<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های bemanibidgoli</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@bemani</link>
        <description>دلنوشته های بمانی بیدگلی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 16:06:42</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/28099/avatar/kX9nNL.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>bemanibidgoli</title>
            <link>https://virgool.io/@bemani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دانستم</title>
                <link>https://virgool.io/@bemani/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%85-igp83dssjn4b</link>
                <description>ابتدا چنین پنداشتم که سخت ترین حقیقت زندگی، باور شرنگ حقیقت &quot;هرگز&quot; استاما دانستم  بعد از تمام رسيدن‌ها یک قدم دیگه باقیست و اون ترک کردن و دل بریدنه پس چنین زندگی را تعریف کردم:&quot;فرصتی بین بودن و نبودن&quot;اما یک چیز قطعی بود؛ رفتن نردبان خلق این ما و منیستعاقبت زین نردبان افتادنیستهر که بالاتر رود ابله‌ترستکه استخوان او بتر خواهد شکست</description>
                <category>bemanibidgoli</category>
                <author>bemanibidgoli</author>
                <pubDate>Tue, 19 Mar 2019 19:21:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تو بمان</title>
                <link>https://virgool.io/@bemani/%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D9%85%D8%A7%D9%86-hrrsmlgmh12u</link>
                <description> با من بی کس تنها شده، یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه خدا را تو بمانمن بی برگ خزان دیده دگر رفتنی امتو همه بار و بری، تازه بهارا تو بمانداغ و درد است همه نقش و نگار دل منبنگر این نقش بخون شسته نگارا تو بمانزین بیابان گذری نیست سواران را لیکدل ما خوش به فریبی است، غبارا تو بمانهر دم از حلقه عشاق، پریشانی رفتبسر زلف بتان! سلسله دارا تو بمانشهریارا، تو بمان بر سر این خیل یتیمپدرا، یارا، اندوه گسارا تو بمانسایه، در پای تو، چون موج، دمی زار گریستکه سر سبز تو باد کنارا تو بمانهوشنگ ابتهاج</description>
                <category>bemanibidgoli</category>
                <author>bemanibidgoli</author>
                <pubDate>Thu, 28 Feb 2019 17:32:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تشییع پیکر شهید میثم عبدلله زاده</title>
                <link>https://virgool.io/@bemani/%D8%AA%D8%B4%DB%8C%DB%8C%D8%B9-%D9%BE%DB%8C%DA%A9%D8%B1-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%AB%D9%85-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-occxfkbmiutb</link>
                <description> زبرگ لاله، گذرگاه شهر گلپوش استزچشمه سار خيابان، شهيد در جوش استبه ذهن باغ، كدامين نسيم پيچيده ستكزان نسيم، شميم بهار، مدهوش است؟رسيده زايري از كربلاي خون، زين روستبه وصل او دل بي تاب شهر آغوش استكسوف شرم، نشسته ست بر رخ خورشيدچو ديده كوچه ي ما، آفتاب بردوش استدر اين رحيل به چاووش، احتياجي نيستكه كوچ قافله ها را شهيد، چاووش استسياه روزي دشمن ز هر طرف پيداستدر اين ميانه اگر مادري سيه پوش استشهيد، مژده ي لبخند شمعداني هاستبه شمعدان زمان كي شهيد خاموش است؟ بیست روز گذشته است. هنوز باورمان نمی شود، فرمانده مان شهید شد؟خوشا به سعادتش...تشییع پیکر شهید میثم عبدلله زاده آرانی</description>
                <category>bemanibidgoli</category>
                <author>bemanibidgoli</author>
                <pubDate>Thu, 28 Feb 2019 12:16:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به یاد شهدای بهمن ماه جاده خاش-زاهدان و شهید میثم عبدالله زاده</title>
                <link>https://virgool.io/@bemani/%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B4-%D8%B2%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%AB%D9%85-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-r2j9mskkjtjz</link>
                <description> گلبانگ شهادت اینبار در شهرستان آران و بیدگل با نوای جاودانه میثم عبدالله زاده به صدا درآمد. او را از تابستان 90، زمانی که در گردان 117 امام حسین(ع) برای دوره تکمیلی ثبت نام کردم می شناختم. و بعد از آن هم در جلسات و هیات ها سلام و احوالپرسی ما ادامه داشت. در طول این آشنایی هفت هشت ساله همواره او را فردی خوش خلق، با صفا و بی ریا می دیدم. فردی که در کار خود جدی و در عین حال متواضع و فروتن بود. وقتی خبر شهادتش را شنیدم، هرچه در ذهن خود خاطرات گردان را مرور کردم کسی را شایسته­تر و لایق­تر از او برای مقام شهادت ندیدم. دوستان و همکاران او هم حتماً چنین اعتقادی دارند، که خدا برای گردان 117 یک سهمیه شهادت آورده بود و آنهم به آنکه شایسته اش بود رسید.من به عنوان یک دهه شصتی اکنون به چشم خود می بینم که راویان جبهه ها درست گفته اند که &quot;شهادت بی استحقاق نصیب شهدا نشد&quot;. شهدای همشهری من که آنها را می شناختم و در چند سال گذشته به شهادت رسیدند؛ شهید محرابی، شهید زاهدی و شهید عبدالله زاده بهترین های شهر ما بودند و شایستگی رسیدن به فیض عظمای شهادت را داشتند.شهید میثم عبدالله زاده آرانی</description>
                <category>bemanibidgoli</category>
                <author>bemanibidgoli</author>
                <pubDate>Thu, 14 Feb 2019 18:08:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دل بیقرار</title>
                <link>https://virgool.io/@bemani/%D8%AF%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-gljjjihfld6j</link>
                <description>هنگامی که زبان قاصر می شود، نوبت قلم استآنگاه موسیقیسپس اشکو در آخر نگاه!&quot;شهری متحدثان حسنت/ الا متحیران خاموش&quot;اما گاهی نگاه، مرهم دل بیقرار نیست؛و نوبت قدم زدن است&quot;مجنون عبث به دامن صحرا نمی رود&quot;!!</description>
                <category>bemanibidgoli</category>
                <author>bemanibidgoli</author>
                <pubDate>Fri, 01 Feb 2019 17:39:17 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>