<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های بهنام صباغی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@behnamsabaghi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 15:43:45</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/6518/avatar/tzMcvc.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>بهنام صباغی</title>
            <link>https://virgool.io/@behnamsabaghi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بزرگتر فکر کن</title>
                <link>https://virgool.io/moderncpp-ir/%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%DA%A9%D9%86-tx4wbvr4suvx</link>
                <description>بزرگتر فکر کنخیلی از دوستان سوال میکنند که چطوری برنامه نویس بهتری باشیم؟ جوابش میشه این که هیچ وقت به جایی که داری اکتفا نکنی البته نمیگم مدام ناراضی و ناراحت باشی بلکه باید به جایگاهی که داری احترام بذاری و سعی کنی بهترین باشی توش ولی همیشه باید نگاهت به جایگاه بالاتر باشه پیشنهاد اولم اینه که موزیک سفارشی از یاس رو گوش بدید جذابه و توی یک قسمتش میگه : «هرکی هرچقدر که رویاشه فرش قرمز دنیا زیر پاشه»فرمول خشنودی و رضایت هم خیلی سادست یادم نیست کجا خوندمش دو راه برای رسیدن به رضایت داریم:یا به اندازه تلاشت آرزو کنیا به اندازه آرزوهات تلاش کنخب اجازه بدید یک مقدار تمثیلی تر جلو بریم فرض کنید شما یک برنامه نویس متوسط یا مبتدی توی یک شرکت متوسط هستید:خوشحال باشیددر مرحله اول خوشحال باشید از این که کار دارید و کار رو شروع کردید.خودت رو قوی کن ولی به همین قانع نباشید تلاش کنید که خودتون رو قوی کنید و جایگاهتون رو تغییر بدید از مبتدی به سمت متوسط و از متوسط به سمت حرفه‌ای.لوستر نباشبرای پیشرفت سعی نکن مدام توی دست و پای بقیه باشی درسته که سوال کردن از حرفه‌ای تر ها باعث میشه زندگی شیرین تر باشه و خیلی سریع تر به جواب برسی ولی یادت باشه این سوال پرسیدن جواب رو بهت میده نه راه رسیدن بهش رو پس یاد بگیر به خودت اتکا کن و در صورت ضرورت از بقیه بپرس.بپرسبرعکس مورد بالا داریم افرادی رو که اصلا سوال نمیپرسند و بعضی وقتا ساعت‌ها یا روزها دست و پا میزنند تا یه موضوع رو خودشون حل کنند خب درسته که نباید دنبال جواب باشی ولی حرف‌ه‌ای تر ها کوهی از تجربه هستند از تجربشون استفاده کن و ازشون سرنخ بگیر و خودت به جواب برس.جابجا شوشاید اول کار مهم نباشه سطح شرکتی که باهاش شروع می‌کنی چی هست البته اگر میتونید قبل از شروع به کار توی شرکت ها خودتون رو قوی کنید و با شرکت های قوی شروع کنید ولی برای همه این امکان نیست و حتی ممکنه وقتی شروع میکنیم به نظرمون شرکت خوبی باشه ولی وقتی جلو میریم متوجه بشیم که این شرکت اون مدینه فاضله‌ای که فکر می‌کردیم نیست خب نباید با اولین اشتباه تا آخر عمر سوخت اگر حس میکنی توی جایی که هستی راضی نیستی یا بهت به اندازه‌ای که باید بها نمیدند خب چند جا برو مصاحبه و اگر جای بهتری پیدا کردی جابجا شو و اصلا از جابجایی نترس.در حال تخم گذاری نباشدرسته که باید جابجا بشی ولی مراقب جابجایی زیاد باشید بهتره دقت کنید تا به یک شرکت بد راه پیدا نکنید تا این که برید و مثلا زیر یکی دو سال از شرکت جدا بشید چون وقتی به رزومتون نگاه می‌کنند و می‌بینند مدام در حال جا عوض کردن بودید خیلی روتون حساب نمی‌کنند پس مراقب جابجاییتون باشید و جابجایی موثر داشته باشید.بت نسازبعضی وقتا افرادی که توی حوزه کاریت یا شرکت می‌بینی خیلی حرفه‌ای به نظر می‌رسند یادت باشه ازشون بت نسازی بدون هرکس ایراد‌هایی داره و چیزی که توی شروع یک رابطه میتونه کمک کننده باشه و رابطه رو به یک رابطه موثر تبدیل کنه نگاه همکاری و تعامل هست یعنی وقتی یه حرفه‌ای می‌بینی سعی نکنی توی دست و پاش باشی و همینطور رابطه دوستانه باهاش داشته باشی و نگاهت بهش از پایین به بالا نباشه یعنی اون رو یه فرد خیلی عجیب و قریب و دست نایافتنی نبینی باید بتونی در یک سطح باهاش قرار بگیرید و بدونی اونم یه نفره مثل تو یه چیزایی رو میدونه که تو نمیدونی و تو هم یه چیزایی میدونی که اون نمیدونه و میتونی از همین دو موضوع استفاده کنی تا از ارتباط سود ببری یعنی وقتی به کمکت نیاز داره کمک کنی و وقتی نیاز داری کمک بگیرینچسباین مورد رو به خیلی چیزا میشه نسبت داد مثلا این که به شرکتی که هستی نچسب زیاد دیدم افرادی رو که مدت زیادی توی یک شرکت بودند و وقتی میاند برای مصاحبه میبینم هیچ چیزی جز دانشی که شرکت قبلی نیاز داشته بلد نیستند درسته ممکنه حوزه کاری شما توی شرکت برنامه برای دسکتاپ و پلتفرم ویندوز باشه ولی بهتره یاد بگیری که چطور میشه برای لینوکس خروجی گرفت یا حتی برای موبایل چطور میشه اپ توسعه داد یا حتی سرور نویسی یاد بگیری و با موضوعات مختلف آشنا بشی در یک کلام نچسب به موضوعی که بهت دادند تا کار کنی ایده‌ها و آروزهای خودت رو داشته باش و دنبالشون کن.مطالعه کنامروز روش های زیادی برای یادگیری هست ولی همچنان هیچ چیز تو رو مثل مطالعه کتاب عمیق نمی‌کنه توی دانشی که داری در واقع وقتی مطالعه میکنی ریز به ریز جزئیات کار در میاد البته هر کتابی هم ارزش خوندن نداره باید دقت کنی چه کتابی داری میخونی.گراز نباشگراز حیوان قوی و قشنگیه ولی وقتی حرکت میکنه فقط جلوش رو میبینه اگر داری روی یه موضوع کار میکنی توی شرکت دلیل میشه مطالعاتت و کل زندگیتو بذاری روی اون موضوع به بقیه موضوعات هم نگاه کن و دنبال کندقت کنتوی کد زدن همیشه دقت کن اگر هم به مشکل خوردی بهتره بجای ران کردن مداوم و دیباگ کردن اگر کدت منطق داره یه نیم نگاهی به منطقش بندازی چون وقتی داری دیباگ میکنی فقط یه سناریو داره تست میشه ولی وقتی منطق رو بررسی میکنی مشکلات منطقی کارت در میادبقیه قرار نیست کاری برات بکنندخیلی وقتا شده همکاریمو به هم زدم سر این که طرف فاز پدری برداشته و یا فاز بزرگ تری یا حتی نعوذ بالله فاز خدایی مثلا میگفت با ما پیش برو خودم برات طرح دارم میخوام فلان کارو کنم برات و .... من هیچ وقت از این ادبیات نه خوشم اومده نه اجازه دادم کسی این حرفو بهم بزنه قرار نیست کسی برای من کاری کنه من خودم برنامه دارم و دارم آیندمو میسازم نیازی هم به لطف کسی ندارم اگرم با کسی همکاری میکنم سودش دو طرفست هم شرکت سودش رو میبره چون کار میکنم و پروژه میزنم و کلی پول به جیب میزنه و یا کارش راه میوفته و منم دارم حقوقم رو میگیرم آدم باید با خودش صادق باشهخب فکر میکنم خیلی طولانی شد بقیش باشه برای بعدعلی یارتون</description>
                <category>بهنام صباغی</category>
                <author>بهنام صباغی</author>
                <pubDate>Tue, 22 Jun 2021 21:54:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهممیت و کاربرد لاگ در نرم افزار</title>
                <link>https://virgool.io/moderncloud-ir/%D8%A7%D9%87%D9%85%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-gdc9d8nriz1b</link>
                <description>logشاید لاگ در برنامه‌های نوشته شده توسط خیلی از توسعه دهندگان مورد توجه قرار نگیرد، یا شاید کمتر کسی زمان تعریف پروژه به اهممیت لاگ گیری توجه کند و کمتر کسی برای تحویل گرفتن یک پروژه نرم‌افزاری به لاگ توجه کند. اما در این مقاله سعی دارم در مورد اهممیت لاگ صحبت کنم.برای منسجم تر شدن موضوعات را به چند قسمت تقسیم می‌کنم و هرکدام را در پستی جدا تشریح می‌کنم.لیست موضوعات:کاربرد‌های لاگ گیری نحوه انجام لاگ گیری در پروژه‌های مختلفمعرفی ابزارهای لاگ گیریلاگ در نرم افزار جایگاه مهمی دارد اما کمتر کسی به این جایگاه توجه کافی را دارد.از ابتدایی ترین کاربردهای لاگ در نرم افزار میتوان به مشاهده وضعیت نرم‌افزار اشاره کرد به این منظور که وقتی برنامه در حال اجرای قدم‌های مختلف است لاگ به ما کمک می کند که متوجه شویم برنامه در کدام قدم است و با چه تنظیماتی در حال اجراست. البته شاید در نظر بعضی دوستان لاگ در نرم‌افزار‌های با رابط کاربری گرافیکی اهممیت زیادی نداشته باشد چون وضعیت و تنظیمات نرم‌افزار معمولا در صفحه اصلی و صفحه تنظیمات قابل مشاهده است اما دقت کنید که در لاگ میتوان جزئیات بیشتری را دید و بعضی از موارد برای کاربر عادی نرم‌افزار اهممیتی ندارد و همینطور این حرف تا زمانی که نرم‌افزار شما در حال اجراست کابرد دارد یعنی اگر نرم‌افزار شما به هر دلیلی کرش کند یا بسته شود دیگر رابط کاربری گرافیکی به شما اطلاعات درستی در مورد وضعیت نرم‌افزار نخواهد داد. پس علاوه بر نمایش، حفظ وضعیت نرم افزار برای پیگیری خطا نیز اهممیت زیادی دارد.وقتی لاگ به درستی در نرم افزار صورت بگیرد میتوان دلیل کرش نرم‌افزار را پیگیری کرد و یا حتی به صورت خودکار روند بازیابی اطلاعات و وضعیت نرم افزار را اجرا کرد.یکی از مثال‌های خوب برای لاگ گیری که در نظرم هست نرم‌افزار متن باز audacity است که این نرم افزار برای کار با فایل‌های صوتی است و مرحله به مرحله کارهای شما را لاگ می‌کند و در صورتی که نرم‌افزار کرش کند به شما امکان ذخیره لاگ در فرمت های مختلف را می‌دهد.اما اهممیت لاگ گیری در نرم‌افزار‌های موبایل حتی بیشتر است چون لاگ گیری از نرم‌افزار موبایل به شما این امکان را می‌دهد که بتوانید با توجه به رفتار کاربران محصولی بهتری توسعه دهید برای مثلا میتوانید از تست AB یا موارد دیگر برای ارتقاع تجربه کاربری نرم‌افزار خود استفاده کنید.</description>
                <category>بهنام صباغی</category>
                <author>بهنام صباغی</author>
                <pubDate>Mon, 19 Apr 2021 07:21:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چی بنویسم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@behnamsabaghi/%DA%86%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%85-nisap3fpsj2d</link>
                <description>چند وقتیه میخوام یه پست بزنم باهاش درخت بکارم تا حداقل یکم توی این پویش شریک باشمولی نمیدونم چرا دستم به نوشتن نمیرفت یعنی داشتم مینوشتم ولی نوشته عمومی دستم نمیرفت بنویسم.چند وقتیه خیلی زیاد درگیر کار شدم و توی کار فرو رفتم شاید یکم سرم خلوت تر بشه بیشتر بنویسم.</description>
                <category>بهنام صباغی</category>
                <author>بهنام صباغی</author>
                <pubDate>Wed, 07 Apr 2021 19:12:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تغییر کد سی پلاس پلاس در زمان اجرا</title>
                <link>https://virgool.io/moderncpp-ir/%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%AF-%D8%B3%DB%8C-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7-ulaigfuedaru</link>
                <description>Unreal Engine c++ Live Codingاپیک گیم توی موتور آنریل یه کار جالب کرده اونم اینه که به شما قابلیتی رو میده که میتونید با اون توی زمان اجرا کدتون رو کامپایل کنید و تغییراتش رو ببینید.اینم لینک ویدئو معرفیش که عکسش هم کاور پست هست :https://www.youtube.com/watch?v=XN1c1V9wtCkاما این قابلیت رو در اصل Live++ ارائه کرده و مشتری های خودش رو هم داره که اکثرا موتور‌های بازی سازی هستند اما اگر شما هم همچین چیزی رو نیاز دارید میتونید ازش استفاده کنید.لینک کانال : https://t.me/ModernGames_irلینک کانال : https://t.me/moderncpp_ir</description>
                <category>بهنام صباغی</category>
                <author>بهنام صباغی</author>
                <pubDate>Thu, 08 Oct 2020 14:37:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش کامپایل موتور بازی سازی آنریل</title>
                <link>https://virgool.io/moderngames-ir/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D9%85%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D8%B1%DB%8C%D9%84-hymeleh9aqn0</link>
                <description>unreal engineآنریل کراس پلتفرمه و روند کامپایلش تقریبا برای همه یکسان هست ولی من نسخه لینوکس رو توضیح میدم و اینستالر داره میتونید توی ویندوز در صورتی که علاقه ای به کامپایلش ندارید و اینترنت خوب دارید نسخه کامپایل شدش رو دانلود کنید.این لینک رسمی سایتش هست https://www.unrealengine.com/en-US/get-nowاما برای دانلود سورس یک مقدار قضیه پیچیده شده چون مایکروسافت به دنبال قوانین USA ایران رو تحریم کرده شما نمیتونید از لینک گیتهاب آنریل استفاده کنیدبه هر حال این لینک گیتهابش هست https://github.com/EpicGames/UnrealEngineدلیل این که نمیتونید استفاده بکنید هم این هست که ریپازتوری پرایویت هست اما شما میتونید با ثبت نام توی سایت اپیک که کاملا رایگان هست درخواست بدید تا اپیک شما رو به ریپازتوریش اضافه کنه در واقع عضو ارگان اپیک توی گیتهاب بشید و سخت هم نیست من قبلا عضو شدم اگر به صفحه گیتهاب من برید میبینید کنار کمپانی‌هایی که عضو هستم اسم اپیک هم هست https://github.com/fonqriاما چون مایکروسافت دسترسی ایرانی‌ها به ریپازتوری‌های پرایویت گیتهاب رو بسته دسترسی با اکانتی که از ایران بهش لاگین شده باشید به ریپوی اصلی ندارید.میتونید از سایت های جانبی که سورس رو میذارند استفاده کنید مثلا سایت https://downloadly.ir/software/programming/unreal-engineو بعد از دانلود سایت اکسترکتش کنید و توی لینوکس فایل Setup.sh رو از ترمینال اجرا کنید تا حدود 11 گیگ و خورده ای پیشنیاز رو براتون دانلود کنه و بعد فایل GenerateProjectFiles.sh رو اجرا کنید تا براتون بیلد سیستم های پروژه رو بسازه که شامل make و cmake و .qmake که با پسوند .pro هست میشه بعد میتونید با هرکدوم دوست داشتید کامپایلش کنید اما من یکم با کیو میک و cmake توی این نسخه آخر به مشکل خوردم مستقیم از خود make استفاده کردم یعنی قدم بعدی کامپایل هست یعنی &#x60;&#x60;&#x60;make -j9&#x60;&#x60;&#x60;و به همین سادگی کامپایل شروع میشه اما کامپایل سختی رو در پیش دارید از این منظر که حدود 2 گیگ سورس بعلاوه حدود 11 گیگ پیش نیاز در کنار هم کامپایل میشند و حجم پوشه نهایی یعنی انجین و سروس و دیپندنسی ها روی هم حدود 75 گیگ هست کامپایلش زمان میبره تحمل کنید و چند تا نکته دیگه یکی این که اگر swap دارید سعی کنید اگر روی هارد hdd هست خاموشش کنید چون برای من نتیجه عکس داد و باعث طولانی تر شدن روند کامپایل شد و سیستم رسما هنگ کرده بود و وقتی خاموشش کردم همه چیز برگشت به حالت عادی برای خاموش کردنش روی اوبونتو هم میتونید از دستور &#x60;&#x60;&#x60;sudo swapoff -a&#x60;&#x60;&#x60;استفاده کنید.بعد کامپال هم توی آدرس &#x60;&#x60;&#x60;UnrealEngine/Engine/Binaries/Linux&#x60;&#x60;&#x60; میتونید موتور رو پیدا کنید و اجراش کنید.لینک کانال تلگرام : https://t.me/ModernGames_ir</description>
                <category>بهنام صباغی</category>
                <author>بهنام صباغی</author>
                <pubDate>Tue, 15 Sep 2020 22:50:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی Boost قسمت هشتم BCP</title>
                <link>https://virgool.io/moderncpp-ir/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-boost-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85-bcp-ypzin9jw8fk9</link>
                <description>‌Boost BCPحتما برای شما هم پیش اومده که میخواستید از یک ابزار Boost استفاده کنید ولی چون نمیدونستید دقیقا به چیا توی Boost وابستگی داره بیخیال شدید یا مجبور شدید دستی وابستگی‌هاش رو براش فراهم کنید یا حتی ممکنه فکر کرده باشید ممکن نیست از ابزارهای ‌Boost بدون آوردن کل Boost توی پروژه استفاده کرد خب باید بگم من تازگی با BCP آشنا شدم که در واقع یک ابزار هست که برای شما یک زیر مجموعه از Boost رو جدا میکنه و بهتون این امکان رو میده که وابستگی‌های پروژتون رو هرس کنید.لینک مستندات رسمی به همراه آموزش و ... : https://www.boost.org/doc/libs/1_74_0/tools/bcp/doc/html/index.htmlلینک کانال تلگرام : https://t.me/moderncpp_ir</description>
                <category>بهنام صباغی</category>
                <author>بهنام صباغی</author>
                <pubDate>Sat, 05 Sep 2020 00:27:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماژول‌های تلگرام دسکتاپ</title>
                <link>https://virgool.io/moderncpp-ir/%D9%85%D8%A7%DA%98%D9%88%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B3%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D9%BE-lcbvvrkk293f</link>
                <description>Telegramدوستان تلگرام دسکتاپ با کیوت و ویجت طراحی شده و گویا اومده یک سری کتابخونه‌های پرکاربردش رو جدا کرده و تحت پروژه‌های جدا منتشر کرده و میتونید توی لینک گیتهاب Desktop App Toolkit پیداشون کنید و ازشون استفاده کنید این بین چند تا اسم خیلی جذاب بود برام یکی lib_ui و دومی lib_lottie و سومی lib_updater  حتما نگاهی بندازید جذابه که رابط کاربری زیبای تلگرام که بر پایه متریال گوگل هست رو توی ویجت ها داشته باشیم.با تشکر از دوست خوبم جناب ایمان احمدوند بابت معرفی این حساب گیتهابلینک کانال : https://t.me/moderncpp_ir</description>
                <category>بهنام صباغی</category>
                <author>بهنام صباغی</author>
                <pubDate>Wed, 26 Aug 2020 19:38:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی Boost قسمت هفتم Boost.Pool</title>
                <link>https://virgool.io/moderncpp-ir/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-boost-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-boostpool-hqdeanfk9rpe</link>
                <description>Boost.Poolبه خاطر کرونا استخر ها تعطیل شده اما در اسختر Boost به روی همه بازه و میتونید ازش استفاده کنید.برای دوستانی که آشنایی ندارند میگم استخر (pool)  یک ساختار برای تخصیص حافظه است و کاربردش جاهایی هست که نیاز دارید مدام اشیا از یک نوع رو بسازید و پاک کنید در واقع مدام اشیای جدیدی با طول عمر کم نیاز دارید.لینک مستندات رسمی : https://www.boost.org/doc/libs/1_74_0/libs/pool/doc/html/index.htmlلینک کانال : https://t.me/moderncpp_ir</description>
                <category>بهنام صباغی</category>
                <author>بهنام صباغی</author>
                <pubDate>Sun, 23 Aug 2020 21:33:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی Boost قسمت ششم Boost.Signals2</title>
                <link>https://virgool.io/moderncpp-ir/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-boost-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B4%D8%B4%D9%85-boostsignals2-e9imw5bxfqey</link>
                <description>Boost.Signals2معرفی Boost.Signals2دوستانی که با Qt کار کرده باشند به احتمال زیاد با روند کارکرد signal/slot آشنایی دارند اما دوستانی که آشنایی ندارند میتونند از لینک معرفی signals2 در مورد این قابلیت بخونند. بوست یک پیاده سازی خوب از این کارکرد داره که میتونید ازش استفاده کنید.لینک آموزش  Boost.Signals2 در سایت رسمی : https://www.boost.org/doc/libs/1_74_0/doc/html/signals2/tutorial.htmlلینک کانال : https://t.me/moderncpp_ir</description>
                <category>بهنام صباغی</category>
                <author>بهنام صباغی</author>
                <pubDate>Sat, 22 Aug 2020 20:58:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی Boost قسمت پنجم Boost.Lockfree</title>
                <link>https://virgool.io/moderncpp-ir/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-boost-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-boostlockfree-zeymvh7fk4p3</link>
                <description>Boost.Lockfreeمعرفی Boost.Lockfree :بوست ماژولی تحت عنوان LockFree داره دوستانی که آشنایی با این مفهوم ندارند میتونند به لینک توضیحات boost در مورد wait-free, lock-free و obstruction-free مراجعه کنند.من یکی از کاربرد‌های اصلیش که خودم استفاده کردم رو میگم من توی یک برنامه نیاز داشتم یه consumer/producer استفاده کنم و چون ریت کار به شدت بالا بود و روی بهینه پیاده شدن تاکید داشتم میخواستم lock-free پیاده بشه با یک مقدار جستجو رسیدم به boost::lockfree::queue که یک consumer/producer کاملا lockfree هست.لینک مثال : https://www.boost.org/doc/libs/1_74_0/doc/html/lockfree/examples.htmlلینک پست بعدی : https://vrgl.ir/mZ0inلینک کانال : https://t.me/moderncpp_ir</description>
                <category>بهنام صباغی</category>
                <author>بهنام صباغی</author>
                <pubDate>Fri, 21 Aug 2020 12:27:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پشتیبانی سی پلاس پلاس 2017 در کتابخانه CERTI</title>
                <link>https://virgool.io/moderncpp-ir/%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3-2017-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-certi-kytwyeebmdlb</link>
                <description>CERTI Siteکتابخانه CERTI یک کتابخانه RTI برای معماری HLA است که به صورت اوپن سورس عرضه شده و با استاندارد‌های سی پلاس پلاس 2011و2014 هماهنگ شده بود اما متاسفانه در هدر‌های پابلیک از dynamic exception specification و auto_ptr  استفاده کرده بود که در استاندارد 2011 منسوخ شده بودند و در استاندارد 17 به طور کامل حذف شدند.خود سورس دو سالی میشه کامیت نخورده بود من چون لازم داشتم فورکش کردم این موارد رو توش تصحیح کردم از دیروز تا الان نتیجش شد یک کامیت 1 commit  19,413 ++  24,127 --حالا اگر دوست داشتید میتونید از این کتابخانه در پروژه خودتون که استانداردش c++ 2017 هست استفاده کنید و اگر هم مشکلی دیگه‌ای بود یه issue باز کنید.لینک گیتهاب CERTI سازگار با سی پلاس پلاس 2017 : https://github.com/FONQRI/CERTIلینک کانال  : https://t.me/moderncpp_ir</description>
                <category>بهنام صباغی</category>
                <author>بهنام صباغی</author>
                <pubDate>Thu, 20 Aug 2020 14:38:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی Boost قسمت چهارم Boost.Beast</title>
                <link>https://virgool.io/@behnamsabaghi/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-boost-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-boostbeast-agw1d1kdyybu</link>
                <description>Boost.Beastمعرفی Boost قسمت چهارم Boost.Beastیک کتابخانه قابل حمل با پشتیبانی از پرتوکل‌های Http,WebSocket و دیگر عملیات‌های شبکه‌ای که از Boost.Asio و c++11 استفاده می‌کند.خیلی از دوستان توی بوست و نتورک فقط Boost.Asio رو میشناسند و میاند مثلا Http رو کامل خودشون پیاده میکنند (از جمله خود من) ولی حقیقت اینه که خود بوست یک کتابخونه زده که از Boost.Asio استفاده می‌کنه و این پرتوکل‌های لایه بالاتر رو پیاده کرده و میتونید ازش استفاده کنید.لینک مستندات Boost.Beast در سایت رسمی : https://www.boost.org/doc/libs/1_74_0/libs/beast/doc/html/index.htmlلینک کانال  : https://t.me/moderncpp_ir</description>
                <category>بهنام صباغی</category>
                <author>بهنام صباغی</author>
                <pubDate>Thu, 20 Aug 2020 08:38:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی boost قسمت سوم (Boost.Circular Buffer)</title>
                <link>https://virgool.io/moderncpp-ir/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-boost-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-boostcircular-buffer-tgkplyjqcifa</link>
                <description>Boost.Circular Bufferمعرفی boost قسمت سوم Boost.Circular Bufferبعضی وقتا فکر می کنیم کتابخونه‌های جنرال مثل بوست فقط کتابخونه‌های مبتدی رو دارند و با کمکشون میایم چیزای پیچیده‌تر رو پیاده می‌کنیم اما بعد پیاده کردن میبینیم که خود boost چیزی که میخواستیم رو داشته و خجالت میکشیم کدی که زدیم رو کنار بذاریم و از یک کتابخونه آماده مثل بوست استفاده کنیم حس میکنیم وقت خودمون یا منابع شرکت رو هدر دادیم اما باور کنید بهتره بذاریم کنار و از نسخه اوپن سورس استفاده کنیم ?لینک مثال : https://www.boost.org/doc/libs/1_74_0/doc/html/circular_buffer/examples.htmlلینک قسمت بعدی : https://vrgl.ir/g09ewلینک کانال  : https://t.me/moderncpp_ir</description>
                <category>بهنام صباغی</category>
                <author>بهنام صباغی</author>
                <pubDate>Tue, 18 Aug 2020 20:57:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قسمت دوم (معرفی Boost.DLL)</title>
                <link>https://virgool.io/moderncpp-ir/%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-boostdll-xtrqpqfacpxj</link>
                <description>Boost.DLLمعرفی boost قسمت دوم Boost.DLL کتابخانه‌ای برای لود کردن و استفاده از توابع سی پلاس پلاس به صورت داینامیک.حتما برای شما هم پیش اومده که بخواید یک برنامه ماژولار بنویسید و لازم داشته باشید که کتابخانه‌های داینامیک رو لود کنید و از توابعشون استفاده کنید و مجبور بودید توابع رو با اینترفیس c بدید بیرون ولی دیگه تموم شد میتونید مستقیم از نوع داده‌های سی پلاس پلاس استفاده کنید.لینک آموزش Boost.DLL در سایت رسمی : https://www.boost.org/doc/libs/1_74_0/doc/html/boost_dll/tutorial.htmlلینک قسمت بعد : معرفی boost قسمت سوم (Boost.Circular Buffer)لینک کانال  : https://t.me/moderncpp_ir</description>
                <category>بهنام صباغی</category>
                <author>بهنام صباغی</author>
                <pubDate>Tue, 18 Aug 2020 20:12:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتابخانه‌های Boost (قسمت اول Boost.Python)</title>
                <link>https://virgool.io/moderncpp-ir/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-boost-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-boostpython-e1pmyommnijc</link>
                <description>Boost.Pythonتصمیم دارم در این مجموعه از پست‌ها براتون کتابخانه‌های موجود در boost رو معرفی کنم ترتیب خاصی رو هم رعایت نمی‌کنم ولی سعی میکنم اولویت با اونهایی باشه که کمتر دیده شدند یا پر کاربرد ترند.معرفی boost قسمت سوم (Boost.Python)این کتابخونه یه رپر تمیز روی پایتون هست البته خود پایتون هم python.h رو داره میتونید استفاده کنید از کتابخانه پایتون که مثالش هم توی گیتهابم موجوده (https://github.com/FONQRI/SimplePythonUseInCpp) اما این کتابخونه دیگه سی استایل نیست و کاملا سی پلاس پلاسی نوشته شده و البته امکان تبدیل از PyObject*  رو هم داره که همبستگیش با کتابخونه خود پایتون حفظ بشه لینک آموزش Boost.Python در سایت رسمی : https://www.boost.org/doc/libs/1_74_0/libs/python/doc/html/index.htmlلینک قسمت بعد : معرفی boost قسمت دوم Boost.DLL لینک کانال  : https://t.me/moderncpp_ir</description>
                <category>بهنام صباغی</category>
                <author>بهنام صباغی</author>
                <pubDate>Mon, 17 Aug 2020 06:49:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروع کار با opendds</title>
                <link>https://virgool.io/moderncpp-ir/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-opendds-gzcg5uvwwrts</link>
                <description>شروع کار با openddsبنام خدایک قسمت آموزش ویدئویی از نحوه شروع کار با opendds آماده کردم که مراحل دریافت سورس و بیلد و اجرای یک مثال Messanger رو به صورت کامل توش انجام و توضیح دادم و همینطور همون مثال رو با استفاده از ماشین مجازی و سیستم‌عامل اصلی(هاست) اجرا کردم که شبیه سازی دو تا سیستم مجزا رو هم داشته باشیم امیدوارم مفید باشه برای دوستانی که علاقمند هستند.لینک آموزش در yourubeلینک آموزش در آپاراتخداوند یار و نگهدارتون</description>
                <category>بهنام صباغی</category>
                <author>بهنام صباغی</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jun 2020 08:02:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وب فریمورک drogon برای سی پلاس پلاس</title>
                <link>https://virgool.io/moderncpp-ir/%D9%88%D8%A8-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1%DA%A9-drogon-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3-yzijnxb9uf0f</link>
                <description>drogon web frameworkهمونطور که اطلاع دارید drogon به عنوان وب فریمورک معرفی شده بر خلاف H2O که قبلا معرفی کردم و کتابخانه با زبان سی هست و وب سرور معرفی شده اما من با خودم فکر میکردم یعنی این drogon قابلیت هایی مثل laravel رو داده که بهش میگند وب فریمورک امروز جدی رفتم سراغش که باهاش یه سایت بزنم رسیدم به این لینک https://drogon.docsforge.com/master/getting-started دیدم رابط کامند لاین برای ساخت پروژه داره و MVC ساختارش رو چیده و کانفیگ تمیز و ... تازه دیدم چرا بهش میگند وب فریمورک پیشنهاد میکنم یه نگاهی بهش بندازید حتی دوستانی که با laravel آشنایی دارند دیدن این صفحه خالی از لطف نیست.Drogon Link : https://github.com/an-tao/drogonChannel Link : https://t.me/moderncpp_irSite Link : ModernCpp.ir</description>
                <category>بهنام صباغی</category>
                <author>بهنام صباغی</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jun 2020 05:10:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویرایش از کجا شروع کنیم به جمع کردن رزومه ؟</title>
                <link>https://virgool.io/moderncpp-ir/%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D9%85%D8%B9-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%85%D9%87-bsf6tfdofs1e</link>
                <description>سوال :تازه شروع کردم به یادگیری و نمیدونم از کجا شروع کنم که بتونم کار بکنم و شرکت ها چی میخواند ؟جواب :شرکت ها توانایی میخواند ولی از اون مهم تر براشون اثبات توانایی هست خب این به چند روش امکان پذیره :-  یکی این که سابقه کار توی شرکت داشته باشی که خب تا سابقه نداشته باشی  معمولا استخدامت نمیکنند برای همین به عده میرند کارآموزی و یه مدت مجانی  کار میکنند که شاید شرکته نگهشون داره و یک سال سابقه کار براشون درست بشه  البته یه عده هم میرند کارآموزی که کار یاد بگیرند و توی محیط واقعی کار  کنند- یه راهش اینه که نمونه کار داشته باشی مثلا پروژه های انجام شده  که البته سخته بدون مشتری پروژه ای بزنی که واقعا نیاز جامعه باشه ولی  میتونی توی پروژه هایی که میزنی توانایی هات رو به نمایش بذاری مثلا اگر  vtk بلدی یه پروژه هرچند ساده باهاش بزنی یا ...- راه بعدی مشارکت توی  پروژه های اوپن سورس هست یعنی یه پروژه بزرگ پیدا کنی بری مشکلاتی که دارند  رو حل کنی پیدا کردن مشکل رو میتونی از روی ایشو هایی که توی گیتهاب  میزنند پیدا کنی اما کار کردن روی این پروژه ها به شدت سخته ولی خب قرار هم  نیست آسون باشه باید یاد بگیریم با بقیه توی یک پروژه همکاری کنید و روی  کد بقیه کار کنید و کد بقیه رو بفهمید ولی یه همکاری خوب توی یک پروژه اوپن  سورس هم میتونه حسابی چیز یادتون بده هم میتونه به عنوان یک نمونه کار خوب  ارائه بشهان شاء الله سر فرصت پروژه های اوپن سورسی که توی حوزه های مختلف ارزش کار کردن دارند رو معرفی می‌کنم موفق و پرکار باشیدلینک کانال تلگرام : https://t.me/moderncpp_ir</description>
                <category>بهنام صباغی</category>
                <author>بهنام صباغی</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jun 2020 19:38:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شلوار اتو کرده</title>
                <link>https://virgool.io/important-subject/%D8%B4%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AA%D9%88-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-v1dhwou4rkla</link>
                <description>سارا - دختر عمه بیا بیزحمت این ماست ها رو تزئین کن سلیقت خوبه فاطمه - وای لیلا جون چقدر لباست قشنگه خودت دوختی؟من - نه خریدم وقت نشد بدوزمفاطمه - از کجا گرفتی خیلی خوش دوخته من - از پاساژ بزرگه که نزدیک میدون تازه باز شده فاطمه همینطور که به لباسم دست میکشد گفت - خیلی قشنگه خدایی چند گرفتی ؟توی فکر بودم تا خواستم جوابش رو بدم طول کشید سارا بهش اشاره زد و گفت - بیخیال حالا تو هم توی مهمونی وایسادی قیمت پرسیدن فاطمه رفت من اصلا حواسم جمع نمیشد بین فامیل بودم و همه خوشحال بودند ولی من استرس داشتم و همش نگران علی بودم البته نه نگران سلامتیش بلکه نگران تیپش میترسیدم شلوارش خاکی باشه هزار بار بهش گفته بودم وقتی میخوایم بریم مهمونی لباس تمیز بپوش کلیم لباس قشنگ براش خریده بودم ولی اصلا اهمیت نمیداد هرچقدر من سعی میکردم مرتبترش کنم بدتر میشد کلا اعصابمو ریخته بود به هم چند بار با خودم فکر کردم ازش طلاق بگیرم ولی منطقی نبود فقط به خاطر تیپش بخوام ازش طلاق بگیرم زنگ به صدا در اومد و قلب منم از جا کنده شد آخه همه فامیل جمع بودند و میدونستم علی اصلا اهمیت نمیده و همیشه بد تیپ میاد ولی وقتی خودم باهاش بودم باز یکم مرتب ترش میکردم اینبار کار داشت گفت خودم میاماز در اومد تو من فشارم افتاد نشستم روی صندلی همه از جا بلند شدند انگار توی لحظه میتونستم چهره همه رو هم زمان ببینم نیش خند شوهر خاهرم که رییس بانک بود و با کت و شلوار اومده بود شوهر سارا که کارگر بود ولی یک دست لباس تمیز و شیک پوشیده بود و شوهر فاطمه که اسنپ کار میکرد و لباسش پیرهن اتو شده و شلوار پارچه‌ای که خ اتوش خربزه رو قاچ میکرد همه داستند مسخره میکردند از خجالت خودمو سرگردم کردم به تزئین ماست‌ها با گل محمدی و نعنا شنیدم فاطمه به سارا میگفت - حیف لیلا نبود ؟ اخه این چه شوهر بد تیپیه داره ؟سارا بهش اشاره کرد که ساکت بشه میخواستم برگردم جواب فاطمه رو بدم ولی نگاهم افتاد به علی با شلوار کردی گشاد و پاره و گلی اومده بود حرفی برای گفتن باقی نمیذاشت سرمو انداختم پایین اونشب بهم هزار سال گذشت تا تموم شد تمام مدت توی راه برگشت به خونه ساکت بودم علی حس کرده بود یه چیزی شده ولی جرات نمیکرد بپرسه رسیدیم خونه سریع لباسهامو عوض کردم و رفتم بخوابم علی آروم اومد خوابید پشت سرم دستشو اورد روی سرم کشید گفت- خانومم چش شده ؟دستشو پس زدم حسابی از دستش عصبانی بودم از تخت اومدم پایین و رفتم سر یخچال قرص سردر برداشتم خوردم از عصبانیت حسابی سرم درد گرفته بود و از اون بدرتر این که یجوری رفتار میکرد که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده نشستم روی مبل و سرمو گرفتم توی دستام و زل زده بودم به زمین پر از اشک بودم منتظر یه تلنگر که بزنم زیر گریه و علی با روشن کردن چراغ این تلنگر رو بهم زد بلند با جیغ گفتم- خاموشش کن سرم درد میکنه و زدم زیر گریه. اومد نشست کنارم گفت - عزیزم چی شده ؟ کسی حرفی زده ناراحت شدی ؟اصلا دلم نمیخواست باهاش حرف بزنم فقط گریه میکردم که باز گفت- بابا بیخیال یه شب همه فامیل جمع بودیم دور هم که خوش بگذره اگر قرار اینطوری بقیه برند روی اعصابت که نمیشه اصلا باید ...نذاشتم حرفش تکمیل بشه محکم هلش دادم عقب گفتم - تنها کسی که توی این فامیل میتونه منو ناراحت کنه تویی خود تو چهرش وا رفته بود و حالت تعجب به خودش گرفته بود با تعجب گفت - من چکار کردم ؟من - از این که خودتو میزنی به اون راه حالم بهم میخوره کل فامیل جمع بودند مگه من برات شلوار نو نخریدم ؟ مگه اتوش نکردم ؟ مگه ندادم که بپوشی موقع اومدن ؟علی - دیدی که همراهم بود نشد بپوشم من - یعنی چی ؟ شلوار رو برات اتو کردم بپوشی برداشتی تا کردی گرفتی زیر بغلت با شلوار کردی پاره و گلی اومدی وسط مهمونی که چی ؟ مایه ننگ منی تو آبروم رو بردی بعد یجوری رفتار میکنه انگار هیچی نشدهعلی - بیخیال عزیزم اینقدر بزرگش نکن من - چی رو بزرگ نکنم ؟ بزرگ هست این که لباس مرتب نمیپوشی که آبروی منو توی مهمونی ببری و این که برای حرف من ارزش قائل نیستی و برای لج بازی برداشتی با اون شلوار اومدی بزرگ نیست ؟علی - عزیزم بخدا اشتباه میکنی من فقط دیدم شلواره رو نپوشیدم گفتم جلوی در بخوام عوض کنم زشته شلوارمم تکوندم که خیلی خاکی نباشه اون شلوارمم برداشتم اوردم که تو ناراحت نشی داشتم دیوونه میشدم از دستش گفتم- یعنی چی ؟ چرا با خودت فکر کردی اگر با شلوار پاره و خاکی بیای و اون شلوار تمیزت رو بزنی زیر بغلت من خوشحال میشم ؟ مگه من هزار با بهت نگفتم بدم میاد اینطوری لباس بپوشی ؟ هر طوری نگاه یکنم تنها دلیلی که باعث میشه اینطوری لباس بپوشی اینه که میخوای با من لجبازی کنی خب اگر نمیخوای با هم زندگی کنیم کافیه بگی یعنی با این کاری که امشب کردی اصلا نیاز نیست بگی بجای حرف عمل کردی رفتم توی اتاق و چمدونم رو برداشتم شروع کردم به جمع کردن لباسهام سردردم داشت دیوانم میکرد. علی اومد توی اتاق و گفت - بخدا داری زیادی بزرگش میکنی مگه چی شده که میخوای قهر کنی ؟من - اولا نمیخوام قهر کنم میخوام طلاق بگیرم دوما تازه میگی چی شده ؟ واقعا نمیدونی چی شده ؟ توی هر مهمونی هزار بار بهت گفتم درست بپوش و با بدبختی لباس درست تنت کردم مدام بهت تذکر دادم که درست لباس بپوش سر این مهمونی من از سه روز قبل داشتم بهت تاکید میکردم بعد با این همه تاکید من برداشتی با اون تیپ اومدی یعنی فقط میخواستی آبروی منو ببری وگرنه اون تیپ زدنت نمیتونه هیچ دلیل دیگه ای داشته باشه علی - ترو خدا بزرگش نکن باشه از این به بعد هرچی تو بگی میپوشم من - هزار بار اینو گفتی فایده نداره عادت کردی هربار همینو میگی باز تا یه مهمونی میشه همه چیزو یادت میره عین قبل لباس میپوشی علی - اصلا ولم کن نمیخوام هرچی تو میگی بپوشم مثل عصا قورت داده ها راه برم میخوام لباس راحت بپوشم من - باشه من میرم خونه بابام طلاق میگیرم هرطوری دوست داری لباس بپوش اصلا با شورت برو توی مهمونیعلی - جمع کن برو انگار من بچم هی بهم میگه چی بپوش چی بخور انگار خودم شعورم نمیکشه لباسهامو جمع کردم گوشی رو برداشتم زنگ بزنم آژانش گفت - به کی زنگ میزنی ؟من - آژانس علی - لازم نکرده خودم میرسونمت من - لازم نکرده با این تیپ بیای منو برسونی علی - خیره سر بازی در نیار باشه لباس میپوشم من اعتبارم نمیشه این موقع شب بذارم با آژانس بری نمیخواستم قبول کنم ولی از یه طرفم از این که تونستم مجبورش کنم لباس بپوشه خوشم اومد گفتم- باشه بپوش لباس درست وگرنه زنگ میزنم آژانس خودم از اتاق رفتم بیرون روسریمو توی آینه مرتب کردم و چادرم رو پوشیدم داشتم مرتبشون میکردم که از توی آینه دیدم علی از اتاق اومد بیرون پیرهن سفیدی که برای عقد خریده بود رو پوشیده بود توی اون چهارشونه بودنش مشخص میشد شلوار پارچه‌ای که برای مهمونی براش اتو کرده بودم رو هم پوشیده بود پیرهن رو کرد توی شلوارش و شروع کرد به بستن دکمه‌های آستینش دیدم همه چیزش عالیه بجز موهاش سریع برس رو برداشتم و رفتم سراغ موهاش شروع کردم به برس کردن موهاش مرتب شد یعنی توی کمتر از 5 دقیقه قیافه آدمیزاد به خودش گرفت یجوری خوشتیپ شده بود که اصلا دلم نمیخواست نگاه ازش بردارم پرسید- مطمئنی میخوای بری ؟میدونستم که این تیپش موقتیه و اگر بخوام بمونم همین الان این لباسها رو در میاره و از فردا هم باز میشه همون علی ژولیده گفتم- اره نیازه یه مدت از هم دور باشیم تا بیشتر فکر کنیم علی - بخدا دور نباشیمم میتونیم فکر کنیم من - بسه هرچقدر ازم دور نبودی و فکر کردی هرچقدر بهت حرف میزنم اصلا روت اصر نمیذاره خب تو که میتونی با 5 دقیقه وقت گذاشتن اینقدر خوشتیپ بشی چرا منو اذیت میکنی ؟علی - بخدا دیگه اذیتت نمیکنم نمیدونستم اینقدر ناراحت میشی من - دروغ نگو دیگه من هزار بار بهت گفتم دوست ندارم اینطوری بگردی و توی مهمونی بیای بخدا روم نمیشه تو رو به عنوان شوهرم به دوست و آشنا معرفی کنم علی - یه فرصت دیگه بهم بده ترو به خدا زشته الان بری خونه بابات میخوای بهشون چی بگی ؟ بگی علی شلوارشو نپوشید من قهر کردم ؟من - گوشیم دستته ؟ علی - آره چطور ؟ میخوای عکس بندازی ازم ؟من - نه میخوام ماشین بگیرم تو آدم بشو نیستی میخوای تا صبح بشینی حرف بزنی فقط حرف حرف حرف بسه دیگه فقط لب و دهنی اصلا بلد نیستی به حرفایی که میزنی عمل کنی علی - غلط کردم بریم میرسونمت ولی بخدا حیفه زندگیمون داری خرابش میکنی من - من خرابش میکنم ؟ تو خرابش میکنی که به من احترام نمیذاری و داری آبروی منو میبری خلاصه سوار ماشین شدیم راه افتاد هی میچرخید میخواست یه چیزی بگه ولی بعد اون مشاجره جرات نمیکرد گفتم- میخوای بعد دور دورت برو خونه بابام الان میخوابند علی - تو رو به حرمت این مدتی که با هم زندگی کردیم یه چیز ازت میخوام نه نیار توش من - علی من بر نمیگردم بجز برگشتن هرچی میخوای بگو علی - بریم معجون بگیرم بریم پارک حرف بزنمن - بسه علی این همه حرف زدی به کجا رسیدیم ؟علی - نه من اصلا حرف نمیزنم فقط تو حرف بزن نمیدونستم چی توی فکرشه ولی دلم نمیخواست خیلی یکطرفه و یهویی زندگیمو بهم بزنم قبول کردم رفت معجون گرفت و رفتیم پارک پیاده شدیم و مشغول قدم زدن شدیم هیچکس توی پارک نبود علی گفت - خب خانوم گلم شروع کن من - چی بگم که هرچی بگم فایده نداره علی - نه دیگه بجای نیش و کنایه بذار الان که فرصت داریم درست مشکلو حل کنیم الان به من بگو دقیقا مشکل از نظر شما چیه و راه حلش چیه ؟ من - باشه مشکل من اینه که برای حرف من احترام قائل نیستی و با این که این همه بهت گفتم لباس درست بپوش حرف منو گوش نمیکنی و با اون وضع اومدی توی مهمونی آبروی منو بردی علی - خب راه حلش چیه ؟فکر میکردم داره مسخرم میکنه گفتم- دست انداختی منو ؟ علی - نه به خدا دوست دارم از دهن خودت بشنوم من - راهش اینه که بهم اهمیت بدی منو ببینی به حرفم گوش کنی وقتی میگم لباس درست بپوش لباس درست بپوشی علی - اگر من قول بدم ریش گرو بذارم که از فردا حتما تیپمو درست میکنم چی ؟ راه داره الان برگردیم خونمون و یه فرصت نهایی رو بهم بدی ؟من - علی هزار بار بهت فرصت دادم با هزار تا مشکل توی زندگی ساختم با نداری ساختم با هزار تا مشکلی که داشتیم توی زندگی ساختم ولی وقتی حاضر نیستی اینقدر برای من قدم برداری و برام ارزش قائل نیستی داره دیوونم میکنه اگر بهت فرصت دادم و باز از فردا یا نه از سه روز دیگه باز همین آش و همین کاسه بود چی ؟علی - بخدا من ممنونتم بابت این زحمتایی که برای زندگیمون کشیدی برای همینم هست نمیخوام خرابش کنیم شما این یکبار رو به من فرصت بده اگر دیدی باز شدم مثل قبل اون موقع قهر کن قهر که فرار نمیکنه من - تو هم برای زندگیمون زحمت زیاد کشیدی ممنونم ازت مدام مشغول کاری و زحمت میکشی ولی بخدا باور کن این مسئله حتی ارزش نداره اینقدر سر حرف زدن در موردش وقت بذاریم تو قبل مهمونی ده دقیقه وقت بذاری میتونی تیپ درست بزنی که منم خجالت نکشم جلوی دوست و آشنا علی - چشم بخدا قول میدم از این به بعد درست بشم حالا معجونت رو بخور میخوایم مسابقه دو بذاریم خندم گرفت از این دیووه بازی ها دوست داشتم بهش گفتم - عه یعنی چی زشته علی - پارک که خالیه کسی توش نیست نصف شبی مگر این که ترسیده باشی من - اره ترسیدم علی وایساد و با تعجب نگاهم کرد گفت - تو و ترس ؟ مگه همیشه دوست نداشتی با هم مسابقه دو بذاریم ؟من - میترسم برای بچمون ضرر داشته باشه علی - نه نترس ضرر نداره یکدفعه از حرکت وایساد و پرسید - بچه ؟من - اره دیگه بچه توی راهمون ممکنه اذیت بشه شاید خواب باشه این موقع شب وایسادم و با خنده گفتم - چیه ؟ نگاه میکنی ؟زبونش بند اومده بود گفت - آزمایش دادی ؟من - الانو که نگفتم گفتم بعدا بچه دار بشیم ممکنه براش خطرناک باشه زدم زیر خنده و دویدم علی هم سریع از شوک در اومد و دوید دنبالم بلند داد میزد - منو سر کار میذاری ؟منم در جواب گفتم - بلکه ایطنوری سر عقل بیای لباس درست بپوشی تا صبح خوش گذروندیم و نزدیکای صبح بود بعد نماز صبح رفتیم خونه و تا رسیدیم خوابمون برد صبح بیدار شدم دیدم علی با همون لباس بیرون کنارم خوابه آروم موهاشو با دست مرتب کردم بوسیدمش و بلند شدم یه نفس راحت کشیدم و احساس خوشبختی میکردم با همه سختیایی که توی زندگی بودلینک کانال تلگرام : https://t.me/important_subject</description>
                <category>بهنام صباغی</category>
                <author>بهنام صباغی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Mar 2020 22:52:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>20 تومن چاقاله</title>
                <link>https://virgool.io/important-subject/20-%D8%AA%D9%88%D9%85%D9%86-%DA%86%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-uytg2i1vhos7</link>
                <description>شیشه پاک کن رو زدم دیدم چطور داره با مامور یکه به دو میکنه رفتارش و پا کوبیدنش به زمین مثل بچه‌هایی بود که جلوی اسباب بازی فروشی پا میکوبند که اسباب بازی مورد علاقشون رو بهشون بدند البته فرقیم نمیکرد مرتضی هم داشت برای خریدن اسباب بازیش تلاش میکرد ولی اسباب بازیش گرونتر بود مدت زیادی بود داشت پول جمع میکرد یه ماشین نو بگیره ولی تا میومد پولش برسه به قیمت ماشین یهو قیمت میکشید بالا و باز دستش کوتاه میموند اینبار باغ اجاره کرده بود یه باغ چاقاله میخواست بچینه بیاره تهران بفروشه چون خورده بود به کرونا نصف قیمت خرید یاد حرفش افتادم که میگفت - اگر با قیمت پایین هم بفروشیم تو بگو کیلویی 50 پارسال توی نوبریش کیلویی 150 میفروختند حتی دیدم 300 هم میفروختند من دست بالا نمیگیرم کیلویی 50 که دیگه میبرند میدونی چقدر میشه ؟ با خودش ضرب و تقسیم میکرد و حساب میکرد که علاوه بر پول مورد نیازش برای خرید نیسان مورد علاقش یه پولیم اضافه میاد که اونو میذاره برای سیسمونی بچه‌ی توی راهش من از اول راه دلم با این سفر نبود ولی خب بیچاره پول داده بود منم باهاش اومدم که دست تنها نباشه حالا جلومون رو گرفته بودند نمیذاشتند بریم توی تهران من شنیده بودم گیر میدند ولی نمیدونستم تا این حد گیر میدند.دیدم با خوشحالی داره از مامور تشکر میکنه و میخواد مامور رو ببوسه ولی ماموره نذاشت اومد توی ماشین زیر بارون خیس شده بود با خوشحالی مدارک رو پرت کرد سمت من و ماشین رو روشن کرد پرسیدم- چی شد ؟مرتضی - هیچی بابا میگفت چاقاله مایحتاج ضروری نیست نمیتونید برید توی شهر خطرناکه من - خب پس چرا خوشحالی ؟مرتضی - گفتم که میگفت ولی من با زبون چرب و نرمم راضیش کردم من - بهش چی گفتی که راضی شد ؟مرتضی - اول گفتم اینم نیاز ضروریه ملت تفریح میخواند نباشه میرند شهرستان دنبال این چیزا ولی راضی نشد تا آخرش گفتم خانومم پا به ماهه و حالش خیلی خوب نیست برای دوا درمونش پول نیاز دارم خرید گیریم خرید این چاقاله ها برای مردم ضروری نباشه ولی به خدا فروشش برای من واجبه من - ای بابا این چه حرفیه مگه نمیخوای نون حلال بخوری ؟ چرا دروغ گفتی ؟مرتضی - دروغم چیه ؟ مگه بهت نگفتم اگر از پول خرید ماشین اضافه اومد سیسمونی میخرم و خرج زنم میکنم ؟من - سر کیو میخوای کلاه بذاری ؟مرتضی - ولمون کن بابا یه عمر خودمونو با این حرفا خر کردیم که پسر رضا چربولکی که ترقه میفروخت داره شاسی بلند سوار میشه من چند ساله توی کف خرید یه نیسانم که باهاش کار کنم یه لقمه نون ببرم سر سفره زن و بچم من - خداوکیلی بخوای کار کنی با همین وانتم که داری میتونی کار کنی الکی بهونه نیار نیسانو میخوای چون عشق ماشینی مرتضی - هرچی من میخوام اون ماشینو بخرم به سر و سامونی به زندگیم بدم نمیخوام برم باهاش دختر بازی که من - مرتضی بحث دختر بازی نیست مگه تنها کار بدی که میشه کرد دختر بازیه ؟مرتضی - بهرام ازت خواستم بیای کمکم کنی نه این که سوهان روحم باشی «آدمی امیدوار بود به خیر کسان مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان» کمک نمیکنی حداقل فاز عذاب وجدان بر ندار من - به خدا خطرناکه کلی ملت مردند کلیم دارند میگیرند این عطش خرید ماشینت رو کنترل میکردی یه مدت تا تموم بشه این قضایا مرتضی - چقدر باید منتظر بمونم برای خرید یه ماشین ؟ میدونی چند ساله دارم تلاش میکنم ؟ الانم این بهترین شرایط بود باغدار ترسیده بود قیمتو آورده بود پایین فکر میکرد نمیشه فروخت این فرصتم از دست میدادم دگه معلوم نبود ی همچین شرایطی گیرم بیاد من - هر چی فکر میکنم این مثل مرده خوری میمونه که از مریضی مردم خوشحال باشی چون میتونی توش سود کنی مرتضی یه نگاه خشمگین بهم کرد زهرم ترکید سرشو برگردوند جلو و ساکت به راهش ادامه داد دیگه حرفی نزدم رسیدیم شب بود هنوز توی ماشین خوابیدم تا صبح بشه سر صبح بیدار شدیم نمازو خوندیم و شروع کردیم به آماده کردن وسایل فروش جعبه ها رو گذاشتیم و چادر رو پهن کردیم روش و چاقاله ها رو ریختیم روش و آب زدیم بهشون تر تازه شدند و نشستیم به انتظار مثل ماهیگیرایی که تو پهن میکنند و انتظار میکشند یه انتظار شیرینهوا روشن شد باورمون نمیشد اول صبح شنبه اینقدر خلوت باشه تهران تابحال اینقدر خلوت ندیده بودم تهران رو نظرم در مورد حسی که داشتم عوض شده بود دیگه حس ماهیگیری رو داشتم که قلاب انداخته توی آب و منتظر یک ماهیه ولی دریغ از حتی یک ماهی قیمتو آوردیم پایین و پایین تر ولی اصلا انگار کسی قصد خرید نداشت ظهر شده بود به مرتضی گفتم - فکر کنم همشون بمونه روی دستمون بیا بریم پایین شهر مرتضی - نه بابا اونجا کسی پول پای این چیزا نمیده من - نه که اینجا همه دارند جرینگ جرینگ پول میدند پای چاقاله پسر گوش کن پایین شهر شلوغ تره میشه باز چند کیلویی فروخت مرتضی اصلا راضی نبود ولی کم کم متقاعد شد و رفتیم پایین شهر بساط رو پهن کردیم ولی تا غروب هیچ خبری نبود غروب هم که شلوغ شد ملت همه با سرعت میومدند با ماسک و دستکش میرفتند توی مغازه های نونوایی و قصابی و سوپرمارکتی خرید میکردند و با سرعت میرفتند هرکس میخواست از کنار یکی دیگه رد بشه ازش فاصله میگرفت حتی دیدم یکی داشت از کنار چند نفر رد میشد نفسش رو حبس کرد و وقتی ازشون دور شد نفسش رو داد بیرون و شروع کرد به نفس کشیدن مردم حسابی ترسیده بودند کسی چاقاله نمیخرید قیمت رو کردیم کیلویی 15 تومن مرتضی رفت توی ماشین از عصبانیت سرش درد گرفته بود تا یکی اومد گفت- بیزحمت 20 تومن بکشید براش پلاستیک رو پر کردم و کشیدم یکم چرب تر شد گرفتم سمتش گفتم- بفرما داداشمشتری - ببخشید گفتم 20 تومن فکر کردم اشتباه کشیدم دوباره گذاشتم روی ترازو دیدم از 20 بالاترم هست گفتم- درسته داداش 20 تومنه کارتش رو داد و گفت ممنون پلاستیک رو گرفت و نگاهی به قیمت کرد رمز رو پرسیدم و زدم رسیدش رو دادم با خودم فکر کردم بعد فهمیدم از قیمت پایین تعجب کرده تا آخر شب هیچکس خرید نکرد فقط یکی اومد ازم فندک گرفت سیگارش رو روشن کرد باهاش مشغول تعریف شدمطرف - فروش چطوره ؟من - از صبح 20 تومن فروش کردم اصلا نمیدونم مردم چشونهطرف - مردم ترسیدند یه عده هم که بیکار شدند و حقوق ندارند دارند جلوی خرجای اضافی رو میگیرند الان اصلا وقتش نیست کسی پول پای این چیزا نمیده من - این مردم سر کار نمیرند ؟ پس چرا همشون بیرونند ؟‌طرف - یه عده که میرند سر کار ولی درآمد ندارند مثل مغازه‌های قنادی و لباس فروشی و ... یه عده هم چیزی برای از دست دادن ندارند عیده و دلشون گرفته توی خونه میاند قدم بزنند یه عده هم خرید ضروری راست میگفت و این حقیقت باعث شد دست از پا دراز تر برگردیم خونه و یه سرما خوردگی و تب شدید که فکر میکردیم از زیر بارون موندنه ولی بعدا کاشف به عمل اومد که کرونا گرفتیم من به بابای پیرم دادم کرونا رو و مرتضی به زن باردارش همه بستری شدیم به مرتضی گفتم- دیدی این عشق ماشینت داره سر هممون رو به باد میده ؟مرتضی در حالی که دستش روی پیشونیش بود و خیره به سقف نگاه میکرد گفت- حس میکنم اصلا تلاش بیشتر فایده نداره هرچی بیشتر دویدم بازم افاقه نکرد زندگیم همینه که هست راست میگند روزی مقدره من - حرف الکی نزن روزی رو خدا میده درست ولی این کارهایی که تو کردی جواب نداد چون ناخالصی داشتی آقا مرتضی برای خدا کار نکردی برای هوس دلت کار کردی این چند سال سر همینم هرچقدر میدویی آخر روز مثل خری که به آسیاب بسته باشند سر جای اولتی، نیتت رو خالص کن فکر کردی میخوای از مریضی و مرگ مردم استفاده کنی جنس کشاورزو به قیمت پایین بخری گرگ بازی در بیاری بری دروغ بگی به مامور ببری جنسو به قیمت خوب بفروشی که ماشین بخری که هوس دلت بخوابه بعد خدا کمکت میکنه ؟ اتفاقا خدا دوست داره که اینطور کارهات جواب نمیده از وقتی بترس که کلاه سر مردم گذاشتی و خدا مچتو نگرفت و پولش رفت توی شکم زن و بچت اون موقع ترس داره و باید بشینی خیره به در و دیوار نگاه کنی الان که خدا رو شکر به خیر گذشت ان شاء الله هممون بهتر میشیم زود و مرخص میشیم نیتت رو درست کن لینک کانال تلگرام : https://t.me/important_subject</description>
                <category>بهنام صباغی</category>
                <author>بهنام صباغی</author>
                <pubDate>Thu, 26 Mar 2020 03:39:16 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>