<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های behnam sangi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@behnamsangi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:43:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3012/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>behnam sangi</title>
            <link>https://virgool.io/@behnamsangi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>با سوشال مدیا اینطوری رفتار کنید!</title>
                <link>https://virgool.io/@behnamsangi/%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-fbspj1zthvfv</link>
                <description>اگه ازتون بپرسن چرا تو شبکه های اجتماعی ثبت نام کردین احتمال جواب اصلیتون این باشه که خب تا با دوستام و خانوادم در ارتباط باشم و باهاشون همراه باشم و اینا. و این دلیل اصلا دلیل بدی هم نیست اتفاقا ادم نیاز داره به این نوع ارتباط . ولی در حالی که جامعه داره هر روز بیشتر از قبل وابسته ی این چیزا میشه، مشکل رو به رشدی وجود داره که نمیشه نادیده ش گرفت! همه مون ای نقضیه رو حس کردیم که مخصوصا یه دوره هایی از زندگیمون دائما نیاز به چک کردن گوشیمون داریم! تا جایی که حتی قضیه شبیه به یه تیک عصبی میشه! حالتی که دائما توجهمون رو از چیزی که روبرومون تو زندگی واقیمونه میدزده و بر میگردونه به زندگی آنلاینمون! فاز اینکه نمیدونم بشریت داره نابود میشه و اینا بر نمیدارما چون هنوزم افراد دارن به موقع سر کارشون میرن و وضایفشون رو انجام میدن.قرارم نیست تو این ویدیو درباره ی این مسئله صحبت کنیم اکثر چیزایی که تو این کانال میبینید قراره شخصی باشه و این ویدیو هم ازین قاعده مستثنی نیست! اما تاثیر این مشکلاتی که وجود داره رو هر کسی که تلفن هوشمند و شبکه اجتماعی داره دیده شاید مثلا اتفاق افتاده باشه براتون که وسط یه بحثی هستین و یهو متوجه میشید نیاز خیلی شدیدی به چک کردن گوشیتون دارین حتی اگه به قیمت باز کردن گوشی و گشتن بین صفحهات گوشی باشه این کارو میکنید و یه جورایی دیگه ازون به بعد به حرف طرف مقابل گوش نمیدین! برای مثال شاید این اتفاق تو یه جلسه براتون بیفته! یا یه موقعی دارین چیزی مینویسید دقیقا مثل منی که همین ویدیو رو داشتم مینوشتم و خب شاید گاهی چیزی که مینویسید براتون اون جذابیتی که باید داشته باشته رو نداشته باشه بعد شما خودتونو درحال باز کردن یه تب دیگه رفرش کردن فیت توییترتون پیدا میکنید با اینکه متوجه می شید هیمن ۴۵ ثانیه پیش این کارو کردین و واقعیت اینه که ازون موقع تا الان هیچ نوتیفیکیشنی هم نگرفتین!‌فقط دارین این کارو میکنید و خیلی وقتا دلیلشم نمیدونید! این نوع رفتارها، رفتارهاییه که من درباره شون صحبت میکنم که بشر شاید کمتر از 10 ساله که درگیرشه . وقتی اپل اولین ایفون رو رونمایی کرد اینطوری نبود که چیزی به نام سوشال مدیا همراهش ارائه شده باشه و یه جورایی میتونم بگم اکثر این قضایا نه به خاطر اینستاگرام ولی به همراه پیدایش اینستاکرام استارتش خورد.اینستاگرام تو ۲۰۱۰ اختراع شد و تو اون زمان فیس بوکی که ۶سال بود که اختراع شده بود نزدیک 500 میلیون کاربر داشت اما سال های بعدی رو که نکاه کنید متوجه میشید سرعت رشد فیسبوک به طرز عجیبی سریعتر شده بود و اینستاگرام هم برای خودش از صفر کلی کاربر جمع کرده بود. خلاصه ی این جیزایی که گفتم اینه که رابطه ی انسان با این اپلیکیشن ها هنوز خیلی ابتدایی تر ازون چیزیه که شما میتونید برای ۲۰ سال اینده تصور کینید! و همه ی ما تو همین رابطه و کوتاه این کنش ها و گرایش های عجیب رو درمورد این اپلیکیشن ها از خودمون نشون میدیم! هنوز که هنوزه به زور به هر دری میزنیم که بتونیم مفید بودن این اپلیکیشن هارو درک کنیم ودر عین حالی که  ازشون سود اوری می کنیم، ازشون ضربه نخوریم! پس اگه شما هم یکی از افرادی هستین که مثل من دائما نیاز به استفاده هر چند بیهوده از این برنامه هارو حس میکنید، میتونم بگم تا یه جایی این قضیه تقصیر شما نیست! ردوقع فک میکنم هزاران بار شنیده باشید که این برنامه ها کلا بر اساس اعتیاد اور بودن طراحیش شدن! نتیجه شم خب داریم همه مون می بینیم! مخصوصا وقتی چندتا ازین برنامه ها رو باهم رو گوشیمون داشته باشیم خیلی قضیه اذیت کننده تر میشه! اما چیکار میشه کرد؟ اکانتامونو دی اکتیو کنیم نه!؟ دی اکتیو کنیم اکانتامونو تا دیگه نتونیم استفاده کنیم ازشون!؟  نه! حذف کردن صورت مسئله هیچوقت چیزی به انسان یاد نخواهد داد! و از اونجایی که حالا حالا ها این نرم افزار ها و سوشال مدیا ها با ما هستن! یاد گرفتن اینکه چطوری باید باهاشون رفتار کنیم به شدت مهمه! که خب برای یادگیری یه چیزی باید باهاش روبرو بشیم! یکی از راه های کنترل کردن این قضیه همین نحوه ی روبرو شدن با این برنامه هاس! یکی از بزرگترین چیزایی که به من کمک میکنه بتونم تو استفاده از سوشال مدیا خودمو کنترل کنم استفاده نکردن از اپلیکیشنه! مخصوصا تو اپلیکیشن هایی که استفاده ازشون حیاتی نیست! و کاملا میشه ازشون خارج از برنامه و توسط مرورگر استفاده کرد!  مثل توییتر، فیسبوک یا تا حدودی اینستاگرام! پروسه ی باز کردن قفل گوشی و کلیک کردن روی برنامه ی مورد نظر خیلی پروسه ی أسون تری تا سرچ کردن این برنامه تو مرورگر گوشی و  استفاده ازش تو اونجاس! همین سخت بودن پروسه باعث میشه ناخوداگاه ما کمتر سراغ استفاده از برنامه بره مخصوصا که خیلیامون الان دیگه دامنه ی تمرکزمون پایین تر از یک دقیقه س! که خب چیز خیلی بدیه ولی میشه ازش تو این قضیه استفاده کرد! پس اپلیکیشن هارو تا جایی که میتونید حذف کنید و تو مرورگر ازشون استفاده کنید! دومین راه حل برای من به شخصه خارج کردن اپلیکیشن ها از صفحه ی اصلی گوشی و جایگزین کردن اپلیکیشن های کاربردی یا حیاتی مثل یوتیوب استودیو برای کار خودم یا برنامه ی ماکروسافت تو دو که من کارامو توش یادداشت میکنم! این کار باعث میشه هربار که گوشیو باز میکنید تو صفحه ی اول نگاهتون به کارهایی که دارید و پتانسیل هایی که ممکنه این برنامه ها براتون داشته باشه بیفته و خب در نهایت کمکتون میکنه راحت تر به نتیجه هایی که میخواین تو زندگی برسید! گزینه ی بعدی که به نظر خیلی کلیشه ایه و خودمم قبول دارم ولی به نظرم کارایی داره اینه که برای عکس پس زمینه ی گوشیتون  و حتی لاک اسکرین، تکه ای از اهدافتون رو قرار بدید! حالا میخواد فردی باشه که ازش الگو برداری میکنید یا چیزی باشه که میخواید یه روز بخرید! البته افسانه نذارید تو بک گراند گوشیتون چون ناخوداگاهتون هواس جمع تر ازین حرفاس و اگه چیزی بذارید که رسیدن بهش خیلی احتمال کمی داره کلا نادیده ش میگیره! تو لاک اسکرین گوشی اندرویدی تون از پیام های هفتگی برای خودتون استفاده کنید! مشکلات اخلاقی ای که از نظر خودتون دارید رو خیلی سریح تو این قسمت بنوسید و هفته ای یه بار عوض کنید که تکراری نشه که ناخواگاهتون نادیده ش بگیره! از مکمل های مختلف مثل دمنوش و غیره برای تمرکز بیشتر روی کاری که دارید انجام میدید استفاده کنید!ینی حین انجام کارتون یه لیوان اب چای یا دمنوش کنارتون بذارید! البته قهوه خیلی کمک کننده نیست برای همه چون ممکنه باعث بشه تحریک پذیری بالا بره و انسان با هر صدایی تمرکزش رو از دست بده! چای هم همین نتیجه رو میتونه داشته باشه ولی خیلی بهتر از قهوه س به خاطر ذات شیمیایی متفاوتش. بدونید چه ساعتی از روز بیشترین تمرکز رو دارید و سعی کنید خودتونو عادت بدید تو اون تایم کارهایی که تمرکز نیاز داره رو انجام بدید! برای مثال من بعد از صبحانه و در حال قهوه خوردن، و اخرای شب دو سه ساعت قبل خواب بهترین زمان برای تمرکزمه و فکر میکنم اکثر افراد همینطور باشن! از اون تایم استفاده کنید!انرژی و عواطف و احساسات خودتون رو جاهای بیهوده صرف نکنید! از یه رابطه عاطفی بگیر تا یه بحث کوچیک با خانواده! از گوش کردن اهنگ بگیر تا صحبت کردن با یه دوست درباره ی اهدافی که دارید! اگه عادت کنید انرژی ای که برای انجام کارها و اهدافتون دارید رو تو این جور جاها هدر بدید!‌ برای انجام کارهاتون انگیزه ندارید و در نهایت وقتی با گوش دادن به یه اهنگ تخلیه ی انرژی شدید یا با صحبت کردن با یه دوست درباره ی هدفی که دارید اروم گرفتین! قدم برداشتن در راستای اون هدف دیگه خسته کننده جلوه میکنه و باعث میشه برگردید به زندگی انلاینتون!روز خوشـ :)</description>
                <category>behnam sangi</category>
                <author>behnam sangi</author>
                <pubDate>Sat, 19 Feb 2022 19:09:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه ی رنگ ها در بیشترین روشنایی</title>
                <link>https://virgool.io/@behnamsangi/%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-o548tkij50gr</link>
                <description>هالییود رو بگردی کلی فیلم تین ایجری خوب پیدا میکنی! درست شنیدی! تین ایجری صفت منفی نیست! فیلمای تین ایجری فیلمایی هستن که بخشی از زندگی رو نشون میدن که انسان تو مرز بین بازی کوکانه و مسئولیت پذیزی بالغانه گیر کرده! از طرفی عواطف جدیدی رو حس میکنه و از طرفی تقریبا هر بنی بشری دور و برش فقط تمرکز کردن رو اینکه آینده ی درخشانی داشته باشه! از طرفی طالب آزادی بیشتره و از طرفی اصلا نمیدونه اون بیرون دنیا چقدر بی رحمه!  از طرفی مادر پدر فک میکنن فرزند تین ایجرشون مثل یه سفینه فضا پیماس که الان در دست ساخته و هرچی بیشتر بکوبن و جوش بدن و ببرن در آینده شاتل بهتر و قویتری خواهند داشت از طرفی تنها چیزی که فرزندشون میتونه بهش فکر کنه عشقه! تقریبا همه ی تین ایجر ها تو شرایطی قرار میگیرن که درک کردنش برای افرادی که دیگه تو دوره ی تین ایجری نیسن ممکن نیست! تحت عواطفی قرار میگیرن که از نظر یه فرد بالغ احمقانه س! (طبق تعریف جامعه از فرد بالغ که به معنای کسیه که دیگه بازی گوشیو گذاشته کنار و شروع به مسئولیت پذیری کرده  و سرگرمی و خوش گذرونی های منطقی تری داره که به نظر من همش همه ش احمقانه س)  ولی در واقع! هه هه :)) . کلمه ی واقعیت به معنی اتفاقیه که واقع شده! ینی اتفاقیه که افتاده! و هر چقدر عواطف و نظرات یه فرد تین ایجر نشات گرفته از هیجانات هورمونی محسوب بشه! به هر حال اتفاق افتاده و واقعیه! اما تقریبا 90 درصد کل دنیا از درک این قضیه عاجزن و نمیتونن ارتباطی با تین ایجرشون برقرار کنن! ولش کنیم این حرفارو! امروز فیلمی دیدم که تو سن ۲۵ سالگی بهم نشون داد انگار بر خلاف ارتباطی که با فیلمای کالجی-تین ایجری برقرار میکنم که به این معناس که کارها و اشتباهاتی که باید تو اون دوره انجام میدادم رو ندادم! (مخصوصا ما ایرانی ها)، باعث شده هنوز عواطفم نسبت به این فیلما فعال بمونه! داشتم خودم رو جای کاراکترای فیلم میذاشتم ولی یهو یادم افتاد اینا تو فیلم مثلا 18 سالشونه! و من 25 سالمه! واقعا دیگه برای من توی این دنیا جایی برای برگشت به کالج و تجربه ی تجربیات نکرده م نیست! این قضیه داشت باعث میشد غمی تو وجودم حس کنم ولی ازونجایی که سعی میکنم دائما تصمیماتمو ببرم زیر سوال! تصمیم به غمگین بودن رو بردم زیر سوال و با این منطق بهش جواب دادم که شاسگول جان! برو ببین تو ۲۵ سالگی باید چیکار کنی که 32 سالگی غصه شو نخوری! :))اینطوری شد که این متنو نوشتن! مرسی خوندی :)</description>
                <category>behnam sangi</category>
                <author>behnam sangi</author>
                <pubDate>Mon, 30 Aug 2021 02:20:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باور های اشتباه درباره ی کامپیوتر های شخصی!</title>
                <link>https://virgool.io/@behnamsangi/%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-tw3jluosd2ui</link>
                <description>۱-اگه سیستمتون واترکولر یا همون سیستم خنک کننده ی آبی داشته باشیه گرما کمتری ازش بیرون میاد و اتاقتون گرم نمیشه چون قطعاتتون دمای پایین تری دارن!درواقع چون رادیاتور و آب انتقال دهنده ی بهتری نسبت به فن های معمولی برای دما هستن! در واقع مقدار دمایی که از سیستمتون بیرون میاد بیشتره! چون آب دمای بیشتری رو از روی سیستمتون خارج میکنه!در نتیجه دمای بیشتری وارد اتاقتون میشه! و اگه اتاقتونو درست نچینید و یا تهویه ای براش نداشته باشید جدا ازین که قاعدتا خوتون یواش یواش  میپزید! هوای اتاقم گرم تر میشه و در نهایت باز سیستمتون دماش بیشتر میشه چون هوای ورودیش گرم تر شده!۲-اگه قطعات سی پی یو و گرافیک از یک برند باشن بهتر باهم کار میکنن!تا زمانی که گرافیکتون توسط سی پی یو باتل نک نشه! مشکلی پیش نمیاد و دو قطعه با برند های مختلف هیچ مشکل و یا افتی تو پردازش ایجاد نمیکنن ! باتل نک چیه؟ در لغت به معنای قسمت گردن بطریه! در عمل تو سیستم زمانی میگن باتل نک اتفاق افتاده که یک قطعه از قطعه ی دیگه بسیار ضعیفتر باشه مثلا سی پی یو از گرافیک ضعیفتر باشه! در نتیجه مثلا نتونه یه بازی رو بیشتر از ۴۰ درصد از کیفیت نهایی بازی اجرا کنه! در نتیجه با اینکه شما گرافیکی با توان اجرای بازی روی ۸۰ درصد کیفیت دارید! اما گرافیک هم بازیو تا ۴۰ درصد از کیفیت اجرا میکنه چون سی پی یو کارش رو مختل کرده!مثل این میمونه که یه نفر تو جمع کوهنوردی از وسط راه خسته میشه و بقیه با اینکه میتونید برسید تا قله اما باهاش بر میگردین پایین!در نهایت اینکه هر سی پی یو و گرافیکی که از لحاظ قدرتی نزدیک هم باشن باهم بدون مشکل کار میکنن!۳-این سومی سردرد آوره!رم بیشتر باعث میشه کامپیوترتون سریعتر کار کنه!این قضیه یه  جا فقط درسته! اونم اینه که رمتون برای فعالیتی که شما میکنید کم باشه! تو این حالت مثلا اگه ویدیو ادیت میکنید و کنارش میخواین ویدیویی رو ببینید و ۴ گیگ رم دارید ممکنه کندی احساس کنید و اضافه کردن ۴ گیگ رم دیگه باعث شه این فعالیت ها نرم و بدون کندی اجرا بشه! اما وقتی رم برای فعالیتتون کافی شد! دیگه اضافه کردن ۳۲ گیگ رم دیگه هم سرعت کامپیوترتون رو بیشتر نمیکنه!۴-باور اشتباه بعدی احتمالا ترس تو وجود خیلیا بندازه!این تفکر که با پاک کردن هارد کامپیوتر یا موبایلتون دیگه کسی نمیتونه به اطلاعات کامپیوترتون دست پیدا کنه اشتباهه!بله! بعد از پاک کردن اطلاعات مقدار قابل توجهی قابل بازگشته! و من تا الان ۶ تا گوشی کهنمو فروختم! 5-روشن گذاشتن کامپیوتر برای مدت طولانی بهش آسیب میزنه!روشن گذاشتن کامپیوترتون برای مدت طولانی در صورتی که سیستم خنک کننده ش خوب نباشه یا مثلا لپتابتونو روشن بذارید رو صندلیتون که روکش نرم داره یا رو تخت! باعث میشه سیستم داغ بشه و در نتیجه در طول زمان ممکنه طول عمر رو بیاره پایین! اما اینطوری نیست که بعد از مثلا یه سال یهو کامپیوترتون بسوزه!در واقع باید بگم بیشتر سوختن ها کار نکردن ها و یا مشکلات نرمافزاری اساسی بیشتر زمان روشن کردن سیستم اتفاق میفته! البته این اتفاق بیشتر تو حالتی میفته که قطعات واقعا پیر شده باشن!البته باز این دلیلی برای خاموش نکردن سیستمتون نیست! به خاطر محیط زیست و اصراف نشدن برق هم که شده سیستمتون رو وقتی باهاش کار ندارین خاموش کنین. ولی نه در حدی که نیم ساعت دیگه قراره باز روشنش کنین!یک ساعت  به بالا اگه باهاش کار نداشتین خاموشش کنید!6-هارد های ssd عمر کمتری از hdd ها دارن!دقیق نمیدونم این باور از کجا اومده البته یه دلیلی داره که خیلی از سرور ها هنوز از hdd استفاده میکنن که احتمالا بیشتر مربوط به قیمت بالای اس اس دی ها و عدم وجود حافطه های خیلی بالا مثل 12 گیگ و بیشتر که البته اخیرا وجود دارن ولی به شدت گرونن باشه!اما در کل باید بدونید طول عمر اس اس دی ها بر اساس ظرفیتشون تایین میشه به این شکل که هر مقدار ظرفیت که دارن ضرب در یه عددی بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ نسبت به کیفیت ssd خواهد شد و عدد به دست اومده میشه مقدار اطلاعاتی که یه اس اس دی توانایی داره که بتونه پردازش کنه! بله ینی اس اس دی بر اساس مقدار کاری که میکنه عمرش میگذره! اووو! احتمالا برای همین هم میل سرور دارا به اس اس دی نیست! چون اگه اشتباه نکنم hdd ها بر اساس زمان روشن بودن عمرشون حساب میشه! و خب هممون میدونیم مقدار خیلی خیلی زیادی از اطلاعات داره هر ثانیه روی سرور ها پردازش میشه در نتیجه هاردی که وابسته به زمان باشه برای سرور ها بهتره تا هاردی که وابسته به مقدار استفاده باشه! اما باید بدونید چیزی که بالا تر گفتیم به این معنیه که یه اس اس دی 120 گیگ طول عمر استانداردش حدود 84 ترابایته! ینی 84هزار گیگ اطلاعات رو پردازش کنه که حداقل برای یه سیستم خونگی رسیدن یه این مقدار از استفاده راحت نیست! اما تو سروس ها اینطوری نیست! و ممکنه خیلی سریعتر از توقع عمر اس اس دی ها سر برسه!از طرفی باید بدونید hdd ها به ضربه و آهن ربا حساس ترن! سنگین ترن! دمای بیشتری از ssd تولید میکنن و خب کند ترن! ولی با توضیحاتی که دادیم برای حداقل یه سیستم خانگی احتمالا ssd ها نه تنها برابر بلکه بتونن بیشتر از hddها کار کنن!آخرین باور اشتباه!7-منبع تغذیه ای با توان خیلی بالاتر از سیستم به سیستم اسیب میزنه!بعضیا فک میکنن اگه سیستمی 500 وات برق میخواد! استفاده ی منبع تغذیه ی مثلا 1000 واتی باعث خرابیش میشه! البته ایران همه سعی میکنن ارزون ترین منبع تغذیه ی ممکن رو انتخاب کنن که اون اشتباه وحشتناکیه. اما درباره ی باور اول یگم که در واقع منبع تغذیه به خودی خود خروجی ای نداره! و قطعات به مقداری که لازم دارن ازش نیرو میگیرن! در نتیجه اون تفکر اشتباهه! اما درباره ی گناه کاران اصلی! افرادی که وقتی براشون سیستم جمع میکنی و میگی باید یه پاور 650 واتی که دو میلیون و نیم قیمتشه بخری! یهو رنگشون میپره و سعی دارن قانعت کنن که پاور ضعیفتری بخرن چون بودجه ندارن! در جواب به این افراد باید بگم سیستم ضعیفتری بخرید! اما رو پاور خساست به خرج ندین! پاور ارزون و متفرقه نخرید !و بدونید پاور باید حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ وات توان بیشتری نسبت به توان مورد نیاز سیستمتون داشته باشه! چرا؟چون معمولا درباره ی تمام محصولات عدد ادعا شده کاملا درست نیست! و حتی توی تستا مشخص شده که پاور ها  به صورت میانگین تا 88 درصد از مقدار ادعا شده توان دارن! به این معنی که پاور 500 وات ممکنه 450 وات توان ارائه کنه و کامپیوتر شما به 480 وات برق نیاز داشته باشه در نتیجه دهنون سرویسه!برای اینکه از سلامت میلیون ها ریال و یا هزاران دلاری که خرج میکنین مطمئن باشید پاوری که میخرید هم استاندارد و معتبر باشه هم تا ۱۵۰ وات توان بیشتری نسبت به سیستمتون داشته باشه! خب اینم از اطلاعات امروز! باید بگم من این متن هارو تو یوتیوب تبدیل به ویدیو هم میکنم! در نتیجه در صورت علاقه میتونید به کانالم سر بزنید البته اگه ویرگول اجازه ی گذاشتن لینک یوتیوب رو بده!https://www.youtube.com/channel/UCYVJXj2F5Pn79bYJXyYbKZw?view_as=subscriberموفق باشید و روزتون خوش...</description>
                <category>behnam sangi</category>
                <author>behnam sangi</author>
                <pubDate>Mon, 23 Nov 2020 02:45:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تئوری ماتریکس!‌ ما تو شبیه سازی زندگی میکنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@behnamsangi/%D8%AA%D8%A6%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%B3-%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D9%88-%D8%B4%D8%A8%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-p1qeld4uqpsn</link>
                <description>دو حالت داره! اگه ماتریکس و دیدین و ستایشش کردین و برای طولانی مدت درباره چیستی خودتون و دنیا به فکر فرو رفتین که اوکی! اگه دیدین و براتون جذاب نبوده! چند سال دیگه دوباره ببینیدشاما امروز نمیخوام درباره ی فیلم صبحت کنم! اخیرا یه ویدیو یه ربه از صحبت های جو روگان یک پادکست ساز و یوتیوبر خفن دیدم که با الون ماسک بودصحبتای این دو نفر به خصوص حالتی که الون ماسک بیان میکردشون انقد منو به وجد اوردن که طولانی مدت بهشون فکر کردم و نتونستم درباره ش یه ویدیو نسازم!1 سوال اول بعد دیدن اون ویدیو اینه که ما تو شبیه سازی ایم یا نه؟2 سوال بعدی اینه که اگه ما تو شبیه سازی ایم بیرون شبیه سازی چیه؟3 سوال بعدی اینه که ما بیرون شبیه سازی چی ایم؟4 سوال بعدی اینه که اصلا اینکه بفهمیم تو شبیه سازی ایم مهمه یا نه! ؟5 سوال بعدی اینه که من شمارو گیر اوردم و دارم سرکارتون میذارم یا چی؟!نه ولی واقعا متن به جاهای جذابی خواهد رفت ! حداقل، من اینطوری فکر میکنم! الون ماسک میگفت امکانش هست که ما تو شبیه سازی باشیم! نه شبیه سازی ای که تو ماتریکس دیدیم! چون اگه داستان اونطوری باشه که  نئو اگه این متن رو میبینی به دادمون برس! اما الون ماسک جور دیگه ای به این داستان نگاه میکرد! از نوع بیان الون ماسک میشد فهمید که ذهنیت اون از شبیه سازی بودن! این بود که یک نوعی از موجود که ما نمیشناسیمش و نمیفهمیمش شبیه سازی رو ساخته ! دلیلش؟! که سرگرم شه!سرگرمی انقد مهمه! منظور چیه؟الون اعتقاد داشت هرچیزی که  احتمالا بیرون شبیه سازیه خیلی حوصله سر بره! چرا؟الون اینطوری مثال زد که یک فیلم اکشن رو در نظر بگیرین! ساختن ۲ ساعت از یک فیلم اکشن تقریبا ۱ سال بیشتر طول میکشه! و واقعا هم حوصله سربره! چرا؟ چون نزدیک به ۷۰ درصد از چیزایی که تو یه فیلم اکشنن میبینیم جلوه ویژس! ینی وقتی میبینین راک از ساختمون ۷۰ طبقه میپره پایین . در واقع پشت سر راک عزیزمون یه پرده ی سبز مخصوص ایجاد جلوه های ویژه س و راکم از هیچ جایی نمیپره! در خفن ترین حالت توسط یه طناب از یه جایی اویزونه  ادای افتادن رو در میاره!و این کارهارو برای یک سال تکرار میکنه و تهش بعد از اضافه کردن جلوه های ویژه! یک اثر دوساعته ی جذاب داریم! ماسک میگفت در نظر بگیرین! ۱۳.۵ میلیارد سال قدمت جهان تخمین زده شده و در خفن ترین حالت ممکن ۷۰۰۰ ساله که تمدن وجود داره!امیدوارم شباهتو گرفته باشید!البته همه اینا در شرایطی فرض شده که کل اون ۱۳ میلیارد سال هم جزو همین اثره سرگرم کننده نباشه!خیلی سنگین شد!اول اینجا بگم هدف من از این حرفا یه جورایی فقط سرگرمیه چون نه من علمی ازین داستانا دارم نه میخوام چیزیو ثابت کنم در نتیجه استی کالمهمه اینا سوال اول بود! جوابشم اینه که شاید! شایدم نه!اگه نه که خب برید زندگیتونو کنید اما اگه آره! ماسک عقیده داشت بیرون از شبیه سازی جای حوصله سربریه!من سوالم درباره ی این حرف ماسک اینه که اگه حوصله سربره چی باعث میشه یک موجود،خالق یا هرچیزی که ما درکش نمیکنیم بخواد انگیزه ی ساخت همچین شبیه سازی ای رو داشته باشه؟سرگرمی؟ سرگرمی کی دقیقا؟قاعدتا راک برای سرگرمی خودش فیلم نمیسازه! به خاطر پول میسازه!نمیخوام وارد جزییات شم! ممکنه سرگرمی بچه هاش باشه مثلا یا تحت تاثیر قرار دادن عشقش!هرچند با این تعریفم حس میکنم خالق شبیه سازی رو تا حد خیلی زیادی در حد شبیه سازیش کوچیک کردم!ماییم که فرزند و معشوقه برامون معنا داره! خالق همه ی اینا ممکنه دلیل خیلی منطقی تر یا متفاوت تر ازین حرفا داشته باشه! هرچند ممکنه هم اینطور نباشه و ما یه جورایی تصویر ساده شده ی همون خالق شبیه سازی باشیم!امیدوارم بعد این متن از بیمارستان روانی باهام تماس نگیرن! :)سوال بعدی اینه که ما بیرون شبیه سازی چی ایم!؟مثلایه فایل بیرون کامپیوتر چیه؟ هیچی !اگه ماهم یک فایل باشیم تو یه شبیه سازی چی؟بدتر ازون! انسان داره حیاط روی کره ی زمین رو از بین میبره! اگه ما تو شبیه سازی ویروس باشیم چی؟!اگه ویروس ها و باکتری های بیماری زا!‌ آنتی ویروس هایی برای حذف ما و  حفظ تعادل شبیه سازی باشن چی؟ اینارو از کجا میارم  من!؟مغزم معیوبه!چه ویروس چه فایل ، ما جزوی از شبیه سازی ایم! حالا خواسته یا ناخواسته!و بیرون از شبیه سازی هیچی نیستم!ترسناک تر از همه ش اینه که فایل یا ویروس تو کامپیوترمون خودشون نمیدونن وجود دارن! فقط وجود دارن! چون ما خواستیم وجود داشته باشن! این حجم از خودآگاهی ای که ما داریم پس چیه؟ ناهنجاری، یا سطحی از شبیه سازی و اطلاعات که ما قادر به درکش نیستیم؟!همه اینا رو گفتم و ذهنتونو درگیر کردم! اما سوال اخر اینه که اصلا دونستن اینا مهمه!؟از نظر من!؟ نه!قسمتای اخر فصل اول سریال وست ورلد، یه جا رباتی از انسانی که ساختتش میپرسه اگه من انقدر درک میکنم! اگه حس میکنم ناراحت میشم به این عمق زیاد! فرق من با توی انسان چیه! خالقش میگه فرق تو با منه انسان هیچی نیست!به این معنی که اگه حس وجو داشتن میکنیم! پس وجود داریم! حتی اگه فایلهایی تو یک شبیه سازی از پیش تعیین شده باشیم! هر ثانیه ای که میگذره رو تو مقیاس خودمون درک میکنیم! علارقم یک فایل تو یک کامپیوتر!ماسک به جو روگان میگفت از کجا میدونی الا اصلا اینجایی!؟ از کجا معلوم واقعا تو استودیوییم؟ شاید هیچکدوم ازین اتفاقا واقعا نمی افته و ما صرفا یک کد تو شبیه سازی هستیم! اما به نظر من این نگاه درست نیست! جذاب هست! اما درست نیست!اگه اینطور بخوایم نگاه کنیم داریم از دید سازنده ی شبیه سازی بهش نگاه میکنیم! از دید من یک فایل فیلم ۲ ساعتته به همون اندازه ی فیلم دو ساعته ارزش داره! اما ما فایل هایی هستیم که حس میکنیم باید یه ارزشی داشته باشیم و همین به معنی بودنه! وقتی هم که نباشیم ! متوجه نبودمون نمیشیم! شایدم مثل فایل فیلمی که از هارد به هارد دیگه منتقل میشه! فقط بعد وجودیمون عوض بشه! کی میدونه!شب بخیر</description>
                <category>behnam sangi</category>
                <author>behnam sangi</author>
                <pubDate>Tue, 17 Nov 2020 06:11:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فاصله دوست داشتن،تا بودن...</title>
                <link>https://virgool.io/@behnamsangi/%D9%81%D8%A7%D8%B5%D9%84%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-yjc78xhuoo29</link>
                <description>هرچی دوست دارم مینویسم!‌وقتی میخوای شروع کنی به نوشتن یه متن جدید ویرگول پیشنویسش اینه: هرچی میخوای بنویس!و این انتخاب ماست که هرچی که میخوایم بنویسیم یا چیزی که فکر میکنم باید بنویسیمو...:)) اذیتتون نمیکنم! امروز میخوام درباره ی اینکه چطور بفهمید کی هستین صحبت کنم. مطمئنم ۷۰ درصد از افرادی که این متنو میخونن فکر میکنن میدونن کین و چیکارن!‌  ۳۰ درصدی هم که احساس نیاز برای پیدا کردن خودشون لالوی تحمیل های زندگی میکنن،  خیلیاشون یا میترسن از اینکه بخواد درباره ش کاری کنن یا خسته تر از اونین که بخوان به خاطرش بجنگن! نتیجه این میشه که اجازه میدن جامعه، پدر و مادر، و سیستم بهشون بگن که میخوان کی باشن!فاصله ای بین اینکه بدونی کی هستی و مجبوری کی باشی هست! برای مثال هیچوقت فکر نمیکردم منی که همیشه بهم گفته شده توکه پدرت کارخونه داره! علاقه به یوتیوبر شدن پیدا کنم! و حتی براش تلاش کنم! تا جایی که علاقه به گرفتن ویدیو و نوشتن اسکریپت بعدیم باعث شه صبا با زور خودمو از خواب بیدار کنم ! نه که یوتیوبر شده باشم! به زور ۵۰ تا بیننده دارم!‌ولی دقیقا همین که تو پروسه ی یوتیوبر شدن و یا نشدن هستم و خسته نمیشم ینی من همینم که هستم! علاقه مند به تولید محتوا!‌وگرنه چرا اصلا باید اینجا چیزی  بنویسم!؟  بذارید براتون توضیح بدم چی میشه که فردی علاقه مندیش به شغلی رو متوجه میشه! شکی نیست که چه خانم باشین چه آقا شغل میتونه تعریف کننده خوبی درباره ی شخصیت شما باشه! شاید مخالفت کنین و بگین نه من مجبور بودم این کاری که الان دارم انجام میدمو انجام بدم!‌ خب !‌ حالا که مجبور بودی!‌ کنارش علاقه ای که دارینو دنبال میکنی؟ اگه آره !‌ که خب با علاقه ای که دنبال میکنی تفسیر میشی! اما اگه به بهانه ی اینکه مجبور بودی بیخیال همه علایق شدی و سرت تو کاره روزمره ته که خب بازم با همین رفتار تفسیر میشی! اما برا اونا که نمیدونن دقیقا به چی علاقه دارن!‌ برا اونا که بی ذائقه طلقی میشن!‌کسایی که مثل من هیچ کاری (هنوز) انقدر جذاب نیست که به خاطرش پر انرژی باشن! راه اینکه بفهمید بالاخره کی هستین و چیکاره اید رو براتون مینویسم! چیزی که ندونسته بهش رسیدم!‌هر انسانی به یه سری فعالیت علاقه داره! از گوش دادن به موسیقی تا گیمینگ! از دیدن ویدیو های کوتاه آموزشی تا رفتن به بازار موبایل و دیدن تکنولوژی های جدید!‌ گاهی بعضی نوشتن رو دوست دارن و گاهی بعضی عکاسی !من هم همین بودم!‌ به موسیقی تکنولوژی و نوشتن علاقه داشتم که به ظاهر به هم ارتباطی نداشتن! گاهی خیلی شدید میرفتم سمت موسیقی ! یا گیتار میزدم یا بیت میساختم! گاهی شدیدا به نوشتن رو میاوردم! اما باز ازش خسته میشدم و راضیم نمیکرد! گاهی افراطی گونه ویدیوهای یوتیوبر هارو نگا میکردم! گاهی هرروز باید یه فیلم سیینمایی میدیدم تا شبم روز بشه!‌ ولی همه شون بیشتر شبیه تفریح بود تا کسی که میخواستم باشم! ولی بعد مدتی از هیچ جا!‌متوجه پلن حمایتی مالی ای که یوتیوب برای یوتیوبرا گذاشته شدم! ماه ها و شاید سالها گذشت و همش تو بوکمارک های گوگل کرومم میدیدمش تا زمانی که حس کردم توانایی انجامش رو دارم!‌نتیجه این شد که به گرفتن ویدیو های مختلف رو اوردم و رفته رفته کیفیتم تو همه چی ،‌از نوشتن تا فیلم برداری بیشتر شد و شاید هنوز بیننده ای ندارم ولی جدا از لذتی که خودم میبرم، هرکی که به محتویم علاقه داره اشاره به خوب بودن کیفیتشون میکنه که حاصل وقت گذاشتن و علاقه ی شدید من به این کاره! خب داستانی که براتون تعریف کردم اینطوری معنی میشه:به خودتون زمان بدید برای تجربه کردنبه هر چیزی که بهش علاقه دارین تا زمان دارین یه ناخونک بزنین!نذارید باید هایی که سیستم براتون مشخص کرده! که شامل باید های پدر مادرتون هم میشه!‌ شمارو از تجربه کردن وا داره! انتخاب کنید! اگه عاشقید در وهله ی اول سعی کنید بین تجربه کردن و مسئولیت قبول کردن تعادل ایجاد کنید ولی اگه دست و پاتونو بستن! اگه بدون در نظر گرفتن اینکه کی هستین! ازتون درخواست کردن اونطوری باشید که ۷ میلیارد آدم دیگه هستن! انتخاب کنین که کدومید!  یه جایی از زندگی انتخاب کنید. البته که مربوط به معشوقه تون هم هست! که درکتون کنه یا نه! که براش مهم باشه شما میخواین کی باشین یا میخواد اونی باشید که خودش میخواد! انتخاب کنید!‌ مرد یا زنی هستین که معشوقه تون میخواد!‌ یا کسی که خودتون میخواید! در هر دو صورت چیزی رو نباختین!‌ در هر دو صورت شما فهمیدین کی هستین! شما انتخاب کردین کی باشید!‌اگه مرد و یا زنی شدین که معشوقه تون میخواد باشین به انتخابی که خودتون کردین احترام بذارید و بدونید که باید تا اخر عمر با انتخابتون زندگی کنید! اما اگه معشوقه تون درکتون کرد! یا اصلا معشوقه ای نداشتین! تجربه کننین! منتظر نتیجه نباشید. مخصوصا اگه زیر ۳۰ سال هستین!‌نه اینکه ۳۰ سالگی مرزی بین تحرک و سکون باشه!‌شما انتخالب میکنین کی باید دست از تجربه کردن بکشید! و تخصصی روی یه شغل متمرکز بشید ولی خب باید با تمام عواقبی که انتخابتون داره هم کنار بیاین!‌یه روزی به خودتون میاین و میبینید تجربه هایی که بدست اوردین شبکه ای از آگاهی رو به وجود آورده که این شبکه شمارو هدایت به شغلی میکنه که میتونید ازش راضی باشید! هرچیزی که میخواد باشه باشه...تجربه کنید چون دم و بازدم بعدی ای ممکنه درکار نباشه...</description>
                <category>behnam sangi</category>
                <author>behnam sangi</author>
                <pubDate>Sat, 10 Oct 2020 15:19:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>6 دلیل برای اینکه بازی Devil may cry 5 ضعیف تر از 3 نسخه ی پیشینه :)</title>
                <link>https://virgool.io/@behnamsangi/6-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-devil-may-cry-5-%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D9%81-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-3-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D9%86%D9%87-vnoy6yv0s5ud</link>
                <description>خب خب قبل اینکه همه حمله ور شن و ناراحتیشون ازین تایتل رو ابراز کنن بذارید خیلی مستقیم برم سر اصل مطلب شاید بعضی قانع شدن! عنوان DMC ازون اول بر پایه ی یک کنتراست (تناقض) بنا شد، بخش devil که به بعد شیطانی بازی اشاره داره و بخش may cry هم که دیگه همه باهاش اشنایی داریم تو این دوره از تاریخ! خدایی گریه ی شیطانم در میاد :D (بخش احساسی)بگذریم!‌نسخه ۱ و ۲ رو کاری ندارم چون هم خیلی قدیمی هستن هم برای PC نیومدن و یه جورایی از نظرم نقطه ی رشد این بازی از سری ۳ شروع شد! البته ممکنه اشتباه کنم چون ازشون تعرف زیاد شنیدم!نمیخوام بازیو توضیح بدم! اگه بازی نکردین حتما برید بازی کنید و برگردین این یه برگ نوشته رو بخونید :Dوقتی به نسخه ۳ بازی نگاه میکنین، دشمنی در کنار آرزوی همراهی دو برادر نسبت به هم رو میبینین . که  علارغم اختلاف نظر هاشون هنوز همدیگه رو دوست دارن اما نه برادر درستکار که دانته باشه تو کتش میره که با شیاطین همسفره بشه نه ورجیل تو کتش میره که از خر شیطون :))))) بیاد پایین :Dبنا براین تا حد مرگ میزنن همو شل و پل میکنن و با اینکه از درون همدیگه رو دوست دارن.حالا این وسط شیاطین واقعی رو میبینیم مثل آرخام که بدون هیچگونه ترحمی حتی به دختر خودش، فقط خواستار قدرته! درباره ی سری ۴ میشه از رابطه ی نرو و کریه حرف زد تا نامردی و شیطان اعظم بودنه اون پاپ اعظم و خودخواهی و شیطان صفی اون یارو کفش دوزک گندههه که اسمش یادم نیست آها آگنوس :D  همه و همه ی اینارو دارم یاد اوری میکنم که به یه جمع بندی اخرسر برسم پس صبور باشید و یه خوندن ادامه بدید! اینارو اضافه کنید به تغییر قیافه و بالا رفتن سن دانته تو بازی و اینکه نمیدونید بالاخره طرف دانته باشین یا نرو، ینی نمیدونید ایا الان دانته رفته سمت شیطان ها یا نرو سمت شیطانهاس یا اصن وات د هل ایز هپنینگ! و یهو اون وسط میفهمین برادر زن نرو هم دویل در میاد از اب و این حرفا و خلاصه حسابی سرگرمین! پس خط داستانی این سری و سری ۳ همش درحال سوپرایز کردنتونه!نسخه dmc:devil may cry  بر میگرده به دوره ی قبل از اختلاف دانته و ورجیل که کله شقیه بیش از حد دانته و عاقلیه ورجیل رو نشون میده و روند اختلاف دو برادر رو هر چند نه خیلی قانع کننده ولی به تصویر میکشه! علاوه براین   کمی از کنجکاوی ای که تو سری ۳ برامون پیش اومده بود رو ارضا میکنه! و همش جدیده! دانته یه پسر اسکله کله شقه که اصن نمیفهمه دنیا چی به چیه و چه مسئولیت بزرگی به دوش داره! ورجیل برعکس مهندسشونه .  کلا تو همه جا معمولا ادمایی که کمی بیش از حد باهوشن و کمی بیش از حد توانایی کنترل عواطفشونو دارن همیشه خبیث میشن.... همه ی اینا حرف از شخصیت پردازی قشنگ داستان داره. حالا DMC 5! شخصیتا کیان؟ : تریش ، لیدی ، دانته ، نرو که یه یارو دست شیطانیشو تو تیزر کند برد و اصلا هم مشخص نبود که ورجیله! خب اینا که ۳ قسمت گدشته یا بودن یا حرفشون بود (ورجیل حرفش بود و شمشیرش فقط) خب؟ اها V ! خب ؟ چیه V جذابه؟ حرف زدنش؟ کمبو های مزخرفش که حس هیجانی ندارن و هربار میفتم باهاش میخوام فقط زودتر تموم بشه و برگردم سر دانته یا نرو؟ ته سوپرایزشم اینه که وی داشته اینارو گول میزده که برگرده به بخش شیطانیش تا زنده بمونه! خب؟ هیچی دیگه ورجیل میاد با دانته میزنن تو سر و کله ی هم و بعد میفهمیم نرو پسر ورجیله که اونم تابلو بود از سری ۴ وقتی یاماتو به نرو اونطوری واکنش داد! اها تهشم نرو یه قدرت خفن میگیره! دیگه؟هیچی دانته و ورجیل بعد اینکه اینهمه همدیگه رو ساییدن زرتی رفیق میشن و تموم :Dخط داستانی : ورجیل اومده دنیارو بگیره همین باید برید سراغش. خیلی هنر کردن اولش نمیگن شیطان بزرگ خفنه ورجیله ولی خدایی کیو گول میزنیم تابلو بود ورجیله!قسمت احساسی:  میفهمیم نرو پسر ورجیله بعد دانته و ورجیل همو میزنن میترکونن و بعد رفیق میشن :/شخصیت پردازی: وی قسمت انسانی ورجیله که شخصیت خاصی نداره فقط علارغم اینکه اون وسطا به نرو میگه بدون من برو من کارم تمومه اخرش میره قاطی بخش شیطانیش میشه همه رو به فنا میده :/...هیچی دیگه همین! امیدوارم یه نسخه دیگه بسازن و نویسندگیشو بدن دست یه آدم درست حسابی :)</description>
                <category>behnam sangi</category>
                <author>behnam sangi</author>
                <pubDate>Mon, 06 Apr 2020 18:43:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلم shoplifters رو از دست ندین!</title>
                <link>https://virgool.io/@behnamsangi/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-shoplifters-%D8%B1%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86-ciwrg1k3x2fg</link>
                <description> برام خیلی جالبه که چقدر  تبلیغات توی محبوبت یک فیلم مهمه! خوده من تا چندی پیش تمام دیده ها و ندیده هام منتهی میشد به بازار گرم هالییود اما به لطف یکی از دوستام با دیدن فیلم the wailing دیدم به کلی عوض شد!امروز البته درباره ی این فیلم صحبت نمیکنیم چون به نظرم باید بیشتر ببینمش تا بتونم نظرمو بگم! بار اول با ترس و استرس دیدم و مطمعنا برا همین خیلی چیزا از ذهنم پنهان مونده! خب موضوع امروز فیلم shoplifters هستش! بذارید اینطوری بگم که این فیلم برای من و حتی متاکریتیک جایگاه بالاتری نسبت به خیلی از فیلمهای هالییودیه بالای چارت imdb رو داره!  بنا برین اگه فیلم رو ندیدین حتما ببینید و بعدش بیاین اینجا! به مفهوم خانواده اشنایی داریم! اما، واقعا داریم؟فیلم شاپلیفترز ترکیبی از  دو سمت واقعیت و سو برداشته، ینی چی؟خب قرار نیست فیلمو توضیح بدم پس مستقیم میرم سراغ مثال زدن از فیلم.شما تا ۷۵ درصد فیلم یک خانواده که هیچکدوم از اعضاش با هم ارتباط خونی ندارند رو میبینید که بر خلاف همین  واقعیت مذکور که تقریبا از اول های فیلم هم اینو میفهمین خیلی باهم گرمن! گاهی با تمام سختی های مالی ای که دارن آرزو میکنید جای اونها بودین و انقدر خوشهال و بیخیال و مثبت زندگی میکردین!داستان پیش میره و بعد یهو همه ی زیبایی هایی که ذهنتون از اون خانواده ساخته  رو به چالش میکشه! تا جایی که به معنای خیلی کلیشه هایی که برای ماها جا افتاده شک میکنید و اصلا دیگه نمیدونید چی درسته و چی درست نیست! برای مدت ۱ ساعت و ربع یا بیشتر جزوی از خانواده ی گرمی بودین که یهو میفهمین راز خیلی تاریکی پشت ظاهر گرمشون خوابیده! اما باز نمیتونین قبول کنید که این خانواده بخواد از هم بپاشه ! درسته ! زن و شوهری که راس این خانواده هستن قاتلن و پسر خانواده رو حین یه دزدی از تو ماشین یکی از قربانیای دزدیشون بر میدارن! زیبایی این فیلم جای به چشم میاد که شمارو تا حدی توی دوراهی قرار میده که مجبور میشید به خاطر احساس ترحمتون از درون قاتل بودن نقش های اول فیلم رو بخشید یا حداقل راضی نباشید با اینکه قاتل هستن بخوان مجازات بشن!‌چون نویسنده و کارگردان توی کارشون بهترین بودن و شما و وجدانتون رو برای یک سات و خورده ای به خوبی قاطی گرمای وجود پوشالیه خانواده کردن! من از کلمه پوشالی استفاده کردم! اما ایا واقعا پوشالی بود!؟منظورم اینه که ! همونطور که بازیگر نقش اول زن فیلم تو دقایق اخر فیلم اشاره کرد! آیا صرفا چون یکی فرزندش رو زاییده این قضیه اونو به مادر تبدیل میکنه!؟ یا اگه بخوایم پیام نویسنده ازین دیالوگ رو تو فیلم توضیح بدیم، آیا زنی که از روی مشکل عصبی یا هرچی  فرزندش رو  میزنه ، واجد شرایط تر از زن قاتلیه که با تمام وجودش به فرزند یکی دیگه عشق میورزه؟آیا لیبل قاتل بودن آدمارو بد میکنه؟آیا لیبل مادر بودن آدمارو خوب میکنه؟آیا قتل فقط به معنای گرفتن جان یه شخصه؟کشتن روح یک بچه ی خردسال قتل نیست؟ارتکاب قتل شمارو تبدیل به آدم بی عشق و سنگدلی میکنه؟همه ی اینها سوالاییه که به صورت مستقیم گفته نشده اما نویسنده و کارگردان به بهترین شکل توی کلیت فیلم قرارش دادن!‌خیلی وقتا به خیلی چیزا عادت میکنیم و چون بزرگترامون کاری رو انجام دادن و نتیجه ی درست گرفتن ماهم تقلید میکنیم به امید نتیجه ی درست! خیلی وقتا واقعیت به معنای چیزی که اتفاق می افته خیلی خیلی خیلی متفاوت از حقیقته!‌ فیلم shoplifters در عین سادگی ظاهری ، یک دنیا حرف داره که جایگاهش رو خیلیاز فیلمهای معروف دنیا بالتر نگه میداره و باعث میشه من هرروز بیشتر از روز قبل از تبلیغات ها و  کلیشه ها دور شم و اتفاق های دورم رو حقیقت نشمارم!  امیدوارم لذت برده باشید!کانال رو  دنبال کنید تا فیلمای بیشتری رو  براتون شرح بدم!‌شاد و آگاه باشید. </description>
                <category>behnam sangi</category>
                <author>behnam sangi</author>
                <pubDate>Fri, 12 Jul 2019 21:58:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از کودکی بازیگر فیلمهایم بودم!</title>
                <link>https://virgool.io/@behnamsangi/%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85-obfhty5dcmqt</link>
                <description>نه نه! نوشته م درباره ی بازیگری نیست! درباره ی ذهنه، درباره ی حس ها و خواسته هاییه که نه تو جامعه و اکثرا نه تو خانواده هم بهشون بها داده نمیشه!  دارم نگفته هامو مینویسم پس به خوندن ادامه بده!‌ ۹ سالگیم یادم میاد! آهنگ گروه آریا رو میذارم و روی دوچرخه ی ورزشی ای که فقط داشتیمش و هیچکس استفاده ش نمیکرد میشینم و تو رویای خودم فکر میکنم دارم با سرعت تمام دوچرخه سواری میکنمو ... ۱۰ سالگیم یادم میاد، نمیدونم چه اهنگی اما ایندفعه نقش یه مرد از جان گذشته رو دارم که جلوی گوله ی تفنگ ادم بدا میپره تا یه آدمی رو نجات بده!‌ 12 سالگیم یادم میاد!  آهنگای 6 و 8 ای که الان تو ۲۳ سالگی ازشون متنفرم رو یادم میاد که تو تصورم دارم برای دختر رویاهام که هیچ شکلی نداشت میخونم!‌14 سالگیم، خشم دارم، آهنگ رو یادم نمیاد اما یادم میاد که دارم تو اتاقم همکلاسی ای که تو مدرسه بهم زور میگفت رو کتک میزنم! با تمام قدرت!‌ تو ذهنم میشم اون دانش آموزی که همه باهاش ارتباط میگیرن و بهش برای شیطنتاش آوانس میدن!‌ یا میشم دانش آموزی که تا معلم سوال میپرسه دستشو میگیره بالا و جواب درست رو میده و مثبت میگیره!‌ جاه طلب تر شدم نه؟ موسیقی هم همراهمه... 16 سالگیم دارم تو رویاهام دختری که عاشقشم رو از دست نیروهای پلید نجات میدم و گاهی خودم تبدیل میشم به یک نیروی پلید تا بتونم از پس اونا بر بیام!‌  آهنگ هم همراهمه... 20 سالگی ،‌گیتارست معروفی هستم که رو سن دارم برای کسایی که کنسرتم اومدن مینوازم. چقدرم خفنم!‌ موسیقی نفسگیری رو پلی کردم و مثلا دارم مداوم مینوازمش.  23 سالگی: میتونم با دوچرخه با سرعت دوچرخه سواری کنم. شدم اون پسره که اعتماد به نفس داره و میتونه با هر آدمی گرم بگیره، دختری که عاشقشم رو پیدا کردم. اما... میلی به خودن آهنگای جینگولی ندارم!‌ میلی به سریع دوچرخه سواری کردن ندارم! میلی به گلاویز شدن با آدمایی که حس میکنم از لحاظ فکری پایینتر از منن ندارم!‌ میلی به شیطنت ندارم و اصلا مدرسه نمیرم که بخوان دنبال آوانس باشم! میلی به گیتار زدن در حد خفن ندارم!‌ بیشتر دنبال معنام توی موسیقی هام!‌همه ی عمرم، شاید هفته ای حداقل 4 ساعت بازیگر فیلمنامه ی اتفاق های دست نیافتنی زندگیم بودم و الان که قابلیت هارو دارم !‌ زمان گذشته! بچه هاتون هم شاید نه به شکل من، اما این مراحل رو میگذرونن!‌ اینکه پول میارید تو خونه یا ظرف میشورید وظیفه تون نیست!‌ زندگیتونه! وظیفه تون مطمعن شدن از شرایط فکری بچه تونه!‌ رفیق شدن باهاش که وقتی شد ۱۴ سالش بتونه باهاتون ارتباط بگیره!‌ شما نمیتونید 15 سال کودکتونو نادیده بگیرید و بعد ازش بخواین حالا که بزرگ شده باهاتون وقت بگذرونه. رها کردن از لحاظ عاطفی و پشتیبانی البته!‌ الان توی ۲۳ سالگی موسیقی پخشه و من دارم جایزه ی اسکار بهترین فیلم سال هالییود رو میگیرم!‌ امیدوارم وقتی تواناییشو داشتم! دیر نشده باشه!‌</description>
                <category>behnam sangi</category>
                <author>behnam sangi</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jul 2019 01:02:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشکل تقریبا نامحسوس کامپیوتری!</title>
                <link>https://virgool.io/@behnamsangi/%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D8%AA%D9%82%D8%B1%DB%8C%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%88%D8%B3-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1%DB%8C-lcinnlnubmkk</link>
                <description> یه اتفاق خیلی جالبه دیجیتال افتاد برام!  مانیتورم رو با کابل displayport وصل کردم به کامپیوتر . بعد یک روز دیدم وقتی pc رو روشن میکنم سریع خاموش میشه و باز خودشو روشن میکنه و باز خاموش میشه و اینکارو ادامه میده تا دیگه حتی با زدن دکمه ی پاور هیچ اتفاقی نمیفته!  ترسیدم رم یا مادر بورد به مشکلی بر خورده باشه و شروع کردم به تست کردنشون!‌ تا تهش فهمیدم وقتی displayport رو قطع میکنم مشکلش برطرف میشه!‌ با کمی سرچ فهمیدم کابلی که من خریدم کابل مرغوبی نیست و متاسفانه پورت ۲۰ امش که نباید تو دو سر اتصال داشته باشه اتصال داره . و همین باعث میشه برق مانیتور رو بفرسته توی گرافیک و از گرافیک به مادر بورد و در انتها یه جورایی مادر بورد رو به اشتباه بندازه و باعث شه به محص روشن شدن خاموش بشه!‌ من برای رفع لحظه ای مشکل پین 20 ام کابل رو به نحوی کور کردم و مشکل برطرف شد و در اینده نزدیک یه کابل با کیفیت میگیرم . شمام تو خرید کابلاتون صرفجویی نکنین و کابلای با کیفیت بخرید چون مشکل ساز میشه بلاشک. </description>
                <category>behnam sangi</category>
                <author>behnam sangi</author>
                <pubDate>Thu, 07 Feb 2019 11:57:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی موس MSI GM70</title>
                <link>https://virgool.io/@behnamsangi/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B3-msi-gm70-yxk0bnqdi6q5</link>
                <description>طی چند روز گذشته دنبال خرید یه موس بودم، هم برای تجربه ی بهتر بازی هم سهولت کار کردن با کامپیوترم که بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم سعی کردم بیشتر به دلم تا منطقم گوش بدم و خب الانم اصلا پشیمون نیستم!این موس که یه محصول کاملا لوکس از شرکت MSI هست قیمت نسبتا بالایی نسبت به رقبا داره یه جورایی با خریدنش در هدف ارضای روحتون هم قدم برداشتید! چون با این قیمت از لحاظ فنی موس های تا ۱۵ درصد بهتر هم میشه خرید که البته اگه تو لیگ جهانی یا کشوری گیمینگ مشغول بازی کردن نیستین پس اصلا فرقی براتون نخواهد داشت و ترجیه میدین کارایی رو کنار زیبایی و کیفیت ساخت بی نظیر این موس داشته باشین. در ادامه ی مطلب بنده درباره ی دخالت موس در سرعت و کارایی کارهای شما این موس رو براتون بررسی میکنم:ساختار فیزیکی: موس ها ساختارای مختلفی دارن و خب مسلما بعضی بهتر و بعضی کمی سخت تر کنترل میشن. شما برای کلیک کردن روی موس به خصوص روی کلید چپی موس یا برای چپ دست ها کلید راستی موس مجبورید کمی انگشت اشاره تون رو خم کنید یا به اصطلاح قوس بدین تا بتونید فشار مورد نیاز روی کلید هر موسی رو ایجاد کنید، برای همین امر خیلی از تولید کننده های موس کلید اصلی موس رو که معمولا کلید چپی محسوب میشه کمی قوس دار تر میسازن تا موس به صورت طبیعی قوس مورد نیازبرای کلیک کردن را زیر انگشت شما ایجاد کنه که موس هایی با این نوع طراحی نسبت به موس هایی با طراحی MSI GM70 که نسبتا کلید های صاف تری داره راحت تر هستن! بله! این موس راحت ترین موس دنیا نیست! (هرچند از نظر شخصی بنده زیباترین هست)اما خبر خوب برای افرادی که چپ دست هایی هستن که به سنت مغزشون احترام گذاشتن و موس رو با دست چپ کنترل میکنن اینکه این موس دقیقا به همون دلیل صاف بودن و به اصطلاح قرینه بودن کاملا برای اونها هم قابل استفاده هست! که خب موس های با کلیک قوس دار اینطوری نیستن و احتمالا اذیت کنند ه باشن.این عکس رو برای تفاوت بین قوس دو موس Logitech G403  و MSI GM70 میذارم:
MSI GM70

logitech G403دقت:دقت لنز به کار رفته ی موس ۱۸۰۰۰ DPI هست که عدد خیلی خیلی زیادیه و فکر نمیکنم کسی با این مقدار DPI بتونه از موس استفاده کنه وقتی حرف از 18000 DPI یعنی نشانه گر موس شما تو کامپیوتر ۱۸۰۰۰ پیکسل بابت هر ۱ اینچ حرکت موس جابه جا میشه که این کنترل موس رو نزدیک به غیر ممکن میکنه!‌واقعا نمیتونم تصور کنم کسی بتونه با DPI بیشتر از 10000 بازی کنه هرچند ادما همیشه سوپرایزت میکنن...لنز استفاده شده در این موس  Avago PMW3360  هست که یک لنز رایج بین موس های بالا رده س هرچند موس های با قیمت حتی کمتر ازین موس لنز های کمی(فقط  کمی) جدیدتر از این مثل  PMW3366  استفاده میکنن ولی مطمعنا افراد اول لیگ های گیمینگ همه از به روز ترین موس ها استفاده نمیکنن! (قرار نیست موس ها جادو کنن!)یک نفرت سنتی بین گیمر ها و بی سیم بودن موس هست که اگر گیمر لیگ و در حد خیلی حرفه ای باشین ممکنه ترجیه بدید موس تون با سیم باشه، خبر خوب اینکه بنابر این قابلیت که اگر شارژ موس تموم بشه میتونین با کابل موس هم موس رو شارژ کنید هم در همون حین ازش استفاده کنید،میتونین تصمیم بگیرین که موس رو اصلا از کابل جدا نکنین که در اون صورت نگرانی ای درباره ی مشکل اتصال نخواهید داشت. هرچند من در استفاده چند روزه م ازین موس هیچ قطع و وصلی ای در حین استفاده ندیدم و حس نکردم بی سیم و یا باسیم بودن موس تو بازی Counter strike: Global Offensive  برای من فرقی داره.کلید های اضافی:از نظر من کلید های اضافی قابل برنامه ریزی توی موس های گیمینگ بهترین وجه خرید یک موس گیمینگه (همین یعنی شما برای استفاده ی اداری که مسئله ی مهم توش تعداد کلید های اضافی و راحتی و ماندگاری هست نیاز نیست یک کالای رده بالا بخرید و میتونید یه سری دستگاه ۲۰ الی ۵۰ دلاری رو خریداری کنید که از کلید های قابل برنامه ریزیشون استفاده کنید) هرچند باید دقت کنید کلید های اضافی قابل دسترس باشی و استفاده ازشون سخت نباشه! این موس دارای ۴ کلید اضافی هست به این معنا که صرف نظر از کلید های اصلی چپ و راست و کلید چرخشی اسکرول و کلید تنظیم DPi که پشت کلید چرخنده هست، ۴ کلید به صورت قرینه در دو طرف این موس وجود داره که صرف نظر از یه کم (تنها یه کم ) جایگیری نامناسبشون ، کاراییشون به شدت زیاده، از کم و زیاد کردن صدا بگیر تا ساخت میانبر های کیبوردی به صورت ضبط کردن و به اصطلاح ساخت Macro ها که به سادگی با استفاده از طریق نرم افزار قابل انجام هست. از میانبر های پیشنهادی ای دیگه ای که میتونم بدم:۱-باز و بسته کردن برنامه های توی taskbar۲-سوییچ بین دسکتاپ های مجازی در ویندوز ۱۰ ۳-برنامه ریزی های درون برنامه ای مانند برنامه های فوتوشاپ یا برنامه های ادیت ویدیو و یا ساخت موسیقی و ...۴- برنامه ریزی های درون بازی های متفاوت برای کنترل راحت تر.شارژ دهی:باید این رو بدونید که موس های گیمینگ بی سیم اغلب با باطری داخلی قابل شارژ تولید میشن و مثل موس های معمولی بی سیم از باطری های قلمی و نیم قلم استفاده نمیکنن.همچنین به دلیل قدرت بالای سنسورشون از لحاظ شارژ دهی اصلا در حد موس های معمولی با لنز های معمولی نیستن و طبیعتا بسیار زودتر از بقیه موس ها باطری خالی میکنن.این موس در صورت خاموش کردن چراغ های RGB از طریق نرم افزار با یکبار شارژ تا حدود ۳۰ ساعت کارکرد بهتون برای شارژ کردن دوباره ش زمان میده. که خب همونطور که گفتم با موس های معمولی که با یک باطری قلمی تا یک ی حتی دو-سه ماه استفاده ی مداوم بهتون شارژ میده قابل قیاس نیست!جمع بندی: وقتی بحث خرید موس برای کار طولانی مدت به میان میاد مطمئن باشید مهمترین و مهمترین ویژگی موس راحتی یک موس هست و این برای هر انسانی با دست های متفاوت، متفاوته و به نظر من این موس برای افراد با طول دست (نوک انگشت وسط تا شروع مچ دست )زیر ۱۹ سانتی متر بزرگه.من به شخصه با علم به این امر کمی از راحتیم و مقداری از پولم رو صرف خرید یک موس زیباتر کردم که حین استفاده حس کیفیت بینهایتی رو بهم القا میکنه.اما اگه از دسته افرادی نیستین که زیبایی اولین و یا حتی دومین اولویتتون درباره ی موس کامپیوترتون باشه موس های با قیمت پایینتر و راحتی بیشتری هم وجود داره. اینم در نظر بگیرین که موس های (بی سیم) گیمینگ و یا اداری پیشرفته انواع کمی دارن که تعدادیشون رو زیر براتون مینویسم:1- razer mamba2-MSI GM70 3-Asus ROG Spatha4-logitech G9005-logitech mx master (پیشنهادی برای میز مدیریتی)6:A4tech R80 mouseمدل های بیشتری هم وجود داره که پیدا کردنشون رو به عهده ی خودتون میذارم... </description>
                <category>behnam sangi</category>
                <author>behnam sangi</author>
                <pubDate>Wed, 23 Jan 2019 22:13:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماوس شما در همه چیز دخیل است!</title>
                <link>https://virgool.io/@behnamsangi/%D9%85%D8%A7%D9%88%D8%B3-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%AE%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-qnjocykuefvo</link>
                <description>این نوشته درباره ی راحتی در بیزینس شخصی است،نه بازی کامپیوتری!موس های گیمینگ! اسمشونو میذارن گیمینگ و یه جورایی تعداد کثیری از خریدار های بلقوه رو از دست میدن !‌چرا؟طی توضیحاتم کاملا موجه میشین!موضوع جالبی که اخیرا باهاش سر و کله زدم خرید یک موس مناسب برای کارهام بوده.طی چند روز کسب اطلاعات بالاخره یه موس مناسب برای خودم خریدم که هر چند بعد از خریدن و روشن شدن یه سری چیزا متوجه شدم موس های مناسب تر هم وجود داشت!اما موضوع اصلی ای که توجه من رو جلب کرد کارایی یک موس پیشرفته تر نسبت به موس های معمولی بود که شامل کلیک راست و چپ + چرخنده و در بعضی موارد دکمه تغییر DPI  میشن.حالا میخوام خیلی کوتاه براتون توضیح بدم چطور یک موس میتونه سرعت کار کردنتون رو ببره بالا مخصوصا اگه کارتون ساعت ها پشت میز نشستن و سر کله زدن با برنامه های مختلف از آفیس بگیر تا برنامه های آهنگ سازی یا ادیت ویدیو باشه.این هم بگم همه اینها زمانی کارایی خواهد داشت که به اندازه ی چند روز متوالی سعی کنید بهشون عادت کنید چون معمولا آدما در مقابل تغییر عادت هاشون یه مقدار جبهه میگیرن!این روزا متداول ترین سیستم عامل دنیا ینی ویندوز که آخرین ورژنش هم ویندوز ۱۰ هست شامل کلید های میانبر متعددی هستن که به نظر من متاسفانه اصلا کارایی ای که یک کلید میانبر باید داشته باشه رو نداره!برای مثال قابلیت دسکتاپ های مجازی هست که اتفاقا خیلی کاراست و میتونید از این لینک کاراییش رو بخونید .اما مشکل اصلی اینه که استفاده کردن ازش با روشی که خود ماکروسافت بهمون ارائه کرده اصلا کار سریعی نیست و حتی میانبر تحت کیبوردش هم یک میانبر ۳ کلیدی هست که این ینی مجبورید دستتون رو از روی موس بر دارید و ۳ کلید کیبورد شامل  کلید های ویندوز+کنترل+جهت راست یا چپ رو بگیرین تا بین دسکتاپ های مجازی سوییچ کنید!و این میانبر گاهی شمارو از حالت عادی سوییچ بین دستکتاپ ها بیشتر معطل میکنه! همه اینها یک طرف!  این واقعیت که شما با خرید یک موس که چند کلید اضافه در دو طرف موس بسته به رده ی موس و قیمت اونا میتونین تمام این سه کلید رو خلاصه کنید توی یک کلیک ساده ی موس رو در نظر بگیرید که بهتون این امکان رو میده تا با استفاده از تنها یک کلید موس بتونید یک میانبر ۳ کلیدی رو فعال کنید و با استفاده از ۲ کلید روی موس بتونید بین دسکتاپ ها سوییچ کنید. البته که باید اطمینان حاصل کنید موسی که میخرید برنامه مخصوص خودشو داشته باشه که البته وقتی کلید اضافی همراه موس میاد برنامه ش هم وجود داره! هرچند اینکه تا چه حد قابلیت میانبر سازی دارید رو شرکت تولید کننده تایین میکنه اما اکثرا اغلب موس های برند های logitech-msi-razer-corsair-steelsiries  از این قابلیت های میابنر سازی پشتیبانی میکنن!مسلما موس مورد نیاز شما کاملا به شغل و نرم افزاری که باهاش سر و کار دارین بستگی داره! شما برای استفاده ی موس  به DPI  دستگاه توجهی ندارید و بیشتر به تعداد کلید های اضافه و قابلیت های میانبر سازی تون توجه میکنید.لینک خرید موس های گیمنگ:https://www.digikala.com/search/?q=gaming%20mouse</description>
                <category>behnam sangi</category>
                <author>behnam sangi</author>
                <pubDate>Wed, 23 Jan 2019 00:45:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درک درست ازدواج</title>
                <link>https://virgool.io/@behnamsangi/%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-n8ubfaxn2rnb</link>
                <description>  خیلی کوتاه اما موثر! داشتم به فلسفه ی زندگی غربی ها فکر میکردم   این مسئله زمانی برام مطرح شد که یکی ازم پرسید به نظرت چرا دخترای غربی و یه سری از دخترای شرقی وقتی دوست پسرشون بهشون درخواست ازدواج میده انقدر خوشحال میشن؟ به فکر فرو رفتم. درباره ی فرهنگ ایرانی خیلی چیزا گفته میشه و خیلی وقتا میبینم تلویزیون داره تلاش میکنه این تنش های شدید ازدواج و طلاق رو توی ایران درست کنه اما میتونم بگم که به احتمال خیلی زیادی این مشکل حل نمیشه! حداقل با این شیوه ها! بیاین درباره ی فرهنگ ازدواج غرب فکر کنیم. بعد از سن ۱۸ ، بسته به نوع خانواده و شخصیت فرزند خانواده، نهایتا تا ۲۲ الی ۲۵ سالگی، فرزند خانواده خانواده رو ترک میکنه و برای خودش خونه اجاره میکنه که خیلی اوقات این اتفاق سر همون ۱۸ سالگی می افته به خصوص اگر فرزند بخواد برا تحصیل تو دانشگاه به شهری یا کشوری دیگه سفر کنه. خب پس نتیجه اینکه اون دختر یا پسر از یه سنی تو نوجوانی یا جوانی طعم هزینه کردن و پول در آوردن رو میچشه. در ادامه هر شخصی یک زوج برای خودش برمی گزینه، که بسته به اطمینانش نسبت به شخص مورد نظر، در نهایت غالبا هر فرد با زوجش بدون اینکه ازدواج کنن به یک خونه ی واحد نقل مکان میکنن.  اینجا اتفاقی که میفته اینه که هر دو طرف هزینه هایی رو داشتن میپرداختن برای خودشون که حالا خیلیاشون مشترکه پس بنا بر این برنامه ریزی مالی میکنن و با شراکت در زندگی بیشتر آشنا میشن، به این صورت که اگه یکی از اونا خونه ی شخصی خودش رو اجاره کرده باشه و خونه جا داشته باشه دیگری به اون نقل مکان میکنه و خب مسلما در حالت نرمال هزینه برای زوجین نصف نصف میشه!  تو قیاس با شیوه ی ازدواج ایرانی مطمئنا همه میتونن متوجه ی عقب موندگی فرهنگ ازدواج ایرانی بشن! خب خیلی کوتاهش میکنم الان میرسیم به قسمتی که آقا پسر یا حتی در مواقعی دختر خانوم بعد از مدتی از ۶ ماه تا ۱۲ سال! بالاخره به طرفش درخواست ازدواج میکنه که غالبا پسر ها ین کار رو میکنن!  و اینجاس که خیلی وقا میبیند دختر خانوم چشماش پر از اشک میشه و یه سریشون از هیجان جیغ میزنن و یه سریشون با کمی اغراق از حال میرن! با بررسیهای بالا فک کنم هرکسی بتونه حدس بزنه دلیل اون هیجان رو! چون درخواست ازدواج چیزیه که به این راحتیا به کسی اعطا نمیشه! چرا؟ مشخصه چون هر انسانی توی غرب قبل از ازدواج کلی تجربه ی زندگی و حتی تجربه ی شراکت در زندگی داره! و مطمئنا درباره ی چیزایی که از دست میده و در ازاش چیزایی که بدست میاره میدونه در نتیجه محتاط عمل میکنه، و خب هر دختری این رو میدونه چون خودش هم زندگی کرده و به اندازه ی خودش زحمت کشیده. خلاصه ش میشه یک دختر میدونه که یک پسر چقدر باید قبولش داشته باشه و چقدر باید بهش اطمینان  داشته باشه تا بهش درخواست ازدواج بده چون خودش هم سختیای زندگی رو چشیده در حد خودش. هر چند انسان پیچیده تر ازین حرفاس و این نوع از فرهنگ ازدواج هم جلوی دور شدن یا حتی جدا شدن زوجین از هم رو نمگیره اما حداقل افراد با دید بهتری از زندگی وارد زندگی همدیگه میشن. همه ی اینها رو بذارین جلوی این فرهنگ دیکته شده که یک پسر باید همون اول کاری بهای گزافی رو به صورت یک قسط عند المطالبه در قالب مهریه بپردازه که این کلا معنای زندگی مشترک و مسئولیت پذیری رو میبره زیر سوال! علاوه بر اون زندانی بودن دختر به دست پسر تحت قانون حق طلاقه که کلا قضیه ی انسانیت رو میبره زیر سوال! چه برسه به زندگی مشترک! علاوه بر اینها پسر و دختر فقط بنا به شواهد موجود و توصیه های افراد دیگه باید همدیگه رو اونم نهایتا تو ۶ ماه بشناسن و بعدش بنا بر فرهنگ دیکته شده بهتره که سریعا به اصطلاح خودشون عروسی بگیرن و برن خونه  خودشون!  نتیجه اینکه بعد از ۴ سال زندگی میفهمن کارشون اشتباه بوده چون تازه اون موقع در شرایطی هستن که دختر پسر های غربی بدون ازدواج و تعهد اما با شناخت طرف مقابلشون هستن. و خب بنا به فرهنگ دیکته شده خیلی زشته دیگه بخوان جدا شن:) و بنا به فرهنگ دیکته شده یه بچه میارن تا درست شه. :)  #letuslive </description>
                <category>behnam sangi</category>
                <author>behnam sangi</author>
                <pubDate>Sun, 13 Jan 2019 00:27:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر و گرایش ها</title>
                <link>https://virgool.io/@behnamsangi/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%88-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%87%D8%A7-pl5ksutjqw8c</link>
                <description>خانه طباطبایی ها. گرفته شده با دوربین nova 3e خودم.جمعه مورخ ۱۶ آذر ماه سال ۹۷ با یک تور عکاسی رفتیم کاشان، داستان عکاسی و لذت بردن از ساختار قدیمی و هنرمندانه ی معماری های گذشتگان همیشه جذابه. چیزی که توی تور خیلی مشخص بود، تفاوت های دیدگاه ادما نسبت به عکاسی بود. زاویه بندی و اصولی عکس انداختن! چیزی بود که اکثر آدمای دورمون بهش توجه داشتن، در کنار هم یک استادی بود که بیشتر به مضمون و منظور عکاسی بها میداد.هرچند،سر سپرده بودن و به هر قیمتی مضمون منظور دار در آوردن از یک واقعه ی زیبا خیلی جالب نیست! بگذریم... .تو این خونه های قدیمی چیزی که منو درگیر کرد، داستان ها بود. داستان های این عمارت، رویا بافی درباره ی کودکی که تو بچگی سر ظهر میخواد بره تو حیاط بازی کنه و مامانش نمیذاره بنابراین میره قهر میکنه و سرشو میذاره روی در اتاقش و بعد یهو میبینه دنیا از پشت این شیشه های حیاط چه قشنگه! و از اون به بعد هر وقت دلش میگره میره از پشت شیشه های رنگی اتاقش حیاطتو نگاه میکنه و برای خودش داستان میسازه.حالا بعد از سالها اون کودک بزرگ شده و به دختری بالغ تبدیل شده،این بار به جرم عاشق شدن توی اتاقش زندانی میشه و باز کل سرگرمیش میشه از پشت شیشه های رنگی بیرون رو نگاه کردن. تنها فیلتر دخترک برای جداکردن غصه هاش از ذهنش میشه شیشه های رنگی اتاقش و رویاپردازی های مختلف درباره ی اتفاق هایی که دوست داشت بیفته و  و آزادی هایی که باید می داشت! از اینها که بگذریم، مطلب اصلی درباره اون روز اینه که در حیرتم از انسان هایی که تفاوت های کاملا مشخص بین خودشون رو نمیبینن و پافشاری میکنن روی درست تر بودن عقاید و روش  های خودشون.نه تو عکاسی بلکه از ورزش رزمی بگیر تا اقتصاد تا تمام حیطه های دیگه ی هنری و غیر هنری ورزشی و غیر ورزشی و غیره...؛ این قضیه ی &quot;شیوه ی من بهتره&quot; وجود داره. در صورتی که تو دنیایی زندگی میکنیم که به ازای ۷ میلیارد انسان ۷ میلیارد جهت دید وجود داره. من میتونم بگم مضمون گرایی تو عکاسی مهمتره اما کیه که از یک عکس واید پانوراما از یک سازه ی تاریخی بدش بیاد؟گاهی از اینهمه  انتقاد های تیز و بی اساسی که بر هر گرایش وارده خندم میگیره!</description>
                <category>behnam sangi</category>
                <author>behnam sangi</author>
                <pubDate>Sat, 15 Dec 2018 11:32:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدرت عادت!</title>
                <link>https://virgool.io/@behnamsangi/behnamsangigmailcom-xlprmetduvms</link>
                <description>داستان از این قراره که بعد از گذشتن ۴ ماه از خرید خودرو و رانندگی تو خیابون های تهران متوجه یک سری الگوی رفتاری جالب بین راننده ها شدم.که البته ترکیب این الگو ها با فرهنگ ضعیف اجتماعی و فردی تو جامعه کاملا ترکیب همگنی هست!ما،انسان ها،ایرانی  و غیر ایرانی از هر فرهنگی لحظات زیادی از زندگیمون رو حتی از نقطه نظر خودمون حروم میکنیم اما چیزی که در جامعه ی ایران به صورت الگوی رفتاری در اومده بی تابی و ناشکیبایی هست!برای مثال رفتاری که تقریبا اگه سر هر یک از چهارراه های اصلی تهران باشید زیاد میبینید بوق زدن بلافاصله بعد از سبز شدن چراغه! فکر کنید، در اصل ثانیه های ناچیزی طول میکشه تا نهایتا یک فرد با بوق یا بدون بوق  زدن افراد پشت سرش از حالت سکون در بیاد و شروع به رانندگی کنه.اما بارها میبینید که کاملا بدون هیچ دلیلی فقط با سبز شدن چراغ حداقل یک یا ۲ ماشین بوق میزنن.یا نمونه ی دیگه اینکه مطمئنا رفتار راننده ها رو زمانی که چراغ سبز در لحطه های آخر سبز موندنه دیدین! سرعت رو به شدت بالا میبرن . سعی میکنن قبل از صفر شدن شمارش معکوس از چهار راه رد بشن که این خودش بارها حادثه آفریده. به کرات این رفتار های ناشکیبایانه رو در رانندگی مردم ایران یا حداقل تهران میبینید که ناشی از عدم آموزش کلی درباره ی استفاده از زمانه! چه بسا خیلی از همون ادمهایی که سر چهار را ها بعد از سبز شدن چراغ بوق میزنن و چه اونهایی که برای رد شدن از چراغ قرمز که در طولانی ترین حالت ممکن ۳ دقیقه! تنها ۳ دقیقه از وقت 1440 دقیقه ایشون در روز رو میگیره سرعتشونو زیاد میکنن، همونهایی هستند که بعد از اتمام کار و برگشت به خونه بدون اعتنا به افراد خانواده یا روح و نیاز های روحی خودشون سیکل (روح کشه) جلوی تلویزیون نشستن رو تکرار میکنن و صدها دقیقه رو از بین میبرن! </description>
                <category>behnam sangi</category>
                <author>behnam sangi</author>
                <pubDate>Mon, 19 Nov 2018 00:32:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازی های نامرئی.</title>
                <link>https://virgool.io/@behnamsangi/behhnamsangigmailcom-ld2fgoqugl2k</link>
                <description>huawei mate proاین یک نظریه شخصیه و ادعایی بر صحت نیست! حتما سوال براتون  پیش میاد که عنوان چه ربطی به عکس داره! داستان از این قراره که دوستی این گوشی رو برام اورد که ببینم‌،‌گوشی به حدی سریع بود که هر گوشی قدیمی ای از هواوی داشتین به چشمتون مزخرف میومد! اما به فکر فرو رفتم. گوشی هایی که بعد از ۲۰۱۶ تولید شدن یه جورایی همه از لحاظ قدرت پردازش در حدی هستن که بتونن این سرعت که من روی این گوشی دیدم ارائه بدن! پس مشکل کجاست؟ بعد به گذشته فکر کردم، من حدودا برای ۳ سال و نیم از آیفون ۵اس استفاده کرده بودم و بعد یک سال پیش یک ایفون ۷ خریدم چیزی که همون اول  تو ذوقم زد این بود که تفاوت سرعت توی این دو گوشی تفاوت چندانی نداشت! مشکل این نبود که ایفون ۷ کند بود. مشکل این بود که ایفون ۵اس سریع بود! بله! تقریبا اکثر تولید کننده های تلفن همراه با اینکه میتونن اما نمیخوان گوشی های میان رده شون سرعتی برابر سرعت پرچمدارانشون داشته باشن. چون با توجه به قدرت پردازشی cpu ها و رم ها و سرعت کارت های حافظه ی روی دستگاه ها میشه گفت تقریبا تمام گوشی های بالای ۳۵۰ دلاری که از سال ۲۰۱۶ تا الان تولید شدن نباید تو پردازش انیمیشن های باز شدن و بسته شدن اپ ها مشکلی داشته باشن و صرفا یه جورایی تمام قضیه بر میگرده به بهینه سازی نرم افزاری! و خب این دست خود شرکته! البته که کندتر کردن نرم افزاری گوشی های قدیمی تر توسط اپل هم قابل تامله.شرکت ها به مردم دلایلی میدن تا بین گوشی های پرچمدار و میان رده فرق بذارن شاید بعضی هاش سخت افزاریه و برای صرف جویی در هزینه و پایین تموم شدن قیمت گوشی هاست اما کندتر بودن یک جورایی غرض و سیاسته.</description>
                <category>behnam sangi</category>
                <author>behnam sangi</author>
                <pubDate>Mon, 19 Nov 2018 00:12:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معنی خاص بودن.</title>
                <link>https://virgool.io/@behnamsangi/behnamsangigmailcom-aftsltbjmfq7</link>
                <description>یادمه از سن ۷ سالگی که فهمیدم من وجود دارم و روی کره زمین هستمو ... ، به این فکر میکردم که چطور مثلا ادما، مثل داییم، مثل پسرخاله م، که حدودا ۷ و ۱۱ سال ازم بزرگ تر بودن میتونن انقدر توی صحبت کردن خلاق باشن، شوخی هاشون رو انقدر بامزه بیان کنن که من از دل درد خنده هام نتونم رو پاهام بایستم، یه مدت گذشت سعی میکردم همینطوری خلاق باشم اما ذهنم قد نمیداد، اذیت میشدم، یه جورایی یه چیزی درونم میخواست از جلد پسرک ۷-۸ ساله ی ساده ای که بودم بزنه بیرون، گذشت و گذشت و سنم بالاتر رفت و... علایق مختلفم سال به سال تغییر کرد. سنم رسید به ۱۷، حالا میتونستم شوخی کنم و بخندونم، ولی این ادمایی که جمله های قصار و یا دو پهلو میزدن برام خیلی جذاب بودن، اینا که تو توییتر یه چی میگن، منم نمیفهمم و مجبورم وقتی رفیقم بهم نشونشون میده بذارم فکر کنه که من فهمیدم اون جملاتو! میگفتم چطوری میشه اینجوری ذهن پیچیده بشه و پیچیدگی ها رو درک کنه، چه خاصن این ادما، تا اینکه چند ماه پیش که ۲۲ سالم شد یاد این قضایا افتادمو و خودمو فردی دیدم که تمام خصوصیاتی که تو زندگیم دوست داشتم و میخواستم رو داشتم،اما بازم احساس خاص بودن نمیکردم، حقیقت اینه که اصلا خاص بودن های ادمها واقعی نیست، یکی در نظر یکی خاصه چون ویژگی ای داره که از نظرش خاصه،ادم، خودش، احساس خاص بودن نمیکنه، ولی ممکنه افرادی خاص بدوننش، خاص بودن حقیقت نداره، ما تفاوت هامون رو میبینیم، و اگر از پایین به تفاوت های یکی دیگه نگاه کنیم خاص میبینیمشون، اینجا یاد اون قسمت از فیلم forest gump افتادم، که بی دلیل برای ۳ سال شروع کرد به دویدن، و مردم چه لیبل ها و دلایل و خاص بودنهایی رو به این قضیه نسبت ندادن!</description>
                <category>behnam sangi</category>
                <author>behnam sangi</author>
                <pubDate>Sun, 18 Nov 2018 14:57:02 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>