‌گفت: &quot;Resident Evil!&quot; پخش نمی‌شود—یک کمبود بزرگ برای طرفداران قدیمی.با این حال، کپکام در بازآفرینی بهترین بخش‌های Resident Evil 2 کلاسیک و تبدیل آن به یک بازی مدرن در حد استانداردهای ۲۰۱۹، عملکرد فوق‌العاده‌ای داشته است. اگر فکر می‌کنید این سری در مقطعی مسیر خود را گم کرده بود، این بازی یک بازگشت باشکوه به ریشه‌های ژانر وحشت و بقا است. مبارزه با زامبی‌ها فوق‌العاده رضایت‌بخش است و کاوش در ویرانه‌های متروکه شهر راکون همچنان هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد. تنها ناامیدی بزرگ این است که داستان‌های دو شخصیت به‌اندازه‌ای متفاوت نیستند که تجربه دور دوم را به‌اندازه بار اول لذت‌بخش کنند، حتی با وجود حالت 2nd Game. اما صرف‌نظر از اینکه چه شخصیتی را برای بازی انتخاب کنید، تجربه اولین بار بازی کردن Resident Evil 2 بازسازی‌شده، یک استاندارد جدید برای ریمیک‌های موفق از بازی‌های کلاسیک تعیین می‌کند. https://gameplayshop.ir/product/resident-evil-2-remake-ps5/ </description>
                <category>بازیتو</category>
                <author>بازیتو</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2025 15:42:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی بازی Call Of Duty Ops 6 برای PS5</title>
                <link>https://virgool.io/GamePlay/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-call-of-duty-ops-6-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-ps5-vbcczha07xub</link>
                <description>همه چیز درباره Call Of Duty Ops 6 تا کمتر از یک هفته  دیگر می‌توانیم منتظر انتشار جدیدترین بازی از سری Call of Duty با نام Black Ops 6 باشیم. اخیراً تریلری ۲ دقیقه‌ای و بسیار زیبا از این بازی منتشر شده که در همین مدت کوتاه، میلیون‌ها بازدید به خود جلب کرده است. علاوه بر این تریلر، یک رویداد ویژه به نام Direct Showcase توسط کمپانی Activision برگزار شد که با بررسی محتوای آن می‌توانیم به سرنخ‌های جدیدی درباره Black Ops 6 دست پیدا کنیم.اگرچه سازندگان این بازی به‌طور عمدی اطلاعات محدودی از آن منتشر کرده‌اند، اما با توجه به آنچه تاکنون مشاهده شده، می‌توان پیش‌بینی کرد که Call of Duty: Black Ops 6 به یکی از بهترین بازی‌های شوتر اول شخص سال ۲۰۲۴ تبدیل شود.در این مقاله، تمامی اطلاعات مربوط به Black Ops 6، از جمله تاریخ انتشار، جزئیات کمپین داستانی، گیم‌پلی، و دیگر نکات مهم بازی را برای شما گرد آورده‌ایم تا بتوانیم پاسخگوی حس کنجکاوی‌تان درباره این عنوان مورد انتظار باشیم.حاوی اسپویلداستان Call of Duty Black Ops 6 ؛ از صدام حسین تا سربازهای یاغی (بر اساس تریلر بازی)داستان Black Ops 6 از اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی آغاز می‌شود و به‌عنوان دنباله‌ای مستقیم از نسخه Cold War روایت می‌شود. همچنین فلش‌بک‌هایی به نسخه Black Ops 2، که در دهه ۱۹۸۰ جریان داشت، در آن به چشم می‌خورد. تیم سازنده برای روایت داستان این بازی از برخی رویدادهای واقعی تاریخی الهام گرفته و آن‌ها را به شیوه‌ای منحصربه‌فرد با حضور شخصیت‌های مختلف در قالب یک داستان جذاب بازگو کرده است.بازی در جهانی آغاز می‌شود که دچار آشفتگی و تغییرات گسترده‌ای شده است. سقوط دیوار برلین و پایان یافتن جنگ سرد، به معنای فروپاشی تدریجی شوروی و ظهور آمریکا به‌عنوان تنها ابرقدرت نظامی جهان است. اما در همین زمان، اتفاقی بزرگ در خاورمیانه نگاه جهان را به خود معطوف می‌کند: عراق به رهبری صدام حسین پس از اختلافاتی با کویت، حمله‌ای سریع و قاطع علیه این کشور انجام می‌دهد و آن را در مدت کوتاهی اشغال می‌کند. این واقعه که با نام جنگ خلیج فارس شناخته می‌شود، منجر به مداخله چندین کشور به رهبری آمریکا می‌شود که نیروهای خود را به منطقه اعزام می‌کنند تا کویت را آزاد کنند و به این جنگ پایان دهند.ابتدا شایعات حاکی از آن بود که نسخه جدید Call of Duty قرار است با نام Gulf War (جنگ خلیج) منتشر شود، اما پس از معرفی رسمی، مشخص شد که عنوان بازی Black Ops 6 خواهد بود. با این حال، جنگ خلیج همچنان نقش مهمی در داستان بازی ایفا می‌کند. در حالی که آمریکا درگیر جنگ با عراق است، اوضاع داخلی این کشور نیز دچار بحران‌های متعدد شده است. بی‌اعتمادی به دولت همه‌گیر شده و نشانه‌های آن را می‌توان در رسانه‌ها، موسیقی و رفتارهای اجتماعی مشاهده کرد. در این بستر، شخصیت‌های اصلی بازی نیز هرکدام با مشکلات و چالش‌های شخصی خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند.یکی از این شخصیت‌ها، فرانک وودز، چهره آشنا و محبوب سری Black Ops است. پس از وقایعی که رائول منندز در نسخه‌های قبلی برای او رقم زد، وودز دیگر قادر به حضور در میدان نبرد نیست و اکنون بر روی صندلی چرخدار دیده می‌شود. به همین دلیل، سازمان CIA شغل جدیدی به او پیشنهاد می‌دهد که البته چندان با روحیات وودز سازگار نیست. در غیاب وودز در میدان جنگ، شخصیت تازه‌ای به نام تروی مارشال وارد داستان می‌شود. مارشال، که به‌نوعی جانشین وودز است، توانایی‌های بالایی در رهبری و جنگ دارد و از نزدیک با وودز همکاری می‌کند. با اینکه مارشال فردی شجاع و توانمند است، اما گاهی اوقات رفتارهای سرسخت و کله‌شقی از خود نشان می‌دهد که یادآور شخصیت خود وودز است.در Black Ops 6، شخصیت تازه‌ای به نام جین هارو به‌عنوان مغز متفکر عملیات نظامی و هماهنگ‌کننده مأموریت‌های CIA معرفی می‌شود. داستان از جایی پیچیده می‌شود که یکی از عملیات‌های تحت رهبری جین به شکلی ناگهانی با شکست مواجه می‌شود و به یک فاجعه تمام‌عیار تبدیل می‌گردد. این اتفاق باعث می‌شود که وودز و مارشال از خدمت تعلیق شوند. اما با توجه به وخامت اوضاع جهانی، این دو شخصیت تصمیم می‌گیرند به‌جای پذیرش این وضعیت، راهی یاغیانه در پیش بگیرند و تیمی مخفیانه تشکیل دهند تا به نبرد ادامه دهند.وودز و مارشال پس از تصمیم به همکاری، تیمی از نیروهای متخصص تشکیل می‌دهند. در این مرحله دو شخصیت جدید به تیم اضافه می‌شوند: فلیکس نیومن، متخصص کارهای فنی که در زمینه فناوری و تجهیزات جنگی مهارت زیادی دارد، و سواتی دوماس، یک قاتل خونسرد و حرفه‌ای. اما داستان با این شخصیت‌ها به پایان نمی‌رسد؛ چهره‌ای آشنا و محبوب دیگر نیز در این نسخه نقش کلیدی ایفا می‌کند: راسل آدلر. آدلر، که یکی از مرموزترین شخصیت‌های مجموعه Call of Duty است، همچنان حضور دارد و سازندگان انگیزه واقعی او را پنهان نگه داشته‌اند. او همچنان به‌عنوان یکی از اسرارآمیزترین و جذاب‌ترین کاراکترهای داستان مطرح است و هیچ‌کس به‌درستی نمی‌داند که اهداف واقعی او چیست.در Black Ops 6، شخصیت‌های اصلی برای انجام مأموریت‌ها و برنامه‌ریزی‌های مخفی خود به یک مقر امن نیاز دارند. آن‌ها یک عمارت قدیمی را که بر فراز یک صخره قرار دارد، انتخاب می‌کنند. این عمارت در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی متعلق به سازمان جاسوسی شوروی، KGB، بوده است. برای آن‌هایی که با KGB آشنایی ندارند، این سازمان به عنوان سرویس اطلاعاتی شوروی مسئول انجام عملیات‌های مخفی، جاسوسی، و سرکوب مخالفان داخلی بود. عمارت تقریباً ۳۰ سال قبل از ورود تیم، توسط KGB تخلیه شده، اما هنوز هم اسرار زیادی در آن نهفته است. اگر بازیکنان در محیط آن بگردند، ممکن است به سرنخ‌ها و اطلاعات جالبی از گذشته‌اش دست یابند.سازندگان بازی وعده داده‌اند که Black Ops 6 ماموریت‌های متنوعی با آزادی‌عمل بالا ارائه خواهد داد، به‌طوری‌که بسیاری از مراحل بازی دارای ارزش تکرار خواهند بود. علاوه بر آشنایی با شخصیت‌های اصلی، می‌دانیم که صدام حسین یکی از آنتاگونیست‌های اصلی داستان است. اما با توجه به فضای Black Ops، انتظار می‌رود که او تنها شخصیت منفی بازی نباشد و دشمنان دیگری نیز وجود داشته باشند.مأموریت‌ها نیز بسیار گسترده و متنوع هستند. از جمله آن‌ها می‌توان به یک نبرد عظیم در صحرای عراق اشاره کرد که در مقیاسی بزرگ و به‌عنوان یک جنگ تمام‌عیار طراحی شده است. همچنین، یکی دیگر از مأموریت‌ها شامل نفوذ به سیستم فاضلاب زیر یک کازینو در جنوب اروپا می‌شود. این مراحل نشان می‌دهند که بازی ترکیبی از عملیات‌های تاکتیکی و نبردهای بزرگ و حماسی را به بازیکنان ارائه می‌دهد.بازی Black Ops 6 با تجهیزات متنوع دهه ۹۰ میلادی، تجربه‌ای کامل از جنگ و نبرد را ارائه می‌دهد. بازیکنان با استفاده از سلاح‌های مختلف، که به لطف سیستم گان‌پلی موفق سری Call of Duty همچنان بی‌نقص و لذت‌بخش خواهد بود، به میدان می‌روند. علاوه بر این، بازی مکانیک‌های جدیدی مانند شکستن قفل‌ها، هک کردن کامپیوترها و دیگر موارد پازل‌گونه را نیز در خود جای داده است. یکی از جذاب‌ترین نکات این است که بازیکنان در بسیاری از مأموریت‌ها می‌توانند خودشان تصمیم بگیرند که چگونه به هدف برسند. اگر علاقه‌مند به اکشن و درگیری مستقیم هستید، می‌توانید به‌سادگی به دل دشمن بزنید و از طریق خشونت و قدرت به پیروزی برسید. از طرف دیگر، اگر عاشق مخفی‌کاری هستید، بازی این امکان را فراهم کرده تا مأموریت‌ها را بدون ایجاد سر و صدا و با استفاده از تجهیزات جاسوسی به پایان برسانید.با توجه به اطلاعات ارائه‌شده از بخش داستانی Black Ops 6، به نظر می‌رسد سازندگان قصد دارند نشان دهند که کمپین Call of Duty همچنان می‌تواند یک تجربه داستانی غنی و در عین حال گیم‌پلی جذاب ارائه دهد. حال باید دید این ایده‌ها تا چه اندازه موفق به اجرای عملی خواهند شد و چه تأثیری بر تجربه بازیکنان خواهند گذاشت. شما هم می‌توانید نظرات خود را درباره این بازی کاربرانش به اشتراک بگذارید! https://gameplayshop.ir/product/call-of-duty-black-ops-6-ps5/ </description>
                <category>بازیتو</category>
                <author>بازیتو</author>
                <pubDate>Mon, 21 Oct 2024 13:10:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی بازی CyberPunk 2077 برای PS5</title>
                <link>https://virgool.io/GamePlay/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-cyberpunk-2077-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-ps5-fpfoutyxfr8c</link>
                <description>معرفی بازی سایبرپانک 2077 برای پلی استیشن 5بدون شک Cyberpunk 2077 به عنوان یکی از مهم ترین بازی های سال های اخیر شناخته شده است. سفر آن از اعلام اولیه تا تبدیل شدن به یک بازی مورد انتظار سریع بوده است. در طول چند سال گذشته، ویترین ها و اطلاعات جذاب پیرامون Cyberpunk 2077 تنها به هیجان انگیزه افزوده است. علی‌رغم تاخیرها و جنجال‌های مختلف، بازی بالاخره به طور رسمی منتشر شد و بحث‌ها را در همه جا تحت سلطه داشت - از ویدیوهای عجیب و غریب که اشکالات بازی را به نمایش می‌گذارد تا نگرانی‌ها در مورد بازپرداخت بازیکنان و سایر مسائل.آغاز طوفانیبازی Cyberpunk 2077 با یک مقدمه واقعا طوفانی آغاز می شود. بازی به شما اجازه می دهد تا شخصیتی با جزئیات پیچیده بسازید که همه چیز از ظاهر گرفته تا مجموعه ای از توانایی ها را پوشش می دهد. علاوه بر این، می‌توانید یکی از سه مسیر زندگی موجود را انتخاب کنید که هر کدام به نقطه شروع متفاوتی در بازی منتهی می‌شوند. به عنوان مثال، انتخاب Nomad داستان را از گاراژی در وسط بیابان، خارج از محدوده شهر آغاز می کند.ساعات اولیه جذابصرف نظر از مسیر انتخابی شما، ساعات اولیه و رویدادهای بازی واقعاً فریبنده هستند. Cyberpunk 2077 در غوطه ور کردن بازیکنان در داستان و ماجراجویی های خود عالی است. شهر زیبای شب را به نمایش می گذارد، چندین شخصیت مهم و تاثیرگذار را معرفی می کند، ارتباط اولیه بین گیمر و شخصیت ها برقرار می کند و از همه مهمتر، بازیکنان را با ریتمی خوب و هیجان انگیز به ماموریت های هیجان انگیز می فرستد. به خصوص آخرین ماموریت ها جزو بهترین لحظات بازی هستند.یک تجربه پرچرببخش‌های اولیه و مقدماتی بازی، که با رویدادهای تکان‌دهنده به پایان می‌رسد، این احساس را به وجود می‌آورد که Cyberpunk 2077 دقیقاً همان چیزی است که باید باشد. اجرای بازی به طور یکپارچه با انتظارات مطابقت دارد و بازیکنان را با این حس غیرقابل انکار مواجه می کند که این واقعاً Cyberpunk 2077 است.در اصل، Cyberpunk 2077 یک تجربه بازی جذاب و همه جانبه را ارائه می‌کند و با موفقیت به انتظاراتی که سال‌ها آن را احاطه کرده است، عمل می‌کند. اکنون، پس از مرور آن لحظات اولیه، جنبه دیگری از Cyberpunk 2077 نمایان می شود. سوء تفاهم نکنید؛ من به هیچ وجه پیشنهاد نمی‌کنم که بازی پس از مرحله مقدماتی جذاب خود به یک مرحله بدتر می‌رود یا به زبان ساده، به سراشیبی می‌رود. بلکه به طور دقیق تر، منظورم این است که پس از ساعات اولیه هیجان انگیز، جایی که هیجان به اوج می رسد و بازی چنان فریبنده می گذرد که ما به سختی متوجه هیچ نقص احتمالی می شویم، روایت ماهیت منشعب و گسترده تری به خود می گیرد.آزادسازی آزادی بیشتراز این نقطه به بعد، بازی انعطاف پذیری بسیار بیشتری را به بازیکنان ارائه می دهد و به آنها آزادی بیشتری می دهد. در نتیجه، فرصت بیشتری برای کاوش در گوشه و کنار دنیای بازی، بررسی دقیق ویژگی‌های مختلف آن و غواصی عمیق‌تر در تجربه وجود دارد. این مرحله به ما اجازه می دهد تا پرده پیچیدگی های بازی را کنار بزنیم و فرصتی برای ارزیابی و ارزیابی بهتر کیفیت Cyberpunk 2077 فراهم کنیم.استقبال از کاوش عمیق ترهمانطور که از موج اولیه هیجان ناشی از اولین برخوردمان با بازی کنار می‌رویم، می‌توانیم بهتر و دقیق‌تر تفاوت‌های ظریف Cyberpunk 2077 را ارزیابی کنیم. توانایی بازی برای حفظ تعامل فراتر از هجوم آدرنالین اولیه، امکان بررسی دقیق‌تر را فراهم می‌کند. نقاط قوت و ضعف آن، به ارزیابی دقیق تر از تجربه کلی بازی کمک می کند.در اصل، Cyberpunk 2077 فراتر از معرفی هیجان‌انگیز خود تکامل می‌یابد، و ابعاد و فرصت‌های جدیدی را در اختیار بازیکنان قرار می‌دهد تا خود را در پیچیدگی‌های بازی غرق کنند. اول از همه، من مطمئن نیستم که دقیقاً چه انتظاراتی از Cyberpunk 2077 داشتید. برخی ممکن است نقش آفرینی عمیق و دقیق را پیش بینی کرده باشند، در حالی که برخی دیگر به دنبال اکشن سطح بالا یا تجربه ای در جهان باز شبیه به GTA بودند. با این حال، واقعیت این است که Cyberpunk عناصر همه این جنبه ها را در خود جای داده است. اگر بخواهم فقط یک ویژگی را به عنوان تمرکز اصلی و به عبارت بهتر، نقطه قوت اصلی آن مشخص کنم، آن داستان سرایی استثنایی و به تصویر کشیدن شخصیت هایی است که در طول ماجراجویی ما واقعاً با آنها زندگی و تعامل داریم.تعهد CD Projekt Red به داستان سراییکمپانی CD Projekt Red، قبلا در مجموعه The Witcher تعهد خود را به داستان سرایی و توسعه شخصیت به نمایش گذاشته بود. به نظر من، Cyberpunk 2077 از این نظر از چندین سطح از ساخته های قبلی آنها پیشی می گیرد.بازی Cyberpunk 2077 به تمام معنا داستان و ماجراجویی شخصیت شما در شهر شب است. بازی چنان درجه ای از آزادی و قدرت تصمیم گیری را ارائه می کند که می توانید روایت را به دلخواه شکل دهید. به طور همزمان، بازی در جنبه های مختلف داستان سرایی عالی است و این اطمینان را می دهد که صرف نظر از انتخاب های خود، می توانید واقعاً از روایت بازی لذت ببرید. چیزی که در نهایت کیفیت داستان سرایی را بالا می برد، شبیه حل پازلی است که در آن قطعات کوچک به هم می رسند تا تصویر نهایی را تشکیل دهند.شخصیت پردازی: دستاورد اوجسنگ بنای این معمای پیچیده در توسعه شخصیت بازی نهفته است. در حالی که Cyberpunk 2077 دارای دنیایی وسیع با شخصیت های مختلف است که هر کدام به ماموریت های اصلی و فرعی گره خورده اند، شاهکار CD Projekt Red توانایی ساختن داستانی جذاب برای هر شخصیت است. این یک شاهکار است که عبور از کنار این شخصیت‌ها را بدون اینکه تمایلی به کندوکاو در داستان‌های آن‌ها داشته باشد، چالش برانگیز می‌کند.در اصل، Cyberpunk 2077 از ابعاد بازی خود فراتر می رود و نه تنها یک تجربه جهان باز، بلکه یک شاهکار روایی را ارائه می دهد که در آن شخصیت ها به جهان گسترده شهر شب جان می بخشند.  برای درک بهتر این موضوع، شایان ذکر است که بسیاری از ما ممکن است حوصله دیالوگ های طولانی در بازی ها را نداشته باشیم و ترجیح دهیم در فعالیت های هیجان انگیزتری شرکت کنیم. با این حال، شخصیت‌های Cyberpunk 2077 به قدری جذاب و واقع‌گرا هستند که شخصاً، تعامل و مکالمه با آن‌ها اغلب لذت بیشتری را حتی از اکشن‌ترین بخش‌های بازی به ارمغان می‌آورد. به عنوان مثال، تنوع باورنکردنی در مراحل بازی، یک ماموریت شامل رویارویی با گروهی از عشایر را به یک تجربه فراموش نشدنی تبدیل کرد. توسعه‌دهندگان با دقت داستان‌های شخصیت‌های فرعی را نیز ساخته‌اند و تعامل، مکالمه و ارتباط با شخصیت‌های مختلف درون بازی را واقعاً تجربه‌ای به یاد ماندنی می‌سازند.در طول این تعاملات، بسیار مهم است که تأکید کنیم حضور چهره‌های مشهور در بازی به عنوان یک ترفند بازاریابی صرف عمل نکرده است. خوشبختانه، سرنوشت یا طراحی، پیشرفت شخصیت را افزایش داده است. برای مثال، شخصیت جانی سیلورهند حتی بدون کیانو ریوز هم می‌توانست جذاب باشد، اما مشارکت ریوز اجرا و صداگذاری را جذاب‌تر کرد. این موضوع برای بسیاری از شخصیت های دیگر در Cyberpunk 2077 نیز صادق است. سی دی پراجکت رد واقعاً در توسعه کاراکترها عالی عمل کرده است و فهرستی از کاراکترها را ایجاد می کند که به قدری خوب ساخته شده اند که با آنها درگیر می شود - چه از طریق یک همراهی طولانی مدت مانند جانی سیلورهند یا یک تعامل کوتاه با مثلاً زنی که برای مسابقه آماده می شود. رقابت - غیرقابل انکار جذاب و به یاد ماندنی است. این تعاملات، همراه با صداگذاری بی عیب و نقص، بدون شک برای مدت طولانی در ذهن شما باقی خواهد ماند. برای درک بهتر این موضوع، شایان ذکر است که بسیاری از ما ممکن است حوصله دیالوگ های طولانی در بازی ها را نداشته باشیم و ترجیح دهیم در فعالیت های هیجان انگیزتری شرکت کنیم. با این حال، شخصیت‌های Cyberpunk 2077 به قدری جذاب و واقع‌گرا هستند که شخصاً، تعامل و مکالمه با آن‌ها اغلب لذت بیشتری را حتی از اکشن‌ترین بخش‌های بازی به ارمغان می‌آورد. به عنوان مثال، تنوع باورنکردنی در مراحل بازی، یک ماموریت شامل رویارویی با گروهی از عشایر را به یک تجربه فراموش نشدنی تبدیل کرد. توسعه‌دهندگان با دقت داستان‌های شخصیت‌های فرعی را نیز ساخته‌اند و تعامل، مکالمه و ارتباط با شخصیت‌های مختلف درون بازی را واقعاً تجربه‌ای به یاد ماندنی می‌سازند.در طول این تعاملات، بسیار مهم است که تأکید کنیم حضور چهره‌های مشهور در بازی به عنوان یک ترفند بازاریابی صرف عمل نکرده است. خوشبختانه، سرنوشت یا طراحی، پیشرفت شخصیت را افزایش داده است. برای مثال، شخصیت جانی سیلورهند حتی بدون کیانو ریوز هم می‌توانست جذاب باشد، اما مشارکت ریوز اجرا و صداگذاری را جذاب‌تر کرد. این موضوع برای بسیاری از شخصیت های دیگر در Cyberpunk 2077 نیز صادق است. سی دی پراجکت رد واقعاً در توسعه کاراکترها عالی عمل کرده است و فهرستی از کاراکترها را ایجاد می کند که به قدری خوب ساخته شده اند که با آنها درگیر می شود - چه از طریق یک همراهی طولانی مدت مانند جانی سیلورهند یا یک تعامل کوتاه با مثلاً زنی که برای مسابقه آماده می شود. رقابت - غیرقابل انکار جذاب و به یاد ماندنی است. این تعاملات، همراه با صداگذاری بی عیب و نقص، بدون شک برای مدت طولانی در ذهن شما باقی خواهد ماند. همانطور که قبلا ذکر شد، کیفیت بالای داستان بازی از جزئیات دقیق نشات می گیرد و توسعه شخصیت تنها یک جنبه است. روایت کلی، چه در ماموریت های اصلی و چه در ماموریت های فرعی، واقعاً ارزشمند است و تصمیمات بازیکن نقش مهمی در شکل دادن به داستان دارد. خط داستانی اصلی واقعاً درگیرکننده است و بسته به انتخاب شما، با پایان‌های متعددی به پایان می‌رسد که همگی رضایت‌بخش هستند. عنصری که به طور قابل توجهی به تأثیر داستان کمک می کند، دیالوگ نویسی عالی است. در Cyberpunk 2077، شما با افراد مختلفی در تعامل هستید و سیستم گفتگوی بازی به شما این امکان را می دهد که نحوه برخورد با این تعاملات را انتخاب کنید. دیالوگ ها هوشمندانه و با جزئیات نوشته شده اند و خواندن آنها را شبیه به لذت بردن از یک رمان درجه یک می کند.شایان ذکر است که ساختار زبانی بازی، با عبارات غیررسمی و عامیانه فراوان، بر جذابیت آن افزوده است، اگرچه ممکن است به دلیل سبک غیر متعارف آن، برای برخی کمی چالش برانگیز باشد. با توجه به انتخاب‌های موجود در بازی، مایه تاسف است که انتخاب‌های اولیه Lifepath به اندازه‌ای که انتظار می‌رفت ارزش پخش را ارائه نمی‌کنند. این انتخاب‌ها عمدتاً مقدمه بازی را تغییر می‌دهند، برخی از گزینه‌های دیالوگ منحصربه‌فرد را فعال می‌کنند و کمی بر نحوه تعامل شخصیت‌ها با شخصیت شما تأثیر می‌گذارند. بنابراین، اگر انتظار داشتید که این انتخاب ها به طور قابل توجهی روند بازی را تغییر دهد و منجر به تجربیات کاملاً متفاوت با هر مسیر زندگی شود، ممکن است انتظارات شما برآورده نشود. علاوه بر خط داستانی اصلی در Cyberpunk 2077، تعداد زیادی ماموریت جانبی وجود دارد که تجربیات با کیفیت بالا و متنوعی را ارائه می‌کند، که یادآور ماموریت‌های جانبی غنی در The Witcher 3 است. این ماموریت‌های جانبی شما را به جنگ مشت می‌برند، شما را در مسابقات بیابانی درگیر می‌کنند. ، و لحظات به یاد ماندنی تعامل با شخصیت های مختلف را فراهم کنید. نکته مهم این است که همه این ماموریت های جانبی با ارزش هستند، و بدیهی است که توسعه دهندگان تلاش می کنند تا تجربیات به یاد ماندنی را در آنها ایجاد کنند. بازیکنان احساس نخواهند کرد که زمان آنها تلف می شود و ماموریت ها از سناریوهای تکراری و کلیشه ای صرفا به خاطر طولانی شدن گیم پلی اجتناب می کنند. به طور کلی، Cyberpunk 2077 یک داستان و روایت فراموش‌نشدنی را ارائه می‌کند و باعث می‌شود بازیکنان احساس کنند در شهر غوطه‌ور هستند، در کنار ساکنان آن زندگی می‌کنند و ماجراها و سرنوشت‌های خود را به گونه‌ای شکل می‌دهند که مطابق با ترجیحاتشان باشد.در حال حاضر، با وجود تمام ویژگی‌های عالی و درجه یک که تاکنون مورد بحث قرار گرفت، واقعیت این است که Cyberpunk 2077، بر خلاف جنبه‌های روایی‌اش، دارای برخی ایرادات فاحش و تا حدودی مضحک است. از منظر گیم پلی، عناصر اکشن و نقش آفرینی را در یک محیط جهان باز ترکیب می کند. اگرچه این یک تجربه نقش آفرینی بیش از حد پیچیده و با جزئیات پیچیده را ارائه نمی دهد، این به خودی خود یک نقص نیست. در واقع، بازی به گونه ای طراحی نشده است که یک تجربه نقش آفرینی بیش از حد پیچیده و با جزئیات عمیق باشد. در عوض، Cyberpunk 2077 قصد دارد تجربه ای را ارائه دهد که در آن بازیکنان می توانند شخصیت های خود را بسازند و ارتقا دهند، غارت ارزشمندی را در دنیای بازی بیابند، از سیستم دیالوگ لذت ببرند و از توانایی های ویژه خود برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند. از این منظر، Cyberpunk 2077 در آنچه که قصد ارائه آن را دارد برتر است.مانند هر تجربه نقش آفرینی دیگری، با پیشرفت و کسب امتیازات تجربه در Cyberpunk 2077، سطح شخصیت شما پیشرفت می کند و به شما این امکان را می دهد که توانایی های آنها را در دو دسته اصلی و فرعی ارتقا دهید. به عنوان مثال، می توانید وضعیت فیزیکی شخصیت خود را بهبود ببخشید یا امتیازاتی را به هوش اختصاص دهید و مهارت های هک خود را افزایش دهید. تنوع مهارت قابل توجه است و شما را قادر می سازد شخصیت خود را با توانایی های منحصر به فرد شکل دهید. سیستم لوت بازی، یکی دیگر از عناصر حیاتی در جنبه نقش آفرینی آن، ارزشمند است. اگر از کاوش در محیط‌ها لذت می‌برید، می‌توانید اقلام ارزشمندی را یا به عنوان سلاح و تجهیزات قابل استفاده یا برای کاردستی پیدا کنید که خود کیفیت خوبی دارد.با این حال، همانطور که در ماموریت‌های اصلی و فرعی Cyberpunk 2077 می‌شوید، جنبه‌های اکشن و جنگی بازی نقش برجسته‌تری را ایفا می‌کنند. در اینجا، یکی از ایرادات اساسی بازی آشکار می شود: هوش مصنوعی (AI) و رفتار دشمنان مسائل غیرقابل انکاری دارد که به طور قابل توجهی بر تجربه کلی تأثیر می گذارد. به عنوان مثال، در یک ماموریت در یک مرکز خرید بزرگ، درگیری هرج و مرج است، اما به جای اینکه یک نبرد پرتنش و هیجان انگیز باشد، مانند ویترین رفتار هوش مصنوعی پوچ است. دشمنان به روش‌های عجیبی به سمت شما می‌آیند، جیغ و فریاد می‌زنند، فقط برای اینکه با هم درگیر شوند یا بدون حمله به شما خیره شوند. هوش مصنوعی حرکات عجیب و غریب و بی هدف را به نمایش می گذارد و به نظر می رسد دشمنان علاقه ای به تیراندازی به سمت شما ندارند. چنین رخدادهای عجیب و غریبی به بخش های خاصی محدود نمی شود. مسائل مربوط به رفتار هوش مصنوعی در طول بازی ادامه دارد و نه تنها بر لحظات اکشن تأثیر می گذارد، بلکه به طور بالقوه رویکردهای مخفیانه را نیز از بین می برد.در حالی که Cyberpunk 2077 یک تجربه نقش‌آفرینی جذاب را با یک سیستم شخصیت‌سازی انعطاف‌پذیر و یک سیستم لوت طراحی‌شده به خوبی ارائه می‌دهد، مشکلات هوش مصنوعی و رفتار دشمن به‌طور قابل‌توجهی مانع از لذت کلی، به‌ویژه در سناریوهای اکشن می‌شود. تاثیر منفی هوش مصنوعی ضعیف زمانی ناامیدکننده‌تر می‌شود که متوجه می‌شوید اکشن اصلی و مکانیک رزمی Cyberpunk 2077 اساساً قوی هستند. به عنوان مثال، بازی طیف وسیعی از سلاح‌ها و تجهیزات را ارائه می‌کند که به شما امکان می‌دهد به موقعیت‌ها به سبک دلخواه خود نزدیک شوید، خواه حمام خون، هک و اسلش استراتژیک یا حتی استفاده از کاتانا برای یک تجربه غوغا واقعی. با این حال، با وجود پتانسیل درگیر کننده در هسته اکشن و مبارزه، بسیاری از سناریوهای رزمی از رفتار غیرهوشمندانه هوش مصنوعی رنج می برند و لذت بردن از آنها را واقعاً چالش برانگیز می کند. حتی برخورد با روسا و نهادهای قدرتمند ممکن است به دلیل این مشکلات هوش مصنوعی فاقد هیجان مورد انتظار باشد.همانطور که قبلا ذکر شد، Cyberpunk 2077 به عنوان یک تجربه جهان باز معرفی می شود. با این حال، واقعیت این جنبه انتظارات را برآورده نمی کند. در حالی که شهر شب، محیط های متنوع آن، و حتی مناطق خارج از شهر، معروف به Badlands، از نظر بصری به خوبی طراحی شده و فریبنده هستند، اصطلاح &quot;دنیامیسم جهان باز&quot; بیش از زیبایی بصری را نشان می دهد. در چارچوب یک جهان باز پویا، بازیکنان رویدادهایی را پیش بینی می کنند که احساس می کنند غیرقابل پیش بینی هستند یا تحت تأثیر اقدامات آنها هستند و یک تجربه ماجراجویانه ایجاد می کنند. این سوال مطرح می شود که آیا این دنیای گسترده به رفتارهای ما واکنش نشان می دهد و آیا سفرهای درون آن دستخوش حوادث غیرقابل پیش بینی است؟ یا صرفاً یک محیط بزرگ است که در آن تنها هدف حرکت از نقطه A به نقطه B، تکمیل یک ماموریت و انجام آن است؟ منصفانه نیست که ادعا کنیم دنیای Cyberpunk 2077 فاقد جذابیت است، اما از نظر یک تجربه جهان باز، به نظر می رسد CD Projekt Red بیشتر روی زیبایی شناسی و ایجاد یک فضای عالی تمرکز کرده است. پس از ساعات اولیه بازی، به جایی می رسد که هیچ رویداد جدید و هیجان انگیزی رخ نمی دهد و نقش جهان باز را به انتقال ساده ما از یک نقطه به نقطه دیگر کاهش می دهد. این به نوبه خود باعث می شود به لطف طراحی چشمگیر سیستم Fast Travel، به جای رانندگی در شهر با طیف متنوعی از وسایل نقلیه، از موتورسیکلت گرفته تا ماشین های مختلف، ویژگی سفر سریع را ترجیح دهیم.به طور خلاصه، در حالی که Cyberpunk 2077 یک اکشن اصلی و تجربه نقش آفرینی جذاب را ارائه می دهد، هوش مصنوعی ضعیف، همراه با پتانسیل تحقق نیافته پویایی دنیای باز آن، مانع از لذت کلی بازی، به ویژه در سناریوهای مبارزه و اکتشاف می شود.بازی Cyberpunk 2077 با محدودیت‌های عجیبی در ساخت محیط جهان باز خود مواجه است. به عنوان مثال، رفتار پلیس در شهر شب به طور قابل توجهی خنده دار و پوچ است. ارتکاب جرمی، مانند ضربه زدن به عابر پیاده در حین رانندگی، ظاهراً از جایی به ظاهر پلیس ظاهر می شود. پس از مدت کوتاهی تعقیب، اگر بتوانید از صحنه فاصله بگیرید، علاقه خود را کاملا از دست می دهند. تعامل با شهروندان نیز به طور مشخص محدود و سطحی است و بسیاری از رفتارهای آنها غیرطبیعی و حتی خنده آور است. این مسائل، به‌ویژه با توجه به تجربیات استثنایی اخیر در دنیای باز که استانداردهای جدیدی را در این جنبه از بازی‌ها تعیین کرده‌اند، ستایش مورد انتظار Cyberpunk 2077 را کاهش می‌دهد.علاوه بر این، بازی در ایجاد جهان باز خود درگیر محدودیت‌های عجیبی است. وقتی صحبت از رفتار پویای ساکنان شهر و مجریان قانون می شود، محدودیت ها آشکار می شود. در زمینه تجربیات اخیر دنیای باز که پویایی واقعاً شگفت‌انگیزی را ارائه کرده‌اند، انتظارات برای Cyberpunk 2077 بالا بود. متأسفانه، بازی این انتظارات را برآورده نمی‌کند، زیرا به نظر می‌رسد دنیای باز آن بیشتر یک محیط بزرگ و از نظر بصری جذاب است تا یک تجربه پویا و همه‌جانبه. پس از هیبت اولیه از طراحی زیبای شهر شب و محیط های آن، فقدان رویدادهای پویا در حال انجام آشکار می شود. نقش جهان باز صرفاً به تسهیل حمل و نقل از نقطه ای به نقطه دیگر کاهش می یابد، و باعث می شود بازیکنان به جای لذت بردن از طیف متنوع وسایل نقلیه موجود، ویژگی سفر سریع را انتخاب کنند.در پایان به موضوعی می پردازیم که بسیار مورد بحث و انتقاد قرار گرفته است. بله، متأسفانه Cyberpunk 2077 مملو از مشکلات فنی و باگ های عجیب و غریب است. من شخصاً بازی را روی پلتفرم رایانه شخصی تجربه کردم و چند ساعتی را صرف تست عملکرد آن بر روی نسخه پلی استیشن 4 کردم. در حالی که نسخه رایانه شخصی جلوه‌های بصری خیره‌کننده، مناظر شهری و طراحی شخصیت‌ها را به نمایش می‌گذاشت، اما از باگ‌های مختلفی نیز رنج می‌برد، از جمله گیرکردن شخصیت‌ها در دیوارها و اشکالاتی که مجبور به تکرار ماموریت می‌شدند. علاوه بر این، در مناطق شلوغ، کاهش نرخ فریم بخشی از تجربه گیم پلی بود. این مشکلات فنی در نسخه کنسولی بیشتر به چشم می خورد. صادقانه بگویم، بدون اطمینان از به‌روزرسانی‌های اصلی که به این مسائل رسیدگی می‌کنند، عملکرد فنی کنونی Cyberpunk باعث ایجاد اطمینان در بهبود آینده نزدیک آن نمی‌شود.خرید بازی CyberPunk 2077 Ultimate Edition برای PS5معرفی بازی  CyberPunk 2077 Phantom Libertyعنوان Cyberpunk 2077 را می‌توان یکی از بحث‌برانگیزترین آثار سال‌های اخیر دانست که تجربه‌ای بسیار نابهینه را از نظر جنبه‌های فنی ارائه می‌کند و با مسائل متعددی در زمینه‌های ساختاری، روایی و توسعه شخصیت‌ها مواجه است. با وجود وعده ها و تبلیغات گسترده، این بازی در نهایت بسیاری از طرفداران مشتاقانه را ناامید کرد.اکنون، پس از گذراندن آن دوره آشفته، زمان انتشار الحاقیه Phantom Liberty فرا رسیده است، افزونه‌ای که CD Projekt Red آن را به عنوان یک رستگاری نهایی ارائه می‌کند. تاکید بر این موضوع به حدی است که حتی در هنگام نمایش تریلر این محتوای اضافی، ادریس البا به صراحت از عبارت &quot;این بار بازی ثابت است&quot; استفاده می کند. اکنون این سوال مطرح می شود که آیا این گفته درست است یا بار دیگر با یک سری وعده های توخالی مواجه هستیم؟خیلی خوب است که بشنوم که نسخه گسترش Phantom Liberty به برخی از مسائل مربوط به روایت و توسعه شخصیت ها از Cyberpunk 2077 اصلی می پردازد. معرفی یک روایت سیاسی با عناصر جاسوسی و پیچش های جذاب امیدوارکننده به نظر می رسد. درگیر شدن شخصیت هایی مانند Songbird و ماموریت نجات پرزیدنت مایرز به داستان عمق می بخشد.به نظر می‌رسد که بسط، تجربه‌ای جذاب‌تر و جذاب‌تر ارائه می‌کند، و این واقعیت که جنبه‌های عمیق‌تر و پیچیده‌تر روایت را بررسی می‌کند، نشانه مثبتی است. جالب است که ببینیم سفر V چگونه در این ماموریت پیچیده و مرموز در کنار شخصیت هایی مانند Solomon Reed پیش می رود. انتظار برای حل داستان، تجربه ای همهجانبه را برای بازیکنان ایجاد می کند. امیدوارم که اکسپنشن به پیشرفت های نویدبخش روایت و شخصیت خود ادامه دهد.شنیدن این موضوع که الحاق Phantom Liberty برای Cyberpunk 2077 یک روایت پیچیده و درگیرکننده با شخصیت‌های توسعه‌یافته را معرفی می‌کند و به داستان عمق می‌بخشد، جالب است. تأکید بر اهمیت هر عنصر و شخصیت درگیر در روایت، به تجربه ای همهجانبه تر برای بازیکنان کمک می کند.تاثیر معنادارتر شدن انتخاب های داستان یک پیشرفت مثبت است و این واقعیت که DLC تصمیم گیری متفکرانه را تشویق می کند، تجربه کلی RPG را افزایش می دهد. به نظر می رسد درگیر شدن شخصیت هایی مانند سولومون رید، با تصویری جذاب توسط ادریس البا، یکی از ویژگی های برجسته این بسط است. پویایی بین بازیکن و رید، که لایه های بیشتری را به شخصیت او فراتر از یک عامل سرد و بی روح معمولی نشان می دهد، بعد جالبی به داستان سرایی می بخشد.همچنین شنیدن اینکه شخصیت V برجسته‌تر است و اینکه بسط آن امکان کاوش عمیق‌تر در داستان V را فراهم می‌کند و از حضور تحت الشعاع جانی دور می‌شود، امیدوارکننده است. این تغییر در تمرکز، دیدگاه متفاوت تری را در سفر V به بازیکنان ارائه می دهد.به طور کلی، به نظر می رسد که توسعه Phantom Liberty در رفع برخی از نگرانی های روایت و توسعه شخصیت در بازی پایه موفق بوده و تجربه ای غنی و فریبنده را برای بازیکنان ارائه می دهد.مایه دلگرمی است که بشنوم که نسخه Phantom Liberty برای Cyberpunk 2077 پیشرفت های قابل توجهی در داستان سرایی و سرعت روایت نسبت به بازی پایه ایجاد کرده است. گام های مثبت در توسعه شخصیت برای V، اگرچه کامل نیست، اما قابل ستایش است. این واقعیت که داستان سرایی از همان ابتدا بازیکنان را مجذوب خود می‌کند و تعامل را با مشکلات سرعت کمتری حفظ می‌کند، یک دستاورد قابل توجه است.روایت و سرعت پیشرفته‌تر به تجربه‌ای فراگیرتر کمک می‌کند و پتانسیل و ظرفیت Cyberpunk 2077 را از نظر داستان‌گویی نشان می‌دهد. به نظر می رسد که این گسترش به طور موثری از این پتانسیل برای ارائه یک روایت قانع کننده استفاده کرده است و بر برخی از چالش های پیش روی بازی پایه غلبه کرده است.پرداختن به جنبه های روایی بازی و بهبود آنها از طریق الحاقاتی مانند Phantom Liberty برای سازندگان ارزشمند است. به نظر می‌رسد که CDPR گام‌های اساسی در جهت تحقق پتانسیل داستان‌گویی که Cyberpunk 2077 در ابتدا وعده داده بود، برداشته است.شنیدن این موضوع که به‌روزرسانی 2.0 برای Cyberpunk 2077 که کاملاً رایگان است، پیشرفت‌ها و تغییرات قابل‌توجهی را در بازی به ارمغان آورده است و آن را منسجم‌تر و به هم پیوسته‌تر با الحاق Phantom Liberty کرده است، بسیار خوب است. این واقعیت که این به‌روزرسانی‌ها جنبه‌های مختلف بازی از جمله گیم‌پلی را در بر می‌گیرند، به تجربه کلی عمق می‌بخشد.معرفی مجدد سیستم درخت مهارت، همراه با امتیازات و توانایی‌های بازسازی‌شده، یک تغییر اساسی است که عمق و پیچیدگی سفارشی‌سازی کاراکتر را افزایش می‌دهد. مهارت های متمرکزتر و گسترده تر، ایجاد یک شخصیت بسیار کارآمد و هدفمند را آسان تر و منطقی تر می کند. علاوه بر این، معرفی مهارت های جدید به تعادل، تنوع و هماهنگی بهتر در توانایی های شخصیت کمک می کند.این دلگرم کننده است که می بینیم توسعه دهندگان به طور فعال روی اصلاح و گسترش بازی کار می کنند و تجربه ای زیباتر و جذاب تر برای بازیکنان فراهم می کنند. به‌روزرسانی‌ها و بهبودهای مداوم نشان‌دهنده تعهد به پرداختن به بازخورد بازیکنان و تبدیل بازی به شکلی زیباتر و لذت‌بخش‌تر است.افزودن یک درخت مهارت کاملاً جدید مربوط به Relic در به روز رسانی 2.0 در واقع یک پیشرفت هیجان انگیز است. این واقعیت که امتیاز ارتقای این درخت فقط در Dogtown موجود است، لایه ای از استراتژی و کاوش را به گیم پلی بازی اضافه می کند. درخت مهارت جدید Relic توانایی‌های جذاب و مؤثری مانند Emergency Cloaking را معرفی می‌کند که به تجربه بازی‌های همه‌جانبه‌تر و استراتژیک‌تر کمک می‌کند. گسترش سیستم درخت مهارت نه تنها محتوای جدیدی را برای این جنبه از بازی به ارمغان می آورد، بلکه به مهارت های موجود نیز عمق و معنا می بخشد. شایان ذکر است که استفاده از این توانایی‌های جدید اغلب با انیمیشن‌های جدید همراه است و تجربه بصری کلی را بهبود می‌بخشد.به عنوان مثال، اگر توانایی‌های هک در طول بازی اصلی تا حدودی ضعیف به نظر می‌رسیدند، قابلیت‌های هک بهبود یافته و توسعه‌یافته در به‌روزرسانی 2.0 تأثیر قابل‌توجه‌تری را به همراه خواهد داشت. ویژگی هایی مانند Hack Queue اکنون به بازیکنان این امکان را می دهد که چندین هک را به طور همزمان در صف قرار دهند و رویکرد کارآمدتر و همه کاره تر را به خصوص در سناریوهای مخفی ارائه می دهند. این پیشرفت احتمالات و نتایج مختلفی را به وجود می آورد و باعث می شود که گیم پلی در چنین سناریوهایی جذاب تر و پویاتر شود.افزودن تصویربرداری از داخل وسایل نقلیه یک پیشرفت قابل توجه است و Cyberpunk 2077 را با نوآوری هایی مانند سری Grand Theft Auto مطابقت می دهد. این ویژگی که در آپدیت 2.0 معرفی شد، یک لایه جدید به سناریوهای مبارزه اضافه می کند، به خصوص زمانی که با قابلیت جدید Carhacker ترکیب شود. در طول نبردهای خودرویی، انعطاف‌پذیری و گزینه‌های استراتژیک بیشتری را برای بازیکنان فراهم می‌کند، که امکان تجربه‌ای فراگیرتر و پویاتر را فراهم می‌کند.این به‌روزرسانی همچنین تغییراتی را در Cyberware به ارمغان می‌آورد و آن را نه تنها متعادل‌تر می‌کند، بلکه برای انتخاب بهینه نیاز به بررسی دقیق جنبه‌های مختلف دارد. معرفی یک محدود کننده، بر اساس سطح شما، برای تعداد قطعات Cyberware که می توانید اعمال کنید، یک عنصر استراتژیک به سفارشی سازی اضافه می کند. ادغام Armor در بخش Cyberware بیشتر بر نیاز بازیکنان به انتخاب استراتژیک این اجزا تأکید می کند.سیستم Stamina نیز دستخوش تغییراتی شده است و اکنون مستقیماً به حرکات و اقدامات رزمی شما در حین درگیری مرتبط است. دیگر مسئله نفس کشیدن با دویدن نیست. با کاهش استقامت از طریق استفاده از سلاح‌های مختلف، خط تیره‌ها و هک‌های سرعت، بازیکنان باید به سطوح Stamina خود توجه بیشتری داشته باشند و اقدامات خود را بر اساس آن هماهنگ کنند و دقت و استراتژی را به موقعیت‌های مبارزه اضافه کنند.به طور کلی، این به‌روزرسانی‌ها به طور قابل توجهی به عمق و پیچیدگی تجربه گیم‌پلی کمک می‌کنند، گزینه‌های بیشتری را در اختیار بازیکنان قرار می‌دهند و به رویکردی متفکرانه و استراتژیک‌تر برای سفارشی‌سازی و مبارزه نیاز دارند.پیشرفت‌های به‌روزرسانی 2.0 در رابطه با هوش مصنوعی، به‌ویژه در سیستم پلیس، واقعاً قابل توجه است، اگرچه مهم است که اذعان کنیم که این تغییرات ممکن است تمام مسائل مربوط به هوش مصنوعی را به طور کامل حل نکند. قبل از این به روز رسانی، هوش مصنوعی پلیس یک نقص بزرگ در بازی به حساب می آمد.هوش مصنوعی در Cyberpunk 2077 حتی در مقایسه با عناوین چندین نسل قبل پایین تر بود و تجربه بازی را ناامیدکننده می کرد. در حالی که هوش مصنوعی اکنون با به روز رسانی 2.0 به سطح &quot;خوب&quot; رسیده است، هنوز مواردی وجود دارد که واکنش ها و رفتارهای NPC باورپذیر نیستند. حداقل شهروندان شهر شبانه به اقدامات شما واکنش نشان می دهند. برای مثال، اگر اسلحه ای را به سمت راننده بگیرید، به جای نادیده گرفتن تهدید مانند گذشته، سریعاً از آنجا دور می شود.با این حال، هنوز هم رفتارهای عجیب و غریب و عجیب و غریب توسط NPC ها، به ویژه در طول ماموریت های جانبی خاص، وجود دارد. به عنوان مثال، پس از انجام یک ماموریت برای آقای هندز، دو نفر که همراه من بودند، سعی کردند از پارکینگ خارج شوند. آن‌ها به‌جای خروج آرام، چهار بار ماشین خود را به دیوار کوبیدند و در نهایت رمپ خروج را پیدا کردند.به طور خلاصه، در حالی که پیشرفت های قابل توجهی در هوش مصنوعی با به روز رسانی 2.0 صورت گرفته است، هنوز هم مناطقی وجود دارد که رفتار NPC ها می تواند عجیب و غریب و کاملاً واقعی نباشد. با این وجود، این به‌روزرسانی یک گام مثبت رو به جلو در رسیدگی به مسائل مرتبط با هوش مصنوعی در Cyberpunk 2077 است.اضافه شدن سیستم جدید Escalation به بازی که یادآور مکانیزم هایی است که در عناوینی مانند GTA دیده می شود، در واقع واکنش های پلیس را پویاتر و واقعی تر کرده است. تشدید یک نیروی پلیس پاسخگوتر را معرفی می کند، و اگر به اقدامات خصمانه ادامه دهید، ممکن است خود را درگیر درگیری پلیس بیابید. علاوه بر این، NCPD اکنون حضور پویاتری در محیط بازی دارد که سطحی از پویایی را به تجربه کلی اضافه می کند.من شخصاً در طول بازی خود چندین بار سیستم پلیس را آزمایش کردم. در حالی که پلیس اکنون واکنش های جدی تری نشان می دهد، هنوز مواردی وجود دارد که آنها رفتار عجیبی دارند. به عنوان مثال، در حین تعقیب و گریز، یک ماشین پلیس به طور غیرقابل توضیحی تصمیم گرفت از یک جاده خاکی برود و به من اجازه داد به راحتی فرار کنم.به طور خلاصه، پیشرفت‌های هوش مصنوعی، به‌ویژه در سیستم پلیس، تجربه بازی را افزایش داده و آن را لذت‌بخش‌تر و واقعی‌تر کرده است. با این حال، مهم است که توجه داشته باشید که این پیشرفت ها هوش مصنوعی را به طور کامل به یک سیستم بی عیب تبدیل نمی کند. هوش مصنوعی یک حوزه پیچیده است و یک به روز رسانی نمی تواند به طور کامل چالش های آن را برطرف کند.به طور کلی، تغییرات ایجاد شده در به روز رسانی 2.0 به طور قابل توجهی روی گیم پلی تأثیر گذاشته و جنبه های مختلف را بهبود بخشیده و تجربه کلی را عمیق تر می کند. در حالی که مشکلات هوش مصنوعی به طور کامل حل نشده است، به روز رسانی ها پیشرفت های معنی داری ایجاد کرده اند و Cyberpunk 2077 را به بازی که از ابتدا در نظر گرفته شده بود نزدیک می کند. این بازی اکنون تجربه بهتر، پویاتر و عمیق تری نسبت به نسخه اولیه خود ارائه می دهد.در حالی که DLC Phantom Liberty و به‌روزرسانی 2.0 تغییرات بصری یا پیشرفت‌های گرافیکی قابل توجهی را در Cyberpunk 2077 ایجاد نکردند، اما به برخی از بهبودها در بهینه‌سازی کمک کردند. عملکرد کلی بازی، نرخ فریم و پایداری، به ویژه از نظر ثبات فنی در همان سیستمی که در آن بازی پایه را تجربه کردید، پیشرفت‌های جزئی را نشان دادند.اکنون، با تغییر تمرکز به Dogtown، منطقه مرکزی Phantom Liberty، توسعه دهندگان توانایی های بالای خود را در طراحی محیطی در این توسعه نشان دادند. داگ تاون ما را از نورهای نئونی پر جنب و جوش و خیابان های شلوغ شهر شب دور می کند و ما را در دنیایی با هویت مستقل و پویایی متفاوت غرق می کند. تغییرات محیطی و تمایزات درون داگ‌تاون مشهود است و حس ورود به دنیایی جدید با قوانین و پویایی‌های تازه را فراهم می‌کند.تغییرات و تفاوت های محیطی در داگ تاون فراتر از زیبایی سطحی است و فضایی منحصر به فرد ایجاد می کند. این تصور را به بازیکنان می دهد که به دنیای جدیدی با ویژگی های تازه و متمایز قدم گذاشته اند که باید با آن سازگار شوند.داگ‌تاون، بسیار شبیه به مناطق بازی پایه، داستان‌های جانبی، شخصیت‌ها و محیط‌های جذاب زیادی را در اختیار بازیکنان قرار می‌دهد. ساخت جهان در داگ تاون به خوبی با روایت کلی و شخصیت های DLC هماهنگ است. در مورد شخصیت ها، همان طور که در بحث روایی فانتوم لیبرتی اشاره شد، شخصیت های این داستان گیرا و به خوبی به تصویر کشیده شده اند و بخش قابل توجهی از جذابیت آن ها ناشی از صداگذاری عالی است.ادریس البا با به تصویر کشیدن شخصیت سولومون رید، کار بسیار خوبی را انجام می دهد و عمق و کشمکش های درونی شخصیت را از طریق صدای خود به نمایش می گذارد. شاید به دلیل طولانی شدن زمان از تجربه اصلی بازی، من شخصاً احساس کردم که حتی کیانو ریوز عملکرد بهتری از نظر صداپیشگی ارائه کرده است.شایان ذکر است که این داستان فضای بیشتری را برای بررسی شخصیت جانی فراهم می کند و جنبه های مختلفی از او را به نمایش می گذارد که شاید در بازی اصلی چندان برجسته نبود. با مواد بهبود یافته ای که در اختیار کیانو قرار دارد، این DLC تصویر دقیق تری از این شخصیت ارائه می دهد.خرید بازی Cyberpunk 2077 برای PS5 https://gameplayshop.ir/product/cyberpunk-2077-ultimate-edition-ps5/ </description>
                <category>بازیتو</category>
                <author>بازیتو</author>
                <pubDate>Mon, 04 Dec 2023 17:57:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی بازی Marvel Spiderman 2 برای PlayStation</title>
                <link>https://virgool.io/GamePlay/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-marvel-spiderman-2-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-playstation-jca1uub946zj</link>
                <description>نقد و بررسی بازی مارولز اسپایدرمن 2 از نظر IGNدر قلمرو Marvel&#x27;s Spider-Man 2، Insomniac Games ماموریتی غیرقابل حل را بر عهده می گیرد – دنبال کردن ظلم های تپنده نه یک، بلکه دو ابرقهرمان نیرومند. در حالی که ممکن است این یک تلاش بلند به نظر برسد، یک سوال باقی می ماند: آنها از اینجا به کجا می روند؟ خب، پاسخ در دو برابر کردن است، و نه هر دوگانه، بلکه دوگانگی مرد عنکبوتی.گسترش افق ها:اندازه نقشه دو برابر می‌شود، در حالی که صحنه‌های اکشن کمرنگ می‌شوند و عصر جدیدی از آکروبات‌های هوایی هیجان‌انگیز را آغاز می‌کنند. با این تغییرات، استودیو فصل هیجان انگیز دیگری را در مجموعه مرد عنکبوتی ساخته است. این دنباله صرفاً به همزیستی با سلف خود بسنده نمی کند. آن به دنبال ارائه یک تجربه منحصر به فرد، یادآور همگرایی دو مرد عنکبوتی است. در حالی که مکانیک های جنگی اصلی به طور غیرقابل انکاری فوق العاده باقی می مانند، اما جوهره هیجان قبلی را حفظ می کنند. علیرغم نقشه توسعه یافته، فعالیت‌های دنیای باز درون بازی نیازمند یک تکامل قانع‌کننده است.یک شاهکار سینمایی:نتیجه چیزی جز یک شاهکار سینمایی مدرن نیست. این یک هیجان غیرقابل انکار و طولانی مدت است که در گوشه و کنار بازیکنان طنین انداز می شود. Insomniac Games به طرز ماهرانه ای هنر حفظ حس نشاط را برای مدت طولانی متعادل کرده است، همگی در عین حال که اعداد را ارائه می دهند.آشنایی با رزم:بازی Marvel&#x27;s Spider-Man 2 از ریشه های خود دور نیست. شايد اين وب‌سنگ‌دار لباس جديدي به تن نداشته باشد، اما هنوز هم مي‌تواند احساس راحتي باورنكردني را از خود بروز دهد. جاخالی دادن های دقیق، مانورهای جدید بی عیب و نقص (که شما را نه تنها درگیر می کند، بلکه مجذوب خود می کند)، و تمام کننده های آکروباتیک فوق العاده رضایت بخش هستند. علاوه بر این، تعقیب ترکیب‌های چابک برای نبردهای شیک، کاری است که ارزش انجام آن را دارد. حرکات روان هستند و ضربات ویرانگر، شبیه به فنجان هیبریدی کره بادام زمینی که در آن هر یک از حریفان شما حساسیت منحصر به فردی به طعم آن دارند.قدرت و فیض متحد شوند:قدرت و ظرافت به زیبایی در کنار یکدیگر وجود دارند، با دشمنانی که مانند راگدول‌ها به اطراف پرتاب می‌شوند، در هوا می‌چرخند، به سطوح بتنی برخورد می‌کنند، و مانند پین‌های بولینگ زرهی به یکدیگر می‌چسبند. با این حال، طبیعی است که هیچ استخوانی در بدن آنها شکسته نشود و هیچ عضوی سوراخ نشود، اما آنها به طرز وحشتناکی زنده می مانند و آماده هستند تا جنایات خود را دوباره انجام دهند.بازی Marvel&#x27;s Spider-Man 2 در واقع خطرات را دو برابر کرده است و تجربه ای جذاب را ارائه می دهد که در عین کاوش در افق های جدید، جوهر اصلی را حفظ می کند. این فقط یک بازی نیست. این یک سفر است، سفری که شما را برای مدت طولانی درگیر خواهد کرد.در مقایسه با پیشینیان خود، مانند مرد عنکبوتی یا مایلز مورالس، مرد عنکبوتی 2 مارول تاکید کمتری بر رویارویی های مخفیانه دارد. این رویکرد جدید، که سبک بازی ساده‌تر و پر اکشن‌تری دارد، مورد استقبال کسانی قرار گرفته است که بازی‌های مخفی کاری قبلی را کمی ساده‌تر می‌دانستند.به طور طبیعی، ماموریت های داستانی وجود دارد که در آن مایلز یا پیتر باید از پشت بام ها بپرند و دشمنانی را که هرگز زحمت نگاه کردن به بالا را ندارند، از بین ببرند. با این حال، مرد عنکبوتی 2 بسیار مشتاق‌تر است که شما را وارد عمل کند، مجهز به توانایی‌های فراوانی که به شما امکان می‌دهد به‌جای اینکه یک به یک گروه‌هایی از دشمنان را از بین ببرید، یک‌باره با گروه‌هایی از دشمنان مقابله کنید.معرفی یک گجت مورد علاقه شخصی:ابزار مورد علاقه شخصی جدید به نام &quot;Web Grabber&quot; در مرکز این فلسفه قرار می گیرد و دشمنان را از دور می کشد و آنها را به هم می کوبد. من کاملاً از استفاده از آن لذت بردم قبل از اینکه رعد و برق و رعد و برق القا شده از مایلز را بر روی دشمنان گروه‌بندی شده رها کنم، و اکنون پیتر می‌تواند در این سرگرمی نیز شرکت کند. رسیدن به آن کمی بیشتر از حد انتظار طول می کشد، اما وقتی پارکر لباس سیمبیوتی را که در تریلرهای قبلی به نمایش گذاشته شده بود به تن می کند، قدرت ها و خشم جدیدی که به ارمغان می آورد تأثیر قابل توجهی می گذارد. روحیه جنگجویانه تری به نبردها می بخشد و عزم پیتر را تقویت می کند.ابزاری برای تطبیق با توانایی‌های برق‌رسانی مایلز:مجموعه ای از ابزارها برای تکمیل توان الکتریکی رضایت بخش مایلز طراحی شده است. آنها به همان اندازه لذت بخش هستند، زیرا به نظر می رسد کت و شلوار سعی دارد از طریق بازخورد کنترلر DualSense از دست من خارج شود. این سبک تهاجمی از گیم پلی پاداش داده می شود، زیرا تنها راه برای بهبود ایجاد یک نوار فوکوس است - پر از ضربات زمین کوبنده و جاخالی های کاملاً به موقع - که اطمینان حاصل شود که ریتم هیجان انگیز مبارزه هرگز از بین نمی رود.بازی Marvel&#x27;s Spider-Man 2 یک انحراف هیجان انگیز از بازی های قبلی متمرکز بر مخفی کاری است و تجربه ای پر از اکشن را ارائه می دهد که بازیکنان را درگیر و سرگرم نگه می دارد. این یک سفر واقعاً پر انرژی است و با لباس سیمبیوت در حال بازی، مخاطرات بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است.یکی از زمینه هایی که Insomniac به طور قابل توجهی در آن پیشرفت کرده است، ارائه طیف متنوع تری از دشمنان در خرید Spider-Man 2 است. بنابراین، دیگر نیازی به کوبیدن مکرر همان تعداد انگشت شماری از سرسپردگان با چوب های بیسبال نیست. گروه‌ها و واحدهای جدید، مانند جوخه‌های شعله‌افکن که شما را دور نگه می‌دارند، پهپادهای پرنده، و شکارچیانی که شبکه‌های لیزری را در بالای سر خود مستقر می‌کنند تا حملات هوایی را محدود کنند، شما را سرپا نگه می‌دارند. برخی از دشمنان در برابر توانایی‌های مختلف مانند حملات الکتریکی یا قدرت لباس سیمبیوت ضعیف هستند و لایه‌ای از لذت را به نبرد اضافه می‌کنند. این به هیچ وجه انقلابی نیست، اما سطحی از پیچیدگی را معرفی می‌کند که باعث می‌شود در نظر داشته باشید که کدام قدرت‌ها – یا حتی کدام مرد عنکبوتی – برای یک شغل خاص مناسب‌تر هستند.این بدان معنا نیست که مخفی کاری خالی از لطف نیست، به خصوص زمانی که به عنوان مایلز بازی می کنید و از قدرت نامرئی او برای از بین بردن بی صدا دشمنان استفاده می کنید. ابزارهای زیادی برای حذف بی‌صدا وجود دارد، با ابزارهای جدیدی مانند Web Line که به شما امکان می‌دهد تله‌های آویزان خود را برای دشمنان زیر ایجاد کنید. این ابزار سرگرم‌کننده‌ای است که به شما امکان می‌دهد عرصه‌های با دقت طراحی شده را به میدان جنگ خود تبدیل کنید و با انجام این کار، اتاق را با پینیاتاهای تار تزئین کنید. از سوی دیگر، مانند مبارزه، مخفی کاری با بسیاری از برخوردهای انباری که در بازی‌های قبلی با آنها برخورد کرده‌اید، خیلی از فرمول فاصله نمی‌گیرد، زیرا با استفاده از تکنیک‌های مشابه، دشمنان را اعزام می‌کنید.از نظر عملیات مخفی کاری، سکانس‌های MJ از بازی اصلی برمی‌گردند، و در حالی که جذاب‌تر هستند و به خوبی به داستان ارائه می‌شوند، هرگز چیزی فراتر از ماموریت‌های مخفی کاری ساده یا بخش‌های تیراندازی سوم شخص ارائه نمی‌دهند. او مطمئناً کنار گذاشته نشده است، اما به نظر می‌رسد جایی برای هیجان‌انگیزتر کردن بخش‌های گیم‌پلی او وجود دارد - یا حداقل بیشتر مطابق با شخصیت تثبیت شده او به عنوان یک گزارشگر تحقیقی بی‌باک در مأموریت‌هایی که به آن‌ها فرستاده شده است. اینجا.جدای از مبارزه، مردان عنکبوتی ما اکنون می‌توانند در محله‌های دوستانه‌شان به روش‌های شیک‌تر از همیشه بچرخند، با تلنگرها و ترفندهای جدیدی که به کارنامه‌شان اضافه شده‌اند و مزیتی شبیه به تونی هاوک ارائه می‌دهند. انجام مانورهای وب آکروباتیک همانطور که به یاد می آورید لذت بخش است و هنوز هم یکی از بهترین راه ها برای عبور از دنیای باز است. با این حال، بال های وب جدید بدون شک یک ویژگی برجسته هستند. شبیه به بتمن قبل از او، مرد عنکبوتی اکنون می تواند به زیبایی در شهر سر بخورد و اوج بگیرد، اما نه بی حد و حصر – شما باید ارتفاع خود را مدیریت کنید و حرکت رو به جلو را خودتان مدیریت کنید، با کمک راهروهای نسیم آسمان شهر که می توانند به سرعت شما را از یک راهرو منتقل کنند. منطقه به دیگریداستان بازی مارولز مردعنکبوتی 2داستان در مرد عنکبوتی 2 تعادل زیبایی را بین لحظات پرخاشگری و درون نگری برقرار می کند. بدون عذرخواهی کت و شلوار را پوشیده و وارد حالت خشم شبیه کریتوس می‌شوید، جایی که هر دو ماشه را فشار می‌دهید و شروع به ضربه زدن به هر چیزی در مسیر خود می‌کنید، اما نویسندگان هرگز فراموش نمی‌کنند که روکش انسانیت را در این ابرانسان‌ها از بین ببرند. این را می‌توان هم برای قهرمانان و هم برای شخصیت‌های شرورشان گفت، زیرا مرد عنکبوتی 2 به منطق پشت اعمال هر شخصیت و خوبی‌هایی که می‌توان در سایه‌های شیاطین پنهان می‌شود، پرداخت.برای آن‌هایی که حافظه‌ای مبهم دارند، خلاصه‌ای از داستان‌های پیتر و مایلز تا کنون در دسترس است، که مفید است زیرا این دنباله‌ای است که هم رشته‌های روایی و هم شخصیت‌های بازی‌های قبلی و DLC‌های همراه را در بر می‌گیرد. از آنجایی که قیمت Spider-Man 2 برای PS5 بر اساس مکانیک و داستان دو بازی اول ساخته شده است، شما نمی خواهید برای اولین بار به اینجا بپرید - البته، البته، دلیل کمی وجود دارد که این بازی ها به تنهایی عالی هستند. درست. بدون ارائه هیچ گونه اسپویلری، فرض اصلی حول محور Kraven the Hunter می چرخد، که خوب، وسواس زیادی برای شکار دارد. برای کسانی که با این شخصیت آشنا نیستند، او در اصل The Predator است، یک شکارچی Apex با توانایی های خارق العاده که نیویورک را به عنوان شکارگاه بعدی خود انتخاب کرده است. این یک نقطه شروع عالی است که پویایی قهرمان و شرور را به حرکت در می آورد زیرا او به بزرگترین طعمه ممکن نگاه می کند.بازی Spider-Man 2 داستان‌های کوچک‌تری دارد که ممکن است در مقایسه با هرج‌ومرج شهر، اهمیت کمتری به‌نظر برسند، اما نقش ماجراجویانی را برای کسانی که در آن زندگی می‌کنند، بازی می‌کنند. هر دو مرد عنکبوتی به افراطی‌ترین نمونه‌های تلاش برای ایجاد تعادل بین کار و زندگی، بررسی طیفی از مسائل شخصی، از جمله روابط پیچیده و حل‌نشده‌ای که می‌توانند ما را عذاب دهند، مهم نیست که چقدر احساس قدرتمندی داشته باشیم. این بهترین داستان نوشته شده در این مجموعه تاکنون با اجرای فیلمنامه قابل تحسین است. این یک پیروزی واقعی است که می تواند طیف گسترده ای از موضوعات را بدون شلاق تونال پوشش دهد. یک ماموریت به یاد ماندنی در زیر نور کارناوال سواری در جزیره کونی، لحظه ای برجسته است که می تواند به زیبایی ماهیت داستان را در بر بگیرد و تنش عاطفی آن را قبل از شکستگی اجتناب ناپذیر کاهش دهد.مرد عنکبوتی 2 که در اصل داستانی درباره پیتر پارکر است، رابطه او با ام جی و معرفی مجدد دوست دوران کودکی هری آزبورن را به زندگی او بررسی می کند. تماشای او که با تکه‌هایی از گذشته‌اش باید پشت سر بگذارد و چه آینده‌ای می‌خواهد دست و پنجه نرم می‌کند، همیشه قانع‌کننده است. در برخی از ماموریت‌هایی که شما کنترل پیتر معمولی و روزمره را دارید، نمی‌توانستم احساس کنم که آنها بیش از همیشه تأثیر گذاشته‌اند، هم در تکنیک‌های داستانگویی که به کار می‌رود و هم در صحنه‌های اکشن سینمایی هنگام پوشیدن کت و شلوار. مهم نیست که یک سناریو چقدر پیچیده است. او همیشه یک تک خطی شوخ دارد که توسط صداپیشه با استعداد یوری لوونتال به طرز ماهرانه ای ارائه شده است.با این حال، مایلز هنوز در مرکز توجه است و لحظات باورنکردنی در پایان کمپین اصلی دارد، حتی اگر برخی از کاوش‌های جالب‌تر فرهنگ پورتوریکویی/آفریقایی آمریکایی او برای ماموریت‌های جانبی ذخیره شده‌اند. آنچه از داستان و شخصیت های مختلف آن استخراج می کنید، منحصر به شما خواهد بود. در ظاهر، این یک داستان ابرقهرمانی هیجان‌انگیز دیگر است که مملو از شگفتی‌ها، کمئوها و تخم‌مرغ‌های عید پاک است، اما معانی عمیق‌تری را نیز می‌توان در اینجا یافت.مرد عنکبوتی 2، و تا حدی تمام داستان های بزرگ مرد عنکبوتی، به موضوعات نوجوانی و بلوغ می پردازد - دوره ای از عدم اطمینان، حتی برای معمولی ترین نوجوانانی که سعی در کنترل مایعات بدن خود دارند. ما دقیقاً در این مرحله از زندگی مایلز، با تیرگی روابط خانوادگی، دوستی‌هایی که با چالش‌های جدید روبه‌رو می‌شوند، و تصمیمات واقعاً مهم زندگی برای اولین بار به او ملحق شدیم. بازیگر Nadji Jeter تمام محدوده مورد نیاز برای این نقش را پوشش می دهد و به عنوان مرد عنکبوتی جوانتر که جلوی چشمان ما رشد می کند به برتری خود ادامه می دهد. برای پیتر، این مضامین به معنای فیزیکی بسیار بیشتر ظاهر می شوند. او در اوایل بیست سالگی است، بنابراین سال های سختی که مایلز در حال حاضر تجربه می کند پشت سر او است، اما به لطف لباس سیمبیوت، او دستخوش تغییرات فیزیکی قابل توجهی شده است.این تظاهرات فیزیکی همچنین مشکلات سلامت روانی را که هر شخصیت مرد عنکبوتی با آن دست و پنجه نرم می کند برجسته می کند. زهر غم و اندوه چنان بر شخصیت های اصلی آویزان است که گویی در حالت ماتم هستند. داستان به طور ماهرانه ای به بررسی این مسائل می پردازد و این که چگونه شیاطین شخصی می توانند ما را مصرف کنند و به طور ناخواسته افرادی را که به آنها اهمیت می دهیم در آتش متقابل خشم و دردی که این احساسات ایجاد می کنند در صورت عدم پرداختن صحیح به دام بیاندازند.گیم پلی بازی مارول مرد عنکبوتی 2البته یک قهرمان بدون شرورهای آنها چیزی نیست و گالری سرکشان مرد عنکبوتی تقریبا بی نظیر است. جدای از Venom، Kraven و Lizard که در تریلرها دیده می شوند، Insomniac کارت های شرور بیشتری را در آستین خود نگه داشته است. من حتی به هیچ یک از آنها اشاره نمی کنم جز اینکه بگویم که خرید Spider-Man 2 برای PS5 با صدای بلند باز می شود و حس مقیاسی را ارائه می دهد که قبلاً در این سری دیده نشده بود. این یک معرفی مجدد هیجان انگیز برای این مجموعه است که میزان خاطرات شما را در مورد مبارزه آزمایش می کند و ترفندهای جدیدی را ارائه می دهد. همچنین یک داستان شرور جانبی اختیاری جدید را آغاز می کند، و در حالی که آنها چیز جدیدی از نظر گیم پلی به ارمغان نمی آورند، عناصر داستانی ارزشمندی را اضافه می کنند. آنها این افراد شرور را تجسم می‌کنند و به شخصیت‌های کاملاً شکل‌گرفته اجازه می‌دهند در مکانی ظاهر شوند که زمانی فقط ظاهر جنگ رئیس بودند.وقتی صحبت از باس‌ها به میان می‌آید، این منطقه‌ای است که بر اساس برخوردهای اولیه با Kingpin، Vulture و دیگران شکل می‌گیرد. یکی از انتقادات من به ورودی های اولیه در سری Insomniac این بود که چگونه بسیاری از باس فایت ها فاقد الهام هستند، با دعواهای سنگین و سریع آنها که تأثیر سبکی از خود بر جای گذاشت. پیشرفت در مایلز مورالس حاصل شد، اما در ادامه کامل، رئیس ها واقعا می درخشند. گاهی اوقات مجبور می شوید کمی بیش از حد منتظر بمانید تا آنها ظاهر شوند، اما وقتی این کار را انجام می دهند، هرگز از نظر هیجانی ناامید نمی شوند. آنها نبردهای در حال تکامل و پرخطری را ارائه می کنند که تمام مهارت های شما را در معرض آزمایش قرار می دهد. شکاف ها و نشیمنگاه ها بسیار مهم هستند و شما همچنین از ابزارهای محیطی که در اطراف میدان ها قرار گرفته اند به نفع خود استفاده خواهید کرد.یک سوم آخر کمپین اساساً به یک عجله سریع رئیس تبدیل می‌شود که سرسخت‌ترین دشمنان را در معرض آزمایش قرار می‌دهد - نه لزوماً به این دلیل که خیلی سخت می‌شود، بلکه به این دلیل است که شما آن دکمه مربع را کمی به هم می‌زنید. این مراحل پایانی جایی است که بیشتر هیجان‌های مرد عنکبوتی 2 پنهان می‌شوند، و با این حال، ساختن و پایان دادن به داستان با عمق احساسی که حتی یک بار هم تهدیدی برای محو شدن ندارد، زمان می‌برد.داستان اصلی او حدود 18 ساعت طول کشید تا به 100% برسد و جایزه پلاتینیوم بعدی به من به خاطر تلاش‌هایم پس از مجموع 27 بازی تبریک می‌گوید. برای به دست آوردن آن تروفی گرانبها، من زمان زیادی را صرف پاکسازی بسیاری از فعالیت های جانبی ای که خرید Spider-Man 2 ارائه می دهد صرف کردم - و در حالی که همه نباید یا نیازی به انجام همه این وظایف ندارند، این نشان می دهد که کمیت با کیفیت برابری نمی کند. علیرغم جاه‌طلبی‌های بالاتری که داستان ممکن است داشته باشد، هنوز هم یک رویکرد قدیمی برای طراحی بازی‌های جهان باز است و هیچ کجا به اندازه فعالیت‌های اختیاری آن مشهود نیست.به اعتبار آنها، توانایی برجسته کردن اهداف جانبی با فشار دادن چوب سمت راست، در مقایسه با نمادهای صرف روی نقشه، یک پیشرفت خوشایند است و کاربر پسندی را بهبود می بخشد. حتی بدون آن، می توانید ابرهای شوم یا پشت بام های بنفش روشن را برای فعالیت های سیگنال مشاهده کنید. این دنیایی نیست که لزوماً کاوش یا کشف را تشویق کند، اما گامی در جهت درست به سمت غوطه وری بیشتر و صرف زمان کمتر برای خیره شدن به نقشه است.همانطور که گفته شد، نمی توانم به این زودی ها به بازدیدهای بیشتری از گاتهام به نیویورک امیدوار باشم. حرکت خودکششی از متروپلیس به سمت شما کمک زیادی به دنیای ابرقهرمانی جهان باز ایجاد شده توسط Rocksteady در مقایسه با آنچه که در اینجا به دست می آوریم، کمک زیادی کرده است، حتی اگر همیشه در یافتن راه هایی برای دور نگه داشتن افراد غیر جنگنده از خیابان ها کوتاهی کند. . وقتی تکامل طراحی بازی‌های جهان باز را در نظر می‌گیرید که سری Arkham در سه قسمت خود پشت سر گذاشته و تلاش‌های چند لایه جانبی شرور را در نظر می‌گیرید، دیدن برداشت Insomniac از محتوای جانبی وقت‌گیر در اینجا تا حدودی خسته کننده به نظر می‌رسد. داره خودشو بهت نشون میدهفعالیت‌های استاندارد پرکننده جهان باز در اینجا فراوان است، و این منطقه‌ای است که قیمت Spider-Man 2 برای PS5 در آن پیشرفت نکرده و هیچ جاه‌طلبی نشان نمی‌دهد. کلکسیون‌ها، فرصت‌های عکس و جنایات خیابانی نسبتاً ابتدایی هنوز اینجا هستند و علیرغم داشتن ویژگی‌های کمی جالب‌تر این بار، فقط گاهی اوقات هیجان‌انگیز هستند. شما به طور معمول با فشار دادن چند دکمه، همان فرارها را متوقف می‌کنید (دکمه‌سازی بازی‌های قبلی تا حد زیادی از بین رفته است) یا همان چند آدم بد را تنها با زدن آنها بیرون می‌آورید. در حالی که تنوع اضافی دشمن در بازی باعث می‌شود این فعالیت‌ها در مقایسه با گذشته کمی طولانی‌تر شود، اما هنوز آنقدر قوی نیست که عکاسی با بازیکنان آماتور را به نجات یک ساختمان در حال سوختن در اولویت قرار دهد.ماموریت هایی مانند کمک به دانش آموز برای درخواست علاقه خود یا صرفه جویی در مراسم جشن Brooklyn Visions با حل یک سری معماهای نوری و آینه ای به بازی سرگرم کننده و تنوع بیشتری می بخشد. اما من دوست دارم زندگی بیشتری را در این دنیا ببینم تا با شکوه بصری آن مطابقت داشته باشد. این شخصیت‌ها طعم بیشتری به جهان و جمعیت NPC نسبتاً همگن می‌افزایند که به وضوح نمی‌توانید آن‌ها را خیلی دقیق بررسی کنید.با این حال، استثناهایی برای این قانون وجود دارد: چند خط جستجوی ساده‌تر وجود دارد که بسیار مغذی‌تر هستند، تا جایی که تقریباً مجموعه‌ای از ماموریت‌های داستان اصلی کوچک هستند. مورد علاقه من The Flame Questline بود که با کمک به یک آتش نشان شروع می شود اما به سرعت به شبکه ای از فتنه و رمز و راز تبدیل می شود. این مجموعه پر از پیچ و تاب، چرخش و شگفتی است، بسیار شبیه به یک کتاب کمیک کوتاه عالی که خود را از بقیه زمان‌آزمایی‌های اختیاری مرد عنکبوتی 2 و مینی‌گیم‌های پازلی ساده متمایز می‌کند.پاداش برای تکمیل این فعالیت های مختلف متفاوت است. برخی از آنها ضربات داستانی واقعاً هیجان انگیزی را برای آینده ارائه می دهند، در حالی که برخی دیگر بخش های فنی ساده ای را برای ارتقاء توانایی های شما ارائه می دهند. با این حال، وظایف اغلب آنقدر خسته کننده و تکراری هستند که من اغلب از خودم سوال می کنم که آیا این چیزهای کوچک ارزش آن را دارند که اغلب احساس می کردند.همه اینها به مبارزه با جرم و جنایت در هر ناحیه از نیویورک کمک می کند، شهری که اکنون دو برابر آنچه قبلا دیده بودیم، از جمله محله های مسکونی سرسبز در کوئینز و مناطق شلوغ بروکلین. 14 منطقه منحصر به فرد وجود دارد که هر کدام مجموعه ای از اهداف خاص خود را دارند که باید قبل از اینکه بتوانید قفل سفر سریع به آن قسمت از نقشه را باز کنید، آنها را تکمیل کنید. نبود سفر سریع یک لمس هوشمندانه است، و صادقانه بگویم، من به سختی از آن استفاده کردم زیرا چرخیدن و پیمایش در شهر بسیار جذاب تر است، حتی اگر زمان بارگیری سریع وجود نداشته باشد. انتقال سریع و روان دوربین بین پیتر و مایلز، به لطف تونل های باد متعددی که در خیابان های به ظاهر بی پایان نیویورک، احاطه شده توسط معماری آرت دکو و آسمان خراش های شیشه ای مدرنیست، راه خود را باز می کنند، سبک و سرگرمی زیادی به آن می بخشد.گرافیک بازی Marvels SpriderMan 2البته، اگر می‌خواهید انعکاس 4K خود را با ردیابی پرتوی فعال ببینید (اگر حالت وفاداری را با سرعت 30 فریم در ثانیه انتخاب کنید)، باید در بهترین حالت خود باشید. نگران نباشید، زیرا ده ها و ده ها کت و شلوار برای باز کردن وجود دارد، با پوسته های پر جنب و جوش بی شماری برای انتخاب. از تفسیرهای مدرن کلاسیک گرفته تا موارد مورد علاقه طرفداران، چیزی برای طرفداران مرد عنکبوتی در تمام نسل ها وجود دارد. اکنون، همه آنها کاملاً آرایشی هستند - تفکیک هوشمند شکل و عملکرد به این معنی است که می توانید مهارت ها و توانایی های مجهز خود را جدا از لباس انتخابی خود انتخاب کنید.درست مانند بازی‌های قبلی Insomniac، موسیقی فوق‌العاده است و بسته به اینکه مایلز یا پیتر را کنترل می‌کنید، تم‌های امضا پخش می‌شوند. با این حال، یک نکته برجسته، ردپای موضوعی کراون است که بیش از یک شباهت گذرا به موسیقی حماسی هاوارد شور از ارباب حلقه ها دارد. این موسیقی متن صدایی مسحورکننده ایجاد می‌کند، حتی زمانی که با سرعت 60 فریم در ثانیه پخش می‌شود، همانطور که من در بیشتر بازی‌هایم انجام دادم.در واقع خرید Spider-Man 2 در کل یک شگفتی فنی است. بارگیری تقریباً آنی، توانایی سفر دقیق و ظاهر شدن در مقصد در عرض یک ثانیه، نور اتمسفر و انعکاس‌های واضح، همه قطعات به زیبایی کنار هم قرار می‌گیرند - تنها با گاه به گاه NPC سکسکه. من نمی توانم به یاد بیاورم که در طول ده ها ساعت بازی خود افت فریمی را تجربه کرده باشم. این به مرد عنکبوتی ۲ اجازه می‌دهد تا در شگفت‌انگیزترین لحظات خود بدرخشد - که داستان اصلی بسیاری از آنها را ارائه می‌کند - زیرا اکشن‌های انفجاری، جلوه‌های الکتریکی خیره‌کننده و پرتابه‌های سیمبیوت لزج مناسبی را ارائه می‌کند که صفحه را پر می‌کنند.کلام اخربازی Spider-Man 2، به عنوان دنباله ای در یک سریال بسیار مورد توجه، هم یک نعمت و هم یک نفرین بوده است. داستان آن یک داستان لذت بخش در مورد دو مرد عنکبوتی است که رویای یک طرفدار Spidey را به زیبایی می بافد و در طناب بین طنز سبک دل و مضامین عمیق تر حرکت می کند. با این حال، Insomniac تا حد زیادی به فرمول مبارزه و چرخش وب بدون ایجاد انقلابی در هیچ یک از مکانیک‌های اصلی پایبند است و با معرفی ترفندها و توانایی‌های جدید به اندازه کافی آشنا هستند تا آنها را به ارتفاعات سرگرم‌کننده ارتقا دهد. بخشی که واقعاً نیاز به بازنگری اساسی دارد، شهر نیویورک جهان باز است که رشد کرده است اما لزوماً بهبود نیافته است، و دارای یک چک لیست تا حدی تکراری از فعالیت های جانبی است. با این حال، می توان گفت که Spider-Man 2 ابرقهرمان وب را به یک سفر قدرتی کاملاً لذت بخش می برد، با یک ماجراجویی جذاب که شاید بهترین در سری Insomniac تا به امروز باشد، و علیرغم جنبه کوتاهتر جهان باز، سفری که باعث می شود احساس کنید مرد عنکبوتی هستید. https://gameplayshop.ir/product/marvels-spider-man-2-ps5/ </description>
                <category>بازیتو</category>
                <author>بازیتو</author>
                <pubDate>Wed, 18 Oct 2023 14:30:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی بازی Lords of the Fallen</title>
                <link>https://virgool.io/GamePlay/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-lord-of-the-fallen-s0ilp9s1vwfe</link>
                <description>نقد و بررسی بازی لرد اف د فالناگر در ابتدا موفق نشدید، دوباره تلاش کنیدهنگامی که سازندگان اصلی در سال 2014 جسورانه تلاش کردند تا رعد و برق FromSoftware را در یک بطری بازسازی کنند، کاملاً به نتیجه نرسیدند. نزدیک به یک دهه و تقریباً یک میلیون نسخه کربن بعد از آن، ممکن است به نظر برسد که زمان بهتری برای حرکت دیگری وجود نداشته است. خوشبختانه، تازه واردان، با نام گیج‌کننده «اربابان سقوط کرده»، با اعتماد به نفس ضربه می‌زنند.واقعیت دوگانه بازی شگفت انگیزی برای کاوش است و ساختاری متنوع و پیچیده دارد. مبارزات آن به قدری روان و رضایت بخش است که من آماده هستم تا برخی از مشکلات شدید عملکرد، اشکالات و باس فایت های دلسرد کننده را ببخشم. این ضربه نهایی تغییردهنده بازی نیست، اما من پیش‌بینی می‌کنم که ساعت‌های بیشتری را صرف مقابله با دشمنان کنم و در دنیای هوشمند آن جستجو کنم و کاستی‌های آن را ببخشم.کاوش در دنیای RPGLords of the Fallen یکی دیگر از آثار هیجان‌انگیز در ژانر اکشن-RPG است که در یک دنیای فانتزی ترسناک اتفاق می‌افتد. بازیکنان دیگر شما را برای برخی اقدامات مشارکتی یا بازیکن در مقابل بازیکن به چالش می کشند، که مرگ همدم مکرر آن است. سیستم مبارزاتی بازی که یادآور نقش‌آفرینی‌های اکشن سوم شخص وحشیانه است، به شدت به زمان‌بندی، مدیریت وضعیت بدن و بهره‌برداری از آسیب‌پذیری‌های دشمنان متکی است و نهایت جسارت را از خود بیرون می‌دهد.در حالی که از کلاسیک هایی مانند Dark Souls الهام می گیرد، عناصر منحصر به فردی وجود دارد که شما را به وجد می آورد. اینها شامل پازل های شیطانی با واقعیت دوگانه یا یک فانوس جادویی نفیس است که به شما امکان می دهد روح را مستقیماً از دشمنان خود رها کنید.کاوش در قلمروچالش را انجام دهید و به دنیای شگفت انگیزی بپردازید، جایی که واقعیت به دو بخش تقسیم شده است. Lords of the Fallen دارای یک محیط واقعاً نفس گیر، یک معماری همه کاره و پیچیده است، و نبردهایی به قدری روان و لذت بخش است که مایلم از ویژگی های مشترک با همتایانش چشم پوشی کنم. برخی از مشکلات جدی عملکرد، باگ‌ها و باس فایت‌های دلسردکننده نشان می‌دهد که این ضربه نهایی یک ضربه ویرانگر نیست. با این وجود، انتظار دارم ساعت های بیشتری را صرف ضربه زدن به دشمنان و کاوش در هر گوشه و کنار دنیای هوشمند آن کنم.پیچ و تاب منحصر به فرداین بازی به طور آزادانه از کلاسیک های FromSoftware، به ویژه Dark Souls وام گرفته است، اما ویژگی های متمایزی را معرفی می کند که هیجان شما را تحریک می کند. در میان آنها ترفندهای فوق العاده هوشمندانه با واقعیت دوگانه و یک چراغ جادویی خیره کننده وجود دارد که به شما قدرت می دهد تا ارواح را مستقیماً از دشمنان خود رها کنید.می‌دانم که گذر از این ژانر گاهی اوقات می‌تواند ناامیدکننده باشد، زیرا اغلب تکراری به نظر می‌رسد. این روزها، بازی‌های زیادی وجود دارد، و در حالی که لذت بردن از یک سبک آشنا چیز بدی نیست، اما زمانی که احساس می‌کنید از قبل می‌دانید 90 درصد آن چگونه خواهد بود، می‌تواند کمی ناامیدکننده باشد. به نظر می رسد همه از یک کتاب بازی استفاده می کنند، با ترفندها و حقه هایی که باعث می شود فکر کنم: &quot;اوه، من نمی توانم صبر کنم تا هیولاها از پشت آن جعبه ها بیرون بپرند و به من حمله کنند&quot; یا وقتی وارد یک منطقه باتلاقی می شوم. مطمئنم که باید از کنار موجوداتی بپرم که سعی در مسموم کردن من دارند. در این مرحله، من شروع به از دست دادن ردیابی بازی‌هایی که دارم بازی می‌کنم که آیتم‌های ترمیم‌کننده را با چه نام‌هایی صدا می‌کنند - Estus Flasks، Flasks of Crimson Tears، Pulse Cells، Healing Gourds، و غیره را از دست داده‌ام. اگر همه این نام ها شروع به یکسان می کنند، در اینجا انتظار دژاوو بیشتری داشته باشید.داستان بازی Lords of the Fallenاگر &quot;Lords of the Fallen&quot; نیز برای شما آشنا به نظر می رسد، به این دلیل است که نام خود را با بازی 2014 توسعه یافته توسط Deck13 مشترک است - اما همانطور که فقدان &quot;2&quot; یا چیزی مشابه ممکن است نشان دهد، این Lords of the Fallen 2 نیست. این بیشتر یک راه اندازی مجدد کامل است. کسانی که نسخه اصلی را بازی کرده‌اند، مطمئناً NPC‌ها درباره برخی اصطلاحات آشنا (و گاهی بی‌معنا) مانند &quot;The Rhogar&quot; و &quot;Adyr&quot; صحبت می‌کنند، یا مناظر بسیار جالب و متمایز را می‌بینند، مانند بازوی دراز شده یک خدای افتاده در دوردست. با این حال، توسعه دهنده جدید، Hexworks، تنها از ابتدایی ترین عناصر نسخه قبلی استفاده کرده است. خبر خوب این است که داستان تازه ای که از طریق داستان سرایی بازسازی شده و غبارآلود روایت می شود بسیار بهتر از داستان قبلی است و دنیا بسیار زیباتر به نظر می رسد. اینجا و آنجا شخصیت‌های جذابی وجود دارد، و از داستان‌های جذاب و جهان‌سازی برای لذت بردن در هنگام برخورد با جناح‌های مختلف که می‌توانید با آن‌ها هماهنگ شوید یا با آن‌ها کار کنید، لذت ببرید، حتی اگر گاهی به نظر می‌رسد که این چیزها در زیر کوهی از فانتزی‌های عمومی دفن شده‌اند (مانند مفهوم اصلی فوق العاده عمومی). استفاده از &quot;انگشتان سوخته&quot; هنگام هجوم به دنیای بازیکنان دیگر، پیچ و تاب جالبی به تجربه اضافه می کند.کشف دنیای جدیددر حالی که &quot;Lords of the Fallen&quot; مطمئناً از بسیاری از همتایان خود الهام می گیرد، مهم ترین ایده اصلی آن بهترین است: قلمروهای دوگانه ای که می توانید به طور یکپارچه در هر زمان بین آنها مبادله کنید. Axiom، دنیای فیزیکی که اکثر مردم آن را درک می کنند، در بالای دنیای وحشتناک تاریکی قرار دارد که به نام Umbral شناخته می شود، که می توانید با استفاده از یک فانوس جادویی به آن دسترسی پیدا کنید. همانطور که به اطراف می دوید، رئیس ها را می کشید، و درها را زیر پا می گذارید، باید در هر دوی این قلمروها حرکت کنید، که واقعاً یک راه جدید جدید برای کشف محیط اضافه می کند. به عنوان مثال، ممکن است در دنیای معمولی با یک پل شکسته روبرو شوید، اما با پرش به داخل آمبرال، می‌توانید با استفاده از یک پلت فرم ارگانیک و خاکستری از آن عبور کنید که تنها با ورود به قلمروی تاریک و شبح‌آلود قابل رویت و ملموس است - این تا حدودی مرا به یاد چیزهای ترسناک می‌اندازد. فرودو با قرار دادن حلقه ی یک هواپیما وارد هواپیما می شود، مگر اینکه بسیار مفیدتر و کم خطرتر باشد. این مکانیک تقریباً بر همه جنبه‌های خرید Lords of the Fallen تأثیر می‌گذارد، از جنگ، جایی که در غیر این صورت دشمنان غیرقابل درک معمولاً با ورود به Umbral به تهدیدهای وحشتناک تبدیل می‌شوند، تا اکتشاف، زیرا هر منطقه اساساً دارای دو نسخه است که تضمین می‌کند چندین اجرا در یک بخش برای دیدن همه آن‌ها تضمین شود. چیزی که شما از دست داده اید.جالب‌تر این واقعیت است که می‌توانید بدون وارد شدن به Umbral با فانوس مورد اعتماد خود ارتباط برقرار کنید و قطعه کوچکی از آن را که در اطرافتان قابل مشاهده است ببینید. انجام این کار به شما امکان می دهد تا کارهایی مانند دور زدن موانع فیزیکی که در قلمرو دیگر وجود ندارند و نگاهی گذرا به چیزهایی که ممکن است در طرف دیگر پنهان شده باشند را قبل از انتقال کامل انجام دهید. این باعث می‌شود کمتر در مورد دویدن از نقطه A به نقطه B و بیشتر در مورد وقت گذاشتن برای درک هر منطقه و کشف اسرار آن هنگام جابه‌جایی بین واقعیت‌ها و استفاده از فانوس خود برای روشن کردن تفاوت‌های آنها کاوش کنید. همچنین بسیار عالی است که اگر توسط دشمن کشته شوید، به جای مرگ، ناخواسته به داخل آمبرال کشیده می شوید و آخرین فرصت زندگی را به شما می دهد. برای بازگشت به دنیای واقعی، باید توتم‌هایی را پیدا کنید که در سراسر این مکان سایه‌آمیز پنهان شده‌اند یا به یک ایست بازرسی برگردید تا استراحت کنید، اما هشدار داده شود، دشمنان قدرتمندتر و بی‌امان‌تر بی‌نهایت شروع به باززایی و شکار شما می‌کنند.گیم پلی بازی Lords of the Fallenمایه تاسف است که Lords of the Fallen با مشکلات جدی عملکرد حتی با سخت افزار رده بالا دست و پنجه نرم می کند. این مشکلات می تواند منجر به لکنت، کاهش نرخ فریم و حتی خرابی، به ویژه پس از جلسات طولانی بازی شود. به نظر می رسد برخی از این مشکلات به قدری ثابت هستند که شما مجبور به راه اندازی مجدد رایانه خود به امید بهبود موقت هستید. این مشکلات عملکرد واقعاً می تواند ناامید کننده باشد، و امیدوارم در به روز رسانی های آینده برطرف شود و بهبود یابد. نادیده گرفتن چنین مسائل شدید دشوار است.با این وجود، وقتی نرخ فریم در قیمت Lords of the Fallen می‌تواند بالا بماند، از برخی جنبه‌ها برتر است. طراحی سطح آن در حافظه اخیر درجه یک است و دارای محیط های جذاب و اغلب نفس گیر، اسرار متعدد برای کشف و انواع دشمنان منحصر به فرد برای مبارزه است. این کمپین که حدود 40 تا 50 ساعت طول می کشد، مستقیماً از Dark Souls اصلی با تلاش برای اتصال هر منطقه از نقشه به یک مرکز مرکزی الهام می گیرد و فرصت های زیادی را برای باز کردن قفل میانبرها و عقب نشینی ارائه می دهد، اگرچه این کار در این زمان انجام می شود. هزینه طولانی کردن گیم پلی بازی و ایجاد هر 15 دقیقه یا بیشتر از جایی که هستید مانند یک کار طاقت فرسا است.از بین بردن انبوهی از نیروهای اسکلتی عجیب و غریب، چرخش با تیغه ها و شمشیرها، می تواند در Lords of the Fallen کاملاً رضایت بخش باشد. شما این قابلیت را دارید که به عنوان یک کبود قدرتمند با شمشیر و سپر قابل اعتماد بازی کنید، یک شخصیت سریع و زیرک که یادآور Bloodborne است، یا طلسم‌کنندگان مختلف با توانایی‌های منحصربه‌فرد و در عین حال غیر متعارف مانند جذب سطوح در شعله‌ها و تراوش کردن یا برکت دادن به شما و متحدانتان با خواص درمانی. . ارتقاء سلاح‌ها، جادوها و شکاف‌ها برای پیشرفت‌های ویژه به گسترش بیشتر این سفارشی‌سازی کمک می‌کند. با نه کلاس کاراکتر برای شروع (و چهار کلاس اضافی که می‌توان بعداً قفل آن را باز کرد)، فضای زیادی برای قابلیت پخش مجدد و سبک‌های پخش مختلف وجود دارد، که یکی از جنبه‌های مورد علاقه من در هر اکشن-RPG است.همچنین شایان ذکر است که بسیاری از مناطقی که در آن شرکت خواهید کرد واقعاً چالش برانگیز هستند، اغلب مملو از دشمنان نخبه هستند که شما را با حملات ویرانگر در محیط‌های کلاستروفوبیک شلوغ می‌کنند و راه‌های متعددی برای کشتن خود ارائه می‌دهند. ورود به قلمرو Umbral حتی دشمنان و خطرات بیشتری را شامل می‌شود که آن را به یک تجربه واقعاً جذاب و گاهی شدید تبدیل می‌کند. تنها مسئله واقعی این است که دشمنان گاهی اوقات می توانند به ضخامت یک کیسه مو باشند، که مشکلی منحصر به فرد در این سبک نیست، اما تماشای تلاش آنها برای درک هندسه جهان فقط برای ایستادن در آن همیشه سرگرم کننده است. انفجار مکرر آنها با توپ های رعد و برق و رعد و برق یک درمان است.شما نه تنها از عالی بودن کاوش در خرید Lords of the Fallen راضی هستید. فانوس جادویی شما و رابطه آن با قلمرو موازی Umbral نیز در مبارزه بسیار مفید است. عمدتاً به این دلیل که می توانید از توانایی Soul Flay آن برای کشیدن روح دشمنان، متوقف کردن آنها در مسیر خود و آسیب پذیری آنها برای مدتی استفاده کنید. شما حتی می توانید روح آنها را روی یک صخره بیندازید تا وقتی بدن آنها در نهایت به زمین برخورد کرد، سقوط کنند. این برای خلاص شدن از شر دشمنان مزاحم که شما را در نزدیکی لبه یک صخره درگیر می کنند بسیار مفید است. برخی از دشمنان دارای حفاظت ماوراء طبیعی هستند که آنها را تقریباً آسیب ناپذیر می کند و تنها راه حل این است که از فانوس خود برای پرتاب نور به کره های چشم مانند آنها استفاده کنید تا از دفاع آنها خلاص شوید. یافتن راه‌هایی برای بازی با سوئیچینگ واقعیت دوگانه در حین مبارزه واقعاً نشان می‌دهد که این مکانیک چقدر جالب است.یکی دیگر از ایده های جدید و منسجم، Vestige Seeds است که می تواند در مکان های تعیین شده در سراسر جهان کاشته شود تا در زمان هایی که شما انتخاب می کنید، پست های بازرسی نیمه دائمی ایجاد کنید. بنابراین، اگر با بخش خاصی مشکل دارید و نمی‌خواهید قبل از رسیدن به ایست بازرسی بعدی با مرگ روبرو شوید، می‌توانید از Bestige Seed برای ایجاد یک پناهگاه امن در طول مسیر خود استفاده کنید و قدم‌های کودکی بردارید. مقصد نهایی شما یک مینی‌بازی واقعاً زیبا اضافه می‌کند، جایی که شما تصمیم می‌گیرید چه زمانی متوقف شوید و یک دانه خرج کنید، و چه زمانی به شانس خود فشار بیاورید و ببینید آیا می‌توانید در چند اتاق دیگر پیش از ذخیره پیشرفت خود پیشرفت کنید یا خیر.واضح است که هیچ بازی حماسی مانند روح بدون مبارزه با باس‌ها در برابر هیولاهای عجیب و غریب کامل نخواهد بود. Lords of the Fallen در واقع چند برخورد جالب را ارائه می دهد، مانند یک کلاغ عظیم که سعی می کند شما را در یخ دفن کند یا یک نفرت اژدها سوار که به نظر می رسد شما را شکار می کند. با این حال، متأسفانه، در طول ماجراجویی، آن‌طور که می‌توان انتظار داشت چالش‌برانگیز نیستند. هر رئیس دارای حرکات آهسته و تلگرافی، نوارهای سلامت معقول، و مکث های مکرر برای بهبود است، به لطف هوش مصنوعی ساده که آنها را به اهداف آسان تبدیل می کند. به نظر می رسد که بسیاری از این مبارزات تنها هدف خود را معرفی یک دشمن نخبه جدید است که بعداً به طور منظم مورد استفاده قرار می گیرد، که باعث می شود آنها کمتر به یاد ماندنی شوند. در حالی که آنها هنوز سرگرم کننده هستند، حتی در نبرد با موجودات عظیم، برخی از این برخوردهای منحصر به فرد در مقایسه با آنچه که بازی های روح مانند اخیر ارائه کرده اند، کمتر منحصر به فرد هستند.همچنین در داخل و اطراف این بسته عالی، یک لایه جاک وجود دارد. من با چندین اشکال بازی روبرو شده ام که در آن دشمنان در مسیر در محیط گیر می کنند، رویارویی های جنگی جالب شکسته می شوند، و دستورات فشار دادن دکمه خاصی مانند مسدود کردن برای مدت طولانی قفل می شوند، از جمله موارد عجیب و غریب دیگر. علاوه بر این، برخی از ویژگی‌های عجیب و غریب بدون مشکلات بازی وجود دارد، مانند اینکه چگونه استراحت در یک ایستگاه بازرسی صفحه بارگیری را هر بار فعال می‌کند - گاهی اوقات Lords of the Fallen عناصر اصلی Dark Souls را به شیوه‌ای نامطلوب مدیریت می‌کند.نقد و بررسی بازی Lord Of TheFallen از نظر IGN فرانسهاز آنجایی که دنیای خشن و غیرقابل بخشش بازی‌های ARPG با موفقیت Elden Ring رشد چشمگیری داشته است، رقیب جدید، Lords of the Fallen، نیز قصد دارد اثر خود را بگذارد و این کار را با موفقیت به شیوه‌ای درخشان انجام می‌دهد. این بازی که توسط Hexworks و CI Games توسعه یافته است، با رویکرد نوآورانه خود در کدنویسی در این ژانر، به طور غیرقابل انکاری آن را تکان می دهد و در عین حال نقاط قوت آن را برجسته می کند و یک برداشت تازه و اعتیادآور از چالش مرگ ارائه می دهد.در دنیایی که سال ها ظلم و بی رحمی بر آن حکومت می کند، خدای تاریکی، آدیر، سرانجام شکست می خورد. یک نظم پنهان، نگهبانان مقدس، برای نظارت و خنثی کردن هر گونه نشانه ای از بیداری شیطان و نقشه های شوم آنها تشکیل می شود. هیچ خدایی برای همیشه مرده نیست آدیر باز می گردد و ارتش خود را رها می کند تا هر چیزی را که در سر راهش باشد از بین ببرد. افسانه ها حاکی از آن است که یک شوالیه تاریک، حامل یک فانوس، به دنبال نور خواهد بود تا بر تاریکی بازگشته پیروز شود، اما واقعیت وحشیانه است - دیدن این شوالیه-مسیح در زیر حملات دشمن. منجی مورد انتظار دیگر نیست، اما دیگری، غیرمنتظره، مشعل را با قدرت های باورنکردنی در دست می گیرد. اینگونه است که سفر هزاران مرگ ما در قیمت Lords of The Fallen آغاز می شود.ما زیارت خود را با خلق شخصیت خود آغاز می کنیم، از یک فرمول بسیار کلاسیک با چندین کلاس از پیش تعریف شده (از یک شوالیه گرفته تا یک قاتل، از جمله یک جنگجوی شعله دار) و سفارشی سازی بصری از طریق ابزارهای نسبتاً اولیه. بیایید آن را روشن کنیم؛ انتخاب ما تنها الگوی شروع ماجراجویی ما را با توزیع آمار و تجهیزات اولیه تعیین می کند. ما جهت نهایی جنگجویمان را تغییر نمی دهیم. ما دنیای یخی و گوتیک بازی اول را که تقریباً یک دهه پیش منتشر شد، رها کردیم تا دنیایی غرق در فانتزی ناب، تاریک، غم انگیز و غرق در خون را کشف کنیم. Mournstead با ظهور شیاطین و دیگر موجودات جهنمی ضربه سختی را متحمل می شود و این در همه جا احساس می شود.با این حال، ذکر این نکته ضروری است که Lords of the Fallen چیزی بیش از یک بازی Souls است. این یک تجربه همهجانبه با فضایی منحصر به فرد است. افسانه، داستان سرایی و طراحی هنری همه با هم کار می کنند تا دنیایی فریبنده خلق کنند. شما بلافاصله به دنیای تاریک و پیشگویی کشیده می شوید و هر قدمی که برمی دارید مانند سفری در قلمروی نفرین شده و پیچ خورده است.انواع اسلحه ها، جادوها و اسلات های رون یک سیستم شخصی سازی شخصیت عمیق را ایجاد می کند. خواه یک جنگجوی کبودی سنگین را ترجیح می‌دهید که شمشیر و سپر قابل اعتمادی در اختیار دارد، یک شخصیت سریع و چابک شبیه به Bloodborne، یا یک کاربر جادویی با توانایی‌های منحصربه‌فرد اما غیرمتعارف مانند جابه‌جایی بین ابعاد و برکت دادن به خود و متحدانتان با اثرات بازگرداندن سلامتی، ارتقای سلامتی سلاح‌ها، طلسم‌ها و شکاف‌ها و سایر پیشرفت‌های تجهیزات به گسترش این تنوع ساختمانی حتی بیشتر کمک می‌کنند. با 9 کلاس کاراکتر شروع برای انتخاب (و چهار کلاس اضافی که می‌توان بعداً قفل آنها را باز کرد)، فضای زیادی برای قابلیت پخش مجدد و آزمایش سبک‌های پخش مختلف در این اکشن-RPG وجود دارد.همچنین بسیار خوب است که بسیاری از مناطقی که کاوش خواهید کرد، از قلب آتشین شهر Calrath تا پله های خائنانه یک صومعه کوهستانی، همچنان جذاب هستند. طراحی سطح یکی از بهترین‌ها در حافظه اخیر است، با محیط‌های جذاب (و اغلب نفس‌گیر)، اسرار بی‌شماری برای کشف، و تعداد زیادی از دشمنان منحصربه‌فرد برای نبرد، که به تدریج از طریق برخوردهای سبک مینی‌باس در طول تقریباً ۴۰ تا ۴۰ ساعت معرفی شدند. . کمپین خرید Lords of the Fallen همچنین از Dark Souls اصلی الهام گرفته است، به گونه ای که تلاش می کند هر منطقه از نقشه را به یک مرکز مرکزی متصل کند، و فرصت های زیادی برای باز کردن میانبرها و مسیرهای عقب نشینی فراهم می کند - اگرچه این امر در هزینه ناامیدی در پیمایش تقریباً 15 دری که هرگز از سمتی که در آن هستید باز نمی شوند.خرید بازی Lords of the Fallenدر حالی که در مقایسه با جدیدترین عناوین From Software در دنیایی کمتر تاریک و خشن هستیم، چیزی شبیه به Souls را با روایتی نسبتاً مرموز حفظ کرده‌ایم که تا حدودی آن را کشف و کنار هم می‌گذاریم. در طول سفرمان، NPC های خاصی را کشف می کنیم که ما را در عناصر خاصی از داستان پر می کنند و به ما در انتخاب جهت یا اهداف کمک می کنند. آنها ممکن است نکاتی را برای محتوای ثانویه ارائه دهند، در مورد رویدادهایی که متوفی پیشگویی کرده اند صحبت کنند و موارد دیگر. با این حال، تا حدودی پراکنده است و در طول تجربه ای که پایان را بر اساس اعمال ما تطبیق می دهد (به ما گفته شده است که 3 پایان ممکن وجود دارد)، این عناصر کمی کم استفاده شده اند.یک مرگ اجتناب ناپذیر در بازی لرد اف د فالنلحظه‌ای که وارد Mournstead می‌شویم، به این تسلط تثبیت‌شده پی می‌بریم، با همه چیز، از ضربات سریع، ضربات سنگین‌تر، جاخالی‌ها/پاری‌ها/بلاک کردن، و حتی کاهش استقامت با هر ضربه یا اقدامی که به طور کامل پذیرفته می‌شود. برای کاهش آسیبی که دریافت می کنیم، مدیریت وزن را به یاد می آوریم، پیش نیازهای استفاده از یک چیز و انواع آسیب/مقاومت (روشنایی، سم، خونریزی و غیره) را به خاطر می آوریم. قیمت Lords of the Fallen چرخ را دوباره اختراع نمی کند، اما از همان اولین برخوردهای جنگی، فرمولی را کشف می کنید که به طور کلی پویاتر از رقبا است. حتی زمانی که به زره‌های صفحه سنگین و دو دست مجهز شده‌اید، چابکی و سهولت حرکتی خاصی را حفظ می‌کنید که حتی هنگام غلتیدن نیز قابل توجه است.مسیر رستگاریما سیستم تعمیر و نگهداری را، شبیه به استقامت خودمان، اما برای دشمن می‌دانیم. اگر انرژی آنها به صفر برسد، آنها را در یک وضعیت آسیب پذیر قرار می دهد. سپس، یک انیمیشن شروع می‌شود، جایی که می‌بینیم شخصیت نورافکن ما یک حرکت پایانی شیک و تشنه به خون را بر روی دشمن قبل از آنها انجام می‌دهد. با قابلیت جابه‌جایی سریع بین این عناصر مختلف و گزینه تغییر ابزارهای رزمی (تک یا دوگانه، سلاح‌های برد یا جادو) در حین پرواز، به نظر می‌رسد Hexworks و CI Games قصد دارند خود را با رویکردی متمرکزتر متمایز کنند. از From Software، تمایل به اکشن بدون افراط کردن یا تبدیل شدن به یک عنوان اکشن تمام عیار.تنوع گیم پلی غنی و سخاوتمندانه یک گنجینه خوش ساخت و متنوع را ارائه می دهد که در آن چیزی برای همه وجود دارد. ما از این مسیر تازه ای که دیدارهای هیجان انگیزی را ارائه می دهد و در عین حال احساس استرس و تنش را حفظ می کنیم، قدردانی می کنیم زیرا می دانیم که مرگ هنوز بخشی از تجربه است و کوچکترین اشتباه می تواند مرگبار باشد.ما آواتار خود را با وسایلی که از صندوقچه ها غارت می کنیم، اینجا و آنجا پنهان می کنیم، از تجار مختلف به دست می آوریم، یا برای بهبود تجهیزات خود ساخته ایم، تقویت می کنیم. ما گاهی اوقات از بقایای کمیاب و گرانبها برای استراحت یا افزایش سطح خود با جمع آوری اقلام از هر رویارویی که در آن پیروز می شویم استفاده می کنیم. اما در اینجا ضربه زننده است. فعال کردن یکی از این پست‌های بازرسی باعث می‌شود که همه دشمنان بدون شکست دوباره بپاشند. طراحی سطح کلاسیک و تا حدودی خسته کننده در این ژانر که در آن هر محیط به محیط قبلی متصل است، پر از مسیرهای پیچ در پیچ و اتصالات متقابل که اغلب به دروازه های قفل شده منجر می شود که به عنوان میانبر برای آتش سوزی های قبلی استفاده می شود. ما مرتباً خود را بدون مسیر قابل مشاهده می یابیم، اما مصنوع ما بیشتر می درخشد، که نشان می دهد چیزی در طرف دیگر اتفاق می افتد. برای ما ضروری است که در Deadmen&#x27;s Lair شیرجه بزنیم تا راهی برای خروج پیدا کنیم و به پیشرفت خود ادامه دهیم. این آیتم جادویی به شما امکان می دهد قفل دروازه ها را باز کنید یا به نقطه ای دور بروید، معماهای خاصی را حل کنید و در حین مبارزه برای استخراج روح دشمن استفاده کنید. به عنوان مثال، به طور لحظه ای آنها را بیهوش می کند و آنها را می کشاند و آنها را در برابر حملات ما مستعدتر می کند.سلام تاریکی دوستان قدیمی منقهرمان ما یک فانوس به ارث رسیده از یک صلیب سیاه را حمل می کند که دارای قدرت های قابل توجهی است، به ویژه برای دیدن جهان مردگان در نور آن. برای ما غیرمعمول نیست که گذرگاه‌های مخفی از این نوع را شناسایی کنیم، مانند شبکه‌های موجود در Umbral، که به ما امکان دسترسی به گنج‌ها را می‌دهند. در طول اکتشاف، اغلب خود را بدون مسیر قابل مشاهده می یابیم، اما مصنوع ما درخشان تر می درخشد، که نشان می دهد چیزی در طرف دیگر اتفاق می افتد. برای ما ضروری است که در Deadmen&#x27;s Lair شیرجه بزنیم تا راهی برای خروج پیدا کنیم و به پیشرفت خود ادامه دهیم. این آیتم جادویی به شما امکان می دهد قفل دروازه ها را باز کنید یا به نقطه ای دور بروید، معماهای خاصی را حل کنید و در حین مبارزه برای استخراج روح دشمن استفاده کنید. به عنوان مثال، به طور لحظه ای آنها را بیهوش می کند و آنها را می کشاند و آنها را در برابر حملات ما مستعدتر می کند. در گرماگرم نبرد ما را در یک مزیت قرار می دهد.چیزی که واقعاً به Lords of the Fallen قدرت می بخشد، استفاده آن از دو جهان موازی است که تا حدودی یادآور &quot;Upside Down&quot; در Stranger Things است. Axiom نشان دهنده قلمرو زندگی است که توسط سایه ها و ویرانه های نبردهای ابدی شکسته شده است. از سوی دیگر، آمبرال قلمرو مردگان است که شهرت بی نام در آن قدرت دارد و ارواح مختلف به آن حمله می کنند. از طریق این مؤلفه است که Hexworks و CI Games واقعاً خود را از رقبای خود متمایز می کنند. هر روی سکه مزایا و جریمه های خاص خود را دارد و از یکدیگر جدایی ناپذیر هستند. ما اغلب خود را مجبور می‌کنیم که از یکی به دیگری حرکت کنیم، نه لزوماً برای بهتر شدن، بلکه گاهی اوقات برای بدتر کردن اوضاع.دو زندگی بهتر از یک زندگی استشخصیت ما فانوس را حمل می کند که از یک صلیب سیاه به ما منتقل شده است، با قدرت های قابل توجهی، به ویژه توانایی آن برای آشکار کردن دنیای متوفی در نور خود. برای ما غیرمعمول نیست که گذرگاه‌های پنهانی از این نوع را کشف کنیم، دقیقاً مانند شبکه‌های پنهان در Umbral که به ما امکان دسترسی به گنجینه‌ها را می‌دهد. در حین اکتشاف، اغلب خود را بدون مسیر قابل مشاهده می یابیم، اما مصنوع ما بیشتر می درخشد، که نشان می دهد اتفاقی در طرف دیگر رخ می دهد. برای ما حیاتی است که در Deadmen&#x27;s Lair بگردیم تا راهی برای خروج پیدا کنیم و به پیشرفت خود ادامه دهیم. این آیتم جادویی شما را قادر می سازد قفل دروازه ها را باز کنید، به نقطه ای دور بروید، معماهای خاص را حل کنید و در حین مبارزه برای استخراج روح دشمن استفاده کنید. به عنوان مثال، به طور لحظه ای آنها را بیهوش می کند و آنها را می کشاند و آنها را در برابر حملات ما مستعدتر می کند. در طول نبرد ما را در یک مزیت قرار می دهد.قیمت Lords of the Fallenاما مراقب باشید، آمبرال بدون خطر یا پاداش نیست. با یک شکار بی رحمانه شروع می شود، جایی که موجودات متعددی ظاهر می شوند و ما را تعقیب می کنند. هر چه زمان بیشتری را در این قلمرو وحشتناک بگذرانیم، تهدید بیشتر می‌شود و فانتوم‌های پشت سرمان بیشتر و تهدیدکننده‌تر می‌شوند. ما سعی می کنیم تا حد امکان کمتر در آنجا بمانیم، و به محض اینکه سنگ یادبودی پیدا کردیم که به ما اجازه می دهد به حالت عادی خود بازگردیم، به منطقه زندگی برمی گردیم زیرا می دانیم که زندگی ما به آرامی در حال کاهش است (حداکثر کاهش HP، که فقط در طول نبرد به حالت اسمی باز می گردد). جست‌وجوی منظم در آمبرال ضروری است، اما احساس واقعی تنش و خطر را اضافه می‌کند.ممکن است به نظر برسد که Lords of the Fallen از بسیاری جهات تقاضای کمی دارد، مخصوصاً با تعداد بسیار کمی باقیمانده، اما به لطف چراغ خودمان، ما گهگاه تخت گل هایی را پیدا می کنیم که می توانیم بذر بکاریم. این یک اثر فوری دارد، یک ساقه جدید جوانه می‌زند و به شما امکان می‌دهد یک پست بازرسی داشته باشید، اما مراقب باشید. این یکی بی نظیر است ظهور یک جدید باعث می شود که قدیمی از بین برود! وقتی در Axiom می میریم، فوراً در Umbral به زندگی برمی گردیم و فرصتی دوباره به ما می دهد.به طور کلی، این تجربه بدون تحریف در دسترس تر و کاربرپسندتر از رقیب آن است. ما فقط کمی اضافی داریم. ما یک الگو را تکرار می کنیم که در آن الگوهای دشمن را یاد می گیریم، حلقه های آنها را جذب می کنیم، رویکردهای مختلف را امتحان می کنیم، می میریم و از نو شروع می کنیم. اما بین احضار، قفس (که نتوانستیم آن را آزمایش کنیم) و این زندگی اضافی، خرید Lords of the Fallen باعث می‌شود که همه چیز برای بازیکن بخشنده‌تر و کمی دلهره‌آورتر شود، حتی اگر برخی از رئیس‌ها همچنان به مقداری عرق نیاز داشته باشند، که با قابل اجرا اجتناب‌ناپذیر است. مکانیک خالص و تصفیه شده.یک سفر نفس گیرما واقعاً از پیمایش Axiom و Umbral لذت می بریم و دنیایی دولایه ارائه می کنیم که از جهت هنری استثنایی بهره زیادی می برد. ما به طرز پیچیده ای زیست توده ها را با هم ترکیب می کنیم، و می توانید از کار پشت پیچیدگی های سطوح، ادغام، قدردانی کنید. شما یک خلاقیت الهام گرفته و سخاوتمندانه را کشف می کنید، و چه می توانیم در مورد باس فایت های حماسی، همراه با یک OST استادانه بگوییم. حتی اگر محیط دائماً به ما یادآوری کند که در پیچ بعدی مرگ در انتظار ما است، نمی‌توانیم از محیط زیبا و شکوفایی خلاقانه با نورپردازی خیره‌کننده و پانورامای خیره‌کننده قدردانی نکنیم. مهیج. Lords of the Fallen ما را به طرز درخشانی در دنیای نابخشودنی خود غرق می کند و ما فقط می توانیم به استودیوهایی که در حال حاضر روی آن کار می کنند تبریک بگوییم.بازی Lords of the Fallen که بر روی Unreal Engine 5 اجرا می‌شود، بیش از یک رندر یکپارچه با فناوری‌هایی مانند Wide Color، FSR و DLSS ارائه می‌دهد. از سوی دیگر، مانند تمام عناوین UE5 که قبلاً آزمایش شده‌اند، در مجموع کاملاً خواستار است. اما در کل قیمت Lords of the Fallen تمیز و پایدار است. توجه داشته باشید که در حال حاضر نمی‌توانیم آن را در Steamdeck آزمایش کنیم. بیایید منتظر وضعیت رسمی پس از عرضه در این زمینه باشیم.حرف اخرمدتی است که احساس می‌کنم ساعت‌ها برای یک عنوان صرف می‌کنم. Lords of the Fallen همه چیز لازم را برای جلب رضایت دارد، خواه این یک پایگاه محکم و بی عیب و نقص برگرفته از نام های بزرگ این ژانر باشد یا مهمتر از آن، ویژگی های کلیدی که باعث می شود تجربه ای اعتیادآور را ارائه دهد. شکست همیشه بخشی از سفر ماست، اما خودمان را درمانده نمی‌یابیم. ما ابزارهایی را پیدا می کنیم که به ما کمک می کند بر موانع سر راهمان غلبه کنیم. ما از هر محیطی، هر منطقه ای که مناظر خیره کننده ای را ارائه می دهد، لذت می بریم، و این دوگانگی جهان، هم از نظر بصری و هم در استفاده از مکانیک هایی که خرید Lords of the Fallen فراهم می کند، واقعا لذت بخش است. برخی ممکن است رنگ‌های کلاسیک یا تکنیکی را در پس‌زمینه شناسایی کنند، اما Mournstead چیزهای زیادی برای ارائه به ما دارد و ما احساسات خود را برای یک سفر مرگبار و فریبنده پشت سر می‌گذاریم. Lords of the Fallen اکنون خود را به عنوان یک رهبر در ژانر ARPG تثبیت کرده است. https://gameplayshop.ir/product/lords-of-the-fallen-ps5/ </description>
                <category>بازیتو</category>
                <author>بازیتو</author>
                <pubDate>Sat, 14 Oct 2023 14:39:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی بازی Lies Of P برای PlayStation 5</title>
                <link>https://virgool.io/GamePlay/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-lies-of-p-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-playstation-5-eoa0cnsomybp</link>
                <description>نقد و بررسی بازی پینوکیو برای PS5در طول ده سال گذشته، بسیاری از توسعه‌دهندگان بازی AA سفری را از قلمرو Soulslike  و Hardcore برای کشف و گسترش دامنه بازی‌های هاردکور آغاز کرده‌اند. آنها با الهام گیری عمیق از آثار میازاکی، به دریاهای متلاطم محبوبیت و شناخت شتافته اند. در جستجوی موفقیت مالی و تجاری، این سازندگان نسبتاً کمتر شناخته شده و ساکت تر، بی وقفه تلاش کرده اند تا تعاریف منحصر به فرد خود را از بازی هاردکور ارائه دهند، که در تنظیمات و ساختارهای متمایز تعبیه شده است.با این حال، واقعیت این است که بیشتر این تلاش‌های مشتق به طور قابل‌توجهی از عملکرد مورد انتظار کوتاهی کرده‌اند. این توسعه دهندگان، اگرچه بر هدف ارائه یک تجربه هاردکور و شبیه به Solzborn متمرکز شده اند، اما آرزوی دستیابی به رفاه مالی را دارند.بازی هایی مانند &quot;The Surge&quot;، &quot;Code Vein&quot; و &quot;Lords of the Fallen&quot; تنها کسری از این موج رو به رشد را تشکیل می دهند که از خلاقیت های میازاکی الهام می گیرند. علیرغم ایده های گهگاهی جذابشان، آنها هرگز نتوانسته اند از محدودیت های بازی های معمولی عبور کنند. در نتیجه، آنها اغلب چیزی بیش از یک تجربه مصرف متوسط ​​و عموماً یکباره از آثار سولزبورن ارائه نکرده اند. اگرچه هر یک از این عناوین دارای نقاط قوت منحصر به فرد خود بودند، اما مشکلات مربوط به مکانیک مبارزات، گیم پلی، طراحی سطح و عوامل مختلف دیگر مانع از رسیدن آنها به قله های موفقیت شد.امروز، ما به بررسی آخرین بازی الهام گرفته از سولزبورن، &quot;Lies of P&quot; که توسط استودیو Round 8 ساخته شده است، می پردازیم. این بازی از آثار میازاکی، به ویژه &quot;Bloodborne&quot; و &quot;Sekiro&quot; الهام زیادی می گیرد.داستان بازی دروغ های پی (پینوکیو)در قلب کرات، یک کلان شهر که زمانی پر رونق بود، یک انقلاب صنعتی و تکنولوژیکی متحول کننده به دنبال کشف نیروی قدرتمندی به نام ارگو روی داد. این دگردیسی کرات را به سمت تحقق آرمان های اتوپیایی خود سوق داد. این شهر اکنون دارای ترکیبی از معماری ویکتوریایی است که با عناصر صنعتی و روباتیک در هم تنیده شده است. در اینجا، عروسک‌هایی که به «عروسک‌ها» معروف هستند، در تمام جنبه‌های زندگی مردم، از خدمتکاران و سرآشپزها گرفته تا راننده‌ها و هر حرفه دیگری در جامعه زندگی می‌کنند. سازندگان این عروسک ها برای اطمینان از امنیت خود، قوانین سختگیرانه ای را در موجودات مصنوعی خود تعبیه کرده اند و از بروز مشکلات احتمالی جلوگیری می کنند. برای مثال، عروسک‌ها نمی‌توانند به هیچ انسانی آسیب برسانند، اما شاید جذاب‌ترین قانون و فلسفه حاکم بر عروسک‌ها به اصل صداقت مربوط می‌شود – هیچ عروسکی نمی‌تواند دروغ بگوید.اما هر بهاری زمستانی دارد و هر طلوعی غروب خود را. زمانی که عروسک‌ها شورش می‌کنند، از کنترل خارج می‌شوند و با نادیده گرفتن قوانین و سیاست‌های تعیین‌شده، به اقدامات خشونت‌آمیز و کشنده متوسل می‌شوند، فاجعه‌ای به کرات روی می‌دهد. این رویداد که به &quot;جنون عروسکی&quot; معروف است، منجر به قتل عام اکثریت جمعیت کرات می شود که تنها تعداد انگشت شماری از آن ها زنده مانده اند. کرات که زمانی یک پناهگاه فناوری پیشرفته بود، اکنون به منظره ای متروک و جهنمی تبدیل شده است که یادآور دوران گذشته است.در این قلمرو مخاطره‌آمیز و هولناک، شخصیت اصلی ما از خواب بیدار می‌شود - کسی جز عروسک معروف پینوکیو نیست. پینوکیو بدون اطلاع از شرایط، خالق، هدف یا وضعیت فعلی خود، توسط یک شخصیت مرموز به هتل کرات هدایت می شود، که به زودی به مرکز مرکزی بازی تبدیل می شود. شخصیت‌های مختلف در این مکان به هم نزدیک می‌شوند و امکان فعالیت‌های مختلفی مانند ارتقاء سلاح‌ها و شخصیت‌ها، خرید آیتم‌ها و موارد دیگر را فراهم می‌کنند.پس از رسیدن به هتل کرات، پینوکیو متوجه می شود که برای کشف رازهای اطراف خود، باید خالق خود، ژپتو را پیدا کند. این شروع داستان بازی است، زیرا پینوکیو برای جستجوی حقیقت، نجات کرات و پرده برداری از پیچیدگی های رویدادهای مختلف، وارد ماجراجویی می شود.زمانی که در ابتدا بازی را شروع کردم، انتظار خاصی برای داستان، روایت، توسعه شخصیت یا رویدادهای مختلف نداشتم. من فقط امیدوار بودم که بازی به اصول اولیه پایبند باشد، نه تجاوز کند و نه کوتاه. با این حال، پس از شیرجه رفتن به بازی و گذراندن چند ساعت اولیه، به سرعت متوجه شدم که چقدر در اشتباه بودم. &quot;Lies of P&quot; نه تنها برای روایت خود ارزش قائل است، بلکه از آن به عنوان پایه و پلت فرمی برای ساخت نبردها و سطوح استفاده می کند. شهر کرات به طور استثنایی درک شده است و شما به سرعت با فضای این دنیای تیره و تاریک آشنا می شوید. از سوی دیگر، عناصر روایی مختلف، از شخصیت‌ها و رویدادهای داستانی مهم گرفته تا شخصیت‌های مختلفی که عمدتاً در هتل کرات واقع شده‌اند، نقش‌های خود را بسیار عالی و مانند قطعات پازل در داستان بازی می‌کنند.عنوان &quot;دروغ های پی&quot; بر خلاف اکثر آثار مشابه مانند Bloodborne که بر داستان سرایی غیرمستقیم محیطی تکیه دارند، از داستان سرایی مستقیم استفاده می کند. گوش دادن به دیالوگ های درون بازی بیشتر اطلاعات لازم را فراهم می کند و بقیه جزئیات را می توان از طریق متون و پیام های موجود در دنیای بازی به دست آورد. این جزئیات ساده و واضح هستند، بدون ساختار جملات پیچیده یا کنایه های غیرمستقیم.در ابتدا، هدف روایی در &quot;دروغ های پی&quot; در کارهایی مانند یافتن ژپتو (خالق پینوکیو) و پاسخ به سؤالات اساسی مانند دلیل ایجاد P یا علت دیوانگی عروسکی خلاصه می شود. با این حال، همانطور که بازی با سرعت معقول پیش می رود، به طور قابل توجهی گسترش می یابد و مجموعه ای از عناصر اضافی را در بر می گیرد. از کیمیاگرانی که دائماً به دنبال شفا و درمان بوده‌اند تا جناح‌های جنایتکار که مناطق مختلف را کنترل می‌کنند، با این باور که به کرات کمک می‌کنند، روایت بسیار پیچیده‌تر و جذاب‌تر می‌شود.برای اکثر طرفداران بازی‌های Soulslike و هاردکور، داستان، شخصیت‌سازی و رویدادها اگرچه مهم هستند، اما اغلب در مقایسه با مکانیک‌های گیم‌پلی در جایگاه دوم قرار می‌گیرند. با این حال، «دروغ‌های P» به شیوه‌ای جذاب نشان می‌دهد که عناوین شبیه به روح به راحتی می‌توانند دنیایی جذاب، اصولی و ساختارمند خلق کنند، وقایع را به شیوه‌ای منسجم و هوشمندانه روایت کنند، و با استفاده از عناصر برنده مانند پیچش‌های داستانی به‌خوبی قرار بگیرند و شخصیت‌های کاریزماتیک، داستانی منسجم را شکل می‌دهند که بازیکنان را درگیر خود نگه می‌دارد و انگیزه بیشتری به تجربه آن‌ها می‌افزاید.یکی از نقاط قوت بازی شخصیت هایی است که در طول ماجراجویی خود با آنها روبرو می شوید. در حالی که در نگاه اول ممکن است شخصیت ها چندان قابل توجه به نظر نرسند، اما با گذشت زمان متوجه می شوید که هر یک از شخصیت های ثانویه به ساختار داستان وفادار هستند و سهم قابل توجهی در داستان گویی و جهان سازی شهر کرات داشته اند.صرف نظر از انتظارات شما در مورد عمق داستان، وقتی وارد بازی می‌شوید، با لذت مواجه می‌شوید. این اشتباه را مرتکب نشوید که انتظار یک داستان شگفت انگیز یا تاریخی مهم را داشته باشید. با این حال، جهان سازی بازی، پیشرفت رویدادها، و سفر تکاملی P که از یافتن پاسخ به سوالات ساده به مسائل بسیار بزرگتر تبدیل می شود، مطمئنا برای شما لذت بخش خواهد بود. به نوبه خود، دلیل دیگری برای تجربه بازی بدون خستگی یا بی حوصلگی از دوره رویدادها در اختیار شما قرار می دهد.گیم پلی بازی پینوکیوبه عنوان یک بازی Soulslike که از طیف وسیعی از آثار، به ویژه آثار میازاکی، به‌ویژه Bloodborne الهام می‌گیرد، «دروغ‌های P» میزبان عناصر، سیستم‌ها و ویژگی‌های بی‌شماری است که مبارزات و گیم‌پلی آن را به‌طور قابل توجهی افزایش می‌دهند.در ابتدای بازی می توانید کلاس مورد نظر خود را از بین سه گزینه مهارت، قدرت و کیفیت انتخاب کنید. کلاس انتخابی شما عمدتاً در بخش آمار، از جمله ویژگی های عمومی مانند HP، Stamina و Weight limit متفاوت است. علاوه بر این، هر کلاس با یک سلاح اولیه همراه است. با این حال، با پیشرفت بازی، شما این فرصت را خواهید داشت که سلاح های دیگری را خریداری کنید.در نگاه اول، گیم‌پلی و مکانیک‌های مبارزه در «Lies of P» شبیه به بسیاری دیگر از عناوین Soulslike به نظر می‌رسد. حملات سریع، حملات سنگین، دفاع و طفره رفتن همگی وجود دارند. با این حال، با کاوش بیشتر در گیم پلی، متوجه تفاوت های قابل توجهی خواهید شد که آن را متمایز می کند.بازی تاکید زیادی بر دودینگ و مسدود کردن دارد، اما اکثر حملات دشمن، الگوهای رفتاری آنها و جریان مبارزه به نفع دفاع و مسدود کردن است. وقتی بلاک می‌کنید، باز هم آسیب می‌بینید، اما اگر در عرض چند ثانیه ضد حمله کنید و به دشمن آسیب وارد کنید، بخشی از سلامتی از دست رفته را به دست می‌آورید. این مکانیسم را می توان به نسخه اصلاح شده سیستم بازیابی Bloodborne تشبیه کرد که در آن حمله به دشمنان بلافاصله پس از آسیب رساندن به سلامتی شما باز می گردد.سیستم بازی این سیستم به طور یکپارچه در قلب مبارزات بازی جای می گیرد و تعادل معقولی را در نبردها ایجاد می کند. از آنجایی که بلاک کردن، استقامت را مصرف می کند، و بسیاری از دشمنان، از جمله دشمنان معمولی، از ترکیب های طولانی و متعدد استفاده می کنند، تنها اتکا به مسدود کردن منجر به پیروزی نمی شود. از سوی دیگر، برخی از حملات دشمن، که به عنوان &quot;حملات خشمگین&quot; نامگذاری شده و با رنگ قرمز مشخص شده اند، نمی توانند به طور متعارف دور زده یا مسدود شوند. در عوض، تنها راه مقابله با آنها از طریق &quot;نگهبان کامل&quot; یا پاری است. اگر درست در لحظه برخورد با موفقیت بلاک کنید، حمله دشمن متوقف می شود و برای دشمنان معمولی، حتی ممکن است اسلحه آنها را بشکند. این توانایی گارد کامل به ویژه در طول باس فایت ها موثر است، جایی که اکثر حملات باس ها حملات Fury قدرتمند هستند. عدم موفقیت در دفع آنها می تواند منجر به آسیب قابل توجهی شود،به طور کلی، سیستم مبارزه در &quot;Lies of P&quot; نه تنها عناصر اصلی گیم پلی Soulslike را حفظ می کند، بلکه مکانیک های خلاقانه ای مانند Perfect Guard را نیز معرفی می کند که عمق و استراتژی را به نبردها اضافه می کند و یک تجربه جنگی جامع و جذاب ایجاد می کند.تنوع در دشمنان، مینی باس ها و باس ها یک جنبه حیاتی برای طرفداران بازی های Soulslike است. استفاده مکرر از دشمنان یکسان و الگوهای حمله مشابه، البته با ظاهری متفاوت، دغدغه ای است که در بسیاری از عناوین مشابه مطرح شده است و گاهی اوقات می تواند نشان دهنده عدم تلاش سازندگان باشد. توجه به این نکته مهم است که استفاده مجدد از دشمنان و دارایی ها ذاتاً مشکل ساز نیست، اما وجود دشمنان خاص به طور مکرر، صرف نظر از محیط یا زمینه، می تواند ناامید کننده باشد.در ساعات اولیه بازی Lies of P، ممکن است به نظر برسد که این بازی با مشکل کلاسیک تنوع دشمن که بسیاری از بازی‌های Soulslike با آن روبرو هستند، مشترک است. با این حال، با پیشرفت بیشتر در بازی، متوجه خواهید شد که Lies of P در این زمینه ناامید نمی شود و مشکلاتی را که در دیگر عناوین Soulslike دیده می شود به ارث نمی برد.آیا این بدان معناست که در طول بازی با مینی باس ها یا دشمنان تکراری روبرو نخواهید شد؟ خیر، اما استفاده مکرر از دشمنان و مینی باس ها، همراه با توزیع مناسب انواع مختلف دشمن، به کاهش این مشکل کمک می کند و از برجسته شدن بیش از حد آن جلوگیری می کند.بازی Lies of P از نظر تنوع دشمن برتر است و طیف گسترده ای از دشمنان و عروسک های متنوع (Puppets) را از نظر ظاهر، الگوهای حمله و توانایی ها ارائه می دهد. از عروسک‌های آتشین گرفته تا عروسک‌های ثابتی که بمب‌های آتشین و الکتریکی را پرتاب می‌کنند و عروسک‌های سریعی که در کنار شما منفجر می‌شوند، بسته به موقعیت و محیط اطراف خود با گروهی از دشمنان رنگارنگ روبرو خواهید شد. علاوه بر این، سگ‌های رباتیک، نیمه‌عروسک‌ها و دشمنان عروسکی عجیب و غریب و عجیبی وجود دارند که بر اساس محیط با شما درگیر می‌شوند.فراتر از تنوع در دشمنان معمولی و مینی باس ها، باس فایت های اصلی بازی نیز راضی کننده هستند. هر یک از باس فایت های اصلی ساختاری منحصر به فرد و متمایز دارند. شایان ذکر است که برخی الهامات از Bloodborne مشهود است که لزوماً یک نکته منفی نیست و می تواند تجربه بازی را بهبود بخشد.اگر در مورد سطح سختی و چالش بازی کنجکاو هستید، Lies of P موفق می شود تعادلی را در این جنبه ایجاد کند. در حالی که عناوین الهام گرفته شده از بازی های Soulslike اغلب می توانند چالش برانگیز باشند، مقابله با آنها با کمی تجربه و رویکرد درست کاملا امکان پذیر است. با این حال، برخی از بازی‌های این سبک، مانند Lords of The Fallen یا Code Vein، به طور مصنوعی سطح دشواری را افزایش می‌دهند و باعث می‌شوند که بیش از حد چالش‌برانگیز به نظر برسند. Lies of P از افتادن در این تله جلوگیری می کند و به جای تکیه بر ناعادلانه یا تاکتیک های مشابه برای ایجاد مشکل، سطح منصفانه و منطقی چالش را حفظ می کند.بازی Lies of P یک تجربه بازی متعادل و معقول را از نظر سختی ارائه می دهد و باعث می شود در بیشتر مواقع احساسی عادی و قابل کنترل داشته باشید. این یک تجربه روان و روان با سطح مناسبی از چالش را فراهم می کند که مانع پیشرفت شما با سرعت کم نمی شود. دشمنان معمولی معمولا حرف زیادی برای گفتن ندارند، اما وقتی تعدادشان زیاد می شود و شما را احاطه می کنند، حتی عروسک های معمولی هم می توانند مرگبار شوند. از سوی دیگر، مینی‌باس‌ها یک چالش واقعی را ارائه می‌کنند، اما تعداد محدود و الگوهای حمله آن‌ها از احساس ناعادلانه دشواری آن جلوگیری می‌کند. به طور کلی، باس فایت ها اغلب سخت و چالش برانگیز هستند، اما با چند تلاش و استراتژی مناسب، نباید بیش از حد مشکل ساز شوند.با این حال، مواردی وجود دارد که برخی از الگوهای حمله و رفتارهای دشمن ممکن است عجیب و غریب و بیش از حد دشوار به نظر برسند. با این حال، این لحظات به طور مکرر رخ نمی دهند و منبع دائمی ناامیدی نخواهند بود.به طور خلاصه، Lies of P یک تجربه استاندارد بازی را از نظر سختی و چالش ارائه می دهد. تعادل را ایجاد می کند و سطح معقولی از چالش را ارائه می دهد بدون اینکه غیرواقعی سخت یا بیش از حد آسان باشد. اگر به دنبال تجربه ای شبیه به روح هستید، آن را چالش برانگیز اما منصفانه خواهید یافت، با چند باس نبرد چالش برانگیز اما هیچ چیز بسیار دشواری نیست، به خصوص پس از چند تلاش و استراتژی های مناسب. علاوه بر این، می‌توانید یک Spectre را احضار کنید تا با استفاده از یک آیتم Star Fragment در مبارزات رئیس به شما کمک کند، که می‌تواند با منحرف کردن توجه رئیس و ایجاد فرصت‌هایی برای شما در مبارزات چالش‌برانگیزتر مفید باشد.بازی The Puppet Arm in Lies of P یک مکانیک بازی جذاب و همه کاره است. با توجه به اینکه شخصیت اصلی، P، یک عروسک است، بازوی چپ او ظاهری کاملاً مکانیکی و قابل شخصی سازی دارد. Legion Arm بر روی این بازو مجهز شده است و در هنگام مبارزه به شما کمک می کند. در ابتدا، شما فقط به یک Legion Arm دسترسی دارید، اما با پیشرفت در بازی، می توانید Legion Arms بیشتری ایجاد کنید. تنوع در این بازوهای مکانیکی بسیار رضایت بخش است، از شعله افکن ها و نارنجک انداز های دستکش گرفته تا دستکش مخصوصی که دشمنان را به سمت شما می کشد و دستکش دیگری که اسید روی زمین می پاشد.چیزی که در مورد این لژیون آرمز هوشمندانه است این است که لزوماً برتر از یکدیگر نیستند. در عوض، هر بازو در موقعیت ها و برخوردهای خاص برتری می یابد. برای مثال، در باس فایت های مختلف، بسته به نوع مبارزه، متوجه شدم که از لژیون آرمزهای مختلفی استفاده می کنم. اگر رئیس در برابر شلیک آسیب پذیر بود، شعله افکن را انتخاب می کردم و برای رئیس های بزرگتر و کندتر، گلوله های انفجاری قوی را انتخاب می کردم. در برخوردهای منظم با دشمن، بسته به سبک بازی خود، مطمئناً از سلاح های مختلف لژیون استفاده خواهید کرد که نبرد را لذت بخش و پویا می کند.شما می توانید با یافتن آیتم کمیاب و ارزشمند به نام Legion Caliber این بازوها را بیشتر تقویت کنید. این به شما امکان می دهد سه ارتقای منحصر به فرد را برای هر یک از این بازوها ایجاد کنید و آنها را حتی کارآمدتر و چشمگیرتر می کند. می توانید برد شعله افکن را افزایش دهید، گلوله ها را به گلوله های انفجاری تبدیل کنید و قابلیت های هر بازو را عمیق تر کنید. شایان ذکر است که با توجه به تعداد زیاد ارتقاء و تعداد محدود Legion Caliber های موجود، برای دسترسی به تمام پیشرفت ها به بیش از یک playthrough نیاز دارید که انگیزه بیشتری را برای پخش چندباره بازی اضافه می کند.در خاتمه، Puppet Arm و Legion Arms مکانیک های بازی خوبی هستند که در Lies of P ساخته شده اند و عمق و تنوع را به سیستم مبارزه اضافه می کنند. توانایی‌های متنوع و گزینه‌های ارتقای آن‌ها تضمین می‌کند که هر بازیکن می‌تواند سبک مبارزه خود را مطابق با ترجیحات خود تنظیم کند و بازی را لذت‌بخش و قابل پخش کند. الهام از بازوی مصنوعی در Sekiro در مکانیک مشهود است، اما Lies of P چرخش منحصر به فرد خود را بر روی آن قرار می دهد و آن را به یک ویژگی برجسته در بازی تبدیل می کند.یکی از مکانیک های جالب در Lies of P، توانایی ساخت سلاح های جدید از طریق Weapon Assembly است. در این بازی تمامی اسلحه ها از دو قسمت Handle و Blade تشکیل شده است به استثنای باس اسلحه. آنچه به ویژه جذاب است آزادی شما در ترکیب این اجزاست، بدون هیچ محدودیتی. به عنوان مثال، می توانید دسته یک نیزه را با تیغه یک تبر بزرگ ترکیب کنید یا یک سلاح ترکیبی منحصر به فرد ایجاد کنید. علاوه بر این، بسته به نیاز خود، می‌توانید دسته را تغییر دهید تا اسلحه خود را از تیراندازی به یک غوغا تبدیل کنید. عمق این سیستم، علیرغم ظاهر به ظاهر ساده اش، قابل توجه است و من شخصاً نزدیک به صد ترکیب مختلف از تیغه ها و دسته ها را ساختم.هر دسته دارای Moveset مخصوص به خود است که حرکات سلاح از جمله Charged Attacks را تعیین می کند. از طرف دیگر، جنس و وزن تیغه بر عواملی مانند آسیب، سرعت حمله و غیره تأثیر می گذارد. با گنجاندن تیغه‌هایی با ویژگی‌های خاص، مانند اثرات الکتریکی، آتشین یا اسیدی، می‌توانید سلاح‌های منحصر به فرد و قدرتمند متناسب با ترجیحات خود بسازید. اگر زمانی متوجه شدید که در حال مبارزه هستید، آزمایش با سلاح های جدید می تواند کلید غلبه بر چالش ها باشد. با تنوع زیاد اسلحه ها، که پانزده مورد از آنها را در بازی اولیه خود پیدا کردم، پتانسیل ترکیب های مختلف قابل توجه است.اکنون، با رفتن به Fable Arts، این حملات ویژه و قدرتمندی هستند که با هر نوع سلاح مرتبط هستند. آنها بسیار مفید و موثر هستند و نوع Fable Art بر اساس ترکیب تیغه و دسته متفاوت است. برخی از هنرهای افسانه ای قدرت سلاح شما را افزایش می دهند، در حالی که بسیاری دیگر حملات چند مرحله ای و ویرانگر را ارائه می دهند که آسیب قابل توجهی به دشمنان یا رئیس ها وارد می کند. برای استفاده از این حملات، به اسلات های Fable نیاز دارید که با وارد کردن خسارت به دشمنان شارژ می شوند. درست مانند ترکیب اسلحه ها، انتخاب تیغه و دسته نیز بر نوع Fable Arts در دسترس شما تأثیر می گذارد.به طور خلاصه، سیستم‌های Weapon Assembly و Fable Arts در Lies of P سطحی از عمق و سفارشی‌سازی را ارائه می‌دهند که تجربه گیم‌پلی را تا حد زیادی افزایش می‌دهد. آزادی ایجاد ترکیب‌های منحصر به فرد سلاح و دسترسی به هنرهای افسانه‌ای قدرتمند، لایه‌ای از استراتژی و خلاقیت را به مبارزه اضافه می‌کند و آن را جذاب و ارزشمند می‌کند. تنوع سلاح‌ها و هنرهای افسانه‌ای تضمین می‌کند که بازیکنان می‌توانند سبک بازی خود را مطابق با ترجیحات خود تنظیم کنند، و Lies of P را به بازی‌ای تبدیل می‌کند که آزمایش و قابلیت پخش مجدد را تشویق می‌کند.طراحی سطح در Lies of P رویکردی متفاوت و متمایز دارد. بر خلاف بسیاری از بازی ها با محیط های پیچیده و چند لایه، ساختار سطوح و مناطق بازی عمدتاً ساده و واضح است. من شخصاً این کار را لذت‌بخش دیدم، زیرا نیازی به صرف زمان زیادی برای یافتن مکان رفتن نداشتم و چیدمان‌های سطح پیچیده غرق نشدم. از سوی دیگر، شایان ذکر است که عدم وجود مناطق جانبی اختیاری یا مناطق اکتشافی به این معنی است که همه مناطق و سطوح در شهر کرات برای پیشبرد خط داستانی اصلی ضروری هستند. این بدان معنا نیست که بازی فاقد اسرار یا آیتم های پراکنده است، بلکه آنها به طرز هوشمندانه ای در مسیر اصلی بازی ادغام شده اند.این انتخاب طراحی منجر به یک کمپین داستان اصلی به طور قابل توجهی طولانی تر در مقایسه با بازی های مشابه شده است، با حداقل 25 تا 30 ساعت زمان برای یک بازی منفرد، که حتی می تواند تا 40 ساعت یا بیشتر افزایش یابد.یکی از نقاط قوت و جنبه های جذاب بازی برای من، تلاش توسعه دهندگان برای کاربرپسندتر کردن ماموریت ها و وظایف جانبی و جلوگیری از گیج شدن بازیکنان است. مانند بسیاری از عناوین مشابه، شخصیت‌های مختلفی که در سراسر دنیای بازی پراکنده شده‌اند، درخواست‌ها و ماموریت‌های متفاوتی از پیدا کردن حلقه ازدواج گمشده گرفته تا کارهای مختلف دیگر را ارائه می‌کنند. نکته جالب این است که هنگام استفاده از Stargazer، آیتمی با عملکردی مشابه با Bonfires در بازی‌های Souls مانند، چهره NPC به همراه مکان بازرسی ثبت می‌شود. این به بازیکنان کمک می‌کند تا مکان‌ها و مکان NPC‌ها را به خاطر بسپارند و از عدم جلوگیری از پیشرفت در ماموریت‌ها اطمینان حاصل کنند.این بازی همچنین زمانی که در باس فایت می میرید، از رویکرد مشابهی استفاده می کند. شخصیت Ergo به جای اینکه مجبور باشید دوباره سطح را طی کنید، شما را مستقیماً به عرصه رئیس منتقل می کند تا از ناامیدی جلوگیری کند.من شخصاً از این لمس‌های کوچک بسیار قدردانی کردم، جایی که توسعه‌دهندگان قصد داشتند برخی از مشکلات موجود در بازی‌های Souls را برطرف کنند و Lies of P را به تجربه‌ای در دسترس‌تر و کاربرپسندتر تبدیل کنند.بازی Lies of P واقعاً در طراحی بصری و گرافیک خود می درخشد. این بازی دارای گرافیک هنری خیره کننده و فریبنده ای است که دنیای تاریک، ترسناک و هولناک آن را زنده می کند. از کارخانه عروسک‌سازی متروک گرفته تا خیابان‌های پر جنب و جوش ایزابلا، دنیای Lies of P، علی‌رغم تاریکی و فضای مرگ‌بارش، انکارناپذیر است.طراحی هنری هتل کرات، به ویژه، استثنایی است و توجه زیادی به جزئیات دارد. با قدم زدن در هتل، انعکاس‌هایی روی کف کاشی‌کاری‌شده نمایان می‌شود، که نشان‌دهنده میزان دقت در طراحی بصری بازی است. ذکر این نکته ضروری است که Lies of P یک بازی AA است و بودجه پروژه های پرفروش AAA را ندارد و دستاوردهای توسعه دهندگان را چشمگیرتر می کند.این بازی در داستان سرایی محیطی عالی است و هر منطقه فضای و حال و هوای منحصر به فرد خود را منتقل می کند. درست همانطور که هتل کرات امنیت و آرامش را به همراه دارد، گورستان عروسک نیز مظهر حس مرگ و پوسیدگی است.علاوه بر این، گرافیک فنی بازی تقریباً بی عیب و نقص است. من شخصاً در طول 30 ساعت بازی خود با کوچکترین اشکال یا مشکلی مواجه نشدم. بازی یک نرخ فریم فوق‌العاده پایدار داشت و من افت فریم قابل توجهی را تجربه نکردم. این بسیار مهم است زیرا به طور مستقیم بر مبارزات و لذت کلی از بازی تأثیر می گذارد.در نت پایانی، موسیقی متن بازی هنرمندانه ساخته شده است و موسیقی متن به زیبایی کامل کننده فضا و دنیای کلی Lies of P است. صفحات گرامافون که می توانید در بازی پیدا کنید همچنین دارای آهنگ های جذابی هستند که می توانید در حین گذراندن وقت در هتل از آنها لذت ببرید.خرید و قیمت بازی Lies Of Pنکات مثبت و منفی بازی اکبند (پلمپ) و کارکرده (دست دوم)بازی Lies of P نمونه‌ای برجسته از یک بازی شبیه به Souls است که خود را به الهام گرفتن از آثار FromSoftware محدود نمی‌کند، اما به تنهایی چیزهای زیادی برای ارائه دارد. Lies of P از داستان و ساختن جهان گرفته تا مبارزات، سلاح‌ها، گرافیک هنری و بهینه‌سازی آن، یک بسته کامل از همه چیزهایی را که توسعه‌دهندگان باید به آن توجه کنند ارائه می‌کند. بدون شک به عنوان یکی از عناوین خوش ساخت AA در سال های اخیر متمایز است و می تواند تجربه ای جذاب را برای علاقه مندان هاردکور و شبیه به Souls ارائه دهد.جنبه های مثبت:داستان جذابنبرد لذت بخشسیستم سرگرمی مونتاژ سلاحتنوع کافی دشمن و رئیسگرافیک هنری بصری خیره کنندهبهینه سازی استثناییجهان سازی قابل توجهچالش های منطقی و متعادلی را ارائه می دهدمحیط و تنوع منطقهطراحی سطح استانداردجنبه های منفی:جدا از مسائل جزئی که در متن ذکر شد، بازی هیچ نقطه ضعف قابل توجهی یا مشکل اساسی ندارد.با تشکر از شما برای ارائه یک نمای کلی از Lies of P. به نظر می رسد یک بازی است که یک تجربه قانع کننده را برای بازیکنانی ارائه می دهد که از عناوین چالش برانگیز و جوی لذت می برند. https://gameplayshop.ir/product/lies-of-p-ps5/ </description>
                <category>بازیتو</category>
                <author>بازیتو</author>
                <pubDate>Mon, 25 Sep 2023 16:46:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی بازی Mortal Kombat 1</title>
                <link>https://virgool.io/GamePlay/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-mortal-kombat-1-dvcjyyujmqhr</link>
                <description>نقد و بررسی بازی مورتال کابت 1بله، صحیح است که نسخه‌های اخیر مورتال کامبت تجربه داستانی خوبی را برای بازیکنان ارائه می‌دهند و جذابیت بازی را افزایش می‌دهند. مورتال کامبت ۱ برنامه‌ریزی شده است تا یک ریبوت باشد، به این معنی که تعریف دوباره‌ای از مجموعه و جزییات آن ارائه می‌دهد و به نسخه‌های قبلی وابستگی خاصی ندارد. اد بون، خالق بازی، اعلام کرده است که ارتباط داستانی بین Mortal Kombat 1 و نسخه قبل وجود ندارد، اما با توجه به شخصیت اد بون و تکذیب‌های معروف او، با بررسی دقیق‌تر تریلر معرفی بازی می‌توان گفت که داستان نیز به طور معقولی به گذشته مرتبط است.داستان بازیبله، صحیح است که در بسته Aftermath مورتال کامبت ۱۱، لو کنگ به معبد شائولین می‌رود تا به کونگ لائو در آماده کردن Earthrealm برای مسابقات مورتال کامبت کمک کند. تریلر مورتال کامبت ۱ نیز از همان جایی شروع می‌شود که لو کنگ در کنار کونگ لائو و در معبد شائولین حضور دارد و اعلام می‌کند که یک دوران جدید آغاز شده است. با توجه به اینکه این داستان ادامهٔ مستقیم بسته الحاقی مورتال کامبت ۱۱ است، بسیار محتمل است که داستان بازی نیز با همان داستان ادامه پیدا کند یا حداقل به آن مرتبط باشد.بازی مورتال کامبت ۱ نیز به‌صورت بخش اختصاصی داستانی خواهد داشت که تعدادی از شخصیت‌های قبلی را بازمی‌گرداند و به اتفاقاتی که قبل از نسخه اول اتفاق افتاده است، پرداخته می‌شود. همچنین، با توجه به تصاویر و تریلرهایی که منتشر شده‌اند، اشاره‌هایی به پیچش‌های مهم در داستان قبلی موجود است. ممکن است که داستان بازی تغییرات و تناقض‌هایی نسبت به داستان اصلی داشته باشد که شاید در دفعات قبل مشاهده نشده‌اند. هنوز جزئیات بیش‌تری اعلام نشده است و برای کسب اطلاعات بیشتر درباره حالت‌های بازی، باید صبر کنید. واضح است که در مورتال کامبت ۱، به علاوه حالت آنلاین، حالت‌های آفلاین متنوعی نیز وجود خواهد داشت.کاراکترهای مورتال کامبت ۱ که تاکنون تأیید شده‌اند، عبارتند از:ساب زیرواسکورپیونلو کنگکونگ لائوجانی کیجکِنشی (Kenshi)کیتانارِیدِن (Raiden)رِین (Rain)ملنیااسموکشنگ سونگاز این‌جا به بعد نیز می‌تواند کاراکتر‌های جدیدی به‌صورت بسته‌ای (DLC) به بازی اضافه شوند. این کاراکترها نقش‌های گذاری در داستان بازی دارند و در مبارزات ۱ به ۱ و حالت‌های دیگر نیز قابل انتخاب هستند.در مجموعه Mortal Kombat نسخه‌های مختلفی از شخصیت‌ها وجود دارد که برخی از آن‌ها در همه نسخه‌ها وجود داشته و به شدت مورد علاقه طرفداران قدیمی این سری بازی هستند. به‌طور کلی، شخصیت‌هایی مانند ساب زیرو، اسکورپیون، لو کنگ و کونگ لائو همیشه در مجموعه حضور داشته‌اند و از جمله شخصیت‌های محبوب و همیشه دوست‌داشتنی محسوب می‌شوند.علاوه بر این، نسخه‌های جدید Mortal Kombat شخصیت‌های دیگری نیز دارند که در ادامه نسخه‌های قبلی به آن‌ها اضافه شده‌اند. برخی از شخصیت‌های تأیید شده برای نسخه جدید شامل جانی کیج، کِنشی، کیتانا، رِیدِن، رِین، Mileena و اسموک هستند. همچنین، برای استفاده از شخصیت Shang Tsung باید نسخه را پیش‌خرید کنید.در مورد تفاوت‌های ظاهری شخصیت‌ها بین نسخه‌ها، باید گفت که برخی از شخصیت‌ها تغییرات ظاهری زیادی نسبت به نسخه‌های قبلی دارند. به‌طور مثال، تغییراتی در ظاهر رِیدِن ایجاد شده که برخی از طرفداران با آن اعتراض کرده‌اند.نکته جالب دیگری که اشاره شده، مربوط به شخصیت جانی کیج است که در نسخه جدید با نقش ژان کلود ون دام، بازی خواهد شد. این موضوع برای گیمرهای قدیمی که جانی کیج را به عنوان ژان کلود می‌شناختند، جالب است و در نسخه جدید این قضیه به صورت رسمی در بازی تأیید شده است.این موضوع در نسخه Mortal Kombat 11 به نام Kombat Kard معرفی شده است که به گیمر‌ها این امکان را می‌دهد که شخصیت‌های خود را به علاوه شخصیت‌های پشتیبان انتخاب کرده و حرکات ترکیبی را انجام دهند. این ویژگی در این نسخه بازی برای طرفداران جدید و قدیمی علاوه بر پتانسیل افزایش محبوبیت بازی، جذاب بوده است. اما باید توجه داشت که در دیدار از شخصیت‌های پشتیبان، تعدادی از آن ها فقط برای سرگرمی اضافه شده‌اند و در این حالت، از نظر نقش، هیچ تأثیری بر روی داستان یا گیم پلی بازی ندارند.در نسخه Mortal Kombat 11 ، سیستم Character Variations که در بازی‌های قبلی وجود داشته است، حذف شده است. اما به جای آن، گیمرها به انتخاب یک کاراکتر خاص می‌پردازند و می‌توانند ظاهر و ویژگی‌های آن را شخصی‌سازی کنند.همچنین، نکته مهم دیگری درباره شخصیت‌ها وجود دارد. ندررم به‌مرور از طریق انتشار کامبت‌های پک، که شامل شخصیت‌های اصلی و شخصیت‌های Kombat Pass هستند، پشتیبانی خواهد کرد. همچنین، شایعه‌هایی درباره حضور شخصیت‌های مهمان مثل پیس‌میکر یا کونان در بازی در حال شنیده شدن است. اما باید توجه داشت که این شایعه‌ها هنوز تأیید نشده‌اند و جزئیات دقیق‌تر درباره آنها در آینده قابل ارائه است. یکی از ویژگی‌های ممتاز Mortal Kombat نمایش خشونت عریان در مبارزات است. این سری بازی‌ها از اوایل رونمایی خود تا امروزه برای نمایش صحنه‌های خونین و بی‌رحمانه شناخته شده است. این ویژگی همواره مورد تعجب واکنش‌های مختلفی بوده و هواداران زیادی دارد که از این نوع نبردهای خشن لذت می‌برند.نسخه اولیه Mortal Kombat 1 نیز این الگوی خشونت و خونریزی را حفظ می‌کند و نمایش‌های بازی همچنان خونین و بی‌رحم به‌نظر می‌رسند. تکنولوژی گرافیکی پیشرفته این بازی‌ها به تصویر کشیدن صحنه‌های خشن تر و واقع‌گرایانه‌تر کمک کرده و تجربه بازی را واقع‌بینانه‌تر و شوک آورتر می‌کند. این ویژگی‌ها جزو عناصر شناخته شده این سری بازی‌ها به حساب می‌آیند و هواداران Mortal Kombat اغلب برای این موضوع به این بازی‌ها علاقه مند هستند.در Mortal Kombat 1، مشابه نسخه‌های بعدی این سری، حضور حرکات خاص و خشن از جمله Fatality و Bone Krushing واقعا برجسته است. Fatality‌ها که در پایان نبردها قابل اجرا هستند، به بازیکنان اجازه می‌دهند رقیب خود را به شکلی ترسناک و بدون امکان دفاع و مقاومت نابود کنند. این حرکات بی‌رحمانه و استثنایی کماکان جزو عناصر مهم و خاص Mortal Kombat محسوب می‌شوند.در این بازی، Bone Krushing هم یک حرکت مهم است که هنگامی که با توجه به شرایط خاص، به طور صحیح اجرا می‌شود، استخوان‌های حریف را شکسته و آسیب می‌رساند. شباهتی با X-Ray هم دارد که امپکت بصری بالایی دارد و در اجرای آن، قسمت‌های مختلف بدن حریف در حالت آسیب‌پذیر نشان داده می‌شود.همچنین، در Mortal Kombat ۱ نیز روی حرکات و تکنیک‌های مختلف مبارزه تمرکز شده است و هر شخصیت دارای حرکات و قدرت‌های خاصی است که می‌توان استفاده کرد. همین موارد باعث شده است که Mortal Kombat ۱ یکی از بازی‌های مبارزه‌ای مشهور و محبوب باشد.در Mortal Kombat ۱، به جز حرکات خاص مانند Fatality و Bone Krushing که قبلاً اشاره کردیم، قابلیت Quitality نیز وجود دارد. اگر در رقابت‌های آنلاین بازیکنی در میان نبرد از بازی خارج شود یا خودکار کویت کند، شخصیتش به شکل بی‌رحمانه‌ای به طرزی جبران‌ناپذیر کشته می‌شود. این پنالتی برای افزایش خشونت و جبران ترکیبی از چند عنصر در بازی استفاده می‌شود.علاوه بر این، همه شخصیت‌ها در Mortal Kombat ۱ دارای فهرست بلندی از کمبو‌ها هستند. با یادگیری و اجرای صحیح این کمبو‌ها، می‌توانید حریف خود را به طرز قابل توجهی تنبیه کنید. همچنین، قابلیت‌های دفاعی مانند دفاع بی‌نقص نیز در اختیار شما قرار دارد که می‌توانید در زمان مناسب آن را اجرا کنید تا سلامتی شخصیت شما کاهش نیابد. در برابر حرکات شکست گارد و دفاع دشمن نیز شما نیز قابلیت‌هایی برای محافظت از خود دارید.درست است، استودیو NetherRealm Studios آرمیتاگ در مورد Mortal Kombat ۱ اعلام کرده که هدف آن همانند بازی‌های قبلی این سری، ارائه تجربه‌ای روان و جذاب در مبارزات است. آن‌ها قصد دارند برای علاقه‌مندان به این بازی، تجربه‌ای بی‌نظیر و بیشترین سرگرمی را ارائه دهند و از طریق بهبود گیم پلی و اضافه کردن حرکات جدید ویژه به هر کاراکتر، این هدف را دنبال می‌کنند. البته تحقق این هدف وابسته به سلیقه و انتظارات هر بازیکن است، اما با توجه به بازخوردهای مثبتی که تا به حال درباره Mortal Kombat ۱ دریافت شده است، به‌نظر می‌رسد NetherRealm Studios در رسیدن به این هدف موفق بوده است.با توجه به اعلامات NetherRealm Studios و بازخوردهای مثبتی که تا به حال درباره بازی دریافت شده است، به نظر می‌رسد Mortal Kombat ۱ تجربه‌ای موفق و جذاب در دست دارد. اضافه کردن حرکات جدید و ویژه به هر کاراکتر و بهبود گیم پلی می‌تواند باعث شود تجربه بازی برای علاقه‌مندان به این سری، مهیج‌تر و جذاب‌تر شود. همچنین، موارد دیگری که در نسخه‌های مختلف بازی وجود دارد، می‌تواند به تنوع و عمق بازی کمک کند و بازیکنان را به خود جذب کند.قیمت بازی برای PlayStation 5 نسخه Premiumبطورکلی، با توجه به اطلاعاتی که درباره بازی Mortal Kombat ۱ در دست داریم، می‌توانیم انتظار داشته باشیم که این بازی تجربه‌ای بسیار خوب و جذاب از نظر گرافیکی، گیم پلی و محتوا ارائه دهد. البته، نظرات کاربران و بازخوردهای ایشان پس از انتشار بازی، می‌تواند اطلاعات کاربردی‌تری را در اختیار ما قرار دهد. https://gameplayshop.ir/product/mortal-kombat-1-ps5/ </description>
                <category>بازیتو</category>
                <author>بازیتو</author>
                <pubDate>Sat, 16 Sep 2023 04:56:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی بازی Remnant 2</title>
                <link>https://virgool.io/GamePlay/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-remnant-2-dmrrpnxzfjim</link>
                <description>معرفی Remnant 2  برای PlayStation 5به نظر می رسد در حال توصیف بازی «Remnant 2»، پیشرفت های آن نسبت به نسخه اول و عناصر گیم پلی آن هستید. شما اشاره کردید که بازی به برخی از مشکلات نسخه قبلی می پردازد و در عین حال عناصر جذاب خود را گسترش می دهد. داستان چند دهه پس از وقایع بازی اول اتفاق می‌افتد و جهان همچنان با شرایط آخرالزمانی مواجه است.در ادامه، بازیکنان با Clementine، یکی از Dreamers آشنا می شوند. پس از رویارویی با سنگ جهانی، کلمنتاین به درون آن کشیده می شود و وظیفه اصلی قهرمان داستان یافتن و نجات اوست. با پیشروی داستان، قهرمان داستان حوادث خطرناکی را کشف می کند و از اسطوره های بازی مطلع می شود. روایت Remnant 2 مستقیماً با نسخه اول مرتبط است و برای کسانی که با نسخه اصلی آشنا نیستند، داستان سرایی و عناصر داستان ممکن است چالش هایی را ایجاد کند.بازی به شدت با رویکرد داستان سرایی نسبتا خطی شروع می شود. درک اسطوره‌شناسی بازی مستلزم کاوش در یادداشت‌های دست‌نویس و شخصیت‌های داستانی است. بر اساس داده های جمع آوری شده در طول داستان، پایان بازی به تفسیر بازیکن واگذار می شود. با این حال، شما اشاره کردید که تیم توسعه می توانست پایان بهتری را ارائه دهد.توضیحات شما بینش هایی را در مورد جنبه های بهبود یافته «Remnant 2»، ساختار روایی آن، و مکانیک های بازی ارائه می دهد. اگر سؤال خاصی دارید یا اگر می خواهید در مورد جنبه های خاصی بیشتر بحث کنید، در صورت تمایل بپرسید!به عبارت دیگر، مسئله اصلی نه در نتیجه گیری داستان بلکه در نحوه ارائه روایت است که می توانست بهتر طراحی شود. قهرمان داستان، شخصیتی که در ابتدای بازی شخصی‌سازی می‌کنید، فاقد پیشینه و توسعه شخصیت است. این موضوع برای سایر شخصیت‌های بازی نیز صدق می‌کند، زیرا آنها عمدتاً به شما در رسیدن به هدف نهایی کمک می‌کنند. «Remnant 2» ایده ایجاد دنیایی با عناصری که به‌طور تصادفی تولید می‌شوند را تقویت می‌کند، مفاهیم جذاب بازی‌های «Souls-like» را گسترش می‌دهد و آن‌ها را در گیم‌پلی خود گنجانده است. بازی در این زمینه پیشرفت هایی داشته است.نقد و بررسی و قیمت Remnant 2  برای PS5بازی &quot;Remnant 2&quot; یک بازی تیراندازی سوم شخص و لوت محور است که عناصری از بازی های &quot;Souls-like&quot; را در خود جای داده است. بازی با اجازه دادن به شما برای ایجاد یک شخصیت سفارشی شروع می شود و این جنبه از بازی به خوبی اجرا می شود. قهرمان داستان می تواند از دو اسلحه برد و یک اسلحه غوغا برای آسیب رساندن به دشمنان استفاده کند. به لطف گیم پلی خوب طراحی شده و انیمیشن غوغا روان، سیستم مبارزه کاملاً جذاب است. با این حال، مکانیک حرکت، مانند دویدن و غلتیدن، می تواند تا حدودی سفت باشد و آنطور که باید صاف نباشد. در حالی که این موضوع به طور قابل توجهی روی نبردهای معمولی تأثیر نمی گذارد، می تواند در طول باس فایت ها یا برخوردهای پر هیجان مشکل ساز شود.تیم سازنده سیستم مبارزات بازی را از طریق Mutators که آیتم هایی هستند که گیم پلی را بهبود می بخشند، جذاب تر کرده اند. برای هر اسلحه، می توانید از Mod و Mutator استفاده کنید. مدها به عنوان مهارت‌هایی عمل می‌کنند که می‌توانید آن‌ها را در حین مبارزه فعال کنید تا سلاح خود را تقویت کنید، توانایی‌های اضافی را اعطا کنید یا شلیک‌های ثانویه ارائه دهید. از سوی دیگر، جهش‌یافته‌ها مهارت‌های منفعل هستند که در دسترس شما هستند.بازیکنان همچنین می توانند شخصیت های خود را با استفاده از سه Relics مختلف بر روی نوار سلامتی خود شخصی سازی کنند تا توانایی های شخصیت خود را افزایش دهند. بازی Gunfire به بازیکنان کنترل قابل توجهی برای تقویت شخصیت‌های خود، غلبه بر نقاط ضعف و تطبیق تجربه گیم‌پلی خود داده است. این بازی شامل کلاس های شخصیت های مختلف است که پایه و اساس مبارزات شما را تشکیل می دهند.کلاس های بازی و قیمت رمنانت برای پلی استیشن 5به عنوان مثال، کلاس Hunter می تواند با استفاده از مهارت منحصر به فرد خود، موقعیت های دشمن را در محیط شناسایی کند. هر کلاس دارای سه مهارت منحصر به فرد و چندین امتیاز است، که همه آنها را می توان به مرور زمان با پیشرفت کلاس خود باز کرد. پس از چندین ساعت گیم پلی، حتی می توانید یک کلاس دوم برای شخصیت خود انتخاب کنید. بازیکنان می توانند از دو کلاس مختلف به طور همزمان استفاده کنند و به آنها آزادی بیشتری در بازی بدهد. به عنوان مثال، انتخاب Medic به عنوان کلاس ثانویه شما را قادر می سازد تا از مهارت های درمانی آن کلاس استفاده کنید و به شما امکان می دهد حتی پس از اتمام معجون های سلامتی خود و شکست دادن دشمنان، دنیای &quot;Remnant 2&quot; را کشف کنید.این رویکرد طراحی به بازیکنان اجازه می‌دهد تا تجربه‌ای متنوع‌تر و شخصی‌تر ایجاد کنند و عمق گیم‌پلی و انتخاب‌های استراتژیک در دسترس آنها را افزایش دهند.علاوه بر ویژگی های ذکر شده، یک سیستم ارتقاء به نام &quot;Trait&quot; نیز وجود دارد که برای بهبود عملکرد بازیکن طراحی شده است. از طریق Traits، بازیکنان می‌توانند جنبه‌هایی مانند نوار سلامت، میله‌های استقامت، قدرت مد سلاح، کاهش مهارت‌ها و ویژگی‌های مشابه را بهبود بخشند. با این حال، شما نمی توانید بی نهایت این ویژگی ها را ارتقا دهید. آنها با کاوش در دنیای بازی، شکست دادن باس‌های اصلی و فرعی به دست می‌آیند و هر Trait دارای یک سطح مشخص است. علاوه بر این، با تکمیل سیاه چال‌های خاص و شکست دادن باس‌های فرعی، به ویژگی‌های جدید دسترسی پیدا می‌کنید. این باعث می شود که پاداش کاوش در &quot;Remnant 2&quot; ارزشمند باشد. انتخاب زره مناسب نیز به طور قابل توجهی بر توانایی های شخصیت شما تأثیر می گذارد و طلسم ها و حلقه ها نیز به این جنبه کمک می کنند.خرید بازی &quot;Remnant 2&quot; سرمایه گذاری منحصر به فردی در قرار دادن تصادفی آیتم ها و شخصیت ها در محیط های بازی خود دارد. تجربه هر بازیکن، از نظر اکتساب آیتم، ساختار محیطی و عناصر مشابه، از دیگران متمایز است. علاوه بر این، می‌توانید جهان خود را با استفاده از World Stones بازی که به عنوان پست‌های بازرسی عمل می‌کنند، دوباره بچرخانید. Rerolling the world یعنی شروع از ابتدای «Remnant 2» اما با ساختاری کاملاً جدید نسبت به قبل. این ویژگی تضمین می‌کند که «Remnant 2» ارزش پخش خود را حفظ می‌کند، زیرا هر بازی می‌تواند تجربه جدیدی را ارائه دهد. با این حال، این جنبه به موضوع باس های بازی نمی پردازد.این طراحی گیم پلی پویا، که در آن عناصری مانند Traits، تجهیزات، و چیدمان جهان در هم تنیده شده اند، عمق و قابلیت پخش مجدد را به بازی اضافه می کند و به بازیکنان راه های متعددی برای شخصی سازی شخصیت ها و استراتژی های خود می دهد و در نتیجه تجربه کلی بازی را بهبود می بخشد.باس های اصلی و فرعی در بازی به گونه ای طراحی نشده اند که بتوانید با آنها ارتباط برقرار کنید. باس های فرعی که برخی از آنها نسخه های قوی تری از مینی باس های نخبه در بازی هستند و باس های اصلی صرفاً چالش هایی هستند که تجربیات به یاد ماندنی یا جذابی را ارائه نمی دهند. «Remnant 2» دارای یک ساختار گیم پلی جالب و مؤثر است که در آن تمام ارتقاء و ارتقاء شخصیت ها تأثیر قابل توجهی در گیم پلی و مبارزات دارند. با این حال، عناصری مانند طراحی رئیس یا مکانیک های دویدن و غلتیدن قهرمان داستان مانع از ارائه یک تجربه بی عیب و نقص در بازی شده است. علاوه بر این، به لطف ویژگی سه نفره Co-op در &quot;Remnant 2&quot;، می توانید در نبردهای لذت بخش تری شرکت کنید.داستان بازی Remnant 2از نظر بصری، «Remnant 2» تجربه قابل قبولی را ارائه می دهد. جلوه های نور با کیفیت به ظاهری دلپذیر به خصوص در محیط های خاص کمک می کند. این استودیو از جلوه های بصری مختلفی برای تقویت جنبه داستانی بازی استفاده کرده است. از نظر طراحی، مناظر و محیط های «Remnant 2» متنوع و خوش ساخت هستند. باس های بازی نیز به گونه ای متفاوت طراحی شده اند و هر محیطی دارای مجموعه ای از دشمنان خاص خود است. سلاح ها، حلقه ها، زره ها و سایر آیتم های مربوط به قهرمان داستان به قدری موثر طراحی شده اند که می توانید با استفاده از آنها استراتژی های مختلف مبارزه را اجرا کنید.از منظر فنی، «Remnant 2» بدون افت قابل توجه نرخ فریم یا باگ‌های قابل توجه، تجربه‌ای روان را ارائه می‌کند. این بهینه سازی آن را به یک تجربه رضایت بخش در رایانه های شخصی تبدیل می کند.ترکیب این عناصر بصری و گیم پلی منجر به تجربه ای جذاب و بهینه در «Remnant 2» می شود. اگر سؤال یا موضوع دیگری دارید که می خواهید در مورد آن بحث کنید، در صورت تمایل بپرسید!موسیقی بازی Remnant 2موسیقی در «Remnant 2» تجربه خوبی را فراهم می کند. هنگام رویارویی با دشمنان و حملات آنها، جلوه های صوتی خاص و نشانه های موسیقی فعال می شود تا بازیکن از محیط اطراف خود آگاه شود. در طول باس فایت ها، بازی دارای آهنگ های موسیقی ویژه ای است که بازیکنان را برای نبردهای حماسی آماده می کند. در پایان، «Remnant 2» تجربه بهبود یافته‌ای را در مقایسه با نسخه قبلی خود ارائه می‌کند، اگرچه هنوز از ارائه یک تجربه استثنایی و نفس‌گیر کوتاه می‌آید. این بازی دارای نقاط قوت و ضعف مختلفی است که به طور مداوم لحظات مثبت و منفی را برای بازیکنان ایجاد می کند.نقدها و نمرات بازی Remnant 2 منتشر شدنددنباله بسیار مورد انتظار بازی فوق العاده محبوب «Remnant: From the Ashes» با نام «Remnant 2» قرار است تا چند روز دیگر منتشر شود و نقدها و امتیازات بازی هم اکنون در دسترس است.نسخه اصلی «Remnant: From the Ashes» در سال 2019 منتشر شد و موفقیت غیرمنتظره ای برای Gunfire Games و Gearbox به دست آورد. در این دنباله، «Remnant 2»، بازیکنان یک بار دیگر به یک بازی تیراندازی سوم شخص الهام گرفته شده از ژانر Souls می پردازند. در ابتدای بازی، بازیکنان می توانند کلاس خود را انتخاب کنند. به عنوان مثال، کلاس Gunslinger از بازی اول جایگزین Ex-cultist می شود و بر روی سلاح های برد تمرکز می کند. علاوه بر این، در «Remnant 2»، می‌توانید با دو بازیکن به صورت انفرادی یا تعاونی بازی کنید.در حالی که اولین بازی دارای نسل رویه‌ای برای تغییر طرح‌بندی سطوح و دشمنان بود، این فناوری به طور قابل توجهی در &quot;Remnant 2&quot; گسترش یافته است. طبق گفته Gunfire Games، انواع دشمن، ظاهر منطقه، باس فایت ها، طراحی شخصیت های NPC و خط داستانی و همچنین ماموریت ها همگی به صورت تصادفی ارائه می شوند. بیایید نگاهی به بررسی ها و امتیازات بازی بیندازیم که تاثیر نسبتا مثبتی را نشان می دهد.امتیاز بازی Remnant 2 برای PS5IGN: 9/10  &quot;اگر بخواهم لیستی از سولز-لایک های مورد علاقه ام، شوترهای غارتگر مورد علاقه ام و بازی هایی که به صورت رویه ای تولید می شوند، تهیه کنم، Remnant 2 در همه آنها جایگاهی خواهد داشت و این شگفت انگیز است. این یک دنباله با شکوه است که نه تنها ژانر Souls مانند را به عنوان یک تیرانداز غارتگر co-op تصور می کند، اما این ایده را تقریباً از هر نظر تقریباً بی عیب و نقص اجرا می کند. با مبارزاتی که باس فایت های کاملاً جذاب، چالش برانگیز و به یاد ماندنی است، گزینه های شخصی سازی عمیق، مراحل بسیار فریبنده ایجاد شده رویه ای، و طراحی هوشمندانه آن مفهوم چندجهانی پر از ماجراجویی‌های مختلف، Remnant 2 احتمالاً یکی از بهترین بازی‌های سال خواهد بود، و اگر در هر جای چندجهانی هستید، باید آن را تجربه کنید.Destructoid: 8.5/10 &quot;Remnant 2 می تواند یک تجربه بسیار چالش برانگیز باشد، حتی در ساده ترین تنظیمات آن. با این حال، همین چالش باعث می شود در نهایت شکست دادن یک رئیس و جمع آوری غارت آنها فوق العاده رضایت بخش باشد.&quot;Hardcore Gamer: 8/10 Remnant 2 وجود خود را به‌عنوان یک دنباله با ساختن تمام پایه‌های بازی اول و گسترش آن‌ها توجیه می‌کند. واقعاً با مفهوم بزرگ‌تر، بهتر، جسورانه‌تر مطابقت دارد. تنها مشکل در حال حاضر عملکرد فنی بازی در زمان عرضه است. آنچه که Remnant 2 را نجات داده است این است که تجربه بسیار ارزشمندتری نسبت به Remnant اصلی است. برتری Remnant 2 در طراحی هنری، طراحی سطح و داشتن حجم قابل توجهی بیشتر از محتوا، کاستی های آن را در سایر زمینه ها جبران می کند.&quot;VideoGamer: 8/10Remnant 2 موفق شد نسبت به نسخه قبلی خود تکامل یابد. با برداشتن بهترین جنبه های Remnant: From the Ashes و گسترش آن ها، تجربه ای منسجم و چالش برانگیز در ژانر شوتر ایجاد می کند. سیستم داستان سرایی منحصر به فرد و محیط های بصری خیره کننده آن به جذابیت آن کمک می کند. از آنجایی که ما با یک عنوان اساساً co-op سر و کار داریم، مولفه داستان تک نفره کمی آسیب دیده است، اما نه در حدی که تجربه کلی را خراب کند.&quot;XboxEra: 7.6/10&quot;Remnant 2 جنبه های بسیار عالی دارد، اما چند تصمیم طراحی مانع از تبدیل شدن آن به یک بازی برجسته شده است. در Remnant 2، ما با یک بازی بصری چشمگیر با گیم پلی بسیار جذاب روبرو هستیم و باید یکی از بهترین بازی های جهان باشد. مطمئن نیستم که آیا مشکلات من با بازی با به‌روزرسانی‌ها حل می‌شود یا خیر، اما امیدوارم توسعه‌دهندگان Gunfire Games در طول زمان به همان اندازه که در بازی اول توجه کردند، به این بازی توجه کنند.»GameSpot: 7/10Remnant 2 همان چیزی است که از یک دنباله انتظار دارید - گسترش و بهبود ایده های معرفی شده در بازی اول. بعید است که شما را شگفت زده کند، اما حلقه اصلی گیم پلی آن، حول نبردهای پرارزش، مجموعه وسیعی از توانایی ها و مهارت ها ساخته شده است. و مراحل طراحی شده رویه، شما را به دام می اندازد و رها نمی کند. دنیای آخر بازی به دلیل افزایش سختی مصنوعی ناامید کننده است، و نادیده گرفتن داستان یک شاهکار آسان است. باقیمانده 2 یک امتحان.&quot; https://gameplayshop.ir/product/remnant-2-ps5/ </description>
                <category>بازیتو</category>
                <author>بازیتو</author>
                <pubDate>Sat, 12 Aug 2023 16:39:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی بازی FC 24 برای PS5</title>
                <link>https://virgool.io/GamePlay/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-fc-24-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-playstation-4-5-adkvnb0cjjy8</link>
                <description>تاریخ انتشار FIFA 24 برای PlayStation 4بازی FC 24 یا همان FIFA 24 در تاریخ 7 مهر 1402 برای تمام پلتفرم های کنسول نسل نهم و هشتم منتشر میشد.نقد بازی FC 24 برای XBOX Series Xبرای بیش از 20 سال، سری بازی های فوتبال فیفا ارتباط نزدیکی با Electronic Arts داشته است. ما عادت کرده ایم که لوگو و عبارت معروف این شرکت را در ابتدای هر نسخه ببینیم. با این حال، اخیراً فاش شد که قرارداد الکترونیک آرتز با فدراسیون جهانی فوتبال به پایان رسیده است و بیش از FIFA 24، آخرین نسخه توسعه یافته و منتشر شده توسط EA، تمدید نخواهد شد. از سال آینده، این شرکت بازی های خود را با نام EA Sports FC منتشر خواهد کرد و ما را در مورد آینده قیمت و خرید فیفا 24 کنجکاو می کند. از زمان اعلام این خبر، EA اعلام کرده است که قصد دارد آخرین بازی خود در این سری را به یکی از بهترین ها تبدیل کند، هرچند تقریبا هر سال وعده های مشابهی را از آنها می شنویم! در هر صورت، Fc 24 مدتی است که منتشر شده است و ما از شما دعوت می کنیم قبل از بحث بیشتر، ابتدا یک ویدیوی گیم پلی را تماشا کنید.بدون شک کیفیت کلی یک بازی فوتبال با گیم پلی آن و تجربه ای که به عنوان نمایش بازی ویدیویی از این ورزش ارائه می دهد تعیین می شود. سری FIFA در طول سال ها فراز و نشیب های خود را در این زمینه داشته است، و با مسائلی مانند برخی ویژگی ها، بیش از حد قدرتمند بودن یا بازیکنان خاص، و همچنین عناصری مانند Dynamic Difficulty Adjustment (DDA) دست و پنجه نرم می کند، که گاهی اوقات این تصور را ایجاد می کند که بازی در حالت های رقابتی از یک طرف بیشتر حمایت می کند. علاوه بر این، به روز رسانی های مختلف همیشه بر نسخه های قبلی تأثیر داشته است. گاهی اوقات، علیرغم داشتن برخی باگ ها، نسخه اولیه کیفیت مناسبی داشت، اما پس از چند به روز رسانی، چیزهایی تغییر می کرد، مانند سرعت بازیکنان که به تمرکز اصلی تبدیل می شد.مشخصات بازی FIFA 24 برای پلی استیشن 4با در نظر گرفتن این موضوع و دانستن این موضوع که کیفیت گیم پلی FIFA 24 طبیعتا به آپدیت های آن بستگی خواهد داشت، می توان گفت که وضعیت فعلی بازی تفاوت اساسی با نسخه قبلی خود ندارد. اگر نسخه قبلی را بازی کرده باشید، به یاد دارید که توسعه دهندگان یک به روز رسانی بزرگ را در پایان منتشر کردند که به طور قابل توجهی گیم پلی را تغییر داد. این به روز رسانی به عنوان پایه ای برای FC 24 نیز عمل می کند. با شروع اولین مسابقه خود در این نسخه، متوجه خواهید شد که سرعت کلی بازی به طور محسوسی کاهش یافته است. با این حال، این لزوما یک نقص نیست. در واقع این امکان را برای کنترل بیشتر بازی فراهم می کند و شما را قادر می سازد تا اقدامات مورد نظر خود را به طور موثرتری اجرا کنید. ریتم کلی بازی، همراه با شباهت بیشتر آن به فوتبال واقعی، هیجان کافی را به ارمغان می آورد تا آن را به یک تجربه بازی ویدیویی رضایت بخش تبدیل کند. از این منظر می توان گفت که بازی در وضعیت خوبی قرار دارد.نکته مهم دیگری که باید به آن اشاره کرد تعادل نسبی در وضعیت فعلی FC 24 است. دلیل استفاده من از عبارت &quot;نسبی&quot; این است که گاهی اوقات در حالت های رقابتی، احساس می کنید با وجود تلاش ها و برتری شما نسبت به حریف از هر نظر، بازی به نظر نمی رسد که به شما اجازه برنده شدن بدهد. این چیزی است که ما به طور مداوم در فیفا در سال های گذشته مشاهده کرده ایم. با این حال، در خرید FIFA 24، کیفیت کلی عملکرد شما به عواملی مانند سرعت بازیکن بستگی ندارد، و ما مکانیک های بیش از حد قدرتمندی نداریم که بتوان از آنها برای افزایش شانس برنده شدن استفاده کرد. البته این جنبه از بازی هنوز جای پیشرفت دارد. به عنوان مثال، در نسخه اولیه، شات های طولانی بیش از حد قوی بودند، اما پس از به روز رسانی بازی، تاثیر آنها معقول تر شده است.معرفی بازی فیفا 24 برای پلی استیشن 5به طور کلی در خرید فیفا 24 برای PS5 راه های مختلفی برای گلزنی وجود دارد. بازیکنان فیزیکی و ماهر برای کسانی که از عبور از توپ لذت می برند بسیار مفید است. حتی اگر سرعت بالایی نداشته باشند باز هم می توانند موثر باشند. از سوی دیگر، پاس های کوتاه، از میان توپ ها و حتی شوت های از راه دور نیز گزینه های مناسبی هستند. این امر تمایل بازیکنان به بازگرداندن مداوم دفاع و شلوغی محوطه جریمه را کاهش داده است که در سال های گذشته گلزنی را بسیار دشوار می کرد.بازی EA ویژگی های جدیدی را به FIFA 24 معرفی کرده است که تأثیر قابل توجهی بر پویایی کلی آن دارد. اولین مورد قابل توجه سیستم HyperMotion 2 است که بر بهبود کلی انیمیشن های حرکتی و ضربات تمرکز دارد. ما واقعاً می‌توانیم جزئیات نرم‌تر و واقعی‌تر را در این زمینه مشاهده کنیم. با این حال، گاهی اوقات اشکالات فیزیک رخ می دهند، اما تعداد آنها بیش از حد زیاد نیست. یکی دیگر از ویژگی های مهم سه سبک مختلف دویدن یا به عبارت دقیق تر، شتاب اولیه بازیکنان در نسخه های نسل نهم بازی است. ما سبک های انفجاری، کنترل شده و طولانی را داریم. سبک اول برای بازیکنان کوتاه قد و دریبل گرا است که می توانند شتاب اولیه بسیار بالایی داشته باشند. سبک سوم، Lengthy، مخصوص بازیکنانی از نظر بدنی قوی و بلند قد است که پس از شروع نسبتاً آهسته، می توانند به سرعت بالایی برسند. سبک دوم در بین این دو افراط قرار می گیرد. این ویژگی مهم است زیرا حتی به بازیکنانی با سرعت کلی پایین‌تر اما ویژگی‌های فیزیکی قوی اجازه می‌دهد تا با بازیکنان سریع‌تر در مسابقات پیشی بگیرند. در نتیجه، می توان از آنها به طور موثر در ترکیب تیمی استفاده کرد. در حالت Ultimate Team، سبک های دویدن را می توان برای بازیکنان خاصی از طریق سبک های شیمی تغییر داد.سازندگان همچنین مکانیک های تیراندازی جدیدی را به بازی امسال معرفی کرده اند. در کنار گزینه‌های معمولی مانند عکس‌های ظریف، اکنون عکس‌های قدرتمندی داریم که به عنوان عکس‌های قدرتی نیز شناخته می‌شوند. با فشردن دکمه های مربوطه، این عکس ها با یک انیمیشن کوتاه و یک دوربین بزرگنمایی شده (که می توان آن را غیرفعال کرد) اجرا می شود و در نتیجه ضربه بسیار قوی به توپ وارد می شود. این ضربات پتانسیل برهم زدن تعادل بازی را دارند، اما مکانیک ها به گونه ای طراحی شده اند که از این موضوع جلوگیری می کنند. علاوه بر این، اجرای این ضربات با اندکی تاخیر وجود دارد و به تیم مدافع فرصت خوبی برای مداخله و جلوگیری از آنها می دهد. علاوه بر این، هدف گیری این شلیک ها در مقایسه با سایر انواع شلیک ها بسیار چالش برانگیزتر است و حتی کوچکترین اشتباه می تواند باعث شود شلیک از هدف خارج شود. این جنبه، شوت های قدرتی را به ضربات پرخطر و پرقدرت تبدیل می کند که اگر با مهارت کافی اجرا شود، می تواند به گل های زیبایی منجر شود. به همین ترتیب، شوت های دوربرد نیز در بازی امسال موثر هستند، هرچند اشاره کردیم که پس از اولین آپدیت بازی برای حفظ تعادل بازی، کمی ضعیف شدند. در FIFA 24 مکانیک پنالتی ها و ضربات آزاد نیز تغییر کرده است و می توان از آنها بهتر استفاده کرد. در مجموع، علیرغم مسائلی که به آن اشاره کردیم، خرید  FIFA 24 برای Xbox One یک تجربه فوتبال رضایت بخش را ارائه می دهد. بازی سرعت مناسبی دارد، نه بیش از حد سریع یا کند و نه در حدی که هیجان نداشته باشد. از سوی دیگر، تنوع روش‌های گلزنی واقعاً زیاد است و پس از انجام چندین مسابقه رقابتی با بازیکنان واقعی، متوجه خواهید شد که افراد مختلف حملات و استراتژی‌های گلزنی خود را متفاوت برنامه‌ریزی می‌کنند. این جنبه باعث می شود قیمت FIFA 24 بیش از هر زمان دیگری شبیه فوتبال واقعی شود و به هر بازیکنی اجازه می دهد تا بر اساس سبک بازی، انتخاب بازیکنان و تیم های مناسب از بازی لذت ببرد.یکی دیگر از جنبه های مهم FIFA 24 حالت های بازی آن است. بدون شک محبوب ترین حالت آنلاین در سری FIFA در طول این سال ها Ultimate Team بوده است و امسال EA در درجه اول بر روی ایجاد تغییرات در آن تمرکز کرده است. اولین تغییر قابل توجه در این حالت، بازسازی کامل سیستم شیمی است. امسال دیگر یک سیستم پیوند خطی بر اساس موقعیت بازیکن وجود ندارد و در عوض بازیکنان بر اساس ملیت، لیگ و باشگاه مشابه به یکدیگر متصل می شوند. این تغییر منجر به این پیش‌بینی شد که در خرید FC 24، می‌توان تیم‌هایی با تنوع بازیکنان بیشتری ساخت و دیگر نیازی به قرار گرفتن بازیکنان در کنار یکدیگر برای رسیدن به شیمی وجود نخواهد داشت و آزادی بیشتری در ترکیب تیم‌ها فراهم می‌کند. با این حال، در عمل مشاهده خواهد شد که ایجاد یک تیم خوب هنوز به همین سادگی نیست و باید با دقت چند بازیکن کلیدی را انتخاب کرد و در عین حال بقیه تیم را برای همسویی با تکمیل ستاره مورد نیاز خود ترتیب داد. علاوه بر این، امسال، موقعیت های بازیکن نسبت به نسخه های قبلی محدودتر شده است. به عنوان مثال، در حالی که در گذشته امکان شروع یک بازیکن در موقعیت مهاجم (ST) و تعویض آنها به موقعیت هایی مانند CAM، CM، و CDM در ترکیب اولیه برای برآوردن الزامات شیمی وجود داشت، این انعطاف پذیری دیگر در دسترس نیست.  در عوض، بازیکنان به گزینه های موقعیت از پیش تعیین شده محدود می شوند و آزادی انتخاب را محدود می کنند.نکته مهم دیگر تأثیر نمادها در شیمی کلی تیم است. در سال‌های گذشته، نمادها از نظر شیمی مهم بودند، زیرا با همه بازیکنان ارتباط برقرار می‌کردند و با بازیکنانی که ملیت مشابهی داشتند پیوندهای سبز ایجاد می‌کردند. با این حال، امسال نمادها فقط بر اساس ملیت پیوند می زنند و تأثیر مثبتی بر سایر بازیکنان ندارند و اثربخشی آنها را در افزایش شیمی کلی تیم کاهش می دهند. از طرف دیگر، کارت های Hero از این نظر بهتر هستند، زیرا علاوه بر پیوندهای ملیت بالقوه، یک لیگ خاص نیز دارند که به شیمی سایر بازیکنان آن لیگ کمک می کند.خریدهدف از توضیح این جزئیات این است که تأکید کنیم سیستم شیمی جدید، برخلاف ظاهر اولیه، لزوماً ساختن تیم مورد نظر خود را برای بازیکنان آسان نمی کند، به خصوص برای کسانی که سال ها به سیستم قبلی عادت داشتند. یکی دیگر از تغییرات قابل توجه در حالت Ultimate Team اضافه شدن بخشی به نام &quot;لحظه ها&quot; است که در آن بازیکنان می توانند با انجام چالش ها امتیاز کسب کنند و سپس این امتیازها را روی بسته ها یا پاداش های دیگر خرج کنند. چالش‌های این بخش به گونه‌ای طراحی شده‌اند که جالب باشند، مانند انجام اقدامات خاص در یک بازه زمانی محدود در طول یک مسابقه فوتبال یا به ثمر رساندن گل از ضربات آزاد و موارد دیگر. در حال حاضر، در فصل اول بازی، جوایز این بخش ممکن است ارزش خاصی نداشته باشند، اما از آنجایی که امتیازهای کسب شده را می توان به فصل های آینده منتقل کرد، بازیکنان می توانند به امید پاداش های بهتر در آینده، آنها را حفظ کنند.قیمت بازیحالت های دیگر در قسمت Ultimate Team مانند Division Rivals، Champions و Squad Battles از فرمت قبلی پیروی می کنند و تغییرات قابل توجهی نداشته اند. تأثیر پول واقعی در این حالت هنوز قابل توجه است، و اگرچه گیم پلی بازی مبتنی بر مهارت است، داشتن یک تیم قدرتمند هنوز هم به بازیکنان در دستیابی به موفقیت کمک زیادی می کند. به غیر از Ultimate Team، بخش‌های دیگری مانند Volta یا Pro Clubs تغییرات عمده‌ای را ندیده‌اند و کسانی که در نسخه‌های قبلی طرفدار این حالت‌ها بودند همچنان می‌توانند از آن لذت ببرند. حالت Career تفاوت هایی داشته است که به بازیکنان اجازه می دهد با مربیان واقعی در این بخش بازی کنند. منوها در این حالت تغییر کرده اند و به بازیکنان آزادی بیشتری برای کنترل باشگاه یا بازیکن خود می دهند. علاوه بر این، در حالت Career، ویژگی جدیدی به نام «برجسته‌ها» وجود دارد که راه جدیدی برای تجربه مسابقات ارائه می‌کند و به بازیکنان این امکان را می‌دهد تا بدون نیاز به بازی کردن یا شبیه‌سازی کل مسابقه، کنترل لحظات مهم خود را در دست بگیرند و شانس بازی را افزایش دهند. گلزنی یا دفاع کردن این ویژگی ایده خوبی است که بازیکنان را قادر می سازد بدون نیاز به سرمایه گذاری زیاد در زمان از حالت Career لذت ببرند.نسخه Ultimate (التیمیت ادیشن )ممکن است تغییرات صوتی و تصویری FC 24 نسبت به نسخه قبلی به شدت محسوس یا استثنایی نباشد، اما پیشرفت‌های تدریجی صورت گرفته است که باعث می‌شود تا طبق سنت سال‌های گذشته، فیفا به عنوان یک بازی جذاب از نظر تصویری و صوتی معرفی شود. کیفیت زمین های استادیوم افزایش یافته و جزییات کمی بیشتر در میان جمعیت دیده می شود و چهره های تکراری کمتری در میان آنها دیده می شود. تنوع انیمیشن های مربوط به شروع مسابقات با توجه به لیگ ها و مسابقات و بهبود جزئیات صورت مخصوصا برای بازیکنان مشهور نیز از جنبه های گرافیکی مهم بازی است. خرید و قیمت FIFA 24 مجوز لیگ هایی مانند ژاپن را از دست داده است و برخی از تیم ها مانند سری A بدون نام رسمی خود نمایندگی می کنند. با این حال، در مجموع، تنوع تیم‌ها و لیگ‌ها همچنان به اندازه‌ای است که کمبودهایی در این زمینه به شدت احساس نمی‌شود. FIFA 24 از cross-play نیز پشتیبانی می کند، البته محدودیت هایی دارد و مثلا حالت Pro Clubs از این قابلیت پشتیبانی نمی کند. بازی FC 24 ریجن (Region) All (1) و 2بازی FC 24 به عنوان آخرین نسخه از سری قدیمی FIFA توسط EA، تغییرات گسترده ای را به همراه ندارد، بلکه بر اصلاح نقاط قوت نسخه قبلی تمرکز دارد. هدف توسعه‌دهندگان این است که از طریق تغییرات جزئی، یک تجربه رضایت‌بخش از بازی فوتبال را ارائه دهند. آنها تا حد معقولی به این هدف دست یافته‌اند، هرچند همچنان ضعف‌هایی وجود دارد که می‌توان آن‌ها را در بازی مشاهده کرد، همانطور که در متن به آن اشاره شد. با این حال، تجربه واقعی فوتبالی که بازی ارائه می‌کند به طور کلی در وضعیت خوبی است و به بازیکنان اجازه می‌دهد لحظات لذت‌بخشی را به دست آورند. علاوه بر این، قرار است به زودی یک آپدیت رایگان برای جام جهانی 2022 منتشر شود و باید دید خرید فیفا 24 از نظر محتوایی در آینده چگونه خواهد بود. اگر از طرفداران فوتبال به خصوص سری FIFA هستید، FIFA 24 کارکرده و دست دوم تجربه مناسبی را ارائه می دهد و جالب است که ببینید بازی های فوتبال در سال های آینده چگونه تکامل خواهند یافت. https://gameplayshop.ir/product/fc-24-ps5/ مطمئنا EA Sports قرار است یک بازی شبیه سازی فوتبال دیگر را منتشر کند اما این بار با رنگ و بویی جدید. شاید قبلاً بدانید که سری فیفا به پایان رسیده است و فیفا 24 وجود نخواهد داشت. بله، درست است که عنوان FIFA 24 در افق نیست، اما جای نگرانی نیست. EA از ساخت بازی های فوتبال کنار نمی رود. این استودیو در حال آماده شدن برای عرضه بازی جدید خود با نام EA Sports FC 24 است.به تازگی اطلاعات زیادی در مورد FC 24 منتشر شده است و وقت آن رسیده که با آن آشنا شوید. EA اعلام کرده است که برای این بازی، آنها با بیش از 19000 بازیکن، 700 تیم مختلف و بیش از 30 لیگ فوتبال قرارداد بسته اند تا آنها را در خانواده FC 2024 قرار دهند. هیچ کس به طور قطع نمی داند که آیا خروج از سری FIFA ایده خوبی بود یا EA به سادگی مجبور به این انتخاب شد. شاید سرنوشت این بازی شبیه eFootball باشد و یا ممکن است EA مانند گذشته با چیز جدیدی بر دنیای بازی های فوتبال مسلط شود.تاریخ انتشار بازی FC 24بازی FC 24 به طور رسمی در تاریخ 29 سپتامبر 2023 منتشر خواهد شد. خوشبختانه در پخش زنده و تریلر بازی مشخص شد که اگرچه ممکن است نام فیفا را در عنوان نبینیم، اما کمبود ستاره و تیم وجود ندارد. در بازی.پلتفرم‌های اف سی ۲۴EA Sports FC 24 بر روی پلتفرم های مختلفی از جمله PS5، PS4، Xbox Series X، Xbox One و PC منتشر خواهد شد. علاوه بر این، یک سورپرایز خوشایند وجود دارد زیرا بالاخره به نینتندو سوییچ نیز می‌آید و به طرفداران نینتندو این فرصت را می‌دهد تا از بازی با تمام پیشرفت‌های دقیق آن و حتی حالت محبوب Ultimate Team لذت ببرند.ستاره‌ای که بر روی کاور بازی فیفا 24 خواهد بودهر سال، قبل از انتشار یک عنوان فیفا، همیشه گمانه زنی هایی در مورد اینکه چه کسی روی جلد بازی قرار می گیرد، وجود دارد. در حالی که در حال حاضر فیفا 24 وجود ندارد، بحث به FC 24 منتقل شده است. برای چندین سال، این افتخار اغلب نصیب ستاره جوان فرانسوی، کیلیان امباپه شده است. با این حال، اکنون نوبت منچسترسیتی است که استعداد طلایی خود، ارلینگ هالند، روی جلد بازی FC 24 قرار گیرد.تیم‌ها و لیگ‌های خرید اف سی ۲۴با تغییر نام بازی از FIFA 24 به FC 24، ممکن است تعجب کنید که آیا تغییراتی در تیم ها و لیگ های موجود در بازی ایجاد می شود یا خیر. پاسخ منفی است؛ هیچ برنامه ای برای تغییرات قابل توجه در تیم ها و لیگ ها وجود ندارد. با این حال، یکی از موارد قابل توجه گنجاندن لیگ های فوتبال زنان است. دلیل عدم حضور فوتبال زنان در بازی های قبلی فیفا به دلیل توافقات فیفا و EA بود که شامل محدود شدن همه لیگ ها و بازیکنان بود.بنابراین، نگران نباشید، قراردادهای EA برای استفاده از نام تیم ها و بازیکنان در درجه اول با خود لیگ ها و تیم ها است و ارتباط مستقیمی با خود فیفا وجود ندارد. در حال حاضر، همکاری EA با لیگ هایی مانند لیگ برتر انگلیس، لالیگا، لیگ قهرمانان اروپا و صدها لیگ دیگر دست نخورده باقی مانده است و هیچ تغییر عمده ای در این زمینه برنامه ریزی نشده است.قیمت بازی ea fc 24 در زمان انتشارقیمت رسمی بازی EA Sports FC 24 هنوز اعلام نشده است. برخی گمانه زنی ها و نظرات حاکی از آن است که این بازی ممکن است به صورت رایگان منتشر شود. بسیاری از افراد حدس می زنند که اگر بازی پولی باقی می ماند، با نام FIFA 24 منتشر می شد. با توجه به اینکه می دانیم تغییر نام به دلیل اختلافات EA با FIFA بوده است، بعید است که بازی کاملا رایگان باشد.زمانی که FC 24 منتشر شود، احتمالاً قیمتی مشابه بازی‌های قبلی فیفا خواهد داشت که معمولاً بسته به نسخه و پلتفرم آن از 60 تا 100 دلار متغیر است. این استراتژی قیمت گذاری مطابق با چیزی است که در نسخه های قبلی زمانی که بازی هنوز FIFA نام داشت دیده بودیم.قسمت Career Mode ولی آنلاینمطمئناً Ultimate Team یک محرک اصلی درآمد برای EA است و به احتمال زیاد مانند عناوین قبلی فیفا در FC 24 قرار خواهد گرفت. در مورد Career Mode، در حالی که هنوز به طور رسمی تایید نشده است، درز و حدس و گمان هایی وجود دارد که نشان می دهد EA بالاخره ویژگی های آنلاین را به این حالت اضافه می کند. جزئیات دقیقی از نحوه بازی با دوستان و محدودیت ها و ویژگی های موجود هنوز مشخص نیست، اما انتظار می رود با نزدیک شدن به تاریخ انتشار بازی، اطلاعات بیشتری فاش شود.تغییرات گیم‌پلی بازی نسبت به مجموعه FC 24HyperMotionV Animation System : این سیستم انیمیشن جدید برای ایجاد انقلابی در انیمیشن های بازیکنان، از جمله دویدن و سایر حرکات، طراحی شده است تا حس واقعی تری را به بازیکنان در بازی ارائه دهد. هدف آن رساندن سطح بالاتری از واقع گرایی به گیم پلی است.سبک های بازیکن : FC 24 بیش از 34 سبک مختلف بازی را برای بازیکنان معرفی می کند. این سبک ها برای خود بازی نیست بلکه برای بازیکنان است. هر بازیکن می تواند یکی از این سبک ها را دنبال کند و ترکیب این سبک ها می تواند پتانسیل های مختلفی را در طول بازی ایجاد کند. لایه جدیدی از استراتژی و تنوع را به گیم پلی اضافه می کند، زیرا انتخاب شما از بازیکنان و سبک آنها اهمیت دارد.موتور گرافیکی Frostbite : موتور گرافیکی Frostbite که در طول سال ها به طور مداوم بهبود یافته است، قرار است وزن FC 24 را تحمل کند و جلوه های بصری بازی را به بهترین شکل ممکن به نمایش بگذارد. Frostbite برای ارائه تصاویری خیره کننده و محیط های غوطه ور شناخته شده است.لیگ‌های زنان در تیم نهایی : FC 24 لیگ‌های زنان را در حالت تیم نهایی شامل می‌شود و به بازیکنان این امکان را می‌دهد تا تیم‌های رویایی با ستاره‌های زن برتر فوتبال جهان بسازند. این افزودنی با هدف ارائه تنوع و فراگیری بیشتر در بازی است.این ویژگی‌ها در مجموع به چیزی کمک می‌کنند که EA Sports امیدوار است یک تجربه بازی جدید و هیجان‌انگیز برای طرفداران این سری باشد.کلام اخر درمورد خرید فیفا 24 برای PS5در واقع، برخی از طرفداران قدیمی بازی های فیفا ممکن است نگرانی هایی در مورد تغییرات این سری داشته باشند، به خصوص پس از تغییر نام سری رقیب قدیمی به عنوان eFootball. خبر خوب این است که انتظار نمی رود FC 24 (فیفا 24 سابق) نسبت به عناوین قبلی فیفا دستخوش تغییرات اساسی شود. با توجه به اطلاعاتی که فاش شده است، به نظر می رسد که هسته گیم پلی و تجربه تا حد زیادی مشابه عناوین قبلی فیفا باقی خواهد ماند. در حالی که انیمیشن های جدید و برخی تغییرات در گیم پلی وجود خواهد داشت، ماهیت بازی به ریشه های خود وفادار است و تغییر به FC 24 در درجه اول یک به روز رسانی برند و بصری است.اگر نظر یا نظری در مورد EA Sports FC 24 دارید، در قسمت نظرات به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>بازیتو</category>
                <author>بازیتو</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jul 2023 13:16:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی بازی The Last Of Us Part 2</title>
                <link>https://virgool.io/GamePlay/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-the-last-of-us-part-2-ejdv705zdhbi</link>
                <description>معرفی بازی بازی لست اف اس 2 برای پلی استیشن 5در اوج بازی The Last of Us، یک بازی ویدئویی پرفروش 2013 که به طور سطحی در مورد آخرالزمان زامبی-قارچ است، اما در واقع در مورد طول هایی است که یک والدین برای محافظت از یک کودک انجام می دهند، شما مجبور می شوید یک پزشک را بکشید. این دکتر تهدید نیست. او لنگان در آنجا می ایستد و یک چاقوی جراحی در دست دارد، بنابراین از نظر فنی او غیرمسلح نیست - اما شما یک تفنگ دارید و گیم پلی پس از ساعت ها درگیری نزدیک نشان داده است که شخصیت شما می تواند در صورت تمایل مرد را به طور مسالمت آمیز تحت سلطه خود درآورد.بازی‌های ویدیویی بر اساس انتخاب ساخته می‌شوند، و وقتی برای اولین بار بازی را انجام دادم ، انتظار داشتم اینجا یکی باشد. بسیاری از بازی‌ها، از جمله بازی‌های بسیار جاه‌طلبانه، در نقاط مختلف یک باینری kill-the-guy/don&#x27;t-kill-the-guy را به شما ارائه می‌دهند که به شما امکان می‌دهد حداقل بخشی از اخلاق شخصیت خود را شکل دهید. با این حال، در این مقطع از The Last of Us، چیزی جز کمبود آشکار جایگزین وجود نداشت. تنها راه برای پیشبرد داستان - و رسیدن به پایانی که من قبلاً 14 ساعت از نظر عاطفی ناتوان کننده را در آن صرف کرده بودم - این بود که پزشک متقاعد کننده را به قتل رساند در حالی که همکارانش فریاد می زدند &quot;نه!&quot; و مرا حیوان خطاب کرد.این سکانس کمک کرد The Last of Us به عنوان یکی از موفق‌ترین بازی‌ها در تاریخ این رسانه شناخته شود، که نشانه‌ای از دستاوردهای هنری و تجاری است. این عنوان بیش از 17 میلیون نسخه فروخت ، جوایز متعددی از بهترین بازی سال را از آن خود کرد و در حال توسعه به عنوان یک سریال HBO است .اکنون، هفت سال بعد، دنباله‌ای در زیر بار سرسام‌آوری از انتظارات در حال نمایش است. The Last of Us Part II از جمعه به فروش می رسد و باید استانداردهای بالای منتقدان را برآورده کند و مخاطبان را به اندازه کافی جذب کند تا صدها میلیون دلار هزینه تولید را جبران کند. اگر بازی موفق شود، به تثبیت The Last of Us به عنوان یک فرنچایز ماندگار و پرسود فرهنگ پاپ کمک می کند.برای Naughty Dog، استودیوی تحت مالکیت سونی که پشت این سری قرار دارد، کار مطمئن از نقطه نظر مالی ادامه داستان بازی اول به شیوه ای قابل پیش بینی بود که طرفداران را راضی نگه می داشت، همانطور که سازندگان فیلم های Marvel و Star Wars انجام داده اند. سودآور انجام داد اما The Last of Us Part II هیچ کاری از این دست انجام نمی دهد. (هشدار: اگر می‌خواهید چیزی در مورد داستان آن بدانید، اینجا را متوقف کنید.) در عوض، دنباله‌ای که به طرز تلخی تنبیه‌کننده است، شخصیت اصلی فیلم را می‌کشد و قهرمان ثانویه را به یک شرور تبدیل می‌کند. خشونت را به سطحی می رساند که حتی با استانداردهای بازی های ویدیویی ناراحت کننده است و ظاهراً هر کاری که در توان دارد انجام می دهد تا گیمرها نسبت به بازی آن احساس بدی داشته باشند.تصمیمات مخاطره آمیز خلاقانه مانند این بخشی از این است که چگونه Naughty Dog - که در سانتا مونیکا، کالیفرنیا مستقر است و همچنین مجموعه گنج یابی Uncharted را توسعه می دهد - خود را به عنوان تولید کننده برجسته عناوین سینمایی و داستانی بازی تثبیت کرده است. این تعهد به روایت خطی و درجه یک هالیوود، شرکت را در صنعتی متمایز می کند که در غیر این صورت به سمت بازی های مبتنی بر رقابت آنلاین تکراری (مانند Fortnite) یا جعبه های سندباکس جهان باز بی پایان قابل کاوش است.” (مانند فرنچایز Grand Theft Auto). این رویکرد مستلزم فشارها و خطرات خاصی است. در حالی که بازی‌هایش در حال توسعه هستند، Naughty Dog تلاش می‌کند تا دیواری از رازداری را در اطراف طرح‌ها ایجاد کند - بازبین‌ها را به توافق‌های غیرقابل افشای محکم نگاه دارد و حتی طرفداران را با جهت‌گیری نادرست فریب دهد - تا زمانی که همه چیز از طریق یک انتشار تمیز و طراحی‌شده فاش شود.با این حال، مسیر رونمایی امروز چیزی جز کنترل شده بوده است. اول، The Last of Us Part II تاریخ هدف فوریه خود را به دلیل آماده نبودن از دست داد . سپس، ویروس کرونا باعث تاخیر دوم شد . برای استودیو، همه گیری جهانی در مقایسه با آنچه بعد اتفاق افتاد، در واقع یک مشکل جزئی بود. در اواخر آوریل، شخصی ویدیویی را فاش کرد که در آن نکات اصلی داستان، از جمله قتل شخصیت اصلی عنوان اصلی که توسط یک زن عضلانی تا حد مرگ مورد ضرب و شتم قرار گرفت، خراب شد. برخی از طرفداران، که به اشتباه قاتل را تراجنسیتی فرض می‌کردند، سازندگان بازی را با توییت‌های فاسد و تهدید به مرگ مورد حمله قرار دادند.اگرچه روند هرج و مرج بوده است، اما وجود سیاست زن ستیزانه Gamergate در ترکیب، تنها به این احساس کمک کرده است که The Last of Us Part II با زمان بندی فوق العاده عالی اکران می شود. داستان بازی درباره قبیله‌گرایی ریشه‌دار در دنیایی است که توسط یک بیماری همه‌گیر جهانی از بین رفته است. همانطور که بازی را انجام می دهید، قدم زدن در فضاهای خالی، جست و جوی اقلامی که قبلاً عادی بودند، گوش دادن به شخصیت هایی که سقوط جامعه را با احساس از دست دادن توصیف می کنند، احساس می کنید که از نظر عاطفی هماهنگ هستید.حتی اگر عنوان را بازی نکنید، احتمالاً شروع به شنیدن در مورد آن خواهید کرد. کریگ مازین، خالق مینی سریال «چرنوبیل» در سال 2019، پس از برنده شدن 10 جایزه امی، پروژه های خود را برای دنبال کردن داشت . او تصمیم گرفت The Last of Us را برای HBO بر اساس وحشیگری تلخ پایان آن توسعه دهد. او گفت: «من هرگز چیزی را تجربه نکرده‌ام که ارزش عشق را زیر سوال ببرم.آقای مزین اخیراً نسخه‌ای از The Last of Us Part II را پخش کرده است و اکنون برای بار دوم روی آن کار می‌کند. البته او مغرضانه است، اما از نظر او پایانی دنباله با نسخه اصلی برابری می کند. او گفت: &quot;هنوز به این پایان فکر می کنم.&quot; پایان‌هایی وجود دارد که در آن فکر می‌کنید «خب، عالی است»، و همین است. و سپس پایان‌هایی وجود دارد که شما را وادار می‌کند به رابطه‌تان با شخصیت و – در واقع – رابطه‌تان با خود روایت فکر کنید.»بررسی بازی Last Of Us 3 برای PS5اکثر نقدهای اولیه از سوی منتقدان به همین ترتیب شگفت‌انگیز هستند. The Last of Us Part II دارای امتیاز 95 در متاکریتیک است، با احتیاط هایی مانند &quot; ناراحتی &quot; و &quot; شبیه ساز بدبختی &quot; جای خود را به جملاتی مانند &quot; یکی از بهترین بازی های ویدئویی ساخته شده تا کنون &quot; داده است.بازیThe Last of Us و دنباله آن متعلق به یک ژانر بازی است که به عنوان &quot;بقا/ترسناک&quot; شناخته می شود. شما زمان زیادی را صرف گذر از اتاق‌های تاریک می‌کنید در حالی که دشمنان در سایه‌ها کمین کرده‌اند و موسیقی هیجان‌انگیزی در گوش‌هایتان می‌پیچد. مهاجمان از گوشه و کنار بیرون می آیند. زامبی ها صورت ها را پاره می کنند و گردن ها را می شکافند. این اکشن شگفت‌انگیز و استرس‌زا است، بدن را با آدرنالین پر می‌کند تا جایی که احساس می‌کنید در یک فیلم «بیگانه» زندگی می‌کنید.فرض بازی اول این است که در سپتامبر 2013 ، سویه‌ای از قارچ Cordyceps، موجودی واقعی که می‌تواند بر بدن و ذهن مورچه‌ها تسخیر شود ، به سمت انسان می‌پرد . افرادی که مبتلا می شوند، بد شکل و تشنه گوشت هستند. میلیاردها نفر می میرند و جامعه از هم می پاشد. بسیاری از ماموریت های بازی حول جست و جوی یک آیتم گرانبها - یک گالن گاز، یک کیت پزشکی - ساخته شده اند. گلوله ها کم هستند و شخصیت شما معمولاً در جنگ از تعداد آنها بیشتر است، بنابراین شما تلاش زیادی را صرف حمله مخفیانه به دشمنان و حفظ منابع با چاقوهای مخفیانه می کنید.بازی‌های ویدیویی از طریق چیزی عمل می‌کنند که افراد در صنعت آن را مکانیک می‌نامند – اقداماتی که به بازیکن اجازه می‌دهد در جهان حرکت کند و به یک بازی منطق و ساختار آن را بدهد. تیراندازی به دشمنان، پنهان کردن نگهبانان، ساختن کوکتل مولوتف، جستجوی اقلامی که با آن‌ها می‌توانید به سطح بالا بروید: اینها همه مکانیزم‌ها هستند و با ایجاد یک واکنش احساسی، شبیه به هجوم دوپامین رسانه‌های اجتماعی، کار می‌کنند که افراد را مجبور می‌کند ساعت‌ها غوطه‌ور شوند. در حوزه دیجیتالهر کسی که در Pac-Man گلوله‌ها را بلعیده باشد، با این هیجان آشناست. در بیشتر موارد، این یک احساس ارزان است که توسط استرس و انباشت بی معنی امتیاز هدایت می شود. با این حال، در بهترین بازی‌ها، بازی‌هایی که از آنها به عنوان هنر صحبت می‌شود، مکانیک داستان را تقویت می‌کند و کشش احساسی را عمیق‌تر می‌کند.خرید بازی لست اف اس 2این نباید پیچیده باشد. Braid، یک بازی دو بعدی اساسی توسط طراح Jonathan Blow، از مکانیک دستکاری زمان استفاده می کند که در آن بازیکنان با برگرداندن بازی و خنثی کردن مرگ خود، معماها را حل می کنند تا داستانی در مورد پشیمانی و بخشش بیان کنند. با پخش آن، احساس می‌کنید، هر چند به‌طور انتزاعی، به میل جهانی برای بازپخش زندگی با بهره‌مندی از آینده نگری مرتبط هستید.همانطور که بازی‌ها پیچیده‌تر شده‌اند، طرفداران تمایل دارند بپذیرند که خشونت بخشی از رسانه است - اما آنها همچنین شروع به انتظار گزینه‌هایی برای جلوگیری از خونریزی کرده‌اند ، یا حداقل آن را هنری کنند. سریال Naughty Dog&#x27;s Uncharted درباره شخصیتی شبیه به ایندیانا جونز که تاریخ زیادی می‌داند و به جستجوی گنج می‌پردازد، به‌خاطر « ناهماهنگی لودوناراتیو » مورد انتقاد قرار گرفته است - یعنی داستان و شخصیت‌ها با اکشن مطابقت ندارند. بازیکنان استدلال کرده‌اند که این معنا ندارد که یک قهرمان داستان به‌عنوان یک Everyman جذاب در کات‌سین‌ها (کلیپ‌های ویدیویی از قبل ضبط‌شده و غیرقابل پخش) معرفی شود و سپس از او بخواهیم که هزاران نفر را با خیال راحت بکشد وقتی که کنترلر را در دست دارید.با بازی‌های The Last of Us، استودیو با منطقی جلوه دادن خشونت، این انتقاد را پشت سر می‌گذارد . با بازی آنها، شما نمی‌پرسید که چرا شخصیت‌ها اغلب می‌کشند، زیرا محیط پسا آخرالزمانی جایی است که مردم به معنای واقعی کلمه یکدیگر را می‌خورند تا زنده بمانند.این یک تمرین صرفا زیبایی شناختی نیست. بر اساس گزارش NPD، محتوای بازی های ویدیویی، به معنای بازی های فیزیکی و دانلود شده، در سال گذشته 35.4 میلیارد دلار درآمد در ایالات متحده ایجاد کرد . این بدان معناست که جهان سازی همان ساختن فرانچایز است. و از آنجایی که بسیاری از این فرنچایزها شامل کشتن چیزها می‌شوند، چیزی که Naughty Dog را متمایز می‌کند – دلیلی که می‌تواند سال‌ها برای خلق روایت‌های محصورکننده‌ای صرف کند که به خوبی با تلویزیون پرستیژ تطبیق پیدا می‌کند – این است که داستان‌های آن به‌عنوان غم افراد متفکر در نظر گرفته می‌شوند.در قسمت اول، شما در نقش جوئل میلر، یک قاچاقچی سرسخت بازی می کنید که دخترش در شیوع قارچ درگذشت. وظیفه او این است که دختر 14 ساله ای به نام الی را به سراسر کشور منتقل کند که در برابر عامل بیماری زا مصون است و کلید واکسن را در دست دارد. جوئل زامبی‌ها را می‌کشد و آدم‌خوارها را شکنجه می‌دهد، و در ابتدا به نظر می‌رسد یک قصاب بی‌نظیر از آن دسته از بازی‌هایی که می‌توانید در بازی‌های دیگر پیدا کنید.چیزی که جوئل را متفاوت می کند و The Last of Us را محبوب می کند، رابطه ای است که او با الی ایجاد می کند. در بین این اسپلتر، داستانی واقعاً تأثیرگذار از مردی است که اجازه می‌دهد خلأ مرگ دخترش پر شود، به طوری که وقتی مردم را به عنوان جوئل می‌کشید، احساس یک روان‌پریختگی نمی‌کنید. شما مثل یک پدر محافظ هستید .هر کدام با پشتکار برای کشتن دیگری تلاش می کنندبازی The Last of Us Part II درباره نفرت است و از داستان های انتقام به عنوان استعاره ای گسترده درباره چرخه های خشونت استفاده می کند. بازی این کار را از طریق دستگاهی جدید انجام می‌دهد که Naughty Dog برای ساکت ماندن آن زحمت‌های زیادی کشید و خبرنگاران را از ذکر آن در بررسی‌های قبلی حتی پس از افشای آن هکرهای آوریل منع می‌کند: شما بازی را به عنوان یک جفت دشمن فانی بازی می‌کنید، طرف‌ها و دیدگاه‌ها را تغییر می‌دهند.نیل دراکمن، کارگردان The Last of Us II و نیروی خلاق اصلی Naughty Dog، در سال 1978 در اسرائیل به دنیا آمد و قبل از مهاجرت به میامی در دوران کودکی در کرانه باختری رود اردن زندگی می کرد. تاثیرش مشخص است. عاقبت با یک شبه نظامی به نام ابی شروع می شود که جوئل را با چوب گلف به دلایلی که مشخص نیست می کشد. این باعث می شود الی ابی را پیدا کند و انتقام مرگ جوئل را بگیرد. پس زمینه درگیری طولانی مدت بین دو قبیله است که بر سر زمین جنگ می کنند و اخیرا شاهد شکسته شدن توافق آتش بس بوده اند. هر یک از طرفین طرف مقابل را برای شلیک اولین گلوله مقصر می داند.آقای دراکمن این بازی را با هالی گراس، فیلمنامه نویسی که در سریال «Westworld» شبکه HBO کار کرده است، نوشته است. او گفت که این داستان از ویدئویی الهام گرفته شده است که او در حوالی سال 2000 دید که در آن دو سرباز ذخیره اسرائیلی در رام الله در حالی که جمعیتی تشویق می کردند کشته شدند. او در مصاحبه‌ای گفت: «من شیفته-معموم-وحشت شدم که چگونه ذهنم به راحتی می‌تواند به این افکار تاریک و خشونت‌آمیز منحرف شود، و متوجه شدم که این فقط من نیستم - این یک امر جهانی است.قیمت بازی Last Of US 2 برای PS5در مقطعی، آقای دراکمن شیفته این شد که بازیکنان در دو دشمن زندگی کنند و داستان مشابهی را از دیدگاه های مخالف تجربه کنند. در نیمه راه The Last of Us Part II، بازیکنان از Ellie به Abby می روند و متوجه می شوند که دومی دلایل محکمی برای انتقام دارد. با پیشرفت بازی، جذابیت های همدلی به طور پیوسته افزایش می یابد و شما را با دوستان و خانواده ابی آشنا می کند، از مکالمات و فلاش بک های طولانی برای غوطه ور شدن شما در داستان های آنها استفاده می کند. یکی از بی‌رحمانه‌ترین پیچش‌های دیدگاه، سکانسی است که در آن سگی شرور را در نقش الی چاقو می‌زنید و به زودی متوجه می‌شوید که در نقش ابی با حیوان بازی می‌کنید.در حالی که بازی اول از قتل عام برای تقویت رابطه شخصیت شما با یک نوجوان دیجیتالی استفاده می کند، The Last of Us Part II شما را غرق در درد و گناه می کند و باعث می شود که به عنوان یک شخص مرتکب اعمال شنیع شوید و سپس عواقب آن را به عنوان دیگری تجربه کنید. این کار با یک باتری از ترفندهای دیجیتالی که به شما احساس وحشتناکی نسبت به کاری که انجام می‌دهید، خسته‌کننده‌تر می‌کند. از صدای خروج خون از بدن گرفته تا شخصیت‌هایی که درست قبل از انجام کاری که از شما می‌خواهند انجام ندهید، &quot;نه&quot; غرغر می‌کنند، خشونت جزئی و گرافیکی است. حتی انبوهی‌های معمولاً ناشناس که بین نقاط طرح نابود می‌کنید، با اصرار Naughty Dog برای دادن یک نام به هر یک از آنها، نیمه انسانی می‌شوند، به طوری که هر زمان که دشمنی را سرنگون می‌کنید، دیگران به‌طور جداگانه به آنها فریاد می‌زنند: &quot;جک!&quot; &quot;ایوی!&quot; - وقتی متوجه می شوند که یکی از دوستانشان رفته است.در بهترین لحظاتش، The Last of Us Part II شاهکاری از داستان سرایی همدلانه است. در طول روایت، من واقعاً از متنفر بودن از شخصیت ابی به درک انگیزه‌های او و در نهایت ریشه‌یابی مستقیم برای او رفتم. اما با وادار کردن شما به انجام ظلم های هر دو شخصیت و آشتی با تمام مرگ هایی که انجام داده اید، بازی به سرزمینی می رسد که نسبتاً بدبینانه است.لی الکساندر، روزنامه نگار سابق بازی که یکی از بنیانگذاران استودیو مستقل Red Queens مستقر در بریتانیا است، استدلال می کند که این سطح از تاریکی نتیجه طبیعی محدودیت های دوگانه استودیوهای بازی سازی با بودجه کلان است: آنها آرزو دارند داستان های عمیق تری را بیان کنند. اما این داستان ها هنوز به مکانیک یک سلاح وابسته هستند. بنابراین، این تبدیل به یک مسابقه به تاریک ترین نقطه می شود که در آن هر نسخه جدید دارای دنیایی شیطانی تر از گذشته و هر ضدقهرمان جدید پوچ تر از نسخه قبلی است.خانم الکساندر گفت: «تنها راه برای واقعی‌تر کردن داستان‌های خشونت، طاقت‌فرسا کردن آن‌ها است. &quot;و من نمی توانم روح بازی را در آنجا ببینم.&quot;در بین نبردها، The Last of Us Part II بازیکنان را وادار می کند تا تنظیمات پسا آخرالزمانی را بررسی کنند، سلاح ها و تدارکات را جمع آوری کنند. در طول این وقفه‌های عملی - که بسته به میزان کاوش‌های شما می‌تواند یک ساعت یا بیشتر طول بکشد - زمانی است که The Last of Us Part II بیشتر شبیه پسرعموی پیچیده دوران کرونا است. در حالی که موسیقی آرام می‌شد و سر و صدای جنگ آرام می‌شد، متوجه شدم که در خیابان‌های متروک پرسه می‌زنم و صحنه‌های واقعی از طبیعت را تحسین می‌کنم که سیاتل را پس گرفته است.رستوران‌های تخته‌شده و اتاق‌های کنفرانس خالی وجود دارد و شخصیت‌ها به طور معمول درباره‌ی دنیا مثل گذشته صحبت می‌کنند. در یک صحنه، شخصیتی از دیگری می پرسد که سالن های وسیع یک آکواریوم مملو از بچه ها باید چه حسی داشته باشد. در دیگری، الی و یک دوست از میان بقایای یک کنوانسیون کتاب های مصور قدم می زنند. همه اینها غم انگیز نیست: یکی از صحنه های شیرین بازی لحظه ای است که الی با گیتاری که در یک فروشگاه موسیقی متروکه پیدا می کند، آهنگی را برای دوست دخترش دینا می نوازد.بازی Naughty Dog تمایلات جنسی الی را در سال 2014 در یک بازی کوتاه میانی به نام The Last of Us: Left Behind فاش کرد . ساکنان پایین رسانه های اجتماعی به شیوه معمولی که حساب توییتر آقای دراکمن را با تعصب بمباران کردند و ویدیوهای یوتیوب تهیه کردند و او را متهم به برنامه «جنگجوی عدالت اجتماعی» کردند، اعتراض کردند. وقتی یکی از طرفداران از آقای دراکمن خواست که سیاست شخصی خود را از بازی‌هایش کنار بگذارد، او پاسخ داد: « نمی‌توان کرد .»هر تصوری که او در بازی دوم از این موضوع کناره‌گیری می‌کند، توسط یک تریلر بازی 2018 که بوسه پرشور بین الی و دینا را نشان می‌داد، حذف شد. شخصیت‌های همجنس‌گرا در بازی‌ها جدید نیستند – صدها عنوان مستقل به بررسی مضامین جنسی و هویت جنسیتی می‌پردازند – اما الی برجسته است زیرا او قهرمان یک بازی تهاجمی و پرهزینه است که هدف آن مخاطبان اصلی مرد رسانه است .بانی روبرگ، استاد مطالعات فیلم و رسانه در دانشگاه کالیفرنیا، ایروین، می‌گوید: «بازنمایی LGBT در مرکز بازی دارد. از جنبه تجاری، این نشان دهنده تمایل حداقل یک شرکت برای افزایش قدرت و گفتن است: &quot;ما پول و زمان خود را برای این نمایندگی اختصاص خواهیم داد.&quot; زیرا از نظر تاریخی، استودیوهای خطی از آن برای اجتناب از آن استفاده می‌کنند - آنها می‌گویند، «ساخت این بازی‌ها آنقدر گران است که نمی‌خواهیم پایگاه اصلی بازیکنان خود را از بین ببریم».بین تاخیرهای کاری، تاخیرهای همه گیر، اسپویلرها و تحقیق در ماه مارس توسط سایت بازی Kotaku که فرهنگ تنبیهی این شرکت را در کار بیش از حد اعلام کرده بود، Naughty Dog سوژه اخبار بد زیادی بوده است که The Onion روایتی طنزآمیز از مشکلات آن ایجاد کرده است . آقای دراکمن گفت که او نگران هیچ یک از این تضعیف فروش نیست و به نظر می رسد که داده ها در کنار او هستند. سونی اخیراً اعلام کرده است که پیش‌فروش‌ها تحت تأثیر این لو رفتن قرار نگرفته است، این عنوان در فهرست پرفروش‌ترین بازی‌های ویدیویی آمازون در رتبه اول قرار دارد و تحلیل‌گران پیش‌بینی می‌کنند که در نهایت، The Last of Us Part II در میان موفق‌ترین بازی‌های منتشر شده قرار خواهد گرفت. برای کنسول پلی استیشن 4آقای دراکمن گفت که بخش بازاریابی سونی ترجیح می‌دهد قبل از عرضه، محرمانه بودن کمتری داشته باشد تا مصرف‌کنندگان جزئیات بیشتری برای هیجان‌انگیز بودن داشته باشند. اما به‌عنوان یک نویسنده، او می‌گوید، به این نتیجه رسیده بود که پنهان نگه‌داشتن چیزها سرگرم‌کننده‌تر است، تا آن روز بزرگ اکران که همه عجله می‌کنند تا بفهمند چه اتفاقی می‌افتد. او در مورد نشت گفت: «این بسیار ناامیدکننده و تضعیف کننده بود.در روزهای پس از آپلود ویدیوی اسپویل، او چیزی را به خود یادآوری کرد که هر کسی که سعی دارد در مورد یک بازی برای دوستش توضیح دهد، در نهایت متوجه می شود: موارد خوب آنقدر غوطه ور هستند که واقعاً هیچ راهی برای توضیح آنها وجود ندارد، چه رسد به اینکه آنها را اسپویل کنید. ، زیرا برای فهمیدن باید آنها را بازی کرد. تبدیل شدن به الی، و سپس ابی، شما را متعجب، ناامید، چالش برانگیز و صدمه دیده – حتی ممکن است آسیب ببیند. این خیلی سرگرم کننده نیست، اما فیلم های غمگین هم نیستند. آنهایی که تحمل می کنند آنهایی هستند که فراموش نمی کنی. https://gameplayshop.ir/product/the-last-of-us-part-2-ps5/ </description>
                <category>بازیتو</category>
                <author>بازیتو</author>
                <pubDate>Mon, 17 Jul 2023 13:19:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی بازی Witcher 3 Wild Hunt</title>
                <link>https://virgool.io/GamePlay/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-witcher-3-wild-hunt-la8l6hk79hou</link>
                <description>* ** توجه : این نقد درمورد گیم اصلی است و چیزی درمورد نقد update next gen نوشته نشده بازی &quot;Witcher 3: Wild Hunt&quot; برای هفته ها علاقه مندان به فانتزی را مجذوب خود کرده و آنها را در دنیایی از ماجراجویی و هیجان غرق کرده است. این بازی که به عنوان نقطه اوج سفر Geralt of Rivia عمل می کند، با استقبال گسترده منتقدان روبرو شده است. حالا بیایید با هم به جزئیات این بازی بپردازیم.بازی &quot;Witcher 3: Wild Hunt&quot; یک ماجراجویی مطلق است که در دنیایی پر از شگفتی های غیرمنتظره و لحظات نفس گیر اتفاق می افتد. استودیوی لهستانی، CD Projekt، در آخرین قسمت از سه گانه فانتزی حماسی خود، به زیبایی ماهیت ویچر بودن را به نمایش می گذارد. «شکار وحشی» به معنای پوشیدن زره، احساس وزن شمشیر نقره ای و فولادی بر روی کمر و عبور از دنیایی واقعاً بی پایان، فریبنده، زیبا و مسحورکننده پر از شگفتی است. تمام عمق و احساس &quot;وایلد هانت&quot; را می توان در این سوال خلاصه کرد: ویچر بودن در چنین دنیایی به چه معناست؟اعضای با استعداد CD Projekt دور هم جمع شده‌اند و به این فکر کرده‌اند که چگونه بازیکن را واقعاً باور کند که یک ویچر است. آنها روایتی صمیمانه، دنیایی غوطه ور و تجربه ای ملموس را خلق کرده اند که در نتیجه شخصیتی باورپذیر و قابل ربط به دست می آید که با مخاطب طنین انداز می شود. آنها از طریق داستان گویی گسترده و گیم پلی لایه ای در «Witcher 3» با موفقیت به این هدف دست یافته اند. هنگام بازی &quot;وایلد هانت&quot;، خود را به عنوان یک ویچر کارکشته و گمشده احساس خواهید کرد که در سرزمین هایی پر از رویدادهای جذاب و خطرناک غوطه ور شده اید. باور کنید، مواقعی وجود دارد که این احساس ویچر بودن آنقدر تأثیرگذار می شود که مدام احساس می کنید آهنربای قدرتمندی شما را به صفحه تلویزیون می کشد و هر چقدر هم که پلک بزنید و سعی کنید فرار کنید، نمی توانید از مغناطیسی رهایی پیدا کنید. زمینه این بازی آخرین باری که در یک اثر هنری با چنین احساس مسحورکننده و زلزله مانندی مواجه شدم، نمی توانم به یاد بیاورم.نقد و بررسی بازی Witcher 3 Wild Hunt PS5آیا می خواهید بدانید &quot;Witcher 3: Wild Hunt&quot; چگونه است؟ فقط تمام کارهای باورنکردنی را تصور کنید که یک ویچر تمام عیار انجام می دهد. این بازی تمام تصورات شما از یک قاتل هیولا را زنده می کند و شما را بدون هیچ مانع، مانع یا محدودیتی آزاد می کند. این به شما امکان می دهد به سمت افق بپرید و خود را به عنوان یک کاشف ناشناخته و تازه کشف کنید - یک یاور بشر، یک سیاستمدار خسته، یک شمشیرزن سریع و ماهر، یک پدر دلسوز، یک عاشق پرشور، یک متخصص کنجکاو، و در نهایت، یک ویچر. ناشی از میل سیری ناپذیر برای اکتشاف و حرکت است. خلق چیزی که مخاطب را در زندان لذت بخش خود اسیر می کند، روح او را اسیر می کند و چشمان او را از شگفتی خیس می کند، نتیجه قرار دادن درست هزاران عنصر مختلف در شبکه پیچیده داستان گویی، گیم پلی و جهان سازی است. وقتی می‌گویم ذهن شما با گرالت ریویا در «شکار وحشی» یکی می‌شود، منظورم این است که سازندگان بر چنین موانعی غلبه کرده‌اند تا تک تک غروب‌های خورشید را به یک شگفتی منحصربه‌فرد و صبورانه تبدیل کنند و آسمان آبی افق را به هم بچسبانند. بازی های بزرگی را که به عنوان نسل بعدی سیستم های نسل هشتمی (به جز «Bloodborne») معرفی شده اند را فراموش کنید. &quot;وایلد هانت&quot; نشان می دهد که آینده هنر بازی به کجا می رود. این نشان می دهد که چگونه فناوری قدرتمندتر می تواند شیوه بازی ما را تغییر دهد و قطعه دیگری از گنجینه ناشناخته هنر نسل هشتم را به ما ارائه دهد.دو قسمت اول «جادوگر» از جمله آثار قابل توجه و راهگشا در ژانر نقش آفرینی به ویژه از نظر داستان، انتخاب ها و پیامدها هستند. به خصوص &quot;The Witcher 3: Wild Hunt&quot; که علیرغم اینکه عنوان اصلی نبود، به دلیل روایت عمیق و پیچیده، طعم منحصر به فرد در مقایسه با همتایان خود و پیشرفت های چشمگیر نسبت به نسخه قبلی خود برجسته بود.«شکار وحشی» جاه طلبانه ترین و بلند پروازترین حرکت سی دی پراجکت تا به امروز است. بازی قبلی، با وجود تمام ایراداتش، واقعاً دیدنی بود. با این حال، در مقایسه با شکوه قسمت سوم، مانند یک نسخه نمایشی قابل پخش باقی می ماند.سازندگان نه تنها یک گام به جلو نسبت به بازی قبلی خود برداشته‌اند، بلکه هنر بازی‌سازی را از هر نظر ارتقاء داده‌اند و ما را شگفت‌زده کرده‌اند. وقتی می‌گویم «شکار وحشی» یک بازی شگفت‌انگیز و شگفت‌انگیز است، شوخی نمی‌کنم. مهم نیست که چقدر برای این بازی انتظار داشته اید، این بازی نه تنها از همان ابتدا شما را شگفت زده می کند، بلکه حتی پس از صد ساعت نیز به طرز شگفت انگیزی غنی، غوطه ور، طولانی و عمیق باقی می ماند. CD Projekt هرگز با پروژه های خود ناامید نمی شود و یک بار دیگر ثابت می کند که چرا باید آنها را به عنوان یک نیروی حیاتی در رشد این سبک در نظر گرفت. از آنجایی که «شکار وحشی» فقط در مورد پیشرفت‌ها و پیشرفت‌های متعدد نیست، بلکه دنیای بزرگ‌تری را ارائه می‌کند که با انتخاب‌های مختلف در سطوح مختلف تزئین شده است. این یک تجربه کاملاً جدید است که قبلاً به ندرت با آن روبرو شده اید.«وایلد هانت» نشانه ورود استودیوی مشهور و کمیاب CD Projekt به فضای اصلی است. در حالی که بازی‌های قبلی آن‌ها هرگز مخاطبان زیادی نداشت، «شکار وحشی» به همان اندازه که عمیق، انسانی و شخصی است، یک فیلم پرفروش است. این چیزی است که به ندرت در قلمرو بازی های ویدیویی می بینیم: سفری حماسی با روح و اشتیاق که نه تنها با خاموش کردن کنسول هایمان فراموش نشدنی می ماند، بلکه قلب و ذهن ما را همیشه درگیر می کند. این تصمیم پس از شعله ور شدن آتش توسط &quot;Kingslayer&quot; از صحنه ناپدید شد و با شعله ای حتی درخشان تر بازگشت، بدون توجه به کیفیت خود بازی فوق العاده ارزشمند است.بازی &quot;Witcher 3: Wild Hunt&quot; نتیجه یک استودیو بالغ تر، مستقرتر و با تجربه تر است. مکانیک‌های اصلی گیم‌پلی CD Projekt نیز در اینجا آشنا هستند، با رویکرد منحصر به فرد و عمیق‌تری برای داستان‌گویی. در «شکار وحشی» نه تنها این نگاه زیبا به داستان نویسی پیشرفت کرده است، بلکه اکنون شاهد آن هستیم که آن اقدامات خشک و اعصاب خردکن جای خود را به سیستم جذاب و لذت بخشی داده است. در این میان، اگر رابطه گرالت و شخصیت های زن در نسخه قبلی تا حدودی سطحی بود، در اینجا می بینیم که روابط شخصیت ها به بلوغ رسیده است. بدیهی است که سازندگان پس از سفری که در پیش گرفته‌اند، از نوجوانی سرکش که هر کاری می‌خواست انجام می‌داد، به بزرگسالی مسئولیت‌پذیر تبدیل شده‌اند که کار درست را انجام می‌دهد و با آموختن از گذشته تأثیرگذارتر ظاهر می‌شود.نقد و بررسی بازی ویتچر 3 وایلد هانت پلی استیشن 5قطعا! به نظر می رسد در حال توصیف شخصیت Geralt of Rivia، یک جادوگر از سریال محبوب فانتزی هستید. گرالت یک شمشیرزن ماهر، یک کیمیاگر است و در جادو و ردیابی هیولاها مهارت دارد. او در شهرها و شهرهای مختلف سفر می کند و از توانایی های خود برای شکار و از بین بردن موجودات مختلف استفاده می کند و در عین حال مشکلات مردم را از هر طبقه ای از فقیرترین دهقانان گرفته تا ثروتمندترین پادشاهان حل می کند. گرالت ترکیبی از یک کارآگاه قرون وسطایی، یک گاوچران شریف، یک مزدور است که مهارت های خود را به طلا می فروشد، و یک مسافر تنها که در اعماق طبیعت غوطه ور می شود و گاه ارتباط خود را با انسانیت خود از دست می دهد. او بر اسب خود سوار می شود، از روستایی به روستای دیگر می رود، آرام آرام در زندگی مردم و مشکلات آنها غوطه ور می شود و اغلب تنها کسی است که قادر به حل آنهاست. در دنیایی که گرفتار جنگ و نیروهای اهریمنی است، گرالت تبدیل به کسی می‌شود که برای یک کیسه طلا، شر را بیرون می‌کند، حقیقت پشت توطئه‌ها را آشکار می‌کند، غارتگران را دستگیر می‌کند، و شاهد درد و رنج مردم است، حتی در صورت نیاز، سر یک هیولای هیولا را از بدن جدا می‌کند. .با این حال، مهم نیست که آن هیولاها چقدر زشت و وحشتناک هستند، وحشتناک ترین و غیرقابل کنترل ترین موجودات، جنبه های تاریک انسان ها هستند. ایستادن در برابر آنها سخت تر از هر موجود ماوراء طبیعی است. گرالت موهای سفیدی دارد و گذشته اش را می توان از میان زخم های روی صورتش دید. در صدای او خستگی و تاریکی وجود دارد که یادآور زیرکی و هوش بتمن است، اما نه به اندازه بی احساسی. فقط ببینید که وقتی دختر خوانده‌اش را به یاد می‌آورد قلبش چگونه می‌لرزد، و شک خواهید کرد که آیا این همان شکارچی هیولاهای خشن چند دقیقه پیش است. به طور خلاصه، او یکی از آن قهرمانان نمادینی است که ممکن است قبلاً دیده باشید، اما نویسندگان به او هویت منحصر به فردی داده اند و گرالت را به عنوان یک جادوگر به یاد ماندنی با ویژگی ها و توصیفات بی شماری به تصویر می کشند. درست مانند نگهبانان شب در «بازی تاج و تخت» که محافظان اصلی قلمرو هستند، فقط ما در مورد جادوگران می دانیم. آنها مانند یک دیوار سیاره ای باقی می مانند و آماده اند تا هر چیزی را که بشریت را تهدید می کند را کنار بزنند، مبادا سرما و تاریکی آخرین بقایای نور را از بین ببرد.یکی از بزرگترین دستاوردهای سی دی پراجکت، تجسم مجدد موفق گرالت از ریویا به عنوان یک ویچر واقعی است. در قسمت قبلی، ویژگی‌های ویچر گرالت به‌طور برجسته‌ای قابل مشاهده نبود، اما «شکار وحشی» او را به یکی از به یاد ماندنی‌ترین شخصیت‌های سال‌های اخیر از طریق داستان‌گویی یکپارچه و همه‌جانبه‌اش، حتی در دورافتاده‌ترین تلاش‌هایش، تبدیل می‌کند. ستاره «شکار وحشی» کسی نیست جز خود گرالت و سفرهای چشمگیرش. بنابراین، اگر با سریال &quot;The Witcher&quot; آشنا نیستید، موضوع مهمی نیست. «شکار وحشی» زمان را برای توضیح فهرستی طولانی از شخصیت های متعدد یا پیچش های داستانی پیچیده تلف نمی کند. در عوض، به طور مداوم به درگیری های سیاسی و دسیسه های نظامی پادشاهان و جادوگران می پردازد، که به ناچار به زندگی شخصی و عاشقانه گرالت راه پیدا می کنند. در «شکار وحشی» شاهد اتفاقات و روایت‌های متعددی هستیم که هم طرفداران دیرینه را خشنود می‌کند و هم تازه واردان گیج‌کننده. با این حال، خط داستانی اصلی همیشه واضح و آسان است. گرالت برای یافتن دختر خوانده‌اش، سیری، که دارای قدرت‌ها و ارزش‌های یک ویچر است، تلاش می‌کند. در همین حال، سیری نه تنها توسط شوالیه های طیفی ماورایی معروف به شکار وحشی، بلکه توسط خود پادشاه نیز تعقیب می شود. دلیل اهمیت سیری برای پادشاه هانت هرچه باشد، گرالت مطمئن است که چیز خوبی نخواهد بود. اکنون شاهد یک ویچر هستیم که بخش قابل توجهی از داستان را طی می‌کند و کارهای بی‌شماری را برای کشف اطلاعاتی که او را به محل اختفای دخترش می‌برد بر عهده می‌گیرد.معرفی بازی Witcher 3 Wild Hunt برای PlayStation 5با این حال، این تعقیب و گریز مرموز و گیرا، داستان اصلی «شکار وحشی» نیست. جوهر واقعی در زندگی ساده یک قاتل هیولا در یک دنیای بازی کاملاً زنده و تپنده نهفته است. این در مورد Witcher است که قبلاً ذکر کردم. علیرغم ماهیت گسترده، هیجان‌انگیز و جذاب خط داستانی اصلی، این پیگیری زندگی روزمره – البته فوق‌العاده – در دنیای Witcher است که نشان‌دهنده بزرگ‌ترین دستاورد طراحی بازی CD Projekt است. «شکار وحشی» گرالت و ماجراجویی‌هایش را بالاتر از دیگر بازی‌های جهان باز قرار می‌دهد. نکته قابل توجه این است که هیچ عنصر جدا شده ای از بازی وجود ندارد. بر خلاف دیگر بازی‌های جهان باز که در آن به بازیکنان ماموریت‌های خطی مانند «این وظیفه را برای من انجام بده» در «شکار وحشی» به بازیکنان واگذار می‌شود، حتی ماموریت‌های جانبی نیز شامل داستان‌های جذاب و غیرمنتظره‌ای است که تکه‌هایی از دنیای Witcher را آشکار می‌کند و به تدریج زندگی را در آن دمیده است. این جهان وسیع و غنی از گرافیک. شما ممکن است با ماموریتی برای شکار ارواح در خانه یک پیرزن شروع کنید، اما این ماموریت می تواند شامل کودکانی شود که والدین خود را در جنگ از دست داده اند یا به یک دوست در بازسازی کافه خود کمک می کند و در حالی که پرونده یک قاتل زنجیره ای بی رحم را باز می کند. داستان سرایی در فعالیت های جانبی بازی به قدری استثنایی و غوطه ور است که مطمئنم رسیدن به انتهای داستان اصلی کمترین اولویت را دارد. CD Projekt به زیبایی نشان می دهد که اصطلاح &quot;نسل بعدی&quot; فقط به گرافیک خیره کننده محدود نمی شود، بلکه نسل بعدی داستان سرایی در رسانه های بازی های ویدئویی را نیز در بر می گیرد.اگر در کتاب‌ها و فیلم‌ها مجبور شویم فقط خط داستانی نویسنده را دنبال کنیم یا دنیا را از چشم کارگردان ببینیم، یک بازی ویدیویی به ما این آزادی را می‌دهد که اژدهای خود را بکشیم و در داستان و مکان متفاوتی قدم بگذاریم. البته همه چیز در مورد بازی های ویدیویی آنقدر ساده نیست که به نظر می رسد. برای اینکه بازیکن را آزاد کنید تا هر گوشه از دنیای خود را کشف کند، باید عناصر و قوانین متعددی را در نظر بگیرید تا از شکستن غوطه ور شدن بازیکن جلوگیری کنید. علاوه بر این، شما باید بازیکن را تشویق کنید تا با ایجاد محتوای با کیفیت بالا، در این کشف مشارکت کند. یک روایت خطی بهتر از یک جهان باز خالی و بی روح است. «Witcher 3» در این زمینه ناامید نمی شود. به همین دلیل است که آن را شایسته نام یک بازی نسل بعدی است. هم برای کودکانی که در مورد چیزهایی که از والدینشان شنیده اند به زبان کودکانه خود صحبت می کنند و هم برای آنهایی که از طریق جستجوهای جانبی در زندگی مردم نفوذ می کنند جذاب است. همه این عناصر با هم کار می کنند تا آن کلبه ها، مزارع، و فعالیت های مردم را فراتر از پرکننده های صرف ارتقا دهند. روایت منشعب و داستان سرایی دقیق این بازی باعث می شود که بازی های جهان باز را از منظری متفاوت ببینید و متوجه شوید که پتانسیل واقعی بازی هنوز کشف نشده است.«شکار وحشی» هرگز شگفت‌زده نمی‌شود. چه طراحی فوق‌العاده اعتیادآور مراحل طولانی آن، که هر کدام بیش از یک ساعت طول می‌کشد، که شما را درگیر می‌کند، یا فرآیند تعامل با مردم برای جمع‌آوری اطلاعات در مورد موجودی عجیب و غریب که کنجکاوی شما را برمی‌انگیزد، یا جسارت به وحشی‌ترین مناطق جهان دنیای بازی برای یافتن گنج ها و ابزارهای ارزشمند، حس کاوش را در شما شعله ور می کند. گاهی اوقات، شما در سرگردانی بی هدف در بخش های مختلف بازی گم می شوید، مناظر به یاد ماندنی ایجاد می کنید، و گهگاه در فضای مهیج غرق می شوید.مراحل اصلی واقعاً در طراحی آنها ستودنی است. حتی پس از 100 ساعت، بازی هرگز در دام تکرار و کسالت نمی افتد. در هر مرحله، شما با ترکیبی لذت بخش از مبارزه، دیالوگ، سکانس های تعقیب و گریز، کارآگاهی و تماشای حرکات جالب شخصیت های مختلف مواجه می شوید. به عنوان مثال، می توانم به مرحله ای اشاره کنم که در آن دوست بارد Geralt، Dandelion را جستجو می کنید، یا فصل آخر بازی که بیش از 15 ساعت طول می کشد تا کامل شود و در طی آن شما در حسرت ادامه داستان مانده اید.تقریباً همه شخصیت های فرعی ماموریت های ویژه خود را دارند که به طور غیرمستقیم به خط داستانی اصلی مربوط می شود و نقش فوق العاده ای در جهان سازی و تنظیم شرایط هر منطقه ایفا می کند. به عنوان مثال، وقتی به تریس مریگلد در نجات جادوگران از نوویگراد کمک می‌کنید، کاملاً در فضای وهم‌آوری که توسط شکارچیان جادوگر در شهر ایجاد شده است غوطه‌ور می‌شوید. در این لحظات، شما با انتخاب هایی روبرو می شوید که به طور بالقوه می توانند آینده آن جامعه را تغییر دهند.در جنبه روشن تر بازی، ما &quot;قراردادهای Witcher&quot; را داریم که می توان آنها را دنبال کرد. این قراردادها با اعلامیه هایی از دورترین نقاط جهان آغاز می شود و به هیولاهای با رتبه بالاتر در مناطق مختلف گسترش می یابد. همه این قراردادها فرمولی هیجان انگیز، سرگرم کننده و فریبنده را در بر می گیرند که هرگز تکرار نمی شود. شما با شخصی که اعلامیه را روی دیوار گذاشته است ارتباط برقرار می کنید. آن ها شرایط را توضیح می دهند و شما که به حواس ویچر خود مسلح شده اید، اطراف حادثه را بررسی می کنید و به تفاسیر گرالت گوش می دهید. پس از پرس و جوها و گفتگوهای بی شمار، سرانجام گرالت به این نتیجه می رسد که مثلاً با موجودی خاص سروکار دارد. خوب، اکنون زمان تحقیق در مورد آن موجود است. شما نقاط ضعف آن را شناسایی می کنید و خود را با استفاده از معجون ها، مواد منفجره و وسایل دیگر برای مبارزه آماده می کنید. با این حال، از آنجایی که این قراردادهای ویچر داستانی ناگفته دارند، همه چیز با چنین فرمولی به پایان نمی رسد. ممکن است متوجه شوید که کارفرما چیزی را پنهان کرده است یا در حین جستجو با وضعیت غیرمنتظره‌ای مواجه می‌شوید.از این نقطه است که به تدریج چشم انداز بزرگ بازی را درک می کنید. اما فراتر از عظمت بازی، حقیقت این است که «ویچر» این دنیا را با محتوای کپی شده و تکراری پر نکرده است. در عوض، طراحی سطح به فلسفه &quot;کیفیت در همه زمان ها و مکان ها&quot; پایبند است. این رویکرد نه تنها به طور مداوم چیزهای جدیدی را برای تجربه کردن در اختیار شما قرار می دهد، بلکه به دنیای آن روح می بخشد. وقتی نقشه را باز می کنید، فقط برای حذف نمادهای ماموریت به مقصد نمی روید. شما مطمئن هستید که این ماموریت بدون شک در مکانی جدید و جالب به پایان خواهد رسید. این کنجکاوی طبیعی بزرگتر و بزرگتر می شود. بعد از چند ساعت دیگر متوجه می شوید که هر ماموریت داستانی را پنهان می کند که منجر به غم یا شادی می شود. داستانی که شما را مجبور به تصمیم گیری می کند. تصمیماتی که دنیای اطراف شما را تغییر می دهد. در «The Witcher»، شما هرگز به طور کامل درک نمی کنید که کدام انتخاب تاثیرگذار خواهد بود و کدام نه، درست مانند بازی های استودیو با استعداد CD Projekt Red. عواقب آنها نیز چندان واضح نیست. همین جنبه باعث می‌شود که انتخاب هر بازی یک تصادف فکری باشد.من معتقدم که همه مراحل از یک فرمول استفاده می کنند: قتل، گفتگو و کارآگاهی. با این حال، جزئیات وارد شده در هر یک از این مراحل است که آنها را در مقایسه با مراحل قبلی و بعدی متفاوت و فریبنده می کند. ممکن است متوجه شوید که در حال شکار یک هیولای یخی در مزرعه گندم هستید و پس از کشتن جانور، در حالی که به ماه کامل در میان ساقه های بلند گندم خیره می شوید، احساس خستگی کنید. از طرف دیگر، می‌توانید خرابه‌های باستانی یک شهر را کشف کنید، با ارواح صحبت کنید و موهایتان را سیخ کنید از داستان‌های وحشتناک سرنوشت وحشتناک مردم. در برخی از ماموریت‌ها، ممکن است حتی مجبور شوید به دورافتاده‌ترین جزایر اسکلیج بروید. &quot;Witcher 3&quot; ترکیبی از موقعیت های خشن و آرام را ارائه می دهد. همین چند دقیقه پیش، شما در حال مبارزه با یک خون آشام ملایم بودید، اما نیم ساعت بعد، خود را در یک کافه می بینید و به یک آریا باشکوه گوش می دهید. &quot;شکار وحشی&quot; یک بازی از لحظات است که در آن هر بازیکن افسانه های خود را می آفریند.در حالی که ممکن است برخی از شخصیت‌ها در مناقشات و مشاجرات لفظی پیروز شوند، اکثر درگیری‌های شما با شمشیرهایی که به پشت شما بسته شده حل می‌شوند. سیستم مبارزه در «ویچر 2» خشک، مکانیکی و خسته کننده بود. با این حال، در &quot;Witcher 3&quot;، ما همان سیستم گذشته را می‌یابیم، اما با تمام لبه‌های غیرضروری صاف‌شده و ریز شده. ترکیبی از حملات سبک، سنگین، پاری، جاخالی دادن، حمله و حملات دفاعی منجر به نبردهایی می شود که هم سرگرم کننده و هم لذت بخش هستند و نیاز به تفکر استراتژیک دارند. دیگر اعصاب شما به دلیل مشکلات بازی خراب نخواهد شد. اکنون همه چیز آماده و آماده است و اگر مشکلی وجود دارد، مربوط به مهارت های خودتان است. نامزدی بسیار آسان تر و قابل دسترس تر شده است. به همین دلیل بهتر است سطح سختی بالاتری نسبت به آنچه که معمولا در نظر می گیرید انتخاب کنید.بازی The Witcher 3: Wild Hunt فقط درباره شمشیربازی و نشانه های جادویی گرالت نیست. نبردهای بسیار عمیق تری را ارائه می دهد. آنها را با طیف وسیعی از دشمنان و سیستم کیمیاگری و کاردستی بازی ترکیب کنید تا بفهمید که چرا مبارزات بازی همیشه هیجان انگیز است. در The Witcher 3، شما دائماً در حال یادگیری هستید – دریابید که کدام استراتژی حمله در برابر یک هیولا خاص بهتر عمل می کند و کدام علامت بیشترین تأثیر را روی یک دشمن خاص دارد. خوشبختانه، حتی دشمنان نیز از هوش مصنوعی بی رحمانه استفاده می کنند. مبارزات در The Witcher 3 مانند بازی هایی مانند Batman: Arkham Asylum یا Assassin&#x27;s Creed نیست که دشمنان یکی یکی به شما حمله کنند. اینجا، واقعاً یک دسته گرگ است. دشمنان انسان از گرگ هم بدترند. آنها از همه طرف حمله می کنند و از هر اشتباهی سوء استفاده می کنند تا بخش قابل توجهی از نوار سلامتی شما را خالی کنند. معجون ها سلامت شما را پر می کنند و قدرت شما را افزایش می دهند، اما سطح سمیت شما را نیز افزایش می دهند. بنابراین، شما نمی توانید فقط به معجون ها تکیه کنید و دشمنان خود را سلاخی کنید. شما باید هوشیار باشید و برای همه چیز آماده باشید. از قبل خود را برای تهدیدات احتمالی آماده کنید و درخت مهارت خود را با توجه به ترجیحات و سبک بازی خود تنظیم کنید.با این حال، در میان همه اینها، قدرت ساخت جهانی CD Projekt برجسته است. داستان سرایی و خلقت این جهان هرگز متوقف نمی شود. دنیای The Witcher یک محیط از پیش ساخته شده نیست که شما به سادگی آن را بدون تعامل با منطقه خاصی از بازی تجربه کنید. ممکن است فکر کنید که بازی را بدون برخورد با منطقه خاصی به پایان رسانده اید. اما اگر به آنجا بگردید، به سرعت متوجه می‌شوید که با جمع‌آوری کتاب‌ها و دست‌نوشته‌های گذشته آن، می‌توانید با آناتومی آن آشنا شوید، درباره زندگی‌نامه هیولاهای آن بخوانید و گوشه و کنار آن را کشف کنید. CD Projekt تمام دنیای خود را با جلوه های برقی زنده کرده است. مناظر بازی خیره کننده هستند و هرگز خسته کننده نمی شوند. همه چیز با چنان دقت و هنرمندانه ای ساخته شده است که تقریباً می توانید آن را نفس بکشید. غروب های غم انگیز خورشید در میان ابرهای خاکستری در افق نفس گیر هستند و برق های طوفانی و درخشان درون بازی فضایی سنگین و در عین حال زیبا ایجاد می کند.شگفتی های بازی تنها به میدان های جنگ محدود نمی شود. پس از عبور از سرزمین های جنگ زده ولن، به شهر مدرن و شلوغ نوویگراد می رسید، جایی که قدم زدن در خیابان های آن به یکی از دغدغه های اصلی شما تبدیل می شود. درست زمانی که فکر می‌کنید تنوع بصری کامل بازی را دیده‌اید، وارد جزایر اسکلیج می‌شوید، با کوه‌های برفی و رودخانه‌های گرمشان که آرامشی آرام از امواج خروشان فراهم می‌کنند. به راحتی در دام افتادن فکر می کنید که تمام شگفتی های بازی را دیده اید. اما ناگهان یک کوئست شما را به Kaer Morhen می فرستد. به محض ورود به این فضای جدید، با کوه های سر به فلک کشیده و جنگل های غوطه ور از درختان کاج و صنوبر، ممکن است متوجه شوید که هیجان و زیبایی را در هم می آمیزد تا جایی که غرق شوید.تصور کنید سوار بر اسبی هستید و در چمنزاری پر جنب و جوش که با گل های رنگارنگ مزین شده است می تازید. موسیقی ای که ماهرانه پخش می شود، فضایی از آرامش، سکون و آرامش را به شما می بخشد. با این حال، این آرامش همیشه با چیزی درهم می شکند. شاید با یک غار دورافتاده برخورد کنید که فریاد می زند: &quot;مرا کاوش کن!&quot; یا شاید صدای کودکی که از شما کمک می خواهد حواس شما را پرت کند. «ویچر 3» در عین حال هم زیبا و هم زشت است. در میان خشونت، از گنجینه ای از عشق صحبت می کند. تعادل فوق‌العاده‌ای بین تاریکی و روشنایی به دست آورده است، ترکیبی که شاید در جای دیگر تجربه نکرده باشید. &quot;Witcher 3&quot; خسته کننده نیست. درست همانطور که یک نبرد طولانی آدرنالین را در رگهای شما پمپاژ می کند، یک گفتگوی ساده و صمیمی در گوشه ای دنج از یک میخانه زیر نور شمع هیجان انگیز می شود.معرفی بازی Witcher 3 Game Of The Year PS5این بازی میزبان یک سری نقص و ضعف جزئی است که ممکن است برای برخی نیز قابل توجه باشد. در میان معدود اشکالات آن، یکی که شخصاً من را تحت تأثیر قرار داد، کوتاه کردن موهای گرالت در مکان‌های داخلی بود. با این حال، این اشکالات آنقدر سمی نیستند که بازی را برای شما خراب کنند. در واقع، با توجه به بزرگی بازی، باگ های «The Witcher 3» در مقایسه با دیگر بازی های مشابه به سختی قابل مشاهده هستند. علاوه بر این، اسب گرالت، روچ، اغلب به طرز عجیبی و مرموز حرکت می‌کند و مانند یک اسب وفادار با سوت در کنار شما ظاهر نمی‌شود. زمان بارگذاری نیز تا حدودی پس از مرگ طولانی است. اما از آنجایی که در «Witcher 3» مکرر نمی میرید، این موضوع آنقدرها هم اعصاب خردکن نیست. خط داستانی اصلی گاهی اوقات در برخی نقاط اجباری احساس می شود و شخصیت پردازی Wild Hunt تا حدودی کم است. با این حال، وقتی به عنوان یک کل در نظر گرفته شود، این چیزها در مقایسه با نقاط قوت بازی به ندرت آزاردهنده می شوند.بازی «Witcher 3: Wild Hunt» پا به عرصه بازی های ویدیویی نسل بعدی گذاشته است. CD Projekt استانداردهای داستان سرایی را تغییر داده است. با خیال‌پردازی اسطوره‌ای و حماسی‌سازی جهان شما را مسحور می‌کند و سپس شکم سیری ناپذیر این جانور مهارنشدنی را با اقیانوسی بی‌کران از محتوای متنوع و بی‌پایان پر می‌کند. &quot;The Witcher 3&quot; همان چیزی است که من می خواهم آینده بازی های ویدیویی باشد. بازی هایی که پتانسیل های داستان نویسی هنر هشتم را آشکار می کنند و از گیم پلی برای غوطه ور شدن مخاطبان خود در فضا استفاده می کنند. معمولا در خلق چنین بازی های جاه طلبانه چیزی قربانی می شود. با این حال، در &quot;Witcher 3&quot; همه چیز به طور درخشان و هماهنگ در کنار هم قرار می گیرد.بازی &quot;The Witcher 3&quot; نتیجه پروژه ای است که اعضای CD Projekt آرزو داشتند آن را بازی کنند و از آنجایی که هیچ کس دیگری ساخت آن را بر عهده نگرفته بود، رویاهای خود را به واقعیت تبدیل کردند. اگرچه بازی مملو از رویدادهای جادویی و فانتزی مختلف است، اما در نهایت &quot;The Witcher 3&quot; اثری است که توسط انسان ها برای انسان ساخته شده است. به همین دلیل است که بازی شاعرانه است و طیف وسیعی از غرایز و احساسات انسان را برمی انگیزد. این بسیار بزرگ و در عین حال پیچیده است، با سیستم های پیچیده و در عین حال هدفمند. ماه ها طول می کشد تا کامل شود، اما هرگز وقت شما را تلف نمی کند. مهمتر از همه، این بازی دارای هویت مشخصی است که در بین بازی های جهان باز پرهزینه نادر است. «Witcher 3» از ابتدا تا پایان آخرالزمانی‌اش، پیوسته مانند آتشی فروزان شدت می‌گیرد تا اینکه در نهایت با اوج انفجاری آن روبرو می‌شوید و سپس در سکوتی آرام لبخند می‌زنید. در حالی که بازی درگیر نبردهای حماسی است، لحظات آرامش بین این درگیری ها در ذهن شما باقی می ماند. وقتی در یک کافه زیرزمینی به آهنگی در مورد مهربانی و سرنوشت گوش می‌دهید، با وجود تمام مشکلاتی که به همراه دارد، به لذت‌های یک جادوگر بودن فکر می‌کنید. https://gameplayshop.ir/product/witcher-3-complete-edition-ps5/ </description>
                <category>بازیتو</category>
                <author>بازیتو</author>
                <pubDate>Wed, 05 Jul 2023 03:54:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی بازی Final Fanstasy 16</title>
                <link>https://virgool.io/GamePlay/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-final-fanstasy-16-ifvuo4uha6hu</link>
                <description>نقد بازی Final Fanstasy XVI برای PlayStation 5 و XBOX Series S | Xبازی &quot;Final Fantasy XV یکی از پر فراز و نشیب‌ترین بازی‌های ویدیویی است. این محصول، با تمام نقاط قوت و جذابیت خود، در داستان خود نقاط ضعف مختلفی دارد و متأسفانه تیم سازنده نتوانسته است از ایده داستانی تتسویا نومورا به طور کامل بهره ببرد. به همین دلیل، طرفدارانی که به Versus 13 وفادار بودند، از این بازی راضی نبودند. از این رو، زمانی که شایعاتی درباره Final Fantasy XVI به گوش رسید، این طرفداران امیدوار بودند که یکی از کارگردان‌ها یا اشخاص مشهوری که در نسخه‌های موفق Final Fantasy حضور داشته‌اند، این پروژه را در دست بگیرند.گیم پلیمدتی بعد، شایعات جدیدی مبنی بر اینکه نائوکی یوشیدا، کارگردان Final Fantasy XIV، مسئول توسعه Final Fantasy XVI خواهد بود، به گوش رسید. این در حالی است که وی در حساب کاربری توییتر خود اعلام کرده است که اخبار منتشر شده شایعه است. با تمام این تفاسیر، بسیاری از طرفداران امیدوار بودند که در رویداد پلی استیشن 5 در ماه شهریور، Final Fantasy 16 معرفی شود. به عبارت دیگر، وقت آن رسیده بود که نسخه جدید این مجموعه را مشاهده کنیم.داستاندر صبح روز ۲۷ شهریور، بازی Final Fantasy 16 با انتشار یک تریلر چهار دقیقه‌ای معرفی شد؛ در این تریلر، به گیم‌پلی، دشمنان و همچنین میان‌پرده‌های داستانی نگاهی انداختیم. در این مقاله، قصد داریم به تریلر معرفی Final Fantasy 16 به طور دقیق‌تری نگاهی بیندازیم. کارگردانی Final Fantasy 16 بر عهده هیروشی تاکای است. وی در گذشته در بازی‌هایی مانند Final Fantasy XIV، Legend of Mana و همچنین The Last Remnant همکاری کرده است و مشهوریت و شهرت هیروشی تاکای به خاطر کار روی مجموعه Romancing SaGa است.تریلراز طرف دیگر، Final Fantasy XVI توسط دیویژن سوم اسکوئر انیکس (Square Enix) توسعه داده می‌شود و این دیویژن وظیفه ساخت و توسعه بسته‌های الحاقی Final Fantasy 14 را برعهده دارد. بنابراین، نائوکی یوشیدا مسئولیت تولید نسخه شانزدهم را برعهده دارد و احتمالاً برخی از اعضای تیم او در این نسخه حضور خواهند داشت. با این حال، جالب‌ترین جزئی در مورد تیم توسعه Final Fantasy XVI، مربوط به ریوتا سوزوکی است که به عنوان طراح سیستم مبارزاتی این نسخه فعالیت می‌کند؛ او قبلاً به عنوان طراح سیستم مبارزاتی در بازی Devil May Cry V شناخته می‌شود.صداگذاریبه همین دلیل، در بخش‌های مربوط به گیم‌پلی، در مورد تأثیرات Devil May Cry 5 و استفاده از آن در Final Fantasy 16 بیشتر بحث خواهیم کرد.&quot;داستان پیچیده فاینال فانتزی 16به نظر می‌رسد بازی Final Fantasy 16 دارای یک داستان پیچیده و جذاب است. از آنچه گفته شده، در این نسخه معرفی شده، خدایانی به نام آیکان‌ها وجود دارند که با قدرت‌های خارق‌العاده‌ای به نظر می‌رسند. دامیننت شیوا، که تنها دامیننت موجود در جنگ است، به‌عنوان قهرمان داستان معرفی شده است. همچنین، نقش جاشوآ نیز به عنوان فرزند دوک و دارای قدرت بازیابی سلامتی نشان داده می‌شود. این بازی همچنین با بیماری به نام بِلایت مبتلا است که جاشوآ و مادرش با آن مبارزه می‌کنند. تصویر دخترکی با موهای سفید نیز نشان داده شده است که به نظر می‌رسد دامیننت شیوا باشد. این موضوع ازطرفی به رنگ آبی که در لباس او و شیوا به کار رفته است، اشاره می‌کند. همچنین، لباس جاشوآ نیز نماینده ققنوس است، بنابراین ممکن است دخترک مو سفید نماینده شیوا باشد.بازی فاینال فانتزی 16 یکی از بازی‌های مورد انتظار سال است که توانسته است با گیم‌پلی خاص و داستان جذابش همه را مجذوب خود کند. این بازی که توسط استودیوی اسکوئر انیکس ساخته شده است، تریلری را به تازگی منتشر کرده است که نشان دهنده‌ی بخش‌هایی از گیم‌پلی و میان‌پرده‌های داستانی است. در این مقاله به بررسی برخی جزئیات این بازی خواهیم پرداخت.نبردها و مبارزات در ابتدای تریلر، شاهد نبردها و مبارزات هیجان انگیزی هستیم. شخصیت اصلی در حال مبارزه با هیولاهایی در یک محیط پرهیجان قرار دارد. استودیو اسکوئر انیکس در این نسخه به نبردهای کاملاً مدرنی روی آورده است و به نظر می‌رسد از منوهای مختلف برای استفاده از آیتم‌ها و قدرت‌های مختلفی استفاده نشده است. البته، احتمالاً یک شورتکات برای فعال‌سازی مجیک‌ها و ضربات ویژه وجود داشته باشد.شخصیت‌ها و داستان در یکی از صحنه‌های نبرد، شخصیت اصلی با یکی از هیولاهای مخوف به نام &quot;ملبورو&quot; درگیر می‌شود. ملبورو یکی از هیولاهایی است که همواره در مجموعه فاینال فانتزی حضور داشته و چالش‌برانگیز بوده است. در این نبرد، شخصیت اصلی مدام از ضربات شمبازی Final Fantasy XVI، معرفی شده در تریلر، از جوانب جالبی برخوردار است. سکانس نبرد پدر جاشوآ با کاراکتری که جان او را می‌گیرد، نمونه‌ای از خشونت و صحنه‌هایی است که در نسخه‌های قبلی این بازی را ندیده بودیم.بعد از این سکانس، جاشوآ در خارج از کاخ و در حال از دست دادن کنترل بر روی خود را می‌بینیم و ناگهان آیکان داخل بدنش فعال می‌شود. جاشوآ اصلاً یک دامیننت است که قدرت ققنوس را به دست آورده است و این ققنوس یکی از خدایان عنصر آتش است. در ادامه، یک محیط آتشین با حضور شخصیتی غیرانسان و مرموز شکل می‌گیرد که به ایفریت تبدیل می‌شود.خرید و قیمت دیسک بازی برای PS4 PS5ایفریت نیز یکی از آیکان‌ها یا خدایان عنصر آتش است و بر اساس صحبت‌های فرمانده دوک، قبلاً در این سرزمین دامیننتی با استفاده از عنصر مشابه وجود نداشته است. بنابراین، دیدن ایفریت باعث تعجب همه می‌شود. https://gameplayshop.ir/product/final-fantasy-16-ps5/ در سکانس‌های پایانی تریلر، به اهمیت کریستال و نبردهای بین آیکان‌ها اشاره می‌شود، و تریلر به صورت مستقیم به نبردهای تایتان و شیوا، ققنوس و ایفریت اشاره می‌کند. در انتها، ایفریت را می‌بینیم که به‌ظاهر ققنوس را شکست داده و احتمالاً جاشوآ نیز در این سکانس کشته می‌شود.</description>
                <category>بازیتو</category>
                <author>بازیتو</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jun 2023 17:35:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی بازی The Last Of Us 1 Remake برای Playstation 5</title>
                <link>https://virgool.io/GamePlay/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-the-last-of-us-1-remake-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-playstation-5-s9tsltvrhq3i</link>
                <description>مقدمهدر سال‌های اخیر، شاهد بازسازی و ریمیک بازی‌های مختلف بوده‌ایم که سازندگان این بازی‌ها تلاش می‌کنند تا ساخته‌های قبلی خود را که دیگر قابل بازی نیستند یا حس و حال قدیم را القا نمی‌کنند، در اختیار کاربران امروزی قرار دهند. با این حال، یک نکته بسیار مهم وجود دارد و آن هم این است که هرچه بازه زمانی بین عرضه بازی اصلی و بازسازی آن کمتر باشد، کار تیم سازنده سخت‌تر است. این سختی به دلیل نیاز به اعمال تغییراتی است که مخاطب بتواند به خوبی آن را حس کرده و کیفیت مطلوبی هم داشته باشد.معرفی The Last of Us 1 Remake PS4 | PS5با معرفی بازی &quot;The Last of Us Part 1&quot;، تعدادی از کاربران این عقیده را داشتند که &quot;The Last of Us&quot; همچنان یک بازی عالی و قابل بازی است و نیازی به بازسازی آن وجود ندارد، به خصوص وقتی که یک سال پس از عرضه برای کنسول نسل هشتمی سونی ریمستر شده بود. با این حال، Naughty Dog اعلام کرده بود که &quot;The Last of Us Part 1&quot; را از ابتدا برای کنسول پلی استیشن 5 توسعه داده‌اند و با استفاده از قدرت و سخت‌افزار این کنسول، قصد دارند بهترین تجربه ممکن را ارائه داده و حال و هوای متفاوتی را به کاربران قدیمی ارائه کنند. به طور کلی باید گفت که &quot;The Last of Us Part 1&quot; تا حد زیادی همان چیزی است که طرفداران از این بازی انتظار دارند.داستان شروع بازیدر سال ۲۰۱۳، جول، قهرمان داستان، با دخترش زندگی می‌کند و همه چیز به نظر خوب پیش می‌رود. اما ناگهان، او متوجه می‌شود که مردم به واسطه یک ویروس ناشناخته آلوده شده‌اند. این وقوع تراژدی باعث می‌شود جول در وسط یک ماجراجویی پرمخاطره قرار بگیرد.بعد از گذشت ۲۰ سال، جول به همراه تس (تِس) به عنوان قاچاقچی‌ها، درحال انجام کارهای مختلفی هستند. طی این سال‌ها، جول تلاش می‌کند تا از گذشته خود فرار کند و راهی برای فراموش کردن آن پیدا کند. اما زندگی او زمانی که با الی آشنا می‌شود، تغییرات جدیدی را تجربه می‌کند.آشنایی با الی، زندگی جول را به سمت رخدادهای جدیدی می‌برد و وی را درگیر ماجراهای تازه‌ای می‌کند.داستان بازی The Last of Us 1 Remakeداستان‌سرایی یکی از موارد اصلی است که داستان &quot;The Last of Us&quot; را گیرا، جذاب و تأثیرگذار می‌کند. این بازی با یک ایده کلیشه‌ای آغاز می‌شود، اما این کلیشه به بهترین و تراژدی‌ترین شکل ممکن روایت می‌شود تا بازیکن را تحت تأثیر قرار دهد. قصه‌گویی بازی در طول زمان خود را حفظ می‌کند و در نهایت، به پایانی عالی می‌رسد که تمامی مخاطبان را به خود جذب می‌کند. در این فرآیند، شخصیت‌ها به خوبی پردازش می‌شوند. جول و الی دو ستاره اصلی داستان هستند که به شکلی پردازش شده‌اند که نوازندگی روابط آن‌ها در طول داستان، تأثیرگذاری زیادی روی بازیکن دارد و می‌توانند ارتباطی قوی با آن‌ها برقرار کنید.شخصیت های بازیهمچنین این موضوع برای شخصیت‌های دیگری نیز صدق می‌کند، از جمله تامی، تس و دیوید. ممکن است فکر کنید &quot;The Last of Us&quot; صرفاً یک بازسازی گرافیکی است و دیگر بخش‌های بازی تغییر نکرده‌اند، اما ناتی‌داگ تغییراتی را در گرافیک و طراحی اعمال کرده است که تأثیر مثبتی بر تمامی بخش‌های بازی، از جمله داستان، داشته است. بهبود چهره کاراکترها و بهبود حرکات چهره و انیمیشن‌های آنها سبب می‌شود تا داستان بازی شما را بیشتر درگیر کند.گیم پلی کلی بازیبازی &quot;The Last of Us&quot; از لحاظ گیم‌پلی یک بازی اکشن ماجراجویی با عناصر سروایول است. جول با استفاده از انواع مختلف سلاح‌های دوربرد و سلاح‌های نزدیک، قادر است دشمنان خود را شکست دهد. تنوع سلاح‌ها، گیم‌پلی، عناصر مخفی‌کاری، سیستم ساخت و ساز سلاح و ارتقای آن‌ها، به عنوان مواردی که به بازی اضافه شده‌اند، باعث می‌شوند سیستم مبارزات بازی در یک موقعیت خوب قرار بگیرد. هر سلاح دارای ساختار مخصوص به خود است و عملکرد آن‌ها حس و حال متفاوتی را القا می‌کند. همچنین، با استفاده از سیستم ارتقای سلاح، شما می‌توانید نقاط ضعف سلاح‌های خود را کاهش داده و عملکرد بهتری را تجربه کنید.ساخت و ساز ایتم ها و اینونتوریبا پیدا کردن کتابچه‌های راهنما، می‌توانید آیتم‌های ساخت‌وساز بازی را ارتقا داده و تأثیر به‌سزایی بر روی مبارزات بازی داشته باشید. با این آیتم‌ها، می‌توانید روش‌های مبارزه‌ای جدیدی را برای خود ایجاد کنید. همچنین، بهبود عملکرد جول نظیر با افزایش نوار سلامتی، بهبود ویژگی شنیدن صدا، استفاده سریع‌تر از بانداژ و سایر تغییرات مشابه، بازی را برای مخاطب آسان‌تر می‌کند و شما را به پیشرفت بهتر در بازی تشویق می‌کند.گیم پلی و مبارزاتمبارزات در بازی The Last of Us Part 1 تنها به استفاده از سلاح‌های سرد و گرم محدود نمی‌شود؛ بلکه عنصر مخفی‌کاری نیز یکی از عوامل اصلی سیستم مبارزات است. شما می‌توانید با استفاده از مخفی‌کاری و بدون درگیری مستقیم، محیط‌های بازی را عبور کنید یا شیوه‌های مبارزه‌ای منحصربه‌فرد خود را اعمال کرده و با ترکیب مخفی‌کاری و تیراندازی، دشمنان را از بین ببرید. تغییراتی که در طراحی انیمیشن‌ها، حرکات مبارزه و سیستم مبارزات اعمال شده است، باعث شده تا سیستم مبارزات در بازی The Last of Us Part 1 خشن‌تر، مبارزه‌آمیزتر و هیجان‌انگیزتر از قبل باشد.اپگرید هاعلاوه بر این، نسخه ریمیک بازی شامل سیستم ارتقای سلاح‌ها است که به آن واقعی‌تر شدن ساختار آن امکان می‌دهد. همچنین، نحوه هدف‌گیری با کمان و برخی تغییرات دیگر نیز در نسخه ریمیک بهبود یافته است. با تمرکز بر جزئیات محیطی و بهبود فیزیک و تعامل با اشیاء و موانع در محیط، ناتی‌داگ توانسته است گیم‌پلی را زنده‌تر و واقعی‌تر از قبل به نمایش بگذارد. این تغییرات در گیم‌پلی نه تنها محدود به نسخه اصلی نیستند، بلکه در بسته الحاقی &quot;Left Behind&quot; نیز به تغییراتی برخوردار هستیم که تجربه‌ی بازی را متنوع‌تر می‌کند.بزرگترین تغییراتبزرگترین تغییر در بازی The Last of Us Part 1، مربوط به گرافیک و جلوه‌های بصری است. زاویه دوربین در میان‌پرده‌های سینمایی بهبود یافته و جلوه‌های بصری و گرافیک بازی نزدیک‌تر به نسخه دوم شده است، که باعث می‌شود این بازی به عنوان یکی از بهترین بازی‌های ساخته شده در صنعت بازی‌های ویدیویی، جذابیت و زیبایی بیشتری به خود بگیرد. نورپردازی‌ها و جزئیات بالا در کیفیت بافت‌های محیطی و چهره کاراکترها، تنها بخشی از ویژگی‌های بصری برتر بازی The Last of Us Part 1 است.تغییرات Remakeعلاوه بر تغییرات در انیمیشن‌ها و بهبودهای صورت گرفته، رابط کاربری نیز تغییراتی را تجربه می‌کند. این تغییرات شامل تغییر سریع‌تر سلاح یا نمایش دشمنان پس از استفاده از ویژگی شنیدن صدا می‌شود. همچنین، طراحی هوش مصنوعی دشمنان در نسخه ریمیک بهبود یافته و همراهان شما در بازی به طور منطقی‌تر واکنش نشان می‌دهند.وضوع تصویر و تنظیمات گرافیکیاز نظر فنی، تغییراتی در The Last of Us Part 1 بهبود یافته است. بازی اکنون دارای دو حالت اجرا است. حالت اول با رزولوشن 4K و نرخ فریم ۳۰ تصویر در ثانیه قابل دسترسی است. حالت دوم، رزولوشن پویا از ۱۴۴۰p تا ۴K و نرخ فریم ۶۰ تصویر در ثانیه را ارائه می‌دهد. این امکان به کاربران می‌دهد تا بر اساس سلیقه خود، از یکی از دو حالت ذکر شده استفاده کنند. در هر دو حالت، بازی تجربه‌ای بصری زیبا را ارائه می‌دهد و بازیکنان بدون هیچ گونه افت فریم، بازی را تجربه می‌کنند. هرچند، در برخی از سکانس‌های بازی، اندکی باگ‌هایی در محیط وجود دارد که به تجربه بازیکن تأثیری ندارند.موسیقی بازیموسیقی‌های The Last of Us در نسخه ریمیک همچنان بسیار زیبا و با نقش مهمی در ایجاد فضاسازی و اتمسفر بازی است. بعضی اوقات ممکن است شما بخواهید فقط به ساندترک پخش شده در محیط گوش دهید بدون هیچ حرکت دیگری. در زمینه صداگذاری محیطی، سلاح‌ها، انفجارها و تیراندازی، The Last of Us Part 1 عملکرد خوبی دارد و جزئیات صداها را به خوبی به تصویر می‌کشد.نتیجه گیریبه طور کلی، تمامی تغییرات اعمال شده در The Last of Us Part 1، بزرگ یا کوچک، به منظور تجربه بهتر کاربران تازه‌وارد طراحی شده است. این بازی به عنوان یکی از بهترین بازی‌های پلی استیشن و یکی از بهترین بازی‌های صنعت بازی‌های ویدیویی، در شرایط بهتری قابل تجربه است. با این حال، برچسب قیمت ۷۰ دلاری در مقابل تغییرات اعمال شده، به نظر برخی از هواداران قدیمی ناعادلانه می‌آید. اما شخصیت‌پردازی جول و الی و ماجراجویی الی و رایلی به قدری زیبا، دوست‌داشتنی و همزمان غم‌انگیز است که هواداران قدیمی همچنان لذت بردن از تجربه مجدد آن را نخواهند یافت. https://gameplayshop.ir/product/the-last-of-us-part-i-remake-ps5/ </description>
                <category>بازیتو</category>
                <author>بازیتو</author>
                <pubDate>Tue, 06 Jun 2023 02:27:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی بازی Street Rage 6</title>
                <link>https://virgool.io/GamePlay/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-street-rage-6-qfk9w2qajtvy</link>
                <description>بخشی از Street Rage 6  به گیم پلی کلاسیک مربوط می شود، با تنوع تاکتیکی بسیار بسته به جنگنده ای که بر آن تسلط دارید. بخشی از آن به شیک بودن این بازی مربوط می شود، با جلوه های شیک که هر حرکت بزرگ را مشخص می کند، و گروهی از شخصیت هایی که التقاطی، سرزنده و پر شخصیت هستند. اما بیشتر به دلیل حالت تک نفره جدید است که Street Fighter را به Yakuza تبدیل می کند . این بسیار عجیب است، اما همچنین مقدمه ای عالی برای این دنیای اغلب دلهره آور از توپ های آتشین و ضربات طوفان است.در اصل، Street Fighter 6 تغییر زیادی در اکشن دقیقه به دقیقه یک بازی Street Fighter ایجاد نمی کند . این هنوز یک جنگنده دوبعدی با بازیگران بزرگی از کاراکترها است (18 نفر در زمان راه اندازی)، از جمله افراد اصلی مانند ریو، دهلسیم و چون-لی، که با تعدادی تازه وارد بزرگ مانند هکر رنگارنگ کیمبرلی، جیمی مست، و ماریسا سر به فلک کشیده (که احساس می کند پاسخی مستقیم به پاسخ  بانو دیمیترسکو است ). مثل همیشه، هر کدام مزایا و معایب خاص خود را دارند. کیمبرلی سریع اما ضعیف است، در حالی که ماریسا قوی است و برد دارد، اما به آرامی حرکت می کند. حرکت‌های ویژه‌ای برای تسلط، سنج‌های قدرت برای درک، و درک این موضوع وجود دارد که، بله، اگر می‌خواهید به جایی برسید، در نهایت باید بر مسدود کردن مسلط شوید.به این ترتیب، Street Fighter 6 مانند یک نسخه اصلاح شده از پیشینیان خود احساس می شود، اما نسخه ای که به لطف یک طرح کنترل جدید &quot;مدرن&quot; بسیار قابل دسترس تر است. اساساً، تعداد ورودی‌های مورد نیاز برای پرتاب کردن یک توپ آتشین مانند Ryu را ساده می‌کند. این احتمالاً نزدیکترین بازی مبارزه ای است که می تواند به حالت آسان داشته باشد و واقعاً خوب کار می کند. نکته خوب این است که به هیچ وجه جایگزین طرح کنترل کلاسیک نمی شود. شما می توانید با یک چیدمان سنتی بازی کنید، و استفاده از کنترل های ریز دانه بیشتر به این معنی است که کنترل بیشتری بر حرکات شخصیت خود دارید. با این حال، مدرن، هم رویای یک دکمه خرد کن است و هم دروازه ای به سوی چیزهای بسیار سرگرم کننده در Street Fighter .همه اینها به این معناست که اصول اساسی Street Fighter 6 کاملاً صحیح است. اما جالب ترین چیز در مورد این بازی نحوه بازی آن نیست – نحوه ساختار آن است. Street Fighter 6 به سه حالت تقسیم می شود. Fighting Ground در اصل یک بازی سنتی Street Fighter است. می‌توانید با دوستانتان مسابقات بازی کنید، نبردهای آنلاین رتبه‌بندی‌شده را پشت سر بگذارید، و یک حالت آرکید را به عنوان هر یک از شخصیت‌ها تجربه کنید، و از طریق عکس‌های کمیک به سبک کتاب‌های مصور بیشتر در مورد آنها بیاموزید. این یک حالت همان چیزی است که از یک بازی مبارزه ای معمولی انتظار دارید. اگر این همه استریت فایتر 6 بود، وحشتناک نبود.علاوه بر آن Battle Hub است که من نتوانستم قبل از راه اندازی آن را آزمایش کنم، اما به نظر می رسد یک تجربه آنلاین قوی است. به نظر می‌رسد یک بازی آینده‌نگر، پر از کابینت‌های پشت سر هم، و وقتی می‌بینید بازیکن دیگری در انتظار نشسته است، می‌توانید مسابقه را شروع کنید. مسابقات برنامه ریزی شده و رویدادهای ویژه دیگری وجود دارد که می تواند این مکان را به مکانی پر جنب و جوش تبدیل کند، یک چیز مهم، با توجه به وضعیت غم انگیز بازی های مدرن. اما باید منتظر بمانیم و ببینیم زمانی که مخاطبان بیشتری وارد بازی شدند، این کار چگونه انجام می‌شود.با این حال، چیزی که واقعاً مرا جذب کرد، حالت جدید تور جهانی است. این یک کمپین داستانی تمام عیار تک نفره است که در آن شما جنگنده خود را می سازید و برای کشف قدرت یا موارد مزخرف از این دست به جستجو می روید. شما شروع به کار در مترو سیتی - محیط مجاور نیویورک از سری Final Fight Capcom - زیر نظر لوک گوشتخوار دوست داشتنی می کنید. ایده این است که شما به‌عنوان یک مبارز خیابانی نوپا و بدخواه شروع کنید و به رتبه‌های بالاتر بروید.حالت واقعاً شبیه به سری Yakuza است . مترو سیتی یک مکان بزرگ است، اما نه کاملاً یک جهان باز، و شما می‌دوید و ماموریت‌هایی را از افراد مختلف انجام می‌دهید و با مشت‌های زیادی درگیر می‌شوید. جهان استریت فایتر کمی شبیه پوکمون است ، جایی که به نظر می رسد هر فرد مجردی با ایده نبرد وسواس دارد. در واقع، شما می توانید با هر کسی – از یک بریک دانسر گرفته تا یک پلیس گرفته تا مردی که در خیابان شیرینی و قهوه می فروشد – بروید و آنها را به مبارزه دعوت کنید. اراذل و اوباشی هم در اطراف می دوند که بنا به دلایلی جعبه و تلویزیون روی سر خود می بندند و بلافاصله به شما حمله می کنند.`این اساسا یک بازی RPG است، اما، می دانید، با نزاع و جدال با بند انگشت برهنه. شخصیت شما در حین مبارزه مهارت و تجربه به دست می آورد و می توانید در طول مسیر تجهیزات جدیدی بخرید. چیزی که بیش از همه مرا شگفت زده کرد - و دلیلی است که من کلمه یاکوزا را به زبان می‌آورم - راهی است که تور جهانی مرز بین صداقت و احمق را طی می‌کند. از یک طرف، فوق العاده احمقانه است. یک ماموریت اولیه شما را مجبور می کند به ایتالیا پرواز کنید تا یک قلاب به دست آورید تا بتوانید یک کیف تقلبی بسازید و در نقاط مختلف با حسابداران عصبانی و یخچال های هوشمند مبارزه کنید. در تلاش خود برای یادگیری از استادان و رقابت در مسابقات، می توانید کارهای جانبی درست کردن پیتزا را نیز انجام دهید و بدیهی است که به نابود کردن وسایل نقلیه قراضه کمک کنید.. اما یک قلب واقعی نیز در داستان وجود دارد، که - با همه احمقانه اش - در واقع در مورد یافتن خود و تجربه راه های مختلف زندگی است.با پیشروی در داستان، مکان‌های جدیدی را باز می‌کنید که می‌توانید با بازیگران اصلی Street Fighter 6 ملاقات کنید ، که بیشتر آنها شما را به عنوان یک دانش‌آموز زیر بال خود می‌برند. این صحنه ها اغلب خنده دار هستند. آنها می توانند جنبه جدیدی از شخصیت هایی را نشان دهند که برای همیشه وجود داشته اند، بنابراین می توانید بلانکا را به عنوان یک جاذبه توریستی ببینید یا به ریو کمک کنید که چگونه پیامک ارسال کند. (او از آن دسته افرادی است که همه پیام هایش را امضا می کند.)همچنین این روشی است که به آرامی هر یک از مبارزان مختلف را به شما آموزش می دهد. هنگامی که دانش آموز شوید، آواتار شما می تواند از سبک آن جنگنده استفاده کند، و شما به طور پیوسته حرکات ویژه آنها را با پیشرفت باز خواهید کرد. این به شما امکان می‌دهد بازی کنید و بفهمید که چه سبک مبارزه برای شما بهتر است، و همچنین می‌توانید حرکات معلمان مختلف را با هم ترکیب کنید تا شخصیت خود را شخصی‌سازی کنید. (شما می توانید آواتار خود را به مسابقات آنلاین در Battle Hub ببرید.)به طور مشابه، بسیاری از ماموریت‌ها در بازی حول یادگیری یک تکنیک خاص، مانند مسدود کردن، عقب‌نشینی، یا کشف نحوه استفاده واقعی از درایو سنج، متمرکز هستند. من چندین دهه است که بازی Street Fighter را بازی کرده‌ام، اما هنوز متوجه می‌شوم که برخی از پیچیدگی‌های مبارزه را یاد می‌گیرم که یا نمی‌دانستم، یا قبلاً به دلایلی نادیده گرفته بودم. اما درهم آمیختن این درس ها به عنوان ماموریت های کوتاه در حالت داستانی باعث شد که من به آنها توجه بیشتری داشته باشم. مطمئناً بسیار سرگرم کننده تر از مبارزه با یک ربات در حالت تمرینی است.دو مشکل وجود دارد که مدت‌هاست گریبان‌گیر بازی‌های مبارزه‌ای بوده است: نحوه روایت داستان و نحوه سوار شدن به بازیکنان جدید. این سبکی از گیم پلی نیست که به طور طبیعی خود را به روایت وامی دارد، و دشوار است که بدون از دست دادن عمقی که طرفداران فعلی به دنبال آن هستند، قابل دسترسی باشیم. Street Fighter 6 هر دوی این ها را به راحتی حل می کند. حالت تک نفره آن یک قسمت آموزشی است، یک قسمت داستانی حواس پرت از شخصیت. به طور جدی، این یک بازی است که باعث شد به Guile اهمیت بدهم، که فکر نمی کردم ممکن باشد. بهترین بخش این است که این حالت کاملاً افزودنی است – اگر هنوز هم می‌خواهید یک تجربه Street Fighter سنتی داشته باشید ، همانجا در Fighting Ground است. همه چیزهای جدید بر پایه یک جنگنده کلاسیک ساخته شده است.اما تور جهانی چیز کاملا جدیدی اضافه می کند. این هر دو به طرفداران قدیمی راه جدیدی برای تجربه این شخصیت ها و تازه واردان ارائه می دهد تا مقدمه ای بر فرنچایز و در واقع ژانر به عنوان یک کل داشته باشند. اما هنوز یک چیز وجود دارد که حتی Street Fighter 6 نمی تواند آن را حل کند - این گرفتگی در دستان من. https://gameplayshop.ir/product/street-fighter-6-ps5/ </description>
                <category>بازیتو</category>
                <author>بازیتو</author>
                <pubDate>Tue, 30 May 2023 15:48:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی بازی The Legend of Zelda: Breath of the Wild</title>
                <link>https://virgool.io/GamePlay/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-the-legend-of-zelda-breath-of-the-wild-hmwgzacriksn</link>
                <description>بازی  The Legend of Zelda: Breath of the Wild برای اولین بار در سال 2017 عرضه شد، هیچ کس به طور کامل متوجه نشد که بسیاری از طرفداران چقدر مشتاق آزمایش فیزیک و مکانیک بازی در جستجوی راه‌های خلاقانه برای کشف Hyrule هستند که تقریباً شبیه به تقلب است . از آنجایی که دیدن بازیکنانی که با دقت ترسناکی به ظاهر غیرممکن می‌آیند، شگفت‌انگیز بود، تصور اینکه نینتندو قصد داشته باشد مردم شیفته اشکالات بازی شوند، دشوار بود. حتی سخت‌تر بود تصور کنیم که ناشر قلع و قمع‌های جامعه Zelda را به عنوان فرصتی برای سرمایه‌گذاری تشخیص دهد.با این حال ، از همان لحظه ای که همه ما برای اولین بار تصاویری از گیم پلی بازی The Legend of Zelda: Tears of the Kingdom را دیدیم ، کاملاً مشخص شد که نینتندو به آنچه که مردم به طور غیرمنتظره ای در مورد نسل قبلی خود دوست داشتند، توجه زیادی داشته است. و به محض اینکه در طی یک رویداد پیش‌نمایش دستی اخیر، اولین moblin خود را با یک فلش هومینگ بیرون آوردم، به این حس قوی رسیدم که Tears of the Kingdom گیمرهایی خواهد داشت، چه هاردکور و چه معمولی، که در بهترین حالت ذهن خود را از دست می‌دهند.در طول چند ساعتی که مجبور بودم دو تکه کوچک (نسبت به بقیه نقشه) اما هنوز هم قابل توجه از دنیای فراتر از پادشاهی Tears of the Kingdom را کاوش کنم ، بازی بیشتر به نظر تکاملی بود تا انقلابی جسورانه. هر کسی که در حال بازی Breath of the Wild برای آماده شدن برای Tears of the Kingdom بوده است، در خانه با اکثر کنترل‌های بازی و جنبه‌های اساسی گردش در سراسر جهان خواهد بود - سوزاندن از طریق چرخ‌های استقامت برای دویدن، بالا رفتن، و سر خوردن احساس راحتی می‌کند. . اما زمانی که واقعاً شروع به استفاده از توانایی‌های جدید لینک برای تعامل با چیزهای اطرافش کردید - هیولاها، سلاح‌ها، بوته‌های پر از گل‌های بمب - Tears of the Kingdom.خود را به عنوان یک بازی فنی بسیار پیچیده تر و تخیلی تر از بازی قبلی خود نشان می دهد که چیزی می گوید.در حالی که می‌توانستید از شیکا اسلیت اصلی برای انجام انواع ترفندهای باورنکردنی استفاده کنید، Breath of the Wild همیشه اینطور به نظر نمی‌رسید که با این هدف طراحی شده بود که بازیکنان را وادار به استفاده از این گجت تا حد توان خود کند. در ابتدا، برخی از رون‌های جدید که در تبلت جادویی تازه‌سازی شده Tears of the Kingdom بارگذاری شده‌اند، مانند Recall و نام شوم Ultrahand، شبیه نسخه‌های سوپ‌آپ کلاسیک‌هایی مانند Stasis و Magnesis به نظر می‌رسند. اما برخلاف Breath of the Wild ، Tears of the Kingdom فعالانه شما را تشویق می‌کند که نه تنها از هر یک از قدرت‌های جدید لینک با فرکانس شگفت‌انگیزی استفاده کنید، بلکه در مورد روش‌های مختلفی که می‌توانید به طور بالقوه آنها را برای حل معماها و کشتن هیولاها استفاده کنید، فکر کنید.در حالی که Stasis به شما این قدرت را می‌دهد که دشمنان و اشیاء را در فضا منجمد کنید و با شارژ کردن آنها با انرژی جنبشی آنها را پرتاب کنید، Recall با فرستادن اجسام به عقب در فضا در طول مسیرهایی که در زمان‌های قبلی شروع به حرکت کرده‌اند، همه چیز را تغییر می‌دهد. راه خود را همانطور که می روند. Magnesis به شما این امکان را می دهد که اشیاء فلزی مانند بلوک ها و شمشیرها و صندوق های گنج فانتزی را شناسایی و دستکاری کنید. اما با استفاده از Ultrahand، Link می‌تواند اساساً هر شیء ایستاده‌ای را که پیچ نشده است حرکت دهد و آن را با دیگری ادغام کند تا بسازد... خوب، هر چیزی که می‌توانید از ضایعات قدیمی و فناوری جدیدی که در اطراف Hyrule پیدا می‌کنید بسازید. از میان تمام قدرت‌های جدید لینک، Ascend - یک ریف در Revali&#x27;s Gale که شما را به پرواز به سمت سقف‌ها می‌فرستد قبل از اینکه مانند کیت پراید در آن‌ها شنا کنید / از میان آن‌ها عبور کنید - ساده‌ترین راه در نحوه طراحی آن است که شما را به تفکر گسترده‌تر سوق دهد (و به صورت عمودی) در مورد اینکه چگونه می توانید در Tears of the Kingdom ’s Hyrule حرکت کنید. اما در کنار Ultrahand، توانایی Link&#x27;s Fuse – ترکیب ساده دو چیز برای ایجاد یک چیز قوی‌تر متفاوت – است که نمادی‌ترین حالت «بله، و...» است که نینتندو به عنوان بخشی اصلی از هویت بازی توصیف می‌کند.به‌عنوان کسی که بیش از آنچه من می‌خواهم اعتراف کنم ساعت‌های بیشتری را در کمین پایگاه‌های موبلین گذرانده‌ام، چیزی که در برخورد با گروه کوچکی از آن‌ها با استفاده از تیر و کمان بیشتر از همه مرا شگفت‌زده کرد این بود که چقدر لذت بردن از اشک‌های پادشاهی بستگی دارد . بر روی افرادی که با کنترل های پرش آن بسیار راحت می شوند.از آنجایی که تیرهای معمولی من ضعیف بودند، شمشیر استاد در ابتدای بازی در وضعیت بدی قرار داشت، و تعداد من بسیار بیشتر بود، به طور خلاصه فکر کردم که فریب دادن همه آنها از پله‌ها از روی صندلی‌هایشان پایین آمده و سپس آنها را به سمت بالا پیشی گیرم. راه محکمی برای عبور از آنها و هی، این بود. اما پس از اینکه به‌طور تصادفی Recall را راه‌اندازی کرد و متوجه شد که چگونه می‌توان از آن بر روی یک توپ بزرگ میخ‌دار استفاده کرد که برای له کردن من در حال غلتیدن بود، در جای خود کلیک کرد که چگونه بازی گزینه‌های متعددی برای شکست دادن دشمنانم به من ارائه می‌دهد.اولین باری که با توپ میخ‌دار روبرو شدم، برای آن آماده نبودم و نمی‌توانستم Recall را قبل از اینکه مرا از روی طاقچه به هلاکت برساند شلیک کنم. پیشی گرفتن از موبلین ها یا مبارزه با آنها با چوب به روش قدیمی همیشه گزینه هایی بودند که می توانستند کارساز باشند. اما هر چه هنگام مبادله بین ران های جدید راحت تر می شدم، تشخیص مواردی که می توان از آنها برای جنگ استفاده کرد آسان تر می شد. هنگام استفاده از Recall به عنوان یک سلاح، قطعاً در مورد توپ، مقداری منحنی یادگیری وجود داشت. اما این تلاش زمانی که توانستم توپ را به صورت پرتاب به داخل موبلین‌هایی که آن را رها کردند ارسال کنم و سپس با استفاده از فیوز آن را با سپر خود ادغام کنم، بسیار رضایت‌بخش‌تر شد تا یک اسلحه کوبنده مضحک ایجاد کنم که برای در هم کوبیدن هیولاها تا زمانی که آن‌ها پوف شوند، عالی است.بدیهی است که Ultrahand بسیار متفاوت از Recall عمل می کند و مانند Magnesis خود را به مبارزه نمی دهد. اما روشی که نیروی جدید از تکه‌های درخشان انرژی چسب مانند استفاده می‌کند تا نشان دهد چگونه اشیاء مختلف می‌توانند با هم قرار گیرند، کاملاً لذت‌بخش و رضایت‌بخش است - تقریباً به همان اندازه که دیدم ایده‌های من برای سازه‌های دستکاری شده توسط هیئت منصفه گرد هم آمده‌اند.وسیله Ultrahand که از آن هم برای ساختن تمام وسایل نقلیه جدید Tears of the Kingdom و هم برای دستکاری چیزهایی مانند سوئیچ های عظیم استفاده می کنید، به دلیل تأثیر قابل توجهی که می تواند بر دنیای اطراف شما داشته باشد و به دلیل تأثیرگذاری قابل توجهی بر دنیای اطراف شما به عنوان چشمگیرترین قابلیت های Link برجسته می شود . تا حد زیادی باعث کاوش در جزایر شناور جدید بازی در این آسمان می شود. اما در مدت زمانی که من بازی را انجام می‌دادم، فیوز بود که به شما امکان می‌دهد فوراً اسلحه‌های ذوب‌شده‌ای مانند تیرهای خانه‌دار، بمب و نور (مانند ایجاد منابع نور) در پرواز بسازید، که مانند اشک‌های پادشاهی امیدوارکننده‌ترین است  و نوآوری خوب فکر شده . https://gameplayshop.ir/product/tloz-tears-of-the-kingdom-nintendo-switch/ </description>
                <category>بازیتو</category>
                <author>بازیتو</author>
                <pubDate>Wed, 10 May 2023 15:46:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی بازی  Star Wars Jedi: Survivor</title>
                <link>https://virgool.io/GamePlay/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-star-wars-jedi-survivor-ymefu9vv3sv2</link>
                <description>امروز، ما قصد داریم به جدیدترین بازی جنگ ستارگان که تازه منتشر شده رو به شما معرفی کنیم.  این بازی دومین بازی از این سری پس از Jedi Fallen Order است که در سال 2019 منتشر شد.در این بررسی، همه چیز و هر چیزی که تاکنون در مورد این بازی منتشر شده است را بررسی خواهیم کرد. بنابراین این همه آن چیزی است که قبل از خرید Star Wars Jedi Survivor باید بدانید.گیم پلی بازی Star Wars Jedi Survivorاین بازی پنج سال پس از Fallen Order اتفاق می‌افتد، باعث می‌شود به میزان تجربه‌ای که کال در طول ماجراجویی‌هایش از زمان رویدادهای بازی اول به دست آورده است فکر کنید.در این بازی ما می‌توانیم چندین تفاوت را در سبک مبارزه و توانایی‌های کال ببینیم که اکنون می‌تواند از آنها استفاده کند که قبلاً قادر به انجام آن نبود، یکی از آنها استاندارد اصلی بازی است که شمشیرهای نوری دوگانه است.همانطور که در Fallen Order دیده می شود شما فقط می توانید قفل شمشیر نوری دو پره را در Zepho یا Dathamir با انجام جستجوی مربوطه و استفاده از مزایای آن در طول بازی باز کنید. زمانی که آن را داشتید، اما در واقع هرگز نتوانستید از دو مورد استفاده کنید. شمشیرهای نوری در بازی اول به طور یکباره، زیرا فقط گزینه یک شمشیر نوری تک یا دو پره را در اختیار شما قرار می دهد.نقد بازیاما به نظر می‌رسد در Jedi Survivor هر سه این گزینه‌ها را فوراً دریافت می‌کنید، زیرا می‌توانید تک دست، دوتایی، دو تیغه و گارد متقاطع را انجام دهید. اما به نظر می رسد که این بازی توانایی استفاده از دو دستی را تقویت می کند، زیرا این یک مفهوم جدید است که برای اولین بار در این سری بازی معرفی می شود .اما چیزی که می‌توانم اضافه کنم این است که آسیب‌های شمشیربازی دوگانه در مقایسه با تک باله ممکن است متفاوت باشد، زیرا همانطور که در Fallen Order دیده می‌شود، شمشیر نوری دو پره در واقع آسیب بسیار کمتری نسبت به شمشیر نوری تک‌بی وارد کرد، اما آسیب دید. خاموش سریعتر ضربه می زند.این منجر به این می شود که از آن فقط برای شکست دادن گروه های بزرگی از دشمنان استفاده شود تا اینکه برای یک دشمن یا یک رئیس استفاده شود.شمشیر هابنابراین، شمشیرهای نوری دوگانه در Jedi Survivor نیز ممکن است به دلایل تعادل مانند شمشیر نوری دو پره باشد، اما باید زمانی که کیم منتشر شد، ببینیم، اما برای Cross Guard، ما هیچ ایده ای نداریم که چگونه کار می کند. ، اما همانطور که در سه گانه دنباله دیده می شود، از آن الگوبرداری شده است.یکی دیگر از موارد اضافه شده در گیم پلی که در این بازی تغییر کرده است، استفاده Cal از Force است. استفاده کال از Force در این بازی از آخرین باری که او را دیدیم، به طرز قابل توجهی متنوع شده است. او در واقع قادر به انجام کارهای دیگری جز فشار دادن، کشش، آهسته کردن و دفع نبود.اما در JS Survivor، به نظر می‌رسد کال در نحوه استفاده از Force خلاق‌تر شده است، زیرا اکنون می‌تواند دشمنان خود را به روش‌های مختلف کنترل کند. همانطور که در صفحه نمایش دقیقاً در اینجا دیده می شود، هنگامی که او یک سرباز را به زور می کشد و او را وادار می کند که به دشمنان شلیک کند در حالی که با یک برش کامل بدن به پایان می رساند.نقد و بررسی Star Wars Jedi Survivor: این توانایی‌ها ممکن است بیشتر از نوار نیروی شما استفاده کنند، زیرا اولین حمله ای که ذکر کردم احتمالاً مدت زمان طولانی استفاده خواهد بود و افزایش نیرو احتمالاً به تعداد دشمنانی که همزمان بلند می‌کنید یا اندازه آن بستگی دارد. دشمن به عنوان مکانیک نیاز به تعادل دارد. درست مانند اینکه چگونه شمشیر نوری دو پره آسیب کمتر اما سرعت بیشتری دارد.هر چه بیشتر از نیروی خود استفاده کنید، از نوار نیروی شما بیشتر استفاده می شود. و آخرین چیزی که باید در مورد تریلر روشن شود این است که ابتدا باید سر دشمنان خود را قطع کنید، کاری که در بازی اول نتوانستید انجام دهید. مثلاً، به طور جدی، شما باید در واقع دست و پا به اندام دشمنان خود را قبل از اینکه از بین بروند، قطع کنید. بله، می دانم که تاریک است، اما این چیزی است که برای مدت طولانی در فیلم ها وجود داشته و من کاملاً می خواستم آن را در بازی واقعی ببینم.شما همچنین می توانید با دسته ای از این حیوانات ماقبل تاریخ که ظاهراً زنده و سالم هستند دوست شوید و آنها را سوار کنید. بله، شما می توانید روی یک پتروداکتیل و این حیوان پرواز کنید، که می توانید دشمنان را روی آن بکشید، که عالی است. چرا نمی خواهید دشمنان را در حالی که سوار بر یک جانور وحشی هستید بکشید؟ اما آخرین چیز این است که ما با این شخصیت معروف به Bode Akuna آشنا می‌شویم که مانند یک دستیار از Batman Arkham Knight عمل می‌کند، جایی که در واقع می‌توانید با او تک‌های ترکیبی اجرا کنید.خیلی جالب به نظر می رسد، و به نظر می رسد که او شخصیتی خواهد بود که از اینجا و آن طرف می آید، بنابراین در تمام طول سفر شما با شما نخواهد بود، که صادقانه بگویم، تصمیم بسیار خوبی است. اما من فکر می کنم او ممکن است یک شخصیت قابل بازی نیز باشد. مانند یک شوالیه Arkham، برای مثال، زمانی که برای مبارزه با هم متحد می شوید، می توانید در واقع به عنوان Night Wing بازی کنید.بنابراین وقتی این دعواها اتفاق می‌افتند، بود ممکن است یک شخصیت قابل بازی باشد، که همچنین توضیح می‌دهد که چرا با بسته‌هایی که در ابتدای ویدیو به آن اشاره کردم، یک بلستر دریافت می‌کنید، زیرا بود بالاخره یک مزدور است. و من فکر نمی‌کنم به این زودی شاهد کایل، جدی باشیم که از یک بلستر به عنوان شکل اصلی حمله خود استفاده می‌کند. و جدای از آن، محتوای اضافی زیادی برای هرکسی که به دنبال چالش است، مانند اتاق Jedi Chamber of Puzzle Rooms به این بازی اضافه شده است.در مقایسه با اتاق‌های پازل در طرح اول که یا در مقبره‌های جدی یافت می‌شوند یا فقط در سرتاسر سیاره پراکنده شده‌اند، این اتاق‌های پازل در طرحی بسیار بزرگ‌تر گرفته شده‌اند که از نظر بصری شگفت‌انگیز و بسیار بزرگ‌تر از هر یک از پازل‌های دیده‌شده در آخرین بازی.و صحبت در مورد طرح بزرگتر برای هرکسی که خواهان ماموریت های جانبی است، جدا از این اتاق های پازل، اکنون می تواند محیط بسیار وسیع تری از خود این سیارات را کشف کند. این سیارات در سطوح مختلف اندازه هستند زیرا جادارتر هستند و چیزهای بیشتری را می توان به میل بازیکن کاوش کرد.بنابراین اگر یک کاوشگر هستید و فقط می خواهید در هر گوشه و هر یک از این سیارات جستجو کنید، می توانید. و این فقط احساسی است که باید از چنین بازی ای دریافت کنید.این احساس که شما فقط می توانید هر چیزی و هر کجا که بخواهید کشف کنید، فقط برای پیدا کردن هر چیزی که در گوشه و کنار به دنبال آن است، زیرا در نهایت شما جدی هستید. https://gameplayshop.ir/product/star-wars-jedi-survivor-ps5/ </description>
                <category>بازیتو</category>
                <author>بازیتو</author>
                <pubDate>Fri, 28 Apr 2023 02:46:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی بازی Resident Evil 4</title>
                <link>https://virgool.io/GamePlay/re4-remake-lijtxzm4cdmi</link>
                <description>بازسازی Resident Evil 4 با قدرت شروع می شود. مکانیک های هدف گیری به روز و تزریق تازه ای از قدرت پردازش، این را به هیجان انگیزترین نسخه RE4 Capcom تبدیل کرده است که تا به حال ارائه شده است، و لئون کندی حتی با کاشت چانه جدیدش بهتر از همیشه به نظر می رسد. این بازسازی در چند ساعت اول به خوبی اجرا می شود، زیرا لئون تیراندازی می کند و در دهکده مه آلود اسپانیایی که las plagas مردم محلی را به هیولاهای شاخک های قاتل تبدیل کرده است، راهش را با چاقو می زند. این صحنه های اولیه، که در میان ساختمان های چوبی کج و سواحل یک سیستم غار پیچ در پیچ اتفاق می افتد، لحن غرق در خون بازی را ایجاد می کند و تعادل رضایت بخشی را در مدیریت دارایی، حل پازل و تیراندازی سوم شخص مدرن ارائه می دهد.با افزایش پیچیدگی بازی، دست و پا چلفتی می شود. رویکرد Capcom برای مدرن‌سازی RE4، افزودن دشمنان بیشتر، محیط‌های تنگ و پرتاب مهمات کمتر است – که همه اینها می‌تواند منجر به یک تجربه اکشن پرتنش شود، اگر کنترل‌های آن ثابت باشد. همانطور که پیش می‌آید، بازسازی RE4 با انیمیشن‌های کند و سکانس‌های مبارزاتی خسته‌کننده مواجه است. لئون دائماً احساس ضعف می‌کند، نمی‌تواند از حملات اولیه فرار کند یا به طور قابل اعتمادی شلیک کند.اولین دیدار با RE4بازی Resident Evil 4 زمانی که در سال 2005 عرضه شد، استاندارد بازی‌های اکشن و ترسناک را تعیین کرد، و نسخه بازسازی شده زمانی که نوآوری‌های نسخه اصلی را در بر می‌گیرد، می‌درخشد: تیراندازی دقیق از روی شانه و فضایی که نبرد و وحشت را در هم می‌آمیزد. با این حال، بازسازی به سرعت تمرکز خود را از دست می‌دهد و به نظر می‌رسد که بسیاری از تلاش‌های کپکام روی دشمنان و محیط‌های ارتقاء داده شده است و لئون را در غبار عصر GameCube باقی می‌گذارد.بازسازی RE4 باس فایت های جدید و دشمنان سرسخت را معرفی می کند و همچنین به لئون اجازه می دهد حملات قدرتمندی را پشت سر بگذارد. گاهی. قابلیت جداسازی تنها در صورتی در دسترس است که لئون یک چاقو در حالت آماده به کار داشته باشد، و هنگامی که فرمان ظاهر می‌شود، به راحتی توسط ضربه‌های محیطی، اقدامات دشمنان دیگر و انیمیشن‌های خود لئون قطع می‌شود. مانند بسیاری از حرکات لئون، توانایی پاری به سادگی بیش از حد ناسازگار است که راضی کننده نیست، و به طور کلی هیچ کاری برای افزایش تنش صحنه های مبارزه نمی کند.این بازسازی اغلب لئون را در مرکز گروهی از دشمنان قرار می دهد، بدون اینکه گزینه ای برای فرار سریع از حملات دریافتی وجود داشته باشد. او باید شلیک کند یا راهش را در میان گروه ترکان و ترکان فشار دهد - اما طوری می دود که انگار تا زانو در لجن فرو رفته است، و حتی یک گلوله به سر همیشه یک فرقه پرشور را متوقف نمی کند. در همین حال، حملات دشمن همیشه لئون را قطع می کند. حرکت کند برای تجربه چهار بازی اصلی Resident Evil معتبر است، و این چیزی است که بازسازی‌های RE2 و RE3 به طور خاص به آن می‌پردازند و کنترل‌ها و محیط‌های به‌روز شده‌ای را ارائه می‌دهند که در سخت‌افزار مدرن احساس راحتی می‌کنند. در مقایسه با آن بازی‌ها، RE4 ناتمام یا حداقل ناتمام به نظر می‌رسد.بخش Boss Fightیکی از باس فایت‌هایی که کپکام برای بازسازی دوباره طراحی کرد، علیه مندز، کشیش جهش یافته با ستون فقرات بسیار بلند است. در نسخه اصلی، مندز مجموعه‌ای از حملات تکراری را از تیرهای یک کشتارگاه در حال سوختن انجام می‌دهد. در بازسازی، مندز به عقب برمی‌گردد تا کنده‌های شعله‌ور و طبل‌های نفت منفجره را به سمت لئون پرتاب کند، قبل از اینکه برای درگیری‌های نزدیک به جلو هجوم آورد و چند بار این موقعیت‌ها را تغییر دهد. با وجود اینکه محیط در بازسازی بزرگتر است، شعله هایی در آن تنگ است که هر زمان که لئون آنها را لمس کند، حرکات او را مختل می کند. مندز و اشیایی که پرتاب می کند به سرعت حرکت می کند، در حالی که لئون دارای توانایی دویدن کند است، هیچ راهی برای طفره رفتن سریع ندارد و انیمیشن های بی حال برای بارگذاری مجدد، بازیابی آیتم ها، لمس آتش و چاقو زدن دشمنان دارد. مندز در اینجا به نظر یک شخصیت کاملاً بازسازی شده است.من چند بار در حالی که می خواستم مندز را شکست دهم مردم - و آن موقع بود که کپکام با من شوخی کرد. من در حالت استاندارد بازی می‌کردم، و در طول صفحه‌های مرگ مندز، بازی از من خواست که حالت Assisted را که کمترین درجه سختی است، روشن کنم. من معمولاً این کار را در طول بررسی انجام نمی‌دهم، اما بعداً ده‌ها تلاش خشمگینانه انجام دادم و من تسلیم شدم، بدون خواندن چاپ دقیق، تأیید را فشار دادم. حالت کمکی بازی را فوق العاده بخشنده می کند و من به راحتی مندز را در اجرای بعدی شکست دادم.و بعد من اصلاً نتوانستم تنظیمات سختی خود را تغییر دهم. این را در نظر داشته باشید: حالت کمکی در RE4 دائمی است .من چند دقیقه بیشتر با کمترین درجه سختی بازی کردم، اما واقعاً احساس می‌کردم یک بازی متفاوت از نسخه استاندارد، بدون تنش یا خطر. خوشبختانه، من در پلی استیشن 5 بودم، که فقط هنگام خروج از بازی، ذخیره‌های ابری را همگام‌سازی می‌کند. اتصال اینترنت کنسول را خاموش کردم، بازی را بستم و سپس فایل ذخیره قدیمی را از قبل از تغییر تنظیمات دانلود کردم. سپس مندز را به روش قدیمی، در سختی استاندارد شکست دادم و با ترسی تازه از تغییر تصادفی حالت Assisted در روحم ادامه دادم.نقد و بررسی بازی RE4 Remake در PlayStation 5تغییر حالت رو به پایین دائمی یک ویژگی استاندارد در بازی های Resident Evil است، اما به نظر من گیج کننده است. این به ویژه گیج کننده است زیرا RE4 به طور فعال بازیکنان استاندارد را تشویق می کند تا حالت Assisted را در بارگذاری صفحه نمایش و منوهای مرگ امتحان کنند. من از کپکام پرسیدم که چرا تیم RE4 را به این شکل طراحی کرده است، و یکی از سخنگویان گفت: &quot;حالت سختی که بازیکن بازی را با آن کامل می کند، پیامدهایی برای دستاوردها و تروفی های درون بازی دارد.&quot; این به طور کامل به این سوال برای من پاسخ نمی‌دهد: بسیاری از بازی‌های اکشن دارای تنظیمات دشواری پویا بدون ایجاد اختلال در دستاوردها هستند، و این پاسخ به تصور من مبنی بر اینکه Capcom یکپارچگی تروفی‌ها را بر دسترس‌پذیری اولویت می‌دهد، پاسخ نمی‌دهد. https://gameplayshop.ir/product/resident-evil-4-remake-ps5/ </description>
                <category>بازیتو</category>
                <author>بازیتو</author>
                <pubDate>Sun, 19 Mar 2023 03:39:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی بازی Wo Long Fallen Dynasty برای PlayStation 5</title>
                <link>https://virgool.io/GamePlay/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-wo-long-fallen-dynasty-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-playstation-5-okxlqfxlzcba</link>
                <description>معرفیکمپانی Team Ninja به خاطر ساخت برخی از رضایت‌بخش‌ترین بازی‌های اکشن در اطراف، شهرت زیادی به دست آورده است، و به سرعت از سری اکشن Ninja Gaiden با اکتان بالا به هیجان‌های Soulslike Nioh منتقل شده است. آخرین تلاش آن، Wo Long: Fallen Dynasty، یک ویترین غیرقابل بخشش اما عمیقاً پرارزش از دیوانگی است که مطابق این اصل و نسب است. شمشیر بازی روان، باس فایت های درخشان و سیستم های جدید، توانایی تیم نینجا را در ایجاد تجربیات بی امان ثابت می کند. اگرچه نیمه پشتی آن به دلیل کمبود تنوع دشمن با مشکل مواجه شده است، اما دوئل های برق آسا آن را به یکی از لذت بخش ترین عناوین اخیر تبدیل کرده است.این بازی  نسخه‌ای از چین در قرن دوم با الهام از رمان کلاسیک عاشقانه سه پادشاهی ، ما یک سرباز شبه‌نظامی ناشناس را دنبال می‌کنیم که آنها به جنگی بر سر یک اکسیر جاودانگی کشیده می‌شوند. در حالی که طرفداران کتاب احتمالاً از جنگیدن در کنار چهره‌های مورد علاقه‌شان لذت خواهند برد، این روایت با داستان‌گویی که چیزی بیشتر از لباس‌پوشیدن است، تفاوت‌های ظریف یا عمق آن‌ها را نشان نمی‌دهد.با این حال، در حالی که نوشته غیرقابل توجه است، نبردها جذاب هستند. کسانی که با Soulslikes آشنا هستند با سیستم‌های پیشرفت مشابه Wo Long، ویژگی‌های آنلاین و دشواری‌های بی‌رحمانه مشترک احساس راحتی می‌کنند. به طور دقیق تر، مبارزه اصلی مستقیماً تحت تأثیر Sekiro: Shadows Die Twice است، که بر حملات متقابل تأکید می کند تا در نهایت بتوانید قدرت دشمن خود را بشکنید و یک ضربه مهلک به دست آورید.در حالی که عناوین زیادی سعی کرده‌اند این عناصر را به نتایج متفاوت تقلید کنند، Wo Long: Fallen Dynasty همان شادی و ناامیدی را در بازی‌هایی که الهام‌بخش آن هستند، تداعی می‌کند، دوئل‌های آن با کنترل‌های دقیق و دشمن تلگراف‌شده به‌خوبی، شدت بند سفید را به تصویر می‌کشد. حملات در اینجا، ضربه‌های انحرافی به شما امکان می‌دهد روح را بسازید، که می‌تواند برای تقویت دفاع‌های خود، انجام حرکات قدرتمند یا اجرای طلسم‌های رضایت‌بخش با مضمون عنصر استفاده شود. تاب خوردن شمشیر، ضربه زدن از هیولاهای غول پیکر، و حتی صاعقه، که هرکدام با صدای موزیکال فولادی همراه است که باعث ایجاد گزگز می شود. مبادلات می توانند عمدی باشند در حالی که نقاط ضعف را بررسی می کنید و به طور تاکتیکی از روح خود استفاده می کنید، یا در یک چشم به هم زدن یک ضربه انتقادی غیرقابل انسداد را انجام می دهید، قدرت دشمن را در هم می شکند و آنها را در یک لحظه هیجان انگیز نابود می کنید. هنگامی که با باس فایت‌های باشکوه ترکیب می‌شود، یک پیشرفت انعطاف‌پذیر که به شما امکان می‌دهد آزادانه به شخصیت خود احترام بگذارید، و سطوح طراحی‌شده‌ای که به اکتشاف دعوت می‌کنند، در بهترین حالت، این یکی از بهترین اکشن‌های ورودی است.متأسفانه، چند اشکال قابل توجه وجود دارد. واضح‌تر از همه، آن را در برابر زمان طولانی خود در نیمه آخر خود تحت فشار قرار می‌دهد، که منجر به کشش‌های خسته‌کننده‌ای می‌شود که به اندازه کافی چالش برانگیز نیستند. دشمنان منحصر به فرد بسیار کمی برای تجربه مبتنی بر به خاطر سپردن الگوها وجود دارد، و این باعث می شود که شبیه یک بازی ریتمی باشد که همان آهنگ ها را اغلب تکرار می کند. مزاحمت های دیگر عبارتند از سیستم لوت حواس پرتی و مشکلات فنی قابل توجه، مانند پنجره های بازشو و افت نرخ فریم در مناطق بزرگتر.اما حتی از آنجایی که نیمه دوم آن با آنچه که قبلا آمده بود مطابقت نداشت، Wo Long: Fallen Dynasty لذت بسیار خوبی است. عمل آن دقیق و پاسخگو است، و یادگیری پیچیدگی های هر دشمن به شدت رضایت بخش است. در حالی که ای کاش کشش پشت آن کم می شد یا دشمنان مختلفی داشت، این عنوان کمیاب است که تمرکز خلسه مانند و لحظات سرخوشی پیروزی را القا می کند. ممکن است به اوج آثاری که از آن الهام گرفته‌اند نرسد، اما دور از دسترس نیست. https://gameplayshop.ir/product/wo-long-fallen-dynasty-ps5/ </description>
                <category>بازیتو</category>
                <author>بازیتو</author>
                <pubDate>Mon, 06 Mar 2023 19:49:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی بازی Hogwarts Legacy</title>
                <link>https://virgool.io/GamePlay/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-hogwarts-legacy-qktgow36lz9l</link>
                <description>بازی Hogwarts Legacy تلاش می‌کند بین اصالت و شتاب عمل خود تعادل برقرار کند، اگرچه کار خوبی برای پنهان کردن تنش بین سیستم‌های نقش‌آفرینی، جهان باز و اکشن ماجراجویی خود دارد. ایستادن در کنار دریاچه بزرگ، خیره شدن به مدرسه جادوگری و جادوگری هاگوارتز، انکارناپذیر است. همانطور که دره‌های اطراف هاگزمید را با چوب جارو جارو می‌کنیم، اما نگاهی اجمالی به برج‌ها و برج‌های متعدد آن که آسمان پرستاره را سوراخ می‌کنند، می‌بینیم. یا در حالی که در اعماق جنگل ممنوعه و فراتر از آن با جانوران و جادوگران تاریک مبارزه می‌کنید، سایه‌ی قلعه‌ی وسیع را در افق‌های دور ببینید.هری پاتر و سنگ فیلسوف، و آثار پس از آن، یک دنیای فانتزی جذاب پر از جادو، هیولا، رویه ها و سیاست ایجاد کردند. ما این موضوع را از منظر پسری که زندگی می‌کرد بررسی کردیم، هرچند این مدرسه‌ای است که او در آن حضور داشته است که توجه را به خود جلب کرده است. هاگوارتز به خیابانی برای ماجراجویی و تکالیف عجیب و غریب تبدیل شد، جایی که بچه‌های منتخب می‌توانستند در طلسم‌سازی مهارت پیدا کنند و اسرار بافته شده در بافت قلعه را کشف کنند.در سطح سطحی، میراث هاگوارتز این را کاملاً درک می کند. به همین دلیل است که می توانید ساعت ها بیکار در راهروهای هزارتویی قدم بزنید. چرا شما آزادید که از معماری بزرگ قدیمی شگفت زده شوید. برای تعقیب مظاهر، شکار اسرار، و گوش دادن به مشاجره دانشجویان در مورد نقاط خانه بدون وقفه. میراث هاگوارتز این بخش از فانتزی را با یک تفریح ​​جاه طلبانه در محوطه مدرسه توسعه‌دهنده نرم‌افزار Avalanche قول داد که میراث هاگوارتز به ما اجازه می‌دهد «زندگی را به عنوان یک دانش‌آموز در مدرسه جادوگری و جادوگری هاگوارتز تجربه کنیم». حقیقتی در این موضوع وجود دارد، زیرا می‌توانید در مجموعه‌ای از کلاس‌های دارای متن فوق‌العاده شرکت کنید: نجوم، طلسم، دفاع در برابر هنرهای تاریک، گیاه‌شناسی، تاریخچه سحر و جادو، معجون‌ها، و تغییر شکل، و دروس انتخابی مانند مراقبت از موجودات جادویی و فال. اما این جلسات زودگذر هستند - فرصت‌های کمیاب برای احساس یک دانش‌آموز معمولی هاگوارتز قبل از اینکه حقیقت پنهان دنیای جادوگری توجه کامل شما را بخواهد. سعی کنید، شما معمولی نیستید. شما شخصیتی هستید که به صورت سفارشی ساخته شده‌اید با گزینه‌های لباس و مدل موی بیشتری نسبت به یک دانش‌آموز معمولی، و قدرت استفاده از یک شکل قدیمی از جادو. این انرژی که مدت‌ها خفته است، قدرت ایجاد یا تخریب را دارد، و پتانسیل شما باعث می‌شود که شما را به عنوان یک سال پنجم دیرتر پذیرش به مدرسه شبانه‌روزی اعزام کنند. دنیای جادوگری را نجات دهید و قبل از امتحانات OWL دست به کار شوید. حتی قبل از اینکه خطر فزاینده جانوران فاسد، شکارچیان جادوگر تاریک و شایعات شورش اجنه را در نظر بگیرید، یک پیش‌فرض روایی شلوغ است.  این یک کادربندی درهم و برهم است، حتی برای یک ماجراجویی که به وضوح چند درس را در مدرسه Assassin&#x27;s Creed طراحی بازی جهان باز آموخت. بهمن یک تفریح ​​زیبا از هاگوارتز و هاگزمید ساخت و زندگی را در دهکده های فراموش نشدنی که این دو جاذبه اصلی را احاطه کرده اند، دمید. توجه به جزئیات اغلب حیرت‌انگیز است، با فاصله‌هایی که بین توصیف‌های واضح آن‌ها روی کاغذ و نحوه ثبت آن‌ها روی فیلم قرار می‌گیرد. این دنیایی است که شما دوست دارید در آن زندگی کنید. پس شرم آور است که این توجه به اصالت با یکنواختی اعمال نمی شود - دنیای جادوگران مستقر در صورت لزوم پوشیده شدن در شنل نامرئی است. اساتید در مورد اهمیت مطالعات صحبت می کنند، اما فرصت های کمی برای درگیر شدن با تکالیف مدرسه خارج از خطوط اصلی جستجو وجود دارد. دانش‌آموزان اغلب در مورد مجازات‌هایی صحبت می‌کنند که هرگز به سراغ شما نمی‌آیند، صرف نظر از اینکه آیا در حال کشاورزی منابع در جنگل ممنوعه هستید یا نفرین‌های نابخشودنی را علیه هر چیزی با نوار سلامتی پرتاب می‌کنید. گشت و گذار در هاگزمید به آخر هفته ها محدود نمی شود، که وسایل جادویی مانند The One-Eyed Witch Passage را کاهش می دهد. هاگوارتز مقررات منع آمد و شد دارد، اما فقط برای پشتیبانی از ماموریت های مخفی کاری غیرقابل تحمل اجرایی می شود. میراث هاگوارتز یک شبیه سازی نیست. گاهی اوقات شما آرزو می کنید که ای کاش چنین بود - می دانم که مطمئناً انجام دادم. میراث هاگوارتز به قوانینی که زیربنای دنیای جادوگران است اهمیت چندانی نمی‌دهد و در برقراری ارتباط با آنچه مجاز است و مجاز نیست، کار ضعیفی انجام می‌دهد. برای یک مدرسه 1000 نفری، راهروها، کلاس‌ها و اتاق‌های مشترک به‌طور شگفت‌انگیزی کم هستند، و دانش‌آموزانی که با آنها برخورد می‌کنید نقاط نادری از گفتگو و تعامل دارند. اگر تا به حال یک بازی برای مینی‌بازی‌های تصادفی فریاد می‌زد - Exploding Snap، Wizard&#x27;s Chess، Gobstones - این بازی میراث هاگوارتز است، اگرچه فرصت‌های کمی را برای حضور در خارج از ماجراجویی ارائه می‌دهد. https://gameplayshop.ir/product/hogwarts-legacy-ps5/ من یک بازیگر پس زمینه در هری پاتر و سنگ فیلسوف بودم و مشتاق بودم از میراث هاگوارتز برای کشف برخی از خاطرات زنده استفاده کنم. وقتی تزیینات پاییزی بالا رفت، سریع به سالن بزرگ رفتم و بلافاصله جایی را که نشسته بودم، پیدا کردم که پروفسور کویرل با ادعای وجود یک ترول در سیاهچال، جشن های شب همه مقدسین را به هم زد. اینجاست که فهمیدم هیچ گزینه ای برای نشستن و گذراندن اندکی در دنیا و غوطه ور شدن در محیط در کنار همکلاسی های هافلپاف وجود ندارد. بنابراین من به طرز ناخوشایندی آنجا ایستادم تا طلسم کنم، نقشه را باز کردم و سریع به گوشه ای غیرقابل تعریف از Upper Hogsfield سفر کردم - یک معامله گر به من نیاز دارد تا Mooncalf گم شده اش را پیدا کنم. که شما نمی توانید از فضای این فضاها در شخصیت لذت ببرید- یا حتی در حالت عکاسی - یک فرصت از دست رفته است. </description>
                <category>بازیتو</category>
                <author>بازیتو</author>
                <pubDate>Thu, 09 Feb 2023 20:11:18 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>